کتاب حسابداری تسعیر ارز به زبان ساده و آموزش آن با نرم افزارهای حسابداری به آموزش حسابداری ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت فیلم‌ آموزش حسابداری حقوق و دستمزد با اکسل و نرم ...
فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست مالیات بر‌حقوق با نرم افزار( با   نسخه جدید نرم افزار سازمان ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت فیلم‌ آموزش حسابداری حقوق و دستمزد با اکسل و نرم ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت نرم افزار‌تبدیل‌اکسل‌به‌VCF کاناز(انتقال و ذخیره شماره های ...
سایت کاناز فیلم‌آموزش نحوه ارسال معاملات فصلی(آموزش معاملات فصلی) موضوع ماده 169 قانون مالیات ...
افزونه(Add-In) تبدیل تاریخ کاناز برای اکسل یکی دیگر از سری نرم افزارهای کاربردی سایت کاناز ...
نرم افزار متااستاک جهت انجام تحلیل تکنیکال بورس و همچنین سهام استفاده می شود. می توان گفت نرم ...
نرم‌افزار حقوق و دستمزد ﮐﺎﻧﺎﺯ نرم افزاری جامع و کامل می باشد که در عین سادگی، کارایی آن بالاست ...
سایت کاناز اسپید اقدام به تهیه فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست بیمه با نرم افزار و سامانه آنلاین ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت نرم افزار ارسال ایمیل انبوه(تبلیغاتی) کاناز را تهیه و آماده ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت  نرم افزار ارسال مطلب اتوماتیک به کانال تلگرام(کاناز) نسخه ...
سایت کاناز اسپید اقدام به تهیه نرم افزار حذف و اصلاح نیم فاصله از فایل ورد(WORD) کرده ...
نرم افزار استخراج ایمیل و موبایل ژالان ابزاری قدرتمند برای استخراج آدرس ایمیل ها و شماره ...
تماس با سید مصطفی هاشمی

دیکشنری هوشمند تخصصی آنلاین حسابداری، حسابرسی، بورس و اقتصاد کاناز

لغت :
نوع ترجمه:

ترجمه انگلیسی به فارسی لغت: C


نتایـــج جستجــــو:

absconding debtor : بدهکار فراری (برای فرار از دین)
absolute certification : گواهی مطلق
absolute difference : تفاوت مطلق
absolute efficiency : کارآیی مطلق
absolute insolvency : توقف کامل
absorbed cost : هزینه جذاب شده
absorbtion of cost (expense) : جذب هزینه
absorption account : حساب جذبی یا حذف شونده
absorption cost system : سیستم هزینه یابی جذبی
absorption costing : هزینه یابی جذبی (هزینه یابی کامل)
absorption rate (overhead absorption rate; recovery rate) : درصد جذب سربار، نرخ جذب سربار
absorption-costing (full-costing) income : سود هزینه یابی جذبی (هزینه یابی کامل)
abstract : خلاصه حساب، چکیده، خلاصه مقاله
abstract a voucher (to) : سندی (روزنامه ای) را خلاصه کردن
abstract of account : خلاصه حساب
abstract of title, title deed : سند مالکیت، استعلام ثبتی
abstract of transactions : خلاصه معاملات
abstracted voucher : سند روزنامه خلاصه
academy of accounting historians : آکادمی (فرهنگستان) مورخین حسابداری
accelerated cost recovery system(ACRS) : سیستم بازیافت سریع هزینه (یا بهای تمام شده)
accelerated depreciation : استهلاک تصاعدی (با نرخ بیش از معمول)
accelerated method : روش شتابدار
accelerated method of depreciation : روش نزولی استهلاک
accelerated rate : نرخ تصاعدی (افزاینده)
accelerated rate of depreciation : نرخ تصاعدی استهلاک
acceleration : روزآمد کردن بدهی ها
accept and grant guarantee : قبول و اعطای تضمین
acceptable audit risk (AAR) : ریسک قابل پذیرش حسابرسی
acceptable level of beta risk : سطح قابل پذیرش خطر بتا
acceptable quality level (AQL) : سطح قابل قبول کیفیت، سطح کیفیت قابل قبول
acceptable risk of assessing control risk too low (ARACR) : ریسک قابل پذیرش، برآورد ریسک کنترل در سطح بسیار پایین
acceptable risk of incorrect acceptance (ARIA) : ریسک پذیرش نادرست
acceptable risk of incorrect rejection (ARIR) : ریسک رد نادرست
acceptable view : نظریه قابل قبول
acceptable wastages : ضایعات قابل قبول
acceptance (to) : تحویل گرفتن، قبولی، پذیرش برات
acceptance bill : برات قبولی
acceptance commission : کارمزد پذیرش
acceptance credit : اعتبار پذیرشی، اعتبار تنزیل، اعتبار قابل استفاده به وسیله قبولی نویسی
acceptance date : تاریخ قبولی
acceptance duty : الزام به قبول نویسی
acceptance for honor : قبولی یا پذیره نویسی برای حفظ آبرو
acceptance market : بازار پذیرش (بروات)
acceptance of a bill : قبولی یک برات
acceptance sampling : نمونه گیری قابل قبول، نمونه گیری تخمینی
acceptance supra protest (acceptance for honour) : قبولی یا پرداخت برات پس از نکول (واخواهی)
accepted accounting practices : روش های اجرایی پذیرفته شده حسابداری
accepted policy : رویه پذیرفته شده ،سیاست پذیرفته شده
accepting additional order : قبول سفارش اضافی
accepting bank : بانک قبول کننده
accepting order : قبول سفارش
acceptor : قبول کننده (برات)
access time : زمان دسترسی به اسناد
accessing controls : کنترل های دسترسی
accessions tax : مالیات بر اقلام اهدایی
accident damage to property : خسارت اتفاقی وارده بر دارایی
accident insurance : بیمه حادثه، بیمه تصادف
accommodation acceptance : قبولی سازشی
accommodation bill (note, paper) accommodation draft, windbills, kite : پشت نویسی، ضمانت، برات سازشی / دوستانه
accommodation endorsement : تضمین سند، ظهرنویسی دوستانه
accommodation note (or paper) : سند تضمین شده، سندی را که شخصی پشت نویسی می کند، برات صوری
accommodation party : کسی که پشت سند را امضا می کند و آن را ضمانت می نماید، هر یک از طرف های برات سازشی
accommodation purchase : خرید کالا برای دیگری
accomodation acceptance : برات دوستانه
accomodation line : قبول یک نوع خطر به وسیله بیمه گزار
accompany bill : سند همراه (ضمیمه)
accompany statements : صورت های مالی همراه
accompanying invoice : فاکتور ضمیمه، صورتحساب پیوست
accomplishment : اتمام، انجام، کارکرد و دستاورد
accord and satisfaction : تامین رضایت طبق قرارداد
account : حساب، گزارش، شرح
account analysis expense : تجزیه و تحلیل حساب های هزینه
account balance : مانده حساب
account balance figure : رقم مانده حساب
account book : دفتر حساب، دفتر ثبت
account categories : سرفصل حساب ها
account day, pay day : روز تصفیه حساب (روز واریز حساب)
account detail(s), breakdown : ریز حساب
account diagram : حساب به شکل نمودار ، نمودار حساب
account form balance sheet : ترازنامه به شکل حساب
account format : شکل حساب، به شکل حساب
account group : گروه حساب
account heading : سرفصل حساب، عنوان حساب
account number : شماره حساب
account of contractee : حساب صاحب پیمان
account of expenses : حساب مخارج
account of goods purchased : حساب کالای خریداری شده
account of goods sold : حساب کالای فروخته شده
account paid : حساب پرداخت شده
account partner : شریک حساب
account payable : حساب پرداختنی، حساب بستانکار
account payee : حساب گیرنده وجه
account payee only : فقط در وجه گیرنده چک
account receivable : حساب دریافتنی
account receivable note : اعلامیه حساب دریافتنی
account settling, account stated : مفاصا حساب
account statement : صورت حساب
account summary : خلاصه حساب
account title : عنوان حساب، نام حساب
account title and explanation : عنوان و شرح حساب
account′s code : کد حساب، شماره حساب
account′s report : گزارش حسابداری
accountability : پاسخ دهی، مسوئولیت پاسخ دهی
accountability section (unit) : واحد ذی حسابی
accountability unit : واحد پاسخگو
accountable events (condition) : شرایط معامله
accountable officer : یک مقام رسمی، مقام پاسخگو
accountable person : کسی که مسئولیت پاسخگویی بر عهده دارد
accountable warrant : دستور قانونی پرداخت
accountable, accountable, person : ذی حساب (جواب ده حساب)، پاسخگو، مسئول حساب
accountancy : حسابداری، حرفه حسابداری
accountancy bodies : نهادهای حسابداری
accountancy policy : خط مشی حسابداری
accountant : حسابدار
accountant powers : اختیارا ت حسابدار
accountant responsibilities : مسئولیت های حسابدار
accountant′s fee : حق الزحمه حسابدار
accountant′s license (certificate) : پروانه حسابداری، گواهینامه حسابداری
accountants group (team) : گروه حسابداری
accountants′ duties : وظایف حسابداران
accountants′ index : کتابنامه حسابداران
accountants′ report : گزارش حسابداران
accountants′ society : جامعه حسابداران
accounting and auditing enforcement releases : اطلاعیه هایی در اجرای ظوابط حسابداری و حسابرسی
accounting and review services (ARS) : خدمات بررسی و حسابداری
accounting as an ideology : حسابداری به عنوان یک مکتب(ایدئولوژی)
accounting aspects : جنبه های حسابداری
accounting assessor : ارزیاب حسابداری
accounting assumption : مفروضات حسابداری
accounting bases : مبانی حسابداری
accounting beta : بتای حسابداری
accounting change : تغییردرحسابداری
accounting code : کد حسابداری
accounting construction : ترکیب(ساختار)حساب ها
accounting control : نظارت بر ثبت ها و دفاتر شرکت،کنترل حسابداری
accounting conventions : توافق های حسابداری،میثاق های حسابداری
accounting curved transaction : جریان نموداری عملیات حسابداری
accounting cusshion : هموارسازی سود
accounting cycle : دوره عمل حسابداری،چرخه حسابداری
accounting data : مجموعه اطلاعات حسابداری،داده های حسابداری
accounting department : دایره حسابداری
accounting earnings : سود(عایدات)حسابداری
accounting entity : واحد تجاری،شخصیت حسابداری،شخصیت محاسباتی
accounting entity assumption : فرض شخصیت حسابداری
accounting entity concept : مفهوم شخصیت حسابداری
accounting entry (record) : ثبت حسابداری
accounting entry of overhead : ثبت حسابداری سربار
accounting equation, book-keeping equation : معادله حسابداری
accounting estimatation or assessment accounting : برآورد حسابداری
accounting event : رویداد حسابداری
accounting evidence : شواهد حسابداری
accounting exposure = translation exposure : ریسک ناشی از تبدیل دارایی ها و بدهی های یک ترازنامه به ارز خارجی
accounting expression : عبارت حسابداری
accounting figures : ارقام حسابداری
accounting files : پرونده حسابداری
accounting for changing price : حسابداری تغییر قیمت ها
accounting for lease : حسابداری اجاره
accounting for leased assets : حسابداری دارایی های استیجاری
accounting for pension plans : حسابداری طرح های بازنشستگی
accounting for public interest (API) : حسابداری برای تامین منافع عموم
accounting for replacement investments : حسابداری سرمایه گذاریهای جایگزینی
accounting fund : وجوه حسابداری
accounting general principles : اصول کل حسابداری
accounting gimmicks or tricks : ترفندها یا حیله های حسابداری
accounting guidelines : رهنمودهای حسابداری
accounting identity : هویت عملی حسابداری
accounting information system (AIS) : سیستم اطلاعاتی حسابداری
accounting interpretation : تفسیر حسابداری
accounting management : مدیریت حسابداری
accounting management principles : اصول مدیریت حسابداری
accounting management report : گزارش مدیریتی حسابداری
accounting manual : دستورالعمل حسابداری،راهنمای حسابداری
accounting measurements, accounting standards : معیارهای حسابداری،اندازه گیری حسابداری
accounting methods : شیوه های حسابداری، روش های حسابداری
accounting model : الگوی حسابداری،مدل حسابداری
accounting officer : مسئول حساب،ذیحساب،رئیس حسابداری
accounting period : دوره مالی،دوره محاسباتی،دوره حسابداری
accounting plan : برنامه حسابداری، طرح حسابداری
accounting policy : رویه(روش)حسابداری، خط مشی حسابداری
accounting postulate principle : اصل موضوع حسابداری
accounting postulates : مفروضات حسابداری،اصول مسلم حسابداری
accounting principles : اصول حسابداری
accounting principles board (APB) : هیئت اصول حسابداری بریتانیا
accounting principles; fundamental accounting concepts : اصول حسابداری،مفاهیم حسابداری
accounting procedure, accounting treatment : فرآیند حسابداری،رویه حسابداری
accounting process (or cycle) : فرآیند (یا چرخه)حسابداری
accounting profit : سود حسابداری
accounting rate of return (ARR) : نرخ بازده حسابداری
accounting ratios : نسبتهای حسابداری
accounting ratios analysis : تجزیه و تحلیل نسبتهای حسابداری
accounting records : سوابق حسابداری،اسناد و مدارک حسابداری
accounting regulations : قواعد حسابداری
accounting reports : گزارشهای حسابداری
accounting research bulletins (ARB) : بولتن های پژوهشی حسابداری،بولتن های تحقیقات حسابداری
accounting series releases : سلسله نشریه های حسابداری
accounting services : خدمات حسابداری
accounting standard : استاندارد حسابداری
accounting standards board (ASB) : هیئت استانداردهای حسابداری بریتانیا
accounting standards commitee (ASC) : کمیته ی استانداردهای حسابداری
accounting standards executive committee : کمیته ی اجرایی استانداردهای حسابداری
accounting standards steering commitee (ASSC) : کمیته ی راهبری استانداردهای حسابداری
accounting structure : ساختار حسابداری
ABC analysis : تجزیه و تحلیل هزینه یابی بر مبنای فعالیت
ABC inventory classification : طبقه بندی موجودی ها بر حسب ارزش نسبی آنها
ABC method : روش هزینه یابی برمبنای فعالیت
AICP A professional standards : استانداردهای حرفه ای انجمن حسابداران رسمی آمریکا
ATA carnet : دفترچه آت آ
ATA convention : کنوانسیون آت آ
a statement of basic accounting theory (ASOBAT) : تئوری بنیادی حسابداری
abacus : چرتکه
abatement cost : هزینه جدید
abeyance : تعطیل، بلاتکلیفی
ability to service debt : قدرت پرداخت (اصل و فرع) بدهی
abnormal costs, unusual charges : هزینه های غیر عادی یا غیر مترقبه
abnormal defective unit : محصول معیوب غیر عادی
abnormal performance index (API) : شاخص عملکرد غیر عادی
abnormal process loss : ضرر غیر عادی مرحله تولید (مراحل تولید)
aboriginal cost : هزینه اولیه، بهای اولیه
abridged balance sheet, abbreviated balance sheet : ترازنامه مختصر
bond pricing : قیمت گذاری اوراق قرضه
bond-refunding decision : تصمیم جایگزینی اوراق قرضه
bonds conversion : تبدیل اوراق قرضه
bonds discount : تخفیف (کسر) اوراق قرضه
bonds, debenture, bearer, securities bond debentures, debenture stock, debt bond : اوراق قرضه
bonus-penalty contract : قرارداد پاداشی جریمه ای (پیمانکاری)
book (cost - value), carryover : ارزش دفتری
book accounts : حساب های دفتری
book income : درآمد دفتری
book keeping, book-keeping cycle : دفترداری
book monetary income : سود دفتری
book of account, account book : دفتر حساب
committee : کمسیسون (کمیته)
committee on accounting procedures (CAP) : کمیته رویه های حسابداری
commodities exchange : بورس کالا
commodity : مال التجاره، امتعه، کالا، جنس
commodity bond (note) : اوراق قرضه، اسناد
commodity capital : سرمایه کالایی
commodity code : کد کالا
commodity cost : هزینه کالا مصرفی
commodity rate : نرخ کالا، نرخ بهره بانکی براتهای تجاری
common (share-stocks), ordinery shares : سهم عادی، عمومی، مشترک
common / joint : مشترک
common average : معدل ساده
common carrier : موسسه حمل و نقل، متصدی حمل و نقل
common costs : هزینه های مشترک
common customs tariff : تعرفه مشترک گمرکی
common external tariff : تعرفه مشترک خارجی
common factor : عامل مشترک
common goods : کالای مورد نیاز عموم
common law : حقوق عرفی، قوانین غیر مدوّن
common market : بازار مشترک
common pension fund of banks : صندوق بازنشستگی مشترک بانک ها
common property, in-common : ملک مشاع
common revenue : درآمد مشترک
common sense : عقل سلیم، درک عمومی
common sharehokler : صاحب سهم عادی
common stock (share) : سهام عادی
common stock fund : صندوق مشترک سرمایه گذاری
common stock subscribed : سهام عادی پذیره نویسی شده
common stock valuation : تعیین ارزش سهام عادی
common -size balance sheet : ترازنامه همگن شده، ترازنامه هم مقیاس
common wealth : مشترک المنافع
communicating results : گزارش نتایج
communication : ارتباطات، تفهیم، ابلاغ
communique : اطلاعیه اداری، اعلامیه رسمی
community of interest, fusion : اشتراک منافع
companies acts : قانون شرکت ها
companies house (companies registration office) : اداره ثبت شرکت ها
companies of equal size : شرکتهای هم ردیف
companies′ combination : ترکیب شرکتها
company : شرکت
incorporated company : شرکت سهامی
unlimited company : شرکتی که در آن اعضا مسئولیت نامحدود دارند.
public limited company : شرکت عام با مسئولیت محدود
private company : شرکت سهامی خاص
statutory company : شرکتی که طبق یک مصوبه خاص مجلس تاسیس شود
critical path method (CMP) : روش راه (مسیر) بحرانی
critical region : ناحیه بحرانی، ناحیه رد فرضیه صفر
critical review : بازدید انتقادی
critical review of balance sheet : بررسی انتقادی ترازنامه
critical success factors : عوامل اصلی (حیاتی) موفقیت
critical-perspective research : تحقیقات انتقادی
crop insurance : بیمه محصولات کشاورزی
cross check (control) : آزمون محاسبات، کنترل متقابل
cross checking : رسیدگی چند جانبه
cross elasticity of demand : کشش تقاضا
cross examination : بازپرسش
cross foot : جمع افقی، امتحان جمع
cross footing, cross check : جمع کردن افقی، عمودی (جهت بالا بردن حجم ساختگی)
cross of market : دامنه بازار، گستردگی بازار
cross out : حذف کردن (مسدود کردن)
cross rate : نرخ ارز
cross reference : عطف متقابل، شماره عطف
cross reference between journal and ledger : شماره عطف دفاتر روزنامه و کل
cross sale : فروش متقابل (در بازار بورس)
cross section data : اطلاعات موارد مشاهده شده
cross-defauh clause : بند مربوط به روز شدن کل بدهی
cross-referencing : عطف گذاری متقابل
cross-sectional analysis : مقایسه نسبت های دو شرکت، تجزیه و تحلیل مقطعی
crosscast : جمع کردن افقی ارقام
crossed cheque, dishonoured cheque : جک مسدود، چک بی محل
crossfooting test : کنترل جمع ردیف و ستون محاسبات (که به وسیله حسابرس انجام می شود).
crosswalk table : جدول تخصیص
crucial financial decision : تصمیم وخیم مالی
culpable bankrupt(cy) : ورشکسته به تقصیر
cum dividend : قیمت سهم (شامل سود تعلق گرفته)
cum interest : با بهره (با بهره جاری)
cum line : خط تجمعی
cum rights : اوراق بهادار با امتیازات انباشته
cumalative security : اوراق بهادار با امتیاز انباشته
cumulative : انباشته
cumulative : انباشته، جمع شونده
cumulative abnormal return (CAR) : بازده انباشته غیر عادی
cumulative binomial distribution : توزیع دو جمله ای انباشته
cumulative bonus share : سودی سهمی انباشته
cumulative cash required : وجوه نقد انباشته مورد نیاز
cumulative credit : اعتبار انباشته
cumulative dividend : سود سهام انباشته
cumulative dividend shares : سود سهمی (جایزه) انباشته
cumulative dividends : سود سهمی (انباشته)
cumulative effect of accounting change : اثر انباشته تغییرات حسابداری
cumulative effect of change in accounting principles : اثر انباشته تغییر در اصول حسابداری
cumulative effect(s) : اثرات (آثار) انباشته
cumulative interest : بهره انباشته
cumulative loss, deficit, accumulated deficit : زیان انباشته
cumulative preferred capital stock : سهم سرمایه ای ممتاز با سود انباشته
cumulative preferred dividends in arrears : سود معوق سهام ممتاز جمع شونده
cumulative preferred share (stock) : سهم ممتاز با سود انباشته
cumulative rights : حقوق انباشته
cumulative shares, cumulative dividend shares : سهام با سود انباشته
cumulative time : زمان انباشته
cumulative voting : رای دسته جمعی
cumulative voting system : سیستم رای گیری تجمیعی
currency (currency legal) : پول قانونی، پول رایج
currency adjustment charge = currency adjustment factor (CAC = CAF) : هزینه تعدیل نرخ پول = ضریب تعدیل نرخ پول
currency and credit council : شورای پول و اعتبار
currency appreciation : افزایش قدرت خرید
currency bonds, continued bonds,irredeemable bonds, perpetual bonds, perpetual debentures : اوراق قرضه داخلی
currency exchange pin (Joss) : سود (زیان) مبادلات ارزش
currency future : پیمان های آتی در مورد ارزهای خارجی
currency risk : ریسک ارز، ریسک ناشی از کاهش قدرت خرید واحد پولی
currency, exchange, foreign currency : ارز
currency-monetary and credit council : شورای پول و اعتبار
current (cost-value), going value : ارزش جاری
current account : حساب جاری
current account interest : بهره حساب جاری
current account with interest : حساب جاری با سود (یا بهره)
current account without interest : حساب جاری بدون بهره (سود)
current account, running account checking account : حساب جاری
current accounts ledger : دفتر حساب های جاری
current asset : دارایی جاری
current assets ratio : نسبت دارایی جاری
current audit file : پرونده جاری حسابرسی
current budget : بودجه جاری (برای یک دوره مالی)
current cash debt coverage : نسبت پوشش بدهی نقدی جاری
current cash equivalent (CCE) : معادل وجوه نقد
current cost (value) accounting : حسابداری برحسب ارزش دارایی ها
current cost accounting (CCA) : حسابدااری ارزش های جاری
current cost attribution profit : سود قابل تخصیص با ارزش جاری
current cost balance sheet : ترازنامه با ارزش جاری
current cost concept : مفهوم بهای تمام شده جاری
current cost financial statement : صورتهای مالی با ارزش جاری
current cost operating profit : سود عملیاتی با ارزش جاری
current cost profit and loss account : حساب جاری سود و زیان با ارزش های جاری
current cost reserve : ذخیره ارزش جاری
current cost system of accounting : سیستم حسابداری مبتنی بر بهای / ارزشهای جاری
current cost, replacement value (cost) : ارزش جایگزینی (جانشینی)
current cost-constant dollar (CC-CD) : ارزش های جاری همگن
current credit (fund) : اعتبار جاری
current debt to net worth ratio : نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه
current debts to owners equity : نسبت بدهی جاری به حقوق صاحبان سرمایه
current exchange rate : نرخ تسعیر جاری (روز) ارز
current exit value : ارزش جاری خروجی (فروش)
current expenditure : هزیه جاری
current expenditure budget : بودجه هزینه جاری
current expense, revenue expense (expense), (expenditure-cost) : هزینه جاری، هزینه عملیات عادی
current export : صادرات جاری
current fair value : ارزش متعارف جاری
current fi1e : پرونده جاری حسابرسی
current financial position : موقعیت مالی جاری
current flow of payments : جریان جاری پرداخت ها
current flow of receipts : جریان جاری دریافت ها
current fund : حساب مستقل وجود اعتبارات جاری، وجوه عمومی
current income : سود (دوره) جاری، سنود یک دوره زمانی مشخص
current input prices : ارزشهای ورودی جاری
current investment : سرمایه گذاری جاری، سرمایه گذاری در اوراق بهادار قابل فروش با هدف کسب سود
current liabilities : بدهی های جاری
current market price (value) : قیمت جاری (روز) بازار
current market value (exit value) : ارزش جاری بازار (ارزش خروجی)
current maturing protion of long-term debt : حصه جاری بدهی بلند مدت
current maturity : سررسیدهای نزدیک، قسط جاری از وام بلندمدت
current maturity insItallments : اقساط سررسید نزدیک
current maturity loan : وام سررسید نزدیک (جاری)
current method, current (catch-up) approach : روش جاری
current notes payable : اسناد پرداختنی جاری
current operating performance approach : روش / رویکرد نتایج عملیات جاری
current operating performance concept : مفهوم (نظریه) عملکرد جاری
current operations : عملیات جاری
current outlay cost. : هزینه نقدی جاری
current output : مقدار تولید جاری
current period approach : روش دوره جاری
current period expense (cost) : هزینه دوره جاری
current portion : حصه (سهم) جاری
current portion of long-term debt : حصه (سهم) جاری بدهی بلندمدت
donee beneficiary, third-party beneficiary : شخص ثالث ذینفع
donor-imposed conditions : شرایط تحمیلی توسط اهداء کننده
dormant (non-executive) member of directors : عضو غیر موظف هیات مدیره
dormant account : حساب راکد
double account form balance sheet : ترازنامه به شکل حساب دو طرفه
double account form books : دفاتر به سبک حسابداری دو طرفه
double declining balance (DDB),depreciation method : روش استهلاک مانده نزولی مضاعف
double declining balance method : روش مانده نزولی، روش مضاعف نزولی
double entry accounting : حسابداری د طرفه، حسابداری مترادف
double-account format : شکل حساب های دو طرفه
double-counting : احتساب (شمارش) مضاعف
double-declining method : روش نزولی مضاعف
double-entry system of accounting double-entry accounting system : سیستم حسابداری ثبت دو طرفه
doubtful (account-debt) : (حساب های، بدهی، مطالبات) مشکوک الصول
doubtful accounts expense : هزینه حساب های مشکوک الصول
doubtful debt provision, allowance for : ذخیره مطالبات
doucments against acceptance : تسلیم اسناد در مقابل قبولی برات
down tick : معامله با قیمت پایین تر
down trend, decreasing trend : روند نزولی
accounting system : سیستم حسابداری
accounting technician : تکنسین حسابداری
accounting terminology : واژه شناسی حسابداری
accounting terms : اصطلاحات تخصصی حسابداری
accounting theory : تئوری حسابداری،عمل حسابداری
accounting transaction : نحوه عمل حسابداری
accounting trends and techniques : تکنیک ها و روندهای حسابداری
accounting unit, accounting entity : واحد حسابداری، شخصیت حسابداری، واحد محاسباتی
accounting valuation : تعیین ارزش در حسابداری
accounting visible errors : اشتباهات نمایان حسابداری
accounting year : سال مالی(سال حسابداری)
accounting year.end : انتهای سال مالی
accounts and notes : حسابها و اسناد پرداختی
accounts appraisal : ارزیابی صورتهای مالی
accounts classification : طبقه بندی حسابها
accounts consolidated : حساب های تلفیق شده
accounts paid : حساب های پرداخت شده
accounts payable : حساب های پرداختنی
accounts payable aging schedule : تراز نمایشی(جدول سنّی)حساب های پرداختنی
accounts payable ledger : دفتر حسابهای پرداختنی
accounts payable master file : پرونده اصلی حسابهای پرداختنی
accounts payable subsidiary ledeger, accounts payable sub-ledger accounts payable ledger : دفتر معین حساب های پرداختنی،دفتر معین بستانکاران
accounts payable turnover period : دوره واریز بستانکاران
accounts receivable : حساب های دریافتنی
accounts receivable collection period : دوره وصول مطالبات
accounts receivable discounted : حساب های دریافتنی تنزیل شده،اسناد نزولی
accounts receivable factor : عاملیت حساب های دریافتنی
accounts receivable financing : تامین مالی از طریق حسابهای دریافتنی
accounts receivable ratios : نسبتهای حسابهای دریافتنی
accounts receivable subsidiary ledger : دفتر معین حسابهای دریافتنی،دفتر معین بدهکاران
accounts receivable turnover : گردش حساب های دریافتنی،دفعات گردش بدهکاران
accounts, financial statements : حسابها،صورتهای مالی
accreditation : اعتبار سنجی
accretion : افزایش دارایی،رشد ارزش
accrual accounting : حسابداری تعهدی
accrual accounting assumption : فرض حسابداری تعهدی
accrual accounting sysytem : سیستم حسابداری تعهدی
accrual assumption : فرض تعهدی
accrual basis accounting : حسابداری بر مبنای تعهدی
accrual basis method : روش پایه تعهدی
accrual basis, earning basis : مبنای تعهدی،روش تعهدی
accrual concept : مفهوم تعهدی
accrual concept accounting, activity accounting - Responsibility : حسابداری با مفهوم تعهدی
accrual cost : بهای تمام شده به روش تعهدی
accrual costing : ثبت هزینه ها به روش تعهدی
accrual date : تاریخ سررسید تعهد
accrual entry : ثبت تعهدی
accrual method : روش تعهدی
accrual method of accounting : روش حسابداری تعهدی
accrual(accrued) basis : روش تعلق پذیری زمانی(هزینه یا درآمد)
accruals : اقلام تعهدی،اقلام پرداخت نشده
accruals system : سیستم تعهدی
accrue : رشد کرد،افزایش یافتن،انباشتن
accrued charges : هزینه های متعلقه ، هزینه های تعهد شده ، هزینه های پرداخت نشده
accrued cost (charge) : هزینه متعلق(تعهد پرداخت شده)
accrued debt (liability) : بدهی معوق(تحقق نیافته،پرداخت نشده)
accrued depreciation : استهلاک انباشته
accrued expense (accrued dividend) : هزینه های تحقق یافته و پرداخت نشده،ذخیره هزینه های پرداختنی
accrued income : درآمد تحقق یافته دریافت نشده ، درآمد تعهدی
accrued interest : بهره معوق،بهره تحقق یافته(پرداخت نشده)
accrued interest on note payable : بهره معوق(تحقق یافته)اسناد پرداختنی
accrued interest payable : بهره پرداختنی معوق
accrued interest receivable : بهره دریافتنی معوق
accrued items : اقلام ثبت نشده،درآمدها و هزینه های ثبت نشده،اقلام تحقق یافته دریافت یا پرداخت نشده
accrued liabilities, unrecorded liabilities : بدهیهای ثبت نشده،بدهی های معوق،بدهیهای ناشی از هزینه های تحقق یافته
accrued payroll : حقوق و دستمزدتحقق یافته (پرداخت نشده)
accrued revenue : درآمد دریافتی،درآمد معوق،درآمد تحقق یافته
accrued -expenditures basis : مبنای هزینه های تعهدی
accumulate : انباشتن، جمع آوری کردن
accumulated amount : مبلغ انباشته
accumulated benefit investment : منافع انباشته سرمایه گذاری (اندوخته ها و انباشته)
accumulated depletion : تحلیل منابع انباشته
accumulated ′depreciation (aggregate, depreciation) : استهلاک انباشته
accumulated depreciation provision : ذخیره استهلاک انباشته
accumulated dividend, cumulative dividend (cum.div) : سود سهام انباشته سود تقسیمی انباشته، سود تقسیمی تعلق گرفته
accumulated fund (capital fund) : وجوه انباشته، حساب مازاد
accumulated goods (stock) : کالای انباشته ، کالای انبار شده
accumulated impairment losses : کاهش ارزش انباشته
accumulated income : درآمد انباشته
accumulated losses : ضررهای انباشته
accumulated profit : سود انباشته
accumulated profits (accumulated earnings) : سود انباشته
accumulated provision : ذخیره انباشته
accumulated reserve : اندوخته انباشته
accumulated sources analysis : تجزیه و تحلیل منابع انباشته
accumulated tax allocation : تخصیص مالیات انباشته
accumulated, cumulative, cluttered : انباشته
accumulating shares : سود سهمی
accumulation : انباشتن،جمع آوری،انباشت
accumulation factor : ضریب بهره مرکب(اصل و بهره)
accumulation of capital : تراکم سرمایه،انباشت سرمایه
accumulative, cumulative : جمع شونده(جمع شده)
accural concept : مفهوم تعلق پذیری زمانی
accurate valuation of assets : ارزیابی دقیق(و درست) داراییها
acid ratio, current ratio : نسبت جاری
acid test, quick ratio : نسبت آنی، نسبت سریع
acknowledge of check : خبر وصول چک ، آگاهی از وصول چک
acknowledge of goods : خبر وصول کالا
acknowledgement of debt : قبولی بدهی
acknowledgement of receipt, letter of acknowledgment : اعلام وصول
acknowledgement, notificatjon, statement : اعلام، تصدیق، اعلام وصول، اعلامیه
acquire : تحصیل کردن، به دست آوردن
acquired company : شرکت تحصیل شده (خریداری شده)
acquired profit : سود حاصله
acquired share : سهام تحصیل شده ، سهام کسب شده
acquired surplus : مازاد ارزش شرکت در تاریخ خرید، مازاد کسب شده(درآمد)
acquiring company : شرکت تحصیل کننده (خریدار)
acquisition : تحصیل (دارایی با سود)، خریدن، تملّک، یکی کردن (دو مؤسسه)
acquisition accounting : رویه حسابداری برای خرید شرکت های دیگر، نگاهداری حساب تملّک (شرکت های فرعی)
acquisition adjustment : حسابی که در آن تفاوت بین بهای تمام شده یک شرکت عام المنفعه (آب یا برق) برای شرکت خریدار و بهای تمام شده اولیه آن برای مالک پیشین نوشته می شود
acquisition adjustment account : حساب تعدیل تحصیل (درآمد)
acquisition and payment cycle : چرخه تحصیل (خرید) و پرداخت
acquisition and retirements : تحصیل و کنارگذاری
acquisition cost, cost of acquisition : قیمت خرید، بهای تمام شده تحصیل
acquisition piecemeal : تحصیل تدریجی،تحصیل گام به گام
acquisition price of bonds : قیمت تحصیل اوراق قرضه
acquittal : برائت ذمه (در حسابداری)، تبرئه (در دعاوی)
act : قانون، فرمان، تصویب نامه، مصوبه عمل و اقدام کردن، قانون گذاشتن
act and forbeatance : فعل و ترک
act of bankruptcy, bankruptcy, bankruptcy, collapse : قانون ورشکستگی
acting company : شرکت عامل
acting in concert : اقدام جمعی یا مشترک
acting manager : مدیر کفیل
acting partner : شریک فعال
action at law : اقدام قانونی
action for avoidance : اقدام برای لغو
action lag : مهلت اجراء
action plan : برنامه اجرایی ، طرح اجرایی
action, enforcement : اقدام
active account : حساب فعال (گردش دار)
active audit file : پرونده دائر حسابرسی ، پرونده در جریان حسابرسی
active balance : موازنه مثبت، مانده مثبت، مانده فعال (در گردش)
active balance of account : مانده فعال (در گردش) حساب
active balance of payments : مانده فعال (در گردش) پرداخت ها
active debt : بدهی موثر (بهرده دار)
active file : پرونده دائر (در گردش)
active investment : سرمایه گذاری فعال
active market : بازار داغ، بازار فعال (با رونق)
active share : سهم فعال (سود دار)
active stocks : سهام فعال
active trade : تجارت فعال (سود دار)
active trade balance : موازنه بازرگانی مثبت، مانده تجاری مساعد
active trade market : بازار تجاری فعال (با رونق)
active use : استفاده فعال
active workshop : کارگاه فعال
activity account : حساب متعلق به یک فعالیت، حساب فعالیت (عملیات در جریان)
activity accounting : حسابداری عملیاتی (نظارت و طرح و مسئولیت)
activity accounting responsibility accounting, profitability accounting : حسابداری سنجش و مسئولیت
activity analysis : تجزیه و تحلیل فعالیت ها
activity base : مبنای فعالیت
activity based budgeting (ABB) : بودجه بندی بر مبنای فعالیت
activity based cost (ABC) system : سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت
activity capacity : سطح گنجایش فعالیت
activity code : کد فعالیت شغلی (نوع فعالیت)
activity cost : بهای تمام شده فعالیت
activity documentation, activity file : پرونده فعالیت
activity drivers : عوامل ایجاد فعالیت، عوامل وقوع فعالیت، محرکهای فعالیت
activity elimination : حذف فعالیت
activity flexible budgeting : بودجه بندی انعطاف پذیر فعالیتها
activity format : چارچوب (ساختار) فعالیت، شکل (قالب) فعالیت
activity inventory : فهرست فعالیتها
activity level : سطح فعالیت
activity productivity analysis : تجزیه و تحلیل قدرت بهره وری(اثر بخشی) فعالیتها
activity ratio : نسبت فعالیت
activity selection : انتخاب (برگزیدن) فعالیت
activity sharing : تقسیم فعالیتها، مشارکت در فعالیتها، سهیم شدن در فعالیتها
activity variance = production volume variance, denominator variance : انحراف حجم فعالیت
activity-based management : مدیریت مبتنی بر فعالیت
actual : واقعی
actual (historical) costs : هزینه های واقعی(تاریخی)
actual (real) cost of production : هزینه واقعی تولید
actual amount : مبلغ واقعی
actual capacity : ظرفیت واقعی
actual capacity level : سطح (میزان) ظرفیت واقعی
actual capacity of production : ظرفیت واقعی تولید
actual capacity usage ratio : نسبت استفاده از ظرفیت واقعی
actual cash value (ACV) : ارزش واقعی نقدینگی
actual cost accounting system : روش حسابداری هزینه یابی واقعی (عملی)
actual cost done : هزینه واقعی انجام شده
actual cost price : بهای تمام شده واقعی
actual cost system : سیستم هزینه یابی واقعی
actual cost, real cost : هزینه واقعی
actual damage : خسارت واقعی
actual data : اطلاعات واقعی (عملی)
actual expenses : مخارج واقعی ، هزینه های واقعی
actual factory overhead : سربار واقعی کارخانه
actual factory volume : حجم واقعی (تولید) کارخانه
actual fixed overhcad : سربار ثابت واقعی
actual hours worked : ساعات کار واقعی انجام شده
actual insolvency : توقف عملی (در پرداخت)
actual labor hours, actual hours of work, actual hours : ساعات کار واقعی
actual net income : درآمد ویژه (خالص) واقعی ، سود خالص واقعی
actual occurrence rate : نرخ واقعی رخداد
actual operation results : نتایج عملی عملکرد (عملیات)
actual overhead cost : هزینه واقعی سربار
actual price, real price : قیمت واقعی
actual production : تولید واقعی
actual production and cost data : اطلاعات واقعی تولید و هزینه ها
actual production versus budget : تولید واقعی در مقایسه با بودجه
actual quantity : مقدار واقعی
actual quotation : مظنه واقعی (عملی)
actual results : نتایج عملی (واقعی)
actual retirement of bonds : بازخرید واقعی اوراق قرضه
actual revenue (income) : درآمد واقعی
actual sale : فروش عملی، فروش واقعی
actual statement : صورتحساب واقعی
actual stock : موجودی واقعی کالا
actual stocktaking : موجودی گیری عملی (واقعی)
actual unit cost : هزینه واقعی هر واحد (قیمت تمام شده واقعی هر واحد)
actual vohune : حجم واقعی (تولید) کارخانه
actuarial : مربوط به محاسبات بیمه و آمار
actuarial assumption : فرضیات بیمه عمر، شرایط احتمالی در محاسبات آنی
actuarial calculations : محاسبات بیمه ای
actuarial cost method : روش تعیین هزینه، روش های هزینه یابی بیمه
actuarial method : روش آمارگیری
actuarial present value : ارزش فعلی بیمه ای
actuarial reserve : ذخیره بیمه عمر
actuarial valuation : ارزیابی بیمه ای
actuarial value : ارزش بیمه ای،ارزش محاسبه ریاضی
actuary : آمارگیر،حسابگر بیمه، کارشناس بیمه، متخصص بیمه
acturial liability : بدهی بیمه ای
ad hoc audit : حسابرسی موردی/ویژه
ad hoc discount : تخفیف موردی، تخفیف موقت
ad valorem (accordint to value) : از روی قیمت، ارزشی (برحسب ارزش)
additional capacity, excess capacity : ظرفیت اضافی، ظرفیت بلا استفاده
additional capital : سرمایه اضافی
additional compensation, extra compensation : پاداش خدمت
additional paid in capital, paid-in (surplus-capitat) surplus, equity premium, share premium : صرف سهام، سرمایه پرداخت شده اضافی (مازاد بر ارزش اسمی)
additional tests of controls : آزمونهای اضافی کنترلها
additional voluntary contribution(AVC) : پرداخت حق بیمه ی اضافی (اختیاری)
adequate disclosure : افشای کافی
adequate provision for depreciation : ذخیره کافی برای استهلاک
adjudication order of bankrupcy : اعلام حکم ورشکستگی
adjustable account : حساب تعدیل پذیر
adjustable rate preferred stock : سود سهام ممتاز با نرخ متغیر
adjusted account : حساب تعدیل (اصلاح شده)
adjusted balance sheet : ترازنامه تعدیل شده (پس ار اصلاحات)
adjusted book balance : مانده دقیق حساب
adjusted cost of goods sold : بهای تعدیل شده کالای فروش رفته
adjusted debit balance (ADB) : مانده بدهی تعدیل شده
adjusted gross income : سود ناخالص تعدیل شده
adjusted trial balance : تراز آزمایشی تعدیل شده (اصلاح شده)
adjusting entry, correcting entry : ثبت اصلاحی (تعدیلی)
adjusting events (post-balance-sheet events) : رویدادهایی که بین تاریخ ترازنامه و تاریخ تصویب صورت های مالی رخ دهد
adjustment account : حساب اصلاحی، حساب تعدیلات
adjustment of final accounts : تعدیل حساب های نهایی
administered price : قیمت کنترل شده یا تنظیم شده
administration and finance section (Dep) : بخش اداری و مالی
administration cost : هزینه اداری
administration cost variance : انحراف هزینه های اداری
administration, admitted (adm.), office, department : اداره، اداره کل، مجاز، مسلم، اداره کردن
administrative action : اقدام مدیریت
administrative cost (expense) : هزینه اداری
administrative management, executive management : مدیریت اجرائی
administrative receiver : مدیر تصفیه
administrative settlement of a customs offence : رفع اختلاف یک تخلف گمرکی
administrator, director : مدیر، متولی
advance : مساعده، پیش پرداخت، علی الحساب، وام، جلو انداختن، پیشرفت کردن
advance against goods : مساعده در مقابل کالا
advance against security : مساعده در مقابل تضمین
advance bill : صورتحساب پیش پرداخت
advance corporation tax (ACI) : پیش پرداخت مالیات شرکت
advance deposit requinnent : ودیعه ثبت سفارش واردات
advance for import registration : مساعده ثبت سفارش واردات
advance free of interest : مساعده بی بهره
advance from purchasers : پیش دریافت از خریداران
advance on contract : مساعده بر اساس قرار داد
advance on current account : مساعده حساب جاری
advance on document : مساعده در قابل سند
advance on securities : مساعده در مقابل اوراق بهادار
advance payment bond : تضمین پرداخت
advance payment free of interest : پیش پرداخت بدون بهره
advance payment guarantee : ضمانتنامه پیش پرداخت
advance payment on contract : پیش پرداخت قرار داد
advance payment on guarantee (bond) : پیبش پرداخت در مقابل ضمانت نامه
advance payment to contractor(s) : پیش پرداخت به پیمانکار(ان)
advance payment, accomodation : مساعده، پیش پرداخت
advance pricing agreement : قرارداد قیمت گذاری سلف
advance purchase, short purchase, forward purchase : پیش خرید
advance received : پیش دریافت
advance refunding : تامین مالی از قبل
advance rent : پیش دریافت (پرداخت)اجاره
advance to supplier : پیش پرداخت به عرضه کنندگان مواد اولیه
advance, advance received, on account : پیش دریافت، علی الحساب
advanced accounting : حسابداری پیشرفته
advanced commissions : پیش پرداخت کارمزد، حق الزحمه / کمیسیون پیش دریافت شده
advanced financial accounting : حسابداری مالی پیشرفته
advanced freight : پیش کرایه
advances from customers, customer advances : پیش دریافت از مشتریان
advances to employees : پیش پرداخت به کارکنان
advantageous, economical : مقرون به صرفه، دارای مزیت
adverse balance : موازنه منفی، مانده منفی
adverse variance, unfavorable variance : انحراف نا مساعد
advertising agency : آژانس تبلیغاتی
advertising charges (expenses) : مخارج آگهی و تبلیغات
advice : ابلاغیه، اعلامیه، اطلاعیه (در سال کالا)
advice note : یادداشت، اطلاعیه،یادداشت مشخصات کالا، اعلامیه موجودی در بانک
advice of arrival : اطلاعیه ورود، رسید
advice of delivery : اعلام (اطلاعیه) حمل
advice of dispatch : اطلاعیه ارسال کالا
advice of fate : اعلام وضعیت
advice of payment : اطلاعیه پرداخت
advice of receipt (A.R) : اعلام وصول
advice of shipment, advice of delivery : اطلاعیه حمل کالا با کشتی
advising of credit : ابلاغ اعتبار
advisor′s fee, consuhant′s fee : حق الزحمه مشاور
adwcate, adhere : طرفداری کردن، وکیل مدافع، حامی، میلغ
affiliate, associate, dependant : وابسته، ملحق کردن، وابسته کردن
affiliated company : شرکت وابسته
affiliation structure : ساختار وابستگی
affluent society : جامعه مصرفی، جامعه رفاه
after closing the accounts : پس از بستن حسابها
after delivery of a product : بعد از حمل کالا
after performance of a service : پس از انجام خدمات
after-closing trial balance : تراز آزمایشی اختتامی
after-the-fact edit : ویرایش بعد از پردازش
against documents : در مقابل تحویل اسناد، در ازای اسناد
age admittance : سن مورد پذیرش (برای بیمه شدن)
age allowance : مستمری بازنشستگی
aged trial balance, aging of accounts : تراز آزمایشی بر حسب تاریخ سررسید بدهی مشتریان، جدول سنی بدهکاران
agency : نمایندگی، حق العمل کاری، کارگزاری،عاملیت،آژانس، وکالت
agency account : حساب عامل، حساب نمایندگی
agency agreement : قرارداد نمایندگی
agency fee (facility fee) : حق الزحمه نمایندگی
agency fund : وجوه امانی، حساب مستقل وجوه وصولی به نمایندگی سایر سازمان ها
agency issues : اوراق قرضه ای که یک نهاد دولتی منتشر می کند
agency relationship : رابطه نمایندگی
agency theory : تئوری نمایندگی، نظریه کارگزاری
agent commission : حق کمیسیون عامل (با کارگزار)
agent representative / factor : عامل، نماینده، کارگزار
agent′s commission, commissioner : حق العمل کار
agent, correspondent, broker, underwriter, jobber : کارگزار، نماینده، کارگزار، واسطه
aggregate cost : هزینه مجموع (هزینه کل)
aggregate deoreciation, accumulated depreciation : استهلاک انباشته
aggregate income : درآمد کل
aggregate, collect : جمع کردن، انباشته کردن
aggressive stocks : سهامی که تغییرات آن ها بیش از تغییرات متوسط بازار است
aging accounts receivable analysis : تجزیه و تحلیل زمانی حسابهای دریافتنی
aging accounts receivables : تجزیه و تحلیل (برحسب تاریخ وصول و زمانی حسابهای دریافتنی)
aging of receivables : تجزیه سنی حساب های دریافتنی
aging of receivables : زمان بندی مطالبات
aging schedule : جدول زمان بندی
agreed price : قیمت مورد توافق
agreed upon procedures engagement : رسیدگی بر مبنای روشهای توافقی
agreed value policy : بیمه نامه با ارزش توافق شده
agreed -upon procedures : روشهای (دستورالعمل های) توافقی، روشهای رسیدگی مورد توافق
agreement price : قیمت توافق شده
agreement, covenant, contract, treaty, charter : قرار،توافق کتبی، قرارداد
aida (attention, interest , desire , action) : مراحل چهارگانه خرید کالا
air consignment note : قبض حمل هوایی
aircraft : هواپیما، وسایط نقلیه هوایی
aircraft cargo manifest : اظهارنامه بار هوایی،بارنامه کل (مانیفست) کالای هواپیما
airfreight consignment : ارسال محموله هوایی
airmail receipt : رسید پست هوایی
aleatory transactions : معاملات بخت آزمایی (شانسی)
algebraic method : روش ریاضی (جبری)
algebric sum (amount) : مبلغ جبری (حاصل از عملیات جبری)
alien corporation : شرکت خارجی
all inclusive statement : صورتحساب متضمن کلیه شرایط (اطلاعات)
all purpose financial statement : صورت مالی برای کلیه مقاصد
all risks insurance : بیمه تمام خطر
all risks insurance policy : بیمه نامه تمام خطر
all-financial resources concept : اصل تعیین همه منابع مالی
all-inclusive approach : رویکرد جامع، روش همه شمول
all-loss insurance : بیمه کل خسارت، بیمه تمام خسارت
all-risk insurance : بیمه تمام خطرات
allied company= affilited company : شرکت وابسته
allocatable profit : سود قابل تخصیص
allocate : تخصیص دادن، سرشکن کردن، تسهیم نمودن
allocate cost to processes : تسهیم نمودن
allocate resources to functions : تخصیص هزینه به دوایر (تولید)
allocated cost : تخصیص منابع به قسمتها
allocated stock : هزینه تخصیص یافته (سرشکن شده)
allocating indirect costs : موجودی (مواد)تخصیص یافته
allocation bases : تخصیص هزینه های غیر مستقیم
allocation of cost : مبانی تخصیص
allocation of cost to jobs : تسهیم (تخصیص) هزینه
allocation of fund : تسهیم (تخصیص) هزینه به شماره کارها
allocation of overhead, overhead : تخصیص (تسهیم) وجوه نقد
allocation : تسهیم سربار
allocation of preliminary judgment about materiality : قضاوت اولیه درباره سطح اهمیت
allocation of resources, resources allocation : تسهیم (تخصیص) منابع
allocation of variances : تخصیص انحرافات هزینه
allocation of wages : تسهیم (تخصیص) دستمزد
allocation proportions : درصدهای تسهیم
allocation, appropriation, apportioent,proportionalto recorded amount : تسهیم، روش تخصیص متناسب با مبلغ ثبت شده
allocationally efficient market : بازاری که از لحاظ تخصیص سرمایه، کارا می باشد
allotment schedule : جدول تخصیص (وجوه، اعتبارات)
allotment, allocation, apportionment, appropriation, expertise, assignment : تخصیص سهام به موسسات تامین سرمایه، تقسیط اعتبار، تقسیم، توزیع
allowance : تخفیف، تعدیل قیمت، حقوق فوق العاده، مقرری
allowance for bad debts, provision for bad debts : ذخیره مطالبات سوخت شدنی
allowance for doubtful accounts : ذخیره مطالبات مشکوک الوصول
allowance for efficiency : ذخیره کارآیی
allowance for overvaluation of branch inventory : اضافه قیمت موجودی کالای شعبه
allowance for purchase discount : ذخیره ای برای تخفیف خرید
allowance for re-arrangement of machinery : ذخیره تجدید آرایش ماشین آلات
allowance for returns : ذخیره برگشتی ها
allowance for sales discount : حساب ذخیره برای تحقیقات فروش
allowance for sales returns : ذخیره برگشتی های فروش
allowance for sampling risk : حداکثر ریسک قابل قبول نمونه گیری
allowance for sampling risk (ASR,precision) : حداکثر ریسک قابل قبول نمونه گیری (دقت)
allowance for uncollectible accounts : ذخیره مطالبات لاوصول
allowance in selling price : تخفیفات در قیمت فروش
allowance method : روش ذخیره گیری (استهلاک، مطالبات)
allowance, additional, provision,emolument : فوق العاده
alteration of capital, change in capital : تغییر در سرمایه
alteration of the articles of association : تغییرات مفاد اساسنامه
alteration of the articles of statute : تغییرات مفاد اساسنامه
altered account : حساب قلم خورده و اصلاح شده
alternate procedures : روشهای متفاوت
alternation of capital : تغییر در سرمایه
alternative examiner, alternative inspector : بازرس علی البدل
ahemative manager (director) : مدیر علی البدل
ahernative procedures : رویه های مختلف، روشهای متفاوت
alternatives indentification : شناسایی راهکارهای موجود، شناسایی بدلیها
amalgamation ation,comtrnnation : مجتمع، ادغام شرکت ها، ادغام (ترکیب) دو یا چند شرکت دارایی
ambiguity, uncertainty, uncleared effects : ابهام
amend an account : حسابی را اصلاح کردن
amended invoice : سیاهه خرید اصلاحی
amerce : جریمه نقدی کردن
amercement, penalty : جریمه، عمل جرم / جریمه، کیفر، مجازات
american accounting association (AAA) : انجمن حسابداری آمریکا
american institute of certified public accountants (AICPA) : انجمن حسابداران رسمی آمریکا
american national standards institute (ANSI) : انجمن ملی استانداردهای آمریکا
american society of certified public accountants (ASCPA) : جامعه حسابداران رسمی آمریکا
amortizable cost : هزینه قابل استهلاک
amortization (depreciation) schedule : جدول استهلاک
amortization cost : هزینه استهلاک (دارایی های نامشهود)
amortization of bond discount and premium : تخصیص (استهلاک) صرف و کسر اوراق قرضه
amortization of capitalized costs : انقضای مخارج سرمایه ای شده، استهلاک مخارج منظور شده به حساب دارایی
amortization of cost of issued bonds : استهلاک هزینه های انتشار اوراق قرضه
amortize, depreciate : مستهلک کردن (هزینه، بدهی، وام، پرداخت) پرداخت تدریجی وام
amortized, depreciated : مستهلک شده
amount certified : مبلغ تایید شده
amount paid in specie : مبلغ پرداختی نقدی (به پول یا سکه)
analysis and classification : تجزیه و تحلیل و طبقه بندی
analysis and classification of costs : تجزیه و تحلیل و طبقه بندی هزینه ها
analysis by customers : تجزیه و تحلیل بر حسب مشتریان
analysis of accounts : تجزیه و تحلیل حسابها
analysis of costs : تجزیه و تحلیل هزینه ها
analysis of differences : تجزیه و تحلیل اختلافات
analysis of financial statement : تجزیه و تحلیل صورت های مالی
analysis report on performance : گزارش تحلیلی عملیات
analysis review procedures : روش های بررسی تحلیلی
analysis schedule : جدول (کاربرگ) تجزیه و تحلیل
analytic(al) techniques : مهارتهای تجزیه و تحلیل
analytical (review-procedure) : بررسی تحلیلی
analytical auditing : روش تحلیلی در حسابرسی
analytical data : اطلاعات تحلیلی
analytical evidence : شواهد تحلیلی
analytical function : تابع نمایش تحلیلی
analytical hierarchy : سلسله مراتب تحلیلی
analytical method : روش تجزیه تحلیلی
analytical methods in accounting : روشهای تجزیه و تحلیل در حسابداری
analytical procedures risk : خطر عدم کشف ناشی از روشهای تحلیلی
analytical procedures risk (APR) : ریسک بررسی های (روشهای) تحلیلی
analytical review : بررسی تحلیلی (در حسابرسی)
analytical review procedures : روش های بررسی تحلیلی
analytical test : آزمون تحلیلی
analytical-deductive : تحلیلی، قیاسی
aniticipation rate : نرخ تنزیل (تخفیف)در هنگام پرداخت قبل از موعد
announcement, statement : بیانیه، آگهی، اعلان، اظهاریه
annual accounts (annual report) : صورت های مالی سالانه، حساب های سالانه
annual cash flow : گردش وجوه سالیانه
annual charges (expenses) : هزینه های سال
annual closing : بستن حساب ها در پایان سال
annual closing entries : ثبت های اقلام سالانه (به منظور بستن حسابها)
annual contract : قرارداد سالانه
annual cost budget : بودجه هزینه سالانه
annual cost report : گزارش سالیانه هزینه
annual net present value approach (ANPV) : روش ارزش فعلی خالص سالانه
annual percentage increase : درصد افزایش سالانه
annual percentage rate (APR) : درصد سالانه، نرخ بهره / بازده سالانه
annual percentage rate (APR) : نرخ سالیانه
annual report of directors : گزارش سالانه مدیران
annual reports and accounts : گزارش و حسابهای مالی سالانه
annual salary increase : افزایش سالیانه حقوق
annuity agreement (or contract) : قرارداد اقساط سالانه
annuity beneficiary : شخص ذی نفع
annuity certain : حق بیمه قطعی
annuity compound amount factor : عامل مبلغ ترکیبی سالواره
annuity future value factor : فاکتور ارزش آتی سالواره
annuity insurance : بیمه مستمری،بیمه مستمری سالانه
annuity method of depreciation : استهلاک به روش قسط السنین
annuity present value factor : فاکتور ارزش فعلی سالواره
annuity, pension, age .allowance, life annuity, life interest : مستمری،مقرری
anticipated (or anticipatory) profit : سود مورد نظر
anticipated exception rate : نرخ اشتباه مورد انتظار
anticipated holding period : دوره سرمایه گذاری
anticipated income : درآمد مورد نظر
anticipated price : قیمت مورد نظر
anticipated productivity gains : منافع مورد انتظار بهره وری
anticipated return, Expected Return (ER) : بازده مورد انتظار
anticipation : پرداخت قبل از موعد
anticipation discount : تخفیف رده پرداخت
anticipation warrant : قول زود پرداخت ، تعهد زود پرداخت
anticipatory breach : نقض مفاد قرارداد پیش از سررسید، نقض فرضی، نقض پیش از موعد
antidilutive security : اوراق بهادار ضدتقلیل
antidumping code : مقررات (شرایط) ضد دامپینگ
applicability : قابلیت استفاده، کاربرد
applicable law : قانون نافذ،قانون قابل اجرا
applicable laws and regulations : قوانین و مقررات موضوعه (آمره)
applicable to customs duties : مشمول حقوق و عوارض گمرکی
applicant (for the credit) : متقاضی (اعتبار)، تقاضا کننده
application : کاربرد، تقاضا، درخواست نامه
application (request) for loan : تقاضا (درخواست) وام
application and allotment account : حساب تخصیص، سهام
application control : کنترل کاربردی، کنترل رویدادهای مالی
application for listing : تقاضای شرکت ها جهت پذیرش در بورس
application for shares through broker : تقاضای (خرید) سهام از دلال
application form : فرم درخواست، فرم تقاضای کار
application form for credit : فرم درخواست اعتبار
application form for share : فرم درخواست خرید سهام
application system : سیستم کاربردی
applied cost : هزینه تسهیم شده، هزینه تخصیص یافته
applied credit : اعتبار درخواستی
applying overhead to production : جذب (تخصیص) سربار به تولید
appointed accountant : حسابدار منصوب
appointment of new directors : انتصاب مدیران جدید
apportioned, allocated : تخصیص یافته
apportionment (cost apportionment) : تخصیص درصدی از یک هزینه، تسهیم، سرشکن کردن، تخصیص
apportionment of cost to processes : سرشکن کردن هزینه به مراحل
apportionment, allocation : سرشکن کردن (هزینه)
appraisal clause : شرط (با قید) ارزیابی در قرارداد
appraisal method of depreciation : روش ارزیابی در تعیین استهلاک
appraising service(s) : خدمات ارزیابی
appreciate : قدر چیزی را دانستن، قدردانی کردن
appreciation : افزایش ارزش دارایی
appreciation depreciationand : ترقی و تنزل (بها یا قیمت)
appreciation of value : ترقی ارزش
appreciation surplus account : حساب مازاد ارزش
apprentice : کارآموز، شاگرد
approach : رویکرد نگرش، دیدگاه
appropriated cost : هزینه تخصیص داده شده
appropriated retained income (retained or earned smplus) : سود انباشته تخصیص یافته
appropriated stock : مواد ذخیره شده ، کالای ذخیره شده
appropriation act (bill, ordinance, resolution, or order) : بودجه مصوب برای هزینه
appropriation of cost to departments : تسهیم (سرشکنی) هزینه به دوایر
appropriation of overhead to processes : تسهیم (سرشکنی) سربار به مراحل
approval of the balance sheet : تصویب ترازنامه
approval of the directors′ remuneration : تصویب حق الزحمه مدیران
approval of transaction : تایید شرایط
approval, confirmation, authorization, confirm : تصویب، تایید
approved accounts latest : آخرین حسابهای مصوب ، آخرین حساب های تایید شده
approved capital budget : بودجه سرمایه ای مصوب
arbitaray price : قیمت اختیاری
arbitrage pricing theory (API) : تئوری قیمت گذاری آرببیتراژ
arbitrary allocation : تخصیص اختیاری
arbitrary allocation process : فرآیند تخصیص اختیاری
arbitrary transfer pricing : قیمت گذاری اختیاری انتقالات داخلی
arbitration clause : شرط حکمیت
arbitration committe : کمیته داوری
archive : بایگانی
area franchise : حق الامتیازفروش منطقه ای
arithmetic mean (arithmetic average) : میانگین عددی، متوسط حسابی
arithmetic unit : واحد عملیات
arithmetic weighted average : میانگین موزون (حسابی)
arithmetical error : اشتباه ریاضی
arm′s-length transactions : معامله بی شبهه، معامله حقیقی در شرایط عادی معامله عادی یا مستقل، معامله آزاد
arrangement with creditors : قرار تصفیه با بستانکاران
article : ثبت یک معامله، ماده (قانون) آرتیکل روزنامه، مقاله در روزنامه یا مجله
article of incorporation : اساس نامه شرکت
articles of association, memorandum of association (incorporation), corporate charter, instrument of association, letters patent memorandum of association, articles of partnership : شرکتنامه، اساسنامه شرکت تضامنی، اساسنامه شرکت غیر سهامی
articulated : هم آهنگی بین ارقام مالی
artifical capital : سرمایه ساختگی (مصنوعی)
artificial intelligence : هوش مصنوعی
artificial person : شخصیت حقوقی
ascertainment in auditing : تحقیق در حسابرسی
ask price : قیمت عرضه کننده کالا
asked (or ask) price : قیمت پیشنهادی، قیمت عرضه شده
asking price : قیمت عرضه شده (قیمتی که فروشنده آماده است کالا را بفروشد)
aspect, feature : جنبه، حالت
assessment notice : برگ تشخیص
assessment of control risk : ارزیابی (برآورد) ریسک کنترل
asset allocation : تخصیص دارایی (سرمایه)
asset attributable to capital : دارایی قابل استناد به سرمایه
asset classification : طبقه بندی دارایی ها در ترازنامه
asset cost : قیمت تمام شده دارایی
asset cover (ratio) : نسبت پوشش دارایی
asset coverage : پوشش دارایی
asset depreciation : استهلاک دارایی
asset replacement reserve (provision) : ذخیره تعویض دارایی
asset schedule : فهرست دارایی
asset side of the balance sheet : طرف داراییهای ترازنامه
asset structure : ساختار دارایی
asset under construction : دارایی در جریان ساخت و تکمیل
asset-accountability unit : حساب متعلق به یک قلم دارایی ثابت
asset-backed fund : وجوه یا پشتوانه دارایی ها
assets attnbutable to capital : داراییهای نسبت دادنی به سرمایه (از محل سرمایه خریداری شده اند)
assign (or eligible applicant), allocate : حواله کردن، انتقال دادن، تخصیص دادن
assignable credit : اعتبار قابل واگذاری
assigned stock : مواد تخصیص یافته
assignee in bankrupcy : هیات تصفیه در امور ورشکستگی
assignment for the benefit of creditors : امانت گذاردن نزد شخص ثالث
assignment of accounts receivable : گرو گذاشتن حسابهای دریافتنی
assignment of life policies : واگذاری حق بیمه عمر به دیگری
assistant director-general (ADG) : معاون مدیر کل
assistant finance manager : معاون مدیر مالی
assistant managing director : معاون مدیر عامل
associate : وابسته شدن، ربط دادن و داشتن
associate of the institute of chartered accountants in England and Wales (AICAEW) : عضو انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز
associated company = affiliated company : واحد تجاری فرعی، شرکت وابسته
associated undertaking : واحد فرعی
associated with : اطلاعات پیوست
associating cause and effect : رابطه علت و معلولی
association of accounting technicians (AAT) : انجمن تکنسین های حسابداری
association of authorized public accountants (AAPA) : انجمن حسابداران مجاز
association of south East Asian nations (ASEAN) : اتحادیه ملل آسیای جنوب شرقی (آسه آن)
assurance : اطمینان دهی، اطمینان، بیمه
assurance services : خدمات اطمینان دهی
asttest function : خدمات گواهی دهی، خدمات اعتباردهی
asymmetric information : عدم دسترسی یکسان به اطلاعات، اطلاعات نامتقارن
asymmetrical information : اطلاعات نامتقارن
at call : فورا، عندالمطالبه
attached account : حساب توقیف شده (توسط دادگاه)
attached documents : اسناد پیوست
attachment, supplemental instrument, appendix : الحاقیه، رأی دادگاه، پیوست، ضمیمه
attacked account : حساب توقیف شده (توسط دادگاه)
attainable cost : هزینه قابل حصول
attendance bonus : پاداش حضور
attendance book : دفتر حضورو غیاب
attendance money : مزد حضوری
attendance sheet : ورقه حضوری
attendance time : اوقات حضور
attendance, supernson, monitoring : نظارت، حضور
attention directing techniques : شیوه های جلب توجه
attention getting techniques : شیوه های جلب توجه
attest audit, financial audit, statement : حسابرسی صورتهای مالی، حسابرسی اعتباردهی، نام دیگر حسابرسی مستقل
attest audit, financial audit, statementaudit : گواهی دادن، نقش اعتباردهی
attestation clause : گواهی شهود
attestation services : خدمات اعتباردهی
attorney paper, ower of attorney, proxy (document) : وکالتنامه
attorney, lawyer, procurator : وکیل
auction market : بازار حراج
auctioneer : حراج گذار
audit and accounting guidelines (AAG) : رهنمودهای حسابداری و حسابرسی
audit approach : رویکرد حسابرسی
audit assurance : اطمینان دهی حسابرسی
audit audiences, documentary evidence, evidential matter, audit evidence : شواهد حسابرسی
audit certification : تاییدیه حسابرسی
audit committee : کمیته حسابرسی
audit committee charter : آیین نامه (منشور) کمیته حسابرسی
audit completion checklist : فهرست حسابرسی
audit considerations : ملاحظات حسابرسی
audit cycle : چرخه حسابرسی
audit decision aids : چک لیستهای راهنمای حسابرسی
audit evidence : شواهد حسابرسی
audit functions : وظایف حسابرسی
audit instructions : دستور العملهای حسابرسی
audit objectives : هدف های حسابرسی
audit of accounts : حسابرسی حسابها
audit office : دفتر حسابرسی، اداره حسابرسی
audit practice : عمل، (روال) کار حسابرسی
audit procedure : روش کار حسابرسی، روش رسیدگی حسابرسی
audit process : مراحل (فرآیند) حسابرسی
audit recommendations : پیشنهادهای حسابرسی
audit techniques : فنون حسابرسی
audit test check : رسیدگی آزمایشی حسابرسی
audit test deck : حسابرسی رایانه ای با اطلاعات آزمایشی
audit work schedules : جداول زمان بندی عملیات حسابرسی
audited accounts : حساب های حسابرسی شده
audited accounts latest : آخرین حسابهای حسابرسی شده
audited consolidated accounts : حساب های تلفیقی حسابرسی شده
auditing around the computer : حسابرسی با استفاده از رایانه
auditing practices board (APB) : هیئت اجرایی حسابرسی
auditing practices committee (APC) : کمیته اجرایی حسابرسی
auditing principles, principles of auditing : اصول حسابرسی
auditing standards execufue committee : کمیته اجرایی استانداردهای حسابرسی
auditor′s certificate : گواهی حسابرس، تاییدیه حسابرس
auditor′s policy : رویه حسابرس ، خط مشی حسابرس
auditor, public accontant : حسابرس
authentication : تسجیل سند، تصدیق و تایید صحت قانونی سند
authoritive principle : اصل اعتبار
authorized budget allowance : بودجه مجاز
authorized capital (nominal capital) : سرمایه مجاز ، سرمایه تصویب شده
authorized cost : هزینه مجاز
authorized minimum share capital : حداقل سرمایه مجاز
authorized resources : منابع مجاز
authorized signing officer : دارنده امضاء
authorized stock : تعداد سهم مجاز
automated system for customs data) (ASYCUDA) : سیستم خودکار برای داده های گمرکی (آسیکودا)
automatic balance : تراز (توازن) خودکار
automatic balance accounts : حساب های متوازن
automatic data processing (ADP) : پردازش خودکار داده ها
automatic withdrawals : برداشت های ثابت
autonomous branch : شعبه مستقل
auxiliary activities : اقدامات کمکی
auxiliary capital : سرمایه کمکی (غیر اصلی)
available capacity : ظرفیت واقعی (در دسترس)
available-for-sale securities : اوراق بهادار آماده برای فروش
average annual return, on investment method, average cost method : روش میانگین
average collection period / average number of days receivables outstanding : دوره وصول مطالبات تجاری
average cost (expense) : متوسط هزینه
average cost price : متوسط بهای تمام شده
average purchase rate : نرخ متوسط خرید
average stock : متوسط موجودی
average stock keeping (holding) : متوسط نگهداری موجودی
average stock level : سطح متوسط موجودی
avoidable cost : هزینه اجتناب پذیر
avoidance : لغو، اجتناب
avoidance clause, defeasance clause : شرط لغو، قید فسخ، ماده الغاء قرارداد
avoidance of a contract : لغو یک قرارداد
avoidance of takeover : احتراز (اجتناب) از تصاحب، بلعیده شدن شرکت
avoiding costly mistakes : اجتناب / احترام از اشتباهات پر هزینه
back bill : برات نکول شده (برگشت شده)
back charges : پرداخت مخارج انجام شده
back door financing : تامین مالی غیر مستقیم، تامین مالی از طرق غیر متعارف
back duty : مالیات گذشته
back freight : هزینه عودت کالا
back order : سفارش تحویل نشده
back pay : پرداخت دستمزد معوقه
back rent : اجاره عقب افتاده
back taxes : مالیات عقب افتاده
back up : روند معکوس
back-to-back credit (countervailing credit) : وام پشتوانه ای، اعتبار اتکایی
back-to-back loan : وام متقابل
back-up calculation sheet, backing : ورقه محاسبات
backdate : به تاریخ گذشته، نوشتن تاریخی مقدم بر تاریخ واقعی تنظیم سند،عطف به ماسبق کردن برای اجرای قرارداد
backdating date : پیش تاریخ
backer : شریک (غیرفعال)
backing away : رعایت نکردن قیمت های پیشنهادی
backing sheet : ورقه پشت نویسی
backload : محموله مرجوعی
backlog : پس مانده
backlog depreciation : استهلاک برمبنای دارایی تجدید ارزیابی شده
backlog reporting : گزارش سفارش های معوق
backward integration : ادغام با ماقبل
bad (check, debt) : لاوصول (چک، بدهی)
bad climate allowance : فوق العاده بدی آب و هوا
bad debts allowance account : حساب ذخیره مطالبات مشکوک الوصول
debts recovered : بازیافت مطالبات سوخت شده
bail credit : اعتبار ضمانتانمه
bailout payback : دوره بازیافت / نجارت سرمایه
balance : صورت وضعیت، موازنه، مانده، تراز به حال موازنه درآوردن
balance at the end of the year, end of the year balances : مانده های آخر سال
balance brought forward (B/F) : مانده نقل از صفحه قبل (سال قبل)
balance budget : بوجه متوازن، بودجه متعادل
balance carried forward (C/F) : مانده قبل به صفحه بعد (سال بعد)
balance due : مانده معوق
balance of accounts : مانده حساب ها
balance of external claims : مانده مطالبات
balance of foreign exchange : موازنه ارزی
balance of foreign trade : تراز تجارت خارجی
balance of goods and services : تراز کالاها و خدمات
balance of payment : مانده پرداخت، تراز پرداخت، موازنه پرداخت
balance of revenue and expense : موازنه دخل و خرج
balance of trade, trade balance : موازنه تجاری، تراز بازرگانی
balance off : مانده گیری، افتتاح حساب ها، انتقال مانده حساب ها به دوره جدبد
balance on current account : مانده حساب جاری
balance on goods and services : موازنه حساب کالا و خدمات
balance on hand : مانده موجود، موجودی
balance sheet (statement of financial position) : ترازنامه، صورت وضعیت مالی
balance sheet approach : رویکرد (نگرش) ترازنامه ای
balance sheet audit : حسابرسی ترازنامه (ای)
balance on sheet budget : بودجه ترازنامه ای
balance sheet classification : طبقه بندی حساب ها در ترازنامه
balance sheet comparative : ترازنامه تطبیقی (مقایسه ای)
balance sheet consideration : ملاحظات قابل توجه در ترازنامه
balance sheet date : تاریخ ترازنامه
balance sheet equation : تعادل ترازنامه ، معادله ترازنامه
balance sheet format : شکل ترازنامه
balance sheet heading : عنوان ترازنامه
balance sheet method : روش ترازنامه
balance sheet value : ارزش ترازنامه ای
balance sheet value of asset : ارزش ترازنامه ای دارایی
balance sheetproforma : ترازنامه فرضی (با ارقام فرضی)
balanced items : اقلام متوازن
balanced scorecard approach : روش(رویکرد) ارزیابی متوازن
balancing : مانده گیری، افتتاح حساب ها، انتقال مانده حساب ها به دوره جدبد
balancing figure : عدد متعلق به مانده دو حساب، رقم تعادل
balancing of portfolio : پوشاندن ریسک
bank acceptance : پذیرش بانکی
bank account : حساب بانکی
bank account balance : مانده حساب بانکی
bank account reconciliation statement : صورت تطبیق بانک
bank balance : مانده موجودی بانک
bank certificate : گواهی بانک
bank charge : کارمزد بانکی، هزینه بانکی
bank charge account : حساب هزینه های بانکی
bank confirmation, bank report,confirmation letter (from bank) : تاییدیه به بانک
bank correspondent : بانک طرف معامله
bank credit account : حساب اعتبار بانکی
bank credit, lines of credit : اعتبار بانکی وام بانکی، تسهیلات بانکی
bank current account : حساب جاری بانک
bank declaration : اظهارنامه بانکی
bank deposit account : حساب سپرده بانکی
bank discount : تنزیل بانکی، نزول بانکی، تخفیفی بانکی
bank discount rate : نرخ تنزیل بانکی
bank draft (banker′s cheque; banker′s draft) : حواله بانکی، برات بانکی
bank facilities : تسهیلات بانکی
bank loan (bank advance) : وام بانکی
bank overdraft, cash overdraft : اضافه برداشت (ازحساب) بانکی
bank post remittance : پرداخت پستی بانکی
bank service charges : هزینه های خدماتی بانکی
bank′s clearance house : اطاق پایاپای بانکها
banker′s automated clearing system (BACS) : سیستم رایانه ای پایاپای بانک ها
banker′s cheque, draft, cashier′s cheque : چک بانکی
banker′s draft order cheque : چک حواله کرد
banker′s acceptance : اسناد تضمین شده بانکی
banking deposit account : حساب سپرده بانکی
banking principles : اصول بانکداری
banking transactions : معاملات بانکی
bankruptcy : ورشکستگی
bankruptcy of partnership : ورشکستگی شرکت سهامی
bankruptcy petition, petition : درخواست اعلام ورشکستگی به دادگاه
bankruptcy proceedings : اقدامات (اعمال) ورشکستگی
bankruptcy risk : ریسک ورشکستگی
bankruptcy trustee : تولیت ورشکستگی
bankruptcy verdict, adjudication of (in) bankruptcy : حکم ورشکستگی
bar chart : نمودار طولی (میله ای)
bar diagram, bar chart, column diagram : نمودار ستونی (میله ای)
bargain purchase : خرید با چانه زدن، گرفتن تخفیف در خرید
bargain purchase option : اختیار خرید با قیمت کم
barometer stock : سهم شاخص
barter" agreement (contract) : عقد با قرارداد تهاتری
barter transaction : معامله پایاپای (تهاتری)
base currency : پول مبنا
base price : قیمت مبنا، قیمت پایه
base stock method of valuation (valuing) : روش موجودی پایه در ارزیابی
basic (fundamental) accounting concept, fundamental accounting concepts : مفاهیم اساسی حسابداری
basic (wages- rate) : دستمزد پایه
basic accounting concepts : مفاهیم اساسی حسابداری
basic accounting equation : معادله اصلی حسابداری (دارایی = بدهیها + سرمایه)
basic audit process : فرآیند اساسی حسابرسی
basic budget : بودجه پایه (اصلی)
basic control : کنترل اساسی
basic cost : هزینه اساسی، قیمت مبنا
basic earning (income) : درآمد پایه
basic earning′! per share (BEPS) : سود اولیه (پایه) هر سهم
basic expenditure : هزینه های اصلی
basic labor rate : نرخ پایه مزد
basic of accounting : مبنای حسابداری
basic of apportionment : مبنای تسهیم
basic of customs duty : ماخذ حقوق گمرکی
basic pension : مستمری ثابت
basic period : دوره مبنا / پایه
basic planning : برنامه ریزی پایه (اساسی)
basic standard cost : بهای تمام شده استاندارد
basic wage rate : نرخ دستمزد پایه
basic yield, nominal return : بازده اساسی
basing of accounting, accounting procedure : روش عمل حسابداری
basis of allocation : اساس تسهیم
basis of contribution : مبنای پرداخت حق بیمه
basis of cost allotment : اساس تخصیص هزینه
batch : محموله، یک پارتی جنس، یک دست جنس
batch processing : پردازش دسته ای
batch-order costing, batch costing : هزینه یابی سفارشات دسته ای
bater transaction : مبادله پایاپای
bean counters : نامی تحقیر آمیز برای حسابرسان
hearer bond, coupon bonds : اوراق قرضه بی نام
bearer certificate : گوهینامه بی نام
bearer check, check to bearer : چک در وجه حامل
bearer policy : بیمه بدون نام
bearer security (bearer bond) : اوراق قرضه بی نام
bearer share (stock) : سهم بی نام (درجه حامل)
bearer share certificate : گواهینامه سهم بی نام
bearer sharer (stock) : سهام بی نام
bearer-policy : بیمه نامه بدون نام
bed occupancy rate : ضریب اشغال تخت
begining of financial year : اول (آغاز) سال مالی
beginning balance : مانده اول دوره
beginning cash balance : مانده نقدی اول دوره
behavioral accounting : حسابداری رفتاری
behavioral accounting research : تحقیقات حسابداری رفتاری
bellweather security : اوراق بهادار راهنما
benchmark : الگو، معیار، استاندارد، مبنای سنجش
benchmark program : برنامه اصلی
benchmark protfolio : پرتفولیوی الگو (معیار)
benchmarking : الگوبرداری، الگوگزینی، تعیین معیار سنجش و قضاوت
beneficial interest : بهره سودمند، بهره ناشی از سرمایه گذاری، حقوق انتفاعی
beneficial owner, orginal owner : مالک اصلی (واقعی)
beneficial ownership : مالکیت نسبت به منافع
beneficial, beneficiary : ذی نفع
beneficiary bank : بانک ذی نفع
beneficiary′s bank : بانک کارگزار
benefit accumulated postretirement obligation : بدهی مزایای انباشته بعد از بازنشستگی
benefit expense (cost) : هزینه مزایا
benefit -cost analysis : تجزیه و تحلیل هزینه و منفعت، مقایسه منافع حاصل با هزینه های مربوطه
benefit-cost ratio, profitability ratio : نسبت سودآوری، مقایسه هزینه و سود
beta coefficient : ضریب بتا (B)
beta factor : فاکتور بتا
bid asked prices : قیمت پیشنهادی / قیمت درخواست
bid price : قیمت پیشنهادی برای خرید اوراق بهادار یا کالا
bid-ticket lease bill : اجاره ماشین آلات و تجهیزات گران قیمت
bidget execitopm : اجرای بودجه
bilateral account : حساب دو جانبه
bilateral contract : قرارداد دو جانبه
bilateral stockholding : مالکیت متقابل سهام
bill broker discount broker, bill dealer : کارگزار اوراق خزانه، دلال سفته یا برات
bill discount market : بازار تنزیل برات
bill discount rate : نرخ تنزیل برات
bill discounted : سفته یا برات تنزیل شده
bill of credit, credit bill : برات اعتباری
bill of entry (customs) : صورت اقلام ورودی، اظهارنامه ورودی (درگمرکات)
bill of exchange, draft, bid, draught, letter of exchange : برات، حواله، سفته، حواله دیداری یا وعده دار
bill of lading (B/L), invoice, bill,Shipment bill : بارنامه، سند حمل کالا
bill of particular : صورت مشخصات (افراد، حقوق افراد)
bill receivable (B/R), note receivable : برات قابل دریافت، سند دریافتنی
billing cost (expense) : هزینه صدور فاکتور (یا صورتحساب)
billing machine : ماشین صدور صورتحساب
bills documents : اسناد برواتی
bills documents payable : اسناد برواتی قابل پرداخت (پرداختنی)
bills documents receivable : اسناد برواتی قابل دریافت (دریافتی)
bills for collection : بروات قابل وصول (وصولی)
bills receivable, notes receivable : اسناد دریافتنی
bin card (store card) : کارت فروشگاه کارت موجودی کالا (در انبار)
binding cover : پوشش تعهد شده
birth allowance : کمک هزینه تولد
black economy : اقتصاد سیاه
black leg : اعتصاب شکن
black Jist : لیست سیاه
black money : پول سیاه
bJack market : بازار سیاه
bJank cheque (check) : چک سفید
blank or zero balance confirmation : تاییدیه خالی یا بدون درج مانده حساب
blanket recommendation : توصیه کلی
block : مسدود کردن
block flowchart : نمودار ساده گردش کار
block method : کنترل گروهی حساب ها
block money : پول مسدود (تبدیل آن مجاز نیست)
block purchase of shares : خرید سهام به دفعات
block sample selection : انتخاب نمونه به صورت خوشه ای (مقطعی)
blocked account, closed account : حساب محدود
blocked currency : پول رایج مسدود، پول غیرقابل تبدیل
blocked funds : وجوه مسدود شده
blue collar workers : کارگران یدی
blue-chip company : شرکت مقتدر و معتبر
board of conciliation : هیات مصالحه
board of directors : هیئت مدیره، هیئت رئیسه
board of inspectors : هیات بازرسان
boarding and search of means : ورود به وسایط نقلیه و بازرسی آن
bona vacantia : اموال بی صاحب
bond accepting houses : موسسات پذیرش بروات
bond anticipation notes : اسناد کوتاه مدت
bond carrying amount, carrying value of bond : ارزش دفتری اوراق قرضه
bond conversion : تبدیل اوراق قرضه
bond discount : تنزیل اوراق قرضه / بهادار
bond discount and premium : کسر و صرف اوراق قرضه
bond issue expense (cost) : هزینه انتشار اوراق قرضه
book of secondary entry, book of second entry, book of final entry : دفتر ثبت ثانوی
book value method depreciation : دوش استهلاک بر اساس ارزش دفتری
bookkeeping cycle : دوره عمل دفترداری
books accounts and vouchers : دفاتر حسابها و اسناد روزنامه
books of account : دفاترکل، روزنامه و سایر ثبت های حسابداری
border customs : گمرکات مرزی
borrowing costs : مخارج تامین مالی
borrowing power of securities : قابلیت وام گیری اواراق بهادار
bottom-up forecasting : پیش بینی بر مبنای از پایین به بالا
bounce : برگشت چک به لحاظ بی محل بودن یا هر علت دیگر
bouncing cheque, bad cheque- (US) : چک برگشتی
bound, limit, restrict : محدود کردن، منحصر کردن
bourse, exchange capital market : بورس
boycott : طردکردن، روی گرداندن،تحریم معاملات
branch account : حساب شعبه
branch accounting : حسابداری شعب
branch bank accounts : حساب های بانکی شعبه
branch books : دفاترشعبه
branch current account : حساب جاری شعبه
branch of contract : نقض قرارداد
branch stock : موجودی کالای شعبه
branches′ account : حساب شعب
branches′ books : دفاتر شعب
brand switching : تغییر استفاده از یک نام تجاری به نام تجاری دیگر
breach of contract, break of contract : نقض قرارداد،رعایت نکردن مفاد قرارداد
breach of fiduciary duty : خیانت در امانت، زیر پاگذاشتن وظیفه امانت داری
breach of trust : خیانت در امانت اعتمادشکنی،ارتکاب جرم به وسیله امین
break bulk cargo : محموله بسته بندی شده
break even chart (graph) : نمودار نمایش (نقطه) سربه سر
break even conditions : شرایط سربه سری
break in share price : کاهش قیمت سهام
break of clause : نقض مفاد
break-up price : بهای تصفیه، بهای انحلال (یک موسسه)
breakeven chart (breakeven graph) : نمودار نقطه سربه سر
bribe (to), kickback : رشوه، رشوه دادن
bribery and corruption : رشوه و فساد
british accounting association (BAA) : انجمن حسابداری بریتانیا
broker′s advice : اعلامیه کارگزاران
broker′s contract : قرارداد دلالی (حق العمل)
brokerage commission, brokerage fee task work : کارمزدی، حق العمل کارگزار در بورس
brought down balance, balance carried down : مانده نقل به پایین
bucket shop : سفته باز
budget call : بخشنامه بودجه
budget carry(ied) over : بودجه منقول به سال بعد
budget classification : طبقه بندی بودجه
budget committee : کمیته بودجه
budget components : اجزای تشکیل دهنده بودجه
budget cost allowance : بودجه تخصیص یافته به یک مرکز بودجه یا مرکز هزینه، هزینه مجاز بودجه ای
budget deficit : کسر بودجه
budget document : سند بودجه
budget execution : اجرای بودجه
budget forecast : پیش بینی بودجه
budget manual, budget format, budget instruction : کتابچه بودجه، راهنمای بودجه
budget performance report : گزارش مقایسه بودجه و عملکرد
budget preparation process : جریان تنظیم بودجه، مراحل تهیه بودجه
budget surplus and deficit : اضافه وکسری بودجه
budget variance : انحراف بودجه
budget-to-actual comparisons : مقایسه بودجه با اطلاعات واقعی
budgetary accounting : حسابداری بودجه ای
budgetary accounts : حساب های بودجه ای
budgetary control : کنترل بودجه، نظارت بر بودجه
budgetary control of purchase : کنترل بودجه ای خرید
budgetary control principle : اصل کنترل بودجه ای
budgetary slack : کسر بودجه
budgetd income : درآمد بودجه ای (طبق بودجه)
budgetd unit price : قیت بودجه هر واحد
budgeted balance sheet : ترازنامه بودجه ای
budgeted capacity : گنجایش بودجه ای
budgeted cash balance : مانده نقدی بودجه ای
budgeted cash receipts : دریافت های نقدی بودجه ای
budgeted cost (expense, expenditure) : هزینه بودجه ای (بودجه شده)
budgeted direct labor (work) : کار مستقیم بودجه ای
budgeted direct labor hours : ساعات کار مستقیم بودجه ای
budgeted factory overhead : سربار بودجه ای کارخانه
budgeted fixed cost : هزینه ثابت بودجه ای
budgeted income statement : صورتحساب سود و زیان بودجه شده
budgeted net income : درآمد خالص طبق بودجه
budgeted performance : عملیات (اجرایی) بودجه ای
budgeted production : محصول بودجه ای (بودجه شده)
budgeted trade account : حساب عملکرد بودجه ای
budgeted unit selling price : قیمت بودجه ای هر واحد فروش
budgeed variable cost : هزینه متغیر بودجه ای
budgeted variance : انحراف (مغایرت) بودجه ای
budgeting activity : فعالیت بودجه بندی
budgeting procedures : روشهای (رویه های) بودجه بندی
budgeting process : فرآیند بودجه بندی
buffer stock : موجودی احتیاطی
building depreciation : استهلاک ساختمان
building equipment depreciation : استهلاک تجهیزات ساختمان
building license, bulding permission, : پروانه ساختمان
building rental charge (expense) : هزینه اجاره (کرایه) ساختمان
building society : صندوق مشترک سرمایه گذاری، شرکت (تعاونی) اعتباری مسکن، بانکن مسکن
bulding maintenance cost (expense) : هزینه نگهداری ساختمان
bulk cargo, bulk goods : کالای بسته بندی نشده، کالای فله
bulk purchase : خرید عمده
bullish stocks : سهام رو به رونق
bunching : سفارش مرکب
burden center, o′ .erhead (burden) center : مرکز سربار، حساب سربار
burden coverage ratio : نسبت بار مالی وامها و تسهیلات
business activity : فعالیت تجاری
business agency, trade representation : نمایندگی تجاری
business combination : ترکیب واحدهای تجاری
business cycle : دوره فعالیت تجاری، چرخه تجاری
business cycle indicators : شاخصهای چرخه تجاری
business data processing : پردازش اطلاعات بازرگانی
business decision making : تجاری تصمیم گیری
business entity concept : اصل تفکیک شخصیت حقوقی از شخصیت حقیقی
business ethics : اخلاقیات بازرگانی
business functions for the sales : فعالیتهای تجاری چرخه فروش و وصول مطالبات
business intelligence (BI) system : سیستم هوشمند تجاری
business interruption insurance, work termination insurance : بیمه توقف کار
business termination insurance : بیمه توقف عملیات تجاری (به علت حوادث)
business transaction : فعل و انفعالات تجاری
buy in advance (to) : پیش خرید کردن (سلف خریدن)
buy on the close : خرید آخر قیمت
buy-back : بازخرید (خرید متقابل)، معامله بای بک
buy-out insurance : بیمه متقابل
buyer credit : اعتبار صادراتی
buyer′s credit : اعتبار خرید
buying climax : اوج خرید
by-product : محصول جانبی، محصول فرعی
by-product cost : هزینه محصول فرعی
by-product sale : فروش محصول فرعی
cabbage : دله دزدی
cabinet security : اوراق بهادارغیر فعال
cable order : سفارش تلگرافی
cabotage : کابوتاژ
cach on delivery : نقد به هنگام تحویل
cadbury report : گزارش کدبوری در انگلستان
calculate (to), account (to) : حساب کردن (محاسبه کردن)
calendar : فهرست اوراق بهادار قابل عرضه، تقویم، روزشمار
calendar ratio : نسبت تقویمی (زمانی)
calendar spread : شکاف تقویمی
calendar variance : انحراف تقویمی
call : اعلام بازخرید، دیداری
call (to), call for payment (to) : دعوت به پرداخت کردن
call capital : سرمایه تعهد شده
call deposit account : حساب سپرده دیداری
call deposit interest : بهره سپرده دیداری
call feature : ویژگی بازخرید
call for payment : دعوت به پرداخت، مطالبه پرداخت
call for tender (to) : آگهی مناقصه دادن، دعوت به مناقصه، دعوت از پیشنهاددهندگان
call in pay : دستمزد برگشت به کار، دستمزد آماده باش، مزد حضور
call loan, money at call, demand loan : وام عند المطالبه (بدون سررسید)، وام دیداری
call money : پول عندالمطالبه
call option : حق خرید سهام (در بورس)، اختیار خرید، درخواست تحویل آنی
call premium, securities redeemable,redemption premium : صرف بازخرید، اوراق بهادار قابل بازخرید (عندالمطالبه)، اوراق بهاداری که از انتشار دهنده می تواند پیش از سررسید، وقیمتی مشخص، بازخرید کند
call price : قیمت اسمی (در بورس)، قیمت عندالمطالبه (سهم در زمان بازخرید)
call privilege : امتیاز بازخرید
call protection : دوره مصونیت از بازخرید
call provision : شرط بازخرید، اوراق بهادار
call receipt : رسید مطالبه وجه
call up : مطالبه (در مورد پرداخت سهام)
call value, redemption value, call price,surrender value : ارزش بازخرید
call(ed)-up share capital : مبلغ مطالبه شده سهام سرمایه
call-back pay : مزد دعوت بکار (کارگران اخراجی)
call-up, subpoena, summons, sum of the years, digits method : احضاریه، جلب
callability risk : ریسک قابلیت بازخرید
callable : قابل بازخرید، مطالبه کردنی (عندالمطالبه)
callable at the option of the corporation : قابل بازخرید به انتخاب / اختیار شرکت
callable bonds : اوراق قرضه قابل بازخرید، اوراق قرضه دیداری
callable credit : اعتبار عندالمطالبه
callable deposit : سپرده عندالمطالبه (دیداری)
callable loan, calling loan : وام عندالمطالبه
callable preference shares : سهام ممتاز با سود انباشته
callable preferred stocks : سهام ممتاز قابل بازخرید قبل از سررسید
callable price : قیمت بازخرید
callable security : اعلام باز خرید، اعلام پرداخت باقیمانده اوراق بهادارپذیره نویسی شده
callable shares : سهام بازخریدنی (عندالمطالبه)
called-up capital : سرمایه مورد مطالبه (مورد تعهد سهامداری)
calling : دعوت به پرداخت قبل از سررسید
calling bond : سند قرضه مطالبه کردن (قابل بازخرید)
Canadian institute of chartered accountants (ClCA) : انجمن حسابداران رسمی کانادا
cancel a check : چکی را باطل کردن
cancellability : قابل فسخ بودن
cancelled check : چک باطله (پرداخت شده)، چک باطل شده
cancellabellease : اجاره قابل فسخ
cancellation, retirement : ابطال (بازخرید سهام)، لغو، فسخ
cancelled : باطله (ملغی)
cancelled check or cheque : چک پرداخت شده، لاشه چک
cancelled shares : سهام باطل شده
canon : قانون شرع
canon of ethics : اخلاقیات
cantiogencies : رویدادهای احتمالی
cap : سقف یک هزینه
capacity constraint : محدودیت ظرفیت
capacity level : سطح ظرفیت
capacity level output. : محصول در سطح ظرفیت
capacity overhead variance : انحراف ظرفیت سربار
capacity ratio : نسبت حجم فعالیت، نسبت ظرفیت، نسبت ظرفیتی (تولید)
capacity usage variance : مغایرت مصرف ظرفیت
capacity utilimtion variance : مغایرت استفاده ظرفیت
capacity variance : مغایر ظرفیت
capacity variance production, volume variance : انحراف ظرفیت
capacity-level production : تولید در سطح ظرفیت اسمی
capital : سرمایه
capital account : حساب سرمایه
capital acquisition and repayment cycle : چرخه تحصیل سرمایه و بازپرداخت
capital and reserves : سرمایه و اندوخته ها
capital asset, fixed asset, plant asset : دارایی ثابت، دارایی سرمایه ای
capital attracting rate : نرخ جذب سرمایه
capital bonus : سود سهمی، سود به صورت سهام
capital budget : بودجه سرمایه ای
capital budget expenditure : مخارج بودجه سرمایه ای
capital budget sources : منابع بودجه سرمایه ای
capital budget sources and applications : منابع و مصرف بودجه منابع سرمایه ای
capital calIs : درخواست مطالبه سرمایه
capital charges : هزینه تامین سرمایه
capital coefficient : ضریب سرمایه
capital commitment : تعهد سرمایه ای
capital cover ratio : نستب پوشش سرمایه
capital creation : ایجاد سرمایه
capital credit : اعتبار سرمایه ای
capital deficit : کسری سرمایه
capital duty : تعرفه سرمایه
capital earning; : عواید سرمایه
capital employed : سرمایه بکار رفته
capital expenditure (capital costs; capital investment; investment costs;investment expenditure) : هزینه سرمایه ای، مخارج سرمایه ای
capital expenditure budget : بودجه هزینه سرمایه ای
capital expenditure depreciation : استهلاک هزینه سرمایه ای
capital flight, beneficiary : فرار سرمایه
capital formation : تشکیل سرمایه
capital fonnation gain (or loss) : سود یا زیان تشکیل سرمایه
capital fund : منابع سرمایه ای
capital funds appropriation : تخصیص اعتبارات سرمایه ای
capital gain net income : خالص سود سرمایه
capital gain or loss : سود یا زیان سرمایه ای
capital goods : کالای سرمایه ای
capital increase, increase of capital : افزایش سرمایه ای
capital instruments : ابزارهای مالی برای تامین سرمایه
capital intensive : ابزار تامین سرمایه
capital introduced : سرمایه پرداختی
capital lease : اجاره دارایی های سرمایه ای، رهن کالاهای سرمایه ای
capital lease payment : پرداخت اجاره های سرمایه ای
capital Ieverage : اهرم مالی، وام سنجی، ارزش فعلی سرمایه گذاری
capital levy : مالیات بر ارث
capital locked up : سرمایه حبس شده
capital maintenance approach : روش حفظ (نگهداشت) سرمایه ، رویکرد حفظ سرمایه
capital maintenance concept : اصل نگهداشت سرمایه
capital market : بازار سرمایه
capital market disorders : اختلالات (بی نظمی های) بازار سرمایه
capital net worth : ارزش خالص سرمایه
capital notes (bills) : بروات سرمایه ای
capital orders : سفارش کارهای سرمایه ای
capital outlay : هزینه سرمایه ای، بدهی تضمین شده (دارای گرو یا وثیقه)
capital output ratio : ضریب بازدهی سرمایه ، نسبت بازده سرمایه
capital paid in : سرمایه پرداخت شده
capital paid in excess of par value : صرف سهام
capital paid in kind : سرمایه پرداخت شده غیر نقدی
capital paid in specie : سرمایه پرداخت شده نقدی
capital preservation : اصل حفظ سرمایه
capital projects fund : حساب مستقل پروژه ها، حساب پروژه های سرمایه گذاری عمرانی
capital reconciliation statement : صورت منابع و مصارف سرمایه
capital recovery allowance : ذخیره بازیافت سرمایه
capital recovery factor : فاکتور بازیابی سرمایه
capital recovery, recovery of capital : بازیافت سرمایه
capital redemption : بازخرید سرمایه (سهام)
capital redemption reserve : ذخیره بازخرید سرمایه
capital redemption reserve funds : وجوه اندوخته ای باز خرید سرمایه
capital rent, ca.,ital lease : اجاره سرمایه (ای)، اجاره بلند مدت
capital repairs cost : هزینه تعمیرات اساسی (سرمایه ای)
capital replacement expenditures : مخارج جایگزینی سرمایه ای
capital reserve : اندوخته سرمایه ای
capital reserve account : حساب اندوخته سرمایه ای
capital reserve funds : وجوه اندوخته سرمایه ای
capital risk : ریسک سرمایه
capital share (stock) : سهم سرمایه ای
capital statement : صورتحساب سرمایه
capital stock certificate book : دفترثبت سهام
capital stock subscribed : سهام پذیره نویسی شده
capital stock surplus : مازاد ارزش سهام سرمایه ای (صرف سهام)
capital structure (financial structure) : ترکیب سرمایه، ساختار سرمایه (ساخت سرمایه)
capital structure ratio : نسبت ساختار سرمایه، نسبت وام به سرمایه
capital structure theory : تئوری ساخت سرمایه
capital sum : کل مبلغ سرمایه
capital supply : عرضه سرمایه
capital surplus : مازاد سرمایه (ای)
capital transactions : مبادلات سرمایه ای، معامله در اقلام سرمایه ای
capital transfer tax (CTl) : مالیات نقل و انتقال سرمایه
capital turnover : گردش سرمایه
capital turnover ratio : نسبت گردش سرمایه
capital usage ratio : نسبت مصرفی سرمایه
capital value : ارزش سرمایه ای (ارزش حال)
capital yield tax : مالیات بازده سرمایه
capital yield, capital return : بازده سرمایه
capital-asset pricing model (CAPM) : مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای
capital-stock discount : کسر سهام
capital-stock premium : صرف سهام
capitalization issue : صدور سود سهمی، صدور سهام از محل سود
capitalization of borrowing cost : به حساب داراریی بردن هزینه استقراض
capitalization of borrowing expenses : منظور نمودن مخارج استقراضی
capitalization of interest : ارزش فعلی بهره هایی که درآینده وصول خواهند شد
capitalization rate : نرخ تنزیل، نرخ به حساب دارایی بردن
capitalization ratio, leverage ratio : نسبت دارایی های ثابت به خالص حقوق صاحبان سهام (ارزش ویژه)، نسبت سرمایه گذاری
capitalization unit : هزینه سرمایه ای ، واحد سرمایه ای
capitalization-weighted market index : شاخص مبتنی بر میانگین موزون ارزش بازار سهام
capitalize reserves (to) : تبدیل به سرمایه کردن اندوخته ها
capitalized cost (expense), capital expenditure (cost) : هزینه سرمایه ای، مخارج سرمایه ای
capitalized lease obligations : تعهدات اجاره ای بلندمدت سرمایه ای
capitalized loan : وام تبدیل به سرمایه شده
capitalized surplus : مازاد منتقل به سرمایه، مازاد (اندوخته) تبدیل به سرمایه شده
capitalized value : ارزش فعلی خدمات آینده
captive market : بازار تحت اختیار، بازار تحت نفوذ
capture (to) : تسخیر کردن، گرفتن
card ledger· : دفتر کل کارتی (به صورت اوراق کارت)
cargo / consignment : محموله، بار (کشتی یا هواپیما) / محموله، مرسوله، حمل، ارسال
cargo declaration : اظهارنامه محموله (بار)
cargo inspection fee : حق الزحمه بازرسی (محموله) کشتی
cargo insurance : بیمه محموله کشتی، بیمه محصولات، بیمه کالا (باربری)، بیمه بار
cargo manifest : مانیفیست محموله (بار)
cargo ship, freighter : کشتی باری
carriage : هزینه حمل، باربری، کرایه
carriage and insurance paid to (CIP) : پرداخت کرایه حمل و بیمه کالا تا مقصد
carriage forward : پس کرایه شده
carriage inwards : بیمه حمل کالاهای خریداری شده، هزینه خریدار بابت حمل کالا
carriage outward(s), freight out : هزینه حمل کالای فروخته شده
carriage paid (CPT) (to) : پرداخت کرایه حمل کالا تا مقصد
carried down (c/d) : نقل به دوره بعد
carried ever : انتقال به صفحه بعد
carried forward (c/f) : نقل به دوره بعد
carried forward revenue (income) : درآمد نقل به سال بعد
carrier : موسسه حمل و نقل، حامل، متصدی حمل و نقل، حمل کننده
carring interest expense : هزینه یهره انتقال به دارائی
carry back : انتقال به دوره های قبل
carry back period : دوره مشمول به سوی گذشته
carry over file : پرونده دائمی
carry-forward working paper : کاربرگ دایمی
carry-over budget : بودجه نقل به سال بعد
carrying amount or value : ارزش ثبت شده
carrying amount, recorded amount : مبلغ انتقالی، ارزش دفتری (ارزش اسمی)، مبلغ ثبت شده
carrying capacity : ظرفیت حمل
carrying charge : هزینه جاری
carrying cost : هزینه نگهداری دارایی
carrying market : تفاوت قیمت
carrying value, book value, value transferred, variable cost : ارزش دفتری، ارزش انتقالی به دوره بعد
carryover file : پرونده دائمی
cash ability : قابل نقد شدن
cash account : حساب صندوق، حساب موجودی نقدی
cash acquisition : تحصیل نقدی
cash advance received : پیش دریافت نقدی
cash and cash equivalent : نقد و شبه نقد
cash asset : دارایی نقدی
cash assets ratio : نسبت دارایی های نقدی
cash balance : مانده موجودی نقد
cash balance on hand, cash balance,money cash : موجودی پول نقد
cash base : پایه نقدی
cash basis (of accounting) : روش نقدی حسابداری
cash benefits : مزایای نقدی
cash bonus : پاداش نقدی
cash book : دفتر صندوق، دفتر نقدی
cash box : صندوق پول
cash break-even point : نقطه سر به سر نقدی
cash buying price : قیمت خرید نقدی
cash capital : سرمایه نقدی
cash change fund : حساب پول خرد
cash cheque : چک نقدی
cash collections : وصولی های نقدی
cash commitments : تعهدات نقدی
cash commodity : کالای نقد
cash contnbution : سهمیه نقدی
cash conversion : تسعیر وجوه نقدی
cash credit : اعتبار نقد
cash credits account : حساب اعتبارات نقدی
cash cycle : چرخه وجوه نقد
cash debt coverage ratio : نسبت پوشش بدهی های نقدی
cash deficit provision : ذخیره کسری صندوق
cash deficit, cash shortage : کسری وجه نقد
cash disbursement : پرداخت نقدی
cash disbursement authorization : دستور پرداخت نقدی
cash disbursements journal, cash payment earned : دفتر روزنامه پرداخت نقدی
cash discount period : دوره استفاده از تخفیف نقدی
cash dividend : سود نقدی تقسیمی
cash dividend declared : سود سهام نقدی اعلام شده
cash dividend paid : سود سهام نقد پرداخت شده
cash down sale, cash sale : فروش نقد
cash draw down : پول خارج شده از...
cash due : وجه نقد بدهی
cash due from : وجه نقد طلبکار از
cash due to : وجوه نقد بدهکار به
cash earning(s) : عواید نقدی
cash equivalent : شبه نقد، گردش وجوه نقد
cash equivalent value : معادل نقد
cash float : پول خرد
cash float amount : مبلغ تنخواه گردان
cash flow : جریان نقدی، گردش وجوه نقد
cash flow adequacy ratio : نسبت کفایت جریان نقدی
cash flow from investing activities : گردش وجوه فعالیت های سرمایه ای
cash flow from operating activities : گردش وجوه فعالیت های عملیاتی
cash flow method : روش گردش وجوه نقد
cash flow per share : جریان نقدی هر سهم
cash flow period : دوره گردش وجوه
cash flow position statement : صورت وضعیت گردش وجوه نقدینه
cash flow return on asset : بازده نقدی دارایی
cash flow statement : صورت جریان نقدی ، صورت جریان وجوه نقد
cash flow to capital expenditure ratio : نسبت جریان نقدی به هزینه سرمایه، بازده نقدی دارایی
cash flows from financing activities : جریانهای نقدی حاصل از فعالیتهای تامین مالی
cash forecast : پیش بینی نقدینگی
cash from operations ratio, cash flow ratio : نسبت گردش نقدی
cash in flows : جریانات نقدی ورودی
cash in hand, cash : موجودی نقد
cash in process of collection : پول در جریان وصول ، موجودی نقد در جریان وصول
cash in safe : موجودی نقد در صندوق
cash in transit : وجوه بین راهی، وجوه نقد (سکه، اسکناس و چک) در راه
cash income : درآمد نقدی
cash inflow, inflow of cash : جریان ورود وجوه نقد
cash items : اقلام نقدی
cash journal : دفتر روزنامه وجوه نقد، دفتر صندوق
cash limit : حد پرداخت نقدی
cash list : صورت موجودی نقد
cash listing : صورت برداری از موجودی نقد
cash management : مدیریت وجوه نقد
cash market : معامله نقدی، بازار نقدی
cash method : روش نقدی
cash needs, cash requirements : احتیاجات نقدی ، نیازهای نقدی
cash office : اداره صندوق
cash on delivery : پرداخت نقدی به مجرد تحویل کالا
cash on delivery (COD) : نقد هنگام تحویل ، پرداخت وجه هنگام دریافت محموله
cash on delivery of goods : تحویل کالا در محل کار (...نام محل مقرر)
cash on delivery of parcel : تحویل بسته در مقابل وجه نقد
cash on hand : پول نقد در دسترس
cash on the way : پول نقد در راه
cash order : سفارش نقدی
cash out flow : جریان خروج پول (جریان پرداخت ها)
cash over and short : کسری و اضافه صندوق
cash over draft : اضافه برداشت بانکی
cash payment : پرداخت نقدی
cash penalty, amerciament (amercement) : جریمه نقدی
cash position : وضعیت نقدینگی
cash position ratio : نسبت موقعیت نقد (جمع نقد و قابل وصول به بدهیهای جاری)
cash purchase : خرید نقدی
cash ratio (liquidity ratio) : نسبت نقدی (جمع وجه نقد و قابل وصول به بدهی های جاری)
cash receipts : دریافت های نقدی
cash receipts & disbursement method : روش دریافت ها و پرداخت های نقدی
cash received from work certified : وجه نقد دریافتی از بابت کار گواهی شده
cash records : مدارک و شواهد مربوط به دریافت، پرداخت، سپرده و برداشت از وجوه نقد
cash register, cash book (CB) : دفتر صندوق، ماشین ورود و خروج نقدی
cash requirements : جدولی که نشان دهنده وجوه نقد مورد نیاز برای عملیات جاری یا سرمایه گذاری است
scash requirements provision : پیش بینی احتیاجات نقدی
cash reserve : اندوخته نقد
cash resources, funds : منابع نقدی
cash risk : خطر وجوه نقد (ریسک نقدینگی)
cash shortage : کمبود وجه نقد
cash squeeze : فشار نقدی
cash statement : صورت وجوه نقد و موجودی بانک
cash value : ارزش نقدی
cash withdrawal : برداشت نقدی
cash yeild : بازده نقدی
cash-up approach : روش غیر مستقیم، روش مغایرت گیری
cashable : نقد شدنی
cashable asset : دارایی قابل نقد
cashed cheque : چک نقد شده
cashier : صندوقدار، تحویل دار
cashier′s check (cheque) : چک بانکی، چک تضمین شده، چک عهده خود بانک
casual profit : سود اتفاقی
casualty : زیان یا خسارت اتفاقی
casualty insurance : بیمه حوادث
casualty loss : زیان مالی
catch phrase or catchline : شعار جذب مشتری
catch up adjustment : اصلاح یا تعدیل جبرانی، اثر انباشت تغییرات حسابداری
causal factors : عوامل علت و معلولی
causality : رابطه علیّت
causation relationship, causation : رابطه علت و معلمول
caution money, bond, guarantee : پول وجه الضمان، تضمین قرار
caveat emptor : هشدار به خریدار
caveat venditor : هشدار به فروشنده
cegotiating bank : بانک معامله کننده
census : سرشماری
cent, percentage point percentage : یکصدم
centeral office, principal office, head office : مرکز اصلی اداره
centeralization tendency : تمایل به مرکز
centra-balances : مانده های متقابل
central administration of customs : اداره کل گمرک
central bank : بانک مرکزی
central insurance pension fund : صندوق بازنشستگی بیمه مرکزی
central warehouse : انبار مرکزی
centralization : تمرکزگرایی
centralization of affairs : تمرکزامور
centralization of data : تمرکز اطلاعات
centralization of records : تمرکز اسناد و مدارک
centralize : متمرکز کردن، تمرکز دادن
centratized accounts : حساب های متمرکز
centralized buying : خرید متمرکز
centralized filing : بایگانی متمرکز
centratized planning : برنامه ریزی متمرکز
centralized pricing policy : خط مشی قیمت گذاری متمرکز
centratized storage : انبارداری متمرکز
certificate clearance : برگ تصفیه حساب، گواهی ترخیص
certificate of accounts : گواهی حسابها
certificate of accounts by auditor : گواهی حسابها توسط حسابرس
certificate of analysis : گواهی بررسی، گواهی آنالیز
certificate of bonds : گواهی اوراق قرضه
certificate of compliance : گواهی تطبیق
certificate of deposit : گواهی سپرده، سند سپرده بانکی
certificate of deposit (CD), deposit certificate : گواهینامه سپرده
certificate of incorporation : گواهی تاسیس شرکت
certificate of indebtedness : ورقه قرضه، گواهینامه بدهکاری
certificate of insurance : بیمه نامه
certificate of insured assets : گواهی دارایی های بیمه شده
certificate of loss : گواهی محو اسناد
certificate of manufacture : گواهی ساخت
certificate of measurement : گواهی مقدار
certificate of origin : سند حمل، گواهی مبداء
certificate of partial completion,provisional completion certificate : گواهی موقت انجام کار
certificate of partnership : گواهی مشارکت
certificate of practical completion : گواهی (صورت مجلس) تحویل موقت
certificate of protest, protest : گواهی نکول (واحد برات)
certificate of provisional : گواهی (تحویل) موقت کار
certificate of quality, manaufaturer′s or supplier′s quality or inspection certificate : گواهی کیفیت، گواهی کیفیت یا بازرسی فروشنده یا تولید کننده
certificate of quantity : گواهی کمیّت
certificate of receipt : گواهی رسید، گواهی وصول
certificate of registry : گواهی ثبت
certificate of value : گواهی ارزش
certificate of weight, weight note, weight certificate : گواهی وزن
certificate of work completed : گواهی کار انجام شده
certificate of work in progress : گواهی کار در مراحل تکمیل (ساخت)
certificate to commence business : پروانه راه اندازی شرکت
certificate, confirmation, certification : تاییدیه
certification of debt : تاییدیه بدهکاری
certification of incorporation : شرکت نامه
certification,certificate : تصدیق (گواهی)
certified : گواهی شده، تایید شده
certified accountant : حسابدار رسمی، حسابدار خیره
certified accounts : حساب های تایید شده
certified audit report : گزارش تایید شده حسابرسی
certified autitor′s report : گزارش حسابرس مجاز (حسابدار رسمی)
certified books : دفاتر گواهی شده
certified check : چک بانکی، چک تایید شده
certified financial planner (CFP) : کارشناس یا متخصص برنامه ریزی مالی
certified financial statement : صورت مالی گواهی شده
certified infonnation systems auditor (CISA) : حسابرس رسمی سیستم های اطلاعاتی
certified internal auditor (QA) : حسابرس داخلی خبره، حسابرس رسمی داخلی
certified invoice : سیاهه تایید شده، فاکتور گواهی شده
certifiedmanagement accountant.(CMA) : حسابدار رسمی مدیریت
certified officer, chargeable officer : مامور مجاز تصدیق (یا امضاء)
certified public accountant : حسابدار رسمی
certified public accountant (CPA) : حسابدار رسمی، حسابدارعمومی مجاز
certified statement : صورتحساب (صورت وضعیت) گواهی شده
certified stock : کالای تایید شده
certified work : کار گواهی شده
certified work completed : کار انجام شده گواهی شده
certifier : گواهی دهنده (تایید کننده)
certifing employee, certified employee : کارمند مجاز
certify : گواهی کردن، تصدیق کردن، تایید کردن
certify accounts : تایید (تصدیق) کردن حسابها
certify invoice for payment : تایید صورتحساب جهت پرداخت
certify invoices : تایید کردن سیاهه ها ، تایید کردن فاکتورها
certify the correction of the contents : گواهی صحت محتویات
certifying officer : مقام ارشد
cessation : توقف عملیات تجاری
cessation of learning : توقف یادگیری
cessation of work : تعطیل کار
cestui que trust : کسی که اطمینان می کند
chain discount : تخفیف زنجیره ای (دامنه دار)
chainnan : رئیس
chainnan of the board of directors : رییس هیئت مدیره
chainnan′s report (chainnan′s .statement) : گزارش رئیس هیئت مدیره
chamber of commerce : اتاق بازرگانی
chamber of industry : اتاق صنایع
change : تغییر کردن، تغییر دادن، خرد کردن پول
change alter : تغییر دادن، اصلاح کردن
change in accounting estimates : تغییر در برآورد (های) حسابداری
change in accounting principles and methods : تغییر در اصول و روش های حسابداری
change in conversion rate : تغییر در نرخ تبدیل (ارز)
change in current requirements : تغییر در نیازهای جاری
change in equity : تغییر در حقوق مالکیت
change list : صورت احتیاجات پول خرد (صندوقدار) صورت اسکناس و پشیز
change money : پول را خرد کردن
change of occupation : تغییر شغل
change order : دستور تغییر پیمان (متناسب با، مبلغ پیمان)
change period : دوره تغییر
change-over time : زمان آمادگی برای تغییر تولید
character set : مجموعه نشانه ها، نویسه ها
characteristic line : خط مشخصه
charge by way of legal mortgage : استیفای طلب از عین مرهومه
charge forward : دستورالعملی مبنی بر اینکه هزینه های حمل کالا به وسیله حق العمل کار پرداخت خواهد شد.پرداخت هزینه در آینده
charge off, cost transfer, shifting of cost : انتقال هزینه (تغییر پرداخت هزینه)، به حساب زیان منظور کردن، از دفتر خارج کردن
charge to, charge off : هزنیه محسوب کردن
charge, expenditure, outgo : هزینه، به حساب کسی گذاشتن، تحمیل کردن، پر کردن
charge-and -dischage statement : حساب انحصار وراثت
chargeable duty : مالیات (یا عوارض) مورد مطالبه
charges : مخارج، هزینه ها، اقلام بدهکار
charges collect (CC) : هزینه نقدا دریافت می شود
charges prepaid : هزینه پیش پرداخت شده
charging : به حساب بدهکار گذاشت
chlirging wharf / charging berth /discharging port : لنگرگاه بارگیری،اسکله بارگیری
charity commissioners : هیئت امناء سازمان خیریه
chart of accounts : فهرست حسابها
charter : قرارداد اجاره کشتی، کرایه کردن تمام یک کشتی یا هواپیما، دربست کرایه کردن، پروانه، فرمان، امتیازنامه، اجاره
charter party : قرارداد اجاره دربست
chartered accountant : حسابدار خبره عضو انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز
chartered association of certified accountant (CACA) : انجمن حسابداران خبره انگلستان
chartered institute of management accountants (ClMA) : انجمن حسابداران خبره مدیریت (انگلستان)
chartered institute of public finance and accountancy (CIPF A) : انجمن رسمی حسابداری و امور مالی (انگلستان)
chartered institute of taxation : موسسه حسابداران خبره مالیاتی
chartered party agreement : قرارداد اجاره کشتی دربست
chartist : تحلیلگر مالی
chattel personal moveable property : دارایی منقول
chattel real : حق انتفاع
cheap money : پول کم بهره
cheap, inexpensive : کم بها، ارزان
cheapness : ارزانی
cheat : تقلب کردن، فریب دادن، کلاه برداری کردن
cheated, cheatee, defrauded : مغبون (گول خورده)
check (cheque) : چک، چک بانکی
checkbook : دسته چک
check digit : رقم کنترل، نقطه کنترل
check drawn : چک صادره
check figure : اموال گرو گذارده شده
check forgery : جعل چک
check list : سیاهه وارسی، فهرست کنترلی
check received : چک دریافتی
check register : دفتر روزنامه برای ثبت چک هایی که صادر می شود، دفتر صدورچک
check stub : ته سوش چک
check to bearer : چک در وجه حامل
check up : درست رسیدگی کردن
check without provision : چک بی محل
check, checking, examination.investigation : رسیدگی، بررسی
check-in. time card. check-out card : کارت حضور و غیاب
cheek-point : نقطه کنترل، نقطه مقابله
check-up : بازبینی، کنترل
checkage : عمل رسیدگی، تطبیق، علامت گذاری
checking account in detail : رسیدگی به ریز حساب
checking of goods : بررسی کالا، بازرسی کالا
checking of goods stock : رسیدگی موجودی کالا
checks and balance : کنترل و مقابله
cheque : چک بانکی
order cheque : به حواله کرد دریافت کننده
blank cheque : چک سفید
rubber cheque : چکی که به دلیل کسر موجودی برگشت شده است ، چک برگشتی
cheque clearing : واریز چک
cheque drawn in favour of creditor : چک صادره در وجه بستانکار
cheque in collection : چک در جریان وصول
cheque register book, cheque recording : دفتر
cheque-in facility : چکی که به وسیله دستگاه نوشته شود
chief accountant : حسابدار ارشد، حسابدار کل
chief executive officer (CEO) : مدیر عامل
chief financial officer (CFO) : مدیر مالی، مدیر ارشد مالی
chief inspector : بازرس ارشد
child allowance. child′s benefit : حق اولاد، مدد معاش اولاد
child labor legislations : مقررات قانونی کار کودکان
choice in possession : حق بالفعل، حق غیر متنازع فیه
chronological entry : ثبت دفتر روزنامه به ترتیب تاریخ
chronological indexing of records : طبقه بندی زمانی اسناد و مدارک
chronological records : ثبت های روزنامه به ترتیب تاریخ
churn and burn : نوعی حساب سازی
circular : بخشنامه
circular chart : نمودار دایره ای
circular combination : ترکیب مدور
circuJarimtion of debtors : اخذ تاییدیه از همه بدهکاران شرکت
positive circularization : اخذ تاییدیه مثبت از بدهکاران
negative circularization : اخذ تاییدیه منفی از بدهکاران
circuJarimtion of debtors : گرفتن تاییدیه از همه بدهکاران شرکت
circularize, confinmation : تاییدیه
circulate : به جریان انداختن
circulating file : فایل گردان
circulating medium : وسیله گردش پول
circulating papers : اوراق در گردش
circulating promissory notes : اوراق بدهی در گردش
circulation : جریان، گردش
circulation of cost. flow of costs : جریان گردش هزینه
circumstantial : قرینه (یا قراین)
circumstantional evidence : شواهد ضمنی
circumvent : نادیده گرفتن، بی اثر کردن
circumvention : دور زدن
civil and military personnel : کرکنان لشگری و کشوری
civil code (Jaw) : قانون مدنی
civil company : شرکت مدنی
civil pension fund : صندوق بازنشستگی کشوری
civil pension organization : سازمان بازنشستگی کشوری
civil servant : کارمند دولت
civil service pension : حقوق بازنشستگی کارمندان دولت
civil works : خدمات کشوری (خدمات اجتماعی)
civil works′ transport : خدمات حمل و نقل کشوری
civil year, common year : سال عرفی
claim for damages : ادعای خسارت کردن
claim for recovery : ادعای جبران خسارت
claim guarantee form : مطالبه پرداخت ضمانتنامه
claim of compensation : ادعای خسارت
claim of insurance : ادعای خسارت بیمه
claim under a guarantee : مطالبه تحت ضمانتنامه
claim, law suit : طلب، دادخواست، ادعا، تقاضا برای پرداخت یا جبران خسارت
claimant : مدعی
claims handling : رسیدگی به شکایات
claims payable : مطالبات پرداختنی
clarify, clearness : صاف کردن، روشن کردن، روشنی، شفافیت، گویایی
classes of factory overhead : طبقات سربار کارخانه
classes of inventories : انواع مختلف موجدی کالا، طبقات مختلف موجودی
classes of shareholders : طبقات صاحبان سهام
classes of shares : طبقات سهام
classification by activity : طبقه بندی برحسب رشته فعالیت
classification by object : طبقه بندی برحسب موضوع
classification error : اشتباه ناشی از طبقه بندی اقلام
classification of accounts, classifying the accounts, accounts classification : طبقه بندی حسابها
classification of goods : طبقه بندی کردن کالاها
classification, grading, rating : درجه بندی، طبقه بندی
classified balance sheet : ترازنامه طبقه بندی شده
classified records : اسناد و مدارک طبقه بندی شده
classified stock : سهام طبقه بندی شده
classifying records and documents : طبقه بندی اسناد و مدارک
clause, provision : ماده، شرط
claused BIL : بارنامه مشروط
claused bill of lading : بارنامه مقیّد (سفید)
clean : ساده، بی قید و شرط، بی نقص
clean (opinion-report), fairness report,fairness report : گزارش غیر مشروط
clean B/L : بارنامه بی نقص
clean acceptance : قبولی بی قید و شرط
clean acceptance of a bill : قبولی بی قید و شرط یک برات
clean bill : برات سفید (بدون امضاء)
clean bill of exchange : برات بی نقض
clean bill of lading : بارنامه بدون قید
clean collection : وصولی ساده
clean draft : برات بدون قید و شرط
clean payment : پرداخت بی قید و شرط
clean receipt : رسید بی قید و شرط
clean surplus theory : تئوری مازاد خالص
cleaning expense : هزینه پاکسازی
cleaning of the site : آماده سازی محل کارگاه
clear : پایاپای، پاک کردن
clear and understandable : روشن و قابل فهم
clear the goods from customs, release the goods from the customs : ترخیص کالا از گمرک
clear, payoff : تسویه حساب کردن
clearance : تصفیه حساب، تصفیه دیون و مطالبات
clearance for home use : ترخیص جهت مصرف داخلی (قطعی)
clearance inwards : مجوز ورود کشتی
clearance loan : وام تصفیه
clearance papers : اوراق قرضه
clearance sale : فروش به منظور تصفیه، حراج
clearance statement, settement statement : صورتحساب تسویه (تصفیه)
cleard without examination (CWE) : ترخیص بدون بازرسی
clearical : دفتری
clearing : تهاتر (نقل و انتقال بانکی)
clearing (or deposit) bank, saving bank : بانک پس انداز
clearing account, compensation account : حساب تهاتر (حساب پایاپای)، حساب موقت
clearing advance : پیش پرداخت (مساعده) تهاتری
clearing agreement : قرارداد تصفیه (یا پایاپای و یا تهاتر)
clearing assets : داراییهای تصفیه
clearing bank : بانک عضو پایاپای، بانک تصفیه
clearing banks office : اداره پایاپای بانکها
clearing cycle : فرایند پرداخت چک
clearing debt : بدهی تهاتری
clearing house : اتاق پایاپای
clearing house funds : وجوه اتاق پایاپای
clearing house statement : صورتحساب اتاق پایاپای
clearing of the site : آماده سازی محل کارگاه
clearing outwards : اعلامیه خروج کشتی
clearing payment : پرداخت تهاتری
clearing sheet : برگ تصفیه
clearing union : اتحادیه پایاپای
clearings : وسائل (اسناد) واریز و تسویه
clearnace from obligation : برائت ذمه
clerical accuracy : صحت محاسبات
clerical error : ثبت اشتباه، اشتباه دفتری
clerical jobs : مشاغل دفتری
clerk, employee : کارمند
client account : حساب بانکی مشتریان
client business risk : ریسک تجاری صاحبکار
client representation, representation letter : تاییدیه صاحبکار
client, clientele : مشتری، ارباب رجوع، صاحب کار
clock card : کارت خروج ساعت، کارت حضور، کارت ورود و خروج
close (the books) : بستن دفاتر
close a position : انجام دادن معامله مکمل
close company : شرکت خانوادگی
close off : بستن شرکت
close to control limit lines : نزدیک بودن به حدود کنترل
close to the central line : نزدیک بودن به خط مرکزی
closed account : حساب بسته شده، بدون مانده
closed corporation, closely-held corporation : شرکت بسته
closed out : فروش اجباری
closed trade : تجارت مسدود (غیر آزاد)
closed-end bond : سند وجه الضمان محدود
closed -end company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه محدود (ثابت)
rclosed-end fund, closed-end investment company : شرکت سرمایه گذاری محدود، صندوق مشترک
closed-end invesment company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه محدود (ثابت)
rclosed-end mutual fund : صندوق مشترک سرمایه گذاری با تعداد سهام ثابت (محدود)
closely held : مالکیت متمرکز
closely held corporation : شرکت سهامی خاص
closing : ثبت بستن حسابهای موقت
closing adjustment entry : ثبت تعدیلی اختتامی
closing adjustments : تعدیلات اختتامی
closing ba1ance : مانده پایان دوره
closing balance sheet : ترازنامه اختتامی (پس از تعدیلات حسابرسی)
closing date of accounts : تاریخ بستن حسابها
closing date of books : تاریخ بستن دفاتر
closing day : روز بستن حسابها، آخرین روز دوره حسابداری
closing entries : ثبت های مربوط به بستن حساب ها، ثبت اختتامی
closing inventory, inventory at end of period : موجودی آخر دوره
closing the accounts : اختتام حسابها
closing the books of original entry : بستن دفاتر ثبت اولیه
closing trial balance = postclosing trial balance : تراز آزمایشی اختتامیه
closing, close, wind up to close,to (pack), termination : بستن، اختتام
co-insurance : بیمه با مشارکت بیمه گذار، بیمه مشترک
co-operative, cooperative : تعاونی
co-product, joint product : محصول مشترک
coastal customs : گمرک ساحلی
coastal navigation : حمل و نقل ساحلی
coceptual framework of accounting : مفاهیم نظری حسابداری
code : علامت، رمز، شماره کالا، مجموعه هر چیزی، کد
code book : دفتر رمز
code number : شماره رمز
code of account : رمز حساب
code of conduct, ethics, code of professional conduct, rule of conduct : آیین رفتار حرفه ای، اخلاق حرفه ای
code of ethics : آیین رفتار حرفه ای، ضوابط اخلاقی
code of professional ethics : ضوابط اخلاق حرفه ای (آیین نامه انضباطی)
codicil : متمم وصیت نامه
coding : کدگزاری، شماره گذاری، کد کردن
coding list : فهرست رمزبندی شده
coefficent of wriation : ضریب پراکندگی
coefficient : ضریب (تغییر)
coefficient of correlation : ضریب همبستگی
coefficient of correlation placement : دفتر خصوصی، دفتر محرمانه
coefficient of correlation, correlation coefficient : ضریب همبستگی
coefficient of determination : ضریب تشخیص، ضریب تعیین
coefficient of efficiency : ضریب کارآیی
coefficient of variation (CV) : ضریب تغییر (ات)
coincident indicators : شاخصهای همزمان
coined money, specie : پول مسکوک
collateral forgery : جعل چک
collateral notes; secured papers : اسناد تضمین شده
collateral property : مال وثیقه (گروی) بدهی
collateral security : وثیقه ضمانت، وثیقه شخص ثالث
collateral trust bonds : اوراق قرضه وثیقه (سهام یا اوراق دیگر)
collateral value : ارزش وثیقه
collateralize : گرو گذاردن
collatral : وثیقه انجام تعهد، وجه التزام
collect : گرد آوری کردن، وصول کردن
collect customs duty : وصول حقوق گمرکی
collect money : پول جمع کردن
collect savin~ : جمع آوری کردن پس انداز
collectable : قابل وصول
collectibility : قابلیت وصول
collectible debt : بدهی وصول شدنی
collection bonus schemes : طرحهای پاداش دسته جمعی
collection charges, collection fee : هزینه وصولی
collection float : سوخت بهره متعلق به مبلغ سرمایه گذاری شده
collection method : روش وصول
collection of cheq .ie, cheque collection : وصول چک
collection of data : جمع آوری اطلاعات
collection of goods : دریافت کالا
collection of overhead costs : جمع آوری هزینه های سربار
collection of premium : وصول اضافه ارزش سهام
collection order : دستور وصول
collection period : دوره وصول مطالبات
collection policy : سیاست وصول مطالبات
collection ratio : متوسط دوره وصول مطالبات
collective : جامع، جمعی
collective agreement : توافق جمعی
collective bargaining : چانه زدن دسته جمعی
collective liability : بدهی جمعی
collective ownership : مالکیت اشتراکی
collective reserve : اندوخته مرکب (اشتراکی)
collective responsibility : مسئولیت دسته جمعی
collective responsibility of managers (directors) : مسئولیت دسته جمعی مدیران
collective responsibility of partners : مسئولیت دسته جمعی شرکاء
collectively : به طور دسته جمعی، گروهی
collectivism : سیستم اقتصادی اشتراکی
collector : مسئول وصول، مامور وصول طلب
collectorship : تحصیلداری
collectorship office : اداره تحصیل داری
collision coverage : شمول جبران خسارت
collocation arrangement : ترتیب دریافت بدهی
collusion : تبانی
collusive pricing : قیمت گذاری تبانی شده
colsing rate, net investment m,etbod : روش تسعیر خالص سرمایه گذاری به نرخ پایانی
columnar accounts : حساب های ستون دار
columnar cash book : دفتر نقدی چند ستونی، دفتر صندوق چند ستونی
columnar entry system : روش ثبت ستونی
columnar journal : دفتر روزنامه چند ستونی
comanies under common management : شرکتهای تحت مدیریت مشترک واحد، شرکتهای زیر نظر مدیریت واحد
combination : ترکیب، به هم پیوستن
combination bond : اوراق قرضه دولتی
combination journal : دفتر روزنامه ترکیبی
combine : ترکیب کردن، مخلوط کردن
combined account : حساب مختلط
combined attnbutes and variables sampling : نمونه گیری برای تعیین حد اشتباه
combined balance sheet : ترازنامه ترکیبی
combined financial statement : صورت مالی ترکیبی
combined leverage : اهرم ترکیبی
combined profit and loss account : صورتحساب ترکیبی سود و زیان
combined transport (CI) : حمل و نقل ترکیبی (حمل و نقل با چند نوع وسیله نقلیه)
combining contracts : ادغام کردن قراردادها
comfort letter : نامه پشتیبانی، تایید به غیر رسمی، تایید به حسابرس مستقل، نامه اطمینان دهی
comment on accounts, interpretation of accounts : تفسیر حسابرسها
commercial : تجارتی، بازرگانی
commercial bank, trade bank : بانک تجارتی
commercial benefit tax (CBT) : مالیات سود بازرگانی
commercial bill (draft), trade bill : برات تجاری
commercial bribery : رشوه تجاری
commercial card : کارت بازرگانی
commercial court : دادگاه های صنفی ، دادگاه های جرایم اقتصادی
commercial credit company : شرکت اعتباری تجاری
commercial credit corporation : موسسه (شرکت) اعتباری تجارت
commercial discount : تخفیف تجارتی
commercial documents : اسناد تجارتی
commercial draft, trade bill : حواله تجاری
commercial guarantee : تضمین تجاری
commercial invoice : سیاهه تجاری، سیاهه خرید (فاکتور)
commercial law (code), commercial law,Jaw of merchant, trade (commercial)law, business 1aw : قانون تجارت، قانون بازرگانی
commercial letter of credit : اعتبارنامه بازرگانی (تجاری)
commercial loan : وام تجاری (وام بازرگانی)
commercial paper : اواراق تجاری، سند بازرگانی
commercial permit : مجوز بازرگانی، پروانه بازرگانی
commercial policy : سیاست تجاری
commercial representative, commercial agent : نماینده بازرگانی
commercial sample : نمونه های تجاری
commercial transaction, business transaction : مبادلات تجاری
commercial va1ue : ارزش تجاری
commercial-merchandise mark, trade mark, trade name : علامت تجاری
commission : کارمزد، حق دلالی، کمیسیون، حق العمل
commission agent : نماینده شرکت
commission broker : کارگزار کمیسیون بگیر
commission paid : حق کمیسیون پرداختی
commission payable : حق العمل پرداختی
commission rate (fee) : درصد کمیسیون، درصد حق الزحمه
commissioner : مامور، نماینده
commit : متعهد شدن
commitment : تعهد، هر نوع مخارج مورد انتظار
commitment fee : کارمزد حساب اعتبا ری در بانک
commitments and contingent liabilities : تعهدات و بدهی های احتمالی
commitments and liabilities : تعهدات و بدهیها
commitments for capital expenditure : تعهد مخارج سرمایه ای
commitments, obligations, liabilities,encumbrances : تعهد ، تعهدات
committed cost (expense) : هزینه تعهد شده
committed facility : تعهد اعتبار
company accounts checklist : چک لیست صورتهای مالی
company auditor : حسابرس شرکت
company doctor : متخصص امور شرکت
company formation : تاسیس شرکت
company in process of liquidation : شرکت در حال انحلال
company in the process of formation : شرکت در شرف تاسیس
company income tax : مالیات بر درآمد شرکت
company incorporated : شرکت ثبت شده
company law, law of corporations, : قانون شرکتها
company limited by guarantee : شرکتی با مسئولیت محدود تضمین شده
company limited by shares : شرکت با مسئولیت محدود به سهام
company profit tax. : مالیات بر سود شرکت
company seal : مهر شرکت
company under government supervision : شرکت تحت پوشش دولت
company′s primary stage of work : مرحله اولیه کار شرکت
company′s profit making : سود آوری شرکت
company′s profit position : وضع سوددهی شرکت
company′s reserves : ذخایر شرکت
company′s tax rate : نرخ مالیاتی شرکت
comparability : قابلیت مقایسه، مقایسه پذیری
comparability of companies : قابل قیاس (مقایسه) شرکت ها
comparable : قابل مقایسه
comparative : تطبیقی (مقایسه ای)
comparative advantage : برتری نسبی، مزیت نسبت
comparative analysis : تجزیه و تحلیل مقایسه ای
comparative balance sheet : تزارنامه مقایسه ای
comparative data : اطلاعات مقایسه ای
comparative figure : رقم نظیر، رقم مشابه، اعداد مقایسه ای
comparative financial statements : صورت های مالی مقایسه ای
comparative income statement,consolidated income statement : صورت سود و زیان تلفیقی
comparative negligence : سهل انگاری دو طرفه، قصور متقابل
comparative tendering from a selected list : مناقصه محدود، مناقصه از لیست خاص
comparative tendering from an open list,general tender : مناقصه عمومی
compare : مقایسه کردن
comparison : مقایسه، قیاس
comparison budget : بودجه مقایسه ای (تطبیقی)
comparison schedule : کاربرگ مقایسه ای
comparisons to economic data : مقایسه با اطلاعات اقتصادی
comparisons to industry data, averages : مقایسه با متوسط های صنعت
comparisons to nonfinancial data : مقایسه با اطلاعات غیر مالی
comparisons to operating data : مقایسه با اطلاعات مربوط به عملیات
compelet contract method : روش تکمیل پیمان
compeletion : تکمیل
compendium of classification opinion : خلاصه آرا، طبقه بندی
compensate, reward : پاداش دادن، جبران کردن، تهاتر کردن
compensated absences : ذخیره بازخرید مرخصی کارکنان
compensating balance : مانده جبرانی، ودیعه وام، سپرده تضمینی
compensating controls : کنترلهای جبران کننده
compensating error : اشتباهاتی که یکدیگر را خنثی می کنند، اشتباهات متقابل
compensating product : محصولات جبرانی
compensation : حقوق و مزایا، پاداش، جبران خسارت
compensation agreement : موافقت نامه پایاپای
compensation deposit balance : مانده جبرانی سپرده (حداقل در حساب سپرده بانک)
compensation expense : هزینه تخفیف تشویقی
compensation of employees : پاداش کارکنان
compensation pay : اجرت جبران خدمت
compensation plan : طرح جبرانی (پاداش)
compensation strategy : استراژی حقوق و مزایا، استراتژی جبران خدمات
compensation transaction : معامله جبرانی
compensation, Indemnity, Penalty : تاوان، غرامت، جبران زیان، خسارت
compensatory : جبرانی (جبران کننده)
compensatory / amount : غرامت (جبران زیان)
compensatory amount : میزان غرامت، مبلغ جبران
compensatory balance : حداقل مانده جبران کننده
compensatory balance arrangements : ترتیبات مانده های جبرانی
compensatory evidential matter : شواهد جبرانی / جبران کننده
compensatory fiscal policy : سیاست جبران کننده مالی
compensatory leave : مرخصی جبرانی
compensatory plan : طرح جبران خدمات، طرح (خرید سهام) با تخفیف تشویقی
compensatory spendinQ budget : بودجه جبرانی مصرفی
compensatory tax : مالیات جبرانی
compensatory time : پذیره نویسی، بستن قراردادی برای خریدن اوراق بهادار شرکت
comperative cost statement : صورتحساب تطبیقی هزینه (قیمت تمام شده)
comperative production statement : صورت وضعیت مقایسه ای تولید
comperative profit and loss account : صورتحساب مقایسه ای سود و زیان
comperative statement : صورتحساب تطبیقی
competence clause : شرط صلاحیت
competence of evidence : قابل قبول بودن شواهد
competence,jurisdiction : صلاحیت، قابلیت اطمینان
competence, professional competence : صلاحیت حرفه ای
competency : قابل اطمینان بودن
competent : قابل اطمینان
competent autharity in finance affairs : مقام مجاز در امور مالی
competent evidential matter : شواهد معتبر و «مهم» در حسابرسی، شواهد قابل قبول
competent information : اطلاعات صحیح و قابل قبول
competent, authorized : صلاحیت دار (مجاز)
competiive market : بازار رقابتی
competing proposal : پیشنهاد رقابتی
competing theories : تئوری رقیب
competition clause : شرط ممانعت از ورود دیگران
competition oriented pricing : قیمت گذاری رقابت آمیز
competitive : رقابت آمیز، رقابتی
competitive abroad market : بازار رقابتی خارجی
competitive bidding : مزایده
competitive bought deal : مقایسه قیمت های پیشنهادی
competitive conditions : شرایط رقابتی
competitive cost : هزینه رقابتی
competitive cost statement : صورتحساب هزینه رقابتی (با بهای تمام شده رقابتی)
competitive environments : محیط رقابتی
competitive goods : کالای رقابتی (رقابت پذیر)
competitive home market : بازار رقابتی داخلی
competitive market : بازار رقابت
competitive offer : پیشنهاد قابل رقابت
competitive price : قیمت رقابتی
competitive rate : نرخ رقابتی
competitor : رقیب
compilation of financial statements : تهیه و تنظیم صورتهای مالی
complementary goods : کالای مکمل
complementary products : کالاهای مکمل
complementary services : خدمات مکمل
complete : کامل، بدون نقص، کامل کردن
complete control : کنترل کامل
complete cycle costs : هزینه های چرخه تکمیل یک پروژه
complete market, perfect market : بازار کامل ، بازار کارا
complete transaction : معامله کامل
completed contract method : روش قرارداد تکمیل شده، روش کار تکمیل شده
completed goods : سفارش تکمیل شده (ساخته شده)
completed job-orders : سفارشات کار تکمیل شده
completed sales basis : روش مبتنی بر تکمیل فروش
completed-performance method : روش تکمیل عملکرد
completely knocked down (CKD) : قطعات جداگانه یک کالا
completeness : کامل بودن، تمامیت، نبود کمی
completing the engagement checklist : تکمیل کردن، چک لیست کنترلهای داخلی
completion of a contract : امضای قرارداد
completion of financial statements : تکمیل صورت های مالی
completion of review : مرحله تکمیل (بررسی)
completion risk : ریسک تکمیل نشدن پروژه
complex capital structure : ساختار پیچیده سرمایه
complex transactions : معاملات پیچیده
complexity, complexity or volatility of activities : پیچیدگی فعالیت ها
compliance : رعایت مقررات
compliance audit : حسابرسی رعایت
compliance cost : هزینه تدارک کالا، هزینه خرید کالا
compliance deviation : انحراف رعایت
compliance error : اشتباه مربوط به رعایت
compliance evidence : شواهد رعایتی
compliance procedure : روش تطابق
compliance test : آزمون رعایت (موازین)
compliance testing : آزمون رعایت، (آزمون کنترلها)
compliance with standards of conduct : رعایت استانداردهای رفتار حرفه ای
comply with : منطبق بودن با، هماهنگ بودن با
component of business, segment of the businesS : بخشی از واحد تجاری
component parts : اجزای متشکله، قطعات منفصله
component percentage : درصد جزء به کل
composite contribution margin : حاشیه فروش مرکب / کل
composite costing, muhiple costing : هزینه یابی ترکیبی
composite depreciation : استهلاک گروهی دارایی های غیر مشابه
composite life depreciation : استهلاک مرکب
composite life method of depreciation : روش (عمر ترکیبی)
composite rate of depreciation : نرخ مرکب استهلاک
composition agreement, deed of arrangement : قرارداد ارفاقی، توافق با طلبکاران
composition in voluntary settlement : قرارداد ارفاقی در تسویه اختیاری
compound : مرکب، ترکیبی، استهلاک ترکیبی از دارایی ها
compound amount factor : فاکتور مبلغ مرکب
compound amount of I $ per period : بهره مرکب حاصل از سرمایه گذاری یک دلار
compound amount of A rials : بهره مرکب حاصل از سرمایه گذاری یک سال
compound annual interest rate : نرخ بهره مرکب سالیانه
compound arbitrage : بورس بازی چند جانبه، آربیتراژ مرکب
compound discount : تنزیل مرکب
compound duty : عوارض مرکب
compound entry, combined entry : ثبت مرکب
compound financial instrument : اوراق بهادار مالی دوگانه، مرکب
compound interest : بهره مرکب، ریح مرکب، سود تضمین شده مرکب
compound interest table : جدول بهره مرکب
compound rate, composite rate : نرخ مرکب
compounded interest rate return : نرخ بازده مرکب
compounding : انباشتن، فرایند محاسبه بهره مرکب
compounding of interest : دفعات محاسبه بهره در سال، انباشت بهره
compounding period : بهره، دوره محاسبه بهره مرکب
comprehensive (income) tax allocation : تخصیص مالیات به درآمدهای پایان دوره
comprehensive audit : حسابرس جامع
comprehensive auditing dictionary : فرهنگ جامع حسابرسی
comprehensive income : درآمد جامع، سود جامع
comprehensive income statement : صورت سود و زیان جامع
comprehensive insurance : بیمه نامه جامع
comprehensive recognition : شناسایی جامع
comprehensive reconciliation : مغایرت گیری جامع
comprehensive social security system : نظام تأمین اجتماعی جامع
compromise settlement : حل و فصل مسالمت آمیز
comptroller general : رئیس واحد حسابداری، رئیس دیوان محاسبات عمومی
comptroller,auditor : ناظر،ذیحساب، حسابرس، مقام ارشد مالی
compulsory (assurance-insurance) : بیمه اجباری
compulsory audit : حسابرسی اضطراری
compulsory eduction : آموزش اجباری
compulsory liquidation (compulsory winding-up) : انحلال شرکت طبق دستور دادگاه، تصفیه اجباری، انحلال اجباری
compulsory reserve : اندوخته اجباری
computable stock : موجودی قابل شمارش
computational working paper : کاربرگ محاسبات
compute : محاسبه کردن
computed upper exception rate (CUER) : حد بالای ضریب انحراف محاسبه شده، بالاترین حد محاسبه شده ضریب انحراف
computer aided design (CAD) : طراحی به کمک رایانه
computer assisted audit techniques (CAAT) : فنون حسابرسی به کمک رایانه
computer audit : حسابرسی رایانه
computer fraud : تقلب رایانه ای
computer-assisted audit : حسابرسی به کمک رایانه
computer-assisted trading system (CATS) : سیستم خرید و فروش به کمک رایانه
concealment : پنهانکاری
concentrating banking : بانکداری متمرکز
concept of capital maintenance : مفهوم حفظ و نگهداشت سرمایه
concept of monetary transactions : مفهوم مبادلات پولی
conceptual framework, theoretical framework : چارچوب نظری، ساختار مفهومی، مبانی نظری
concert party : گروه هماهنگ و متفق
concessionaire : صاحب امتیاز
concessionary agreement : امتیازنامه واگذاری
conciliation : آشتی، مصالحه، تصفیه
conciliation committee (ties) commission : کمیسیون تصفیه (توافق در امور تصفیه)
conciliation officer : میانجی
conciliatory : جریان مصالحه
conciliatory measures : معیارهای مصالحه
conclusive evidence : شواهد قطعی
condens approach : رویکرد فشردن
condensed financial statements : صورت های مالی فشرده
condensed report : گزارش خلاصه شده
conditional acceptance : قبولی مشروط
conditional bill : برات مشروط
conditional distribution : توزیع شرطی
conditional endorsement, qualified endorsement : ظهرنویسی مشروط
conditional letter of credit : اعتبار اسنادی مشروط
conditional probability : احتمال مشروط، احتمال شرطی
conditional provisions (reserve) : ذخایر مشروط
conditional sale : فروش مشروط
conditional sale agreement : توافق فروش مشروط
conditional settlement : تسویه مشروط
conditional value : ارزش مشروط
conditions, terms : شرایط
confederation of Asian and Pacific Accountants (CAPA) : کنفدراسیون حسابداران، آسیایی و حوزه اقیانوس آرام
confidence : قابلیت اطمینان، اطمینان، اعتماد
confidence coefficient, confidence rate : ضریب اطمینان
confidence index : شاخص اطمینان
confidence interval : بازده اطمینان، دامنه اطمینان، فاصله اطمینان
confidence limit : حد اطمینان، حد اعتماد
confidential : سری، محرمانه
confidential account : حساب محرمانه
confidential audit : حسابرسی بطور محرمانه
confidential audit inquires : تحقیقات محرمانه حسابرسی
confidential client information : اطلاعات محرمانه صاحبکار
confidential information : اطلاعات محرمانه
confidential inspection : بازرسی محرمانه
confidential nature : ماهیت محرمانه
confidential papers : اوراق و اسناد محرمانه
confidential records : اسناد و مدارک محرمانه
confidentiality : رازداری
confidentiality principle : اصل رازداری محرمانه بودن اطلاعات صاحبکار
confirm : تایید کردن
confirm accounts by auditor (to) : تایید کردن حسابها توسط حسابرس
confirmation : گرفتن تاییدیه، تاییدخواهی
confirmation of accounts : تایید درستی حسابها
confirmation of existence of asset : تایید وجود دارایی
confirmation of existence of debt : تایید وجود بدهی
confirmation of value of asset : تایید ارزش دارایی
confirmation request : درخواست تاییدیه
confirmation, certification, verification : تصدیق (تایید)
confirmed asset : دارایی تایید شده
confirmed credit : اعتبار تایید شده
confirmed irrevocable credit : اعتبار غیر قابل برگشت تایید شده
confirmed letter of credit : اعتبار اسنادی تایید شده
confirmed liability (debt) : بدهی تایید (تصدیق) شده
confirming bank : بانک تایید کننده
confirming house : سازمان معتمد، موسسه تأیید کننده
confiscate (to) : توقیف کردن (ضبط کردن)
confiscated goods : کالای ضبطی
confiscation : ضبط (توفیق ، مصادره)
confiscation risk : ریسک مصادره اموال
contlict of interest : تضاد منافع
contlicting objectives : اهداف متناقض (متضاد)
conform, accord : مطابق بودن
confrontation strategy : استراتژی مواجهه
confusion of records : درهم برهمی مدارک و اسناد
congeneric merger : ادغام تکمیلی (مکمل)
congestion surcharge : هزینه تراکم بار، جریمه تراکم کار
conglomerate : مجتمع، واحد اقتصادی دارای فعالیت های متنوع و مختلف
conglomerate financial statement : ترازنامه تلفیقی بنگاه های اقتصادی دارای فعالیت مختلف
conglomeration : مجتمع
congruent : همسو
connected persons : افراد وابسته به مدیر
consent letter : تأییدیه
consequent(iaI) damage : خسارت غیر مستقیم، خسارت ضمنی (تبعی)
consequential loss : زیان غیر مستقیم ناشی از آتش سوزی
conservation policy : سیاست محافظه کارانه
conservatism : اصل محافظه کاری، اصل احتیاط
conservatism concept : مفهوم اساسی محافظه کاری
conservative estimation : برآورد محافظه کارانه، تخمین محتاطانه
conservative forecast : پیش بینی محافظه کارانه
conservative growth : رشد محافظه کارانه
considerable credit (fund) : اعتبار قابل توجه
consideration : تعهد، عوض، ثمن، مابه ازا
consign : فرستادن، ارسال کردن، بطور امانت فرستادن
consignee : حق العمل کار، امانت گیر، مرسل الیه، گیرنده، کالای ارسالی
consignment : محموله،کالای امانی
consignment account : حساب کالای امانی
consignment accounting : حسابداری کالای امانی
consignment goods : کالاهای امانی
consignment in : کالای امانی دریافتی
consignment inward(s) : کالای امانی دریافتی
consignment note : سند همراه کالای امانی، بارنامه کالای ارسالی
consignment outward : کالای امانی ارسال
consignment profit and loss statement : صورتحساب سود وزیان کالای امانی
consignment sale : فروش امانی، حق العمل کاری
consignment sbiperments : ارسال کالاهای امانی
consignment stock : سهام امانی
consignment, layer, freight, load, cargo : محموله
consignor / shipper : امانت گذار، مالک کالای امانی فرستنده، حمل کننده
consilidator (groupage agent) : ادغام کننده (عامل ادغام)
consingnee′s account : حساب گیرنده محموله
consistency : ثبات (رویه)، رعایت یکنواختی، تداوم بکارگیری روش ها (اثبات رویه)
consistency concept (principle),consistency : مفهوم اصل ثبات (رویه)، اصل یکنواختی
consistent, identical : مشابه، یکنواخت، هماهنگ، یکسان
console : اوراق قرضه مادام العمر
consolidate : تلفیق کردن
consolidated : تلفیق شده
consolidated accounts : حساب های تلفیقی
consoidated balance sheet : ترازنامه تلفیقی، ترازنامه گروهی
consolidated balance sheet after acquisition : ترازنامه تلفیقی پس از تحصیل
consolidated bond : اوراق قرضه ای که برای جایگزین کردن دو یا چند ورقه ی قرضه ی موجود، منتشر می کنند.
consolidated budget statement : صورت وضعیت بودجه تلفیقی
consolidated cash·flow statement : صورت جریان وجوه نقدی تلفیقی
consolidated companies : شرکت های ادغام شده (یکی شده)
consolidated debt : بدهی تلفیقی
consolidated financial statements : صورت های مالی تلفیقی
consolidated goodwill : سرقفلی تلفیقی، تفاوت بین ارزش کلی یک شرکت و جمع ارزش متعارف یکایک دارایی های آن
rconsolidated group of companies : گروه شرکت های تلفیقی
consoidated income and expenditure account : صورت درآمد و هزینه تلفیقی
consolidated profit : سود شرکت های تلفیقی
consoidated profit and loss account : صورت سود و زیان تلفیقی
consolidated quotations system : سیستم یکپارچه تعیین قیمت (خرید و فروش) اوراق بهادار
consolidated retained earnings : سود انباشته تلفیقی
consolidated tax return : اظهارنامه مالیاتی تلفیقی
consolidated working fund : اعتبار جاری مشترک
consolidation at acquisition : تلفیق در مقطع (تاریخ) تحصیل
consolidation at acquisition date : تلفیق در تاریخ تحصیل
consolidation of shares : تلفیق سهام
consolidation policy : خط مشی تلفیق
consolidation procedures : رویه های (روش های) تلفیق
consolidation surplus : مازاد تلفیقی (حاصل از ادغام)
consolidation techniques : تکنیکهای تلفیق
consolidation theories : تئوری های تلفیق
consolidation with minority interest : تلفیق با حقوق اقلیت
consolidation working paper : کاربرگ تلفیق
consols : اوراق قرضه ادغامی
consortium : کنسرسیوم،ائتلاف و اتحاد چند شرکت
consortium bank : بانک ائتلافی
conspicuous defect : عیب آشکار، نقص مشهود
constant capital : سرمایه ثابت
constant cost, fixed cost : هزینه ثابت (دائمی)
constant dollar plan : نرخ تثبیت ارزش پر تقوی
constant gross margin percentage method : روش درصد ثابت سود ناخالص
constant gross-margin percentage NRV method : روش ارزش خالص بازیافتنی مبتنی بر درصد ثابت سود ناخالص
constant growth : رشد ثابت
constant money accounting : حسابداری بر مبنای واحد پول ثابت
constant percent of decreasing balancing : روش (درصد درآمد) در استهلاک
constant perpetual growth : مدل رشد دائمی با نرخ ثابت
constant physical inventory : موجودی گیری فیزیکی دائمی
constant purchasing power : قدرت خرید ثابت
constant purchasing power accounting : حسابداری بر حسب قدرت خرید ثابت
constant rate : نرخ ثابت
constant ratio : نسبت ثابت (دائمی)
constant return : بازده ثابت (دائمی)
constant surplus : مازاد دائمی
constraining principles : اصول محدود کننده
constraint : عامل بازدارنده، محدودیت
constraint maximization : حداکثر کردن ضمن رعایت محدودیت ها
constraint theory : تئوری محدودیت (ها)
constraint, restriction, limitation : محدودیت
construct validity : اعتبار ساختاری
construction billings : صورت وضعیت های صادره
construction budget : بودجه ساختمانی
construction completed cost : هزینه تمام شده، ساختمان ساخته شده
construction contract : قرارداد پیمانکاری (ساختمانی)
construction contract cost : هزینه قرارداد پیمانکاری (ساختمانی)
construction contract revenue : درآمد قرارداد پیمانکاری (ساختمانی)
construction contractor : پیمانکار ساختمان
construction in progress cost : هزینه بنای در جریان ساخت
construction period, manufacturing period : دوره ساخت، دوره احداث دارایی
construction work in progress : بنای در دست احداث ساختمان در جریان تکمیل
construction -type contracts : قرارداد از نوع ساخت
constructions-in-progress (CIP) : پیمان در جریان ساخت، ساختمان در جریان تکمیل
constructive dividend : پرداخت به سهامدار
constructive fraud : معادل تقلب، تقلب بنیادی
constructive retirement of bonds : بازخرید / ابطال تصنعی اوراق قرضه
constructive retirement of preferred stock : بازخرید / ابطال تصنعی سهام ممتاز
constructive total loss : تخمین خسارت کل وارده
consular invoice = customs invoice : صورت حساب کنسولی، سیاهه گواهی شده
consulting fee : هزینه های مشاوره
consulting services : خدمات مشاوره
consumable life : عمر مفید، عمر قابل بهره برداری
rsconsumable materials : مواد قابل مصرف
consumer behavior : رفتار مصرف کننده
consumer brand : کالای پرمصرف
consumer credit agreement : قرارداد اعتبار مصرف
consumer credit, consumption credit : اعتبار مصرف
consumer debenture : عرضه مستقیم اوراق قرضه
consumer durable goods : کالای بادوام مصرفی
consumer goods, consumption goods : کالاهای مصرفی
consumer loan : وام مصرفی
consumer price index : شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی
consumer′s capital : سرمایه مصرفی
consumer′s cooperative society : شرکت تعاونی مصرف
consumption : مواد و ملزومات مصرفی
consumption tax, excise tax : مالیات بر مصرف، مالیات اموال داخلی
container bill of Lading : بارنامه حمل با کانتینر
container account : حساب ظروف حمل کالا
contango : هزینه دیرکرد خرید سهام (در بورس اوراق بهادار)
contemplated total volume : حجم کالا کل تولید مورد انتظار
contemporary responsibility accounting : حسابداری سنجش مسئولیت
content and organization, format and content : شکل و محتوا
content validity : اعتبار محتوایی
contingency : احتمال، اقتضایی، رویداد احتمالی
contingency cost : هزینه احتمالی
contingency income (gain) : درآمد احتمالی
contingency loss, contingent loss, loss contingency : زیان احتمالی
contingency reserve funds : وجوه اندوخته احتمالی (احتیاط)
contingency table : جدول تطابق، جدول احتمال
contingency theory of management accounting : تئوری اقتضایی حسابداری مدیریت
contingency, probability, discretiorary : احتمال (پیش آمد)، احتیاطی
contingent : احتمالی
contingent (contingency) fund : وجوه احتیاطی
contingent (rental-lease) : اجاره مشروط
contingent agreement, conditional agreement : قرارداد مشروط
contingent charge (expense) : هزینه احتمالی
contingent fee : حق الزحمه احتمالی (معلق)
contingent interest : بهره احتمالی
contingent liability(s) : بدهی احتمالی، بدهی مشروط، دین محتمل الوقوع
contingent loss : زیان احتمالی
contingent merger contract : قرارداد ترکیب مشروط
contingent order : سفارش مشروط
contingent outlay : هزینه نقدی احتمالی
contingent profit, contingent gain, gain contingency : سود احتمالی
contingent rentals : اجاره بهای احتمالی، اجاره بهای متغیر
contingent reserve : ذخیره برای رویدادهای احتمالی
contingent revenues (gains) : درآمدهای احتمالی
contingent transaction : یک قلم دارایی با بدهی احتمالی
contingently issuable common shares : سهام عادی قابل انتشار مشروط
contingently issuable shares : سهام قابل انتشار مشروط (احتمالی)
continned bond : سند قرضه تمدید شدنی (مستمر)
continous audit : حسابرسی مستمر
continous budget : بودجه مستمر
continuance : تداوم
continued loss : زیان مستمر
continuing account : حساب مستمر (مانده سال به سال نقل می شود)
continuing activity : فعالیت متداوم
continuing credit : اعتبار مستمر (قابل تجدید)
continuing credit appropriation : تخصیص اعتبار مستمر (مانده سال به سال نقل می شود)
continuing franchise fee : حق الزحمه دائم حق الامتیاز فروش، حق فرانشیز مستمر
continuing investment : سرمایه گذاری مستمر
continuing management : سرمایه گذاری مستمر
continuing operations, on-going : مدیریت مستمر
continuity concept, going concern concept : فرض تداوم فعالیت
continuity of existence : تداوم بقا
continuous (moving) budget : بودجه گردان (بودجه مستمر)
continuous compounding : محاسبه بهره مرکب پیوسته
continuous inventory-taking : انبارگردانی مداوم یا مستمر
continuous life : عمر دائم، عمر نامحدود
continuous market : بازار مستمر
continuous operation costing : هزینه یابی عملیات مستمر
continuous random variable : متغیر تصادفی پیوسته
continuous stock count : شمارش مستمر (پیوسته) موجودی کالا
continuous stock taking (continuous inventory; continuous stock-checking;) : موجودگیری مستمر
continuous transaction : رویداد (پیوسته) مستمر
continuous, constant, fured : ثابت، مستمر
continuous-operation costing : سیستم هزینه یابی عملیات مستمر
contirbution payer, contirbutor : پرداخت کننده حق بیمه
contra account, absorption account : حساب کاهنده، حساب متقابل
contra claim, counter claim : ادعای متقابل، دعوای متقابل
contra column : ستون مقابل
contra equity approach : روش کاهنده حقوق صاحبان سهام
contra items : اقلام کاهنده (دارایی، بدهی)
contra liability items : اقلام کاهنده بدهی
contra memorandom accounts : طرف حسابهای انتظامی
contra purchase account : حساب کاهنده خرید (نظیر تخفیف)
contra-revenue account : حساب کاهنده درآمد (حساب متقابل درآمد)
contrabroker : کارگزار طرف حساب
contract : قرارداد، پیمان
contract advance : پیش دریافت پیمان
contract audit : حسابرسی قراردادها
contract authorimtion : اجازه بستن قرارداد
contract clause : شرط متعارف در هر قرارداد، بند، ماده
contract completed : پیمان (مقاطعه) تمام شده
contract conditions excluding specifications : شرایط پیمان بدون مشخصات اختصاصی
contract conditions, contract terms : شرایط قرارداد
contract cost : هزینه کل قرارداد، بهای تمام شده پیمان
contract cost account : حساب قیمت شده پیمان (حساب هزینه پیمان)
contract costing : تعیین هزینه قرارداد، هزینه یابی پیمانکاری
contract delay : تأخیر قراردادی
contract documents : اسناد و مدارک پیمان
contract for deed : سند ثبتی
contract guarantee : تضمین قرارداد
contract in set form : قرارداد تیپ
contract note, charter : توافق نامه، اعلامیه معامله، سند مقاطعه
contract obligation : تعهد قراردادی
contract on a cost plus fee basis : قرارداد مبتنی بر بهای تمام شده باضافه درصدی حق الزحمه
contract on cost plus fee : قرارداد برحسب حق الزحمه براساس درصدی از بهای تمام شده
contract payable′ amount : مبلغ پرداختنی بابت پیمان
contract payable-retained percentage : تضمین حسن انجام کار
contract period : مدت پیمان، دوره پیمان
contract rate of interest : نرخ بهره قراردادی یا اسمی
contract sum (total) : مبلغ کل پیمان
contract terms : شرایط پیمان
contract vendor : مناقصه گزار
contract work in progress : پیمان در دست اجرا
contract, agreement : قرارداد، پیمان، توافق، عهد
contractee : صاحب پیمان (صاحب قرارداد)
contracting parties, contract parties : طرفین قرارداد
contractor : پیمانکار، مقاطعه کار (پیمانکار)
contractor′s account : حساب مقاطعه کار
contractor′s claims : مطالبات پیمانکار
contractor′s deposit : سپرده مقاطعه کار (پیمانکار)
contractor′s payables : مبالغ پرداختنی به پیمانکار
contractor′s retention : وثیقه حسن انجام کار پیمانکار
contractual agreement : توافق قراردادی
contractual rights : حقوق مالکانه قراردادی
contractual situations : مفاد قراردادها
contral items : اقلام کاهنده
contributed capital : سرمایه پرداخت شده
contributed capital from treasury stock transactions : مازاد حاصل از مبادلات سهام خزانه
contnbuted surplus = paid-in surplus : صرف، سهام، مازاد سرمایه پرداخت شده
contribution (contribution margin) : حاشیه سود، اعانه، کمک، سهم
unit contnbution : حاشیه سود یک واحد محصول
total contribution : کل حاشیه سود
contribution approach : شیوه توزیع ، رویکرد توزیع
contribution basis of employer : میزان حق بیمه کارفرما
contnbution ceiling : سقف حق بیمه
contnbution costing : هزینه یابی مبتنی بر حاشیه سود
contribution department : اداره وصول حق بیمه
contribution in aid of construction : کمک به اجرای طرح عام المنفعه
contribution in kind : آورده غیرنقدی
contribution income statement : صورت سود و زیان تهیه شده بر اساس روش فروش
contnbution increase : افزایش حق بیمه
contribution margin : حاشیه فروش
contribution margin income statement : صورت سود و زیان تهیه شده براساس روش حاشیه فروش
contribution margin ratio (contribution -to-sales ratio; production-vohune ratio;profit-vohune ratio) : نسبت حاشیه سود، ضریب سود نهایی
contribution margin variance : انحراف (مغایرت) حاشیه فروش
contribution margin, sales margin, gross margin, gross profit, ratio profit, margin on sales : حاشیه فروش، حاشیه قابل مشارکت
contribution payment : پرداخت حق بیمه
contribution per unit : حاشیه فروش هر واحد محصول
contribution period : مدت پرداخت حق بیمه
contribution rate forecast : پیش بینی نرخ حق بیمه
contribution -margin percentage : درصد حاشیه فروش
contributions : آورده ها، سرمایه پرداخت شده
contributory negligence : سهل انگاری متقابل
contributory social security system : سیستم های حق بیمه ای تأمین اجتماعی
contributory system : سیستم (نظام) حقّ بیمه ای
control account : حساب کنترل
control activities : فعالیت های کنترلی
control chart : نمودار کنترل
control file : پرونده کنترل
control function : عمل کنترلی
control model : الگوی اعمال کنترل
control objectives : اهداف کنترلی / کنترل
control of accounts : نظارت بر حسابها
control of stocks : کنترل موجودی ها
control over cost : نظارت روی هزینه
control period (time) : زمان (دوره) کنترل
control points : نقاط کنترل
control program : برنامه کنترل
control report : گزارش کنترل
control risk : ریسک کنترل، احتمال خطر کنترل
control structure : ساختار کنترل (داخلی)
control system : سیستم کنترل
control, check, monitoring, test : کنترل
controlable overhead cost : هزینه سربار قابل کنترل
controllability : قابلیت کنترل
controllability principle : اصل مبتنی بر توان مدیر بر اعمال کنترل، اصل یا دیدگاه اعمال کنترل
controllable cost (expense) : هزینه قابل کنترل
controllable cost variance : مغایرت هزینه قابل کنترل
controllable inventory items : اقلام قابل شمارش انبار
controllable stock : موجودی قابل کنترل کالا
controllable variable : متغیر قابل کنترل
controllable variance : انحراف قابل کنترل
controlled account : حساب کنترل شده
controlled company, company under control : شرکت تحت کنترل
controlled cost : هزینه کنترل شده
controlled exchange rates : نرخ کنترل شده ارز
controller : کنترولر، بازرس حسابدار
controner department : اداره کنترولر
controller′s organization : سازمان کنترلی
controlling account : حساب کنترلی (کنترل کننده)
controlling company : شرکت ناظر (کنترل کننده)
controlling costs : هزینه های کنترلی
controlling shareholder : سهامدار کنترل کننده
controlling-company accounting : سیستم حسابداری واحد تجاری اصلی
convential retail inventory method : روش سنتی خرده فروشی
convention : عرف، میثاق، کنوانسیون، پبمان نامه، موافقت عمومی
conventional accounting procedure : روش عمل مرسوم حسابداری
conventional approach : رویکرد مرسوم، روش سنتی (متداول)
conventional income statement : صورتحساب درآمد طبق نمونه رایج
conventional mortgage : وام رهنی معمولی
conventional retail : خرده فروشی مرسوم / سنتی
convergence : همگرایی
conversion : تغییر، تبدیل، تصرف در مال غیر
conversion audit : حسابرسی تغییرات
conversion cost : هزینه تبدیل، هزینه فرآوری
conversion cost pricing : قیمت گذاری بر مبنای بهای تمام شده تبدیل
conversion cost, exchange expense : هزینه تسعیر (ارز ، پول)
conversion factor : ضریب تبدیل ، عامل تبدیل
conversion issue : انتشار سهام درمقابل سهام موجودی
conversion of debt to equity : تبدیل بدهی به سرمایه (مثلا اوراق قرضه یا مشارکت به سهام)
conversion of foreign. currencies : تبدیل ارز خارجی
conversion of liabilities : تبدیل بدهی ها
conversion of operations : پیوستگی زمانی عملیات
conversion of shares : تبدیل سهام
conversion of single entry to double entry system : تبدیل سیستم یکطرفه به سیستم دوطرفه
conversion option : اختیار تبدیل
conversion or translation of foreign currencies : تبدیل (تسعیر)
conversion parity : تبدیل پایاپای یک ارز یه ارز دیگر
conversion price : بهای تبدیل، قیمت تبدیل
conversion price index : شاخص تبدیل قیمت
conversion privilege : امتیاز تبدیل
conversion rate : نرخ تبدیل
conversion ratio : نسبت تبدیل (ارز)
conversion right : حق تبدیل
conversion table : جدول تبدیل آحاد به یکدیگر
conversion to equity method : روش تبدیل به سهام / ارزش ویژه
conversion value : ارزش تبدیل
convert : تبدیل کردن، تسعیر کردن
convertibility : قابلیت تبدیل، قابلیت تسعیر
convertibility risk : ریسک قابلیت تبدیل
convertible : قابل تسعیر (یا تبدیل)
convertible (stock-share) : سهم قابل تبدیل
convertible bonds : اوراق قرضه قابل تبدیل (به سهام)
convertible capital notes : اوراق سرمایه ای قابل تبدیل
convertible debt (conveI′t!-ble bonds) : اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام شرکت
convertible into common stock : قابل تبدیل به سهام عادی
convertible loan, conversion loan : وام قابل تبدیل
convertible preferred stock : اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام شرکت
convertible securities : اوراق بهادار قابل تبدیل
convertible stock, convertible preferred stock : سهام ممتاز قابل تبدیل به سهام عادی
convertible unsecured loan stocks : اوراق قرضه قابل تبدیل تضمین نشده
convexity : تحدب
conveyance of assets : انتقال نامه اموال (دارایی ها)
conveyance, deed of transfer : انتقال نامه
cooking the books : حساب سازی کردن ، دفترپزی کردن
cooling period : مدت انتظار
cooling-off period : دوره آرامش موقت، (برای حل مسالمت آمیز اختلاف نظرها)
cooperative bank : بانک تعاونی
cooperative company : شرکت تعاونی
coordinate costing systems : سیستم های هزینه یابی هماهنگ
coordinate system : سیستم هماهنگ
coordination of accounts : هماهنگی حسابها
copartnership account : حساب مشترک
copybook : دفتر کپیه
copy invoice : صورتحساب کپی ، کپی فاکتور
copy right : حق التألیف، حق الامتیاز
corate : نرخ بهره بانکی برای براتهای تجاری
corner portfolio : بهترین مجموعه سرمایه گذاری، پرتفوی بهینه، پرتفوی گوشه
cornering the market : قبضه کردن بازار
corporate action : اقدام سیاسی
corporate bond : اوراق قرضه شرکت
corporate bond interest rate : نرخ بهره اوراق قرضه شرکتهای معتبر
corporate charter, articles of association : اساسنامه شرکت سهامی
corporate debt securities : اوراق بهادار بدهی شرکتهای سهامی
corporate dividend policy . : سیاست تقسیم سود شرکت سهامی
corporate equity : اقدام سیاسی که به تصویب سهامداران یا هیئت مدیره یک شرکت سهامی برسد و این با «با عمل اجرایی» مغایر است، حق مالکیت در شرکت
corporate failure prediction : پیش بینی ورشکستگی شرکت
corporate financial structure : ساختار مالی شرکتهای سهامی
corporate fraud : تقلب در شرکت که ممکن است به نفع شرکت یا علیه آن باشد
corporate governance : حاکمیت شرکتی
corporate holding company : شرکت متحد از چند شرکت
corporate joint venture, joint venture : مشارکت خاص، شرکت سهامی خاص
corporate liquidation, dissolution of limited companies : انحلال شرکتهای سهامی
corporate minutes : صورت جلسات شرکت
corporate modeling : الگوسازی برای شرکت
corporate operations : فعالیت های عملیاتی
corporate plan : برنامه جامع یک شرکت یا سازمان
corporate profit : سود حاصل از شراکت
corporate reorganization : تجدید سازمان شرکت
corporate report : گزارش شرکت، گزارش (سالانه) شخصیت محاسباتی
corporate secretary : دبیر / منشی شرکت
corporate social accounting : حسابداری سنجش مسئولیت اجتماعی شرکتهای سهامی
corporate social reporting : گزارش کردن جنبه های اجتماعی شرکت
corporate strategy : استراژی شرکت
corporation : شرکت سهامی، بنگاه دارای شخصیت حقوقی
corporation aggregate : شرکت چند عضوی
corporation income tax : مالیات بر درآمد موسسه (یا شرکت)
corporation loan : اوراق قرضه شهرداری ها
corporation partner : شریک (در شرکت تجاری)
corporation profit and loss : صورتحساب سود و زیان شرکت (موسسه)
corporation sole : مالکیت انفرادی، شرکت فردی
corporation stocks : سهام شرکت (مؤسسه)
corporation stocks general obligation bond : اوراق قرضه شهرداریها
corporation tax (CT) : مالیات بر شرکت
corporation tax law : قانون مالیات شرکتها
corporations : شرکت های سهامی
corporations tax, company′s tax : مالیات شرکت
corporator : شریک (در شرکت تجاری)
corprorate insiders : افراد داخل شرکت
corpus : سرمایه اصلی، استراتژی شرکت
correct entry : ثبت صحیح (ثبت درست)
correctable error : اشتباه قابل تصحیح
correcting entries, adjusting entries : ثبت های اصلاحی، تصحیح اشتباه
correction actions, corrective acitons : اقدامات اصلاحی
correction factor : فاکتور اصلاحی ، عامل اصلاحی
correction of errors : اصلاح اشتباهات
correction, error correction, amendment,adjustment, alteration : اصلاح (تصحیح) اشتباه
corrective actions : اقدامات اصلاحی
corrective controls : کنترلهای اصلاحی
correlation : اصل یا سرمایه یک واحد سرمایه پذیر و آن مبلغی متفاوت از وجوه ورودی به واحد می باشد
correlation analysis : تجزیه و تحلیل همبستگی
correlation articulation of financial statements : همبستگی (پیوستگی) بین صورتهای مالی
correlation coefficient : ضریب همبستگی
correlation table : جدول نشان دهنده رابطه بین چند متغیر
correspond : شباهت داشتن
correspondence file : پرونده مکاتبات
correspondent : کارگزار، نماینده
correspondent agent : نماینده طرف معامله (یا طرف حساب)
correspondent bank : بانک کارگزار (طرف معامله)
corresponding amount (comparative amount) : مبلغ مقایسه ای، مبالغ تناظر، مبلغی در صورت حساب های منتشر شده یک شرکت با مسئولیت محدود که با مقادیر صورت مالی سال قبل ارتباط دارد
corresponding entry : ثبت مشابه (معادل)
corresponding figures : اعداد مشابه (در حسابها یا دفاتر)
corresponding items : اقلام مشابه
corridor approach : روش یا رویکرد دهلیز، رویکرد باریکراه
corroborating documents : مدارک مثبته، مدارک تایید کننده
corroborating evidence : شواهدی که از نظر اهمیت در درجه دوم قرار دارند، شواهد مکملم، شواهد تایید کننده
corroborating evidential matter : شواهد تایید کننده، شواهد مکمل
corroborating information : اطلاعات مثبته، اطلاعات تایید کننده
corroborative evidence : شواهد موید
corrupt practices : فعالیت های رشوه دهی و رشوه خواری
corruption : رشوه ستانی، رشوه دهی، فساد
cost : بهای تمام شده، فایده، ارزیدن، ارزیدن ارزیدن (ارزش داشتن)
cost (expense) recognition, expense recognition : شناخت هزینه
cost (expense) trend : روش هزینه
cost absorption : بهای تمام شده ی دارایی به وجوهی که با فروش آن به دست می آید.
cost account : حساب بهای تمام شده
cost account numbers : شماره حساب های هزینه
cost accountancy (accounting) principles : اصول حسابداری قیمت
cost accountant : حسابدار هزینه یاب، صاحب نظر یا متخصص در حسابداری بهای تمام شده ، حسابدار صنعتی
cost accounting : حسابداری بهای تمام شده
cost accounting : حسابداری بهای تمام شده، حسابداری صنعتی، هزینه یابی
cost accounting books : دفاتر حسابداری هزینه یابی
cost accounting department : اداره حسابداری بهای تمام شده
cost accounting information (data) : اطلاعات حسابداری صنعتی
cost accounting method, costing method : روش هزینه یابی
cost accounting period : دوره حسابداری صنعتی
cost accounting practices : تجربه های عملی حسابداری هزینه یابی
cost accounting principles : اصول حسابداری صنعتی
cost accounting procedure : روش عمل حسابداری هزینه یابی
cost accounting records : اسناد و مدارک حسابداری بهای تمامی شده (صنعتی)
cost accounting standards : استانداردهای حسابداری بهای تمام شه
cost accounting standards board : هیئت استانداردهای حسابداری صنعتی
cost accounting standards boards (CASB) : هیئت استانداردهای حسابداری بهای تمام شده
cost accounting system : سیستم حسابداری بهای تمام شده، سیستم حسابداری صنعتی
cost accounting transactions : عملیات حسابداری هزینه یابی (قیمت تمام شده)
cost accumulation : محاسبه جمع آوری داده ها
cost accuracy : صحت بهای تمام شده
cost allocation bases : مبانی تخصیص هزینه
cost allocation, allocation of cost, assignment of cost : تخصیص هزینه، انباشت هزینه، فرایند جمع آوری هزینه ها (با پیشرفت فرایند تولید)
cost analysis : تجزیه و تحلیل هزینه
cost analyst : تحلیل گر بهای تمام شده
cost and freight (C & F) : قیمت تحویل کشتی به اضافه هزینه ی حمل تا مقصد، پرداخت کرایه حمل کالا و بیمه تا مقصد
cost and freight (C&F) : قیمت سی، اند، اف، قیمت کالا با هزینه حمل
cost and. freight (C&F) price : قیمت کالا به اضافه کرایه حمل
cost and freight (CFR) : قیمت کالا و کرایه تا بندر مقصد
cost apportionment : تسهیم هزینه
cost appropriated : هزینه تخصیص اعتبار یافته
cost appropriated in budget : هزینه تخصیص یافته در بوجه
cost appropriation, cost pro-ration, cost assignment : تسهیم هزینه، تخصیص هزینه
cost ascertainment : تعیین هزینه، تعیین بهای تمام شده
cost attribution : منظور کردن هزینه
cost avoidance : اجتناب از هزینه
cost basis accounting : حسابداری برمبنای قیمت تمام شده
cost behavior : رفتار هزینه، گرایش اقلام بهای تمام شده
cost behavior pattern : الگوی رفتار هزینه
cost benfit relationship : رابطه هزینه و منفعت
cost carrying amount : قیمت تمام شده انتقالی
cost centers : مراکز هزینه
cost centre number : شماره مرکز هزینه
cost classification : طبقه بندی هزینه ها
cost component by elements : هزینه با عوامل تشکیل دهنده آن
cost components : عامل ترکیبی هزینه
cost concept : مفهوم بهای تمام شده
cost control system : سیستم کنترل هزینه (بهای تمام شده)
cost control, expense control : کنترل هزینه، نظارت بر هزینه
cost convention : قاعده بهای تمام شده
cost curve function : تابع منحنی هزینه
cost cutting : قطع هزینه
cost definition : تعریف هزینه
cost determination, cost finding : تعیین بهای تمام شده
cost distribution, expense distribution : توزیع هزینه، تخصیص هزینه ها، سرشکن کردن سربار
cost down expense : تقلیل دادن هزینه
cost driver : عامل ایجاد کننده هزینه ، محرک هزینه
cost effectiveness : اثربخشی هزینه، اقتصادی بودن
cost efficient : توجیه پذیر از نظر هزینه
cost elements : عوامل بهای تمام شده
cost elements, factors of cost, elements of cost : عوامل هزینه
cost estimate : تخمین هزینه (بهای تمام شده)
cost forecast : پیش بینی هزینه
cost function : تابع هزینه، برآورد هزینه های یک محصول
cost hierarchy : سسله مراتب هزینه
cost identification : شناسایی هزینه
cost incurred : هزینه به وقوع پیوسته (انجام شده)
cost index, price index : شاخص قیمت
cost indifference point : نقطه بی تفاوتی بهای تمام شده
cost insurance and freight (CIF) : سیف (هزینه به ااضفه بیمه به اضافه کرایه حمل)
cost insurance and freight price (CIF) : قیمت سیف
cost management system (CMS) : سیستم مدیریت هزینه، بهای تمام شده
cost measurement : اندازه گیری هزینه (بهای تمام شده)
cost minimization : حداقل کردن بهای تمام شده
cost objective : هدف هزینه
cost of acquisition. acquisition cost : هزینه تحصیل (دریافت)
cost of capital : هزینه تامین مالی، هزینه تامین سرمایه
cost of capital rate : نرخ هزینه سرمایه
cost of carry : هزینه تامین مالی
cost of carrying : هزینه نگاهداری موجودی کالا
cost of conversion : مخارج تبدیل
cost of financing capital : هزینه تامین سرمایه
cost of goods available for sale : بهای تمام شده کالای آماده برای فروش
cost of goods manufactured : بهای تمام شده کالای ساخته شده (تولید شده)
cost of goods sold (COGS) : بهای تمام شده کالای فروش رفته
cost of goods sold budget : بودجه قیمت تمام شده کالای فروش رفته
cost of goods sold, cost of sales, cost of merchandise : بهای تمام شده کالای فروخته شده
cost of installation, installation cost (expense) : هزینه نصب
cost of issuing : هزینه انتشار
cost of issuing debt : هزینه انتشار بدهی
cost of living allowance : فوق العاده سختی معیشت، کمک هزینه معیشت
cost of living index : شاخص هزینه زندگی
cost of prefferred stock : بهای تمام شده سهام ممتاز
cost of protection : هزینه حمایت
cost of removal : هزینه جابجایی
cost of sales adjustment : تعدیل در قیمت تمام شده فروش، اصلاح هزینه فروش
cost of sales adjustment for estimated returns : تعدیل قیمت تمام شده
cost of sales′ adjustment (COSA) : تعدیل بهای تمام شده کالای فروش رفته
cost of service : بهای خدمت
cost of service rendered : بهای خدمت انجام شده
cost of site preparation : مخارج بعدی
cost of variance : نوسانات هزینه
cost of work certified : بهای تمام شده کار گواهی شده
cost of work finished : بهای تمام شده کار پایان یافته
cost of work in process : قیمت تمام شده کار در جریان تکمیل
cost offsets : اقلام خنثی کننده بهای تمام شده
cost or market price whichever is lower : قیمت تمام شده یا قیمت بازار هر کدام کمتر
cost or market value : قیمت تمام شده یا قیمت بازار
cost per hour : هزینه ساعتی
cost per ton : قیمت تمام شده هر تن
cost per ton-mile : هزینه هر تن مایل
cost per unit : بهای تمام شده هر واحد محصول
cost plus contract : قرارداد مبتنی بر بهای تمام شده به اضافه درصدی سود
cost plus transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات (داخلی)
cost predictions : پیش بینی هزینه
cost price : قیمت تمام شده
cost price variance : انحراف نرخ بهای تمام شده
cost principle : اصل بهای تمام شده
cost procedure : روش عمل هزینه
cost proration : تسهیم هزینه
cost realization concept : مفهوم تحقق هزینه
cost recovery method : روش بازیافت هزینه (قیمت تمام شده)
cost recovery, recovery of cost : بازیافت هزینه
cost reduction : تقلیل هزینه، کاهش بهای تمام شده
cost replacement : هزینه جایگزینی
cost structure : ساختار هزینه (ساختار بهای تمام شده)
cost sub-ledger : دفتر معین هزینه
cost summary report : گزارش خلاصه هزینه
cost tables : جداول هزینه
cost tracing : ردیابی هزینه
cost transfer : هزینه انتقال
cost trend : روند بهای تمام شده
cost types : انواع هزینه
cost unit : واحد محصول، واحد هزینه، واحد بهای تمام شده
cost unit absorption rate : نرخ جذب آحاد هزینه
cost volume profit relationship : رابطه سود، حجم و هزینه (تولید)
cost volume variance : انحراف حجم بهای تمام شده
cost, insurance and freight (CIF) : قمیت کالا، بیمه وکرایه حمل تا بندر مقصد
cost, insurance, freight and exchange variation : قیمت، بیمه، هزیه حمل و تغییرات ارز
cost, insurance, fright (C.I.F) price : قیمت کالا به اضافه هزینه بیمه و حمل
cost-benefit constraint : محدودیت (اصل) فزونی منافع بر مخارج
cost-effectiveness analysis : تجزیه و تحلیل هزینه و سود، اثربخشی
cost-plus : بهای تمام شده به اضافه مبلغی معین
cost-plus fixed fee contract : قرارداد برحسب قیمت تمام شده باضافه حق الزحمه ثابت
cost-plus pricing : قیمت گذاری براساس قیمت تمام شده باضافه درصدی به عنوان سود
cost-plus transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی برحسب چند درصد اضافه
cost-to-cost method : روش هزینه به هزینه
cost-value analysis : تجزیه و تحلیل هزینه / ارزش
cost-volume-profit (CVP) analysis : تجزیه و تحلیل رابطه بین هزینه، حجم، سود
costing : هزینه یابی
costing and pricing : هزینه یابی و قیمت گذاری
costing by-product : تعیین هزینه محصول فرعی
costing joint-product : تعیین هزینه محصول مشترک
costing method, cost system, costing system : سیستم هزینه (هزینه یابی)
costing of inventory : هزینه یابی موجودی
costing principle : اصول تعیین هزینه ها (بهای تمام شده اقلام)
costing production : تعیین هزینه تولید
costs not associated with future revenues : مخارج غیر مرتبط با درآمدهای فروش آینده
costs not associated with revenue : مخارج غیر مرتبط با درآمد
counselor, advisor,adviser, consultant : مشاور
counted cash : موجودی نقدی شمارش شده
counted cash balance : مانده موجودی نقد شمارش شده
counter : متقابل، معامله به مثل
counter credit : اعتبار متقابل
counter guarantee : ضمانتنامه متقابل
counter purchase : خرید متقابل
counter signature : امضاء دوم (تصدیق امضاء اول)
counter trade : تجارت متقابل
counter-balance, counter-weight : پارسنگ (وزن تعادل)
counter-offer : جواب پیشنهاد
counterbalancing error : اشتباه موازنه ای، اشتباهاتی که به خودی خود خنثی می شوند، اشتباهاتی که یکدیگر را خنثی می کنند
counterfeit : جعل
counterfeit money : پول جعلی
counterfeiting : ساختن نسخه جعلی
counterfoil (check) : ته چک
countermand, terminate, abolish : فسخ کردن، لغو کردن
counterparty risk : ریسک طرف مقابل
.counters (of a bank) : باجه، گیشه (بانک)
countervailing power : نیروی همسنگ
country of origin : کشور مبدا کالا
coupon : کوپن، نرخ بهره اوراق قرضه
coupon bond : اوراق قرضه بی نام، اوراق قرضه با کوپن سود تضمین شده
coupon payment : پرداخت بهره
coupon rate : نرخ بهره اوراق قرضه
couponing : کوپن بندی، جیره بندی
court of accounts : دیوان محاسبات
court of appeal : دادگاه استیناف
court of review : دادگاه تجدیدنظر
covariance : کوواریانس
covenant of equal coverage : تعهدات مندرج در اوراق قرضه
covenant, written contract : پیمان نامه، الزام و تعهد
cover for bank notes : پشتوانه اسکناس
cover note : اعلامیه پوشش خطر، برگ تامین (برگ وثیقه)، بیمه نامه موقت
coverage : شمول، پوشش، دامنه یا گستره ی موضوع، دامنه حسابرسی، پوشش ریسک به وسیله بیمه، پوشش دادن
covered by any form of insurance : تحت پوشش انواع بیمه
covered call writer : واگذاری اختیار خرید سهام
covered cost : هزینه بازیافت شده
covered investments : پوشش سرمایه گذاری ها
covering entry : ثبت کامل
covering letter : نامه توضیحی
covering note : یادداشت توضیحی، سند وثیقه
CPA uniform examination : آزمون های سراسری حسابداران رسمی آمریکا
CPD carmet : دفترچه عبور گمرکی
CR (credit) : (مخفف) بستانگار
creation of a company : ایجاد یک شرکت
creative accounting : نوعی حسابداری قانونی اما گمراه کننده
credentials : اعتبارنامه
credibility : صداقت گفتار (گواه)
credible merchant : بازرگان معتبر
credit : اعتبار، بستانکاری، اعتبار مالی
credit account : اعتبار، شهرت (مالی)
credit advice : اعلامیه بستانکار
credit agency : موسسه اطلاعات اعتباری
credit agreement : قرارداد وام (اعتبار)
credit amount : میزان اعتبار
credit and collection : اعتبار و وصول مطالبات
credit application : تقاضای گشایش اعتبار
credit available : اعتبار قابل استفاده
credit balancc : مانده بستانکار
credit balance in debtor′s ledger : مانده بستانکار در دفتر بدهکاران
credit balance on cash account : مانده بدهکار در دفتر بستانکاران
credit bank : بانک اعتباری
credit bureau : دفتر تحقیقات اعتباری ، اداره اعتبارات
credit bureau agency : موسسه تحقیقات اعتباری
credit card draft : حواله کارت اعتبار
credit ceiling : حد اعتبار، سقف اعتبار
credit control : کنتل اعتبار
credit entry : ثبت بستانکار
credit facilities : تسهیلات اعتبار (اعتباری)
credit institute : موسسه اعتباری
credit insurance : بیمه اعتبارات
credit insurance premium : حق بیمه اعتبار
credit limits : حدود اعتبار
credit line, credit worthiness : حد (خط) اعتبار
credit market : بازار اعتبار
credit money : پول اعتباری
credit note (C/N), credit memorandum,credit memo : اعلامیه بستانکار
credit policy : خط مشی (سیاست) اعتباری
credit purchase : خرید اعتباری
credit rating : رده بندی اعتباری، تعیین درجه اعتباری شرکت، میزان اعتبار
credit report : گزارش اعتباری
credit reporting agency (credit reference agency; credit rating agency) : موسسه رده بندی کننده اعتبار شرکت ها
credit reporting institution : موسسه ای که گزارش اعتباری (رده بندی) صادر می کند
credit restriction : محدودیت اعتباری
credit risk (commercial credit risk) : ریسک اعتباری، نرخ ریسک
credit risk rate of interest, day rate, daily rate : نرخ روزانه
credit sale : فروش نسیه، فروش اعتباری
credit side : طرف بستانکار
credit side of account : طرف بستانکار حساب
credit slip : فرم بستانکار
credit squeeze policy : سیاست محدودیت (مضیقه) اعتباری
credit standing : موقعیت اعتباری
credit status : وضعیت و موقعیت اعتبار
credit system : سیستم اعتباری
credit terms : شرایط اعتباردهی، مدت اعتبار
credit transaction, forward deal : معامله به وعده، معامله نسیه
credit-card sales : فروش از طریق کارت اعتباری
credit-sale agreement : عقد (قرارداد) فروش اقساط
Credit-worthiness : شایستگی اعتبار
creditable financial institution : موسسه مالی معتبر
creditor′s account : حساب طلبکار
creditor′s buffer : سرمایه ثابت شرکت غیر قابل تقسیم و کاهش
creditor(s) : بستانکاران، اعتبار دهندگان
creditors day ratio : نسبت واریز بستانکاران
creditors′ control account : حساب کنترل بستانکاران
creditors′ledger : دفتر بستانکاران
creditors′ personal ledger : دفتر شخصی بستانکاران
creditors′subsidiary ledger, accounts payable subsidiary ledeger : دفتر معین بستانکاران
creditors′ voluntary liquidation (creditors′ voluntary winding-up) : انحلال شرکت براساس درخواست طلبکاران
creditworthiness : درجه اعتبار شخص یا سازمان
criminal liability for accountants : مسئولیت کیفری حسابداران / جزائی / مخدنی
crisis : بحران
crisis situation (position) : موقعیت بحرانی
criteria : ضابطه ،مبنا
critical accounts : حساب های بحرانی
critical areas : مواضع بحرانی
critical control method : روش کنترل انتقادی
critical error : اشتباه حساس
critical event theory of revenue recognition : تئوری رویداد اساسی شناسایی درآمد
critical material : مواد مهم
critical observation : اظهار عقیده انتقادی
critical path : مسیر بحرانی
current portion of long-term loan : حصه جاری وام طویل المدت
current portion, current maturities : حصه جاری
current position of the company : موقعیت جاری شرکت
current purchasing power accounting : حسابداری (برمبنای) قدرت خرید ثابت
current rate of yield : نرخ جاری بازده
current ratio (working-capital ratio) : نسبت جاری
current replacement cost : ارزش (بهای تمام شده) جایگزینی
current reproduction cost : هزینه جاری تولید مجدد
current sources, current funds : منابع جاری
current value (current cost; current proceeds, current exit value; expected exit value; or present value) : ارزش جاری
current year : سال جاری
current yield to maturity : بازده جاری تا سررسید، ارزش جاری
current yield, current return (coupon yield) : بازده جاری (بهره)
current-cost depreciation : استهلاک بر مبنای ارزش فعلی دارایی ها
current-cost operating profit : سود عملیاتی مبتنی بر ارزش کنونی اقلام
curtailed cost (expense) : هزینه کاسته شده
curtailed sampling : نمونه گیری منقطع
cushion bond : اوراق قرضه با مصرف
custodian : امین، سرپرست، نماینده مجاز
custodian account : حساب اسناد اخمانت بانکی
custody : نگهداری، امانت داری
custody (of goods) : حفاظت و نگهداری کالا
custom duties : عوارض (تعرفه های) گمرکی
customable goods : کالاهای مشمول حقوق و عوارض گمرگی
customer : مشتری
customer accounts receivable : حساب های دریافتنی از مشتریان
customer attributes : ویژگی های مشتری
customer complaints : شکایت های مشتریان
customer costing system : سیستم هزینه یابی مشتری
customer default : نقض قرارداد به وسیله مشتری یا خریدار
customer service : خدمات پس از فروش
customer statement : صورت حساب شتری
customer′s deposit : سپرده مشتریان
customer′s prepayment : پیش پرداخت مشتریان
customers′ advance or deposits receivabies : پیش دریافت یا سپرده های دریافتی از مشتریان
customers′ ledger : دفتر (معین) مشتریان بدهکاران
customs : گمرک
customs agency : نمایندگی گمرک
customs approved routes : راههای گمرکی (راههای مجاز)
customs broker : حق العملکار گمرکی، واسطه گمرکی
customs charge : هزینه گمرکی
customs clearance : ترخیص از گمرک
customs cleared : ترخیص شده از گمرک
customs clearing agent : نماینده ترخیص گمرکی
customs commisioner : کمیسیونر گمرکی، حق العمل کار گمرکی
customs compound : محوطه گمرکی
customs control : نظارت گمرکی / کنترل گمرکی
customs cooperation council (CCC) : شورای همکاری گمرکی
customs declarations : اظهارنامه گمرکی
customs department : دایره گمرک
customs drawback : برگشت حقوق گمرکی
customs duties : حقوق گمرکی
customs entry, bill of Entry : اظهارنامه گمرکی
customs formalities : تشریفات گمرکی
customs fraud : تقلب گمرکی / تخلف گمرکی
customs frontier : مرز گمرکی
customs house : گمرکخانه
customs invoice : سیاهه گمرکی، صورت خرید یا صورت کالاهای فرستاده شده با مهر کنسولگری کشور مقصد، صورتحساب گمرکی
customs law : قانون گمرکی
customs maritime zone : منطقه دریای گمرکی
customs offence : تخلف گمرکی، تقلب گمرکی
customs office : اداره گمرک، دفتر گمرک
customs officer : کارمند گمرک، مقام گمرکی
customs officials : مقامات گمرکی
customs regulation : مقررات گمرکی
customs removal permit : سند ترخیص، پروانه گمرکی، جواز گمرکی
customs seal : مهر و موم گمرکی (سیم و سرب)
customs surveillance zone : منطقه نظارت گمرکی
customs tariff : تعرفه گمرکی
customs tax : عوارض گمرکی
customs territory : قلمرو گمرکی
customs tranist operation : عملیات ترانزیت گمرکی
customs transit : ترانزیت گمرکی
customs union : اتحادیه گمرکی
customs value : ارزش گمرکی
customs value basis : مبنای تعیین ارزش گمرکی
customs warehousing : انبارداری گمرکی
customs warehousig procedure : روش انبارداری گمرکی
customs′duty problem : مشکل حقوق گمرکی
cut back wage (pay) : دستمزد ایام بیکاری آتی
cut off· : قطع، قطع کردن ثبت عملیات، آزمایش میان بر، تفکیک مقطع زمانی
cut off date : تاریخ قطعی (انقطاع) (مودجودی گیری، رسیدگی، حسابرسی)
cut off rate of investment : نرخ بازدارنده سرمایه گذاری
cut off the entry : قطع ثبت حساب ها (به منظور خاص)
cut-off bank statement : صورتحساب مقطعی بانک
cut-off point : حد انقطاع، حد قابل گذشت
cut-off procedure : روش انقطاع عملیات، روزش میان بر
cut-off statement : صورتحساب موقت (میان دوره ای)
cut-off test : آزمون انقطاع زمانی، مقطع گیری زمان
cut-off verification : رسیدگی مقطعی، آزمون انقطاع
cutoff misstatements : تحریفات مقطع گیری زمانی
cycle : چرخه، دوره، (در جمع) ادوار
cycle approach : روش چرخه (معاملات)
cycle count : شمارش ادواری موجودی کالا
cycle of business : دوره کسب ، چرخه تجارت
cycle of operations : گردش عملیات، چرخه عملیات
cycle stock : موجودی دوره ای، موجودی عادی
cycle time : زمان تکمیل یک عمل تولیدی
cycic stock check : کنترل ادواری موجودی
cyctical baJanced budget : بودجه متوازن ادواری
cyclical budget : بودجه ادواری
cyctical pJan : آِمون چرخه ای ادواری
cyclical pricing : قیمت گذاری ادواری
daily cash payment : پرداخت نقدی روزانه
daily cash reconciliation : تطبیق روزانه صندوق
daily purchases in accounts payable ratio cost ratio : نسبت بهای تمام شده
daily sales in receivables : فرو شروزانه قابل وصول
daily time card : کارت اوقات کار روزانه
daily time records : ثبت اوقات کار روزانه
daisy chain : چندین بار خرید و فروش یک دسته از اقلام
damage cost : هزینه خسارت
data acquisition and control : گردآوری و کنترل اطلاعات
data collection sheets : برگه های ثبت داده ها
data collection techniques : روش های جمع آوری داده ها
data communication : مخابره اطلاعات
data financial information : مجموعه اطلاعات مالی
data freight receipt : رسید آماری حمل
data integrity maintenance (DIM) : مصون سازی یک پایگاه داده ها از تحریف های تصادفی یا عمدی
date of acceptance : تاریخ قبولی
date of acquisition : تاریخ تحصیل، تاریخ مالکیت
date of authorising financial statements for issue : تاریخ تصویب صورت های مالی
date of completion, date of practical completion : تاریخ پایان کار
date of effect, effective date,date of entry : ثبت (دفاتر)
date of grace : تاریخ مهلت
date of issuance / issuing : تاریخ صدور
date of order, date of practical completion : تاریخ سفارش
date of practical completion : تاریخ عملی پایان کار
dated securities : اوراق بهادار تاریخ دار
dating and reissuance : تاریخ گذاری و صدور (انتشار مجدد)
day by day control, over expenses (costs) : کنترل روزبروز (روزانه)
day of cancellation : تاریخ فسخ
day-end balance : مانده آخر روز
day-end balance sheet : ترازنامه آخر روز
days of charge : مهلت ادای دین
days of sickness, sick days : روزهای بیماری
de-recognition : برگشت شناسایی
dead account : حساب راکد ، حساب بدون گردش
dead file, dead record : بایگانی راکد
dead lock : بن بست
dead stock : سرمایه بیکار، کالای بنجل
dead weight (DW) load factor : ظرفیت بارگیری (شامل وزن کلیه کالاها، مسافرین، کارکنان، مواد سوختی، مصرفی، آب و روغن و غیره)
deadlock : بن بست
deal, dealing, transaction, trade : معامله، بستن یک قرارداد، اندازه
debenture capital : سرمایه ناشی از فروش اوراق قرضه
debenture issued at a deficit : اوراق قرضه منتشره به کسر
debenture stock (debenture) : سهم قرضه (بدون تاریخ ولی دارای تعهد پرداخت)
debit advice : اعلامیه بدهکار
debit balance : مانده بدهکار در دفتر بستانکاران
debit card : کارت بدهکار
debt collection : وصول بدهی
debt collection agency : موسسه وصول مطالبات
debt collection for realisation : وصول طلب با نقد کردن وثیقه
debt conversion : تبدیل بدهی
debt discount : کسر اوراق قرضه، تخفیف بدهی
debt factoring : فروش مطالبات، فروش دین، واگذاری مطالبات
debt financing : تامین (مالی) بدهی
debt-coverage ratio : نسبت پوشش بدهی
debtor collection period (average collection period) : متوسط دوره وصول مطالبات
debtors control account : حساب کنترل بدهکاران
debtors follow-up actions : اعمال تعقیبی بدهکاران
decay : نقصان، کاهش
deceased account : حساب متوفی (شخص فوت شده)
deceased partner : شریک متوفی
deceased partner account : حساب شریک متئوفی
decentertized system : سیستم غیر متمرکز
decentralization : عدم تمرکز، تمرکززدایی
decentralize : تفویض اختیار به رده های پایین تر
decentralized budget : بودجه غیر متمرکز
decentralized buying : خرید غیر متمرکز
decentralized organization : سازمان غیر متمرکز
deception, fraud, fraudulent : تقلب، سوء استفاده، کلاه برداری
decile : یک دهم
decision center : مرکز تصمیم گیری
decision guidelines : رهنمودهای تصمیم گیری، دستورالعمل تصمیم گیری
decision interval : فاصله تصمیم گیری
decision makers : تصمیم گیرندگان
decision making : تصمیم گیری، اتخاذ تصمیم
decision making process : فرآیند تصمیم گیری
decision model approach : رویکرد / مدل تصمیم گیری
decision rule : قاعده تصمیم گیری
decision structure : ساختار تصمیم
decision support systems (DSS) : سیتسم های تسهیل کننده فرایند تصمیم گیری
decision symbol : نشانه تصمیم گیری
decision table : جدول تصمیم گیری
decision theory : تئوری تصمیم
decision to buy or lease : تصمیم خرید یا اجاره
decision to produce or buy : تصمیم ساخت یا خرید (کالا، ماشین)
dccision tree : درخت تصمیم گیری
decision tree analysis : تجزیه و تحلیل درخت تصمیم گیری
decision-marking cost : هزینه تصمیم گیری
decisive analysis : تجزیه و تحلیل قاطع
deck : عرشه کشتی
deck cargo : بار روی عرشه
deck load : ظرفیت عرضه
declarant : اظهار کننده، بیان کننده
declaration : اعلام، اعلامیه، اظهاریه
declaration form : فرم اظهارنامه
declaration of arrival or departure : اظهارنامه ورود یا خروج
declaration of dividend : اعلام سود تقسیمی
declaration of interest : اعلام بهره
declaration of origin : اظهارنامه مبدا
declaration of solvency : اعلام توان واریز دیون
declare the goods : اظهار کردن کالا (به گمرک)
declared capital = stated capital : سرمایه اعلام شده
declared dividend : سود سهامی اعلام شده، سود تقسیمی که به صورت رسمی به وسیله هیئت مدیره اعلام شود.
declassified cost : تعیین مجدد بهای اقلام تشکیل دهنده یک محصول
decline : کاهش ارزش
declining method : روش نزولی
declining rate : کاستن نرخ
declining-balance method of depreciation : استهلاک به روش مانده نزولی
decommissioning cost : هزینه های قطع فعالیت
decrease endorsement : تصدیق یا تایید کاهش
decrease in assets : کاهش داراییها
decrease in working capital : کاهش در سرمایه در گردش
decreasing cost : هزینه (قیمت تمام شده) نزولی
decreasing rate : نرخ نزولی
decrement : کاهش نسبت به مبنا
decremental cost : بهای تمام شده تفاضلی
deducbble : مبلغ قابل کسر، فرانشیز بیمه
deduction : (منطق) استنتاج، از کل به جزء رفتن، کم کردن هزینه از درآمد
deduction at source : کسر در منبع (مالیات)
deduction from gross income : کم کردن هزینه ها از درآمد ناخالص
deductions from earning of employees : کسور مربوطه به درآمد کارکنان
deductions from net income : کم کردن از سود خالص
deductions made of wages : کسورات دستمزد
deed of convenant : تعهد، عمل مربوط به تعهد، تعهدنامه
deed, document, bond, bill, instrument : سند رسمی، قباله
deep discount : کسر بسیار زیاد اوراق قرضه
deep discount or zero-coupon bonds (notes) : اوراق قرضه / اسناد بدون بهره یا با تخفیف هنگفت
defalcation : اختلاس، کلاهبرداری
default by subscribers : قصور (پرداخت) پذیره نویسان
default by the principal : نکول توسط واگذارنده
defeasance : تسویه پیش از موعد
defeasance clause : شرط ابطال، شرط لغو
defeasance provision : شرط ابطال، شرط فسخ
defect : نقص، عیب
defective accounts : حساب های نادرست
defective units : واحدهای معیوب
defences : مدافعات ، دفاعیات
defensive stocks : سهام تدافعی، سهام مقاوم، سهامی که تغییرات قیمت آنها از تغییرات متوسط بازار کمتر است.
deferred (revenue, income, credit) revenue collected in advance : پیش دریافت درآمد، درآمد انتقالی به دوره های آینده
deferred cash payment : پرداخت نقدی معوق
deferred charge : مخارج انتقالی به دوره های آتی، پیش پرداخت هزینه، هزیه های انتقالی
deferred compensation : حقوق و مزایای انتقالی به دوره های آتی
deferred compensation plan : طرح پرداخت آتی
deferred consideration agreement : قرارداد مربوط به تاخیر انداختن پرداخت وجه
deferred contract premium : صرف پیمان انتقالی به دوره آتی
deferred cost (expense) : هزینه دوره های آتی (هزینه معوق)
deferred cost of goods sold : قیمت تمام شده انتقالی کالای فروش رفته
deferred cost of purchases : هزینه سنوات آتی خرید
deferred credit (deferred liability) : پیش دریافت، درآمد انتقالی به دوره های آتی
deferred creditor : طلبکار تاجر ورشکسته
deferred credits or revenue : درآمدهای انتقالی به دوره های آتی
deferred expense = deferred charge;prepaid expense : پیش پرداخت هزینه، هزینه معوق
deferred income : پیش دریافت درآمد، درآمد معوق
deferred income tax : مالیات بر درآمد دوره آتی، انتقالی به دوره بعد
deferred interest income : درآمد بهره انتقالی یا معوق
deferred payment credit : اعتبار برای پرداخت های معوق
deferred payment project (pIan) : طرح پرداخت مدت دار
deferred repairs = deferred maintenance : ذخیره تعمیرات
deferred tax credit : اعتبار مالیاتی انتقالی (به دوره های بعد)
deferred tax, back duty : مالیات معوق، مالیات انتقالی به دوره های آتی
defferential income : درآمد تفاضلی (درآمد فروش، مبنای هزینه متغیر)
deficiency account or statement : حساب (صورتحساب) غرما
deficiency,shortage shorts : کمبود، کسری، عیب و نقص
deficient in money : بی پول
deficit, shortage : کسری، کمبود، زیان
defined contribution : سهم بازنشستگی
definite income : درآمد قطعی
deflation cost : هزینه ضد تورم
defunct company : شرکت ورشکسته یا منحل شده
defunct company, Iiguidated company : شرکت منحله
degree of combined leverage (DCL) : درجه اهرم ترکیبی
degree of completion : درجه تکمیل
degree of correspondence : درجه (میزان) انطباق
degree of financial leverage (DFL) : درجه اهرم مالی
degree of focus : درجه تمرکز
del credere : ضمانت فروشنده، تضمین اعتبار
del credere agent : حق العمل کار ضامن، عامل فروش که بدهی خریدار را تضمین می کند
delay of cash outflow : عقب انداختن جریان نقدی خروجی
delayed income : درآمد معوقه
delayed recognition : شناسایی با تاخیر
delivered price : قیمت تحویل تا بندر
delivery carrier : کشتی حمل کننده
delivery charge, carrying charge : هزینه حمل و نقل انتقالی به دارائی
delivery notice : یادداشت مربوط به تحویل
delivery of health care, health care delivery, provision of heahh care : ارائه خدمات درمانی
delivery receipt : رسید تحویل کالا
delivery services : خدمات تحویل کالا
delivery to dock : تحویل بارانداز، تحویل اسکله
demand cost : هزینه عندالمطالبه (بر طبق تقاضا)
demand curve : منحنی تقاضا
demand function : تابع تقاضا
demand oriented pricing : قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
demanding, claimable : مورد مطالبه
demise charter : اجاره دربست کامل
demurage charge : هزینه جریمه تاخیر (کشتی ، کامیون)
denominator variance = volume variance : انحراف مبنای جذب سربار
department cost : هزینه دایره (هزینه بخش)
department cost summary : خلاصه هزینه دایره (اداره)
department, bureau, section : اداره (دایره، بخش)، بخش، واحد مستقل از سازمان
departmental accounting : واحد مستقل
departmental accounts : حساب های دوایر
departmental actual overhead : سربار واقعی دوایری
departmental cost of production report : گزارش هزینه تولید دوایر
departmental direct cost : هزینه مستقیم دایره ای (هر دایره)
departmental distnbution of cost : توزیع هزینه به دوایر
departure from historical cost : انحراف از بهای تمام شده تاریخی
dependent′s allowance : فوق العاده عائله تحت تکفل
depleted cost : باقیمانده دارایی پس از کم کردن
depletion accounting : روش محاسبه ی استهلاک منابع طبیعی
depletion allowance : ذخیره تهی شدن (استهلاک) مخازن و منابع طبیعی
depletive stock : موجودی کالای نقصان پذیر
deposit account : حساب سپرده
deposit checks : چک های واگذار شده به بانک
deposit claims : مطالبات سپرده ای
deposit insurance : بیمه سپرده
deposit on letter of credit : سپرده اعتباری اسنادی
deposit receivable : سپرده دریافتنی
deposit, fiduciary, trust funds : امانت، سپرده
depository receipt : رسید بانک
depository trust company (DTC) : شرکت سپرده امانی
depreciable : قابل استهلاک، استهلاک پذیر
depreciable amount : مبلغ قابل استهلاک
depreciable asset : دارایی استهلاک پذیر (در منابع طبیعی)
depreciable cost : بهای تمام شده مشمول استهلاک، بهای تمام شده استهلاک پذیر
depreciate : مستهلک کردن
depreciated asset : دارایی مستهلک شده
depreciated book value : ارزش دفتری مستهلک شده
depreciated cost : بهای تمام شده منهای استهلاک انباشته
depreciated cost (depreciated value) : خالص ارزش دفتری دارایی
depreciated cost, unamortized cost,amortized cost : بهای تمام شده مستهلک شده
depreciated original cost : بهای تمام شده اولیه منهای استهلاک انباشته
depreciated replacement cost : بهای جایگزینی مستهلک شده
depreciated value : ارزش دفتری، بهای تمام شده مستهلک شده
depreciation : استهلاک، کاهش پیاپی
depreciation adequacy : تخصیص درست استهلاک انباشته
depreciation adjustment : تعدیل استهلاک
depreciation base (basis) : مبنای استهلاک
depreciation couble-declining balance (DDB) : استهلاک مانده نزولی مضاعف
depreciation funds invested : وجوه استهلاکی سرمایه گذاری شده
depreciation funds, sinking funds : وجوه استهلاکی سرمایه گذاری شده
depreciation method : روش استهلاک
depreciation privision on (ot) asset : ذخیره استهلاک دارایی
depreciation provision : ذخیره استهلاک
depreciation rate (ratio) : ضریب استهلاک، نرخ استهلاک
depreciation recapture : بازیافت استهلاک
depreciation reserve : اندوخته استهلاک
depreciation reserve funds : وجوه اندنوخته استهلاکی
depreciation reserve ratio : ضریب اندوخته استهلاک
depreciation taken into account : استهلاک به حساب منظور شده
depreciation written off : استهلاک منظور شده (به هزینه برده شده)
depreciation, amortization : کاهش ارزش ، مستهلک کردن
depression, recession, recession : کسادی، رکود خفیف، افت و پس نشست تولید و تجارت و تجارت اشتغال
deputy chairman : نایب رییس هیات مدیره
deputy director : قائم مقام مدیر
derelict asset (property), abandoned asset : دارایی متروک (بی صاحب)
derivation product : محصول مشتق (فرعی)
derivative financial instruments, derivative securities : اوراق بهادار (ابزار مالی) مشتقه
derived product : محصول مشتق (شده)
derogation clause : شرط فسخ
descending tops : سیر نزولی
descent : تحصیل اموال شخص مرده که وصیت نکرده است
description of goods : مشخصات کالا
description of goods purchased : مشخصات کالای خریداری شده
description, specification : شرح مشخصات، توضیح، توصیف، تشریح
descriptive approach : روش (رویکرد) توصیفی
descriptive captions : عنان های توصیفی
descriptive model : الگوی توصیفی
descriptive statistics : آمار توصیفی
descriptive theory = positive theory : تئوری اثباتی
design of products-services or processes : طراحی محصولات، خدمات یا فرایندها
desirability, adequacy : مطلوبیت
desk check : کنترل عینی گردش کار برنامه
detail account : حساب تفصیلی
detail accounting : حسابداری تشریحی (جزء به جزء)
detail of account : ریز حساب
detail of working capital : صورت ریز سرمایه در گردش
detailed account : دفتر معین، حساب مشروح (حاوی جزئیات)
detailed accounting : حسابداری تفصیلی
detailed calculation : محاسبه به ریز
detailed checking : رسیدگی به ریز (کامل)
detailed guidance : رهنمود تفصیلی
detailed income statement : صورتحساب سود و زیان به شکل تفصیلی
details as per attached sheet : جزئیات طبق ورقه پیوست
detect : تفتیش، بازرسی، کشف
detection control : کنترل های کشف
detection risk : ریسک عدم کشف تحریفات
detective controls, transfer controls : کنترل های اکتشافی
deteriorating economic positions : اوضاع نابسامان اقتصادی
developing countries : کشورهای در حال توسعه
development and research cost : هزینه توسعه و تحقیق
development project : پروژه عمرانی
deviation rate occurrence rate,exception rate : ضریب انحراف
difference estimation : برآورد تفاضلی، برآورد اختلاف
different fiscal periods : دوره های مالی متفاوت
different levels of production : سطوح مختلف تولید
differential cost analysis : تجزیه و تحلیل بهای تمام شده تفاصلی
differential cost items : اقلام تفاضلی بهای تمام شده
differential costing : هزینه یابی تفاضلی (نهائی)
differential pricing : عرصه یک نوع کالا با قیمت های متفاوت
dificiency, shortage, deficit, short : کمبود، کسری، عیب و نقص
diluting securities : اوراق بهادار تقلیل دهنده
diminishing return, decreasing return : بازده نزولی (رو به کاهش)
diminishing-balance method (reducing-balance method) : روش مانده نزولی (در استهلاک)
direct (wages-labor) : دستمزد مستقیم، نیروی کار مستقیم
direct access storage devices (DASD) : انبارهای دسترسی مستقیم
direct advertising expenditures : هزینه های تبلیغ مستقیم
direct allocation : تخصیص مستقیم
direct aJlocation basis of apportionment : رش (تخصیص مستقیم) در تسهیم
direct allocation method : روش تخصیص مستقیم (در تسهیم)
direct and indirect tax : مالیات مستقیم و غیرمستقیم
direct approach : روش (رویکرد) مستقیم
direct assessment method : روش سنجش مستقیم
direct charges (expenses) : مخارج مستقیم
direct cost : بهای تمام شده مستقیم, هزینه مستقیم
direct cost pricing : قیمت گذاری بر حسب هزینه مستقیم
direct cost system : روش هزینه یابی مستقیم
direct data entry : ثبت مستقیم داده ها
direct debit : حق برداشت مستقیم، دستور برداشت مستقیم
direct departmental charges : هزینه های مستقیم دوایر
direct division of medical care : بخش درمان مستقیم
direct entry method : روش ثبت مستقیم
direct estimation : برآورد مستقیم
direct evidence : شواهد مستقیم
direct factory cost : هزینه مستقیم کارخانه
direct factory overhead : هزینه سربار مستقیم کارخانه
direct financial interest : منافع مالی مستقیم
direct financing : تامین مالی مستقیم، مستقیم تدارک مالی
direct holdings : سرمایه گذاری های مستقیم
direct hour : ساعت کار مستقیم، ساعت ماشین، ساعت استاندارد
direct inventory reduction method : روش کاهش مستقیم ارزش موجودی
direct labor : کار مستقیم، دستمزد مستقیم
direct labor efficiency variance : انحراف کارآیی کار مستقیم، انحراف کارآیی
direct labor hour rate : نرخ ساعتی کار مستقیم
direct labor hours (DLH) : ساعات کار مستقیم
direct labor idle-time variance, idle times variance : انحراف اوقات بیکاری
direct labor rate variance : انحراف نرخ کار مستقیم، انحراف نرخ دستمزدد مستقیم
direct labor total variance : جمع انحراف کار مستقیم، انحراف کل کار مستقیم
direct labor variance : مغایرت کار مستقیم
direct labour cost (direct wages) : دستمزد مستقیم
direct labour efficiency variance (labour efficiency variance) : انحراف کارایی دستمزد مستقیم
direct labour hour rate (labour hour rate) : نرخ دستمزد هر ساعت کار مستقیم
direct labour rate of pay variance (labour rate variance) : انحراف نرخ دستمزد
direct liability : بدهی مستقیم
direct machine hours : ساعات کار مستقیم ماشین
direct manufacturing costs : هزینه های مستقیم ساخت
direct material : مواد مستقیم
direct material cost : بهای تمام شده مواد مستقیم
direct material price variance : انحراف قیمت مواد مستقیم، انحراف نرخ مواد مستقیم
direct material usage budget : بودجه مصرف مواد مستقیم
direct material(s) mixture variance : مغایرت ترکیبی مواد مستقیم
direct material(s) price variance : مغایرت قیمت مواد مستقیم
direct material(s) usage variance : مغایرت مصرف مواد مستقیم
direct material(s) variance : مغایرت هزینه مواد مستقیم
direct materials : مواد مستقیم، مواد اولیه
direct materials budget : بودجه مواد مستقیم
direct materials cost : هزینه مواد مستقیم، هزینه مواد اولیه
direct materials cost variance : انحراف خالص مواد خام
direct materials mix variance : انحراف مواد مستقیم به قیمت استاندارد
direct materials price variance : انحراف قیمت مواد مستقیم
direct materials quantity variance : انحراف مقدار مواد مستقیم
direct materials stocks (direct materials inventory) : موجودی مواد مستقیم
direct materials total cost variance : انحراف کل هزینه مواد مستقیم، مجموع انحراف قیمت مواد مستقیم و انحراف مصرف مواد مستقیم
direct materials usage variance : انحراف مصرف مواد مستقیم
direct materials yield variance : انحراف بازده مواد مستقیم
direct overhead : سربار مستقیم
direct overhead cost, direct overhead : هزینه سربار مستقیم
direct payment : پرداخت مستقیم
direct posting : نقل و انتقال مستقیم
direct production cost of sales : هزینه فروش تولید مستقیم
direct sales cost : هزینه های مستقیم فروش
direct shipment : حمل مستقیم
direct substantive tests : آزمون های مستقیم محتوا
direct tax. : مالیات مستقیم
direct tax. rate : نرخ مالیات مستقیم
direct taxation act, direct tax law(act) : قانون مالیات های مستقیم
direct test of financial balances : آزمون مستقیم مانده ها
direct tracing : ردیابی مستقیم
direct valuation : ارزشیابی مستقیم
direct variable : متغیر مستقیم
direct variable cost : هزینه متغیر مستقیم
direct wage rate variance : انحراف دستمزد مستقیم
direct wage variance, labor rate variance : اننحراف نرخ دستمزد مستقیم
direct wage(s) cost, direct labor cost : هزینه دستمزد مستقیم
direct wages : دستمزد مستقیم (هزینه)
direct worker : کارگر مستقیم
direct write down method : روش تقلیل مستقیم
direct write off : حذف کردن مستقیم
direct write-off method : روش حذف مستقیم
direct -effect illegal acts : اعمال غیر قانونی دارای اثر مستقیم
directed sample selection : انتخاب جهت دار (هدفمند) نمونه
directing : هدایت
directive : خط مشی، دستورالعمل
directive controls : کنترل های دستوری
directly costs : مخارج مستقیم
director general, general manager : مدیر کل
director production cost of sales : بهای تمام شده کالای فروش رفته
director′s attendance book : دفتر حضور و غیاب مدیران
director′s remuneration (director′s emoluments) : کل دریافتی مدیران ارشد یک شرکت طی سال
director′s report : گزارش هیات مدیره
directors′ circular : بخشنامه مدیران
directors′ minute : صورت جلسه مدیران
directors′ report, report of directors : گزارش مدیران
disability charge : غرامت نقص عضو, غرامت از کار افتادگی
disability compensation : غرامت از کار افتادگی
disability insurance : بیمه از کار افتادگی
disaggregated cost : تجزیه یک قلم هزینه به اجزای تشکیل دهنده آن
disaggregation of financial data : جداسازی اطلاعات مالی
disbursement cash disbursement, cash payment : پرداخت نقدی (خرج نقدی)
disbursement office : اداره پرداخت نقدی
discharge, discharging : پرداخت، تادیه بدهی
discharged bill : برات پرداخت شده
discharged employee : کارمند اخراجی
discharged statement, unpaid statement : صورتحساب پرداخت نشده
discharging berth, discharging wharf : اسکله تخلیه
discharging wharf : بندر محل تخلیه
disciplinary body : نهاد انضباطی
disciplinary regulations : مقررات انضباطی
discipline : انضباط
disclaim an account : حسابی که توسط حسابرس تایید نشده است
disclaimer of opinion, denial of opinion : امتناع از اظهارنظر، عدم اظهارنظر
disclaimer report : گزارش عدم تایید حسابرسی
disclose : آشکار کردن چیزی که نهفته است (افشا کردن)
disclosed reserve : اندوخته آشکار
disclosure : افشای اطلاعات
disclosure checklist (index) : فهرست موارد افشاء
disclosure guidelines : رهنمودهای افشاء
disclosure in financial reporting : افشار در گزارشگری مالی
disclosure of accounting policies : افشاء خط مشی های حسابداری، افشاء رویه های مالی
disclosure of facts : افشای حقایق
disclosure of financial policies : افشای رویه های مالی
disclosure of replacement cost information : افشای اطلاعات بهای جایگزینی
disclosure of segments of an enterprise : افشای اطلاعات قسمت های احد تجاری
disclosure principle, principle of disclosure : اصل افشا، اصل افشاء حقایق
disclosure requirements : ضرورت های افشا
discontinued operations : عملیات متوقف شده
discount : تخفیف، تنزیل، کسر اوراق قرضه
discount allowed : تخفیف اعطایی به مشتریان
discount and premium amortization of bonds : استهلاک کسر و صرف اوراق قرضه
discount bond : اوراق قرضه با کسر
discount earned : تخفیف دریافتی
discount factor (present-value factor) : عامل تعیین کننده ارزش فعلی (تخفیف، تنزیل)
discount forfeited : تخفیف نقدی استفاده نشده
discount house : موسسه تنزیل کننده
discount lost : از دست دادن تخفیف
discount market : بازار تنزیل
discount on bonds : تخفیف اوراق قرضه
discount on goods : تخفیف (روی کالا)
discount on notes payable : تنزیل اسناد پرداختنی
rdiscount on stock, share discount, stock (shares) discount : کسر سهام
discount payable, discount paid : تخفیف پرداختنی
discount period : دوره تخفیف
discount rate, rate of discount : نرخ تخفیف، نرخ تنزیل
discount received : تخفیف داده شده
discount sheet : ورقه (برگه) تخفیف
discount statement : صورتحساب تخفیف (تنزیل)
discount value : ارزش فعلی جریان های نقدی آتی
discount without recourse : تنزیل بدون حق رجوع
discount yield : بازده ناشی از تخفییف قیمت
discount(ing) : تنزیل
discount(s) lost : تخفیف از دست رفته
discount, allowance : تخفیف
discount, deficit, shortage : کسر سهام
discount, give a discount : تخفیف دادن، به ارزش حال درآوردن
discounted : تنزیل شده (به ارزش روز درآوردن)
discounted cash flow : تنزیل گردش وجوه، جبران نقدینه تنزیل شده
discounted cash flow (DCF) : ارزش فعلی جریان های نقدی، جریان های نقدی تنزیل شده
discounted cash flow methods : رش های تنزیل (گردش وجوه، وجوه نقد)
discounted cash flows : جریان نقدینه تنزیل شده
discounted pay back : استرداد وجه با ارزش روز
discountec;l present value : ارزش فعلی تنزیل شده
discounted value : ارزش تنزیل شده
discounted value of bills : ارزش تنزیلی برات
discounting : تنزیل
discounting a note receivable : تنزیل (کردن) سند ریافتنی
discounting future earnings : تنزیل درآمدهای آتی
discounting notes receivable : تنزیل (کردن) اسناد دریافتنی
discountstrade : تخفیفات مقداری، تخفیفات تجاری
discovery period : (بیمه) دوره بازیافت، مهلت زیان یابی
discrete random variable : متغیر تصادفی ناپیوسته
discrete variate : متغیر تصادفی ناپیوسته
discreteloss : زیان غیر مستمر
discretion cost : هزینه اختیاری
discretionary order : سفارش تحت کنترل، سفارش اختیاری
discretionary trustee : امین مختار
discriminatory duty : حقنوق گمرکی تبعیضی
disenfranchise : سلب حق
dishonored accountant : حسابدار بی صلاحیت
dishonored cheque : چک نکولی
dishonored notes receivable : اسناد دریافتنی نکول (واخواست)( شده
dishonour cheque, cheque without found, crossed cheque : چک بی محل، چک مسدود
dismantling cost : هزینه پیاده کردن اجزاء (ماشین)
dismissal pay, severance pay : پرداخت مزد انفصال خدمت
dispatch : حمل سریع کالا
dispatch order : سفارش حمل سریع
dispatch(ing) money : پاداش سرعت کار (در حمل نقل)
dispatch(ing), (to) hand over : فرستادن، ارسال
dispatcher, sender : فرستنده
disposals account : حساب اموال واگذار شده، حساب فروش دارایی های ثابت
disposition of variances : بستن انحرافات
disqualification of accountant : عدم صلاحیت حسابدار
dissimilar activities : فعالیت های غیر مشابه
dissolution of a joint stock company : انحلال شرکت سهامی
dissolution of company : انحراف شرکت
dissolution of limited companies : انحلال شرکت های سهامی
distress merchandise : کالای معیوب (خراب)
distributable (profit-income), profit available for distribution : سود قابل توزیع
distributer′s cooperative society : شرکت تعاونی توزیع
distribution (cost-expense-overhead) : هزینه توزیع
distribution discount : تخفیف توزیع (به فروشندگان)
distributor discount : تخفیف ویژه توزیع کننده
diversification : تنوع بخشیدن به فعالیت های شرکت، گسترش دادن دامنه فعالیت ها
diversification across industry : تنوع بخشی در حوزه صنعت
dividend control (dividend limitation) : محدود کردن مبلغی سود تقسیمی به سهامداران
dividend coverage ratio : نسبت پوشش سود سهام
dividend decision : تصمیمات مربوط به تقسیم سود
dividend declared : سود سهام اعلام شده
dividend declared and unpaid : سود سهام اعلام شده و پرداخت هنشده
dividend on common stocks : سود سهام عادی
dividend policy : سیاست تقسیم سود
dividend preferences : اولویت های سود سهام
dividend receivable : سود سهام دریافتنی
dividend received : سود سهام دریافت شده (دریافتی)
dividends declared, declared dividend : سوم سهام اعلام شده
dividends payable in stock : سود سهمی پرداختنی
division, segment, section, sector : بخش، بخش مستقل
divisional cost : هزینه تسهیمی (تقسیمی)
divisional profit accounting : حسابداری سودبخشی مراحل
dlinquent accounts receivable : مطالبات معوق
do not reduce (DNR) : قیمت تعیین شده را کاهش ندهید
dock charge : هزینه باراندازی
dock warrant : رسید انبار بارانداز
dock, quay, Jetty, wharf, wet dock : بارانداز، اسکله
dockage : عوارض لنگر انداختن، حق باراندازی
doctrines : عقاید، نظریات، دکترین
document : سند، مدرک
document against payment (DIP) : سند در مقابل پرداخت
document in proof : دلیل مستند
document of title : سندد مالکیت
documenta against : تحویل اسناد در مقابل قبول نویسی
documentary : اسنادی، سندی، مدرک دار
documentary bill of exchange : برات اسنادی
documentary collection : وصولی اسنادی
documentary credit(s), documentary letter of credit (documentary) : اعتبار اسنادی
documentary draft : حواله یا برات
documentary evidence : شاهد مستند، سند کتبی
documentary evidence of origin : مدرک مستند مبدا
documentary letter of credit : اعتبارنامه اسنادی
documentary, documented, formal : مستند
documentation : مستندسازی تهیه سند
documents against acceptance : تسلیم اسناد در مقابل قبولی برات
documents against payment : تسلیم اسناد در مقابل پرداخت
documents flow chart : نمودار گردش اسناد، نمودار خط سیر اسناد
documents payable : اسناد پرداختنی
domestic market : بازار داخلی
domicile (domicil) : کشور مبدا یا محل تولد شخص، اقامتگاه
domicile of a bill. : محل پرداخت برات یا حواله
domiciled bill : برات با تعیین محل پرداخت
draw (a check) : چک کشیدن ، صادر کردن چک
draw up a declaration / fill in the declaration : تنظیم کردن اظهارنامه
draw up a process verbal : تنظیم کردن صورت مجلس
drawback : پس گرفتن، برگشت حقوق گمرکی
drawing account : حساب برداشت
dual aspect concept : مفهوم دو طرفه بودن حساب ها
dual aspect entry, double entry : ثبت دو طرفه (حساب)
dual control : نظارت دو جانبه، کنترل مضاعف
dual pricing solution : راه حل قیمت گذاری دوگانه
dual professional care : اعمال مراقبت حرفه ای
dual security : اوراق بهادار تضمین شده
dual-capacity system : سیستم تفکیک وظایف
due allowance : فوق العاده مقرر
due diligence : اظهارنظر کارشناسانه، بررسی خاص موردی
due process procedure : فرایند چندگانه تدین استانداردهای حسابداری مالی
due professional care : مراقبت های تخصصی و حرفه ای
dun creditor : بستانکار سمج
duplicate confirmation : تاییدیه المثنی
duplicate disclosure : افشای مضاعف
duplicate receipt : رید المثنی
durability Of. documents : قابلیت دوام اسناد
duties of accountant, accountant duties : وظایف حسابدار
duties on buver′s account : حقوق گمرکی به حساب خریدار است
duty allowance : فوق العاده به ماموریت
duty drawback : تخفیف در تعرفه گمرکی
duty trip allowance : فوق العاده های مسافرت اداری ، فوق العاده مسافرت و ماموریت
duty, duties, excise, excise tax, toll, task : عوارض
dysfunctional behavior : رفتار غیر حرفه ای
dysfunctional decision making : تصمیم گیری غیر حرفه ای
early exercise : معامله قبل از موعد
earn-out agreement (contingent contract) : قرارداد مشرط در خرید یک شرکت
earn-out provision, subscription right (or warrant), contingent pay : پرداخت (حق الزحمه) مشروط، پرداخت احتمالی
earned (revenue-income) accrued income : درآمد تحقق یافته
earned capital : سرمایه کسب شده
earned income : درآمد تحقق یافته
earning (profit) forecast : پیش بینی سود
earning process : فرآیند کسب سود، فرآیند کسب درآمد
earnings on stockholders′ capital : عواید سرمایه سهامداران
earnings process : فرایند کسب درآمد
earnings statement = income statement : صورتحساب درآمد و هزینه، صورتحساب درآمد
earnings, proceeds, incomes : عواید، درامد
earnings-to-price ratio : نسبت سود به قیمت
easy commodity : کالای نامرغوب
econimic risk : ریسک اقتصادی
econometrics : اقتصاد سنجی
economic : اقتصادی، به صرفه، علم اقتصاد
economic (profit-income), economic earnings : سود اقتصادی
economic activity : فعالیت ا قتصادی
economic aid : کمک اقتصادی
economic analysis : تجزیه تحلیل اقتصادی
economic and financial affairs : امر اقتصادی و دارایی
economic appraisal : ارزیابی اقتصادی
economic approaches : رویکردهای (روشهای) اقتصادی
economic batch quantity : مقدار سفارش به صرفه
economic benefits : منافع اقتصادی
economic cocept of income : مفهوم اقتصادی درآمد (سود)
economic community : جامعه اقتصادی
economic consequence : پیامد اقتصادی
economic cooperation administration (ECA) : اداره همکاری اقتصادی
economic costs : هزینه های اقتصادی
economic crisis : بحران اقتصادی
economic data : اطلاعات اقتصادی
economic department : بخش اقتصادی
economic development accounting : حسابداری توسعه اقتصادی
economic earning : عایدی اقتصادی (منافع اقتصادی)
lseconomic enterprise, entity, economic entity, economic unit, enterprise : واحد اقتصادی، شخصیت اقتصادی
economic entity : واحد تجاری
economic environment : محیط اقتصادی
economic events : رویدادهای اقتصادی
economic expansion : رشد اقتصادی
economic exposure : تغییرات آینده نرخ ارز بر ارزش یک واحد تجاری
economic factors, functional : عامل تبعی یا اقتصادی
economic good : کالای اقتصادی
economic growth rate : نرخ رشد اقتصادی
economic income : سود اقتصادی
economic indicators : شاخص های اقتصادی
economic life : عمر مفید، عمر اقتصادی
economic life of asset : عمر اقتصادی دارایی
economic life of leased property : عمر اقتصادی دارایی مورد اجاره
economic loss : زیان اقتصادی
economic lot size, economic batch quantity : مقدار تولید مقرون به صرفه
economic manufacturing quantity : با صرفه ترین مقدار ساخت
economic obligations : تعهدات اقتصادی
economic order quantity (EOQ) : باصرفه ترین مقدار سفارش ، مقدار اقتصادی سفارش
economic planning : برنامه ریزی اقتصادی
economic process : فرایند اقتصادی
economic production quantity : با صرفه ترین مقدار تولید
economic purchase quantity : با صرفه ترین مقدار خرید
economic purchase quantity (EPQ) : با صرفه ترین مقدار خرید
economic rent : اجاره اقتصادی
economic report : گزارش اقتصادی
economic resource : منبع اقتصادی
economic sanction : تحریم اقتصادی
economic self-sufficiency : خودکفایی اقتصادی
economic substance : تشکیلات اقتصادی
economic system : سیستم اقتصادی
economic unit : واحد اقتصادی
economic usefu1ness : فایده اقتصادی
economic utility : سودمندی (مطلوبیت) اقتصادی
economic value : ارزش اقتصادی، ارزش فعلی جریان های نقدی مورد انتظار آینده
economic value added (EVA) : ارزش افزوده اقتصادی
economic value of the firm : ارزش اقتصادی واحد تجاری
economic wafare : جنگ اقتصادی
economic,econonny : اقتصاد
economical : اقتصادی، به صرفه، علم اقتصاد
exprected annual capacity : ظرفیت مورد انتظار سالانه
express liability, specific debt : بدهی مخصص
extended audit scope : حسابریس با دامنه گسترده
extended term insurance : بیمه تمدید شده (مدت تمدید شده)
extended trial balance : تراز آزمایشی تفکیک شده
extended trial balance : تراز آزمایش بسط داده شده، تراز آزمایشی گسترده
extended value chain : زنجیره گسترش یافته ارزش
extension of credits : تمدید اعتبارات
extennal costs : هزینه های بیرونی
external applications, external users : مصارف خارجی
external auditor = public accountant =certified public accountant : حسابرس مستقل، حسابرس خارجی
external decision makers : تصمیم گیرندگان برون سازمانی
external document : سند خارجی
external evidence : شواهد برون سازمانی
external financial reporting : گزارشگری مالی خارجی
external financial statements : صورت های مالی خارجی (برون سازمانی)
external financing, self financing : تامین مالی خارجی
external reconstruction : بازسازی برونی
external sources : منابع خارجی
external transaction : معامله با افراد خارج از سازمان
external users (of financial statement) : استفاده کنندگان خارجی با برون سازمانی
external-internal evidence : شواهد برون = درون سازمانی
extended audit scope : دامنه تفصیلی حسابرسی ، محدوده تفصیلی حسابرسی
extra charges : هزینه های اضافی
extra cost : هزینه اضافی
extra ordinary depreciation : اسهلاک غیر مترقبه
extractive industries : صنایع استخراجی
extraordinary cash flow : جریان های نقدی غیر مترقبه
extraordinary depreciation : استهلاک ناشی از فرسایش
extraordinary performance : عملکرد فوق العاده
fabrication : ساخت، کالای ساخته
face amount (or value) : ارزش اسمی، مبلغ اسمی
face value of bond : ارزش اسمی اوراق قرضه
face value, naminal value : ارزش اسمی (ظاهری)
face-to face control : کنترل رودرویی
facilities and equipment : امکانات و تجهیزات
facilities and limitations : تسهیلات و محدودیت ها
facility : وسایل و تجهیزات، اعتبار
facility fee : کارمزد، حق الزحمه
factitious statement : صورتحساب ساختگی
factitious, artificia1, forged : ساختگی
government(al) accounting : حسابداری دولتی
governmental accountlllg standards : استانداردهای حسابداری دولتی
governmental agencies : نهادهای دولتی
governmental and municipal accountlllg : حسابداری دولتی و شهرداریها
governmental purchaslllg : خرید دولتی
grace period, deadlllle : مهلت زمانی جهت رفع مواد تخطی از شرایط قرارداد، مهلت شروع بازپرداخت وام، مهلت
grade accounts, classify accounts : طبقه بندی کردن حساب ها
graduated rate structure : نرخ مالیات تصاعدی
grand father clause : حفظ اعتبار قوانین قبلی
grant related to income : کمک بلاعوض مربوط به درآمد
granting of long-term credits : اعطای اعتبار بلندمدت
granting of short-term credits : اعطای اعتبارات کوتاه مدت
graph,diagram, chart, graphic : نمودار
graphic analysis : تجزیه و تحلیل نموداری (مصور)
graphic method : روش ترسیمی (نموداری)
graphical format : شکل نموداری
greater than expected : بیشتر از حد مورد انتظار
green reportlllg (environmental accountlllg) : گزارش سبز
gross (income-earnings) : درآمد ناخالص
gross (income-profit), gross profit on sale, profit margin : سود ناخالص
gross (profit-margin) variance : سود ناویژه مغایرت (انحراف)
gross amount approach : روش ناخالص مبلغ خرید
gross cash flow : گردش نقد ناخالص
gross contribution margin : حاشیه فروش ناخالص
gross cost of goods sold : ارزش ناخالص کالای فروش رفته
gross current replacement cost : ارزش جایگزینی ناخالص
gross domestic product (GDP) : تولید ناخالص داخلی
gross domestic product at factor : تولید ناخالص داخلی به قیمت عوامل
gross earnings = gross income : درآمد (عایدات) ناخالص
gross expensiture (expense, cost) : هزینه ناخالص (خرح ناخالص)
gross income : سود ناخالص
gross marg in percentage, gross profit percentage : درصد سود ناخالص
gross margin percentage : درصد سود ناخالص
gross margin ratio (gross profit percentage) : نسبت سود ناویژه، درصد سود ناویژه
gross margin recognition : شناسائی سود ناخالص
gross national product (GNP) : تولید ناخالص ملی
gross national product (GNP) : محصول ناخالص ملی، تولید ناخالص ملی
gross national product at factor : تولید ناخالص ملی به قیمت عوامل
gross national product at market : تولید ناخالص ملی به قیمت بازار
economical developnnent : توسعه اقتصادی
economical interest : بهره اقتصادی
economical obligations : تعهدات اقتصادی
economical order size : اندازه سفارش شاقتصادی
economical recession, depression,economic downturn : رکود اقتصادی
economical rent : بهره مالکانه (اجاره اقتصادی)
economics of scale (scale effect) : صرفه جویی به مقیاس
economist : اقتصاددان
economizing costs : اقتصادی کردن هزینه ها
econonny : اقتصادی، صرفه و صلاح اقتصادی
econonny and efficiency audit : حسابرسی صرفه اقتصادی و کارآیی
econonny of scale : صرفه جویی مقیاس
econonny, vFM audit : کارایی و اثربخشی
econpmic manufacturing quantity : با صرفه ترین مقدار ساخت
effect of changing prices : اثر تغییر قیمت ها، اثر قیمت فروش
effective annual rate : نرخ بهره موثر
effective audit : رسیدگی موثر، حسابرسی موثر
effective control : کنترل موثر
effective cost of debt : هزینه موثر استقراض
effective date : تاریخ موثر، تاریخ قطعی
effective finance decision : صمیم قاطع مالی
effective interest nnethod : رش مبتنی بر نرخ بهره موثر
effective interest rate nnethod : روش نرخ بهره موثر
effective interest rate, effective rate of interest : نرخ موثر بهره، نرخ واقعی بهره
effective internal audit : حسابرسی داخلی اثربخشی
effective nneasures : معیارهای اثربخشی
effective rate of return : نرخ موثر بادهی
effective ratio : نسبت (ضریب) موثر، نسبت کارایی
effective yield : بازده موثر
effective-interest nnethod : روش بهره موثر
effectiveness : اثربخشی، تاثیر، موثر بودن
effectiveness audit : حسابرسی از لحاظ کارایی و اثربخشی
effectiveness nneasures : معیارهای اثربخشی
effects of changing prices : آثار تغییر قیمت ها
efficiency : کارآیی، دارای راندمان بالا، رابطه بین مصرف محصول (داده ستاده)
efficiency (variance) : انحراف کارائی
efficiency and economy : کارآیی و توجیه اقتصادی
efficiency frontier : محدوده کارآیی
efficiency percentage : درصد کارآیی
efficiency point : حدکارآیی
efficiency rate : ضریب کارآیی
efficiency ratio : نسبت کارایی
efficiency variance : انحراف کارایی
efficiency, performance : کارایی (راندمان)
efficiency-effectiveness audit (comprehensive audit; extended scopeaudit) : حسابری جامع یا فراگیر
efficient : کارآمد، کارا
efficient audit : حسابرسی کارا، حسابرسی با کمترین هزینه و در کوتاهترین زمان
efficient capital market : بازار سرمایه کارا
efficient management : مدیریت کارامد
efficient market hypothesis : فرضیه بازار کارا
efficient market hypothesis (EMH) : فرضیه بازارهای کارا (کارآمد)
efficient portfolio : مطلوبترین مجموعه سرمایه گذاری
eight-column general journal : دفتر روزنامه هشت ستونی
ejectment : حق تصرف ملک و مطالبه خسارت
elastic currency system : سیستم قابل انعطاف پولی
elastic demand : تقاضای با کشش
elasticity : کشش، کشش تقاضا یا کشش عرضه
elasticity of cost : کشش (انعطاف) هزینه
elasticity of demand : کشش تقاضا
elasticity of financial statements : عناصر صورت های مالی
elasticity of income : کشش (انعطاف) درآمد
elasticity of supply : کشش عرضه
elasticity of working capital : اجزای سرمایه در گردش
election or remowl of legal inspectors : انتخاب یا عزل بازرسان
electronic (internet) commerce : تجارت الکترونیکی (اینترنتی)
electronic data interchange (EDI) : مبادله داده ها از طریق سیستم های الکترنیکی
electronic data processing (EDP) : پردازش داده ها از طریق ابزار یا سیستم الکترونیکی
electronic fund transfer (EFI) : انتقال الکترونیکی وجوه
electronic funds transfer at point of sales (EFTPOS) : انتقال وجوه الکترونیکی در لحظه فروش
electronic funds transfer system (EFTS) : سیستم الکترنیکی انتقال جود
electronic transfer of funds (ETF) : نقل و انتقال وجوه از طریق سیستم الکرونیک عناصر قیمت تمام شده
elements of cost : (اجزای) قیمت تمام شده
elements of financial statements,environment of accounting : محیط حسابداری، عناصر صورت های مالی
elements of working capital, working capital components : اجزای تشکیل دهنده سرمایه در گردش
eliminate approach : رویکرد حذف کردن
embedded audit :facility : روش حسابرسی به کمک رایانه
defalcation, peculation : اختلاس، دستبرد، کلاهبرداری، دزدی
emergency amortization : استهلاک زودتر از موقع (غیر منتظره)
emergency expense : هزینه ضروری
emergency facilities : تسهیلات فوری (ضروری)
emergency fund : وجوه اضطراری
emerging issues task froce statements (EITF) : بیانیه های کمیته ویژه مسائل اضطراری
emerging stock markets : بازارهای نوظهر سهام، بازارهای نوپای سهام
empirical evidence : شواهد تجربی
employee class promotion : ترفیع کارمنان
employee incentive compensation plans : طرح های تشیقی خرید سهام توسط کارکنان
employee retirement income : مستمری کارکنان پس از بازنشستگی
employee stock option : دادن برگ اختیار خرید سهام به کارکنان
employee stock ownership plan (ESOP) : طرح مالکیت کارکنان در سهام
employee′s contribution : سهم کارمند
employee′s contribution for insurance : بیمه سهم کارمند
employee′s deductions : کسورات کارمند
employee′s income tax : مالیات بردرآمد کارمند
employee′s insurance contribution : سهم کارمند بیمه
employee′s pension contribution : سهم بازنشستگی کارمند
employee′s saving contnbution : سهم پس انداز کارمند
employees′ benefit cost : هزینه مزایای کارکنان
employees′ compensation : پاداش حقوق بگیران
employees′ share scheme : طرح مشارکت کارکنان
employees′ termination cost : هزینه پایان خدمت کارکنان
employer′s contribution : سهم کارفرما
employer′s contribution for insurance : بیمه سهم کارفرما
employer′s liability insurance : بیمه مسئولیت کارفرما
employer′s pension contribution : سهم بازنشستگی کارفرما
employer′s saving contribution : سهم پس انداز کارفرما
employer′s social security contribution : سهم بیمه تامین اجتماعی کارفرما
employment act : قانون استخدام
employment costs : هزیه های مروبط به استخدام نیرو
employment market, job market,efficient market : بازار کار
employment of capital : اشتغال سرمایه
employment office : اداره کار
encash : نقد کردن چک
encashable : قابل تبدیل به پول نقد
enclosed accounts : حساب های در جوف (همراه گزارش)
enclosed balance-sheet : ترازنامه در جوف (به پیوست)
encoding : به رمز درآوردن پیام
encourage : تشویق شدن
encryption : سردرگم سازی
encumbrance : مخارج پیش بین شده، تعهد, تامین اعتبار
encumbrance accounts : حساب های تعددی
end of fiscal (financial) year : آخر سال مالی
end product : محصول نهایی
end product costing : هزینه یابی محصول نهائی
end year discount (rebate) : تخفیف آخر سال
ending inventory, closing inventory : موجودی کالای پایان دره
ending market price : قیمت بازار در پایان دوره
endowment assurance : بیمه عمر مختلط
endowment policy : بیمه نامه عمر (یا وقف)
energy cost : هزینه انرژی مصرفی
enforce : مجبور کرن، اعمال کردن، به اجرا درآوردن
enforcement of a judgment : اجرای احکم
enforcement order : دستور اجرا
enforcement procedure : شیوه اجرا
enforcement, completion : اجراء، اقدام، تکمیل
engineering costs : مخارج مهندسی
engrossment, speculation : احتکار
enter, record : وارد کردن، ثبت یک رویداد مالی
enterance fee, fee : حق ورودی
enterprise cost : ارزش دارایی برای مالکان کنونی که متفاوت از ارزش (بهای تمام شده) آن برای مالکان بعدی است.
enterprise net income : سود خالص واحد اقتصادی
enterprise performance : عملکرد واحد اقتصادی
enterprise standard industrial classification (ESIe) : کد مربوط به طبقه ای که شرکت در آن قرار می گیرد.
entity assumption (concept) : فرض وجود حسابداری
entry in book of accounts : ثبت در دفاتر حساب
environment of accounting : محیط حسابداری
eenvironmental constraints : محدویت های محیطی
equal-instalment depreciation : استهلاک به روش خط مستقیم، استهلاک به اقساط مساوی
equiibrium expected return : بازده مورد انتظار تعادلی
equilibrium price : قیمت تعادلی، قیمت تعیین شده براساس عرضه و تقاضا
equilibrium balance, equation : موازنه ، تعادل
equilibrium price : قیمت موازنه ، قیمت متعادل
equipment bond (trust certificate) : اوراق قرضه رهنی
equipment depreciation : استهلاک تجهیزات
equipment financing : تامین مالی تجهیزات
equipment-replacement expenditure : مخارج جایگزینی تجهیزات
equity accounting : حسابداری مبتنی بر ارزش ویژه
equity basis net income : سود خالص مبتنی بر ارزش ویژه
equity capital : دارایی خالص، ارزش ویژه، سهام سرمایه
equity capital to long-term debt ratio : نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
equity capital to total debt ratio : نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
equity contract, stock : قرارداد خرید سهام
equity dividend cover : نسبت سود تقسیمی به سود خالص شرکت
equity finance : تامین مالی از طریق انتشار سهام عادی
equity financing : تامین مالی از طریق انتشار سهام
equity in susbsidiary realized income : حق مالکیت بر سود تحقق یافته واحد فرعی
equity kickers : امتیاز سهامدار شدن
equity method of accounting : حسابداری ارزش ویژه
equity method of accounting for long-term investment : روش ارزش ویژه در سرمایه گذاری بلندمدت
equity receiver : کفیل، امین اموال، مامور تصفیه
equity security : اراق بهادار مالکانه، اوراق بهادار سهامداران
equity share capital : سرمایه سهمی سهامداران
equity transaction : هر رویداد مالی که بتواند ارزش ویژه شرکت را افزایش یا کاهش دهد.
equivalent compensation : جبران معادل
equivalent production : معادل آحاد تولید شده
equivalent production schedule : جدول معادل آحاد تولید
equivalent units (effective units) : معادل آحاد، معادل واحد تکمیل شده
equivalent units of production : معادل آحاد تمکیل شده
error & omissions excepted : اشتباه از دو طرف قابل برگشت است
error cause indentification : شناسایی علت (علل) اشتباه
error cushion : حاشیه اشتباه
errors and omissions excepted =E and OE (E&OE) : اشتباهات از قلم افتادگی ها مستثناست
errors excepted (EE) : قابل برگشت (اشتباهات)
errors expected,(E & OE) : اشتباهات از طرفین قابل برگشت است
errors of accounts : اشتباهات حساب ها
errors of principle in entry : اشتباه اصولی در ثبت
errors of principle, principle errors : اشتباهات اصولی
escalation price : قیمت متغیر در قرارداد، قیمت مندرج در قرارداد خرید یا قرارداد فروش
escapable cost : هزینه قابل اجتناب
escape clause : شرط تعلل، شرط گریز، شرط رهایی
escatation clause : لحاظ تورم
escheat : سرپرستی دارایی، دارایی بلاوارث
escrow : سپردن سندی به دست شخص ثالث
escrow receipt : رسیدن امانی
establish a company : شرکتی تاسیس کردن ، تاسیس کردن شرکت
establish a factory : تاسیس کردن کارخانه
establishing financial accounting standards : تدوین استانداردهای حسابداری مالی
estate accounting : تهیه فهرستی از اموال توسط مامور تصفیه
estate income : درآمد حاصل از اموال
estimate of cash requirements : برآورد وجوه نقد مورد نیاز
estimate of costs : تخمین مخارج
estimated accounts : حساب های تخمینی
estimated annual income : درآمد سالیانه تخمینی
estimated balance sheet : ترازنامه تخمینی
estimated cost : بهای تمام شده برآردی
estimated cost to complete : برآرد هزینه های لازم برای تکمیل پیمان
estimated economic life : عمر مفید اقتصادی برآورد شده، عمر مفید برآوردی
estimated economic useful life : عمر مفید اقتصادی برآوردی
estimated expense (cost) : هزینه تخمینی
estimated factory overhead : سربار پیش بینی شده / برآورد شده کارخانه
estimated income : درآمد تخمینی
estimated machine hours : ساعات کار بوددجه شده ماشین آلات
estimated physical life : عمر طبیعی (فیزیکی) تخمینی
estimated population exception rate (EPER) : ضریب انحراف برآوردی جامعه
estimated statement of cost : صرتحساب تخمین هزینه
estimated statement of income : صورتحساب تخمین درآمد
estimated total cost : کل هزینه تخمینی
estimated uncollectible accounts receivable : مطالبات مشکوک الصول
estimated uncollectible interest : بهره مشکوک الوصول
estimated value of stock : ارزش تخمینی موجودی
estimating cost system : سیستم هزینه یابی تخمینی
estimating-cost accounting : حسابداری هزینه یابی تخمینی
estimating-cost system : سیستم برآورد هزینه
estimation objective : هدف برآورد
estimation of cash-flow. : تخمین گردش وجوه
estimation of cost : برآورد هزینه
estimation of scrap value : تخمین ارزش قراضه
estimation of stock in hand : تخمین موجودی انبار
ethical behavior : رفتار اخلاقی، رفتار مبتنی بر ارزشهای اخلاقی
ethical duty of accountant : وظیفه اخلاقی حسابدار
ethical duty of auditor : ظیفه اخلاقی حسابرس
ethical principles, ethics : اصول اخلاقی
ethics : اخلاقیات، اصول اخلاقی
ethics rulings : آرای صادره درباره آیین رفتار حرفه ای
Euro-commercial paper (ECP) : اوراق تجاری که به یورو منتشر می شود و مرکز آن در لندن است.
Eurocurrency : واحد پولی که در یک کشور اروپایی (غیر از کشور مبدا) در جریان باشد.
European accounting association (EAA) : انجمن حسابداری اروپا
European currency unit (ECU) : واحد پول اروپا
European economic community (EEC) : جامعه اقتصادی اروپا
evaluation of internal control : بررسی سیستم کنترل داخلی
evaluation techniques : تکنیک های ارزیابی
events accounting : حسابداری مبتنی بر رویدادها
tevents after the balance sheet date : رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه
events and conditions : رویدادها و شرایط
events; incidents : وقایع
eviction, dispossession, expropriation : خلع ید
evidence : گواهی کردن، شهادت دادن، با مستندات گواهی کردن، شواهد، مدرک
evidence mix : ترکیب شواهد
evidence of conformity : دلیل مطابقت
evidences required for auditing : مدارک و دلائیل مورد لزوم حسابرسی
evidential matter, evidence : شواهد، مدارک مستند (مستدل)
evidentiary effect : اثر مشهود، نتیجه مشهود
evolutionary process : فرایند تکامل تدریجی
ex claim : طلب بدون بهره
ex dividend price : قیمت بدون سود سهام
ex factory : (بهای) تحویل کالا در کارخانه
ex work, ex factory : در کارخانه، تحویل در کارخانه
ex-capitalization (ex-cap) : سرمایه گذاری بدن بهره
ex-claims : مطالبات بدون بهره
ex-factory : بهای تحویل در کارخانه
ex-pit transaction : معامله خارج از بورس
ex-post accounts : حساب های ماسبق
ex-right, ex-scrip, ex-coupon,ex-capitalization (ex-cap), ex-bonus : بدون حق تقدم، یعنی منافع مربوط به اوراق مزبور به فروشنده تعلق دارند.
exact interest, real interest : بهره حقیقی (واقعی)
examination of accounts : رسیدگی به حساب ها
examination of accounts by auditor : رسیدگی به حساب ها توسط حسابرسی
examiner, investigator, inspector : بازرس
excapable cost : هزینه قابل حذف
except opinion : نظر مشروط
except -for opinion, except opinion : نظر استثنادار (بند شرط)
exception : استثنا، واخواهی، ایراد، اشاره کیفی در گزارش حسابرسی، به استثنای
exception letter, letter of protest : اعتراض نامه
exceptional cash flows : جریان های نقدی استثنایی
exceptional events : رویدادهای استثنایی
exceptional expense : هزینه استثنائی
exceptional income : درآمد استثنائی
exceptional items, unusual items : اقلام استثنائی
exceptions rate : ضریب استثناء
exceptions report : گزارش موارد استثنا
excess : اضافه، فزونی، مازاد
excess capacity : ظرفیت اضافی
excess cover treaty : قرارداد پوشش بیمه ای ضایعات بیشتر
excess deductions account (EDA) : حساب کسورات مازاد
excess equity (margin) : مازاد سرمایه
excess liquidity : نقدینه اضافه (زائد)
excess loss cover : بیمه مجدد آن قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است.
excess materials requisitions : درخواست مواد اضافی (یعنی بیش از مقدار)
excess of income over expense,marginal balance : مازاد درآمد بر هزینه
excess present value index : شاخص مازاد، ارزش فعلی، شاخص ارزش فعلی اضافی
excess price : قیمت اضافی، اضافه قیمت
excess profits tax : مالیات بر سود اضافی
excess reserves : ذخایر اضافی (زائد)
excess return : بازده اضافی، پاداش (قبول) خطر
excess shares : سهام زائد
excess stock : اضافه موجودی
excess tax payable : مالیات اضافه پرداختنی
excess tax, surtax : مالیات اضافی
excess, extra, surplus, additional : اضافی
exchage rate : نرخ مبادله ارز (نرخ تسعیر ارز)
exchange : مبادله، معاوضه، تسعیر، تبدیل، بورس
exchange acquisition (distribution) : عرضه عمده سهام در بورس
exchange at a discount : ارز به کسر
exchange at a premium : ارز به صرف
exchange check : چک متقابل، چک تعویضی
exchange control department (office) : اداره نظارت بر ارز
exchange control regulations : مقررات نظارت بر ارز
exchange control performance checks : کنترل بر ارز، محدود کردن ارز
exchange dealer : دلال ارز
exchange declaration : اظهارنامه ارزی
exchange depreciation : کاهش ارزش پول یک کشور نسبت به واحد پول کشور طرف معامله
exchange devaluation : تنزل رسمی ارزش ارز
exchange difference : تفاوت تسعیر
exchange earnings : درآمد حاصل از تسعیر ارز
exchange equalization account : حساب برابری ارز
exchange equalization fund : صندوق تعدیل نرخ ارز (برابری ارز)
exchange equalization provision : ذخیره برابری ارز
exchange exposure (foreign exchange exposure; currency exposure) : قرار گرفتن در معرض ریکس ناشی از نگهداری پول خارجی
exchange gain (or loss) : سود مبادله، سود (غیر عملیاتی) معاوضه
exchange loss : زیان تسعیر، زیان تبدیل
exchange of currency : تبدیل (تسعیر) ارز
exchange of goods : مبادله کالا
exchange of shares : مبادله سهام
exchange offer : پیشنهاد معاوضه
exchange privilege : امتیاز معاوضه
exchange rate : نرخ ارز، نرخ تسعیر
exchange rate at balance sheet date : نرخ تسعیر ارز در تاریخ ترازنامه
exchange rate at transaction date : نرخ تسعیر ارز در تاریخ معامله
exchange rate equalization : تعدیل (برابرسازی) نرخ ارز
exchange rate fluctuations : نوسانات نرخ ارز
exchange rate risk : ریسک ناشی از تغییر نرخ ارز
exchange rate syste,m : سیستم نرخ ارز
exchange rate, coversion rate : نرخ تسعیر
exchange restrictions : محدودیت های ارزی
exchange risk : خطر تسعیر، ریسک ارز
exchange stabilization : تثبیت ارز
exchange stabilization fund : صندوق تثبیت ارز
exchange trade : معامله عمده در بورس
exchange value : ارزش مبادله، ارزش کمی
exchanger, currency exchanger foreign exchanger, brocker : صراف
exchanges of dissimilar goods and services : مبادله کالاها و خدمات غیر مشابه
exchanges of similar goods and services : مبادله کالاها و خدمات مشابه
exchequer bills : اوراق (اسناد) بهادار خزانه
exchequer, treasury : خزانه (خزانه داری)
excisable : قابل مالیات گیری
excise duties, excise tax : مالیات بر مصرف کالای داخلی
excise duty : نوعی مالیات غیر مستقیم
excise tax : مالیات اموال داخلی، مالیات بر مصرف
exciseman : مامور مالیاتی
excluded income (tax), tax free income : درامد معاف از مالیات
excluded property : دارایی خارج کشور
excludeing value added VAT, excluding vat : بدون مالیات بر ارزش افزده
exclusion : منع از اجری حق، استثناء
exclusion for debt : اقدام برای وصول طلب
exclusion of subidiaries from consolidation : حذف واحدهای فرعی از شرکت تلفیقی
exclusive : انحصاری، استثنائی
exclusive contract : قراداد انحصاری
exclusive dealing : معامله استثنایی، خرید و فروش استثنایی
exclusive goods : کالاهای انحصاری
exclusive ownership : مالکیت انحصاری
exclusive right : حق انحصاری
execute : اجرای سفارش
execution of agreement, Performance of agreement (contract) : اجرای قرارداد
execution, conduct, performance : اجرا، به عمل درآوردن
executive board : هیات عامل (مجریه)
,executive director : مدیر اجرایی
executive program : برنامه انجامگر
executive share option scheme : طرح ارائه برگ حق تقدم خرید به کارکنان
executive summary : چکیده، خلاصه مفید، خلاصه مدیریتی
executives : مدیران موظف (اجرایی)
executor : وصی متوفی
executory contract : قرارداد اجرایی
executory cost : هزینه های اجرایی
executory transactions (contracts) : معاملات (قراردادهای) مشروط و قولنامه ای
exempt income : معاف از مالیات
exempt security : معاف از ثبت
exemption clause : ماده معافیت، شرط معافیت
consolidated financial statements : حدود اعمال اختیار
exercise limit : اخطار اعمال اختیار
exercise notice : قیمت معامله
exercise price (strike price) : منابع مصرف شدنی
exhausting resources : بانک صادرات و واردات آمریکا
existance of asset : (حسابرسی) وجود
existence : تسهیلات موجود
existing facilities : ارزش بازار
exotic shelter : سپر مالیاتی غیر عادی
expandable packing : بسته بندی یکبار مصرف
expectation of profits beyond normal : سرقفلی, انتظار سود بیش از حد متعارف
expectations gap : فاصله (شکاف) انتظارات
expected activity level : حجم مورد انتظار فعالیت، سطح فعالیت مورد انتظار
expected actual capacity : ظرفیت واقعی مورد انتظار
expected capacity : ظرفیت مورد انتظار
expected cash flow : گردش وجود نقد مورد انتظار
expected deviation rate : ضریب انحراف مورد انتظار
expected error : خطای مورد انتظار
expected exit value : ارزش خالص بازیافتنی، قیمت فروش یک قلم دارایی
expected future cost : بهای تمام شده آتی مورد انتظار
expected inflation rate of interest : نرخ مورد تورم
expected life : عمر مفید دارایی ، عمر مورد انتظار
expected misstatement : تحریف مورد انتظار
expected monetary value : ارزش پولی مورد انتظار
expected monetary value (EMV) : ارزش پولی مورد انتظار
expected opportunity loss (EOL) : زیان مورد انتظار فرصت از دست رفته
expected output : تولید مورد انتظار
exPected rate of occurrence : ضریب مورد انتظار وقوع / رویداد، ضریب رویداد مورد انتظار
expected rate of return : نرخ بازده مورد انتظار
expected return vector : بردار بازده مورد انتظار
expected sale(s) : فروش مورد انتظار
expected standard : استاندارد مورد انتظار
expected value (EV) : ارزش مورد انتظار
expected value (mean) : ارزش مورد انتظار توزیع (میانگین)
expected value of perfect information (EVPI) : ارزش مرد انتظار اطلاعات کامل
expected variance : انحراف مورد انتظار
expected yield -to-maturity : بازده مورد انتظار تا تاریخ سررسید
expeected life of asset : عمر مورد انتظار دارایی
expenditure accounting : حسابداری هزینه
expenditure applicable to prior years : هزینه از محل اعتبارات سنواتی
expenditure control : کنترل هزینه
expenditure curve, cost curve : منحنی هزینه
expenditure on repairs or maintenance : مخارج تعمیر یا نگهداری
expenditure rate, cost rate : نرخ هزینه
expenditure variance (overhead expenditure variance) : انحراف هزینه سربار
expenditures forecast : پیش بینی مخارج
expenditures, costs, disbursments,expenses, spendlings, charges : مخارج، هزینه های سرمایه ای
expense (cost) control, expenditure control : کنترل هزینه
expense (expenditure) account charges account : حساب خرج
expense account : حساب هزینه، حساب خرج
expense center, cost center : مرکز هزینه
expense control : کنترل هزینه ها
expense efficiency audit : حسابرسی کارائی هزینه
expense ledger, cost ledger : دفتر هزینه
expense materials, material used,consumables : مواد مصرفی
expense recognition : شناخت هزینه ف شناسایی هزینه(ثبت هزینه در دفاتر)
experience rating : تعیین نرخ
expert accountant : حسابدار متخصص (خبره)
expert reliance : اتکا بر نظر تخصصی کارشناس
expired cost, sunk cost : هزینه از دست رفته
expiry date of the credit : تاریخ انقضای اعتبار
explicit contracts : قراردادهای صریح
explicit costs : هزینه های آشکار
explicit, clear : روشن، صریح
explicitly : به صورت صریح، صریحاً ، صراحتاً
export allocation or quota : سهمیه یا تخصص صادرات
export bill discounted : برات صادراتی تنزیل شده
export bill exchanged : برات (صادراتی) خارج تسعیر شده
export credit insurance : بیمه اعتبارات صادرات
export credit, buyer credit : اعتبار صادراتی
export credits guarantee department(ECGD) : تضمین صادرات
export declaration : اظهارنامه صاراتی
export documentary credits : اعتبارات اسنادی صادراتی
export incentives : تشویق های صادراتی
export licence : پروانه صدور، جواز صادرات
export of capital : صدور سرمایه
export packer : موسسه بسته بندی کالای صادراتی
export regulation office : اداره مقررات صادرات
factor : کارگزار، عامل، ضریب، سازمان یا شرکت خریدار مطالبات
factor (to) : خرید دین
factor analysis : تجزیه و تحلیل عامل ها
factor beta : ضریب بتای عامل
factor cost : هزینه عامل
factor loading : شناسایی و تعیین ضریب عوامل
factor of production : عوامل تولید
factor risk : ریسک عامل
factor risk premium : صرف ریسک عامل
factorage, brokerage, commission : حق العمل، حق المعملکاری
factoring : عاملیت، سیاهه نویسی فروختن مطالبات به موسسه ای که کارش وصول مطالبات است.
factoring accounts receivable : فروش حساب های دریافتنی، واگذار کردن حساب های دریافتنی به موسسات وصول کننده طلب
factors of production : عوامل تولید
factory : کارخانه، مراکز تجاری
factory burden, factory overhead cost : هزینه سربار کارخانه، هزینه های ثابت کارخانه
factory clerical staff : کارکنان دفتری کارخانه
factory cost (expense), manufacturing cost : هزینه کارخانه، هزینه تلید
factory cost of goods : بهای کارخانه ای کالا (بدون هزینه های اداری و بازاریابی)
factory cost per unit : بهای کارخانه هر واحد
factory cost summary : خلاصه هزینه کارخانه
factory costs (factory expenses) : هزینه های تولید
factory departmentalization : تفکیک کارخانه به دوایر
factory expense : هزینه کارخانه
factory expense headings : سرفصل هزینه های کارخانه
factory foreman : مباشر کارخانه
factory general expense (cost) : هزینه عمومی کارخانه
factory indirect cost : هزینه غیر مستقیم کارخانه
factory machinery depreciation : استهلاک ماشین آلات کارخانه
factory order : سفارش کارخانه
factory overhead (indirect manufacturing cost) : سربار تولید
factory overhead absorption rate : نرخ جذب سربار کارخانه
factory supplies : مواد مصرفی کارخانه، ملزومات کارخانه (مواد غیر مستقیم)
facuhative endorsement : ظهرنویسی اختیاری
fail-back pay : مزد زمان توقف کار
fair (price- value) : قیمت عادله ، قیمت منصفانه
fair competition : رقابت مشروع
fair market price (value) : ارزش منصفانه بازار، قیمت عادله بازار
fair trade price : قیمت مشروع تجاری
fair-trade price : قیمت تجاری منصفانه (معقول)
fair-value accounting : حسابداری ارزش متعارف
fairness audit report, clean audit report : گزارش غیر مشروط حسابرسی
fall in price, price drop : سقوط قیمت
false accounting : حساب سازی
false balance sheet : ترازنامه کاذب
false document : سند کاذب
family allowance : کمک هزینه خانوادگی، حق تاهل
family supplement, benefits for family,family allowance, dependent′s allowance : کمک عائله مندی
FAS price : قیمت تحویل وسیله نقلیه
fate of collections : وضعیت وصول مطالبات
favorable direct labor variance : انحراف مساعد دستمزد مستقیم
favorable material price variance : انحراف مساعد نرخ مواد
favorable material usage variance : انحراف مساعد مصرف مواد
favorable overhead variance : انحراف مساعد سربار
favorable price variance : انحراف مساعد قیمت
favorable rate variance : انحراف مساعد نرخ مواد
favorable trade balance : موازنه مساعد تجاری
favorable usage variance : انحراف مساعد مصرف
favorable variance : مغایرت (انحراف) مساعد
favorable volume variance : انحراف مساعد حجم
favorable wage efficiency variance : انحراف مساعد کارآیی دستمزد
feasible cost : هزینه عمل شدنی
federation of manufacturers : اتحادیه تولید کنندگان
fee charged : هزینه دریافت شده
fee for service : پرداخت حق الزحمه
fee schedule listing : لیست حق الزحمه
feedback : بازخورد، باز خور (نتایج)، بازتاب (اطلاعات)
feedback value : ارزش بازخورد
fees received on issues of shares : حق الزحمه دریافتی بابت صدور سهام
fees received on transfers of shares : حق الزحمه دریافت بابت انتقال (سهام)
felexible exchange rate : نرخ انعطاف پذیر ارز
fellow of chartered institute of management accountants (FCLMA) : عضو پیوسته انجمن حسابداران مدیریت
fellow of the chartered association of certified accountants (FCCA) : عضو پیوسته انجمن حسابداران رسمی (چارترد)
fellow of the institute of credit management (FICM) : عضو موسسه مدیریت اعتبارات در انگلستان
fellow subsidiary company : شرکت فرعی عضو
FIATA combined transport BIL : بارنامه حمل ترکیبی «فیاتا»
fictitious account : حساب ساختگی (واهی)
fictitious asset : دارایی موهوم
fictitious cash : موجودی نقد موهوم (واهی)
fictitious credit : اعتبار غیر قابل استفاده
fictitioU;S employee : کارمند صوری (ساختگی)
fictitious liability : بدهی واهی (ساختگی)
fictitious profit : سود واهی
fictitious transaction : معاملات جعلی
fictitious voucher : سند روزنامه ساختگی (جعلی)
fictitious worker on payroll : کارگر صوری در لیست دستمزد
fidelity insurance : بیمه سرقت، بیمه دزدی
fiduciary : قیم، امین، معتمد، امانت، سپرده
fiduciary advance payment : پیش پرداخت امانی
fiduciary asset : دارایی امانتی
fiduciary bond : ضمانت شرافتی، قرادراد اعتباری، قرضه شرافتی
fiduciary currency : پول اعتباری (اسکناس)
fiduciary funds, trust fund : حساب مستقل وجوه امانی
fiduciary loan : وام اعتباری (بدون ضمانت)
field allowance : فوق العاده خارج از مرکز (ناحیه)
FIFO method (of process costing) : روش اولین صادره از اولین وارده در هزینه یابی مرحله ای
fifty-one percent subsidiary : شرکت فرعی پنجاه و یک درصدی
file maintenance : به روز رسانی پرونده، نگهداشت فایل
final account : حساب قطعی، حساب نهایی
final accounts with audit report : حساب های نهایی با گزارش حسابرسی
final accounts with directors report : حساب های نهایی با گزارش مدیران
final balance : مانده نهایی
final balance sheet : ترازنامه نهایی
final certificate : گواهی قطعی، گواهی (صورتمجلس)، تحویل قطعی
final certificate of completion : گواهی قطعی اتمام کار
final consumer : مصرف کننده نهایی
final pay scheme : مبنای آخرین حقوق (در بازنشستگی)
final price : قیمت نهائی
final product : کالای نهایی / محصول نهایی
final sales volume variance : انحراف حجم فروش نهائی
final take-over (acceptance) : صورت وضعیت قطعی، تحویل قطعی
finance : تامین (تدارک) مالی کردن، مالی
finance company : شرکت تامین مالی
finance department, treasnry : خزانه داری
finance lease : اجاره با تامین مالی، اجاره سرمایه ای
finance manager : مدیر مالی
finance responsibility : مسئولیت مالی
finance, financial resources, funds resources : منابع مالی
financial (capital) lease : اجاره مالی (سرمایه ای)
financial accountant : حسابدار مالی
financial accounting : حسابداری مالی
financial accounting and reporting : حساابداری و گزارشگری مالی
financial accounting concepts : مفاهیم حسابداری مالی
financial accounting data : مجموعه اطلاعغات حسابداری مالی
financial accounting foundation (FAF) : بنیاد حسابداری مالی
financial accounting standards advisory council (FASAC) : شورای مشورتی استانداردهای حسابداری مالی
financial accounting standards board (FASB) : هیئت استانداردهای حسابداری مالی
financial accounting system : سیستم حسابداری مالی
financial activity : فعالیت مالی
financial advisor : مشاور مالی
financial affairs : امور مالی
financial analysis : تجزیه و تحلیل مالی
financial analyst : تحلیلگر مالی
financial appraisal : ارزیابی مالی
financial audit : حسابرسی مالی
financial authority : صاحب اختیار مالی
financial books : دفاتر مالی
financial break-ewn point : نقطه سر به سر مالی
financial budget : بودجه مالی
financial capability : توان مالی
financial claim : ادعای مالی
financial compliance audit : حسابرسی مالی رعایت
financial controls : کنترل های (داخلی) مالی
financial crisis : بحران مالی
financial data processing : پردازش اطلاعات مالی
financial decision making : تصمیم گیری مالی
financial diary : وقایع روزانه مالی
financial difficulties, pecuniary dificutties : مشکلات مالی
financial director′s report : گزارش مدیر مالی
financial distress : پریشانی مالی
financial document : سند مالی
financial expenses, finance expense (cost) : هزینه مالی
financial facilities : تسهیلات مالی
financial facilities expense : هزینه تسهیلات مالی
financial flexibility : انعطاف پذیری مالی
financial forecast, financial projections : پیش بینی مالی
financial found accounting : حسابداری منابع مالی
financial history : پیشینه مالی، تاریخچه مالی
financial implications : بازتاب های مالی، پیامدهای (تبعات) مالی
financial index : شاخص مالی
financial information : اطلاعات مالی
financial institution : موسسه مالی، نهاد مالی
financial instrument : ابزار مالی، ورقه بهادار مالی
financial intermediary : واسطه مالی
financial lease : اجاره مالی (سرمایه ای)
financial ledger : دفتر مالی
financial ledger control account : حساب کنترل دفتر مالی (در دفاتر هزینه)
financial leverage : اهرم مالی
financial leverage index : شاخص وام سنجی، شاخص سودمندی وام
financial leverage multiplier : ضریب اهرم مالی
financial liability (obligation) : تعهد مالی، بدهی مالی
financial liquidity : نقدینگی مالی
financial management : مدیریت مالی
financial manager, controller : مدیر امور مالی
financial mixture : ترکیب مالی
financial operation, transaction : عملیات (عملکرد) مالی
financial performance : عملکرد مالی
financial period, fiscal period : دوره مالی
financial plan : برنامه مالی
financial planning : برنامه ریزی مالی
financial policy : (سیاست، رویه) مالی، خط مشی مالی
financial position (condition) : وضعیت مالی
financial position of borrower : وضع مالی وام گیرنده
financial problem : مشکل مالی
financial projection : پیش بینی خالص مالی
financial ratio : نسبت مالی
financial ratio analysis : تحلیل نسبت های مالی
financial records : پرونده / ثبت تهای مالی
financial regulation : مقررات مالی
financial report : گزارش مالی
financial reporting : گزارشگری مالی
financial reporting council (FRC) : گزارشگری مالی خارجی
financial reporting standard (FRS) : شورای گزارشگری مالی
financial reporting standard for smaller entities (FRSSE) : استانداردهای گزارشگری مالی برای واحدهای تجاری کوچک
financial resources : منابع مالی
financial reward : پاداش مالی، جایزه مالی
financial risk : خطر مالی
financial sales records : مدارک مالی فروش
financial scandal : رسوایی مالی
financial services : خدمات مالی
financial societies : محافل مالی
financial source, resource : منبع مالی
financial statement : صورتحساب مالی
financial statement assertions : ادعاهای (مندرج در) صورت های مالی
financial statement audit : حسابرسی صورت های مالی
financial statement cycles : چرخه های مربوط به صورت های مالی
financial statement disclosure checklist : فهرست موارد افشا در صورت های مالی
financial statements (reports,information) : گزارشات مالی
financial status : وضع مالی
financial strength : قدرت مالی
financial structure : ساختار (بنیه) مالی
financial success : موفقیت مالی
financial support : حمایت مالی
financial systems : سیستم های مالی
financial transaction : رویداد (معاملات) مالی
financial unit : دستگاه (واحد) مالی
financial weakness : ضعف مالی
financial wealth : ثروت مالی
financial wellbeing, financial health : سلامت مالی، رفاه مالی
financial year : سال مالی (سال حسابداری)
financing : تامین منابع مالی
financing activity : فعالیت تامین مالی
financing, affairs : امور تامین مالی
financing agent : عامل (کارگزار) مالی
financing agreement : قرارداد تامین مالی
financing and investment decisions : تصمیمات تامین مالی و سرمایه گذاری
financing and obligation : تامین مالی و تعهد (بدهی)
financing cost : هزینه تامین مالی
finaIcing cycle : چرخه تامین مالی
financing decision : تصمیم تامین مالی
financing internal control : کنترل داخلی مالی
financing lease : تامین مالی از طریق رهن و اجاره
financing strategy : استراتژی تامین مالی
finish stock (goods) : موجودی کالای ساخته شده
finished (goods-stock) warehouse : انبار کالای ساخته شده
finished goods stock (finished goods inventory) : موجودی کالای ساخته شده
finished goods stock account : حساب موجودی کالای ساخته شده
finished goods stock insurance : بیمه کالای انبار شده
finished goods stocks budget : بودجه کالای ساخته شده
finished goods, completed gooods : کالای ساخته شده، کالای تکمیل شده
finished product : محصول ساخته شده
fire insurance : بیمه آتش سوزی
fire policy : بیمه نامه آتش سوزی
firm policy : خط مشی سازمان، سیاست سازمان
firm purchase commitment : تعهد قطعی خرید
firm′s capital ,structure : ساختار سرمایه شرکت
first class creditors : بستانکاران درجه اول (دارای اولویت)
first class papers : اسناد درجه یک
first collateral (security) : وثیقه اول
first cost : موضوع هزینه، بهای تمام شده اصلی
first half of the financial year : نیمه اول سال مالی
first hand experience : تجربه دست اول
first preferred stock : سهام ممتاز با اولویت اول
first price, orginal price : قیمت اصلی
fiscal control : کنترل مالی
fiscal discount rate : نرخ تنزیل مالی
fiscal entity : شخصیت مالی، واحد مالی
fiscal period : دوره مالی
fiscal policy, financial policy : سیاست مالی (پولی)
fiscal stimulation : انگیزش مالی
fiscal year : سال مالی
fixed amount, constant amount : مبلغ ثابت
fixed asset at cost : دارایی ثابت به قیمت(بهای) تمام شده
fixed asset coverage ratio : نسبت تامین وام از محل دارایی ثابت
fixed asset depreciation : استهلاک دارایی ثابت
fixed budget, static budget : بودجه ثابت
fixed capital expenditure : هزینه سرمایه ای ثابت
fixed capital goods : کالای سرمایه ای ثابت
fixed cost : اقلام ثابت بهای تمام شده
fixed cost (fixed expense) : هزینه ثابت
fixed cost allocation : تسهیم (تخصیص) هزینه ثابت
fixed cost equation : معادله هزینه ثابت
fixed cost per period : هزینه ثابت هر دوره
fixed cost per unit : هزینه ثابت هر واحد
fixed credit : اعتبار ثابت
fixed exchange rate : نرخ های ثابت ارز، نرخ کنرتل شده ارز
fixed income : درآمد ثابت
fixed manufacturing cost : هزینه ثابت ساخت
fixed overhead budget variance : انحراف بودجه سربار ثابت
fixed overhead capacity variance : انحراف ظرفیت سربار ثابت
fixed overhead cost, fixed cost : هزینه سربار ثابت
fixed overhead total variance : انحراف کل سربار ثابت
fixed price construction contract : قرارداد مقطوع ساختمانی
fixed price contract : قرارداد مقطوع، قرارداد براساس قیمت های مقطوع
fixed resale price : حداقل قیمت
fixed selling price : قیمت ثابت فروش
fixed -sum credit : اعتبار دارای سقف ثابت
flag of convenience : کشتی با پرچم غیر
flat price : قیمت یکنواخت (یک قیمت)
flexibility of price : انعطاف پذیری قیمت
flexible (floating) exchange rate : نرخ متغیر ارز
flexible manufacturing system (FMS) : سیستم انعطاف پذیر تولید
flexible. price : قیمت انعطاف پذیر
floating (flexible) exchange rate : نرخ ارز متغیر ، نرخ ارز شناور
floating asset = current asset : دارایی جاری
floating capital ,working capital, circulating capital : سرمایه در گردش
floating charge : هزینه متغیر، وثیقه شناور
floating credit : اعتبار در جریان، اعتبار جاری
floating exchange rate : نرخ ارز متغیر
floating policy : بیمه نامه متغیر
floating prices : تعیین (تثبیت) قیمت ها
floating-rate certificate of deposit : سپرده با نرخ بهره متغیر
floor price : قیمت کف
flow capital : سرمایه جاری
flow chart : نمودار گردش کار، نمودگر جریان کار
flow of receipts : گردش دریافت ها
flowchart : نمودار گردش کار، نمودگر جریان کار، نمودار گردش عملیات ، فلوچارت
fluctuation : نوسان، تغییر قیمت
fluctuation limit : حد مجاز تغییر قیمت
fluctuations : نوسانات
FOB price : قیمت کالا به شرط تحویل در مبدا (محل تولید)
FOB pricing : قیمت گذاری بر مبنای فروش کالا با قید تحویل در مبدا
focal date, on due date : راس مدت
folio column of the account : ستون عطف حساب
folio reference : ستون عطف، شماره عطف صفحه (در دفاتر و اسناد)
following the crowd : تبعیت از عامه
foot-notes to the balance sheet : یادداشت های زیر ترازنامه
for account of : از طرف (به حساب)
forbearance : خودداری
force major : عامل قهری، وضعیت اضطراری، فورس ماژور
forced loan : وام اجباری (اضطراری)
forced sale : فروش اجباری
forced saving : پس انداز اجباری
forced -sale value : قیمت فروش الزامی
forecast data : اطلاعات پیش بینی شده
forecast of income : پیش بینی درآمد
forecast, foresight, provision,anticipation, anticipatory breach,forecasting predictionforecasting prediction : پیش بینی
foreclose : توقیف / ضبط کردن ملک رهنی
foreclosed assets : داراییهای توقیف، ضبط شده
foreclosure : توقیف اموال، ضبط اموال
foreign bill of exchange : برات خارجی
foreign branch : شعبه خارجی (خارج از کشور)
foreign corporation : شرکت خارجی
foreign currency : ارز خارجی، واحد پول کشور بیگانه
foreign currency conversion : تبدیل پول خارجی
foreign currency exchange : تسعیر اقلام ارزی، تبدیل ارزی
foreign currency exchange loss : زیان حاصل از تسغیر ارز
foreign currency loan : وام ارزی
foreign currency reserves : ذخایر پول خارجی
foreign currency securities : اوراق بهادار ارزی
foreign currency translation : تبدیل ارز
foreign exchange : تبدیل ارز
foreign exchange control : کنترل ارزهای خارجی
foreign exchange cover : ارز پشتوانه
foreign exchange difference : اختلاف تبدیل ارز خارجی
foreign exchange rate, rate of exchange : نرخ تسعیر ارز، نرخ برابری ارز
foreign exchange regulations : مقررات تسعیر ارز
foreign exchange reserves / external reserves : ذخایر ارزی
foreign exchange risk : خطر تسعیر ارز
foreign exchange rules : قوانین تسعیر ارز
foreign exchanges : مبادلات ارزی
foreign market, exchange market : بازار ارز خارجی
foreign stock : سهام خارجی
foreign trade financing : تامین مالی تجارت خارجی
foreign-exchange dealer : صراف
forensic accounting : حسابداری مربوط به امور دادگاه (مسائل دادگاهی) ، حسابداری دادگستری
forensic accountant : کارشناس رسمی دادگستری در زمینه حسابداری
forensic audit : حسابرسی موارد دادگاهی
forensic auditors : حسابرسان امور دادگاهی
forfeiture clause ′ : شرط ضرر
forfortures receipt : رسید متصدی حمل و نقل
forged check : چک جعلی
forged, fabrication, counterfeit : جعلی (ساختگی)
forger, forger of document : سند ساز
forgery insurance : بیمه جعل (سند)
form over substance : رجحان شکل بر محتوا
formal acceptance : پذیرش رسمی
formal delivery, formal acceptance : تحویل رسمی
formal notice : یادداشت رسمی
format and content : شکل و محتعوا
forms (or levels) of market efficiency : شکل های مختلف (سطوح) کارایی بازار سرمایه
forthcoming year accounts : حساب های سال آینده
forward combination : ادغام با شرکت بعد از خود
forward contract : پیمان آتی، قرارداد سلف
forward cover : پیش خرید ارز
forward exchange contract : قرارداد نرخ آتی ارز، مبادله ارزی سلف
forward exchange market : بازرا سلف ارز
forward financial statement : صورت های مالی آینده
fotward market, in foreign exchange : بازار پیش خرید ارز، بازار سلف
forward price : قیمت سلف
forward purchase : پیش خرید، خرید سلف
forward selling, selling in advance : پیش فروش
forwarder, carrier : متصدی حمل و نقل / حمل کننده / موسسه حمل و نقل، جامل
forwarding agency : نمایندگی حمل و نقل
forwarding charges : هزینه های ارسال
forwarding country : کشور فرستنده
forwarding instructions, shipping instructions : دستورات حمل
four-column general journal : دفتر روزنامه چهار ستونی
fractional reserve : اندوخته جزئی
fractional share : پاره سهم
fractional year depreciation : استهلاک بخش از سال
franchise fee : حق فرانشیز
franchise tax : مالیات بر حق فرانشیز (اسم تجاری)
franchise, deductible : اجازه استفاده از نام تجاری، واگذاری حق انحصاری
franchise, royalty, copyright : حق امتیاز
franco : بدون مخارج تحویل، رایگان، مجانی
franctional currency, coins, change money, change fund, cach float : پول خرد
fraud conveyance : نقل و انتقال اموال به قصد فریب بستانکاران
fraud identification, neutralization and deterrence : شناسایی، خنثی سازی و پیشگیری تقلب، و نام نرم افزاری است که این کار را انجام می دهد.
fraud risk factors : عوامل ریسک تقلب
fraudulent bankruptcy : ورشکستگی نامشروع (به تقلب)
fraudulent document : اسناد تقلبی
free capital : سرمایه آزاد
free carrier : تحویل کالا در محل مقرر به حمل کننده
free carrier ( ... named place) : تحویل کالا در محل مقرر به حمل کننده (... نام محل مقرر)
free cash flow : جریان نقد آزاد
free economy : اقتصاد آزاد
free currency : پول آزاد، پول قابل تسعیر به ارزهای دیگر
free market economy : اقتصاد بازار آزاد
free movement of capital : آزادی جابجایی سرمایه
free of charge : مجانی، رایگان
free of duty, duty free, free of charge : معاف از حقوق گمرکی
free of income tax : معاف از مالیات بردرآمد
free on charge (FOC) : بدون هزینه، مجانی (FOC)
free on truck : تحویل کالا در کامیون
free security : اوراق بهادار آزاد
freight (expense-charge-cost) : هزینه حمل
freight allowance : ذخیره کرایه حمل
freight audit agency : آژانس بازرسی حمل کالا
freight carriage : بازبری، کرایه، هزینه حمل
freight charge, shipping expense : مخار حمل، محموله
freight collect : هزینه حمل در مقصد دریافت می شود
freight commission : کارمزد حمل
freight contracting : عقد قرارداد حمل
freight cost : هزینه حمل
freight declaration : اظهارنامه بار(گیری)
freight in (charge) : هزینه حمل وارده
freight in, carriage inward(s) : هزینه حمل کالای خریداری شده
freight out charge : هزینه حمل صادره
freight payable at destination carriage forward (=c ... collect) / freight collect : هزینه حمل در مقصد پرداخت می شود
freight, transport, shipping, carriage : حمل، حمل و نقل، باربری
fright charge : کرایه بار
frontier customs : گمرک مرزی (سرحدی)
frontier traffic : دادوستد مرزی
frozen account : حساب مسدود شده
frustration of contract : فسخ قرارداد
full cost pricing : قیمت گذاری براساس کل هزینه
fulfilment (of a contract) / perfonnance (of a contract) : اجرای (قرارداد)
full absorption costing : هزینه یابی جذبی کامل
full accrual method : روش تعهدی کامل
full capacity : ظرفیت کامل، گنجایش کامل
full capacity output : محصول ظرفیت کامل
full consolidation : تلفیق کامل
full container load (FCL) : ظرفیت پرکانتینر ، ظرفیت کامل کانتینر
full costing method (full costs) : روش هزینه یابی کامل
full coupon bond : اوراق قرضه با نرخ بهره بازار
full disclosure concept : مفهوم افشای کامل
full disclosure principle : اصل افشای کامل
full disclosure, adequate disclosure : افشای کافی (کامل)
full reliance : اعتماد کامل
full-cost data : اطلاعات بر حسب مجموع هزینه
full-paid capital stock : سهامی که کل ارزش آن پرداخت شده باشد.
full-time directors : مدیران تمام وقت
fully-paid up share capital : سرمایه سهمی تمام پرداخت شده
function costing : هزینه یابی بر مبنای واحد سازمانی ، بهایابی بر مبنای عملکرد
functional basis split : تقسیم کار براساس وظایف
functional budget : بودجه یک واحد سازمان، بودجه عملیات، بودجه دوایر
functional budgets : بودجه عملیاتی
functional classification : طبقه بندی بر حسب واحد سازمانی، طبقه بندی برمبنای وظیفه
functional distribution of cost : توزیع عوامل هزینه
functional expense classification : هزینه ها بر حسب وظایف
functional fixation : ثبات عملکرد
functional statement : صورت هزینه ها بر حسب واحدهای سازمانی
fund account : حساب مستقل
fund balance : تراز یا مانده حساب مستقل
fund trial balance : تراز آزمایشی حساب مستقل
fundamental accounting assumption : مفروضات اساسی حسابداری
fundamental accounting concepts : مفاهیم بنیادین حسابداری
fundamental accounting equation : معادله اساسی حسابداری
fundamental accounting principles : اصول اساسی حسابداری
fundamentak of management accounting : اصول (زیربنایی) حسابداری مدیریت
funding decision : تصمیم گیری برای تامین مالی
funding excess : مازاد منابع بازنشستگی
funds account : حساب اعتبارات
funds acquisition′ : تحصیل وجوه
funds application : مصرف وجوه
funds collected for third parties : وجوه دریافتی به نیابت از طرف اشخاص ثالث
funds obtained (received) collections : وجوه دریافتی به نیابت از طرف اشخاص ثالث
funds sources, source(s) of funds,source of cash : منابع وجوه
future cash flows : جریان های نقدی آتی، جریان های آتی وجه نقد
future consumption : مصرف آتی
future costs : هزینه های آتی
future service potential : خدمات بالقوه آتی
future trends in accounting : روندهای آتی (در) حسابداری
future value factor : فاکتور ارزش آتی ، عامل ارزش آتی
futures (futures contract) : قراردادهای سلف ، قرادادهای آتی
gain (loss) contingencies : سود یا زیان احتمالی
gain (loss) of purchasing power : سود (زیان) قدرت خرید
gain contingency : سود احتمالی
gain or loss account : حساب سود یا زیان
gantt chart : نموداری که در محور افقی آن فعالیت برنامه ریزی شده و در محور عمودی آن تاریخ نوشته شود ، نمودار گانت
gap in coverage : ناکافی بودن تضمین
gate times recording : ضبط اوقات ورود و خروج
gatherer, collector : تحصیل دار (جمع کننده)
gauranteed interest, collaterized interest : بهره تضمین شده
gearing (capital gearing; equity gearing; financial gearing leverage) : گرفتن وام
general (generalized) purchase : خرید کلی (عمومی)
general acceptance : قبولی کلی
general accident : حادثه غیر ناشی از کار
general account : حساب اعتباری مشتریان نزد کارگزار
general accountant : حسابدار کل، حسابرس دیوان محاسبات
general accounting (audit) office : دیوان محاسبات
general accounting department : اداره کل حسابداری
general accounting office auditor : حسابرس دیوان محاسبات
general audit objectives : هدف های کلی حسابرسی
general cargo : بار متفرقه
general cargo rate (GCR) : نرخ حمل بار متفرقه (عمومی)
general cash : وجوه نقد موجود
general cash account : حساب وجه نقد عمومی
general circulation : بخشنامه عمومی
general compulsory social insurance : بیمه اجتماعی اجباری عمومی
general conditions : شرایط عمومی
general conditions of contract,general terms of contract : شرایط عمومی پیمان (قرارداد)
general contigency reserve : اندوخته برای جبران خسارت ها یا هزینه های عادی
general contractor, general conditions general coverage : پیمانکار عمومی (پیمانکار انواع پیمان ها)
general control : کنترل عمومی
general disclosure : افشای موارد کلی
general factory manager : مدیر کل کارخانه
general fixed-assets account group : گروهی از حساب هایی که برای ثبت داریای های ثابت عمومی یک واحد دولتی به وجود می آورند.
general insurance : بیمه عمومی
general insurance system : نظام بیمه همگانی
general ledger account : حساب دفتر کل
general ledger adjustments account : حساب تعدیلات دفتر کل
general long-term debt accounting group : یک گروه از بدهی های بلندمدت (در یک GROUP سازمان دولتی)
general negligence : سهل انگاری عمومی
general partnership, company limited by guarantee : شرکت تضامنی با مسئولیت نامحدود
general pirice index : شاخص عمومی قیمت ها
general plant services, general factory services : خدمات عمومی کارخانه
general price index : شاخص عمومی قیمت ها
general price level : سطح عمومی قیمت
general price level accounting : حسابداری سطح عمومی قیمت ها
general price level index : شاخص سطح عمومی قیمت ها
general price level accounting : حسابداری تغییرات سطح عمومی قیمتها، حسابداری تورمی
general purchasing power : قدرت خرید عمومی
general purchasing power of money : قدرت خرید عمومی پول
general purpose financial statements : صورت های مالی که هدف های عمومی را تامین می کنند.
general records : دفتر کل عمومی، دفاتر روزنامه، پرونده ها و اسنادی که موید اقلام موجود در دفتر کل باشند.
general risk contingencies : احتمال های مربوط به مخاطرات عمومی
general services : خدمات عمومی
general system of preferences (GSP) : سیستم عمومی ترجیحات
general terms of contract : شرایط عمومی پیمان
general terms, general conditions : شرایط عمومی
generality approach : رویکرد کلی نگری
generally accepted accounting principles (GAAP) : اصول پذیرفته شده حسابداری
generally accepted accounting (auditing) standards (GAAS) : استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی
generally accepted accounting : اصول متداول حسابداری
generally accepted accounting practices : رویه های قابل قبول عمومی حسابداری، اصول پذیرفته شده عمومی
generally accepted auditing principles : اصول پذیرفته شده عمومی حسابداری
generic : جنس نما: مفهومی است فراگیر که همه عناصر متعلق به یک گروه را در بر می گیرد، مانند مفهوم تقلب که ممکن است شکل ها، شیوه ها، و هدف های گوناگون داشته باشد، ژنریک
generic expense : هزینه های متعلق به یک طبقه از محصولات
gilt edged securities : اوراق بهادار حاشیه طلایی، اوراق بی خطر
gilt-edged security (gilt) : اوراق بهادار حاشیه طلایی، اوراق بی خطر
glamor (glamour) stock : سهام محبوب، سهام پر جاذبه، سهام پر زرق و برق
global custody : نگهداری اوراق بهادار
global economy : اقتصاد جهانی
global system of trade preferencess (GSTP) : نظام جهانی ترجیحات تجاری
go Public : به شرکت سهامی عام تبدیل شدن
go through an account : حسابی را رسیدگی کردن
goal congruence : اشتراک منافع، همگون بودن هدف ها، نداشتن تضاد منافع
goal difficulty : هدفی که دستیابی به آن مشکل است
goal output indicator : شاخص تعیین کننده محصول (یا نتیجه کار)
going concern : تداوم فعالیت یک واحد تجاری، موسسه دایر
going concern company : شرکت دایر
going concern continuous going concern : تداوم فعالیت
going concern or continuity assumption : قرض تداوم یا استمرار فعالیت
going concern value, going value : ارزش با فرض تداوم فعالیت
going price : قیمت جاری
going public : عرضه سهام شرکت به عموم
going-concern assumption : فرض تداوم فعالیت
going-concern concept : اصل تداوم فعالیت
going-concern value : خالص ارزش دارایی ها (ارزش دفتری)، ارزش ویژه، حقوق صاحبان سهام، ارزش شرکت
gold and foreign exchange reserve : ذخایر طلا و ارز
gold coin : سکه طلا
gold crisis : بحران طلا
good till cancelled order : سفارش با اعتبار تا اطالع بعدی
good until cancelled : معتبر تا اطلاع ثانوی
goods and challels : اموال و دارائی های منقول
goods and services : کالاها و خدمات
goods charged with customs duty : کالای مشمول عوارض گمرکی
goods clearing agreement : قرارداد پایاپای کالا
goods declaration : اظهارنامه کالا
goods in custody of the customs : کالاهای در اختیار گمرک
goods in free circulation, authorized goods : کالاهای مجاز
goods in process : کالای در جریان ساخت
goods in process account : حساب کالای در جریان ساخت
goods insurance : بیمه کالا
goods inward declaration : اظهارنامه کالای وارده (رسیده)
goods inward records : مدارک و اسناد کالای وارده (رسیده)
goods lying in the customs : کالاهای موجود در محوطه گمرک
goods on consignment, consignment goods : کالاهای امانی
goods outward records : مدارک و اسناد کالای صادره (ارسالی)
goods profit percentage : درصد سود روی کالا
goods purchased account : حساب کالای خریداری شده
goods received department : اداره دریافت کالا
goods received from home office,shipments from center : کالای دریافتی از مرکز
goods received note : سند رسید کالا، کالای امانی
goods received note : اعلامیه (برگ) رسید کالا
goods received note (GRN) : رسید وصول کالا، قبض تحویل کالا
goods received number : شماره برگ رسید کالا
goods received, goods inward : کالای رسیده
goods returned by customers : کالای برگشتی از مشتریان
goods sent to branch at cost price : کالای ارسالی به شعبه به قیمت تمام شده
goods sent to branch at selling price : کالای ارسالی به شعبه به قیمت فروش
goods sold account : حساب کالای فروخته شده
goods, material, article, commodity : کالا، جنس، مواد، مال التجاره، امتعه
goodwill arising on consolidation,consolidated goodwill, consolidation excess : سرقفلی ترکیبی
goodwill at cost price : سرقفلی به قیمت تمام شده
goodwill on consolidation : سرقفلی ادغام شرکت ها، سرقفلی تلفیقی
goverment owned company, state owned company, crown corporation : شرکت دولتی
goverment′s accounts : حساب های دولتی
government accounting standards board (GASB) : هیئت استانداردهای حسابداری دولتی
government assistance, government aid : کمک دولت
government bond calender : فهرست عرضه اوراق قرضه دولتی
government bonds, combined attnbutes and variables sampling : اوراق قرضه دولتی، بازپدراخت اصل و بهره ا زمحل درآمد شرکت دولتی تامین می شود
government controller : کنترولر دولت (دولتی)
government securities, bonds : اوراق قرضه دولتی
government services : خدمخات دولت
head office current account : حساب جاری مرکز، حساب جاری اداره مرکزی
head office expense : هزینه اداره مرکزی
head office, central office, headquarter : دفتر مرکزی
head tally clerk : متصدی بارشماری
headmaster, manager, boss, chief,president : رییس، کارفرما، مدیر
heavy evidence : شواهد (شهادت) افواهی
hedgm′ g exchange risk : پوشش مخاطره تبدیل
hedging function : تامین پوشش
hedging transactions : معاملات پوششی
hidden reserve, secret reserrc : اندوخته پهنان یا نامرئی
hierarchical : سلسله مراتبی
hierarchical structure : ساختار مبتنی بر سلسله مراتب سازمانی
hierarchy : سلسله مراتبی
hierarehy of activities : سلسله مراتب فعالیت ها
high council of tax : شورای عالی مالیاتی
high margin product : محصول (تولید) با سود بالا
high premium convertible debenture : اوراق قرضه قابل تبدیل مرغوب
high priced goods : کالای گران قیمت
high sale production : تولید پر فروش
high value selection : انخاب اقلام بزرگ
high-tech companies : شرکت های دارای قدرت تکنولوژی بالا، شرکت های با فناوری بالا
high-tech stocks : سهام شرکت های با فناوری بالا
hire charge : اجاره بها
hire purchase : اجاره بها به شرط تملیک
hire purchase (HP) : خرید قسطی، اجاره خرید، اجاره به شرط تملیک
hire purchase account : حساب اجاره خرید
hire purchase interest : بهره اجاره خرید
hire-purchase agreement : قرارداد اجاره به شرط تملیک
hiring. recruitment : استخدام
historical accounting : حسابداری بر حسب ارزش های تاریخی
historical background : پیشینه تاریخی، تاریخچه
historical convention rule, cost convention : قاعده بهای تاریخی
historical cost : بهای تاریخی، بهای تمام شده تاریخی
historical cost (HC) : هزینه تاریخی، بهای تمام شده تاریخی
historical cost accounting : حسابداری بر مبنای هزینه (بهای تمام شده) تاریخی
historical cost basis : مبنای بهای تمام شده تاریخی
historical cost constant-dollar accounting : به ارزش های تاریخی همگن
historical cost convention : مبنای اندازه گیری به واحد پول، اصل اتخاذ واحد پول برای محاسبه مبنای بهای تمام شده تاریخی
historical cost of the goods : بهای تمام شده تاریخی موجودی ها
historical cost system : سیستم بهای تمامخ شده تاریخی
historical cost versus current fair value : مقابل ارزش متعارف جاری بهای تمام شده تاریخی
historical cost-constant dollar (HC-CD) : ارزش های تاریخی همگن
historical costcurrent cost : قیمت تمام شده جاری
historical costs : ارزشهای تاریخی
historical data : ارقام و اطلاعات تاریخی
historical exchange rate : نرخ تاریخی ارز
historical input price : قیمت / ارزش ورودی تاریخی
historical proceeds : مبلغ پول نقدی که هنگام عرضه اوراق قرضه به دست می آید
historical rate : نرخ تاریخی ارز
historical rate of return : نرخ بازده تاریخی
historical summary : خلاصه حساب سنوات گذشته، خلاصه حساب تاریخی
historical trading range : دامنه تغییرات تاریخی قیمت سهام
historical weights : ضرایب تاریخی
historical yield : بازده تاریخی
historical-cost convention : اصل هزینه (بهای تمام شده) تاریخی
holder of check : دارنده چک
holder of the record : صاحب سهم
holders of the company : دارندگان (صاحبان) شرکت
holding company (parent compay;parent undertaking) : واحد تجاری اصلی، شرکت مادر، شرکت اصلی
holding gain net c nflation : سود نگهداری کالا پس از احتساب آثار تورم
holding stack gain or loss : سود یا زیان نگهداری موجودی
holding,maintenance, retention : نگهداری، حفظ، ضبط
holistic evaluation : ارزیابی کلی (نسبت به فعالیت بازاریابی کالا)
holistic view : دیدگاه / نگرش کلی نگر
home production : محصول داخلی
home service : خدمات فروش در داخل کشور
home service agent : نماینده فروش داخلی
home trade, demestic trade, inland trade, internal trade : تجارت داخلی
homogeneous costs : هزینه های عمومی، هزینه های همگن (متجانس)
homoscedasticity : همگون یا بدون پراکندگی بودن
horizontal (merger-intergrationcombination) : ادغام افقی، ترکیب افقی
horirontal business combination : ترکیب افقی شرکت ها
horirontal combination : ترکیب افقی شرکت ها
hotchpot : روی هم ریختن داریای های دو یا چند نفر به منظور دادن سهم یکسان به آنها
house account : حساب کارگزاری
house maintenance call : اخطار جهت حفظ ودیعه
house rental expense (charge) : هزینه اجاره مسکن
household allowance : حق عائله مندی
housing allowance : کمک هزینه مسکن
hull insurance : بیمه بدنه کشتی
human asset accounting : حسابداری دارایی های انسانی
human capital : سرمایه انسانی
human information processing accounting : حسابداری رفتاری
human infonnation processing (HIP) : پردازش اطلاعات انسانی، مطالعه یا تحقیق درباره فرایندهای تصمیم گیری
human resource accounting : حسابداری منابع انسانی
human resources : منابع انسانی
hypothecate : به رهن گذاشتن
hypothecated asset = pledged asset : دارایی گرو گذاشته شده
hypothecation : گرو گذاشتن، رهن گذاری، دادن مجور به بانک برای فروش کالاهای امانی (کالاهایی که به عنوان گرو وام) نزد بانک است.
hypothecation agreement : قرارداد رهنی
hypothecator, mortgager : راهن، گروگذار
Iran insurance company pension fund : صندوق بازنشستگی شرکت بیمه ایران
Iranian income tax law : قانون مالیات بر درآمد ایران
ideal capacity variance : انحراف ظرفیت، انحراف حجم فعالیت
ideal capacity, theoretical capacity : ظرفیت مطلوب ، ظرفیت اسمی
ideal efficiency : کارآیی مطلوب
ideal or theoretical capacity, ideal capacity : ظرفیت ایده آل
ideal standard (ideal standard cost) : هزینه استاندارد مطلوب
identification : احراز هویت، شناسایی
identify stock (to) : تعیین عینیت (هویت) موجودی
idle balance : مانده راکد
idle capacity : ظرفیت بلا استفاده ، ظرفیت ناکارآمد، کمبود در ظرفیت تولید، ظرفیت بیکار، ظرفیت راکد
idle capacity cost : هزینه ظرفیت بی کار
idle capacity ratio : نسبت ظرفیت بلا استفاده، نسبت ظرفیت ناکارگی
idle capacity variance (capacity usage variance, fixed overhead capacity variance) : انحراف ظرفیت سربار ثابت
idle capital, dead capital : سرمایه راکد (بیکار)
idle cash balance : مانده نقدی راکد
idle cash, surplus funds : وجه بلا استفاده ، وجوه راکد
idle cost : هزینه غیر موثر
idle facilities : تسهیلات راکد
idle facilities cost : هزینه تسهیلات راکد
idle facitlity expense : هزینه تسهیلات بلا استفاده
idle machine hours (lines) : ساعات کار بیکار ماشین
idle times card : کارت اوقات بیکاری
idle times variance analysis : تجزیه و تحلیل انحراف اوقات بیاری
illegal acts : فعالیت های غیر قانونی
illegal document : سند غیر قانونی
illogical reasons : دلائل غیر منطقی
illogical reasons of auditor : دلائل غیر منطقی حسابرس
imbalance account : حساب نامتوازن
imbalance of orders : عدم تعادل سفارشات
imbalanced statement : صرتحساب نامتوازن
gross negligence : غفلت فاحش، تعدی و تفریط مال
gross profit percentage : درصد سود ناویژه
gross purchase : خرید ناخالص
gross redemption yield (effective yield;yield to maturity) : نرخ بازده داخلی اوراق قرضه که در تاریخ معین خریداری و تا سررسید نگهداری می شود.
gross replacement cost : بهای ناخالص جایگزینی
gross working capital : سرمایه در گردش ناخالص
gross-price method (of recording purchase, sales discounts) : روش مبتنی بر ناخالص قیمت. هنگام ثبت خرید و تخفیف از فروش
group accounts (group financial statement) : صورت های مالی تلفیقی، صورت های مالی گروهی
group companies : گروه واحدهای تجاری
group creditors : طلبکاران گروهی
group creditors insurance : بیمه گروهی طلبکاران
group depreciation : استهلاک گروهی
group insurance : بیمه دسته جمعی، بیمه گروهی
group life insurance : بیمه زندگی گروهی
group of accounts : گروه حساب ها
groupage (=consolidation) : دسته بندی کردن (= ادغام کردن)
grouping financial statement : ارائه صورت های مالی واحدهای فرعی به صورت خلاصه و ارائه توضیح لازم
growth company : شرکت در حال رشد
growth policies : سیاست های رشد
growth stock : سهام رو به رشد
guarantee society : شرکت تضامنی
guaranteed income contract : قرارداد درآمد تضمین شده
guaranteed investment certificate . : گواهی سرمایه گذاری تضمین شسده
guaranteed price : قیمت تضمین شده
guaranteeing association : نهاد تضمین کننده (ضامن)
guaranteeing chain : زنجیره (شبکه) تضمین کننده
guidelines in income : خطوط راهنمای درآمدها
guidelines on prices : خطوط راهنماخی قیمت ها
haircut : تعدیل کردن ارزش اوراق بهادار
half -secret trust : وصیت فاقد موصی له
hand over, practical completion,provisional hand over : تحویل موقت
hand-over, issue of final certificate : تحویل قطعی
hand -written accounting system,manual accounting system : سیستم حسابداری دستی
handbook of internal accounting controls : راهنمای کنترل های داخلی حسابداری
handicraft economy : اقتصاد مبتنی بر صنایع دستی
handling charge : هزینه جابجایی
handling cost : هزینه جابه جایی
haphazard sample selection : انتخاب نمونه به صورت نامنظم
haphazard selection : انتخاب بدون نصب
hard cash : پول نقد مسکوک
hard currency : ارز معتبر، ارز قابل قبول، پول رایج باداوم
hard recession : رکود شدید، افت شدید
hardware controls, manager controls : کنترل های سخت افزار
harmonic mean : میانگین همسان
harmonized system convention : کنوانسیون سیستم هماهنگ شده
head of accounting, head of accounts,accounting general, cheif accountant : رییس حسابداری
head of bookkeeping section : رییس دایره دفترداری
head of cost accounting department : رئیس اداره حسابداری صنعتی
head of financial affairs : رییس امور مالی
head of financial department : رییس اداره خدمات مالی
head of financial planning department : رییس اداره برنامه ریزی مالی
head of general accounting department : رییس کل حسابداری
initial authorized capital : سرمایه ثبت شده (اسمی) اولیه
initial campain : معرفی کالا به بازار
initial capita, staring capita, opening capital : سرمایه اولیه، سرمایه اصلی
initial charge : خرج اولیه
initial delivery and handing costs : مخارج حمل و نقل اولیه
initial direct costs : هزینه های مستقیم اولیه
initial distribution of income : توزیع اولیه درآمد
initial franchise fee : حق فرانشیز اولیه
initial public offering (lPO) : عرضه (انتشار) عمومی اولیه اوراق بهادار
initial public offering (lPO) : عرضه اولیه اوراق بهادار
initial purchase price : قیمت خرید اولیه
initial recognition : شناخت اولیه
initiatory expense (cost) : هزینه اولیه
inland bill of exchange, domestic, bill of exchange : برات داخلی
inland customs : گمرک داخلی (داخل کشور)
inland purchase : خرید داخل کشور
inland waterway consignment note : صورت ارسال بار از طریق آبراه داخلی
inprest cash book : دفتر تنخواه گردان
input cost : بهای تمام شده اقلام ورودی
input-oriented principles : اصول متمرکز بر داده ها
input-output coefficient : ضرایب داده ، ستانده
input-output controls : کنترل های نهاده ، بازده
inputed income : درآمد غیر نقدی
inquiry of the client′s attorney : پرس و جو از وکیل حقوقی صاحبکار
inseparable cost : هزینه غیر قابل تفکیک
inside director : عضو هیئت مدیره
insolvency : توقف، نداشتن نقدینگی، ناتوانین در پرداخت بدهی ها
insolvency administration order : حکم دادگاه برای مدیریت بر دارایی های یک مدیون متوفی ورشکسته
insolvency liquid deficiency : کمبود نقدینگی
insolvency practitioner : مامور اجرای امور مربوط به ورشکستگی شرکت
insourcing : تامین از داخل
inspect : بازرسی کردن، بررسی کرند، بازدید کردن
inspect the goods, control the goods,checking the goods, control the goods : بازرسی کردن کالا
inspect, examine : بازرسی کردن کالا
inspection : بازرسی از موسسات حسابرسی
inspection certificate : گواهی بازرسی
inspection department (office) : اداره بازرسی
inspection duties : وظایف بازرسی
inspection of employers : بازرسی کارفرمایان
inspection of goods : بازرسی کالا
inspection of goods finished : بازرسی کالای ساخته شده
inspection of purchased goods : بازرسی کالای خریداری شده
inspection of purchased material : بازرسی مواد خریداری شده
inspection report : گزارش بازرسی
inspection section : بخش بازرسی
inspection time : زمان بازرسی / کنترل
inspection, survery, examination : بازرسی، رسیدگی، معاینه، بازدید
inspector : بازرس، بازبین
inspector general : بازرس کل
inspector of taxes : ممیز مالیاتی
inspector′s fee : حق الزحمه بازرس
installation controls, general controls : کنترل های عمومی
letter of credit (LC) : اعتبار اسنادی (اعتبارنامه)
letter of credit (documentary credit) : اعتبار اسنادی، اعتبارنامه بانکی
letter of declaration : اظهارنامه
letter of guarantee issue cost : هزینه صدور ضمانت نامه
letter of recommendation,representation by management : تاییدیه مدیران
letter received book : دفتر نامه های رسیده
letter stock : سهام غیر قابل معامله
level of activity : سطح فعالیت
levels of market efficiency : سطوح کارآیی بازار
leveraged company : شرکت با بدهی
leveraged stock : سهام خریداری شده از طریق وام
liability (scrip) dividends payable : بدهی سود سهام پردختنی
liability certificate, certificate of debt : گواهی (تاییدیه) بدهی
liability coverage, liability payable : مبلغ قابل پرداخت بدهی
liability reserve :;:: accrued liability : بدهی تعلق گرفته و پرداخت نشده
liability to group companies : بدهی به شرکت های عضو گروه
liability to parent company : بدهی به شرکت مادر، اصلی
licence, permit : جواز، پروانه
license, royalty : حق الامتیاز، حق التالیف، اجازه نامه، جاز
licensed public accountant : حسابدار رسمی دارای مجوز کار
life assurance : بیمه عمر
life cycle : دوره حیات، چرخه عمر
life income funds : صندوق درآمد مادام العمر
life insurance : بیمه عمر
life insurance policy : بیمه نامه عمر
life of machine : عمر ماشین
life-cycle budget : بودجه چرخه عمر محصول
life-cycle budgeting : بودجه بندی برمبنای چرخه عمر محصول
life-cycle costing : تعیین بهای تمام شده دارایی برمبنای چرخه عمر
life-cashflow consequences : تاثیر روش اولین صادره از آخرین وارده برگردش نقدینگی
likely errors in the financial statements : اشتباهات احتمالی در صورت های مالی
limit check : کنترل حدود
limit price : قیمت محدود (معین)
limitation of action, limitation period : مرور زمان
imitation on scope : محدودیت در دامنه رسیدگی
limited assurance, negative assurance : اطمینان محدود (نسبی)
limited discretion : وکالت محدود
limited dividend company : شرکت با سود سهام محدود
limited liability company, limited company : شرکت با مسئولیت محدود
limited recourse financing : وام با تضمین خاص
limited sources : منابع محدود
limiting factor (principal budget factor) : عامل محدود کننده
line of credit : حد (میزان) اعتبار، اعلامیه ارائه اعتبار (اعطای خط اعتباری)
line-by-Iine consolidation : تلفیق سطر به سطر
linear cost function : تابع هزینه خطی
linear depreciation : استهلاک خطی
linear statistics : آمار خطی
linear-cut approach : روش کاهش خطی
immediate holding company : شرکت بلافصل مادر، یک واحد تجاری که واحد تجاری دیگر را تحت کنترل دارد و خودش تحت کنترل شرکت دیگری (واحد تجاری اصلی) می باشد.
immediate recognition : شناسایی فوری
immovable stock : موجودی کالای بی تحرک
impaird capital : سرمایه کمتر از مبلغ اسمی
imperceptible asset : دارایی غیر محسوس
imperfect auditing : حسابرسی ناقص (ناتمام)
Limperfect competition : رقابت ناقص
imperfect competitive market : بازار رقابت ناقص
imperfect market : بازار ناقص
imperfect markets school : مکتب بازارهای ناقص
imperishable stock : موجودی کالا فاسدشدنی
implicit contract theory : تئوری مبتنی بر قرارداد تلویحی
implicit cost = opportunity cost : نرخ بهره ای که بتواند ارزش فعلی دریافت های نقدی و پرداخت های نقدی مروبطه را برابر نماید.
implicit cost, imputed cost : هزینه ضمنی
implicit guarantee : تضمین ضمنی
implicit interest rate : نرخ بهره ضمنی
implied contract : قرارداد ضمنی یا غیر مکتوب
import customs′ duty : مالیات گمرکی
import declaration : اظهارنامه ورودی
import documentary credits : اعتبار اسنادی وارداتی
import licence : جواز واردات، پروانه واردات
import restriction : محدودیت وارداتی
import surcharge : تعرفه اضافی، سور شارژ واردات
importance : اهمیت
importance factor : عامل اهمیت
importance mean : میانگین اهمیت
imprest account : حساب تنخواه گردان
imprest cash (fund) : تنخواه گردان
imprest payroll account : حساب مستقل حقوق و دستمزد
imprest petty cash fund : حساب مستقل تنخواه گردان
imprest system, petty cash system : سیستم تنخواه گردان
improper interference of auditor : دخالت بی مورد حسابرس
improvement cost : هزینه بهسازی
improvements in production : بهبود تولید
imputed cost (alternative cost) : هزینه تلویحی، هزینه مرتبط (منتسیب)
in progress of completion : در دست تکمیل
in transit funds, cash in transit : وجوه در راه
in transit stock : موجودی کالای در راه
in-charge auditor : سرپرست گره رسیدگی حسابرسی، حسابرس مسئل
in-common : (ملک) مشاع
in-depth analysis. vertical analysis : تجزیه و تحلیل عمقی ، تجزیه و تحلیل عمودی
inactive (passive) investment : سرمایه گذاری غیر فعال
inactive account : حساب غیر فعال
inactive asset : دارایی های بی بازده
inactive audit file : پرونده راکد حسابرسی
inactive balance : مانده راکد (بیکار)
inactive bond : اوراق قرضه غیر فعال
inactive share (stock) : سهم غیر فعال (راکد)
inactive stock : موجودی (کالا) راکد
inactivity : توقف (عدم فعالیت)
inadequacy : عدم کفایت، کاهش ارزش
inadequancyloss : ضرر عدم کاردانی
inadequate disclosure : افشای ناقص
inadequate stock-taking : موجودی گیری غیر کافی (نامناسب)
incentive : انگیزه، پاداش
incentive bonus scheme : طرح پاداش تشویقی
incentive fee. bonus, compensation,reward, remuneration. fee, premium,incentive, carriage outwards gratuity. : پاداش، پرداخت بر مزد از بابت خدماتی که انجام داده، جایزه
incentive plan : طرح انگیزش (تشویقی)
incentive shares : سهام تشویقی
incentive taxation : مالیات بندی انگیزشی
incentive wage system : سیستم انگیزش مزد (سیستم تشویقی مزد)
incentives : طرح های انگیزشی
inception of the lease : شرع قرارداد اجاره
incestuous share trading : معاملات خودمانی سهام
incidence : رویدادهای همگن
incidence of cost (expenditure) : تعلق واقعی هزینه
incidence of tax : تعلق (تحمل) واقعی مالیات
incidental authority : اختیار اقدام در مارد ضرری
incidental beneficiary : ذینفعی که در سایه اجرای قرارداد که بر حسب تصادف موجب مزایی می شود، منتفع می گردد.
incidental cost (charge) : هزینه جزئی (فرعی)
incidental expenses : مخارج اتفاقی
inclusive cost (charge), over-an cost : هزینه جامع
inclusive debt comprehensive debt : بدهی جامع
income : درآمد، سود
income account : حساب درآمد
income adjusted : درآمد تعدیل شده
income and expenditure (expense) : درآمد و خرج
income and expense summary : خلاه حساب سود و زیان، حساب خلاصه سود و زیان
income applicable to common stock : سود متتعلق به سهام عادی
income applicable to senior securities : سود متعلق به اوراق بهادار اولویت دار
income as a predictive device : سود به عنوان ابزار پیش بینی
income averaging : متوسط گیری درآمد
income before deduction of tax : درامد قبل از کسر مالیات
income before extraordinary items : سوود قبل از اقلام غیر مترقبه
income bond : اوراق قرضه درآمدی (مبتنی بر سود)
income bond : اوراق قرضه مبتنی بر درآمد
income curve : منحنی درآمد
income deduction : آخرین بخش صورت سود و زیان که نشان دهنده هزینه های جاری است.
income deductions card : کارت کسورات درآمد
income determination : تعیین درآمد
income distribution : توزیع درآمد
income earned, earned income : درآمد کسب شده
income equation : معادله درآمد
income from : درآمد حاصل از
income from cash penalties : درآمد حاصل از جرایم نقدی
income from continuing operation : درآمد حاصل از عملیات جاری
income from contribution : درآمد حاصل از حق بیمه
income from discontinued operations : درآمد حاصل از عملیات متوقف شده
income from discount, discount earning : درآمد حاصل از تخفیف
income from investment : درآمد حاصل از سرمایه گذاری
income from members : درآمد حاصل از اعضاء
income from sales, revenue from sales : درآمد حاصل از فروش
income from SUbscription : رآمد حاصل از آبونمان
income fund : صندق سرمایه گذاری با هدف کسب درآمد
income gearing : نسبت سود قبل از بهره مالیات به ناخالص بهره
income generating unit : واحد ایجاد کننده درآمد
income in kind : درآمد موردی، درآمد بر حسب مورد
income manipulation : دستکاری در سود
income measurement : اندازه گیری سود، تعیین سود
income motive : انگیزه تحصیل سود
income multiplier : ضریب افزایش درآمد
income producing property : دارایی که ایجاد درآم می نماید
income property : املاک درآمدزا
income reali2ation : تحقق بخشیدن به درآمد
income reali2ation concept : مفهوم تحقق به درآمد
income recipients : دریافت کنندگان سود
income recognition : شناسایی درآمد
income share : سهام درآمدزا
income sheet : صورت درآمد
income smoothing : هموارسازی سود
income standard : در هزینه یابی استاندارد، میزان درآمد مورد انتظار از پیش تعیین شده (در مور اقلامی که به فروش خواهد رفت).
income statement accounts : حساب های صورت سود و زیان
income statement budget : بودجه صورت سود و زیان
income statement identity : صورت تطبیق درآمد و هزینه
income statement summary : خلاصه صورتحساب سود و زیان
income statement, profit and loss statement : صورت سود و زیان
income subject to tax, taxable income : سود مشمول مالیات
income summary account : خلاصه حساب سود و زیان
income summary, profit and (or) loss summary : خلاصه سود و (یا) زیان
income tax : مالیات مستقیم بردرآمد
income tax acts : قوانین مالیات بردرآمد
income tax allocation : تخصیص مالیات بردرآمد
income tax allowance : بخشودگی مالیات بر درآمد
income tax assessment : ارزیابی مالیات بر درآمد
income tax collection : وصول مالیات بر درآمد
income tax disputes : دعاوی مالیات بر درآمد
income tax equalization provision : ذخیره برابری مالیات بر درآمد
income tax law : قانون مالیات بر درآمد ایران
income tax liability : بدهی مالیات بر درآمد
income tax month : ماه مالیات بر درآمد
income tax paid : مالیات بر درآمد پراختی ، مالیات بر درآمد پرداخت شده
income tax payable : مالیات بر درآمد پراختنی
income tax payable provision : ذخیره مالیات بر درآمد پرداختنی
income tax rate : نرخ مالیات بر درآمد
income tax rate schedule : جدول نرخ مالیات بر درآمد
income tax regulations : مقررات مالیات بر درآمد
income tax return : اظهارنامه مالیاتی
income tax schedules : جدول مالیات بر درآمد
income, revenue, profit, earning : درآمد
income-production asset : دارایی مولد درآمد
income-tax allocation : تخصیص مالیات بر درآمد
incometax declaration (statement) : اظهارنامه مالیات بر درآمد
incoming auditor, successor auditor : حسابرس جانشین، حسابرس جدید (آتی)
incoming partner : شریک وارد شونده
incoming-outgoing : وارده ، صادره
incompatible duties (functions) : وظایف مانعه الجمع، وظایف، متناقض، وظایف ناسازگار
incompatible functions : اقدام ناشایست
incompatible occupations, incorrect acceptance : قبول نادرست (پذیرش نادرست)
incomplete accounting records : مدارک ناقص حسابداری
incomplete audit : حسابرسی ناتمام
incomplete contract : پیمان ناتمام
incomplete contract cost : هزینه (قیمت) پیمان ناتمام
incomplete data : اطلاعات ناقص
incomplete equity method : روش ارزش ویژه ناقص
incomplete goods : کالای غیر کامل (قاعده 2 الف سیستم هماهنگ شده)
incomplete records : مدارک ناقص
incomplete transaction : معامله ناتمام
incomplete units : آحاد تکمیل نشده
incomplete work : کار ناتمام
inconsistent : بی ثبات
incontestable clause : شرط غیر قابل تردید، شرط غیر قابل اعتراض
inconvertible currency : پول غیر قابل تبدیل
inconvertible securities : اوراق بهادار غیر قابل تبدیل
incorporate : شرکت کردن، شرکت دادن، در هم ادغام شدن
incorporated company : شرکت به ثبت رسیده، شرکت با مسئولیت محدود
incorporation : تاسیس شرکت
incorporation of audit firms : شرکت های تضامنی حسابرسی با مسئولیت محدود
rincorporation process : فرایند تاسیس یک شرکت سهامی
incorrect entry : ثبت اشتباه (غلط)
incoterms : ضوابط تفسیر اصطلاحات بازرگانی بین المللی
incovertiable bill of exchange : برات ارزی غیر قابل تبدیل
incovertible : غیر قابل تبدیل
incovertible currency : ارز تبدیل ناپذیر، ارز ضعیف
increase endorsement : تصدیق با تایید افزایش
increase in asset : افزایش در دارایی
increase in price : ترقی قیمت (افزایش در قیمت)
increase in value : افزایش ارزش
increase in working capital : افزایش در سرمایه در گردش
increase of capital : افزایش سرمایه
increase of premium : افزایش حق بیمه
increase on investment : افزایش سرمایه گذاری
increase reduction, rise (in price) : ترقی، افزایشش به تنزل / ترقی، افزایش (در قیمت)
increasing cost : هزینه بالا رونده
increasing ratio : نسبت فزاینده
increasing return : بازده صعودی
increasing trend : روند فراینده، روند صعودی
increasing volume of production : افزایش حجم تولید
incredible expense : هزینه باور نکردنی
increment of income : نمو درآمد ، رشد درآمد
increment(al) cost. final cost, marginal cost, manufacturing cost : هزینه نهایی
incremental : تفاضلی، نهایی، افزایشی
incremental (revenue-income) : درآمد افزایشی
incremental allawance : اضافه حدود مجاز
incremental analysis (marginal analysis) : تجزیه تحلیل هزینه نهایی، جزیه و حلیل تفاضلی
incremental approach : روش اضافی، روش مبتنی بر اقلام نهایی
incremental benefit : تغییر در سود
incremental budget : بودجه تفاضلی، بودجه نهایی
incremental budgeting : بودجه بندی بر مبنای سال قبل
incremental cash flow : جریان نقد اضافی
incremental common cost allocation method : روش تفاضلی تخصیص هزینه های مشترک
incremental cost, marginal cost : هزینه نهایی، هزینه (بهای تمام شده) افزایشی
incremental method : روش تفاضلی
incremental net benefit : تغییر در خالص منافع
incremental revenue : درآمد تفاضلی
incremental sample size : اندازه نمونه اضافی
incumbrance(s) : تعهد (در جمع تعهدات), تامین اعتبار, تعهد هزینه
incur : متحمل هزینه شدن، تحقق یافتن
incurred cost : هزینه به مصرف رسیده
indefeasible, irrevocable : غیر قابل فسخ
independence : استقلال، ناوابستگی، مستقل ، غیروابسته
independence from line operations : استقلال از لحاظ فعالیت های سازمانی
independence of access : استقلال از لحاظ دسترسی
independence of auditors : استقلال حسابرس، حسابدار مستقل
independence of mind : استقلال رای
independence of position : استقلال از لحاظ جایگاه سازمانی
independence of reportiog : استقلال از لحاظ گزارشگری
independence-in -appearance : استقلال ظاهری
independence-in-fact : استقلال واقعی
indeperident accountant = public accountant : حسابدار مستقل، حسابدار رسمی
independent accountant′s opinion : نظر حسابدار مستقل
independent accountants′ society : جامعه حسابداران مستقل
independent contractor : پیمانکار مستقل
independent financial adviser (IFA) : مشاور مالی مستقل
independent income : درآمد مستقل
independent international finance expert : متخصص مستقل مالی بین المللی
independent professional accountants : حسابداران مستقل حرفه ای
independent public accountants : حسابداران عمومی (رسمی) مستقل
independet appraisal function : وظیفه ارزیابی مستقل
index number comparison : شاخص سنجی
index of retail prices : شاخص قیمت های خرده فروشی
index of wholesale prices, holesale price index : شاخص قیمت های عمده فروشی
index· linked insurance : بیمه ای که با تغییرات شاخص تعدیل می شود
indexing (and cross·referencing) : طبقه بندی اسناد و تطبیق آنها در کاربرگ های حسابرسی
indexless price : قیمت بی شاخص
indexless records : اسناد و مدارک بی فهرست
indicated yield : نرخ سود برحسب درصدی از مبلغ سرمایه گذاری
indication : نشانه، گواه
indications of source : علائم محل ساخت (مبدا)
indicator : شاخص، نمایه، نماگر
indirect : غیر مستقیم
indirect (labour-wages) : دستمزد غیر مستقیم
indirect access : دسترسی غیر مستقیم
indirect approach : روش (ریکرد) غیر مستقیم
indirect assessment method : رش سنجش غیر مستقیم
indirect charges (expenditures) : مخارج غیر مستقیم
indirect consequences : آثار، پیامدهای غیر مستقیم
indirect cost (indirect expenses) : هزینه های غیر مستقیم، هزینه سربار
indirect cost center : مرکز هزینه غیر مستقیم (خدماتی)
indirect cost pool : مجمعه ای از هزینه های غیر مستقیم
indirect costing : هزینه یابی غیر مستقیم
indirect costs, indirect expenses : هزینه های غیر مستقیم
indirect damage : خسارت غیر مستقیم
indirect debt (liability) : بدهی غیر مستقیم، بدهی احتمالی
indirect departmental charges : هزینه های غیر مستقیم دوایر
indirect division of medical care : بخش درمان غیر مستقیم
indirect evidence : شواهد غیر مستقیم
indirect factory wages : دستمزد غیر مستقیم کارخانه
indirect financial interest : منافع مالی غیر مستقیم
indirect holding : سرمایه گذاری (مالکیت) غیر مستقیم
indirect labour cost : هزینه دستمزد غیر مستقیم، هزینه کار غیر مستقیم
indirect labour rate variance : مغایرت نرخ کار غیر مستقیم
indirect liability : بدهی غیر مستقیم
indirect material rate variance : مغایرت نرخ مواد غیرمستقیم
indirect material usage variance : مغایرت مصارف مواد غیر مستقیم
indirect material, prime costs, indirect expense : مواد غیرمستقیم، مواد اولیه غیر مستقیم
indirect materials cost : هزینه مواد غیر مستقیم
indirect method : روش غیرمستقیم
indirect obligation : تعهد غیرمستقیم
indirect overhead : سربار غیرمستقیم
indirect parity : برابری غیرمستقیم
indirect product : تولید غیرمستقیم
indirect quoted free exchange rate : نرخ آزاد تبدیل غیر مستقیم
indirect stock : ملزومات غیر مستقیم
indirect tax, excise tax : مالیات غیر مستقیم
indirect taxation : مالیات غیر مستقیم
indirect taxes : مالیات های غیر مستقیم
indirect valuation : ارزیابی غیر مستقیم
indirect wage rate : نرخ دستمزد غیرمستقیم
indirect-cost pool : مجموع هزینه های غیر مستقیم
indirect-effectillegal acts : اعمال غیر قانونی دارای تاثیر غیر مستقیم
indiscrimination stock taking : موجودی گیری در هم بر هم (قاطی)
individual accounts : صورتحساب های شرکتی، صورت های مالی شرکتی منفرد
individual and collective responsibility of partners : مسئولیت فردی و جمعی شرکاء
individual and collective responsibility,several and joint liability (responsibility) : مسئولیت فردی دسته جمعی
individual income tax : مالیات بر درآمد فردی
individual retirement account (IRA) : طرح بازنشستگی برای کسانی که هیچ نوع بیمه ای ندارند.
individual savings accounts (lSA) : حساب های پس انداز شخصی
indivisible overhead, on-cost overhead : سربار غیر قابل تقسیم
indorsement without recourse : ظهرنویسی بدون حق ارجاع
induced charge (expense) : هزینه القایی
induced investment : سرمایه گذاری القایی
induced reserve : اندوخته القایی
inductive approach : روش (رویکرد) استقرایی
inductive reasoning : استدلال استقرایی
industrial concern : بنگاه صنعتی
industrial insurance : بیمه صنعتی
industrial value chain : زنجیره ارزش صنایع (صنعتی)
industrialy advanced company : شرکت پیشرفته صنعتی
industry characteristics : خصوصیات صنعت
industry peculiarities : خصوصیات صنعتی
industry pracices : خصوصیات صنعتی
ineffectiveness : نارسایی، عدم توفیق
inefficiency : فقدان کارائی، عدم کارایی
inefficient : عدم توفیق
inefficient protfulio : پرتقوی غیر کارآ (غیر بهینه)
inefficient use : استفاده غیر موثر
inelastic : بی کشش
inelastic demand : تقاضای بی کشش
inevitable chare (expense) : هزینه قطعی و حتمی
infavorable trade balance, adverse trade balance : موازنه نامساعد تجاری
inference : استنباط، استنتاج، نتیجه
inflated stock : موجودی تورمی
inflation accounting : حسابداری تورمی
inflation -indexed security : اوراق بهادار شاخص بندی شده با سطح تورم
inflationary changes : تغییرات تورمی
inflationary factors : عوامل تورمی
inflationary influence : تاثیر تورمی
inflection accounting : حسابداری تورمی
inflow of cash : جریان ورود وجه نقد
influence : نفوذ کردن
inforce, valid, reliable, reputable,honoured, valid : معتبر
infonnal procedures : روش های غیر مدون
informal records : مدارک اسناد غیر رسمی
information and communication : اطلاعات و گزارشگری
information content of devidends hypothsis : فرضیه محتوای اطلاعاتی سود سهام
information economic theory : تئوری اقتصادی بودن اطلاعات
information economics : اطلاعاتی که می تواند بر تغییرات (رفتار) اقتصادی اثر بگذارد.
information for financial control : اطلاعات جه کنترل مالی
information for management control : اطلاعات جهت کنترل مدیریتی
information inductance : تلقین اطلاعات
information induction : استقرا اطلاعات
information statistic : آمار اطلاعاتی
information technology : تکنولوژی اطلاعاتی
infonnation technology (IT) : مخفف تکنولوژی اطلاعاتی، فن آوری اطلاعات
information technology strategy : استراتژی تکنولوژی اطلاعات
infrastructure (social overhead capital) : زیرساختار
infrequent occurence : وقوع غیر مکرر
inherent vice (of goods) : عیب و نقص ذاتی (کالا)
inheritance : ارث (میراث)
inheritance tax return : مالیات بر ارث متوفی
inheritance tax waiver : مفاصا حساب مالیات بر ارث
inheritance tax, succession tax, death duty, estate duty : مالیات بر ارث متوفی
installation costs (fee) : هزینه های نصب
installation of accounting system : برقراری سیستم حسابداری
installment purchase : خرید اقساطی
installment contract : قراردادهای اقساطی
installment credit : اعتبار اقساطی، خرید اقساطی
installment financial services : خدمات مالی اقساطی
installment method of accounting : روش حسابداری (فروش) اقساطی
installment method of recognition : شناسایی به روش قساطی
instaIlment receivable : اقساط دریافتنی
installment transactions : معاملات اقساطی
installments receivable : اقساط دریافتنی
institue of credit management : انجمن میران اعتبارات
institute of certified pubtic accountants : انجمن حسابداری رسمی
institute of accountants : موسسه حسابداران
institute of administrative accountants : انجمن حسابداران اداری
institute of chartered accountants in England and Wales (ICAEW) : انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز
institute of chartered accountants in Ireland (lCAI) : انجمن حسابداران خبره در ایرلند
institute of chartered accountants of Scotland (lCAS) : انجمن حسابداران خبره در اسکاتلند
institute of chartered accountatnts : موسسه حسابداران خبره
institute of cost and management accountants (lCMA) : انجمن حسابداران هزینه و مدیریت
institute of cost and management accountants : انجمن حسابداران هزینه و مدیریت
institute of credit management : انجمن مدیران اعتبارات
institute of management accountants (IMA) : انجمن حسابداران مدیریت
institute of proffesional accountants : موسسه حسابداران حرفه ای
institute of public accountants : موسسه حسابداران عمومی (رسمی)
institution to commence : دستور به آغاز کار
instruction to commence : دستور شروع به کار
instruction, procedure, code of practice : دستورالعمل، آموزش حسابداری
instrument (financial instrument) : ابزار مالی، سند، مدرک
instrument of commerce : سند تجاری
insufficient capacity : ظرفیت غیر کافی
insufficient competent evidence : فقدان شواهد و مدارک کافی و قابل اطمینان
insufficient investment : سرمایه گذاری غیر کافی
insurance : بیمه
insurance agent : نماینده بیمه
insurance broker : واسطه بیمه، دلایل بیمه
insurance certificate : گواهی بیمه، مدرک بیمه
insurance claim : خسارت بیمه
insurance company : شرکت بیمه
insurance contract : قرارداد بیمه
insurance cover note : یادداشت پوشش خطر بیمه
insurance coverage : پوشش بیمه ای
insurance expense : هزینه بیمه
insurance fund : منابع بیمه ای
insurance fund investment : سرمایه گذاری وجوه بیمه
insurance hypothsis : فرضیه، نظریه بیمه
insurance part of medical care : بخش بیمه ای خدمات درمانی
insurance policy : بیمه نامه
insurance premium, premium fee schedule, contribution, net premium : حق بیمه، قسط بیمه
insurance prepaid : بیمه پیش پرداخت شده
insurance rate : نرخ بیمه
insurance rating : نرخ بندی بیمه
insurance registry book, insurance registrar : دفتر ثبت بیمه
insurance regulations : مقررات بیمه
insurance reserve : ذخیره بیمه
insurance reserve funds : وجوه اندوخته بیمه
insurance type charges : مخارج انواع بیمه
insurance, assurance : بیمه
insurancedemand for auditing : تقاضای پوشش بیمه برای حسابرس
insured account : حساب بیمه شده
insured stock (inventory) : موجودی کالای بیمه شده
integral costing system : سیستم هزینه یابی پیوسته (همگون)
integral view (approach) : دیدگاه (نگرشش یا رویکرد) مکمل
integrated account : حساب کامل شده، حساب های یکپارچه، حساب های همبسته
integrated approach : روش / رویکرد جامع / یکپارچه
integrated test facility : امکان آزمون همگام
integrated test facility (lTF) : یک سیستم رایانه دارای برنامه کد و داده های خاص که یک موسسه حسابرسی آن را در سیستم رایانه صاحب کار قرار می دهد.
intellectual capital : سرمایه معنوی
intellectual property : مالکیت معنوی
intellectual property right : حقق مالکیت معنوی
inter company eliminations : اقلام حذفی بین شرکت ها
inter company profit : سود داخلی (بین شرکت ها)
inter company purchase : خرید فی ما بین شرکت ها
inter company sale : فروش بین شرکت ها
inter company transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی
inter period allocation : تخصیص بین دوره ای
inter period allocation of tax : تخیص بین دوره ای مالیات
inter period tax allocation : تخصیص مالیاتی بین دوره ها
inter service department transfers eftpos electronic funds transfer at point of sale : انتقال الکترونیکی پول به هنگام فروش
inter-American accounting association : انجمن حسابداران سراسر آمریکا
inter-company account balances : مانده های حساب فی ما بین شرکت ها
inter-company account payable : حساب پرداختنی بین شرکتی
inter-company account receivable : حساب دریافتنی بین شرکت ها
inter-company accounts : حساب های بین شرکت های عضو گروه، حساب های فیمابین شرکت های گروه
inter-company bonds : اوراق قرضه بین شرکت ها
inter-company comparisons : مقایسه های فی ما بین شرکت ها
inter-company debt : بدهی فیمابین گروه شرکت ها
inter-company inventory transfer : انتقال موجودی بین شرکت ها
inter-company profit : سود داخلی (بین قسمت های مختلف واحد تجاری)
inter-company profit or loss : سود یا زیان بین شرکت ها
inter-company transactions : معاملات فی ما بین شرکت ها
inter-company transfer pricing : قیمت گذاری اتنقالات داخلی بین شرکت ها
inter-firm comparisons : مقایسه های فی ما بین بنگاه ها
inter-locking ownership : مالکیت وابسته به هم (درهم آمیخته)
inter-period allocation : تخصیص بین دوره ای
inter-process profit : سود بین مراحل
inter-service department changes : هزینه خدمات متقابل دوایر خدماتی دیگر
interagroup transactions : معامله هایی که بین شرکت های عضو یک گروه (یک مجتمع) انجام شود.
interchangeable exbange : ارز قابل معاوضه بین کشورها
interchangeable part : قطعات استاندارد (که به راحتی جایگزین قطعات موجود می شوند).
intercommodity spread : شکاف کالایی
intercompany accounts : دفتر کل عمومی، حساب های بین شرکت های عضو گروه
intercompany elimination : حذف اقلام شرکت های وابسته
intercompany pricing : قیمت گذاری داخلی
intercompany profit : سود حاصل از فعالیت درون گروهی یک شرکت یا سود بین شرکت های گروه
intercompany receivables and payables : دریافتیها و پرداختیهای فیمابین شرکت های عضو گروه
intercompany transaction (interagroup transactions) : معامله بین شرکت ها
interecpt parameter : عامل ثابت، عرض از مبدا
interest account : حساب بهره
interest accrued to principal : بهره متعلق به اصل
interest capitalization : به حساب دارایی بردن هزینه تامین مالی، به حساب اریای منظور کردن بهره
interest costs capitalized : مخارج بهره منظور شده به حساب دارایی
interest coupon : کوپن بهره اوراق بهادار
interest cover (fixed -charge-coverage ratio) : پوشش بهره
interest coverage ratio : نسبت پوشش بهره
interest during construction : بهره طی دوره احداث (ساخت)
interest income : درآمد بهره
interest on call(s) : بهره عندالمطالبه، بهره دیداری
interest on capital : سد تضمین شده (بهره) سرمایه
interest rate implicit in the lease : نرخ ضمنی بهره در قرارداد اجاره بلنددمدت
interest receivable : بهره دریافتنی
interest receivable account : حساب بهره دریافتنی
interest received : بهره دریافت شده
interest-sensitive stocks : سهام حساس به تغییرات نرخ بهره در بازار
interests, benefits, gains, cost-benefit : حقوق، منافع
interfirm comparison : مقایسه چند شرکت
interfund accounts : حساب نقل و انتقال بین وجوه مستقل دلتی
interim accounts : حساب های میان دوره ای
interim audit procedures : روش های ریسدگی ضمنی
interim balance sheet : ترازنامه میان دره ای
interim certificate : گواهی مقدماتی
interim closing : بستن دفاتر در میان دره
interim closing of accounts : بستن میان دوره ای حساب ها (به طور موقت)
interim financial reporting : گزارش مالی میان دره ای
interim financial statements (interim accounts′ interim report) : صورت های مالی میان دوره
interim share (stock) : سهم موقت
interim share purchase : خرید میان دوره ای سهام
interlocking accounts : حساب های به هم بسته، تفکیک اطلاعات مربوط حسابداری بهای تمام شده و حسابداری مالی به
interlocking directorate : اعضای هیئت مدیره مشترک
interm injunction : حکم توقیف موقت
intermediate account : حساب واسط با واسطه
intermediate accounting : حسابداری میانه, حسابداری سطح میانی
intermediate accounting controls : کنترل های داخلی حسابداری
intermediate cash flows : جریان های نقدی میان دوره ای
intermediate consignee : گیرنده اسطه (خریدار واسطه)
intermediate goods or product : کالای واسطه ای
intermediate holding company : شرکتی که در یک گره به عنوان واحد تجاری اصلی اما همین شرکت در گروه بزرگ تر به عنوان واحد تجاری فرعی به حساب می آید
intermediate term credit : اعتبار متوسط المدت
intermediate-term financing : تامین مالی میان مدت
internal accounting control system : سیستم کنترل داخلی حسابداری
internal accounting controls : کنترل های داخلی حسابداری
internal applications, internal users : مصارف داخلی
internal audit approach : رویکرد حسابرسی داخلی
internal audit check : رسیدگی حسابرسی داخلی
internal audit objectives : هدف های حسابرسی داخلی
internal audit office : دفتر حسابرسی داخلی
internal audit procedure : رویه عمل حسابرسی داخلی
internal audit recommendations : پیشنهادهای حسابرسی داخلی
internal audit records : مدارک و اسناد حسابرس داخلی
internal audit(ing) services : خدمات حسابرسی داخلی
internal capital resources : منابع سرمایه ای داخلی
internal check : ریسک داخلی
internal consistency : انسجام / هماهنگی درونی
internal control : کنترل داخلی
internal control checklist : چجک لیست / فهرست کنترل های داخلی
internal control components : عناصر تشکیل دهنده کنترل های داخلی
internal control evaluation sheet : برگ ارزیابی کنترله ای داخلی
internal control instruction : دستورالعمل کنترل های داخلی
internal control letter : نامه کنترل داخلی
internal control procedures : روش های کنترل های داخلی
internal control questionnaire (ICQ) : پرسشنامه کنترل های داخلی
internal control risk : خطر کنترل داخلی
internal control structure (system) : ساختار (سیستم) کتنرل داخلی
internal control system : سیستم کنترل داخلی
internal control weakness : ضعف / نقاط ضعف کنترل های داخلی
internal controls : کنترل های داخلی
internal decision makers : تصمیم گیرندگان برون سازمانی، تصمیم گیرندگان خارج از واحد تجاری داخلی (درون سازمانی)
internal deconstruction : تجدید ساختار داخلی
internal documents : مدارک داخلی ، مدارک درون سازمانی
internal evidence : شواهد داخلی
internal expansion financing : رشد از طریق استفاده از منابع مالی داخلی
internal financial controls, internal rate of return : کنترل های مالی داخلی
internal financial reporting : گزارشگری مالی داخلی
internal financing : تاین مالی داخلی (از منابع داخل شرکت)
internal investment resources : منابع سرمایه گذاری داخلی
internal operating controls : کنترل های داخلی عملیاتی
internal reconstruction : تجدید ساختار داخلی
internal revenue (income) : درآمد داخلی
internal revenue service (IRS) : اداره مالیات های داخلی (در آمریکا)
internal sources : منابع داخلی
internal traffic : تردد داخلی
internal transaction : مبادلات داخلی
internal verification, verification : ممیزی ، تایید صحت ثبت عملیات
internal voucher : سند داخلی
internal-external evidence : شواهد درون (برون) سازمانی
international accounting (multinational accounting) : حسابداری بین المللی
international accounting standard (lAS) : استانداردهای بین المللی حسابداری
international accounting standards committee (IASC) : کمیته استانداردهای بین الملی حسابداری
international accounting standards board : هیات استانداردهای بین المللی حسابداری
international accounting standards board : هیات استانداردهای بین المللی حسابداری
international accounting standards (lAS) : استانداردهای حسابداری بین المللی
international association of book-keepers : جامعه دفتر داران بین المللی
international auditing practices committee (IAPC) : کمیته اجرایی حسابرسی بین المللی، یک کمیته ثابت در فدراسیون بین المللی حسابداران
international bank for reconstruction and development (IBRD) : بانک بین المللی ترمیم و توسعه
international centre for settlement : مرکز بین المللی تصفیه
international chamber of commerce(ICC) : اتاق بازرگانی بین المللی (ICC)
international clearing union : اتحادیه پایاپای بین المللی
international commercial terms (lNCOTERMS) : شرایط بازرگانی بین المللی
trinternational committee for accounting cooperation (ICAq : کمیته بین المللی همکاری حسابداری
international commodity agreement : موافقتنامه بین المللی کالا
international congress of accountants (ICA) : کنگره بین المللی حسابداران
international cooperation administration : اداره همکاری بین المللی
international coordination committee for the accounting profession (lCCAP) : کمیته بین المللی همکاری حسابداری
international customs declaration form : اظهارنامه بین المللی گمرکی مدل
international federation of accountants (IFAC) : فدراسیون بین المللی حسابداران (آیفک)
international finance : مالیه بین المللی
international finance corporation : شرکت مالی بین المللی
international finance expert : متخصص مالی بین المللی
international financial sources : منابع مالی بین المللی
international financing : تامین مالی بین المللی
international management accounting practice statements (lMAPS) : بیانیه های حرفه ای بین المللی حسابداری مدیریت
international market price : قیمت بازار بین المللی
international organization for securities commission (IOSCO) : کمیسیون سازمان های بین المللی برای اوراق بهادار
international securities marketn association : سازمان بازارهای بین المللی اوراق بهادار
international sources of funds : منابع بین المللی اعتبار
international trade commission : کمیسیون بین المللی پول
inter-period tax allocation : تخصیص مالیات میان دوره
interpretation of control reports : تفسیر گزاراشات کنترلی
interpretation of financial comparisons : تفسیر سنجش های مقایسه ای مالی
interpretation of financial reports : تفسیر گزارشات مخالی
interpretation of variances : تفسیر مغایرات (انحرافات)
interrelationships among accounts : روابط بین حساب ها
intra-company transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی
intraperiod tax allocation : تخصیص مالیات بین اقلام صورت های مالی
intrinsic : ذاتی
intrinsic value of an option : ارزش ذاتی برگ اختیار معامله
introductory paragraph : بند مقدمه
inventoriable costs : هزینه های قابل تقسیم به حساب موجودی کالا
inventorial cost : هزینه سیاهه ای
inventories, physical inventory, stock : موجودی انبار، سهم
inventory adjustment, stock adjustment : تعدیل موجودی
inventory allowance method : روش ذخیره گیری برای کاهش ارزش موجودی ها
inventory and warehousing cycle : چرخه موجودی کالا و انبارداری
inventory card : کارت انبار
inventory certificate : گواهی موجودی انبار (که صاحبکاران باید به حسابرسان ارائه دهند)
inventory certification : تاییدیه انبار
inventory classification : طبقه بندی موجودی کالا
inventory completion tests : آزمون های تکمیل موجودی کالا
inventory control (stock control) : سیستم کنترل بر موجودی کالا
inventory costing, inventory pricing : قیمت گذاری موجودی
inventory count : شمارش موجودی
inventory cut-off (date) : (تاریخ) انقطاع انبارگردانی
inventory financing : تامین مالی موجودی ها
inventory obsolessence : نابابی (موجودی) کالا
inventory olosolescence : از مد افتادگی موجودی کالا، نابابی موجودی کالا
inventory price tests : آزمون های قیمت موجودی اکلا
inventory pricing : قیمت گذاری موجودی کالا
inventory pricing. methods : رشهای قیمت گذاری موجودی کالا
inventory profit (income) : سود موجودی کالا، سود نگهداری موجودی ها
inventory rate variance : انحراف نرخ موجودی
inventory record : مدرک موجودی
inventory record keeping : نگهداری اسناد انبار
inventory shortages cost : هزینه کسری موجودی کالا
inventory stock : موجودی کالا، موجودی جنسی، موجودی انبار
inventory to working capital ratio : نسبت موجودی کالا به سرمایه در گردش
inventory turnover (stock turnover) : گردش موجودی کالا، دفعات گردش کالا
inventory turnover period, average number of days, inventory in stock : متوسط گردش موجودی کالا
inventory valuation (stock valuation) : تعیین ارزش موجودی ها
inventory valuation account : حساب تعدیل موجودی ها
inventory value variance : انحراف ارزش مشوجودی
inventory, stock, stock in trade : موجدی اول دوره کالای
inverted scale : ترکیب معکوس
invested capital : سرمایه پرداخت شده
invested value, capitalized value : ارزش سرمایه گذاری شده
investigation on accounts : رسیدگی به حساب ها
investigation, review, study inspection,review engagement, verification : بررسی (تعیین)، بازرسی، رسیدگی
investing activities : فعالیت های مربوط به سرمایه گذاری
invcsting ratio. capatalization ratio : نسبت سرمایه گذاری
investment (company-trust) : شرکت سرمایه گذاری
investment advisor (adviser), investment counsel, investment consultant : مشاور سرمایه گذاری
investment allowance : تخفیف ماللیاتی سرمایه گذاری
investment cash flows : جریان های نقدی سرمایه گذاری
investment center : مرکز سرمایه گذاری
investment certificate : گواهی سرمایه گذاری
investment company (or trust) : شرکت سرمایه گذاری
investment counsel : مشاور سرمایه گذاری
investment credit : معافیت مالیاتی، اعتبار سرمایه گذاری، تخفیف سرمایه گذاری
investment exchanges : شرکت واسطه سرمایه گذاری دلال سرمایه گذاری
investment in branch : سرمایه گذاری در شعبه
investment in marketable securities : سرمایه گذاری در اوراق بهادار قابل دادو و ستد
investment in securities : سرمایه گذاری در اوراق بهادار
investment income : درآمد/ سود حاصل از سرمایه گذاری
investment opportunities schedule (lOS) : جدول فرصت های سرمایه گذاری
investment process : فرآیند سرمایه گذاری
investment scheudle : صورت ریز سرمایه گذاری
investment tax credit (LTC) : تخفیف / مزایای مالیاتی سرمایه گذاری خاص، تشویق مالیاتی
investor′s capital : سرمایه سرمایه گذار
invoice : صورتحساب
invoice book : دفتر صورتحساب ها
invoice confirmation : تایید فاکتور / سیاهه
invoice cost : هزینه خرید، قیمت تمام شده سیاهه ای (طبق سیاهه)
invoice for goods received : سیاهه کالای رسیده ، فاکتور کالای دریافتی
invoice price : قیمت سیاهه ، قیمت فاکتور
invoice register : دفتر ثبت سیاهه ها (فاکتورها)
invoice sale : صورتحساب فروش
invoice, bill, customs invoice, statement : فاکتور، سیاهه خرید، سیاهه تجاری
involuntary bankrupt merchant : تاجر ورشکسته بدن تقصیر
involuntary bankruptcy : ورشکستگی به درخواست بستانکاران، ورشکستگی غیر ارادی
involuntary conversion : تبدیل ناخواسته
inward invoices : سیاهه های وارده
inward processing : عمل آوردن در داخل
irrecoverable : وصول نشدنی (غیر قابل وصول)
irrecoverable cost : هزینه غیر قابل بازیافت
irredeemable stocks : سهام فاقد سررسید
irredeemable securities : اوراق بهادار غیر قابل بازخرید
irregularity of accounts : بی نظمی حسابها
irrevocable : غیر قابل بازیافت، برگشت ناپذیر
irrevocable agreement : مواففت نامه غیر قابل فسخ
irrevocable and confirmed documentary credits : اعتبارات اسنادی برگشت ناپذیر و تایید شده
irrevocable confirmed L/C : اعتبار اسنادی تایید شده غیر قابل برگشت
irrevocable contract : قرارداد غیر قابل فسخ
irrevocable credit : اعتبار غیر قابل برگشت (غیر قابل فسخ)
irrevocable documentary credits : اعتبارات اسنادی برگشت ناپذیر
irrevocable guarantee : تضمین غیر قابل فسخ
irrevocable letter of credit : اعتبار اسنادی غیر قابل برگشت
irrevocable non-confirmed L/C : اعتبار اسنادی غیر قابل برگشت تایید نشده
islamic banking : بانکداری اسلامی
islamic economy : اقتصاد اسلامی
isoexpected return line : خط بازده مورد انتظار یکسان
issuance of bonds : انتشار اوراق قرضه
issuance, issuing : صدور، انتشار
issue cost : هزینه صدور
issue of shares, stock issue : انتشار سهام
issue price : قیمت اعلام شده
issued capital stock (issued share) : سهام صادر شده
issuing association : نهاد صادر کننده
item by item application : روش قلم به قلم
items of credit : اقلام بستانکاری
iteraperiod tax allocation : تخصیص مالیات در دوره
iump-sum purchase : خرید گروهی از دارائیها به طور یکجا
jo′aalah, contract of reward : جعاله
job card, job ticket : شرح وظیفه، کارت شماره کار، کارت شماره سفارش
job classification : طبقه بندی برحسب شغل (کار)، طبقه بندی مشاغل
job control operaion control : کنترل عملیات (کار)
job cost card : کارت هزینه کار معین
job cost record, job costing record : ساقه، کارت هزینه، بهای تمام شده سفارش
job cost sheet : برگ هزینه (بهای) تمام شده سفارش
job cost unit : واحد هزینه کار معین
job costing : هزینه یابی کار
job costing , Gob order costing, specific order costing : هزینه یابی سفارش کار
job costing method : روش هزینه یابی کارمزدی
job cycle : چرخه کار
job description : شرح شغل، شرح وظایف
job documentation : راهنمای عملیات
job method of cost accounting : روش حسابداری هزینه یابی کارمزدی
job order costing, job cost system : هزینه یابی سفارشات (سفارش کار)
job production : تولید کارمزدی (مقاطعه ای)
job specification : مشخصات کار
job ticket, time ticket : برگ کارکرد
job time card : کارت اوقات کار معین
job-lot costing : هزینه یابی سفارش مقداری از تولید
job-order costing : هزینه یابی سفارش کار
job-order costing method : روش هزینه یابی سفارش کار
joint account : حساب مشترک
joint account agreement : توافق نامه حساب مشترک
joint contract (agreement) : قرارداد مشتری
joint cost, common cost : هزینه مشترک، بهای تمام شده مشترک
joint insurance : بیمه اشتراکی
joint ownership, co-ownership : مالکیت مشاع (مشترک)
joint process : فرآیند مشترک
joint product : محصول مشترک
joint product cost : بهای تمام شده محصول مشترک
joint product costing : هزینه یابی محصول مشترک
joint product method of cost accounting : روش حسابداری هزینه یابی محصول مشترک
joint product offer : فروش یک کالا همراه یک کالای دیگر
joint production : تولید مشترک
joint service costing : هزینه یابی خدمات مشترک
joint services account : حساب خدمات مشترک
joint stock company : شرکت سهامی
joint stock partnership : شرکت مختلط سهامی
joint tenancy : مالکیت مشاع، اجاره مشترک
joint variance : مغایرت (انحراف) مشترک
joint venture account : حساب مشارکت عملی (تجارت مشترک)
journal voucher : برگه حسابداری یا سند روزنامه
journal voucher summary : خلاصه اسناد روزنامه
judicial arbitrator : داور قانونی، دار قضایی
judicial review : تجدیدنظر قضایی
juidicial authorities : مقامات قضایی
junior accountant : حسابداری که تحت سرپرستی یک حسابدار ارشد کار می کند.
junior stock incentive plan : طرح تشویقی خرید سهام
jurisdiction : صلاحیت رسیدگی به دعاوی
jurisdiction clause : شرط داوری
jurisprudence : قانون شناخت
just price : قیمت عادلانه
just-in-time (JIT) production : فرایند تولید به موقع
just-in-time (n1) purchasing : خرید به موقع
just-in-time techniques (JIT techniques) : روش های به هنگام، روش حذف انبارداری ، روش تولید به هنگام
justice and fairness : عدالت و انصاف
justified price : قیمت عالانه، قیمت معقول
keep-or-drop decision : تصمیم به توقف یا ادامه
key factor : عامل کلیدی (عامل اساسی)
key profitability factor : عامل کلیدی سودآوری
key-man insurance : بیمه مدیران
keyston pricing : قیمت گذاری براساس چانه زدن
kickback : رشوه
kicker : دادن امتیاز
kind of commodity / kind of the goods : نوع کالا
knock out price : قیمت ناچیز (بسیار ارزان)
knocked down (KD) : ماشین آلات به صورت پیاده شده، فروش بدون نصب
labour (wage) price variance, labour rate variance, labour turnover : انحراف نرخ دستمزد
labour (wages) efficiency variance : انحراف کارآیی دستمزد
labour account, wages account : حساب دستمزد
labour agreement (contract) : قرارداد کار
labour cost card : کارت هزینه کار معین
labour cost summary : صورت خلاصه هزینه دستمزد
labour costs (wages costs) : دستمزد، هزینه دستمزد
labour efficiency variance : انحراف کارآیی دستمزد، نیروی کار
labour excess, excess labour : کار اضافه
labour hours variance : انحراف ساعات کار
labour incurred : کار انجام شده
labour mix variance : انحراف ترکیب نیروی کار، مغایرت ترکیب کار (دستمزد)
labour piracy : کارگر ربایی
labour policy : سیاست استخدام کارکنان
labour quantity wriance : انحراف کارایی نیری کار
labour rate variance : انحراف نرخ کار (دستمزد)
labour time variance : انحراف ساعات کار (دستمزد)
labour usage variance : انحراف مصرف کار (دستمزد)
labour variance : انحراف دستمزد
labour-cost ratio : نسبت هزینه استاندارد دستمزد مستقیم به هزینه واقعی
labour-hour method of depreciation : روش (ساعت کار) برای محاسبه اسهلاک، استهلاک بر مبنای ساعت کارکرد
lack of order of accounts : بی ترتیبی حساب ها
lag factor : فاکتور خرید (فروش) نسیه
lagging indicatiors : شاخص های تاخیری، دوره های زمانی همگام با سطوح مختلف فعالیت های اقتصادی
landed cost : هزینه تحویل کالا
landed price : قیمت اعلام شده یک کالا که شامل هزینه حمل و تخلیه می شود.
landscaping : محوطه سازی
lapse of stock option : انقضای مدت استفاده از اختیار خرید سهام (انقضای مهلت استفاده از برگ اختیار معالمه سهم)
Iarceny : دزدی حیله گرانه
large purchase : خرید عمده
large-capitalization stocks (large-caps) : سهام شرکت هایی که از ارزش بازار بالایی برخوردارند (سهام شرکت های بزرگ)
last invoice pricing : قیمت گذاری براساس آخرین فاکتور خرید
last price : آخرین قیمت (بها)
last-in-:6.rst-out cost (LIFO cost) : روش اولین صادره از آخرین وارده
lasting price : قیمت بادوام
late charges : هزینه دیرکرد
latent defect : عیب ناپیدا، نقص پنهان
latest purchase price method : روش آخرین قیمت خرید
law merchant : حقوق بازرگانی، حقوق تجارت
law of corporations (company act) : قانون شرکت ها
law of succession : قانون وراثت، قانون (تقسیم) میراث
layoff, vacation : تعطیل، انتظار خدمت کارگر، حالت تعلیق
lead schedule : کاربرگ اصلی
leader merchandising : پیشرو در عرضه، پیشرو در قیمت گذاری
leading indicators : شاخص های پیشرو
lease accounting : حسابداری اجاره توسط
lease agreement (contract) : قرارداد اجاره
lease financing : تامین مالی از طریق اجاره
lease inception date : تاریخ شروع اجاره
lease purchase agreement : قرارداد اجاره خرید
lease purchase vendor : فروشنده اجاره خرید
lease receivable, rent receivable : اجاره دریافتنی
lease selling accounts : حساب های اجاره فروشی
leaseback (renting back) : دوباره اجاره کردن، اجااره مجدد
leaseholding, tenancy : اجاره داری
leasing company : شرکت لیزینگ
least cost : کمترین هزینه
least cost production method : روش تولید با حداقل هزینه
least-cost combination : ترکیب کمترین هزینه
least-cost position : موقعیت کمترین هزینه
least-cost production : محصول کمترین هزینه
leave of absence with pay : مرخصی با استفاده از حقوق
leave pay, vacation pay : حقوق ایام مرخصی
leave traveling charge : هزینه مسافرت مرخصی
ledger cards : کارت های (ماشینی) دفاتر
ledger clerk : کارمند ثبت دفتر
ledger control : کنترل دفتر کل
ledger control account : حسابب کنترل دفتر کل
left-over capacity : ظرفیت باقی مانده، ظرفیت مازاد ظرفیت خالی
legacy, field, inheritance, heritage : میراث، ارث ترکه
legal (public) liability : بدهی قانونی (عمومی)
legal capital : سرمایه قانونی، سرمایه اسمی
legal competency : صلاحیت قانونی شخص برای ادای شهادت
legal considerations : ملاحظات حقوقی
legal cost : هزینه قانونی، هزینه دادرسی
legal counsel : شورای حقوقی
legal currency, the currency of the country : پول رسمی (رایج) کشور
legal documents : اسناد حقوقی (قانونی)
legal domicile : اقامتگاه قانونین
legal entity (or person), artificial person,legal entity : شخص (شخصیت) حقوقی
legal entity of the company : شخصیت حقوقی شرکت
legal inspector′s (statutory examiner′s)checklist : چک لیست بازرس قانونی
legal inspector′s fee : حق الزحمه بازرس قانونی
legal notification : اظهارنامه (اخطاریه) قانونی
legal office (or department) : اداره حقوق (قضائی)
legal reserve account : حساب اندوخته قانونی
legal reserve insurance : بیمه اندوخته قانونی
legal restriction : محدوددیت قانونی
legal status of deceased partner : وضعی حقوقی شریک فوت شده
legibility of documents : قابلیت خوانایی اسناد
legitimate method o.f costing : روش معقول (مشروع) هزینه یابی
lending securities : سهام استقراضی
lesee′s implicit interest rate : نرخ ضمنی سود تضمین شده برای اجاره کننده
lesee′s incremental borrowing rate : نرخ فرضی استقراض برای اجاره کننده
less developed country (LDC) : کشورهای کمتر توسعه یافته، کشورهای در حال توسعه
less than container load (LCL) : کمتر از ظرفیت کانتینر
lessor accounting : حسابداری اجاره توسط اجاره دهنده (موجر)
letter dispatched book : دفتر نامه های صادره
letter of agreement, agreement,consent letter, letter of consent : موافقت نامه سرمایه گذاری
letter of application : تقاضای استخدام
letter of comfort : التزام اخلاقی، معرفی نامه
letter of commitment, warranty, written undertaking : تعهدنامه
liquidate a company : شرکتی را بر چیدن ، منحل کردن شرکت ، انحلال شرکت
liquidation costs : هزینه های تسویه
liquidation due to bankruptcy : انحلال به دلیل ورشکستگی
liquidation of a company : تصفیه یک شرکت
liquidation proceedings : اقدامات تسویه
liquidator, trustee in bankruptcy,equity receiver : مدیر تصفیه
liquidity crisis : بحران نقدینگی
liquidity of accounts : به نقد تبدیل کردن حساب ها
liquidity preferences : ارجحیت های نقدینگی
liquidity ratio (acid-test ratio; quick ratio) : نسبت سریع، نسبت آنی، نسبت های نقدینگی
list of accounts payable : صورت حساب های پرداختنی (بدهی ها)
list of accounts receivable : صورت حساب های دریافتنی (طلب ها)
list of accounts, chart of accounts,accounting manual : فهرست حساب ها
list of creditors : صورت طلبکاران
list of prices : صورت قیمت ها، فهرست بها
list of rent received : صورت اجاره دریافتنی
list price, catalog price : قیمت مندرج در لیست، قیمت معین
listed company : شرکت پذیرفته شده در بازار بورس
listed security : اوراق بهادار / سهم (شرکت) پذیرفته شده در بورس
listed selling price : قیمت فروش طبق فهرست
listed stock : سهام قابل معامله در بورس
listing of non-cash investment and financing activities : فهرست فعالیت های سرمایه گذاری و تامین مالی غیر نقدی
listing particulars : مشخصات شرکت متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار
living expenses, cost of living : هزینه زندگی
loadable, executable, feasible : قابل اجرا
loading charge : هزینه بارگیری
loading for contingencies : کارمدزی که بابت هزینه های احتمالی به حق بیمه اضافه می شود
loading in branch inventory : سود تحقیق نیافته موجودی کالای شعبه
loading participation in profit : هزینه مشترک در سود
loading space : فضای قابل بارگیری
loan amortization schedule : جدول استهلاک وام
loan at call : وام دیداری، وام عندالمطالبه
loan at notice : وام غیر دیداری
loan cap : سقف وام
loan charges : هزینه های وام (اخذ و استفاده وام)
loan collateral : تضمین وام، وثایق وام
loan commission : حق کمیسیسن وام
loan guarantee scheme : طرح تضمین وام
loan on stocks : وام (قرض) در مقابل سهام
loan receivable : وام دریافتنی
loan repayment factor : فاکتور بازپرداخت وام
loan stock : سهام قرضه، سهام وام سرمایه
loan to capital ratio, capital structure ratio, debt-equity ratio : نسبت وام به سرمایه
local currency : ارز محلی / داخلی، واحد پول محلی
local purchase : خرید داخلی (محلی)
local rate : نرخ داخلی
local safe keeping (LSK) : اوراق بهادار متعلق به مشتری
local sale : فروش داخلی
lock out : تعطیل کارخانه (توسط کافرما)
lock up : فروش بخشی از سهام یا داریای های شرکت هدف
lock - in captial, loan captial, debt captial : سرمایه وامی، سرمایه حبس شده
lock-up : حبس سرمایه
locked market : بازار راکد
locus regit actum : اسناد تابع قوانین محل صدر
logical reasoning : استدلال منطقی
long cycle : دوره بلندمدت