آموزش حسابداری حقوق و دستمزد(مقدماتی)

فیلم آموزش‌حسابداری‌حقوق‌و‌دستمزد با اکسل(مقدماتی)  به زبان ساده و ...

فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست مالیات بر‌حقوق با نرم افزار و سامانه آنلاین

فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست مالیات بر‌حقوق با نرم افزار(با نسخه جدید نرم افزار ...

فیلم آموزش‌ حسابداری‌ حقوق‌ و‌ دستمزد با اکسل و نرم‌افزار‌ حسابداری(پیشرفته)

فیلم آموزش‌حسابداری‌حقوق‌و‌دستمزد با اکسل و نرم ...

نرم‌افزار تبدیل‌شماره‌موبایل‌به‌VCF کاناز

نرم افزار‌تبدیل‌اکسل‌به‌VCF کاناز (تبدیل اکسل‌به‌VCF) (نسخه 14) ...

فیلم آموزش ارسال معاملات فصلی مالیاتی با نرم افزار و سامانه آنلاین

فیلم آموزش تهیه و  ارسال‌معاملات فصلی مالیاتی با نرم افزار و سامانه آنلاین(نسخه ...

افزونه‌تبدیل‌تاریخ کاناز برای اکسل

  افزونه(Add-In) تبدیل تاریخ کاناز برای اکسل یکی دیگر از سری نرم افزارهای کاربردی سایت ...

دانلود نرم افزار متااستاک 11

   دانلود نرم افزار متااستاک 11( نرم افزار تحلیل تکنیکال بورس)  به همراه فیلم ...

نرم افزار حقوق و دستمزد کاناز

نرم افزار حقوق و دستمزد کاناز نسخه 12.8 (نسخه آنتوریوم)   به روزرسانی در تاریخ ...

فیلم آموزش‌تهیه و ارسال‌لیست‌بیمه با نرم افزار و سامانه آنلاین

 فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست‌بیمه با نرم‌افزار و سامانه آنلاین(کاملا کاربردی و ...

نرم افزار ارسال ایمیل انبوه(تبلیغاتی) کاناز

نرم افزار ارسال ایمیل انبوه(تبلیغاتی) کاناز (نسخه 3) به همراه فیلم آموزش نرم افزار به روز ...

نرم افزار ارسال مطلب اتوماتیک به کانال تلگرام(کاناز)

نرم افزار ارسال مطلب اتوماتیک و براساس زمانبندی به کانال تلگرام(کاناز)- نسخه 3 به همراه ...

نرم افزار حذف و اصلاح نیم فاصله از فایل ورد(WORD) کاناز

  نرم افزار حذف و اصلاح نیم فاصله از فایل ورد(WORD) نسخه 3  همراه با فیلم آموزش ...

نرم افزار استخراج ایمیل و موبایل ژالان(نسخه 2)

نرم افزار استخراج ایمیل و موبایل ژالان(نسخه 2)   به روز رسانی در تاریخ: 1395/09/05   ...

دیکشنری 20 هزار واژه‌ای حسابداری

دیکشنری آنلاین حسابداری و حسابرسی

آمار کاربران سایت

دیکشنری هوشمند تخصصی آنلاین حسابداری، حسابرسی، بورس و اقتصاد کاناز

لغت :
نوع ترجمه:

ترجمه انگلیسی به فارسی لغت: s


نتایـــج جستجــــو:

abridged statement : صورتحساب مختصر
absconding debtor : بدهکار فراری (برای فرار از دین)
absive tax shelter : سپر مالیاتی نامشروع، طفره رفتن از پرداخت مالیات
absolute from liability : برائت ذمه شدن
absolute bill of sale : انتقال مالکین کالا، به صورت مطلق
absolute certification : گواهی مطلق
absolute difference : تفاوت مطلق
absolute efficiency : کارآیی مطلق
absolute error : خطای مطلق
absolute insolvency : توقف کامل
absolute liability : بدهی مطلق
absolute priority : تقدم مطلق (طلبکار یا صاحب سهم در وصول طلب)
absolute priority rule : قاعده اولویت منطق
absolute risk aversion : ریسک گریزی مطلق
absolute value : قدر مطلق، ارزش مطلق
absolve from an obligation : از تعهدی بری الذمه شدن
absorb : جذب کردن (به معنی اعم کلمه)
absorbed cost : هزینه جذاب شده
absorbed lost units : زیان غیر عادی آحاد محصول
absorbed overhead, applied overhead : سربار جذب شده
absorbtion of cost (expense) : جذب هزینه
absorption account : حساب جذبی یا حذف شونده
absorption cost system : سیستم هزینه یابی جذبی
absorption costing : هزینه یابی جذبی (هزینه یابی کامل)
absorption rate (overhead absorption rate; recovery rate) : درصد جذب سربار، نرخ جذب سربار
absorption-costing (full-costing) income : سود هزینه یابی جذبی (هزینه یابی کامل)
abstract : خلاصه حساب، چکیده، خلاصه مقاله
abstract a voucher (to) : سندی (روزنامه ای) را خلاصه کردن
abstract of account : خلاصه حساب
abstract of title, title deed : سند مالکیت، استعلام ثبتی
abstract of transactions : خلاصه معاملات
abstracted voucher : سند روزنامه خلاصه
abusive tax shelter : سپری برای فرار از مالیات
academy of accounting historians : آکادمی (فرهنگستان) مورخین حسابداری
accelerated cost recovery system(ACRS) : سیستم بازیافت سریع هزینه (یا بهای تمام شده)
acceptable audit risk (AAR) : ریسک قابل پذیرش حسابرسی
acceptable level of beta risk : سطح قابل پذیرش خطر بتا
acceptable risk of assessing control risk too low (ARACR) : ریسک قابل پذیرش، برآورد ریسک کنترل در سطح بسیار پایین
acceptable risk of incorrect acceptance (ARIA) : ریسک پذیرش نادرست
acceptable risk of incorrect rejection (ARIR) : ریسک رد نادرست
acceptable wastages : ضایعات قابل قبول
acceptance commission : کارمزد پذیرش
acceptance sampling : نمونه گیری قابل قبول، نمونه گیری تخمینی
acceptance supra protest (acceptance for honour) : قبولی یا پرداخت برات پس از نکول (واخواهی)
accepted accounting practices : روش های اجرایی پذیرفته شده حسابداری
access time : زمان دسترسی به اسناد
accessing controls : کنترل های دسترسی
accessions tax : مالیات بر اقلام اهدایی
accident insurance : بیمه حادثه، بیمه تصادف
accommodation bill (note, paper) accommodation draft, windbills, kite : پشت نویسی، ضمانت، برات سازشی / دوستانه
accommodation endorsement : تضمین سند، ظهرنویسی دوستانه
accommodation purchase : خرید کالا برای دیگری
accompany statements : صورت های مالی همراه
accomplishment : اتمام، انجام، کارکرد و دستاورد
accord and satisfaction : تامین رضایت طبق قرارداد
account analysis expense : تجزیه و تحلیل حساب های هزینه
account categories : سرفصل حساب ها
account detail(s), breakdown : ریز حساب
account form balance sheet : ترازنامه به شکل حساب
account of expenses : حساب مخارج
account of goods purchased : حساب کالای خریداری شده
account of goods sold : حساب کالای فروخته شده
account settling, account stated : مفاصا حساب
account statement : صورت حساب
account summary : خلاصه حساب
account′s code : کد حساب، شماره حساب
account′s report : گزارش حسابداری
accountability section (unit) : واحد ذی حسابی
accountable events (condition) : شرایط معامله
accountable person : کسی که مسئولیت پاسخگویی بر عهده دارد
accountable, accountable, person : ذی حساب (جواب ده حساب)، پاسخگو، مسئول حساب
accountancy bodies : نهادهای حسابداری
accountant powers : اختیارا ت حسابدار
accountant responsibilities : مسئولیت های حسابدار
accountant′s fee : حق الزحمه حسابدار
accountant′s license (certificate) : پروانه حسابداری، گواهینامه حسابداری
accountants group (team) : گروه حسابداری
accountants′ duties : وظایف حسابداران
accountants′ index : کتابنامه حسابداران
accountants′ report : گزارش حسابداران
accountants′ society : جامعه حسابداران
accounting and auditing enforcement releases : اطلاعیه هایی در اجرای ظوابط حسابداری و حسابرسی
accounting and review services (ARS) : خدمات بررسی و حسابداری
accounting as an ideology : حسابداری به عنوان یک مکتب(ایدئولوژی)
accounting aspects : جنبه های حسابداری
accounting assessor : ارزیاب حسابداری
accounting assumption : مفروضات حسابداری
accounting bases : مبانی حسابداری
accounting construction : ترکیب(ساختار)حساب ها
accounting conventions : توافق های حسابداری،میثاق های حسابداری
accounting curved transaction : جریان نموداری عملیات حسابداری
accounting cusshion : هموارسازی سود
accounting earnings : سود(عایدات)حسابداری
accounting entity assumption : فرض شخصیت حسابداری
accounting estimatation or assessment accounting : برآورد حسابداری
accounting exposure = translation exposure : ریسک ناشی از تبدیل دارایی ها و بدهی های یک ترازنامه به ارز خارجی
accounting expression : عبارت حسابداری
accounting figures : ارقام حسابداری
accounting files : پرونده حسابداری
accounting for lease : حسابداری اجاره
accounting for leased assets : حسابداری دارایی های استیجاری
accounting for pension plans : حسابداری طرح های بازنشستگی
accounting for public interest (API) : حسابداری برای تامین منافع عموم
accounting for replacement investments : حسابداری سرمایه گذاریهای جایگزینی
accounting general principles : اصول کل حسابداری
accounting gimmicks or tricks : ترفندها یا حیله های حسابداری
accounting guidelines : رهنمودهای حسابداری
accounting information system (AIS) : سیستم اطلاعاتی حسابداری
accounting management principles : اصول مدیریت حسابداری
accounting measurements, accounting standards : معیارهای حسابداری،اندازه گیری حسابداری
accounting methods : شیوه های حسابداری، روش های حسابداری
accounting postulate principle : اصل موضوع حسابداری
accounting postulates : مفروضات حسابداری،اصول مسلم حسابداری
accounting principles : اصول حسابداری
accounting principles board (APB) : هیئت اصول حسابداری بریتانیا
accounting principles; fundamental accounting concepts : اصول حسابداری،مفاهیم حسابداری
accounting process (or cycle) : فرآیند (یا چرخه)حسابداری
accounting ratios : نسبتهای حسابداری
accounting ratios analysis : تجزیه و تحلیل نسبتهای حسابداری
accounting records : سوابق حسابداری،اسناد و مدارک حسابداری
accounting regulations : قواعد حسابداری
accounting reports : گزارشهای حسابداری
accounting research bulletins (ARB) : بولتن های پژوهشی حسابداری،بولتن های تحقیقات حسابداری
accounting series releases : سلسله نشریه های حسابداری
accounting services : خدمات حسابداری
accounting standard : استاندارد حسابداری
accounting standards board (ASB) : هیئت استانداردهای حسابداری بریتانیا
accounting standards commitee (ASC) : کمیته ی استانداردهای حسابداری
accounting standards executive committee : کمیته ی اجرایی استانداردهای حسابداری
accounting standards steering commitee (ASSC) : کمیته ی راهبری استانداردهای حسابداری
accounting structure : ساختار حسابداری
AA rated bonds : اوراق قرضه معتبر
ABC analysis : تجزیه و تحلیل هزینه یابی بر مبنای فعالیت
ABC inventory classification : طبقه بندی موجودی ها بر حسب ارزش نسبی آنها
AICP A professional standards : استانداردهای حرفه ای انجمن حسابداران رسمی آمریکا
APB opinions : نظریه های هیات اصول حسابداری بریتانیا
a statement of basic accounting theory (ASOBAT) : تئوری بنیادی حسابداری
abacus : چرتکه
abandon operations : تعطیل کردن عملیات
abandoned goods : کالای متروکه
abandonment of operations : تعطیل یا توقف عملیات
abatement cost : هزینه جدید
ability to service debt : قدرت پرداخت (اصل و فرع) بدهی
abnormal costs, unusual charges : هزینه های غیر عادی یا غیر مترقبه
abnormal earnings : سودهای غیر عادی، سود غیر متعارف
abnormal idle times : اوقات بیکاری غیر عادی
abnormal loss : ضایعات غیر عادی
abnormal lost units : زیان غیر عادی آحاد محصول
abnormal process loss : ضرر غیر عادی مرحله تولید (مراحل تولید)
abnormal shrinkage, shortage : افت، آبرفتگی غیرمتعارف، افت غیرمتعارف
abnormal spoilage : فساد و معیوب شدن غیر عادی محصول
abnormal, unusual : غیر عادی
abolition of use of the ledgers : لغو استفاده از دفاتر
aboriginal cost : هزینه اولیه، بهای اولیه
above par value shares : سهام با ارزش بالای قیمت اسمی
above-average risk : ریسک بالاتر از متوسط
abridged balance sheet, abbreviated balance sheet : ترازنامه مختصر
bond sinking fund : سپرده وجوه برای بازپرداخت اوراق قرضه
bond swap : معاوضه اوراق قرضه
bond-outstanding method : مستهلک کردن کسر اوراق قرضه
bond-refunding decision : تصمیم جایگزینی اوراق قرضه
bonded goods : کالاهای گرو گزارده شده در انبار گمرک
bonded warehouse : انبار تضمینی، انبار کالای گروگزاده شده
bonds authorized -unissued : اوراق قرضه مجاز
bonds conversion : تبدیل اوراق قرضه
bonds discount : تخفیف (کسر) اوراق قرضه
bonds dissent amortization : استهلاک کسر اوراق قرضه
bonds payable : اوراق قرضه پرداختنی
bonds payable premium : صرف اوراق قرضه پرداختنی
bonds premium : صرف (مازاد) اوراق قرضه
bonds premium amortization, premium amortization on bonds : استهلاک صرف اوراق قرضه
bonds redemption : بازخرید اوراق قرضه در سررسید
bonds with warrants : اوراق قرضه با نرخ بهره ثابت
bonds, debenture, bearer, securities bond debentures, debenture stock, debt bond : اوراق قرضه
bonus dividend : سود سهمی، سود جایزه
bonus pIan : طرح پاداش (تشویقی)
bonus pool : کل پاداش
bonus premium : پاداش
bonus share issue : صدور سهام جایزه
bonus shares : سهام جایزه
bonus-penalty contract : قرارداد پاداشی جریمه ای (پیمانکاری)
book (cost - value), carryover : ارزش دفتری
book accounts : حساب های دفتری
book errors : اشتباهات دفتری
book loss : زبان دفتری
committee on accounting procedures (CAP) : کمیته رویه های حسابداری
commodities exchange : بورس کالا
commodity cost : هزینه کالا مصرفی
common (share-stocks), ordinery shares : سهم عادی، عمومی، مشترک
common costs : هزینه های مشترک
common customs tariff : تعرفه مشترک گمرکی
common goods : کالای مورد نیاز عموم
common pension fund of banks : صندوق بازنشستگی مشترک بانک ها
common sense : عقل سلیم، درک عمومی
common sharehokler : صاحب سهم عادی
common stock (share) : سهام عادی
common stock fund : صندوق مشترک سرمایه گذاری
common stock subscribed : سهام عادی پذیره نویسی شده
common stock valuation : تعیین ارزش سهام عادی
common -size balance sheet : ترازنامه همگن شده، ترازنامه هم مقیاس
communicating results : گزارش نتایج
community of interest, fusion : اشتراک منافع
companies acts : قانون شرکت ها
companies house (companies registration office) : اداره ثبت شرکت ها
companies of equal size : شرکتهای هم ردیف
companies′ combination : ترکیب شرکتها
statutory company : شرکتی که طبق یک مصوبه خاص مجلس تاسیس شود
critical review of balance sheet : بررسی انتقادی ترازنامه
critical success factors : عوامل اصلی (حیاتی) موفقیت
critical-perspective research : تحقیقات انتقادی
crop insurance : بیمه محصولات کشاورزی
cross check (control) : آزمون محاسبات، کنترل متقابل
cross checking : رسیدگی چند جانبه
cross elasticity of demand : کشش تقاضا
cross examination : بازپرسش
cross foot : جمع افقی، امتحان جمع
cross footing, cross check : جمع کردن افقی، عمودی (جهت بالا بردن حجم ساختگی)
cross of market : دامنه بازار، گستردگی بازار
cross out : حذف کردن (مسدود کردن)
cross rate : نرخ ارز
cross reference : عطف متقابل، شماره عطف
cross reference between journal and ledger : شماره عطف دفاتر روزنامه و کل
cross sale : فروش متقابل (در بازار بورس)
cross section data : اطلاعات موارد مشاهده شده
cross-defauh clause : بند مربوط به روز شدن کل بدهی
cross-referencing : عطف گذاری متقابل
cross-sectional analysis : مقایسه نسبت های دو شرکت، تجزیه و تحلیل مقطعی
crosscast : جمع کردن افقی ارقام
crossed cheque, dishonoured cheque : جک مسدود، چک بی محل
crossfooting test : کنترل جمع ردیف و ستون محاسبات (که به وسیله حسابرس انجام می شود).
crosswalk table : جدول تخصیص
crucial financial decision : تصمیم وخیم مالی
cum interest : با بهره (با بهره جاری)
cum rights : اوراق بهادار با امتیازات انباشته
cumalative security : اوراق بهادار با امتیاز انباشته
cumulative binomial distribution : توزیع دو جمله ای انباشته
cumulative bonus share : سودی سهمی انباشته
cumulative cash required : وجوه نقد انباشته مورد نیاز
cumulative dividend shares : سود سهمی (جایزه) انباشته
cumulative dividends : سود سهمی (انباشته)
cumulative effect of change in accounting principles : اثر انباشته تغییر در اصول حسابداری
cumulative effect(s) : اثرات (آثار) انباشته
cumulative interest : بهره انباشته
cumulative loss, deficit, accumulated deficit : زیان انباشته
cumulative preferred capital stock : سهم سرمایه ای ممتاز با سود انباشته
cumulative preferred dividends in arrears : سود معوق سهام ممتاز جمع شونده
cumulative preferred share (stock) : سهم ممتاز با سود انباشته
cumulative rights : حقوق انباشته
cumulative shares, cumulative dividend shares : سهام با سود انباشته
cumulative voting system : سیستم رای گیری تجمیعی
currency adjustment charge = currency adjustment factor (CAC = CAF) : هزینه تعدیل نرخ پول = ضریب تعدیل نرخ پول
currency bonds, continued bonds,irredeemable bonds, perpetual bonds, perpetual debentures : اوراق قرضه داخلی
currency exchange pin (Joss) : سود (زیان) مبادلات ارزش
currency risk : ریسک ارز، ریسک ناشی از کاهش قدرت خرید واحد پولی
current (cost-value), going value : ارزش جاری
current account interest : بهره حساب جاری
current account with interest : حساب جاری با سود (یا بهره)
current account without interest : حساب جاری بدون بهره (سود)
current accounts ledger : دفتر حساب های جاری
current asset : دارایی جاری
current assets ratio : نسبت دارایی جاری
current cash debt coverage : نسبت پوشش بدهی نقدی جاری
current cash equivalent (CCE) : معادل وجوه نقد
current cost (value) accounting : حسابداری برحسب ارزش دارایی ها
current cost accounting (CCA) : حسابدااری ارزش های جاری
current cost attribution profit : سود قابل تخصیص با ارزش جاری
current cost balance sheet : ترازنامه با ارزش جاری
current cost concept : مفهوم بهای تمام شده جاری
current cost financial statement : صورتهای مالی با ارزش جاری
current cost operating profit : سود عملیاتی با ارزش جاری
current cost profit and loss account : حساب جاری سود و زیان با ارزش های جاری
current cost reserve : ذخیره ارزش جاری
current cost system of accounting : سیستم حسابداری مبتنی بر بهای / ارزشهای جاری
current cost, replacement value (cost) : ارزش جایگزینی (جانشینی)
current cost-constant dollar (CC-CD) : ارزش های جاری همگن
current debts to owners equity : نسبت بدهی جاری به حقوق صاحبان سرمایه
current expense, revenue expense (expense), (expenditure-cost) : هزینه جاری، هزینه عملیات عادی
current financial position : موقعیت مالی جاری
current flow of payments : جریان جاری پرداخت ها
current flow of receipts : جریان جاری دریافت ها
current input prices : ارزشهای ورودی جاری
current investment : سرمایه گذاری جاری، سرمایه گذاری در اوراق بهادار قابل فروش با هدف کسب سود
current liabilities : بدهی های جاری
current maturity insItallments : اقساط سررسید نزدیک
current notes payable : اسناد پرداختنی جاری
current operations : عملیات جاری
current outlay cost. : هزینه نقدی جاری
current period expense (cost) : هزینه دوره جاری
donor-imposed conditions : شرایط تحمیلی توسط اهداء کننده
door-to-door (house to house) : خانه به خانه، انبار به انبار، در به در
dormant (non-executive) member of directors : عضو غیر موظف هیات مدیره
double account form balance sheet : ترازنامه به شکل حساب دو طرفه
double account form books : دفاتر به سبک حسابداری دو طرفه
double shift employee : کارمند دو نوبت کار
double shift working : کار د نوبت کاری
double-entry system : سیستم ثبت دو طرفه
double-entry system of accounting double-entry accounting system : سیستم حسابداری ثبت دو طرفه
doubtful accounts expense : هزینه حساب های مشکوک الصول
doubtful debt provision, allowance for : ذخیره مطالبات
doucments against acceptance : تسلیم اسناد در مقابل قبولی برات
Dow-Jones industrial average index(DJIA) : شاخص متووسط (میانگین) صنعتی داوجونز
down trend, decreasing trend : روند نزولی
downside risk : ریسک کاهش قیمت، ریسک تنزل
downstairs merger : ادغام رو به پایین
downstream sale : فروش شرکت اصلی به شرکت فرعی
accounting system : سیستم حسابداری
accounting terms : اصطلاحات تخصصی حسابداری
accounting transaction : نحوه عمل حسابداری
accounting trends and techniques : تکنیک ها و روندهای حسابداری
accounting visible errors : اشتباهات نمایان حسابداری
accounts and notes : حسابها و اسناد پرداختی
accounts appraisal : ارزیابی صورتهای مالی
accounts classification : طبقه بندی حسابها
accounts consolidated : حساب های تلفیق شده
accounts paid : حساب های پرداخت شده
accounts payable : حساب های پرداختنی
accounts payable aging schedule : تراز نمایشی(جدول سنّی)حساب های پرداختنی
accounts payable ledger : دفتر حسابهای پرداختنی
accounts payable master file : پرونده اصلی حسابهای پرداختنی
accounts payable subsidiary ledeger, accounts payable sub-ledger accounts payable ledger : دفتر معین حساب های پرداختنی،دفتر معین بستانکاران
accounts payable turnover period : دوره واریز بستانکاران
accounts receivable : حساب های دریافتنی
accounts receivable collection period : دوره وصول مطالبات
accounts receivable discounted : حساب های دریافتنی تنزیل شده،اسناد نزولی
accounts receivable factor : عاملیت حساب های دریافتنی
accounts receivable financing : تامین مالی از طریق حسابهای دریافتنی
accounts receivable ratios : نسبتهای حسابهای دریافتنی
accounts receivable subsidiary ledger : دفتر معین حسابهای دریافتنی،دفتر معین بدهکاران
accounts receivable turnover : گردش حساب های دریافتنی،دفعات گردش بدهکاران
accounts, financial statements : حسابها،صورتهای مالی
accrual accounting assumption : فرض حسابداری تعهدی
accrual accounting sysytem : سیستم حسابداری تعهدی
accrual assumption : فرض تعهدی
accrual basis accounting : حسابداری بر مبنای تعهدی
accrual basis method : روش پایه تعهدی
accrual basis, earning basis : مبنای تعهدی،روش تعهدی
accrual concept accounting, activity accounting - Responsibility : حسابداری با مفهوم تعهدی
accrual cost : بهای تمام شده به روش تعهدی
accrual costing : ثبت هزینه ها به روش تعهدی
accrual(accrued) basis : روش تعلق پذیری زمانی(هزینه یا درآمد)
accruals : اقلام تعهدی،اقلام پرداخت نشده
accruals system : سیستم تعهدی
accrued charges : هزینه های متعلقه ، هزینه های تعهد شده ، هزینه های پرداخت نشده
accrued cost (charge) : هزینه متعلق(تعهد پرداخت شده)
accrued expense (accrued dividend) : هزینه های تحقق یافته و پرداخت نشده،ذخیره هزینه های پرداختنی
accrued interest : بهره معوق،بهره تحقق یافته(پرداخت نشده)
accrued interest on note payable : بهره معوق(تحقق یافته)اسناد پرداختنی
accrued interest payable : بهره پرداختنی معوق
accrued interest receivable : بهره دریافتنی معوق
accrued items : اقلام ثبت نشده،درآمدها و هزینه های ثبت نشده،اقلام تحقق یافته دریافت یا پرداخت نشده
accrued liabilities, unrecorded liabilities : بدهیهای ثبت نشده،بدهی های معوق،بدهیهای ناشی از هزینه های تحقق یافته
accrued -expenditures basis : مبنای هزینه های تعهدی
accumulated benefit investment : منافع انباشته سرمایه گذاری (اندوخته ها و انباشته)
accumulated depreciation provision : ذخیره استهلاک انباشته
accumulated goods (stock) : کالای انباشته ، کالای انبار شده
accumulated impairment losses : کاهش ارزش انباشته
accumulated losses : ضررهای انباشته
accumulated profits (accumulated earnings) : سود انباشته
accumulated provision : ذخیره انباشته
accumulated reserve : اندوخته انباشته
accumulated sources analysis : تجزیه و تحلیل منابع انباشته
accumulating shares : سود سهمی
accurate valuation of assets : ارزیابی دقیق(و درست) داراییها
acid test, quick ratio : نسبت آنی، نسبت سریع
acknowledge of goods : خبر وصول کالا
acknowledgement, notificatjon, statement : اعلام، تصدیق، اعلام وصول، اعلامیه
acquired share : سهام تحصیل شده ، سهام کسب شده
acquired surplus : مازاد ارزش شرکت در تاریخ خرید، مازاد کسب شده(درآمد)
acquisition : تحصیل (دارایی با سود)، خریدن، تملّک، یکی کردن (دو مؤسسه)
acquisition accounting : رویه حسابداری برای خرید شرکت های دیگر، نگاهداری حساب تملّک (شرکت های فرعی)
acquisition adjustment : حسابی که در آن تفاوت بین بهای تمام شده یک شرکت عام المنفعه (آب یا برق) برای شرکت خریدار و بهای تمام شده اولیه آن برای مالک پیشین نوشته می شود
acquisition adjustment account : حساب تعدیل تحصیل (درآمد)
acquisition and payment cycle : چرخه تحصیل (خرید) و پرداخت
acquisition and retirements : تحصیل و کنارگذاری
acquisition cost, cost of acquisition : قیمت خرید، بهای تمام شده تحصیل
acquisition piecemeal : تحصیل تدریجی،تحصیل گام به گام
acquisition price of bonds : قیمت تحصیل اوراق قرضه
act of bankruptcy, bankruptcy, bankruptcy, collapse : قانون ورشکستگی
active balance of payments : مانده فعال (در گردش) پرداخت ها
active investment : سرمایه گذاری فعال
active share : سهم فعال (سود دار)
active stocks : سهام فعال
active use : استفاده فعال
active workshop : کارگاه فعال
activity accounting responsibility accounting, profitability accounting : حسابداری سنجش و مسئولیت
activity analysis : تجزیه و تحلیل فعالیت ها
activity base : مبنای فعالیت
activity based budgeting (ABB) : بودجه بندی بر مبنای فعالیت
activity based cost (ABC) system : سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت
activity cost : بهای تمام شده فعالیت
activity drivers : عوامل ایجاد فعالیت، عوامل وقوع فعالیت، محرکهای فعالیت
activity productivity analysis : تجزیه و تحلیل قدرت بهره وری(اثر بخشی) فعالیتها
activity selection : انتخاب (برگزیدن) فعالیت
activity sharing : تقسیم فعالیتها، مشارکت در فعالیتها، سهیم شدن در فعالیتها
activity-based management : مدیریت مبتنی بر فعالیت
actual (historical) costs : هزینه های واقعی(تاریخی)
actual (real) cost of production : هزینه واقعی تولید
actual capacity usage ratio : نسبت استفاده از ظرفیت واقعی
actual cash value (ACV) : ارزش واقعی نقدینگی
actual cost accounting system : روش حسابداری هزینه یابی واقعی (عملی)
actual cost done : هزینه واقعی انجام شده
actual cost price : بهای تمام شده واقعی
actual cost system : سیستم هزینه یابی واقعی
actual cost, real cost : هزینه واقعی
actual expenses : مخارج واقعی ، هزینه های واقعی
actual hours worked : ساعات کار واقعی انجام شده
actual insolvency : توقف عملی (در پرداخت)
actual labor hours, actual hours of work, actual hours : ساعات کار واقعی
actual operation results : نتایج عملی عملکرد (عملیات)
actual overhead cost : هزینه واقعی سربار
actual production and cost data : اطلاعات واقعی تولید و هزینه ها
actual production versus budget : تولید واقعی در مقایسه با بودجه
actual results : نتایج عملی (واقعی)
actual retirement of bonds : بازخرید واقعی اوراق قرضه
actual sale : فروش عملی، فروش واقعی
actual statement : صورتحساب واقعی
actual stock : موجودی واقعی کالا
actual stocktaking : موجودی گیری عملی (واقعی)
actual unit cost : هزینه واقعی هر واحد (قیمت تمام شده واقعی هر واحد)
actuarial assumption : فرضیات بیمه عمر، شرایط احتمالی در محاسبات آنی
actuarial calculations : محاسبات بیمه ای
actuarial cost method : روش تعیین هزینه، روش های هزینه یابی بیمه
actuarial present value : ارزش فعلی بیمه ای
actuarial reserve : ذخیره بیمه عمر
ad hoc discount : تخفیف موردی، تخفیف موقت
ad valorem duties and taxes : حقوق و عوارض ورودی بر حسب ارزش
additional appropriation request : درخواست اعتبار اضافی
additional benefits : مزایای اضافی
additional capacity, excess capacity : ظرفیت اضافی، ظرفیت بلا استفاده
additional compensation, extra compensation : پاداش خدمت
additional funds : وجوه اضافه شده
additional investment : سرمایه گذاری اضافی
additional paid in capital, paid-in (surplus-capitat) surplus, equity premium, share premium : صرف سهام، سرمایه پرداخت شده اضافی (مازاد بر ارزش اسمی)
additional tests of controls : آزمونهای اضافی کنترلها
additions : اضافات
additions of the payroll : ضمائم لیست حقوق
adequate disclosure : افشای کافی
adequate provision : ذخیره کافی (مناسب)
adequate provision for depreciation : ذخیره کافی برای استهلاک
adjustable account : حساب تعدیل پذیر
adjustable dividends : سود سهام متغیر
adjustable rate preferred : سهام ممتاز با نرخ سود متغیر
adjustable rate preferred stock : سود سهام ممتاز با نرخ متغیر
adjustable statement : صورتحساب تعدیل پذیر
adjusted account : حساب تعدیل (اصلاح شده)
adjusted balance sheet : ترازنامه تعدیل شده (پس ار اصلاحات)
adjusted beta : بتای تعدیل شده
adjusted book balance : مانده دقیق حساب
adjusted cost of goods sold : بهای تعدیل شده کالای فروش رفته
adjusted debit balance (ADB) : مانده بدهی تعدیل شده
adjusted entries : ثبت های اصلاحی
adjusted gross income : سود ناخالص تعدیل شده
adjusted gross profit : سود ناویژه تعدیل شده
adjusted trial balance : تراز آزمایشی تعدیل شده (اصلاح شده)
adjuster : کارشناس خسارت (در بیمه)
adjusting ( journal) entries : ثبتهای (روزنامه ای)
adjusting entry, correcting entry : ثبت اصلاحی (تعدیلی)
adjusting events (post-balance-sheet events) : رویدادهایی که بین تاریخ ترازنامه و تاریخ تصویب صورت های مالی رخ دهد
adjusting journal entry : ثبت اصلاحی در دفتر روزنامه
adjustment (to) statement : صورتحساب اصلاحی (تعدیلات)
adjustment account : حساب اصلاحی، حساب تعدیلات
adjustment bond : اوراق قرضه تعدیلی
adjustment of final accounts : تعدیل حساب های نهایی
adjustment, setup : تنظیم، اصلاح، تعدیل
adjustments and eliminations : تعدیلات (اصلاحات) و حذفیات
administered price : قیمت کنترل شده یا تنظیم شده
administration and finance section (Dep) : بخش اداری و مالی
administration cost : هزینه اداری
administration cost variance : انحراف هزینه های اداری
administration order : دستور دادگاه
administration, admitted (adm.), office, department : اداره، اداره کل، مجاز، مسلم، اداره کردن
administrative ability : قدرت اداری (اجرائی)
administrative action : اقدام مدیریت
administrative cost (expense) : هزینه اداری
administrative management, executive management : مدیریت اجرائی
administrative receiver : مدیر تصفیه
administrative settlement of a customs offence : رفع اختلاف یک تخلف گمرکی
administrator : مدیر تصفیه که توسط دادگاه تعیین می شود
administrator, director : مدیر، متولی
administratrix : مدیر تصفیه (زن)
admission : قبول، پذیرش، ورود
admission by investing in the partnership : پذیرش/ورود از طریق سرمایه گذاری در شرکت
admission by investment : اجاره ورود شریک جدید، اجازه ورود سرمایه گذاری
admission of liability : قبول بدهی، قبول تعهدات
admission of partner : ورود شریک
admittable asset, admissible asset : دارایی قابل قبول بیمه
admitted asset : (حسابداری بیمه) یک قلم دارایی که از نظر فروش، دارای ارزش باشد. دارایی مجاز
advance against goods : مساعده در مقابل کالا
advance against security : مساعده در مقابل تضمین
advance deposit requinnent : ودیعه ثبت سفارش واردات
advance for import registration : مساعده ثبت سفارش واردات
advance free of interest : مساعده بی بهره
advance from purchasers : پیش دریافت از خریداران
advance on securities : مساعده در مقابل اوراق بهادار
advance payment free of interest : پیش پرداخت بدون بهره
advance payment to contractor(s) : پیش پرداخت به پیمانکار(ان)
advance purchase, short purchase, forward purchase : پیش خرید
advance to supplier : پیش پرداخت به عرضه کنندگان مواد اولیه
advanced commissions : پیش پرداخت کارمزد، حق الزحمه / کمیسیون پیش دریافت شده
advances from customers, customer advances : پیش دریافت از مشتریان
advances to employees : پیش پرداخت به کارکنان
advantageous, economical : مقرون به صرفه، دارای مزیت
advantages of book-keeping : مزایای دفتر اداری
adventurous (venture) investment : سرمایه گذاری مخاطره آمیز
adverse balance : موازنه منفی، مانده منفی
adverse opinion : اظهار نظر مخالف، اظهار نظر حسابرس (منفی)، گزارش حسابرسی مردود
adverse variance, unfavorable variance : انحراف نا مساعد
advertisement rate, advertising rate : نرخ آگهی (تبلیغات)
advertising agency : آژانس تبلیغاتی
advertising charges (expenses) : مخارج آگهی و تبلیغات
advice of dispatch : اطلاعیه ارسال کالا
advice of shipment, advice of delivery : اطلاعیه حمل کالا با کشتی
advise : نصیحت کردن، توصیه کردن
adviser : رایزن، مشاور
advising bank I notifying bank : بانک ابلاغ کننده اعتبار، بانک کارگزار فروشنده
advising of credit : ابلاغ اعتبار
advisor′s fee, consuhant′s fee : حق الزحمه مشاور
affiliate, associate, dependant : وابسته، ملحق کردن، وابسته کردن
affiliated person : مقام ذی نفوذ
affiliates : واحدهای وابسته (تابعه)
affiliation structure : ساختار وابستگی
affirm, verify, substantiate, prove attest : اثبات کردن، گواهی کردن، تایید کردن،تنفیذ
affluent society : جامعه مصرفی، جامعه رفاه
afloats : کالاهای در راه
after closing the accounts : پس از بستن حسابها
after performance of a service : پس از انجام خدمات
after sight : پس از رویت
after-closing trial balance : تراز آزمایشی اختتامی
aftertax basis : ترخ بازده پس از مالیات
against all risks (AAR) : در مقابل تمام خطرات، بیمه تمام خطر
against delivery : در مقابل (حمل کالا یا تحویل سهام)
against documents : در مقابل تحویل اسناد، در ازای اسناد
age analysis : طبقه بندی بدهیها بر حسب زمان سررسید
age of pensioner : سن مستمری بگیر
aged trial balance, aging of accounts : تراز آزمایشی بر حسب تاریخ سررسید بدهی مشتریان، جدول سنی بدهکاران
agency issues : اوراق قرضه ای که یک نهاد دولتی منتشر می کند
agency relationship : رابطه نمایندگی
agenda audit sheet : دستور کار حسابرسی
agenda sheet, work order : دستور کار، یادداشت نکات
agent commission : حق کمیسیون عامل (با کارگزار)
agent funds : وجوه عامل
agent representative / factor : عامل، نماینده، کارگزار
agent′s commission, commissioner : حق العمل کار
agent, correspondent, broker, underwriter, jobber : کارگزار، نماینده، کارگزار، واسطه
aggregate cost : هزینه مجموع (هزینه کل)
aggregate market supply : عرضه کل بازار
aggregate supply : عرضه کل
aggressive attitude : برخورد پرخاشگرانه
aggressive growth : رشد متهورانه
aggressive stocks : سهامی که تغییرات آن ها بیش از تغییرات متوسط بازار است
aging accounts receivable analysis : تجزیه و تحلیل زمانی حسابهای دریافتنی
aging accounts receivables : تجزیه و تحلیل (برحسب تاریخ وصول و زمانی حسابهای دریافتنی)
notes analysis : تجزیه و تحلیل زمانی اسناد دریافتنی
aging of receivables : تجزیه سنی حساب های دریافتنی
aging of receivables : زمان بندی مطالبات
aging schedule : جدول زمان بندی
agreed upon procedures engagement : رسیدگی بر مبنای روشهای توافقی
agreed -upon procedures : روشهای (دستورالعمل های) توافقی، روشهای رسیدگی مورد توافق
agreement parties : طرفین قرارداد (موافقت نامه)
agreement regarding international trade in steel : موافقتنامه درباره تجارت بین المللی فولاد
agreement to sellby installment : قرارداد فروش اقساطی
aida (attention, interest , desire , action) : مراحل چهارگانه خرید کالا
air consignment note : قبض حمل هوایی
aircraft cargo manifest : اظهارنامه بار هوایی،بارنامه کل (مانیفست) کالای هواپیما
airfreight consignment : ارسال محموله هوایی
aleatory transactions : معاملات بخت آزمایی (شانسی)
algebric sum (amount) : مبلغ جبری (حاصل از عملیات جبری)
algorism or algorithm : الگوریتم، محاسبه تسلسلی جبری
alienation of assets : تصرف دارایی ها
all inclusive statement : صورتحساب متضمن کلیه شرایط (اطلاعات)
all purpose financial statement : صورت مالی برای کلیه مقاصد
all risks insurance : بیمه تمام خطر
all risks insurance policy : بیمه نامه تمام خطر
all-figures : کلیه ارقام
all-financial resources concept : اصل تعیین همه منابع مالی
all-inclusive approach : رویکرد جامع، روش همه شمول
all-loss insurance : بیمه کل خسارت، بیمه تمام خسارت
all-risk insurance : بیمه تمام خطرات
all-share index : شاخص کل سهام
allied expenses (shared) : مخارج وابسته (مشترک)
allocate cost to processes : تسهیم نمودن
allocate resources to functions : تخصیص هزینه به دوایر (تولید)
allocated cost : تخصیص منابع به قسمتها
allocated stock : هزینه تخصیص یافته (سرشکن شده)
allocating indirect costs : موجودی (مواد)تخصیص یافته
allocation bases : تخصیص هزینه های غیر مستقیم
allocation of cost : مبانی تخصیص
allocation of cost to jobs : تسهیم (تخصیص) هزینه
allocation of resources, resources allocation : تسهیم (تخصیص) منابع
allocation of variances : تخصیص انحرافات هزینه
allocation of wages : تسهیم (تخصیص) دستمزد
allocation proportions : درصدهای تسهیم
alloted shares : سهام دادن تخصیص داده شده
allotment schedule : جدول تخصیص (وجوه، اعتبارات)
allotment, allocation, apportionment, appropriation, expertise, assignment : تخصیص سهام به موسسات تامین سرمایه، تقسیط اعتبار، تقسیم، توزیع
allowance for bad debts, provision for bad debts : ذخیره مطالبات سوخت شدنی
allowance for doubtful accounts : ذخیره مطالبات مشکوک الوصول
allowance for purchase discount : ذخیره ای برای تخفیف خرید
allowance for returns : ذخیره برگشتی ها
allowance for sales discount : حساب ذخیره برای تحقیقات فروش
allowance for sales returns : ذخیره برگشتی های فروش
allowance for sampling risk : حداکثر ریسک قابل قبول نمونه گیری
allowance for sampling risk (ASR,precision) : حداکثر ریسک قابل قبول نمونه گیری (دقت)
allowance for uncollectible accounts : ذخیره مطالبات لاوصول
allowance in selling price : تخفیفات در قیمت فروش
allowance, additional, provision,emolument : فوق العاده
alpha risk : احتمال خطر آلفا
alteration of asset for improvement : تغییر دارایی جهت بهبود
alteration of the articles of association : تغییرات مفاد اساسنامه
alteration of the articles of statute : تغییرات مفاد اساسنامه
aheration of the books : تغییر و اصلاح دفاتر
altered entries : ثبت های تغییر و اصلاح شده
alternate procedures : روشهای متفاوت
alternative examiner, alternative inspector : بازرس علی البدل
ahernative hypotheses : فرضیه های جایگزین
ahernative investment market : بازار فرعی
ahernative procedures : رویه های مختلف، روشهای متفاوت
alternatives indentification : شناسایی راهکارهای موجود، شناسایی بدلیها
ambiguity, uncertainty, uncleared effects : ابهام
ambiguous : مبهم
ambiguous audit report : گزارش مبهم حسابرسی
amended entries : ثبت های تصحیح شده
amended statement : صورتحساب اصلاح شده
amendment to entries : تصحیح اقلام ثبتی
american accounting association (AAA) : انجمن حسابداری آمریکا
american institute of certified public accountants (AICPA) : انجمن حسابداران رسمی آمریکا
american national standards institute (ANSI) : انجمن ملی استانداردهای آمریکا
american society of certified public accountants (ASCPA) : جامعه حسابداران رسمی آمریکا
amortizable cost : هزینه قابل استهلاک
amortization (depreciation) schedule : جدول استهلاک
amortization base : مبنای استهلاک هزینه
amortization cost : هزینه استهلاک (دارایی های نامشهود)
amortization of bond discount and premium : تخصیص (استهلاک) صرف و کسر اوراق قرضه
amortization of capitalized costs : انقضای مخارج سرمایه ای شده، استهلاک مخارج منظور شده به حساب دارایی
amortization of cost of issued bonds : استهلاک هزینه های انتشار اوراق قرضه
amortization of intangible assets : استهلاک دارایی های نامشهود
amortization of lease : استهلاک اجاره
amortization provision (reserve) : ذخیره استهلاک (بدهی، هزینه)
amortization reserve funds : وجوه اندوخته استهلاک
amount paid in specie : مبلغ پرداختی نقدی (به پول یا سکه)
amount paid per share : مبلغ پرداختی بابت هر سهم
amount, sum : مقدار، میزان، مبلغ، بالغ شدن بر، رسیدن به مبلغی
amounts on order : مبلغ سفارش
amounts outstanding : مبالغ واریز نشده
amounts transferred : مبالغ انتقال یافته
amounts wined : مبالغ بیهوده صرف شده
amounts written off : مبالغ به هزینه برده شده
analysis and classification : تجزیه و تحلیل و طبقه بندی
analysis and classification of costs : تجزیه و تحلیل و طبقه بندی هزینه ها
analysis and supervision : تجزیه و تحلیل و نظارت
analysis by customers : تجزیه و تحلیل بر حسب مشتریان
analysis by territories : تجزیه و تحلیل بر حسب مناطق فروش
analysis of accounts : تجزیه و تحلیل حسابها
analysis of costs : تجزیه و تحلیل هزینه ها
analysis of differences : تجزیه و تحلیل اختلافات
analysis of financial statement : تجزیه و تحلیل صورت های مالی
analysis report : گزارش تحلیلی
analysis report on performance : گزارش تحلیلی عملیات
analysis review procedures : روش های بررسی تحلیلی
analysis schedule : جدول (کاربرگ) تجزیه و تحلیل
analyst : متخصص تجزیه و تحلیل، تحلیل گر
analytic(al) techniques : مهارتهای تجزیه و تحلیل
analytical methods in accounting : روشهای تجزیه و تحلیل در حسابداری
analytical procedures risk : خطر عدم کشف ناشی از روشهای تحلیلی
analytical procedures risk (APR) : ریسک بررسی های (روشهای) تحلیلی
analytical review procedures : روش های بررسی تحلیلی
analytical test : آزمون تحلیلی
analyzing disbursements : تجزیه و تحلیل پرداختهای نقدی
analyzing profitability, profitability analysis : تجزیه و تحلیل سودآوری
announcement, statement : بیانیه، آگهی، اعلان، اظهاریه
annual accounts (annual report) : صورت های مالی سالانه، حساب های سالانه
annual base : مبنای سالانه
annual cash flow : گردش وجوه سالیانه
annual charges (expenses) : هزینه های سال
annual closing : بستن حساب ها در پایان سال
annual closing entries : ثبت های اقلام سالانه (به منظور بستن حسابها)
annual cost budget : بودجه هزینه سالانه
annual cost report : گزارش سالیانه هزینه
annual interest, interest per annum : بهره سالیانه
annual net present value approach (ANPV) : روش ارزش فعلی خالص سالانه
annual net sales : خالص فروش سالانه
annual percentage increase : درصد افزایش سالانه
annual report of directors : گزارش سالانه مدیران
annual reports and accounts : گزارش و حسابهای مالی سالانه
annual salary increase : افزایش سالیانه حقوق
annuity insurance : بیمه مستمری،بیمه مستمری سالانه
annuity present value factor : فاکتور ارزش فعلی سالواره
annuity, pension, age .allowance, life annuity, life interest : مستمری،مقرری
anti-trust law : قوانین ضد انحصاری ، قانون ضد تراست
anticipated productivity gains : منافع مورد انتظار بهره وری
anticipation discount : تخفیف رده پرداخت
antidilutive security : اوراق بهادار ضدتقلیل
antidumping duties : عوارض ضد دامپینگ
appeal for tenders : درخواست مزایده (مناقصه)
applicable laws and regulations : قوانین و مقررات موضوعه (آمره)
applicable to customs duties : مشمول حقوق و عوارض گمرکی
application (request) for loan : تقاضا (درخواست) وام
application for listing : تقاضای شرکت ها جهت پذیرش در بورس
application for shares through broker : تقاضای (خرید) سهام از دلال
application form for share : فرم درخواست خرید سهام
application system : سیستم کاربردی
applied cost : هزینه تسهیم شده، هزینه تخصیص یافته
appointment of new directors : انتصاب مدیران جدید
apportionment (cost apportionment) : تخصیص درصدی از یک هزینه، تسهیم، سرشکن کردن، تخصیص
apportionment of cost to processes : سرشکن کردن هزینه به مراحل
appraisal : ارزیابی، تقویم کردن
appraisal clause : شرط (با قید) ارزیابی در قرارداد
appraisal definition : برآورد استهلاک
appraisal fee : حق الزحمه ارزیابی
appraisal method of depreciation : روش ارزیابی در تعیین استهلاک
appraisal report : گزارش ارزیابی
appraisal value : ارزش تخمینی (متوسط ارزیاب)
appraise, measurement : ارزیابی، سنجش، تقویم کردن
appraised value : مبلغ ارزیابی شده
appraiser, valuer : ارزیاب
appraising service(s) : خدمات ارزیابی
appreciation surplus account : حساب مازاد ارزش
appropriated cost : هزینه تخصیص داده شده
appropriated provision (reserve) : ذخیره تخصیص یافته
appropriated retained income (retained or earned smplus) : سود انباشته تخصیص یافته
appropriated stock : مواد ذخیره شده ، کالای ذخیره شده
appropriated surplus reserve : اندوخته مازاد تخصیص یافته
appropriation act (bill, ordinance, resolution, or order) : بودجه مصوب برای هزینه
appropriation of cost to departments : تسهیم (سرشکنی) هزینه به دوایر
appropriation of overhead to processes : تسهیم (سرشکنی) سربار به مراحل
appropriation request : درخواست اعتبار
approval of the balance sheet : تصویب ترازنامه
approval of the directors′ remuneration : تصویب حق الزحمه مدیران
approval of transaction : تایید شرایط
approved accounts latest : آخرین حسابهای مصوب ، آخرین حساب های تایید شده
approved list : فهرست تایید شده، فهرست مجاز
arbitrary allocation process : فرآیند تخصیص اختیاری
arbitrary transfer pricing : قیمت گذاری اختیاری انتقالات داخلی
arbitration clause : شرط حکمیت
area franchise : حق الامتیازفروش منطقه ای
area sampling : نمونه گیری منطقه ای
arise : پیش آمدن، پیدا شدن، برخاستن، برآمدن
arm′s-length : معامله آزاد
arm′s-length transactions : معامله بی شبهه، معامله حقیقی در شرایط عادی معامله عادی یا مستقل، معامله آزاد
arrangement with creditors : قرار تصفیه با بستانکاران
array figures : ارقام (اعداد) سری، سری اعداد
arrears : پرداختهای معوق، بدهیهای عقب افتاده
arrears of taxes : بقایای مالیات ، پرداخت های معوق مالیات ، بدهی های مالیات
arrival, entry, admission : ورود
articles of association, memorandum of association (incorporation), corporate charter, instrument of association, letters patent memorandum of association, articles of partnership : شرکتنامه، اساسنامه شرکت تضامنی، اساسنامه شرکت غیر سهامی
artificial person : شخصیت حقوقی
ascertainment in auditing : تحقیق در حسابرسی
ashore (on band) : درکنار، روی ساحل
ask price : قیمت عرضه کننده کالا
asked (or ask) price : قیمت پیشنهادی، قیمت عرضه شده
asking price : قیمت عرضه شده (قیمتی که فروشنده آماده است کالا را بفروشد)
aspect, feature : جنبه، حالت
assemble : مونتاژ کردن، ترکیب کردن
assembly language : زبان برنامه نویسی
assembly line : خط مونتاژ
assert : اظهار داشتن، بیان کردن، پافشاری کردن
assertions, management assertions : ادعاهای مدیریت، گزاره ها، اظهارات
assess tax, tax, levy : مالیات (بستن، وصول کردن، وضع کردن)
assess the goods : ارزیابی کالا
assessable : قابل ارزیابی
assessing risk exposure : برآورد آسیب پذیری در برابر ریسک
assessment in auditing : ارزیابی حسابرسی
assessment notice : برگ تشخیص
tax assessment : برگ تشخیص مالیات
assessment of control risk : ارزیابی (برآورد) ریسک کنترل
assessment of duties : تعیین حقوق و عوارض گمرکی
assessment of internal audit need : برآورد نیاز به حسابرسی داخلی
assessment of tax : ارزیابی (تشخیص) مالیات
assessment test : آزمون توجیهی
assessments : آرای صادره دادگاهها
assessor, surveyor, estimator, appraisor : ارزیاب، کمک ارزیاب / مقوم، خبره قیمت
asset : دارایی
asset allocation : تخصیص دارایی (سرمایه)
asset and equity : دارایی و حقوق صاحبان سهام
asset and liability : دارایی وبدهی
asset attributable to capital : دارایی قابل استناد به سرمایه
asset classification : طبقه بندی دارایی ها در ترازنامه
asset cost : قیمت تمام شده دارایی
asset cover (ratio) : نسبت پوشش دارایی
asset coverage : پوشش دارایی
asset depreciation : استهلاک دارایی
asset destroyed : دارایی منهدم شده
asset in the hand of third party : دارایی در دست شخص ثالث
asset register, asset ledger : دفتر اموال
asset replacement reserve (provision) : ذخیره تعویض دارایی
asset revaluation, revaluation of assets : تجدید ارزیابی دارایی
asset schedule : فهرست دارایی
asset side : طرف دارایی (در ترازنامه، در حساب)
asset side of the balance sheet : طرف داراییهای ترازنامه
asset stripping : خریدن یا بلعیدن شرکتی، دارایی تحویل گرفته شده، بزخری کردن (شرکتی را به زیر قیمت خریدن)
asset structure : ساختار دارایی
asset surrendered : دارایی واگذار شده
asset turnover : گردش دارایی
asset turnover ratio, assets turnover (ratio) : نسبت گردش دارایی)
asset under construction : دارایی در جریان ساخت و تکمیل
asset utilization ratios : نسبتهای بکارگیری دارایی
asset valuation : تعیین ارزش دارایی ها
asset-accountability unit : حساب متعلق به یک قلم دارایی ثابت
asset-backed fund : وجوه یا پشتوانه دارایی ها
assets and liabilities : داراییها و بدهی ها
assets attnbutable to capital : داراییهای نسبت دادنی به سرمایه (از محل سرمایه خریداری شده اند)
assets in the hand of third parties : داراییهای دردست اشخاص
assets lost or destroyed : داراییهای از دست رفته
assign (or eligible applicant), allocate : حواله کردن، انتقال دادن، تخصیص دادن
assignable credit : اعتبار قابل واگذاری
assignat, banknote, bill : اسکناس
assigned : انتقال
assigned stock : مواد تخصیص یافته
assigned value : ارزش تعیین شده برای سهم
assignee : حواله بگیر
assignee in bankrupcy : هیات تصفیه در امور ورشکستگی
assigning : واگذاری
assignment for the benefit of creditors : امانت گذاردن نزد شخص ثالث
assignment of accounts receivable : گرو گذاشتن حسابهای دریافتنی
assignment of lease : واگذاری مورد اجاره توسط موجر
assignment of life policies : واگذاری حق بیمه عمر به دیگری
assignment, draft : واگذاری، تخصیص، تسهیم، تکلیف، تعویض، حواله
assignor / assignee : واگذارنده / گیرنده
assistant director-general (ADG) : معاون مدیر کل
assistant finance manager : معاون مدیر مالی
assistant managing director : معاون مدیر عامل
associate : وابسته شدن، ربط دادن و داشتن
associate of the institute of chartered accountants in England and Wales (AICAEW) : عضو انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز
associated company = affiliated company : واحد تجاری فرعی، شرکت وابسته
associated undertaking : واحد فرعی
associated with : اطلاعات پیوست
associating cause and effect : رابطه علت و معلولی
association of accounting technicians (AAT) : انجمن تکنسین های حسابداری
association of authorized public accountants (AAPA) : انجمن حسابداران مجاز
association of south East Asian nations (ASEAN) : اتحادیه ملل آسیای جنوب شرقی (آسه آن)
assume, bear : تقبل کردن، تحمل کردن، فرض کردن
assumed bond : سند قرضه ضمانت شده
assumed life of asset : عمر فرضی دارایی
assumption : فرض، مقدمه
assumptions for budget preparation : مفروضات تهیه بودجه
assurance : اطمینان دهی، اطمینان، بیمه
assurance services : خدمات اطمینان دهی
assure : اطمینان دادن، مطمئن شدن
assured, insured : بیمه گذار، بیمه شده
assurer : بیمه گر، بیمه کننده
asttest function : خدمات گواهی دهی، خدمات اعتباردهی
asymmetric information : عدم دسترسی یکسان به اطلاعات، اطلاعات نامتقارن
asymmetrical information : اطلاعات نامتقارن
at owner′s risks : به هزینه صاحب کالا، ریسک به عهده مالک
at sight : دیداری، به رویت
attached documents : اسناد پیوست
attachment, supplemental instrument, appendix : الحاقیه، رأی دادگاه، پیوست، ضمیمه
attainable cost : هزینه قابل حصول
attainable standard : استاندارد قابل دستیابی
attendance bonus : پاداش حضور
attendance sheet : ورقه حضوری
attendance, supernson, monitoring : نظارت، حضور
attention directing techniques : شیوه های جلب توجه
attention getting techniques : شیوه های جلب توجه
attest : تایید، اعتباردهی، گواهی
attest audit : حسابرسی اعتباردهی، نام دیگر حسابرسی مستقل
attest audit, financial audit, statement : حسابرسی صورتهای مالی، حسابرسی اعتباردهی، نام دیگر حسابرسی مستقل
attest audit, financial audit, statementaudit : گواهی دادن، نقش اعتباردهی
attest the signature : گواهی کردن امضاء
attestation : صدور گزارش کوتاه حسابرسی، شهادت و اعتباردهی
attestation clause : گواهی شهود
attestation engagement : قرارداد خدمات اعتبار دهی
attestation services : خدمات اعتباردهی
attorney′s fees : حق الزحمه وکیل
attorney′s letter : تاییدیه وکیل در حسابرسی
attributes sampling : نمونه گیری ویژگی ها
audit adjustment entries : ثبت های تعدیلی حسابرسی
audit and accounting guidelines (AAG) : رهنمودهای حسابداری و حسابرسی
audit assurance : اطمینان دهی حسابرسی
audit audiences, documentary evidence, evidential matter, audit evidence : شواهد حسابرسی
audit completion checklist : فهرست حسابرسی
audit considerations : ملاحظات حسابرسی
audit decision aids : چک لیستهای راهنمای حسابرسی
audit fee (auditors′ remuneration) : حق الزحمه حسابرسی
audit functions : وظایف حسابرسی
audit instructions : دستور العملهای حسابرسی
audit objectives : هدف های حسابرسی
audit of accounts : حسابرسی حسابها
audit process : مراحل (فرآیند) حسابرسی
audit questionnaire : پرسشنامه حسابرسی
audit questionnaire form : فرم پرسشنامه حسابرسی
audit recommendations : پیشنهادهای حسابرسی
audit relationsships : روابط حسابرسی
audit risk : احتمال خطر حسابرسی
audit risk model : مدل احتمال خطر حسابرس
audit sample : نمونه حسابرسی
audit sampling : نمونه گیری در حسابرسی
audit software : نرم افزار حسابرسی
audit stamp : مهر حسابرسی
audit standards, auditing standards : استانداردهای حسابرسی
audit strategy : استراتژی حسابرسی، طرح کلی حسابرسی
audit techniques : فنون حسابرسی
audit terms : اصطلاحات تخصصی حسابرسی
audit test check : رسیدگی آزمایشی حسابرسی
audit test deck : حسابرسی رایانه ای با اطلاعات آزمایشی
audit test, audit trail : آزمون حسابرسی
audit work schedules : جداول زمان بندی عملیات حسابرسی
audited accounts : حساب های حسابرسی شده
audited accounts latest : آخرین حسابهای حسابرسی شده
audited consolidated accounts : حساب های تلفیقی حسابرسی شده
audited statement : صورتحساب حسابرسی شده
auditee response : پاسخ قسمت مورد رسیدگی
auditing at intervals (throug the year) : حسابرسی در فواصل سال
auditing guidelines : رهنمودهای حسابرسی
auditing latest : آخرین حسابرسی
auditing practices board (APB) : هیئت اجرایی حسابرسی
auditing practices committee (APC) : کمیته اجرایی حسابرسی
auditing principles, principles of auditing : اصول حسابرسی
auditing standards board : هیات استانداردهای حسابرسی
auditing standards execufue committee : کمیته اجرایی استانداردهای حسابرسی
auditor′s certificate : گواهی حسابرس، تاییدیه حسابرس
auditor′s examination : آزمایش (امتحان) حسابرس
auditor′s policy : رویه حسابرس ، خط مشی حسابرس
auditors′ standard report : گزارش استاندارد حسابرسان
authoritative guidelines : رهنمودهای آمرانه / قاطع
authorities : مقامات
authority bonds : اوراق قرضه دولتی
authority option for reimbursement : اختیار با مجوز استرداد وجه
authorization option for reimbursement : حق اختیار در استرداد وجه
authorized cost : هزینه مجاز
authorized issues : تعداد سهام (اوراق) مجاز برای انتشار
authorized minimum share capital : حداقل سرمایه مجاز
authorized resources : منابع مجاز
authorized share : سهام مجاز
authorized signing officer : دارنده امضاء
authorized stock : تعداد سهم مجاز
authorized wages rate : نرخ رسمی دستمزد
automated system for customs data) (ASYCUDA) : سیستم خودکار برای داده های گمرکی (آسیکودا)
automatic balance accounts : حساب های متوازن
automatic data processing (ADP) : پردازش خودکار داده ها
automatic withdrawals : برداشت های ثابت
autonomous branch : شعبه مستقل
autonomous divisions : بخشهای مستقل
autonomous expenditures : هزینه های مستقل
auxiliary activities : اقدامات کمکی
auxiliary enterprise : خدمات کمکی، خدمات اضافی
auxiliary operations : عملیات کمکی
availability of books : در دسترس بودن دفاتر
available for sale : آماده برای فروش
available hours : ساعت کار
available surplus : مازاد آماده (تقسیم)
available-for-sale : آماده برای فروش
available-for-sale securities : اوراق بهادار آماده برای فروش
average annual return on investment method : روش میانگین نرخ بازده سرمایه گذاری
average annual return, on investment method, average cost method : روش میانگین
average collection period / average number of days receivables outstanding : دوره وصول مطالبات تجاری
average cost (expense) : متوسط هزینه
average cost price : متوسط بهای تمام شده
average day-supply : متوسط دوره فروش
average purchase rate : نرخ متوسط خرید
average stock : متوسط موجودی
average stock keeping (holding) : متوسط نگهداری موجودی
average stock level : سطح متوسط موجودی
avoid, sustain : پرهیز کردن، خویشتنداری کردن
avoidable cost : هزینه اجتناب پذیر
avoidance clause, defeasance clause : شرط لغو، قید فسخ، ماده الغاء قرارداد
avoiding costly mistakes : اجتناب / احترام از اشتباهات پر هزینه
award of damages : جبران خسارت
baby bonds : اوراق قرضه کم ارزش
back charges : پرداخت مخارج انجام شده
back taxes : مالیات عقب افتاده
back-up calculation sheet, backing : ورقه محاسبات
backing sheet : ورقه پشت نویسی
bad debt expense : هزینه مطالبات سوخت شده
bad debt provision : ذخیره مطالبات سوخت شده
bad debts allowance account : حساب ذخیره مطالبات مشکوک الوصول
debts recovered : بازیافت مطالبات سوخت شده
bailsman : ضامن
balance at the end of the year, end of the year balances : مانده های آخر سال
balance of accounts : مانده حساب ها
balance of external claims : مانده مطالبات
balance of goods and services : تراز کالاها و خدمات
balance of revenue and expense : موازنه دخل و خرج
balance on goods and services : موازنه حساب کالا و خدمات
balance sheet (statement of financial position) : ترازنامه، صورت وضعیت مالی
balance sheet approach : رویکرد (نگرش) ترازنامه ای
balance sheet audit : حسابرسی ترازنامه (ای)
balance on sheet budget : بودجه ترازنامه ای
balance sheet classification : طبقه بندی حساب ها در ترازنامه
balance sheet comparative : ترازنامه تطبیقی (مقایسه ای)
balance sheet consideration : ملاحظات قابل توجه در ترازنامه
balance sheet date : تاریخ ترازنامه
balance sheet equation : تعادل ترازنامه ، معادله ترازنامه
balance sheet format : شکل ترازنامه
balance sheet heading : عنوان ترازنامه
balance sheet method : روش ترازنامه
balance sheet value : ارزش ترازنامه ای
balance sheet value of asset : ارزش ترازنامه ای دارایی
balance sheetproforma : ترازنامه فرضی (با ارقام فرضی)
balanced items : اقلام متوازن
balanced scorecard approach : روش(رویکرد) ارزیابی متوازن
bank account reconciliation statement : صورت تطبیق بانک
bank correspondent : بانک طرف معامله
bank credit, lines of credit : اعتبار بانکی وام بانکی، تسهیلات بانکی
bank deposit : سپرده بانکی
bank deposit account : حساب سپرده بانکی
bank deposit liability : بدهی سپرده بانکی
bank discount : تنزیل بانکی، نزول بانکی، تخفیفی بانکی
bank discount rate : نرخ تنزیل بانکی
bank draft (banker′s cheque; banker′s draft) : حواله بانکی، برات بانکی
bank facilities : تسهیلات بانکی
bank interest : بهره بانکی
bank overdraft, cash overdraft : اضافه برداشت (ازحساب) بانکی
bank passbook : دفترچه حساب پس انداز بانک
bank post bill : برات پستی بانکی
bank post remittance : پرداخت پستی بانکی
bank reserves : ذخایر بانک
bank service charges : هزینه های خدماتی بانکی
bank′s clearance house : اطاق پایاپای بانکها
bank′s draft, bank bill : برات بانکی
bank′s liabilities : تهدات بانکی
bank′s transfer : حواله بانکی
banker′s automated clearing system (BACS) : سیستم رایانه ای پایاپای بانک ها
banker′s cheque, draft, cashier′s cheque : چک بانکی
banker′s lien : حق وصول طلب بانکدار
banker′s order : حواله بانکی، دستور به بانک
banker′s payment, inter banks payment : پرداخت بین بانک ها، حواله بانکی
banker(s) : بانک دار
banker′s draft order cheque : چک حواله کرد
banker′s payment : پرداخت بانکی
banker′s acceptance : اسناد تضمین شده بانکی
banking deposit account : حساب سپرده بانکی
banking principles : اصول بانکداری
banking transactions : معاملات بانکی
bankruptcy of partnership : ورشکستگی شرکت سهامی
bankruptcy proceedings : اقدامات (اعمال) ورشکستگی
bankruptcy risk : ریسک ورشکستگی
bankruptcy trustee : تولیت ورشکستگی
banks pension fund : صندوق بازنشستگی بانک ها
banks′ mergers : ادغام بانکها
barbell portfolios : مجموعه اوراق قرضه
bargain purchase : خرید با چانه زدن، گرفتن تخفیف در خرید
bargain purchase option : اختیار خرید با قیمت کم
bargains market : بازار داد و ستد (قابل چانه زدن)
barometer stock : سهم شاخص
barter system : روش معامله پایاپای، دادو ستد، سیستم مبادله کالا
barter transaction : معامله پایاپای (تهاتری)
base currency : پول مبنا
base pay : حقوق ثابت، حقوق پایه
base period : دوره اصلی (پایه)
base price : قیمت مبنا، قیمت پایه
base rate, key rate : نرخ پایه (مبنا)
base stock method of valuation (valuing) : روش موجودی پایه در ارزیابی
base year : سال پایه، سال مبنا
basic (fundamental) accounting concept, fundamental accounting concepts : مفاهیم اساسی حسابداری
basic (wages- rate) : دستمزد پایه
basic accounting concepts : مفاهیم اساسی حسابداری
basic accounting equation : معادله اصلی حسابداری (دارایی = بدهیها + سرمایه)
basic audit process : فرآیند اساسی حسابرسی
basic budget : بودجه پایه (اصلی)
basic control : کنترل اساسی
basic cost : هزینه اساسی، قیمت مبنا
basic earning (income) : درآمد پایه
basic earning′! per share (BEPS) : سود اولیه (پایه) هر سهم
basic expenditure : هزینه های اصلی
basic labor rate : نرخ پایه مزد
basic of accounting : مبنای حسابداری
basic of apportionment : مبنای تسهیم
basic of customs duty : ماخذ حقوق گمرکی
basic pension : مستمری ثابت
basic period : دوره مبنا / پایه
basic planning : برنامه ریزی پایه (اساسی)
basic standard cost : بهای تمام شده استاندارد
basic wage rate : نرخ دستمزد پایه
basic yield, nominal return : بازده اساسی
basing poin : مبنای تعیین وقت
basing rate : نرخ اولیه، نرخ پایه
basing-point rate : نرخ مبدا
basing of accounting, accounting procedure : روش عمل حسابداری
basis of allocation : اساس تسهیم
basis of allotment : اساس تخصیص
basis of apportionment : مبنای تخصیص
basis of appropriation : اساس تخصیص وجه
basis of contribution : مبنای پرداخت حق بیمه
basis of cost allotment : اساس تخصیص هزینه
basis point : یک صدم، یک درصد
batch processing : پردازش دسته ای
batch-order costing, batch costing : هزینه یابی سفارشات دسته ای
bater transaction : مبادله پایاپای
bean counters : نامی تحقیر آمیز برای حسابرسان
bear position : وضع راکد
hearer bond, coupon bonds : اوراق قرضه بی نام
bearer sale, forward sale : فروش سلف (سهام)
bearer security (bearer bond) : اوراق قرضه بی نام
bearer seller : فروشنده سلف (سهام)
bearer share (stock) : سهم بی نام (درجه حامل)
bearer share certificate : گواهینامه سهم بی نام
bearer sharer (stock) : سهام بی نام
bearish market : بازار رو به افول
bed and breakfast : شام تا بام ، شب تا صبح
beginning cash balance : مانده نقدی اول دوره
behavioral accounting research : تحقیقات حسابداری رفتاری
bellweather security : اوراق بهادار راهنما
beneficial interest : بهره سودمند، بهره ناشی از سرمایه گذاری، حقوق انتفاعی
beneficial ownership : مالکیت نسبت به منافع
beneficiary′s bank : بانک کارگزار
benefit accumulated postretirement obligation : بدهی مزایای انباشته بعد از بازنشستگی
benefit analysis : تحلیل هزینه / فایده
benefit expense (cost) : هزینه مزایا
benefit list : آزمایش فایده
benefit -cost analysis : تجزیه و تحلیل هزینه و منفعت، مقایسه منافع حاصل با هزینه های مربوطه
benefit-cost ratio, profitability ratio : نسبت سودآوری، مقایسه هزینه و سود
benefits plan : طرح مزایا
benefits-provided ranking : اولویت بندی بر مبنای ارائه خدمات
bequest : ارث
best profit equilibrium point : نقطه تعادل بهترین سود
best profit point : نقطه بهترین سود
beta risk : احتمال خطر بتا
beta stationary : ثابت بودن ضریب بتا
bias : تمایل، سوگیری، تعصب، یک سونگری ، تورش ، بایاس
bid and ask : اعلان قیمت های خرید و فروش یک سهم
bid asked prices : قیمت پیشنهادی / قیمت درخواست
bid-ticket lease bill : اجاره ماشین آلات و تجهیزات گران قیمت
big boys, the big eight : مدیران موسسات مالی بزرگ، اصطلاحی است که برای هشت موسسه حسابرسی بزرگ جهان به کار می رفت
bilateral stockholding : مالکیت متقابل سهام
bill broker discount broker, bill dealer : کارگزار اوراق خزانه، دلال سفته یا برات
bill discount market : بازار تنزیل برات
bill discount rate : نرخ تنزیل برات
bill discounted : سفته یا برات تنزیل شده
bill of entry (customs) : صورت اقلام ورودی، اظهارنامه ورودی (درگمرکات)
bill of goods : صورت مخارج کالا
bill of lading (B/L), invoice, bill,Shipment bill : بارنامه، سند حمل کالا
bill of quantities (bill of materials) : فهرست اقلام مورد نیاز
bill of sale : سند فروش، مبایعه نامه
bill of sight : اعلامیه موقت (دیداری)
bill payable after sight : برات قابل پرداخت پس از رویت
bill register : دفتر ثبت برات
billing cost (expense) : هزینه صدور فاکتور (یا صورتحساب)
bills : اسناد قابل تنزیل (در بانکداری)
bills book : دفتر برات
bills documents : اسناد برواتی
bills documents payable : اسناد برواتی قابل پرداخت (پرداختنی)
bills documents receivable : اسناد برواتی قابل دریافت (دریافتی)
bills for collection : بروات قابل وصول (وصولی)
bills payable (B/P) : بروات (اسناد) پرداختنی
bills protested : بروات واخواستی
bills receivable, notes receivable : اسناد دریافتنی
bin card (store card) : کارت فروشگاه کارت موجودی کالا (در انبار)
binonrial distribution : توزیع آماری
black Jist : لیست سیاه
bJank endorsed : ظهرنویسی بدون قید و شرط
blank endorsement : ظهرنویسی بدون ذکر نام حامل، ظهرنویسی بدون قید و شرط
blank transfer : نقل و انتقال سهام بدون نام انتقال دهنده و کسی که سهام به او انتقال می یابد
block purchase of shares : خرید سهام به دفعات
block sample selection : انتخاب نمونه به صورت خوشه ای (مقطعی)
blocked account, closed account : حساب محدود
blocked funds : وجوه مسدود شده
blue collar workers : کارگران یدی
board of directors : هیئت مدیره، هیئت رئیسه
board of governors : هیات رئیسه
board of inspectors : هیات بازرسان
board of supervisors : هیئت نظار
board of trustees : هیات امنا
boarding and search of means : ورود به وسایط نقلیه و بازرسی آن
bond accepting houses : موسسات پذیرش بروات
bond anticipation notes : اسناد کوتاه مدت
bond conversion : تبدیل اوراق قرضه
bond discount : تنزیل اوراق قرضه / بهادار
bond discount and premium : کسر و صرف اوراق قرضه
bond issue : صدور اوراق قرضه
bond issue expense (cost) : هزینه انتشار اوراق قرضه
bond outstanding method : روش اوراق قرضه (در دست مردم، معوق)
bond premium, premium on bonds : صرف سهام قرضه (اوراق قرضه)
book of secondary entry, book of second entry, book of final entry : دفتر ثبت ثانوی
book surplus : مازاد (سود انباشته) پیش از اینکه حسابرس در این مورد اظهار نظر نماید و صحت آن را تایید کند
book value (of a plant asset) : ارزش دفتری (دارایی ثابت مشهود)
book value per share : ارزش دفتری هر سهم
book-keeping entries : ثبت های دفترداری
bookkeeping, single entry : دفترداری یک طرفه
books accounts and vouchers : دفاتر حسابها و اسناد روزنامه
books of account : دفاترکل، روزنامه و سایر ثبت های حسابداری
bootstrap : خرید درصد بالایی از شرکت به صورت نقد
border customs : گمرکات مرزی
borrowed funds, loan funds : وجوه استقراضی
borrowers note : قبض بدهکاری
borrowing by banks : اخذ وام توسط بانک ها
borrowing costs : مخارج تامین مالی
borrowing from banks : اخذ وام از بانکها
borrowing power of securities : قابلیت وام گیری اواراق بهادار
borrowing-up system : سیستم پایین به بالا
bottom-up forecasting : پیش بینی بر مبنای از پایین به بالا
bouncing cheque, bad cheque- (US) : چک برگشتی
bound, limit, restrict : محدود کردن، منحصر کردن
boundary of opportunity set : حد و مرز مجموعه فرصتهای سرمایه گذاری
bourse, exchange capital market : بورس
branch bank accounts : حساب های بانکی شعبه
branch books : دفاترشعبه
branch stock : موجودی کالای شعبه
branches′ account : حساب شعب
branches′ books : دفاتر شعب
brand switching : تغییر استفاده از یک نام تجاری به نام تجاری دیگر
breach of trust : خیانت در امانت اعتمادشکنی،ارتکاب جرم به وسیله امین
break even conditions : شرایط سربه سری
break in share price : کاهش قیمت سهام
break of clause : نقض مفاد
break-down analysis : تجزیه وتحلیل مانده حسابها (تفکیک و بررسی حسابها)
break -even point analysis : تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر
breakeven analysis : تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر
british accounting association (BAA) : انجمن حسابداری بریتانیا
broker′s advice : اعلامیه کارگزاران
broker′s contract : قرارداد دلالی (حق العمل)
broker′s loan : وام کارگزار
broker′s sold note : اعلامیه فروش دلال
brokerage commission, brokerage fee task work : کارمزدی، حق العمل کارگزار در بورس
bucket shop : سفته باز
budget analyst : تجزیه وتحلیل کننده بودجه
budget assumptions : مفروضات بودجه
budget classification : طبقه بندی بودجه
budget components : اجزای تشکیل دهنده بودجه
budget cost allowance : بودجه تخصیص یافته به یک مرکز بودجه یا مرکز هزینه، هزینه مجاز بودجه ای
budget estimates : برآوردهای بودجه
budget expenditures : مخارج بودجه
budget forecast : پیش بینی بودجه
budget manual, budget format, budget instruction : کتابچه بودجه، راهنمای بودجه
budget preparation process : جریان تنظیم بودجه، مراحل تهیه بودجه
budget reserve : ذخیره بودجه (جهت تعادل درآمد و هزینه)
budget slush : بودجه مخفی، سری
budget surplus and deficit : اضافه وکسری بودجه
budget-to-actual comparisons : مقایسه بودجه با اطلاعات واقعی
budgetary accounts : حساب های بودجه ای
budgetary appropriations : تخصیص بودجه
budgetary control of purchase : کنترل بودجه ای خرید
budgetary slack : کسر بودجه
budgeted balance sheet : ترازنامه بودجه ای
budgeted cash balance : مانده نقدی بودجه ای
budgeted cash receipts : دریافت های نقدی بودجه ای
budgeted cost (expense, expenditure) : هزینه بودجه ای (بودجه شده)
budgeted direct labor hours : ساعات کار مستقیم بودجه ای
budgeted fixed cost : هزینه ثابت بودجه ای
budgeted income statement : صورتحساب سود و زیان بودجه شده
budgeted margin (gross) profit : سود ناویژه بودجه ای
budgeted unit selling price : قیمت بودجه ای هر واحد فروش
budgeed variable cost : هزینه متغیر بودجه ای
budgeter′s estimates : برآوردهای بودجه بندی
budgeting gamesmanship : شگرد بودجه بندی
budgeting procedures : روشهای (رویه های) بودجه بندی
budgeting process : فرآیند بودجه بندی
buffer stock : موجودی احتیاطی
building license, bulding permission, : پروانه ساختمان
building rental charge (expense) : هزینه اجاره (کرایه) ساختمان
building society : صندوق مشترک سرمایه گذاری، شرکت (تعاونی) اعتباری مسکن، بانکن مسکن
bulding maintenance cost (expense) : هزینه نگهداری ساختمان
bulk cargo, bulk goods : کالای بسته بندی نشده، کالای فله
bulk materials : مواد انباشتنی (غیر قابل شمارش)
bulk purchase : خرید عمده
bulk transport : حمل به صورت فلّه
bull spread : شکاف خوش بینانه
bullish market : بازار احتکاری، بازار رو به رونق
bullish stocks : سهام رو به رونق
bummy names on payroll : اسامی ساختگی در لیست حقوق
bundle of rights : حقوق ناشی از مالکیت
business : کسب و کار، تجارت، بازرگانی
business activity : فعالیت تجاری
business agency, trade representation : نمایندگی تجاری
business agent : نماینده تجاری کارگزار، عامل
business combination : ترکیب واحدهای تجاری
business cycle : دوره فعالیت تجاری، چرخه تجاری
business cycle indicators : شاخصهای چرخه تجاری
business data : مجموعه اطلاعات بازرگانی
business data processing : پردازش اطلاعات بازرگانی
business day : روزکاری، روز غیر تعطیل
business decision making : تجاری تصمیم گیری
business enterprise (entity or unit) : واحد تجاری
business entity : شخصیت حقوقی واحد تجاری، شخصیت تجاری
business entity concept : اصل تفکیک شخصیت حقوقی از شخصیت حقیقی
business ethics : اخلاقیات بازرگانی
business failure : شکست تجاری
business functions for the sales : فعالیتهای تجاری چرخه فروش و وصول مطالبات
business goods : کالای تولیدی
business hour : ساعت کار تجاری
business intelligence (BI) system : سیستم هوشمند تجاری
business interruption insurance, work termination insurance : بیمه توقف کار
business law : حقوق بازرگانی، قانون تجارت
business loan : وام تجاری
business name, trade name : نام واحد تجاری
business plan : برنامه واحد تجاری، برنامه کسب و کار
business purpose : قصد تجاری
business relations : روابط تجاری
business risk : ریسک تجاری
business segments : بخش های واحد تجاری
business termination insurance : بیمه توقف عملیات تجاری (به علت حوادث)
business transaction : فعل و انفعالات تجاری
business trust : نوعی مشارکت خصوصی
business wluation : تعیین ارزش واحد تجاری
business year : سال تجاری
business-value-added : ارزش افزوده تجاری
businessman : کاسب، بازرگان، تاجر
bust out : خرید کالا به حجم بزرگ و فروش فوری به نقدی و سپس اعلام ورشکستگی
buy minus : خرید زیر قیمت
buy on the close : خرید آخر قیمت
buy stop order : سفارش خرید بهتر از قیمت تعیین شده
buy-out insurance : بیمه متقابل
buyer′s credit : اعتبار خرید
buyer′s market : بازار خریدار
by laws : مقررات، آیین نامه
by-product cost : هزینه محصول فرعی
by-product sale : فروش محصول فرعی
cabinet security : اوراق بهادارغیر فعال
calendar spread : شکاف تقویمی
call deposit account : حساب سپرده دیداری
call deposit interest : بهره سپرده دیداری
call premium, securities redeemable,redemption premium : صرف بازخرید، اوراق بهادار قابل بازخرید (عندالمطالبه)، اوراق بهاداری که از انتشار دهنده می تواند پیش از سررسید، وقیمتی مشخص، بازخرید کند
call provision : شرط بازخرید، اوراق بهادار
call value, redemption value, call price,surrender value : ارزش بازخرید
call(ed)-up share capital : مبلغ مطالبه شده سهام سرمایه
call-up, subpoena, summons, sum of the years, digits method : احضاریه، جلب
callability risk : ریسک قابلیت بازخرید
callable bonds : اوراق قرضه قابل بازخرید، اوراق قرضه دیداری
callable deposit : سپرده عندالمطالبه (دیداری)
callable preference shares : سهام ممتاز با سود انباشته
callable preferred stocks : سهام ممتاز قابل بازخرید قبل از سررسید
callable security : اعلام باز خرید، اعلام پرداخت باقیمانده اوراق بهادارپذیره نویسی شده
callable shares : سهام بازخریدنی (عندالمطالبه)
Canadian institute of chartered accountants (ClCA) : انجمن حسابداران رسمی کانادا
cancellabellease : اجاره قابل فسخ
cancelled shares : سهام باطل شده
canon of ethics : اخلاقیات
cantiogencies : رویدادهای احتمالی
capacity constraint : محدودیت ظرفیت
capacity usage variance : مغایرت مصرف ظرفیت
capital acquisition and repayment cycle : چرخه تحصیل سرمایه و بازپرداخت
capital and reserves : سرمایه و اندوخته ها
capital asset, fixed asset, plant asset : دارایی ثابت، دارایی سرمایه ای
capital bonus : سود سهمی، سود به صورت سهام
capital budget sources : منابع بودجه سرمایه ای
capital budget sources and applications : منابع و مصرف بودجه منابع سرمایه ای
capital calIs : درخواست مطالبه سرمایه
capital charges : هزینه تامین سرمایه
capital expenditure (capital costs; capital investment; investment costs;investment expenditure) : هزینه سرمایه ای، مخارج سرمایه ای
capital fonnation gain (or loss) : سود یا زیان تشکیل سرمایه
capital funds appropriation : تخصیص اعتبارات سرمایه ای
capital gain or loss : سود یا زیان سرمایه ای
capital goods : کالای سرمایه ای
capital increase, increase of capital : افزایش سرمایه ای
capital instruments : ابزارهای مالی برای تامین سرمایه
capital intensive : ابزار تامین سرمایه
capital lease : اجاره دارایی های سرمایه ای، رهن کالاهای سرمایه ای
capital lease payment : پرداخت اجاره های سرمایه ای
capital market disorders : اختلالات (بی نظمی های) بازار سرمایه
capital notes (bills) : بروات سرمایه ای
capital orders : سفارش کارهای سرمایه ای
capital paid in excess of par value : صرف سهام
capital paid in specie : سرمایه پرداخت شده نقدی
capital preservation : اصل حفظ سرمایه
capital projects fund : حساب مستقل پروژه ها، حساب پروژه های سرمایه گذاری عمرانی
capital reconciliation statement : صورت منابع و مصارف سرمایه
capital redemption reserve : ذخیره بازخرید سرمایه
capital redemption reserve funds : وجوه اندوخته ای باز خرید سرمایه
capital rent, ca.,ital lease : اجاره سرمایه (ای)، اجاره بلند مدت
capital repairs cost : هزینه تعمیرات اساسی (سرمایه ای)
capital replacement expenditures : مخارج جایگزینی سرمایه ای
capital reserve : اندوخته سرمایه ای
capital reserve account : حساب اندوخته سرمایه ای
capital reserve funds : وجوه اندوخته سرمایه ای
capital risk : ریسک سرمایه
capital share (stock) : سهم سرمایه ای
capital statement : صورتحساب سرمایه
capital stock certificate book : دفترثبت سهام
capital stock subscribed : سهام پذیره نویسی شده
capital stock surplus : مازاد ارزش سهام سرمایه ای (صرف سهام)
capital structure (financial structure) : ترکیب سرمایه، ساختار سرمایه (ساخت سرمایه)
capital structure ratio : نسبت ساختار سرمایه، نسبت وام به سرمایه
capital structure theory : تئوری ساخت سرمایه
capital sum : کل مبلغ سرمایه
capital supply : عرضه سرمایه
capital surplus : مازاد سرمایه (ای)
capital transactions : مبادلات سرمایه ای، معامله در اقلام سرمایه ای
capital transfer tax (CTl) : مالیات نقل و انتقال سرمایه
capital usage ratio : نسبت مصرفی سرمایه
capital-asset pricing model (CAPM) : مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای
capital-stock discount : کسر سهام
capital-stock premium : صرف سهام
capitalization issue : صدور سود سهمی، صدور سهام از محل سود
capitalization of borrowing cost : به حساب داراریی بردن هزینه استقراض
capitalization of borrowing expenses : منظور نمودن مخارج استقراضی
capitalization of interest : ارزش فعلی بهره هایی که درآینده وصول خواهند شد
capitalize reserves (to) : تبدیل به سرمایه کردن اندوخته ها
capitalized cost (expense), capital expenditure (cost) : هزینه سرمایه ای، مخارج سرمایه ای
capitalized lease obligations : تعهدات اجاره ای بلندمدت سرمایه ای
capitalized surplus : مازاد منتقل به سرمایه، مازاد (اندوخته) تبدیل به سرمایه شده
cargo / consignment : محموله، بار (کشتی یا هواپیما) / محموله، مرسوله، حمل، ارسال
cargo inspection fee : حق الزحمه بازرسی (محموله) کشتی
cargo insurance : بیمه محموله کشتی، بیمه محصولات، بیمه کالا (باربری)، بیمه بار
cargo manifest : مانیفیست محموله (بار)
cargo ship, freighter : کشتی باری
carriage and insurance paid to (CIP) : پرداخت کرایه حمل و بیمه کالا تا مقصد
carriage inwards : بیمه حمل کالاهای خریداری شده، هزینه خریدار بابت حمل کالا
carriage outward(s), freight out : هزینه حمل کالای فروخته شده
carring interest expense : هزینه یهره انتقال به دارائی
carrying cost : هزینه نگهداری دارایی
carrying value, book value, value transferred, variable cost : ارزش دفتری، ارزش انتقالی به دوره بعد
cash ability : قابل نقد شدن
cash account : حساب صندوق، حساب موجودی نقدی
cash acquisition : تحصیل نقدی
cash advance received : پیش دریافت نقدی
cash and cash equivalent : نقد و شبه نقد
cash asset : دارایی نقدی
cash assets ratio : نسبت دارایی های نقدی
cash balance : مانده موجودی نقد
cash balance on hand, cash balance,money cash : موجودی پول نقد
cash base : پایه نقدی
cash basis (of accounting) : روش نقدی حسابداری
cash benefits : مزایای نقدی
cash bonus : پاداش نقدی
cash book : دفتر صندوق، دفتر نقدی
cash box : صندوق پول
cash break-even point : نقطه سر به سر نقدی
cash buying price : قیمت خرید نقدی
cash capital : سرمایه نقدی
cash change fund : حساب پول خرد
cash cheque : چک نقدی
cash collections : وصولی های نقدی
cash commitments : تعهدات نقدی
cash commodity : کالای نقد
cash contnbution : سهمیه نقدی
cash conversion : تسعیر وجوه نقدی
cash credit : اعتبار نقد
cash credits account : حساب اعتبارات نقدی
cash cycle : چرخه وجوه نقد
cash debt coverage ratio : نسبت پوشش بدهی های نقدی
cash deficit provision : ذخیره کسری صندوق
cash deficit, cash shortage : کسری وجه نقد
cash disbursement : پرداخت نقدی
cash disbursement authorization : دستور پرداخت نقدی
cash disbursements journal, cash payment earned : دفتر روزنامه پرداخت نقدی
cash discount period : دوره استفاده از تخفیف نقدی
cash dividend : سود نقدی تقسیمی
cash dividend declared : سود سهام نقدی اعلام شده
cash dividend paid : سود سهام نقد پرداخت شده
cash down sale, cash sale : فروش نقد
cash draw down : پول خارج شده از...
cash due : وجه نقد بدهی
cash due from : وجه نقد طلبکار از
cash due to : وجوه نقد بدهکار به
cash earning(s) : عواید نقدی
cash equivalent : شبه نقد، گردش وجوه نقد
cash equivalent value : معادل نقد
cash float : پول خرد
cash float amount : مبلغ تنخواه گردان
cash flow : جریان نقدی، گردش وجوه نقد
cash flow adequacy ratio : نسبت کفایت جریان نقدی
cash flow from investing activities : گردش وجوه فعالیت های سرمایه ای
cash flow from operating activities : گردش وجوه فعالیت های عملیاتی
cash flow method : روش گردش وجوه نقد
cash flow per share : جریان نقدی هر سهم
cash flow period : دوره گردش وجوه
cash flow position statement : صورت وضعیت گردش وجوه نقدینه
cash flow return on asset : بازده نقدی دارایی
cash flow statement : صورت جریان نقدی ، صورت جریان وجوه نقد
cash flow to capital expenditure ratio : نسبت جریان نقدی به هزینه سرمایه، بازده نقدی دارایی
cash flows from financing activities : جریانهای نقدی حاصل از فعالیتهای تامین مالی
cash forecast : پیش بینی نقدینگی
cash from operations ratio, cash flow ratio : نسبت گردش نقدی
cash in flows : جریانات نقدی ورودی
cash in hand, cash : موجودی نقد
cash in process of collection : پول در جریان وصول ، موجودی نقد در جریان وصول
cash in safe : موجودی نقد در صندوق
cash in transit : وجوه بین راهی، وجوه نقد (سکه، اسکناس و چک) در راه
cash income : درآمد نقدی
cash inflow, inflow of cash : جریان ورود وجوه نقد
cash items : اقلام نقدی
cash journal : دفتر روزنامه وجوه نقد، دفتر صندوق
cash limit : حد پرداخت نقدی
cash list : صورت موجودی نقد
cash listing : صورت برداری از موجودی نقد
cash management : مدیریت وجوه نقد
cash market : معامله نقدی، بازار نقدی
cash method : روش نقدی
cash needs, cash requirements : احتیاجات نقدی ، نیازهای نقدی
cash office : اداره صندوق
cash on delivery : پرداخت نقدی به مجرد تحویل کالا
cash on delivery (COD) : نقد هنگام تحویل ، پرداخت وجه هنگام دریافت محموله
cash on delivery of goods : تحویل کالا در محل کار (...نام محل مقرر)
cash on delivery of parcel : تحویل بسته در مقابل وجه نقد
cash on hand : پول نقد در دسترس
cash on the way : پول نقد در راه
cash order : سفارش نقدی
cash out flow : جریان خروج پول (جریان پرداخت ها)
cash over and short : کسری و اضافه صندوق
cash over draft : اضافه برداشت بانکی
cash payment : پرداخت نقدی
cash penalty, amerciament (amercement) : جریمه نقدی
cash position : وضعیت نقدینگی
cash position ratio : نسبت موقعیت نقد (جمع نقد و قابل وصول به بدهیهای جاری)
cash purchase : خرید نقدی
cash ratio (liquidity ratio) : نسبت نقدی (جمع وجه نقد و قابل وصول به بدهی های جاری)
cash receipts : دریافت های نقدی
cash receipts & disbursement method : روش دریافت ها و پرداخت های نقدی
cash received from work certified : وجه نقد دریافتی از بابت کار گواهی شده
cash records : مدارک و شواهد مربوط به دریافت، پرداخت، سپرده و برداشت از وجوه نقد
cash register, cash book (CB) : دفتر صندوق، ماشین ورود و خروج نقدی
cash requirements : جدولی که نشان دهنده وجوه نقد مورد نیاز برای عملیات جاری یا سرمایه گذاری است
scash requirements provision : پیش بینی احتیاجات نقدی
cash reserve : اندوخته نقد
cash resources, funds : منابع نقدی
cash risk : خطر وجوه نقد (ریسک نقدینگی)
cash shortage : کمبود وجه نقد
cash squeeze : فشار نقدی
cash statement : صورت وجوه نقد و موجودی بانک
cash value : ارزش نقدی
cash withdrawal : برداشت نقدی
cash yeild : بازده نقدی
cash-up approach : روش غیر مستقیم، روش مغایرت گیری
cashable : نقد شدنی
cashable asset : دارایی قابل نقد
cashed cheque : چک نقد شده
cashier : صندوقدار، تحویل دار
cashier′s check (cheque) : چک بانکی، چک تضمین شده، چک عهده خود بانک
casual profit : سود اتفاقی
casualty : زیان یا خسارت اتفاقی
casualty insurance : بیمه حوادث
casualty loss : زیان مالی
catch phrase or catchline : شعار جذب مشتری
catch up adjustment : اصلاح یا تعدیل جبرانی، اثر انباشت تغییرات حسابداری
causal factors : عوامل علت و معلولی
causality : رابطه علیّت
causation relationship, causation : رابطه علت و معلمول
census : سرشماری
centra-balances : مانده های متقابل
central administration of customs : اداره کل گمرک
central insurance pension fund : صندوق بازنشستگی بیمه مرکزی
central warehouse : انبار مرکزی
centralization of affairs : تمرکزامور
centralization of records : تمرکز اسناد و مدارک
centratized accounts : حساب های متمرکز
centratized storage : انبارداری متمرکز
certificate of accounts : گواهی حسابها
certificate of accounts by auditor : گواهی حسابها توسط حسابرس
certificate of analysis : گواهی بررسی، گواهی آنالیز
certificate of bonds : گواهی اوراق قرضه
certificate of deposit : گواهی سپرده، سند سپرده بانکی
certificate of deposit (CD), deposit certificate : گواهینامه سپرده
certificate of indebtedness : ورقه قرضه، گواهینامه بدهکاری
certificate of insurance : بیمه نامه
certificate of insured assets : گواهی دارایی های بیمه شده
certificate of loss : گواهی محو اسناد
certificate of measurement : گواهی مقدار
certificate of partial completion,provisional completion certificate : گواهی موقت انجام کار
certificate of partnership : گواهی مشارکت
certificate of protest, protest : گواهی نکول (واحد برات)
certificate of provisional : گواهی (تحویل) موقت کار
certificate of quality, manaufaturer′s or supplier′s quality or inspection certificate : گواهی کیفیت، گواهی کیفیت یا بازرسی فروشنده یا تولید کننده
certificate of registry : گواهی ثبت
certificate of work in progress : گواهی کار در مراحل تکمیل (ساخت)
certificate to commence business : پروانه راه اندازی شرکت
certified accounts : حساب های تایید شده
certified autitor′s report : گزارش حسابرس مجاز (حسابدار رسمی)
certified books : دفاتر گواهی شده
certified financial statement : صورت مالی گواهی شده
certified infonnation systems auditor (CISA) : حسابرس رسمی سیستم های اطلاعاتی
certified statement : صورتحساب (صورت وضعیت) گواهی شده
certified stock : کالای تایید شده
certify accounts : تایید (تصدیق) کردن حسابها
certify invoices : تایید کردن سیاهه ها ، تایید کردن فاکتورها
certify the correction of the contents : گواهی صحت محتویات
cessation : توقف عملیات تجاری
cessation of learning : توقف یادگیری
cessation of work : تعطیل کار
cestui que trust : کسی که اطمینان می کند
chain discount : تخفیف زنجیره ای (دامنه دار)
chainnan of the board of directors : رییس هیئت مدیره
chainnan′s report (chainnan′s .statement) : گزارش رئیس هیئت مدیره
chamber of industry : اتاق صنایع
change in accounting estimates : تغییر در برآورد (های) حسابداری
change in accounting principles and methods : تغییر در اصول و روش های حسابداری
change in conversion rate : تغییر در نرخ تبدیل (ارز)
change in current requirements : تغییر در نیازهای جاری
change list : صورت احتیاجات پول خرد (صندوقدار) صورت اسکناس و پشیز
character set : مجموعه نشانه ها، نویسه ها
characteristic line : خط مشخصه
charge off, cost transfer, shifting of cost : انتقال هزینه (تغییر پرداخت هزینه)، به حساب زیان منظور کردن، از دفتر خارج کردن
charge-and -dischage statement : حساب انحصار وراثت
charges : مخارج، هزینه ها، اقلام بدهکار
charges collect (CC) : هزینه نقدا دریافت می شود
charges prepaid : هزینه پیش پرداخت شده
chlirging wharf / charging berth /discharging port : لنگرگاه بارگیری،اسکله بارگیری
charity commissioners : هیئت امناء سازمان خیریه
chart of accounts : فهرست حسابها
chartered association of certified accountant (CACA) : انجمن حسابداران خبره انگلستان
chartered institute of management accountants (ClMA) : انجمن حسابداران خبره مدیریت (انگلستان)
chartered institute of public finance and accountancy (CIPF A) : انجمن رسمی حسابداری و امور مالی (انگلستان)
chartered institute of taxation : موسسه حسابداران خبره مالیاتی
chartist : تحلیلگر مالی
chattel personal moveable property : دارایی منقول
cheap, inexpensive : کم بها، ارزان
cheapness : ارزانی
check list : سیاهه وارسی، فهرست کنترلی
check register : دفتر روزنامه برای ثبت چک هایی که صادر می شود، دفتر صدورچک
check stub : ته سوش چک
check without provision : چک بی محل
check, checking, examination.investigation : رسیدگی، بررسی
checking of goods : بررسی کالا، بازرسی کالا
checking of goods stock : رسیدگی موجودی کالا
checks and balance : کنترل و مقابله
cheque register book, cheque recording : دفتر
chief inspector : بازرس ارشد
child allowance. child′s benefit : حق اولاد، مدد معاش اولاد
child labor legislations : مقررات قانونی کار کودکان
choice in possession : حق بالفعل، حق غیر متنازع فیه
chronological indexing of records : طبقه بندی زمانی اسناد و مدارک
chronological records : ثبت های روزنامه به ترتیب تاریخ
circuJarimtion of debtors : اخذ تاییدیه از همه بدهکاران شرکت
positive circularization : اخذ تاییدیه مثبت از بدهکاران
circuJarimtion of debtors : گرفتن تاییدیه از همه بدهکاران شرکت
circulating papers : اوراق در گردش
circulating promissory notes : اوراق بدهی در گردش
circulation of cost. flow of costs : جریان گردش هزینه
circumstantial : قرینه (یا قراین)
circumstantional evidence : شواهد ضمنی
civil and military personnel : کرکنان لشگری و کشوری
civil pension fund : صندوق بازنشستگی کشوری
civil pension organization : سازمان بازنشستگی کشوری
civil servant : کارمند دولت
civil service pension : حقوق بازنشستگی کارمندان دولت
civil works : خدمات کشوری (خدمات اجتماعی)
civil works′ transport : خدمات حمل و نقل کشوری
claim for damages : ادعای خسارت کردن
claim of compensation : ادعای خسارت
claim of insurance : ادعای خسارت بیمه
claim, law suit : طلب، دادخواست، ادعا، تقاضا برای پرداخت یا جبران خسارت
claims handling : رسیدگی به شکایات
claims payable : مطالبات پرداختنی
clarify, clearness : صاف کردن، روشن کردن، روشنی، شفافیت، گویایی
classes of factory overhead : طبقات سربار کارخانه
classes of inventories : انواع مختلف موجدی کالا، طبقات مختلف موجودی
classes of shareholders : طبقات صاحبان سهام
classes of shares : طبقات سهام
classification by activity : طبقه بندی برحسب رشته فعالیت
classification by object : طبقه بندی برحسب موضوع
classification error : اشتباه ناشی از طبقه بندی اقلام
classification of accounts, classifying the accounts, accounts classification : طبقه بندی حسابها
classification of goods : طبقه بندی کردن کالاها
classification, grading, rating : درجه بندی، طبقه بندی
classified balance sheet : ترازنامه طبقه بندی شده
classified records : اسناد و مدارک طبقه بندی شده
classified stock : سهام طبقه بندی شده
classifying records and documents : طبقه بندی اسناد و مدارک
clause, provision : ماده، شرط
claused BIL : بارنامه مشروط
claused bill of lading : بارنامه مقیّد (سفید)
clean (opinion-report), fairness report,fairness report : گزارش غیر مشروط
clean surplus theory : تئوری مازاد خالص
cleaning expense : هزینه پاکسازی
cleaning of the site : آماده سازی محل کارگاه
clear and understandable : روشن و قابل فهم
clear the goods from customs, release the goods from the customs : ترخیص کالا از گمرک
clearance for home use : ترخیص جهت مصرف داخلی (قطعی)
clearance inwards : مجوز ورود کشتی
clearance papers : اوراق قرضه
clearance sale : فروش به منظور تصفیه، حراج
clearance statement, settement statement : صورتحساب تسویه (تصفیه)
clearing (or deposit) bank, saving bank : بانک پس انداز
clearing account, compensation account : حساب تهاتر (حساب پایاپای)، حساب موقت
clearing assets : داراییهای تصفیه
clearing banks office : اداره پایاپای بانکها
clearing house : اتاق پایاپای
clearing house funds : وجوه اتاق پایاپای
clearing house statement : صورتحساب اتاق پایاپای
clearing of the site : آماده سازی محل کارگاه
clearing outwards : اعلامیه خروج کشتی
clearing sheet : برگ تصفیه
clearings : وسائل (اسناد) واریز و تسویه
clerical jobs : مشاغل دفتری
client business risk : ریسک تجاری صاحبکار
client representation, representation letter : تاییدیه صاحبکار
close (the books) : بستن دفاتر
close a position : انجام دادن معامله مکمل
close company : شرکت خانوادگی
close off : بستن شرکت
close to control limit lines : نزدیک بودن به حدود کنترل
close to the central line : نزدیک بودن به خط مرکزی
closed account : حساب بسته شده، بدون مانده
closed corporation, closely-held corporation : شرکت بسته
closed out : فروش اجباری
closed trade : تجارت مسدود (غیر آزاد)
closed-end bond : سند وجه الضمان محدود
closed -end company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه محدود (ثابت)
rclosed-end fund, closed-end investment company : شرکت سرمایه گذاری محدود، صندوق مشترک
closed-end invesment company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه محدود (ثابت)
rclosed-end mutual fund : صندوق مشترک سرمایه گذاری با تعداد سهام ثابت (محدود)
closely held : مالکیت متمرکز
closely held corporation : شرکت سهامی خاص
closing : ثبت بستن حسابهای موقت
closing adjustment entry : ثبت تعدیلی اختتامی
closing adjustments : تعدیلات اختتامی
closing ba1ance : مانده پایان دوره
closing balance sheet : ترازنامه اختتامی (پس از تعدیلات حسابرسی)
closing date of accounts : تاریخ بستن حسابها
closing date of books : تاریخ بستن دفاتر
closing day : روز بستن حسابها، آخرین روز دوره حسابداری
closing entries : ثبت های مربوط به بستن حساب ها، ثبت اختتامی
closing inventory, inventory at end of period : موجودی آخر دوره
closing the accounts : اختتام حسابها
closing the books of original entry : بستن دفاتر ثبت اولیه
closing trial balance = postclosing trial balance : تراز آزمایشی اختتامیه
closing, close, wind up to close,to (pack), termination : بستن، اختتام
co-insurance : بیمه با مشارکت بیمه گذار، بیمه مشترک
coastal customs : گمرک ساحلی
coastal navigation : حمل و نقل ساحلی
code of conduct, ethics, code of professional conduct, rule of conduct : آیین رفتار حرفه ای، اخلاق حرفه ای
code of ethics : آیین رفتار حرفه ای، ضوابط اخلاقی
code of professional ethics : ضوابط اخلاق حرفه ای (آیین نامه انضباطی)
coding list : فهرست رمزبندی شده
coincident indicators : شاخصهای همزمان
coined money, specie : پول مسکوک
collateral notes; secured papers : اسناد تضمین شده
collateral security : وثیقه ضمانت، وثیقه شخص ثالث
collateral trust bonds : اوراق قرضه وثیقه (سهام یا اوراق دیگر)
collect customs duty : وصول حقوق گمرکی
collect savin~ : جمع آوری کردن پس انداز
collection bonus schemes : طرحهای پاداش دسته جمعی
collection charges, collection fee : هزینه وصولی
collection of goods : دریافت کالا
collection of overhead costs : جمع آوری هزینه های سربار
collective ownership : مالکیت اشتراکی
collective reserve : اندوخته مرکب (اشتراکی)
collective responsibility : مسئولیت دسته جمعی
collective responsibility of managers (directors) : مسئولیت دسته جمعی مدیران
collective responsibility of partners : مسئولیت دسته جمعی شرکاء
collectivism : سیستم اقتصادی اشتراکی
collectorship : تحصیلداری
collectorship office : اداره تحصیل داری
collision coverage : شمول جبران خسارت
collusion : تبانی
collusive pricing : قیمت گذاری تبانی شده
colsing rate, net investment m,etbod : روش تسعیر خالص سرمایه گذاری به نرخ پایانی
columnar accounts : حساب های ستون دار
columnar cash book : دفتر نقدی چند ستونی، دفتر صندوق چند ستونی
columnar entry system : روش ثبت ستونی
comanies under common management : شرکتهای تحت مدیریت مشترک واحد، شرکتهای زیر نظر مدیریت واحد
combined attnbutes and variables sampling : نمونه گیری برای تعیین حد اشتباه
combined balance sheet : ترازنامه ترکیبی
combined financial statement : صورت مالی ترکیبی
combined profit and loss account : صورتحساب ترکیبی سود و زیان
combined transport (CI) : حمل و نقل ترکیبی (حمل و نقل با چند نوع وسیله نقلیه)
combining contracts : ادغام کردن قراردادها
comment on accounts, interpretation of accounts : تفسیر حسابرسها
commercial discount : تخفیف تجارتی
commercial documents : اسناد تجارتی
commercial law (code), commercial law,Jaw of merchant, trade (commercial)law, business 1aw : قانون تجارت، قانون بازرگانی
commercial representative, commercial agent : نماینده بازرگانی
commercial sample : نمونه های تجاری
commercial transaction, business transaction : مبادلات تجاری
commercial-merchandise mark, trade mark, trade name : علامت تجاری
commission : کارمزد، حق دلالی، کمیسیون، حق العمل
commission agent : نماینده شرکت
commission broker : کارگزار کمیسیون بگیر
commission paid : حق کمیسیون پرداختی
commission payable : حق العمل پرداختی
commission rate (fee) : درصد کمیسیون، درصد حق الزحمه
commissioner : مامور، نماینده
commitments and contingent liabilities : تعهدات و بدهی های احتمالی
commitments and liabilities : تعهدات و بدهیها
commitments for capital expenditure : تعهد مخارج سرمایه ای
commitments, obligations, liabilities,encumbrances : تعهد ، تعهدات
committed cost (expense) : هزینه تعهد شده
company accounts checklist : چک لیست صورتهای مالی
company in process of liquidation : شرکت در حال انحلال
company in the process of formation : شرکت در شرف تاسیس
company law, law of corporations, : قانون شرکتها
company limited by shares : شرکت با مسئولیت محدود به سهام
company seal : مهر شرکت
company under government supervision : شرکت تحت پوشش دولت
company′s primary stage of work : مرحله اولیه کار شرکت
company′s profit making : سود آوری شرکت
company′s profit position : وضع سوددهی شرکت
company′s reserves : ذخایر شرکت
company′s tax rate : نرخ مالیاتی شرکت
comparability of companies : قابل قیاس (مقایسه) شرکت ها
comparative analysis : تجزیه و تحلیل مقایسه ای
comparative balance sheet : تزارنامه مقایسه ای
comparative financial statements : صورت های مالی مقایسه ای
comparative income statement,consolidated income statement : صورت سود و زیان تلفیقی
comparative tendering from a selected list : مناقصه محدود، مناقصه از لیست خاص
comparative tendering from an open list,general tender : مناقصه عمومی
comparison : مقایسه، قیاس
comparison budget : بودجه مقایسه ای (تطبیقی)
comparison schedule : کاربرگ مقایسه ای
comparisons to economic data : مقایسه با اطلاعات اقتصادی
comparisons to industry data, averages : مقایسه با متوسط های صنعت
comparisons to nonfinancial data : مقایسه با اطلاعات غیر مالی
comparisons to operating data : مقایسه با اطلاعات مربوط به عملیات
compendium of classification opinion : خلاصه آرا، طبقه بندی
compensate, reward : پاداش دادن، جبران کردن، تهاتر کردن
compensated absences : ذخیره بازخرید مرخصی کارکنان
compensating balance : مانده جبرانی، ودیعه وام، سپرده تضمینی
compensating controls : کنترلهای جبران کننده
compensating error : اشتباهاتی که یکدیگر را خنثی می کنند، اشتباهات متقابل
compensating product : محصولات جبرانی
compensation : حقوق و مزایا، پاداش، جبران خسارت
compensation agreement : موافقت نامه پایاپای
compensation deposit balance : مانده جبرانی سپرده (حداقل در حساب سپرده بانک)
compensation expense : هزینه تخفیف تشویقی
compensation of employees : پاداش کارکنان
compensation pay : اجرت جبران خدمت
compensation plan : طرح جبرانی (پاداش)
compensation strategy : استراژی حقوق و مزایا، استراتژی جبران خدمات
compensation transaction : معامله جبرانی
compensation, Indemnity, Penalty : تاوان، غرامت، جبران زیان، خسارت
compensatory : جبرانی (جبران کننده)
compensatory / amount : غرامت (جبران زیان)
compensatory amount : میزان غرامت، مبلغ جبران
compensatory balance : حداقل مانده جبران کننده
compensatory balance arrangements : ترتیبات مانده های جبرانی
compensatory evidential matter : شواهد جبرانی / جبران کننده
compensatory fiscal policy : سیاست جبران کننده مالی
compensatory leave : مرخصی جبرانی
compensatory plan : طرح جبران خدمات، طرح (خرید سهام) با تخفیف تشویقی
compensatory spendinQ budget : بودجه جبرانی مصرفی
compensatory tax : مالیات جبرانی
compensatory time : پذیره نویسی، بستن قراردادی برای خریدن اوراق بهادار شرکت
comperative cost statement : صورتحساب تطبیقی هزینه (قیمت تمام شده)
comperative production statement : صورت وضعیت مقایسه ای تولید
comperative profit and loss account : صورتحساب مقایسه ای سود و زیان
comperative statement : صورتحساب تطبیقی
competence clause : شرط صلاحیت
competence,jurisdiction : صلاحیت، قابلیت اطمینان
competence, professional competence : صلاحیت حرفه ای
competent autharity in finance affairs : مقام مجاز در امور مالی
competing proposal : پیشنهاد رقابتی
competing theories : تئوری رقیب
competition clause : شرط ممانعت از ورود دیگران
competitive conditions : شرایط رقابتی
competitive cost : هزینه رقابتی
competitive cost statement : صورتحساب هزینه رقابتی (با بهای تمام شده رقابتی)
competitive environments : محیط رقابتی
competitive goods : کالای رقابتی (رقابت پذیر)
compilation of financial statements : تهیه و تنظیم صورتهای مالی
complementary goods : کالای مکمل
complementary products : کالاهای مکمل
complementary services : خدمات مکمل
complete cycle costs : هزینه های چرخه تکمیل یک پروژه
complete transaction : معامله کامل
completed goods : سفارش تکمیل شده (ساخته شده)
completed job-orders : سفارشات کار تکمیل شده
completed sales basis : روش مبتنی بر تکمیل فروش
completeness : کامل بودن، تمامیت، نبود کمی
completing the engagement checklist : تکمیل کردن، چک لیست کنترلهای داخلی
completion of financial statements : تکمیل صورت های مالی
completion risk : ریسک تکمیل نشدن پروژه
complex capital structure : ساختار پیچیده سرمایه
complex transactions : معاملات پیچیده
complexity, complexity or volatility of activities : پیچیدگی فعالیت ها
compliance cost : هزینه تدارک کالا، هزینه خرید کالا
compliance test : آزمون رعایت (موازین)
compliance testing : آزمون رعایت، (آزمون کنترلها)
compliance with standards of conduct : رعایت استانداردهای رفتار حرفه ای
component of business, segment of the businesS : بخشی از واحد تجاری
component parts : اجزای متشکله، قطعات منفصله
composite contribution margin : حاشیه فروش مرکب / کل
composite costing, muhiple costing : هزینه یابی ترکیبی
composite depreciation : استهلاک گروهی دارایی های غیر مشابه
composite life depreciation : استهلاک مرکب
composite life method of depreciation : روش (عمر ترکیبی)
composite rate of depreciation : نرخ مرکب استهلاک
composition agreement, deed of arrangement : قرارداد ارفاقی، توافق با طلبکاران
composition in voluntary settlement : قرارداد ارفاقی در تسویه اختیاری
compound amount of A rials : بهره مرکب حاصل از سرمایه گذاری یک سال
compound annual interest rate : نرخ بهره مرکب سالیانه
compound discount : تنزیل مرکب
compound financial instrument : اوراق بهادار مالی دوگانه، مرکب
compound interest : بهره مرکب، ریح مرکب، سود تضمین شده مرکب
compound interest table : جدول بهره مرکب
compound rate, composite rate : نرخ مرکب
compounded interest rate return : نرخ بازده مرکب
compounding of interest : دفعات محاسبه بهره در سال، انباشت بهره
comprehensive (income) tax allocation : تخصیص مالیات به درآمدهای پایان دوره
comprehensive audit : حسابرس جامع
comprehensive auditing dictionary : فرهنگ جامع حسابرسی
comprehensive income : درآمد جامع، سود جامع
comprehensive income statement : صورت سود و زیان جامع
comprehensive insurance : بیمه نامه جامع
comprehensive recognition : شناسایی جامع
comprehensive reconciliation : مغایرت گیری جامع
comprehensive social security system : نظام تأمین اجتماعی جامع
compromise settlement : حل و فصل مسالمت آمیز
compulsory (assurance-insurance) : بیمه اجباری
compulsory audit : حسابرسی اضطراری
compulsory eduction : آموزش اجباری
compulsory liquidation (compulsory winding-up) : انحلال شرکت طبق دستور دادگاه، تصفیه اجباری، انحلال اجباری
compulsory reserve : اندوخته اجباری
computable stock : موجودی قابل شمارش
computer aided design (CAD) : طراحی به کمک رایانه
computer assisted audit techniques (CAAT) : فنون حسابرسی به کمک رایانه
computer-assisted audit : حسابرسی به کمک رایانه
computer-assisted trading system (CATS) : سیستم خرید و فروش به کمک رایانه
concept of monetary transactions : مفهوم مبادلات پولی
concessionaire : صاحب امتیاز
concessionary agreement : امتیازنامه واگذاری
conciliation committee (ties) commission : کمیسیون تصفیه (توافق در امور تصفیه)
conciliatory measures : معیارهای مصالحه
conclusive evidence : شواهد قطعی
condens approach : رویکرد فشردن
condensed financial statements : صورت های مالی فشرده
condensed report : گزارش خلاصه شده
conditional distribution : توزیع شرطی
conditional endorsement, qualified endorsement : ظهرنویسی مشروط
conditional provisions (reserve) : ذخایر مشروط
conditional sale : فروش مشروط
conditional sale agreement : توافق فروش مشروط
conditional settlement : تسویه مشروط
conditions, terms : شرایط
confederation of Asian and Pacific Accountants (CAPA) : کنفدراسیون حسابداران، آسیایی و حوزه اقیانوس آرام
confidential audit inquires : تحقیقات محرمانه حسابرسی
confidential inspection : بازرسی محرمانه
confidential papers : اوراق و اسناد محرمانه
confidential records : اسناد و مدارک محرمانه
confirm accounts by auditor (to) : تایید کردن حسابها توسط حسابرس
confirmation of accounts : تایید درستی حسابها
confirmation of existence of asset : تایید وجود دارایی
confirmation of existence of debt : تایید وجود بدهی
confirmation of value of asset : تایید ارزش دارایی
confirmation request : درخواست تاییدیه
confirmed asset : دارایی تایید شده
confirming house : سازمان معتمد، موسسه تأیید کننده
confiscate (to) : توقیف کردن (ضبط کردن)
confiscated goods : کالای ضبطی
confiscation : ضبط (توفیق ، مصادره)
confiscation risk : ریسک مصادره اموال
contlict of interest : تضاد منافع
contlicting objectives : اهداف متناقض (متضاد)
confrontation strategy : استراتژی مواجهه
confusion of records : درهم برهمی مدارک و اسناد
congestion surcharge : هزینه تراکم بار، جریمه تراکم کار
conglomerate financial statement : ترازنامه تلفیقی بنگاه های اقتصادی دارای فعالیت مختلف
connected persons : افراد وابسته به مدیر
consent letter : تأییدیه
consequent(iaI) damage : خسارت غیر مستقیم، خسارت ضمنی (تبعی)
consequential loss : زیان غیر مستقیم ناشی از آتش سوزی
conservation policy : سیاست محافظه کارانه
conservatism : اصل محافظه کاری، اصل احتیاط
conservatism concept : مفهوم اساسی محافظه کاری
conservative estimation : برآورد محافظه کارانه، تخمین محتاطانه
conservative forecast : پیش بینی محافظه کارانه
conservative growth : رشد محافظه کارانه
considerable credit (fund) : اعتبار قابل توجه
consideration : تعهد، عوض، ثمن، مابه ازا
consign : فرستادن، ارسال کردن، بطور امانت فرستادن
consignee : حق العمل کار، امانت گیر، مرسل الیه، گیرنده، کالای ارسالی
consignment : محموله،کالای امانی
consignment account : حساب کالای امانی
consignment accounting : حسابداری کالای امانی
consignment goods : کالاهای امانی
consignment in : کالای امانی دریافتی
consignment inward(s) : کالای امانی دریافتی
consignment note : سند همراه کالای امانی، بارنامه کالای ارسالی
consignment outward : کالای امانی ارسال
consignment profit and loss statement : صورتحساب سود وزیان کالای امانی
consignment sale : فروش امانی، حق العمل کاری
consignment sbiperments : ارسال کالاهای امانی
consignment stock : سهام امانی
consignment, layer, freight, load, cargo : محموله
consignor / shipper : امانت گذار، مالک کالای امانی فرستنده، حمل کننده
consilidator (groupage agent) : ادغام کننده (عامل ادغام)
consingnee′s account : حساب گیرنده محموله
consistency : ثبات (رویه)، رعایت یکنواختی، تداوم بکارگیری روش ها (اثبات رویه)
consistency concept (principle),consistency : مفهوم اصل ثبات (رویه)، اصل یکنواختی
consistent, identical : مشابه، یکنواخت، هماهنگ، یکسان
console : اوراق قرضه مادام العمر
consolidate : تلفیق کردن
consolidated : تلفیق شده
consolidated accounts : حساب های تلفیقی
consoidated balance sheet : ترازنامه تلفیقی، ترازنامه گروهی
consolidated balance sheet after acquisition : ترازنامه تلفیقی پس از تحصیل
consolidated bond : اوراق قرضه ای که برای جایگزین کردن دو یا چند ورقه ی قرضه ی موجود، منتشر می کنند.
consolidated budget statement : صورت وضعیت بودجه تلفیقی
consolidated cash·flow statement : صورت جریان وجوه نقدی تلفیقی
consolidated companies : شرکت های ادغام شده (یکی شده)
consolidated debt : بدهی تلفیقی
consolidated financial statements : صورت های مالی تلفیقی
consolidated goodwill : سرقفلی تلفیقی، تفاوت بین ارزش کلی یک شرکت و جمع ارزش متعارف یکایک دارایی های آن
rconsolidated group of companies : گروه شرکت های تلفیقی
consoidated income and expenditure account : صورت درآمد و هزینه تلفیقی
consolidated profit : سود شرکت های تلفیقی
consoidated profit and loss account : صورت سود و زیان تلفیقی
consolidated quotations system : سیستم یکپارچه تعیین قیمت (خرید و فروش) اوراق بهادار
consolidated retained earnings : سود انباشته تلفیقی
consolidated tax return : اظهارنامه مالیاتی تلفیقی
consolidated working fund : اعتبار جاری مشترک
consolidation at acquisition : تلفیق در مقطع (تاریخ) تحصیل
consolidation at acquisition date : تلفیق در تاریخ تحصیل
consolidation of shares : تلفیق سهام
consolidation policy : خط مشی تلفیق
consolidation procedures : رویه های (روش های) تلفیق
consolidation surplus : مازاد تلفیقی (حاصل از ادغام)
consolidation techniques : تکنیکهای تلفیق
consolidation theories : تئوری های تلفیق
consolidation with minority interest : تلفیق با حقوق اقلیت
consolidation working paper : کاربرگ تلفیق
consols : اوراق قرضه ادغامی
consortium : کنسرسیوم،ائتلاف و اتحاد چند شرکت
consortium bank : بانک ائتلافی
conspicuous defect : عیب آشکار، نقص مشهود
constant capital : سرمایه ثابت
constant cost, fixed cost : هزینه ثابت (دائمی)
constant dollar plan : نرخ تثبیت ارزش پر تقوی
constant gross margin percentage method : روش درصد ثابت سود ناخالص
constant gross-margin percentage NRV method : روش ارزش خالص بازیافتنی مبتنی بر درصد ثابت سود ناخالص
constant growth : رشد ثابت
constant money accounting : حسابداری بر مبنای واحد پول ثابت
constant percent of decreasing balancing : روش (درصد درآمد) در استهلاک
constant perpetual growth : مدل رشد دائمی با نرخ ثابت
constant physical inventory : موجودی گیری فیزیکی دائمی
constant purchasing power : قدرت خرید ثابت
constant purchasing power accounting : حسابداری بر حسب قدرت خرید ثابت
constant rate : نرخ ثابت
constant ratio : نسبت ثابت (دائمی)
constant return : بازده ثابت (دائمی)
constant surplus : مازاد دائمی
constraining principles : اصول محدود کننده
constraint : عامل بازدارنده، محدودیت
constraint maximization : حداکثر کردن ضمن رعایت محدودیت ها
constraint theory : تئوری محدودیت (ها)
constraint, restriction, limitation : محدودیت
construct validity : اعتبار ساختاری
construction billings : صورت وضعیت های صادره
construction budget : بودجه ساختمانی
construction completed cost : هزینه تمام شده، ساختمان ساخته شده
construction contract : قرارداد پیمانکاری (ساختمانی)
construction contract cost : هزینه قرارداد پیمانکاری (ساختمانی)
construction contract revenue : درآمد قرارداد پیمانکاری (ساختمانی)
construction contractor : پیمانکار ساختمان
construction in progress cost : هزینه بنای در جریان ساخت
construction period, manufacturing period : دوره ساخت، دوره احداث دارایی
construction work in progress : بنای در دست احداث ساختمان در جریان تکمیل
construction -type contracts : قرارداد از نوع ساخت
constructions-in-progress (CIP) : پیمان در جریان ساخت، ساختمان در جریان تکمیل
constructive dividend : پرداخت به سهامدار
constructive fraud : معادل تقلب، تقلب بنیادی
constructive retirement of bonds : بازخرید / ابطال تصنعی اوراق قرضه
constructive retirement of preferred stock : بازخرید / ابطال تصنعی سهام ممتاز
constructive total loss : تخمین خسارت کل وارده
consular invoice = customs invoice : صورت حساب کنسولی، سیاهه گواهی شده
consulting fee : هزینه های مشاوره
consulting services : خدمات مشاوره
consumable life : عمر مفید، عمر قابل بهره برداری
rsconsumable materials : مواد قابل مصرف
consumer behavior : رفتار مصرف کننده
consumer brand : کالای پرمصرف
consumer credit agreement : قرارداد اعتبار مصرف
consumer credit, consumption credit : اعتبار مصرف
consumer debenture : عرضه مستقیم اوراق قرضه
consumer durable goods : کالای بادوام مصرفی
consumer goods, consumption goods : کالاهای مصرفی
consumer loan : وام مصرفی
consumer price index : شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی
consumer′s capital : سرمایه مصرفی
consumer′s cooperative society : شرکت تعاونی مصرف
consumption : مواد و ملزومات مصرفی
consumption tax, excise tax : مالیات بر مصرف، مالیات اموال داخلی
contemporary responsibility accounting : حسابداری سنجش مسئولیت
contingency cost : هزینه احتمالی
contingency loss, contingent loss, loss contingency : زیان احتمالی
contingency reserve funds : وجوه اندوخته احتمالی (احتیاط)
contingency, probability, discretiorary : احتمال (پیش آمد)، احتیاطی
contingent (rental-lease) : اجاره مشروط
contingent charge (expense) : هزینه احتمالی
contingent interest : بهره احتمالی
contingent liability(s) : بدهی احتمالی، بدهی مشروط، دین محتمل الوقوع
contingent loss : زیان احتمالی
contingent rentals : اجاره بهای احتمالی، اجاره بهای متغیر
contingent reserve : ذخیره برای رویدادهای احتمالی
contingent revenues (gains) : درآمدهای احتمالی
contingent transaction : یک قلم دارایی با بدهی احتمالی
contingently issuable common shares : سهام عادی قابل انتشار مشروط
contingently issuable shares : سهام قابل انتشار مشروط (احتمالی)
continous audit : حسابرسی مستمر
continous budget : بودجه مستمر
continued loss : زیان مستمر
continuing franchise fee : حق الزحمه دائم حق الامتیاز فروش، حق فرانشیز مستمر
continuing investment : سرمایه گذاری مستمر
continuing operations, on-going : مدیریت مستمر
operations : عملیات مستمر
continuity of existence : تداوم بقا
continuous (moving) budget : بودجه گردان (بودجه مستمر)
continuous compounding : محاسبه بهره مرکب پیوسته
continuous inventory-taking : انبارگردانی مداوم یا مستمر
continuous life : عمر دائم، عمر نامحدود
continuous market : بازار مستمر
continuous operation costing : هزینه یابی عملیات مستمر
continuous random variable : متغیر تصادفی پیوسته
continuous stock count : شمارش مستمر (پیوسته) موجودی کالا
continuous stock taking (continuous inventory; continuous stock-checking;) : موجودگیری مستمر
continuous transaction : رویداد (پیوسته) مستمر
continuous, constant, fured : ثابت، مستمر
continuous-operation costing : سیستم هزینه یابی عملیات مستمر
contra account, absorption account : حساب کاهنده، حساب متقابل
contra items : اقلام کاهنده (دارایی، بدهی)
contra liability items : اقلام کاهنده بدهی
contra memorandom accounts : طرف حسابهای انتظامی
contra purchase account : حساب کاهنده خرید (نظیر تخفیف)
contract clause : شرط متعارف در هر قرارداد، بند، ماده
contract conditions excluding specifications : شرایط پیمان بدون مشخصات اختصاصی
contract conditions, contract terms : شرایط قرارداد
contract cost : هزینه کل قرارداد، بهای تمام شده پیمان
contract cost account : حساب قیمت شده پیمان (حساب هزینه پیمان)
contract costing : تعیین هزینه قرارداد، هزینه یابی پیمانکاری
contract documents : اسناد و مدارک پیمان
contract in set form : قرارداد تیپ
contract on a cost plus fee basis : قرارداد مبتنی بر بهای تمام شده باضافه درصدی حق الزحمه
contract on cost plus fee : قرارداد برحسب حق الزحمه براساس درصدی از بهای تمام شده
contract rate of interest : نرخ بهره قراردادی یا اسمی
contract sum (total) : مبلغ کل پیمان
contract terms : شرایط پیمان
contract work in progress : پیمان در دست اجرا
contracting parties, contract parties : طرفین قرارداد
contractor′s account : حساب مقاطعه کار
contractor′s claims : مطالبات پیمانکار
contractor′s deposit : سپرده مقاطعه کار (پیمانکار)
contractor′s payables : مبالغ پرداختنی به پیمانکار
contractor′s retention : وثیقه حسن انجام کار پیمانکار
contractual rights : حقوق مالکانه قراردادی
contractual situations : مفاد قراردادها
contral items : اقلام کاهنده
contributed capital from treasury stock transactions : مازاد حاصل از مبادلات سهام خزانه
contnbuted surplus = paid-in surplus : صرف، سهام، مازاد سرمایه پرداخت شده
contribution basis of employer : میزان حق بیمه کارفرما
contnbution costing : هزینه یابی مبتنی بر حاشیه سود
contribution in aid of construction : کمک به اجرای طرح عام المنفعه
contribution income statement : صورت سود و زیان تهیه شده بر اساس روش فروش
contnbution increase : افزایش حق بیمه
contribution margin income statement : صورت سود و زیان تهیه شده براساس روش حاشیه فروش
contribution margin ratio (contribution -to-sales ratio; production-vohune ratio;profit-vohune ratio) : نسبت حاشیه سود، ضریب سود نهایی
contribution margin, sales margin, gross margin, gross profit, ratio profit, margin on sales : حاشیه فروش، حاشیه قابل مشارکت
contribution rate forecast : پیش بینی نرخ حق بیمه
contributions : آورده ها، سرمایه پرداخت شده
contributory social security system : سیستم های حق بیمه ای تأمین اجتماعی
contributory system : سیستم (نظام) حقّ بیمه ای
control activities : فعالیت های کنترلی
control objectives : اهداف کنترلی / کنترل
control of accounts : نظارت بر حسابها
control of stocks : کنترل موجودی ها
control over cost : نظارت روی هزینه
control points : نقاط کنترل
control risk : ریسک کنترل، احتمال خطر کنترل
control structure : ساختار کنترل (داخلی)
control system : سیستم کنترل
control, check, monitoring, test : کنترل
controlable overhead cost : هزینه سربار قابل کنترل
controllable cost (expense) : هزینه قابل کنترل
controllable cost variance : مغایرت هزینه قابل کنترل
controllable inventory items : اقلام قابل شمارش انبار
controllable stock : موجودی قابل کنترل کالا
controlled cost : هزینه کنترل شده
controlled exchange rates : نرخ کنترل شده ارز
controller′s organization : سازمان کنترلی
controlling costs : هزینه های کنترلی
controlling shareholder : سهامدار کنترل کننده
conventional income statement : صورتحساب درآمد طبق نمونه رایج
conversion : تغییر، تبدیل، تصرف در مال غیر
conversion audit : حسابرسی تغییرات
conversion cost : هزینه تبدیل، هزینه فرآوری
conversion cost pricing : قیمت گذاری بر مبنای بهای تمام شده تبدیل
conversion cost, exchange expense : هزینه تسعیر (ارز ، پول)
conversion factor : ضریب تبدیل ، عامل تبدیل
conversion issue : انتشار سهام درمقابل سهام موجودی
conversion of debt to equity : تبدیل بدهی به سرمایه (مثلا اوراق قرضه یا مشارکت به سهام)
conversion of foreign. currencies : تبدیل ارز خارجی
conversion of liabilities : تبدیل بدهی ها
conversion of operations : پیوستگی زمانی عملیات
conversion of shares : تبدیل سهام
conversion of single entry to double entry system : تبدیل سیستم یکطرفه به سیستم دوطرفه
conversion option : اختیار تبدیل
conversion or translation of foreign currencies : تبدیل (تسعیر)
conversion parity : تبدیل پایاپای یک ارز یه ارز دیگر
conversion price : بهای تبدیل، قیمت تبدیل
conversion price index : شاخص تبدیل قیمت
conversion privilege : امتیاز تبدیل
conversion rate : نرخ تبدیل
conversion ratio : نسبت تبدیل (ارز)
conversion right : حق تبدیل
conversion table : جدول تبدیل آحاد به یکدیگر
conversion to equity method : روش تبدیل به سهام / ارزش ویژه
conversion value : ارزش تبدیل
convertibility risk : ریسک قابلیت تبدیل
convertible (stock-share) : سهم قابل تبدیل
convertible bonds : اوراق قرضه قابل تبدیل (به سهام)
convertible capital notes : اوراق سرمایه ای قابل تبدیل
convertible debt (conveI′t!-ble bonds) : اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام شرکت
convertible into common stock : قابل تبدیل به سهام عادی
convertible loan, conversion loan : وام قابل تبدیل
convertible preferred stock : اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام شرکت
convertible securities : اوراق بهادار قابل تبدیل
convertible stock, convertible preferred stock : سهام ممتاز قابل تبدیل به سهام عادی
convertible unsecured loan stocks : اوراق قرضه قابل تبدیل تضمین نشده
conveyance of assets : انتقال نامه اموال (دارایی ها)
conveyance, deed of transfer : انتقال نامه
cooking the books : حساب سازی کردن ، دفترپزی کردن
coordinate costing systems : سیستم های هزینه یابی هماهنگ
coordinate system : سیستم هماهنگ
coordination of accounts : هماهنگی حسابها
copartnership account : حساب مشترک
corporate bond interest rate : نرخ بهره اوراق قرضه شرکتهای معتبر
corporate charter, articles of association : اساسنامه شرکت سهامی
corporate debt securities : اوراق بهادار بدهی شرکتهای سهامی
corporate financial structure : ساختار مالی شرکتهای سهامی
corporate liquidation, dissolution of limited companies : انحلال شرکتهای سهامی
corporate minutes : صورت جلسات شرکت
corporate operations : فعالیت های عملیاتی
corporate secretary : دبیر / منشی شرکت
corporate social accounting : حسابداری سنجش مسئولیت اجتماعی شرکتهای سهامی
corporate social reporting : گزارش کردن جنبه های اجتماعی شرکت
corporate strategy : استراژی شرکت
corporation profit and loss : صورتحساب سود و زیان شرکت (موسسه)
corporation sole : مالکیت انفرادی، شرکت فردی
corporation stocks : سهام شرکت (مؤسسه)
corporation stocks general obligation bond : اوراق قرضه شهرداریها
corporations : شرکت های سهامی
corporations tax, company′s tax : مالیات شرکت
corprorate insiders : افراد داخل شرکت
corpus : سرمایه اصلی، استراتژی شرکت
correcting entries, adjusting entries : ثبت های اصلاحی، تصحیح اشتباه
correction actions, corrective acitons : اقدامات اصلاحی
correction of errors : اصلاح اشتباهات
correction, error correction, amendment,adjustment, alteration : اصلاح (تصحیح) اشتباه
corrective actions : اقدامات اصلاحی
corrective controls : کنترلهای اصلاحی
correlation analysis : تجزیه و تحلیل همبستگی
correlation articulation of financial statements : همبستگی (پیوستگی) بین صورتهای مالی
correspond : شباهت داشتن
correspondence file : پرونده مکاتبات
correspondent : کارگزار، نماینده
correspondent agent : نماینده طرف معامله (یا طرف حساب)
correspondent bank : بانک کارگزار (طرف معامله)
corresponding amount (comparative amount) : مبلغ مقایسه ای، مبالغ تناظر، مبلغی در صورت حساب های منتشر شده یک شرکت با مسئولیت محدود که با مقادیر صورت مالی سال قبل ارتباط دارد
corresponding entry : ثبت مشابه (معادل)
corresponding figures : اعداد مشابه (در حسابها یا دفاتر)
corresponding items : اقلام مشابه
corroborating documents : مدارک مثبته، مدارک تایید کننده
corrupt practices : فعالیت های رشوه دهی و رشوه خواری
cost : بهای تمام شده، فایده، ارزیدن، ارزیدن ارزیدن (ارزش داشتن)
cost (expense) recognition, expense recognition : شناخت هزینه
cost (expense) trend : روش هزینه
cost absorption : بهای تمام شده ی دارایی به وجوهی که با فروش آن به دست می آید.
cost account : حساب بهای تمام شده
cost account numbers : شماره حساب های هزینه
cost accountancy (accounting) principles : اصول حسابداری قیمت
cost accountant : حسابدار هزینه یاب، صاحب نظر یا متخصص در حسابداری بهای تمام شده ، حسابدار صنعتی
cost accounting : حسابداری بهای تمام شده
cost accounting : حسابداری بهای تمام شده، حسابداری صنعتی، هزینه یابی
cost accounting books : دفاتر حسابداری هزینه یابی
cost accounting department : اداره حسابداری بهای تمام شده
cost accounting information (data) : اطلاعات حسابداری صنعتی
cost accounting method, costing method : روش هزینه یابی
cost accounting period : دوره حسابداری صنعتی
cost accounting practices : تجربه های عملی حسابداری هزینه یابی
cost accounting principles : اصول حسابداری صنعتی
cost accounting procedure : روش عمل حسابداری هزینه یابی
cost accounting records : اسناد و مدارک حسابداری بهای تمامی شده (صنعتی)
cost accounting standards : استانداردهای حسابداری بهای تمام شه
cost accounting standards board : هیئت استانداردهای حسابداری صنعتی
cost accounting standards boards (CASB) : هیئت استانداردهای حسابداری بهای تمام شده
cost accounting system : سیستم حسابداری بهای تمام شده، سیستم حسابداری صنعتی
cost accounting transactions : عملیات حسابداری هزینه یابی (قیمت تمام شده)
cost accumulation : محاسبه جمع آوری داده ها
cost accuracy : صحت بهای تمام شده
cost allocation bases : مبانی تخصیص هزینه
cost allocation, allocation of cost, assignment of cost : تخصیص هزینه، انباشت هزینه، فرایند جمع آوری هزینه ها (با پیشرفت فرایند تولید)
cost analysis : تجزیه و تحلیل هزینه
cost analyst : تحلیل گر بهای تمام شده
cost and freight (C & F) : قیمت تحویل کشتی به اضافه هزینه ی حمل تا مقصد، پرداخت کرایه حمل کالا و بیمه تا مقصد
cost and freight (C&F) : قیمت سی، اند، اف، قیمت کالا با هزینه حمل
cost and. freight (C&F) price : قیمت کالا به اضافه کرایه حمل
cost and freight (CFR) : قیمت کالا و کرایه تا بندر مقصد
cost apportionment : تسهیم هزینه
cost appropriated : هزینه تخصیص اعتبار یافته
cost appropriated in budget : هزینه تخصیص یافته در بوجه
cost appropriation, cost pro-ration, cost assignment : تسهیم هزینه، تخصیص هزینه
cost ascertainment : تعیین هزینه، تعیین بهای تمام شده
cost attribution : منظور کردن هزینه
cost avoidance : اجتناب از هزینه
cost basis accounting : حسابداری برمبنای قیمت تمام شده
cost behavior : رفتار هزینه، گرایش اقلام بهای تمام شده
cost behavior pattern : الگوی رفتار هزینه
cost benfit relationship : رابطه هزینه و منفعت
cost carrying amount : قیمت تمام شده انتقالی
cost centers : مراکز هزینه
cost centre number : شماره مرکز هزینه
cost classification : طبقه بندی هزینه ها
cost component by elements : هزینه با عوامل تشکیل دهنده آن
cost components : عامل ترکیبی هزینه
cost concept : مفهوم بهای تمام شده
cost control system : سیستم کنترل هزینه (بهای تمام شده)
cost control, expense control : کنترل هزینه، نظارت بر هزینه
cost convention : قاعده بهای تمام شده
cost curve function : تابع منحنی هزینه
cost cutting : قطع هزینه
cost definition : تعریف هزینه
cost determination, cost finding : تعیین بهای تمام شده
cost distribution, expense distribution : توزیع هزینه، تخصیص هزینه ها، سرشکن کردن سربار
cost down expense : تقلیل دادن هزینه
cost driver : عامل ایجاد کننده هزینه ، محرک هزینه
cost effectiveness : اثربخشی هزینه، اقتصادی بودن
cost efficient : توجیه پذیر از نظر هزینه
cost elements : عوامل بهای تمام شده
cost elements, factors of cost, elements of cost : عوامل هزینه
cost estimate : تخمین هزینه (بهای تمام شده)
cost forecast : پیش بینی هزینه
cost function : تابع هزینه، برآورد هزینه های یک محصول
cost hierarchy : سسله مراتب هزینه
cost identification : شناسایی هزینه
cost incurred : هزینه به وقوع پیوسته (انجام شده)
cost index, price index : شاخص قیمت
cost indifference point : نقطه بی تفاوتی بهای تمام شده
cost insurance and freight (CIF) : سیف (هزینه به ااضفه بیمه به اضافه کرایه حمل)
cost insurance and freight price (CIF) : قیمت سیف
cost management system (CMS) : سیستم مدیریت هزینه، بهای تمام شده
cost measurement : اندازه گیری هزینه (بهای تمام شده)
cost minimization : حداقل کردن بهای تمام شده
cost objective : هدف هزینه
cost of acquisition. acquisition cost : هزینه تحصیل (دریافت)
cost of capital : هزینه تامین مالی، هزینه تامین سرمایه
cost of capital rate : نرخ هزینه سرمایه
cost of carry : هزینه تامین مالی
cost of carrying : هزینه نگاهداری موجودی کالا
cost of conversion : مخارج تبدیل
cost of financing capital : هزینه تامین سرمایه
cost of goods available for sale : بهای تمام شده کالای آماده برای فروش
cost of goods manufactured : بهای تمام شده کالای ساخته شده (تولید شده)
cost of goods sold (COGS) : بهای تمام شده کالای فروش رفته
cost of goods sold budget : بودجه قیمت تمام شده کالای فروش رفته
cost of goods sold, cost of sales, cost of merchandise : بهای تمام شده کالای فروخته شده
cost of installation, installation cost (expense) : هزینه نصب
cost of issuing : هزینه انتشار
cost of issuing debt : هزینه انتشار بدهی
cost of living allowance : فوق العاده سختی معیشت، کمک هزینه معیشت
cost of living index : شاخص هزینه زندگی
cost of prefferred stock : بهای تمام شده سهام ممتاز
cost of protection : هزینه حمایت
cost of removal : هزینه جابجایی
cost of sales adjustment : تعدیل در قیمت تمام شده فروش، اصلاح هزینه فروش
cost of sales adjustment for estimated returns : تعدیل قیمت تمام شده
cost of sales′ adjustment (COSA) : تعدیل بهای تمام شده کالای فروش رفته
cost of service : بهای خدمت
cost of service rendered : بهای خدمت انجام شده
cost of site preparation : مخارج بعدی
cost of variance : نوسانات هزینه
cost of work certified : بهای تمام شده کار گواهی شده
cost of work finished : بهای تمام شده کار پایان یافته
cost of work in process : قیمت تمام شده کار در جریان تکمیل
cost offsets : اقلام خنثی کننده بهای تمام شده
cost or market price whichever is lower : قیمت تمام شده یا قیمت بازار هر کدام کمتر
cost or market value : قیمت تمام شده یا قیمت بازار
cost per hour : هزینه ساعتی
cost per ton : قیمت تمام شده هر تن
cost per ton-mile : هزینه هر تن مایل
cost per unit : بهای تمام شده هر واحد محصول
cost plus contract : قرارداد مبتنی بر بهای تمام شده به اضافه درصدی سود
cost plus transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات (داخلی)
cost predictions : پیش بینی هزینه
cost price : قیمت تمام شده
cost price variance : انحراف نرخ بهای تمام شده
cost principle : اصل بهای تمام شده
cost procedure : روش عمل هزینه
cost proration : تسهیم هزینه
cost realization concept : مفهوم تحقق هزینه
cost recovery method : روش بازیافت هزینه (قیمت تمام شده)
cost recovery, recovery of cost : بازیافت هزینه
cost reduction : تقلیل هزینه، کاهش بهای تمام شده
cost replacement : هزینه جایگزینی
cost structure : ساختار هزینه (ساختار بهای تمام شده)
cost sub-ledger : دفتر معین هزینه
cost summary report : گزارش خلاصه هزینه
cost tables : جداول هزینه
cost tracing : ردیابی هزینه
cost transfer : هزینه انتقال
cost trend : روند بهای تمام شده
cost types : انواع هزینه
cost unit : واحد محصول، واحد هزینه، واحد بهای تمام شده
cost unit absorption rate : نرخ جذب آحاد هزینه
cost volume profit relationship : رابطه سود، حجم و هزینه (تولید)
cost volume variance : انحراف حجم بهای تمام شده
cost, insurance and freight (CIF) : قمیت کالا، بیمه وکرایه حمل تا بندر مقصد
cost, insurance, freight and exchange variation : قیمت، بیمه، هزیه حمل و تغییرات ارز
cost, insurance, fright (C.I.F) price : قیمت کالا به اضافه هزینه بیمه و حمل
cost-benefit constraint : محدودیت (اصل) فزونی منافع بر مخارج
cost-effectiveness analysis : تجزیه و تحلیل هزینه و سود، اثربخشی
cost-plus : بهای تمام شده به اضافه مبلغی معین
cost-plus fixed fee contract : قرارداد برحسب قیمت تمام شده باضافه حق الزحمه ثابت
cost-plus pricing : قیمت گذاری براساس قیمت تمام شده باضافه درصدی به عنوان سود
cost-plus transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی برحسب چند درصد اضافه
cost-to-cost method : روش هزینه به هزینه
cost-value analysis : تجزیه و تحلیل هزینه / ارزش
cost-volume-profit (CVP) analysis : تجزیه و تحلیل رابطه بین هزینه، حجم، سود
costing : هزینه یابی
costing and pricing : هزینه یابی و قیمت گذاری
costing by-product : تعیین هزینه محصول فرعی
costing joint-product : تعیین هزینه محصول مشترک
costing method, cost system, costing system : سیستم هزینه (هزینه یابی)
costing of inventory : هزینه یابی موجودی
costing principle : اصول تعیین هزینه ها (بهای تمام شده اقلام)
costing production : تعیین هزینه تولید
costs not associated with future revenues : مخارج غیر مرتبط با درآمدهای فروش آینده
costs not associated with revenue : مخارج غیر مرتبط با درآمد
counselor, advisor,adviser, consultant : مشاور
counted cash : موجودی نقدی شمارش شده
counted cash balance : مانده موجودی نقد شمارش شده
counter purchase : خرید متقابل
counter signature : امضاء دوم (تصدیق امضاء اول)
countermand, terminate, abolish : فسخ کردن، لغو کردن
counterparty risk : ریسک طرف مقابل
.counters (of a bank) : باجه، گیشه (بانک)
court of accounts : دیوان محاسبات
cover for bank notes : پشتوانه اسکناس
covered by any form of insurance : تحت پوشش انواع بیمه
covered cost : هزینه بازیافت شده
covered investments : پوشش سرمایه گذاری ها
credentials : اعتبارنامه
credit balance in debtor′s ledger : مانده بستانکار در دفتر بدهکاران
credit balance on cash account : مانده بدهکار در دفتر بستانکاران
credit facilities : تسهیلات اعتبار (اعتباری)
credit institute : موسسه اعتباری
credit insurance : بیمه اعتبارات
credit insurance premium : حق بیمه اعتبار
credit limits : حدود اعتبار
credit line, credit worthiness : حد (خط) اعتبار
credit purchase : خرید اعتباری
credit reporting institution : موسسه ای که گزارش اعتباری (رده بندی) صادر می کند
credit restriction : محدودیت اعتباری
credit risk (commercial credit risk) : ریسک اعتباری، نرخ ریسک
credit risk rate of interest, day rate, daily rate : نرخ روزانه
credit sale : فروش نسیه، فروش اعتباری
credit side : طرف بستانکار
credit side of account : طرف بستانکار حساب
credit slip : فرم بستانکار
credit squeeze policy : سیاست محدودیت (مضیقه) اعتباری
credit standing : موقعیت اعتباری
credit status : وضعیت و موقعیت اعتبار
credit system : سیستم اعتباری
credit terms : شرایط اعتباردهی، مدت اعتبار
credit transaction, forward deal : معامله به وعده، معامله نسیه
credit-card sales : فروش از طریق کارت اعتباری
credit-sale agreement : عقد (قرارداد) فروش اقساط
Credit-worthiness : شایستگی اعتبار
creditable financial institution : موسسه مالی معتبر
creditor′s account : حساب طلبکار
creditor′s buffer : سرمایه ثابت شرکت غیر قابل تقسیم و کاهش
creditor(s) : بستانکاران، اعتبار دهندگان
creditors day ratio : نسبت واریز بستانکاران
creditors′ control account : حساب کنترل بستانکاران
creditors′ledger : دفتر بستانکاران
creditors′ personal ledger : دفتر شخصی بستانکاران
creditors′subsidiary ledger, accounts payable subsidiary ledeger : دفتر معین بستانکاران
creditors′ voluntary liquidation (creditors′ voluntary winding-up) : انحلال شرکت براساس درخواست طلبکاران
creditworthiness : درجه اعتبار شخص یا سازمان
criminal liability for accountants : مسئولیت کیفری حسابداران / جزائی / مخدنی
crisis : بحران
crisis situation (position) : موقعیت بحرانی
critical accounts : حساب های بحرانی
critical areas : مواضع بحرانی
critical observation : اظهار عقیده انتقادی
current portion, current maturities : حصه جاری
current position of the company : موقعیت جاری شرکت
current purchasing power accounting : حسابداری (برمبنای) قدرت خرید ثابت
current replacement cost : ارزش (بهای تمام شده) جایگزینی
current reproduction cost : هزینه جاری تولید مجدد
current sources, current funds : منابع جاری
current value (current cost; current proceeds, current exit value; expected exit value; or present value) : ارزش جاری
current-cost depreciation : استهلاک بر مبنای ارزش فعلی دارایی ها
current-cost operating profit : سود عملیاتی مبتنی بر ارزش کنونی اقلام
curtailed cost (expense) : هزینه کاسته شده
curtailed sampling : نمونه گیری منقطع
cushion bond : اوراق قرضه با مصرف
custodian : امین، سرپرست، نماینده مجاز
custodian account : حساب اسناد اخمانت بانکی
custody : نگهداری، امانت داری
custody (of goods) : حفاظت و نگهداری کالا
custom duties : عوارض (تعرفه های) گمرکی
customable goods : کالاهای مشمول حقوق و عوارض گمرگی
customer : مشتری
customer accounts receivable : حساب های دریافتنی از مشتریان
customer attributes : ویژگی های مشتری
customer complaints : شکایت های مشتریان
customer costing system : سیستم هزینه یابی مشتری
customer default : نقض قرارداد به وسیله مشتری یا خریدار
customer service : خدمات پس از فروش
customer statement : صورت حساب شتری
customer′s deposit : سپرده مشتریان
customer′s prepayment : پیش پرداخت مشتریان
customers′ advance or deposits receivabies : پیش دریافت یا سپرده های دریافتی از مشتریان
customers′ ledger : دفتر (معین) مشتریان بدهکاران
customs : گمرک
customs agency : نمایندگی گمرک
customs approved routes : راههای گمرکی (راههای مجاز)
customs broker : حق العملکار گمرکی، واسطه گمرکی
customs charge : هزینه گمرکی
customs clearance : ترخیص از گمرک
customs cleared : ترخیص شده از گمرک
customs clearing agent : نماینده ترخیص گمرکی
customs commisioner : کمیسیونر گمرکی، حق العمل کار گمرکی
customs compound : محوطه گمرکی
customs control : نظارت گمرکی / کنترل گمرکی
customs cooperation council (CCC) : شورای همکاری گمرکی
customs declarations : اظهارنامه گمرکی
customs department : دایره گمرک
customs drawback : برگشت حقوق گمرکی
customs duties : حقوق گمرکی
customs entry, bill of Entry : اظهارنامه گمرکی
customs formalities : تشریفات گمرکی
customs fraud : تقلب گمرکی / تخلف گمرکی
customs frontier : مرز گمرکی
customs house : گمرکخانه
customs invoice : سیاهه گمرکی، صورت خرید یا صورت کالاهای فرستاده شده با مهر کنسولگری کشور مقصد، صورتحساب گمرکی
customs law : قانون گمرکی
customs maritime zone : منطقه دریای گمرکی
customs offence : تخلف گمرکی، تقلب گمرکی
customs office : اداره گمرک، دفتر گمرک
customs officer : کارمند گمرک، مقام گمرکی
customs officials : مقامات گمرکی
customs regulation : مقررات گمرکی
customs removal permit : سند ترخیص، پروانه گمرکی، جواز گمرکی
customs seal : مهر و موم گمرکی (سیم و سرب)
customs surveillance zone : منطقه نظارت گمرکی
customs tariff : تعرفه گمرکی
customs tax : عوارض گمرکی
customs territory : قلمرو گمرکی
customs tranist operation : عملیات ترانزیت گمرکی
customs transit : ترانزیت گمرکی
customs union : اتحادیه گمرکی
customs value : ارزش گمرکی
customs value basis : مبنای تعیین ارزش گمرکی
customs warehousing : انبارداری گمرکی
customs warehousig procedure : روش انبارداری گمرکی
customs′duty problem : مشکل حقوق گمرکی
cut off rate of investment : نرخ بازدارنده سرمایه گذاری
cut-off bank statement : صورتحساب مقطعی بانک
cut-off statement : صورتحساب موقت (میان دوره ای)
cut-off test : آزمون انقطاع زمانی، مقطع گیری زمان
cutoff misstatements : تحریفات مقطع گیری زمانی
cycle of business : دوره کسب ، چرخه تجارت
cycle of operations : گردش عملیات، چرخه عملیات
cycle stock : موجودی دوره ای، موجودی عادی
cycic stock check : کنترل ادواری موجودی
daily cash payment : پرداخت نقدی روزانه
daily cash reconciliation : تطبیق روزانه صندوق
daily posting : نقل روزانه
daily purchases in accounts payable ratio cost ratio : نسبت بهای تمام شده
daily sale : فروش روزانه
daily sales in receivables : فرو شروزانه قابل وصول
daily sales statement : صورت فروش روزانه
daily sales to inventory ratio : موجودی کالا برحسب فروش روزانه، موجودی کالا به میزان کافی
daily time records : ثبت اوقات کار روزانه
daily times : اوقات کار روزانه
daily timesheet : برگ ثبت اوقات کار روزانه
daisy chain : چندین بار خرید و فروش یک دسته از اقلام
damage cost : هزینه خسارت
damage in transit : خسارت در هنگام ترانزیت
damage, loss : عیب، لطمه، آسیب دیدگی، صدمه
damaged goods : کالای آسیب دیده
damaged in transit : صدمه دیده هنگام ترانزیت
damages : خسارت (زیان) ملی
danger signs : علائم خطر
data acquisition and control : گردآوری و کنترل اطلاعات
data bas management systems (DBMS) : سیستم مدیریت بانک های اطلاعاتای
data collection sheets : برگه های ثبت داده ها
data collection techniques : روش های جمع آوری داده ها
data envelopment analysis (DEA) : تحلیل پوششی اطلاعات
database : پایگاه اطلاعاتی
database administrator : مسئول بانک اطلاعات ، مدیر بانک اطلاعاتی
date of acquisition : تاریخ تحصیل، تاریخ مالکیت
date of authorising financial statements for issue : تاریخ تصویب صورت های مالی
date of issuance / issuing : تاریخ صدور
date of issue : تاریخ صدور (دفترچه بیمه)
date of revision : تاریخ تجدید (دفترچه بیمه)
date of shipment : تاریخ حمل
dated securities : اوراق بهادار تاریخ دار
dating and reissuance : تاریخ گذاری و صدور (انتشار مجدد)
day by day control, over expenses (costs) : کنترل روزبروز (روزانه)
day shift : نوبت کار روز
day to day expenditures : مخارج روزمره
day-end balance sheet : ترازنامه آخر روز
day-to-day operations : عملیات روزمره
days of charge : مهلت ادای دین
days of sickness, sick days : روزهای بیماری
dead loss : زیان خالص
dead stock : سرمایه بیکار، کالای بنجل
deal, dealing, transaction, trade : معامله، بستن یک قرارداد، اندازه
dealers′spread : بازده معامله گران
dealing arrangements : نحوه توزیع
death duty (estate duty) : مالیات بر ارث
death taxes : مالیات بر ارث
debenture (bond) interest : بهره اوراق قرضه
rdebenture holders : صاحب اوراق قرضه
debenture issued : اوراق قرضه منتشر شده
debenture issued at a deficit : اوراق قرضه منتشره به کسر
debenture redemption funds : وجود بازخرید اوراق قرضه
debenture redemption reserve : اندوخته بازخرید اوراق قرضه
debenture stock (debenture) : سهم قرضه (بدون تاریخ ولی دارای تعهد پرداخت)
debentures issued at a premium : اوراق قرضه صادر شده به صرف
debit items : اقلام بدهی
debit side : طرف بدهکار حساب، طرف راست
debt adjusting : تعدیل بدهی
debt collection for realisation : وصول طلب با نقد کردن وثیقه
debt conversion : تبدیل بدهی
debt discount : کسر اوراق قرضه، تخفیف بدهی
debt extinguishment : بازخرید / تصفیه بدهی
debt versus equity : بدهی در مقابل سرمایه
debtors control account : حساب کنترل بدهکاران
debtors follow-up actions : اعمال تعقیبی بدهکاران
debtors subsidiary ledger : دفتر معین بدهکاران
deceased account : حساب متوفی (شخص فوت شده)
deceased partner : شریک متوفی
deceased partner account : حساب شریک متئوفی
decentertized system : سیستم غیر متمرکز
decision center : مرکز تصمیم گیری
decision guidelines : رهنمودهای تصمیم گیری، دستورالعمل تصمیم گیری
decision interval : فاصله تصمیم گیری
decision makers : تصمیم گیرندگان
decision making : تصمیم گیری، اتخاذ تصمیم
decision making process : فرآیند تصمیم گیری
decision model approach : رویکرد / مدل تصمیم گیری
decision rule : قاعده تصمیم گیری
decision structure : ساختار تصمیم
decision support systems (DSS) : سیتسم های تسهیل کننده فرایند تصمیم گیری
decision symbol : نشانه تصمیم گیری
decision table : جدول تصمیم گیری
decision theory : تئوری تصمیم
decision to buy or lease : تصمیم خرید یا اجاره
decision to produce or buy : تصمیم ساخت یا خرید (کالا، ماشین)
dccision tree : درخت تصمیم گیری
decision tree analysis : تجزیه و تحلیل درخت تصمیم گیری
decision-marking cost : هزینه تصمیم گیری
decisive analysis : تجزیه و تحلیل قاطع
declaration of interest : اعلام بهره
declaration of solvency : اعلام توان واریز دیون
declare the goods : اظهار کردن کالا (به گمرک)
declared capital = stated capital : سرمایه اعلام شده
declassified cost : تعیین مجدد بهای اقلام تشکیل دهنده یک محصول
decommissioning cost : هزینه های قطع فعالیت
decrease endorsement : تصدیق یا تایید کاهش
decrease in assets : کاهش داراییها
decrease in working capital : کاهش در سرمایه در گردش
decreasing cost : هزینه (قیمت تمام شده) نزولی
decreasing rate : نرخ نزولی
decremental cost : بهای تمام شده تفاضلی
deduction at source : کسر در منبع (مالیات)
deduction from gross income : کم کردن هزینه ها از درآمد ناخالص
deductions from earning of employees : کسور مربوطه به درآمد کارکنان
deductions from net income : کم کردن از سود خالص
deductions made of wages : کسورات دستمزد
deed of partnership : قرارداد مشارکت
deed of sale : قباله فروش
deed of transfer : سند انتقال
deed of trust = trust deed : سند گروی، سند وثیقه
deed, document, bond, bill, instrument : سند رسمی، قباله
deep discount : کسر بسیار زیاد اوراق قرضه
deep discount or zero-coupon bonds (notes) : اوراق قرضه / اسناد بدون بهره یا با تخفیف هنگفت
default by subscribers : قصور (پرداخت) پذیره نویسان
default interest : بهره معوق
default risk : ریسک نکول، ریسک عدم پرداخت
default-free bonds : اوراق قرضه بدون ریسک نکول
defaulted notes : اسناد سوخت شده، اسناد نکول شده
defeasance : تسویه پیش از موعد
defeasance clause : شرط ابطال، شرط لغو
defeasance provision : شرط ابطال، شرط فسخ
defective accounts : حساب های نادرست
defective units : واحدهای معیوب
defences : مدافعات ، دفاعیات
defensive stocks : سهام تدافعی، سهام مقاوم، سهامی که تغییرات قیمت آنها از تغییرات متوسط بازار کمتر است.
deferred asset : دارایی معوق (پیش پرداخت دوره بعد)
deferred cash payment : پرداخت نقدی معوق
deferred compensation : حقوق و مزایای انتقالی به دوره های آتی
deferred compensation plan : طرح پرداخت آتی
deferred consideration agreement : قرارداد مربوط به تاخیر انداختن پرداخت وجه
deferred cost (expense) : هزینه دوره های آتی (هزینه معوق)
deferred cost of goods sold : قیمت تمام شده انتقالی کالای فروش رفته
deferred cost of purchases : هزینه سنوات آتی خرید
deferred credits or revenue : درآمدهای انتقالی به دوره های آتی
deferred debit (deferred asset; deferred expense) : پیش پرداخات هزینه
deferred expense = deferred charge;prepaid expense : پیش پرداخت هزینه، هزینه معوق
deferred gross profit : سود ناویژه (ناخالص) انتقالی به دوره های آتی
deferred interest : بهره انتقالی (در سررسید پرداخت می شود)
deferred interest bond : اوراق قرضه بدون بهره
deferred interest income : درآمد بهره انتقالی یا معوق
deferred payment sale, installment sale : فروش اقساطی
deferred profit sharing pIan : طرح سهیم کردن در منافع آتی
deferred repairs = deferred maintenance : ذخیره تعمیرات
deferred-payment sale : فروش قسطی
deficiency account or statement : حساب (صورتحساب) غرما
deficiency,shortage shorts : کمبود، کسری، عیب و نقص
deficit, shortage : کسری، کمبود، زیان
definite loss : ضرر قطعی
deflation cost : هزینه ضد تورم
defuh in payments : قصور در پرداخت ها
degree of correspondence : درجه (میزان) انطباق
degree of focus : درجه تمرکز
degree of risk : میزان خطر (احتمال خطر)
delay in settlement : تاخیر در تسویه
delay of cash outflow : عقب انداختن جریان نقدی خروجی
delegation of powers : احاله اختیار
delegation of responsibility : تفویض مسئولیت
delist : حذف عضویت شرکت در بورس، از فهرست خارج کردن
deliver the goods to the warehouse : تحویل کالا به انبار
delivered duty paid ( ... named port of destination) : تحویل کالا در محل مقرر در مقصد با ترخیص و با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی (...نام محل مقرر در مقصد)
delivered duty unpaid (DDU) ( ... named port of destination) : تحویل کالا در محل مقرر در مقصد بدون ترخیص و بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی (... نام محل مقرر در مقصد)
delivered es quary (DEQ) : تحویل در اسکله
delivered ex ship (DES) : تحویل کالا روی عرشه کشتی در بندر مقصد
delivered ex ship (DES) ( .. .named port of destination) : تحویل کالا روی عرشه کشتی در بند مقصد (.... نام بندر مقصد)
delivered goods : کالای تحویلی (حمل شده)
delivery and shipment : (زمان) تحویل و حمل
delivery basis : شناسایی درآمد بر مبنای تحویل کالای فروش رفته
delivery of benefits : ارائه مزایا (بیمه ای)
delivery of goods : تحویل کالا
delivery of health care, health care delivery, provision of heahh care : ارائه خدمات درمانی
delivery points : محل تحویل، مقصد کالا
delivery services : خدمات تحویل کالا
delivery versus payment (DVP) . : تحویل در ازای وجه
demand cost : هزینه عندالمطالبه (بر طبق تقاضا)
demand deposit : سپرده دیداری، سپرده جاری
demand draft, sight bill, sight draft, short bill : برات دیداری
demand -pull inventory system : سیستم موجودی کالای مبتنی بر کشش تقاضا
demise : اجاره زمین (قرارداد)
demise charter : اجاره دربست کامل
denomination of shares : نام گذاری طبقات سهام
department cost : هزینه دایره (هزینه بخش)
department cost summary : خلاصه هزینه دایره (اداره)
department, bureau, section : اداره (دایره، بخش)، بخش، واحد مستقل از سازمان
departmental accounts : حساب های دوایر
departmental cost of production report : گزارش هزینه تولید دوایر
departmental direct cost : هزینه مستقیم دایره ای (هر دایره)
departmental distnbution of cost : توزیع هزینه به دوایر
departmental expense analysis sheet : کارت (برگ) تجزیه تحلیل هزینه های دوایر
departments : دوایر
departure from historical cost : انحراف از بهای تمام شده تاریخی
departure station : مبدا حرکت
dependent′s allowance : فوق العاده عائله تحت تکفل
depleted cost : باقیمانده دارایی پس از کم کردن
depletion asset : دارایی نقصان پذیر (تهی شدنی)
depletion base : مبنای استهلاک منابع طبیعی
depletive stock : موجودی کالای نقصان پذیر
deposit : سپرده، واریز کردن وجه
deposit account : حساب سپرده
deposit checks : چک های واگذار شده به بانک
deposit claims : مطالبات سپرده ای
deposit in transit : سپرده بین راهی، وجونه در راه
deposit insurance : بیمه سپرده
deposit method : روش سپرده
deposit on letter of credit : سپرده اعتباری اسنادی
deposit on order registration : سپرده ثبت سفارشی
deposit payable : سپرده پرداختنی
deposit ratio : نسبت سپرده ای (سپرده ها به سرمایه)
deposit receivable : سپرده دریافتنی
deposit sheet : برگ درخواست سپرده (یا امانت)
deposit slip : اعلامیه (فیش) پرداخت سپرده
deposit turnover : گردش سپرده
deposit warrant : مجوز سپرده پذیری
deposit, fiduciary, trust funds : امانت، سپرده
depositary : امانت دار، سپرده پذیر، بانک یا موسسه سپرده پذیر
depositor : سپرده گذار، دارنده حساب
depository : انبار امانات (سپرده ها)، محل تودیع سپرده (اعم از بانک یا محل دیگر)
depository receipt : رسید بانک
depository trust company (DTC) : شرکت سپرده امانی
deposits in transit : وجوه بین راهی، وجوه در راه
depot expenses : هزینه انبار راه آهن
depreciable asset : دارایی استهلاک پذیر (در منابع طبیعی)
depreciable cost : بهای تمام شده مشمول استهلاک، بهای تمام شده استهلاک پذیر
depreciated asset : دارایی مستهلک شده
depreciated cost : بهای تمام شده منهای استهلاک انباشته
depreciated cost (depreciated value) : خالص ارزش دفتری دارایی
depreciated cost, unamortized cost,amortized cost : بهای تمام شده مستهلک شده
depreciated original cost : بهای تمام شده اولیه منهای استهلاک انباشته
depreciated replacement cost : بهای جایگزینی مستهلک شده
depreciation adjustment : تعدیل استهلاک
depreciation base (basis) : مبنای استهلاک
depreciation funds invested : وجوه استهلاکی سرمایه گذاری شده
depreciation funds, sinking funds : وجوه استهلاکی سرمایه گذاری شده
depreciation privision on (ot) asset : ذخیره استهلاک دارایی
depreciation provision : ذخیره استهلاک
depreciation reserve : اندوخته استهلاک
depreciation reserve funds : وجوه اندنوخته استهلاکی
depreciation reserve ratio : ضریب اندوخته استهلاک
depression, recession, recession : کسادی، رکود خفیف، افت و پس نشست تولید و تجارت و تجارت اشتغال
dept-equity swap : تعویض بدهی با سهام
depth testing : آزمون عمقی
depth tests : آزمون فراگیر
deregistration : توقف ثبت ریدادهای مالی
derelict asset (property), abandoned asset : دارایی متروک (بی صاحب)
derivative financial instruments, derivative securities : اوراق بهادار (ابزار مالی) مشتقه
derogation clause : شرط فسخ
derogatory stipulation : شرط زیان آور
descending tops : سیر نزولی
descent : تحصیل اموال شخص مرده که وصیت نکرده است
description of goods : مشخصات کالا
description of goods purchased : مشخصات کالای خریداری شده
description, specification : شرح مشخصات، توضیح، توصیف، تشریح
descriptive approach : روش (رویکرد) توصیفی
descriptive captions : عنان های توصیفی
descriptive model : الگوی توصیفی
descriptive statistics : آمار توصیفی
descriptive theory = positive theory : تئوری اثباتی
design of products-services or processes : طراحی محصولات، خدمات یا فرایندها
desirability statement : صورتحساب شرایط مطلوب
desirability, adequacy : مطلوبیت
desired quality level : سطح کیفیت مطلوب
desired result : نتیجه مطلوب، حاصل فعالیت قسمت
desk check : کنترل عینی گردش کار برنامه
detail review, detail study : بررسی تفصیلی
detailed drawings : نقشه های تفصیلی
detailed income statement : صورتحساب سود و زیان به شکل تفصیلی
detailed statement : صورتحساب با شرح ریز (کامل)
details as per attached sheet : جزئیات طبق ورقه پیوست
detection risk : ریسک عدم کشف تحریفات
detective controls, transfer controls : کنترل های اکتشافی
deteriorating economic positions : اوضاع نابسامان اقتصادی
determinable liabilities : بدهی های قابل تعیین
devaluation of share, dilution : کاهش ارزش سهم
developing countries : کشورهای در حال توسعه
development and research cost : هزینه توسعه و تحقیق
development, expansion : توسعه
devise : تقسیم ماترک متوفی طبق وصیت نامه
difference estimation : برآورد تفاضلی، برآورد اختلاف
different fiscal periods : دوره های مالی متفاوت
different levels of production : سطوح مختلف تولید
differential cost analysis : تجزیه و تحلیل بهای تمام شده تفاصلی
differential cost items : اقلام تفاضلی بهای تمام شده
differential costing : هزینه یابی تفاضلی (نهائی)
differential investment : سرمایه گذاری تحت شرایط مختلف
dificiency, shortage, deficit, short : کمبود، کسری، عیب و نقص
diluted earning per share : سد تقلیل یافته هر سهم
diluted earnins per share (DEPS) : سود تقلیل یافته هر سهم
diluting securities : اوراق بهادار تقلیل دهنده
diminighing provision method : روش مانده نزولی (در استهلاک)
diminishing return, decreasing return : بازده نزولی (رو به کاهش)
diminishing utility : بهره وری نزولی
diminishing-balance method (reducing-balance method) : روش مانده نزولی (در استهلاک)
direct (wages-labor) : دستمزد مستقیم، نیروی کار مستقیم
direct access storage devices (DASD) : انبارهای دسترسی مستقیم
direct advertising expenditures : هزینه های تبلیغ مستقیم
direct aJlocation basis of apportionment : رش (تخصیص مستقیم) در تسهیم
direct assessment method : روش سنجش مستقیم
direct charges (expenses) : مخارج مستقیم
direct cost : بهای تمام شده مستقیم, هزینه مستقیم
direct cost pricing : قیمت گذاری بر حسب هزینه مستقیم
direct cost system : روش هزینه یابی مستقیم
direct departmental charges : هزینه های مستقیم دوایر
direct division of medical care : بخش درمان مستقیم
direct estimation : برآورد مستقیم
direct factory cost : هزینه مستقیم کارخانه
direct financial interest : منافع مالی مستقیم
direct holdings : سرمایه گذاری های مستقیم
direct labor hours (DLH) : ساعات کار مستقیم
direct labor idle-time variance, idle times variance : انحراف اوقات بیکاری
direct labour cost (direct wages) : دستمزد مستقیم
direct machine hours : ساعات کار مستقیم ماشین
direct manufacturing costs : هزینه های مستقیم ساخت
direct material cost : بهای تمام شده مواد مستقیم
direct material usage budget : بودجه مصرف مواد مستقیم
direct material(s) mixture variance : مغایرت ترکیبی مواد مستقیم
direct material(s) price variance : مغایرت قیمت مواد مستقیم
direct material(s) usage variance : مغایرت مصرف مواد مستقیم
direct material(s) variance : مغایرت هزینه مواد مستقیم
direct materials : مواد مستقیم، مواد اولیه
direct materials budget : بودجه مواد مستقیم
direct materials cost : هزینه مواد مستقیم، هزینه مواد اولیه
direct materials cost variance : انحراف خالص مواد خام
direct materials mix variance : انحراف مواد مستقیم به قیمت استاندارد
direct materials price variance : انحراف قیمت مواد مستقیم
direct materials quantity variance : انحراف مقدار مواد مستقیم
direct materials stocks (direct materials inventory) : موجودی مواد مستقیم
direct materials total cost variance : انحراف کل هزینه مواد مستقیم، مجموع انحراف قیمت مواد مستقیم و انحراف مصرف مواد مستقیم
direct materials usage variance : انحراف مصرف مواد مستقیم
direct materials yield variance : انحراف بازده مواد مستقیم
direct overhead cost, direct overhead : هزینه سربار مستقیم
direct posting : نقل و انتقال مستقیم
direct production cost of sales : هزینه فروش تولید مستقیم
direct sales cost : هزینه های مستقیم فروش
direct shipment : حمل مستقیم
direct substantive tests : آزمون های مستقیم محتوا
direct test of financial balances : آزمون مستقیم مانده ها
direct variable cost : هزینه متغیر مستقیم
direct wage(s) cost, direct labor cost : هزینه دستمزد مستقیم
direct wages : دستمزد مستقیم (هزینه)
direct -effect illegal acts : اعمال غیر قانونی دارای اثر مستقیم
directed sample selection : انتخاب جهت دار (هدفمند) نمونه
directive controls : کنترل های دستوری
directly costs : مخارج مستقیم
director production cost of sales : بهای تمام شده کالای فروش رفته
director′s attendance book : دفتر حضور و غیاب مدیران
director′s remuneration (director′s emoluments) : کل دریافتی مدیران ارشد یک شرکت طی سال
director′s report : گزارش هیات مدیره
directors′ circular : بخشنامه مدیران
directors′ minute : صورت جلسه مدیران
directors′ report, report of directors : گزارش مدیران
dis-seasonal unemployed worker : کارگر بیکار فصلی
dis-investment : سرمایه گذاری منفی (از مایه خوردن)
disability charge : غرامت نقص عضو, غرامت از کار افتادگی
disability compensation : غرامت از کار افتادگی
disability insurance : بیمه از کار افتادگی
disaggregated cost : تجزیه یک قلم هزینه به اجزای تشکیل دهنده آن
disaggregation : تفکیک یا تجزیه یک احد به بخش های کوچکتر
disaggregation of financial data : جداسازی اطلاعات مالی
disapprove : تصویب نکردن ، تایید نکردن
disbursement cash disbursement, cash payment : پرداخت نقدی (خرج نقدی)
disbursement office : اداره پرداخت نقدی
discharge, discharging : پرداخت، تادیه بدهی
discharged bill : برات پرداخت شده
discharged employee : کارمند اخراجی
discharged statement, unpaid statement : صورتحساب پرداخت نشده
discharging berth, discharging wharf : اسکله تخلیه
discharging wharf : بندر محل تخلیه
disciplinary body : نهاد انضباطی
disciplinary regulations : مقررات انضباطی
discipline : انضباط
disclaim an account : حسابی که توسط حسابرس تایید نشده است
disclaimer of opinion, denial of opinion : امتناع از اظهارنظر، عدم اظهارنظر
disclaimer report : گزارش عدم تایید حسابرسی
disclose : آشکار کردن چیزی که نهفته است (افشا کردن)
disclosed reserve : اندوخته آشکار
disclosure : افشای اطلاعات
disclosure checklist (index) : فهرست موارد افشاء
disclosure guidelines : رهنمودهای افشاء
disclosure in financial reporting : افشار در گزارشگری مالی
disclosure of accounting policies : افشاء خط مشی های حسابداری، افشاء رویه های مالی
disclosure of facts : افشای حقایق
disclosure of financial policies : افشای رویه های مالی
disclosure of replacement cost information : افشای اطلاعات بهای جایگزینی
disclosure of segments of an enterprise : افشای اطلاعات قسمت های احد تجاری
disclosure principle, principle of disclosure : اصل افشا، اصل افشاء حقایق
disclosure requirements : ضرورت های افشا
discontinued operations : عملیات متوقف شده
discount : تخفیف، تنزیل، کسر اوراق قرضه
discount allowed : تخفیف اعطایی به مشتریان
discount and premium amortization of bonds : استهلاک کسر و صرف اوراق قرضه
discount bond : اوراق قرضه با کسر
discount earned : تخفیف دریافتی
discount factor (present-value factor) : عامل تعیین کننده ارزش فعلی (تخفیف، تنزیل)
discount forfeited : تخفیف نقدی استفاده نشده
discount house : موسسه تنزیل کننده
discount lost : از دست دادن تخفیف
discount market : بازار تنزیل
discount on bonds : تخفیف اوراق قرضه
discount on goods : تخفیف (روی کالا)
discount on notes payable : تنزیل اسناد پرداختنی
rdiscount on stock, share discount, stock (shares) discount : کسر سهام
discount payable, discount paid : تخفیف پرداختنی
discount period : دوره تخفیف
discount rate, rate of discount : نرخ تخفیف، نرخ تنزیل
discount received : تخفیف داده شده
discount sheet : ورقه (برگه) تخفیف
discount statement : صورتحساب تخفیف (تنزیل)
discount value : ارزش فعلی جریان های نقدی آتی
discount without recourse : تنزیل بدون حق رجوع
discount yield : بازده ناشی از تخفییف قیمت
discount(ing) : تنزیل
discount(s) lost : تخفیف از دست رفته
discount, allowance : تخفیف
discount, deficit, shortage : کسر سهام
discount, give a discount : تخفیف دادن، به ارزش حال درآوردن
discounted : تنزیل شده (به ارزش روز درآوردن)
discounted cash flow : تنزیل گردش وجوه، جبران نقدینه تنزیل شده
discounted cash flow (DCF) : ارزش فعلی جریان های نقدی، جریان های نقدی تنزیل شده
discounted cash flow methods : رش های تنزیل (گردش وجوه، وجوه نقد)
discounted cash flows : جریان نقدینه تنزیل شده
discounted pay back : استرداد وجه با ارزش روز
discountec;l present value : ارزش فعلی تنزیل شده
discounted value : ارزش تنزیل شده
discounted value of bills : ارزش تنزیلی برات
discounting : تنزیل
discounting a note receivable : تنزیل (کردن) سند ریافتنی
discounting future earnings : تنزیل درآمدهای آتی
discounting notes receivable : تنزیل (کردن) اسناد دریافتنی
discountstrade : تخفیفات مقداری، تخفیفات تجاری
discovery period : (بیمه) دوره بازیافت، مهلت زیان یابی
discrete random variable : متغیر تصادفی ناپیوسته
discrete variate : متغیر تصادفی ناپیوسته
discreteloss : زیان غیر مستمر
discretion cost : هزینه اختیاری
discretionary order : سفارش تحت کنترل، سفارش اختیاری
discretionary trustee : امین مختار
discriminatory duty : حقنوق گمرکی تبعیضی
disenfranchise : سلب حق
disengaged worker, unemployed worker : کارگر بیکار
dishonor (dishonour) : نکول، پرداخت نکردن، قبول نکردن حواله یا برات
dishonored accountant : حسابدار بی صلاحیت
dishonored cheque : چک نکولی
dishonored nptes : اسناد و خواست شده (نکول شده)
dishonored notes receivable : اسناد دریافتنی نکول (واخواست)( شده
dishonour cheque, cheque without found, crossed cheque : چک بی محل، چک مسدود
dismantling and removing the asset : مخارج پیاده سازی و برچیدن دارایی
dismantling cost : هزینه پیاده کردن اجزاء (ماشین)
dismissal pay, severance pay : پرداخت مزد انفصال خدمت
dismissal. lay off : اخراج
dismissals : حذفیات، موارد حذف شدنی
dismissed worker : کارگر منفصل از خدمت
dispatch : حمل سریع کالا
dispatch order : سفارش حمل سریع
dispatch(ing) money : پاداش سرعت کار (در حمل نقل)
dispatch(ing), (to) hand over : فرستادن، ارسال
dispatcher, sender : فرستنده
dispensation, exemption : معافیت، بخشودگی / معافیت گمرکی
dispersion analysis : تجزیه و تحلیل پراکندگی
disposal : در دسترس، موجود، در اختیار
disposal date : تاریخ واگذاری، تاریخ فروش
disposal of a business segment : فروش، توقف عملیات، مصادره توسط نهادهای دلتی
disposal of a segment of an enterprise : واگذاری قسمتی از یک واحد تجاری
disposal of assets : فروش داراییها
disposal value : ارزش واگذاری (اسقاط)
disposals account : حساب اموال واگذار شده، حساب فروش دارایی های ثابت
disposition : واگذاری (دارائیها)
disposition of variances : بستن انحرافات
disqualification of accountant : عدم صلاحیت حسابدار
disrup : از هم گسیختن
dissimilar activities : فعالیت های غیر مشابه
dissimilar assets : دارایی های غیر مشابه
dissolution and liquidation of a partnership : انحلال و تصفیه شرکت تضامنی
dissolution of a joint stock company : انحلال شرکت سهامی
dissolution of company : انحراف شرکت
dissolution of limited companies : انحلال شرکت های سهامی
dissolution, liquidation, winding up : انحلال، فسخ
distort : تحریف ارقام مالی به قصد گمراه کردن استفاده کنندگان صرت های مالی
distress merchandise : کالای معیوب (خراب)
distress selling : فروش اضطراری
distributable (profit-income), profit available for distribution : سود قابل توزیع
distributable profits : سود قابل تقسیم
distributable reserves : اندوخته های قابل تقسیم
distributable surplus : مازاد قابل توزیع
distribute : توزیع کردن
distributed profit : سود توزیع شده
distributer′s cooperative society : شرکت تعاونی توزیع
distributing expenses : مخارج توزیع و پخش
distribution : توزیع یا تقسیم سود (قابل تقسیم)
distribution (cost-expense-overhead) : هزینه توزیع
distribution discount : تخفیف توزیع (به فروشندگان)
distnbution measures : معیارهای توزیع
distribution method : روش توزیع
distnbution of dividend, dividend distribution : توزیع سود سهام
distribution time : مدت توزیع
distributor : عامل توزیع
distributor discount : تخفیف ویژه توزیع کننده
diversifiable risk : ریسک تنوع پذیر
diversification : تنوع بخشیدن به فعالیت های شرکت، گسترش دادن دامنه فعالیت ها
diversification across industry : تنوع بخشی در حوزه صنعت
dividend decision : تصمیمات مربوط به تقسیم سود
dividend distribution : توزیع سود سهام
dividend in arrears : سود معوق سهام
dividend on common stocks : سود سهام عادی
dividend per share (DPS) : سود تقسیمی هر سهم، سود نقدی (یا پرداخت شده) هر سهم
dividend preferences : اولویت های سود سهام
dividend reinvestment plan : طرح سرمایه گذاری مجدد سود تقسیمی
dividend stability : ثبات سود سهام
dividend stripping : تهی سازی سود سهام
dividends : سود سهام
dividends declared, declared dividend : سوم سهام اعلام شده
dividends in arrears, passed dividends,arears of dividend, dividends in arear : سود سهام معوق
dividends payable : سد تقسیمی پرداختنی
dividends payable in stock : سود سهمی پرداختنی
divisible loan : وام قابل تقسیم
division, segment, section, sector : بخش، بخش مستقل
divisional cost : هزینه تسهیمی (تقسیمی)
divisional management : مدیریت بخشی
divisional profit accounting : حسابداری سودبخشی مراحل
divisionalization : فرایند تبدیل هر یک از واحدهای فرعی به یک شرکت
divisive reorganizlition : تقسیم یک واحد سامانی به دو یا چند واحد تجاری جداگانه
dlinquent accounts receivable : مطالبات معوق
doctrines : عقاید، نظریات، دکترین
document against payment (DIP) : سند در مقابل پرداخت
documenta against : تحویل اسناد در مقابل قبول نویسی
documentary credit(s), documentary letter of credit (documentary) : اعتبار اسنادی
documents against acceptance : تسلیم اسناد در مقابل قبولی برات
documents against payment : تسلیم اسناد در مقابل پرداخت
documents flow chart : نمودار گردش اسناد، نمودار خط سیر اسناد
documents payable : اسناد پرداختنی
dollar unit sampling (DUS), monetary unit sampling : نمونه گیری واحد پولی
domestic market : بازار داخلی
donations box : صندوق کمک به فقرا
draft at sigbt = sight draft : برات به ریت، برات دیداری
draft partnership agreement : پیش نویس قرارداد مشارکت
drafts drawee : حواله های ارزی
draw up a process verbal : تنظیم کردن صورت مجلس
drawings : برداشت ها
drop shipment : حمل کالای ساخته شده از واحد تولیدی به مشتری (بدون استفاده از واسطه)
dry loss : ضرر بی ربط
dual aspect concept : مفهوم دو طرفه بودن حساب ها
dual aspect entry, double entry : ثبت دو طرفه (حساب)
dual pricing solution : راه حل قیمت گذاری دوگانه
dual professional care : اعمال مراقبت حرفه ای
dual security : اوراق بهادار تضمین شده
dual-capacity system : سیستم تفکیک وظایف
dual-purpose test : آزمون با هدف دو گانه
due process procedure : فرایند چندگانه تدین استانداردهای حسابداری مالی
due professional care : مراقبت های تخصصی و حرفه ای
dues : دیوان، عوارض
duplicate disclosure : افشای مضاعف
durability Of. documents : قابلیت دوام اسناد
durable goods, hard goods : کالای بادوام
durante absentia : در مدت غیبت
duration of shipment : دوره حمل (زمان حمل)
duties of accountant, accountant duties : وظایف حسابدار
duties on buver′s account : حقوق گمرکی به حساب خریدار است
duty free goods : کالای معاف از گمرک
duty, duties, excise, excise tax, toll, task : عوارض
duty-free list : صورت اموال معاف (از گمرک)
dwindling (asset) : دارایی تحلیل رفتنی
dysfunctional behavior : رفتار غیر حرفه ای
dysfunctional decision making : تصمیم گیری غیر حرفه ای
early exercise : معامله قبل از موعد
early extinguishment of a debt : بازپرداخت بدهی قبل از سررسید
early retirement of bonds : بازخرید اوراق قرضه قبل از سررسید
early retirement of debt (bonds) : بازخرید/ ابطال زودتر از موعد بدهی
earn-out provision, subscription right (or warrant), contingent pay : پرداخت (حق الزحمه) مشروط، پرداخت احتمالی
earned surplus = retained earnings : مازاد مکتسب، مازاد تحقق یافته
earned surplus unappropriated : مازاد مکتسب تقسیم نشده
earnest money : بیعانه
earning (profit) forecast : پیش بینی سود
earning asset : دارایی مولد (سودآور)
earning per share (EPS) : سود هر سهم
earning process : فرآیند کسب سود، فرآیند کسب درآمد
earning(s) per share : درآمد حاصل از هر سهم
earnings available for ordinary shareholders : سود خالص متعلق به صاحبان سهام عادی
earnings before interest and after tax(ABIAT) : درآمد پس از وضع مالیات و قبل از کسر بهره
earnings before interest and tax(EBIT) : سود قبل از بهره و مالیات به علاوه هزینه بهره
earnings from operation : عاید حاصل از عملکرد (سود ویژه)
earnings on stockholders′ capital : عواید سرمایه سهامداران
earnings process : فرایند کسب درآمد
earnings ratio : نسبت های عواید درآمدی
earnings retained : سود انباشته
earnings statement = income statement : صورتحساب درآمد و هزینه، صورتحساب درآمد
earnings variability : نوسان درآمد
earnings yield : نسبت سود هر سهم به قیمت بازار همان سهم
earnings, proceeds, incomes : عواید، درامد
earnings-to-price ratio : نسبت سود به قیمت
ease of formation : سهولت تشکیل (تاسیس)
ease of transferability of ownership : سهولت انتقال مالکیت
easy commodity : کالای نامرغوب
easy market : بازار سست
easy term, short term : کوتاه مدت
econimic risk : ریسک اقتصادی
econometrics : اقتصاد سنجی
economic (profit-income), economic earnings : سود اقتصادی
economic analysis : تجزیه تحلیل اقتصادی
economic and financial affairs : امر اقتصادی و دارایی
economic appraisal : ارزیابی اقتصادی
economic approaches : رویکردهای (روشهای) اقتصادی
economic benefits : منافع اقتصادی
economic consequence : پیامد اقتصادی
economic cooperation administration (ECA) : اداره همکاری اقتصادی
economic costs : هزینه های اقتصادی
economic crisis : بحران اقتصادی
lseconomic enterprise, entity, economic entity, economic unit, enterprise : واحد اقتصادی، شخصیت اقتصادی
economic events : رویدادهای اقتصادی
economic expansion : رشد اقتصادی
economic exposure : تغییرات آینده نرخ ارز بر ارزش یک واحد تجاری
economic factors, functional : عامل تبعی یا اقتصادی
economic indicators : شاخص های اقتصادی
economic life of asset : عمر اقتصادی دارایی
economic life of leased property : عمر اقتصادی دارایی مورد اجاره
economic loss : زیان اقتصادی
economic lot size, economic batch quantity : مقدار تولید مقرون به صرفه
economic obligations : تعهدات اقتصادی
economic process : فرایند اقتصادی
economic purchase quantity : با صرفه ترین مقدار خرید
economic purchase quantity (EPQ) : با صرفه ترین مقدار خرید
economic resource : منبع اقتصادی
economic sanction : تحریم اقتصادی
economic self-sufficiency : خودکفایی اقتصادی
economic substance : تشکیلات اقتصادی
economic system : سیستم اقتصادی
economic usefu1ness : فایده اقتصادی
exports, exportation : صادرات
exposure : میزان ریسک
exposure draft : پیش نویس نهایی، متن پیشنهادی
express : بیان کرن، تاکید کردن
express liability, specific debt : بدهی مخصص
express trust : ودیعه یا امانت
express warranty : ضمانت صریح، تعهدنامه ویژه
extablishment : موسسه، بنگاه، تاسیس
extendable bonds : اوراق قرضه قابل تمدید
extendable notes : اسناد قابل تمدید
extended audit scope : حسابریس با دامنه گسترده
extended term insurance : بیمه تمدید شده (مدت تمدید شده)
extendible bond issue : ورق قرضه قابل تمدید
extension of credits : تمدید اعتبارات
extent of infonnation dissemination : حجم انتشار اطلاعات، دامنه توزیع اطلاعات
extent of testing : اندازه آزمون
extent of tests : دامنه حسابرسی
extennal costs : هزینه های بیرونی
external applications, external users : مصارف خارجی
external auditor′s opinion : اظهار نظر حسابرس مستقل
external auditor′s report : گزارش حسابرس مستقل
external decision makers : تصمیم گیرندگان برون سازمانی
external events : رویدادهای خارجی
external expansion : توسعه از بیرون
external financial statements : صورت های مالی خارجی (برون سازمانی)
external financing, self financing : تامین مالی خارجی
external investment : سرمایه گذاری خارج از (شرکت ، محل کار )
external reconstruction : بازسازی برونی
external reports : گزارش های برون سازمانی (خارجی)
external requirements : ضرورت های برون سازمانی، الزامات برون سازمانی
external sources : منابع خارجی
external standards : استانداردهای خارجی
external transaction : معامله با افراد خارج از سازمان
external users (of financial statement) : استفاده کنندگان خارجی با برون سازمانی
externalities : برون زا
extended audit scope : دامنه تفصیلی حسابرسی ، محدوده تفصیلی حسابرسی
extinguishment of debt, early : تسویه بدهی
extra charges : هزینه های اضافی
extra cost : هزینه اضافی
extra ordinary loss : ضرر غیر مترقبه (استثنایی)
extractive industries : صنایع استخراجی
extraordinary cash flow : جریان های نقدی غیر مترقبه
extraordinary events : رویدادهای غیر مترقبه
extraordinary expense : هزینه غیر مترقبه
extraordinary items, unusual items : اقلام غی عادی (غیر مترقبه)
extraordinary repairs : تعمیرات غیر مترقبه، تعمیرات اساسی که گاهی مستلزم تعویض قطعات اصلی یا جایگزین کردن دارایی می شود.
facilities and equipment : امکانات و تجهیزات
facilities and limitations : تسهیلات و محدودیت ها
factitious statement : صورتحساب ساختگی
factitious, artificia1, forged : ساختگی
governrnent treasury : خزانه دولت
governmental accountlllg standards : استانداردهای حسابداری دولتی
governmental agencies : نهادهای دولتی
governmental funds : حساب های مستقل برای وجوه دولتی، انواع وجوهی که در سازمان های دولتی، برای تامین هتدف های خاص در نظطر می گیرند
governmental grants, related to assets,government grants, grants : کمک های بلاعوض دولت
governmental purchaslllg : خرید دولتی
grade accounts, classify accounts : طبقه بندی کردن حساب ها
graduated rate structure : نرخ مالیات تصاعدی
grand father clause : حفظ اعتبار قوانین قبلی
grant related to asset : کمک بلاعوض مربوط به دارایی
granting of long-term credits : اعطای اعتبار بلندمدت
granting of short-term credits : اعطای اعتبارات کوتاه مدت
grants and donations : کمک ها و اعانات
graphic analysis : تجزیه و تحلیل نموداری (مصور)
gratuitous : بلاعوض، مجانی
gratuitous loan (or free loan) : وام قرض الحسنه
gratuitous transfer tax : مالیات بر نقل و انتقال بلاعوض
gratuity, bonus, tip : انعام
green shoe : شرط اختیار خرید اوراق بهادار بیشتر
gross (income-earnings) : درآمد ناخالص
gross (income-profit), gross profit on sale, profit margin : سود ناخالص
gross (margin-profit) method : روش سود ناخالص
gross (profit-margin) variance : سود ناویژه مغایرت (انحراف)
gross amount approach : روش ناخالص مبلغ خرید
gross asset : دارای ناخالص
gross average I general average : خسارت همگانی خسارت مشترک
gross bonded debt : کل بدهی یک نهاد دولتی
gross book value : ارزش دفتر ناخالص
gross book wlue of asset : ارزش دفتر ناویژه دارایی
gross cash flow : گردش نقد ناخالص
gross contribution margin : حاشیه فروش ناخالص
gross cost of goods sold : ارزش ناخالص کالای فروش رفته
gross current replacement cost : ارزش جایگزینی ناخالص
gross debt : بدهی ناخالص
gross dividend : ناخالص سود تقسیمی
gross dividend per share : سود ناخالصث هر سهم، کل ناخالص سود تقسیمی را که شرکت در یک سال پرداخت می کند تقسیم بر تعداد سهام عادی در دست عموم
gross dividend yield : بازده سود ناخالص سهم، سود تقسیمی بر حسب درصدی از ارزش سهام (ارزش بازار)
gross domestic product (GDP) : تولید ناخالص داخلی
gross domestic product at factor : تولید ناخالص داخلی به قیمت عوامل
gross earnings = gross income : درآمد (عایدات) ناخالص
gross equity method : روش ناخالص ارزش ویژه
gross estate : ارزش ناخالص دارایی
gross expensiture (expense, cost) : هزینه ناخالص (خرح ناخالص)
gross fixed asset : دارایی ثابت ناخالص
gross income : سود ناخالص
gross interest : بهره ناخالص
gross investment : سرمایه گذاری ناخالص
gross investment in the lease : سرمایه گذاری ناخالص در اجاره
gross lease : اجاره کامل
gross loss : ناخالص زیان، زیان ناویژه
gross marg in percentage, gross profit percentage : درصد سود ناخالص
gross margin (gross profit; gross profit margin) : سود ناویژه، سود ناخالص، حاشیه فروش
gross margin percentage : درصد سود ناخالص
gross margin ratio (gross profit percentage) : نسبت سود ناویژه، درصد سود ناویژه
gross margin recognition : شناسائی سود ناخالص
gross margin, gross profit ratio : نسبت سود ناخالص
gross margine analysis, gros;s profit analysis : تجزیه و تحلیل سود ناویژه
gross national product (GNP) : تولید ناخالص ملی
gross national product (GNP) : محصول ناخالص ملی، تولید ناخالص ملی
gross national product at factor : تولید ناخالص ملی به قیمت عوامل
gross national product at market : تولید ناخالص ملی به قیمت بازار
economical interest : بهره اقتصادی
economical obligations : تعهدات اقتصادی
economical order size : اندازه سفارش شاقتصادی
economical recession, depression,economic downturn : رکود اقتصادی
economics of scale (scale effect) : صرفه جویی به مقیاس
economist : اقتصاددان
economizing costs : اقتصادی کردن هزینه ها
econonny of scale : صرفه جویی مقیاس
effect of changing prices : اثر تغییر قیمت ها، اثر قیمت فروش
effective cost of debt : هزینه موثر استقراض
effective finance decision : صمیم قاطع مالی
effective interest nnethod : رش مبتنی بر نرخ بهره موثر
effective interest rate nnethod : روش نرخ بهره موثر
effective interest rate, effective rate of interest : نرخ موثر بهره، نرخ واقعی بهره
effective nneasures : معیارهای اثربخشی
effective-interest nnethod : روش بهره موثر
effectiveness : اثربخشی، تاثیر، موثر بودن
effectiveness audit : حسابرسی از لحاظ کارایی و اثربخشی
effectiveness nneasures : معیارهای اثربخشی
effects of changing prices : آثار تغییر قیمت ها
efficiency-effectiveness audit (comprehensive audit; extended scopeaudit) : حسابری جامع یا فراگیر
efficient market hypothesis : فرضیه بازار کارا
efficient market hypothesis (EMH) : فرضیه بازارهای کارا (کارآمد)
eight-hour shift : نوبت کاری هشت ساعته
elastic currency system : سیستم قابل انعطاف پولی
elastic demand : تقاضای با کشش
elasticity : کشش، کشش تقاضا یا کشش عرضه
elasticity of cost : کشش (انعطاف) هزینه
elasticity of demand : کشش تقاضا
elasticity of financial statements : عناصر صورت های مالی
elasticity of income : کشش (انعطاف) درآمد
elasticity of supply : کشش عرضه
elasticity of working capital : اجزای سرمایه در گردش
election or remowl of legal inspectors : انتخاب یا عزل بازرسان
electronic data processing (EDP) : پردازش داده ها از طریق ابزار یا سیستم الکترونیکی
electronic fund transfer (EFI) : انتقال الکترونیکی وجوه
electronic funds transfer at point of sales (EFTPOS) : انتقال وجوه الکترونیکی در لحظه فروش
electronic funds transfer system (EFTS) : سیستم الکترنیکی انتقال جود
electronic transfer of funds (ETF) : نقل و انتقال وجوه از طریق سیستم الکرونیک عناصر قیمت تمام شده
elements of cost : (اجزای) قیمت تمام شده
elements of financial statements,environment of accounting : محیط حسابداری، عناصر صورت های مالی
elements of working capital, working capital components : اجزای تشکیل دهنده سرمایه در گردش
eligible investment, qualified investment : سرمایه گذاری واجد شراریط (قابل قبول)
elimination of non-value-added operations : حذف عملیات فاقد ارزش افزوده
embozllement, misappropriation, : اختلاس پول
emergency expense : هزینه ضروری
emergency facilities : تسهیلات فوری (ضروری)
emerging debt instruments : ابزارهای جدید بدهی، اوراق بهادار بدهی نوظهور، تبدیل بدهی ها به اوراق بهادار
emerging issues task froce statements (EITF) : بیانیه های کمیته ویژه مسائل اضطراری
emerging markets : بازارهای در حال توسعه، بازارهای نوپا، بازارهای نوظهور
emerging stock markets : بازارهای نوظهر سهام، بازارهای نوپای سهام
emoluments : حقوق و مزایای مرتبط
emphasis of matter paragraph : بند تاکید بر موضوع (مطلب) خاص
employee benefits : مزایای شغلی
employee class promotion : ترفیع کارمنان
employee incentive compensation plans : طرح های تشیقی خرید سهام توسط کارکنان
employee share ownership plan : برنامه اعطای سهلام شرکت به کارکنان
employee share ownership : مالک شدن سهام توسط کارکنان
employee stock option : دادن برگ اختیار خرید سهام به کارکنان
employee stock ownership plan (ESOP) : طرح مالکیت کارکنان در سهام
employee time sheet : برگ ثبت اوقات ورود و خروج کارکنان
employee′s contribution : سهم کارمند
employee′s contribution for insurance : بیمه سهم کارمند
employee′s day work rate : نرخ کار روزانه کارخمند
employee′s deductions : کسورات کارمند
employee′s income tax : مالیات بردرآمد کارمند
employee′s insurance contribution : سهم کارمند بیمه
employee′s pension contribution : سهم بازنشستگی کارمند
employee′s remuneration : پاداش کارمند
employee′s saving contnbution : سهم پس انداز کارمند
employees′ benefit cost : هزینه مزایای کارکنان
employees′ benefits, salaried benefits : مزایای کارمندان
employees′ compensation : پاداش حقوق بگیران
employees′ holiday provision : ذخیره مرخصی کارکنان
employees′ share scheme : طرح مشارکت کارکنان
employees′ termination benefits : مزایای پایان خدمت کارکنان
employees′ termination cost : هزینه پایان خدمت کارکنان
employees′ termination-pay provision : ذخیره پرداخت پایان خمت کارکنان
employer′s contribution : سهم کارفرما
employer′s contribution for insurance : بیمه سهم کارفرما
employer′s earnings : عایدات کارفرما
employer′s liabilities : تعهدات کارفرما
employer′s liability insurance : بیمه مسئولیت کارفرما
employer′s pension contribution : سهم بازنشستگی کارفرما
employer′s saving contribution : سهم پس انداز کارفرما
employer′s social security contribution : سهم بیمه تامین اجتماعی کارفرما
employer-employee relationship : رابطه کارفرما و کارمند
employment costs : هزیه های مروبط به استخدام نیرو
employment taxes : مالیات حقوق
encash : نقد کردن چک
encashable : قابل تبدیل به پول نقد
enclosed accounts : حساب های در جوف (همراه گزارش)
enclosed balance-sheet : ترازنامه در جوف (به پیوست)
encumbrance accounts : حساب های تعددی
end of fiscal (financial) year : آخر سال مالی
end product costing : هزینه یابی محصول نهائی
end year discount (rebate) : تخفیف آخر سال
ending finished goods inventory budget : بودجه موجودی کالای ساخته شده پایان دنره
ending inventory, closing inventory : موجودی کالای پایان دره
endorse : ظهرنویسی کردن
endorsed note payable : سند پراختنی ظهرنویسی شده
endorsee : ذینفع ظهرنویسی
endorSement : پشت نویسی، ظهرنویسی
endorsement in full : پشت نیسی کامل
endorsement liability : بدهی ناشی از ظهرنویس
endorser : ظهرنویس
endowment assurance : بیمه عمر مختلط
energy cost : هزینه انرژی مصرفی
engagement risk : ریسک پروژه حسابرسی، ریسک حسابرسی
engineering costs : مخارج مهندسی
engrossment, speculation : احتکار
enterprise : واحد تجاری
enterprise cost : ارزش دارایی برای مالکان کنونی که متفاوت از ارزش (بهای تمام شده) آن برای مالکان بعدی است.
enterprise net income : سود خالص واحد اقتصادی
enterprise performance : عملکرد واحد اقتصادی
enterprise standard industrial classification (ESIe) : کد مربوط به طبقه ای که شرکت در آن قرار می گیرد.
enterprise, business : موسسه، واحد تجاری
entertainment expense : هزینه پذیرائی
entity assumption (concept) : فرض وجود حسابداری
entity equity superannuate,superannuation : حقوق / ارزش ویژه واحد اقتصادی
entries : اقلام ثبت شده در دفاتر
entry for warehousing : ورود به انبار، قبض انبار، (برای کالاهایی که مشمول حقوق گمرکی هستند)
entry in book of accounts : ثبت در دفاتر حساب
eenvironmental constraints : محدویت های محیطی
equal-instalment depreciation : استهلاک به روش خط مستقیم، استهلاک به اقساط مساوی
equalization fund(s) : وجوه برابر سازی
equalization provision : ذخیره برابرسازی
equation of payments : موازنه / برابرسازی در پرداخت ها
equipment bond (trust certificate) : اوراق قرضه رهنی
equities on minority interests : حقوق سهامداران اقلیت
equities, liabilities and shareholder′s equity : بدهی ها و حقوق صاحبان سهام
equity basis net income : سود خالص مبتنی بر ارزش ویژه
equity contract, stock : قرارداد خرید سهام
equity in susbsidiary realized income : حق مالکیت بر سود تحقق یافته واحد فرعی
equity instruments : یک ابزار مالی که نشان دهنده مالکیت فرد در یک بنگاه تجاری است
equity interest : حقق صاحبان سهام، حق مالکانه
equity investment : سرمایه گذاری در سهام سرمایه
equity kickers : امتیاز سهامدار شدن
equity method for investments : روش ارزش ویژه سرمایه گذاری ها
equity method investment : سرمایه گذاری بر مبنای روش ارزش ویژه
equity method of accounting for long-term investment : روش ارزش ویژه در سرمایه گذاری بلندمدت
equity ownership : حق مالکیت
equity position : داشتن حق مالکیت
equity security : اراق بهادار مالکانه، اوراق بهادار سهامداران
equity share : هر نوع سهمی در یک شرکت
equity share capital : سرمایه سهمی سهامداران
equity theory residual : تئوری حقوق باقی مانده / نهائی / مازاد
equity transaction : هر رویداد مالی که بتواند ارزش ویژه شرکت را افزایش یا کاهش دهد.
equivalent compensation : جبران معادل
equivalent goods : کالای معادل
equivalent production schedule : جدول معادل آحاد تولید
equivalent units (effective units) : معادل آحاد، معادل واحد تکمیل شده
equivalent units of production : معادل آحاد تمکیل شده
error & omission : اشتباه و از قلم افتادگی
error & omissions excepted : اشتباه از دو طرف قابل برگشت است
error analysis : تجزیه و تحلیل اشتباه
error cause indentification : شناسایی علت (علل) اشتباه
error cushion : حاشیه اشتباه
error or mistake : خطا یا اشتباه
errors and omissions excepted =E and OE (E&OE) : اشتباهات از قلم افتادگی ها مستثناست
errors excepted (EE) : قابل برگشت (اشتباهات)
errors expected,(E & OE) : اشتباهات از طرفین قابل برگشت است
errors in the original entries : اشتباه در ثبت های اصلی
errors of accounts : اشتباهات حساب ها
errors of principle in entry : اشتباه اصولی در ثبت
errors of principle, principle errors : اشتباهات اصولی
escalation price : قیمت متغیر در قرارداد، قیمت مندرج در قرارداد خرید یا قرارداد فروش
escapable cost : هزینه قابل اجتناب
escape clause : شرط تعلل، شرط گریز، شرط رهایی
escatation clause : لحاظ تورم
escheat : سرپرستی دارایی، دارایی بلاوارث
escrow : سپردن سندی به دست شخص ثالث
escrow receipt : رسیدن امانی
essential data for auditing : مجموعه اطلاعات مورد لزوم حسابرسی
essentials of investments : اصول سرمایه گذاری ها
establish a company : شرکتی تاسیس کردن ، تاسیس کردن شرکت
establish a factory : تاسیس کردن کارخانه
establishing financial accounting standards : تدوین استانداردهای حسابداری مالی
establishment of premium rates : برقراری نرخ های حق بیمه
establishment, foundation : تاسیس، بنا نهادن ، بنیانگذاری
estate : حق سند مالکیت یا مدرک دیگری موید حق مالکیت در یک دارایی، اغلب این واژه را در مورد اموال غیر منقول (یا به ارث رسیده) به کار می برند.
estate accounting : تهیه فهرستی از اموال توسط مامور تصفیه
estate duty : مالیات بر ارث
estate income : درآمد حاصل از اموال
estate tax : مالیات بر املاک، مالیات بر دارایی
estimate of cash requirements : برآورد وجوه نقد مورد نیاز
estimate of costs : تخمین مخارج
estimate, appraisal, assessment : برآورد، ارزیابی کردن
estimated : عمر برآوردی
estimated accounts : حساب های تخمینی
estimated annual expense : هزینه سالیانه تخمینی (برآورد شده)
estimated annual income : درآمد سالیانه تخمینی
estimated balance sheet : ترازنامه تخمینی
estimated budget : بودجه تخمینی
estimated cost : بهای تمام شده برآردی
estimated cost to complete : برآرد هزینه های لازم برای تکمیل پیمان
estimated debt (liability) : بدهی تخمینی
estimated economic life : عمر مفید اقتصادی برآورد شده، عمر مفید برآوردی
estimated economic useful life : عمر مفید اقتصادی برآوردی
estimated expense (cost) : هزینه تخمینی
estimated factory overhead : سربار پیش بینی شده / برآورد شده کارخانه
estimated income : درآمد تخمینی
estimated items : اقلام برآوردی
estimated liability : بدهی برآوردی
estimated life : عمر تخمینی
estimated life of asset : عمر تخمینی دارایی
estimated loss : ضرر تخمینی
estimated machine hours : ساعات کار بوددجه شده ماشین آلات
estimated net realizable value : بازیافتنی، ارزش خالص قابل تحقق ارزش خالص بازیافتی برآوردی
estimated net realizable value method : روش ارزش خالص بازیافتنی بروردی
estimated overhead : سربار برآورده شده
estimated physical life : عمر طبیعی (فیزیکی) تخمینی
estimated population exception rate (EPER) : ضریب انحراف برآوردی جامعه
estimated profit : سود تخمینی
estimated residual value : ارزش باقی مانده (اسقاط) برآوردی
estimated revenue : درآمد برآوردی، عایدات تخمینی
estimated sale(s) : فروش تخمینی
estimated salvage value : ارزش تخمینی اسقاط
estimated statement : صورتحساب تخمینی
estimated statement of cost : صرتحساب تخمین هزینه
estimated statement of income : صورتحساب تخمین درآمد
estimated time of arrival : زمان تقریبی ورود
estimated time of departure (EID) : زمان تقریبی عزیمت
estimated total amount : مبلغ کل تخمینی
estimated total cost : کل هزینه تخمینی
estimated uncollectible accounts receivable : مطالبات مشکوک الصول
estimated uncollectible interest : بهره مشکوک الوصول
estimated useful life : عمر مفید برآوردی
estimated value : ارزش تخمینی
estimated value of stock : ارزش تخمینی موجودی
estimated volume : حجم تخمینی
estimated warranty obligations : بدهی های (تعهدات) برآوردی تضمین محصول
estimates of future dividends : برآورد سود آتی سهام
estimating cost system : سیستم هزینه یابی تخمینی
estimating-cost accounting : حسابداری هزینه یابی تخمینی
estimating-cost system : سیستم برآورد هزینه
estimation objective : هدف برآورد
estimation of cash-flow. : تخمین گردش وجوه
estimation of cost : برآورد هزینه
estimation of loss : تخمین ضرر
estimation of profit : تخمین سود
estimation of scrap value : تخمین ارزش قراضه
estimation of stock in hand : تخمین موجودی انبار
estimation sampling : نمونه گیری برآورد
estimation , estimate : تخمین (برآورد)
estimator : برآورد کننده، ارزیاب، تخمین زننده
estopped : عدم امکان انکار پس از اقرار
etablishment date : تاریخ تاسیس
ethical principles, ethics : اصول اخلاقی
ethics : اخلاقیات، اصول اخلاقی
ethics rulings : آرای صادره درباره آیین رفتار حرفه ای
ethos : ارزش اخلاقی سازمان
Eurobanks : بانک ها یا واسطه های مالی که در بازار «واحد پول اتحادیه اروپا» فعالیت می کنند.
European accounting association (EAA) : انجمن حسابداری اروپا
European monetary system (EMS) : سیستم پولی اروپا
eurodollar deposit : سپرده خارجی
evaluate the goods : ارزیابی کردن کالا
evaluated asset : دارایی ارزیابی شده
evaluated goods : کالای ارزیابی شده
evaluation techniques : تکنیک های ارزیابی
evaluation, assessment, appraisal : ارزیابی (تقویم)، ارزشیابی
events accounting : حسابداری مبتنی بر رویدادها
tevents after the balance sheet date : رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه
events and conditions : رویدادها و شرایط
events; incidents : وقایع
eviction, dispossession, expropriation : خلع ید
evidences required for auditing : مدارک و دلائیل مورد لزوم حسابرسی
evolutionary process : فرایند تکامل تدریجی
ex interest : بدون بهره جاری
ex ship : تحویل روی کشتی
ex store, disposal, available : موجود، در اختیار، در دسترس
ex-bonus : بدون جایه
ex-claims : مطالبات بدون بهره
ex-distribution date : تاریخ توزیع سود سهام
ex-dividend share : سهم بدون سود
ex-interest, interest free : بدون بهره جاری
ex-pit transaction : معامله خارج از بورس
ex-post accounts : حساب های ماسبق
ex-right, ex-scrip, ex-coupon,ex-capitalization (ex-cap), ex-bonus : بدون حق تقدم، یعنی منافع مربوط به اوراق مزبور به فروشنده تعلق دارند.
ex-rights : بدون حق انتقال (سهام)
ex-rights date : تاریخ انقضای مهلت استفاده از حق تقدم خرید
ex-store : تحویل در انبار
ex-warehouse : تحویل کالا از انبار
ex-warehouse : بدون هزینه تحویل به انبار
ex-warrants : اوراق قرضه بدون برگ اختیار خرید سهام
ex-works : تحویل کالا از کارخانه
exact interest, real interest : بهره حقیقی (واقعی)
examination of accounts : رسیدگی به حساب ها
examination of accounts by auditor : رسیدگی به حساب ها توسط حسابرسی
examination of goods : وارسی و ارزیابی کالا
examination standards : استانداردهای بررسی
examiner, investigator, inspector : بازرس
excapable cost : هزینه قابل حذف
exception letter, letter of protest : اعتراض نامه
exceptional cash flows : جریان های نقدی استثنایی
exceptional events : رویدادهای استثنایی
exceptional expense : هزینه استثنائی
exceptional items, unusual items : اقلام استثنائی
exceptions rate : ضریب استثناء
exceptions report : گزارش موارد استثنا
excess : اضافه، فزونی، مازاد
excess capacity : ظرفیت اضافی
excess cover treaty : قرارداد پوشش بیمه ای ضایعات بیشتر
excess deductions account (EDA) : حساب کسورات مازاد
excess equity (margin) : مازاد سرمایه
excess liquidity : نقدینه اضافه (زائد)
excess loss cover : بیمه مجدد آن قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است.
excess materials requisitions : درخواست مواد اضافی (یعنی بیش از مقدار)
excess of income over expense,marginal balance : مازاد درآمد بر هزینه
excess present value index : شاخص مازاد، ارزش فعلی، شاخص ارزش فعلی اضافی
excess price : قیمت اضافی، اضافه قیمت
excess profits tax : مالیات بر سود اضافی
excess reserves : ذخایر اضافی (زائد)
excess return : بازده اضافی، پاداش (قبول) خطر
excess shares : سهام زائد
excess stock : اضافه موجودی
excess tax payable : مالیات اضافه پرداختنی
excess tax, surtax : مالیات اضافی
excess, extra, surplus, additional : اضافی
exchange acquisition (distribution) : عرضه عمده سهام در بورس
exchange at a discount : ارز به کسر
exchange control regulations : مقررات نظارت بر ارز
exchange control performance checks : کنترل بر ارز، محدود کردن ارز
exchange earnings : درآمد حاصل از تسعیر ارز
exchange equalization provision : ذخیره برابری ارز
exchange exposure (foreign exchange exposure; currency exposure) : قرار گرفتن در معرض ریکس ناشی از نگهداری پول خارجی
exchange gain (or loss) : سود مبادله، سود (غیر عملیاتی) معاوضه
exchange loss : زیان تسعیر، زیان تبدیل
exchange of goods : مبادله کالا
exchange of shares : مبادله سهام
exchange rate at balance sheet date : نرخ تسعیر ارز در تاریخ ترازنامه
exchange rate at transaction date : نرخ تسعیر ارز در تاریخ معامله
exchange rate fluctuations : نوسانات نرخ ارز
exchange rate risk : ریسک ناشی از تغییر نرخ ارز
exchange rate syste,m : سیستم نرخ ارز
exchange rate, coversion rate : نرخ تسعیر
exchange restrictions : محدودیت های ارزی
exchange risk : خطر تسعیر، ریسک ارز
exchange stabilization : تثبیت ارز
exchange stabilization fund : صندوق تثبیت ارز
exchanges of dissimilar goods and services : مبادله کالاها و خدمات غیر مشابه
exchanges of similar goods and services : مبادله کالاها و خدمات مشابه
exchequer bills : اوراق (اسناد) بهادار خزانه
exchequer, treasury : خزانه (خزانه داری)
excisable : قابل مالیات گیری
excise duties, excise tax : مالیات بر مصرف کالای داخلی
excise duty : نوعی مالیات غیر مستقیم
excise tax : مالیات اموال داخلی، مالیات بر مصرف
exciseman : مامور مالیاتی
exclusion : منع از اجری حق، استثناء
exclusion for debt : اقدام برای وصول طلب
exclusion of subidiaries from consolidation : حذف واحدهای فرعی از شرکت تلفیقی
exclusive : انحصاری، استثنائی
exclusive contract : قراداد انحصاری
exclusive dealing : معامله استثنایی، خرید و فروش استثنایی
exclusive goods : کالاهای انحصاری
exclusive ownership : مالکیت انحصاری
exclusive right : حق انحصاری
executive share option scheme : طرح ارائه برگ حق تقدم خرید به کارکنان
executive summary : چکیده، خلاصه مفید، خلاصه مدیریتی
executives : مدیران موظف (اجرایی)
executory cost : هزینه های اجرایی
executory transactions (contracts) : معاملات (قراردادهای) مشروط و قولنامه ای
exemplary damages : جرائم بازدارنده
exempt security : معاف از ثبت
exempt supply : کالای معاف از مالیات
exempt transfer : معاف از مالیات انتقال سرمایه
exemption clause : ماده معافیت، شرط معافیت
exemptions from preparing : معاف از تهیه صورت های مالی تلفیقی
consolidated financial statements : حدود اعمال اختیار
exercise limit : اخطار اعمال اختیار
exercise notice : قیمت معامله
exercise price (strike price) : منابع مصرف شدنی
exhausting resources : بانک صادرات و واردات آمریکا
existance of asset : (حسابرسی) وجود
existence : تسهیلات موجود
existing facilities : ارزش بازار
existing use value : تبادل نظر نهایی
exorbitant expense : هزینه فق العاده (کمرشکن)
exotic shelter : سپر مالیاتی غیر عادی
expanded testing : آزمون های گسترده
expansion investment : سرمایه گذاری توسعه ای
expatriates : کارکنان تبعه خارج (کارکنان خارجی)
expectation of profits beyond normal : سرقفلی, انتظار سود بیش از حد متعارف
expectations gap : فاصله (شکاف) انتظارات
expected cash flow : گردش وجود نقد مورد انتظار
expected future cost : بهای تمام شده آتی مورد انتظار
expected inflation rate of interest : نرخ مورد تورم
expected misstatement : تحریف مورد انتظار
expected opportunity loss (EOL) : زیان مورد انتظار فرصت از دست رفته
expected sale(s) : فروش مورد انتظار
expected standard : استاندارد مورد انتظار
expeected life of asset : عمر مورد انتظار دارایی
expendable funds : حساب مستقل وجوه قابل تصرف
expenditure applicable to prior years : هزینه از محل اعتبارات سنواتی
expenditure curve, cost curve : منحنی هزینه
expenditure on repairs or maintenance : مخارج تعمیر یا نگهداری
expenditure rate, cost rate : نرخ هزینه
expenditures forecast : پیش بینی مخارج
expenditures, costs, disbursments,expenses, spendlings, charges : مخارج، هزینه های سرمایه ای
expense : هزینه مقتضی شده، هزینه جاری (نقدی)
expense (cost) control, expenditure control : کنترل هزینه
expense (expenditure) account charges account : حساب خرج
expense account : حساب هزینه، حساب خرج
expense analysis sheet : کارت های تجزیه و تحلیل هزینه های سربار کارخانه
expense budget : بودجه جاری، بودجه هزینه
expense center, cost center : مرکز هزینه
expense control : کنترل هزینه ها
expense distnbution : تخصیص هزینه، تسهیم هزینه
expense efficiency audit : حسابرسی کارائی هزینه
expense estimate : تخمین هزینه
expense heading : سرفصل هزینه
expense ledger, cost ledger : دفتر هزینه
expense materials, material used,consumables : مواد مصرفی
expense ratio : نسبت هزینه
expense recognition : شناخت هزینه ف شناسایی هزینه(ثبت هزینه در دفاتر)
expertise : تخصص، تبحر
expire worthless : برگ های بی ارزش
expired cost, sunk cost : هزینه از دست رفته
explicit contracts : قراردادهای صریح
explicit costs : هزینه های آشکار
exponential equations : معادله نمائی
exponential smoothing : هموارسازی نهایی، همگون سازی دوره های زمانی
export bill discounted : برات صادراتی تنزیل شده
export credit insurance : بیمه اعتبارات صادرات
export credits guarantee department(ECGD) : تضمین صادرات
export documentary credits : اعتبارات اسنادی صادراتی
export duties and taxes : حقوق و عوارض خروجی (صدور)
export goods : کالای خروجی (صادراتی)
export incentives : تشویق های صادراتی
export of goods : صدور کالا
export restraints : محددیت های صادراتی
export subsidies : سوبسیدهای صادراتی، یارانه های صادراتی
factor analysis : تجزیه و تحلیل عامل ها
factor cost : هزینه عامل
factor risk : ریسک عامل
factor risk premium : صرف ریسک عامل
factorage, brokerage, commission : حق العمل، حق المعملکاری
factoring accounts receivable : فروش حساب های دریافتنی، واگذار کردن حساب های دریافتنی به موسسات وصول کننده طلب
factors of production : عوامل تولید
factory burden, factory overhead cost : هزینه سربار کارخانه، هزینه های ثابت کارخانه
factory clerical staff : کارکنان دفتری کارخانه
factory cost (expense), manufacturing cost : هزینه کارخانه، هزینه تلید
factory cost of goods : بهای کارخانه ای کالا (بدون هزینه های اداری و بازاریابی)
factory cost per unit : بهای کارخانه هر واحد
factory cost summary : خلاصه هزینه کارخانه
factory costs (factory expenses) : هزینه های تولید
factory expense : هزینه کارخانه
factory expense headings : سرفصل هزینه های کارخانه
factory general expense (cost) : هزینه عمومی کارخانه
factory indirect cost : هزینه غیر مستقیم کارخانه
factory overhead (indirect manufacturing cost) : سربار تولید
factory overhead absorption rate : نرخ جذب سربار کارخانه
factory supplies : مواد مصرفی کارخانه، ملزومات کارخانه (مواد غیر مستقیم)
facuhative endorsement : ظهرنویسی اختیاری
fail position : اوراق تحویل نشده
fair presentation : ارائه مطلوب (منصفانه)
fair value of leased property : ارزش منصفانه دارایی مورد اجاره
fairness : منصفانه، مطلوبیت ارائه، قابلیت قبول (حساب)
fairness audit report, clean audit report : گزارش غیر مشروط حسابرسی
false accounting : حساب سازی
false balance sheet : ترازنامه کاذب
false document : سند کاذب
false inventory : صورت برداری نادرست (کاذب) ، موجودی کالای نادرست
false papers : اسناد کاذب (غیر قانونی)
false representation : ارائه و یا اظهاریه دروغین
false statement : صورتحساب کاذب (قلابی)
falsify, distortion : تحریف مورد انتظار
family partnership : شرکت تضامنی خانوادگی
family supplement, benefits for family,family allowance, dependent′s allowance : کمک عائله مندی
fare (rent-hire) expense : هزینه کرایه
FAS price : قیمت تحویل وسیله نقلیه
fas, free along side : قیمت به علاوه هزینه حمل تا بندر مبدا
fashion goods : کالاهای مطابق روز (مد)
fashionable goods : کالاهای متداول
fastest estimated budget : بودجه طبق آخرین برآورد
fate of collections : وضعیت وصول مطالبات
fate of goods : وضعیت کالا
favorable material usage variance : انحراف مساعد مصرف مواد
favorable usage variance : انحراف مساعد مصرف
feasibility : امکان پذیری، عملی بودن
feasibility study : بررسی امکانات، برری مقدورات، مطالعه امکان سنجی
feasible : قابل اجرا، عملی بودن، توجیه پذیر
feasible cost : هزینه عمل شدنی
feasible solution : جواب، راه حل موجه (مقدور)
federal reserve bank : بانک مرکزی آمریکا
federation of manufacturers : اتحادیه تولید کنندگان
fee for service : پرداخت حق الزحمه
fee schedule listing : لیست حق الزحمه
feeder vesse : کشتی سوخت رسان
fees received on issues of shares : حق الزحمه دریافتی بابت صدور سهام
fees received on transfers of shares : حق الزحمه دریافت بابت انتقال (سهام)
fellow of chartered institute of management accountants (FCLMA) : عضو پیوسته انجمن حسابداران مدیریت
fellow of the chartered association of certified accountants (FCCA) : عضو پیوسته انجمن حسابداران رسمی (چارترد)
fellow of the institute of credit management (FICM) : عضو موسسه مدیریت اعتبارات در انگلستان
fellow subsidiary company : شرکت فرعی عضو
FIATA combined transport BIL : بارنامه حمل ترکیبی «فیاتا»
fictitious account : حساب ساختگی (واهی)
fictitious asset : دارایی موهوم
fictitious cash : موجودی نقد موهوم (واهی)
fictitious credit : اعتبار غیر قابل استفاده
fictitioU;S employee : کارمند صوری (ساختگی)
fictitious liability : بدهی واهی (ساختگی)
fictitious profit : سود واهی
fictitious transaction : معاملات جعلی
fictitious voucher : سند روزنامه ساختگی (جعلی)
fictitious worker on payroll : کارگر صوری در لیست دستمزد
fidelity insurance : بیمه سرقت، بیمه دزدی
fiduciary asset : دارایی امانتی
fiduciary funds, trust fund : حساب مستقل وجوه امانی
field experiments : تجربیات (مطالعات) میدانی
field work standards : استانداردهای اجرای عملیات حسابرسی (رسیدگی)
FIFO method (of process costing) : روش اولین صادره از اولین وارده در هزینه یابی مرحله ای
fifty-one percent subsidiary : شرکت فرعی پنجاه و یک درصدی
figure(s) : رقم (در جمع ارقام)
final accounts with audit report : حساب های نهایی با گزارش حسابرسی
final accounts with directors report : حساب های نهایی با گزارش مدیران
final adjustments : اصلاحات نهایی ، تعدیلات نهایی
final analysis : تجزیه و تحلیل نهایی
final balance sheet : ترازنامه نهایی
final consumer : مصرف کننده نهایی
final destination : مقصد نهایی
final expense : هزینه نهایی
final installment : آخرین قسط پرداختی
final pay scheme : مبنای آخرین حقوق (در بازنشستگی)
final sales volume variance : انحراف حجم فروش نهائی
final settlement : قراراد ارفاقی، تصفیه نهایی
final statement : صورت وضعیت قطعی
finance department, treasnry : خزانه داری
finance lease : اجاره با تامین مالی، اجاره سرمایه ای
finance responsibility : مسئولیت مالی
finance, financial resources, funds resources : منابع مالی
financial (capital) lease : اجاره مالی (سرمایه ای)
financial accounting concepts : مفاهیم حسابداری مالی
financial accounting standards advisory council (FASAC) : شورای مشورتی استانداردهای حسابداری مالی
financial accounting standards board (FASB) : هیئت استانداردهای حسابداری مالی
financial accounting system : سیستم حسابداری مالی
financial advisor : مشاور مالی
financial affairs : امور مالی
financial analysis : تجزیه و تحلیل مالی
financial analyst : تحلیلگر مالی
financial appraisal : ارزیابی مالی
financial books : دفاتر مالی
financial controls : کنترل های (داخلی) مالی
financial crisis : بحران مالی
financial data processing : پردازش اطلاعات مالی
financial decision making : تصمیم گیری مالی
financial difficulties, pecuniary dificutties : مشکلات مالی
financial director′s report : گزارش مدیر مالی
financial distress : پریشانی مالی
financial expenses, finance expense (cost) : هزینه مالی
financial facilities : تسهیلات مالی
financial facilities expense : هزینه تسهیلات مالی
financial forecast, financial projections : پیش بینی مالی
financial history : پیشینه مالی، تاریخچه مالی
financial implications : بازتاب های مالی، پیامدهای (تبعات) مالی
financial institution : موسسه مالی، نهاد مالی
financial instrument : ابزار مالی، ورقه بهادار مالی
financial lease : اجاره مالی (سرمایه ای)
financial operation, transaction : عملیات (عملکرد) مالی
financial period, fiscal period : دوره مالی
financial position (condition) : وضعیت مالی
financial position of borrower : وضع مالی وام گیرنده
financial ratio analysis : تحلیل نسبت های مالی
financial records : پرونده / ثبت تهای مالی
financial reporting standard (FRS) : شورای گزارشگری مالی
financial reporting standard for smaller entities (FRSSE) : استانداردهای گزارشگری مالی برای واحدهای تجاری کوچک
financial resources : منابع مالی
financial risk : خطر مالی
financial sales records : مدارک مالی فروش
financial scandal : رسوایی مالی
financial services : خدمات مالی
financial societies : محافل مالی
financial source, resource : منبع مالی
financial statement : صورتحساب مالی
financial statement assertions : ادعاهای (مندرج در) صورت های مالی
financial statement audit : حسابرسی صورت های مالی
financial statement cycles : چرخه های مربوط به صورت های مالی
financial statement disclosure checklist : فهرست موارد افشا در صورت های مالی
financial statements (reports,information) : گزارشات مالی
financial status : وضع مالی
financial strength : قدرت مالی
financial structure : ساختار (بنیه) مالی
financial success : موفقیت مالی
financial support : حمایت مالی
financial systems : سیستم های مالی
financial transaction : رویداد (معاملات) مالی
financial weakness : ضعف مالی
financing, affairs : امور تامین مالی
financing and investment decisions : تصمیمات تامین مالی و سرمایه گذاری
financing cost : هزینه تامین مالی
financing decision : تصمیم تامین مالی
financing lease : تامین مالی از طریق رهن و اجاره
financing strategy : استراتژی تامین مالی
finding write-up sheet : کاربرگ نکات عمده حسابرسی
finish stock (goods) : موجودی کالای ساخته شده
finished (goods-stock) warehouse : انبار کالای ساخته شده
finished goods ready for sale : کالای ساخته شده آماده فروش
finished goods stock (finished goods inventory) : موجودی کالای ساخته شده
finished goods stock account : حساب موجودی کالای ساخته شده
finished goods stock insurance : بیمه کالای انبار شده
finished goods stocks budget : بودجه کالای ساخته شده
finished goods store : انبار موجودی کالای ساخته شده
finished goods, completed gooods : کالای ساخته شده، کالای تکمیل شده
finished product : محصول ساخته شده
fire insurance : بیمه آتش سوزی
fire loss : زیان ناشی از آتش سوزی
firm purchase commitment : تعهد قطعی خرید
firm size : اندازه شرکت
firm′s capital ,structure : ساختار سرمایه شرکت
firm′s earnings : عایدات شرکت
firm, enterprise : بنگاه
first (initial) audit : حسابرسی نخستین
first board : تاریخ تحویل آتی
first class creditors : بستانکاران درجه اول (دارای اولویت)
first class papers : اسناد درجه یک
first collateral (security) : وثیقه اول
first cost : موضوع هزینه، بهای تمام شده اصلی
first half of the financial year : نیمه اول سال مالی
first hand experience : تجربه دست اول
first in, first out (FIFO) : اولین صادره از اولین وارده
first in, first out (FIFO) : اولین صادره از اولین وارده
first line bond : سند قرضه مقدم
first mortgage : رهن دست اول
first mortgage debenture : اوراق قرضه رهنی با اولویت نخست
first order goods : کالای رده اول
first preferred stock : سهام ممتاز با اولویت اول
first price, orginal price : قیمت اصلی
first quater : سه ماخهه اول ، فصل اول
first rate : عالی (درجه یک)
first shift : نوبت کار اول
first year operation : عملکرد سال اول
fiscal control : کنترل مالی
fiscal discount rate : نرخ تنزیل مالی
fiscal entity : شخصیت مالی، واحد مالی
fiscal period : دوره مالی
fiscal policy, financial policy : سیاست مالی (پولی)
fiscal stimulation : انگیزش مالی
fiscal year : سال مالی
fixed amount, constant amount : مبلغ ثابت
fixed asset : دارایی ثابت
fixed asset at cost : دارایی ثابت به قیمت(بهای) تمام شده
fixed asset coverage ratio : نسبت تامین وام از محل دارایی ثابت
fixed asset depreciation : استهلاک دارایی ثابت
fixed asset register : دفتر (ثبت) دارایی ثابت
fixed asset reserve : اندوخته دارایی ثابت
fixed asset turnover ratio : نسبت گردش دارایی ثابت
fixed assets : داراییهای ثابت
fixed assets master file : پرونده اصلی دارایی های ثبات
fixed assets turnover : گردش دارایی ثابت
fixed assets turnover ratio : نسبت گردش دارایی ثابت
fixed bonus system : طرح پاداش ثابت
fixed budget, static budget : بودجه ثابت
fixed capital goods : کالای سرمایه ای ثابت
fixed cost : اقلام ثابت بهای تمام شده
fixed cost (fixed expense) : هزینه ثابت
fixed cost allocation : تسهیم (تخصیص) هزینه ثابت
fixed cost equation : معادله هزینه ثابت
fixed cost per period : هزینه ثابت هر دوره
fixed cost per unit : هزینه ثابت هر واحد
fixed deposit : سپرده ثابت، سپرده تضمینی
fixed manufacturing cost : هزینه ثابت ساخت
fixed overhead absorption rate : نرخ جذب سربار ثابت
fixed overhead cost, fixed cost : هزینه سربار ثابت
fixed overhead standard : استاندارد سربار ثابت
fixed price construction contract : قرارداد مقطوع ساختمانی
fixed resale price : حداقل قیمت
fixed selling price : قیمت ثابت فروش
fixed term deposit : سپرده ثابت مدت دار
fixed-assets turnover : گردش دارایی های ثابت
fixed -sum credit : اعتبار دارای سقف ثابت
fixtures and fittings : منصوبات و ملزومات ساختمان
flash report : گزارش اصلاحی، گزارش فوری
flexibility of rates : انعطاف پذیری نرخ ها
flexible manufacturing system (FMS) : سیستم انعطاف پذیر تولید
floating asset = current asset : دارایی جاری
floating prices : تعیین (تثبیت) قیمت ها
floating-rate certificate of deposit : سپرده با نرخ بهره متغیر
floats : اسناد در جریان وصول (سررسید کوتاه)
flotsam : کالای آب خورده در کشتی
flow lines : خطوط راهنما
flow of funds, fund flow : گردش وجوه
flow of goods : جریان گردش کالا (محصول)
flow of payments : گردش پرداخت ها
flow of receipts : گردش دریافت ها
flow statement : صورت جریان حساب ها، صورت وجوه دریافتی و مصارف، تغییرات وضع مالی
flow-of-funds analysis : تجزیه و تحلیل جریان وجوه
fluctuations : نوسانات
fluid asset : دارای نقدشدنی
FOB destination : فوب مقصد
FOB shipping point (origin) : فوب مبدا
follow-up reviews : بررسی های پیگیری
food subsidy : کمک خواربار
foot-notes to the balance sheet : یادداشت های زیر ترازنامه
footing test : آزمون جمع اقلام
for-profit organizations : سازمان های انتفاعی
forced sale : فروش اجباری
forced saving : پس انداز اجباری
forced -sale value : قیمت فروش الزامی
forecast data : اطلاعات پیش بینی شده
forecast of income : پیش بینی درآمد
forecast, foresight, provision,anticipation, anticipatory breach,forecasting predictionforecasting prediction : پیش بینی
foreclose : توقیف / ضبط کردن ملک رهنی
foreclosed assets : داراییهای توقیف، ضبط شده
foreclosure : توقیف اموال، ضبط اموال
foreign currency conversion : تبدیل پول خارجی
foreign currency exchange loss : زیان حاصل از تسغیر ارز
foreign currency reserves : ذخایر پول خارجی
foreign currency securities : اوراق بهادار ارزی
foreign currency translation : تبدیل ارز
foreign exchange regulations : مقررات تسعیر ارز
foreign exchange reserves / external reserves : ذخایر ارزی
foreign exchange risk : خطر تسعیر ارز
foreign exchange rules : قوانین تسعیر ارز
foreign exchanges : مبادلات ارزی
foreign investor : سرمایه گذار خارجی
foreign monetary items : اقلام پول خارجی
foreign nationals : اتباع خارجی
foreign operations : عملیات (مبادلات) خارجی
foreign stock : سهام خارجی
foreman, supervisor, steward : مباشر
forensic accounting : حسابداری مربوط به امور دادگاه (مسائل دادگاهی) ، حسابداری دادگستری
forensic accountant : کارشناس رسمی دادگستری در زمینه حسابداری
forensic audit : حسابرسی موارد دادگاهی
forensic auditors : حسابرسان امور دادگاهی
foreseeable loss : زبان قابل پیش بینی
foreseen user : استفاده کننده پیش بینی شده
foresseeable users : استفاده کنندگان قابل پیش بینی
forfeiture clause ′ : شرط ضرر
forfortures receipt : رسید متصدی حمل و نقل
forgery insurance : بیمه جعل (سند)
form over substance : رجحان شکل بر محتوا
forms (or levels) of market efficiency : شکل های مختلف (سطوح) کارایی بازار سرمایه
forthcoming year accounts : حساب های سال آینده
forward financial statement : صورت های مالی آینده
forward interest rate : نرخ بهره با دوره تنفس
forward purchase : پیش خرید، خرید سلف
forward selling, selling in advance : پیش فروش
forward shipment : حمل آتی
forwarding charges : هزینه های ارسال
forwarding instructions, shipping instructions : دستورات حمل
founder, establisher, institutor,promoter : موسس، بنیانگذار
founders′share : سهام موسسه شرکت
fractional reserve : اندوخته جزئی
fractional share : پاره سهم
franchise fee : حق فرانشیز
franchise tax : مالیات بر حق فرانشیز (اسم تجاری)
franchise, deductible : اجازه استفاده از نام تجاری، واگذاری حق انحصاری
franchise, royalty, copyright : حق امتیاز
franctional currency, coins, change money, change fund, cach float : پول خرد
fraud in sales : تدلیس و غبن در معامله
fraud investigation : بررسی تقلب
fraud misappropriation of money : اختلاس (سوء استفاده)
fraud risk factors : عوامل ریسک تقلب
fraund risk assessment : برآورد ریسک تقلب ، ارزیابی ریسک تقلب
free alongside ship (FAS) : تحویل در کنار کشتی
free cash flow : جریان نقد آزاد
free list : فهرست کالاهای معاف از حقوق گمرکی
free of error and bias : عاری از هر نوع خطا و سوگیری
free overside : تحویل از کشتی، تحویل روی کشتی در مقصد
free reserve : اندوخته آزاد (قابل تقسیم)
free security : اوراق بهادار آزاد
freehold share : سهم مشاع عرصه ساختمان
freight (expense-charge-cost) : هزینه حمل
freight all kinds : انواع هزینه حمل
freight charge, shipping expense : مخار حمل، محموله
freight commission : کارمزد حمل
freight cost : هزینه حمل
freight in expense : هزینه حمل به داخل
freight in, carriage inward(s) : هزینه حمل کالای خریداری شده
freight in, transportation in : حمل به داخل
freight manifest : اعلامیه کرایه و بارکشی، مانیفست بار
freight on shipments : کرایه حمل محصولات
freight out expense : هزینه حمل به خارج
freight payable at destination carriage forward (=c ... collect) / freight collect : هزینه حمل در مقصد پرداخت می شود
freight, transport, shipping, carriage : حمل، حمل و نقل، باربری
fringe benefits : فوق العاده با پاداش کارکنان، مزایای جانبی
fringe payments, fringe benefits : مزایای شغلی
frontier customs : گمرک مرزی (سرحدی)
frozen asset : دارایی بلوکه (مسدود)
frozen funds : اعتبار بلوکه (غیر قابل مصرف)
frustration : بر هم زدن یا بر هم خوردن (قرارداد)
frustration of contract : فسخ قرارداد
FTA World Share Index : شاخص سهام فعال در سراسر دنیا که به وسیله تایمز مالی ارائه می شود
full cost pricing : قیمت گذاری براساس کل هزینه
full-paid interest : بهره تمام پرداخت شده
full absorption costing : هزینه یابی جذبی کامل
full consolidation : تلفیق کامل
full costing method (full costs) : روش هزینه یابی کامل
full disclosure concept : مفهوم افشای کامل
full disclosure principle : اصل افشای کامل
full disclosure, adequate disclosure : افشای کافی (کامل)
full work related disability : از کار افتادگی کلی ناشی از کار
full-cost data : اطلاعات بر حسب مجموع هزینه
full-paid capital stock : سهامی که کل ارزش آن پرداخت شده باشد.
full-paid shares : سهامی که تماما پرداخت شده باشد.
full-time directors : مدیران تمام وقت
full-time salary : حقوق تمام وقت
fully diluted earning per share (FD EPS) : سود تقلیل یافته هر سهم
fully-paid up share capital : سرمایه سهمی تمام پرداخت شده
function costing : هزینه یابی بر مبنای واحد سازمانی ، بهایابی بر مبنای عملکرد
functional basis split : تقسیم کار براساس وظایف
functional budgets : بودجه عملیاتی
functional classification : طبقه بندی بر حسب واحد سازمانی، طبقه بندی برمبنای وظیفه
functional distribution of cost : توزیع عوامل هزینه
functional expense classification : هزینه ها بر حسب وظایف
functional statement : صورت هزینه ها بر حسب واحدهای سازمانی
fund types : انواع حساب های مستقل
fundamental accounting assumption : مفروضات اساسی حسابداری
fundamental accounting concepts : مفاهیم بنیادین حسابداری
fundamental accounting principles : اصول اساسی حسابداری
fundamental error, substantive error : اشتباه اساسی
fundamentalism : بنیادگرایی
funding decision : تصمیم گیری برای تامین مالی
funding excess : مازاد منابع بازنشستگی
funds account : حساب اعتبارات
funds acquisition′ : تحصیل وجوه
funds application : مصرف وجوه
funds asset : دارایی متعلق به اعتبار
funds collected for third parties : وجوه دریافتی به نیابت از طرف اشخاص ثالث
funds flow : گردش وجوه، جریان وجوه
funds flow analysis : تجزیه، و تحلیل جریان وجوه
funds flow to long-term debt ratio : نسبت جریان نقدی به بدهی های بلندمدت
funds flow to total debt ratio : نسبت جریان نقدی به کل بدهی ها
funds inflow : جریان گردش ورود وجوه
funds obtained (received) collections : وجوه دریافتی به نیابت از طرف اشخاص ثالث
funds provided by operations : وجوه حاصل از عملیات
funds remitted : وجوه ارسالی
funds sources, source(s) of funds,source of cash : منابع وجوه
funds statement : صورت جریان وجوه
fusion : اشتراک منافع
future benefits : منافع آتی
future cash flows : جریان های نقدی آتی، جریان های آتی وجه نقد
future consumption : مصرف آتی
future costs : هزینه های آتی
future service potential : خدمات بالقوه آتی
future trends in accounting : روندهای آتی (در) حسابداری
future value of a single amount : ارزش آتی مبلغ (مقدار) واحد
futures (futures contract) : قراردادهای سلف ، قرادادهای آتی
futures market : بازار معاملات پیمان های آتی
futures option : اختیار خرید و یا عدم خرید قراردادهای سلف
GAAS guide : راهنمای استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی
gain (loss) contingencies : سود یا زیان احتمالی
gain (loss) of purchasing power : سود (زیان) قدرت خرید
gain on sale of assets : سود (غیر عملیاتی) حاصل از فروش داراییها
gain or loss : سود یا زیان احتمالی
gain or loss account : حساب سود یا زیان
gain or loss on disposal : سود یا زیان (غیر عملیاتی) ناشی از واگذاری / فروش
gain sharing : تسهیم سود
gain, benefit, interest : منفعت، نفع بردن، به دست آوردن، درآمد (سود) غیر عملیاتی
game theory (theory of games) : نظریه بازی ها
game theory models : مدل های تئوری بازی ها
garnishee order : حکم توقیف مال ، دستور توقیف مال
gate times recording : ضبط اوقات ورود و خروج
gather in the stops : تجمع سفارشات
gauranteed interest, collaterized interest : بهره تضمین شده
gearing adjustment : تغییرات مالی
gearing ratios (leverage ratios) : نسبت بدهی ها، نسبت های اهرمی
gemstones : سرمایه گذاری سودآور و مطمئن
general (generalized) purchase : خرید کلی (عمومی)
general and administrative expenses : هزینه های عمومی و اداری
general audit objectives : هدف های کلی حسابرسی
general average statement (adjustment) : صورت (یا اعلامیه) خسارت کلی
general average, gross average : خسارت عمومی، خسارت همگانی، خسارت کلی کشتی، خسارت مشتری
general cash : وجوه نقد موجود
general cash account : حساب وجه نقد عمومی
general compulsory social insurance : بیمه اجتماعی اجباری عمومی
general conditions : شرایط عمومی
general conditions of contract,general terms of contract : شرایط عمومی پیمان (قرارداد)
general contigency reserve : اندوخته برای جبران خسارت ها یا هزینه های عادی
general contractor, general conditions general coverage : پیمانکار عمومی (پیمانکار انواع پیمان ها)
general disclosure : افشای موارد کلی
general endorsement : ظهرنویسی عمومی
general expense (expensiture) : هزینه عمومی
general expenses budget : بودجه هزینه های عمومی
general fixed assets : دارایی های ثابت یک واحد (سازمان) دولتی
general fixed-assets account group : گروهی از حساب هایی که برای ثبت داریای های ثابت عمومی یک واحد دولتی به وجود می آورند.
general insurance : بیمه عمومی
general insurance system : نظام بیمه همگانی
general ledger adjustments account : حساب تعدیلات دفتر کل
general meeting of shareholders : مجمع عمومی صاحبان سهام
general operating expense : هزینه های اداری و فروش، هزینه عمومی عملیات
general partnership, company limited by guarantee : شرکت تضامنی با مسئولیت نامحدود
general plant services, general factory services : خدمات عمومی کارخانه
general provision : ذخیره عمومی، مقررات عمومی
general purchasing power : قدرت خرید عمومی
general purchasing power of money : قدرت خرید عمومی پول
general purpose financial statements : صورت های مالی که هدف های عمومی را تامین می کنند.
general records : دفتر کل عمومی، دفاتر روزنامه، پرونده ها و اسنادی که موید اقلام موجود در دفتر کل باشند.
general reserve : اندوخته عمومی
general revenue sharing : تقسیم درآمدهای دولت مرکزی (فدرال) بین دولت های ایالتی و محلی
general risk contingencies : احتمال های مربوط به مخاطرات عمومی
general risks : خطرهای عمومی
general sales tax : مالیات عمومی بر فروش کالا
general services : خدمات عمومی
general shortage : کمبود عمومی
general shortage of labour, shortage of manpower : کمبود عمومی کار
general standard : استاندارد عمومی
general supervisor : مباشر کل
general system : سیستم عمومی (معمولی)
general system of preferences (GSP) : سیستم عمومی ترجیحات
general terms of contract : شرایط عمومی پیمان
general terms, general conditions : شرایط عمومی
general treasurer, treasury general : خزانه داری کل
general warehouses : انبارهای عمومی
generalized audit software : نرم افزار عمومی حسابرسی
generally accepted accounting principles (GAAP) : اصول پذیرفته شده حسابداری
generally accepted accounting (auditing) standards (GAAS) : استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی
generally accepted accounting practices : رویه های قابل قبول عمومی حسابداری، اصول پذیرفته شده عمومی
generally accepted auditing principles : اصول پذیرفته شده عمومی حسابداری
generate, establish : به وجود آوردن، تولید کردن، زاد و ولد کردن
generic expense : هزینه های متعلق به یک طبقه از محصولات
gifts with reservation of benefit : هدیه با شرط بهره مند شدن از منافع آن
gilt edged securities : اوراق بهادار حاشیه طلایی، اوراق بی خطر
gilt-edged security (gilt) : اوراق بهادار حاشیه طلایی، اوراق بی خطر
gilt-edged shares : سهم ممتاز
glamor (glamour) stock : سهام محبوب، سهام پر جاذبه، سهام پر زرق و برق
global custody : نگهداری اوراق بهادار
global system of trade preferencess (GSTP) : نظام جهانی ترجیحات تجاری
glut supply of goods : عرضه فراوان کالا
going concern continuous going concern : تداوم فعالیت
going concern or continuity assumption : قرض تداوم یا استمرار فعالیت
going short : فروش استقراضی
going-concern assumption : فرض تداوم فعالیت
gold and foreign exchange reserve : ذخایر طلا و ارز
gold base reserve : اندوخته بر پایه طلا
gold bullion standard : پایه شمش طلا، پایه طلای غیر مسکوی
gold crisis : بحران طلا
gold standard : پایه طلا، سیستم واحد پولی طلا
golden shares : سهام طلایی
good business reasons for issuing : دلایل تجاری مناسب برای انتشار ...
good faith deposit : ودیعته با حسن نیت
good units, safe units : واحدهای سالم محصول
goods and challels : اموال و دارائی های منقول
goods and services : کالاها و خدمات
goods available for sale : کالای آماده برای فروش
goods belonging to others : کالای متعلق به دیگران
goods charged with customs duty : کالای مشمول عوارض گمرکی
goods clearing agreement : قرارداد پایاپای کالا
goods damaged by water : کالای آینده
goods declaration : اظهارنامه کالا
goods in custody of the customs : کالاهای در اختیار گمرک
goods in free circulation, authorized goods : کالاهای مجاز
goods in hand of agent : کالا نزد نماینده (یا کارگزار)
goods in hand of others : کالا در دست دیگران
goods in process : کالای در جریان ساخت
goods in process account : حساب کالای در جریان ساخت
goods in progress : کالای در فرایند ساخت
goods in transit : سفارشات در راه، کالاهای در راه کالای بین راهی
goods insurance : بیمه کالا
goods inventory at the end of the year : موجودی کالای ساخته شده آخر سال (آخر دوره)
goods inward book : دفتر کالای وارده (رسیده)
goods inward declaration : اظهارنامه کالای وارده (رسیده)
goods inward records : مدارک و اسناد کالای وارده (رسیده)
goods lying in the customs : کالاهای موجود در محوطه گمرک
goods manifest : مانیفست کالا
goods of inferior quality, Junk : بنجل
goods on consignment, consignment goods : کالاهای امانی
goods on sale : کالای آماده فروش
goods out on return : کالای ارسالی برگشتی
goods out on sale : کالای ارسالی برای فروش
goods out ward : کالای ارسالی
goods out with agent : کالای ارسالی به نمایندگی
goods outward book : دفتر کالای ارسالی (صادره)
goods outward records : مدارک و اسناد کالای صادره (ارسالی)
goods profit percentage : درصد سود روی کالا
goods purchased account : حساب کالای خریداری شده
goods received department : اداره دریافت کالا
goods received from home office,shipments from center : کالای دریافتی از مرکز
goods received note : سند رسید کالا، کالای امانی
goods received note : اعلامیه (برگ) رسید کالا
goods received note (GRN) : رسید وصول کالا، قبض تحویل کالا
goods received number : شماره برگ رسید کالا
goods received, goods inward : کالای رسیده
goods returned by customers : کالای برگشتی از مشتریان
goods returned to sellers : کالای برگشتی به فروشندگان
goods sent to branch at cost price : کالای ارسالی به شعبه به قیمت تمام شده
goods sent to branch at selling price : کالای ارسالی به شعبه به قیمت فروش
goods shed : انبار کالای تجاری
goods sold account : حساب کالای فروخته شده
goods, material, article, commodity : کالا، جنس، مواد، مال التجاره، امتعه
goodwill arising on consolidation,consolidated goodwill, consolidation excess : سرقفلی ترکیبی
goodwill at cost price : سرقفلی به قیمت تمام شده
goodwill on consolidation : سرقفلی ادغام شرکت ها، سرقفلی تلفیقی
goodwill write-off reserve : یک حساب ذخیره که سرقفلی را زاز آن کمی کنند.
goverment owned company, state owned company, crown corporation : شرکت دولتی
goverment′s accounts : حساب های دولتی
government accounting standards board (GASB) : هیئت استانداردهای حسابداری دولتی
government aid items : اقلام کمک های دولت
government assistance, government aid : کمک دولت
government bonds, combined attnbutes and variables sampling : اوراق قرضه دولتی، بازپدراخت اصل و بهره ا زمحل درآمد شرکت دولتی تامین می شود
government insetment : سرمایه گذاری دولت (دولتی)
government obligations : تعهدات دولت
government pension : حقوق وظیفه
government securities, bonds : اوراق قرضه دولتی
government services : خدمخات دولت
head office expense : هزینه اداره مرکزی
headline earnings per share : گزارش خاص در مورد سود هر سهم
headmaster, manager, boss, chief,president : رییس، کارفرما، مدیر
headquarter for prisoners of war′s affairs : ستاد رسیدگی به امور آزادگان (اسرای جنگی)
heavy penalties : جرایم سنگین
heavy sale : فروش سنگین (انبوه)
hedgm′ g exchange risk : پوشش مخاطره تبدیل
hedging transactions : معاملات پوششی
hidden asset : دارایی مخفی
hidden reserve, secret reserrc : اندوخته پهنان یا نامرئی
hierarchical structure : ساختار مبتنی بر سلسله مراتب سازمانی
hierarehy of activities : سلسله مراتب فعالیت ها
higest rate : بالاترین نرخ
high interest : بهره سنگین
high level staff, heavy level staff : کارمندان سطوح بالا
high priced goods : کالای گران قیمت
high rate of interest : نرخ سنگین بهره
high return on investment : بازده بالای سرمایه گذاری
high sale production : تولید پر فروش
high value selection : انخاب اقلام بزرگ
high-tech companies : شرکت های دارای قدرت تکنولوژی بالا، شرکت های با فناوری بالا
high-tech stocks : سهام شرکت های با فناوری بالا
high-value test : آزمون اقلام بزرگ
high-yield bonds : اوراق قرضه دارای بازده زیاد
highest in first out (HIFO) : اولین صادره از بالاترین قیمت های وارده (گرانترین وارده)
highest in, first out (HIFO) : اولین صادره از بالاترین قیمت های وارده
highlights : ارقام یا اقلام برجسته یا نمایان (چشمگیر)
hire purchase : اجاره بها به شرط تملیک
hire purchase (HP) : خرید قسطی، اجاره خرید، اجاره به شرط تملیک
hire purchase account : حساب اجاره خرید
hire purchase interest : بهره اجاره خرید
hire-purchase agreement : قرارداد اجاره به شرط تملیک
histogram : هیستوگرام، نمودار ستونی
historical accounting : حسابداری بر حسب ارزش های تاریخی
historical background : پیشینه تاریخی، تاریخچه
historical convention rule, cost convention : قاعده بهای تاریخی
historical cost : بهای تاریخی، بهای تمام شده تاریخی
historical cost (HC) : هزینه تاریخی، بهای تمام شده تاریخی
historical cost accounting : حسابداری بر مبنای هزینه (بهای تمام شده) تاریخی
historical cost basis : مبنای بهای تمام شده تاریخی
historical cost constant-dollar accounting : به ارزش های تاریخی همگن
historical cost convention : مبنای اندازه گیری به واحد پول، اصل اتخاذ واحد پول برای محاسبه مبنای بهای تمام شده تاریخی
historical cost of the goods : بهای تمام شده تاریخی موجودی ها
historical cost system : سیستم بهای تمامخ شده تاریخی
historical cost versus current fair value : مقابل ارزش متعارف جاری بهای تمام شده تاریخی
historical cost-constant dollar (HC-CD) : ارزش های تاریخی همگن
historical costcurrent cost : قیمت تمام شده جاری
historical costs : ارزشهای تاریخی
historical data : ارقام و اطلاعات تاریخی
historical exchange rate : نرخ تاریخی ارز
historical input price : قیمت / ارزش ورودی تاریخی
historical proceeds : مبلغ پول نقدی که هنگام عرضه اوراق قرضه به دست می آید
historical rate : نرخ تاریخی ارز
historical rate of return : نرخ بازده تاریخی
historical summary : خلاصه حساب سنوات گذشته، خلاصه حساب تاریخی
historical trading range : دامنه تغییرات تاریخی قیمت سهام
historical weights : ضرایب تاریخی
historical yield : بازده تاریخی
historical-cost convention : اصل هزینه (بهای تمام شده) تاریخی
hold-hannless agreement : قرارداد بدون مخاطره
holders of the company : دارندگان (صاحبان) شرکت
holding gain and loss : سود (زیان) ناشی از نگهداری موجودی
holding gains or losses : سود یا زیان غیر عملیاتی از نگهداری دارایی یا داشتن بدهی
holding loss : زیان حاصل از نگهداشتن داراییها
holding stack gain or loss : سود یا زیان نگهداری موجودی
holistic evaluation : ارزیابی کلی (نسبت به فعالیت بازاریابی کالا)
holistic view : دیدگاه / نگرش کلی نگر
home service : خدمات فروش در داخل کشور
home service agent : نماینده فروش داخلی
home trade, demestic trade, inland trade, internal trade : تجارت داخلی
homogeneous assets : دارایی های همگن
homogeneous costs : هزینه های عمومی، هزینه های همگن (متجانس)
homogeneous events : رویدادهای همگن
homoscedasticity : همگون یا بدون پراکندگی بودن
horizontal analysis : تجزیه و تحلیل افقی
horirontal business combination : ترکیب افقی شرکت ها
horizontal spread : شکاف افقی
horirontal transfers : انتقالات افقی
hostile bid : خریدن (بلعیدن) خصمانه شرکت دیگر
hostile merger : ادغام خصمانه
hostile takeover : خریدن و تحت کنترل گرفتن یک شرکت به روش خصمانه
hot issue : اوراق بهادار داغ
hourly basis payment : پرداخت ساعت کاری (براساس ساعت کار)
house account : حساب کارگزاری
house air (way) bill : بارنامه هوائی داخل
house maintenance call : اخطار جهت حفظ ودیعه
house of issue : موسسه تامین سرمایه
house rental expense (charge) : هزینه اجاره مسکن
house rules : مقررات کارگزاری
house-keeping : مرتب کردن
household allowance : حق عائله مندی
household budget : بودجه خانوار
housing allowance : کمک هزینه مسکن
hull insurance : بیمه بدنه کشتی
human asset accounting : حسابداری دارایی های انسانی
human information processing accounting : حسابداری رفتاری
human infonnation processing (HIP) : پردازش اطلاعات انسانی، مطالعه یا تحقیق درباره فرایندهای تصمیم گیری
human relations : روابط انسانی
human resource accounting : حسابداری منابع انسانی
human resources : منابع انسانی
hybrid reserve : ذخیره چند منظوره، اندوخته برای تامین چندین هدف (درآینده)
hypothecated asset = pledged asset : دارایی گرو گذاشته شده
Iran airline pension fund : صندق بازنشستگی هواپیمایی کشور
Iran insurance company pension fund : صندوق بازنشستگی شرکت بیمه ایران
ideal standard : استاندارد مطلوب، استاندارد ایده آل
ideal standard (ideal standard cost) : هزینه استاندارد مطلوب
identifiable assets : دارایی های قابل شناسایی، دارایی های اثبات شده
identifiable assets and liabilities : دارایی ها و بدهی ها با هویت مشخص
identifiable assets test : آزمون دارایی های قابل شناسایی
identifiable intangible assets : داراییهای نامشهود قابل شناسائی
identify stock (to) : تعیین عینیت (هویت) موجودی
idle capacity cost : هزینه ظرفیت بی کار
idle capacity variance (capacity usage variance, fixed overhead capacity variance) : انحراف ظرفیت سربار ثابت
idle cash balance : مانده نقدی راکد
idle cash, surplus funds : وجه بلا استفاده ، وجوه راکد
idle cost : هزینه غیر موثر
idle deposit : سپرده راکد
idle facilities : تسهیلات راکد
idle facilities cost : هزینه تسهیلات راکد
idle facitlity expense : هزینه تسهیلات بلا استفاده
idle machine hours (lines) : ساعات کار بیکار ماشین
idle times card : کارت اوقات بیکاری
idle times variance analysis : تجزیه و تحلیل انحراف اوقات بیاری
idleness times, idle times : اوقات بیکاری
illegal acts : فعالیت های غیر قانونی
illiquid asset : داریای غیر قابل تبدیل به پول
illogical reasons : دلائل غیر منطقی
illogical reasons of auditor : دلائل غیر منطقی حسابرس
illusory profit : سود فریبنده، سود گمراه کننده
illusory promise : قانون مربوط به قرارداد
imbalance of orders : عدم تعادل سفارشات
imbalanced statement : صرتحساب نامتوازن
gross negligence : غفلت فاحش، تعدی و تفریط مال
gross pay, gross salary : حقوق ناخالص، پرداخت ناخالص
gross profit : سود ناخالص، سود ناویژه، تفاوت بین فروش و قیمت تمام
gross profit analysis : تجزیه و تحلیل سود ناخالص
gross profit margin : حاشیه سود ناخالص
gross profit method : روش سود ناخالص
gross profit on sales : سود ناخالص فروش
gross profit percentage : درصد سود ناویژه
gross profit ratio : نسبت سود ناخالص، درصد سود ناخالص
gross profit test : آزمون سود ناخالص
gross purchase : خرید ناخالص
gross realized profit : سود ناویژه تحقق یافته
gross redemption yield (effective yield;yield to maturity) : نرخ بازده داخلی اوراق قرضه که در تاریخ معین خریداری و تا سررسید نگهداری می شود.
gross replacement cost : بهای ناخالص جایگزینی
gross residual value : ارزش اسقاط مال
gross return on net assets : بازده ناخالص از دارایی های خالص
gross revenue : ناخالص فروش
gross sale : فروش ناخالص (ناویژه)
gross spread : هزینه انتشار اوراق بهادار
gross up : ناخالص کردن، تبدیل یک مبلغ خالص به مبلغ ناخالص
gross weight : وزن ناخالص
gross working capital : سرمایه در گردش ناخالص
gross yield : بازده ناخالص از دارایی های خالص
gross, impure : ناخالص
gross-price method (of recording purchase, sales discounts) : روش مبتنی بر ناخالص قیمت. هنگام ثبت خرید و تخفیف از فروش
gross-profit ratio : نسبت سود ناویژه
ground rules : قواعد نانوشته (مکتوب)
group accounts (group financial statement) : صورت های مالی تلفیقی، صورت های مالی گروهی
group assignments : تکالیف گروهی
group bonus plan : طرح پاداش دسته جمعی
group companies : گروه واحدهای تجاری
group creditors : طلبکاران گروهی
group creditors insurance : بیمه گروهی طلبکاران
group insurance : بیمه دسته جمعی، بیمه گروهی
group life insurance : بیمه زندگی گروهی
group of accounts : گروه حساب ها
group of seven : گرونه هفت
groupage (=consolidation) : دسته بندی کردن (= ادغام کردن)
grouping financial statement : ارائه صورت های مالی واحدهای فرعی به صورت خلاصه و ارائه توضیح لازم
grouping sheet, grouping working paper : کاربرگ گروه بندی حساب ها
growth policies : سیاست های رشد
growth stock : سهام رو به رشد
growths : محصول منطقه خاص
guarantee society : شرکت تضامنی
guaranteed annual salary : حقوق سالانه تضمین شده
guaranteed deposit : سپرده تضمین شده
guaranteed funds : وجوه تضمین شده
guaranteed investment certificate . : گواهی سرمایه گذاری تضمین شسده
guaranteed minimum pension : حداقل مستمری تضمین شده
guaranteed residual value : ارزش باقیمانده تضمین شده
guaranteed share : سهم تضمین شده
guaranteeing association : نهاد تضمین کننده (ضامن)
guardian, headmaster : سرپرست،ولی
guidelines for internal auditors : رهنمودی برای حسابرسان داخلی
guidelines in income : خطوط راهنمای درآمدها
guidelines on prices : خطوط راهنماخی قیمت ها
guidelines on statements : خطوط راهنمای صورتحساب ها
guranteed wages : دستمزد تضمین شده
half -secret trust : وصیت فاقد موصی له
hand over of site : تحول محل کحارگاه
hand over, practical completion,provisional hand over : تحویل موقت
hand -over of site : تحویل موقت
hand-over, issue of final certificate : تحویل قطعی
hand -written accounting system,manual accounting system : سیستم حسابداری دستی
handbook of internal accounting controls : راهنمای کنترل های داخلی حسابداری
handling cost : هزینه جابه جایی
handling of goods : جابجایی کالا
hang seng index : شاخص بورس هنگ کنگ
haphazard sample selection : انتخاب نمونه به صورت نامنظم
haphazard selection : انتخاب بدون نصب
hard cash : پول نقد مسکوک
hard recession : رکود شدید، افت شدید
hardware controls, manager controls : کنترل های سخت افزار
harmonized system (HS) : سیستم هماهنگ شده
harmonized system convention : کنوانسیون سیستم هماهنگ شده
harvesting strategy : استراتژی کسب سود در کوتاه مدت
hash total : جمع درهم، جمع غیر عادی
head lease : قرارداد اجاره اصلی
head of accounting, head of accounts,accounting general, cheif accountant : رییس حسابداری
head of bookkeeping section : رییس دایره دفترداری
head of cost accounting department : رئیس اداره حسابداری صنعتی
head of financial affairs : رییس امور مالی
initial capita, staring capita, opening capital : سرمایه اولیه، سرمایه اصلی
initial delivery and handing costs : مخارج حمل و نقل اولیه
initial direct costs : هزینه های مستقیم اولیه
initial distribution of income : توزیع اولیه درآمد
initial distribution of wealth : توزیع اولیه ثروت
initial franchise fee : حق فرانشیز اولیه
initial investment : سرمایه گذاری اولیه
initial provision : ذخیره اولیه
initial purchase price : قیمت خرید اولیه
initial reserve : اندوخته اولیه
initial sales : فروش اولیه محصولی جدید
initial sample size : تعداد نمونه اولیه، حجم اولیه نمونه
initiatory expense (cost) : هزینه اولیه
inland bill of exchange, domestic, bill of exchange : برات داخلی
inland customs : گمرک داخلی (داخل کشور)
inland purchase : خرید داخل کشور
inland waterway consignment note : صورت ارسال بار از طریق آبراه داخلی
inprest cash book : دفتر تنخواه گردان
input cost : بهای تمام شده اقلام ورودی
input output statement of funds : صورتحساب منابع و مصارف وجوه
input-oriented principles : اصول متمرکز بر داده ها
input-output analysis : تجزیه و تحلیل داده، ستاندده
input-output controls : کنترل های نهاده ، بازده
input-output statement : صورتحساب داده ها و ستاده ها (منابع و مصارف)
inputed interest : بهره ضمنی
inputs : داده ها (منابع، ورودی ها)
inputs-outputs : داده ها و ستاده ها (منابع و مصارف)
inquiry of the client′s attorney : پرس و جو از وکیل حقوقی صاحبکار
inseparability : عدم تفکیک پذیری
inseparable cost : هزینه غیر قابل تفکیک
inside director : عضو هیئت مدیره
inside information : اطلاعات داخلی / محرمانه / خصوصی
inside market : مظنه قیمت داخلی
insider : خودی، کارمند محرم اسرار سازمان، اطلاعات محرماه
insider dealing (insider trading) : معامله درون سازمانی
insider trading : مبادله به سیله افراد داخل شرکت
insolvable : عاجز از پرداخت دیون (مفلس)
insolvency : توقف، نداشتن نقدینگی، ناتوانین در پرداخت بدهی ها
insolvency administration order : حکم دادگاه برای مدیریت بر دارایی های یک مدیون متوفی ورشکسته
insolvency liquid deficiency : کمبود نقدینگی
insolvency practitioner : مامور اجرای امور مربوط به ورشکستگی شرکت
insolvent asset : دارایی غیر کافی برای بدهی
insolvent estate : ترکه غیر مکفی (برای دین)
insolvent law : قانن اعسار
insolvent, bankrupt : درمانده در پرداخت، معسر، مفلس، ندار، متوقف، درمانده
insourcing : تامین از داخل
inspect : بازرسی کردن، بررسی کرند، بازدید کردن
inspect the goods, control the goods,checking the goods, control the goods : بازرسی کردن کالا
inspect, examine : بازرسی کردن کالا
inspection : بازرسی از موسسات حسابرسی
inspection certificate : گواهی بازرسی
inspection department (office) : اداره بازرسی
inspection duties : وظایف بازرسی
inspection of employers : بازرسی کارفرمایان
inspection of goods : بازرسی کالا
inspection of goods finished : بازرسی کالای ساخته شده
inspection of purchased goods : بازرسی کالای خریداری شده
inspection of purchased material : بازرسی مواد خریداری شده
inspection report : گزارش بازرسی
inspection section : بخش بازرسی
inspection time : زمان بازرسی / کنترل
inspection, survery, examination : بازرسی، رسیدگی، معاینه، بازدید
inspector : بازرس، بازبین
inspector general : بازرس کل
inspector of taxes : ممیز مالیاتی
inspector′s fee : حق الزحمه بازرس
instability index of earnings : شاخص بی ثباتی سود
installation controls, general controls : کنترل های عمومی
letter of guarantee issue cost : هزینه صدور ضمانت نامه
letter of protest : واخواست نامه
letter of recommendation,representation by management : تاییدیه مدیران
letter of representation, representation letter : نامه تائید صحت اطلاعات تسط مدیران (تاییدیه مدیریت)
letter of understanding : یادداشت تفاهم
letter stock : سهام غیر قابل معامله
letter-post items : اقلام نامه های پستی
letters patent : اسم ثبت شده (نام شرکت یا کالا که به ثببت می رسد) امتیازنامه، گواهی اختراع
levels of market efficiency : سطوح کارآیی بازار
leverage lease : خرید به منظر اجاره
leveraged lease : اجاره بلندمدت اهرمی
leveraged stock : سهام خریداری شده از طریق وام
levy assessment : عوارض دولتی (شهرداری)، عوارضف ارزیابی مالیات
liability (scrip) dividends payable : بدهی سود سهام پردختنی
liability for endorsement : بدهی حاصل از ظهرنویسی، بدهی احتمالی
liability of auditors : مسئولیت (تعهد) حسابرسان
liability representation : تاییدیه بدهی ها
liability reserve :;:: accrued liability : بدهی تعلق گرفته و پرداخت نشده
liability sheet : ورقه(صورت) بدهی
liability to group companies : بدهی به شرکت های عضو گروه
liability to subsidiaries : بدهی به شرکت های فرعی
liable for damages : مسئول خسارت
liable for payment of debts : مسئول پرداخت بدهی ها
librarian system : سیستم بایگانی
license, royalty : حق الامتیاز، حق التالیف، اجازه نامه، جاز
licensed public accountant : حسابدار رسمی دارای مجوز کار
lien on shares : حق تصرف سهام
life annuity installments : مستمری قسط السنین
life assurance : بیمه عمر
life income funds : صندوق درآمد مادام العمر
life insurance : بیمه عمر
life insurance policy : بیمه نامه عمر
life interest : حق عمری، حبس مال مادام العمر
life table of asset : جدول عمر قابل استفاده دارایی
life-cycle costing : تعیین بهای تمام شده دارایی برمبنای چرخه عمر
life-periods method : روش مجموع سنوات
life-cashflow consequences : تاثیر روش اولین صادره از آخرین وارده برگردش نقدینگی
light and heating expense : هزینه روشنایی و حرارت
likely errors in the financial statements : اشتباهات احتمالی در صورت های مالی
imitation on scope : محدودیت در دامنه رسیدگی
limited assurance, negative assurance : اطمینان محدود (نسبی)
limited discretion : وکالت محدود
limited liability partnership (LLP) : شرکت تضامنی با مسئولیت محدود
limited partnership : شرکت تضامنی مختلط، مشارک مختلط، مشارکت محدود
imited partnership with shares : شرکت مختلط سهامی
limited recourse financing : وام با تضمین خاص
limited sources : منابع محدود
limited testing of the system : آزمون محدود سیستم
line and staff relations : روابط صفی و ستادی
line position : پست / جایگاه صفی
line responsibility : مسئولیت اجرایی (صفی)
line-by-Iine consolidation : تلفیق سطر به سطر
linear cost function : تابع هزینه خطی
linear regression : رگرسیون خطی
linear statistics : آمار خطی
liner shipping : حمل توسط خط کشتیرانی منظم
liner terms : شرایط خط کشتیرانی
liquid asset : دارایی پول شدنی، دارایی سیال
immaterial items : اقلام بی اهمیت
immortal asset, mortal asset : دارایی فناپذیر
immovable property (asset) : دارایی های (اموال) غیر منقول
immovable stock : موجودی کالای بی تحرک
impaired assets : داراییهای زیان آسیب دیده
impairment loss : زیان کاهش ارزش
impairment of assets : زیاندیدگی دارایی ها، کاهش ارزش داریی ها
imperceptible asset : دارایی غیر محسوس
imperfect markets school : مکتب بازارهای ناقص
imperishable stock : موجودی کالا فاسدشدنی
impersonal ledger, general ledger : دفتر کل
implicit cost = opportunity cost : نرخ بهره ای که بتواند ارزش فعلی دریافت های نقدی و پرداخت های نقدی مروبطه را برابر نماید.
implicit cost, imputed cost : هزینه ضمنی
implicit interest rate : نرخ بهره ضمنی
import and export duties and taxes : حقوق و عوارض ورودی و خروجی
import barriers : موانع وارداتی
import customs′ duty : مالیات گمرکی
import deposit : سپرده وارداتی
import documentary credits : اعتبار اسنادی وارداتی
import duties : حقق گمرکی، عوارض گمرکی
import duties and taxes : حقوق و عوارض ورودی
import goods : کالای وارداتی
import list : صورت واردات
import order registration : ثبت سفارش
import restriction : محدودیت وارداتی
import substitution : جایگزینی واردات
import surcharge : تعرفه اضافی، سور شارژ واردات
imported goods : کالای وارده (از خارج از کشور)
imported goods inventory : موجودی کالای وارداتی
imports : واردات و صادرات
imposed budget : بودجه تحمیلی
imprest account : حساب تنخواه گردان
imprest cash (fund) : تنخواه گردان
imprest payroll account : حساب مستقل حقوق و دستمزد
imprest petty cash fund : حساب مستقل تنخواه گردان
imprest system, petty cash system : سیستم تنخواه گردان
improved asset : دارایی اصلاح شده
improved goods : کالای بهبود یافته
improvement cost : هزینه بهسازی
improvements in production : بهبود تولید
improvements other than builing : بهسازی های غیر از تاسیس (ساخت)
improvement reserve : اندوخته بهبود و اصلاح
imputed cost (alternative cost) : هزینه تلویحی، هزینه مرتبط (منتسیب)
imputed interest : بهره ضمنی، بهره تلویحی (تخصیصی)
imputed interest rate : نرخ بهره تخصیصی
in progress inventory, inventory in progress : موجودی در پیشرفت ساخت
in progress of completion : در دست تکمیل
in restraint of trade : تحت محدودیت تجاری
in transit funds, cash in transit : وجوه در راه
in transit goods, goods in transit : کالای در راه
in transit stock : موجودی کالای در راه
in-depth analysis. vertical analysis : تجزیه و تحلیل عمقی ، تجزیه و تحلیل عمودی
in-depth testing : آزمون عمقی, آزمون ریشه ای
inactive (passive) investment : سرمایه گذاری غیر فعال
inactive asset : دارایی های بی بازده
inactive share (stock) : سهم غیر فعال (راکد)
inactive stock : موجودی (کالا) راکد
inadequancyloss : ضرر عدم کاردانی
inadequate disclosure : افشای ناقص
inadequate response : پاسخ ناکافی
inadequate stock-taking : موجودی گیری غیر کافی (نامناسب)
inadmitted asset : یک قلم دارایی که هنگام فروش (انحلال شرکت) هیچ ارزشی نداشته باشد.
incentive bonus scheme : طرح پاداش تشویقی
incentive fee. bonus, compensation,reward, remuneration. fee, premium,incentive, carriage outwards gratuity. : پاداش، پرداخت بر مزد از بابت خدماتی که انجام داده، جایزه
incentive shares : سهام تشویقی
incentive wage system : سیستم انگیزش مزد (سیستم تشویقی مزد)
incentives : طرح های انگیزشی
inception of the lease : شرع قرارداد اجاره
incestuous share trading : معاملات خودمانی سهام
incidence of cost (expenditure) : تعلق واقعی هزینه
incidental cost (charge) : هزینه جزئی (فرعی)
incidental expenses : مخارج اتفاقی
inclusive cost (charge), over-an cost : هزینه جامع
inclusive debt comprehensive debt : بدهی جامع
income adjusted : درآمد تعدیل شده
income and expenditure (expense) : درآمد و خرج
income and expense summary : خلاه حساب سود و زیان، حساب خلاصه سود و زیان
income applicable to common stock : سود متتعلق به سهام عادی
income applicable to senior securities : سود متعلق به اوراق بهادار اولویت دار
income as a predictive device : سود به عنوان ابزار پیش بینی
income before extraordinary items : سوود قبل از اقلام غیر مترقبه
income deductions card : کارت کسورات درآمد
income distribution : توزیع درآمد
income from cash penalties : درآمد حاصل از جرایم نقدی
income from discontinued operations : درآمد حاصل از عملیات متوقف شده
income from discount, discount earning : درآمد حاصل از تخفیف
income from investment : درآمد حاصل از سرمایه گذاری
income from members : درآمد حاصل از اعضاء
income from sales, revenue from sales : درآمد حاصل از فروش
income from SUbscription : رآمد حاصل از آبونمان
income measurement : اندازه گیری سود، تعیین سود
income recipients : دریافت کنندگان سود
income share : سهام درآمدزا
income sheet : صورت درآمد
income smoothing : هموارسازی سود
income standard : در هزینه یابی استاندارد، میزان درآمد مورد انتظار از پیش تعیین شده (در مور اقلامی که به فروش خواهد رفت).
income statement accounts : حساب های صورت سود و زیان
income statement budget : بودجه صورت سود و زیان
income statement identity : صورت تطبیق درآمد و هزینه
income statement summary : خلاصه صورتحساب سود و زیان
income statement, profit and loss statement : صورت سود و زیان
income subject to tax, taxable income : سود مشمول مالیات
income summary account : خلاصه حساب سود و زیان
income summary, profit and (or) loss summary : خلاصه سود و (یا) زیان
income tax acts : قوانین مالیات بردرآمد
income tax assessment : ارزیابی مالیات بر درآمد
income tax disputes : دعاوی مالیات بر درآمد
income tax equalization provision : ذخیره برابری مالیات بر درآمد
income tax payable provision : ذخیره مالیات بر درآمد پرداختنی
income tax rate schedule : جدول نرخ مالیات بر درآمد
income tax regulations : مقررات مالیات بر درآمد
income tax schedules : جدول مالیات بر درآمد
income-production asset : دارایی مولد درآمد
incometax declaration (statement) : اظهارنامه مالیات بر درآمد
incoming auditor, successor auditor : حسابرس جانشین، حسابرس جدید (آتی)
incompatible duties (functions) : وظایف مانعه الجمع، وظایف، متناقض، وظایف ناسازگار
incompatible functions : اقدام ناشایست
incompatible occupations, incorrect acceptance : قبول نادرست (پذیرش نادرست)
incomplete accounting records : مدارک ناقص حسابداری
incomplete contract cost : هزینه (قیمت) پیمان ناتمام
incomplete goods : کالای غیر کامل (قاعده 2 الف سیستم هماهنگ شده)
incomplete records : مدارک ناقص
incomplete transaction : معامله ناتمام
incomplete units : آحاد تکمیل نشده
inconsistent : بی ثبات
incontestable clause : شرط غیر قابل تردید، شرط غیر قابل اعتراض
inconvertible securities : اوراق بهادار غیر قابل تبدیل
incorporation of audit firms : شرکت های تضامنی حسابرسی با مسئولیت محدود
rincorporation process : فرایند تاسیس یک شرکت سهامی
incoterms : ضوابط تفسیر اصطلاحات بازرگانی بین المللی
increase endorsement : تصدیق با تایید افزایش
increase in asset : افزایش در دارایی
increase in price : ترقی قیمت (افزایش در قیمت)
increase in value : افزایش ارزش
increase in working capital : افزایش در سرمایه در گردش
increase of capital : افزایش سرمایه
increase of premium : افزایش حق بیمه
increase on investment : افزایش سرمایه گذاری
increase reduction, rise (in price) : ترقی، افزایشش به تنزل / ترقی، افزایش (در قیمت)
increasing cost : هزینه بالا رونده
increasing ratio : نسبت فزاینده
increasing return : بازده صعودی
increasing trend : روند فراینده، روند صعودی
increasing volume of production : افزایش حجم تولید
incredible expense : هزینه باور نکردنی
increment(al) cost. final cost, marginal cost, manufacturing cost : هزینه نهایی
incremental analysis (marginal analysis) : تجزیه تحلیل هزینه نهایی، جزیه و حلیل تفاضلی
incremental cash flow : جریان نقد اضافی
incremental common cost allocation method : روش تفاضلی تخصیص هزینه های مشترک
incremental cost, marginal cost : هزینه نهایی، هزینه (بهای تمام شده) افزایشی
incremental sample size : اندازه نمونه اضافی
incumbrance(s) : تعهد (در جمع تعهدات), تامین اعتبار, تعهد هزینه
incurred cost : هزینه به مصرف رسیده
indebtedness : بدهی، هر نوع بدهی، جمع بدهی ها
indebtedness ratio, debt ratio : نسبت بدهی
indefeasible, irrevocable : غیر قابل فسخ
indentify asset : تعیین هویت دارایی
independence from line operations : استقلال از لحاظ فعالیت های سازمانی
independence of access : استقلال از لحاظ دسترسی
independence of auditors : استقلال حسابرس، حسابدار مستقل
independence of position : استقلال از لحاظ جایگاه سازمانی
independent accountant′s opinion : نظر حسابدار مستقل
independent accountants′ society : جامعه حسابداران مستقل
independent financial adviser (IFA) : مشاور مالی مستقل
independent investigation : تحقیق مستقل
independent professional accountants : حسابداران مستقل حرفه ای
independent public accountants : حسابداران عمومی (رسمی) مستقل
independent registar : سازمان مستقل کنترل کننده سهام
independent trustee : امین مستقل
independent warehouse : انبار مستقل
independet appraisal function : وظیفه ارزیابی مستقل
index number comparison : شاخص سنجی
index of retail prices : شاخص قیمت های خرده فروشی
index of wholesale prices, holesale price index : شاخص قیمت های عمده فروشی
index· linked insurance : بیمه ای که با تغییرات شاخص تعدیل می شود
indexing (and cross·referencing) : طبقه بندی اسناد و تطبیق آنها در کاربرگ های حسابرسی
indexless price : قیمت بی شاخص
indexless records : اسناد و مدارک بی فهرست
indications of source : علائم محل ساخت (مبدا)
indirect (labour-wages) : دستمزد غیر مستقیم
indirect access : دسترسی غیر مستقیم
indirect assessment method : رش سنجش غیر مستقیم
indirect charges (expenditures) : مخارج غیر مستقیم
indirect consequences : آثار، پیامدهای غیر مستقیم
indirect cost (indirect expenses) : هزینه های غیر مستقیم، هزینه سربار
indirect cost center : مرکز هزینه غیر مستقیم (خدماتی)
indirect cost pool : مجمعه ای از هزینه های غیر مستقیم
indirect costing : هزینه یابی غیر مستقیم
indirect costs, indirect expenses : هزینه های غیر مستقیم
indirect departmental charges : هزینه های غیر مستقیم دوایر
indirect division of medical care : بخش درمان غیر مستقیم
indirect factory wages : دستمزد غیر مستقیم کارخانه
indirect financial interest : منافع مالی غیر مستقیم
indirect labour cost : هزینه دستمزد غیر مستقیم، هزینه کار غیر مستقیم
indirect material usage variance : مغایرت مصارف مواد غیر مستقیم
indirect material, prime costs, indirect expense : مواد غیرمستقیم، مواد اولیه غیر مستقیم
indirect materials cost : هزینه مواد غیر مستقیم
indirect stock : ملزومات غیر مستقیم
indirect tax, excise tax : مالیات غیر مستقیم
indirect taxes : مالیات های غیر مستقیم
indirect-cost pool : مجموع هزینه های غیر مستقیم
indirect-effectillegal acts : اعمال غیر قانونی دارای تاثیر غیر مستقیم
indiscrimination stock taking : موجودی گیری در هم بر هم (قاطی)
individual accounts : صورتحساب های شرکتی، صورت های مالی شرکتی منفرد
individual and collective responsibility of partners : مسئولیت فردی و جمعی شرکاء
individual and collective responsibility,several and joint liability (responsibility) : مسئولیت فردی دسته جمعی
individual proprietorship : مالکیت انفرادی
individual savings accounts (lSA) : حساب های پس انداز شخصی
individual segregation : جاسازی حساب مشتریان در موسسه کارگزاری
indivisible overhead, on-cost overhead : سربار غیر قابل تقسیم
indorse (to endorse), indorsement : ظهرنویسی کردن، پشت نویسی کردن
indorsed bond : سند قرضه پشت نویسی شده
indorsed draft : حواله ظهرنویسی شده
indorsement without recourse : ظهرنویسی بدون حق ارجاع
indorser, drawer : برات گیر ، محال علیه
induced charge (expense) : هزینه القایی
induced investment : سرمایه گذاری القایی
induced reserve : اندوخته القایی
inductive reasoning : استدلال استقرایی
industerial management : مدیریت صنعتی
industerial partnership : مشارکت صنعتی
industrial : صنعتی
industrial aid bond : اوراق قرضه برای توسعه صنعت
industrial bank : بانک صنعتی
industrial building : ساختما های تجاری
industrial concern : بنگاه صنعتی
industrial development Bank : بانک توسعه صنعتی
industrial development bond : اوراق قرضه توسعه صنعت
industrial development bond (lDB) : اوراق قرضه توسعه صنعتی (صنایع)
industrial estate : منطقه صنعتی، شهرک صنعتی، ناحیه تجاری
industrial insurance : بیمه صنعتی
industrial organizations : موسسات صنعتی
industrial standard ratios : نسبت های استاندارد صنعتی
industrial union, guild : اتحادیه صنعتی
industrial value chain : زنجیره ارزش صنایع (صنعتی)
industrialists : صاحبان صنایع
industrialy advanced company : شرکت پیشرفته صنعتی
industry analysis : تجزیه تحلیل صنعت
industry averages : شاخص های صنعت
industry characteristics : خصوصیات صنعت
industry peculiarities : خصوصیات صنعتی
industry pracices : خصوصیات صنعتی
industry ratios : نسبت های صنعت
industry segments; industrial segments : قسمت های صنعتی
industry standard : استاندارد صنعت
ineffectiveness : نارسایی، عدم توفیق
inefficient use : استفاده غیر موثر
inelastic : بی کشش
inelastic demand : تقاضای بی کشش
inevitable chare (expense) : هزینه قطعی و حتمی
infavorable trade balance, adverse trade balance : موازنه نامساعد تجاری
inferior goods : اجناس نامرغوب
inflated stock : موجودی تورمی
inflation -indexed security : اوراق بهادار شاخص بندی شده با سطح تورم
inflationary changes : تغییرات تورمی
inflationary factors : عوامل تورمی
inflow of cash : جریان ورود وجه نقد
inflow of foreign funds : ورود سرمایه های خارجی
influential organizations : سازمان های ذی نفوذ (تاثیرگذار)
infonnal procedures : روش های غیر مدون
informal records : مدارک اسناد غیر رسمی
information asymmetry : عدم تقارن اطالعات، عدم دسترسی یکسان به اطلاعات
information content of devidends hypothsis : فرضیه محتوای اطلاعاتی سود سهام
information economics : اطلاعاتی که می تواند بر تغییرات (رفتار) اقتصادی اثر بگذارد.
information hypothesis : فرضیه (نظریه) اطلاعات
information intermediaries : واسطه های اطلاعاتی
information needs : نیازهای اطلاعاتی
information risk : ریسک اطلاعات
information statistic : آمار اطلاعاتی
information system : سیستم اطلاعاتی
information systems management : مدیریت سیستم های اطلاعاتی
information technology strategy : استراتژی تکنولوژی اطلاعات
infrastructure (social overhead capital) : زیرساختار
infrequent items : اقلام غیر مستمر
infringe legal powers : تجاوز از اختیاز قانونین کردن
infringement on other′s rights : تجاوز به حقوق دیگران
ingredients of primary qualities : عناص تشکیل دهنده ویژگی های کیفی اولیه
inherent risk : احتمال خطر ذاتی، ریکس ذاتی
inherent risk (IR) : ریسک ذاتی
inherent vice (of goods) : عیب و نقص ذاتی (کالا)
inheritance tax, succession tax, death duty, estate duty : مالیات بر ارث متوفی
inheritor, devise : وارث
installation costs (fee) : هزینه های نصب
installation of accounting system : برقراری سیستم حسابداری
installation review : بررسی تجهیزات
installment purchase : خرید اقساطی
installment bond : سند قرضه اقساطی
installment buying : خرید اقساطی
installment contract : قراردادهای اقساطی
installment credit : اعتبار اقساطی، خرید اقساطی
installment debt (liability) : بدهی اقساطی
installment financial services : خدمات مالی اقساطی
installment funds : وجوه اقساطی
installment loan : وام اقساطی
installment method of accounting : روش حسابداری (فروش) اقساطی
installment method of recognition : شناسایی به روش قساطی
installment notes : اسناد اقساطی
installment payment, annuity due,payment of installments : پرداخت اقساطی
instaIlment receivable : اقساط دریافتنی
installment sale : فروش اقساطی
installment sales method : روش فروش اقساطی
installment transactions : معاملات اقساطی
installment annuity : قسط
installments receivable : اقساط دریافتنی
institue of credit management : انجمن میران اعتبارات
institute of certified pubtic accountants : انجمن حسابداری رسمی
institute of accountants : موسسه حسابداران
institute of administrative accountants : انجمن حسابداران اداری
institute of auditors : موسسه حسابرسان
institute of chartered accountants in England and Wales (ICAEW) : انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز
institute of chartered accountants in Ireland (lCAI) : انجمن حسابداران خبره در ایرلند
institute of chartered accountants of Scotland (lCAS) : انجمن حسابداران خبره در اسکاتلند
institute of chartered accountatnts : موسسه حسابداران خبره
institute of cost and management accountants (lCMA) : انجمن حسابداران هزینه و مدیریت
institute of cost and management accountants : انجمن حسابداران هزینه و مدیریت
institute of credit management : انجمن مدیران اعتبارات
institute of external auditors : موسسه حسابرسان خارجی
institute of internal auditors (IlA) : انجمن حسابرسان داخلی
institute of management accountants (IMA) : انجمن حسابداران مدیریت
institute of proffesional accountants : موسسه حسابداران حرفه ای
institute of public accountants : موسسه حسابداران عمومی (رسمی)
institution to commence : دستور به آغاز کار
institution, organization institute,entity, institute : موسسه، نهاد، شرکت
institutional buyer : موسسه های خریدار
institutional investor : موسسه سرمایه گذار
institutional loan : وام موسساتی (سازمانی)
instruction to commence : دستور شروع به کار
instruction, procedure, code of practice : دستورالعمل، آموزش حسابداری
instrument (financial instrument) : ابزار مالی، سند، مدرک
instrument of assignment : سند واگذاری
instrument of commerce : سند تجاری
instrumentequity : اوراق بهادار سرمایه ای، ابزار سرمایه ای
insufficient capacity : ظرفیت غیر کافی
insufficient competent evidence : فقدان شواهد و مدارک کافی و قابل اطمینان
insufficient investment : سرمایه گذاری غیر کافی
insurable : بیمه شدنی
insurable asset : دارایی بیمه شدنی
insurable interest : مالکیت شخصیتی یا حقوقی در دارایی های خسارت پذیر
insurable value : ارزش قابل بیمه شدن، ارزش جایگزینی دارایی های موجود
insurance : بیمه
insurance agent : نماینده بیمه
insurance broker : واسطه بیمه، دلایل بیمه
insurance certificate : گواهی بیمه، مدرک بیمه
insurance claim : خسارت بیمه
insurance company : شرکت بیمه
insurance contract : قرارداد بیمه
insurance cover note : یادداشت پوشش خطر بیمه
insurance coverage : پوشش بیمه ای
insurance expense : هزینه بیمه
insurance fund : منابع بیمه ای
insurance fund investment : سرمایه گذاری وجوه بیمه
insurance hypothsis : فرضیه، نظریه بیمه
insurance part of medical care : بخش بیمه ای خدمات درمانی
insurance policy : بیمه نامه
insurance premium, premium fee schedule, contribution, net premium : حق بیمه، قسط بیمه
insurance prepaid : بیمه پیش پرداخت شده
insurance rate : نرخ بیمه
insurance rating : نرخ بندی بیمه
insurance registry book, insurance registrar : دفتر ثبت بیمه
insurance regulations : مقررات بیمه
insurance reserve : ذخیره بیمه
insurance reserve funds : وجوه اندوخته بیمه
insurance type charges : مخارج انواع بیمه
insurance, assurance : بیمه
insurancedemand for auditing : تقاضای پوشش بیمه برای حسابرس
insure : بیمه کردن
insure asset : بیمه کرن دارایی
insure goods : بیمه کردن کالا
insure, ensure : اطمینان دادن، تضمین کردن
insured account : حساب بیمه شده
insured amount : مبلغ بیمه شده
insured asset : دارایی بیمه شده
insured goods : کالای بیمه شده
insured pension plan : طرح بیمه بازنشستگی
insured stock (inventory) : موجودی کالای بیمه شده
insured value : ارزش بیمه شده
insured, assured : بیمه گذار، بیمه شده
insurer′s representative : نماینده بیمه گر
insurer, assurer, underwriter : بیمه گر، بیمه کننده
intagible property (or assets) : دارایی غیر قابل لمس
intangible fixed assets : دارایی های ثابت نامشهود
intangible measures : معیارهای نامشهود
integral costing system : سیستم هزینه یابی پیوسته (همگون)
integrated test facility : امکان آزمون همگام
integrated test facility (lTF) : یک سیستم رایانه دارای برنامه کد و داده های خاص که یک موسسه حسابرسی آن را در سیستم رایانه صاحب کار قرار می دهد.
integration voluntary settlement : تسویه اختیاری با ترکیبی از روش های درستکاری، صحت، صداقت، تمامیت
intended use : استفاده مورد نطر، استفاده مورد انتظار
intentional distortion : تحریف عمدی
inter company eliminations : اقلام حذفی بین شرکت ها
inter company purchase : خرید فی ما بین شرکت ها
inter company sale : فروش بین شرکت ها
inter company transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی
inter fund transfers. : مبالغ انتقالی بین اعتبارات
inter service department transfers eftpos electronic funds transfer at point of sale : انتقال الکترونیکی پول به هنگام فروش
inter-American accounting association : انجمن حسابداران سراسر آمریکا
inter-bank deposits : سپرده بانک ها نزد یکدیگر
inter-company account balances : مانده های حساب فی ما بین شرکت ها
inter-company accounts : حساب های بین شرکت های عضو گروه، حساب های فیمابین شرکت های گروه
inter-company bonds : اوراق قرضه بین شرکت ها
inter-company comparisons : مقایسه های فی ما بین شرکت ها
inter-company inventory transfer : انتقال موجودی بین شرکت ها
inter-company profit or loss : سود یا زیان بین شرکت ها
inter-company transactions : معاملات فی ما بین شرکت ها
inter-company transfer pricing : قیمت گذاری اتنقالات داخلی بین شرکت ها
inter-department transfers : انتقالات بین ادارات (دوایر)
inter-firm comparisons : مقایسه های فی ما بین بنگاه ها
inter-fund transfer : انتقال وجه بین اعتبارات
inter-locking ownership : مالکیت وابسته به هم (درهم آمیخته)
inter-market trading system (ITS) : نوعی شبکه ارتباطی الکترنیکی که تالار بورس های بزرگ را به یکدیگر مرتبط می سازد.
inter-process profit : سود بین مراحل
inter-relationships : روابط فی ما بین
inter-segment transfers : انتقالات بین بخش ها (قسمت ها)
inter-service department changes : هزینه خدمات متقابل دوایر خدماتی دیگر
inter-vivos trust : نوعی سازمان سپرده پذیر که بین دو «شخص» به وجود آید.
interagroup transactions : معامله هایی که بین شرکت های عضو یک گروه (یک مجتمع) انجام شود.
interbank funds : وجود فی ما بین بانک ها
intercommodity spread : شکاف کالایی
intercompany accounts : دفتر کل عمومی، حساب های بین شرکت های عضو گروه
intercompany receivables and payables : دریافتیها و پرداختیهای فیمابین شرکت های عضو گروه
intercompany transaction (interagroup transactions) : معامله بین شرکت ها
interest : بهره، ربح، سود بانکی، ربا، هزینه مربوط به گرفتن وام
interest account : حساب بهره
interest accrued to principal : بهره متعلق به اصل
interest bearing liability : بدهی بهره دار
interest bearing note : اسناد بهره دار
interest bond : سند قرضه بهره دار
interest capitalization : به حساب دارایی بردن هزینه تامین مالی، به حساب اریای منظور کردن بهره
interest costs capitalized : مخارج بهره منظور شده به حساب دارایی
interest coupon : کوپن بهره اوراق بهادار
interest cover (fixed -charge-coverage ratio) : پوشش بهره
interest coverage ratio : نسبت پوشش بهره
interest due : بهره معوق (بهره پرداختی)
interest during construction : بهره طی دوره احداث (ساخت)
interest entry : ثبت بهره (در دفاتر)
interest expense : هزینه بهره
interest for delay : بهره دیرکرد
interest formulas : فرمول محاسبه بهره (بهره مرکب)
interest guarenteed : سود تضمین شده (بهره)
interest income : درآمد بهره
interest method : روش سود تضمین شده
interest method of amortization : روش انقضای مبتنی بر نرخ بهره، روش بهره استهلاک
interest number : بهره شمار
interest on borrowing(s) : بهره قرض
interest on call(s) : بهره عندالمطالبه، بهره دیداری
interest on capital : سد تضمین شده (بهره) سرمایه
interest on deposit : بهره سپرده، سود تضمین شده سپرده گذاری ها
interest on inventory loan : بهره وام موجودی کالا
interest on investment : بازده حاصل از سرمایه گذاری
interest on mortgage : بهره رهن
interest paid : بهره پرداخت شده
interest payable : بهره پرداختنی
interest period : دوره مشمول بهره
interest rate implicit in the lease : نرخ ضمنی بهره در قرارداد اجاره بلنددمدت
interest rate margin : حاشیه نرخ سد
interest rate per annual : نرخ بهره سالیانه
interest rate, rate of interest : نرخ بهره
interest receivable : بهره دریافتنی
interest receivable account : حساب بهره دریافتنی
interest received : بهره دریافت شده
interest revenue : درآمد بهره، درآمد سود بانکی
interest statement : صورتحساب بهره
interest yield : بازده بهره
interest-bearing loan : وام با بهره
interest-bearing note : سندد بهره دار
interest-free banking : بانکداری بدون بههر (ربا)
interest-free loan : وام بدون بهره، قرض الحسنه
interest-in-possession trust : سرمایه گذاری با بهره ثابت
interest-only loan : وام «بهره اقساطی»
interest-rate guarantee : تضمین نرخ بهره
interest-rate parity : دوگانگی نرخ بهره
interest-rate risk : ریسک ناشی از نوسان نرخ بهره
interest-sensitive stocks : سهام حساس به تغییرات نرخ بهره در بازار
interested third parties : اشخاص ثالث ذینفع
interests, benefits, gains, cost-benefit : حقوق، منافع
interfirm comparison : مقایسه چند شرکت
interfund accounts : حساب نقل و انتقال بین وجوه مستقل دلتی
interfund transfer : انتقالات میان حساب های مستقل دولتی
interim accounts : حساب های میان دوره ای
interim audit procedures : روش های ریسدگی ضمنی
interim balance sheet : ترازنامه میان دره ای
interim closing : بستن دفاتر در میان دره
interim closing of accounts : بستن میان دوره ای حساب ها (به طور موقت)
interim financial statements (interim accounts′ interim report) : صورت های مالی میان دوره
interim quality standards : استانداردهای کیفیت میان دوره ای
interim reporting requirements : الزامات گزارشگری میان دره ای
interim reports : گزارش های مالی میان دره ای
interim share (stock) : سهم موقت
interim share purchase : خرید میان دوره ای سهام
interim statement : صورتحساب بین دره ای، صورتحساب طی سال
interior sale : فروش داخله
interlocking accounts : حساب های به هم بسته، تفکیک اطلاعات مربوط حسابداری بهای تمام شده و حسابداری مالی به
intermediate accounting controls : کنترل های داخلی حسابداری
intermediate cash flows : جریان های نقدی میان دوره ای
intermediate consignee : گیرنده اسطه (خریدار واسطه)
intermediate goods or product : کالای واسطه ای
intermediate-term loans : وام های میان مدت
intermodal transport : حمل با چند نوع وسیله نقلیه
internal accounting control system : سیستم کنترل داخلی حسابداری
internal accounting controls : کنترل های داخلی حسابداری
internal analysis : تجزیه و تحلیل درونی
internal applications, internal users : مصارف داخلی
internal audit adjustments : تعدیلات اصلاحی حسابرسی داخلی
internal audit findings : یافته های حسابرسی داخلی
internal audit objectives : هدف های حسابرسی داخلی
internal audit questionuaire : پرسشنامه حسابرسی داخلی
internal audit recommendations : پیشنهادهای حسابرسی داخلی
internal audit records : مدارک و اسناد حسابرس داخلی
internal audit resourdes : منابع حسابرسی داخلی
internal audit standards : استانداردهای حسابرس داخلی
internal audit(ing) services : خدمات حسابرسی داخلی
internal auditing standards (lAS) : استانداردهای حسابرسی داخلی
internal capital resources : منابع سرمایه ای داخلی
internal consistency : انسجام / هماهنگی درونی
internal control checklist : چجک لیست / فهرست کنترل های داخلی
internal control components : عناصر تشکیل دهنده کنترل های داخلی
internal control evaluation sheet : برگ ارزیابی کنترله ای داخلی
internal control instruction : دستورالعمل کنترل های داخلی
internal control procedures : روش های کنترل های داخلی
internal control questionnaire (ICQ) : پرسشنامه کنترل های داخلی
internal control risk : خطر کنترل داخلی
internal control structure (system) : ساختار (سیستم) کتنرل داخلی
internal control system : سیستم کنترل داخلی
internal control weakness : ضعف / نقاط ضعف کنترل های داخلی
internal controls : کنترل های داخلی
internal decision makers : تصمیم گیرندگان برون سازمانی، تصمیم گیرندگان خارج از واحد تجاری داخلی (درون سازمانی)
internal deconstruction : تجدید ساختار داخلی
internal documents : مدارک داخلی ، مدارک درون سازمانی
internal events : رویدادهای داخلی
internal expansion : توسعه از درون
internal expansion financing : رشد از طریق استفاده از منابع مالی داخلی
internal financial controls, internal rate of return : کنترل های مالی داخلی
internal investment loan : وام سرمایه گذاری داخلی (از منابع داخلی)
internal investment resources : منابع سرمایه گذاری داخلی
internal investment, home investment : سرمایه گذاری داخلی
internal linkages : روابط / ارتباطات داخلی
internal management reports : گزارش های داخلی مدیریت
internal markets : بازارهای داخلی
internal operating controls : کنترل های داخلی عملیاتی
internal reconstruction : تجدید ساختار داخلی
internal reserve, inner reserve : ذخیره داخلی
internal revenue service (IRS) : اداره مالیات های داخلی (در آمریکا)
internal sources : منابع داخلی
internal transaction : مبادلات داخلی
internal usage : مصرف داخلی
internal user : استفاده کنندگان درنو سازمانی
international accounting standard (lAS) : استانداردهای بین المللی حسابداری
international accounting standards committee (IASC) : کمیته استانداردهای بین الملی حسابداری
international accounting standards board : هیات استانداردهای بین المللی حسابداری
international accounting standards board : هیات استانداردهای بین المللی حسابداری
international accounting standards (lAS) : استانداردهای حسابداری بین المللی
international association of book-keepers : جامعه دفتر داران بین المللی
international auditing practices committee (IAPC) : کمیته اجرایی حسابرسی بین المللی، یک کمیته ثابت در فدراسیون بین المللی حسابداران
international bank for reconstruction and development (IBRD) : بانک بین المللی ترمیم و توسعه
international centre for settlement : مرکز بین المللی تصفیه
international commercial terms (lNCOTERMS) : شرایط بازرگانی بین المللی
international congress of accountants (ICA) : کنگره بین المللی حسابداران
international cooperation administration : اداره همکاری بین المللی
international coordination committee for the accounting profession (lCCAP) : کمیته بین المللی همکاری حسابداری
international customs declaration form : اظهارنامه بین المللی گمرکی مدل
international federation of accountants (IFAC) : فدراسیون بین المللی حسابداران (آیفک)
international financial sources : منابع مالی بین المللی
international management accounting practice statements (lMAPS) : بیانیه های حرفه ای بین المللی حسابداری مدیریت
international organization for securities commission (IOSCO) : کمیسیون سازمان های بین المللی برای اوراق بهادار
international reserves : ذخایر بین المللی
international securities marketn association : سازمان بازارهای بین المللی اوراق بهادار
international sources of funds : منابع بین المللی اعتبار
international standards on auditing(ISA) : استانداردهای بین المللی حسابرسی
international standards organization (ISO) : سازمان استانداردهای بین المللی
international standards organization : سازمان استانداردهای بین المللی
international trade commission : کمیسیون بین المللی پول
international trade terms : اصلاحات تجارت بین المللی
interpositioning : استفاده از کارگزار دیگر
interpretable statement : صورتحساب قابل تفسیر
interpretation of control reports : تفسیر گزاراشات کنترلی
interpretation of financial comparisons : تفسیر سنجش های مقایسه ای مالی
interpretation of financial reports : تفسیر گزارشات مخالی
interpretation of variances : تفسیر مغایرات (انحرافات)
interpretations : تفاسیر
interrelationships among accounts : روابط بین حساب ها
intersegment sales : فروش بین بخش ها
intra vires : در محدوده / داخل اختیارات قانونی
intra-company transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی
intrinsic : ذاتی
intrinsic value of an option : ارزش ذاتی برگ اختیار معامله
inventoriable costs : هزینه های قابل تقسیم به حساب موجودی کالا
inventorial cost : هزینه سیاهه ای
inventories, physical inventory, stock : موجودی انبار، سهم
inventory adjustment, stock adjustment : تعدیل موجودی
inventory and warehousing cycle : چرخه موجودی کالا و انبارداری
inventory at begining period of goods : موجودی اول دوره کالای
inventory classification : طبقه بندی موجودی کالا
inventory completion tests : آزمون های تکمیل موجودی کالا
inventory control (stock control) : سیستم کنترل بر موجودی کالا
inventory costing, inventory pricing : قیمت گذاری موجودی
inventory holding gain. loss : سود یا زیان ناشی از نگهداری موجودی کالا
inventory holding profits (gains) : سود حاصل از نگهداری موجودی کالا
inventory loss : زیان ناشی از نگهداری موجودی کالا
inventory obsolessence : نابابی (موجودی) کالا
inventory of real estate : موجودی اموال غیر منقول
inventory olosolescence : از مد افتادگی موجودی کالا، نابابی موجودی کالا
inventory price tests : آزمون های قیمت موجودی اکلا
inventory pricing. methods : رشهای قیمت گذاری موجودی کالا
inventory provision : ذخیره موجودی
inventory ratios : نسبت های موجودی کالا
inventory shortages cost : هزینه کسری موجودی کالا
inventory shrink : کسری موجودی
inventory stock : موجودی کالا، موجودی جنسی، موجودی انبار
inventory taking methods : روس های تعیین موجودی کالا، روش های موجودی گیری، روش های انبارگردانی
inventory to slaes ratio : نسبت فروش به موجودی
inventory turnover (stock turnover) : گردش موجودی کالا، دفعات گردش کالا
inventory turnover period, average number of days, inventory in stock : متوسط گردش موجودی کالا
inventory valuation (stock valuation) : تعیین ارزش موجودی ها
inventory valuation methods : روش های ارزیابی موجودی
inventory, stock, stock in trade : موجدی اول دوره کالای
inventory-sales ratio : نسبت فروش به موجودی
inventoy valuation methods : روش شهای ارزیابی موجودی
inverted scale : ترکیب معکوس
invest : سرمایه گذاری کردن
invested : سرمایه گذاری شده
invested capital : سرمایه پرداخت شده
invested funds : وجوه سرمایه گذاری شده
invested value, capitalized value : ارزش سرمایه گذاری شده
investee : واحد تجاری سرمایه پذیر، سرمایه پذیر
investiable (investabte) funds : وجوه آماده سرمایه گذاری
investigate : تحقیق کردن، رسیدگی کردن، جست و جو برای شناسایی علت های مربوطه
investigation on accounts : رسیدگی به حساب ها
investigation, review, study inspection,review engagement, verification : بررسی (تعیین)، بازرسی، رسیدگی
investing activities : فعالیت های مربوط به سرمایه گذاری
invcsting ratio. capatalization ratio : نسبت سرمایه گذاری
investment (company-trust) : شرکت سرمایه گذاری
rinvestment (on) properties : سرمایه گذاری در املاک
investment advisor (adviser), investment counsel, investment consultant : مشاور سرمایه گذاری
investment agreement : موافقت نامه سرمایه گذاری
investment allowance : تخفیف ماللیاتی سرمایه گذاری
investment amount : مبلغ سرمایه گذذاری
investment analysis : تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری
investment analyst : تحلیلگر سرمایه گذاری (مالی)
investment bank : بانک سرمایه گذاری
investment banker : بانک سرمایه گذار
investment base : اساس سرمایه گذاری
investment bill : برات سرمایه گذاری
investment broker : کارگزار سرمایه گذاری
investment cash flows : جریان های نقدی سرمایه گذاری
investment center : مرکز سرمایه گذاری
investment certificate : گواهی سرمایه گذاری
investment company (or trust) : شرکت سرمایه گذاری
investment counsel : مشاور سرمایه گذاری
investment credit : معافیت مالیاتی، اعتبار سرمایه گذاری، تخفیف سرمایه گذاری
investment exchanges : شرکت واسطه سرمایه گذاری دلال سرمایه گذاری
investment grade : اوراق قرضه دارای کیفیت خوب
investment guarantee : ضمانت سرمایه گذاری
investment guidelines : رهنمودهای سرمایه گذاری
investment in bonds : سرمایه گذاری در اوراق قرضه
investment in branch : سرمایه گذاری در شعبه
investment in default : اوراق بهادار تحت تملک سازمان که امکان سوخت آنها وجود دارد.
investment in foreign money : سرمایه گذاری ارزی
investment in marketable securities : سرمایه گذاری در اوراق بهادار قابل دادو و ستد
investment in securities : سرمایه گذاری در اوراق بهادار
investment income : درآمد/ سود حاصل از سرمایه گذاری
investment institutions : موسسات سرمایه گذاری
investment measures : اقدامات سرمایه گذاری
investment of funds : سرمایه گذاری وجوه
investment of resene funds : سرمایه گذاری اندوخته وجوه
investment opportunities schedule (lOS) : جدول فرصت های سرمایه گذاری
investment opportunity : امکان سرمایه گذاری
investment process : فرآیند سرمایه گذاری
investment properties : دارایی های تحت تملک شرکت
investment revaluation reserve : ذخیره تجدید ارزیابی سرمایه گذاری
investment revaluation reserve : حساب ذخیره برای تجدید ارزیابی
investment scheudle : صورت ریز سرمایه گذاری
investment tax credit (LTC) : تخفیف / مزایای مالیاتی سرمایه گذاری خاص، تشویق مالیاتی
investment turnover : گردش سرمایه گذاری
investment turnover rate : سرعت گردش سرمایه گذاری
investment value : ارزش سرمایه گذاری شده
investments′ by owners : سرمایه گذاری تسط صاحبان سهام (سرمایه)
investor : سرمایه گذار
investor′s capital : سرمایه سرمایه گذار
invisible asset : دارایی های نامشهود
invisible supply : عرضه نامرئی
invoice cost : هزینه خرید، قیمت تمام شده سیاهه ای (طبق سیاهه)
invoice for goods received : سیاهه کالای رسیده ، فاکتور کالای دریافتی
invoice register : دفتر ثبت سیاهه ها (فاکتورها)
invoice sale : صورتحساب فروش
invoice, bill, customs invoice, statement : فاکتور، سیاهه خرید، سیاهه تجاری
involuntary conversion : تبدیل ناخواسته
involuntary saving : پس انداز غیر عادی
inward invoices : سیاهه های وارده
inward manifest or import manifest : اظهارنامه ورود (کالا)
inward processing : عمل آوردن در داخل
iredeemable bonds : اوراق قرضه غیر قابل بازپرداخت
irrecoverable cost : هزینه غیر قابل بازیافت
irredeemable stocks : سهام فاقد سررسید
irredeemable securities : اوراق بهادار غیر قابل بازخرید
irregular gains : درآمدهای (غیر عملیاتی) غیر مکرر
irregularities : سوء جریانات ، تخلفات
irregularity of accounts : بی نظمی حسابها
irregularity, irregularities : اختلال، اختلالات اشتباه در یک ثبت دفتری
irrevocable and confirmed documentary credits : اعتبارات اسنادی برگشت ناپذیر و تایید شده
irrevocable documentary credits : اعتبارات اسنادی برگشت ناپذیر
islamic banking : بانکداری اسلامی
islamic economy : اقتصاد اسلامی
isoexpected return line : خط بازده مورد انتظار یکسان
issuance of bonds : انتشار اوراق قرضه
issuance, issuing : صدور، انتشار
issue a permit : صدور اجازه
issue cost : هزینه صدور
issue note : برگ صدور کالا (از انبار یا فروشگاه)
issue of material : صدور (ارسال) مواد
issue of shares, stock issue : انتشار سهام
issue price : قیمت اعلام شده
issue, publish : منتشر کردن، انتشار، توزیع کردن
issued : صادره (منتشره)
issued capital stock (issued share) : سهام صادر شده
issued date : تاریخ انتشار
issuer : منتشر کننده، عرضه کننده
issuing : صادر کننده
issuing association : نهاد صادر کننده
issuing authority : سازمان انتشار دهنده
issuing bank : بانک ناشر
issuing house : موسسه ناشر اوراق بهادار
items of asset : اقلام دارایی
items of credit : اقلام بستانکاری
iump-sum purchase : خرید گروهی از دارائیها به طور یکجا
(just in time) plants = JIT : کارخانه ی استفاده کننده از روش حذف انبارداری
Jihad Sazandegy pension fund : صندوق بازنشستگی وزارت جهاد سازندگی
job classification : طبقه بندی برحسب شغل (کار)، طبقه بندی مشاغل
job cost card : کارت هزینه کار معین
job cost record, job costing record : ساقه، کارت هزینه، بهای تمام شده سفارش
job cost sheet : برگ هزینه (بهای) تمام شده سفارش
job cost unit : واحد هزینه کار معین
job costing : هزینه یابی کار
job costing , Gob order costing, specific order costing : هزینه یابی سفارش کار
job costing method : روش هزینه یابی کارمزدی
job description : شرح شغل، شرح وظایف
job method of cost accounting : روش حسابداری هزینه یابی کارمزدی
job order costing, job cost system : هزینه یابی سفارشات (سفارش کار)
job order sheet : کارت هزینه سفارش
job request : درخواست کار
job sheet : کارت شماره کار، کارت شماره سفارش
job specification : مشخصات کار
job-lot costing : هزینه یابی سفارش مقداری از تولید
job-order costing : هزینه یابی سفارش کار
job-order costing method : روش هزینه یابی سفارش کار
joint and several bond : سند قرضه با ضمانت چند مشاعی
joint and several liabilities : دیون تضامنی، مسئولیت تضامنی، بدهی مشترک
joint and several liability bond Goint bond) : اوراق قرضه با ضمانت مشترک
joint cost, common cost : هزینه مشترک، بهای تمام شده مشترک
joint holders : دارندگان مشاع
joint insurance : بیمه اشتراکی
joint ownership, co-ownership : مالکیت مشاع (مشترک)
joint process : فرآیند مشترک
joint product cost : بهای تمام شده محصول مشترک
joint product costing : هزینه یابی محصول مشترک
joint product method of cost accounting : روش حسابداری هزینه یابی محصول مشترک
joint service costing : هزینه یابی خدمات مشترک
joint services account : حساب خدمات مشترک
joint stock company : شرکت سهامی
joint stock partnership : شرکت مختلط سهامی
joint use agreement : قرارداد استفاده مشترک
joint-and-severalliability : مسئولیت مشترک در برابر یک بدهی
jointly and severally : وام با ضمانت مشترک
jointly responstbility : مسئولیت مشترک (مشترکاً)
journal sale form : فرم دفتر روزنامه فروش
journal voucher summary : خلاصه اسناد روزنامه
judgement sampling : نمونه گیری قضاوتی توسط حسابرسان
judgemental method(of risk adjustment) : روش قضاوتی (تعدیل ریسک)
judgemental risk evaluation : ارزیابی قضاوتی مخاطره
juidicial authorities : مقامات قضایی
jumbo risks : خطرات بزرگ
junior issue : اوراق بهادار با اولویت دوم
junior stock incentive plan : طرح تشویقی خرید سهام
junk bonds : اوراق قرضه بنجل، اوراق قرضه با ریسک بالا
jurisdiction : صلاحیت رسیدگی به دعاوی
jurisdiction clause : شرط داوری
jurisprudence : قانون شناخت
just price : قیمت عادلانه
just, fair : مناسب، منصفانه
just-in-time (JIT) production : فرایند تولید به موقع
just-in-time (n1) purchasing : خرید به موقع
just-in-time techniques (JIT techniques) : روش های به هنگام، روش حذف انبارداری ، روش تولید به هنگام
justice and fairness : عدالت و انصاف
justified price : قیمت عالانه، قیمت معقول
justify : توجیه کردن
keep house : خانه نشین شدن (از دست طلبکاران)
keep-or-drop decision : تصمیم به توقف یا ادامه
key business ratio : نسبت های صنعت، نسبت های کلیدی (در تجزیه و تحلیل صورت های مالی)
key industry : صنعت مادر، صنعت اصلی (کلیدی)
key items : اقلام کلیدی
key operations : عملیات اساسی (کلیدی)
key-man insurance : بیمه مدیران
keyston pricing : قیمت گذاری براساس چانه زدن
killer bees : ناجی
kind of commodity / kind of the goods : نوع کالا
labour (wages) efficiency variance : انحراف کارآیی دستمزد
labour account, wages account : حساب دستمزد
labour cost card : کارت هزینه کار معین
labour cost summary : صورت خلاصه هزینه دستمزد
labour costs (wages costs) : دستمزد، هزینه دستمزد
labour excess, excess labour : کار اضافه
labour hour absorption rate of overhead : نرخ جذب ساعتی سربار
labour hours : ساعت کار کارگران
labour hours variance : انحراف ساعات کار
labour intensive : نیروبر، شرکتی که در آن هزینه ی دستمزد پیش از هزینه سرمایه اهمیت دارد.
labour legislations : قوانین کارگری
labour ration subsidy : کمک هزینه کارگری
labour related benefits : مزایای مربوط به کارگران
labour surplus : مازاد کار
labour usage variance : انحراف مصرف کار (دستمزد)
labour-cost ratio : نسبت هزینه استاندارد دستمزد مستقیم به هزینه واقعی
labour-saving innovation : نوآوری در صرفه جویی در هزینه دستمزد
lack of order of accounts : بی ترتیبی حساب ها
laddered portfolios : سرمایه گذاری های پلکانی
lag in payment by debtors : تاخیر پرداخت بدهکاران
lag in payment of salary : تاخیر در پرداخت حقوق
lag in payment of wages : تاخیر در پرداخت دستمزد
lagging indicatiors : شاخص های تاخیری، دوره های زمانی همگام با سطوح مختلف فعالیت های اقتصادی
laissez-faire : بدون نظم
land and deed registry : ثبت اسناد و املاک
land, estate, real estate, real property.properties : زمین، املاک
landed cost : هزینه تحویل کالا
landed terms : بهای کالا به شرط تخلیه در بند مقصد
landing storage delivery (LSD) : تخلیه، نگهداری، تحویل
landscaping : محوطه سازی
language of business : زیان تجارت، زیان واحد تجاری
lapse : منقضی شدن، به پایان رسیدن قرارداد بیمه
lapse of stock option : انقضای مدت استفاده از اختیار خرید سهام (انقضای مهلت استفاده از برگ اختیار معالمه سهم)
large purchase : خرید عمده
large-capitalization stocks (large-caps) : سهام شرکت هایی که از ارزش بازار بالایی برخوردارند (سهام شرکت های بزرگ)
largest return on investment : بیشترین بازده سرمایه گذاری
lashing : تسمه کشی، جهازبندی باز
last day of field work : آخرین روز اجرای عملیات رسیدگی
last invoice pricing : قیمت گذاری براساس آخرین فاکتور خرید
last price : آخرین قیمت (بها)
last sale : قیمت آخرین معامله
last trade : آخرین معامله در یک روز کاری
last-in-:6.rst-out cost (LIFO cost) : روش اولین صادره از آخرین وارده
lasting price : قیمت بادوام
late charges : هزینه دیرکرد
late insured person : بیمه شده فوت شده
lateness : دیر کرد
later year investment : سرمایه گذاری سال بعد
latest allowable time : آخرین مهلت مجازات
latest purchase price method : روش آخرین قیمت خرید
law expense : هزینه حقوقی
law of corporations (company act) : قانون شرکت ها
law of diminishing return : قانون بازده نزولی
law of succession : قانون وراثت، قانون (تقسیم) میراث
law of supply and demand : قانون عرضه و تقاضا
lawful expense : هزینه قانونی (مشروع)
lawless, unlawful, illegal : غیر قانونی
laws and regulations : قوانین و مقررات
lawyer′s letter : درخواست تاییدیه وکیل حقوقی
lay days : روزهای معین برای بارگیری یا باراندازی کشتی (بدون تعلق خسارت تاخیر)
lead schedule : کاربرگ اصلی
leader merchandising : پیشرو در عرضه، پیشرو در قیمت گذاری
leadership : راهبردی، هدایت
leadership leading : تعجیل و تاخیر
leading indicators : شاخص های پیشرو
leading insurer : بیمه گر اصلی
lease accounting : حسابداری اجاره توسط
lease agreement (contract) : قرارداد اجاره
lease asset : دارایی استیجاری
lease financing : تامین مالی از طریق اجاره
lease inception date : تاریخ شروع اجاره
lease liability : بدهی اجاره
lease obligations : تعهدات اجاره
lease option agreement : اجاره با حق خرید
lease prepayment : پیش پرداخت اجاره
lease purchase agreement : قرارداد اجاره خرید
lease purchase vendor : فروشنده اجاره خرید
lease receivable, rent receivable : اجاره دریافتنی
lease selling accounts : حساب های اجاره فروشی
lease term : مدت اجاره، شرایط اجاره
lease, rent : اجاره
leaseback (renting back) : دوباره اجاره کردن، اجااره مجدد
leased asset : دارایی اجاره داده شده
leased property : اموال / دارایی مورد اجاره، ملک استیجاری
leasehold : اجاره مال به وسیله فروشنده، حق استفاده از مورد اجاره
leasehold improvements : بهسازی اموال تجاری
leasehold mortgage : اجاره مورد رهن
leasehold property : مال اجاره ای
leaseholder : اجاره دار، مستاجر، اجاره کننده
leaseholding, tenancy : اجاره داری
leasing : اجاره اعتباری
leasing company : شرکت لیزینگ
leasing revenue : درآمد اجاره
leasing versus buying : اجاره در مقابل خرید
least cost : کمترین هزینه
least cost production method : روش تولید با حداقل هزینه
least-cost combination : ترکیب کمترین هزینه
least-cost position : موقعیت کمترین هزینه
least-cost production : محصول کمترین هزینه
leave of absence with pay : مرخصی با استفاده از حقوق
ledger cards : کارت های (ماشینی) دفاتر
ledger sheet : برگ ماشینی دفتر کل
ledgerless book-keeping : دفترداری بدون دفتر معین
legal basis method : روش مبنای قانونی
legal bodies : نهادهای قانونی
legal considerations : ملاحظات حقوقی
legal cost : هزینه قانونی، هزینه دادرسی
legal counsel : شورای حقوقی
legal deposit : سپرده قانونی
legal documents : اسناد حقوقی (قانونی)
legal entity (or person), artificial person,legal entity : شخص (شخصیت) حقوقی
legal inspector′s (statutory examiner′s)checklist : چک لیست بازرس قانونی
legal inspector′s fee : حق الزحمه بازرس قانونی
legal interest : بهره قانونی
legal maximum reserve : حداکثر اندوخته قانونی
legal minimum reserve : حداقل اندوخته قانونی
legal note(s) (H.S.) : یادداشت قانونی (سیستم هماهنگ شده)
legal representation letter, lawyer′s letter : تاییدیه (وکیل / مشاور) حقوقی
legal requirements : الزامات قانونی
legal reserve account : حساب اندوخته قانونی
legal reserve funds : وجوه اندوخته قانونی
legal reserve insurance : بیمه اندوخته قانونی
legal reserve, required reserve, statutory reserve : سپرده ی قانونی، اندوخته قانونی
legal restriction : محدوددیت قانونی
legal right of set-off : حق تهاتر
legal settlement : تسویه قانونی
legal stage (state) : وضعیت حقوقی
legal status of deceased partner : وضعی حقوقی شریک فوت شده
legal status of new partner : وضعیت حقوقی شریک جدید
legal suit : دادخواست قانونی، تعقیب قضایی
legal transfer : نقل و انتقال رسمی اوراق بهادار
legal validity of shares : اعتبار قانونی سهام
legibility of documents : قابلیت خوانایی اسناد
legislate : قانون گذراندن
legitimate expense for tax : هزینه مشروع (مجاز) برای مالیات
legitimate method o.f costing : روش معقول (مشروع) هزینه یابی
lending securities : سهام استقراضی
lesee′s borrowing rate : نرخ استقراض برای اجاره کننده
lesee′s implicit interest rate : نرخ ضمنی سود تضمین شده برای اجاره کننده
lesee′s incremental borrowing rate : نرخ فرضی استقراض برای اجاره کننده
less developed country (LDC) : کشورهای کمتر توسعه یافته، کشورهای در حال توسعه
less than container load (LCL) : کمتر از ظرفیت کانتینر
lessee, tenant : مستاجر، اجاره کننده
lessen : کمتر کردن، کاستن از
lessor : اجاره دهنده، موجر
lessor accounting : حسابداری اجاره توسط اجاره دهنده (موجر)
letter dispatched book : دفتر نامه های صادره
letter of agreement, agreement,consent letter, letter of consent : موافقت نامه سرمایه گذاری
letter of awareness : اخطاریه
liquid reserve : ذخیره قابل نقد
liquidated asset : دارایی نقد شده
liquidated damages : خسارات نقدی
liquidating a partnership : انحلال شرکت تضامنی
liquidation costs : هزینه های تسویه
liquidation expense : هزینه تسویه
liquidation proceedings : اقدامات تسویه
liquidation value of assets : ارزش برچیدگی دارایی ها
liquidator, trustee in bankruptcy,equity receiver : مدیر تصفیه
liquidity crisis : بحران نقدینگی
liquidity of accounts : به نقد تبدیل کردن حساب ها
liquidity of assets : قابلیت نقدینگی دارائیها
liquidity of papers : قابلیت نقدینگی اوراق و اسناد
liquidity position : وضع میعان موقعیت نقدینگی
liquidity preferences : ارجحیت های نقدینگی
liquidity ratio (acid-test ratio; quick ratio) : نسبت سریع، نسبت آنی، نسبت های نقدینگی
liquidity risk : ریسک نقدینگی
list : فهرست کردن، لیست
list of accounts payable : صورت حساب های پرداختنی (بدهی ها)
list of accounts receivable : صورت حساب های دریافتنی (طلب ها)
list of accounts, chart of accounts,accounting manual : فهرست حساب ها
list of assets : صورت دارایی ها
list of creditors : صورت طلبکاران
list of debtors : صورت بدهکاران
list of doubtful debts : صورت بدهی های مشکوک الوصول
list of investments : صورت سرمایه گذاری ها
list of liabilities (debts) : صورت بدهی ها
list of prices : صورت قیمت ها، فهرست بها
list of rent received : صورت اجاره دریافتنی
list price, catalog price : قیمت مندرج در لیست، قیمت معین
listed bond : اوراق قرضه قابل معامله در بورس
listed company : شرکت پذیرفته شده در بازار بورس
listed investment : سرمایه گذاری در اوراق بهادار پذیرفته شده در بورس
listed option : برگ اختیار خرید یا فروش سهام که در بورس پذیرفته شده است.
listed security : اوراق بهادار / سهم (شرکت) پذیرفته شده در بورس
listed selling price : قیمت فروش طبق فهرست
listed shares : سهام پذیرفته شده (در بورس)
listed stock : سهام قابل معامله در بورس
listing of non-cash investment and financing activities : فهرست فعالیت های سرمایه گذاری و تامین مالی غیر نقدی
listing particulars : مشخصات شرکت متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار
listing requirements : شرایط پذیرش در بورس اوراق بهادار
litigation support : پشتیبانی، یا پشتوانه دادخواست
living expenses, cost of living : هزینه زندگی
loadable, executable, feasible : قابل اجرا
loading for contingencies : کارمدزی که بابت هزینه های احتمالی به حق بیمه اضافه می شود
loading space : فضای قابل بارگیری
loading the goods on ship : بارگیری کالا در کشتی
loan (at) with interest : وام بهره دار
loan amortization schedule : جدول استهلاک وام
loan charges : هزینه های وام (اخذ و استفاده وام)
loan commission : حق کمیسیسن وام
loan from partners : وام دریافتنی از شرکاء
loan guarantee scheme : طرح تضمین وام
loan interest, interest on loan : بهره وام
loan on deeds : وام تعهدی، وام با سند کتبی
loan on deposit : اعطای وام به وثیقه سپرده
loan on notes : وام در مقابل اسناد تجاری (سفته)
loan on stocks : وام (قرض) در مقابل سهام
loan on trust : وام شرافتی
loan position : وضعیت وام
loan position statement : صورت وضعیت وام
loan statement : صورتحساب وام
loan stock : سهام قرضه، سهام وام سرمایه
loan to capital ratio, capital structure ratio, debt-equity ratio : نسبت وام به سرمایه
loan to partners : وام پرداختی به شرکاء
loanable funds : وجوه قابل استقراض، وجوه وام دادنی
local purchase : خرید داخلی (محلی)
local safe keeping (LSK) : اوراق بهادار متعلق به مشتری
local sale : فروش داخلی
locus regit actum : اسناد تابع قوانین محل صدر
logical reasoning : استدلال منطقی
long established policy : سیاست دیرینه
long form auditor′s report long form report, long-term report : گزارش بلند (گزارش تفصیلی) حسابرس
long lasting plants : تاسیات با عمر بلندمدت
long lease : اجاره بلندمدت اهرمی
long lived assets : دارییهای بلندمدت
long lived intangible assets : داراییهای نامشهود بلندمدت
long position : خرید استقراضی
long run cash budget : بودجه نقدینه درازمدت
long run earnings : عایدات بلندمدت
long standing policy : سیاست (خط مشی) بلندمدت
long tail insurance : بیمه دنباله دار
long term (strategic) financial plans : برنامه های مالی بلندمدت (راهبردی)
long term asset, long-lived : دارایی بلندمدت
long term commitments : تعهدات بلندمدت
long term construction contracts : قراردادهای بلندمدت ساختمانی، قراردادهای پیمانکاری
long term debtors : بدهکاران بلندمدت
long term debts to net worth ratio : نسبیت بدهی بلندمدت به ارزش ویژه
long term forecast : پیش بینی درازمدت
long term investment : سرمایه گذاری بلندمدت
long term items : اقلام بلندمدت
long term lease : اجاره بلندمدت
long term liabilities : بدهی های دراز مدت
long term monetary assets : دارایی های بلندمدت پولی
long term notes payable : اسناد پرداختی بلندمدت
long term notes receivable : اسناد دریافتنی بلندمدت
long term obligations : تعهدات (بدهی های) بلندمدت
long term position : وضعیت بلندمدت
long term prepaid expenses : پیش پرداخت بلندمدت هزینه ها
long term recivables : حساب های دریافتنی بلندمدت
long term refundable deposits : سپرده های قابل استرداد دراز مدت
long term solvency : قدرت پرداخت تعهدات بلندمدت
longs : اوراق قرضه بلندمدت
loose leaf : کارت یا اوراق آزاد
loose leaf ledger : دفتر کل مجلد (اوراق جداشدنی)
lose : ضرر کردن، از دست دادن
loss : زیان، خسارت
loss (gain) on repossession : زیان (سود) ناشی از تملک مجدد
loss and gain = profit and loss : سوود و زیان
loss and gain account : حساب سود و زیان
loss area : منطقه زیان
loss assessment : ارزیابی میزان خسارت
loss carried forward, loss carryforward : زیان انتقال یافته به دوره های آتی
loss carry over : انتقال زیان به دوره های آتی
loss carryback : زیان انتقالی به دوره های قبل
loss contingency : زیان احتمالی
loss discount : تخفیف نقدی از دست رفته
loss from abnormal spoilage : زیان حاصل از ضایعات غیر عادی
loss from discontinued operations : زیان حاصل از عملیات متوقف شده
loss function : تابع زیان
loss marking operation : عملکرد زیانبار
sloss of chaim : فقدان غرامت، زیان نامعلوم
loss of value (or fall in value) : افت ارزش
loss on bad debt : ضرر حاصل از مطالبات سوخت شده
loss on contract : ضرر پیمان (ضرر مقاطعه)
loss on investment : ضرر سرمایه گذاری
loss on manufacture : انتقال کالا از واحد تولید به احد کالای ساخته شده به قیمتی کمتر از بهای تمام شده
loss on stocks : زیان موجودی ها
loss on stocks due to fall in price : زیان موجودی ها بر اثر سقو قیمت
loss payable endorsement : بیمه به نفع دیگران
loss per share : زبان هر سهم
loss ratio : نسبت زیان
loss relief : معافیت مالیاتی به دلیل زیان شرکت
loss reserve : اندوخته (جبران) زیان
loss units : آحاد محصول از دست رفته
lost capital : سرمایه از دست رفته
lost discount, cash sales discounts : تخفیفات نقدی فروش، تخفیف از دست رفته
lost usefulness (depreciation) : استهلاک یا از دست رفتن توان سوددهی دارایی
lost-dated papers : اوراق بهادار دراز مدت
lot acceptance sampling : نمونه برداری مورد قبول
lot size : مقدار سفارش
low coupon bonds : اوراق قرضه با بازده کم
low of cost and net realizable value rule : قاعده مبتنی بر اقل «بهای تمام شده» و «خالص ارزش بازیافتنی»
lower of cost or market (LCM) rule : قاعده اقل بهای تمام شده یا بازار
lower of cost or market price (value) : حداقل قیمت تمام شده یا قیمت بازار
lower of cost or market rule : قاعده اقل بهای تمام شه یا قیمت بازار
lower of cost or market valuation : ارزیابی براساس اقل قیمت تمام شده
lower precision : دقت پایین
lower precision limit : حد پایین دقت
lowest cost operation : عملکرد با کمترین هزینه
lucrative investment : سرمایه گذاری پر سود
lucrative profit opportunities : فرصت ها (امکانات) زیاد سوددهی
lump sum acquisition : تحصیل (خرید) به طور یکجا
lump sum compensation : غرامت مقطوع
lump sum contract : قرارداد مقطوع براساس قیمت کل کار
lump sum freight : هزینه حمل مقطوع
lump sum payment : پرداخت مبلغ (یکجا) مقطع
lump sum purchase : خرید (یکجا) مقطوع
lump sum sales : فروش دسته جمعی ، یکجا
lump-sum, indexing : مبلغ مقطوع کلا در یک مرحله به حساب هزینه بردن
machine hours : ساعات کار ماشین (آلات)
machine operating hours : ساعت کارکرد ماشین
machine operation cost : هزینه عملیات ماشین
machine rent charge (expense) : هزینه اجاره ماشین
machine set-up : آماده کردن کامپیوتر یا ماشین دیگر
machine time sheet (record) : برگ اوقات کار ماشین
machine times : اوقات کار ماشین
machine-hours method of depreciation : استهلاک به روش ساعت کار ماشین آلات
macro political risk : ریسک سیاسی در سطح کلان
macroeconomics : اقتصاد کلان
mail order business : کسب کار مکاتبه ای
mail order sale : فروش مکاتبه ای
mail transfer : حواله کتبی، حواله پستی
main credits : اعتبارات اصلی
main documentary credits : اعتباری اسنادی اصلی
main insured person : بیمه دشه اصلی
main product cost : هزینه تمام شده محصول اصلی
maintenance cost (expense) : هزینه تعمیر و نگهداشت
maintenance excess : سرمایه مازاد
maintenance lease : اجاره با تعمیر و نگهداری
maintenance of physical capital : نگهداشت سرمایه فیزیکی (مادی)
maintenance reserve : اندوخته تعمیر و نگهداری
major customer : مشتری عمده
major duties : تکالیف عمده
major effects : تاثیرات عمده
major expansion project : پروژه توسعه ای عمده
major sale : فروش عمده
majority equity holders, majority stockholders : صاحبان سهام اکثریت
majority interest : دارنده منافع بیشتر
majority shareholders : سهامداران اکثریت
majority shareholders′ vote : رای اکثریت صاحبان سهام
majority-owned subsidiary : واحد فرعی
make provision, forecast : پیش بینی کردن
maker (signatory) of promissory note : صادر کننده (امضاء کننده) سفته
malfeasance : مرتکب اشتباه شدن
malinvestment : سرمایه گذاری نامناسبی
malpractice insurance : بیمه خدمات حرفه ای در برابر اقداماتی قانونی
manage, administer : اداره کردن، اجرا کردن
managed (band) exchange rates : محدوده نوسان نرخ ارز
managed costs (expenses) : مخارج برنامه ریزی شده
management accounting guidelines (MAGs) : رهنمودهای حسابداری مدیریت
management accounting structure : ساختار حسابداری مدیریت
management advisory services : خدمات مشاوره مدیریت
management appraisal : ارزیابی مدیریت
management by objectives (MBO) : مدیریت براساس هدفها
management consuhing sernces : خدمات مشاوره مدیریت
management control system (MCS) : سیستم کنترل مدیریت، کنترل فرد
management discretion : نظریه با صلاحدید مدیریت
management expenses : مخارج مدیریت
management infonnation system (MIS) : سیستم اطلاعات مدیریت
management letter of representation : تائیدیه مدیریت
management of cash : اداره وجوه نقد
management override of internal controls : زیر پا گذاردن کنترل های داخلی
management ratios : نسبت های مدیریت
management representation : تاییدیه مدیریت، که مدیران به حسابرس ارائه می کنند
management responsibility : مسئولیت مدیریت
management science = operations research : تحقیق در عملیات، دانش مدیریت
management style : شیوه های مدیریت
management′s authority : اختیار مدیران
management′s discussion and analysis : تجزیه و تحلیل و نقطه نظرات مدیریت
management′s illegal acts : اقدامات خلاف قانون مدیران
manager′s compensation : حق الزحمه مدیر
manager′s fee : حق الزحمه مدیر
managerial compensation : حقوق و مزایای مدیریت
managerial control systems : سیستم های کنترل مدیریتی
managerial personnel : پرسنل اداره کننده
managerial systems : سیستم های مدیریت
mandatory labour, forced labour,compulsory labour : کار اجباری
mandatory saving : سپرده اجباری
manifest : اظهارنامه بار، شرح محموله
manifest (cargo) : بارنامه عمومی (هر نوع وسیله نقلیه)
manipulating the accounting records : حساب سازی
manipulation of accounts : حساب سازی
manner of combining interests : روش ترکیب منافع
manual accounting system : دستورالعمل سیستم حسابداری
manufacturing cost (expense), output cost, product cost : هزینه تولید (محصول)
manufacturing cost of finished goods : بهای تمام شده کالای ساخته شده
manufacturing cost of goods produced : هزینه ساخت، هزینه تولید کالای ساخته
manufacturing cost variance : مغایرت هزینه ساخت
manufacturing measure : معیار ساخت (تولید)
manufacturing process : مرحله ساخت، جریان ساخت (فرایند تولید)
manufacturing profit (or loss) : سود (یا زیان) تولید
manufacturing progresses : مراحل ساخت
rmanufacturing resource planning (MRP) : برنامه ریزی منابع تولیدی
manufacturing statement : صورت هزینه کالای ساخت شده
manuscript : دست نویس، نسخه اول
manuscript signature : امضای اصل
marcroeconomic factors : مولفه های اقتصاد کلان، متغیرهای کلان اقتصادی
margin of safety (MS) : حاشیه ایمنی
margin purchase : خرید اعتباری / نسیه
margin risk : ریسک از دست دادن سپرده
margin security : اوراق بهادار قابل خرید به صورت اعتباری
margm′ al analysis : تجزیه و تحلیل نهایی
marginal cash flow : گردش نهایی وجوه نقد
marginal cost : هزینه متغیر هر واحد تولیدی
marginal cost curve : منحنی هزینه نهایی
marginal cost equation : معادله هزینه نهایی
marginal cost function : تابع هزینه نهایی
marginal cost of capital (MCC) : هزینه نهایی سرمایه
marginal cost of production : هزینه نهائی تولید
marginal cost price : قیمت بر حسب هزینه نهائی
marginal cost pricing : قیمت گذاری برمبنای کل هزینه های متغیر
marginal costing, variable costing : هزینه یابی متغیر، هزینه یابی نهایی
marginal efficiency of investment : بازده نهایی سرمایه گذاری
marginal unit cost : بهای تمام شده احد کالای نهایی، بهای تمام شده یک واحد اضافی
marginal weights : ضرایب نهایی
marine insurance, sea insurance : بیمه دریایی
maritime insurance : بیمه دریایی
maritime survey : بازرسی دریایی
marked cheque, stamped cheque,enfaced check : چک ممهور ، چک مهر شده
marked shares : سهام ممهور ، سهام مهر شده
market analysis : تجزیه و تحلیل بازار، گزارش تحلیلی از بازار
market appraisal : سنجش بازار
market channels : مجاری بازار (توزیع)
market conditions : شرایط بازار
market discount function : تابع تنزیل بازار، کارکرد / نقش تنزیلی بازار
market expectation theory of the term structure : تئوری انتظارات بازار ساختار زمانی نرخ بهره
market forces : نیروهای بازار ، قدرت های بازار
market hours : ساعات کار بازار
market index of stock prices : شاخص بازار قیمت سهام
market interest rate : نرخ بازار بهره
market or sales value method : روش ارزش فروش یا بازار
market out clause : شرایط اضراری
market price list : فهرست قیمت های بازار
market price per share : قیمت بازار هر سهم
market rate of discount : نرخ بازار تنزیل
market rate of interest, market price per share : نرخ بهره در بازار
market rate of investment : نرخ بازار سرمایه
market research expense : هزینه برریس باززار
market research, market review,market survey : بررسی (تحقیق) بازار
market risk : ریسک بازار
market risk premium : صرف مخاطره بازار
market risk -return function : تابع ریسک و بازده بازار
market segmentation theory : تئوری بخش بندی بازار
market share : سهم بازار
market share variance : انحراف سهم بازار
market size : اندازه بازار
market size variance : انحراف اندازه بازار
market structure : ساختار بازار
market study : بررسی بازار
market tendency is falling : روند بازار رو به تنزل است
market tendency is upward : روند بازاررو به ترقی است
market tests : آزمون های بازار
market trust : بازارا انحصاری
market value method for investments : روش ارزش بازار سرمایه گذاری ها
market value of stock (goods) : ارزش بازاری کالا
market value ratios : نسبت های ارزش بازار
market value weights : ضرایب ارزش بازار
market-based price : قیمت بر پایه بازار
market-based transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی بر مبنای قیمت بازار
market-oriented enterprise activities : فعالیت های موسسات اقتصاد بازار
marketable asset : دارایی قابل فروش (در بازار)
marketable bonds : اوراق قرضه قابل دادوستد
marketable debt security : اوراق بهادار بدهی قابل خرید و فروش
marketable equity securities : اوراق سهام قابل داد و ستد
marketable goods : کالای قابل عرضه به بازار
marketable investment : سرمایه گذاری سریع المعامله در بازار
marketable securities, street securities,trading securities : اوراق بهادار قابل داد و ستد
marketable shares : اوراق سهام قابل داد و ستد
marketing & sales : بازاریابی و فروش
marketing and administrative expense : هزینه بازاریابی و اداری
marketing consultant : مشاور بازاریابی
marketing cost (expense) : هزینه بازاریابی
marketing cost variance : انحراف هزینه بازاریابی
mass customization : سفارش سازی انبوه
mass investment : سرمایه گذاری انبوه
mass market product : محصول پر فرو ش
mass production, large scale production : تولید انبوه
master accountant, senior accountant : حسابدار ارشد
master budget plan : طرح بودجه جامع
master budget volume : ظرفیت مورد انتظار، تعیین ظرفیت مورد انتظار واحد
master control account : حساب کنترل اصلی (در دفتر کل برای دفاتر فرعی)
master file : پرونده اصلی
master plan : برنامه کلان
master requisition : برگ درخواست از انبار
master schedule : برنامه زمانی کلان
master-budget utilization : استفاده از بودجه جامع
matching concept of cost and income : تضمین هزینه با درآمد
matching of cost with revenue : تطابق هزینه با درآمد
mate′s receipt : رسید کاپیتان کشتی
material goods : مواد، کالا، جنس، کالای مادی
material in process : مواد در جریان ساخت
material in transit : مواد در راه
material issued : مواد صادره
material issued to product : مواد صادره جهت تولید
material misstatement : نادرست نمایی، تحریف عمده، تحریف با اهمیت
material omission : تقلب به صورت حذف تحریف با اهمیت
material on site : مواد و مصالح پای کار
material purchase price variance : انحراف نرخ خرید مواد اولیه
material quantity variance = material usage variance : انحراف مصرف مواد
material related cost : هزینه مربوط به مواد
material requisition, material requisition form, material requisition record : برگ دادخواست مواد
material returned to store : مواد برگشتی به انبار
material returned to supplier : مواد برگشتی به عرضه کننده
material specifications : خصوصیات مواد
material spoilage : ریخت و پاش مواد
material transfer note : سند انتقال مواد
material usage : مصرف مواد
material usage variance : انحراف مصرف مواد
material weakness : ضعف با اهمیت، نقاط ضعف عمده
material weakness in internal control : ضعف با اهمیت در سیستم کنرل داخلی
materially misstated : به طور با اهمیت تحریف شده، تحریف عمده
materials : مواد
materials and services : مواد و خدمات
materials and supplies inventory : انبار مواد خام و ملزومات
materials control : کنترل مواد
materials cost : بهای تمام شده مواد اولیه
materials inventory warehouse : انبار مواد خام
materials issued : صدور مواد
materials issued analysis sheet : برگ مشخصات ریز مواد
materials issued at an inflated price : مواد صادره به قیمتی بیش از قیمت خرید
materials issued in excess of requirements : مواد صادره زائد بر احتیاج
materials mix vdriance : انحراف ترکیب مواد
materials purchase budget : بودجه خرید مواد
materials quantity variance : انحراف مصرف مواد، واریانس کمیت مواد
materials requirements planning (MRP) : برنامه ریزی مواد اولیه مورد نیاز
materials requisition : انحراف مصرف مواد، واریانس کمیت مواد
materials requisition (stores issue note;stores requisition) : درخواست مواد (از انبار)
materials usage budget : بودجه مصرف مواد
materials usage variance : انحراف مورد مواد
materials yield variance : انحراف بازده مواد
maternity benefits : مزایای ایام استراحت بارداری
matured claims : مطالبات سررسیده
maturity basis : مبنای محاسبه
maximize return on investment : به حداکثر راندن بازده سرمایه گذاری
maximize investment : سرمایه گذاری حداکثر
maximum and minimum stock : حداکثر و حداقل موجودی در انبار
maximum pensions : حداکثر مستمری ها
maximum price, highest price : قیمت ماکزیمم (حداکثر)
maximum stock : موجودی حداکثر
maximum stock level holding : حداکثر سطح نگهداری موجودی
maximum transfer price : بالاترین قیمت انتقالی
mean estimation : برآورد میانگین
mean per unit estimator : برآورد میانگین در هر واحد
mean-per-unit measurement : اندازه گیری (برآورد) میانگین هر واحد
means : وسایل
means of clearing : وسائل (اسناد) واریز و تسویه
means of control : ابزارهای کنترل
means of entry : وسیله ثبت در دفتر
means of payment : وسائل پرداخت
means of transportation : وسایل حمل و نقل
measurability : قابلیت اندازه گیری
measure : سنجیدن، اندازه گرفتن
measure unit : واحد اندازه گیری
measured goods : کالای اندازه گیری شده
measurement attributes : خاصه های اندازه گیری
measurement concept : مفهوم اندازه گیری
measurement date : تاریخ محاسبه
measurement in terms of money : اندازه گیری در قالب پول
measurement of revenue : اندازه گیری درآمد عملیاتی
measurement process : فرایند اندازه گیری
measurement, evaluation : سنجش یا اندازه گیری
measures of dispersion : معیارهای پراکندگی
measuring unit : واحد اندازه گیری
mechanized accounting system : سیستم حسابداری ماشینی
mechanized accounts : حساب های مکانیزه
medical insurance : بیمه درمانی
medium-size company : شرکت متوسط
medium-term forecast : پیش بینی میان مدت
member of the association of accounting technicians (MAAT) : عض انجمن تکنسین های حسابداری انگلستان
member′s entrance fee : حق ورودیه عضو
members of the household : افراد خانوار
members′ voluntary . Liquidation (members′ voluntary winding-up) : انحلال به درخواست سهامداران شرکت
memorandum of association : اساس نامه
merchandise : کالای تجاری، موجودی کالا
merchandise advance : پیش پرداخت کالا
merchandise in transit : کالای بین راه
merchandise inventory : موجودی کالا
merchandise turnover = inventory turnover : (دفعات) گردش موجودی کالا، دوره گردش موجودی کالا
merchant books : دفاتر تجاری
merchant wholesaler : عمده فروش
merchant, businessman, t];ader : بازرگان، تاجر
merger reserve : ذخیره ادغام
message switching : مبادله پیام یا اطلاعات
method of accounting for treasury stock : روش حسابداری سهام خزانه
method of measurement : روش اندازه گیری
method of pricing goods dispatched : روش قیمت گذاری محصول ارسالی
method, policy, procedure, system : روش
methods of absorbing overhead : روش های جذب سربار
methods of allocation : روش های تخصیص
methods of judging efficiency : روشهای تشخیص کارائی
meticulous calculation : محاسبه بسیار دقیق
min-based system pricing : سیستم قیمت گذاری تحویل کارخانه
mineral rescnes : ذخایر معدنی
mineral resources : منابع معدنی
mineral rights : حق بهره برداری از معادن
minimization of cost : حداقل کردن بهای تمام شده
minimum benefits : حداقل مزایا
minimum initial investment : حداقل سرمایه گذاری اولیه
minimum level of cash : حداقل سطح موجودی نقدد
minimum level of cash holding : حداقل سطح نگهداری موجودی نقد
minimum old age pension : حداقل مستمری بازنشستگی
minimum pension : حداقل مستمری
minimum transfer price : کمترین قیمت انتقالی
minimum wage legislation : قانون حداقل دستمزد
ministry of commerce : وزارت بازرگانی
ministry of cooperative : وزارت تعاون
ministry of economic and finance : وزارت امور اقتصادی و دارائی
ministry of finance : وزارت دارایی
ministry of industry : وزارت صنایع
ministry of labor and social affairs : وزارت کار و امور اجتماعی
minor accountant, auditor, accountant assistant : کمک حسابدار (حسابدار جزء)، کمک حسابدار
minor defects : نقائص جزئی
minority active investment : سرمایه گذاری فعال اقلیت
minority holders : صاحبان اقلیت
minority inactive investment : سرمایه گذاری غیر فعال اقلیت
minority interest income : سود سهامداران اقلیت
minority of shareholders : اقلیت صاحب سهام
minority shareholders′ right (mterest) : حقوق صاحبان سهام اقلیت
minority sharebolders, minority stockholders : صاحبان سهام اقلیت
mint(ing) house : ضرابخانه
mintage, seigniorage : حق الضرب
minus tick : کاهش قیمت
minute book of board of directors : دفتر خلاصه مذاکرات هیات مدیره
minutes of directors, minutes of board of directors : صورت جلسات هیات مدیره
minutes of general meeting : صورت جلسات مجمع عممومی
misapplication : بکارگیری نادرست
misappropriation : استفاده نادرست، حیف و میل، تخصیص نادرست (در حسابداری دولتی)
misappropriation on wages : اختلاس دستمزد
miscalculate : اشتباه حساب کردن
miscalculation : محاسبه غلط
miscellaneous : متفرقه
miscellaneous asset : دارایی متفرقه
miscellaneous control account : حساب کنترل مخارج متفرقه
miscellaneous expense, other expense : هزینه متفرقه
miscellaneous revenue : درآمد متفرقه (کم اهمیت)
miscellanous bank charge : هزینه متفرقه بانکی
miscellanous income : درآمد متفرقه (کم اهمیت)
misclassification : طبقه بندی نادرست
misconduct : سوء اداره
miscount : بد شمردن (بدحساب کردن)
misfeasance : استفاده نادرست، حیف و میل، تخصیص نادرست (در حسابداری دولتی)
misinterpretation : تفسیر نادرست، سوء تعبیر
misleading : گمراه کننده، گمراه کردن
misleading financial statements : صورت های مالی گمراه کننده
mismatching of cost with revenue : عدم تطابق دقیق هزینه ها با درآمد
mispriced securities : اوراق بهادار درست قیمت گذاری نشده
misquote : اشتباه مظنه کردن
misrepresentation : اظهاریه دروغین، القاء شبهه، قلب حقیقت، بیان کاذب
missdemeanour : گناه تقصیر
missed discount : تخفیف از دست رفته
missed income, lost revenue : درآمد از دست رفته
missed revenue : عایدی از دست رفته
missing asset : دارایی مفقود (ناپیدا)
missing documents : اسناد و مدارک مفقود شده
missing links : حلقه های مفقوده
missing the market : از دست دادن بازار
mission statement : بیانیه رسالت ها و اهداف کلان
misstated items : اقلام تحریف شده
misstatement : ارائه نادرست، تحریفات
misstatement bounds : حدود بالا و پایین
misstatements of facts : تحریف حقایق
misunderstanding : سوء تفاهم، درک نادرست
misuse of public funds : القاء شبهه، قلب حقیقت، بیان کاذب، بیان خلاف واقع
mixed cost : هزینه مختلط، هزینه های نیم متغیرر
mixed cost formula method : روش فرمول هزینه مختلط
mixed cost items : اقلام مختلط بهای تمام شده
mode of transportation : شیوه و روش حمل و نقل
moderate priced goods : کالای با قیمت معقول
modification of books of accounts : تغییر شکل دفاتر حساب
modification of terms : تعدیل شرایط
modified accelerated cost recovery system : سیستم تعدیل شده بازیافت سریع بهای تمام شده
modified accrual basis : روش تعهدی اصلاح شده
modified auditor′s report : گزارش تعدیل شده حسابرس
modified books (ledgers) : دفاتر تغییر شکل داده
modified cash basis : مبنای نقدی تعدیل شده، روش نقدی اصلاح شده
modified historical cost accounting system : سیستم بهای تمام شده تاریخی تعدیل شده
modified treasury stock method : روش تعدیل شده سهام خزانه
molding forces : شکل دهنده ها
monetarist : طرفدار نظریه پول
monetary asset : دارایی پولی
monetary assumption : فرض واحد پولی، فرض ثبات واحد پولی
monetary authorities : مقامات پولی
monetary cash·basis accounting : حسابداری نقدی تعدیل شده
monetary compensation : پاداش پولی
monetary current asset : دارایی جاری پولی
monetary current liabilities : بدهیهای جاری پولی
monetary errors : اشتباه در ثبت
monetary gain or loss : سود و زیان پولی
monetary incentives : انگیزه های پولی
monetary measure allocation : تخصیص براساس معیار پولی
monetary measurement convention : اصل محاسبه اقلام پولی
monetary reserve(s) : اندوخته (های) پولی
monetary risk : مخاطره پولی
monetary stock : موجودی پولی
monetary system : سیستم پولی
monetary transactions : مبادلات پولی
monetary unit assumption : فرض (ثبات) واحد پولی
monetary unit sampling : نمونه گیری براساس واحد پول
monetary working capital adjustment : تعدیل سرمایه در گردش پولی
monetary working capital adjustment : تعدیل سرمایه در گردش پولی
monetization of debts : تبدیل به پول کردن دیون
money center banks : بانک های بزرگ جهانی
money cost : هزینه نقدی (پولی)
money interest : بهره نقدی
money measurement : واحد اندازه گیری بر حسب پول
money order, transfer (money),remittance : حواله پول / حواله وجه واگذاری
money rate of interest : نرخ پولی بهره (نرخ نقدی بهره)
money spread : شکاف قیمتی
money stock : حجم پول
money supply : عرضه پول
money tenns : ارزش پولی
money wages : دستمزد نقدی (پولی)
moneyed resources : منابع پول نقد
monopolies and mergers commission : کمیسیون انحصارها و ادغام ها
monopolist : انحصارگر
monopolistic : انحصاری
monopolistic competition : رقابت انحصاری
monopolistic right, franchise, exclusive right : حق انحصار
monopsony : بازار در انحصار خریدار
monotonous application of cost : سرشکنی (تسهیم) یکنواخت هزینه
monotonous auditing : حسابرسی یکنواخت
monthly closing date : تاریخ بستن ماهیانه حسابها
monthly closing entry : ثبت اختتامی ماهانه
monthly physical count : شمارش فیزیکی ماهانه، انبارگردانی ماهانه
monthly posting : نقل ماهانه (ارقام یا مانده حساب)
monthly salary : حقوق ماهیانه
monthly wages worker : کارگرد مزدبگیر ماهانه
moratorium, usance : مهلت، تمدید قرارداد، مهلت پرداخت بدهی
moratory interest, late interest : بهره دیرکرد
mortal asset : دارایی از بین رونده (فناپذیر)
mortality of asset : فناپذیری دارایی
mortality of stock : فناپذیری موجودی کالا
mortgage notes : اسناد وثیقه
mortgaged asset : دارایی رهنی (به رهن گذاشته شده)
mosaqat : مساقات (عقد مساقات)
motivational cost : میانگین متحرک
motor vehicles : وسایل نقلیه موتوری
movable property = movables : اموال منقول
moving average process : فرایند مبتنی بر میانگین متحرک
moving budget = continuous budget : بودجه متغیر
moving expense : هزینه جابه جایی
multi programming systems : سیستم های چند برنامه ای
multi-alternative decision : تصمیم بین چند گزینه
muhi-shift : چند نوبتی
muhi-shift work : کار چندنوبتی
multi-stage consolidation : تلفیق چند مرحله ای
multi-step income statement : صورت سود و زیان چند مرحله ای
multilateral transport : حمل و نقل چند منظوره
multiphase sampling : نمونه گیری چندگانه
multiple breakeven points : وجود چند نقطه سر به سر
multiple costing : هزینه یابی مرکب (چند محصول)
multiple currency system : نظام چند نرخی ارز
multiple relationships : روابط چندگانه
multiple sampling : نمونه گیری چندگانه
multiple services : خدمات چندگانه
multiple solution rates : نرخ های بازده متعدد
multiple step income statement : صورت سود زیان چند مرحله ای
multiple tariff system : سیستم تعرفه متعدد
multiple-step format : شکل چند مرحله ای
multiplied by number of insured years : ضربدر سنوات حق بیمه
multiplier principle of investment,investment multiplier : ضریب افزایش سرمایه گذاری
multipurpose testing : آزمون چند منظوره
multistage sampling : نمونه گیری چند مرحله ای
mutual fund custodian : امانت دار
mutual investment : سرمایه گذاری متقابل
mutual investment funds : وجوه سرمایه گذاری متقابل
named port of destination : بندر مقصد مشخص
named port of shipment : بندر مشخص برای حمل
named vessel : کشتی مشخص
narrowing the spread : کاهش حاشیه سود
national auditing standards : استانداردهای ملی حسابرسی
national commission on fraudulent financial reporting : کمیسیون ملی رسیدگی به تقلب در گزارش های مالی
national expenditure, national cost (expense) : هزینه ملی
national income, social income : درآمد ملی
natural interest : بهره عادی، بهره معمولی
natural interest rate : نرخ بهره طبیعی
natural person : شخص حقیقی
nature of inventories : ماهیت موجودی ها
near cash : شبه نقد
necessity, requirements : ضرورت، وجوب
negative assurance : اطمینان منفی، اظهارنظر منفی حسابرس در مورد صورت های مالی صاحب کار
negative balance / adverse balance : مانده منفی
negative cash flow : جریان نقدی منفی
negative interest : بهره منفی
negative pledge clause : شرط عدم در رهن گزاردن دارایی
negotiable assets : داراییهای قابل معامله (قابل انتقال)
negotiable certificate of deposit : گواهی سپرده بانکی قابل معامله
negotiable papers : اوراق و اسناد قابل انتقال
negotiable securities : اوراق بهادار قابل معامله
negotiable warehouse receipt : رسید انبار قابل معامله
negotiated transfer pricing : قیمت گذاری توافقی انتقالات داخلی
net advantages : مزایای خالص
net application of funds : خالص مصارف وجوه
net asset : خالص دارایی ها، ارزش ویژه
net asset value : خالص ارزش داراییها
net asset value (NA V) : خالص ارزش دارایی
net avails : خالص مبلغ
net borrowings : خالص وام ها
net cash : خالص وجوه نقد
net cash currency : نقد خالص ارزی
net cash flow : گردش خالص وجوه نقد
net current assets : خالص دارائی های جاری
net current replacement cost : خالص ارزش جاری جایگزینی
net domestic product : تولید خال داخلی
net export of goods and services : خالص صادرات کالا و خدمات
net funds : خالص منابع, خالص وجوه
net identifiable assets : خالص داراییهای قابل شناسایی
net interest, pure interest : بهره خالص
net investment : خالص سرمایه گذاری
net lease : اجاره خالص
mit liquid assets : خالص دارایی های نقد شدنی
net loss : زیان خالص ، زیان ویژه
net monetary assets : خالص دارائی های پولی
net monetary items : خالص اقلام پولی
net operating loss : خالص زیان عملیاتی
net payment of sa1ary : خالص پرداخت حقوق
net present value (NPV) : خالص ارزش فعلی
net worth to fixed assets ratio : نسبت ازش ویژه به دارایای های ثابت
next in first out (NIFO) : اولین صادره از وارده آتی (بعدی)
night shift : نوبت کار شب
nil paid shares : سهام بدون پرداخت
nominal capital, authorized capital,authorized capital stock : سرمایه اسمی (مجاز)، سرمایه ثبت شده
nominal damages : خسارت صوری
nominal interest rate : نرخ بهره اسمی، نرخ بهره اعلام شده
nominal interest, stated interest : بهره اسمی
nominal rate (of interest) = coupon rate : نرخ بهره اسمی یا اعلام شده
nominal share capital : سرمایه ثبت شده
nomination of directors : کاندیدا شدن مدیران
nomination of inspectors : کاندیدا شدن بازرسان قانونی
non cash asset : دارایی غیر نقد
non convertible preferred stock : سهام ممتاز غیر قابل تبدیل
non current liabilities : بدهی های غیر جاری
non interest bearing loan, non - interest loan, interest free· loan, loaned flat : وام بدون بهره
non tariff barriers : موانع غیر تعرفه ای
non value added operations (activities) : عملیات فاقد ارزش افزوده
non voting stocks : سهام بدون حق رای
non-adjusting event : رویداد غیر اصلاحی، وقایع غیر تعدیلی
non-audit services : خدمات غیر حسابرسی
non-audited financial statements,unaudited statements : صورت های مالی حسابرسی نشده
non-business day : روز غیر کاری
non-cash activities : فعالیت های غیر نقدی
non-cash contnbution,contribution -in -kind : آورده غیر نقدی، سرمایه گذاری غیر نقدی
non-cash cost (expense, expensediture) : هزینه غیر نقدی
non -cash items : اقلام غیر نقدی
non -commercial establishment : موسسه غیر تجاری
non -commercial pr.ofit oriented establishment : موسسه غیر تجاری انتفاعی
non-controllable costs (expenses) : مخارج غیر قابل کنترل
non -convertible preferred stock : سهام ممتاز غیر هزینه قابل تبدیل
non-current asset : دارایی غیر جاری
non-delinsilile L/C : اعتبار اسنادی غیر قابل تقسیم
non -depreciable assets : داراییهای استهلاک ناپذیر
non -distributable reserve : اندوخته غیر قابل توزیع (غیر قابل تقسیم)
non-equity share : سهام با حقوق محدود
non-essential loan : وام غیر ضروری
non-fund items : اقلام غیر مرتبط با وجوه
non-homogenous financial data : اطلاعات مالی ناهمگن
non-profit organizations (company) : موسسات، سازمان های غیر انتفاعی
non-recurring cost (expense) : هزینه غیر مستمر
non-recurring income, perquisite : درآمد غیر مستمر
non-recurring items : اقلام غیر تکراری
non-resident : غیر ساکن، ساکن نبودن در یک کشور
non-returnable containers : ظروف غیر قابل برگشت
noncancelable lease agreement : قرارداد اجاره غیر قابل فسخ
noncash assets : دارایی های غیر نقد
noncash compensation : حقوق و مزایای غیر نقدی
nonhomogenous events : رویدادهای ناهمگن
nonmonetary items, non-monetary items : اقلام غیر پولی
nonmonetary transactions : معامله غیر پولی
nonmonetary transfer : مبادله غیر پولی
nonoperating gain and loss : سود و زیان غیر عملیاتی
nonsufficient fund check : چک بلامحل، چک برگشت شده به علت کسر موجودی
nontariff measures (NTMs) : اقدامات غیر تعرفه ای
nontariff trade barriers : موانع تجاری غیر تعرفه ای
normal (wastage-spoilage), abnormal spoilage (wastage) : ضایعات غیر عادی
nonnal conditions : شرایط عادی
normal financing principles : اصول معاملات دو جانبه (دو کشور)
normal hours of work : ساعات عادی کار
normal idle times : اوقات بیکاری عادی
normal labor hours, idle hours : پساعات بیکاری
normal shrinkage (spoilage) : آبرفتگی عادی، ضایعات عادی
normal waste : ضایعات عادی
norminal cost : هزینه اسمی
norrnin,al rate of interest : نرخ اسمی بهره
notary public, registry : محضر، دفتر اسناد رسمی، دفترخانه
note receivable discounted : سند دریافتنی تنزیل شده
notes of meetings : صورتجلسات
notes paid : اسناد پرداختی
notes payable account : حساب اسناد پرداختنی
notes payable, bills payable, documents payable : اسناد پرداختنی
notes receivable : اسناد دریافتنی
notes receivable account : حساب اسناد دریافتنی
notes receivable discounted : اسناد دریافتنی تنزیل شده
notes register : دفتر ثبت اسناد
notes to financial statements : یادداشت های پیوست صورت های مالی
notes to the balance sheet : یادداش های پیوست ترازنامه
notes, documents : اسناد (اسکناس ها، سفته ها)
notes, securities, valuable bi]ls : اوراق بهادار قابل معامله
notesunsecured : اوراق بدون وثیقه (بدون تضمین)
notorious-ill named partner : شریک بدنام
number of days of sickness : تعداد روزهای بیماری (بیمه شده)
number of dependents : تعداد افراد تحت تکفل (بیمه شده)
numerical scale point for importance : ضریب کمی اهمیت، ضریب مقداری اهمیت
object (objective) statement : صورت وضعیت موضوعی
object classification of cost : طبقه بندی موضوعی هزینه
objective classification : طبقه بندی عینی (هزینه ها)
objective measurability : قابلیت اندازه گیری عینی
objective professional judgement : قضاوت حرفه ای بی طرفانه
objective test : آزمون عینی
objectives of financial reporting : اهداف گزارشات مالی
objectives of financial statements : اهداف صورت های مالی
objects clause : اهداف صورت های مالی، بند مربوط به هدف تشکیل سازمان
obligations.and duties : تعهدات و ظایف
obligations incurred : تعهدات انجام شده
obligations outstanding : تعهدات معوق
obligations under capital lease : تعهدات اجاره سرمایه ای
obligatory decrease of capital, oblicatory event : کاهش اجباری سرمایه
obscure : کدر کردن، تیره و تار ساختن
observance evidence : شواهد مشاهده شده
observation : مشاهده
observation frequency : فراوانی مشاهده شده
observation test : آزمون مشاهدات
observe : مشاهده کردن، رعایت کردن
obsolence : فرسودگی (کهنگی)، نابابی
obsolescence : نایاب یا منسوخ شدن، نابابی
obsolescent, obsolete : ناباب، از مد افتاده
obsolete stocks (product) : موجودی غیر مستعمل (متروک)
occupancy expense : هزینه اشغال فضا
occupational accidents : حوادث شغلی، حوادث ناشی از کار
occupational discase : بیماری شغلی، بیماری ناشی از کار
occupational pesion scheme : برنامه بازنشستگی کارکنان
occupational safety : حفاظت کار
occured items : اقلام ایجاد شده
occurrence and existence : وقوع معامله و وجود مال
of relative cost : ضریب هزینه نسبی
off balance sheet items : اقلام زیر ترازنامه
off balance sheet risk : ریسک تامین مالی خارج از ترازنامه
off risk : خالی از خطر، بدون ریسک
off-setting : تهاتر، پایاپای
off-setting asset account : حساب کاهنده دارایی
off-setting error : اشتباه متقابل، اشتباه جبرانی
off-shore : دور از کرانه، مقابل ساحل، واقع در فلات
offer, propose : پیشنهاد کردن، تعارف کردن، عرضه
office furniture and fixtures : اثاثیه و لوازم اداری
office hours : ساعات اداری
office of destination : فتر گمرکی مقصد
office of paying master : دفتر رئیس پرداخت
office supplies : ملزومات اداری
officers of a company : مدیران و مقامات ارشد یک شرکت
official discount rate : نرخ رسمی تنزیل
official list : فهرست رسمی
official, administrative : رسمیف اداری
officials, responsibilities : مسئولین، مقام های رسمی