آموزش حسابداری بازرگانی خارجی(اعتبارات اسنادی) یکی از موارد مهم و پیچیده در رشته حسابداری ...
کتاب حسابداری تسعیر ارز به زبان ساده و آموزش آن با نرم افزارهای حسابداری به آموزش حسابداری ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت فیلم‌ آموزش حسابداری حقوق و دستمزد با اکسل و نرم ...
فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست مالیات بر‌حقوق با نرم افزار( با   نسخه جدید نرم افزار سازمان ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت فیلم‌ آموزش حسابداری حقوق و دستمزد با اکسل و نرم ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت نرم افزار‌تبدیل‌اکسل‌به‌VCF کاناز(انتقال و ذخیره شماره های ...
سایت کاناز فیلم‌آموزش نحوه ارسال معاملات فصلی(آموزش معاملات فصلی) موضوع ماده 169 قانون مالیات ...
افزونه(Add-In) تبدیل تاریخ کاناز برای اکسل یکی دیگر از سری نرم افزارهای کاربردی سایت کاناز ...
نرم افزار متااستاک جهت انجام تحلیل تکنیکال بورس و همچنین سهام استفاده می شود. می توان گفت نرم ...
نرم‌افزار حقوق و دستمزد ﮐﺎﻧﺎﺯ نرم افزاری جامع و کامل می باشد که در عین سادگی، کارایی آن بالاست ...
سایت کاناز اسپید اقدام به تهیه فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست بیمه با نرم افزار و سامانه آنلاین ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت نرم افزار ارسال ایمیل انبوه(تبلیغاتی) کاناز را تهیه و آماده ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت  نرم افزار ارسال مطلب اتوماتیک به کانال تلگرام(کاناز) نسخه ...
سایت کاناز اسپید اقدام به تهیه نرم افزار حذف و اصلاح نیم فاصله از فایل ورد(WORD) کرده ...
نرم افزار استخراج ایمیل و موبایل ژالان ابزاری قدرتمند برای استخراج آدرس ایمیل ها و شماره ...
تماس با سید مصطفی هاشمی

دیکشنری هوشمند تخصصی آنلاین حسابداری، حسابرسی، بورس و اقتصاد کاناز

لغت :
نوع ترجمه:

ترجمه انگلیسی به فارسی لغت: s


نتایـــج جستجــــو:

abridged statement : صورتحساب مختصر
absconding debtor : بدهکار فراری (برای فرار از دین)
absive tax shelter : سپر مالیاتی نامشروع، طفره رفتن از پرداخت مالیات
absolute from liability : برائت ذمه شدن
absolute bill of sale : انتقال مالکین کالا، به صورت مطلق
absolute certification : گواهی مطلق
absolute difference : تفاوت مطلق
absolute efficiency : کارآیی مطلق
absolute error : خطای مطلق
absolute insolvency : توقف کامل
absolute liability : بدهی مطلق
absolute priority : تقدم مطلق (طلبکار یا صاحب سهم در وصول طلب)
absolute priority rule : قاعده اولویت منطق
absolute risk aversion : ریسک گریزی مطلق
absolute value : قدر مطلق، ارزش مطلق
absolve from an obligation : از تعهدی بری الذمه شدن
absorb : جذب کردن (به معنی اعم کلمه)
absorbed cost : هزینه جذاب شده
absorbed lost units : زیان غیر عادی آحاد محصول
absorbed overhead, applied overhead : سربار جذب شده
absorbtion of cost (expense) : جذب هزینه
absorption account : حساب جذبی یا حذف شونده
absorption cost system : سیستم هزینه یابی جذبی
absorption costing : هزینه یابی جذبی (هزینه یابی کامل)
absorption rate (overhead absorption rate; recovery rate) : درصد جذب سربار، نرخ جذب سربار
absorption-costing (full-costing) income : سود هزینه یابی جذبی (هزینه یابی کامل)
abstract : خلاصه حساب، چکیده، خلاصه مقاله
abstract a voucher (to) : سندی (روزنامه ای) را خلاصه کردن
abstract of account : خلاصه حساب
abstract of title, title deed : سند مالکیت، استعلام ثبتی
abstract of transactions : خلاصه معاملات
abstracted voucher : سند روزنامه خلاصه
abusive tax shelter : سپری برای فرار از مالیات
academy of accounting historians : آکادمی (فرهنگستان) مورخین حسابداری
accelerated cost recovery system(ACRS) : سیستم بازیافت سریع هزینه (یا بهای تمام شده)
acceptable audit risk (AAR) : ریسک قابل پذیرش حسابرسی
acceptable level of beta risk : سطح قابل پذیرش خطر بتا
acceptable risk of assessing control risk too low (ARACR) : ریسک قابل پذیرش، برآورد ریسک کنترل در سطح بسیار پایین
acceptable risk of incorrect acceptance (ARIA) : ریسک پذیرش نادرست
acceptable risk of incorrect rejection (ARIR) : ریسک رد نادرست
acceptable wastages : ضایعات قابل قبول
acceptance commission : کارمزد پذیرش
acceptance sampling : نمونه گیری قابل قبول، نمونه گیری تخمینی
acceptance supra protest (acceptance for honour) : قبولی یا پرداخت برات پس از نکول (واخواهی)
accepted accounting practices : روش های اجرایی پذیرفته شده حسابداری
access time : زمان دسترسی به اسناد
accessing controls : کنترل های دسترسی
accessions tax : مالیات بر اقلام اهدایی
accident insurance : بیمه حادثه، بیمه تصادف
accommodation bill (note, paper) accommodation draft, windbills, kite : پشت نویسی، ضمانت، برات سازشی / دوستانه
accommodation endorsement : تضمین سند، ظهرنویسی دوستانه
accommodation purchase : خرید کالا برای دیگری
accompany statements : صورت های مالی همراه
accomplishment : اتمام، انجام، کارکرد و دستاورد
accord and satisfaction : تامین رضایت طبق قرارداد
account analysis expense : تجزیه و تحلیل حساب های هزینه
account categories : سرفصل حساب ها
account detail(s), breakdown : ریز حساب
account form balance sheet : ترازنامه به شکل حساب
account of expenses : حساب مخارج
account of goods purchased : حساب کالای خریداری شده
account of goods sold : حساب کالای فروخته شده
account settling, account stated : مفاصا حساب
account statement : صورت حساب
account summary : خلاصه حساب
account′s code : کد حساب، شماره حساب
account′s report : گزارش حسابداری
accountability section (unit) : واحد ذی حسابی
accountable events (condition) : شرایط معامله
accountable person : کسی که مسئولیت پاسخگویی بر عهده دارد
accountable, accountable, person : ذی حساب (جواب ده حساب)، پاسخگو، مسئول حساب
accountancy bodies : نهادهای حسابداری
accountant powers : اختیارا ت حسابدار
accountant responsibilities : مسئولیت های حسابدار
accountant′s fee : حق الزحمه حسابدار
accountant′s license (certificate) : پروانه حسابداری، گواهینامه حسابداری
accountants group (team) : گروه حسابداری
accountants′ duties : وظایف حسابداران
accountants′ index : کتابنامه حسابداران
accountants′ report : گزارش حسابداران
accountants′ society : جامعه حسابداران
accounting and auditing enforcement releases : اطلاعیه هایی در اجرای ظوابط حسابداری و حسابرسی
accounting and review services (ARS) : خدمات بررسی و حسابداری
accounting as an ideology : حسابداری به عنوان یک مکتب(ایدئولوژی)
accounting aspects : جنبه های حسابداری
accounting assessor : ارزیاب حسابداری
accounting assumption : مفروضات حسابداری
accounting bases : مبانی حسابداری
accounting construction : ترکیب(ساختار)حساب ها
accounting conventions : توافق های حسابداری،میثاق های حسابداری
accounting curved transaction : جریان نموداری عملیات حسابداری
accounting cusshion : هموارسازی سود
accounting earnings : سود(عایدات)حسابداری
accounting entity assumption : فرض شخصیت حسابداری
accounting estimatation or assessment accounting : برآورد حسابداری
accounting exposure = translation exposure : ریسک ناشی از تبدیل دارایی ها و بدهی های یک ترازنامه به ارز خارجی
accounting expression : عبارت حسابداری
accounting figures : ارقام حسابداری
accounting files : پرونده حسابداری
accounting for lease : حسابداری اجاره
accounting for leased assets : حسابداری دارایی های استیجاری
accounting for pension plans : حسابداری طرح های بازنشستگی
accounting for public interest (API) : حسابداری برای تامین منافع عموم
accounting for replacement investments : حسابداری سرمایه گذاریهای جایگزینی
accounting general principles : اصول کل حسابداری
accounting gimmicks or tricks : ترفندها یا حیله های حسابداری
accounting guidelines : رهنمودهای حسابداری
accounting information system (AIS) : سیستم اطلاعاتی حسابداری
accounting management principles : اصول مدیریت حسابداری
accounting measurements, accounting standards : معیارهای حسابداری،اندازه گیری حسابداری
accounting methods : شیوه های حسابداری، روش های حسابداری
accounting postulate principle : اصل موضوع حسابداری
accounting postulates : مفروضات حسابداری،اصول مسلم حسابداری
accounting principles : اصول حسابداری
accounting principles board (APB) : هیئت اصول حسابداری بریتانیا
accounting principles; fundamental accounting concepts : اصول حسابداری،مفاهیم حسابداری
accounting process (or cycle) : فرآیند (یا چرخه)حسابداری
accounting ratios : نسبتهای حسابداری
accounting ratios analysis : تجزیه و تحلیل نسبتهای حسابداری
accounting records : سوابق حسابداری،اسناد و مدارک حسابداری
accounting regulations : قواعد حسابداری
accounting reports : گزارشهای حسابداری
accounting research bulletins (ARB) : بولتن های پژوهشی حسابداری،بولتن های تحقیقات حسابداری
accounting series releases : سلسله نشریه های حسابداری
accounting services : خدمات حسابداری
accounting standard : استاندارد حسابداری
accounting standards board (ASB) : هیئت استانداردهای حسابداری بریتانیا
accounting standards commitee (ASC) : کمیته ی استانداردهای حسابداری
accounting standards executive committee : کمیته ی اجرایی استانداردهای حسابداری
accounting standards steering commitee (ASSC) : کمیته ی راهبری استانداردهای حسابداری
accounting structure : ساختار حسابداری
AA rated bonds : اوراق قرضه معتبر
ABC analysis : تجزیه و تحلیل هزینه یابی بر مبنای فعالیت
ABC inventory classification : طبقه بندی موجودی ها بر حسب ارزش نسبی آنها
AICP A professional standards : استانداردهای حرفه ای انجمن حسابداران رسمی آمریکا
APB opinions : نظریه های هیات اصول حسابداری بریتانیا
a statement of basic accounting theory (ASOBAT) : تئوری بنیادی حسابداری
abacus : چرتکه
abandon operations : تعطیل کردن عملیات
abandoned goods : کالای متروکه
abandonment of operations : تعطیل یا توقف عملیات
abatement cost : هزینه جدید
ability to service debt : قدرت پرداخت (اصل و فرع) بدهی
abnormal costs, unusual charges : هزینه های غیر عادی یا غیر مترقبه
abnormal earnings : سودهای غیر عادی، سود غیر متعارف
abnormal idle times : اوقات بیکاری غیر عادی
abnormal loss : ضایعات غیر عادی
abnormal lost units : زیان غیر عادی آحاد محصول
abnormal process loss : ضرر غیر عادی مرحله تولید (مراحل تولید)
abnormal shrinkage, shortage : افت، آبرفتگی غیرمتعارف، افت غیرمتعارف
abnormal spoilage : فساد و معیوب شدن غیر عادی محصول
abnormal, unusual : غیر عادی
abolition of use of the ledgers : لغو استفاده از دفاتر
aboriginal cost : هزینه اولیه، بهای اولیه
above par value shares : سهام با ارزش بالای قیمت اسمی
above-average risk : ریسک بالاتر از متوسط
abridged balance sheet, abbreviated balance sheet : ترازنامه مختصر
bond sinking fund : سپرده وجوه برای بازپرداخت اوراق قرضه
bond swap : معاوضه اوراق قرضه
bond-outstanding method : مستهلک کردن کسر اوراق قرضه
bond-refunding decision : تصمیم جایگزینی اوراق قرضه
bonded goods : کالاهای گرو گزارده شده در انبار گمرک
bonded warehouse : انبار تضمینی، انبار کالای گروگزاده شده
bonds authorized -unissued : اوراق قرضه مجاز
bonds conversion : تبدیل اوراق قرضه
bonds discount : تخفیف (کسر) اوراق قرضه
bonds dissent amortization : استهلاک کسر اوراق قرضه
bonds payable : اوراق قرضه پرداختنی
bonds payable premium : صرف اوراق قرضه پرداختنی
bonds premium : صرف (مازاد) اوراق قرضه
bonds premium amortization, premium amortization on bonds : استهلاک صرف اوراق قرضه
bonds redemption : بازخرید اوراق قرضه در سررسید
bonds with warrants : اوراق قرضه با نرخ بهره ثابت
bonds, debenture, bearer, securities bond debentures, debenture stock, debt bond : اوراق قرضه
bonus dividend : سود سهمی، سود جایزه
bonus pIan : طرح پاداش (تشویقی)
bonus pool : کل پاداش
bonus premium : پاداش
bonus share issue : صدور سهام جایزه
bonus shares : سهام جایزه
bonus-penalty contract : قرارداد پاداشی جریمه ای (پیمانکاری)
book (cost - value), carryover : ارزش دفتری
book accounts : حساب های دفتری
book errors : اشتباهات دفتری
book loss : زبان دفتری
committee on accounting procedures (CAP) : کمیته رویه های حسابداری
commodities exchange : بورس کالا
commodity cost : هزینه کالا مصرفی
common (share-stocks), ordinery shares : سهم عادی، عمومی، مشترک
common costs : هزینه های مشترک
common customs tariff : تعرفه مشترک گمرکی
common goods : کالای مورد نیاز عموم
common pension fund of banks : صندوق بازنشستگی مشترک بانک ها
common sense : عقل سلیم، درک عمومی
common sharehokler : صاحب سهم عادی
common stock (share) : سهام عادی
common stock fund : صندوق مشترک سرمایه گذاری
common stock subscribed : سهام عادی پذیره نویسی شده
common stock valuation : تعیین ارزش سهام عادی
common -size balance sheet : ترازنامه همگن شده، ترازنامه هم مقیاس
communicating results : گزارش نتایج
community of interest, fusion : اشتراک منافع
companies acts : قانون شرکت ها
companies house (companies registration office) : اداره ثبت شرکت ها
companies of equal size : شرکتهای هم ردیف
companies′ combination : ترکیب شرکتها
statutory company : شرکتی که طبق یک مصوبه خاص مجلس تاسیس شود
critical review of balance sheet : بررسی انتقادی ترازنامه
critical success factors : عوامل اصلی (حیاتی) موفقیت
critical-perspective research : تحقیقات انتقادی
crop insurance : بیمه محصولات کشاورزی
cross check (control) : آزمون محاسبات، کنترل متقابل
cross checking : رسیدگی چند جانبه
cross elasticity of demand : کشش تقاضا
cross examination : بازپرسش
cross foot : جمع افقی، امتحان جمع
cross footing, cross check : جمع کردن افقی، عمودی (جهت بالا بردن حجم ساختگی)
cross of market : دامنه بازار، گستردگی بازار
cross out : حذف کردن (مسدود کردن)
cross rate : نرخ ارز
cross reference : عطف متقابل، شماره عطف
cross reference between journal and ledger : شماره عطف دفاتر روزنامه و کل
cross sale : فروش متقابل (در بازار بورس)
cross section data : اطلاعات موارد مشاهده شده
cross-defauh clause : بند مربوط به روز شدن کل بدهی
cross-referencing : عطف گذاری متقابل
cross-sectional analysis : مقایسه نسبت های دو شرکت، تجزیه و تحلیل مقطعی
crosscast : جمع کردن افقی ارقام
crossed cheque, dishonoured cheque : جک مسدود، چک بی محل
crossfooting test : کنترل جمع ردیف و ستون محاسبات (که به وسیله حسابرس انجام می شود).
crosswalk table : جدول تخصیص
crucial financial decision : تصمیم وخیم مالی
cum interest : با بهره (با بهره جاری)
cum rights : اوراق بهادار با امتیازات انباشته
cumalative security : اوراق بهادار با امتیاز انباشته
cumulative binomial distribution : توزیع دو جمله ای انباشته
cumulative bonus share : سودی سهمی انباشته
cumulative cash required : وجوه نقد انباشته مورد نیاز
cumulative dividend shares : سود سهمی (جایزه) انباشته
cumulative dividends : سود سهمی (انباشته)
cumulative effect of change in accounting principles : اثر انباشته تغییر در اصول حسابداری
cumulative effect(s) : اثرات (آثار) انباشته
cumulative interest : بهره انباشته
cumulative loss, deficit, accumulated deficit : زیان انباشته
cumulative preferred capital stock : سهم سرمایه ای ممتاز با سود انباشته
cumulative preferred dividends in arrears : سود معوق سهام ممتاز جمع شونده
cumulative preferred share (stock) : سهم ممتاز با سود انباشته
cumulative rights : حقوق انباشته
cumulative shares, cumulative dividend shares : سهام با سود انباشته
cumulative voting system : سیستم رای گیری تجمیعی
currency adjustment charge = currency adjustment factor (CAC = CAF) : هزینه تعدیل نرخ پول = ضریب تعدیل نرخ پول
currency bonds, continued bonds,irredeemable bonds, perpetual bonds, perpetual debentures : اوراق قرضه داخلی
currency exchange pin (Joss) : سود (زیان) مبادلات ارزش
currency risk : ریسک ارز، ریسک ناشی از کاهش قدرت خرید واحد پولی
current (cost-value), going value : ارزش جاری
current account interest : بهره حساب جاری
current account with interest : حساب جاری با سود (یا بهره)
current account without interest : حساب جاری بدون بهره (سود)
current accounts ledger : دفتر حساب های جاری
current asset : دارایی جاری
current assets ratio : نسبت دارایی جاری
current cash debt coverage : نسبت پوشش بدهی نقدی جاری
current cash equivalent (CCE) : معادل وجوه نقد
current cost (value) accounting : حسابداری برحسب ارزش دارایی ها
current cost accounting (CCA) : حسابدااری ارزش های جاری
current cost attribution profit : سود قابل تخصیص با ارزش جاری
current cost balance sheet : ترازنامه با ارزش جاری
current cost concept : مفهوم بهای تمام شده جاری
current cost financial statement : صورتهای مالی با ارزش جاری
current cost operating profit : سود عملیاتی با ارزش جاری
current cost profit and loss account : حساب جاری سود و زیان با ارزش های جاری
current cost reserve : ذخیره ارزش جاری
current cost system of accounting : سیستم حسابداری مبتنی بر بهای / ارزشهای جاری
current cost, replacement value (cost) : ارزش جایگزینی (جانشینی)
current cost-constant dollar (CC-CD) : ارزش های جاری همگن
current debts to owners equity : نسبت بدهی جاری به حقوق صاحبان سرمایه
current expense, revenue expense (expense), (expenditure-cost) : هزینه جاری، هزینه عملیات عادی
current financial position : موقعیت مالی جاری
current flow of payments : جریان جاری پرداخت ها
current flow of receipts : جریان جاری دریافت ها
current input prices : ارزشهای ورودی جاری
current investment : سرمایه گذاری جاری، سرمایه گذاری در اوراق بهادار قابل فروش با هدف کسب سود
current liabilities : بدهی های جاری
current maturity insItallments : اقساط سررسید نزدیک
current notes payable : اسناد پرداختنی جاری
current operations : عملیات جاری
current outlay cost. : هزینه نقدی جاری
current period expense (cost) : هزینه دوره جاری
donor-imposed conditions : شرایط تحمیلی توسط اهداء کننده
door-to-door (house to house) : خانه به خانه، انبار به انبار، در به در
dormant (non-executive) member of directors : عضو غیر موظف هیات مدیره
double account form balance sheet : ترازنامه به شکل حساب دو طرفه
double account form books : دفاتر به سبک حسابداری دو طرفه
double shift employee : کارمند دو نوبت کار
double shift working : کار د نوبت کاری
double-entry system : سیستم ثبت دو طرفه
double-entry system of accounting double-entry accounting system : سیستم حسابداری ثبت دو طرفه
doubtful accounts expense : هزینه حساب های مشکوک الصول
doubtful debt provision, allowance for : ذخیره مطالبات
doucments against acceptance : تسلیم اسناد در مقابل قبولی برات
Dow-Jones industrial average index(DJIA) : شاخص متووسط (میانگین) صنعتی داوجونز
down trend, decreasing trend : روند نزولی
downside risk : ریسک کاهش قیمت، ریسک تنزل
downstairs merger : ادغام رو به پایین
downstream sale : فروش شرکت اصلی به شرکت فرعی
accounting system : سیستم حسابداری
accounting terms : اصطلاحات تخصصی حسابداری
accounting transaction : نحوه عمل حسابداری
accounting trends and techniques : تکنیک ها و روندهای حسابداری
accounting visible errors : اشتباهات نمایان حسابداری
accounts and notes : حسابها و اسناد پرداختی
accounts appraisal : ارزیابی صورتهای مالی
accounts classification : طبقه بندی حسابها
accounts consolidated : حساب های تلفیق شده
accounts paid : حساب های پرداخت شده
accounts payable : حساب های پرداختنی
accounts payable aging schedule : تراز نمایشی(جدول سنّی)حساب های پرداختنی
accounts payable ledger : دفتر حسابهای پرداختنی
accounts payable master file : پرونده اصلی حسابهای پرداختنی
accounts payable subsidiary ledeger, accounts payable sub-ledger accounts payable ledger : دفتر معین حساب های پرداختنی،دفتر معین بستانکاران
accounts payable turnover period : دوره واریز بستانکاران
accounts receivable : حساب های دریافتنی
accounts receivable collection period : دوره وصول مطالبات
accounts receivable discounted : حساب های دریافتنی تنزیل شده،اسناد نزولی
accounts receivable factor : عاملیت حساب های دریافتنی
accounts receivable financing : تامین مالی از طریق حسابهای دریافتنی
accounts receivable ratios : نسبتهای حسابهای دریافتنی
accounts receivable subsidiary ledger : دفتر معین حسابهای دریافتنی،دفتر معین بدهکاران
accounts receivable turnover : گردش حساب های دریافتنی،دفعات گردش بدهکاران
accounts, financial statements : حسابها،صورتهای مالی
accrual accounting assumption : فرض حسابداری تعهدی
accrual accounting sysytem : سیستم حسابداری تعهدی
accrual assumption : فرض تعهدی
accrual basis accounting : حسابداری بر مبنای تعهدی
accrual basis method : روش پایه تعهدی
accrual basis, earning basis : مبنای تعهدی،روش تعهدی
accrual concept accounting, activity accounting - Responsibility : حسابداری با مفهوم تعهدی
accrual cost : بهای تمام شده به روش تعهدی
accrual costing : ثبت هزینه ها به روش تعهدی
accrual(accrued) basis : روش تعلق پذیری زمانی(هزینه یا درآمد)
accruals : اقلام تعهدی،اقلام پرداخت نشده
accruals system : سیستم تعهدی
accrued charges : هزینه های متعلقه ، هزینه های تعهد شده ، هزینه های پرداخت نشده
accrued cost (charge) : هزینه متعلق(تعهد پرداخت شده)
accrued expense (accrued dividend) : هزینه های تحقق یافته و پرداخت نشده،ذخیره هزینه های پرداختنی
accrued interest : بهره معوق،بهره تحقق یافته(پرداخت نشده)
accrued interest on note payable : بهره معوق(تحقق یافته)اسناد پرداختنی
accrued interest payable : بهره پرداختنی معوق
accrued interest receivable : بهره دریافتنی معوق
accrued items : اقلام ثبت نشده،درآمدها و هزینه های ثبت نشده،اقلام تحقق یافته دریافت یا پرداخت نشده
accrued liabilities, unrecorded liabilities : بدهیهای ثبت نشده،بدهی های معوق،بدهیهای ناشی از هزینه های تحقق یافته
accrued -expenditures basis : مبنای هزینه های تعهدی
accumulated benefit investment : منافع انباشته سرمایه گذاری (اندوخته ها و انباشته)
accumulated depreciation provision : ذخیره استهلاک انباشته
accumulated goods (stock) : کالای انباشته ، کالای انبار شده
accumulated impairment losses : کاهش ارزش انباشته
accumulated losses : ضررهای انباشته
accumulated profits (accumulated earnings) : سود انباشته
accumulated provision : ذخیره انباشته
accumulated reserve : اندوخته انباشته
accumulated sources analysis : تجزیه و تحلیل منابع انباشته
accumulating shares : سود سهمی
accurate valuation of assets : ارزیابی دقیق(و درست) داراییها
acid test, quick ratio : نسبت آنی، نسبت سریع
acknowledge of goods : خبر وصول کالا
acknowledgement, notificatjon, statement : اعلام، تصدیق، اعلام وصول، اعلامیه
acquired share : سهام تحصیل شده ، سهام کسب شده
acquired surplus : مازاد ارزش شرکت در تاریخ خرید، مازاد کسب شده(درآمد)
acquisition : تحصیل (دارایی با سود)، خریدن، تملّک، یکی کردن (دو مؤسسه)
acquisition accounting : رویه حسابداری برای خرید شرکت های دیگر، نگاهداری حساب تملّک (شرکت های فرعی)
acquisition adjustment : حسابی که در آن تفاوت بین بهای تمام شده یک شرکت عام المنفعه (آب یا برق) برای شرکت خریدار و بهای تمام شده اولیه آن برای مالک پیشین نوشته می شود
acquisition adjustment account : حساب تعدیل تحصیل (درآمد)
acquisition and payment cycle : چرخه تحصیل (خرید) و پرداخت
acquisition and retirements : تحصیل و کنارگذاری
acquisition cost, cost of acquisition : قیمت خرید، بهای تمام شده تحصیل
acquisition piecemeal : تحصیل تدریجی،تحصیل گام به گام
acquisition price of bonds : قیمت تحصیل اوراق قرضه
act of bankruptcy, bankruptcy, bankruptcy, collapse : قانون ورشکستگی
active balance of payments : مانده فعال (در گردش) پرداخت ها
active investment : سرمایه گذاری فعال
active share : سهم فعال (سود دار)
active stocks : سهام فعال
active use : استفاده فعال
active workshop : کارگاه فعال
activity accounting responsibility accounting, profitability accounting : حسابداری سنجش و مسئولیت
activity analysis : تجزیه و تحلیل فعالیت ها
activity base : مبنای فعالیت
activity based budgeting (ABB) : بودجه بندی بر مبنای فعالیت
activity based cost (ABC) system : سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت
activity cost : بهای تمام شده فعالیت
activity drivers : عوامل ایجاد فعالیت، عوامل وقوع فعالیت، محرکهای فعالیت
activity productivity analysis : تجزیه و تحلیل قدرت بهره وری(اثر بخشی) فعالیتها
activity selection : انتخاب (برگزیدن) فعالیت
activity sharing : تقسیم فعالیتها، مشارکت در فعالیتها، سهیم شدن در فعالیتها
activity-based management : مدیریت مبتنی بر فعالیت
actual (historical) costs : هزینه های واقعی(تاریخی)
actual (real) cost of production : هزینه واقعی تولید
actual capacity usage ratio : نسبت استفاده از ظرفیت واقعی
actual cash value (ACV) : ارزش واقعی نقدینگی
actual cost accounting system : روش حسابداری هزینه یابی واقعی (عملی)
actual cost done : هزینه واقعی انجام شده
actual cost price : بهای تمام شده واقعی
actual cost system : سیستم هزینه یابی واقعی
actual cost, real cost : هزینه واقعی
actual expenses : مخارج واقعی ، هزینه های واقعی
actual hours worked : ساعات کار واقعی انجام شده
actual insolvency : توقف عملی (در پرداخت)
actual labor hours, actual hours of work, actual hours : ساعات کار واقعی
actual operation results : نتایج عملی عملکرد (عملیات)
actual overhead cost : هزینه واقعی سربار
actual production and cost data : اطلاعات واقعی تولید و هزینه ها
actual production versus budget : تولید واقعی در مقایسه با بودجه
actual results : نتایج عملی (واقعی)
actual retirement of bonds : بازخرید واقعی اوراق قرضه
actual sale : فروش عملی، فروش واقعی
actual statement : صورتحساب واقعی
actual stock : موجودی واقعی کالا
actual stocktaking : موجودی گیری عملی (واقعی)
actual unit cost : هزینه واقعی هر واحد (قیمت تمام شده واقعی هر واحد)
actuarial assumption : فرضیات بیمه عمر، شرایط احتمالی در محاسبات آنی
actuarial calculations : محاسبات بیمه ای
actuarial cost method : روش تعیین هزینه، روش های هزینه یابی بیمه
actuarial present value : ارزش فعلی بیمه ای
actuarial reserve : ذخیره بیمه عمر
ad hoc discount : تخفیف موردی، تخفیف موقت
ad valorem duties and taxes : حقوق و عوارض ورودی بر حسب ارزش
additional appropriation request : درخواست اعتبار اضافی
additional benefits : مزایای اضافی
additional capacity, excess capacity : ظرفیت اضافی، ظرفیت بلا استفاده
additional compensation, extra compensation : پاداش خدمت
additional funds : وجوه اضافه شده
additional investment : سرمایه گذاری اضافی
additional paid in capital, paid-in (surplus-capitat) surplus, equity premium, share premium : صرف سهام، سرمایه پرداخت شده اضافی (مازاد بر ارزش اسمی)
additional tests of controls : آزمونهای اضافی کنترلها
additions : اضافات
additions of the payroll : ضمائم لیست حقوق
adequate disclosure : افشای کافی
adequate provision : ذخیره کافی (مناسب)
adequate provision for depreciation : ذخیره کافی برای استهلاک
adjustable account : حساب تعدیل پذیر
adjustable dividends : سود سهام متغیر
adjustable rate preferred : سهام ممتاز با نرخ سود متغیر
adjustable rate preferred stock : سود سهام ممتاز با نرخ متغیر
adjustable statement : صورتحساب تعدیل پذیر
adjusted account : حساب تعدیل (اصلاح شده)
adjusted balance sheet : ترازنامه تعدیل شده (پس ار اصلاحات)
adjusted beta : بتای تعدیل شده
adjusted book balance : مانده دقیق حساب
adjusted cost of goods sold : بهای تعدیل شده کالای فروش رفته
adjusted debit balance (ADB) : مانده بدهی تعدیل شده
adjusted entries : ثبت های اصلاحی
adjusted gross income : سود ناخالص تعدیل شده
adjusted gross profit : سود ناویژه تعدیل شده
adjusted trial balance : تراز آزمایشی تعدیل شده (اصلاح شده)
adjuster : کارشناس خسارت (در بیمه)
adjusting ( journal) entries : ثبتهای (روزنامه ای)
adjusting entry, correcting entry : ثبت اصلاحی (تعدیلی)
adjusting events (post-balance-sheet events) : رویدادهایی که بین تاریخ ترازنامه و تاریخ تصویب صورت های مالی رخ دهد
adjusting journal entry : ثبت اصلاحی در دفتر روزنامه
adjustment (to) statement : صورتحساب اصلاحی (تعدیلات)
adjustment account : حساب اصلاحی، حساب تعدیلات
adjustment bond : اوراق قرضه تعدیلی
adjustment of final accounts : تعدیل حساب های نهایی
adjustment, setup : تنظیم، اصلاح، تعدیل
adjustments and eliminations : تعدیلات (اصلاحات) و حذفیات
administered price : قیمت کنترل شده یا تنظیم شده
administration and finance section (Dep) : بخش اداری و مالی
administration cost : هزینه اداری
administration cost variance : انحراف هزینه های اداری
administration order : دستور دادگاه
administration, admitted (adm.), office, department : اداره، اداره کل، مجاز، مسلم، اداره کردن
administrative ability : قدرت اداری (اجرائی)
administrative action : اقدام مدیریت
administrative cost (expense) : هزینه اداری
administrative management, executive management : مدیریت اجرائی
administrative receiver : مدیر تصفیه
administrative settlement of a customs offence : رفع اختلاف یک تخلف گمرکی
administrator : مدیر تصفیه که توسط دادگاه تعیین می شود
administrator, director : مدیر، متولی
administratrix : مدیر تصفیه (زن)
admission : قبول، پذیرش، ورود
admission by investing in the partnership : پذیرش/ورود از طریق سرمایه گذاری در شرکت
admission by investment : اجاره ورود شریک جدید، اجازه ورود سرمایه گذاری
admission of liability : قبول بدهی، قبول تعهدات
admission of partner : ورود شریک
admittable asset, admissible asset : دارایی قابل قبول بیمه
admitted asset : (حسابداری بیمه) یک قلم دارایی که از نظر فروش، دارای ارزش باشد. دارایی مجاز
advance against goods : مساعده در مقابل کالا
advance against security : مساعده در مقابل تضمین
advance deposit requinnent : ودیعه ثبت سفارش واردات
advance for import registration : مساعده ثبت سفارش واردات
advance free of interest : مساعده بی بهره
advance from purchasers : پیش دریافت از خریداران
advance on securities : مساعده در مقابل اوراق بهادار
advance payment free of interest : پیش پرداخت بدون بهره
advance payment to contractor(s) : پیش پرداخت به پیمانکار(ان)
advance purchase, short purchase, forward purchase : پیش خرید
advance to supplier : پیش پرداخت به عرضه کنندگان مواد اولیه
advanced commissions : پیش پرداخت کارمزد، حق الزحمه / کمیسیون پیش دریافت شده
advances from customers, customer advances : پیش دریافت از مشتریان
advances to employees : پیش پرداخت به کارکنان
advantageous, economical : مقرون به صرفه، دارای مزیت
advantages of book-keeping : مزایای دفتر اداری
adventurous (venture) investment : سرمایه گذاری مخاطره آمیز
adverse balance : موازنه منفی، مانده منفی
adverse opinion : اظهار نظر مخالف، اظهار نظر حسابرس (منفی)، گزارش حسابرسی مردود
adverse variance, unfavorable variance : انحراف نا مساعد
advertisement rate, advertising rate : نرخ آگهی (تبلیغات)
advertising agency : آژانس تبلیغاتی
advertising charges (expenses) : مخارج آگهی و تبلیغات
advice of dispatch : اطلاعیه ارسال کالا
advice of shipment, advice of delivery : اطلاعیه حمل کالا با کشتی
advise : نصیحت کردن، توصیه کردن
adviser : رایزن، مشاور
advising bank I notifying bank : بانک ابلاغ کننده اعتبار، بانک کارگزار فروشنده
advising of credit : ابلاغ اعتبار
advisor′s fee, consuhant′s fee : حق الزحمه مشاور
affiliate, associate, dependant : وابسته، ملحق کردن، وابسته کردن
affiliated person : مقام ذی نفوذ
affiliates : واحدهای وابسته (تابعه)
affiliation structure : ساختار وابستگی
affirm, verify, substantiate, prove attest : اثبات کردن، گواهی کردن، تایید کردن،تنفیذ
affluent society : جامعه مصرفی، جامعه رفاه
afloats : کالاهای در راه
after closing the accounts : پس از بستن حسابها
after performance of a service : پس از انجام خدمات
after sight : پس از رویت
after-closing trial balance : تراز آزمایشی اختتامی
aftertax basis : ترخ بازده پس از مالیات
against all risks (AAR) : در مقابل تمام خطرات، بیمه تمام خطر
against delivery : در مقابل (حمل کالا یا تحویل سهام)
against documents : در مقابل تحویل اسناد، در ازای اسناد
age analysis : طبقه بندی بدهیها بر حسب زمان سررسید
age of pensioner : سن مستمری بگیر
aged trial balance, aging of accounts : تراز آزمایشی بر حسب تاریخ سررسید بدهی مشتریان، جدول سنی بدهکاران
agency issues : اوراق قرضه ای که یک نهاد دولتی منتشر می کند
agency relationship : رابطه نمایندگی
agenda audit sheet : دستور کار حسابرسی
agenda sheet, work order : دستور کار، یادداشت نکات
agent commission : حق کمیسیون عامل (با کارگزار)
agent funds : وجوه عامل
agent representative / factor : عامل، نماینده، کارگزار
agent′s commission, commissioner : حق العمل کار
agent, correspondent, broker, underwriter, jobber : کارگزار، نماینده، کارگزار، واسطه
aggregate cost : هزینه مجموع (هزینه کل)
aggregate market supply : عرضه کل بازار
aggregate supply : عرضه کل
aggressive attitude : برخورد پرخاشگرانه
aggressive growth : رشد متهورانه
aggressive stocks : سهامی که تغییرات آن ها بیش از تغییرات متوسط بازار است
aging accounts receivable analysis : تجزیه و تحلیل زمانی حسابهای دریافتنی
aging accounts receivables : تجزیه و تحلیل (برحسب تاریخ وصول و زمانی حسابهای دریافتنی)
notes analysis : تجزیه و تحلیل زمانی اسناد دریافتنی
aging of receivables : تجزیه سنی حساب های دریافتنی
aging of receivables : زمان بندی مطالبات
aging schedule : جدول زمان بندی
agreed upon procedures engagement : رسیدگی بر مبنای روشهای توافقی
agreed -upon procedures : روشهای (دستورالعمل های) توافقی، روشهای رسیدگی مورد توافق
agreement parties : طرفین قرارداد (موافقت نامه)
agreement regarding international trade in steel : موافقتنامه درباره تجارت بین المللی فولاد
agreement to sellby installment : قرارداد فروش اقساطی
aida (attention, interest , desire , action) : مراحل چهارگانه خرید کالا
air consignment note : قبض حمل هوایی
aircraft cargo manifest : اظهارنامه بار هوایی،بارنامه کل (مانیفست) کالای هواپیما
airfreight consignment : ارسال محموله هوایی
aleatory transactions : معاملات بخت آزمایی (شانسی)
algebric sum (amount) : مبلغ جبری (حاصل از عملیات جبری)
algorism or algorithm : الگوریتم، محاسبه تسلسلی جبری
alienation of assets : تصرف دارایی ها
all inclusive statement : صورتحساب متضمن کلیه شرایط (اطلاعات)
all purpose financial statement : صورت مالی برای کلیه مقاصد
all risks insurance : بیمه تمام خطر
all risks insurance policy : بیمه نامه تمام خطر
all-figures : کلیه ارقام
all-financial resources concept : اصل تعیین همه منابع مالی
all-inclusive approach : رویکرد جامع، روش همه شمول
all-loss insurance : بیمه کل خسارت، بیمه تمام خسارت
all-risk insurance : بیمه تمام خطرات
all-share index : شاخص کل سهام
allied expenses (shared) : مخارج وابسته (مشترک)
allocate cost to processes : تسهیم نمودن
allocate resources to functions : تخصیص هزینه به دوایر (تولید)
allocated cost : تخصیص منابع به قسمتها
allocated stock : هزینه تخصیص یافته (سرشکن شده)
allocating indirect costs : موجودی (مواد)تخصیص یافته
allocation bases : تخصیص هزینه های غیر مستقیم
allocation of cost : مبانی تخصیص
allocation of cost to jobs : تسهیم (تخصیص) هزینه
allocation of resources, resources allocation : تسهیم (تخصیص) منابع
allocation of variances : تخصیص انحرافات هزینه
allocation of wages : تسهیم (تخصیص) دستمزد
allocation proportions : درصدهای تسهیم
alloted shares : سهام دادن تخصیص داده شده
allotment schedule : جدول تخصیص (وجوه، اعتبارات)
allotment, allocation, apportionment, appropriation, expertise, assignment : تخصیص سهام به موسسات تامین سرمایه، تقسیط اعتبار، تقسیم، توزیع
allowance for bad debts, provision for bad debts : ذخیره مطالبات سوخت شدنی
allowance for doubtful accounts : ذخیره مطالبات مشکوک الوصول
allowance for purchase discount : ذخیره ای برای تخفیف خرید
allowance for returns : ذخیره برگشتی ها
allowance for sales discount : حساب ذخیره برای تحقیقات فروش
allowance for sales returns : ذخیره برگشتی های فروش
allowance for sampling risk : حداکثر ریسک قابل قبول نمونه گیری
allowance for sampling risk (ASR,precision) : حداکثر ریسک قابل قبول نمونه گیری (دقت)
allowance for uncollectible accounts : ذخیره مطالبات لاوصول
allowance in selling price : تخفیفات در قیمت فروش
allowance, additional, provision,emolument : فوق العاده
alpha risk : احتمال خطر آلفا
alteration of asset for improvement : تغییر دارایی جهت بهبود
alteration of the articles of association : تغییرات مفاد اساسنامه
alteration of the articles of statute : تغییرات مفاد اساسنامه
aheration of the books : تغییر و اصلاح دفاتر
altered entries : ثبت های تغییر و اصلاح شده
alternate procedures : روشهای متفاوت
alternative examiner, alternative inspector : بازرس علی البدل
ahernative hypotheses : فرضیه های جایگزین
ahernative investment market : بازار فرعی
ahernative procedures : رویه های مختلف، روشهای متفاوت
alternatives indentification : شناسایی راهکارهای موجود، شناسایی بدلیها
ambiguity, uncertainty, uncleared effects : ابهام
ambiguous : مبهم
ambiguous audit report : گزارش مبهم حسابرسی
amended entries : ثبت های تصحیح شده
amended statement : صورتحساب اصلاح شده
amendment to entries : تصحیح اقلام ثبتی
american accounting association (AAA) : انجمن حسابداری آمریکا
american institute of certified public accountants (AICPA) : انجمن حسابداران رسمی آمریکا
american national standards institute (ANSI) : انجمن ملی استانداردهای آمریکا
american society of certified public accountants (ASCPA) : جامعه حسابداران رسمی آمریکا
amortizable cost : هزینه قابل استهلاک
amortization (depreciation) schedule : جدول استهلاک
amortization base : مبنای استهلاک هزینه
amortization cost : هزینه استهلاک (دارایی های نامشهود)
amortization of bond discount and premium : تخصیص (استهلاک) صرف و کسر اوراق قرضه
amortization of capitalized costs : انقضای مخارج سرمایه ای شده، استهلاک مخارج منظور شده به حساب دارایی
amortization of cost of issued bonds : استهلاک هزینه های انتشار اوراق قرضه
amortization of intangible assets : استهلاک دارایی های نامشهود
amortization of lease : استهلاک اجاره
amortization provision (reserve) : ذخیره استهلاک (بدهی، هزینه)
amortization reserve funds : وجوه اندوخته استهلاک
amount paid in specie : مبلغ پرداختی نقدی (به پول یا سکه)
amount paid per share : مبلغ پرداختی بابت هر سهم
amount, sum : مقدار، میزان، مبلغ، بالغ شدن بر، رسیدن به مبلغی
amounts on order : مبلغ سفارش
amounts outstanding : مبالغ واریز نشده
amounts transferred : مبالغ انتقال یافته
amounts wined : مبالغ بیهوده صرف شده
amounts written off : مبالغ به هزینه برده شده
analysis and classification : تجزیه و تحلیل و طبقه بندی
analysis and classification of costs : تجزیه و تحلیل و طبقه بندی هزینه ها
analysis and supervision : تجزیه و تحلیل و نظارت
analysis by customers : تجزیه و تحلیل بر حسب مشتریان
analysis by territories : تجزیه و تحلیل بر حسب مناطق فروش
analysis of accounts : تجزیه و تحلیل حسابها
analysis of costs : تجزیه و تحلیل هزینه ها
analysis of differences : تجزیه و تحلیل اختلافات
analysis of financial statement : تجزیه و تحلیل صورت های مالی
analysis report : گزارش تحلیلی
analysis report on performance : گزارش تحلیلی عملیات
analysis review procedures : روش های بررسی تحلیلی
analysis schedule : جدول (کاربرگ) تجزیه و تحلیل
analyst : متخصص تجزیه و تحلیل، تحلیل گر
analytic(al) techniques : مهارتهای تجزیه و تحلیل
analytical methods in accounting : روشهای تجزیه و تحلیل در حسابداری
analytical procedures risk : خطر عدم کشف ناشی از روشهای تحلیلی
analytical procedures risk (APR) : ریسک بررسی های (روشهای) تحلیلی
analytical review procedures : روش های بررسی تحلیلی
analytical test : آزمون تحلیلی
analyzing disbursements : تجزیه و تحلیل پرداختهای نقدی
analyzing profitability, profitability analysis : تجزیه و تحلیل سودآوری
announcement, statement : بیانیه، آگهی، اعلان، اظهاریه
annual accounts (annual report) : صورت های مالی سالانه، حساب های سالانه
annual base : مبنای سالانه
annual cash flow : گردش وجوه سالیانه
annual charges (expenses) : هزینه های سال
annual closing : بستن حساب ها در پایان سال
annual closing entries : ثبت های اقلام سالانه (به منظور بستن حسابها)
annual cost budget : بودجه هزینه سالانه
annual cost report : گزارش سالیانه هزینه
annual interest, interest per annum : بهره سالیانه
annual net present value approach (ANPV) : روش ارزش فعلی خالص سالانه
annual net sales : خالص فروش سالانه
annual percentage increase : درصد افزایش سالانه
annual report of directors : گزارش سالانه مدیران
annual reports and accounts : گزارش و حسابهای مالی سالانه
annual salary increase : افزایش سالیانه حقوق
annuity insurance : بیمه مستمری،بیمه مستمری سالانه
annuity present value factor : فاکتور ارزش فعلی سالواره
annuity, pension, age .allowance, life annuity, life interest : مستمری،مقرری
anti-trust law : قوانین ضد انحصاری ، قانون ضد تراست
anticipated productivity gains : منافع مورد انتظار بهره وری
anticipation discount : تخفیف رده پرداخت
antidilutive security : اوراق بهادار ضدتقلیل
antidumping duties : عوارض ضد دامپینگ
appeal for tenders : درخواست مزایده (مناقصه)
applicable laws and regulations : قوانین و مقررات موضوعه (آمره)
applicable to customs duties : مشمول حقوق و عوارض گمرکی
application (request) for loan : تقاضا (درخواست) وام
application for listing : تقاضای شرکت ها جهت پذیرش در بورس
application for shares through broker : تقاضای (خرید) سهام از دلال
application form for share : فرم درخواست خرید سهام
application system : سیستم کاربردی
applied cost : هزینه تسهیم شده، هزینه تخصیص یافته
appointment of new directors : انتصاب مدیران جدید
apportionment (cost apportionment) : تخصیص درصدی از یک هزینه، تسهیم، سرشکن کردن، تخصیص
apportionment of cost to processes : سرشکن کردن هزینه به مراحل
appraisal : ارزیابی، تقویم کردن
appraisal clause : شرط (با قید) ارزیابی در قرارداد
appraisal definition : برآورد استهلاک
appraisal fee : حق الزحمه ارزیابی
appraisal method of depreciation : روش ارزیابی در تعیین استهلاک
appraisal report : گزارش ارزیابی
appraisal value : ارزش تخمینی (متوسط ارزیاب)
appraise, measurement : ارزیابی، سنجش، تقویم کردن
appraised value : مبلغ ارزیابی شده
appraiser, valuer : ارزیاب
appraising service(s) : خدمات ارزیابی
appreciation surplus account : حساب مازاد ارزش
appropriated cost : هزینه تخصیص داده شده
appropriated provision (reserve) : ذخیره تخصیص یافته
appropriated retained income (retained or earned smplus) : سود انباشته تخصیص یافته
appropriated stock : مواد ذخیره شده ، کالای ذخیره شده
appropriated surplus reserve : اندوخته مازاد تخصیص یافته
appropriation act (bill, ordinance, resolution, or order) : بودجه مصوب برای هزینه
appropriation of cost to departments : تسهیم (سرشکنی) هزینه به دوایر
appropriation of overhead to processes : تسهیم (سرشکنی) سربار به مراحل
appropriation request : درخواست اعتبار
approval of the balance sheet : تصویب ترازنامه
approval of the directors′ remuneration : تصویب حق الزحمه مدیران
approval of transaction : تایید شرایط
approved accounts latest : آخرین حسابهای مصوب ، آخرین حساب های تایید شده
approved list : فهرست تایید شده، فهرست مجاز
arbitrary allocation process : فرآیند تخصیص اختیاری
arbitrary transfer pricing : قیمت گذاری اختیاری انتقالات داخلی
arbitration clause : شرط حکمیت
area franchise : حق الامتیازفروش منطقه ای
area sampling : نمونه گیری منطقه ای
arise : پیش آمدن، پیدا شدن، برخاستن، برآمدن
arm′s-length : معامله آزاد
arm′s-length transactions : معامله بی شبهه، معامله حقیقی در شرایط عادی معامله عادی یا مستقل، معامله آزاد
arrangement with creditors : قرار تصفیه با بستانکاران
array figures : ارقام (اعداد) سری، سری اعداد
arrears : پرداختهای معوق، بدهیهای عقب افتاده
arrears of taxes : بقایای مالیات ، پرداخت های معوق مالیات ، بدهی های مالیات
arrival, entry, admission : ورود
articles of association, memorandum of association (incorporation), corporate charter, instrument of association, letters patent memorandum of association, articles of partnership : شرکتنامه، اساسنامه شرکت تضامنی، اساسنامه شرکت غیر سهامی
artificial person : شخصیت حقوقی
ascertainment in auditing : تحقیق در حسابرسی
ashore (on band) : درکنار، روی ساحل
ask price : قیمت عرضه کننده کالا
asked (or ask) price : قیمت پیشنهادی، قیمت عرضه شده
asking price : قیمت عرضه شده (قیمتی که فروشنده آماده است کالا را بفروشد)
aspect, feature : جنبه، حالت
assemble : مونتاژ کردن، ترکیب کردن
assembly language : زبان برنامه نویسی
assembly line : خط مونتاژ
assert : اظهار داشتن، بیان کردن، پافشاری کردن
assertions, management assertions : ادعاهای مدیریت، گزاره ها، اظهارات
assess tax, tax, levy : مالیات (بستن، وصول کردن، وضع کردن)
assess the goods : ارزیابی کالا
assessable : قابل ارزیابی
assessing risk exposure : برآورد آسیب پذیری در برابر ریسک
assessment in auditing : ارزیابی حسابرسی
assessment notice : برگ تشخیص
tax assessment : برگ تشخیص مالیات
assessment of control risk : ارزیابی (برآورد) ریسک کنترل
assessment of duties : تعیین حقوق و عوارض گمرکی
assessment of internal audit need : برآورد نیاز به حسابرسی داخلی
assessment of tax : ارزیابی (تشخیص) مالیات
assessment test : آزمون توجیهی
assessments : آرای صادره دادگاهها
assessor, surveyor, estimator, appraisor : ارزیاب، کمک ارزیاب / مقوم، خبره قیمت
asset : دارایی
asset allocation : تخصیص دارایی (سرمایه)
asset and equity : دارایی و حقوق صاحبان سهام
asset and liability : دارایی وبدهی
asset attributable to capital : دارایی قابل استناد به سرمایه
asset classification : طبقه بندی دارایی ها در ترازنامه
asset cost : قیمت تمام شده دارایی
asset cover (ratio) : نسبت پوشش دارایی
asset coverage : پوشش دارایی
asset depreciation : استهلاک دارایی
asset destroyed : دارایی منهدم شده
asset in the hand of third party : دارایی در دست شخص ثالث
asset register, asset ledger : دفتر اموال
asset replacement reserve (provision) : ذخیره تعویض دارایی
asset revaluation, revaluation of assets : تجدید ارزیابی دارایی
asset schedule : فهرست دارایی
asset side : طرف دارایی (در ترازنامه، در حساب)
asset side of the balance sheet : طرف داراییهای ترازنامه
asset stripping : خریدن یا بلعیدن شرکتی، دارایی تحویل گرفته شده، بزخری کردن (شرکتی را به زیر قیمت خریدن)
asset structure : ساختار دارایی
asset surrendered : دارایی واگذار شده
asset turnover : گردش دارایی
asset turnover ratio, assets turnover (ratio) : نسبت گردش دارایی)
asset under construction : دارایی در جریان ساخت و تکمیل
asset utilization ratios : نسبتهای بکارگیری دارایی
asset valuation : تعیین ارزش دارایی ها
asset-accountability unit : حساب متعلق به یک قلم دارایی ثابت
asset-backed fund : وجوه یا پشتوانه دارایی ها
assets and liabilities : داراییها و بدهی ها
assets attnbutable to capital : داراییهای نسبت دادنی به سرمایه (از محل سرمایه خریداری شده اند)
assets in the hand of third parties : داراییهای دردست اشخاص
assets lost or destroyed : داراییهای از دست رفته
assign (or eligible applicant), allocate : حواله کردن، انتقال دادن، تخصیص دادن
assignable credit : اعتبار قابل واگذاری
assignat, banknote, bill : اسکناس
assigned : انتقال
assigned stock : مواد تخصیص یافته
assigned value : ارزش تعیین شده برای سهم
assignee : حواله بگیر
assignee in bankrupcy : هیات تصفیه در امور ورشکستگی
assigning : واگذاری
assignment for the benefit of creditors : امانت گذاردن نزد شخص ثالث
assignment of accounts receivable : گرو گذاشتن حسابهای دریافتنی
assignment of lease : واگذاری مورد اجاره توسط موجر
assignment of life policies : واگذاری حق بیمه عمر به دیگری
assignment, draft : واگذاری، تخصیص، تسهیم، تکلیف، تعویض، حواله
assignor / assignee : واگذارنده / گیرنده
assistant director-general (ADG) : معاون مدیر کل
assistant finance manager : معاون مدیر مالی
assistant managing director : معاون مدیر عامل
associate : وابسته شدن، ربط دادن و داشتن
associate of the institute of chartered accountants in England and Wales (AICAEW) : عضو انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز
associated company = affiliated company : واحد تجاری فرعی، شرکت وابسته
associated undertaking : واحد فرعی
associated with : اطلاعات پیوست
associating cause and effect : رابطه علت و معلولی
association of accounting technicians (AAT) : انجمن تکنسین های حسابداری
association of authorized public accountants (AAPA) : انجمن حسابداران مجاز
association of south East Asian nations (ASEAN) : اتحادیه ملل آسیای جنوب شرقی (آسه آن)
assume, bear : تقبل کردن، تحمل کردن، فرض کردن
assumed bond : سند قرضه ضمانت شده
assumed life of asset : عمر فرضی دارایی
assumption : فرض، مقدمه
assumptions for budget preparation : مفروضات تهیه بودجه
assurance : اطمینان دهی، اطمینان، بیمه
assurance services : خدمات اطمینان دهی
assure : اطمینان دادن، مطمئن شدن
assured, insured : بیمه گذار، بیمه شده
assurer : بیمه گر، بیمه کننده
asttest function : خدمات گواهی دهی، خدمات اعتباردهی
asymmetric information : عدم دسترسی یکسان به اطلاعات، اطلاعات نامتقارن
asymmetrical information : اطلاعات نامتقارن
at owner′s risks : به هزینه صاحب کالا، ریسک به عهده مالک
at sight : دیداری، به رویت
attached documents : اسناد پیوست
attachment, supplemental instrument, appendix : الحاقیه، رأی دادگاه، پیوست، ضمیمه
attainable cost : هزینه قابل حصول
attainable standard : استاندارد قابل دستیابی
attendance bonus : پاداش حضور
attendance sheet : ورقه حضوری
attendance, supernson, monitoring : نظارت، حضور
attention directing techniques : شیوه های جلب توجه
attention getting techniques : شیوه های جلب توجه
attest : تایید، اعتباردهی، گواهی
attest audit : حسابرسی اعتباردهی، نام دیگر حسابرسی مستقل
attest audit, financial audit, statement : حسابرسی صورتهای مالی، حسابرسی اعتباردهی، نام دیگر حسابرسی مستقل
attest audit, financial audit, statementaudit : گواهی دادن، نقش اعتباردهی
attest the signature : گواهی کردن امضاء
attestation : صدور گزارش کوتاه حسابرسی، شهادت و اعتباردهی
attestation clause : گواهی شهود
attestation engagement : قرارداد خدمات اعتبار دهی
attestation services : خدمات اعتباردهی
attorney′s fees : حق الزحمه وکیل
attorney′s letter : تاییدیه وکیل در حسابرسی
attributes sampling : نمونه گیری ویژگی ها
audit adjustment entries : ثبت های تعدیلی حسابرسی
audit and accounting guidelines (AAG) : رهنمودهای حسابداری و حسابرسی
audit assurance : اطمینان دهی حسابرسی
audit audiences, documentary evidence, evidential matter, audit evidence : شواهد حسابرسی
audit completion checklist : فهرست حسابرسی
audit considerations : ملاحظات حسابرسی
audit decision aids : چک لیستهای راهنمای حسابرسی
audit fee (auditors′ remuneration) : حق الزحمه حسابرسی
audit functions : وظایف حسابرسی
audit instructions : دستور العملهای حسابرسی
audit objectives : هدف های حسابرسی
audit of accounts : حسابرسی حسابها
audit process : مراحل (فرآیند) حسابرسی
audit questionnaire : پرسشنامه حسابرسی
audit questionnaire form : فرم پرسشنامه حسابرسی
audit recommendations : پیشنهادهای حسابرسی
audit relationsships : روابط حسابرسی
audit risk : احتمال خطر حسابرسی
audit risk model : مدل احتمال خطر حسابرس
audit sample : نمونه حسابرسی
audit sampling : نمونه گیری در حسابرسی
audit software : نرم افزار حسابرسی
audit stamp : مهر حسابرسی
audit standards, auditing standards : استانداردهای حسابرسی
audit strategy : استراتژی حسابرسی، طرح کلی حسابرسی
audit techniques : فنون حسابرسی
audit terms : اصطلاحات تخصصی حسابرسی
audit test check : رسیدگی آزمایشی حسابرسی
audit test deck : حسابرسی رایانه ای با اطلاعات آزمایشی
audit test, audit trail : آزمون حسابرسی
audit work schedules : جداول زمان بندی عملیات حسابرسی
audited accounts : حساب های حسابرسی شده
audited accounts latest : آخرین حسابهای حسابرسی شده
audited consolidated accounts : حساب های تلفیقی حسابرسی شده
audited statement : صورتحساب حسابرسی شده
auditee response : پاسخ قسمت مورد رسیدگی
auditing at intervals (throug the year) : حسابرسی در فواصل سال
auditing guidelines : رهنمودهای حسابرسی
auditing latest : آخرین حسابرسی
auditing practices board (APB) : هیئت اجرایی حسابرسی
auditing practices committee (APC) : کمیته اجرایی حسابرسی
auditing principles, principles of auditing : اصول حسابرسی
auditing standards board : هیات استانداردهای حسابرسی
auditing standards execufue committee : کمیته اجرایی استانداردهای حسابرسی
auditor′s certificate : گواهی حسابرس، تاییدیه حسابرس
auditor′s examination : آزمایش (امتحان) حسابرس
auditor′s policy : رویه حسابرس ، خط مشی حسابرس
auditors′ standard report : گزارش استاندارد حسابرسان
authoritative guidelines : رهنمودهای آمرانه / قاطع
authorities : مقامات
authority bonds : اوراق قرضه دولتی
authority option for reimbursement : اختیار با مجوز استرداد وجه
authorization option for reimbursement : حق اختیار در استرداد وجه
authorized cost : هزینه مجاز
authorized issues : تعداد سهام (اوراق) مجاز برای انتشار
authorized minimum share capital : حداقل سرمایه مجاز
authorized resources : منابع مجاز
authorized share : سهام مجاز
authorized signing officer : دارنده امضاء
authorized stock : تعداد سهم مجاز
authorized wages rate : نرخ رسمی دستمزد
automated system for customs data) (ASYCUDA) : سیستم خودکار برای داده های گمرکی (آسیکودا)
automatic balance accounts : حساب های متوازن
automatic data processing (ADP) : پردازش خودکار داده ها
automatic withdrawals : برداشت های ثابت
autonomous branch : شعبه مستقل
autonomous divisions : بخشهای مستقل
autonomous expenditures : هزینه های مستقل
auxiliary activities : اقدامات کمکی
auxiliary enterprise : خدمات کمکی، خدمات اضافی
auxiliary operations : عملیات کمکی
availability of books : در دسترس بودن دفاتر
available for sale : آماده برای فروش
available hours : ساعت کار
available surplus : مازاد آماده (تقسیم)
available-for-sale : آماده برای فروش
available-for-sale securities : اوراق بهادار آماده برای فروش
average annual return on investment method : روش میانگین نرخ بازده سرمایه گذاری
average annual return, on investment method, average cost method : روش میانگین
average collection period / average number of days receivables outstanding : دوره وصول مطالبات تجاری
average cost (expense) : متوسط هزینه
average cost price : متوسط بهای تمام شده
average day-supply : متوسط دوره فروش
average purchase rate : نرخ متوسط خرید
average stock : متوسط موجودی
average stock keeping (holding) : متوسط نگهداری موجودی
average stock level : سطح متوسط موجودی
avoid, sustain : پرهیز کردن، خویشتنداری کردن
avoidable cost : هزینه اجتناب پذیر
avoidance clause, defeasance clause : شرط لغو، قید فسخ، ماده الغاء قرارداد
avoiding costly mistakes : اجتناب / احترام از اشتباهات پر هزینه
award of damages : جبران خسارت
baby bonds : اوراق قرضه کم ارزش
back charges : پرداخت مخارج انجام شده
back taxes : مالیات عقب افتاده
back-up calculation sheet, backing : ورقه محاسبات
backing sheet : ورقه پشت نویسی
bad debt expense : هزینه مطالبات سوخت شده
bad debt provision : ذخیره مطالبات سوخت شده
bad debts allowance account : حساب ذخیره مطالبات مشکوک الوصول
debts recovered : بازیافت مطالبات سوخت شده
bailsman : ضامن
balance at the end of the year, end of the year balances : مانده های آخر سال
balance of accounts : مانده حساب ها
balance of external claims : مانده مطالبات
balance of goods and services : تراز کالاها و خدمات
balance of revenue and expense : موازنه دخل و خرج
balance on goods and services : موازنه حساب کالا و خدمات
balance sheet (statement of financial position) : ترازنامه، صورت وضعیت مالی
balance sheet approach : رویکرد (نگرش) ترازنامه ای
balance sheet audit : حسابرسی ترازنامه (ای)
balance on sheet budget : بودجه ترازنامه ای
balance sheet classification : طبقه بندی حساب ها در ترازنامه
balance sheet comparative : ترازنامه تطبیقی (مقایسه ای)
balance sheet consideration : ملاحظات قابل توجه در ترازنامه
balance sheet date : تاریخ ترازنامه
balance sheet equation : تعادل ترازنامه ، معادله ترازنامه
balance sheet format : شکل ترازنامه
balance sheet heading : عنوان ترازنامه
balance sheet method : روش ترازنامه
balance sheet value : ارزش ترازنامه ای
balance sheet value of asset : ارزش ترازنامه ای دارایی
balance sheetproforma : ترازنامه فرضی (با ارقام فرضی)
balanced items : اقلام متوازن
balanced scorecard approach : روش(رویکرد) ارزیابی متوازن
bank account reconciliation statement : صورت تطبیق بانک
bank correspondent : بانک طرف معامله
bank credit, lines of credit : اعتبار بانکی وام بانکی، تسهیلات بانکی
bank deposit : سپرده بانکی
bank deposit account : حساب سپرده بانکی
bank deposit liability : بدهی سپرده بانکی
bank discount : تنزیل بانکی، نزول بانکی، تخفیفی بانکی
bank discount rate : نرخ تنزیل بانکی
bank draft (banker′s cheque; banker′s draft) : حواله بانکی، برات بانکی
bank facilities : تسهیلات بانکی
bank interest : بهره بانکی
bank overdraft, cash overdraft : اضافه برداشت (ازحساب) بانکی
bank passbook : دفترچه حساب پس انداز بانک
bank post bill : برات پستی بانکی
bank post remittance : پرداخت پستی بانکی
bank reserves : ذخایر بانک
bank service charges : هزینه های خدماتی بانکی
bank′s clearance house : اطاق پایاپای بانکها
bank′s draft, bank bill : برات بانکی
bank′s liabilities : تهدات بانکی
bank′s transfer : حواله بانکی
banker′s automated clearing system (BACS) : سیستم رایانه ای پایاپای بانک ها
banker′s cheque, draft, cashier′s cheque : چک بانکی
banker′s lien : حق وصول طلب بانکدار
banker′s order : حواله بانکی، دستور به بانک
banker′s payment, inter banks payment : پرداخت بین بانک ها، حواله بانکی
banker(s) : بانک دار
banker′s draft order cheque : چک حواله کرد
banker′s payment : پرداخت بانکی
banker′s acceptance : اسناد تضمین شده بانکی
banking deposit account : حساب سپرده بانکی
banking principles : اصول بانکداری
banking transactions : معاملات بانکی
bankruptcy of partnership : ورشکستگی شرکت سهامی
bankruptcy proceedings : اقدامات (اعمال) ورشکستگی
bankruptcy risk : ریسک ورشکستگی
bankruptcy trustee : تولیت ورشکستگی
banks pension fund : صندوق بازنشستگی بانک ها
banks′ mergers : ادغام بانکها
barbell portfolios : مجموعه اوراق قرضه
bargain purchase : خرید با چانه زدن، گرفتن تخفیف در خرید
bargain purchase option : اختیار خرید با قیمت کم
bargains market : بازار داد و ستد (قابل چانه زدن)
barometer stock : سهم شاخص
barter system : روش معامله پایاپای، دادو ستد، سیستم مبادله کالا
barter transaction : معامله پایاپای (تهاتری)
base currency : پول مبنا
base pay : حقوق ثابت، حقوق پایه
base period : دوره اصلی (پایه)
base price : قیمت مبنا، قیمت پایه
base rate, key rate : نرخ پایه (مبنا)
base stock method of valuation (valuing) : روش موجودی پایه در ارزیابی
base year : سال پایه، سال مبنا
basic (fundamental) accounting concept, fundamental accounting concepts : مفاهیم اساسی حسابداری
basic (wages- rate) : دستمزد پایه
basic accounting concepts : مفاهیم اساسی حسابداری
basic accounting equation : معادله اصلی حسابداری (دارایی = بدهیها + سرمایه)
basic audit process : فرآیند اساسی حسابرسی
basic budget : بودجه پایه (اصلی)
basic control : کنترل اساسی
basic cost : هزینه اساسی، قیمت مبنا
basic earning (income) : درآمد پایه
basic earning′! per share (BEPS) : سود اولیه (پایه) هر سهم
basic expenditure : هزینه های اصلی
basic labor rate : نرخ پایه مزد
basic of accounting : مبنای حسابداری
basic of apportionment : مبنای تسهیم
basic of customs duty : ماخذ حقوق گمرکی
basic pension : مستمری ثابت
basic period : دوره مبنا / پایه
basic planning : برنامه ریزی پایه (اساسی)
basic standard cost : بهای تمام شده استاندارد
basic wage rate : نرخ دستمزد پایه
basic yield, nominal return : بازده اساسی
basing poin : مبنای تعیین وقت
basing rate : نرخ اولیه، نرخ پایه
basing-point rate : نرخ مبدا
basing of accounting, accounting procedure : روش عمل حسابداری
basis of allocation : اساس تسهیم
basis of allotment : اساس تخصیص
basis of apportionment : مبنای تخصیص
basis of appropriation : اساس تخصیص وجه
basis of contribution : مبنای پرداخت حق بیمه
basis of cost allotment : اساس تخصیص هزینه
basis point : یک صدم، یک درصد
batch processing : پردازش دسته ای
batch-order costing, batch costing : هزینه یابی سفارشات دسته ای
bater transaction : مبادله پایاپای
bean counters : نامی تحقیر آمیز برای حسابرسان
bear position : وضع راکد
hearer bond, coupon bonds : اوراق قرضه بی نام
bearer sale, forward sale : فروش سلف (سهام)
bearer security (bearer bond) : اوراق قرضه بی نام
bearer seller : فروشنده سلف (سهام)
bearer share (stock) : سهم بی نام (درجه حامل)
bearer share certificate : گواهینامه سهم بی نام
bearer sharer (stock) : سهام بی نام
bearish market : بازار رو به افول
bed and breakfast : شام تا بام ، شب تا صبح
beginning cash balance : مانده نقدی اول دوره
behavioral accounting research : تحقیقات حسابداری رفتاری
bellweather security : اوراق بهادار راهنما
beneficial interest : بهره سودمند، بهره ناشی از سرمایه گذاری، حقوق انتفاعی
beneficial ownership : مالکیت نسبت به منافع
beneficiary′s bank : بانک کارگزار
benefit accumulated postretirement obligation : بدهی مزایای انباشته بعد از بازنشستگی
benefit analysis : تحلیل هزینه / فایده
benefit expense (cost) : هزینه مزایا
benefit list : آزمایش فایده
benefit -cost analysis : تجزیه و تحلیل هزینه و منفعت، مقایسه منافع حاصل با هزینه های مربوطه
benefit-cost ratio, profitability ratio : نسبت سودآوری، مقایسه هزینه و سود
benefits plan : طرح مزایا
benefits-provided ranking : اولویت بندی بر مبنای ارائه خدمات
bequest : ارث
best profit equilibrium point : نقطه تعادل بهترین سود
best profit point : نقطه بهترین سود
beta risk : احتمال خطر بتا
beta stationary : ثابت بودن ضریب بتا
bias : تمایل، سوگیری، تعصب، یک سونگری ، تورش ، بایاس
bid and ask : اعلان قیمت های خرید و فروش یک سهم
bid asked prices : قیمت پیشنهادی / قیمت درخواست
bid-ticket lease bill : اجاره ماشین آلات و تجهیزات گران قیمت
big boys, the big eight : مدیران موسسات مالی بزرگ، اصطلاحی است که برای هشت موسسه حسابرسی بزرگ جهان به کار می رفت
bilateral stockholding : مالکیت متقابل سهام
bill broker discount broker, bill dealer : کارگزار اوراق خزانه، دلال سفته یا برات
bill discount market : بازار تنزیل برات
bill discount rate : نرخ تنزیل برات
bill discounted : سفته یا برات تنزیل شده
bill of entry (customs) : صورت اقلام ورودی، اظهارنامه ورودی (درگمرکات)
bill of goods : صورت مخارج کالا
bill of lading (B/L), invoice, bill,Shipment bill : بارنامه، سند حمل کالا
bill of quantities (bill of materials) : فهرست اقلام مورد نیاز
bill of sale : سند فروش، مبایعه نامه
bill of sight : اعلامیه موقت (دیداری)
bill payable after sight : برات قابل پرداخت پس از رویت
bill register : دفتر ثبت برات
billing cost (expense) : هزینه صدور فاکتور (یا صورتحساب)
bills : اسناد قابل تنزیل (در بانکداری)
bills book : دفتر برات
bills documents : اسناد برواتی
bills documents payable : اسناد برواتی قابل پرداخت (پرداختنی)
bills documents receivable : اسناد برواتی قابل دریافت (دریافتی)
bills for collection : بروات قابل وصول (وصولی)
bills payable (B/P) : بروات (اسناد) پرداختنی
bills protested : بروات واخواستی
bills receivable, notes receivable : اسناد دریافتنی
bin card (store card) : کارت فروشگاه کارت موجودی کالا (در انبار)
binonrial distribution : توزیع آماری
black Jist : لیست سیاه
bJank endorsed : ظهرنویسی بدون قید و شرط
blank endorsement : ظهرنویسی بدون ذکر نام حامل، ظهرنویسی بدون قید و شرط
blank transfer : نقل و انتقال سهام بدون نام انتقال دهنده و کسی که سهام به او انتقال می یابد
block purchase of shares : خرید سهام به دفعات
block sample selection : انتخاب نمونه به صورت خوشه ای (مقطعی)
blocked account, closed account : حساب محدود
blocked funds : وجوه مسدود شده
blue collar workers : کارگران یدی
board of directors : هیئت مدیره، هیئت رئیسه
board of governors : هیات رئیسه
board of inspectors : هیات بازرسان
board of supervisors : هیئت نظار
board of trustees : هیات امنا
boarding and search of means : ورود به وسایط نقلیه و بازرسی آن
bond accepting houses : موسسات پذیرش بروات
bond anticipation notes : اسناد کوتاه مدت
bond conversion : تبدیل اوراق قرضه
bond discount : تنزیل اوراق قرضه / بهادار
bond discount and premium : کسر و صرف اوراق قرضه
bond issue : صدور اوراق قرضه
bond issue expense (cost) : هزینه انتشار اوراق قرضه
bond outstanding method : روش اوراق قرضه (در دست مردم، معوق)
bond premium, premium on bonds : صرف سهام قرضه (اوراق قرضه)
book of secondary entry, book of second entry, book of final entry : دفتر ثبت ثانوی
book surplus : مازاد (سود انباشته) پیش از اینکه حسابرس در این مورد اظهار نظر نماید و صحت آن را تایید کند
book value (of a plant asset) : ارزش دفتری (دارایی ثابت مشهود)
book value per share : ارزش دفتری هر سهم
book-keeping entries : ثبت های دفترداری
bookkeeping, single entry : دفترداری یک طرفه
books accounts and vouchers : دفاتر حسابها و اسناد روزنامه
books of account : دفاترکل، روزنامه و سایر ثبت های حسابداری
bootstrap : خرید درصد بالایی از شرکت به صورت نقد
border customs : گمرکات مرزی
borrowed funds, loan funds : وجوه استقراضی
borrowers note : قبض بدهکاری
borrowing by banks : اخذ وام توسط بانک ها
borrowing costs : مخارج تامین مالی
borrowing from banks : اخذ وام از بانکها
borrowing power of securities : قابلیت وام گیری اواراق بهادار
borrowing-up system : سیستم پایین به بالا
bottom-up forecasting : پیش بینی بر مبنای از پایین به بالا
bouncing cheque, bad cheque- (US) : چک برگشتی
bound, limit, restrict : محدود کردن، منحصر کردن
boundary of opportunity set : حد و مرز مجموعه فرصتهای سرمایه گذاری
bourse, exchange capital market : بورس
branch bank accounts : حساب های بانکی شعبه
branch books : دفاترشعبه
branch stock : موجودی کالای شعبه
branches′ account : حساب شعب
branches′ books : دفاتر شعب
brand switching : تغییر استفاده از یک نام تجاری به نام تجاری دیگر
breach of trust : خیانت در امانت اعتمادشکنی،ارتکاب جرم به وسیله امین
break even conditions : شرایط سربه سری
break in share price : کاهش قیمت سهام
break of clause : نقض مفاد
break-down analysis : تجزیه وتحلیل مانده حسابها (تفکیک و بررسی حسابها)
break -even point analysis : تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر
breakeven analysis : تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر
british accounting association (BAA) : انجمن حسابداری بریتانیا
broker′s advice : اعلامیه کارگزاران
broker′s contract : قرارداد دلالی (حق العمل)
broker′s loan : وام کارگزار
broker′s sold note : اعلامیه فروش دلال
brokerage commission, brokerage fee task work : کارمزدی، حق العمل کارگزار در بورس
bucket shop : سفته باز
budget analyst : تجزیه وتحلیل کننده بودجه
budget assumptions : مفروضات بودجه
budget classification : طبقه بندی بودجه
budget components : اجزای تشکیل دهنده بودجه
budget cost allowance : بودجه تخصیص یافته به یک مرکز بودجه یا مرکز هزینه، هزینه مجاز بودجه ای
budget estimates : برآوردهای بودجه
budget expenditures : مخارج بودجه
budget forecast : پیش بینی بودجه
budget manual, budget format, budget instruction : کتابچه بودجه، راهنمای بودجه
budget preparation process : جریان تنظیم بودجه، مراحل تهیه بودجه
budget reserve : ذخیره بودجه (جهت تعادل درآمد و هزینه)
budget slush : بودجه مخفی، سری
budget surplus and deficit : اضافه وکسری بودجه
budget-to-actual comparisons : مقایسه بودجه با اطلاعات واقعی
budgetary accounts : حساب های بودجه ای
budgetary appropriations : تخصیص بودجه
budgetary control of purchase : کنترل بودجه ای خرید
budgetary slack : کسر بودجه
budgeted balance sheet : ترازنامه بودجه ای
budgeted cash balance : مانده نقدی بودجه ای
budgeted cash receipts : دریافت های نقدی بودجه ای
budgeted cost (expense, expenditure) : هزینه بودجه ای (بودجه شده)
budgeted direct labor hours : ساعات کار مستقیم بودجه ای
budgeted fixed cost : هزینه ثابت بودجه ای
budgeted income statement : صورتحساب سود و زیان بودجه شده
budgeted margin (gross) profit : سود ناویژه بودجه ای
budgeted unit selling price : قیمت بودجه ای هر واحد فروش
budgeed variable cost : هزینه متغیر بودجه ای
budgeter′s estimates : برآوردهای بودجه بندی
budgeting gamesmanship : شگرد بودجه بندی
budgeting procedures : روشهای (رویه های) بودجه بندی
budgeting process : فرآیند بودجه بندی
buffer stock : موجودی احتیاطی
building license, bulding permission, : پروانه ساختمان
building rental charge (expense) : هزینه اجاره (کرایه) ساختمان
building society : صندوق مشترک سرمایه گذاری، شرکت (تعاونی) اعتباری مسکن، بانکن مسکن
bulding maintenance cost (expense) : هزینه نگهداری ساختمان
bulk cargo, bulk goods : کالای بسته بندی نشده، کالای فله
bulk materials : مواد انباشتنی (غیر قابل شمارش)
bulk purchase : خرید عمده
bulk transport : حمل به صورت فلّه
bull spread : شکاف خوش بینانه
bullish market : بازار احتکاری، بازار رو به رونق
bullish stocks : سهام رو به رونق
bummy names on payroll : اسامی ساختگی در لیست حقوق
bundle of rights : حقوق ناشی از مالکیت
business : کسب و کار، تجارت، بازرگانی
business activity : فعالیت تجاری
business agency, trade representation : نمایندگی تجاری
business agent : نماینده تجاری کارگزار، عامل
business combination : ترکیب واحدهای تجاری
business cycle : دوره فعالیت تجاری، چرخه تجاری
business cycle indicators : شاخصهای چرخه تجاری
business data : مجموعه اطلاعات بازرگانی
business data processing : پردازش اطلاعات بازرگانی
business day : روزکاری، روز غیر تعطیل
business decision making : تجاری تصمیم گیری
business enterprise (entity or unit) : واحد تجاری
business entity : شخصیت حقوقی واحد تجاری، شخصیت تجاری
business entity concept : اصل تفکیک شخصیت حقوقی از شخصیت حقیقی
business ethics : اخلاقیات بازرگانی
business failure : شکست تجاری
business functions for the sales : فعالیتهای تجاری چرخه فروش و وصول مطالبات
business goods : کالای تولیدی
business hour : ساعت کار تجاری
business intelligence (BI) system : سیستم هوشمند تجاری
business interruption insurance, work termination insurance : بیمه توقف کار
business law : حقوق بازرگانی، قانون تجارت
business loan : وام تجاری
business name, trade name : نام واحد تجاری
business plan : برنامه واحد تجاری، برنامه کسب و کار
business purpose : قصد تجاری
business relations : روابط تجاری
business risk : ریسک تجاری
business segments : بخش های واحد تجاری
business termination insurance : بیمه توقف عملیات تجاری (به علت حوادث)
business transaction : فعل و انفعالات تجاری
business trust : نوعی مشارکت خصوصی
business wluation : تعیین ارزش واحد تجاری
business year : سال تجاری
business-value-added : ارزش افزوده تجاری
businessman : کاسب، بازرگان، تاجر
bust out : خرید کالا به حجم بزرگ و فروش فوری به نقدی و سپس اعلام ورشکستگی
buy minus : خرید زیر قیمت
buy on the close : خرید آخر قیمت
buy stop order : سفارش خرید بهتر از قیمت تعیین شده
buy-out insurance : بیمه متقابل
buyer′s credit : اعتبار خرید
buyer′s market : بازار خریدار
by laws : مقررات، آیین نامه
by-product cost : هزینه محصول فرعی
by-product sale : فروش محصول فرعی
cabinet security : اوراق بهادارغیر فعال
calendar spread : شکاف تقویمی
call deposit account : حساب سپرده دیداری
call deposit interest : بهره سپرده دیداری
call premium, securities redeemable,redemption premium : صرف بازخرید، اوراق بهادار قابل بازخرید (عندالمطالبه)، اوراق بهاداری که از انتشار دهنده می تواند پیش از سررسید، وقیمتی مشخص، بازخرید کند
call provision : شرط بازخرید، اوراق بهادار
call value, redemption value, call price,surrender value : ارزش بازخرید
call(ed)-up share capital : مبلغ مطالبه شده سهام سرمایه
call-up, subpoena, summons, sum of the years, digits method : احضاریه، جلب
callability risk : ریسک قابلیت بازخرید
callable bonds : اوراق قرضه قابل بازخرید، اوراق قرضه دیداری
callable deposit : سپرده عندالمطالبه (دیداری)
callable preference shares : سهام ممتاز با سود انباشته
callable preferred stocks : سهام ممتاز قابل بازخرید قبل از سررسید
callable security : اعلام باز خرید، اعلام پرداخت باقیمانده اوراق بهادارپذیره نویسی شده
callable shares : سهام بازخریدنی (عندالمطالبه)
Canadian institute of chartered accountants (ClCA) : انجمن حسابداران رسمی کانادا
cancellabellease : اجاره قابل فسخ
cancelled shares : سهام باطل شده
canon of ethics : اخلاقیات
cantiogencies : رویدادهای احتمالی
capacity constraint : محدودیت ظرفیت
capacity usage variance : مغایرت مصرف ظرفیت
capital acquisition and repayment cycle : چرخه تحصیل سرمایه و بازپرداخت
capital and reserves : سرمایه و اندوخته ها
capital asset, fixed asset, plant asset : دارایی ثابت، دارایی سرمایه ای
capital bonus : سود سهمی، سود به صورت سهام
capital budget sources : منابع بودجه سرمایه ای
capital budget sources and applications : منابع و مصرف بودجه منابع سرمایه ای
capital calIs : درخواست مطالبه سرمایه
capital charges : هزینه تامین سرمایه
capital expenditure (capital costs; capital investment; investment costs;investment expenditure) : هزینه سرمایه ای، مخارج سرمایه ای
capital fonnation gain (or loss) : سود یا زیان تشکیل سرمایه
capital funds appropriation : تخصیص اعتبارات سرمایه ای
capital gain or loss : سود یا زیان سرمایه ای
capital goods : کالای سرمایه ای
capital increase, increase of capital : افزایش سرمایه ای
capital instruments : ابزارهای مالی برای تامین سرمایه
capital intensive : ابزار تامین سرمایه
capital lease : اجاره دارایی های سرمایه ای، رهن کالاهای سرمایه ای
capital lease payment : پرداخت اجاره های سرمایه ای
capital market disorders : اختلالات (بی نظمی های) بازار سرمایه
capital notes (bills) : بروات سرمایه ای
capital orders : سفارش کارهای سرمایه ای
capital paid in excess of par value : صرف سهام
capital paid in specie : سرمایه پرداخت شده نقدی
capital preservation : اصل حفظ سرمایه
capital projects fund : حساب مستقل پروژه ها، حساب پروژه های سرمایه گذاری عمرانی
capital reconciliation statement : صورت منابع و مصارف سرمایه
capital redemption reserve : ذخیره بازخرید سرمایه
capital redemption reserve funds : وجوه اندوخته ای باز خرید سرمایه
capital rent, ca.,ital lease : اجاره سرمایه (ای)، اجاره بلند مدت
capital repairs cost : هزینه تعمیرات اساسی (سرمایه ای)
capital replacement expenditures : مخارج جایگزینی سرمایه ای
capital reserve : اندوخته سرمایه ای
capital reserve account : حساب اندوخته سرمایه ای
capital reserve funds : وجوه اندوخته سرمایه ای
capital risk : ریسک سرمایه
capital share (stock) : سهم سرمایه ای
capital statement : صورتحساب سرمایه
capital stock certificate book : دفترثبت سهام
capital stock subscribed : سهام پذیره نویسی شده
capital stock surplus : مازاد ارزش سهام سرمایه ای (صرف سهام)
capital structure (financial structure) : ترکیب سرمایه، ساختار سرمایه (ساخت سرمایه)
capital structure ratio : نسبت ساختار سرمایه، نسبت وام به سرمایه
capital structure theory : تئوری ساخت سرمایه
capital sum : کل مبلغ سرمایه
capital supply : عرضه سرمایه
capital surplus : مازاد سرمایه (ای)
capital transactions : مبادلات سرمایه ای، معامله در اقلام سرمایه ای
capital transfer tax (CTl) : مالیات نقل و انتقال سرمایه
capital usage ratio : نسبت مصرفی سرمایه
capital-asset pricing model (CAPM) : مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای
capital-stock discount : کسر سهام
capital-stock premium : صرف سهام
capitalization issue : صدور سود سهمی، صدور سهام از محل سود
capitalization of borrowing cost : به حساب داراریی بردن هزینه استقراض
capitalization of borrowing expenses : منظور نمودن مخارج استقراضی
capitalization of interest : ارزش فعلی بهره هایی که درآینده وصول خواهند شد
capitalize reserves (to) : تبدیل به سرمایه کردن اندوخته ها
capitalized cost (expense), capital expenditure (cost) : هزینه سرمایه ای، مخارج سرمایه ای
capitalized lease obligations : تعهدات اجاره ای بلندمدت سرمایه ای
capitalized surplus : مازاد منتقل به سرمایه، مازاد (اندوخته) تبدیل به سرمایه شده
cargo / consignment : محموله، بار (کشتی یا هواپیما) / محموله، مرسوله، حمل، ارسال
cargo inspection fee : حق الزحمه بازرسی (محموله) کشتی
cargo insurance : بیمه محموله کشتی، بیمه محصولات، بیمه کالا (باربری)، بیمه بار
cargo manifest : مانیفیست محموله (بار)
cargo ship, freighter : کشتی باری
carriage and insurance paid to (CIP) : پرداخت کرایه حمل و بیمه کالا تا مقصد
carriage inwards : بیمه حمل کالاهای خریداری شده، هزینه خریدار بابت حمل کالا
carriage outward(s), freight out : هزینه حمل کالای فروخته شده
carring interest expense : هزینه یهره انتقال به دارائی
carrying cost : هزینه نگهداری دارایی
carrying value, book value, value transferred, variable cost : ارزش دفتری، ارزش انتقالی به دوره بعد
cash ability : قابل نقد شدن
cash account : حساب صندوق، حساب موجودی نقدی
cash acquisition : تحصیل نقدی
cash advance received : پیش دریافت نقدی
cash and cash equivalent : نقد و شبه نقد
cash asset : دارایی نقدی
cash assets ratio : نسبت دارایی های نقدی
cash balance : مانده موجودی نقد
cash balance on hand, cash balance,money cash : موجودی پول نقد
cash base : پایه نقدی
cash basis (of accounting) : روش نقدی حسابداری
cash benefits : مزایای نقدی
cash bonus : پاداش نقدی
cash book : دفتر صندوق، دفتر نقدی
cash box : صندوق پول
cash break-even point : نقطه سر به سر نقدی
cash buying price : قیمت خرید نقدی
cash capital : سرمایه نقدی
cash change fund : حساب پول خرد
cash cheque : چک نقدی
cash collections : وصولی های نقدی
cash commitments : تعهدات نقدی
cash commodity : کالای نقد
cash contnbution : سهمیه نقدی
cash conversion : تسعیر وجوه نقدی
cash credit : اعتبار نقد
cash credits account : حساب اعتبارات نقدی
cash cycle : چرخه وجوه نقد
cash debt coverage ratio : نسبت پوشش بدهی های نقدی
cash deficit provision : ذخیره کسری صندوق
cash deficit, cash shortage : کسری وجه نقد
cash disbursement : پرداخت نقدی
cash disbursement authorization : دستور پرداخت نقدی
cash disbursements journal, cash payment earned : دفتر روزنامه پرداخت نقدی
cash discount period : دوره استفاده از تخفیف نقدی
cash dividend : سود نقدی تقسیمی
cash dividend declared : سود سهام نقدی اعلام شده
cash dividend paid : سود سهام نقد پرداخت شده
cash down sale, cash sale : فروش نقد
cash draw down : پول خارج شده از...
cash due : وجه نقد بدهی
cash due from : وجه نقد طلبکار از
cash due to : وجوه نقد بدهکار به
cash earning(s) : عواید نقدی
cash equivalent : شبه نقد، گردش وجوه نقد
cash equivalent value : معادل نقد
cash float : پول خرد
cash float amount : مبلغ تنخواه گردان
cash flow : جریان نقدی، گردش وجوه نقد
cash flow adequacy ratio : نسبت کفایت جریان نقدی
cash flow from investing activities : گردش وجوه فعالیت های سرمایه ای
cash flow from operating activities : گردش وجوه فعالیت های عملیاتی
cash flow method : روش گردش وجوه نقد
cash flow per share : جریان نقدی هر سهم
cash flow period : دوره گردش وجوه
cash flow position statement : صورت وضعیت گردش وجوه نقدینه
cash flow return on asset : بازده نقدی دارایی
cash flow statement : صورت جریان نقدی ، صورت جریان وجوه نقد
cash flow to capital expenditure ratio : نسبت جریان نقدی به هزینه سرمایه، بازده نقدی دارایی
cash flows from financing activities : جریانهای نقدی حاصل از فعالیتهای تامین مالی
cash forecast : پیش بینی نقدینگی
cash from operations ratio, cash flow ratio : نسبت گردش نقدی
cash in flows : جریانات نقدی ورودی
cash in hand, cash : موجودی نقد
cash in process of collection : پول در جریان وصول ، موجودی نقد در جریان وصول
cash in safe : موجودی نقد در صندوق
cash in transit : وجوه بین راهی، وجوه نقد (سکه، اسکناس و چک) در راه
cash income : درآمد نقدی
cash inflow, inflow of cash : جریان ورود وجوه نقد
cash items : اقلام نقدی
cash journal : دفتر روزنامه وجوه نقد، دفتر صندوق
cash limit : حد پرداخت نقدی
cash list : صورت موجودی نقد
cash listing : صورت برداری از موجودی نقد
cash management : مدیریت وجوه نقد
cash market : معامله نقدی، بازار نقدی
cash method : روش نقدی
cash needs, cash requirements : احتیاجات نقدی ، نیازهای نقدی
cash office : اداره صندوق
cash on delivery : پرداخت نقدی به مجرد تحویل کالا
cash on delivery (COD) : نقد هنگام تحویل ، پرداخت وجه هنگام دریافت محموله
cash on delivery of goods : تحویل کالا در محل کار (...نام محل مقرر)
cash on delivery of parcel : تحویل بسته در مقابل وجه نقد
cash on hand : پول نقد در دسترس
cash on the way : پول نقد در راه
cash order : سفارش نقدی
cash out flow : جریان خروج پول (جریان پرداخت ها)
cash over and short : کسری و اضافه صندوق
cash over draft : اضافه برداشت بانکی
cash payment : پرداخت نقدی
cash penalty, amerciament (amercement) : جریمه نقدی
cash position : وضعیت نقدینگی
cash position ratio : نسبت موقعیت نقد (جمع نقد و قابل وصول به بدهیهای جاری)
cash purchase : خرید نقدی
cash ratio (liquidity ratio) : نسبت نقدی (جمع وجه نقد و قابل وصول به بدهی های جاری)
cash receipts : دریافت های نقدی
cash receipts & disbursement method : روش دریافت ها و پرداخت های نقدی
cash received from work certified : وجه نقد دریافتی از بابت کار گواهی شده
cash records : مدارک و شواهد مربوط به دریافت، پرداخت، سپرده و برداشت از وجوه نقد
cash register, cash book (CB) : دفتر صندوق، ماشین ورود و خروج نقدی
cash requirements : جدولی که نشان دهنده وجوه نقد مورد نیاز برای عملیات جاری یا سرمایه گذاری است
scash requirements provision : پیش بینی احتیاجات نقدی
cash reserve : اندوخته نقد
cash resources, funds : منابع نقدی
cash risk : خطر وجوه نقد (ریسک نقدینگی)
cash shortage : کمبود وجه نقد
cash squeeze : فشار نقدی
cash statement : صورت وجوه نقد و موجودی بانک
cash value : ارزش نقدی
cash withdrawal : برداشت نقدی
cash yeild : بازده نقدی
cash-up approach : روش غیر مستقیم، روش مغایرت گیری
cashable : نقد شدنی
cashable asset : دارایی قابل نقد
cashed cheque : چک نقد شده
cashier : صندوقدار، تحویل دار
cashier′s check (cheque) : چک بانکی، چک تضمین شده، چک عهده خود بانک
casual profit : سود اتفاقی
casualty : زیان یا خسارت اتفاقی
casualty insurance : بیمه حوادث
casualty loss : زیان مالی
catch phrase or catchline : شعار جذب مشتری
catch up adjustment : اصلاح یا تعدیل جبرانی، اثر انباشت تغییرات حسابداری
causal factors : عوامل علت و معلولی
causality : رابطه علیّت
causation relationship, causation : رابطه علت و معلمول
census : سرشماری
centra-balances : مانده های متقابل
central administration of customs : اداره کل گمرک
central insurance pension fund : صندوق بازنشستگی بیمه مرکزی
central warehouse : انبار مرکزی
centralization of affairs : تمرکزامور
centralization of records : تمرکز اسناد و مدارک
centratized accounts : حساب های متمرکز
centratized storage : انبارداری متمرکز
certificate of accounts : گواهی حسابها
certificate of accounts by auditor : گواهی حسابها توسط حسابرس
certificate of analysis : گواهی بررسی، گواهی آنالیز
certificate of bonds : گواهی اوراق قرضه
certificate of deposit : گواهی سپرده، سند سپرده بانکی
certificate of deposit (CD), deposit certificate : گواهینامه سپرده
certificate of indebtedness : ورقه قرضه، گواهینامه بدهکاری
certificate of insurance : بیمه نامه
certificate of insured assets : گواهی دارایی های بیمه شده
certificate of loss : گواهی محو اسناد
certificate of measurement : گواهی مقدار
certificate of partial completion,provisional completion certificate : گواهی موقت انجام کار
certificate of partnership : گواهی مشارکت
certificate of protest, protest : گواهی نکول (واحد برات)
certificate of provisional : گواهی (تحویل) موقت کار
certificate of quality, manaufaturer′s or supplier′s quality or inspection certificate : گواهی کیفیت، گواهی کیفیت یا بازرسی فروشنده یا تولید کننده
certificate of registry : گواهی ثبت
certificate of work in progress : گواهی کار در مراحل تکمیل (ساخت)
certificate to commence business : پروانه راه اندازی شرکت
certified accounts : حساب های تایید شده
certified autitor′s report : گزارش حسابرس مجاز (حسابدار رسمی)
certified books : دفاتر گواهی شده
certified financial statement : صورت مالی گواهی شده
certified infonnation systems auditor (CISA) : حسابرس رسمی سیستم های اطلاعاتی
certified statement : صورتحساب (صورت وضعیت) گواهی شده
certified stock : کالای تایید شده
certify accounts : تایید (تصدیق) کردن حسابها
certify invoices : تایید کردن سیاهه ها ، تایید کردن فاکتورها
certify the correction of the contents : گواهی صحت محتویات
cessation : توقف عملیات تجاری
cessation of learning : توقف یادگیری
cessation of work : تعطیل کار
cestui que trust : کسی که اطمینان می کند
chain discount : تخفیف زنجیره ای (دامنه دار)
chainnan of the board of directors : رییس هیئت مدیره
chainnan′s report (chainnan′s .statement) : گزارش رئیس هیئت مدیره
chamber of industry : اتاق صنایع
change in accounting estimates : تغییر در برآورد (های) حسابداری
change in accounting principles and methods : تغییر در اصول و روش های حسابداری
change in conversion rate : تغییر در نرخ تبدیل (ارز)
change in current requirements : تغییر در نیازهای جاری
change list : صورت احتیاجات پول خرد (صندوقدار) صورت اسکناس و پشیز
character set : مجموعه نشانه ها، نویسه ها
characteristic line : خط مشخصه
charge off, cost transfer, shifting of cost : انتقال هزینه (تغییر پرداخت هزینه)، به حساب زیان منظور کردن، از دفتر خارج کردن
charge-and -dischage statement : حساب انحصار وراثت
charges : مخارج، هزینه ها، اقلام بدهکار
charges collect (CC) : هزینه نقدا دریافت می شود
charges prepaid : هزینه پیش پرداخت شده
chlirging wharf / charging berth /discharging port : لنگرگاه بارگیری،اسکله بارگیری
charity commissioners : هیئت امناء سازمان خیریه
chart of accounts : فهرست حسابها
chartered association of certified accountant (CACA) : انجمن حسابداران خبره انگلستان
chartered institute of management accountants (ClMA) : انجمن حسابداران خبره مدیریت (انگلستان)
chartered institute of public finance and accountancy (CIPF A) : انجمن رسمی حسابداری و امور مالی (انگلستان)
chartered institute of taxation : موسسه حسابداران خبره مالیاتی
chartist : تحلیلگر مالی
chattel personal moveable property : دارایی منقول
cheap, inexpensive : کم بها، ارزان
cheapness : ارزانی
check list : سیاهه وارسی، فهرست کنترلی
check register : دفتر روزنامه برای ثبت چک هایی که صادر می شود، دفتر صدورچک
check stub : ته سوش چک
check without provision : چک بی محل
check, checking, examination.investigation : رسیدگی، بررسی
checking of goods : بررسی کالا، بازرسی کالا
checking of goods stock : رسیدگی موجودی کالا
checks and balance : کنترل و مقابله
cheque register book, cheque recording : دفتر
chief inspector : بازرس ارشد
child allowance. child′s benefit : حق اولاد، مدد معاش اولاد
child labor legislations : مقررات قانونی کار کودکان
choice in possession : حق بالفعل، حق غیر متنازع فیه
chronological indexing of records : طبقه بندی زمانی اسناد و مدارک
chronological records : ثبت های روزنامه به ترتیب تاریخ
circuJarimtion of debtors : اخذ تاییدیه از همه بدهکاران شرکت
positive circularization : اخذ تاییدیه مثبت از بدهکاران
circuJarimtion of debtors : گرفتن تاییدیه از همه بدهکاران شرکت
circulating papers : اوراق در گردش
circulating promissory notes : اوراق بدهی در گردش
circulation of cost. flow of costs : جریان گردش هزینه
circumstantial : قرینه (یا قراین)
circumstantional evidence : شواهد ضمنی
civil and military personnel : کرکنان لشگری و کشوری
civil pension fund : صندوق بازنشستگی کشوری
civil pension organization : سازمان بازنشستگی کشوری
civil servant : کارمند دولت
civil service pension : حقوق بازنشستگی کارمندان دولت
civil works : خدمات کشوری (خدمات اجتماعی)
civil works′ transport : خدمات حمل و نقل کشوری
claim for damages : ادعای خسارت کردن
claim of compensation : ادعای خسارت
claim of insurance : ادعای خسارت بیمه
claim, law suit : طلب، دادخواست، ادعا، تقاضا برای پرداخت یا جبران خسارت
claims handling : رسیدگی به شکایات
claims payable : مطالبات پرداختنی
clarify, clearness : صاف کردن، روشن کردن، روشنی، شفافیت، گویایی
classes of factory overhead : طبقات سربار کارخانه
classes of inventories : انواع مختلف موجدی کالا، طبقات مختلف موجودی
classes of shareholders : طبقات صاحبان سهام
classes of shares : طبقات سهام
classification by activity : طبقه بندی برحسب رشته فعالیت
classification by object : طبقه بندی برحسب موضوع
classification error : اشتباه ناشی از طبقه بندی اقلام
classification of accounts, classifying the accounts, accounts classification : طبقه بندی حسابها
classification of goods : طبقه بندی کردن کالاها
classification, grading, rating : درجه بندی، طبقه بندی
classified balance sheet : ترازنامه طبقه بندی شده
classified records : اسناد و مدارک طبقه بندی شده
classified stock : سهام طبقه بندی شده
classifying records and documents : طبقه بندی اسناد و مدارک
clause, provision : ماده، شرط
claused BIL : بارنامه مشروط
claused bill of lading : بارنامه مقیّد (سفید)
clean (opinion-report), fairness report,fairness report : گزارش غیر مشروط
clean surplus theory : تئوری مازاد خالص
cleaning expense : هزینه پاکسازی
cleaning of the site : آماده سازی محل کارگاه
clear and understandable : روشن و قابل فهم
clear the goods from customs, release the goods from the customs : ترخیص کالا از گمرک
clearance for home use : ترخیص جهت مصرف داخلی (قطعی)
clearance inwards : مجوز ورود کشتی
clearance papers : اوراق قرضه
clearance sale : فروش به منظور تصفیه، حراج
clearance statement, settement statement : صورتحساب تسویه (تصفیه)
clearing (or deposit) bank, saving bank : بانک پس انداز
clearing account, compensation account : حساب تهاتر (حساب پایاپای)، حساب موقت
clearing assets : داراییهای تصفیه
clearing banks office : اداره پایاپای بانکها
clearing house : اتاق پایاپای
clearing house funds : وجوه اتاق پایاپای
clearing house statement : صورتحساب اتاق پایاپای
clearing of the site : آماده سازی محل کارگاه
clearing outwards : اعلامیه خروج کشتی
clearing sheet : برگ تصفیه
clearings : وسائل (اسناد) واریز و تسویه
clerical jobs : مشاغل دفتری
client business risk : ریسک تجاری صاحبکار
client representation, representation letter : تاییدیه صاحبکار
close (the books) : بستن دفاتر
close a position : انجام دادن معامله مکمل
close company : شرکت خانوادگی
close off : بستن شرکت
close to control limit lines : نزدیک بودن به حدود کنترل
close to the central line : نزدیک بودن به خط مرکزی
closed account : حساب بسته شده، بدون مانده
closed corporation, closely-held corporation : شرکت بسته
closed out : فروش اجباری
closed trade : تجارت مسدود (غیر آزاد)
closed-end bond : سند وجه الضمان محدود
closed -end company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه محدود (ثابت)
rclosed-end fund, closed-end investment company : شرکت سرمایه گذاری محدود، صندوق مشترک
closed-end invesment company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه محدود (ثابت)
rclosed-end mutual fund : صندوق مشترک سرمایه گذاری با تعداد سهام ثابت (محدود)
closely held : مالکیت متمرکز
closely held corporation : شرکت سهامی خاص
closing : ثبت بستن حسابهای موقت
closing adjustment entry : ثبت تعدیلی اختتامی
closing adjustments : تعدیلات اختتامی
closing ba1ance : مانده پایان دوره
closing balance sheet : ترازنامه اختتامی (پس از تعدیلات حسابرسی)
closing date of accounts : تاریخ بستن حسابها
closing date of books : تاریخ بستن دفاتر
closing day : روز بستن حسابها، آخرین روز دوره حسابداری
closing entries : ثبت های مربوط به بستن حساب ها، ثبت اختتامی
closing inventory, inventory at end of period : موجودی آخر دوره
closing the accounts : اختتام حسابها
closing the books of original entry : بستن دفاتر ثبت اولیه
closing trial balance = postclosing trial balance : تراز آزمایشی اختتامیه
closing, close, wind up to close,to (pack), termination : بستن، اختتام
co-insurance : بیمه با مشارکت بیمه گذار، بیمه مشترک
coastal customs : گمرک ساحلی
coastal navigation : حمل و نقل ساحلی
code of conduct, ethics, code of professional conduct, rule of conduct : آیین رفتار حرفه ای، اخلاق حرفه ای
code of ethics : آیین رفتار حرفه ای، ضوابط اخلاقی
code of professional ethics : ضوابط اخلاق حرفه ای (آیین نامه انضباطی)
coding list : فهرست رمزبندی شده
coincident indicators : شاخصهای همزمان
coined money, specie : پول مسکوک
collateral notes; secured papers : اسناد تضمین شده
collateral security : وثیقه ضمانت، وثیقه شخص ثالث
collateral trust bonds : اوراق قرضه وثیقه (سهام یا اوراق دیگر)
collect customs duty : وصول حقوق گمرکی
collect savin~ : جمع آوری کردن پس انداز
collection bonus schemes : طرحهای پاداش دسته جمعی
collection charges, collection fee : هزینه وصولی
collection of goods : دریافت کالا
collection of overhead costs : جمع آوری هزینه های سربار
collective ownership : مالکیت اشتراکی
collective reserve : اندوخته مرکب (اشتراکی)
collective responsibility : مسئولیت دسته جمعی
collective responsibility of managers (directors) : مسئولیت دسته جمعی مدیران
collective responsibility of partners : مسئولیت دسته جمعی شرکاء
collectivism : سیستم اقتصادی اشتراکی
collectorship : تحصیلداری
collectorship office : اداره تحصیل داری
collision coverage : شمول جبران خسارت
collusion : تبانی
collusive pricing : قیمت گذاری تبانی شده
colsing rate, net investment m,etbod : روش تسعیر خالص سرمایه گذاری به نرخ پایانی
columnar accounts : حساب های ستون دار
columnar cash book : دفتر نقدی چند ستونی، دفتر صندوق چند ستونی
columnar entry system : روش ثبت ستونی
comanies under common management : شرکتهای تحت مدیریت مشترک واحد، شرکتهای زیر نظر مدیریت واحد
combined attnbutes and variables sampling : نمونه گیری برای تعیین حد اشتباه
combined balance sheet : ترازنامه ترکیبی
combined financial statement : صورت مالی ترکیبی
combined profit and loss account : صورتحساب ترکیبی سود و زیان
combined transport (CI) : حمل و نقل ترکیبی (حمل و نقل با چند نوع وسیله نقلیه)
combining contracts : ادغام کردن قراردادها
comment on accounts, interpretation of accounts : تفسیر حسابرسها
commercial discount : تخفیف تجارتی
commercial documents : اسناد تجارتی
commercial law (code), commercial law,Jaw of merchant, trade (commercial)law, business 1aw : قانون تجارت، قانون بازرگانی
commercial representative, commercial agent : نماینده بازرگانی
commercial sample : نمونه های تجاری
commercial transaction, business transaction : مبادلات تجاری
commercial-merchandise mark, trade mark, trade name : علامت تجاری
commission : کارمزد، حق دلالی، کمیسیون، حق العمل
commission agent : نماینده شرکت
commission broker : کارگزار کمیسیون بگیر
commission paid : حق کمیسیون پرداختی
commission payable : حق العمل پرداختی
commission rate (fee) : درصد کمیسیون، درصد حق الزحمه
commissioner : مامور، نماینده
commitments and contingent liabilities : تعهدات و بدهی های احتمالی
commitments and liabilities : تعهدات و بدهیها
commitments for capital expenditure : تعهد مخارج سرمایه ای
commitments, obligations, liabilities,encumbrances : تعهد ، تعهدات
committed cost (expense) : هزینه تعهد شده
company accounts checklist : چک لیست صورتهای مالی
company in process of liquidation : شرکت در حال انحلال
company in the process of formation : شرکت در شرف تاسیس
company law, law of corporations, : قانون شرکتها
company limited by shares : شرکت با مسئولیت محدود به سهام
company seal : مهر شرکت
company under government supervision : شرکت تحت پوشش دولت
company′s primary stage of work : مرحله اولیه کار شرکت
company′s profit making : سود آوری شرکت
company′s profit position : وضع سوددهی شرکت
company′s reserves : ذخایر شرکت
company′s tax rate : نرخ مالیاتی شرکت
comparability of companies : قابل قیاس (مقایسه) شرکت ها
comparative analysis : تجزیه و تحلیل مقایسه ای
comparative balance sheet : تزارنامه مقایسه ای
comparative financial statements : صورت های مالی مقایسه ای
comparative income statement,consolidated income statement : صورت سود و زیان تلفیقی
comparative tendering from a selected list : مناقصه محدود، مناقصه از لیست خاص
comparative tendering from an open list,general tender : مناقصه عمومی
comparison : مقایسه، قیاس
comparison budget : بودجه مقایسه ای (تطبیقی)
comparison schedule : کاربرگ مقایسه ای
comparisons to economic data : مقایسه با اطلاعات اقتصادی
comparisons to industry data, averages : مقایسه با متوسط های صنعت
comparisons to nonfinancial data : مقایسه با اطلاعات غیر مالی
comparisons to operating data : مقایسه با اطلاعات مربوط به عملیات
compendium of classification opinion : خلاصه آرا، طبقه بندی
compensate, reward : پاداش دادن، جبران کردن، تهاتر کردن
compensated absences : ذخیره بازخرید مرخصی کارکنان
compensating balance : مانده جبرانی، ودیعه وام، سپرده تضمینی
compensating controls : کنترلهای جبران کننده
compensating error : اشتباهاتی که یکدیگر را خنثی می کنند، اشتباهات متقابل
compensating product : محصولات جبرانی
compensation : حقوق و مزایا، پاداش، جبران خسارت
compensation agreement : موافقت نامه پایاپای
compensation deposit balance : مانده جبرانی سپرده (حداقل در حساب سپرده بانک)
compensation expense : هزینه تخفیف تشویقی
compensation of employees : پاداش کارکنان
compensation pay : اجرت جبران خدمت
compensation plan : طرح جبرانی (پاداش)
compensation strategy : استراژی حقوق و مزایا، استراتژی جبران خدمات
compensation transaction : معامله جبرانی
compensation, Indemnity, Penalty : تاوان، غرامت، جبران زیان، خسارت
compensatory : جبرانی (جبران کننده)
compensatory / amount : غرامت (جبران زیان)
compensatory amount : میزان غرامت، مبلغ جبران
compensatory balance : حداقل مانده جبران کننده
compensatory balance arrangements : ترتیبات مانده های جبرانی
compensatory evidential matter : شواهد جبرانی / جبران کننده
compensatory fiscal policy : سیاست جبران کننده مالی
compensatory leave : مرخصی جبرانی
compensatory plan : طرح جبران خدمات، طرح (خرید سهام) با تخفیف تشویقی
compensatory spendinQ budget : بودجه جبرانی مصرفی
compensatory tax : مالیات جبرانی
compensatory time : پذیره نویسی، بستن قراردادی برای خریدن اوراق بهادار شرکت
comperative cost statement : صورتحساب تطبیقی هزینه (قیمت تمام شده)
comperative production statement : صورت وضعیت مقایسه ای تولید
comperative profit and loss account : صورتحساب مقایسه ای سود و زیان
comperative statement : صورتحساب تطبیقی
competence clause : شرط صلاحیت
competence,jurisdiction : صلاحیت، قابلیت اطمینان
competence, professional competence : صلاحیت حرفه ای
competent autharity in finance affairs : مقام مجاز در امور مالی
competing proposal : پیشنهاد رقابتی
competing theories : تئوری رقیب
competition clause : شرط ممانعت از ورود دیگران
competitive conditions : شرایط رقابتی
competitive cost : هزینه رقابتی
competitive cost statement : صورتحساب هزینه رقابتی (با بهای تمام شده رقابتی)
competitive environments : محیط رقابتی
competitive goods : کالای رقابتی (رقابت پذیر)
compilation of financial statements : تهیه و تنظیم صورتهای مالی
complementary goods : کالای مکمل
complementary products : کالاهای مکمل
complementary services : خدمات مکمل
complete cycle costs : هزینه های چرخه تکمیل یک پروژه
complete transaction : معامله کامل
completed goods : سفارش تکمیل شده (ساخته شده)
completed job-orders : سفارشات کار تکمیل شده
completed sales basis : روش مبتنی بر تکمیل فروش
completeness : کامل بودن، تمامیت، نبود کمی
completing the engagement checklist : تکمیل کردن، چک لیست کنترلهای داخلی
completion of financial statements : تکمیل صورت های مالی
completion risk : ریسک تکمیل نشدن پروژه
complex capital structure : ساختار پیچیده سرمایه
complex transactions : معاملات پیچیده
complexity, complexity or volatility of activities : پیچیدگی فعالیت ها
compliance cost : هزینه تدارک کالا، هزینه خرید کالا
compliance test : آزمون رعایت (موازین)
compliance testing : آزمون رعایت، (آزمون کنترلها)
compliance with standards of conduct : رعایت استانداردهای رفتار حرفه ای
component of business, segment of the businesS : بخشی از واحد تجاری
component parts : اجزای متشکله، قطعات منفصله
composite contribution margin : حاشیه فروش مرکب / کل
composite costing, muhiple costing : هزینه یابی ترکیبی
composite depreciation : استهلاک گروهی دارایی های غیر مشابه
composite life depreciation : استهلاک مرکب
composite life method of depreciation : روش (عمر ترکیبی)
composite rate of depreciation : نرخ مرکب استهلاک
composition agreement, deed of arrangement : قرارداد ارفاقی، توافق با طلبکاران
composition in voluntary settlement : قرارداد ارفاقی در تسویه اختیاری
compound amount of A rials : بهره مرکب حاصل از سرمایه گذاری یک سال
compound annual interest rate : نرخ بهره مرکب سالیانه
compound discount : تنزیل مرکب
compound financial instrument : اوراق بهادار مالی دوگانه، مرکب
compound interest : بهره مرکب، ریح مرکب، سود تضمین شده مرکب
compound interest table : جدول بهره مرکب
compound rate, composite rate : نرخ مرکب
compounded interest rate return : نرخ بازده مرکب
compounding of interest : دفعات محاسبه بهره در سال، انباشت بهره
comprehensive (income) tax allocation : تخصیص مالیات به درآمدهای پایان دوره
comprehensive audit : حسابرس جامع
comprehensive auditing dictionary : فرهنگ جامع حسابرسی
comprehensive income : درآمد جامع، سود جامع
comprehensive income statement : صورت سود و زیان جامع
comprehensive insurance : بیمه نامه جامع
comprehensive recognition : شناسایی جامع
comprehensive reconciliation : مغایرت گیری جامع
comprehensive social security system : نظام تأمین اجتماعی جامع
compromise settlement : حل و فصل مسالمت آمیز
compulsory (assurance-insurance) : بیمه اجباری
compulsory audit : حسابرسی اضطراری
compulsory eduction : آموزش اجباری
compulsory liquidation (compulsory winding-up) : انحلال شرکت طبق دستور دادگاه، تصفیه اجباری، انحلال اجباری
compulsory reserve : اندوخته اجباری
computable stock : موجودی قابل شمارش
computer aided design (CAD) : طراحی به کمک رایانه
computer assisted audit techniques (CAAT) : فنون حسابرسی به کمک رایانه
computer-assisted audit : حسابرسی به کمک رایانه
computer-assisted trading system (CATS) : سیستم خرید و فروش به کمک رایانه
concept of monetary transactions : مفهوم مبادلات پولی
concessionaire : صاحب امتیاز
concessionary agreement : امتیازنامه واگذاری
conciliation committee (ties) commission : کمیسیون تصفیه (توافق در امور تصفیه)
conciliatory measures : معیارهای مصالحه
conclusive evidence : شواهد قطعی
condens approach : رویکرد فشردن
condensed financial statements : صورت های مالی فشرده
condensed report : گزارش خلاصه شده
conditional distribution : توزیع شرطی
conditional endorsement, qualified endorsement : ظهرنویسی مشروط
conditional provisions (reserve) : ذخایر مشروط
conditional sale : فروش مشروط
conditional sale agreement : توافق فروش مشروط
conditional settlement : تسویه مشروط
conditions, terms : شرایط
confederation of Asian and Pacific Accountants (CAPA) : کنفدراسیون حسابداران، آسیایی و حوزه اقیانوس آرام
confidential audit inquires : تحقیقات محرمانه حسابرسی
confidential inspection : بازرسی محرمانه
confidential papers : اوراق و اسناد محرمانه
confidential records : اسناد و مدارک محرمانه
confirm accounts by auditor (to) : تایید کردن حسابها توسط حسابرس
confirmation of accounts : تایید درستی حسابها
confirmation of existence of asset : تایید وجود دارایی
confirmation of existence of debt : تایید وجود بدهی
confirmation of value of asset : تایید ارزش دارایی
confirmation request : درخواست تاییدیه
confirmed asset : دارایی تایید شده
confirming house : سازمان معتمد، موسسه تأیید کننده
confiscate (to) : توقیف کردن (ضبط کردن)
confiscated goods : کالای ضبطی
confiscation : ضبط (توفیق ، مصادره)
confiscation risk : ریسک مصادره اموال
contlict of interest : تضاد منافع
contlicting objectives : اهداف متناقض (متضاد)
confrontation strategy : استراتژی مواجهه
confusion of records : درهم برهمی مدارک و اسناد
congestion surcharge : هزینه تراکم بار، جریمه تراکم کار
conglomerate financial statement : ترازنامه تلفیقی بنگاه های اقتصادی دارای فعالیت مختلف
connected persons : افراد وابسته به مدیر
consent letter : تأییدیه
consequent(iaI) damage : خسارت غیر مستقیم، خسارت ضمنی (تبعی)
consequential loss : زیان غیر مستقیم ناشی از آتش سوزی
conservation policy : سیاست محافظه کارانه
conservatism : اصل محافظه کاری، اصل احتیاط
conservatism concept : مفهوم اساسی محافظه کاری
conservative estimation : برآورد محافظه کارانه، تخمین محتاطانه
conservative forecast : پیش بینی محافظه کارانه
conservative growth : رشد محافظه کارانه
considerable credit (fund) : اعتبار قابل توجه
consideration : تعهد، عوض، ثمن، مابه ازا
consign : فرستادن، ارسال کردن، بطور امانت فرستادن
consignee : حق العمل کار، امانت گیر، مرسل الیه، گیرنده، کالای ارسالی
consignment : محموله،کالای امانی
consignment account : حساب کالای امانی
consignment accounting : حسابداری کالای امانی
consignment goods : کالاهای امانی
consignment in : کالای امانی دریافتی
consignment inward(s) : کالای امانی دریافتی
consignment note : سند همراه کالای امانی، بارنامه کالای ارسالی
consignment outward : کالای امانی ارسال
consignment profit and loss statement : صورتحساب سود وزیان کالای امانی
consignment sale : فروش امانی، حق العمل کاری
consignment sbiperments : ارسال کالاهای امانی
consignment stock : سهام امانی
consignment, layer, freight, load, cargo : محموله
consignor / shipper : امانت گذار، مالک کالای امانی فرستنده، حمل کننده
consilidator (groupage agent) : ادغام کننده (عامل ادغام)
consingnee′s account : حساب گیرنده محموله
consistency : ثبات (رویه)، رعایت یکنواختی، تداوم بکارگیری روش ها (اثبات رویه)
consistency concept (principle),consistency : مفهوم اصل ثبات (رویه)، اصل یکنواختی
consistent, identical : مشابه، یکنواخت، هماهنگ، یکسان
console : اوراق قرضه مادام العمر
consolidate : تلفیق کردن
consolidated : تلفیق شده
consolidated accounts : حساب های تلفیقی
consoidated balance sheet : ترازنامه تلفیقی، ترازنامه گروهی
consolidated balance sheet after acquisition : ترازنامه تلفیقی پس از تحصیل
consolidated bond : اوراق قرضه ای که برای جایگزین کردن دو یا چند ورقه ی قرضه ی موجود، منتشر می کنند.
consolidated budget statement : صورت وضعیت بودجه تلفیقی
consolidated cash·flow statement : صورت جریان وجوه نقدی تلفیقی
consolidated companies : شرکت های ادغام شده (یکی شده)
consolidated debt : بدهی تلفیقی
consolidated financial statements : صورت های مالی تلفیقی
consolidated goodwill : سرقفلی تلفیقی، تفاوت بین ارزش کلی یک شرکت و جمع ارزش متعارف یکایک دارایی های آن
rconsolidated group of companies : گروه شرکت های تلفیقی
consoidated income and expenditure account : صورت درآمد و هزینه تلفیقی
consolidated profit : سود شرکت های تلفیقی
consoidated profit and loss account : صورت سود و زیان تلفیقی
consolidated quotations system : سیستم یکپارچه تعیین قیمت (خرید و فروش) اوراق بهادار
consolidated retained earnings : سود انباشته تلفیقی
consolidated tax return : اظهارنامه مالیاتی تلفیقی
consolidated working fund : اعتبار جاری مشترک
consolidation at acquisition : تلفیق در مقطع (تاریخ) تحصیل
consolidation at acquisition date : تلفیق در تاریخ تحصیل
consolidation of shares : تلفیق سهام
consolidation policy : خط مشی تلفیق
consolidation procedures : رویه های (روش های) تلفیق
consolidation surplus : مازاد تلفیقی (حاصل از ادغام)
consolidation techniques : تکنیکهای تلفیق
consolidation theories : تئوری های تلفیق
consolidation with minority interest : تلفیق با حقوق اقلیت
consolidation working paper : کاربرگ تلفیق
consols : اوراق قرضه ادغامی
consortium : کنسرسیوم،ائتلاف و اتحاد چند شرکت
consortium bank : بانک ائتلافی
conspicuous defect : عیب آشکار، نقص مشهود
constant capital : سرمایه ثابت
constant cost, fixed cost : هزینه ثابت (دائمی)
constant dollar plan : نرخ تثبیت ارزش پر تقوی
constant gross margin percentage method : روش درصد ثابت سود ناخالص
constant gross-margin percentage NRV method : روش ارزش خالص بازیافتنی مبتنی بر درصد ثابت سود ناخالص
constant growth : رشد ثابت
constant money accounting : حسابداری بر مبنای واحد پول ثابت
constant percent of decreasing balancing : روش (درصد درآمد) در استهلاک
constant perpetual growth : مدل رشد دائمی با نرخ ثابت
constant physical inventory : موجودی گیری فیزیکی دائمی
constant purchasing power : قدرت خرید ثابت
constant purchasing power accounting : حسابداری بر حسب قدرت خرید ثابت
constant rate : نرخ ثابت
constant ratio : نسبت ثابت (دائمی)
constant return : بازده ثابت (دائمی)
constant surplus : مازاد دائمی
constraining principles : اصول محدود کننده
constraint : عامل بازدارنده، محدودیت
constraint maximization : حداکثر کردن ضمن رعایت محدودیت ها
constraint theory : تئوری محدودیت (ها)
constraint, restriction, limitation : محدودیت
construct validity : اعتبار ساختاری
construction billings : صورت وضعیت های صادره
construction budget : بودجه ساختمانی
construction completed cost : هزینه تمام شده، ساختمان ساخته شده
construction contract : قرارداد پیمانکاری (ساختمانی)
construction contract cost : هزینه قرارداد پیمانکاری (ساختمانی)
construction contract revenue : درآمد قرارداد پیمانکاری (ساختمانی)
construction contractor : پیمانکار ساختمان
construction in progress cost : هزینه بنای در جریان ساخت
construction period, manufacturing period : دوره ساخت، دوره احداث دارایی
construction work in progress : بنای در دست احداث ساختمان در جریان تکمیل
construction -type contracts : قرارداد از نوع ساخت
constructions-in-progress (CIP) : پیمان در جریان ساخت، ساختمان در جریان تکمیل
constructive dividend : پرداخت به سهامدار
constructive fraud : معادل تقلب، تقلب بنیادی
constructive retirement of bonds : بازخرید / ابطال تصنعی اوراق قرضه
constructive retirement of preferred stock : بازخرید / ابطال تصنعی سهام ممتاز
constructive total loss : تخمین خسارت کل وارده
consular invoice = customs invoice : صورت حساب کنسولی، سیاهه گواهی شده
consulting fee : هزینه های مشاوره
consulting services : خدمات مشاوره
consumable life : عمر مفید، عمر قابل بهره برداری
rsconsumable materials : مواد قابل مصرف
consumer behavior : رفتار مصرف کننده
consumer brand : کالای پرمصرف
consumer credit agreement : قرارداد اعتبار مصرف
consumer credit, consumption credit : اعتبار مصرف
consumer debenture : عرضه مستقیم اوراق قرضه
consumer durable goods : کالای بادوام مصرفی
consumer goods, consumption goods : کالاهای مصرفی
consumer loan : وام مصرفی
consumer price index : شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی
consumer′s capital : سرمایه مصرفی
consumer′s cooperative society : شرکت تعاونی مصرف
consumption : مواد و ملزومات مصرفی
consumption tax, excise tax : مالیات بر مصرف، مالیات اموال داخلی
contemporary responsibility accounting : حسابداری سنجش مسئولیت
contingency cost : هزینه احتمالی
contingency loss, contingent loss, loss contingency : زیان احتمالی
contingency reserve funds : وجوه اندوخته احتمالی (احتیاط)
contingency, probability, discretiorary : احتمال (پیش آمد)، احتیاطی
contingent (rental-lease) : اجاره مشروط
contingent charge (expense) : هزینه احتمالی
contingent interest : بهره احتمالی
contingent liability(s) : بدهی احتمالی، بدهی مشروط، دین محتمل الوقوع
contingent loss : زیان احتمالی
contingent rentals : اجاره بهای احتمالی، اجاره بهای متغیر
contingent reserve : ذخیره برای رویدادهای احتمالی
contingent revenues (gains) : درآمدهای احتمالی
contingent transaction : یک قلم دارایی با بدهی احتمالی
contingently issuable common shares : سهام عادی قابل انتشار مشروط
contingently issuable shares : سهام قابل انتشار مشروط (احتمالی)
continous audit : حسابرسی مستمر
continous budget : بودجه مستمر
continued loss : زیان مستمر
continuing franchise fee : حق الزحمه دائم حق الامتیاز فروش، حق فرانشیز مستمر
continuing investment : سرمایه گذاری مستمر
continuing operations, on-going : مدیریت مستمر
operations : عملیات مستمر
continuity of existence : تداوم بقا
continuous (moving) budget : بودجه گردان (بودجه مستمر)
continuous compounding : محاسبه بهره مرکب پیوسته
continuous inventory-taking : انبارگردانی مداوم یا مستمر
continuous life : عمر دائم، عمر نامحدود
continuous market : بازار مستمر
continuous operation costing : هزینه یابی عملیات مستمر
continuous random variable : متغیر تصادفی پیوسته
continuous stock count : شمارش مستمر (پیوسته) موجودی کالا
continuous stock taking (continuous inventory; continuous stock-checking;) : موجودگیری مستمر
continuous transaction : رویداد (پیوسته) مستمر
continuous, constant, fured : ثابت، مستمر
continuous-operation costing : سیستم هزینه یابی عملیات مستمر
contra account, absorption account : حساب کاهنده، حساب متقابل
contra items : اقلام کاهنده (دارایی، بدهی)
contra liability items : اقلام کاهنده بدهی
contra memorandom accounts : طرف حسابهای انتظامی
contra purchase account : حساب کاهنده خرید (نظیر تخفیف)
contract clause : شرط متعارف در هر قرارداد، بند، ماده
contract conditions excluding specifications : شرایط پیمان بدون مشخصات اختصاصی
contract conditions, contract terms : شرایط قرارداد
contract cost : هزینه کل قرارداد، بهای تمام شده پیمان
contract cost account : حساب قیمت شده پیمان (حساب هزینه پیمان)
contract costing : تعیین هزینه قرارداد، هزینه یابی پیمانکاری
contract documents : اسناد و مدارک پیمان
contract in set form : قرارداد تیپ
contract on a cost plus fee basis : قرارداد مبتنی بر بهای تمام شده باضافه درصدی حق الزحمه
contract on cost plus fee : قرارداد برحسب حق الزحمه براساس درصدی از بهای تمام شده
contract rate of interest : نرخ بهره قراردادی یا اسمی
contract sum (total) : مبلغ کل پیمان
contract terms : شرایط پیمان
contract work in progress : پیمان در دست اجرا
contracting parties, contract parties : طرفین قرارداد
contractor′s account : حساب مقاطعه کار
contractor′s claims : مطالبات پیمانکار
contractor′s deposit : سپرده مقاطعه کار (پیمانکار)
contractor′s payables : مبالغ پرداختنی به پیمانکار
contractor′s retention : وثیقه حسن انجام کار پیمانکار
contractual rights : حقوق مالکانه قراردادی
contractual situations : مفاد قراردادها
contral items : اقلام کاهنده
contributed capital from treasury stock transactions : مازاد حاصل از مبادلات سهام خزانه
contnbuted surplus = paid-in surplus : صرف، سهام، مازاد سرمایه پرداخت شده
contribution basis of employer : میزان حق بیمه کارفرما
contnbution costing : هزینه یابی مبتنی بر حاشیه سود
contribution in aid of construction : کمک به اجرای طرح عام المنفعه
contribution income statement : صورت سود و زیان تهیه شده بر اساس روش فروش
contnbution increase : افزایش حق بیمه
contribution margin income statement : صورت سود و زیان تهیه شده براساس روش حاشیه فروش
contribution margin ratio (contribution -to-sales ratio; production-vohune ratio;profit-vohune ratio) : نسبت حاشیه سود، ضریب سود نهایی
contribution margin, sales margin, gross margin, gross profit, ratio profit, margin on sales : حاشیه فروش، حاشیه قابل مشارکت
contribution rate forecast : پیش بینی نرخ حق بیمه
contributions : آورده ها، سرمایه پرداخت شده
contributory social security system : سیستم های حق بیمه ای تأمین اجتماعی
contributory system : سیستم (نظام) حقّ بیمه ای
control activities : فعالیت های کنترلی
control objectives : اهداف کنترلی / کنترل
control of accounts : نظارت بر حسابها
control of stocks : کنترل موجودی ها
control over cost : نظارت روی هزینه
control points : نقاط کنترل
control risk : ریسک کنترل، احتمال خطر کنترل
control structure : ساختار کنترل (داخلی)
control system : سیستم کنترل
control, check, monitoring, test : کنترل
controlable overhead cost : هزینه سربار قابل کنترل
controllable cost (expense) : هزینه قابل کنترل
controllable cost variance : مغایرت هزینه قابل کنترل
controllable inventory items : اقلام قابل شمارش انبار
controllable stock : موجودی قابل کنترل کالا
controlled cost : هزینه کنترل شده
controlled exchange rates : نرخ کنترل شده ارز
controller′s organization : سازمان کنترلی
controlling costs : هزینه های کنترلی
controlling shareholder : سهامدار کنترل کننده
conventional income statement : صورتحساب درآمد طبق نمونه رایج
conversion : تغییر، تبدیل، تصرف در مال غیر
conversion audit : حسابرسی تغییرات
conversion cost : هزینه تبدیل، هزینه فرآوری
conversion cost pricing : قیمت گذاری بر مبنای بهای تمام شده تبدیل
conversion cost, exchange expense : هزینه تسعیر (ارز ، پول)
conversion factor : ضریب تبدیل ، عامل تبدیل
conversion issue : انتشار سهام درمقابل سهام موجودی
conversion of debt to equity : تبدیل بدهی به سرمایه (مثلا اوراق قرضه یا مشارکت به سهام)
conversion of foreign. currencies : تبدیل ارز خارجی
conversion of liabilities : تبدیل بدهی ها
conversion of operations : پیوستگی زمانی عملیات
conversion of shares : تبدیل سهام
conversion of single entry to double entry system : تبدیل سیستم یکطرفه به سیستم دوطرفه
conversion option : اختیار تبدیل
conversion or translation of foreign currencies : تبدیل (تسعیر)
conversion parity : تبدیل پایاپای یک ارز یه ارز دیگر
conversion price : بهای تبدیل، قیمت تبدیل
conversion price index : شاخص تبدیل قیمت
conversion privilege : امتیاز تبدیل
conversion rate : نرخ تبدیل
conversion ratio : نسبت تبدیل (ارز)
conversion right : حق تبدیل
conversion table : جدول تبدیل آحاد به یکدیگر
conversion to equity method : روش تبدیل به سهام / ارزش ویژه
conversion value : ارزش تبدیل
convertibility risk : ریسک قابلیت تبدیل
convertible (stock-share) : سهم قابل تبدیل
convertible bonds : اوراق قرضه قابل تبدیل (به سهام)
convertible capital notes : اوراق سرمایه ای قابل تبدیل
convertible debt (conveI′t!-ble bonds) : اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام شرکت
convertible into common stock : قابل تبدیل به سهام عادی
convertible loan, conversion loan : وام قابل تبدیل
convertible preferred stock : اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام شرکت
convertible securities : اوراق بهادار قابل تبدیل
convertible stock, convertible preferred stock : سهام ممتاز قابل تبدیل به سهام عادی
convertible unsecured loan stocks : اوراق قرضه قابل تبدیل تضمین نشده
conveyance of assets : انتقال نامه اموال (دارایی ها)
conveyance, deed of transfer : انتقال نامه
cooking the books : حساب سازی کردن ، دفترپزی کردن
coordinate costing systems : سیستم های هزینه یابی هماهنگ
coordinate system : سیستم هماهنگ
coordination of accounts : هماهنگی حسابها
copartnership account : حساب مشترک
corporate bond interest rate : نرخ بهره اوراق قرضه شرکتهای معتبر
corporate charter, articles of association : اساسنامه شرکت سهامی
corporate debt securities : اوراق بهادار بدهی شرکتهای سهامی
corporate financial structure : ساختار مالی شرکتهای سهامی
corporate liquidation, dissolution of limited companies : انحلال شرکتهای سهامی
corporate minutes : صورت جلسات شرکت
corporate operations : فعالیت های عملیاتی
corporate secretary : دبیر / منشی شرکت
corporate social accounting : حسابداری سنجش مسئولیت اجتماعی شرکتهای سهامی
corporate social reporting : گزارش کردن جنبه های اجتماعی شرکت
corporate strategy : استراژی شرکت
corporation profit and loss : صورتحساب سود و زیان شرکت (موسسه)
corporation sole : مالکیت انفرادی، شرکت فردی
corporation stocks : سهام شرکت (مؤسسه)
corporation stocks general obligation bond : اوراق قرضه شهرداریها
corporations : شرکت های سهامی
corporations tax, company′s tax : مالیات شرکت
corprorate insiders : افراد داخل شرکت
corpus : سرمایه اصلی، استراتژی شرکت
correcting entries, adjusting entries : ثبت های اصلاحی، تصحیح اشتباه
correction actions, corrective acitons : اقدامات اصلاحی
correction of errors : اصلاح اشتباهات
correction, error correction, amendment,adjustment, alteration : اصلاح (تصحیح) اشتباه
corrective actions : اقدامات اصلاحی
corrective controls : کنترلهای اصلاحی
correlation analysis : تجزیه و تحلیل همبستگی
correlation articulation of financial statements : همبستگی (پیوستگی) بین صورتهای مالی
correspond : شباهت داشتن
correspondence file : پرونده مکاتبات
correspondent : کارگزار، نماینده
correspondent agent : نماینده طرف معامله (یا طرف حساب)
correspondent bank : بانک کارگزار (طرف معامله)
corresponding amount (comparative amount) : مبلغ مقایسه ای، مبالغ تناظر، مبلغی در صورت حساب های منتشر شده یک شرکت با مسئولیت محدود که با مقادیر صورت مالی سال قبل ارتباط دارد
corresponding entry : ثبت مشابه (معادل)
corresponding figures : اعداد مشابه (در حسابها یا دفاتر)
corresponding items : اقلام مشابه
corroborating documents : مدارک مثبته، مدارک تایید کننده
corrupt practices : فعالیت های رشوه دهی و رشوه خواری
cost : بهای تمام شده، فایده، ارزیدن، ارزیدن ارزیدن (ارزش داشتن)
cost (expense) recognition, expense recognition : شناخت هزینه
cost (expense) trend : روش هزینه
cost absorption : بهای تمام شده ی دارایی به وجوهی که با فروش آن به دست می آید.
cost account : حساب بهای تمام شده
cost account numbers : شماره حساب های هزینه
cost accountancy (accounting) principles : اصول حسابداری قیمت
cost accountant : حسابدار هزینه یاب، صاحب نظر یا متخصص در حسابداری بهای تمام شده ، حسابدار صنعتی
cost accounting : حسابداری بهای تمام شده
cost accounting : حسابداری بهای تمام شده، حسابداری صنعتی، هزینه یابی
cost accounting books : دفاتر حسابداری هزینه یابی
cost accounting department : اداره حسابداری بهای تمام شده
cost accounting information (data) : اطلاعات حسابداری صنعتی
cost accounting method, costing method : روش هزینه یابی
cost accounting period : دوره حسابداری صنعتی
cost accounting practices : تجربه های عملی حسابداری هزینه یابی
cost accounting principles : اصول حسابداری صنعتی
cost accounting procedure : روش عمل حسابداری هزینه یابی
cost accounting records : اسناد و مدارک حسابداری بهای تمامی شده (صنعتی)
cost accounting standards : استانداردهای حسابداری بهای تمام شه
cost accounting standards board : هیئت استانداردهای حسابداری صنعتی
cost accounting standards boards (CASB) : هیئت استانداردهای حسابداری بهای تمام شده
cost accounting system : سیستم حسابداری بهای تمام شده، سیستم حسابداری صنعتی
cost accounting transactions : عملیات حسابداری هزینه یابی (قیمت تمام شده)
cost accumulation : محاسبه جمع آوری داده ها
cost accuracy : صحت بهای تمام شده
cost allocation bases : مبانی تخصیص هزینه
cost allocation, allocation of cost, assignment of cost : تخصیص هزینه، انباشت هزینه، فرایند جمع آوری هزینه ها (با پیشرفت فرایند تولید)
cost analysis : تجزیه و تحلیل هزینه
cost analyst : تحلیل گر بهای تمام شده
cost and freight (C & F) : قیمت تحویل کشتی به اضافه هزینه ی حمل تا مقصد، پرداخت کرایه حمل کالا و بیمه تا مقصد
cost and freight (C&F) : قیمت سی، اند، اف، قیمت کالا با هزینه حمل
cost and. freight (C&F) price : قیمت کالا به اضافه کرایه حمل
cost and freight (CFR) : قیمت کالا و کرایه تا بندر مقصد
cost apportionment : تسهیم هزینه
cost appropriated : هزینه تخصیص اعتبار یافته
cost appropriated in budget : هزینه تخصیص یافته در بوجه
cost appropriation, cost pro-ration, cost assignment : تسهیم هزینه، تخصیص هزینه
cost ascertainment : تعیین هزینه، تعیین بهای تمام شده
cost attribution : منظور کردن هزینه
cost avoidance : اجتناب از هزینه
cost basis accounting : حسابداری برمبنای قیمت تمام شده
cost behavior : رفتار هزینه، گرایش اقلام بهای تمام شده
cost behavior pattern : الگوی رفتار هزینه
cost benfit relationship : رابطه هزینه و منفعت
cost carrying amount : قیمت تمام شده انتقالی
cost centers : مراکز هزینه
cost centre number : شماره مرکز هزینه
cost classification : طبقه بندی هزینه ها
cost component by elements : هزینه با عوامل تشکیل دهنده آن
cost components : عامل ترکیبی هزینه
cost concept : مفهوم بهای تمام شده
cost control system : سیستم کنترل هزینه (بهای تمام شده)
cost control, expense control : کنترل هزینه، نظارت بر هزینه
cost convention : قاعده بهای تمام شده
cost curve function : تابع منحنی هزینه
cost cutting : قطع هزینه
cost definition : تعریف هزینه
cost determination, cost finding : تعیین بهای تمام شده
cost distribution, expense distribution : توزیع هزینه، تخصیص هزینه ها، سرشکن کردن سربار
cost down expense : تقلیل دادن هزینه
cost driver : عامل ایجاد کننده هزینه ، محرک هزینه
cost effectiveness : اثربخشی هزینه، اقتصادی بودن
cost efficient : توجیه پذیر از نظر هزینه
cost elements : عوامل بهای تمام شده
cost elements, factors of cost, elements of cost : عوامل هزینه
cost estimate : تخمین هزینه (بهای تمام شده)
cost forecast : پیش بینی هزینه
cost function : تابع هزینه، برآورد هزینه های یک محصول
cost hierarchy : سسله مراتب هزینه
cost identification : شناسایی هزینه
cost incurred : هزینه به وقوع پیوسته (انجام شده)
cost index, price index : شاخص قیمت
cost indifference point : نقطه بی تفاوتی بهای تمام شده
cost insurance and freight (CIF) : سیف (هزینه به ااضفه بیمه به اضافه کرایه حمل)
cost insurance and freight price (CIF) : قیمت سیف
cost management system (CMS) : سیستم مدیریت هزینه، بهای تمام شده
cost measurement : اندازه گیری هزینه (بهای تمام شده)
cost minimization : حداقل کردن بهای تمام شده
cost objective : هدف هزینه
cost of acquisition. acquisition cost : هزینه تحصیل (دریافت)
cost of capital : هزینه تامین مالی، هزینه تامین سرمایه
cost of capital rate : نرخ هزینه سرمایه
cost of carry : هزینه تامین مالی
cost of carrying : هزینه نگاهداری موجودی کالا
cost of conversion : مخارج تبدیل
cost of financing capital : هزینه تامین سرمایه
cost of goods available for sale : بهای تمام شده کالای آماده برای فروش
cost of goods manufactured : بهای تمام شده کالای ساخته شده (تولید شده)
cost of goods sold (COGS) : بهای تمام شده کالای فروش رفته
cost of goods sold budget : بودجه قیمت تمام شده کالای فروش رفته
cost of goods sold, cost of sales, cost of merchandise : بهای تمام شده کالای فروخته شده
cost of installation, installation cost (expense) : هزینه نصب
cost of issuing : هزینه انتشار
cost of issuing debt : هزینه انتشار بدهی
cost of living allowance : فوق العاده سختی معیشت، کمک هزینه معیشت
cost of living index : شاخص هزینه زندگی
cost of prefferred stock : بهای تمام شده سهام ممتاز
cost of protection : هزینه حمایت
cost of removal : هزینه جابجایی
cost of sales adjustment : تعدیل در قیمت تمام شده فروش، اصلاح هزینه فروش
cost of sales adjustment for estimated returns : تعدیل قیمت تمام شده
cost of sales′ adjustment (COSA) : تعدیل بهای تمام شده کالای فروش رفته
cost of service : بهای خدمت
cost of service rendered : بهای خدمت انجام شده
cost of site preparation : مخارج بعدی
cost of variance : نوسانات هزینه
cost of work certified : بهای تمام شده کار گواهی شده
cost of work finished : بهای تمام شده کار پایان یافته
cost of work in process : قیمت تمام شده کار در جریان تکمیل
cost offsets : اقلام خنثی کننده بهای تمام شده
cost or market price whichever is lower : قیمت تمام شده یا قیمت بازار هر کدام کمتر
cost or market value : قیمت تمام شده یا قیمت بازار
cost per hour : هزینه ساعتی
cost per ton : قیمت تمام شده هر تن
cost per ton-mile : هزینه هر تن مایل
cost per unit : بهای تمام شده هر واحد محصول
cost plus contract : قرارداد مبتنی بر بهای تمام شده به اضافه درصدی سود
cost plus transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات (داخلی)
cost predictions : پیش بینی هزینه
cost price : قیمت تمام شده
cost price variance : انحراف نرخ بهای تمام شده
cost principle : اصل بهای تمام شده
cost procedure : روش عمل هزینه
cost proration : تسهیم هزینه
cost realization concept : مفهوم تحقق هزینه
cost recovery method : روش بازیافت هزینه (قیمت تمام شده)
cost recovery, recovery of cost : بازیافت هزینه
cost reduction : تقلیل هزینه، کاهش بهای تمام شده
cost replacement : هزینه جایگزینی
cost structure : ساختار هزینه (ساختار بهای تمام شده)
cost sub-ledger : دفتر معین هزینه
cost summary report : گزارش خلاصه هزینه
cost tables : جداول هزینه
cost tracing : ردیابی هزینه
cost transfer : هزینه انتقال
cost trend : روند بهای تمام شده
cost types : انواع هزینه
cost unit : واحد محصول، واحد هزینه، واحد بهای تمام شده
cost unit absorption rate : نرخ جذب آحاد هزینه
cost volume profit relationship : رابطه سود، حجم و هزینه (تولید)
cost volume variance : انحراف حجم بهای تمام شده
cost, insurance and freight (CIF) : قمیت کالا، بیمه وکرایه حمل تا بندر مقصد
cost, insurance, freight and exchange variation : قیمت، بیمه، هزیه حمل و تغییرات ارز
cost, insurance, fright (C.I.F) price : قیمت کالا به اضافه هزینه بیمه و حمل
cost-benefit constraint : محدودیت (اصل) فزونی منافع بر مخارج
cost-effectiveness analysis : تجزیه و تحلیل هزینه و سود، اثربخشی
cost-plus : بهای تمام شده به اضافه مبلغی معین
cost-plus fixed fee contract : قرارداد برحسب قیمت تمام شده باضافه حق الزحمه ثابت
cost-plus pricing : قیمت گذاری براساس قیمت تمام شده باضافه درصدی به عنوان سود
cost-plus transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی برحسب چند درصد اضافه
cost-to-cost method : روش هزینه به هزینه
cost-value analysis : تجزیه و تحلیل هزینه / ارزش
cost-volume-profit (CVP) analysis : تجزیه و تحلیل رابطه بین هزینه، حجم، سود
costing : هزینه یابی
costing and pricing : هزینه یابی و قیمت گذاری
costing by-product : تعیین هزینه محصول فرعی
costing joint-product : تعیین هزینه محصول مشترک
costing method, cost system, costing system : سیستم هزینه (هزینه یابی)
costing of inventory : هزینه یابی موجودی
costing principle : اصول تعیین هزینه ها (بهای تمام شده اقلام)
costing production : تعیین هزینه تولید
costs not associated with future revenues : مخارج غیر مرتبط با درآمدهای فروش آینده
costs not associated with revenue : مخارج غیر مرتبط با درآمد
counselor, advisor,adviser, consultant : مشاور
counted cash : موجودی نقدی شمارش شده
counted cash balance : مانده موجودی نقد شمارش شده
counter purchase : خرید متقابل
counter signature : امضاء دوم (تصدیق امضاء اول)
countermand, terminate, abolish : فسخ کردن، لغو کردن
counterparty risk : ریسک طرف مقابل
.counters (of a bank) : باجه، گیشه (بانک)
court of accounts : دیوان محاسبات
cover for bank notes : پشتوانه اسکناس
covered by any form of insurance : تحت پوشش انواع بیمه
covered cost : هزینه بازیافت شده
covered investments : پوشش سرمایه گذاری ها
credentials : اعتبارنامه
credit balance in debtor′s ledger : مانده بستانکار در دفتر بدهکاران
credit balance on cash account : مانده بدهکار در دفتر بستانکاران
credit facilities : تسهیلات اعتبار (اعتباری)
credit institute : موسسه اعتباری
credit insurance : بیمه اعتبارات
credit insurance premium : حق بیمه اعتبار
credit limits : حدود اعتبار
credit line, credit worthiness : حد (خط) اعتبار
credit purchase : خرید اعتباری
credit reporting institution : موسسه ای که گزارش اعتباری (رده بندی) صادر می کند
credit restriction : محدودیت اعتباری
credit risk (commercial credit risk) : ریسک اعتباری، نرخ ریسک
credit risk rate of interest, day rate, daily rate : نرخ روزانه
credit sale : فروش نسیه، فروش اعتباری
credit side : طرف بستانکار
credit side of account : طرف بستانکار حساب
credit slip : فرم بستانکار
credit squeeze policy : سیاست محدودیت (مضیقه) اعتباری
credit standing : موقعیت اعتباری
credit status : وضعیت و موقعیت اعتبار
credit system : سیستم اعتباری
credit terms : شرایط اعتباردهی، مدت اعتبار
credit transaction, forward deal : معامله به وعده، معامله نسیه
credit-card sales : فروش از طریق کارت اعتباری
credit-sale agreement : عقد (قرارداد) فروش اقساط
Credit-worthiness : شایستگی اعتبار
creditable financial institution : موسسه مالی معتبر
creditor′s account : حساب طلبکار
creditor′s buffer : سرمایه ثابت شرکت غیر قابل تقسیم و کاهش
creditor(s) : بستانکاران، اعتبار دهندگان
creditors day ratio : نسبت واریز بستانکاران
creditors′ control account : حساب کنترل بستانکاران
creditors′ledger : دفتر بستانکاران
creditors′ personal ledger : دفتر شخصی بستانکاران
creditors′subsidiary ledger, accounts payable subsidiary ledeger : دفتر معین بستانکاران
creditors′ voluntary liquidation (creditors′ voluntary winding-up) : انحلال شرکت براساس درخواست طلبکاران
creditworthiness : درجه اعتبار شخص یا سازمان
criminal liability for accountants : مسئولیت کیفری حسابداران / جزائی / مخدنی
crisis : بحران
crisis situation (position) : موقعیت بحرانی
critical accounts : حساب های بحرانی
critical areas : مواضع بحرانی
critical observation : اظهار عقیده انتقادی
current portion, current maturities : حصه جاری
current position of the company : موقعیت جاری شرکت
current purchasing power accounting : حسابداری (برمبنای) قدرت خرید ثابت
current replacement cost : ارزش (بهای تمام شده) جایگزینی
current reproduction cost : هزینه جاری تولید مجدد
current sources, current funds : منابع جاری
current value (current cost; current proceeds, current exit value; expected exit value; or present value) : ارزش جاری
current-cost depreciation : استهلاک بر مبنای ارزش فعلی دارایی ها
current-cost operating profit : سود عملیاتی مبتنی بر ارزش کنونی اقلام
curtailed cost (expense) : هزینه کاسته شده
curtailed sampling : نمونه گیری منقطع
cushion bond : اوراق قرضه با مصرف
custodian : امین، سرپرست، نماینده مجاز
custodian account : حساب اسناد اخمانت بانکی
custody : نگهداری، امانت داری
custody (of goods) : حفاظت و نگهداری کالا
custom duties : عوارض (تعرفه های) گمرکی
customable goods : کالاهای مشمول حقوق و عوارض گمرگی
customer : مشتری
customer accounts receivable : حساب های دریافتنی از مشتریان
customer attributes : ویژگی های مشتری
customer complaints : شکایت های مشتریان
customer costing system : سیستم هزینه یابی مشتری
customer default : نقض قرارداد به وسیله مشتری یا خریدار
customer service : خدمات پس از فروش
customer statement : صورت حساب شتری
customer′s deposit : سپرده مشتریان
customer′s prepayment : پیش پرداخت مشتریان
customers′ advance or deposits receivabies : پیش دریافت یا سپرده های دریافتی از مشتریان
customers′ ledger : دفتر (معین) مشتریان بدهکاران
customs : گمرک
customs agency : نمایندگی گمرک
customs approved routes : راههای گمرکی (راههای مجاز)
customs broker : حق العملکار گمرکی، واسطه گمرکی
customs charge : هزینه گمرکی
customs clearance : ترخیص از گمرک
customs cleared : ترخیص شده از گمرک
customs clearing agent : نماینده ترخیص گمرکی
customs commisioner : کمیسیونر گمرکی، حق العمل کار گمرکی
customs compound : محوطه گمرکی
customs control : نظارت گمرکی / کنترل گمرکی
customs cooperation council (CCC) : شورای همکاری گمرکی
customs declarations : اظهارنامه گمرکی
customs department : دایره گمرک
customs drawback : برگشت حقوق گمرکی
customs duties : حقوق گمرکی
customs entry, bill of Entry : اظهارنامه گمرکی
customs formalities : تشریفات گمرکی
customs fraud : تقلب گمرکی / تخلف گمرکی
customs frontier : مرز گمرکی
customs house : گمرکخانه
customs invoice : سیاهه گمرکی، صورت خرید یا صورت کالاهای فرستاده شده با مهر کنسولگری کشور مقصد، صورتحساب گمرکی
customs law : قانون گمرکی
customs maritime zone : منطقه دریای گمرکی
customs offence : تخلف گمرکی، تقلب گمرکی
customs office : اداره گمرک، دفتر گمرک
customs officer : کارمند گمرک، مقام گمرکی
customs officials : مقامات گمرکی
customs regulation : مقررات گمرکی
customs removal permit : سند ترخیص، پروانه گمرکی، جواز گمرکی
customs seal : مهر و موم گمرکی (سیم و سرب)
customs surveillance zone : منطقه نظارت گمرکی
customs tariff : تعرفه گمرکی
customs tax : عوارض گمرکی
customs territory : قلمرو گمرکی
customs tranist operation : عملیات ترانزیت گمرکی
customs transit : ترانزیت گمرکی
customs union : اتحادیه گمرکی
customs value : ارزش گمرکی
customs value basis : مبنای تعیین ارزش گمرکی
customs warehousing : انبارداری گمرکی
customs warehousig procedure : روش انبارداری گمرکی
customs′duty problem : مشکل حقوق گمرکی
cut off rate of investment : نرخ بازدارنده سرمایه گذاری
cut-off bank statement : صورتحساب مقطعی بانک
cut-off statement : صورتحساب موقت (میان دوره ای)
cut-off test : آزمون انقطاع زمانی، مقطع گیری زمان
cutoff misstatements : تحریفات مقطع گیری زمانی
cycle of business : دوره کسب ، چرخه تجارت
cycle of operations : گردش عملیات، چرخه عملیات
cycle stock : موجودی دوره ای، موجودی عادی
cycic stock check : کنترل ادواری موجودی
daily cash payment : پرداخت نقدی روزانه
daily cash reconciliation : تطبیق روزانه صندوق
daily posting : نقل روزانه
daily purchases in accounts payable ratio cost ratio : نسبت بهای تمام شده
daily sale : فروش روزانه
daily sales in receivables : فرو شروزانه قابل وصول
daily sales statement : صورت فروش روزانه
daily sales to inventory ratio : موجودی کالا برحسب فروش روزانه، موجودی کالا به میزان کافی
daily time records : ثبت اوقات کار روزانه
daily times : اوقات کار روزانه
daily timesheet : برگ ثبت اوقات کار روزانه
daisy chain : چندین بار خرید و فروش یک دسته از اقلام
damage cost : هزینه خسارت
damage in transit : خسارت در هنگام ترانزیت
damage, loss : عیب، لطمه، آسیب دیدگی، صدمه
damaged goods : کالای آسیب دیده
damaged in transit : صدمه دیده هنگام ترانزیت
damages : خسارت (زیان) ملی
danger signs : علائم خطر
data acquisition and control : گردآوری و کنترل اطلاعات
data bas management systems (DBMS) : سیستم مدیریت بانک های اطلاعاتای
data collection sheets : برگه های ثبت داده ها
data collection techniques : روش های جمع آوری داده ها
data envelopment analysis (DEA) : تحلیل پوششی اطلاعات
database : پایگاه اطلاعاتی
database administrator : مسئول بانک اطلاعات ، مدیر بانک اطلاعاتی
date of acquisition : تاریخ تحصیل، تاریخ مالکیت
date of authorising financial statements for issue : تاریخ تصویب صورت های مالی
date of issuance / issuing : تاریخ صدور
date of issue : تاریخ صدور (دفترچه بیمه)
date of revision : تاریخ تجدید (دفترچه بیمه)
date of shipment : تاریخ حمل
dated securities : اوراق بهادار تاریخ دار
dating and reissuance : تاریخ گذاری و صدور (انتشار مجدد)
day by day control, over expenses (costs) : کنترل روزبروز (روزانه)
day shift : نوبت کار روز
day to day expenditures : مخارج روزمره
day-end balance sheet : ترازنامه آخر روز
day-to-day operations : عملیات روزمره
days of charge : مهلت ادای دین
days of sickness, sick days : روزهای بیماری
dead loss : زیان خالص
dead stock : سرمایه بیکار، کالای بنجل
deal, dealing, transaction, trade : معامله، بستن یک قرارداد، اندازه
dealers′spread : بازده معامله گران
dealing arrangements : نحوه توزیع
death duty (estate duty) : مالیات بر ارث
death taxes : مالیات بر ارث
debenture (bond) interest : بهره اوراق قرضه
rdebenture holders : صاحب اوراق قرضه
debenture issued : اوراق قرضه منتشر شده
debenture issued at a deficit : اوراق قرضه منتشره به کسر
debenture redemption funds : وجود بازخرید اوراق قرضه
debenture redemption reserve : اندوخته بازخرید اوراق قرضه
debenture stock (debenture) : سهم قرضه (بدون تاریخ ولی دارای تعهد پرداخت)
debentures issued at a premium : اوراق قرضه صادر شده به صرف
debit items : اقلام بدهی
debit side : طرف بدهکار حساب، طرف راست
debt adjusting : تعدیل بدهی
debt collection for realisation : وصول طلب با نقد کردن وثیقه
debt conversion : تبدیل بدهی
debt discount : کسر اوراق قرضه، تخفیف بدهی
debt extinguishment : بازخرید / تصفیه بدهی
debt versus equity : بدهی در مقابل سرمایه
debtors control account : حساب کنترل بدهکاران
debtors follow-up actions : اعمال تعقیبی بدهکاران
debtors subsidiary ledger : دفتر معین بدهکاران
deceased account : حساب متوفی (شخص فوت شده)
deceased partner : شریک متوفی
deceased partner account : حساب شریک متئوفی
decentertized system : سیستم غیر متمرکز
decision center : مرکز تصمیم گیری
decision guidelines : رهنمودهای تصمیم گیری، دستورالعمل تصمیم گیری
decision interval : فاصله تصمیم گیری
decision makers : تصمیم گیرندگان
decision making : تصمیم گیری، اتخاذ تصمیم
decision making process : فرآیند تصمیم گیری
decision model approach : رویکرد / مدل تصمیم گیری
decision rule : قاعده تصمیم گیری
decision structure : ساختار تصمیم
decision support systems (DSS) : سیتسم های تسهیل کننده فرایند تصمیم گیری
decision symbol : نشانه تصمیم گیری
decision table : جدول تصمیم گیری
decision theory : تئوری تصمیم
decision to buy or lease : تصمیم خرید یا اجاره
decision to produce or buy : تصمیم ساخت یا خرید (کالا، ماشین)
dccision tree : درخت تصمیم گیری
decision tree analysis : تجزیه و تحلیل درخت تصمیم گیری
decision-marking cost : هزینه تصمیم گیری
decisive analysis : تجزیه و تحلیل قاطع
declaration of interest : اعلام بهره
declaration of solvency : اعلام توان واریز دیون
declare the goods : اظهار کردن کالا (به گمرک)
declared capital = stated capital : سرمایه اعلام شده
declassified cost : تعیین مجدد بهای اقلام تشکیل دهنده یک محصول
decommissioning cost : هزینه های قطع فعالیت
decrease endorsement : تصدیق یا تایید کاهش
decrease in assets : کاهش داراییها
decrease in working capital : کاهش در سرمایه در گردش
decreasing cost : هزینه (قیمت تمام شده) نزولی
decreasing rate : نرخ نزولی
decremental cost : بهای تمام شده تفاضلی
deduction at source : کسر در منبع (مالیات)
deduction from gross income : کم کردن هزینه ها از درآمد ناخالص
deductions from earning of employees : کسور مربوطه به درآمد کارکنان
deductions from net income : کم کردن از سود خالص
deductions made of wages : کسورات دستمزد
deed of partnership : قرارداد مشارکت
deed of sale : قباله فروش
deed of transfer : سند انتقال
deed of trust = trust deed : سند گروی، سند وثیقه
deed, document, bond, bill, instrument : سند رسمی، قباله
deep discount : کسر بسیار زیاد اوراق قرضه
deep discount or zero-coupon bonds (notes) : اوراق قرضه / اسناد بدون بهره یا با تخفیف هنگفت
default by subscribers : قصور (پرداخت) پذیره نویسان
default interest : بهره معوق
default risk : ریسک نکول، ریسک عدم پرداخت
default-free bonds : اوراق قرضه بدون ریسک نکول
defaulted notes : اسناد سوخت شده، اسناد نکول شده
defeasance : تسویه پیش از موعد
defeasance clause : شرط ابطال، شرط لغو
defeasance provision : شرط ابطال، شرط فسخ
defective accounts : حساب های نادرست
defective units : واحدهای معیوب
defences : مدافعات ، دفاعیات
defensive stocks : سهام تدافعی، سهام مقاوم، سهامی که تغییرات قیمت آنها از تغییرات متوسط بازار کمتر است.
deferred asset : دارایی معوق (پیش پرداخت دوره بعد)
deferred cash payment : پرداخت نقدی معوق
deferred compensation : حقوق و مزایای انتقالی به دوره های آتی
deferred compensation plan : طرح پرداخت آتی
deferred consideration agreement : قرارداد مربوط به تاخیر انداختن پرداخت وجه
deferred cost (expense) : هزینه دوره های آتی (هزینه معوق)
deferred cost of goods sold : قیمت تمام شده انتقالی کالای فروش رفته
deferred cost of purchases : هزینه سنوات آتی خرید
deferred credits or revenue : درآمدهای انتقالی به دوره های آتی
deferred debit (deferred asset; deferred expense) : پیش پرداخات هزینه
deferred expense = deferred charge;prepaid expense : پیش پرداخت هزینه، هزینه معوق
deferred gross profit : سود ناویژه (ناخالص) انتقالی به دوره های آتی
deferred interest : بهره انتقالی (در سررسید پرداخت می شود)
deferred interest bond : اوراق قرضه بدون بهره
deferred interest income : درآمد بهره انتقالی یا معوق
deferred payment sale, installment sale : فروش اقساطی
deferred profit sharing pIan : طرح سهیم کردن در منافع آتی
deferred repairs = deferred maintenance : ذخیره تعمیرات
deferred-payment sale : فروش قسطی
deficiency account or statement : حساب (صورتحساب) غرما
deficiency,shortage shorts : کمبود، کسری، عیب و نقص
deficit, shortage : کسری، کمبود، زیان
definite loss : ضرر قطعی
deflation cost : هزینه ضد تورم
defuh in payments : قصور در پرداخت ها
degree of correspondence : درجه (میزان) انطباق
degree of focus : درجه تمرکز
degree of risk : میزان خطر (احتمال خطر)
delay in settlement : تاخیر در تسویه
delay of cash outflow : عقب انداختن جریان نقدی خروجی
delegation of powers : احاله اختیار
delegation of responsibility : تفویض مسئولیت
delist : حذف عضویت شرکت در بورس، از فهرست خارج کردن
deliver the goods to the warehouse : تحویل کالا به انبار
delivered duty paid ( ... named port of destination) : تحویل کالا در محل مقرر در مقصد با ترخیص و با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی (...نام محل مقرر در مقصد)
delivered duty unpaid (DDU) ( ... named port of destination) : تحویل کالا در محل مقرر در مقصد بدون ترخیص و بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی (... نام محل مقرر در مقصد)
delivered es quary (DEQ) : تحویل در اسکله
delivered ex ship (DES) : تحویل کالا روی عرشه کشتی در بندر مقصد
delivered ex ship (DES) ( .. .named port of destination) : تحویل کالا روی عرشه کشتی در بند مقصد (.... نام بندر مقصد)
delivered goods : کالای تحویلی (حمل شده)
delivery and shipment : (زمان) تحویل و حمل
delivery basis : شناسایی درآمد بر مبنای تحویل کالای فروش رفته
delivery of benefits : ارائه مزایا (بیمه ای)
delivery of goods : تحویل کالا
delivery of health care, health care delivery, provision of heahh care : ارائه خدمات درمانی
delivery points : محل تحویل، مقصد کالا
delivery services : خدمات تحویل کالا
delivery versus payment (DVP) . : تحویل در ازای وجه
demand cost : هزینه عندالمطالبه (بر طبق تقاضا)
demand deposit : سپرده دیداری، سپرده جاری
demand draft, sight bill, sight draft, short bill : برات دیداری
demand -pull inventory system : سیستم موجودی کالای مبتنی بر کشش تقاضا
demise : اجاره زمین (قرارداد)
demise charter : اجاره دربست کامل
denomination of shares : نام گذاری طبقات سهام
department cost : هزینه دایره (هزینه بخش)
department cost summary : خلاصه هزینه دایره (اداره)
department, bureau, section : اداره (دایره، بخش)، بخش، واحد مستقل از سازمان
departmental accounts : حساب های دوایر
departmental cost of production report : گزارش هزینه تولید دوایر
departmental direct cost : هزینه مستقیم دایره ای (هر دایره)
departmental distnbution of cost : توزیع هزینه به دوایر
departmental expense analysis sheet : کارت (برگ) تجزیه تحلیل هزینه های دوایر
departments : دوایر
departure from historical cost : انحراف از بهای تمام شده تاریخی
departure station : مبدا حرکت
dependent′s allowance : فوق العاده عائله تحت تکفل
depleted cost : باقیمانده دارایی پس از کم کردن
depletion asset : دارایی نقصان پذیر (تهی شدنی)
depletion base : مبنای استهلاک منابع طبیعی
depletive stock : موجودی کالای نقصان پذیر
deposit : سپرده، واریز کردن وجه
deposit account : حساب سپرده
deposit checks : چک های واگذار شده به بانک
deposit claims : مطالبات سپرده ای
deposit in transit : سپرده بین راهی، وجونه در راه
deposit insurance : بیمه سپرده
deposit method : روش سپرده
deposit on letter of credit : سپرده اعتباری اسنادی
deposit on order registration : سپرده ثبت سفارشی
deposit payable : سپرده پرداختنی
deposit ratio : نسبت سپرده ای (سپرده ها به سرمایه)
deposit receivable : سپرده دریافتنی
deposit sheet : برگ درخواست سپرده (یا امانت)
deposit slip : اعلامیه (فیش) پرداخت سپرده
deposit turnover : گردش سپرده
deposit warrant : مجوز سپرده پذیری
deposit, fiduciary, trust funds : امانت، سپرده
depositary : امانت دار، سپرده پذیر، بانک یا موسسه سپرده پذیر
depositor : سپرده گذار، دارنده حساب
depository : انبار امانات (سپرده ها)، محل تودیع سپرده (اعم از بانک یا محل دیگر)
depository receipt : رسید بانک
depository trust company (DTC) : شرکت سپرده امانی
deposits in transit : وجوه بین راهی، وجوه در راه
depot expenses : هزینه انبار راه آهن
depreciable asset : دارایی استهلاک پذیر (در منابع طبیعی)
depreciable cost : بهای تمام شده مشمول استهلاک، بهای تمام شده استهلاک پذیر
depreciated asset : دارایی مستهلک شده
depreciated cost : بهای تمام شده منهای استهلاک انباشته
depreciated cost (depreciated value) : خالص ارزش دفتری دارایی
depreciated cost, unamortized cost,amortized cost : بهای تمام شده مستهلک شده
depreciated original cost : بهای تمام شده اولیه منهای استهلاک انباشته
depreciated replacement cost : بهای جایگزینی مستهلک شده
depreciation adjustment : تعدیل استهلاک
depreciation base (basis) : مبنای استهلاک
depreciation funds invested : وجوه استهلاکی سرمایه گذاری شده
depreciation funds, sinking funds : وجوه استهلاکی سرمایه گذاری شده
depreciation privision on (ot) asset : ذخیره استهلاک دارایی
depreciation provision : ذخیره استهلاک
depreciation reserve : اندوخته استهلاک
depreciation reserve funds : وجوه اندنوخته استهلاکی
depreciation reserve ratio : ضریب اندوخته استهلاک
depression, recession, recession : کسادی، رکود خفیف، افت و پس نشست تولید و تجارت و تجارت اشتغال
dept-equity swap : تعویض بدهی با سهام
depth testing : آزمون عمقی
depth tests : آزمون فراگیر
deregistration : توقف ثبت ریدادهای مالی
derelict asset (property), abandoned asset : دارایی متروک (بی صاحب)
derivative financial instruments, derivative securities : اوراق بهادار (ابزار مالی) مشتقه
derogation clause : شرط فسخ
derogatory stipulation : شرط زیان آور
descending tops : سیر نزولی
descent : تحصیل اموال شخص مرده که وصیت نکرده است
description of goods : مشخصات کالا
description of goods purchased : مشخصات کالای خریداری شده
description, specification : شرح مشخصات، توضیح، توصیف، تشریح
descriptive approach : روش (رویکرد) توصیفی
descriptive captions : عنان های توصیفی
descriptive model : الگوی توصیفی
descriptive statistics : آمار توصیفی
descriptive theory = positive theory : تئوری اثباتی
design of products-services or processes : طراحی محصولات، خدمات یا فرایندها
desirability statement : صورتحساب شرایط مطلوب
desirability, adequacy : مطلوبیت
desired quality level : سطح کیفیت مطلوب
desired result : نتیجه مطلوب، حاصل فعالیت قسمت
desk check : کنترل عینی گردش کار برنامه
detail review, detail study : بررسی تفصیلی
detailed drawings : نقشه های تفصیلی
detailed income statement : صورتحساب سود و زیان به شکل تفصیلی
detailed statement : صورتحساب با شرح ریز (کامل)
details as per attached sheet : جزئیات طبق ورقه پیوست
detection risk : ریسک عدم کشف تحریفات
detective controls, transfer controls : کنترل های اکتشافی
deteriorating economic positions : اوضاع نابسامان اقتصادی
determinable liabilities : بدهی های قابل تعیین
devaluation of share, dilution : کاهش ارزش سهم
developing countries : کشورهای در حال توسعه
development and research cost : هزینه توسعه و تحقیق
development, expansion : توسعه
devise : تقسیم ماترک متوفی طبق وصیت نامه
difference estimation : برآورد تفاضلی، برآورد اختلاف
different fiscal periods : دوره های مالی متفاوت
different levels of production : سطوح مختلف تولید
differential cost analysis : تجزیه و تحلیل بهای تمام شده تفاصلی
differential cost items : اقلام تفاضلی بهای تمام شده
differential costing : هزینه یابی تفاضلی (نهائی)
differential investment : سرمایه گذاری تحت شرایط مختلف
dificiency, shortage, deficit, short : کمبود، کسری، عیب و نقص
diluted earning per share : سد تقلیل یافته هر سهم
diluted earnins per share (DEPS) : سود تقلیل یافته هر سهم
diluting securities : اوراق بهادار تقلیل دهنده
diminighing provision method : روش مانده نزولی (در استهلاک)
diminishing return, decreasing return : بازده نزولی (رو به کاهش)
diminishing utility : بهره وری نزولی
diminishing-balance method (reducing-balance method) : روش مانده نزولی (در استهلاک)
direct (wages-labor) : دستمزد مستقیم، نیروی کار مستقیم
direct access storage devices (DASD) : انبارهای دسترسی مستقیم
direct advertising expenditures : هزینه های تبلیغ مستقیم
direct aJlocation basis of apportionment : رش (تخصیص مستقیم) در تسهیم
direct assessment method : روش سنجش مستقیم
direct charges (expenses) : مخارج مستقیم
direct cost : بهای تمام شده مستقیم, هزینه مستقیم
direct cost pricing : قیمت گذاری بر حسب هزینه مستقیم
direct cost system : روش هزینه یابی مستقیم
direct departmental charges : هزینه های مستقیم دوایر
direct division of medical care : بخش درمان مستقیم
direct estimation : برآورد مستقیم
direct factory cost : هزینه مستقیم کارخانه
direct financial interest : منافع مالی مستقیم
direct holdings : سرمایه گذاری های مستقیم
direct labor hours (DLH) : ساعات کار مستقیم
direct labor idle-time variance, idle times variance : انحراف اوقات بیکاری
direct labour cost (direct wages) : دستمزد مستقیم
direct machine hours : ساعات کار مستقیم ماشین
direct manufacturing costs : هزینه های مستقیم ساخت
direct material cost : بهای تمام شده مواد مستقیم
direct material usage budget : بودجه مصرف مواد مستقیم
direct material(s) mixture variance : مغایرت ترکیبی مواد مستقیم
direct material(s) price variance : مغایرت قیمت مواد مستقیم
direct material(s) usage variance : مغایرت مصرف مواد مستقیم
direct material(s) variance : مغایرت هزینه مواد مستقیم
direct materials : مواد مستقیم، مواد اولیه
direct materials budget : بودجه مواد مستقیم
direct materials cost : هزینه مواد مستقیم، هزینه مواد اولیه
direct materials cost variance : انحراف خالص مواد خام
direct materials mix variance : انحراف مواد مستقیم به قیمت استاندارد
direct materials price variance : انحراف قیمت مواد مستقیم
direct materials quantity variance : انحراف مقدار مواد مستقیم
direct materials stocks (direct materials inventory) : موجودی مواد مستقیم
direct materials total cost variance : انحراف کل هزینه مواد مستقیم، مجموع انحراف قیمت مواد مستقیم و انحراف مصرف مواد مستقیم
direct materials usage variance : انحراف مصرف مواد مستقیم
direct materials yield variance : انحراف بازده مواد مستقیم
direct overhead cost, direct overhead : هزینه سربار مستقیم
direct posting : نقل و انتقال مستقیم
direct production cost of sales : هزینه فروش تولید مستقیم
direct sales cost : هزینه های مستقیم فروش
direct shipment : حمل مستقیم
direct substantive tests : آزمون های مستقیم محتوا
direct test of financial balances : آزمون مستقیم مانده ها
direct variable cost : هزینه متغیر مستقیم
direct wage(s) cost, direct labor cost : هزینه دستمزد مستقیم
direct wages : دستمزد مستقیم (هزینه)
direct -effect illegal acts : اعمال غیر قانونی دارای اثر مستقیم
directed sample selection : انتخاب جهت دار (هدفمند) نمونه
directive controls : کنترل های دستوری
directly costs : مخارج مستقیم
director production cost of sales : بهای تمام شده کالای فروش رفته
director′s attendance book : دفتر حضور و غیاب مدیران
director′s remuneration (director′s emoluments) : کل دریافتی مدیران ارشد یک شرکت طی سال
director′s report : گزارش هیات مدیره
directors′ circular : بخشنامه مدیران
directors′ minute : صورت جلسه مدیران
directors′ report, report of directors : گزارش مدیران
dis-seasonal unemployed worker : کارگر بیکار فصلی
dis-investment : سرمایه گذاری منفی (از مایه خوردن)
disability charge : غرامت نقص عضو, غرامت از کار افتادگی
disability compensation : غرامت از کار افتادگی
disability insurance : بیمه از کار افتادگی
disaggregated cost : تجزیه یک قلم هزینه به اجزای تشکیل دهنده آن
disaggregation : تفکیک یا تجزیه یک احد به بخش های کوچکتر
disaggregation of financial data : جداسازی اطلاعات مالی
disapprove : تصویب نکردن ، تایید نکردن
disbursement cash disbursement, cash payment : پرداخت نقدی (خرج نقدی)
disbursement office : اداره پرداخت نقدی
discharge, discharging : پرداخت، تادیه بدهی
discharged bill : برات پرداخت شده
discharged employee : کارمند اخراجی
discharged statement, unpaid statement : صورتحساب پرداخت نشده
discharging berth, discharging wharf : اسکله تخلیه
discharging wharf : بندر محل تخلیه
disciplinary body : نهاد انضباطی
disciplinary regulations : مقررات انضباطی
discipline : انضباط
disclaim an account : حسابی که توسط حسابرس تایید نشده است
disclaimer of opinion, denial of opinion : امتناع از اظهارنظر، عدم اظهارنظر
disclaimer report : گزارش عدم تایید حسابرسی
disclose : آشکار کردن چیزی که نهفته است (افشا کردن)
disclosed reserve : اندوخته آشکار
disclosure : افشای اطلاعات
disclosure checklist (index) : فهرست موارد افشاء
disclosure guidelines : رهنمودهای افشاء
disclosure in financial reporting : افشار در گزارشگری مالی
disclosure of accounting policies : افشاء خط مشی های حسابداری، افشاء رویه های مالی
disclosure of facts : افشای حقایق
disclosure of financial policies : افشای رویه های مالی
disclosure of replacement cost information : افشای اطلاعات بهای جایگزینی
disclosure of segments of an enterprise : افشای اطلاعات قسمت های احد تجاری
disclosure principle, principle of disclosure : اصل افشا، اصل افشاء حقایق
disclosure requirements : ضرورت های افشا
discontinued operations : عملیات متوقف شده
discount : تخفیف، تنزیل، کسر اوراق قرضه
discount allowed : تخفیف اعطایی به مشتریان
discount and premium amortization of bonds : استهلاک کسر و صرف اوراق قرضه
discount bond : اوراق قرضه با کسر
discount earned : تخفیف دریافتی
discount factor (present-value factor) : عامل تعیین کننده ارزش فعلی (تخفیف، تنزیل)
discount forfeited : تخفیف نقدی استفاده نشده
discount house : موسسه تنزیل کننده
discount lost : از دست دادن تخفیف
discount market : بازار تنزیل
discount on bonds : تخفیف اوراق قرضه
discount on goods : تخفیف (روی کالا)
discount on notes payable : تنزیل اسناد پرداختنی
rdiscount on stock, share discount, stock (shares) discount : کسر سهام
discount payable, discount paid : تخفیف پرداختنی
discount period : دوره تخفیف
discount rate, rate of discount : نرخ تخفیف، نرخ تنزیل
discount received : تخفیف داده شده
discount sheet : ورقه (برگه) تخفیف
discount statement : صورتحساب تخفیف (تنزیل)
discount value : ارزش فعلی جریان های نقدی آتی
discount without recourse : تنزیل بدون حق رجوع
discount yield : بازده ناشی از تخفییف قیمت
discount(ing) : تنزیل
discount(s) lost : تخفیف از دست رفته
discount, allowance : تخفیف
discount, deficit, shortage : کسر سهام
discount, give a discount : تخفیف دادن، به ارزش حال درآوردن
discounted : تنزیل شده (به ارزش روز درآوردن)
discounted cash flow : تنزیل گردش وجوه، جبران نقدینه تنزیل شده
discounted cash flow (DCF) : ارزش فعلی جریان های نقدی، جریان های نقدی تنزیل شده
discounted cash flow methods : رش های تنزیل (گردش وجوه، وجوه نقد)
discounted cash flows : جریان نقدینه تنزیل شده
discounted pay back : استرداد وجه با ارزش روز
discountec;l present value : ارزش فعلی تنزیل شده
discounted value : ارزش تنزیل شده
discounted value of bills : ارزش تنزیلی برات
discounting : تنزیل
discounting a note receivable : تنزیل (کردن) سند ریافتنی
discounting future earnings : تنزیل درآمدهای آتی
discounting notes receivable : تنزیل (کردن) اسناد دریافتنی
discountstrade : تخفیفات مقداری، تخفیفات تجاری
discovery period : (بیمه) دوره بازیافت، مهلت زیان یابی
discrete random variable : متغیر تصادفی ناپیوسته
discrete variate : متغیر تصادفی ناپیوسته
discreteloss : زیان غیر مستمر
discretion cost : هزینه اختیاری
discretionary order : سفارش تحت کنترل، سفارش اختیاری
discretionary trustee : امین مختار
discriminatory duty : حقنوق گمرکی تبعیضی
disenfranchise : سلب حق
disengaged worker, unemployed worker : کارگر بیکار
dishonor (dishonour) : نکول، پرداخت نکردن، قبول نکردن حواله یا برات
dishonored accountant : حسابدار بی صلاحیت
dishonored cheque : چک نکولی
dishonored nptes : اسناد و خواست شده (نکول شده)
dishonored notes receivable : اسناد دریافتنی نکول (واخواست)( شده
dishonour cheque, cheque without found, crossed cheque : چک بی محل، چک مسدود
dismantling and removing the asset : مخارج پیاده سازی و برچیدن دارایی
dismantling cost : هزینه پیاده کردن اجزاء (ماشین)
dismissal pay, severance pay : پرداخت مزد انفصال خدمت
dismissal. lay off : اخراج
dismissals : حذفیات، موارد حذف شدنی
dismissed worker : کارگر منفصل از خدمت
dispatch : حمل سریع کالا
dispatch order : سفارش حمل سریع
dispatch(ing) money : پاداش سرعت کار (در حمل نقل)
dispatch(ing), (to) hand over : فرستادن، ارسال
dispatcher, sender : فرستنده
dispensation, exemption : معافیت، بخشودگی / معافیت گمرکی
dispersion analysis : تجزیه و تحلیل پراکندگی
disposal : در دسترس، موجود، در اختیار
disposal date : تاریخ واگذاری، تاریخ فروش
disposal of a business segment : فروش، توقف عملیات، مصادره توسط نهادهای دلتی
disposal of a segment of an enterprise : واگذاری قسمتی از یک واحد تجاری
disposal of assets : فروش داراییها
disposal value : ارزش واگذاری (اسقاط)
disposals account : حساب اموال واگذار شده، حساب فروش دارایی های ثابت
disposition : واگذاری (دارائیها)
disposition of variances : بستن انحرافات
disqualification of accountant : عدم صلاحیت حسابدار
disrup : از هم گسیختن
dissimilar activities : فعالیت های غیر مشابه
dissimilar assets : دارایی های غیر مشابه
dissolution and liquidation of a partnership : انحلال و تصفیه شرکت تضامنی
dissolution of a joint stock company : انحلال شرکت سهامی
dissolution of company : انحراف شرکت
dissolution of limited companies : انحلال شرکت های سهامی
dissolution, liquidation, winding up : انحلال، فسخ
distort : تحریف ارقام مالی به قصد گمراه کردن استفاده کنندگان صرت های مالی
distress merchandise : کالای معیوب (خراب)
distress selling : فروش اضطراری
distributable (profit-income), profit available for distribution : سود قابل توزیع
distributable profits : سود قابل تقسیم
distributable reserves : اندوخته های قابل تقسیم
distributable surplus : مازاد قابل توزیع
distribute : توزیع کردن
distributed profit : سود توزیع شده
distributer′s cooperative society : شرکت تعاونی توزیع
distributing expenses : مخارج توزیع و پخش
distribution : توزیع یا تقسیم سود (قابل تقسیم)
distribution (cost-expense-overhead) : هزینه توزیع
distribution discount : تخفیف توزیع (به فروشندگان)
distnbution measures : معیارهای توزیع
distribution method : روش توزیع
distnbution of dividend, dividend distribution : توزیع سود سهام
distribution time : مدت توزیع
distributor : عامل توزیع
distributor discount : تخفیف ویژه توزیع کننده
diversifiable risk : ریسک تنوع پذیر
diversification : تنوع بخشیدن به فعالیت های شرکت، گسترش دادن دامنه فعالیت ها
diversification across industry : تنوع بخشی در حوزه صنعت
dividend decision : تصمیمات مربوط به تقسیم سود
dividend distribution : توزیع سود سهام
dividend in arrears : سود معوق سهام
dividend on common stocks : سود سهام عادی
dividend per share (DPS) : سود تقسیمی هر سهم، سود نقدی (یا پرداخت شده) هر سهم
dividend preferences : اولویت های سود سهام
dividend reinvestment plan : طرح سرمایه گذاری مجدد سود تقسیمی
dividend stability : ثبات سود سهام
dividend stripping : تهی سازی سود سهام
dividends : سود سهام
dividends declared, declared dividend : سوم سهام اعلام شده
dividends in arrears, passed dividends,arears of dividend, dividends in arear : سود سهام معوق
dividends payable : سد تقسیمی پرداختنی
dividends payable in stock : سود سهمی پرداختنی
divisible loan : وام قابل تقسیم
division, segment, section, sector : بخش، بخش مستقل
divisional cost : هزینه تسهیمی (تقسیمی)
divisional management : مدیریت بخشی
divisional profit accounting : حسابداری سودبخشی مراحل
divisionalization : فرایند تبدیل هر یک از واحدهای فرعی به یک شرکت
divisive reorganizlition : تقسیم یک واحد سامانی به دو یا چند واحد تجاری جداگانه
dlinquent accounts receivable : مطالبات معوق
doctrines : عقاید، نظریات، دکترین
document against payment (DIP) : سند در مقابل پرداخت
documenta against : تحویل اسناد در مقابل قبول نویسی
documentary credit(s), documentary letter of credit (documentary) : اعتبار اسنادی
documents against acceptance : تسلیم اسناد در مقابل قبولی برات
documents against payment : تسلیم اسناد در مقابل پرداخت
documents flow chart : نمودار گردش اسناد، نمودار خط سیر اسناد
documents payable : اسناد پرداختنی
dollar unit sampling (DUS), monetary unit sampling : نمونه گیری واحد پولی
domestic market : بازار داخلی
donations box : صندوق کمک به فقرا
draft at sigbt = sight draft : برات به ریت، برات دیداری
draft partnership agreement : پیش نویس قرارداد مشارکت
drafts drawee : حواله های ارزی
draw up a process verbal : تنظیم کردن صورت مجلس
drawings : برداشت ها
drop shipment : حمل کالای ساخته شده از واحد تولیدی به مشتری (بدون استفاده از واسطه)
dry loss : ضرر بی ربط
dual aspect concept : مفهوم دو طرفه بودن حساب ها
dual aspect entry, double entry : ثبت دو طرفه (حساب)
dual pricing solution : راه حل قیمت گذاری دوگانه
dual professional care : اعمال مراقبت حرفه ای
dual security : اوراق بهادار تضمین شده
dual-capacity system : سیستم تفکیک وظایف
dual-purpose test : آزمون با هدف دو گانه
due process procedure : فرایند چندگانه تدین استانداردهای حسابداری مالی
due professional care : مراقبت های تخصصی و حرفه ای
dues : دیوان، عوارض
duplicate disclosure : افشای مضاعف
durability Of. documents : قابلیت دوام اسناد
durable goods, hard goods : کالای بادوام
durante absentia : در مدت غیبت
duration of shipment : دوره حمل (زمان حمل)
duties of accountant, accountant duties : وظایف حسابدار
duties on buver′s account : حقوق گمرکی به حساب خریدار است
duty free goods : کالای معاف از گمرک
duty, duties, excise, excise tax, toll, task : عوارض
duty-free list : صورت اموال معاف (از گمرک)
dwindling (asset) : دارایی تحلیل رفتنی
dysfunctional behavior : رفتار غیر حرفه ای
dysfunctional decision making : تصمیم گیری غیر حرفه ای
early exercise : معامله قبل از موعد
early extinguishment of a debt : بازپرداخت بدهی قبل از سررسید
early retirement of bonds : بازخرید اوراق قرضه قبل از سررسید
early retirement of debt (bonds) : بازخرید/ ابطال زودتر از موعد بدهی
earn-out provision, subscription right (or warrant), contingent pay : پرداخت (حق الزحمه) مشروط، پرداخت احتمالی
earned surplus = retained earnings : مازاد مکتسب، مازاد تحقق یافته
earned surplus unappropriated : مازاد مکتسب تقسیم نشده
earnest money : بیعانه
earning (profit) forecast : پیش بینی سود
earning asset : دارایی مولد (سودآور)
earning per share (EPS) : سود هر سهم
earning process : فرآیند کسب سود، فرآیند کسب درآمد
earning(s) per share : درآمد حاصل از هر سهم
earnings available for ordinary shareholders : سود خالص متعلق به صاحبان سهام عادی
earnings before interest and after tax(ABIAT) : درآمد پس از وضع مالیات و قبل از کسر بهره
earnings before interest and tax(EBIT) : سود قبل از بهره و مالیات به علاوه هزینه بهره
earnings from operation : عاید حاصل از عملکرد (سود ویژه)
earnings on stockholders′ capital : عواید سرمایه سهامداران
earnings process : فرایند کسب درآمد
earnings ratio : نسبت های عواید درآمدی
earnings retained : سود انباشته
earnings statement = income statement : صورتحساب درآمد و هزینه، صورتحساب درآمد
earnings variability : نوسان درآمد
earnings yield : نسبت سود هر سهم به قیمت بازار همان سهم
earnings, proceeds, incomes : عواید، درامد
earnings-to-price ratio : نسبت سود به قیمت
ease of formation : سهولت تشکیل (تاسیس)
ease of transferability of ownership : سهولت انتقال مالکیت
easy commodity : کالای نامرغوب
easy market : بازار سست
easy term, short term : کوتاه مدت
econimic risk : ریسک اقتصادی
econometrics : اقتصاد سنجی
economic (profit-income), economic earnings : سود اقتصادی
economic analysis : تجزیه تحلیل اقتصادی
economic and financial affairs : امر اقتصادی و دارایی
economic appraisal : ارزیابی اقتصادی
economic approaches : رویکردهای (روشهای) اقتصادی
economic benefits : منافع اقتصادی
economic consequence : پیامد اقتصادی
economic cooperation administration (ECA) : اداره همکاری اقتصادی
economic costs : هزینه های اقتصادی
economic crisis : بحران اقتصادی
lseconomic enterprise, entity, economic entity, economic unit, enterprise : واحد اقتصادی، شخصیت اقتصادی
economic events : رویدادهای اقتصادی
economic expansion : رشد اقتصادی
economic exposure : تغییرات آینده نرخ ارز بر ارزش یک واحد تجاری
economic factors, functional : عامل تبعی یا اقتصادی
economic indicators : شاخص های اقتصادی
economic life of asset : عمر اقتصادی دارایی
economic life of leased property : عمر اقتصادی دارایی مورد اجاره
economic loss : زیان اقتصادی
economic lot size, economic batch quantity : مقدار تولید مقرون به صرفه
economic obligations : تعهدات اقتصادی
economic process : فرایند اقتصادی
economic purchase quantity : با صرفه ترین مقدار خرید
economic purchase quantity (EPQ) : با صرفه ترین مقدار خرید
economic resource : منبع اقتصادی
economic sanction : تحریم اقتصادی
economic self-sufficiency : خودکفایی اقتصادی
economic substance : تشکیلات اقتصادی
economic system : سیستم اقتصادی
economic usefu1ness : فایده اقتصادی
exports, exportation : صادرات
exposure : میزان ریسک
exposure draft : پیش نویس نهایی، متن پیشنهادی
express : بیان کرن، تاکید کردن
express liability, specific debt : بدهی مخصص
express trust : ودیعه یا امانت
express warranty : ضمانت صریح، تعهدنامه ویژه
extablishment : موسسه، بنگاه، تاسیس
extendable bonds : اوراق قرضه قابل تمدید
extendable notes : اسناد قابل تمدید
extended audit scope : حسابریس با دامنه گسترده
extended term insurance : بیمه تمدید شده (مدت تمدید شده)
extendible bond issue : ورق قرضه قابل تمدید
extension of credits : تمدید اعتبارات
extent of infonnation dissemination : حجم انتشار اطلاعات، دامنه توزیع اطلاعات
extent of testing : اندازه آزمون
extent of tests : دامنه حسابرسی
extennal costs : هزینه های بیرونی
external applications, external users : مصارف خارجی
external auditor′s opinion : اظهار نظر حسابرس مستقل
external auditor′s report : گزارش حسابرس مستقل
external decision makers : تصمیم گیرندگان برون سازمانی
external events : رویدادهای خارجی
external expansion : توسعه از بیرون
external financial statements : صورت های مالی خارجی (برون سازمانی)
external financing, self financing : تامین مالی خارجی
external investment : سرمایه گذاری خارج از (شرکت ، محل کار )
external reconstruction : بازسازی برونی
external reports : گزارش های برون سازمانی (خارجی)
external requirements : ضرورت های برون سازمانی، الزامات برون سازمانی
external sources : منابع خارجی
external standards : استانداردهای خارجی
external transaction : معامله با افراد خارج از سازمان
external users (of financial statement) : استفاده کنندگان خارجی با برون سازمانی
externalities : برون زا
extended audit scope : دامنه تفصیلی حسابرسی ، محدوده تفصیلی حسابرسی
extinguishment of debt, early : تسویه بدهی
extra charges : هزینه های اضافی
extra cost : هزینه اضافی
extra ordinary loss : ضرر غیر مترقبه (استثنایی)
extractive industries : صنایع استخراجی
extraordinary cash flow : جریان های نقدی غیر مترقبه
extraordinary events : رویدادهای غیر مترقبه
extraordinary expense : هزینه غیر مترقبه
extraordinary items, unusual items : اقلام غی عادی (غیر مترقبه)
extraordinary repairs : تعمیرات غیر مترقبه، تعمیرات اساسی که گاهی مستلزم تعویض قطعات اصلی یا جایگزین کردن دارایی می شود.
facilities and equipment : امکانات و تجهیزات
facilities and limitations : تسهیلات و محدودیت ها
factitious statement : صورتحساب ساختگی
factitious, artificia1, forged : ساختگی
governrnent treasury : خزانه دولت
governmental accountlllg standards : استانداردهای حسابداری دولتی
governmental agencies : نهادهای دولتی
governmental funds : حساب های مستقل برای وجوه دولتی، انواع وجوهی که در سازمان های دولتی، برای تامین هتدف های خاص در نظطر می گیرند
governmental grants, related to assets,government grants, grants : کمک های بلاعوض دولت
governmental purchaslllg : خرید دولتی
grade accounts, classify accounts : طبقه بندی کردن حساب ها
graduated rate structure : نرخ مالیات تصاعدی
grand father clause : حفظ اعتبار قوانین قبلی
grant related to asset : کمک بلاعوض مربوط به دارایی
granting of long-term credits : اعطای اعتبار بلندمدت
granting of short-term credits : اعطای اعتبارات کوتاه مدت
grants and donations : کمک ها و اعانات
graphic analysis : تجزیه و تحلیل نموداری (مصور)
gratuitous : بلاعوض، مجانی
gratuitous loan (or free loan) : وام قرض الحسنه
gratuitous transfer tax : مالیات بر نقل و انتقال بلاعوض
gratuity, bonus, tip : انعام
green shoe : شرط اختیار خرید اوراق بهادار بیشتر
gross (income-earnings) : درآمد ناخالص
gross (income-profit), gross profit on sale, profit margin : سود ناخالص
gross (margin-profit) method : روش سود ناخالص
gross (profit-margin) variance : سود ناویژه مغایرت (انحراف)
gross amount approach : روش ناخالص مبلغ خرید
gross asset : دارای ناخالص
gross average I general average : خسارت همگانی خسارت مشترک
gross bonded debt : کل بدهی یک نهاد دولتی
gross book value : ارزش دفتر ناخالص
gross book wlue of asset : ارزش دفتر ناویژه دارایی
gross cash flow : گردش نقد ناخالص
gross contribution margin : حاشیه فروش ناخالص
gross cost of goods sold : ارزش ناخالص کالای فروش رفته
gross current replacement cost : ارزش جایگزینی ناخالص
gross debt : بدهی ناخالص
gross dividend : ناخالص سود تقسیمی
gross dividend per share : سود ناخالصث هر سهم، کل ناخالص سود تقسیمی را که شرکت در یک سال پرداخت می کند تقسیم بر تعداد سهام عادی در دست عموم
gross dividend yield : بازده سود ناخالص سهم، سود تقسیمی بر حسب درصدی از ارزش سهام (ارزش بازار)
gross domestic product (GDP) : تولید ناخالص داخلی
gross domestic product at factor : تولید ناخالص داخلی به قیمت عوامل
gross earnings = gross income : درآمد (عایدات) ناخالص
gross equity method : روش ناخالص ارزش ویژه
gross estate : ارزش ناخالص دارایی
gross expensiture (expense, cost) : هزینه ناخالص (خرح ناخالص)
gross fixed asset : دارایی ثابت ناخالص
gross income : سود ناخالص
gross interest : بهره ناخالص
gross investment : سرمایه گذاری ناخالص
gross investment in the lease : سرمایه گذاری ناخالص در اجاره
gross lease : اجاره کامل
gross loss : ناخالص زیان، زیان ناویژه
gross marg in percentage, gross profit percentage : درصد سود ناخالص
gross margin (gross profit; gross profit margin) : سود ناویژه، سود ناخالص، حاشیه فروش
gross margin percentage : درصد سود ناخالص
gross margin ratio (gross profit percentage) : نسبت سود ناویژه، درصد سود ناویژه
gross margin recognition : شناسائی سود ناخالص
gross margin, gross profit ratio : نسبت سود ناخالص
gross margine analysis, gros;s profit analysis : تجزیه و تحلیل سود ناویژه
gross national product (GNP) : تولید ناخالص ملی
gross national product (GNP) : محصول ناخالص ملی، تولید ناخالص ملی
gross national product at factor : تولید ناخالص ملی به قیمت عوامل
gross national product at market : تولید ناخالص ملی به قیمت بازار
economical interest : بهره اقتصادی
economical obligations : تعهدات اقتصادی
economical order size : اندازه سفارش شاقتصادی
economical recession, depression,economic downturn : رکود اقتصادی
economics of scale (scale effect) : صرفه جویی به مقیاس
economist : اقتصاددان
economizing costs : اقتصادی کردن هزینه ها
econonny of scale : صرفه جویی مقیاس
effect of changing prices : اثر تغییر قیمت ها، اثر قیمت فروش
effective cost of debt : هزینه موثر استقراض
effective finance decision : صمیم قاطع مالی
effective interest nnethod : رش مبتنی بر نرخ بهره موثر
effective interest rate nnethod : روش نرخ بهره موثر
effective interest rate, effective rate of interest : نرخ موثر بهره، نرخ واقعی بهره
effective nneasures : معیارهای اثربخشی
effective-interest nnethod : روش بهره موثر
effectiveness : اثربخشی، تاثیر، موثر بودن
effectiveness audit : حسابرسی از لحاظ کارایی و اثربخشی
effectiveness nneasures : معیارهای اثربخشی
effects of changing prices : آثار تغییر قیمت ها
efficiency-effectiveness audit (comprehensive audit; extended scopeaudit) : حسابری جامع یا فراگیر
efficient market hypothesis : فرضیه بازار کارا
efficient market hypothesis (EMH) : فرضیه بازارهای کارا (کارآمد)
eight-hour shift : نوبت کاری هشت ساعته
elastic currency system : سیستم قابل انعطاف پولی
elastic demand : تقاضای با کشش
elasticity : کشش، کشش تقاضا یا کشش عرضه
elasticity of cost : کشش (انعطاف) هزینه
elasticity of demand : کشش تقاضا
elasticity of financial statements : عناصر صورت های مالی
elasticity of income : کشش (انعطاف) درآمد
elasticity of supply : کشش عرضه
elasticity of working capital : اجزای سرمایه در گردش
election or remowl of legal inspectors : انتخاب یا عزل بازرسان
electronic data processing (EDP) : پردازش داده ها از طریق ابزار یا سیستم الکترونیکی
electronic fund transfer (EFI) : انتقال الکترونیکی وجوه
electronic funds transfer at point of sales (EFTPOS) : انتقال وجوه الکترونیکی در لحظه فروش
electronic funds transfer system (EFTS) : سیستم الکترنیکی انتقال جود
electronic transfer of funds (ETF) : نقل و انتقال وجوه از طریق سیستم الکرونیک عناصر قیمت تمام شده
elements of cost : (اجزای) قیمت تمام شده
elements of financial statements,environment of accounting : محیط حسابداری، عناصر صورت های مالی
elements of working capital, working capital components : اجزای تشکیل دهنده سرمایه در گردش
eligible investment, qualified investment : سرمایه گذاری واجد شراریط (قابل قبول)
elimination of non-value-added operations : حذف عملیات فاقد ارزش افزوده
embozllement, misappropriation, : اختلاس پول
emergency expense : هزینه ضروری
emergency facilities : تسهیلات فوری (ضروری)
emerging debt instruments : ابزارهای جدید بدهی، اوراق بهادار بدهی نوظهور، تبدیل بدهی ها به اوراق بهادار
emerging issues task froce statements (EITF) : بیانیه های کمیته ویژه مسائل اضطراری
emerging markets : بازارهای در حال توسعه، بازارهای نوپا، بازارهای نوظهور
emerging stock markets : بازارهای نوظهر سهام، بازارهای نوپای سهام
emoluments : حقوق و مزایای مرتبط
emphasis of matter paragraph : بند تاکید بر موضوع (مطلب) خاص
employee benefits : مزایای شغلی
employee class promotion : ترفیع کارمنان
employee incentive compensation plans : طرح های تشیقی خرید سهام توسط کارکنان
employee share ownership plan : برنامه اعطای سهلام شرکت به کارکنان
employee share ownership : مالک شدن سهام توسط کارکنان
employee stock option : دادن برگ اختیار خرید سهام به کارکنان
employee stock ownership plan (ESOP) : طرح مالکیت کارکنان در سهام
employee time sheet : برگ ثبت اوقات ورود و خروج کارکنان
employee′s contribution : سهم کارمند
employee′s contribution for insurance : بیمه سهم کارمند
employee′s day work rate : نرخ کار روزانه کارخمند
employee′s deductions : کسورات کارمند
employee′s income tax : مالیات بردرآمد کارمند
employee′s insurance contribution : سهم کارمند بیمه
employee′s pension contribution : سهم بازنشستگی کارمند
employee′s remuneration : پاداش کارمند
employee′s saving contnbution : سهم پس انداز کارمند
employees′ benefit cost : هزینه مزایای کارکنان
employees′ benefits, salaried benefits : مزایای کارمندان
employees′ compensation : پاداش حقوق بگیران
employees′ holiday provision : ذخیره مرخصی کارکنان
employees′ share scheme : طرح مشارکت کارکنان
employees′ termination benefits : مزایای پایان خدمت کارکنان
employees′ termination cost : هزینه پایان خدمت کارکنان
employees′ termination-pay provision : ذخیره پرداخت پایان خمت کارکنان
employer′s contribution : سهم کارفرما
employer′s contribution for insurance : بیمه سهم کارفرما
employer′s earnings : عایدات کارفرما
employer′s liabilities : تعهدات کارفرما
employer′s liability insurance : بیمه مسئولیت کارفرما
employer′s pension contribution : سهم بازنشستگی کارفرما
employer′s saving contribution : سهم پس انداز کارفرما
employer′s social security contribution : سهم بیمه تامین اجتماعی کارفرما
employer-employee relationship : رابطه کارفرما و کارمند
employment costs : هزیه های مروبط به استخدام نیرو
employment taxes : مالیات حقوق
encash : نقد کردن چک
encashable : قابل تبدیل به پول نقد
enclosed accounts : حساب های در جوف (همراه گزارش)
enclosed balance-sheet : ترازنامه در جوف (به پیوست)
encumbrance accounts : حساب های تعددی
end of fiscal (financial) year : آخر سال مالی
end product costing : هزینه یابی محصول نهائی
end year discount (rebate) : تخفیف آخر سال
ending finished goods inventory budget : بودجه موجودی کالای ساخته شده پایان دنره
ending inventory, closing inventory : موجودی کالای پایان دره
endorse : ظهرنویسی کردن
endorsed note payable : سند پراختنی ظهرنویسی شده
endorsee : ذینفع ظهرنویسی
endorSement : پشت نویسی، ظهرنویسی
endorsement in full : پشت نیسی کامل
endorsement liability : بدهی ناشی از ظهرنویس
endorser : ظهرنویس
endowment assurance : بیمه عمر مختلط
energy cost : هزینه انرژی مصرفی
engagement risk : ریسک پروژه حسابرسی، ریسک حسابرسی
engineering costs : مخارج مهندسی
engrossment, speculation : احتکار
enterprise : واحد تجاری
enterprise cost : ارزش دارایی برای مالکان کنونی که متفاوت از ارزش (بهای تمام شده) آن برای مالکان بعدی است.
enterprise net income : سود خالص واحد اقتصادی
enterprise performance : عملکرد واحد اقتصادی
enterprise standard industrial classification (ESIe) : کد مربوط به طبقه ای که شرکت در آن قرار می گیرد.
enterprise, business : موسسه، واحد تجاری
entertainment expense : هزینه پذیرائی
entity assumption (concept) : فرض وجود حسابداری
entity equity superannuate,superannuation : حقوق / ارزش ویژه واحد اقتصادی
entries : اقلام ثبت شده در دفاتر
entry for warehousing : ورود به انبار، قبض انبار، (برای کالاهایی که مشمول حقوق گمرکی هستند)
entry in book of accounts : ثبت در دفاتر حساب
eenvironmental constraints : محدویت های محیطی
equal-instalment depreciation : استهلاک به روش خط مستقیم، استهلاک به اقساط مساوی
equalization fund(s) : وجوه برابر سازی
equalization provision : ذخیره برابرسازی
equation of payments : موازنه / برابرسازی در پرداخت ها
equipment bond (trust certificate) : اوراق قرضه رهنی
equities on minority interests : حقوق سهامداران اقلیت
equities, liabilities and shareholder′s equity : بدهی ها و حقوق صاحبان سهام
equity basis net income : سود خالص مبتنی بر ارزش ویژه
equity contract, stock : قرارداد خرید سهام
equity in susbsidiary realized income : حق مالکیت بر سود تحقق یافته واحد فرعی
equity instruments : یک ابزار مالی که نشان دهنده مالکیت فرد در یک بنگاه تجاری است
equity interest : حقق صاحبان سهام، حق مالکانه
equity investment : سرمایه گذاری در سهام سرمایه
equity kickers : امتیاز سهامدار شدن
equity method for investments : روش ارزش ویژه سرمایه گذاری ها
equity method investment : سرمایه گذاری بر مبنای روش ارزش ویژه
equity method of accounting for long-term investment : روش ارزش ویژه در سرمایه گذاری بلندمدت
equity ownership : حق مالکیت
equity position : داشتن حق مالکیت
equity security : اراق بهادار مالکانه، اوراق بهادار سهامداران
equity share : هر نوع سهمی در یک شرکت
equity share capital : سرمایه سهمی سهامداران
equity theory residual : تئوری حقوق باقی مانده / نهائی / مازاد
equity transaction : هر رویداد مالی که بتواند ارزش ویژه شرکت را افزایش یا کاهش دهد.
equivalent compensation : جبران معادل
equivalent goods : کالای معادل
equivalent production schedule : جدول معادل آحاد تولید
equivalent units (effective units) : معادل آحاد، معادل واحد تکمیل شده
equivalent units of production : معادل آحاد تمکیل شده
error & omission : اشتباه و از قلم افتادگی
error & omissions excepted : اشتباه از دو طرف قابل برگشت است
error analysis : تجزیه و تحلیل اشتباه
error cause indentification : شناسایی علت (علل) اشتباه
error cushion : حاشیه اشتباه
error or mistake : خطا یا اشتباه
errors and omissions excepted =E and OE (E&OE) : اشتباهات از قلم افتادگی ها مستثناست
errors excepted (EE) : قابل برگشت (اشتباهات)
errors expected,(E & OE) : اشتباهات از طرفین قابل برگشت است
errors in the original entries : اشتباه در ثبت های اصلی
errors of accounts : اشتباهات حساب ها
errors of principle in entry : اشتباه اصولی در ثبت
errors of principle, principle errors : اشتباهات اصولی
escalation price : قیمت متغیر در قرارداد، قیمت مندرج در قرارداد خرید یا قرارداد فروش
escapable cost : هزینه قابل اجتناب
escape clause : شرط تعلل، شرط گریز، شرط رهایی
escatation clause : لحاظ تورم
escheat : سرپرستی دارایی، دارایی بلاوارث
escrow : سپردن سندی به دست شخص ثالث
escrow receipt : رسیدن امانی
essential data for auditing : مجموعه اطلاعات مورد لزوم حسابرسی
essentials of investments : اصول سرمایه گذاری ها
establish a company : شرکتی تاسیس کردن ، تاسیس کردن شرکت
establish a factory : تاسیس کردن کارخانه
establishing financial accounting standards : تدوین استانداردهای حسابداری مالی
establishment of premium rates : برقراری نرخ های حق بیمه
establishment, foundation : تاسیس، بنا نهادن ، بنیانگذاری
estate : حق سند مالکیت یا مدرک دیگری موید حق مالکیت در یک دارایی، اغلب این واژه را در مورد اموال غیر منقول (یا به ارث رسیده) به کار می برند.
estate accounting : تهیه فهرستی از اموال توسط مامور تصفیه
estate duty : مالیات بر ارث
estate income : درآمد حاصل از اموال
estate tax : مالیات بر املاک، مالیات بر دارایی
estimate of cash requirements : برآورد وجوه نقد مورد نیاز
estimate of costs : تخمین مخارج
estimate, appraisal, assessment : برآورد، ارزیابی کردن
estimated : عمر برآوردی
estimated accounts : حساب های تخمینی
estimated annual expense : هزینه سالیانه تخمینی (برآورد شده)
estimated annual income : درآمد سالیانه تخمینی
estimated balance sheet : ترازنامه تخمینی
estimated budget : بودجه تخمینی
estimated cost : بهای تمام شده برآردی
estimated cost to complete : برآرد هزینه های لازم برای تکمیل پیمان
estimated debt (liability) : بدهی تخمینی
estimated economic life : عمر مفید اقتصادی برآورد شده، عمر مفید برآوردی
estimated economic useful life : عمر مفید اقتصادی برآوردی
estimated expense (cost) : هزینه تخمینی
estimated factory overhead : سربار پیش بینی شده / برآورد شده کارخانه
estimated income : درآمد تخمینی
estimated items : اقلام برآوردی
estimated liability : بدهی برآوردی
estimated life : عمر تخمینی
estimated life of asset : عمر تخمینی دارایی
estimated loss : ضرر تخمینی
estimated machine hours : ساعات کار بوددجه شده ماشین آلات
estimated net realizable value : بازیافتنی، ارزش خالص قابل تحقق ارزش خالص بازیافتی برآوردی
estimated net realizable value method : روش ارزش خالص بازیافتنی بروردی
estimated overhead : سربار برآورده شده
estimated physical life : عمر طبیعی (فیزیکی) تخمینی
estimated population exception rate (EPER) : ضریب انحراف برآوردی جامعه
estimated profit : سود تخمینی
estimated residual value : ارزش باقی مانده (اسقاط) برآوردی
estimated revenue : درآمد برآوردی، عایدات تخمینی
estimated sale(s) : فروش تخمینی
estimated salvage value : ارزش تخمینی اسقاط
estimated statement : صورتحساب تخمینی
estimated statement of cost : صرتحساب تخمین هزینه
estimated statement of income : صورتحساب تخمین درآمد
estimated time of arrival : زمان تقریبی ورود
estimated time of departure (EID) : زمان تقریبی عزیمت
estimated total amount : مبلغ کل تخمینی
estimated total cost : کل هزینه تخمینی
estimated uncollectible accounts receivable : مطالبات مشکوک الصول
estimated uncollectible interest : بهره مشکوک الوصول
estimated useful life : عمر مفید برآوردی
estimated value : ارزش تخمینی
estimated value of stock : ارزش تخمینی موجودی
estimated volume : حجم تخمینی
estimated warranty obligations : بدهی های (تعهدات) برآوردی تضمین محصول
estimates of future dividends : برآورد سود آتی سهام
estimating cost system : سیستم هزینه یابی تخمینی
estimating-cost accounting : حسابداری هزینه یابی تخمینی
estimating-cost system : سیستم برآورد هزینه
estimation objective : هدف برآورد
estimation of cash-flow. : تخمین گردش وجوه
estimation of cost : برآورد هزینه
estimation of loss : تخمین ضرر
estimation of profit : تخمین سود
estimation of scrap value : تخمین ارزش قراضه
estimation of stock in hand : تخمین موجودی انبار
estimation sampling : نمونه گیری برآورد
estimation , estimate : تخمین (برآورد)
estimator : برآورد کننده، ارزیاب، تخمین زننده
estopped : عدم امکان انکار پس از اقرار
etablishment date : تاریخ تاسیس
ethical principles, ethics : اصول اخلاقی
ethics : اخلاقیات، اصول اخلاقی
ethics rulings : آرای صادره درباره آیین رفتار حرفه ای
ethos : ارزش اخلاقی سازمان
Eurobanks : بانک ها یا واسطه های مالی که در بازار «واحد پول اتحادیه اروپا» فعالیت می کنند.
European accounting association (EAA) : انجمن حسابداری اروپا
European monetary system (EMS) : سیستم پولی اروپا
eurodollar deposit : سپرده خارجی
evaluate the goods : ارزیابی کردن کالا
evaluated asset : دارایی ارزیابی شده
evaluated goods : کالای ارزیابی شده
evaluation techniques : تکنیک های ارزیابی
evaluation, assessment, appraisal : ارزیابی (تقویم)، ارزشیابی
events accounting : حسابداری مبتنی بر رویدادها
tevents after the balance sheet date : رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه
events and conditions : رویدادها و شرایط
events; incidents : وقایع
eviction, dispossession, expropriation : خلع ید
evidences required for auditing : مدارک و دلائیل مورد لزوم حسابرسی
evolutionary process : فرایند تکامل تدریجی
ex interest : بدون بهره جاری
ex ship : تحویل روی کشتی
ex store, disposal, available : موجود، در اختیار، در دسترس
ex-bonus : بدون جایه
ex-claims : مطالبات بدون بهره
ex-distribution date : تاریخ توزیع سود سهام
ex-dividend share : سهم بدون سود
ex-interest, interest free : بدون بهره جاری
ex-pit transaction : معامله خارج از بورس
ex-post accounts : حساب های ماسبق
ex-right, ex-scrip, ex-coupon,ex-capitalization (ex-cap), ex-bonus : بدون حق تقدم، یعنی منافع مربوط به اوراق مزبور به فروشنده تعلق دارند.
ex-rights : بدون حق انتقال (سهام)
ex-rights date : تاریخ انقضای مهلت استفاده از حق تقدم خرید
ex-store : تحویل در انبار
ex-warehouse : تحویل کالا از انبار
ex-warehouse : بدون هزینه تحویل به انبار
ex-warrants : اوراق قرضه بدون برگ اختیار خرید سهام
ex-works : تحویل کالا از کارخانه
exact interest, real interest : بهره حقیقی (واقعی)
examination of accounts : رسیدگی به حساب ها
examination of accounts by auditor : رسیدگی به حساب ها توسط حسابرسی
examination of goods : وارسی و ارزیابی کالا
examination standards : استانداردهای بررسی
examiner, investigator, inspector : بازرس
excapable cost : هزینه قابل حذف
exception letter, letter of protest : اعتراض نامه
exceptional cash flows : جریان های نقدی استثنایی
exceptional events : رویدادهای استثنایی
exceptional expense : هزینه استثنائی
exceptional items, unusual items : اقلام استثنائی
exceptions rate : ضریب استثناء
exceptions report : گزارش موارد استثنا
excess : اضافه، فزونی، مازاد
excess capacity : ظرفیت اضافی
excess cover treaty : قرارداد پوشش بیمه ای ضایعات بیشتر
excess deductions account (EDA) : حساب کسورات مازاد
excess equity (margin) : مازاد سرمایه
excess liquidity : نقدینه اضافه (زائد)
excess loss cover : بیمه مجدد آن قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است.
excess materials requisitions : درخواست مواد اضافی (یعنی بیش از مقدار)
excess of income over expense,marginal balance : مازاد درآمد بر هزینه
excess present value index : شاخص مازاد، ارزش فعلی، شاخص ارزش فعلی اضافی
excess price : قیمت اضافی، اضافه قیمت
excess profits tax : مالیات بر سود اضافی
excess reserves : ذخایر اضافی (زائد)
excess return : بازده اضافی، پاداش (قبول) خطر
excess shares : سهام زائد
excess stock : اضافه موجودی
excess tax payable : مالیات اضافه پرداختنی
excess tax, surtax : مالیات اضافی
excess, extra, surplus, additional : اضافی
exchange acquisition (distribution) : عرضه عمده سهام در بورس
exchange at a discount : ارز به کسر
exchange control regulations : مقررات نظارت بر ارز
exchange control performance checks : کنترل بر ارز، محدود کردن ارز
exchange earnings : درآمد حاصل از تسعیر ارز
exchange equalization provision : ذخیره برابری ارز
exchange exposure (foreign exchange exposure; currency exposure) : قرار گرفتن در معرض ریکس ناشی از نگهداری پول خارجی
exchange gain (or loss) : سود مبادله، سود (غیر عملیاتی) معاوضه
exchange loss : زیان تسعیر، زیان تبدیل
exchange of goods : مبادله کالا
exchange of shares : مبادله سهام
exchange rate at balance sheet date : نرخ تسعیر ارز در تاریخ ترازنامه
exchange rate at transaction date : نرخ تسعیر ارز در تاریخ معامله
exchange rate fluctuations : نوسانات نرخ ارز
exchange rate risk : ریسک ناشی از تغییر نرخ ارز
exchange rate syste,m : سیستم نرخ ارز
exchange rate, coversion rate : نرخ تسعیر
exchange restrictions : محدودیت های ارزی
exchange risk : خطر تسعیر، ریسک ارز
exchange stabilization : تثبیت ارز
exchange stabilization fund : صندوق تثبیت ارز
exchanges of dissimilar goods and services : مبادله کالاها و خدمات غیر مشابه
exchanges of similar goods and services : مبادله کالاها و خدمات مشابه
exchequer bills : اوراق (اسناد) بهادار خزانه
exchequer, treasury : خزانه (خزانه داری)
excisable : قابل مالیات گیری
excise duties, excise tax : مالیات بر مصرف کالای داخلی
excise duty : نوعی مالیات غیر مستقیم
excise tax : مالیات اموال داخلی، مالیات بر مصرف
exciseman : مامور مالیاتی
exclusion : منع از اجری حق، استثناء
exclusion for debt : اقدام برای وصول طلب
exclusion of subidiaries from consolidation : حذف واحدهای فرعی از شرکت تلفیقی
exclusive : انحصاری، استثنائی
exclusive contract : قراداد انحصاری
exclusive dealing : معامله استثنایی، خرید و فروش استثنایی
exclusive goods : کالاهای انحصاری
exclusive ownership : مالکیت انحصاری
exclusive right : حق انحصاری
executive share option scheme : طرح ارائه برگ حق تقدم خرید به کارکنان
executive summary : چکیده، خلاصه مفید، خلاصه مدیریتی
executives : مدیران موظف (اجرایی)
executory cost : هزینه های اجرایی
executory transactions (contracts) : معاملات (قراردادهای) مشروط و قولنامه ای
exemplary damages : جرائم بازدارنده
exempt security : معاف از ثبت
exempt supply : کالای معاف از مالیات
exempt transfer : معاف از مالیات انتقال سرمایه
exemption clause : ماده معافیت، شرط معافیت
exemptions from preparing : معاف از تهیه صورت های مالی تلفیقی
consolidated financial statements : حدود اعمال اختیار
exercise limit : اخطار اعمال اختیار
exercise notice : قیمت معامله
exercise price (strike price) : منابع مصرف شدنی
exhausting resources : بانک صادرات و واردات آمریکا
existance of asset : (حسابرسی) وجود
existence : تسهیلات موجود
existing facilities : ارزش بازار
existing use value : تبادل نظر نهایی
exorbitant expense : هزینه فق العاده (کمرشکن)
exotic shelter : سپر مالیاتی غیر عادی
expanded testing : آزمون های گسترده
expansion investment : سرمایه گذاری توسعه ای
expatriates : کارکنان تبعه خارج (کارکنان خارجی)
expectation of profits beyond normal : سرقفلی, انتظار سود بیش از حد متعارف
expectations gap : فاصله (شکاف) انتظارات
expected cash flow : گردش وجود نقد مورد انتظار
expected future cost : بهای تمام شده آتی مورد انتظار
expected inflation rate of interest : نرخ مورد تورم
expected misstatement : تحریف مورد انتظار
expected opportunity loss (EOL) : زیان مورد انتظار فرصت از دست رفته
expected sale(s) : فروش مورد انتظار
expected standard : استاندارد مورد انتظار
expeected life of asset : عمر مورد انتظار دارایی
expendable funds : حساب مستقل وجوه قابل تصرف
expenditure applicable to prior years : هزینه از محل اعتبارات سنواتی
expenditure curve, cost curve : منحنی هزینه
expenditure on repairs or maintenance : مخارج تعمیر یا نگهداری
expenditure rate, cost rate : نرخ هزینه
expenditures forecast : پیش بینی مخارج
expenditures, costs, disbursments,expenses, spendlings, charges : مخارج، هزینه های سرمایه ای
expense : هزینه مقتضی شده، هزینه جاری (نقدی)
expense (cost) control, expenditure control : کنترل هزینه
expense (expenditure) account charges account : حساب خرج
expense account : حساب هزینه، حساب خرج
expense analysis sheet : کارت های تجزیه و تحلیل هزینه های سربار کارخانه
expense budget : بودجه جاری، بودجه هزینه
expense center, cost center : مرکز هزینه
expense control : کنترل هزینه ها
expense distnbution : تخصیص هزینه، تسهیم هزینه
expense efficiency audit : حسابرسی کارائی هزینه
expense estimate : تخمین هزینه
expense heading : سرفصل هزینه
expense ledger, cost ledger : دفتر هزینه
expense materials, material used,consumables : مواد مصرفی
expense ratio : نسبت هزینه
expense recognition : شناخت هزینه ف شناسایی هزینه(ثبت هزینه در دفاتر)
expertise : تخصص، تبحر
expire worthless : برگ های بی ارزش
expired cost, sunk cost : هزینه از دست رفته
explicit contracts : قراردادهای صریح
explicit costs : هزینه های آشکار
exponential equations : معادله نمائی
exponential smoothing : هموارسازی نهایی، همگون سازی دوره های زمانی
export bill discounted : برات صادراتی تنزیل شده
export credit insurance : بیمه اعتبارات صادرات
export credits guarantee department(ECGD) : تضمین صادرات
export documentary credits : اعتبارات اسنادی صادراتی
export duties and taxes : حقوق و عوارض خروجی (صدور)
export goods : کالای خروجی (صادراتی)
export incentives : تشویق های صادراتی
export of goods : صدور کالا
export restraints : محددیت های صادراتی
export subsidies : سوبسیدهای صادراتی، یارانه های صادراتی
factor analysis : تجزیه و تحلیل عامل ها
factor cost : هزینه عامل
factor risk : ریسک عامل
factor risk premium : صرف ریسک عامل
factorage, brokerage, commission : حق العمل، حق المعملکاری
factoring accounts receivable : فروش حساب های دریافتنی، واگذار کردن حساب های دریافتنی به موسسات وصول کننده طلب
factors of production : عوامل تولید
factory burden, factory overhead cost : هزینه سربار کارخانه، هزینه های ثابت کارخانه
factory clerical staff : کارکنان دفتری کارخانه
factory cost (expense), manufacturing cost : هزینه کارخانه، هزینه تلید
factory cost of goods : بهای کارخانه ای کالا (بدون هزینه های اداری و بازاریابی)
factory cost per unit : بهای کارخانه هر واحد
factory cost summary : خلاصه هزینه کارخانه
factory costs (factory expenses) : هزینه های تولید
factory expense : هزینه کارخانه
factory expense headings : سرفصل هزینه های کارخانه
factory general expense (cost) : هزینه عمومی کارخانه
factory indirect cost : هزینه غیر مستقیم کارخانه
factory overhead (indirect manufacturing cost) : سربار تولید
factory overhead absorption rate : نرخ جذب سربار کارخانه
factory supplies : مواد مصرفی کارخانه، ملزومات کارخانه (مواد غیر مستقیم)
facuhative endorsement : ظهرنویسی اختیاری
fail position : اوراق تحویل نشده
fair presentation : ارائه مطلوب (منصفانه)
fair value of leased property : ارزش منصفانه دارایی مورد اجاره
fairness : منصفانه، مطلوبیت ارائه، قابلیت قبول (حساب)
fairness audit report, clean audit report : گزارش غیر مشروط حسابرسی
false accounting : حساب سازی
false balance sheet : ترازنامه کاذب
false document : سند کاذب
false inventory : صورت برداری نادرست (کاذب) ، موجودی کالای نادرست
false papers : اسناد کاذب (غیر قانونی)
false representation : ارائه و یا اظهاریه دروغین
false statement : صورتحساب کاذب (قلابی)
falsify, distortion : تحریف مورد انتظار
family partnership : شرکت تضامنی خانوادگی
family supplement, benefits for family,family allowance, dependent′s allowance : کمک عائله مندی
fare (rent-hire) expense : هزینه کرایه
FAS price : قیمت تحویل وسیله نقلیه
fas, free along side : قیمت به علاوه هزینه حمل تا بندر مبدا
fashion goods : کالاهای مطابق روز (مد)
fashionable goods : کالاهای متداول
fastest estimated budget : بودجه طبق آخرین برآورد
fate of collections : وضعیت وصول مطالبات
fate of goods : وضعیت کالا
favorable material usage variance : انحراف مساعد مصرف مواد
favorable usage variance : انحراف مساعد مصرف
feasibility : امکان پذیری، عملی بودن
feasibility study : بررسی امکانات، برری مقدورات، مطالعه امکان سنجی
feasible : قابل اجرا، عملی بودن، توجیه پذیر
feasible cost : هزینه عمل شدنی
feasible solution : جواب، راه حل موجه (مقدور)
federal reserve bank : بانک مرکزی آمریکا
federation of manufacturers : اتحادیه تولید کنندگان
fee for service : پرداخت حق الزحمه
fee schedule listing : لیست حق الزحمه
feeder vesse : کشتی سوخت رسان
fees received on issues of shares : حق الزحمه دریافتی بابت صدور سهام
fees received on transfers of shares : حق الزحمه دریافت بابت انتقال (سهام)
fellow of chartered institute of management accountants (FCLMA) : عضو پیوسته انجمن حسابداران مدیریت
fellow of the chartered association of certified accountants (FCCA) : عضو پیوسته انجمن حسابداران رسمی (چارترد)
fellow of the institute of credit management (FICM) : عضو موسسه مدیریت اعتبارات در انگلستان
fellow subsidiary company : شرکت فرعی عضو
FIATA combined transport BIL : بارنامه حمل ترکیبی «فیاتا»
fictitious account : حساب ساختگی (واهی)
fictitious asset : دارایی موهوم
fictitious cash : موجودی نقد موهوم (واهی)
fictitious credit : اعتبار غیر قابل استفاده
fictitioU;S employee : کارمند صوری (ساختگی)
fictitious liability : بدهی واهی (ساختگی)
fictitious profit : سود واهی
fictitious transaction : معاملات جعلی
fictitious voucher : سند روزنامه ساختگی (جعلی)
fictitious worker on payroll : کارگر صوری در لیست دستمزد
fidelity insurance : بیمه سرقت، بیمه دزدی
fiduciary asset : دارایی امانتی
fiduciary funds, trust fund : حساب مستقل وجوه امانی
field experiments : تجربیات (مطالعات) میدانی
field work standards : استانداردهای اجرای عملیات حسابرسی (رسیدگی)
FIFO method (of process costing) : روش اولین صادره از اولین وارده در هزینه یابی مرحله ای
fifty-one percent subsidiary : شرکت فرعی پنجاه و یک درصدی
figure(s) : رقم (در جمع ارقام)
final accounts with audit report : حساب های نهایی با گزارش حسابرسی
final accounts with directors report : حساب های نهایی با گزارش مدیران
final adjustments : اصلاحات نهایی ، تعدیلات نهایی
final analysis : تجزیه و تحلیل نهایی
final balance sheet : ترازنامه نهایی
final consumer : مصرف کننده نهایی
final destination : مقصد نهایی
final expense : هزینه نهایی
final installment : آخرین قسط پرداختی
final pay scheme : مبنای آخرین حقوق (در بازنشستگی)
final sales volume variance : انحراف حجم فروش نهائی
final settlement : قراراد ارفاقی، تصفیه نهایی
final statement : صورت وضعیت قطعی
finance department, treasnry : خزانه داری
finance lease : اجاره با تامین مالی، اجاره سرمایه ای
finance responsibility : مسئولیت مالی
finance, financial resources, funds resources : منابع مالی
financial (capital) lease : اجاره مالی (سرمایه ای)
financial accounting concepts : مفاهیم حسابداری مالی
financial accounting standards advisory council (FASAC) : شورای مشورتی استانداردهای حسابداری مالی
financial accounting standards board (FASB) : هیئت استانداردهای حسابداری مالی
financial accounting system : سیستم حسابداری مالی
financial advisor : مشاور مالی
financial affairs : امور مالی
financial analysis : تجزیه و تحلیل مالی
financial analyst : تحلیلگر مالی
financial appraisal : ارزیابی مالی
financial books : دفاتر مالی
financial controls : کنترل های (داخلی) مالی
financial crisis : بحران مالی
financial data processing : پردازش اطلاعات مالی
financial decision making : تصمیم گیری مالی
financial difficulties, pecuniary dificutties : مشکلات مالی
financial director′s report : گزارش مدیر مالی
financial distress : پریشانی مالی
financial expenses, finance expense (cost) : هزینه مالی
financial facilities : تسهیلات مالی
financial facilities expense : هزینه تسهیلات مالی
financial forecast, financial projections : پیش بینی مالی
financial history : پیشینه مالی، تاریخچه مالی
financial implications : بازتاب های مالی، پیامدهای (تبعات) مالی
financial institution : موسسه مالی، نهاد مالی
financial instrument : ابزار مالی، ورقه بهادار مالی
financial lease : اجاره مالی (سرمایه ای)
financial operation, transaction : عملیات (عملکرد) مالی
financial period, fiscal period : دوره مالی
financial position (condition) : وضعیت مالی
financial position of borrower : وضع مالی وام گیرنده
financial ratio analysis : تحلیل نسبت های مالی
financial records : پرونده / ثبت تهای مالی
financial reporting standard (FRS) : شورای گزارشگری مالی
financial reporting standard for smaller entities (FRSSE) : استانداردهای گزارشگری مالی برای واحدهای تجاری کوچک
financial resources : منابع مالی
financial risk : خطر مالی
financial sales records : مدارک مالی فروش
financial scandal : رسوایی مالی
financial services : خدمات مالی
financial societies : محافل مالی
financial source, resource : منبع مالی
financial statement : صورتحساب مالی
financial statement assertions : ادعاهای (مندرج در) صورت های مالی
financial statement audit : حسابرسی صورت های مالی
financial statement cycles : چرخه های مربوط به صورت های مالی
financial statement disclosure checklist : فهرست موارد افشا در صورت های مالی
financial statements (reports,information) : گزارشات مالی
financial status : وضع مالی
financial strength : قدرت مالی
financial structure : ساختار (بنیه) مالی
financial success : موفقیت مالی
financial support : حمایت مالی
financial systems : سیستم های مالی
financial transaction : رویداد (معاملات) مالی
financial weakness : ضعف مالی
financing, affairs : امور تامین مالی
financing and investment decisions : تصمیمات تامین مالی و سرمایه گذاری
financing cost : هزینه تامین مالی
financing decision : تصمیم تامین مالی
financing lease : تامین مالی از طریق رهن و اجاره
financing strategy : استراتژی تامین مالی
finding write-up sheet : کاربرگ نکات عمده حسابرسی
finish stock (goods) : موجودی کالای ساخته شده
finished (goods-stock) warehouse : انبار کالای ساخته شده
finished goods ready for sale : کالای ساخته شده آماده فروش
finished goods stock (finished goods inventory) : موجودی کالای ساخته شده
finished goods stock account : حساب موجودی کالای ساخته شده
finished goods stock insurance : بیمه کالای انبار شده
finished goods stocks budget : بودجه کالای ساخته شده
finished goods store : انبار موجودی کالای ساخته شده
finished goods, completed gooods : کالای ساخته شده، کالای تکمیل شده
finished product : محصول ساخته شده
fire insurance : بیمه آتش سوزی
fire loss : زیان ناشی از آتش سوزی
firm purchase commitment : تعهد قطعی خرید
firm size : اندازه شرکت
firm′s capital ,structure : ساختار سرمایه شرکت
firm′s earnings : عایدات شرکت
firm, enterprise : بنگاه
first (initial) audit : حسابرسی نخستین
first board : تاریخ تحویل آتی
first class creditors : بستانکاران درجه اول (دارای اولویت)
first class papers : اسناد درجه یک
first collateral (security) : وثیقه اول
first cost : موضوع هزینه، بهای تمام شده اصلی
first half of the financial year : نیمه اول سال مالی
first hand experience : تجربه دست اول
first in, first out (FIFO) : اولین صادره از اولین وارده
first in, first out (FIFO) : اولین صادره از اولین وارده
first line bond : سند قرضه مقدم
first mortgage : رهن دست اول
first mortgage debenture : اوراق قرضه رهنی با اولویت نخست
first order goods : کالای رده اول
first preferred stock : سهام ممتاز با اولویت اول
first price, orginal price : قیمت اصلی
first quater : سه ماخهه اول ، فصل اول
first rate : عالی (درجه یک)
first shift : نوبت کار اول
first year operation : عملکرد سال اول
fiscal control : کنترل مالی
fiscal discount rate : نرخ تنزیل مالی
fiscal entity : شخصیت مالی، واحد مالی
fiscal period : دوره مالی
fiscal policy, financial policy : سیاست مالی (پولی)
fiscal stimulation : انگیزش مالی
fiscal year : سال مالی
fixed amount, constant amount : مبلغ ثابت
fixed asset : دارایی ثابت
fixed asset at cost : دارایی ثابت به قیمت(بهای) تمام شده
fixed asset coverage ratio : نسبت تامین وام از محل دارایی ثابت
fixed asset depreciation : استهلاک دارایی ثابت
fixed asset register : دفتر (ثبت) دارایی ثابت
fixed asset reserve : اندوخته دارایی ثابت
fixed asset turnover ratio : نسبت گردش دارایی ثابت
fixed assets : داراییهای ثابت
fixed assets master file : پرونده اصلی دارایی های ثبات
fixed assets turnover : گردش دارایی ثابت
fixed assets turnover ratio : نسبت گردش دارایی ثابت
fixed bonus system : طرح پاداش ثابت
fixed budget, static budget : بودجه ثابت
fixed capital goods : کالای سرمایه ای ثابت
fixed cost : اقلام ثابت بهای تمام شده
fixed cost (fixed expense) : هزینه ثابت
fixed cost allocation : تسهیم (تخصیص) هزینه ثابت
fixed cost equation : معادله هزینه ثابت
fixed cost per period : هزینه ثابت هر دوره
fixed cost per unit : هزینه ثابت هر واحد
fixed deposit : سپرده ثابت، سپرده تضمینی
fixed manufacturing cost : هزینه ثابت ساخت
fixed overhead absorption rate : نرخ جذب سربار ثابت
fixed overhead cost, fixed cost : هزینه سربار ثابت
fixed overhead standard : استاندارد سربار ثابت
fixed price construction contract : قرارداد مقطوع ساختمانی
fixed resale price : حداقل قیمت
fixed selling price : قیمت ثابت فروش
fixed term deposit : سپرده ثابت مدت دار
fixed-assets turnover : گردش دارایی های ثابت
fixed -sum credit : اعتبار دارای سقف ثابت
fixtures and fittings : منصوبات و ملزومات ساختمان
flash report : گزارش اصلاحی، گزارش فوری
flexibility of rates : انعطاف پذیری نرخ ها
flexible manufacturing system (FMS) : سیستم انعطاف پذیر تولید
floating asset = current asset : دارایی جاری
floating prices : تعیین (تثبیت) قیمت ها
floating-rate certificate of deposit : سپرده با نرخ بهره متغیر
floats : اسناد در جریان وصول (سررسید کوتاه)
flotsam : کالای آب خورده در کشتی
flow lines : خطوط راهنما
flow of funds, fund flow : گردش وجوه
flow of goods : جریان گردش کالا (محصول)
flow of payments : گردش پرداخت ها
flow of receipts : گردش دریافت ها
flow statement : صورت جریان حساب ها، صورت وجوه دریافتی و مصارف، تغییرات وضع مالی
flow-of-funds analysis : تجزیه و تحلیل جریان وجوه
fluctuations : نوسانات
fluid asset : دارای نقدشدنی
FOB destination : فوب مقصد
FOB shipping point (origin) : فوب مبدا
follow-up reviews : بررسی های پیگیری
food subsidy : کمک خواربار
foot-notes to the balance sheet : یادداشت های زیر ترازنامه
footing test : آزمون جمع اقلام
for-profit organizations : سازمان های انتفاعی
forced sale : فروش اجباری
forced saving : پس انداز اجباری
forced -sale value : قیمت فروش الزامی
forecast data : اطلاعات پیش بینی شده
forecast of income : پیش بینی درآمد
forecast, foresight, provision,anticipation, anticipatory breach,forecasting predictionforecasting prediction : پیش بینی
foreclose : توقیف / ضبط کردن ملک رهنی
foreclosed assets : داراییهای توقیف، ضبط شده
foreclosure : توقیف اموال، ضبط اموال
foreign currency conversion : تبدیل پول خارجی
foreign currency exchange loss : زیان حاصل از تسغیر ارز
foreign currency reserves : ذخایر پول خارجی
foreign currency securities : اوراق بهادار ارزی
foreign currency translation : تبدیل ارز
foreign exchange regulations : مقررات تسعیر ارز
foreign exchange reserves / external reserves : ذخایر ارزی
foreign exchange risk : خطر تسعیر ارز
foreign exchange rules : قوانین تسعیر ارز
foreign exchanges : مبادلات ارزی
foreign investor : سرمایه گذار خارجی
foreign monetary items : اقلام پول خارجی
foreign nationals : اتباع خارجی
foreign operations : عملیات (مبادلات) خارجی
foreign stock : سهام خارجی
foreman, supervisor, steward : مباشر
forensic accounting : حسابداری مربوط به امور دادگاه (مسائل دادگاهی) ، حسابداری دادگستری
forensic accountant : کارشناس رسمی دادگستری در زمینه حسابداری
forensic audit : حسابرسی موارد دادگاهی
forensic auditors : حسابرسان امور دادگاهی
foreseeable loss : زبان قابل پیش بینی
foreseen user : استفاده کننده پیش بینی شده
foresseeable users : استفاده کنندگان قابل پیش بینی
forfeiture clause ′ : شرط ضرر
forfortures receipt : رسید متصدی حمل و نقل
forgery insurance : بیمه جعل (سند)
form over substance : رجحان شکل بر محتوا
forms (or levels) of market efficiency : شکل های مختلف (سطوح) کارایی بازار سرمایه
forthcoming year accounts : حساب های سال آینده
forward financial statement : صورت های مالی آینده
forward interest rate : نرخ بهره با دوره تنفس
forward purchase : پیش خرید، خرید سلف
forward selling, selling in advance : پیش فروش
forward shipment : حمل آتی
forwarding charges : هزینه های ارسال
forwarding instructions, shipping instructions : دستورات حمل
founder, establisher, institutor,promoter : موسس، بنیانگذار
founders′share : سهام موسسه شرکت
fractional reserve : اندوخته جزئی
fractional share : پاره سهم
franchise fee : حق فرانشیز
franchise tax : مالیات بر حق فرانشیز (اسم تجاری)
franchise, deductible : اجازه استفاده از نام تجاری، واگذاری حق انحصاری
franchise, royalty, copyright : حق امتیاز
franctional currency, coins, change money, change fund, cach float : پول خرد
fraud in sales : تدلیس و غبن در معامله
fraud investigation : بررسی تقلب
fraud misappropriation of money : اختلاس (سوء استفاده)
fraud risk factors : عوامل ریسک تقلب
fraund risk assessment : برآورد ریسک تقلب ، ارزیابی ریسک تقلب
free alongside ship (FAS) : تحویل در کنار کشتی
free cash flow : جریان نقد آزاد
free list : فهرست کالاهای معاف از حقوق گمرکی
free of error and bias : عاری از هر نوع خطا و سوگیری
free overside : تحویل از کشتی، تحویل روی کشتی در مقصد
free reserve : اندوخته آزاد (قابل تقسیم)
free security : اوراق بهادار آزاد
freehold share : سهم مشاع عرصه ساختمان
freight (expense-charge-cost) : هزینه حمل
freight all kinds : انواع هزینه حمل
freight charge, shipping expense : مخار حمل، محموله
freight commission : کارمزد حمل
freight cost : هزینه حمل
freight in expense : هزینه حمل به داخل
freight in, carriage inward(s) : هزینه حمل کالای خریداری شده
freight in, transportation in : حمل به داخل
freight manifest : اعلامیه کرایه و بارکشی، مانیفست بار
freight on shipments : کرایه حمل محصولات
freight out expense : هزینه حمل به خارج
freight payable at destination carriage forward (=c ... collect) / freight collect : هزینه حمل در مقصد پرداخت می شود
freight, transport, shipping, carriage : حمل، حمل و نقل، باربری
fringe benefits : فوق العاده با پاداش کارکنان، مزایای جانبی
fringe payments, fringe benefits : مزایای شغلی
frontier customs : گمرک مرزی (سرحدی)
frozen asset : دارایی بلوکه (مسدود)
frozen funds : اعتبار بلوکه (غیر قابل مصرف)
frustration : بر هم زدن یا بر هم خوردن (قرارداد)
frustration of contract : فسخ قرارداد
FTA World Share Index : شاخص سهام فعال در سراسر دنیا که به وسیله تایمز مالی ارائه می شود
full cost pricing : قیمت گذاری براساس کل هزینه
full-paid interest : بهره تمام پرداخت شده
full absorption costing : هزینه یابی جذبی کامل
full consolidation : تلفیق کامل
full costing method (full costs) : روش هزینه یابی کامل
full disclosure concept : مفهوم افشای کامل
full disclosure principle : اصل افشای کامل
full disclosure, adequate disclosure : افشای کافی (کامل)
full work related disability : از کار افتادگی کلی ناشی از کار
full-cost data : اطلاعات بر حسب مجموع هزینه
full-paid capital stock : سهامی که کل ارزش آن پرداخت شده باشد.
full-paid shares : سهامی که تماما پرداخت شده باشد.
full-time directors : مدیران تمام وقت
full-time salary : حقوق تمام وقت
fully diluted earning per share (FD EPS) : سود تقلیل یافته هر سهم
fully-paid up share capital : سرمایه سهمی تمام پرداخت شده
function costing : هزینه یابی بر مبنای واحد سازمانی ، بهایابی بر مبنای عملکرد
functional basis split : تقسیم کار براساس وظایف
functional budgets : بودجه عملیاتی
functional classification : طبقه بندی بر حسب واحد سازمانی، طبقه بندی برمبنای وظیفه
functional distribution of cost : توزیع عوامل هزینه
functional expense classification : هزینه ها بر حسب وظایف
functional statement : صورت هزینه ها بر حسب واحدهای سازمانی
fund types : انواع حساب های مستقل
fundamental accounting assumption : مفروضات اساسی حسابداری
fundamental accounting concepts : مفاهیم بنیادین حسابداری
fundamental accounting principles : اصول اساسی حسابداری
fundamental error, substantive error : اشتباه اساسی
fundamentalism : بنیادگرایی
funding decision : تصمیم گیری برای تامین مالی
funding excess : مازاد منابع بازنشستگی
funds account : حساب اعتبارات
funds acquisition′ : تحصیل وجوه
funds application : مصرف وجوه
funds asset : دارایی متعلق به اعتبار
funds collected for third parties : وجوه دریافتی به نیابت از طرف اشخاص ثالث
funds flow : گردش وجوه، جریان وجوه
funds flow analysis : تجزیه، و تحلیل جریان وجوه
funds flow to long-term debt ratio : نسبت جریان نقدی به بدهی های بلندمدت
funds flow to total debt ratio : نسبت جریان نقدی به کل بدهی ها
funds inflow : جریان گردش ورود وجوه
funds obtained (received) collections : وجوه دریافتی به نیابت از طرف اشخاص ثالث
funds provided by operations : وجوه حاصل از عملیات
funds remitted : وجوه ارسالی
funds sources, source(s) of funds,source of cash : منابع وجوه
funds statement : صورت جریان وجوه
fusion : اشتراک منافع
future benefits : منافع آتی
future cash flows : جریان های نقدی آتی، جریان های آتی وجه نقد
future consumption : مصرف آتی
future costs : هزینه های آتی
future service potential : خدمات بالقوه آتی
future trends in accounting : روندهای آتی (در) حسابداری
future value of a single amount : ارزش آتی مبلغ (مقدار) واحد
futures (futures contract) : قراردادهای سلف ، قرادادهای آتی
futures market : بازار معاملات پیمان های آتی
futures option : اختیار خرید و یا عدم خرید قراردادهای سلف
GAAS guide : راهنمای استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی
gain (loss) contingencies : سود یا زیان احتمالی
gain (loss) of purchasing power : سود (زیان) قدرت خرید
gain on sale of assets : سود (غیر عملیاتی) حاصل از فروش داراییها
gain or loss : سود یا زیان احتمالی
gain or loss account : حساب سود یا زیان
gain or loss on disposal : سود یا زیان (غیر عملیاتی) ناشی از واگذاری / فروش
gain sharing : تسهیم سود
gain, benefit, interest : منفعت، نفع بردن، به دست آوردن، درآمد (سود) غیر عملیاتی
game theory (theory of games) : نظریه بازی ها
game theory models : مدل های تئوری بازی ها
garnishee order : حکم توقیف مال ، دستور توقیف مال
gate times recording : ضبط اوقات ورود و خروج
gather in the stops : تجمع سفارشات
gauranteed interest, collaterized interest : بهره تضمین شده
gearing adjustment : تغییرات مالی
gearing ratios (leverage ratios) : نسبت بدهی ها، نسبت های اهرمی
gemstones : سرمایه گذاری سودآور و مطمئن
general (generalized) purchase : خرید کلی (عمومی)
general and administrative expenses : هزینه های عمومی و اداری
general audit objectives : هدف های کلی حسابرسی
general average statement (adjustment) : صورت (یا اعلامیه) خسارت کلی
general average, gross average : خسارت عمومی، خسارت همگانی، خسارت کلی کشتی، خسارت مشتری
general cash : وجوه نقد موجود
general cash account : حساب وجه نقد عمومی
general compulsory social insurance : بیمه اجتماعی اجباری عمومی
general conditions : شرایط عمومی
general conditions of contract,general terms of contract : شرایط عمومی پیمان (قرارداد)
general contigency reserve : اندوخته برای جبران خسارت ها یا هزینه های عادی
general contractor, general conditions general coverage : پیمانکار عمومی (پیمانکار انواع پیمان ها)
general disclosure : افشای موارد کلی
general endorsement : ظهرنویسی عمومی
general expense (expensiture) : هزینه عمومی
general expenses budget : بودجه هزینه های عمومی
general fixed assets : دارایی های ثابت یک واحد (سازمان) دولتی
general fixed-assets account group : گروهی از حساب هایی که برای ثبت داریای های ثابت عمومی یک واحد دولتی به وجود می آورند.
general insurance : بیمه عمومی
general insurance system : نظام بیمه همگانی
general ledger adjustments account : حساب تعدیلات دفتر کل
general meeting of shareholders : مجمع عمومی صاحبان سهام
general operating expense : هزینه های اداری و فروش، هزینه عمومی عملیات
general partnership, company limited by guarantee : شرکت تضامنی با مسئولیت نامحدود
general plant services, general factory services : خدمات عمومی کارخانه
general provision : ذخیره عمومی، مقررات عمومی
general purchasing power : قدرت خرید عمومی
general purchasing power of money : قدرت خرید عمومی پول
general purpose financial statements : صورت های مالی که هدف های عمومی را تامین می کنند.
general records : دفتر کل عمومی، دفاتر روزنامه، پرونده ها و اسنادی که موید اقلام موجود در دفتر کل باشند.
general reserve : اندوخته عمومی
general revenue sharing : تقسیم درآمدهای دولت مرکزی (فدرال) بین دولت های ایالتی و محلی
general risk contingencies : احتمال های مربوط به مخاطرات عمومی
general risks : خطرهای عمومی
general sales tax : مالیات عمومی بر فروش کالا
general services : خدمات عمومی
general shortage : کمبود عمومی
general shortage of labour, shortage of manpower : کمبود عمومی کار
general standard : استاندارد عمومی
general supervisor : مباشر کل
general system : سیستم عمومی (معمولی)
general system of preferences (GSP) : سیستم عمومی ترجیحات
general terms of contract : شرایط عمومی پیمان
general terms, general conditions : شرایط عمومی
general treasurer, treasury general : خزانه داری کل
general warehouses : انبارهای عمومی
generalized audit software : نرم افزار عمومی حسابرسی
generally accepted accounting principles (GAAP) : اصول پذیرفته شده حسابداری
generally accepted accounting (auditing) standards (GAAS) : استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی
generally accepted accounting practices : رویه های قابل قبول عمومی حسابداری، اصول پذیرفته شده عمومی
generally accepted auditing principles : اصول پذیرفته شده عمومی حسابداری
generate, establish : به وجود آوردن، تولید کردن، زاد و ولد کردن
generic expense : هزینه های متعلق به یک طبقه از محصولات
gifts with reservation of benefit : هدیه با شرط بهره مند شدن از منافع آن
gilt edged securities : اوراق بهادار حاشیه طلایی، اوراق بی خطر
gilt-edged security (gilt) : اوراق بهادار حاشیه طلایی، اوراق بی خطر
gilt-edged shares : سهم ممتاز
glamor (glamour) stock : سهام محبوب، سهام پر جاذبه، سهام پر زرق و برق
global custody : نگهداری اوراق بهادار
global system of trade preferencess (GSTP) : نظام جهانی ترجیحات تجاری
glut supply of goods : عرضه فراوان کالا
going concern continuous going concern : تداوم فعالیت
going concern or continuity assumption : قرض تداوم یا استمرار فعالیت
going short : فروش استقراضی
going-concern assumption : فرض تداوم فعالیت
gold and foreign exchange reserve : ذخایر طلا و ارز
gold base reserve : اندوخته بر پایه طلا
gold bullion standard : پایه شمش طلا، پایه طلای غیر مسکوی
gold crisis : بحران طلا
gold standard : پایه طلا، سیستم واحد پولی طلا
golden shares : سهام طلایی
good business reasons for issuing : دلایل تجاری مناسب برای انتشار ...
good faith deposit : ودیعته با حسن نیت
good units, safe units : واحدهای سالم محصول
goods and challels : اموال و دارائی های منقول
goods and services : کالاها و خدمات
goods available for sale : کالای آماده برای فروش
goods belonging to others : کالای متعلق به دیگران
goods charged with customs duty : کالای مشمول عوارض گمرکی
goods clearing agreement : قرارداد پایاپای کالا
goods damaged by water : کالای آینده
goods declaration : اظهارنامه کالا
goods in custody of the customs : کالاهای در اختیار گمرک
goods in free circulation, authorized goods : کالاهای مجاز
goods in hand of agent : کالا نزد نماینده (یا کارگزار)
goods in hand of others : کالا در دست دیگران
goods in process : کالای در جریان ساخت
goods in process account : حساب کالای در جریان ساخت
goods in progress : کالای در فرایند ساخت
goods in transit : سفارشات در راه، کالاهای در راه کالای بین راهی
goods insurance : بیمه کالا
goods inventory at the end of the year : موجودی کالای ساخته شده آخر سال (آخر دوره)
goods inward book : دفتر کالای وارده (رسیده)
goods inward declaration : اظهارنامه کالای وارده (رسیده)
goods inward records : مدارک و اسناد کالای وارده (رسیده)
goods lying in the customs : کالاهای موجود در محوطه گمرک
goods manifest : مانیفست کالا
goods of inferior quality, Junk : بنجل
goods on consignment, consignment goods : کالاهای امانی
goods on sale : کالای آماده فروش
goods out on return : کالای ارسالی برگشتی
goods out on sale : کالای ارسالی برای فروش
goods out ward : کالای ارسالی
goods out with agent : کالای ارسالی به نمایندگی
goods outward book : دفتر کالای ارسالی (صادره)
goods outward records : مدارک و اسناد کالای صادره (ارسالی)
goods profit percentage : درصد سود روی کالا
goods purchased account : حساب کالای خریداری شده
goods received department : اداره دریافت کالا
goods received from home office,shipments from center : کالای دریافتی از مرکز
goods received note : سند رسید کالا، کالای امانی
goods received note : اعلامیه (برگ) رسید کالا
goods received note (GRN) : رسید وصول کالا، قبض تحویل کالا
goods received number : شماره برگ رسید کالا
goods received, goods inward : کالای رسیده
goods returned by customers : کالای برگشتی از مشتریان
goods returned to sellers : کالای برگشتی به فروشندگان
goods sent to branch at cost price : کالای ارسالی به شعبه به قیمت تمام شده
goods sent to branch at selling price : کالای ارسالی به شعبه به قیمت فروش
goods shed : انبار کالای تجاری
goods sold account : حساب کالای فروخته شده
goods, material, article, commodity : کالا، جنس، مواد، مال التجاره، امتعه
goodwill arising on consolidation,consolidated goodwill, consolidation excess : سرقفلی ترکیبی
goodwill at cost price : سرقفلی به قیمت تمام شده
goodwill on consolidation : سرقفلی ادغام شرکت ها، سرقفلی تلفیقی
goodwill write-off reserve : یک حساب ذخیره که سرقفلی را زاز آن کمی کنند.
goverment owned company, state owned company, crown corporation : شرکت دولتی
goverment′s accounts : حساب های دولتی
government accounting standards board (GASB) : هیئت استانداردهای حسابداری دولتی
government aid items : اقلام کمک های دولت
government assistance, government aid : کمک دولت
government bonds, combined attnbutes and variables sampling : اوراق قرضه دولتی، بازپدراخت اصل و بهره ا زمحل درآمد شرکت دولتی تامین می شود
government insetment : سرمایه گذاری دولت (دولتی)
government obligations : تعهدات دولت
government pension : حقوق وظیفه
government securities, bonds : اوراق قرضه دولتی
government services : خدمخات دولت
head office expense : هزینه اداره مرکزی
headline earnings per share : گزارش خاص در مورد سود هر سهم
headmaster, manager, boss, chief,president : رییس، کارفرما، مدیر
headquarter for prisoners of war′s affairs : ستاد رسیدگی به امور آزادگان (اسرای جنگی)
heavy penalties : جرایم سنگین
heavy sale : فروش سنگین (انبوه)
hedgm′ g exchange risk : پوشش مخاطره تبدیل
hedging transactions : معاملات پوششی
hidden asset : دارایی مخفی
hidden reserve, secret reserrc : اندوخته پهنان یا نامرئی
hierarchical structure : ساختار مبتنی بر سلسله مراتب سازمانی
hierarehy of activities : سلسله مراتب فعالیت ها
higest rate : بالاترین نرخ
high interest : بهره سنگین
high level staff, heavy level staff : کارمندان سطوح بالا
high priced goods : کالای گران قیمت
high rate of interest : نرخ سنگین بهره
high return on investment : بازده بالای سرمایه گذاری
high sale production : تولید پر فروش
high value selection : انخاب اقلام بزرگ
high-tech companies : شرکت های دارای قدرت تکنولوژی بالا، شرکت های با فناوری بالا
high-tech stocks : سهام شرکت های با فناوری بالا
high-value test : آزمون اقلام بزرگ
high-yield bonds : اوراق قرضه دارای بازده زیاد
highest in first out (HIFO) : اولین صادره از بالاترین قیمت های وارده (گرانترین وارده)
highest in, first out (HIFO) : اولین صادره از بالاترین قیمت های وارده
highlights : ارقام یا اقلام برجسته یا نمایان (چشمگیر)
hire purchase : اجاره بها به شرط تملیک
hire purchase (HP) : خرید قسطی، اجاره خرید، اجاره به شرط تملیک
hire purchase account : حساب اجاره خرید
hire purchase interest : بهره اجاره خرید
hire-purchase agreement : قرارداد اجاره به شرط تملیک
histogram : هیستوگرام، نمودار ستونی
historical accounting : حسابداری بر حسب ارزش های تاریخی
historical background : پیشینه تاریخی، تاریخچه
historical convention rule, cost convention : قاعده بهای تاریخی
historical cost : بهای تاریخی، بهای تمام شده تاریخی
historical cost (HC) : هزینه تاریخی، بهای تمام شده تاریخی
historical cost accounting : حسابداری بر مبنای هزینه (بهای تمام شده) تاریخی
historical cost basis : مبنای بهای تمام شده تاریخی
historical cost constant-dollar accounting : به ارزش های تاریخی همگن
historical cost convention : مبنای اندازه گیری به واحد پول، اصل اتخاذ واحد پول برای محاسبه مبنای بهای تمام شده تاریخی
historical cost of the goods : بهای تمام شده تاریخی موجودی ها
historical cost system : سیستم بهای تمامخ شده تاریخی
historical cost versus current fair value : مقابل ارزش متعارف جاری بهای تمام شده تاریخی
historical cost-constant dollar (HC-CD) : ارزش های تاریخی همگن
historical costcurrent cost : قیمت تمام شده جاری
historical costs : ارزشهای تاریخی
historical data : ارقام و اطلاعات تاریخی
historical exchange rate : نرخ تاریخی ارز
historical input price : قیمت / ارزش ورودی تاریخی
historical proceeds : مبلغ پول نقدی که هنگام عرضه اوراق قرضه به دست می آید
historical rate : نرخ تاریخی ارز
historical rate of return : نرخ بازده تاریخی
historical summary : خلاصه حساب سنوات گذشته، خلاصه حساب تاریخی
historical trading range : دامنه تغییرات تاریخی قیمت سهام
historical weights : ضرایب تاریخی
historical yield : بازده تاریخی
historical-cost convention : اصل هزینه (بهای تمام شده) تاریخی
hold-hannless agreement : قرارداد بدون مخاطره
holders of the company : دارندگان (صاحبان) شرکت
holding gain and loss : سود (زیان) ناشی از نگهداری موجودی
holding gains or losses : سود یا زیان غیر عملیاتی از نگهداری دارایی یا داشتن بدهی
holding loss : زیان حاصل از نگهداشتن داراییها
holding stack gain or loss : سود یا زیان نگهداری موجودی
holistic evaluation : ارزیابی کلی (نسبت به فعالیت بازاریابی کالا)
holistic view : دیدگاه / نگرش کلی نگر
home service : خدمات فروش در داخل کشور
home service agent : نماینده فروش داخلی
home trade, demestic trade, inland trade, internal trade : تجارت داخلی
homogeneous assets : دارایی های همگن
homogeneous costs : هزینه های عمومی، هزینه های همگن (متجانس)
homogeneous events : رویدادهای همگن
homoscedasticity : همگون یا بدون پراکندگی بودن
horizontal analysis : تجزیه و تحلیل افقی
horirontal business combination : ترکیب افقی شرکت ها
horizontal spread : شکاف افقی
horirontal transfers : انتقالات افقی
hostile bid : خریدن (بلعیدن) خصمانه شرکت دیگر
hostile merger : ادغام خصمانه
hostile takeover : خریدن و تحت کنترل گرفتن یک شرکت به روش خصمانه
hot issue : اوراق بهادار داغ
hourly basis payment : پرداخت ساعت کاری (براساس ساعت کار)
house account : حساب کارگزاری
house air (way) bill : بارنامه هوائی داخل
house maintenance call : اخطار جهت حفظ ودیعه
house of issue : موسسه تامین سرمایه
house rental expense (charge) : هزینه اجاره مسکن
house rules : مقررات کارگزاری
house-keeping : مرتب کردن
household allowance : حق عائله مندی
household budget : بودجه خانوار
housing allowance : کمک هزینه مسکن
hull insurance : بیمه بدنه کشتی
human asset accounting : حسابداری دارایی های انسانی
human information processing accounting : حسابداری رفتاری
human infonnation processing (HIP) : پردازش اطلاعات انسانی، مطالعه یا تحقیق درباره فرایندهای تصمیم گیری
human relations : روابط انسانی
human resource accounting : حسابداری منابع انسانی
human resources : منابع انسانی
hybrid reserve : ذخیره چند منظوره، اندوخته برای تامین چندین هدف (درآینده)
hypothecated asset = pledged asset : دارایی گرو گذاشته شده
Iran airline pension fund : صندق بازنشستگی هواپیمایی کشور
Iran insurance company pension fund : صندوق بازنشستگی شرکت بیمه ایران
ideal standard : استاندارد مطلوب، استاندارد ایده آل
ideal standard (ideal standard cost) : هزینه استاندارد مطلوب
identifiable assets : دارایی های قابل شناسایی، دارایی های اثبات شده
identifiable assets and liabilities : دارایی ها و بدهی ها با هویت مشخص
identifiable assets test : آزمون دارایی های قابل شناسایی
identifiable intangible assets : داراییهای نامشهود قابل شناسائی
identify stock (to) : تعیین عینیت (هویت) موجودی
idle capacity cost : هزینه ظرفیت بی کار
idle capacity variance (capacity usage variance, fixed overhead capacity variance) : انحراف ظرفیت سربار ثابت
idle cash balance : مانده نقدی راکد
idle cash, surplus funds : وجه بلا استفاده ، وجوه راکد
idle cost : هزینه غیر موثر
idle deposit : سپرده راکد
idle facilities : تسهیلات راکد
idle facilities cost : هزینه تسهیلات راکد
idle facitlity expense : هزینه تسهیلات بلا استفاده
idle machine hours (lines) : ساعات کار بیکار ماشین
idle times card : کارت اوقات بیکاری
idle times variance analysis : تجزیه و تحلیل انحراف اوقات بیاری
idleness times, idle times : اوقات بیکاری
illegal acts : فعالیت های غیر قانونی
illiquid asset : داریای غیر قابل تبدیل به پول
illogical reasons : دلائل غیر منطقی
illogical reasons of auditor : دلائل غیر منطقی حسابرس
illusory profit : سود فریبنده، سود گمراه کننده
illusory promise : قانون مربوط به قرارداد
imbalance of orders : عدم تعادل سفارشات
imbalanced statement : صرتحساب نامتوازن
gross negligence : غفلت فاحش، تعدی و تفریط مال
gross pay, gross salary : حقوق ناخالص، پرداخت ناخالص
gross profit : سود ناخالص، سود ناویژه، تفاوت بین فروش و قیمت تمام
gross profit analysis : تجزیه و تحلیل سود ناخالص
gross profit margin : حاشیه سود ناخالص
gross profit method : روش سود ناخالص
gross profit on sales : سود ناخالص فروش
gross profit percentage : درصد سود ناویژه
gross profit ratio : نسبت سود ناخالص، درصد سود ناخالص
gross profit test : آزمون سود ناخالص
gross purchase : خرید ناخالص
gross realized profit : سود ناویژه تحقق یافته
gross redemption yield (effective yield;yield to maturity) : نرخ بازده داخلی اوراق قرضه که در تاریخ معین خریداری و تا سررسید نگهداری می شود.
gross replacement cost : بهای ناخالص جایگزینی
gross residual value : ارزش اسقاط مال
gross return on net assets : بازده ناخالص از دارایی های خالص
gross revenue : ناخالص فروش
gross sale : فروش ناخالص (ناویژه)
gross spread : هزینه انتشار اوراق بهادار
gross up : ناخالص کردن، تبدیل یک مبلغ خالص به مبلغ ناخالص
gross weight : وزن ناخالص
gross working capital : سرمایه در گردش ناخالص
gross yield : بازده ناخالص از دارایی های خالص
gross, impure : ناخالص
gross-price method (of recording purchase, sales discounts) : روش مبتنی بر ناخالص قیمت. هنگام ثبت خرید و تخفیف از فروش
gross-profit ratio : نسبت سود ناویژه
ground rules : قواعد نانوشته (مکتوب)
group accounts (group financial statement) : صورت های مالی تلفیقی، صورت های مالی گروهی
group assignments : تکالیف گروهی
group bonus plan : طرح پاداش دسته جمعی
group companies : گروه واحدهای تجاری
group creditors : طلبکاران گروهی
group creditors insurance : بیمه گروهی طلبکاران
group insurance : بیمه دسته جمعی، بیمه گروهی
group life insurance : بیمه زندگی گروهی
group of accounts : گروه حساب ها
group of seven : گرونه هفت
groupage (=consolidation) : دسته بندی کردن (= ادغام کردن)
grouping financial statement : ارائه صورت های مالی واحدهای فرعی به صورت خلاصه و ارائه توضیح لازم
grouping sheet, grouping working paper : کاربرگ گروه بندی حساب ها
growth policies : سیاست های رشد
growth stock : سهام رو به رشد
growths : محصول منطقه خاص
guarantee society : شرکت تضامنی
guaranteed annual salary : حقوق سالانه تضمین شده
guaranteed deposit : سپرده تضمین شده
guaranteed funds : وجوه تضمین شده
guaranteed investment certificate . : گواهی سرمایه گذاری تضمین شسده
guaranteed minimum pension : حداقل مستمری تضمین شده
guaranteed residual value : ارزش باقیمانده تضمین شده
guaranteed share : سهم تضمین شده
guaranteeing association : نهاد تضمین کننده (ضامن)
guardian, headmaster : سرپرست،ولی
guidelines for internal auditors : رهنمودی برای حسابرسان داخلی
guidelines in income : خطوط راهنمای درآمدها
guidelines on prices : خطوط راهنماخی قیمت ها
guidelines on statements : خطوط راهنمای صورتحساب ها
guranteed wages : دستمزد تضمین شده
half -secret trust : وصیت فاقد موصی له
hand over of site : تحول محل کحارگاه
hand over, practical completion,provisional hand over : تحویل موقت
hand -over of site : تحویل موقت
hand-over, issue of final certificate : تحویل قطعی
hand -written accounting system,manual accounting system : سیستم حسابداری دستی
handbook of internal accounting controls : راهنمای کنترل های داخلی حسابداری
handling cost : هزینه جابه جایی
handling of goods : جابجایی کالا
hang seng index : شاخص بورس هنگ کنگ
haphazard sample selection : انتخاب نمونه به صورت نامنظم
haphazard selection : انتخاب بدون نصب
hard cash : پول نقد مسکوک
hard recession : رکود شدید، افت شدید
hardware controls, manager controls : کنترل های سخت افزار
harmonized system (HS) : سیستم هماهنگ شده
harmonized system convention : کنوانسیون سیستم هماهنگ شده
harvesting strategy : استراتژی کسب سود در کوتاه مدت
hash total : جمع درهم، جمع غیر عادی
head lease : قرارداد اجاره اصلی
head of accounting, head of accounts,accounting general, cheif accountant : رییس حسابداری
head of bookkeeping section : رییس دایره دفترداری
head of cost accounting department : رئیس اداره حسابداری صنعتی
head of financial affairs : رییس امور مالی
initial capita, staring capita, opening capital : سرمایه اولیه، سرمایه اصلی
initial delivery and handing costs : مخارج حمل و نقل اولیه
initial direct costs : هزینه های مستقیم اولیه
initial distribution of income : توزیع اولیه درآمد
initial distribution of wealth : توزیع اولیه ثروت
initial franchise fee : حق فرانشیز اولیه
initial investment : سرمایه گذاری اولیه
initial provision : ذخیره اولیه
initial purchase price : قیمت خرید اولیه
initial reserve : اندوخته اولیه
initial sales : فروش اولیه محصولی جدید
initial sample size : تعداد نمونه اولیه، حجم اولیه نمونه
initiatory expense (cost) : هزینه اولیه
inland bill of exchange, domestic, bill of exchange : برات داخلی
inland customs : گمرک داخلی (داخل کشور)
inland purchase : خرید داخل کشور
inland waterway consignment note : صورت ارسال بار از طریق آبراه داخلی
inprest cash book : دفتر تنخواه گردان
input cost : بهای تمام شده اقلام ورودی
input output statement of funds : صورتحساب منابع و مصارف وجوه
input-oriented principles : اصول متمرکز بر داده ها
input-output analysis : تجزیه و تحلیل داده، ستاندده
input-output controls : کنترل های نهاده ، بازده
input-output statement : صورتحساب داده ها و ستاده ها (منابع و مصارف)
inputed interest : بهره ضمنی
inputs : داده ها (منابع، ورودی ها)
inputs-outputs : داده ها و ستاده ها (منابع و مصارف)
inquiry of the client′s attorney : پرس و جو از وکیل حقوقی صاحبکار
inseparability : عدم تفکیک پذیری
inseparable cost : هزینه غیر قابل تفکیک
inside director : عضو هیئت مدیره
inside information : اطلاعات داخلی / محرمانه / خصوصی
inside market : مظنه قیمت داخلی
insider : خودی، کارمند محرم اسرار سازمان، اطلاعات محرماه
insider dealing (insider trading) : معامله درون سازمانی
insider trading : مبادله به سیله افراد داخل شرکت
insolvable : عاجز از پرداخت دیون (مفلس)
insolvency : توقف، نداشتن نقدینگی، ناتوانین در پرداخت بدهی ها
insolvency administration order : حکم دادگاه برای مدیریت بر دارایی های یک مدیون متوفی ورشکسته
insolvency liquid deficiency : کمبود نقدینگی
insolvency practitioner : مامور اجرای امور مربوط به ورشکستگی شرکت
insolvent asset : دارایی غیر کافی برای بدهی
insolvent estate : ترکه غیر مکفی (برای دین)
insolvent law : قانن اعسار
insolvent, bankrupt : درمانده در پرداخت، معسر، مفلس، ندار، متوقف، درمانده
insourcing : تامین از داخل
inspect : بازرسی کردن، بررسی کرند، بازدید کردن
inspect the goods, control the goods,checking the goods, control the goods : بازرسی کردن کالا
inspect, examine : بازرسی کردن کالا
inspection : بازرسی از موسسات حسابرسی
inspection certificate : گواهی بازرسی
inspection department (office) : اداره بازرسی
inspection duties : وظایف بازرسی
inspection of employers : بازرسی کارفرمایان
inspection of goods : بازرسی کالا
inspection of goods finished : بازرسی کالای ساخته شده
inspection of purchased goods : بازرسی کالای خریداری شده
inspection of purchased material : بازرسی مواد خریداری شده
inspection report : گزارش بازرسی
inspection section : بخش بازرسی
inspection time : زمان بازرسی / کنترل
inspection, survery, examination : بازرسی، رسیدگی، معاینه، بازدید
inspector : بازرس، بازبین
inspector general : بازرس کل
inspector of taxes : ممیز مالیاتی
inspector′s fee : حق الزحمه بازرس
instability index of earnings : شاخص بی ثباتی سود
installation controls, general controls : کنترل های عمومی
letter of guarantee issue cost : هزینه صدور ضمانت نامه
letter of protest : واخواست نامه
letter of recommendation,representation by management : تاییدیه مدیران
letter of representation, representation letter : نامه تائید صحت اطلاعات تسط مدیران (تاییدیه مدیریت)
letter of understanding : یادداشت تفاهم
letter stock : سهام غیر قابل معامله
letter-post items : اقلام نامه های پستی
letters patent : اسم ثبت شده (نام شرکت یا کالا که به ثببت می رسد) امتیازنامه، گواهی اختراع
levels of market efficiency : سطوح کارآیی بازار
leverage lease : خرید به منظر اجاره
leveraged lease : اجاره بلندمدت اهرمی
leveraged stock : سهام خریداری شده از طریق وام
levy assessment : عوارض دولتی (شهرداری)، عوارضف ارزیابی مالیات
liability (scrip) dividends payable : بدهی سود سهام پردختنی
liability for endorsement : بدهی حاصل از ظهرنویسی، بدهی احتمالی
liability of auditors : مسئولیت (تعهد) حسابرسان
liability representation : تاییدیه بدهی ها
liability reserve :;:: accrued liability : بدهی تعلق گرفته و پرداخت نشده
liability sheet : ورقه(صورت) بدهی
liability to group companies : بدهی به شرکت های عضو گروه
liability to subsidiaries : بدهی به شرکت های فرعی
liable for damages : مسئول خسارت
liable for payment of debts : مسئول پرداخت بدهی ها
librarian system : سیستم بایگانی
license, royalty : حق الامتیاز، حق التالیف، اجازه نامه، جاز
licensed public accountant : حسابدار رسمی دارای مجوز کار
lien on shares : حق تصرف سهام
life annuity installments : مستمری قسط السنین
life assurance : بیمه عمر
life income funds : صندوق درآمد مادام العمر
life insurance : بیمه عمر
life insurance policy : بیمه نامه عمر
life interest : حق عمری، حبس مال مادام العمر
life table of asset : جدول عمر قابل استفاده دارایی
life-cycle costing : تعیین بهای تمام شده دارایی برمبنای چرخه عمر
life-periods method : روش مجموع سنوات
life-cashflow consequences : تاثیر روش اولین صادره از آخرین وارده برگردش نقدینگی
light and heating expense : هزینه روشنایی و حرارت
likely errors in the financial statements : اشتباهات احتمالی در صورت های مالی
imitation on scope : محدودیت در دامنه رسیدگی
limited assurance, negative assurance : اطمینان محدود (نسبی)
limited discretion : وکالت محدود
limited liability partnership (LLP) : شرکت تضامنی با مسئولیت محدود
limited partnership : شرکت تضامنی مختلط، مشارک مختلط، مشارکت محدود
imited partnership with shares : شرکت مختلط سهامی
limited recourse financing : وام با تضمین خاص
limited sources : منابع محدود
limited testing of the system : آزمون محدود سیستم
line and staff relations : روابط صفی و ستادی
line position : پست / جایگاه صفی
line responsibility : مسئولیت اجرایی (صفی)
line-by-Iine consolidation : تلفیق سطر به سطر
linear cost function : تابع هزینه خطی
linear regression : رگرسیون خطی
linear statistics : آمار خطی
liner shipping : حمل توسط خط کشتیرانی منظم
liner terms : شرایط خط کشتیرانی
liquid asset : دارایی پول شدنی، دارایی سیال
immaterial items : اقلام بی اهمیت
immortal asset, mortal asset : دارایی فناپذیر
immovable property (asset) : دارایی های (اموال) غیر منقول
immovable stock : موجودی کالای بی تحرک
impaired assets : داراییهای زیان آسیب دیده
impairment loss : زیان کاهش ارزش
impairment of assets : زیاندیدگی دارایی ها، کاهش ارزش داریی ها
imperceptible asset : دارایی غیر محسوس
imperfect markets school : مکتب بازارهای ناقص
imperishable stock : موجودی کالا فاسدشدنی
impersonal ledger, general ledger : دفتر کل
implicit cost = opportunity cost : نرخ بهره ای که بتواند ارزش فعلی دریافت های نقدی و پرداخت های نقدی مروبطه را برابر نماید.
implicit cost, imputed cost : هزینه ضمنی
implicit interest rate : نرخ بهره ضمنی
import and export duties and taxes : حقوق و عوارض ورودی و خروجی
import barriers : موانع وارداتی
import customs′ duty : مالیات گمرکی
import deposit : سپرده وارداتی
import documentary credits : اعتبار اسنادی وارداتی
import duties : حقق گمرکی، عوارض گمرکی
import duties and taxes : حقوق و عوارض ورودی
import goods : کالای وارداتی
import list : صورت واردات
import order registration : ثبت سفارش
import restriction : محدودیت وارداتی
import substitution : جایگزینی واردات
import surcharge : تعرفه اضافی، سور شارژ واردات
imported goods : کالای وارده (از خارج از کشور)
imported goods inventory : موجودی کالای وارداتی
imports : واردات و صادرات
imposed budget : بودجه تحمیلی
imprest account : حساب تنخواه گردان
imprest cash (fund) : تنخواه گردان
imprest payroll account : حساب مستقل حقوق و دستمزد
imprest petty cash fund : حساب مستقل تنخواه گردان
imprest system, petty cash system : سیستم تنخواه گردان
improved asset : دارایی اصلاح شده
improved goods : کالای بهبود یافته
improvement cost : هزینه بهسازی
improvements in production : بهبود تولید
improvements other than builing : بهسازی های غیر از تاسیس (ساخت)
improvement reserve : اندوخته بهبود و اصلاح
imputed cost (alternative cost) : هزینه تلویحی، هزینه مرتبط (منتسیب)
imputed interest : بهره ضمنی، بهره تلویحی (تخصیصی)
imputed interest rate : نرخ بهره تخصیصی
in progress inventory, inventory in progress : موجودی در پیشرفت ساخت
in progress of completion : در دست تکمیل
in restraint of trade : تحت محدودیت تجاری
in transit funds, cash in transit : وجوه در راه
in transit goods, goods in transit : کالای در راه
in transit stock : موجودی کالای در راه
in-depth analysis. vertical analysis : تجزیه و تحلیل عمقی ، تجزیه و تحلیل عمودی
in-depth testing : آزمون عمقی, آزمون ریشه ای
inactive (passive) investment : سرمایه گذاری غیر فعال
inactive asset : دارایی های بی بازده
inactive share (stock) : سهم غیر فعال (راکد)
inactive stock : موجودی (کالا) راکد
inadequancyloss : ضرر عدم کاردانی
inadequate disclosure : افشای ناقص
inadequate response : پاسخ ناکافی
inadequate stock-taking : موجودی گیری غیر کافی (نامناسب)
inadmitted asset : یک قلم دارایی که هنگام فروش (انحلال شرکت) هیچ ارزشی نداشته باشد.
incentive bonus scheme : طرح پاداش تشویقی
incentive fee. bonus, compensation,reward, remuneration. fee, premium,incentive, carriage outwards gratuity. : پاداش، پرداخت بر مزد از بابت خدماتی که انجام داده، جایزه
incentive shares : سهام تشویقی
incentive wage system : سیستم انگیزش مزد (سیستم تشویقی مزد)
incentives : طرح های انگیزشی
inception of the lease : شرع قرارداد اجاره
incestuous share trading : معاملات خودمانی سهام
incidence of cost (expenditure) : تعلق واقعی هزینه
incidental cost (charge) : هزینه جزئی (فرعی)
incidental expenses : مخارج اتفاقی
inclusive cost (charge), over-an cost : هزینه جامع
inclusive debt comprehensive debt : بدهی جامع
income adjusted : درآمد تعدیل شده
income and expenditure (expense) : درآمد و خرج
income and expense summary : خلاه حساب سود و زیان، حساب خلاصه سود و زیان
income applicable to common stock : سود متتعلق به سهام عادی
income applicable to senior securities : سود متعلق به اوراق بهادار اولویت دار
income as a predictive device : سود به عنوان ابزار پیش بینی
income before extraordinary items : سوود قبل از اقلام غیر مترقبه
income deductions card : کارت کسورات درآمد
income distribution : توزیع درآمد
income from cash penalties : درآمد حاصل از جرایم نقدی
income from discontinued operations : درآمد حاصل از عملیات متوقف شده
income from discount, discount earning : درآمد حاصل از تخفیف
income from investment : درآمد حاصل از سرمایه گذاری
income from members : درآمد حاصل از اعضاء
income from sales, revenue from sales : درآمد حاصل از فروش
income from SUbscription : رآمد حاصل از آبونمان
income measurement : اندازه گیری سود، تعیین سود
income recipients : دریافت کنندگان سود
income share : سهام درآمدزا
income sheet : صورت درآمد
income smoothing : هموارسازی سود
income standard : در هزینه یابی استاندارد، میزان درآمد مورد انتظار از پیش تعیین شده (در مور اقلامی که به فروش خواهد رفت).
income statement accounts : حساب های صورت سود و زیان
income statement budget : بودجه صورت سود و زیان
income statement identity : صورت تطبیق درآمد و هزینه
income statement summary : خلاصه صورتحساب سود و زیان
income statement, profit and loss statement : صورت سود و زیان
income subject to tax, taxable income : سود مشمول مالیات
income summary account : خلاصه حساب سود و زیان
income summary, profit and (or) loss summary : خلاصه سود و (یا) زیان
income tax acts : قوانین مالیات بردرآمد
income tax assessment : ارزیابی مالیات بر درآمد
income tax disputes : دعاوی مالیات بر درآمد
income tax equalization provision : ذخیره برابری مالیات بر درآمد
income tax payable provision : ذخیره مالیات بر درآمد پرداختنی
income tax rate schedule : جدول نرخ مالیات بر درآمد
income tax regulations : مقررات مالیات بر درآمد
income tax schedules : جدول مالیات بر درآمد
income-production asset : دارایی مولد درآمد
incometax declaration (statement) : اظهارنامه مالیات بر درآمد
incoming auditor, successor auditor : حسابرس جانشین، حسابرس جدید (آتی)
incompatible duties (functions) : وظایف مانعه الجمع، وظایف، متناقض، وظایف ناسازگار
incompatible functions : اقدام ناشایست
incompatible occupations, incorrect acceptance : قبول نادرست (پذیرش نادرست)
incomplete accounting records : مدارک ناقص حسابداری
incomplete contract cost : هزینه (قیمت) پیمان ناتمام
incomplete goods : کالای غیر کامل (قاعده 2 الف سیستم هماهنگ شده)
incomplete records : مدارک ناقص
incomplete transaction : معامله ناتمام
incomplete units : آحاد تکمیل نشده
inconsistent : بی ثبات
incontestable clause : شرط غیر قابل تردید، شرط غیر قابل اعتراض
inconvertible securities : اوراق بهادار غیر قابل تبدیل
incorporation of audit firms : شرکت های تضامنی حسابرسی با مسئولیت محدود
rincorporation process : فرایند تاسیس یک شرکت سهامی
incoterms : ضوابط تفسیر اصطلاحات بازرگانی بین المللی
increase endorsement : تصدیق با تایید افزایش
increase in asset : افزایش در دارایی
increase in price : ترقی قیمت (افزایش در قیمت)
increase in value : افزایش ارزش
increase in working capital : افزایش در سرمایه در گردش
increase of capital : افزایش سرمایه
increase of premium : افزایش حق بیمه
increase on investment : افزایش سرمایه گذاری
increase reduction, rise (in price) : ترقی، افزایشش به تنزل / ترقی، افزایش (در قیمت)
increasing cost : هزینه بالا رونده
increasing ratio : نسبت فزاینده
increasing return : بازده صعودی
increasing trend : روند فراینده، روند صعودی
increasing volume of production : افزایش حجم تولید
incredible expense : هزینه باور نکردنی
increment(al) cost. final cost, marginal cost, manufacturing cost : هزینه نهایی
incremental analysis (marginal analysis) : تجزیه تحلیل هزینه نهایی، جزیه و حلیل تفاضلی
incremental cash flow : جریان نقد اضافی
incremental common cost allocation method : روش تفاضلی تخصیص هزینه های مشترک
incremental cost, marginal cost : هزینه نهایی، هزینه (بهای تمام شده) افزایشی
incremental sample size : اندازه نمونه اضافی
incumbrance(s) : تعهد (در جمع تعهدات), تامین اعتبار, تعهد هزینه
incurred cost : هزینه به مصرف رسیده
indebtedness : بدهی، هر نوع بدهی، جمع بدهی ها
indebtedness ratio, debt ratio : نسبت بدهی
indefeasible, irrevocable : غیر قابل فسخ
indentify asset : تعیین هویت دارایی
independence from line operations : استقلال از لحاظ فعالیت های سازمانی
independence of access : استقلال از لحاظ دسترسی
independence of auditors : استقلال حسابرس، حسابدار مستقل
independence of position : استقلال از لحاظ جایگاه سازمانی
independent accountant′s opinion : نظر حسابدار مستقل
independent accountants′ society : جامعه حسابداران مستقل
independent financial adviser (IFA) : مشاور مالی مستقل
independent investigation : تحقیق مستقل
independent professional accountants : حسابداران مستقل حرفه ای
independent public accountants : حسابداران عمومی (رسمی) مستقل
independent registar : سازمان مستقل کنترل کننده سهام
independent trustee : امین مستقل
independent warehouse : انبار مستقل
independet appraisal function : وظیفه ارزیابی مستقل
index number comparison : شاخص سنجی
index of retail prices : شاخص قیمت های خرده فروشی
index of wholesale prices, holesale price index : شاخص قیمت های عمده فروشی
index· linked insurance : بیمه ای که با تغییرات شاخص تعدیل می شود
indexing (and cross·referencing) : طبقه بندی اسناد و تطبیق آنها در کاربرگ های حسابرسی
indexless price : قیمت بی شاخص
indexless records : اسناد و مدارک بی فهرست
indications of source : علائم محل ساخت (مبدا)
indirect (labour-wages) : دستمزد غیر مستقیم
indirect access : دسترسی غیر مستقیم
indirect assessment method : رش سنجش غیر مستقیم
indirect charges (expenditures) : مخارج غیر مستقیم
indirect consequences : آثار، پیامدهای غیر مستقیم
indirect cost (indirect expenses) : هزینه های غیر مستقیم، هزینه سربار
indirect cost center : مرکز هزینه غیر مستقیم (خدماتی)
indirect cost pool : مجمعه ای از هزینه های غیر مستقیم
indirect costing : هزینه یابی غیر مستقیم
indirect costs, indirect expenses : هزینه های غیر مستقیم
indirect departmental charges : هزینه های غیر مستقیم دوایر
indirect division of medical care : بخش درمان غیر مستقیم
indirect factory wages : دستمزد غیر مستقیم کارخانه
indirect financial interest : منافع مالی غیر مستقیم
indirect labour cost : هزینه دستمزد غیر مستقیم، هزینه کار غیر مستقیم
indirect material usage variance : مغایرت مصارف مواد غیر مستقیم
indirect material, prime costs, indirect expense : مواد غیرمستقیم، مواد اولیه غیر مستقیم
indirect materials cost : هزینه مواد غیر مستقیم
indirect stock : ملزومات غیر مستقیم
indirect tax, excise tax : مالیات غیر مستقیم
indirect taxes : مالیات های غیر مستقیم
indirect-cost pool : مجموع هزینه های غیر مستقیم
indirect-effectillegal acts : اعمال غیر قانونی دارای تاثیر غیر مستقیم
indiscrimination stock taking : موجودی گیری در هم بر هم (قاطی)
individual accounts : صورتحساب های شرکتی، صورت های مالی شرکتی منفرد
individual and collective responsibility of partners : مسئولیت فردی و جمعی شرکاء
individual and collective responsibility,several and joint liability (responsibility) : مسئولیت فردی دسته جمعی
individual proprietorship : مالکیت انفرادی
individual savings accounts (lSA) : حساب های پس انداز شخصی
individual segregation : جاسازی حساب مشتریان در موسسه کارگزاری
indivisible overhead, on-cost overhead : سربار غیر قابل تقسیم
indorse (to endorse), indorsement : ظهرنویسی کردن، پشت نویسی کردن
indorsed bond : سند قرضه پشت نویسی شده
indorsed draft : حواله ظهرنویسی شده
indorsement without recourse : ظهرنویسی بدون حق ارجاع
indorser, drawer : برات گیر ، محال علیه
induced charge (expense) : هزینه القایی
induced investment : سرمایه گذاری القایی
induced reserve : اندوخته القایی
inductive reasoning : استدلال استقرایی
industerial management : مدیریت صنعتی
industerial partnership : مشارکت صنعتی
industrial : صنعتی
industrial aid bond : اوراق قرضه برای توسعه صنعت
industrial bank : بانک صنعتی
industrial building : ساختما های تجاری
industrial concern : بنگاه صنعتی
industrial development Bank : بانک توسعه صنعتی
industrial development bond : اوراق قرضه توسعه صنعت
industrial development bond (lDB) : اوراق قرضه توسعه صنعتی (صنایع)
industrial estate : منطقه صنعتی، شهرک صنعتی، ناحیه تجاری
industrial insurance : بیمه صنعتی
industrial organizations : موسسات صنعتی
industrial standard ratios : نسبت های استاندارد صنعتی
industrial union, guild : اتحادیه صنعتی
industrial value chain : زنجیره ارزش صنایع (صنعتی)
industrialists : صاحبان صنایع
industrialy advanced company : شرکت پیشرفته صنعتی
industry analysis : تجزیه تحلیل صنعت
industry averages : شاخص های صنعت
industry characteristics : خصوصیات صنعت
industry peculiarities : خصوصیات صنعتی
industry pracices : خصوصیات صنعتی
industry ratios : نسبت های صنعت
industry segments; industrial segments : قسمت های صنعتی
industry standard : استاندارد صنعت
ineffectiveness : نارسایی، عدم توفیق
inefficient use : استفاده غیر موثر
inelastic : بی کشش
inelastic demand : تقاضای بی کشش
inevitable chare (expense) : هزینه قطعی و حتمی
infavorable trade balance, adverse trade balance : موازنه نامساعد تجاری
inferior goods : اجناس نامرغوب
inflated stock : موجودی تورمی
inflation -indexed security : اوراق بهادار شاخص بندی شده با سطح تورم
inflationary changes : تغییرات تورمی
inflationary factors : عوامل تورمی
inflow of cash : جریان ورود وجه نقد
inflow of foreign funds : ورود سرمایه های خارجی
influential organizations : سازمان های ذی نفوذ (تاثیرگذار)
infonnal procedures : روش های غیر مدون
informal records : مدارک اسناد غیر رسمی
information asymmetry : عدم تقارن اطالعات، عدم دسترسی یکسان به اطلاعات
information content of devidends hypothsis : فرضیه محتوای اطلاعاتی سود سهام
information economics : اطلاعاتی که می تواند بر تغییرات (رفتار) اقتصادی اثر بگذارد.
information hypothesis : فرضیه (نظریه) اطلاعات
information intermediaries : واسطه های اطلاعاتی
information needs : نیازهای اطلاعاتی
information risk : ریسک اطلاعات
information statistic : آمار اطلاعاتی
information system : سیستم اطلاعاتی
information systems management : مدیریت سیستم های اطلاعاتی
information technology strategy : استراتژی تکنولوژی اطلاعات
infrastructure (social overhead capital) : زیرساختار
infrequent items : اقلام غیر مستمر
infringe legal powers : تجاوز از اختیاز قانونین کردن
infringement on other′s rights : تجاوز به حقوق دیگران
ingredients of primary qualities : عناص تشکیل دهنده ویژگی های کیفی اولیه
inherent risk : احتمال خطر ذاتی، ریکس ذاتی
inherent risk (IR) : ریسک ذاتی
inherent vice (of goods) : عیب و نقص ذاتی (کالا)
inheritance tax, succession tax, death duty, estate duty : مالیات بر ارث متوفی
inheritor, devise : وارث
installation costs (fee) : هزینه های نصب
installation of accounting system : برقراری سیستم حسابداری
installation review : بررسی تجهیزات
installment purchase : خرید اقساطی
installment bond : سند قرضه اقساطی
installment buying : خرید اقساطی
installment contract : قراردادهای اقساطی
installment credit : اعتبار اقساطی، خرید اقساطی
installment debt (liability) : بدهی اقساطی
installment financial services : خدمات مالی اقساطی
installment funds : وجوه اقساطی
installment loan : وام اقساطی
installment method of accounting : روش حسابداری (فروش) اقساطی
installment method of recognition : شناسایی به روش قساطی
installment notes : اسناد اقساطی
installment payment, annuity due,payment of installments : پرداخت اقساطی
instaIlment receivable : اقساط دریافتنی
installment sale : فروش اقساطی
installment sales method : روش فروش اقساطی
installment transactions : معاملات اقساطی
installment annuity : قسط
installments receivable : اقساط دریافتنی
institue of credit management : انجمن میران اعتبارات
institute of certified pubtic accountants : انجمن حسابداری رسمی
institute of accountants : موسسه حسابداران
institute of administrative accountants : انجمن حسابداران اداری
institute of auditors : موسسه حسابرسان
institute of chartered accountants in England and Wales (ICAEW) : انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز
institute of chartered accountants in Ireland (lCAI) : انجمن حسابداران خبره در ایرلند
institute of chartered accountants of Scotland (lCAS) : انجمن حسابداران خبره در اسکاتلند
institute of chartered accountatnts : موسسه حسابداران خبره
institute of cost and management accountants (lCMA) : انجمن حسابداران هزینه و مدیریت
institute of cost and management accountants : انجمن حسابداران هزینه و مدیریت
institute of credit management : انجمن مدیران اعتبارات
institute of external auditors : موسسه حسابرسان خارجی
institute of internal auditors (IlA) : انجمن حسابرسان داخلی
institute of management accountants (IMA) : انجمن حسابداران مدیریت
institute of proffesional accountants : موسسه حسابداران حرفه ای
institute of public accountants : موسسه حسابداران عمومی (رسمی)
institution to commence : دستور به آغاز کار
institution, organization institute,entity, institute : موسسه، نهاد، شرکت
institutional buyer : موسسه های خریدار
institutional investor : موسسه سرمایه گذار
institutional loan : وام موسساتی (سازمانی)
instruction to commence : دستور شروع به کار
instruction, procedure, code of practice : دستورالعمل، آموزش حسابداری
instrument (financial instrument) : ابزار مالی، سند، مدرک
instrument of assignment : سند واگذاری
instrument of commerce : سند تجاری
instrumentequity : اوراق بهادار سرمایه ای، ابزار سرمایه ای
insufficient capacity : ظرفیت غیر کافی
insufficient competent evidence : فقدان شواهد و مدارک کافی و قابل اطمینان
insufficient investment : سرمایه گذاری غیر کافی
insurable : بیمه شدنی
insurable asset : دارایی بیمه شدنی
insurable interest : مالکیت شخصیتی یا حقوقی در دارایی های خسارت پذیر
insurable value : ارزش قابل بیمه شدن، ارزش جایگزینی دارایی های موجود
insurance : بیمه
insurance agent : نماینده بیمه
insurance broker : واسطه بیمه، دلایل بیمه
insurance certificate : گواهی بیمه، مدرک بیمه
insurance claim : خسارت بیمه
insurance company : شرکت بیمه
insurance contract : قرارداد بیمه
insurance cover note : یادداشت پوشش خطر بیمه
insurance coverage : پوشش بیمه ای
insurance expense : هزینه بیمه
insurance fund : منابع بیمه ای
insurance fund investment : سرمایه گذاری وجوه بیمه
insurance hypothsis : فرضیه، نظریه بیمه
insurance part of medical care : بخش بیمه ای خدمات درمانی
insurance policy : بیمه نامه
insurance premium, premium fee schedule, contribution, net premium : حق بیمه، قسط بیمه
insurance prepaid : بیمه پیش پرداخت شده
insurance rate : نرخ بیمه
insurance rating : نرخ بندی بیمه
insurance registry book, insurance registrar : دفتر ثبت بیمه
insurance regulations : مقررات بیمه
insurance reserve : ذخیره بیمه
insurance reserve funds : وجوه اندوخته بیمه
insurance type charges : مخارج انواع بیمه
insurance, assurance : بیمه
insurancedemand for auditing : تقاضای پوشش بیمه برای حسابرس
insure : بیمه کردن
insure asset : بیمه کرن دارایی
insure goods : بیمه کردن کالا
insure, ensure : اطمینان دادن، تضمین کردن
insured account : حساب بیمه شده
insured amount : مبلغ بیمه شده
insured asset : دارایی بیمه شده
insured goods : کالای بیمه شده
insured pension plan : طرح بیمه بازنشستگی
insured stock (inventory) : موجودی کالای بیمه شده
insured value : ارزش بیمه شده
insured, assured : بیمه گذار، بیمه شده
insurer′s representative : نماینده بیمه گر
insurer, assurer, underwriter : بیمه گر، بیمه کننده
intagible property (or assets) : دارایی غیر قابل لمس
intangible fixed assets : دارایی های ثابت نامشهود
intangible measures : معیارهای نامشهود
integral costing system : سیستم هزینه یابی پیوسته (همگون)
integrated test facility : امکان آزمون همگام
integrated test facility (lTF) : یک سیستم رایانه دارای برنامه کد و داده های خاص که یک موسسه حسابرسی آن را در سیستم رایانه صاحب کار قرار می دهد.
integration voluntary settlement : تسویه اختیاری با ترکیبی از روش های درستکاری، صحت، صداقت، تمامیت
intended use : استفاده مورد نطر، استفاده مورد انتظار
intentional distortion : تحریف عمدی
inter company eliminations : اقلام حذفی بین شرکت ها
inter company purchase : خرید فی ما بین شرکت ها
inter company sale : فروش بین شرکت ها
inter company transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی
inter fund transfers. : مبالغ انتقالی بین اعتبارات
inter service department transfers eftpos electronic funds transfer at point of sale : انتقال الکترونیکی پول به هنگام فروش
inter-American accounting association : انجمن حسابداران سراسر آمریکا
inter-bank deposits : سپرده بانک ها نزد یکدیگر
inter-company account balances : مانده های حساب فی ما بین شرکت ها
inter-company accounts : حساب های بین شرکت های عضو گروه، حساب های فیمابین شرکت های گروه
inter-company bonds : اوراق قرضه بین شرکت ها
inter-company comparisons : مقایسه های فی ما بین شرکت ها
inter-company inventory transfer : انتقال موجودی بین شرکت ها
inter-company profit or loss : سود یا زیان بین شرکت ها
inter-company transactions : معاملات فی ما بین شرکت ها
inter-company transfer pricing : قیمت گذاری اتنقالات داخلی بین شرکت ها
inter-department transfers : انتقالات بین ادارات (دوایر)
inter-firm comparisons : مقایسه های فی ما بین بنگاه ها
inter-fund transfer : انتقال وجه بین اعتبارات
inter-locking ownership : مالکیت وابسته به هم (درهم آمیخته)
inter-market trading system (ITS) : نوعی شبکه ارتباطی الکترنیکی که تالار بورس های بزرگ را به یکدیگر مرتبط می سازد.
inter-process profit : سود بین مراحل
inter-relationships : روابط فی ما بین
inter-segment transfers : انتقالات بین بخش ها (قسمت ها)
inter-service department changes : هزینه خدمات متقابل دوایر خدماتی دیگر
inter-vivos trust : نوعی سازمان سپرده پذیر که بین دو «شخص» به وجود آید.
interagroup transactions : معامله هایی که بین شرکت های عضو یک گروه (یک مجتمع) انجام شود.
interbank funds : وجود فی ما بین بانک ها
intercommodity spread : شکاف کالایی
intercompany accounts : دفتر کل عمومی، حساب های بین شرکت های عضو گروه
intercompany receivables and payables : دریافتیها و پرداختیهای فیمابین شرکت های عضو گروه
intercompany transaction (interagroup transactions) : معامله بین شرکت ها
interest : بهره، ربح، سود بانکی، ربا، هزینه مربوط به گرفتن وام
interest account : حساب بهره
interest accrued to principal : بهره متعلق به اصل
interest bearing liability : بدهی بهره دار
interest bearing note : اسناد بهره دار
interest bond : سند قرضه بهره دار
interest capitalization : به حساب دارایی بردن هزینه تامین مالی، به حساب اریای منظور کردن بهره
interest costs capitalized : مخارج بهره منظور شده به حساب دارایی
interest coupon : کوپن بهره اوراق بهادار
interest cover (fixed -charge-coverage ratio) : پوشش بهره
interest coverage ratio : نسبت پوشش بهره
interest due : بهره معوق (بهره پرداختی)
interest during construction : بهره طی دوره احداث (ساخت)
interest entry : ثبت بهره (در دفاتر)
interest expense : هزینه بهره
interest for delay : بهره دیرکرد
interest formulas : فرمول محاسبه بهره (بهره مرکب)
interest guarenteed : سود تضمین شده (بهره)
interest income : درآمد بهره
interest method : روش سود تضمین شده
interest method of amortization : روش انقضای مبتنی بر نرخ بهره، روش بهره استهلاک
interest number : بهره شمار
interest on borrowing(s) : بهره قرض
interest on call(s) : بهره عندالمطالبه، بهره دیداری
interest on capital : سد تضمین شده (بهره) سرمایه
interest on deposit : بهره سپرده، سود تضمین شده سپرده گذاری ها
interest on inventory loan : بهره وام موجودی کالا
interest on investment : بازده حاصل از سرمایه گذاری
interest on mortgage : بهره رهن
interest paid : بهره پرداخت شده
interest payable : بهره پرداختنی
interest period : دوره مشمول بهره
interest rate implicit in the lease : نرخ ضمنی بهره در قرارداد اجاره بلنددمدت
interest rate margin : حاشیه نرخ سد
interest rate per annual : نرخ بهره سالیانه
interest rate, rate of interest : نرخ بهره
interest receivable : بهره دریافتنی
interest receivable account : حساب بهره دریافتنی
interest received : بهره دریافت شده
interest revenue : درآمد بهره، درآمد سود بانکی
interest statement : صورتحساب بهره
interest yield : بازده بهره
interest-bearing loan : وام با بهره
interest-bearing note : سندد بهره دار
interest-free banking : بانکداری بدون بههر (ربا)
interest-free loan : وام بدون بهره، قرض الحسنه
interest-in-possession trust : سرمایه گذاری با بهره ثابت
interest-only loan : وام «بهره اقساطی»
interest-rate guarantee : تضمین نرخ بهره
interest-rate parity : دوگانگی نرخ بهره
interest-rate risk : ریسک ناشی از نوسان نرخ بهره
interest-sensitive stocks : سهام حساس به تغییرات نرخ بهره در بازار
interested third parties : اشخاص ثالث ذینفع
interests, benefits, gains, cost-benefit : حقوق، منافع
interfirm comparison : مقایسه چند شرکت
interfund accounts : حساب نقل و انتقال بین وجوه مستقل دلتی
interfund transfer : انتقالات میان حساب های مستقل دولتی
interim accounts : حساب های میان دوره ای
interim audit procedures : روش های ریسدگی ضمنی
interim balance sheet : ترازنامه میان دره ای
interim closing : بستن دفاتر در میان دره
interim closing of accounts : بستن میان دوره ای حساب ها (به طور موقت)
interim financial statements (interim accounts′ interim report) : صورت های مالی میان دوره
interim quality standards : استانداردهای کیفیت میان دوره ای
interim reporting requirements : الزامات گزارشگری میان دره ای
interim reports : گزارش های مالی میان دره ای
interim share (stock) : سهم موقت
interim share purchase : خرید میان دوره ای سهام
interim statement : صورتحساب بین دره ای، صورتحساب طی سال
interior sale : فروش داخله
interlocking accounts : حساب های به هم بسته، تفکیک اطلاعات مربوط حسابداری بهای تمام شده و حسابداری مالی به
intermediate accounting controls : کنترل های داخلی حسابداری
intermediate cash flows : جریان های نقدی میان دوره ای
intermediate consignee : گیرنده اسطه (خریدار واسطه)
intermediate goods or product : کالای واسطه ای
intermediate-term loans : وام های میان مدت
intermodal transport : حمل با چند نوع وسیله نقلیه
internal accounting control system : سیستم کنترل داخلی حسابداری
internal accounting controls : کنترل های داخلی حسابداری
internal analysis : تجزیه و تحلیل درونی
internal applications, internal users : مصارف داخلی
internal audit adjustments : تعدیلات اصلاحی حسابرسی داخلی
internal audit findings : یافته های حسابرسی داخلی
internal audit objectives : هدف های حسابرسی داخلی
internal audit questionuaire : پرسشنامه حسابرسی داخلی
internal audit recommendations : پیشنهادهای حسابرسی داخلی
internal audit records : مدارک و اسناد حسابرس داخلی
internal audit resourdes : منابع حسابرسی داخلی
internal audit standards : استانداردهای حسابرس داخلی
internal audit(ing) services : خدمات حسابرسی داخلی
internal auditing standards (lAS) : استانداردهای حسابرسی داخلی
internal capital resources : منابع سرمایه ای داخلی
internal consistency : انسجام / هماهنگی درونی
internal control checklist : چجک لیست / فهرست کنترل های داخلی
internal control components : عناصر تشکیل دهنده کنترل های داخلی
internal control evaluation sheet : برگ ارزیابی کنترله ای داخلی
internal control instruction : دستورالعمل کنترل های داخلی
internal control procedures : روش های کنترل های داخلی
internal control questionnaire (ICQ) : پرسشنامه کنترل های داخلی
internal control risk : خطر کنترل داخلی
internal control structure (system) : ساختار (سیستم) کتنرل داخلی
internal control system : سیستم کنترل داخلی
internal control weakness : ضعف / نقاط ضعف کنترل های داخلی
internal controls : کنترل های داخلی
internal decision makers : تصمیم گیرندگان برون سازمانی، تصمیم گیرندگان خارج از واحد تجاری داخلی (درون سازمانی)
internal deconstruction : تجدید ساختار داخلی
internal documents : مدارک داخلی ، مدارک درون سازمانی
internal events : رویدادهای داخلی
internal expansion : توسعه از درون
internal expansion financing : رشد از طریق استفاده از منابع مالی داخلی
internal financial controls, internal rate of return : کنترل های مالی داخلی
internal investment loan : وام سرمایه گذاری داخلی (از منابع داخلی)
internal investment resources : منابع سرمایه گذاری داخلی
internal investment, home investment : سرمایه گذاری داخلی
internal linkages : روابط / ارتباطات داخلی
internal management reports : گزارش های داخلی مدیریت
internal markets : بازارهای داخلی
internal operating controls : کنترل های داخلی عملیاتی
internal reconstruction : تجدید ساختار داخلی
internal reserve, inner reserve : ذخیره داخلی
internal revenue service (IRS) : اداره مالیات های داخلی (در آمریکا)
internal sources : منابع داخلی
internal transaction : مبادلات داخلی
internal usage : مصرف داخلی
internal user : استفاده کنندگان درنو سازمانی
international accounting standard (lAS) : استانداردهای بین المللی حسابداری
international accounting standards committee (IASC) : کمیته استانداردهای بین الملی حسابداری
international accounting standards board : هیات استانداردهای بین المللی حسابداری
international accounting standards board : هیات استانداردهای بین المللی حسابداری
international accounting standards (lAS) : استانداردهای حسابداری بین المللی
international association of book-keepers : جامعه دفتر داران بین المللی
international auditing practices committee (IAPC) : کمیته اجرایی حسابرسی بین المللی، یک کمیته ثابت در فدراسیون بین المللی حسابداران
international bank for reconstruction and development (IBRD) : بانک بین المللی ترمیم و توسعه
international centre for settlement : مرکز بین المللی تصفیه
international commercial terms (lNCOTERMS) : شرایط بازرگانی بین المللی
international congress of accountants (ICA) : کنگره بین المللی حسابداران
international cooperation administration : اداره همکاری بین المللی
international coordination committee for the accounting profession (lCCAP) : کمیته بین المللی همکاری حسابداری
international customs declaration form : اظهارنامه بین المللی گمرکی مدل
international federation of accountants (IFAC) : فدراسیون بین المللی حسابداران (آیفک)
international financial sources : منابع مالی بین المللی
international management accounting practice statements (lMAPS) : بیانیه های حرفه ای بین المللی حسابداری مدیریت
international organization for securities commission (IOSCO) : کمیسیون سازمان های بین المللی برای اوراق بهادار
international reserves : ذخایر بین المللی
international securities marketn association : سازمان بازارهای بین المللی اوراق بهادار
international sources of funds : منابع بین المللی اعتبار
international standards on auditing(ISA) : استانداردهای بین المللی حسابرسی
international standards organization (ISO) : سازمان استانداردهای بین المللی
international standards organization : سازمان استانداردهای بین المللی
international trade commission : کمیسیون بین المللی پول
international trade terms : اصلاحات تجارت بین المللی
interpositioning : استفاده از کارگزار دیگر
interpretable statement : صورتحساب قابل تفسیر
interpretation of control reports : تفسیر گزاراشات کنترلی
interpretation of financial comparisons : تفسیر سنجش های مقایسه ای مالی
interpretation of financial reports : تفسیر گزارشات مخالی
interpretation of variances : تفسیر مغایرات (انحرافات)
interpretations : تفاسیر
interrelationships among accounts : روابط بین حساب ها
intersegment sales : فروش بین بخش ها
intra vires : در محدوده / داخل اختیارات قانونی
intra-company transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی
intrinsic : ذاتی
intrinsic value of an option : ارزش ذاتی برگ اختیار معامله
inventoriable costs : هزینه های قابل تقسیم به حساب موجودی کالا
inventorial cost : هزینه سیاهه ای
inventories, physical inventory, stock : موجودی انبار، سهم
inventory adjustment, stock adjustment : تعدیل موجودی
inventory and warehousing cycle : چرخه موجودی کالا و انبارداری
inventory at begining period of goods : موجودی اول دوره کالای
inventory classification : طبقه بندی موجودی کالا
inventory completion tests : آزمون های تکمیل موجودی کالا
inventory control (stock control) : سیستم کنترل بر موجودی کالا
inventory costing, inventory pricing : قیمت گذاری موجودی
inventory holding gain. loss : سود یا زیان ناشی از نگهداری موجودی کالا
inventory holding profits (gains) : سود حاصل از نگهداری موجودی کالا
inventory loss : زیان ناشی از نگهداری موجودی کالا
inventory obsolessence : نابابی (موجودی) کالا
inventory of real estate : موجودی اموال غیر منقول
inventory olosolescence : از مد افتادگی موجودی کالا، نابابی موجودی کالا
inventory price tests : آزمون های قیمت موجودی اکلا
inventory pricing. methods : رشهای قیمت گذاری موجودی کالا
inventory provision : ذخیره موجودی
inventory ratios : نسبت های موجودی کالا
inventory shortages cost : هزینه کسری موجودی کالا
inventory shrink : کسری موجودی
inventory stock : موجودی کالا، موجودی جنسی، موجودی انبار
inventory taking methods : روس های تعیین موجودی کالا، روش های موجودی گیری، روش های انبارگردانی
inventory to slaes ratio : نسبت فروش به موجودی
inventory turnover (stock turnover) : گردش موجودی کالا، دفعات گردش کالا
inventory turnover period, average number of days, inventory in stock : متوسط گردش موجودی کالا
inventory valuation (stock valuation) : تعیین ارزش موجودی ها
inventory valuation methods : روش های ارزیابی موجودی
inventory, stock, stock in trade : موجدی اول دوره کالای
inventory-sales ratio : نسبت فروش به موجودی
inventoy valuation methods : روش شهای ارزیابی موجودی
inverted scale : ترکیب معکوس
invest : سرمایه گذاری کردن
invested : سرمایه گذاری شده
invested capital : سرمایه پرداخت شده
invested funds : وجوه سرمایه گذاری شده
invested value, capitalized value : ارزش سرمایه گذاری شده
investee : واحد تجاری سرمایه پذیر، سرمایه پذیر
investiable (investabte) funds : وجوه آماده سرمایه گذاری
investigate : تحقیق کردن، رسیدگی کردن، جست و جو برای شناسایی علت های مربوطه
investigation on accounts : رسیدگی به حساب ها
investigation, review, study inspection,review engagement, verification : بررسی (تعیین)، بازرسی، رسیدگی
investing activities : فعالیت های مربوط به سرمایه گذاری
invcsting ratio. capatalization ratio : نسبت سرمایه گذاری
investment (company-trust) : شرکت سرمایه گذاری
rinvestment (on) properties : سرمایه گذاری در املاک
investment advisor (adviser), investment counsel, investment consultant : مشاور سرمایه گذاری
investment agreement : موافقت نامه سرمایه گذاری
investment allowance : تخفیف ماللیاتی سرمایه گذاری
investment amount : مبلغ سرمایه گذذاری
investment analysis : تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری
investment analyst : تحلیلگر سرمایه گذاری (مالی)
investment bank : بانک سرمایه گذاری
investment banker : بانک سرمایه گذار
investment base : اساس سرمایه گذاری
investment bill : برات سرمایه گذاری
investment broker : کارگزار سرمایه گذاری
investment cash flows : جریان های نقدی سرمایه گذاری
investment center : مرکز سرمایه گذاری
investment certificate : گواهی سرمایه گذاری
investment company (or trust) : شرکت سرمایه گذاری
investment counsel : مشاور سرمایه گذاری
investment credit : معافیت مالیاتی، اعتبار سرمایه گذاری، تخفیف سرمایه گذاری
investment exchanges : شرکت واسطه سرمایه گذاری دلال سرمایه گذاری
investment grade : اوراق قرضه دارای کیفیت خوب
investment guarantee : ضمانت سرمایه گذاری
investment guidelines : رهنمودهای سرمایه گذاری
investment in bonds : سرمایه گذاری در اوراق قرضه
investment in branch : سرمایه گذاری در شعبه
investment in default : اوراق بهادار تحت تملک سازمان که امکان سوخت آنها وجود دارد.
investment in foreign money : سرمایه گذاری ارزی
investment in marketable securities : سرمایه گذاری در اوراق بهادار قابل دادو و ستد
investment in securities : سرمایه گذاری در اوراق بهادار
investment income : درآمد/ سود حاصل از سرمایه گذاری
investment institutions : موسسات سرمایه گذاری
investment measures : اقدامات سرمایه گذاری
investment of funds : سرمایه گذاری وجوه
investment of resene funds : سرمایه گذاری اندوخته وجوه
investment opportunities schedule (lOS) : جدول فرصت های سرمایه گذاری
investment opportunity : امکان سرمایه گذاری
investment process : فرآیند سرمایه گذاری
investment properties : دارایی های تحت تملک شرکت
investment revaluation reserve : ذخیره تجدید ارزیابی سرمایه گذاری
investment revaluation reserve : حساب ذخیره برای تجدید ارزیابی
investment scheudle : صورت ریز سرمایه گذاری
investment tax credit (LTC) : تخفیف / مزایای مالیاتی سرمایه گذاری خاص، تشویق مالیاتی
investment turnover : گردش سرمایه گذاری
investment turnover rate : سرعت گردش سرمایه گذاری
investment value : ارزش سرمایه گذاری شده
investments′ by owners : سرمایه گذاری تسط صاحبان سهام (سرمایه)
investor : سرمایه گذار
investor′s capital : سرمایه سرمایه گذار
invisible asset : دارایی های نامشهود
invisible supply : عرضه نامرئی
invoice cost : هزینه خرید، قیمت تمام شده سیاهه ای (طبق سیاهه)
invoice for goods received : سیاهه کالای رسیده ، فاکتور کالای دریافتی
invoice register : دفتر ثبت سیاهه ها (فاکتورها)
invoice sale : صورتحساب فروش
invoice, bill, customs invoice, statement : فاکتور، سیاهه خرید، سیاهه تجاری
involuntary conversion : تبدیل ناخواسته
involuntary saving : پس انداز غیر عادی
inward invoices : سیاهه های وارده
inward manifest or import manifest : اظهارنامه ورود (کالا)
inward processing : عمل آوردن در داخل
iredeemable bonds : اوراق قرضه غیر قابل بازپرداخت
irrecoverable cost : هزینه غیر قابل بازیافت
irredeemable stocks : سهام فاقد سررسید
irredeemable securities : اوراق بهادار غیر قابل بازخرید
irregular gains : درآمدهای (غیر عملیاتی) غیر مکرر
irregularities : سوء جریانات ، تخلفات
irregularity of accounts : بی نظمی حسابها
irregularity, irregularities : اختلال، اختلالات اشتباه در یک ثبت دفتری
irrevocable and confirmed documentary credits : اعتبارات اسنادی برگشت ناپذیر و تایید شده
irrevocable documentary credits : اعتبارات اسنادی برگشت ناپذیر
islamic banking : بانکداری اسلامی
islamic economy : اقتصاد اسلامی
isoexpected return line : خط بازده مورد انتظار یکسان
issuance of bonds : انتشار اوراق قرضه
issuance, issuing : صدور، انتشار
issue a permit : صدور اجازه
issue cost : هزینه صدور
issue note : برگ صدور کالا (از انبار یا فروشگاه)
issue of material : صدور (ارسال) مواد
issue of shares, stock issue : انتشار سهام
issue price : قیمت اعلام شده
issue, publish : منتشر کردن، انتشار، توزیع کردن
issued : صادره (منتشره)
issued capital stock (issued share) : سهام صادر شده
issued date : تاریخ انتشار
issuer : منتشر کننده، عرضه کننده
issuing : صادر کننده
issuing association : نهاد صادر کننده
issuing authority : سازمان انتشار دهنده
issuing bank : بانک ناشر
issuing house : موسسه ناشر اوراق بهادار
items of asset : اقلام دارایی
items of credit : اقلام بستانکاری
iump-sum purchase : خرید گروهی از دارائیها به طور یکجا
(just in time) plants = JIT : کارخانه ی استفاده کننده از روش حذف انبارداری
Jihad Sazandegy pension fund : صندوق بازنشستگی وزارت جهاد سازندگی
job classification : طبقه بندی برحسب شغل (کار)، طبقه بندی مشاغل
job cost card : کارت هزینه کار معین
job cost record, job costing record : ساقه، کارت هزینه، بهای تمام شده سفارش
job cost sheet : برگ هزینه (بهای) تمام شده سفارش
job cost unit : واحد هزینه کار معین
job costing : هزینه یابی کار
job costing , Gob order costing, specific order costing : هزینه یابی سفارش کار
job costing method : روش هزینه یابی کارمزدی
job description : شرح شغل، شرح وظایف
job method of cost accounting : روش حسابداری هزینه یابی کارمزدی
job order costing, job cost system : هزینه یابی سفارشات (سفارش کار)
job order sheet : کارت هزینه سفارش
job request : درخواست کار
job sheet : کارت شماره کار، کارت شماره سفارش
job specification : مشخصات کار
job-lot costing : هزینه یابی سفارش مقداری از تولید
job-order costing : هزینه یابی سفارش کار
job-order costing method : روش هزینه یابی سفارش کار
joint and several bond : سند قرضه با ضمانت چند مشاعی
joint and several liabilities : دیون تضامنی، مسئولیت تضامنی، بدهی مشترک
joint and several liability bond Goint bond) : اوراق قرضه با ضمانت مشترک
joint cost, common cost : هزینه مشترک، بهای تمام شده مشترک
joint holders : دارندگان مشاع
joint insurance : بیمه اشتراکی
joint ownership, co-ownership : مالکیت مشاع (مشترک)
joint process : فرآیند مشترک
joint product cost : بهای تمام شده محصول مشترک
joint product costing : هزینه یابی محصول مشترک
joint product method of cost accounting : روش حسابداری هزینه یابی محصول مشترک
joint service costing : هزینه یابی خدمات مشترک
joint services account : حساب خدمات مشترک
joint stock company : شرکت سهامی
joint stock partnership : شرکت مختلط سهامی
joint use agreement : قرارداد استفاده مشترک
joint-and-severalliability : مسئولیت مشترک در برابر یک بدهی
jointly and severally : وام با ضمانت مشترک
jointly responstbility : مسئولیت مشترک (مشترکاً)
journal sale form : فرم دفتر روزنامه فروش
journal voucher summary : خلاصه اسناد روزنامه
judgement sampling : نمونه گیری قضاوتی توسط حسابرسان
judgemental method(of risk adjustment) : روش قضاوتی (تعدیل ریسک)
judgemental risk evaluation : ارزیابی قضاوتی مخاطره
juidicial authorities : مقامات قضایی
jumbo risks : خطرات بزرگ
junior issue : اوراق بهادار با اولویت دوم
junior stock incentive plan : طرح تشویقی خرید سهام
junk bonds : اوراق قرضه بنجل، اوراق قرضه با ریسک بالا
jurisdiction : صلاحیت رسیدگی به دعاوی
jurisdiction clause : شرط داوری
jurisprudence : قانون شناخت
just price : قیمت عادلانه
just, fair : مناسب، منصفانه
just-in-time (JIT) production : فرایند تولید به موقع
just-in-time (n1) purchasing : خرید به موقع
just-in-time techniques (JIT techniques) : روش های به هنگام، روش حذف انبارداری ، روش تولید به هنگام
justice and fairness : عدالت و انصاف
justified price : قیمت عالانه، قیمت معقول
justify : توجیه کردن
keep house : خانه نشین شدن (از دست طلبکاران)
keep-or-drop decision : تصمیم به توقف یا ادامه
key business ratio : نسبت های صنعت، نسبت های کلیدی (در تجزیه و تحلیل صورت های مالی)
key industry : صنعت مادر، صنعت اصلی (کلیدی)
key items : اقلام کلیدی
key operations : عملیات اساسی (کلیدی)
key-man insurance : بیمه مدیران
keyston pricing : قیمت گذاری براساس چانه زدن
killer bees : ناجی
kind of commodity / kind of the goods : نوع کالا
labour (wages) efficiency variance : انحراف کارآیی دستمزد
labour account, wages account : حساب دستمزد
labour cost card : کارت هزینه کار معین
labour cost summary : صورت خلاصه هزینه دستمزد
labour costs (wages costs) : دستمزد، هزینه دستمزد
labour excess, excess labour : کار اضافه
labour hour absorption rate of overhead : نرخ جذب ساعتی سربار
labour hours : ساعت کار کارگران
labour hours variance : انحراف ساعات کار
labour intensive : نیروبر، شرکتی که در آن هزینه ی دستمزد پیش از هزینه سرمایه اهمیت دارد.
labour legislations : قوانین کارگری
labour ration subsidy : کمک هزینه کارگری
labour related benefits : مزایای مربوط به کارگران
labour surplus : مازاد کار
labour usage variance : انحراف مصرف کار (دستمزد)
labour-cost ratio : نسبت هزینه استاندارد دستمزد مستقیم به هزینه واقعی
labour-saving innovation : نوآوری در صرفه جویی در هزینه دستمزد
lack of order of accounts : بی ترتیبی حساب ها
laddered portfolios : سرمایه گذاری های پلکانی
lag in payment by debtors : تاخیر پرداخت بدهکاران
lag in payment of salary : تاخیر در پرداخت حقوق
lag in payment of wages : تاخیر در پرداخت دستمزد
lagging indicatiors : شاخص های تاخیری، دوره های زمانی همگام با سطوح مختلف فعالیت های اقتصادی
laissez-faire : بدون نظم
land and deed registry : ثبت اسناد و املاک
land, estate, real estate, real property.properties : زمین، املاک
landed cost : هزینه تحویل کالا
landed terms : بهای کالا به شرط تخلیه در بند مقصد
landing storage delivery (LSD) : تخلیه، نگهداری، تحویل
landscaping : محوطه سازی
language of business : زیان تجارت، زیان واحد تجاری
lapse : منقضی شدن، به پایان رسیدن قرارداد بیمه
lapse of stock option : انقضای مدت استفاده از اختیار خرید سهام (انقضای مهلت استفاده از برگ اختیار معالمه سهم)
large purchase : خرید عمده
large-capitalization stocks (large-caps) : سهام شرکت هایی که از ارزش بازار بالایی برخوردارند (سهام شرکت های بزرگ)
largest return on investment : بیشترین بازده سرمایه گذاری
lashing : تسمه کشی، جهازبندی باز
last day of field work : آخرین روز اجرای عملیات رسیدگی
last invoice pricing : قیمت گذاری براساس آخرین فاکتور خرید
last price : آخرین قیمت (بها)
last sale : قیمت آخرین معامله
last trade : آخرین معامله در یک روز کاری
last-in-:6.rst-out cost (LIFO cost) : روش اولین صادره از آخرین وارده
lasting price : قیمت بادوام
late charges : هزینه دیرکرد
late insured person : بیمه شده فوت شده
lateness : دیر کرد
later year investment : سرمایه گذاری سال بعد
latest allowable time : آخرین مهلت مجازات
latest purchase price method : روش آخرین قیمت خرید
law expense : هزینه حقوقی
law of corporations (company act) : قانون شرکت ها
law of diminishing return : قانون بازده نزولی
law of succession : قانون وراثت، قانون (تقسیم) میراث
law of supply and demand : قانون عرضه و تقاضا
lawful expense : هزینه قانونی (مشروع)
lawless, unlawful, illegal : غیر قانونی
laws and regulations : قوانین و مقررات
lawyer′s letter : درخواست تاییدیه وکیل حقوقی
lay days : روزهای معین برای بارگیری یا باراندازی کشتی (بدون تعلق خسارت تاخیر)
lead schedule : کاربرگ اصلی
leader merchandising : پیشرو در عرضه، پیشرو در قیمت گذاری
leadership : راهبردی، هدایت
leadership leading : تعجیل و تاخیر
leading indicators : شاخص های پیشرو
leading insurer : بیمه گر اصلی
lease accounting : حسابداری اجاره توسط
lease agreement (contract) : قرارداد اجاره
lease asset : دارایی استیجاری
lease financing : تامین مالی از طریق اجاره
lease inception date : تاریخ شروع اجاره
lease liability : بدهی اجاره
lease obligations : تعهدات اجاره
lease option agreement : اجاره با حق خرید
lease prepayment : پیش پرداخت اجاره
lease purchase agreement : قرارداد اجاره خرید
lease purchase vendor : فروشنده اجاره خرید
lease receivable, rent receivable : اجاره دریافتنی
lease selling accounts : حساب های اجاره فروشی
lease term : مدت اجاره، شرایط اجاره
lease, rent : اجاره
leaseback (renting back) : دوباره اجاره کردن، اجااره مجدد
leased asset : دارایی اجاره داده شده
leased property : اموال / دارایی مورد اجاره، ملک استیجاری
leasehold : اجاره مال به وسیله فروشنده، حق استفاده از مورد اجاره
leasehold improvements : بهسازی اموال تجاری
leasehold mortgage : اجاره مورد رهن
leasehold property : مال اجاره ای
leaseholder : اجاره دار، مستاجر، اجاره کننده
leaseholding, tenancy : اجاره داری
leasing : اجاره اعتباری
leasing company : شرکت لیزینگ
leasing revenue : درآمد اجاره
leasing versus buying : اجاره در مقابل خرید
least cost : کمترین هزینه
least cost production method : روش تولید با حداقل هزینه
least-cost combination : ترکیب کمترین هزینه
least-cost position : موقعیت کمترین هزینه
least-cost production : محصول کمترین هزینه
leave of absence with pay : مرخصی با استفاده از حقوق
ledger cards : کارت های (ماشینی) دفاتر
ledger sheet : برگ ماشینی دفتر کل
ledgerless book-keeping : دفترداری بدون دفتر معین
legal basis method : روش مبنای قانونی
legal bodies : نهادهای قانونی
legal considerations : ملاحظات حقوقی
legal cost : هزینه قانونی، هزینه دادرسی
legal counsel : شورای حقوقی
legal deposit : سپرده قانونی
legal documents : اسناد حقوقی (قانونی)
legal entity (or person), artificial person,legal entity : شخص (شخصیت) حقوقی
legal inspector′s (statutory examiner′s)checklist : چک لیست بازرس قانونی
legal inspector′s fee : حق الزحمه بازرس قانونی
legal interest : بهره قانونی
legal maximum reserve : حداکثر اندوخته قانونی
legal minimum reserve : حداقل اندوخته قانونی
legal note(s) (H.S.) : یادداشت قانونی (سیستم هماهنگ شده)
legal representation letter, lawyer′s letter : تاییدیه (وکیل / مشاور) حقوقی
legal requirements : الزامات قانونی
legal reserve account : حساب اندوخته قانونی
legal reserve funds : وجوه اندوخته قانونی
legal reserve insurance : بیمه اندوخته قانونی
legal reserve, required reserve, statutory reserve : سپرده ی قانونی، اندوخته قانونی
legal restriction : محدوددیت قانونی
legal right of set-off : حق تهاتر
legal settlement : تسویه قانونی
legal stage (state) : وضعیت حقوقی
legal status of deceased partner : وضعی حقوقی شریک فوت شده
legal status of new partner : وضعیت حقوقی شریک جدید
legal suit : دادخواست قانونی، تعقیب قضایی
legal transfer : نقل و انتقال رسمی اوراق بهادار
legal validity of shares : اعتبار قانونی سهام
legibility of documents : قابلیت خوانایی اسناد
legislate : قانون گذراندن
legitimate expense for tax : هزینه مشروع (مجاز) برای مالیات
legitimate method o.f costing : روش معقول (مشروع) هزینه یابی
lending securities : سهام استقراضی
lesee′s borrowing rate : نرخ استقراض برای اجاره کننده
lesee′s implicit interest rate : نرخ ضمنی سود تضمین شده برای اجاره کننده
lesee′s incremental borrowing rate : نرخ فرضی استقراض برای اجاره کننده
less developed country (LDC) : کشورهای کمتر توسعه یافته، کشورهای در حال توسعه
less than container load (LCL) : کمتر از ظرفیت کانتینر
lessee, tenant : مستاجر، اجاره کننده
lessen : کمتر کردن، کاستن از
lessor : اجاره دهنده، موجر
lessor accounting : حسابداری اجاره توسط اجاره دهنده (موجر)
letter dispatched book : دفتر نامه های صادره
letter of agreement, agreement,consent letter, letter of consent : موافقت نامه سرمایه گذاری
letter of awareness : اخطاریه
liquid reserve : ذخیره قابل نقد
liquidated asset : دارایی نقد شده
liquidated damages : خسارات نقدی
liquidating a partnership : انحلال شرکت تضامنی
liquidation costs : هزینه های تسویه
liquidation expense : هزینه تسویه
liquidation proceedings : اقدامات تسویه
liquidation value of assets : ارزش برچیدگی دارایی ها
liquidator, trustee in bankruptcy,equity receiver : مدیر تصفیه
liquidity crisis : بحران نقدینگی
liquidity of accounts : به نقد تبدیل کردن حساب ها
liquidity of assets : قابلیت نقدینگی دارائیها
liquidity of papers : قابلیت نقدینگی اوراق و اسناد
liquidity position : وضع میعان موقعیت نقدینگی
liquidity preferences : ارجحیت های نقدینگی
liquidity ratio (acid-test ratio; quick ratio) : نسبت سریع، نسبت آنی، نسبت های نقدینگی
liquidity risk : ریسک نقدینگی
list : فهرست کردن، لیست
list of accounts payable : صورت حساب های پرداختنی (بدهی ها)
list of accounts receivable : صورت حساب های دریافتنی (طلب ها)
list of accounts, chart of accounts,accounting manual : فهرست حساب ها
list of assets : صورت دارایی ها
list of creditors : صورت طلبکاران
list of debtors : صورت بدهکاران
list of doubtful debts : صورت بدهی های مشکوک الوصول
list of investments : صورت سرمایه گذاری ها
list of liabilities (debts) : صورت بدهی ها
list of prices : صورت قیمت ها، فهرست بها
list of rent received : صورت اجاره دریافتنی
list price, catalog price : قیمت مندرج در لیست، قیمت معین
listed bond : اوراق قرضه قابل معامله در بورس
listed company : شرکت پذیرفته شده در بازار بورس
listed investment : سرمایه گذاری در اوراق بهادار پذیرفته شده در بورس
listed option : برگ اختیار خرید یا فروش سهام که در بورس پذیرفته شده است.
listed security : اوراق بهادار / سهم (شرکت) پذیرفته شده در بورس
listed selling price : قیمت فروش طبق فهرست
listed shares : سهام پذیرفته شده (در بورس)
listed stock : سهام قابل معامله در بورس
listing of non-cash investment and financing activities : فهرست فعالیت های سرمایه گذاری و تامین مالی غیر نقدی
listing particulars : مشخصات شرکت متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار
listing requirements : شرایط پذیرش در بورس اوراق بهادار
litigation support : پشتیبانی، یا پشتوانه دادخواست
living expenses, cost of living : هزینه زندگی
loadable, executable, feasible : قابل اجرا
loading for contingencies : کارمدزی که بابت هزینه های احتمالی به حق بیمه اضافه می شود
loading space : فضای قابل بارگیری
loading the goods on ship : بارگیری کالا در کشتی
loan (at) with interest : وام بهره دار
loan amortization schedule : جدول استهلاک وام
loan charges : هزینه های وام (اخذ و استفاده وام)
loan commission : حق کمیسیسن وام
loan from partners : وام دریافتنی از شرکاء
loan guarantee scheme : طرح تضمین وام
loan interest, interest on loan : بهره وام
loan on deeds : وام تعهدی، وام با سند کتبی
loan on deposit : اعطای وام به وثیقه سپرده
loan on notes : وام در مقابل اسناد تجاری (سفته)
loan on stocks : وام (قرض) در مقابل سهام
loan on trust : وام شرافتی
loan position : وضعیت وام
loan position statement : صورت وضعیت وام
loan statement : صورتحساب وام
loan stock : سهام قرضه، سهام وام سرمایه
loan to capital ratio, capital structure ratio, debt-equity ratio : نسبت وام به سرمایه
loan to partners : وام پرداختی به شرکاء
loanable funds : وجوه قابل استقراض، وجوه وام دادنی
local purchase : خرید داخلی (محلی)
local safe keeping (LSK) : اوراق بهادار متعلق به مشتری
local sale : فروش داخلی
locus regit actum : اسناد تابع قوانین محل صدر
logical reasoning : استدلال منطقی
long established policy : سیاست دیرینه
long form auditor′s report long form report, long-term report : گزارش بلند (گزارش تفصیلی) حسابرس
long lasting plants : تاسیات با عمر بلندمدت
long lease : اجاره بلندمدت اهرمی
long lived assets : دارییهای بلندمدت
long lived intangible assets : داراییهای نامشهود بلندمدت
long position : خرید استقراضی
long run cash budget : بودجه نقدینه درازمدت
long run earnings : عایدات بلندمدت
long standing policy : سیاست (خط مشی) بلندمدت
long tail insurance : بیمه دنباله دار
long term (strategic) financial plans : برنامه های مالی بلندمدت (راهبردی)
long term asset, long-lived : دارایی بلندمدت
long term commitments : تعهدات بلندمدت
long term construction contracts : قراردادهای بلندمدت ساختمانی، قراردادهای پیمانکاری
long term debtors : بدهکاران بلندمدت
long term debts to net worth ratio : نسبیت بدهی بلندمدت به ارزش ویژه
long term forecast : پیش بینی درازمدت
long term investment : سرمایه گذاری بلندمدت
long term items : اقلام بلندمدت
long term lease : اجاره بلندمدت
long term liabilities : بدهی های دراز مدت
long term monetary assets : دارایی های بلندمدت پولی
long term notes payable : اسناد پرداختی بلندمدت
long term notes receivable : اسناد دریافتنی بلندمدت
long term obligations : تعهدات (بدهی های) بلندمدت
long term position : وضعیت بلندمدت
long term prepaid expenses : پیش پرداخت بلندمدت هزینه ها
long term recivables : حساب های دریافتنی بلندمدت
long term refundable deposits : سپرده های قابل استرداد دراز مدت
long term solvency : قدرت پرداخت تعهدات بلندمدت
longs : اوراق قرضه بلندمدت
loose leaf : کارت یا اوراق آزاد
loose leaf ledger : دفتر کل مجلد (اوراق جداشدنی)
lose : ضرر کردن، از دست دادن
loss : زیان، خسارت
loss (gain) on repossession : زیان (سود) ناشی از تملک مجدد
loss and gain = profit and loss : سوود و زیان
loss and gain account : حساب سود و زیان
loss area : منطقه زیان
loss assessment : ارزیابی میزان خسارت
loss carried forward, loss carryforward : زیان انتقال یافته به دوره های آتی
loss carry over : انتقال زیان به دوره های آتی
loss carryback : زیان انتقالی به دوره های قبل
loss contingency : زیان احتمالی
loss discount : تخفیف نقدی از دست رفته
loss from abnormal spoilage : زیان حاصل از ضایعات غیر عادی
loss from discontinued operations : زیان حاصل از عملیات متوقف شده
loss function : تابع زیان
loss marking operation : عملکرد زیانبار
sloss of chaim : فقدان غرامت، زیان نامعلوم
loss of value (or fall in value) : افت ارزش
loss on bad debt : ضرر حاصل از مطالبات سوخت شده
loss on contract : ضرر پیمان (ضرر مقاطعه)
loss on investment : ضرر سرمایه گذاری
loss on manufacture : انتقال کالا از واحد تولید به احد کالای ساخته شده به قیمتی کمتر از بهای تمام شده
loss on stocks : زیان موجودی ها
loss on stocks due to fall in price : زیان موجودی ها بر اثر سقو قیمت
loss payable endorsement : بیمه به نفع دیگران
loss per share : زبان هر سهم
loss ratio : نسبت زیان
loss relief : معافیت مالیاتی به دلیل زیان شرکت
loss reserve : اندوخته (جبران) زیان
loss units : آحاد محصول از دست رفته
lost capital : سرمایه از دست رفته
lost discount, cash sales discounts : تخفیفات نقدی فروش، تخفیف از دست رفته
lost usefulness (depreciation) : استهلاک یا از دست رفتن توان سوددهی دارایی
lost-dated papers : اوراق بهادار دراز مدت
lot acceptance sampling : نمونه برداری مورد قبول
lot size : مقدار سفارش
low coupon bonds : اوراق قرضه با بازده کم
low of cost and net realizable value rule : قاعده مبتنی بر اقل «بهای تمام شده» و «خالص ارزش بازیافتنی»
lower of cost or market (LCM) rule : قاعده اقل بهای تمام شده یا بازار
lower of cost or market price (value) : حداقل قیمت تمام شده یا قیمت بازار
lower of cost or market rule : قاعده اقل بهای تمام شه یا قیمت بازار
lower of cost or market valuation : ارزیابی براساس اقل قیمت تمام شده
lower precision : دقت پایین
lower precision limit : حد پایین دقت
lowest cost operation : عملکرد با کمترین هزینه
lucrative investment : سرمایه گذاری پر سود
lucrative profit opportunities : فرصت ها (امکانات) زیاد سوددهی
lump sum acquisition : تحصیل (خرید) به طور یکجا
lump sum compensation : غرامت مقطوع
lump sum contract : قرارداد مقطوع براساس قیمت کل کار
lump sum freight : هزینه حمل مقطوع
lump sum payment : پرداخت مبلغ (یکجا) مقطع
lump sum purchase : خرید (یکجا) مقطوع
lump sum sales : فروش دسته جمعی ، یکجا
lump-sum, indexing : مبلغ مقطوع کلا در یک مرحله به حساب هزینه بردن
machine hours : ساعات کار ماشین (آلات)
machine operating hours : ساعت کارکرد ماشین
machine operation cost : هزینه عملیات ماشین
machine rent charge (expense) : هزینه اجاره ماشین
machine set-up : آماده کردن کامپیوتر یا ماشین دیگر
machine time sheet (record) : برگ اوقات کار ماشین
machine times : اوقات کار ماشین
machine-hours method of depreciation : استهلاک به روش ساعت کار ماشین آلات
macro political risk : ریسک سیاسی در سطح کلان
macroeconomics : اقتصاد کلان
mail order business : کسب کار مکاتبه ای
mail order sale : فروش مکاتبه ای
mail transfer : حواله کتبی، حواله پستی
main credits : اعتبارات اصلی
main documentary credits : اعتباری اسنادی اصلی
main insured person : بیمه دشه اصلی
main product cost : هزینه تمام شده محصول اصلی
maintenance cost (expense) : هزینه تعمیر و نگهداشت
maintenance excess : سرمایه مازاد
maintenance lease : اجاره با تعمیر و نگهداری
maintenance of physical capital : نگهداشت سرمایه فیزیکی (مادی)
maintenance reserve : اندوخته تعمیر و نگهداری
major customer : مشتری عمده
major duties : تکالیف عمده
major effects : تاثیرات عمده
major expansion project : پروژه توسعه ای عمده
major sale : فروش عمده
majority equity holders, majority stockholders : صاحبان سهام اکثریت
majority interest : دارنده منافع بیشتر
majority shareholders : سهامداران اکثریت
majority shareholders′ vote : رای اکثریت صاحبان سهام
majority-owned subsidiary : واحد فرعی
make provision, forecast : پیش بینی کردن
maker (signatory) of promissory note : صادر کننده (امضاء کننده) سفته
malfeasance : مرتکب اشتباه شدن
malinvestment : سرمایه گذاری نامناسبی
malpractice insurance : بیمه خدمات حرفه ای در برابر اقداماتی قانونی
manage, administer : اداره کردن، اجرا کردن
managed (band) exchange rates : محدوده نوسان نرخ ارز
managed costs (expenses) : مخارج برنامه ریزی شده
management accounting guidelines (MAGs) : رهنمودهای حسابداری مدیریت
management accounting structure : ساختار حسابداری مدیریت
management advisory services : خدمات مشاوره مدیریت
management appraisal : ارزیابی مدیریت
management by objectives (MBO) : مدیریت براساس هدفها
management consuhing sernces : خدمات مشاوره مدیریت
management control system (MCS) : سیستم کنترل مدیریت، کنترل فرد
management discretion : نظریه با صلاحدید مدیریت
management expenses : مخارج مدیریت
management infonnation system (MIS) : سیستم اطلاعات مدیریت
management letter of representation : تائیدیه مدیریت
management of cash : اداره وجوه نقد
management override of internal controls : زیر پا گذاردن کنترل های داخلی
management ratios : نسبت های مدیریت
management representation : تاییدیه مدیریت، که مدیران به حسابرس ارائه می کنند
management responsibility : مسئولیت مدیریت
management science = operations research : تحقیق در عملیات، دانش مدیریت
management style : شیوه های مدیریت
management′s authority : اختیار مدیران
management′s discussion and analysis : تجزیه و تحلیل و نقطه نظرات مدیریت
management′s illegal acts : اقدامات خلاف قانون مدیران
manager′s compensation : حق الزحمه مدیر
manager′s fee : حق الزحمه مدیر
managerial compensation : حقوق و مزایای مدیریت
managerial control systems : سیستم های کنترل مدیریتی
managerial personnel : پرسنل اداره کننده
managerial systems : سیستم های مدیریت
mandatory labour, forced labour,compulsory labour : کار اجباری
mandatory saving : سپرده اجباری
manifest : اظهارنامه بار، شرح محموله
manifest (cargo) : بارنامه عمومی (هر نوع وسیله نقلیه)
manipulating the accounting records : حساب سازی
manipulation of accounts : حساب سازی
manner of combining interests : روش ترکیب منافع
manual accounting system : دستورالعمل سیستم حسابداری
manufacturing cost (expense), output cost, product cost : هزینه تولید (محصول)
manufacturing cost of finished goods : بهای تمام شده کالای ساخته شده
manufacturing cost of goods produced : هزینه ساخت، هزینه تولید کالای ساخته
manufacturing cost variance : مغایرت هزینه ساخت
manufacturing measure : معیار ساخت (تولید)
manufacturing process : مرحله ساخت، جریان ساخت (فرایند تولید)
manufacturing profit (or loss) : سود (یا زیان) تولید
manufacturing progresses : مراحل ساخت
rmanufacturing resource planning (MRP) : برنامه ریزی منابع تولیدی
manufacturing statement : صورت هزینه کالای ساخت شده
manuscript : دست نویس، نسخه اول
manuscript signature : امضای اصل
marcroeconomic factors : مولفه های اقتصاد کلان، متغیرهای کلان اقتصادی
margin of safety (MS) : حاشیه ایمنی
margin purchase : خرید اعتباری / نسیه
margin risk : ریسک از دست دادن سپرده
margin security : اوراق بهادار قابل خرید به صورت اعتباری
margm′ al analysis : تجزیه و تحلیل نهایی
marginal cash flow : گردش نهایی وجوه نقد
marginal cost : هزینه متغیر هر واحد تولیدی
marginal cost curve : منحنی هزینه نهایی
marginal cost equation : معادله هزینه نهایی
marginal cost function : تابع هزینه نهایی
marginal cost of capital (MCC) : هزینه نهایی سرمایه
marginal cost of production : هزینه نهائی تولید
marginal cost price : قیمت بر حسب هزینه نهائی
marginal cost pricing : قیمت گذاری برمبنای کل هزینه های متغیر
marginal costing, variable costing : هزینه یابی متغیر، هزینه یابی نهایی
marginal efficiency of investment : بازده نهایی سرمایه گذاری
marginal unit cost : بهای تمام شده احد کالای نهایی، بهای تمام شده یک واحد اضافی
marginal weights : ضرایب نهایی
marine insurance, sea insurance : بیمه دریایی
maritime insurance : بیمه دریایی
maritime survey : بازرسی دریایی
marked cheque, stamped cheque,enfaced check : چک ممهور ، چک مهر شده
marked shares : سهام ممهور ، سهام مهر شده
market analysis : تجزیه و تحلیل بازار، گزارش تحلیلی از بازار
market appraisal : سنجش بازار
market channels : مجاری بازار (توزیع)
market conditions : شرایط بازار
market discount function : تابع تنزیل بازار، کارکرد / نقش تنزیلی بازار
market expectation theory of the term structure : تئوری انتظارات بازار ساختار زمانی نرخ بهره
market forces : نیروهای بازار ، قدرت های بازار
market hours : ساعات کار بازار
market index of stock prices : شاخص بازار قیمت سهام
market interest rate : نرخ بازار بهره
market or sales value method : روش ارزش فروش یا بازار
market out clause : شرایط اضراری
market price list : فهرست قیمت های بازار
market price per share : قیمت بازار هر سهم
market rate of discount : نرخ بازار تنزیل
market rate of interest, market price per share : نرخ بهره در بازار
market rate of investment : نرخ بازار سرمایه
market research expense : هزینه برریس باززار
market research, market review,market survey : بررسی (تحقیق) بازار
market risk : ریسک بازار
market risk premium : صرف مخاطره بازار
market risk -return function : تابع ریسک و بازده بازار
market segmentation theory : تئوری بخش بندی بازار
market share : سهم بازار
market share variance : انحراف سهم بازار
market size : اندازه بازار
market size variance : انحراف اندازه بازار
market structure : ساختار بازار
market study : بررسی بازار
market tendency is falling : روند بازار رو به تنزل است
market tendency is upward : روند بازاررو به ترقی است
market tests : آزمون های بازار
market trust : بازارا انحصاری
market value method for investments : روش ارزش بازار سرمایه گذاری ها
market value of stock (goods) : ارزش بازاری کالا
market value ratios : نسبت های ارزش بازار
market value weights : ضرایب ارزش بازار
market-based price : قیمت بر پایه بازار
market-based transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی بر مبنای قیمت بازار
market-oriented enterprise activities : فعالیت های موسسات اقتصاد بازار
marketable asset : دارایی قابل فروش (در بازار)
marketable bonds : اوراق قرضه قابل دادوستد
marketable debt security : اوراق بهادار بدهی قابل خرید و فروش
marketable equity securities : اوراق سهام قابل داد و ستد
marketable goods : کالای قابل عرضه به بازار
marketable investment : سرمایه گذاری سریع المعامله در بازار
marketable securities, street securities,trading securities : اوراق بهادار قابل داد و ستد
marketable shares : اوراق سهام قابل داد و ستد
marketing & sales : بازاریابی و فروش
marketing and administrative expense : هزینه بازاریابی و اداری
marketing consultant : مشاور بازاریابی
marketing cost (expense) : هزینه بازاریابی
marketing cost variance : انحراف هزینه بازاریابی
mass customization : سفارش سازی انبوه
mass investment : سرمایه گذاری انبوه
mass market product : محصول پر فرو ش
mass production, large scale production : تولید انبوه
master accountant, senior accountant : حسابدار ارشد
master budget plan : طرح بودجه جامع
master budget volume : ظرفیت مورد انتظار، تعیین ظرفیت مورد انتظار واحد
master control account : حساب کنترل اصلی (در دفتر کل برای دفاتر فرعی)
master file : پرونده اصلی
master plan : برنامه کلان
master requisition : برگ درخواست از انبار
master schedule : برنامه زمانی کلان
master-budget utilization : استفاده از بودجه جامع
matching concept of cost and income : تضمین هزینه با درآمد
matching of cost with revenue : تطابق هزینه با درآمد
mate′s receipt : رسید کاپیتان کشتی
material goods : مواد، کالا، جنس، کالای مادی
material in process : مواد در جریان ساخت
material in transit : مواد در راه
material issued : مواد صادره
material issued to product : مواد صادره جهت تولید
material misstatement : نادرست نمایی، تحریف عمده، تحریف با اهمیت
material omission : تقلب به صورت حذف تحریف با اهمیت
material on site : مواد و مصالح پای کار
material purchase price variance : انحراف نرخ خرید مواد اولیه
material quantity variance = material usage variance : انحراف مصرف مواد
material related cost : هزینه مربوط به مواد
material requisition, material requisition form, material requisition record : برگ دادخواست مواد
material returned to store : مواد برگشتی به انبار
material returned to supplier : مواد برگشتی به عرضه کننده
material specifications : خصوصیات مواد
material spoilage : ریخت و پاش مواد
material transfer note : سند انتقال مواد
material usage : مصرف مواد
material usage variance : انحراف مصرف مواد
material weakness : ضعف با اهمیت، نقاط ضعف عمده
material weakness in internal control : ضعف با اهمیت در سیستم کنرل داخلی
materially misstated : به طور با اهمیت تحریف شده، تحریف عمده
materials : مواد
materials and services : مواد و خدمات
materials and supplies inventory : انبار مواد خام و ملزومات
materials control : کنترل مواد
materials cost : بهای تمام شده مواد اولیه
materials inventory warehouse : انبار مواد خام
materials issued : صدور مواد
materials issued analysis sheet : برگ مشخصات ریز مواد
materials issued at an inflated price : مواد صادره به قیمتی بیش از قیمت خرید
materials issued in excess of requirements : مواد صادره زائد بر احتیاج
materials mix vdriance : انحراف ترکیب مواد
materials purchase budget : بودجه خرید مواد
materials quantity variance : انحراف مصرف مواد، واریانس کمیت مواد
materials requirements planning (MRP) : برنامه ریزی مواد اولیه مورد نیاز
materials requisition : انحراف مصرف مواد، واریانس کمیت مواد
materials requisition (stores issue note;stores requisition) : درخواست مواد (از انبار)
materials usage budget : بودجه مصرف مواد
materials usage variance : انحراف مورد مواد
materials yield variance : انحراف بازده مواد
maternity benefits : مزایای ایام استراحت بارداری
matured claims : مطالبات سررسیده
maturity basis : مبنای محاسبه
maximize return on investment : به حداکثر راندن بازده سرمایه گذاری
maximize investment : سرمایه گذاری حداکثر
maximum and minimum stock : حداکثر و حداقل موجودی در انبار
maximum pensions : حداکثر مستمری ها
maximum price, highest price : قیمت ماکزیمم (حداکثر)
maximum stock : موجودی حداکثر
maximum stock level holding : حداکثر سطح نگهداری موجودی
maximum transfer price : بالاترین قیمت انتقالی
mean estimation : برآورد میانگین
mean per unit estimator : برآورد میانگین در هر واحد
mean-per-unit measurement : اندازه گیری (برآورد) میانگین هر واحد
means : وسایل
means of clearing : وسائل (اسناد) واریز و تسویه
means of control : ابزارهای کنترل
means of entry : وسیله ثبت در دفتر
means of payment : وسائل پرداخت
means of transportation : وسایل حمل و نقل
measurability : قابلیت اندازه گیری
measure : سنجیدن، اندازه گرفتن
measure unit : واحد اندازه گیری
measured goods : کالای اندازه گیری شده
measurement attributes : خاصه های اندازه گیری
measurement concept : مفهوم اندازه گیری
measurement date : تاریخ محاسبه
measurement in terms of money : اندازه گیری در قالب پول
measurement of revenue : اندازه گیری درآمد عملیاتی
measurement process : فرایند اندازه گیری
measurement, evaluation : سنجش یا اندازه گیری
measures of dispersion : معیارهای پراکندگی
measuring unit : واحد اندازه گیری
mechanized accounting system : سیستم حسابداری ماشینی
mechanized accounts : حساب های مکانیزه
medical insurance : بیمه درمانی
medium-size company : شرکت متوسط
medium-term forecast : پیش بینی میان مدت
member of the association of accounting technicians (MAAT) : عض انجمن تکنسین های حسابداری انگلستان
member′s entrance fee : حق ورودیه عضو
members of the household : افراد خانوار
members′ voluntary . Liquidation (members′ voluntary winding-up) : انحلال به درخواست سهامداران شرکت
memorandum of association : اساس نامه
merchandise : کالای تجاری، موجودی کالا
merchandise advance : پیش پرداخت کالا
merchandise in transit : کالای بین راه
merchandise inventory : موجودی کالا
merchandise turnover = inventory turnover : (دفعات) گردش موجودی کالا، دوره گردش موجودی کالا
merchant books : دفاتر تجاری
merchant wholesaler : عمده فروش
merchant, businessman, t];ader : بازرگان، تاجر
merger reserve : ذخیره ادغام
message switching : مبادله پیام یا اطلاعات
method of accounting for treasury stock : روش حسابداری سهام خزانه
method of measurement : روش اندازه گیری
method of pricing goods dispatched : روش قیمت گذاری محصول ارسالی
method, policy, procedure, system : روش
methods of absorbing overhead : روش های جذب سربار
methods of allocation : روش های تخصیص
methods of judging efficiency : روشهای تشخیص کارائی
meticulous calculation : محاسبه بسیار دقیق
min-based system pricing : سیستم قیمت گذاری تحویل کارخانه
mineral rescnes : ذخایر معدنی
mineral resources : منابع معدنی
mineral rights : حق بهره برداری از معادن
minimization of cost : حداقل کردن بهای تمام شده
minimum benefits : حداقل مزایا
minimum initial investment : حداقل سرمایه گذاری اولیه
minimum level of cash : حداقل سطح موجودی نقدد
minimum level of cash holding : حداقل سطح نگهداری موجودی نقد
minimum old age pension : حداقل مستمری بازنشستگی
minimum pension : حداقل مستمری
minimum transfer price : کمترین قیمت انتقالی
minimum wage legislation : قانون حداقل دستمزد
ministry of commerce : وزارت بازرگانی
ministry of cooperative : وزارت تعاون
ministry of economic and finance : وزارت امور اقتصادی و دارائی
ministry of finance : وزارت دارایی
ministry of industry : وزارت صنایع
ministry of labor and social affairs : وزارت کار و امور اجتماعی
minor accountant, auditor, accountant assistant : کمک حسابدار (حسابدار جزء)، کمک حسابدار
minor defects : نقائص جزئی
minority active investment : سرمایه گذاری فعال اقلیت
minority holders : صاحبان اقلیت
minority inactive investment : سرمایه گذاری غیر فعال اقلیت
minority interest income : سود سهامداران اقلیت
minority of shareholders : اقلیت صاحب سهام
minority shareholders′ right (mterest) : حقوق صاحبان سهام اقلیت
minority sharebolders, minority stockholders : صاحبان سهام اقلیت
mint(ing) house : ضرابخانه
mintage, seigniorage : حق الضرب
minus tick : کاهش قیمت
minute book of board of directors : دفتر خلاصه مذاکرات هیات مدیره
minutes of directors, minutes of board of directors : صورت جلسات هیات مدیره
minutes of general meeting : صورت جلسات مجمع عممومی
misapplication : بکارگیری نادرست
misappropriation : استفاده نادرست، حیف و میل، تخصیص نادرست (در حسابداری دولتی)
misappropriation on wages : اختلاس دستمزد
miscalculate : اشتباه حساب کردن
miscalculation : محاسبه غلط
miscellaneous : متفرقه
miscellaneous asset : دارایی متفرقه
miscellaneous control account : حساب کنترل مخارج متفرقه
miscellaneous expense, other expense : هزینه متفرقه
miscellaneous revenue : درآمد متفرقه (کم اهمیت)
miscellanous bank charge : هزینه متفرقه بانکی
miscellanous income : درآمد متفرقه (کم اهمیت)
misclassification : طبقه بندی نادرست
misconduct : سوء اداره
miscount : بد شمردن (بدحساب کردن)
misfeasance : استفاده نادرست، حیف و میل، تخصیص نادرست (در حسابداری دولتی)
misinterpretation : تفسیر نادرست، سوء تعبیر
misleading : گمراه کننده، گمراه کردن
misleading financial statements : صورت های مالی گمراه کننده
mismatching of cost with revenue : عدم تطابق دقیق هزینه ها با درآمد
mispriced securities : اوراق بهادار درست قیمت گذاری نشده
misquote : اشتباه مظنه کردن
misrepresentation : اظهاریه دروغین، القاء شبهه، قلب حقیقت، بیان کاذب
missdemeanour : گناه تقصیر
missed discount : تخفیف از دست رفته
missed income, lost revenue : درآمد از دست رفته
missed revenue : عایدی از دست رفته
missing asset : دارایی مفقود (ناپیدا)
missing documents : اسناد و مدارک مفقود شده
missing links : حلقه های مفقوده
missing the market : از دست دادن بازار
mission statement : بیانیه رسالت ها و اهداف کلان
misstated items : اقلام تحریف شده
misstatement : ارائه نادرست، تحریفات
misstatement bounds : حدود بالا و پایین
misstatements of facts : تحریف حقایق
misunderstanding : سوء تفاهم، درک نادرست
misuse of public funds : القاء شبهه، قلب حقیقت، بیان کاذب، بیان خلاف واقع
mixed cost : هزینه مختلط، هزینه های نیم متغیرر
mixed cost formula method : روش فرمول هزینه مختلط
mixed cost items : اقلام مختلط بهای تمام شده
mode of transportation : شیوه و روش حمل و نقل
moderate priced goods : کالای با قیمت معقول
modification of books of accounts : تغییر شکل دفاتر حساب
modification of terms : تعدیل شرایط
modified accelerated cost recovery system : سیستم تعدیل شده بازیافت سریع بهای تمام شده
modified accrual basis : روش تعهدی اصلاح شده
modified auditor′s report : گزارش تعدیل شده حسابرس
modified books (ledgers) : دفاتر تغییر شکل داده
modified cash basis : مبنای نقدی تعدیل شده، روش نقدی اصلاح شده
modified historical cost accounting system : سیستم بهای تمام شده تاریخی تعدیل شده
modified treasury stock method : روش تعدیل شده سهام خزانه
molding forces : شکل دهنده ها
monetarist : طرفدار نظریه پول
monetary asset : دارایی پولی
monetary assumption : فرض واحد پولی، فرض ثبات واحد پولی
monetary authorities : مقامات پولی
monetary cash·basis accounting : حسابداری نقدی تعدیل شده
monetary compensation : پاداش پولی
monetary current asset : دارایی جاری پولی
monetary current liabilities : بدهیهای جاری پولی
monetary errors : اشتباه در ثبت
monetary gain or loss : سود و زیان پولی
monetary incentives : انگیزه های پولی
monetary measure allocation : تخصیص براساس معیار پولی
monetary measurement convention : اصل محاسبه اقلام پولی
monetary reserve(s) : اندوخته (های) پولی
monetary risk : مخاطره پولی
monetary stock : موجودی پولی
monetary system : سیستم پولی
monetary transactions : مبادلات پولی
monetary unit assumption : فرض (ثبات) واحد پولی
monetary unit sampling : نمونه گیری براساس واحد پول
monetary working capital adjustment : تعدیل سرمایه در گردش پولی
monetary working capital adjustment : تعدیل سرمایه در گردش پولی
monetization of debts : تبدیل به پول کردن دیون
money center banks : بانک های بزرگ جهانی
money cost : هزینه نقدی (پولی)
money interest : بهره نقدی
money measurement : واحد اندازه گیری بر حسب پول
money order, transfer (money),remittance : حواله پول / حواله وجه واگذاری
money rate of interest : نرخ پولی بهره (نرخ نقدی بهره)
money spread : شکاف قیمتی
money stock : حجم پول
money supply : عرضه پول
money tenns : ارزش پولی
money wages : دستمزد نقدی (پولی)
moneyed resources : منابع پول نقد
monopolies and mergers commission : کمیسیون انحصارها و ادغام ها
monopolist : انحصارگر
monopolistic : انحصاری
monopolistic competition : رقابت انحصاری
monopolistic right, franchise, exclusive right : حق انحصار
monopsony : بازار در انحصار خریدار
monotonous application of cost : سرشکنی (تسهیم) یکنواخت هزینه
monotonous auditing : حسابرسی یکنواخت
monthly closing date : تاریخ بستن ماهیانه حسابها
monthly closing entry : ثبت اختتامی ماهانه
monthly physical count : شمارش فیزیکی ماهانه، انبارگردانی ماهانه
monthly posting : نقل ماهانه (ارقام یا مانده حساب)
monthly salary : حقوق ماهیانه
monthly wages worker : کارگرد مزدبگیر ماهانه
moratorium, usance : مهلت، تمدید قرارداد، مهلت پرداخت بدهی
moratory interest, late interest : بهره دیرکرد
mortal asset : دارایی از بین رونده (فناپذیر)
mortality of asset : فناپذیری دارایی
mortality of stock : فناپذیری موجودی کالا
mortgage notes : اسناد وثیقه
mortgaged asset : دارایی رهنی (به رهن گذاشته شده)
mosaqat : مساقات (عقد مساقات)
motivational cost : میانگین متحرک
motor vehicles : وسایل نقلیه موتوری
movable property = movables : اموال منقول
moving average process : فرایند مبتنی بر میانگین متحرک
moving budget = continuous budget : بودجه متغیر
moving expense : هزینه جابه جایی
multi programming systems : سیستم های چند برنامه ای
multi-alternative decision : تصمیم بین چند گزینه
muhi-shift : چند نوبتی
muhi-shift work : کار چندنوبتی
multi-stage consolidation : تلفیق چند مرحله ای
multi-step income statement : صورت سود و زیان چند مرحله ای
multilateral transport : حمل و نقل چند منظوره
multiphase sampling : نمونه گیری چندگانه
multiple breakeven points : وجود چند نقطه سر به سر
multiple costing : هزینه یابی مرکب (چند محصول)
multiple currency system : نظام چند نرخی ارز
multiple relationships : روابط چندگانه
multiple sampling : نمونه گیری چندگانه
multiple services : خدمات چندگانه
multiple solution rates : نرخ های بازده متعدد
multiple step income statement : صورت سود زیان چند مرحله ای
multiple tariff system : سیستم تعرفه متعدد
multiple-step format : شکل چند مرحله ای
multiplied by number of insured years : ضربدر سنوات حق بیمه
multiplier principle of investment,investment multiplier : ضریب افزایش سرمایه گذاری
multipurpose testing : آزمون چند منظوره
multistage sampling : نمونه گیری چند مرحله ای
mutual fund custodian : امانت دار
mutual investment : سرمایه گذاری متقابل
mutual investment funds : وجوه سرمایه گذاری متقابل
named port of destination : بندر مقصد مشخص
named port of shipment : بندر مشخص برای حمل
named vessel : کشتی مشخص
narrowing the spread : کاهش حاشیه سود
national auditing standards : استانداردهای ملی حسابرسی
national commission on fraudulent financial reporting : کمیسیون ملی رسیدگی به تقلب در گزارش های مالی
national expenditure, national cost (expense) : هزینه ملی
national income, social income : درآمد ملی
natural interest : بهره عادی، بهره معمولی
natural interest rate : نرخ بهره طبیعی
natural person : شخص حقیقی
nature of inventories : ماهیت موجودی ها
near cash : شبه نقد
necessity, requirements : ضرورت، وجوب
negative assurance : اطمینان منفی، اظهارنظر منفی حسابرس در مورد صورت های مالی صاحب کار
negative balance / adverse balance : مانده منفی
negative cash flow : جریان نقدی منفی
negative interest : بهره منفی
negative pledge clause : شرط عدم در رهن گزاردن دارایی
negotiable assets : داراییهای قابل معامله (قابل انتقال)
negotiable certificate of deposit : گواهی سپرده بانکی قابل معامله
negotiable papers : اوراق و اسناد قابل انتقال
negotiable securities : اوراق بهادار قابل معامله
negotiable warehouse receipt : رسید انبار قابل معامله
negotiated transfer pricing : قیمت گذاری توافقی انتقالات داخلی
net advantages : مزایای خالص
net application of funds : خالص مصارف وجوه
net asset : خالص دارایی ها، ارزش ویژه
net asset value : خالص ارزش داراییها
net asset value (NA V) : خالص ارزش دارایی
net avails : خالص مبلغ
net borrowings : خالص وام ها
net cash : خالص وجوه نقد
net cash currency : نقد خالص ارزی
net cash flow : گردش خالص وجوه نقد
net current assets : خالص دارائی های جاری
net current replacement cost : خالص ارزش جاری جایگزینی
net domestic product : تولید خال داخلی
net export of goods and services : خالص صادرات کالا و خدمات
net funds : خالص منابع, خالص وجوه
net identifiable assets : خالص داراییهای قابل شناسایی
net interest, pure interest : بهره خالص
net investment : خالص سرمایه گذاری
net lease : اجاره خالص
mit liquid assets : خالص دارایی های نقد شدنی
net loss : زیان خالص ، زیان ویژه
net monetary assets : خالص دارائی های پولی
net monetary items : خالص اقلام پولی
net operating loss : خالص زیان عملیاتی
net payment of sa1ary : خالص پرداخت حقوق
net present value (NPV) : خالص ارزش فعلی
net worth to fixed assets ratio : نسبت ازش ویژه به دارایای های ثابت
next in first out (NIFO) : اولین صادره از وارده آتی (بعدی)
night shift : نوبت کار شب
nil paid shares : سهام بدون پرداخت
nominal capital, authorized capital,authorized capital stock : سرمایه اسمی (مجاز)، سرمایه ثبت شده
nominal damages : خسارت صوری
nominal interest rate : نرخ بهره اسمی، نرخ بهره اعلام شده
nominal interest, stated interest : بهره اسمی
nominal rate (of interest) = coupon rate : نرخ بهره اسمی یا اعلام شده
nominal share capital : سرمایه ثبت شده
nomination of directors : کاندیدا شدن مدیران
nomination of inspectors : کاندیدا شدن بازرسان قانونی
non cash asset : دارایی غیر نقد
non convertible preferred stock : سهام ممتاز غیر قابل تبدیل
non current liabilities : بدهی های غیر جاری
non interest bearing loan, non - interest loan, interest free· loan, loaned flat : وام بدون بهره
non tariff barriers : موانع غیر تعرفه ای
non value added operations (activities) : عملیات فاقد ارزش افزوده
non voting stocks : سهام بدون حق رای
non-adjusting event : رویداد غیر اصلاحی، وقایع غیر تعدیلی
non-audit services : خدمات غیر حسابرسی
non-audited financial statements,unaudited statements : صورت های مالی حسابرسی نشده
non-business day : روز غیر کاری
non-cash activities : فعالیت های غیر نقدی
non-cash contnbution,contribution -in -kind : آورده غیر نقدی، سرمایه گذاری غیر نقدی
non-cash cost (expense, expensediture) : هزینه غیر نقدی
non -cash items : اقلام غیر نقدی
non -commercial establishment : موسسه غیر تجاری
non -commercial pr.ofit oriented establishment : موسسه غیر تجاری انتفاعی
non-controllable costs (expenses) : مخارج غیر قابل کنترل
non -convertible preferred stock : سهام ممتاز غیر هزینه قابل تبدیل
non-current asset : دارایی غیر جاری
non-delinsilile L/C : اعتبار اسنادی غیر قابل تقسیم
non -depreciable assets : داراییهای استهلاک ناپذیر
non -distributable reserve : اندوخته غیر قابل توزیع (غیر قابل تقسیم)
non-equity share : سهام با حقوق محدود
non-essential loan : وام غیر ضروری
non-fund items : اقلام غیر مرتبط با وجوه
non-homogenous financial data : اطلاعات مالی ناهمگن
non-profit organizations (company) : موسسات، سازمان های غیر انتفاعی
non-recurring cost (expense) : هزینه غیر مستمر
non-recurring income, perquisite : درآمد غیر مستمر
non-recurring items : اقلام غیر تکراری
non-resident : غیر ساکن، ساکن نبودن در یک کشور
non-returnable containers : ظروف غیر قابل برگشت
noncancelable lease agreement : قرارداد اجاره غیر قابل فسخ
noncash assets : دارایی های غیر نقد
noncash compensation : حقوق و مزایای غیر نقدی
nonhomogenous events : رویدادهای ناهمگن
nonmonetary items, non-monetary items : اقلام غیر پولی
nonmonetary transactions : معامله غیر پولی
nonmonetary transfer : مبادله غیر پولی
nonoperating gain and loss : سود و زیان غیر عملیاتی
nonsufficient fund check : چک بلامحل، چک برگشت شده به علت کسر موجودی
nontariff measures (NTMs) : اقدامات غیر تعرفه ای
nontariff trade barriers : موانع تجاری غیر تعرفه ای
normal (wastage-spoilage), abnormal spoilage (wastage) : ضایعات غیر عادی
nonnal conditions : شرایط عادی
normal financing principles : اصول معاملات دو جانبه (دو کشور)
normal hours of work : ساعات عادی کار
normal idle times : اوقات بیکاری عادی
normal labor hours, idle hours : پساعات بیکاری
normal shrinkage (spoilage) : آبرفتگی عادی، ضایعات عادی
normal waste : ضایعات عادی
norminal cost : هزینه اسمی
norrnin,al rate of interest : نرخ اسمی بهره
notary public, registry : محضر، دفتر اسناد رسمی، دفترخانه
note receivable discounted : سند دریافتنی تنزیل شده
notes of meetings : صورتجلسات
notes paid : اسناد پرداختی
notes payable account : حساب اسناد پرداختنی
notes payable, bills payable, documents payable : اسناد پرداختنی
notes receivable : اسناد دریافتنی
notes receivable account : حساب اسناد دریافتنی
notes receivable discounted : اسناد دریافتنی تنزیل شده
notes register : دفتر ثبت اسناد
notes to financial statements : یادداشت های پیوست صورت های مالی
notes to the balance sheet : یادداش های پیوست ترازنامه
notes, documents : اسناد (اسکناس ها، سفته ها)
notes, securities, valuable bi]ls : اوراق بهادار قابل معامله
notesunsecured : اوراق بدون وثیقه (بدون تضمین)
notorious-ill named partner : شریک بدنام
number of days of sickness : تعداد روزهای بیماری (بیمه شده)
number of dependents : تعداد افراد تحت تکفل (بیمه شده)
numerical scale point for importance : ضریب کمی اهمیت، ضریب مقداری اهمیت
object (objective) statement : صورت وضعیت موضوعی
object classification of cost : طبقه بندی موضوعی هزینه
objective classification : طبقه بندی عینی (هزینه ها)
objective measurability : قابلیت اندازه گیری عینی
objective professional judgement : قضاوت حرفه ای بی طرفانه
objective test : آزمون عینی
objectives of financial reporting : اهداف گزارشات مالی
objectives of financial statements : اهداف صورت های مالی
objects clause : اهداف صورت های مالی، بند مربوط به هدف تشکیل سازمان
obligations.and duties : تعهدات و ظایف
obligations incurred : تعهدات انجام شده
obligations outstanding : تعهدات معوق
obligations under capital lease : تعهدات اجاره سرمایه ای
obligatory decrease of capital, oblicatory event : کاهش اجباری سرمایه
obscure : کدر کردن، تیره و تار ساختن
observance evidence : شواهد مشاهده شده
observation : مشاهده
observation frequency : فراوانی مشاهده شده
observation test : آزمون مشاهدات
observe : مشاهده کردن، رعایت کردن
obsolence : فرسودگی (کهنگی)، نابابی
obsolescence : نایاب یا منسوخ شدن، نابابی
obsolescent, obsolete : ناباب، از مد افتاده
obsolete stocks (product) : موجودی غیر مستعمل (متروک)
occupancy expense : هزینه اشغال فضا
occupational accidents : حوادث شغلی، حوادث ناشی از کار
occupational discase : بیماری شغلی، بیماری ناشی از کار
occupational pesion scheme : برنامه بازنشستگی کارکنان
occupational safety : حفاظت کار
occured items : اقلام ایجاد شده
occurrence and existence : وقوع معامله و وجود مال
of relative cost : ضریب هزینه نسبی
off balance sheet items : اقلام زیر ترازنامه
off balance sheet risk : ریسک تامین مالی خارج از ترازنامه
off risk : خالی از خطر، بدون ریسک
off-setting : تهاتر، پایاپای
off-setting asset account : حساب کاهنده دارایی
off-setting error : اشتباه متقابل، اشتباه جبرانی
off-shore : دور از کرانه، مقابل ساحل، واقع در فلات
offer, propose : پیشنهاد کردن، تعارف کردن، عرضه
office furniture and fixtures : اثاثیه و لوازم اداری
office hours : ساعات اداری
office of destination : فتر گمرکی مقصد
office of paying master : دفتر رئیس پرداخت
office supplies : ملزومات اداری
officers of a company : مدیران و مقامات ارشد یک شرکت
official discount rate : نرخ رسمی تنزیل
official list : فهرست رسمی
official, administrative : رسمیف اداری
officials, responsibilities : مسئولین، مقام های رسمی
offset : معامله افست، تسویه، پایاپای، خنثی کردن، حساب کاهنده، حساب متهاتر
offset clearing : پایاپای (تهاتر)
offset debt, reciprocal debt : بدهی متقابل (در مقابل طلب)
offset requirement : شرط پایاپای (نیاز جبرانی)
offseting entry, contra entry : ثبت متقابل (بدهکار در مقابل بستانکار)
offsetting asset accounts : حساب های کاهنده داریایی
offsetting cost with revenue : تهاتر درآمد با بهای تمام شده
offsetting errors, compensating errors : دو اشتباه که یکدیگر را خنثثی کنند، اشتتباهات متقابل
offshore account : حساب برون مرزی
offshore banking : بانکداری برون مرزی
offshore company : شرکت فراساحل
offshore contract : قرارداد در خارج از کشور
offshore fund : صندوق برون مرزی
oil ministry pension fund : صندوق بازنشستگی وزارت نفت
old age benefits : عواید ایام گیری
old age insurance : بیمه گیری، بیمه کهولت
old age pension : حقوق بازنشستگی سالخوردگی
old age pension fund : صندوق بیمه بازنشستگی
old age salary : حقوق دوران سالخوردگی
oldness of asset, age of asset : قدمت دارائی
oligopsony : انحصار خرید
omicile,