فیلم‌آموزش‌ارسال‌لیست‌مالیات‌برحقوق بانرم‌افزار و سامانه آنلاین

فیلم‌آموزش تهیه و ارسال‌لیست‌مالیات‌بر‌قوق بانرم افزار(با نسخه ...

فیلم آموزش‌حسابداری‌حقوق‌و‌دستمزد با اکسل و نرم‌افزار‌حسابداری

فیلم آموزش‌حسابداری‌حقوق‌و‌دستمزد با اکسل و نرم افزار‌حسابداری(کاملا ...

نرم‌افزار تبدیل‌شماره‌موبایل‌به‌VCF کاناز

نرم افزار‌تبدیل‌اکسل‌به‌VCF کاناز (تبدیل اکسل‌به‌VCF) (نسخه ...

فیلم آموزش‌ارسال‌معاملات‌فصلی مالیاتی با نرم افزار و سامانه آنلاین

فیلم آموزش تهیه و  ارسال‌معاملات‌فصلی مالیاتی با نرم افزار و سامانه آنلاین(نسخه ...

افزونه‌تبدیل‌تاریخ کاناز برای اکسل

  افزونه(Add-In) تبدیل تاریخ کاناز برای اکسل یکی دیگر از سری نرم افزارهای کاربردی سایت ...

دانلود نرم افزار متااستاک 11

   دانلود نرم افزار متااستاک 11( نرم افزار تحلیل تکنیکال بورس)  به همراه فیلم ...

نرم افزارحقوق‌و‌دستمزد کاناز

نرم افزار‌حقوق‌و‌دستمزد کاناز نسخه 12.6 (نسخه آنتوریوم)   به روزرسانی ...

فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست بیمه با نرم افزار و سامانه آنلاین

 فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست بیمه با نرم افزار و سامانه آنلاین(کاملا کاربردی و عملی) به ...

نرم افزار ارسال ایمیل انبوه(تبلیغاتی) کاناز

نرم افزار ارسال ایمیل انبوه(تبلیغاتی) کاناز (نسخه 3) به همراه فیلم آموزش نرم افزار به روز ...

نرم افزار ارسال مطلب اتوماتیک به کانال تلگرام(کاناز)

نرم افزار ارسال مطلب اتوماتیک و براساس زمانبندی به کانال تلگرام(کاناز)- نسخه 3 به همراه ...

نرم افزار حذف و اصلاح نیم فاصله از فایل ورد(WORD) کاناز

  نرم افزار حذف و اصلاح نیم فاصله از فایل ورد(WORD) نسخه 3  همراه با فیلم آموزش ...

نرم افزار استخراج ایمیل و موبایل ژالان(نسخه 2)

نرم افزار استخراج ایمیل و موبایل ژالان(نسخه 2)   به روز رسانی در تاریخ: 1395/09/05   ...
دیکشنری آنلاین حسابداری و حسابرسی
کانال کاناز اسپید در آپارات

دیکشنری هوشمند تخصصی آنلاین حسابداری، حسابرسی، بورس و اقتصاد کاناز

لغت :
نوع ترجمه:

ترجمه انگلیسی به فارسی لغت: p


نتایـــج جستجــــو:

absolute priority : تقدم مطلق (طلبکار یا صاحب سهم در وصول طلب)
absolute priority rule : قاعده اولویت منطق
absorbed overhead, applied overhead : سربار جذب شده
absorbtion of cost (expense) : جذب هزینه
absorption account : حساب جذبی یا حذف شونده
absorption cost system : سیستم هزینه یابی جذبی
absorption costing : هزینه یابی جذبی (هزینه یابی کامل)
absorption rate (overhead absorption rate; recovery rate) : درصد جذب سربار، نرخ جذب سربار
absorption-costing (full-costing) income : سود هزینه یابی جذبی (هزینه یابی کامل)
accelerated depreciation : استهلاک تصاعدی (با نرخ بیش از معمول)
accelerated method of depreciation : روش نزولی استهلاک
accelerated rate of depreciation : نرخ تصاعدی استهلاک
accept and grant guarantee : قبول و اعطای تضمین
acceptable audit risk (AAR) : ریسک قابل پذیرش حسابرسی
acceptable level of beta risk : سطح قابل پذیرش خطر بتا
acceptable quality level (AQL) : سطح قابل قبول کیفیت، سطح کیفیت قابل قبول
acceptable risk of assessing control risk too low (ARACR) : ریسک قابل پذیرش، برآورد ریسک کنترل در سطح بسیار پایین
acceptable risk of incorrect acceptance (ARIA) : ریسک پذیرش نادرست
acceptable risk of incorrect rejection (ARIR) : ریسک رد نادرست
acceptable view : نظریه قابل قبول
acceptable wastages : ضایعات قابل قبول
acceptance (to) : تحویل گرفتن، قبولی، پذیرش برات
acceptance bill : برات قبولی
acceptance commission : کارمزد پذیرش
acceptance credit : اعتبار پذیرشی، اعتبار تنزیل، اعتبار قابل استفاده به وسیله قبولی نویسی
acceptance date : تاریخ قبولی
acceptance duty : الزام به قبول نویسی
acceptance for honor : قبولی یا پذیره نویسی برای حفظ آبرو
acceptance market : بازار پذیرش (بروات)
acceptance of a bill : قبولی یک برات
acceptance sampling : نمونه گیری قابل قبول، نمونه گیری تخمینی
acceptance supra protest (acceptance for honour) : قبولی یا پرداخت برات پس از نکول (واخواهی)
accepted accounting practices : روش های اجرایی پذیرفته شده حسابداری
accepted policy : رویه پذیرفته شده ،سیاست پذیرفته شده
accepting additional order : قبول سفارش اضافی
accepting bank : بانک قبول کننده
accepting order : قبول سفارش
acceptor : قبول کننده (برات)
accident damage to property : خسارت اتفاقی وارده بر دارایی
accommodation acceptance : قبولی سازشی
accommodation bill (note, paper) accommodation draft, windbills, kite : پشت نویسی، ضمانت، برات سازشی / دوستانه
accommodation note (or paper) : سند تضمین شده، سندی را که شخصی پشت نویسی می کند، برات صوری
accommodation party : کسی که پشت سند را امضا می کند و آن را ضمانت می نماید، هر یک از طرف های برات سازشی
accommodation purchase : خرید کالا برای دیگری
accomodation acceptance : برات دوستانه
accompany bill : سند همراه (ضمیمه)
accompany statements : صورت های مالی همراه
accompanying invoice : فاکتور ضمیمه، صورتحساب پیوست
accomplishment : اتمام، انجام، کارکرد و دستاورد
account analysis expense : تجزیه و تحلیل حساب های هزینه
account day, pay day : روز تصفیه حساب (روز واریز حساب)
account group : گروه حساب
account of expenses : حساب مخارج
account of goods purchased : حساب کالای خریداری شده
account paid : حساب پرداخت شده
account partner : شریک حساب
account payable : حساب پرداختنی، حساب بستانکار
account payee : حساب گیرنده وجه
account payee only : فقط در وجه گیرنده چک
account title and explanation : عنوان و شرح حساب
account′s report : گزارش حسابداری
accountable person : کسی که مسئولیت پاسخگویی بر عهده دارد
accountable, accountable, person : ذی حساب (جواب ده حساب)، پاسخگو، مسئول حساب
accountancy policy : خط مشی حسابداری
accountant powers : اختیارا ت حسابدار
accountant responsibilities : مسئولیت های حسابدار
accountants group (team) : گروه حسابداری
accountants′ report : گزارش حسابداران
accounting aspects : جنبه های حسابداری
accounting assumption : مفروضات حسابداری
accounting department : دایره حسابداری
accounting entity assumption : فرض شخصیت حسابداری
accounting entity concept : مفهوم شخصیت حسابداری
accounting equation, book-keeping equation : معادله حسابداری
accounting exposure = translation exposure : ریسک ناشی از تبدیل دارایی ها و بدهی های یک ترازنامه به ارز خارجی
accounting expression : عبارت حسابداری
accounting for changing price : حسابداری تغییر قیمت ها
accounting for pension plans : حسابداری طرح های بازنشستگی
accounting for public interest (API) : حسابداری برای تامین منافع عموم
accounting for replacement investments : حسابداری سرمایه گذاریهای جایگزینی
accounting general principles : اصول کل حسابداری
accounting interpretation : تفسیر حسابداری
accounting management principles : اصول مدیریت حسابداری
accounting management report : گزارش مدیریتی حسابداری
accounting period : دوره مالی،دوره محاسباتی،دوره حسابداری
accounting plan : برنامه حسابداری، طرح حسابداری
accounting policy : رویه(روش)حسابداری، خط مشی حسابداری
accounting postulate principle : اصل موضوع حسابداری
accounting postulates : مفروضات حسابداری،اصول مسلم حسابداری
accounting principles : اصول حسابداری
accounting principles board (APB) : هیئت اصول حسابداری بریتانیا
accounting principles; fundamental accounting concepts : اصول حسابداری،مفاهیم حسابداری
accounting procedure, accounting treatment : فرآیند حسابداری،رویه حسابداری
accounting process (or cycle) : فرآیند (یا چرخه)حسابداری
accounting profit : سود حسابداری
accounting reports : گزارشهای حسابداری
AICP A professional standards : استانداردهای حرفه ای انجمن حسابداران رسمی آمریکا
APB opinions : نظریه های هیات اصول حسابداری بریتانیا
abandon operations : تعطیل کردن عملیات
abandonment of operations : تعطیل یا توقف عملیات
ability-to-pay theory : تئوری قدرت پرداخت
abnormal performance index (API) : شاخص عملکرد غیر عادی
abnormal process loss : ضرر غیر عادی مرحله تولید (مراحل تولید)
abnormal spoilage : فساد و معیوب شدن غیر عادی محصول
above par (above par value) : بیش از ارزش اسمی، سَرَک
above par value shares : سهام با ارزش بالای قیمت اسمی
bond pricing : قیمت گذاری اوراق قرضه
bond swap : معاوضه اوراق قرضه
bonds payable : اوراق قرضه پرداختنی
bonds payable premium : صرف اوراق قرضه پرداختنی
bonds premium : صرف (مازاد) اوراق قرضه
bonds premium amortization, premium amortization on bonds : استهلاک صرف اوراق قرضه
bonds redemption : بازخرید اوراق قرضه در سررسید
bonus pIan : طرح پاداش (تشویقی)
bonus pool : کل پاداش
bonus premium : پاداش
bonus-penalty contract : قرارداد پاداشی جریمه ای (پیمانکاری)
book keeping, book-keeping cycle : دفترداری
book of original entry, book of prime entry : دفترثبت اصلی (اولیه)
book of prime ent : دفتر روزنامه
committee on accounting procedures (CAP) : کمیته رویه های حسابداری
commodity capital : سرمایه کالایی
common pension fund of banks : صندوق بازنشستگی مشترک بانک ها
common property, in-common : ملک مشاع
companies acts : قانون شرکت ها
companies house (companies registration office) : اداره ثبت شرکت ها
companies of equal size : شرکتهای هم ردیف
companies′ combination : ترکیب شرکتها
company : شرکت
incorporated company : شرکت سهامی
unlimited company : شرکتی که در آن اعضا مسئولیت نامحدود دارند.
public limited company : شرکت عام با مسئولیت محدود
private company : شرکت سهامی خاص
statutory company : شرکتی که طبق یک مصوبه خاص مجلس تاسیس شود
critical path method (CMP) : روش راه (مسیر) بحرانی
critical-perspective research : تحقیقات انتقادی
crop insurance : بیمه محصولات کشاورزی
culpable bankrupt(cy) : ورشکسته به تقصیر
cumulative effect of change in accounting principles : اثر انباشته تغییر در اصول حسابداری
cumulative preferred capital stock : سهم سرمایه ای ممتاز با سود انباشته
cumulative preferred dividends in arrears : سود معوق سهام ممتاز جمع شونده
cumulative preferred share (stock) : سهم ممتاز با سود انباشته
currency appreciation : افزایش قدرت خرید
currency bonds, continued bonds,irredeemable bonds, perpetual bonds, perpetual debentures : اوراق قرضه داخلی
currency exchange pin (Joss) : سود (زیان) مبادلات ارزش
current cost attribution profit : سود قابل تخصیص با ارزش جاری
current cost concept : مفهوم بهای تمام شده جاری
current cost operating profit : سود عملیاتی با ارزش جاری
current cost profit and loss account : حساب جاری سود و زیان با ارزش های جاری
current cost, replacement value (cost) : ارزش جایگزینی (جانشینی)
current expenditure : هزیه جاری
current expenditure budget : بودجه هزینه جاری
current expense, revenue expense (expense), (expenditure-cost) : هزینه جاری، هزینه عملیات عادی
current export : صادرات جاری
current financial position : موقعیت مالی جاری
current flow of payments : جریان جاری پرداخت ها
current flow of receipts : جریان جاری دریافت ها
current input prices : ارزشهای ورودی جاری
current market price (value) : قیمت جاری (روز) بازار
current maturing protion of long-term debt : حصه جاری بدهی بلند مدت
current method, current (catch-up) approach : روش جاری
current notes payable : اسناد پرداختنی جاری
current operating performance approach : روش / رویکرد نتایج عملیات جاری
current operating performance concept : مفهوم (نظریه) عملکرد جاری
current operations : عملیات جاری
current output : مقدار تولید جاری
current period approach : روش دوره جاری
current period expense (cost) : هزینه دوره جاری
current portion : حصه (سهم) جاری
current portion of long-term debt : حصه (سهم) جاری بدهی بلندمدت
donee beneficiary, third-party beneficiary : شخص ثالث ذینفع
donor-imposed conditions : شرایط تحمیلی توسط اهداء کننده
double declining balance (DDB),depreciation method : روش استهلاک مانده نزولی مضاعف
double shift employee : کارمند دو نوبت کار
double-entry book-keeping : دفترداری دو طرفه، ثبت د رفه
doubtful accounts expense : هزینه حساب های مشکوک الصول
doubtful debt provision, allowance for : ذخیره مطالبات
doucments against acceptance : تسلیم اسناد در مقابل قبولی برات
down payment : پیش قسط، پیش پرداخت
down-period : مدت تعطیل به علت تعمیرات
accounts appraisal : ارزیابی صورتهای مالی
accounts paid : حساب های پرداخت شده
accounts payable : حساب های پرداختنی
accounts payable aging schedule : تراز نمایشی(جدول سنّی)حساب های پرداختنی
accounts payable ledger : دفتر حسابهای پرداختنی
accounts payable master file : پرونده اصلی حسابهای پرداختنی
accounts payable subsidiary ledeger, accounts payable sub-ledger accounts payable ledger : دفتر معین حساب های پرداختنی،دفتر معین بستانکاران
accounts payable turnover period : دوره واریز بستانکاران
accounts receivable collection period : دوره وصول مطالبات
accrual accounting assumption : فرض حسابداری تعهدی
accrual assumption : فرض تعهدی
accrual concept : مفهوم تعهدی
accrual concept accounting, activity accounting - Responsibility : حسابداری با مفهوم تعهدی
accrued depreciation : استهلاک انباشته
accrued expense (accrued dividend) : هزینه های تحقق یافته و پرداخت نشده،ذخیره هزینه های پرداختنی
accrued interest on note payable : بهره معوق(تحقق یافته)اسناد پرداختنی
accrued interest payable : بهره پرداختنی معوق
accrued payroll : حقوق و دستمزدتحقق یافته (پرداخت نشده)
accrued -expenditures basis : مبنای هزینه های تعهدی
accumulated depletion : تحلیل منابع انباشته
accumulated ′depreciation (aggregate, depreciation) : استهلاک انباشته
accumulated depreciation provision : ذخیره استهلاک انباشته
accumulated fund (capital fund) : وجوه انباشته، حساب مازاد
accumulated impairment losses : کاهش ارزش انباشته
accumulated profit : سود انباشته
accumulated profits (accumulated earnings) : سود انباشته
accumulated provision : ذخیره انباشته
accumulation of capital : تراکم سرمایه،انباشت سرمایه
accural concept : مفهوم تعلق پذیری زمانی
acknowledgement of receipt, letter of acknowledgment : اعلام وصول
acquired company : شرکت تحصیل شده (خریداری شده)
acquired profit : سود حاصله
acquired surplus : مازاد ارزش شرکت در تاریخ خرید، مازاد کسب شده(درآمد)
acquiring company : شرکت تحصیل کننده (خریدار)
acquisition and payment cycle : چرخه تحصیل (خرید) و پرداخت
acquisition piecemeal : تحصیل تدریجی،تحصیل گام به گام
acquisition price of bonds : قیمت تحصیل اوراق قرضه
act of bankruptcy, bankruptcy, bankruptcy, collapse : قانون ورشکستگی
acting company : شرکت عامل
acting partner : شریک فعال
action plan : برنامه اجرایی ، طرح اجرایی
active balance of payments : مانده فعال (در گردش) پرداخت ها
active workshop : کارگاه فعال
activity accounting responsibility accounting, profitability accounting : حسابداری سنجش و مسئولیت
activity capacity : سطح گنجایش فعالیت
activity productivity analysis : تجزیه و تحلیل قدرت بهره وری(اثر بخشی) فعالیتها
activity variance = production volume variance, denominator variance : انحراف حجم فعالیت
actual (real) cost of production : هزینه واقعی تولید
actual capacity : ظرفیت واقعی
actual capacity level : سطح (میزان) ظرفیت واقعی
actual capacity of production : ظرفیت واقعی تولید
actual capacity usage ratio : نسبت استفاده از ظرفیت واقعی
actual cost price : بهای تمام شده واقعی
actual expenses : مخارج واقعی ، هزینه های واقعی
actual operation results : نتایج عملی عملکرد (عملیات)
actual price, real price : قیمت واقعی
actual production : تولید واقعی
actual production and cost data : اطلاعات واقعی تولید و هزینه ها
actual production versus budget : تولید واقعی در مقایسه با بودجه
actuarial assumption : فرضیات بیمه عمر، شرایط احتمالی در محاسبات آنی
actuarial present value : ارزش فعلی بیمه ای
adding the payroll : جمع زدن لیست حقوق و دستمزد
additional appropriation (fund) : اعتبار اضافی مصوب، تخصیص اعتبار اضافی
additional appropriation request : درخواست اعتبار اضافی
additional capacity, excess capacity : ظرفیت اضافی، ظرفیت بلا استفاده
additional capital : سرمایه اضافی
additional compensation, extra compensation : پاداش خدمت
additional mark up : افزایش قیمت فروش
additional paid in capital, paid-in (surplus-capitat) surplus, equity premium, share premium : صرف سهام، سرمایه پرداخت شده اضافی (مازاد بر ارزش اسمی)
additional premium : حق بیمه اضافی
additions of the payroll : ضمائم لیست حقوق
ademption : رجوع از وصیت
adequate planning : برنامه ریزی کافی
adequate provision : ذخیره کافی (مناسب)
adequate provision for depreciation : ذخیره کافی برای استهلاک
adjudication order of bankrupcy : اعلام حکم ورشکستگی
adjustable rate preferred : سهام ممتاز با نرخ سود متغیر
adjustable rate preferred stock : سود سهام ممتاز با نرخ متغیر
adjusted gross profit : سود ناویژه تعدیل شده
adjusting events (post-balance-sheet events) : رویدادهایی که بین تاریخ ترازنامه و تاریخ تصویب صورت های مالی رخ دهد
adjustment, setup : تنظیم، اصلاح، تعدیل
administered price : قیمت کنترل شده یا تنظیم شده
administration and finance section (Dep) : بخش اداری و مالی
administration, admitted (adm.), office, department : اداره، اداره کل، مجاز، مسلم، اداره کردن
administrative cost (expense) : هزینه اداری
admission by investing in the partnership : پذیرش/ورود از طریق سرمایه گذاری در شرکت
admission of partner : ورود شریک
adopt : پذیرفتن، به کار بستن
adopted budget : بودجه مصوب
adoption : بکارگیری
advance corporation tax (ACI) : پیش پرداخت مالیات شرکت
advance deposit requinnent : ودیعه ثبت سفارش واردات
advance for import registration : مساعده ثبت سفارش واردات
advance from purchasers : پیش دریافت از خریداران
advance payment bond : تضمین پرداخت
advance payment free of interest : پیش پرداخت بدون بهره
advance payment guarantee : ضمانتنامه پیش پرداخت
advance payment on contract : پیش پرداخت قرار داد
advance payment on guarantee (bond) : پیبش پرداخت در مقابل ضمانت نامه
advance payment to contractor(s) : پیش پرداخت به پیمانکار(ان)
advance payment, accomodation : مساعده، پیش پرداخت
advance pricing agreement : قرارداد قیمت گذاری سلف
advance purchase, short purchase, forward purchase : پیش خرید
advance to supplier : پیش پرداخت به عرضه کنندگان مواد اولیه
advances to employees : پیش پرداخت به کارکنان
advantages of book-keeping : مزایای دفتر اداری
adverse opinion : اظهار نظر مخالف، اظهار نظر حسابرس (منفی)، گزارش حسابرسی مردود
advertising charges (expenses) : مخارج آگهی و تبلیغات
advice of dispatch : اطلاعیه ارسال کالا
advice of payment : اطلاعیه پرداخت
advice of receipt (A.R) : اعلام وصول
advice of shipment, advice of delivery : اطلاعیه حمل کالا با کشتی
affiliate, associate, dependant : وابسته، ملحق کردن، وابسته کردن
affiliated company : شرکت وابسته
affiliated person : مقام ذی نفوذ
affirm, verify, substantiate, prove attest : اثبات کردن، گواهی کردن، تایید کردن،تنفیذ
after delivery of a product : بعد از حمل کالا
after performance of a service : پس از انجام خدمات
after the expiry of the year : پس ازانقضای سال
age of pensioner : سن مستمری بگیر
agency relationship : رابطه نمایندگی
agent representative / factor : عامل، نماینده، کارگزار
agent, correspondent, broker, underwriter, jobber : کارگزار، نماینده، کارگزار، واسطه
aggregate deoreciation, accumulated depreciation : استهلاک انباشته
aggregate experuiiture : مجموعه مخارج (دولتی)
aggregate market supply : عرضه کل بازار
aggregate supply : عرضه کل
agreed price : قیمت مورد توافق
agreed upon procedures engagement : رسیدگی بر مبنای روشهای توافقی
agreed value policy : بیمه نامه با ارزش توافق شده
agreed -upon procedures : روشهای (دستورالعمل های) توافقی، روشهای رسیدگی مورد توافق
agreement parties : طرفین قرارداد (موافقت نامه)
agreement price : قیمت توافق شده
airmail receipt : رسید پست هوایی
alien corporation : شرکت خارجی
all purpose financial statement : صورت مالی برای کلیه مقاصد
all risks insurance policy : بیمه نامه تمام خطر
all year round operation : عملکرد سرتاسر سال
all-financial resources concept : اصل تعیین همه منابع مالی
all-inclusive approach : رویکرد جامع، روش همه شمول
allied company= affilited company : شرکت وابسته
allied expenses (shared) : مخارج وابسته (مشترک)
allocatable profit : سود قابل تخصیص
allocate cost to processes : تسهیم نمودن
allocation of preliminary judgment about materiality : قضاوت اولیه درباره سطح اهمیت
allocation proportions : درصدهای تسهیم
allocation, appropriation, apportioent,proportionalto recorded amount : تسهیم، روش تخصیص متناسب با مبلغ ثبت شده
allotment period : دوره تخصیص اعتبار
allotment, allocation, apportionment, appropriation, expertise, assignment : تخصیص سهام به موسسات تامین سرمایه، تقسیط اعتبار، تقسیم، توزیع
allowance for bad debts, provision for bad debts : ذخیره مطالبات سوخت شدنی
allowance for purchase discount : ذخیره ای برای تخفیف خرید
allowance for sampling risk : حداکثر ریسک قابل قبول نمونه گیری
allowance for sampling risk (ASR,precision) : حداکثر ریسک قابل قبول نمونه گیری (دقت)
allowance in selling price : تخفیفات در قیمت فروش
allowance, additional, provision,emolument : فوق العاده
alpha : ضریب آلفا
alpha risk : احتمال خطر آلفا
alteration of asset for improvement : تغییر دارایی جهت بهبود
alteration of capital, change in capital : تغییر در سرمایه
alternate procedures : روشهای متفاوت
alternation of capital : تغییر در سرمایه
alternative examiner, alternative inspector : بازرس علی البدل
ahernative hypotheses : فرضیه های جایگزین
ahernative procedures : رویه های مختلف، روشهای متفاوت
ambiguous audit report : گزارش مبهم حسابرسی
amercement, penalty : جریمه، عمل جرم / جریمه، کیفر، مجازات
american institute of certified public accountants (AICPA) : انجمن حسابداران رسمی آمریکا
american society of certified public accountants (ASCPA) : جامعه حسابداران رسمی آمریکا
amortization (depreciation) schedule : جدول استهلاک
amortization of bond discount and premium : تخصیص (استهلاک) صرف و کسر اوراق قرضه
amortization of capitalized costs : انقضای مخارج سرمایه ای شده، استهلاک مخارج منظور شده به حساب دارایی
amortization provision (reserve) : ذخیره استهلاک (بدهی، هزینه)
amortize, depreciate : مستهلک کردن (هزینه، بدهی، وام، پرداخت) پرداخت تدریجی وام
amortized, depreciated : مستهلک شده
amount paid : مبلغ پرداختی
amount paid in kind : مبلغ پرداختی غیر نقدی (به جنس)
amount paid in specie : مبلغ پرداختی نقدی (به پول یا سکه)
amount paid per share : مبلغ پرداختی بابت هر سهم
amount payable : مبلغ پرداختنی
amount prepaid : مبلغ پیش پرداخت شده
amount repaid : مبلغ استردادی
analysis and supervision : تجزیه و تحلیل و نظارت
analysis report : گزارش تحلیلی
analysis report on performance : گزارش تحلیلی عملیات
analysis review procedures : روش های بررسی تحلیلی
analytical (review-procedure) : بررسی تحلیلی
analytical procedures risk : خطر عدم کشف ناشی از روشهای تحلیلی
analytical procedures risk (APR) : ریسک بررسی های (روشهای) تحلیلی
analytical review procedures : روش های بررسی تحلیلی
analyzing profitability, profitability analysis : تجزیه و تحلیل سودآوری
aniticipation rate : نرخ تنزیل (تخفیف)در هنگام پرداخت قبل از موعد
annual accounts (annual report) : صورت های مالی سالانه، حساب های سالانه
annual charges (expenses) : هزینه های سال
annual cost report : گزارش سالیانه هزینه
annual interest, interest per annum : بهره سالیانه
annual internal audit report : گزارش سالانه حسابرسی داخلی
annual net present value approach (ANPV) : روش ارزش فعلی خالص سالانه
annual patent fee : حق الامتیاز سالانه
annual percentage increase : درصد افزایش سالانه
annual percentage rate (APR) : درصد سالانه، نرخ بهره / بازده سالانه
annual percentage rate (APR) : نرخ سالیانه
annual premium : حق بیمه سالانه، پاداش سالانه
annual report of directors : گزارش سالانه مدیران
annual reports and accounts : گزارش و حسابهای مالی سالانه
annuity compound amount factor : عامل مبلغ ترکیبی سالواره
annuity method of depreciation : استهلاک به روش قسط السنین
annuity present value factor : فاکتور ارزش فعلی سالواره
annuity, pension, age .allowance, life annuity, life interest : مستمری،مقرری
anticipated (or anticipatory) profit : سود مورد نظر
anticipated exception rate : نرخ اشتباه مورد انتظار
anticipated holding period : دوره سرمایه گذاری
anticipated income : درآمد مورد نظر
anticipated price : قیمت مورد نظر
anticipated productivity gains : منافع مورد انتظار بهره وری
anticipated return, Expected Return (ER) : بازده مورد انتظار
anticipation : پرداخت قبل از موعد
anticipation discount : تخفیف رده پرداخت
anticipation warrant : قول زود پرداخت ، تعهد زود پرداخت
anticipatory breach : نقض مفاد قرارداد پیش از سررسید، نقض فرضی، نقض پیش از موعد
antidumping code : مقررات (شرایط) ضد دامپینگ
antidumping duties : عوارض ضد دامپینگ
appeal for tenders : درخواست مزایده (مناقصه)
applicability : قابلیت استفاده، کاربرد
applicable law : قانون نافذ،قانون قابل اجرا
applicable laws and regulations : قوانین و مقررات موضوعه (آمره)
applicable to customs duties : مشمول حقوق و عوارض گمرکی
applicant (for the credit) : متقاضی (اعتبار)، تقاضا کننده
application : کاربرد، تقاضا، درخواست نامه
application (request) for loan : تقاضا (درخواست) وام
application and allotment account : حساب تخصیص، سهام
application control : کنترل کاربردی، کنترل رویدادهای مالی
application for listing : تقاضای شرکت ها جهت پذیرش در بورس
application for shares through broker : تقاضای (خرید) سهام از دلال
application form : فرم درخواست، فرم تقاضای کار
application form for credit : فرم درخواست اعتبار
application form for share : فرم درخواست خرید سهام
application system : سیستم کاربردی
applied cost : هزینه تسهیم شده، هزینه تخصیص یافته
applied credit : اعتبار درخواستی
applied loan : وام درخواستی
applied overhead : سربار جذب شده، سربار تخصیص داده شده
apply : بکار بستن، اعمال کردن
applying overhead to production : جذب (تخصیص) سربار به تولید
appoint : گماشتن، منصوب کردن
appointed accountant : حسابدار منصوب
appointment : انتصاب
appointment of independent auditor : انتصاب حسابرس مستقل
appointment of new directors : انتصاب مدیران جدید
apportioned, allocated : تخصیص یافته
apportionment (cost apportionment) : تخصیص درصدی از یک هزینه، تسهیم، سرشکن کردن، تخصیص
apportionment of cost to processes : سرشکن کردن هزینه به مراحل
apportionment, allocation : سرشکن کردن (هزینه)
appraisal : ارزیابی، تقویم کردن
appraisal clause : شرط (با قید) ارزیابی در قرارداد
appraisal definition : برآورد استهلاک
appraisal fee : حق الزحمه ارزیابی
appraisal method of depreciation : روش ارزیابی در تعیین استهلاک
appraisal report : گزارش ارزیابی
appraisal value : ارزش تخمینی (متوسط ارزیاب)
appraise, measurement : ارزیابی، سنجش، تقویم کردن
appraised value : مبلغ ارزیابی شده
appraiser, valuer : ارزیاب
appraising service(s) : خدمات ارزیابی
appreciate : قدر چیزی را دانستن، قدردانی کردن
appreciation : افزایش ارزش دارایی
appreciation depreciationand : ترقی و تنزل (بها یا قیمت)
appreciation of value : ترقی ارزش
appreciation surplus account : حساب مازاد ارزش
apprentice : کارآموز، شاگرد
approach : رویکرد نگرش، دیدگاه
appropriate : مناسب، معقول، اختصاص / واگذاری (اعتبار)
appropriated : اختصاص یافته
appropriated cost : هزینه تخصیص داده شده
appropriated provision (reserve) : ذخیره تخصیص یافته
appropriated retained income (retained or earned smplus) : سود انباشته تخصیص یافته
appropriated stock : مواد ذخیره شده ، کالای ذخیره شده
appropriated surplus reserve : اندوخته مازاد تخصیص یافته
appropriation : تخصیص سود، اعتبار تصویب شده
appropriation act (bill, ordinance, resolution, or order) : بودجه مصوب برای هزینه
appropriation aid : درآمد اختصاصی
appropriation budget : بودجه تخصیص یافته
appropriation in aid : درآمد اختصاصی
appropriation ledger : دفتر تخصیص اعتبارات
appropriation method : روش تخصیص
appropriation of cost to departments : تسهیم (سرشکنی) هزینه به دوایر
appropriation of overhead to department : تسهیم هزینه های سربار به دوایر
appropriation of overhead to processes : تسهیم (سرشکنی) سربار به مراحل
appropriation of retained earing : تخصیص سود انباشته
appropriation refund : استرداد بودجه تخصیص یافته، استرداد مانده اعتبار مصرف نشده (دولتی)
appropriation request : درخواست اعتبار
appropriationitemized : تخصیص جزء به جزء (قلم به قلم)
approval of the balance sheet : تصویب ترازنامه
approval of the budget : تصویب بودجه
approval of the directors′ remuneration : تصویب حق الزحمه مدیران
approval of transaction : تایید شرایط
approval, confirmation, authorization, confirm : تصویب، تایید
approved : تایید شده
approved accounts latest : آخرین حسابهای مصوب ، آخرین حساب های تایید شده
approved budget : بودجه مصوب
approved capital budget : بودجه سرمایه ای مصوب
approved list : فهرست تایید شده، فهرست مجاز
approximate : تقریب، تخمینی
approximate figure : رقم تقریبی
approximate value : ارزش تقریبی
approximation : تقریب، نتیجه تقریبی
apriori : واقعی، مبتنی بر منطق، استنتاجی
arbitaray price : قیمت اختیاری
arbitrage pricing theory (API) : تئوری قیمت گذاری آرببیتراژ
arbitrary allocation process : فرآیند تخصیص اختیاری
arbitrary transfer pricing : قیمت گذاری اختیاری انتقالات داخلی
area sampling : نمونه گیری منطقه ای
article of incorporation : اساس نامه شرکت
articles of association, memorandum of association (incorporation), corporate charter, instrument of association, letters patent memorandum of association, articles of partnership : شرکتنامه، اساسنامه شرکت تضامنی، اساسنامه شرکت غیر سهامی
artifical capital : سرمایه ساختگی (مصنوعی)
artificial person : شخصیت حقوقی
ask price : قیمت عرضه کننده کالا
asked (or ask) price : قیمت پیشنهادی، قیمت عرضه شده
asking price : قیمت عرضه شده (قیمتی که فروشنده آماده است کالا را بفروشد)
aspect, feature : جنبه، حالت
assessing risk exposure : برآورد آسیب پذیری در برابر ریسک
assessor, surveyor, estimator, appraisor : ارزیاب، کمک ارزیاب / مقوم، خبره قیمت
asset attributable to capital : دارایی قابل استناد به سرمایه
asset depreciation : استهلاک دارایی
asset in the hand of third party : دارایی در دست شخص ثالث
asset replacement reserve (provision) : ذخیره تعویض دارایی
asset stripping : خریدن یا بلعیدن شرکتی، دارایی تحویل گرفته شده، بزخری کردن (شرکتی را به زیر قیمت خریدن)
assets attnbutable to capital : داراییهای نسبت دادنی به سرمایه (از محل سرمایه خریداری شده اند)
assets in the hand of third parties : داراییهای دردست اشخاص
assign (or eligible applicant), allocate : حواله کردن، انتقال دادن، تخصیص دادن
assignee in bankrupcy : هیات تصفیه در امور ورشکستگی
assignment of life policies : واگذاری حق بیمه عمر به دیگری
associated company = affiliated company : واحد تجاری فرعی، شرکت وابسته
association of authorized public accountants (AAPA) : انجمن حسابداران مجاز
assumption : فرض، مقدمه
assumptions for budget preparation : مفروضات تهیه بودجه
at-the-money option : برگ اختیار خرید یا فروش
attachment, supplemental instrument, appendix : الحاقیه، رأی دادگاه، پیوست، ضمیمه
attendance, supernson, monitoring : نظارت، حضور
attorney paper, ower of attorney, proxy (document) : وکالتنامه
attorney, lawyer, procurator : وکیل
attributable profit : سود قابل انتساب
attributes sampling : نمونه گیری ویژگی ها
audit approach : رویکرد حسابرسی
audit completion checklist : فهرست حسابرسی
audit opinion : اظهارنظر حسابرس
audit period : دوره حسابرسی
audit plan (audit planning memorandum) : برنامه حسابرسی، طرح حسابرسی
audit practice : عمل، (روال) کار حسابرسی
audit procedure : روش کار حسابرسی، روش رسیدگی حسابرسی
audit process : مراحل (فرآیند) حسابرسی
audit program : برنامه حسابرسی
audit relationsships : روابط حسابرسی
audit report : گزارش حسابرسی
audit sample : نمونه حسابرسی
audit sampling : نمونه گیری در حسابرسی
audit stamp : مهر حسابرسی
audit working paper : کاربرگ حسابرسی
auditee response : پاسخ قسمت مورد رسیدگی
auditing around the computer : حسابرسی با استفاده از رایانه
auditing department : دایره حسابرسی ، بخش حسابرسی
auditing practices board (APB) : هیئت اجرایی حسابرسی
auditing practices committee (APC) : کمیته اجرایی حسابرسی
auditing principles, principles of auditing : اصول حسابرسی
auditing report, audit report : گزارش حسابرسی
auditor′s policy : رویه حسابرس ، خط مشی حسابرس
auditor, public accontant : حسابرس
auditors′ standard report : گزارش استاندارد حسابرسان
authoritive principle : اصل اعتبار
authority for payment : مجوز (اختیار) پرداخت
authority option : اختیار با مجوز
authority option for reimbursement : اختیار با مجوز استرداد وجه
authorization form for payment, payment authorization form : فرم دستور پرداخت
authorization option for reimbursement : حق اختیار در استرداد وجه
authorized capital (nominal capital) : سرمایه مجاز ، سرمایه تصویب شده
authorized minimum share capital : حداقل سرمایه مجاز
automatic data processing (ADP) : پردازش خودکار داده ها
autonomous expenditures : هزینه های مستقل
auxiliary capital : سرمایه کمکی (غیر اصلی)
auxiliary enterprise : خدمات کمکی، خدمات اضافی
auxiliary equipment : ماشین آلات یا تجهیزات کمکی
auxiliary operations : عملیات کمکی
available capacity : ظرفیت واقعی (در دسترس)
available surplus : مازاد آماده (تقسیم)
average collection period / average number of days receivables outstanding : دوره وصول مطالبات تجاری
average cost (expense) : متوسط هزینه
average cost price : متوسط بهای تمام شده
average day-supply : متوسط دوره فروش
average purchase rate : نرخ متوسط خرید
average rate per hour : نرخ متوسط هر ساعت
average rate per unit : نرخ متوسط هر واحد
average stock keeping (holding) : متوسط نگهداری موجودی
back pay : پرداخت دستمزد معوقه
back up : روند معکوس
back-up calculation sheet, backing : ورقه محاسبات
backlog depreciation : استهلاک برمبنای دارایی تجدید ارزیابی شده
backlog reporting : گزارش سفارش های معوق
bad debt expense : هزینه مطالبات سوخت شده
bad debt provision : ذخیره مطالبات سوخت شده
bailout payback : دوره بازیافت / نجارت سرمایه
balance of payment : مانده پرداخت، تراز پرداخت، موازنه پرداخت
balance of revenue and expense : موازنه دخل و خرج
balance sheet (statement of financial position) : ترازنامه، صورت وضعیت مالی
balance sheet approach : رویکرد (نگرش) ترازنامه ای
balance sheet comparative : ترازنامه تطبیقی (مقایسه ای)
balance sheetproforma : ترازنامه فرضی (با ارقام فرضی)
balanced scorecard approach : روش(رویکرد) ارزیابی متوازن
balancing of portfolio : پوشاندن ریسک
balloon payment : پرداخت یکجا
bank acceptance : پذیرش بانکی
bank confirmation, bank report,confirmation letter (from bank) : تاییدیه به بانک
bank correspondent : بانک طرف معامله
bank deposit : سپرده بانکی
bank deposit account : حساب سپرده بانکی
bank deposit liability : بدهی سپرده بانکی
bank passbook : دفترچه حساب پس انداز بانک
bank post bill : برات پستی بانکی
bank post remittance : پرداخت پستی بانکی
bank report : گزارش بانک، تاییدیه بانک
banker′s payment, inter banks payment : پرداخت بین بانک ها، حواله بانکی
banker′s payment : پرداخت بانکی
banker′s acceptance : اسناد تضمین شده بانکی
banking deposit account : حساب سپرده بانکی
banking principles : اصول بانکداری
bankrupt, to go banrupt : ورشکسته شدن، ورشکسته
bankruptcy : ورشکستگی
bankruptcy of partnership : ورشکستگی شرکت سهامی
bankruptcy petition, petition : درخواست اعلام ورشکستگی به دادگاه
bankruptcy proceedings : اقدامات (اعمال) ورشکستگی
bankruptcy risk : ریسک ورشکستگی
bankruptcy trustee : تولیت ورشکستگی
bankruptcy verdict, adjudication of (in) bankruptcy : حکم ورشکستگی
banks pension fund : صندوق بازنشستگی بانک ها
barbell portfolios : مجموعه اوراق قرضه
bargain purchase : خرید با چانه زدن، گرفتن تخفیف در خرید
bargain purchase option : اختیار خرید با قیمت کم
base pay : حقوق ثابت، حقوق پایه
base period : دوره اصلی (پایه)
base price : قیمت مبنا، قیمت پایه
basic (fundamental) accounting concept, fundamental accounting concepts : مفاهیم اساسی حسابداری
basic accounting concepts : مفاهیم اساسی حسابداری
basic audit process : فرآیند اساسی حسابرسی
basic earning′! per share (BEPS) : سود اولیه (پایه) هر سهم
basic expenditure : هزینه های اصلی
basic of apportionment : مبنای تسهیم
basic pension : مستمری ثابت
basic period : دوره مبنا / پایه
basic planning : برنامه ریزی پایه (اساسی)
basing poin : مبنای تعیین وقت
basing-point rate : نرخ مبدا
basing of accounting, accounting procedure : روش عمل حسابداری
basis of apportionment : مبنای تخصیص
basis of appropriation : اساس تخصیص وجه
basis point : یک صدم، یک درصد
batch processing : پردازش دسته ای
bear position : وضع راکد
hearer bond, coupon bonds : اوراق قرضه بی نام
bearer policy : بیمه بدون نام
bearer-policy : بیمه نامه بدون نام
bed and PEP : اقدامی مشابه
bed occupancy rate : ضریب اشغال تخت
below par (value) : پایین تر از ارزش اسمی، فروش با کسر
benchmark program : برنامه اصلی
benchmark protfolio : پرتفولیوی الگو (معیار)
beneficial ownership : مالکیت نسبت به منافع
benefit accumulated postretirement obligation : بدهی مزایای انباشته بعد از بازنشستگی
benefit expense (cost) : هزینه مزایا
benefit-cost ratio, profitability ratio : نسبت سودآوری، مقایسه هزینه و سود
benefits plan : طرح مزایا
benefits-provided ranking : اولویت بندی بر مبنای ارائه خدمات
bereavement pay : حقوق داغدیدگی
best profit equilibrium point : نقطه تعادل بهترین سود
best profit point : نقطه بهترین سود
bid asked prices : قیمت پیشنهادی / قیمت درخواست
bid price : قیمت پیشنهادی برای خرید اوراق بهادار یا کالا
bidding up : بالا بردن قیمت یک سهم
bidget execitopm : اجرای بودجه
bill of lading (B/L), invoice, bill,Shipment bill : بارنامه، سند حمل کالا
bill of particular : صورت مشخصات (افراد، حقوق افراد)
bill payable after sight : برات قابل پرداخت پس از رویت
bill payable, note payable : سند پرداختنی، برات قابل پرداخت (پرداختنی)
billing cost (expense) : هزینه صدور فاکتور (یا صورتحساب)
bills documents payable : اسناد برواتی قابل پرداخت (پرداختنی)
bills payable (B/P) : بروات (اسناد) پرداختنی
bills protested : بروات واخواستی
blanket appropriation : اختصاص کل مبلغ بودجه (بدون تخصیص دادن به اجزای پروژه)
block purchase of shares : خرید سهام به دفعات
block sample selection : انتخاب نمونه به صورت خوشه ای (مقطعی)
blue-chip company : شرکت مقتدر و معتبر
blueprint for fraud : طرح تقلب
board of inspectors : هیات بازرسان
board of supervisors : هیئت نظار
boilerplate : نسخه اصلی
bond accepting houses : موسسات پذیرش بروات
bond anticipation notes : اسناد کوتاه مدت
bond discount and premium : کسر و صرف اوراق قرضه
bond issue expense (cost) : هزینه انتشار اوراق قرضه
bond premium, premium on bonds : صرف سهام قرضه (اوراق قرضه)
book profit : سود دفتری
book surplus : مازاد (سود انباشته) پیش از اینکه حسابرس در این مورد اظهار نظر نماید و صحت آن را تایید کند
book value (of a plant asset) : ارزش دفتری (دارایی ثابت مشهود)
book value method depreciation : دوش استهلاک بر اساس ارزش دفتری
book value per share : ارزش دفتری هر سهم
book-keeper : دفتردار، دفترنویس
book-keeping by double entry : دفترداری (دو طرفه، دوبل)
book-keeping entries : ثبت های دفترداری
bookkeeping cycle : دوره عمل دفترداری
bookkeeping without a journal : دفترداری بدون دفتر روزنامه
bookkeeping, double entry : دفترداری دوطرفه
bookkeeping, single entry : دفترداری یک طرفه
bopmerang, antidumping : ضد دامپینگ
bootstrap : خرید درصد بالایی از شرکت به صورت نقد
borrowing power : قدرت (اختیار) استقراضی
borrowing power of securities : قابلیت وام گیری اواراق بهادار
borrowing-up system : سیستم پایین به بالا
bottom-up forecasting : پیش بینی بر مبنای از پایین به بالا
boundary of opportunity set : حد و مرز مجموعه فرصتهای سرمایه گذاری
bourse, exchange capital market : بورس
break even chart (graph) : نمودار نمایش (نقطه) سربه سر
break in share price : کاهش قیمت سهام
break point even, break-even point : نقطه سر به سر، نقطه سربسری (مایه کاری)
break up value : ارزش تصفیه
break -even point analysis : تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر
break-up price : بهای تصفیه، بهای انحلال (یک موسسه)
break-up value : ارزش اسقاط، ارزش فرسوده، ارزش یک قلم دارایی
breakeven chart (breakeven graph) : نمودار نقطه سربه سر
breakeven point : نقطه سربه سر
breath of market, depth of market : عمق بازار
bribery and corruption : رشوه و فساد
bucket shop : سفته باز
budget assumptions : مفروضات بودجه
budget components : اجزای تشکیل دهنده بودجه
budget expenditure head : سرفصل بودجه
budget expenditures : مخارج بودجه
budget pattern : الگوی بودجه
budget performance report : گزارش مقایسه بودجه و عملکرد
budget period : دوره یا سال بودجه ای
budget preparation process : جریان تنظیم بودجه، مراحل تهیه بودجه
budget surplus and deficit : اضافه وکسری بودجه
budget-to-actual comparisons : مقایسه بودجه با اطلاعات واقعی
budgetary appropriations : تخصیص بودجه
budgetary control of purchase : کنترل بودجه ای خرید
budgetary control principle : اصل کنترل بودجه ای
budgetd unit price : قیت بودجه هر واحد
budgeted capacity : گنجایش بودجه ای
budgeted cash receipts : دریافت های نقدی بودجه ای
budgeted cost (expense, expenditure) : هزینه بودجه ای (بودجه شده)
budgeted margin (gross) profit : سود ناویژه بودجه ای
budgeted performance : عملیات (اجرایی) بودجه ای
budgeted production : محصول بودجه ای (بودجه شده)
budgeted profit : سود بودجه ای
budgeted rate per hour : نرخ ساعتی کار بودجه ای
budgeted unit selling price : قیمت بودجه ای هر واحد فروش
budgeting gamesmanship : شگرد بودجه بندی
budgeting procedures : روشهای (رویه های) بودجه بندی
budgeting process : فرآیند بودجه بندی
building depreciation : استهلاک ساختمان
building equipment depreciation : استهلاک تجهیزات ساختمان
building license, bulding permission, : پروانه ساختمان
building rental charge (expense) : هزینه اجاره (کرایه) ساختمان
bulding maintenance cost (expense) : هزینه نگهداری ساختمان
bulk purchase : خرید عمده
bulk transport : حمل به صورت فلّه
bull point : نقطه مساعد برای پیش خرید سهام
bull spread : شکاف خوش بینانه
bummy names on payroll : اسامی ساختگی در لیست حقوق
business agency, trade representation : نمایندگی تجاری
business data processing : پردازش اطلاعات بازرگانی
business enterprise (entity or unit) : واحد تجاری
business entity concept : اصل تفکیک شخصیت حقوقی از شخصیت حقیقی
business interruption insurance, work termination insurance : بیمه توقف کار
business plan : برنامه واحد تجاری، برنامه کسب و کار
business purpose : قصد تجاری
buy program : طرح سنگین اوراق بهادار
buy stop order : سفارش خرید بهتر از قیمت تعیین شده
by-product : محصول جانبی، محصول فرعی
by-product cost : هزینه محصول فرعی
by-product sale : فروش محصول فرعی
cadbury report : گزارش کدبوری در انگلستان
calendar spread : شکاف تقویمی
call (to), call for payment (to) : دعوت به پرداخت کردن
call capital : سرمایه تعهد شده
call deposit account : حساب سپرده دیداری
call deposit interest : بهره سپرده دیداری
call for payment : دعوت به پرداخت، مطالبه پرداخت
call in pay : دستمزد برگشت به کار، دستمزد آماده باش، مزد حضور
call option : حق خرید سهام (در بورس)، اختیار خرید، درخواست تحویل آنی
call premium, securities redeemable,redemption premium : صرف بازخرید، اوراق بهادار قابل بازخرید (عندالمطالبه)، اوراق بهاداری که از انتشار دهنده می تواند پیش از سررسید، وقیمتی مشخص، بازخرید کند
call price : قیمت اسمی (در بورس)، قیمت عندالمطالبه (سهم در زمان بازخرید)
call privilege : امتیاز بازخرید
call protection : دوره مصونیت از بازخرید
call provision : شرط بازخرید، اوراق بهادار
call receipt : رسید مطالبه وجه
call up : مطالبه (در مورد پرداخت سهام)
call value, redemption value, call price,surrender value : ارزش بازخرید
call(ed)-up share capital : مبلغ مطالبه شده سهام سرمایه
call-back pay : مزد دعوت بکار (کارگران اخراجی)
call-up, subpoena, summons, sum of the years, digits method : احضاریه، جلب
callable at the option of the corporation : قابل بازخرید به انتخاب / اختیار شرکت
callable deposit : سپرده عندالمطالبه (دیداری)
callable preference shares : سهام ممتاز با سود انباشته
callable preferred stocks : سهام ممتاز قابل بازخرید قبل از سررسید
callable price : قیمت بازخرید
called-up capital : سرمایه مورد مطالبه (مورد تعهد سهامداری)
cap : سقف یک هزینه
capacity constraint : محدودیت ظرفیت
capacity level : سطح ظرفیت
capacity level output. : محصول در سطح ظرفیت
capacity overhead variance : انحراف ظرفیت سربار
capacity ratio : نسبت حجم فعالیت، نسبت ظرفیت، نسبت ظرفیتی (تولید)
capacity usage variance : مغایرت مصرف ظرفیت
capacity utilimtion variance : مغایرت استفاده ظرفیت
capacity variance : مغایر ظرفیت
capacity variance production, volume variance : انحراف ظرفیت
capacity-level production : تولید در سطح ظرفیت اسمی
capital : سرمایه
capital account : حساب سرمایه
capital acquisition and repayment cycle : چرخه تحصیل سرمایه و بازپرداخت
capital and reserves : سرمایه و اندوخته ها
capital asset, fixed asset, plant asset : دارایی ثابت، دارایی سرمایه ای
capital attracting rate : نرخ جذب سرمایه
capital bonus : سود سهمی، سود به صورت سهام
capital budget : بودجه سرمایه ای
capital budget expenditure : مخارج بودجه سرمایه ای
capital budget sources : منابع بودجه سرمایه ای
capital budget sources and applications : منابع و مصرف بودجه منابع سرمایه ای
capital calIs : درخواست مطالبه سرمایه
capital charges : هزینه تامین سرمایه
capital coefficient : ضریب سرمایه
capital commitment : تعهد سرمایه ای
capital cover ratio : نستب پوشش سرمایه
capital creation : ایجاد سرمایه
capital credit : اعتبار سرمایه ای
capital deficit : کسری سرمایه
capital duty : تعرفه سرمایه
capital earning; : عواید سرمایه
capital employed : سرمایه بکار رفته
capital expenditure (capital costs; capital investment; investment costs;investment expenditure) : هزینه سرمایه ای، مخارج سرمایه ای
capital expenditure budget : بودجه هزینه سرمایه ای
capital expenditure depreciation : استهلاک هزینه سرمایه ای
capital flight, beneficiary : فرار سرمایه
capital formation : تشکیل سرمایه
capital fonnation gain (or loss) : سود یا زیان تشکیل سرمایه
capital fund : منابع سرمایه ای
capital funds appropriation : تخصیص اعتبارات سرمایه ای
capital gain net income : خالص سود سرمایه
capital gain or loss : سود یا زیان سرمایه ای
capital goods : کالای سرمایه ای
capital increase, increase of capital : افزایش سرمایه ای
capital instruments : ابزارهای مالی برای تامین سرمایه
capital intensive : ابزار تامین سرمایه
capital introduced : سرمایه پرداختی
capital lease : اجاره دارایی های سرمایه ای، رهن کالاهای سرمایه ای
capital lease payment : پرداخت اجاره های سرمایه ای
capital Ieverage : اهرم مالی، وام سنجی، ارزش فعلی سرمایه گذاری
capital levy : مالیات بر ارث
capital locked up : سرمایه حبس شده
capital maintenance approach : روش حفظ (نگهداشت) سرمایه ، رویکرد حفظ سرمایه
capital maintenance concept : اصل نگهداشت سرمایه
capital market : بازار سرمایه
capital market disorders : اختلالات (بی نظمی های) بازار سرمایه
capital net worth : ارزش خالص سرمایه
capital notes (bills) : بروات سرمایه ای
capital orders : سفارش کارهای سرمایه ای
capital outlay : هزینه سرمایه ای، بدهی تضمین شده (دارای گرو یا وثیقه)
capital output ratio : ضریب بازدهی سرمایه ، نسبت بازده سرمایه
capital paid in : سرمایه پرداخت شده
capital paid in excess of par value : صرف سهام
capital paid in kind : سرمایه پرداخت شده غیر نقدی
capital paid in specie : سرمایه پرداخت شده نقدی
capital preservation : اصل حفظ سرمایه
capital projects fund : حساب مستقل پروژه ها، حساب پروژه های سرمایه گذاری عمرانی
capital reconciliation statement : صورت منابع و مصارف سرمایه
capital recovery allowance : ذخیره بازیافت سرمایه
capital recovery factor : فاکتور بازیابی سرمایه
capital recovery, recovery of capital : بازیافت سرمایه
capital redemption : بازخرید سرمایه (سهام)
capital redemption reserve : ذخیره بازخرید سرمایه
capital redemption reserve funds : وجوه اندوخته ای باز خرید سرمایه
capital rent, ca.,ital lease : اجاره سرمایه (ای)، اجاره بلند مدت
capital repairs cost : هزینه تعمیرات اساسی (سرمایه ای)
capital replacement expenditures : مخارج جایگزینی سرمایه ای
capital reserve : اندوخته سرمایه ای
capital reserve account : حساب اندوخته سرمایه ای
capital reserve funds : وجوه اندوخته سرمایه ای
capital risk : ریسک سرمایه
capital share (stock) : سهم سرمایه ای
capital statement : صورتحساب سرمایه
capital stock certificate book : دفترثبت سهام
capital stock subscribed : سهام پذیره نویسی شده
capital stock surplus : مازاد ارزش سهام سرمایه ای (صرف سهام)
capital structure (financial structure) : ترکیب سرمایه، ساختار سرمایه (ساخت سرمایه)
capital structure ratio : نسبت ساختار سرمایه، نسبت وام به سرمایه
capital structure theory : تئوری ساخت سرمایه
capital sum : کل مبلغ سرمایه
capital supply : عرضه سرمایه
capital surplus : مازاد سرمایه (ای)
capital transactions : مبادلات سرمایه ای، معامله در اقلام سرمایه ای
capital transfer tax (CTl) : مالیات نقل و انتقال سرمایه
capital turnover : گردش سرمایه
capital turnover ratio : نسبت گردش سرمایه
capital usage ratio : نسبت مصرفی سرمایه
capital value : ارزش سرمایه ای (ارزش حال)
capital yield tax : مالیات بازده سرمایه
capital yield, capital return : بازده سرمایه
capital-asset pricing model (CAPM) : مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای
capital-stock discount : کسر سهام
capital-stock premium : صرف سهام
capitalization issue : صدور سود سهمی، صدور سهام از محل سود
capitalization of borrowing cost : به حساب داراریی بردن هزینه استقراض
capitalization of borrowing expenses : منظور نمودن مخارج استقراضی
capitalization of interest : ارزش فعلی بهره هایی که درآینده وصول خواهند شد
capitalization rate : نرخ تنزیل، نرخ به حساب دارایی بردن
capitalization ratio, leverage ratio : نسبت دارایی های ثابت به خالص حقوق صاحبان سهام (ارزش ویژه)، نسبت سرمایه گذاری
capitalization unit : هزینه سرمایه ای ، واحد سرمایه ای
capitalization-weighted market index : شاخص مبتنی بر میانگین موزون ارزش بازار سهام
capitalize reserves (to) : تبدیل به سرمایه کردن اندوخته ها
capitalized cost (expense), capital expenditure (cost) : هزینه سرمایه ای، مخارج سرمایه ای
capitalized lease obligations : تعهدات اجاره ای بلندمدت سرمایه ای
capitalized loan : وام تبدیل به سرمایه شده
capitalized surplus : مازاد منتقل به سرمایه، مازاد (اندوخته) تبدیل به سرمایه شده
capitalized value : ارزش فعلی خدمات آینده
captive market : بازار تحت اختیار، بازار تحت نفوذ
capture (to) : تسخیر کردن، گرفتن
cargo inspection fee : حق الزحمه بازرسی (محموله) کشتی
cargo ship, freighter : کشتی باری
carriage and insurance paid to (CIP) : پرداخت کرایه حمل و بیمه کالا تا مقصد
carriage paid (CPT) (to) : پرداخت کرایه حمل کالا تا مقصد
carring interest expense : هزینه یهره انتقال به دارائی
carry back period : دوره مشمول به سوی گذشته
carry-forward working paper : کاربرگ دایمی
carrying capacity : ظرفیت حمل
cash break-even point : نقطه سر به سر نقدی
cash buying price : قیمت خرید نقدی
cash capital : سرمایه نقدی
cash deficit provision : ذخیره کسری صندوق
cash disbursements journal, cash payment earned : دفتر روزنامه پرداخت نقدی
cash discount period : دوره استفاده از تخفیف نقدی
cash dividend paid : سود سهام نقد پرداخت شده
cash flow from operating activities : گردش وجوه فعالیت های عملیاتی
cash flow per share : جریان نقدی هر سهم
cash flow period : دوره گردش وجوه
cash flow position statement : صورت وضعیت گردش وجوه نقدینه
cash flow to capital expenditure ratio : نسبت جریان نقدی به هزینه سرمایه، بازده نقدی دارایی
cash from operations ratio, cash flow ratio : نسبت گردش نقدی
cash in process of collection : پول در جریان وصول ، موجودی نقد در جریان وصول
cash on delivery of parcel : تحویل بسته در مقابل وجه نقد
cash payment : پرداخت نقدی
cash penalty, amerciament (amercement) : جریمه نقدی
cash position : وضعیت نقدینگی
cash position ratio : نسبت موقعیت نقد (جمع نقد و قابل وصول به بدهیهای جاری)
cash purchase : خرید نقدی
cash receipts : دریافت های نقدی
cash receipts & disbursement method : روش دریافت ها و پرداخت های نقدی
scash requirements provision : پیش بینی احتیاجات نقدی
cash-up approach : روش غیر مستقیم، روش مغایرت گیری
casual profit : سود اتفاقی
catch phrase or catchline : شعار جذب مشتری
catch up adjustment : اصلاح یا تعدیل جبرانی، اثر انباشت تغییرات حسابداری
causation relationship, causation : رابطه علت و معلمول
caveat emptor : هشدار به خریدار
cent, percentage point percentage : یکصدم
centeral office, principal office, head office : مرکز اصلی اداره
central insurance pension fund : صندوق بازنشستگی بیمه مرکزی
centratized planning : برنامه ریزی متمرکز
centralized pricing policy : خط مشی قیمت گذاری متمرکز
certificate of compliance : گواهی تطبیق
certificate of deposit : گواهی سپرده، سند سپرده بانکی
certificate of deposit (CD), deposit certificate : گواهینامه سپرده
certificate of incorporation : گواهی تاسیس شرکت
certificate of partial completion,provisional completion certificate : گواهی موقت انجام کار
certificate of partnership : گواهی مشارکت
certificate of practical completion : گواهی (صورت مجلس) تحویل موقت
certificate of protest, protest : گواهی نکول (واحد برات)
certificate of provisional : گواهی (تحویل) موقت کار
certificate of quality, manaufaturer′s or supplier′s quality or inspection certificate : گواهی کیفیت، گواهی کیفیت یا بازرسی فروشنده یا تولید کننده
certificate of receipt : گواهی رسید، گواهی وصول
certificate of work completed : گواهی کار انجام شده
certificate of work in progress : گواهی کار در مراحل تکمیل (ساخت)
certification of incorporation : شرکت نامه
certified audit report : گزارش تایید شده حسابرسی
certified autitor′s report : گزارش حسابرس مجاز (حسابدار رسمی)
certified financial planner (CFP) : کارشناس یا متخصص برنامه ریزی مالی
certified public accountant : حسابدار رسمی
certified public accountant (CPA) : حسابدار رسمی، حسابدارعمومی مجاز
certified work completed : کار انجام شده گواهی شده
certifing employee, certified employee : کارمند مجاز
certify invoice for payment : تایید صورتحساب جهت پرداخت
chainnan′s report (chainnan′s .statement) : گزارش رئیس هیئت مدیره
change in accounting principles and methods : تغییر در اصول و روش های حسابداری
change of occupation : تغییر شغل
change period : دوره تغییر
charge, expenditure, outgo : هزینه، به حساب کسی گذاشتن، تحمیل کردن، پر کردن
charges prepaid : هزینه پیش پرداخت شده
chlirging wharf / charging berth /discharging port : لنگرگاه بارگیری،اسکله بارگیری
charter party : قرارداد اجاره دربست
chartered institute of public finance and accountancy (CIPF A) : انجمن رسمی حسابداری و امور مالی (انگلستان)
chartered party agreement : قرارداد اجاره کشتی دربست
chattel personal moveable property : دارایی منقول
cheap money : پول کم بهره
cheap, inexpensive : کم بها، ارزان
cheapness : ارزانی
check up : درست رسیدگی کردن
check without provision : چک بی محل
cheek-point : نقطه کنترل، نقطه مقابله
check-up : بازبینی، کنترل
chief inspector : بازرس ارشد
choice in possession : حق بالفعل، حق غیر متنازع فیه
positive circularization : اخذ تاییدیه مثبت از بدهکاران
circulating papers : اوراق در گردش
circulating promissory notes : اوراق بدهی در گردش
civil and military personnel : کرکنان لشگری و کشوری
civil company : شرکت مدنی
civil pension fund : صندوق بازنشستگی کشوری
civil pension organization : سازمان بازنشستگی کشوری
civil service pension : حقوق بازنشستگی کارمندان دولت
civil works′ transport : خدمات حمل و نقل کشوری
claim of compensation : ادعای خسارت
claims payable : مطالبات پرداختنی
clause, provision : ماده، شرط
clean (opinion-report), fairness report,fairness report : گزارش غیر مشروط
clean acceptance : قبولی بی قید و شرط
clean acceptance of a bill : قبولی بی قید و شرط یک برات
clean payment : پرداخت بی قید و شرط
clean receipt : رسید بی قید و شرط
clean surplus theory : تئوری مازاد خالص
cleaning expense : هزینه پاکسازی
clear, payoff : تسویه حساب کردن
clearance papers : اوراق قرضه
clearing (or deposit) bank, saving bank : بانک پس انداز
clearing account, compensation account : حساب تهاتر (حساب پایاپای)، حساب موقت
clearing payment : پرداخت تهاتری
clerk, employee : کارمند
client representation, representation letter : تاییدیه صاحبکار
close a position : انجام دادن معامله مکمل
close company : شرکت خانوادگی
closed corporation, closely-held corporation : شرکت بسته
closed -end company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه محدود (ثابت)
rclosed-end fund, closed-end investment company : شرکت سرمایه گذاری محدود، صندوق مشترک
closed-end invesment company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه محدود (ثابت)
closely held corporation : شرکت سهامی خاص
closing inventory, inventory at end of period : موجودی آخر دوره
closing trial balance = postclosing trial balance : تراز آزمایشی اختتامیه
closing, close, wind up to close,to (pack), termination : بستن، اختتام
co-operative, cooperative : تعاونی
co-product, joint product : محصول مشترک
coceptual framework of accounting : مفاهیم نظری حسابداری
code of conduct, ethics, code of professional conduct, rule of conduct : آیین رفتار حرفه ای، اخلاق حرفه ای
code of professional ethics : ضوابط اخلاق حرفه ای (آیین نامه انضباطی)
coefficient of correlation placement : دفتر خصوصی، دفتر محرمانه
coined money, specie : پول مسکوک
collateral notes; secured papers : اسناد تضمین شده
collateral property : مال وثیقه (گروی) بدهی
collection of premium : وصول اضافه ارزش سهام
collection period : دوره وصول مطالبات
collection policy : سیاست وصول مطالبات
collective ownership : مالکیت اشتراکی
collective responsibility : مسئولیت دسته جمعی
collective responsibility of managers (directors) : مسئولیت دسته جمعی مدیران
collective responsibility of partners : مسئولیت دسته جمعی شرکاء
collectorship : تحصیلداری
collectorship office : اداره تحصیل داری
collusive pricing : قیمت گذاری تبانی شده
combined attnbutes and variables sampling : نمونه گیری برای تعیین حد اشتباه
combined profit and loss account : صورتحساب ترکیبی سود و زیان
combined transport (CI) : حمل و نقل ترکیبی (حمل و نقل با چند نوع وسیله نقلیه)
comment on accounts, interpretation of accounts : تفسیر حسابرسها
commercial credit company : شرکت اعتباری تجاری
commercial credit corporation : موسسه (شرکت) اعتباری تجارت
commercial paper : اواراق تجاری، سند بازرگانی
commercial permit : مجوز بازرگانی، پروانه بازرگانی
commercial policy : سیاست تجاری
commercial representative, commercial agent : نماینده بازرگانی
commercial sample : نمونه های تجاری
commission paid : حق کمیسیون پرداختی
commission payable : حق العمل پرداختی
commitments for capital expenditure : تعهد مخارج سرمایه ای
committed cost (expense) : هزینه تعهد شده
company accounts checklist : چک لیست صورتهای مالی
company auditor : حسابرس شرکت
company doctor : متخصص امور شرکت
company formation : تاسیس شرکت
company in process of liquidation : شرکت در حال انحلال
company in the process of formation : شرکت در شرف تاسیس
company income tax : مالیات بر درآمد شرکت
company incorporated : شرکت ثبت شده
company law, law of corporations, : قانون شرکتها
company limited by guarantee : شرکتی با مسئولیت محدود تضمین شده
company limited by shares : شرکت با مسئولیت محدود به سهام
company profit tax. : مالیات بر سود شرکت
company seal : مهر شرکت
company under government supervision : شرکت تحت پوشش دولت
company′s primary stage of work : مرحله اولیه کار شرکت
company′s profit making : سود آوری شرکت
company′s profit position : وضع سوددهی شرکت
company′s reserves : ذخایر شرکت
company′s tax rate : نرخ مالیاتی شرکت
comparability : قابلیت مقایسه، مقایسه پذیری
comparability of companies : قابل قیاس (مقایسه) شرکت ها
comparable : قابل مقایسه
comparative : تطبیقی (مقایسه ای)
comparative advantage : برتری نسبی، مزیت نسبت
comparative analysis : تجزیه و تحلیل مقایسه ای
comparative balance sheet : تزارنامه مقایسه ای
comparative data : اطلاعات مقایسه ای
comparative figure : رقم نظیر، رقم مشابه، اعداد مقایسه ای
comparative financial statements : صورت های مالی مقایسه ای
comparative income statement,consolidated income statement : صورت سود و زیان تلفیقی
comparative negligence : سهل انگاری دو طرفه، قصور متقابل
comparative tendering from a selected list : مناقصه محدود، مناقصه از لیست خاص
comparative tendering from an open list,general tender : مناقصه عمومی
compare : مقایسه کردن
comparison : مقایسه، قیاس
comparison budget : بودجه مقایسه ای (تطبیقی)
comparison schedule : کاربرگ مقایسه ای
comparisons to economic data : مقایسه با اطلاعات اقتصادی
comparisons to industry data, averages : مقایسه با متوسط های صنعت
comparisons to nonfinancial data : مقایسه با اطلاعات غیر مالی
comparisons to operating data : مقایسه با اطلاعات مربوط به عملیات
compelet contract method : روش تکمیل پیمان
compeletion : تکمیل
compendium of classification opinion : خلاصه آرا، طبقه بندی
compensate, reward : پاداش دادن، جبران کردن، تهاتر کردن
compensated absences : ذخیره بازخرید مرخصی کارکنان
compensating balance : مانده جبرانی، ودیعه وام، سپرده تضمینی
compensating controls : کنترلهای جبران کننده
compensating error : اشتباهاتی که یکدیگر را خنثی می کنند، اشتباهات متقابل
compensating product : محصولات جبرانی
compensation : حقوق و مزایا، پاداش، جبران خسارت
compensation agreement : موافقت نامه پایاپای
compensation deposit balance : مانده جبرانی سپرده (حداقل در حساب سپرده بانک)
compensation expense : هزینه تخفیف تشویقی
compensation of employees : پاداش کارکنان
compensation pay : اجرت جبران خدمت
compensation plan : طرح جبرانی (پاداش)
compensation strategy : استراژی حقوق و مزایا، استراتژی جبران خدمات
compensation transaction : معامله جبرانی
compensation, Indemnity, Penalty : تاوان، غرامت، جبران زیان، خسارت
compensatory : جبرانی (جبران کننده)
compensatory / amount : غرامت (جبران زیان)
compensatory amount : میزان غرامت، مبلغ جبران
compensatory balance : حداقل مانده جبران کننده
compensatory balance arrangements : ترتیبات مانده های جبرانی
compensatory evidential matter : شواهد جبرانی / جبران کننده
compensatory fiscal policy : سیاست جبران کننده مالی
compensatory leave : مرخصی جبرانی
compensatory plan : طرح جبران خدمات، طرح (خرید سهام) با تخفیف تشویقی
compensatory spendinQ budget : بودجه جبرانی مصرفی
compensatory tax : مالیات جبرانی
compensatory time : پذیره نویسی، بستن قراردادی برای خریدن اوراق بهادار شرکت
comperative cost statement : صورتحساب تطبیقی هزینه (قیمت تمام شده)
comperative production statement : صورت وضعیت مقایسه ای تولید
comperative profit and loss account : صورتحساب مقایسه ای سود و زیان
comperative statement : صورتحساب تطبیقی
competence clause : شرط صلاحیت
competence of evidence : قابل قبول بودن شواهد
competence,jurisdiction : صلاحیت، قابلیت اطمینان
competence, professional competence : صلاحیت حرفه ای
competency : قابل اطمینان بودن
competent : قابل اطمینان
competent autharity in finance affairs : مقام مجاز در امور مالی
competent evidential matter : شواهد معتبر و «مهم» در حسابرسی، شواهد قابل قبول
competent information : اطلاعات صحیح و قابل قبول
competent, authorized : صلاحیت دار (مجاز)
competiive market : بازار رقابتی
competing proposal : پیشنهاد رقابتی
competing theories : تئوری رقیب
competition clause : شرط ممانعت از ورود دیگران
competition oriented pricing : قیمت گذاری رقابت آمیز
competitive : رقابت آمیز، رقابتی
competitive abroad market : بازار رقابتی خارجی
competitive bidding : مزایده
competitive bought deal : مقایسه قیمت های پیشنهادی
competitive conditions : شرایط رقابتی
competitive cost : هزینه رقابتی
competitive cost statement : صورتحساب هزینه رقابتی (با بهای تمام شده رقابتی)
competitive environments : محیط رقابتی
competitive goods : کالای رقابتی (رقابت پذیر)
competitive home market : بازار رقابتی داخلی
competitive market : بازار رقابت
competitive offer : پیشنهاد قابل رقابت
competitive price : قیمت رقابتی
competitive rate : نرخ رقابتی
competitor : رقیب
compilation of financial statements : تهیه و تنظیم صورتهای مالی
complementary goods : کالای مکمل
complementary products : کالاهای مکمل
complementary services : خدمات مکمل
complete : کامل، بدون نقص، کامل کردن
complete control : کنترل کامل
complete cycle costs : هزینه های چرخه تکمیل یک پروژه
complete market, perfect market : بازار کامل ، بازار کارا
complete transaction : معامله کامل
completed contract method : روش قرارداد تکمیل شده، روش کار تکمیل شده
completed goods : سفارش تکمیل شده (ساخته شده)
completed job-orders : سفارشات کار تکمیل شده
completed sales basis : روش مبتنی بر تکمیل فروش
completed-performance method : روش تکمیل عملکرد
completely knocked down (CKD) : قطعات جداگانه یک کالا
completeness : کامل بودن، تمامیت، نبود کمی
completing the engagement checklist : تکمیل کردن، چک لیست کنترلهای داخلی
completion of a contract : امضای قرارداد
completion of financial statements : تکمیل صورت های مالی
completion of review : مرحله تکمیل (بررسی)
completion risk : ریسک تکمیل نشدن پروژه
complex capital structure : ساختار پیچیده سرمایه
complex transactions : معاملات پیچیده
complexity, complexity or volatility of activities : پیچیدگی فعالیت ها
compliance : رعایت مقررات
compliance audit : حسابرسی رعایت
compliance cost : هزینه تدارک کالا، هزینه خرید کالا
compliance deviation : انحراف رعایت
compliance error : اشتباه مربوط به رعایت
compliance evidence : شواهد رعایتی
compliance procedure : روش تطابق
compliance test : آزمون رعایت (موازین)
compliance testing : آزمون رعایت، (آزمون کنترلها)
compliance with standards of conduct : رعایت استانداردهای رفتار حرفه ای
comply with : منطبق بودن با، هماهنگ بودن با
component of business, segment of the businesS : بخشی از واحد تجاری
component parts : اجزای متشکله، قطعات منفصله
component percentage : درصد جزء به کل
composite contribution margin : حاشیه فروش مرکب / کل
composite costing, muhiple costing : هزینه یابی ترکیبی
composite depreciation : استهلاک گروهی دارایی های غیر مشابه
composite life depreciation : استهلاک مرکب
composite life method of depreciation : روش (عمر ترکیبی)
composite rate of depreciation : نرخ مرکب استهلاک
composition agreement, deed of arrangement : قرارداد ارفاقی، توافق با طلبکاران
composition in voluntary settlement : قرارداد ارفاقی در تسویه اختیاری
compound : مرکب، ترکیبی، استهلاک ترکیبی از دارایی ها
compound amount factor : فاکتور مبلغ مرکب
compound amount of I $ per period : بهره مرکب حاصل از سرمایه گذاری یک دلار
compound amount of A rials : بهره مرکب حاصل از سرمایه گذاری یک سال
compound annual interest rate : نرخ بهره مرکب سالیانه
compound arbitrage : بورس بازی چند جانبه، آربیتراژ مرکب
compound discount : تنزیل مرکب
compound duty : عوارض مرکب
compound entry, combined entry : ثبت مرکب
compound financial instrument : اوراق بهادار مالی دوگانه، مرکب
compound interest : بهره مرکب، ریح مرکب، سود تضمین شده مرکب
compound interest table : جدول بهره مرکب
compound rate, composite rate : نرخ مرکب
compounded interest rate return : نرخ بازده مرکب
compounding : انباشتن، فرایند محاسبه بهره مرکب
compounding of interest : دفعات محاسبه بهره در سال، انباشت بهره
compounding period : بهره، دوره محاسبه بهره مرکب
comprehensive (income) tax allocation : تخصیص مالیات به درآمدهای پایان دوره
comprehensive audit : حسابرس جامع
comprehensive auditing dictionary : فرهنگ جامع حسابرسی
comprehensive income : درآمد جامع، سود جامع
comprehensive income statement : صورت سود و زیان جامع
comprehensive insurance : بیمه نامه جامع
comprehensive recognition : شناسایی جامع
comprehensive reconciliation : مغایرت گیری جامع
comprehensive social security system : نظام تأمین اجتماعی جامع
compromise settlement : حل و فصل مسالمت آمیز
comptroller general : رئیس واحد حسابداری، رئیس دیوان محاسبات عمومی
comptroller,auditor : ناظر،ذیحساب، حسابرس، مقام ارشد مالی
compulsory (assurance-insurance) : بیمه اجباری
compulsory audit : حسابرسی اضطراری
compulsory eduction : آموزش اجباری
compulsory liquidation (compulsory winding-up) : انحلال شرکت طبق دستور دادگاه، تصفیه اجباری، انحلال اجباری
compulsory reserve : اندوخته اجباری
computable stock : موجودی قابل شمارش
computational working paper : کاربرگ محاسبات
compute : محاسبه کردن
computed upper exception rate (CUER) : حد بالای ضریب انحراف محاسبه شده، بالاترین حد محاسبه شده ضریب انحراف
computer aided design (CAD) : طراحی به کمک رایانه
computer assisted audit techniques (CAAT) : فنون حسابرسی به کمک رایانه
computer audit : حسابرسی رایانه
computer fraud : تقلب رایانه ای
computer-assisted audit : حسابرسی به کمک رایانه
computer-assisted trading system (CATS) : سیستم خرید و فروش به کمک رایانه
concept of capital maintenance : مفهوم حفظ و نگهداشت سرمایه
concept of monetary transactions : مفهوم مبادلات پولی
conceptual framework, theoretical framework : چارچوب نظری، ساختار مفهومی، مبانی نظری
concert party : گروه هماهنگ و متفق
condens approach : رویکرد فشردن
condensed report : گزارش خلاصه شده
conditional acceptance : قبولی مشروط
conditional probability : احتمال مشروط، احتمال شرطی
conditional provisions (reserve) : ذخایر مشروط
confederation of Asian and Pacific Accountants (CAPA) : کنفدراسیون حسابداران، آسیایی و حوزه اقیانوس آرام
confidential inspection : بازرسی محرمانه
confidential papers : اوراق و اسناد محرمانه
confidentiality principle : اصل رازداری محرمانه بودن اطلاعات صاحبکار
connected persons : افراد وابسته به مدیر
conservation policy : سیاست محافظه کارانه
conservatism concept : مفهوم اساسی محافظه کاری
consignment profit and loss statement : صورتحساب سود وزیان کالای امانی
consignment sbiperments : ارسال کالاهای امانی
consignor / shipper : امانت گذار، مالک کالای امانی فرستنده، حمل کننده
consilidator (groupage agent) : ادغام کننده (عامل ادغام)
consistency concept (principle),consistency : مفهوم اصل ثبات (رویه)، اصل یکنواختی
consolidated companies : شرکت های ادغام شده (یکی شده)
rconsolidated group of companies : گروه شرکت های تلفیقی
consoidated income and expenditure account : صورت درآمد و هزینه تلفیقی
consolidated profit : سود شرکت های تلفیقی
consoidated profit and loss account : صورت سود و زیان تلفیقی
consolidation policy : خط مشی تلفیق
consolidation procedures : رویه های (روش های) تلفیق
consolidation surplus : مازاد تلفیقی (حاصل از ادغام)
consolidation working paper : کاربرگ تلفیق
conspicuous defect : عیب آشکار، نقص مشهود
constant capital : سرمایه ثابت
constant dollar plan : نرخ تثبیت ارزش پر تقوی
constant gross margin percentage method : روش درصد ثابت سود ناخالص
constant gross-margin percentage NRV method : روش ارزش خالص بازیافتنی مبتنی بر درصد ثابت سود ناخالص
constant percent of decreasing balancing : روش (درصد درآمد) در استهلاک
constant perpetual growth : مدل رشد دائمی با نرخ ثابت
constant physical inventory : موجودی گیری فیزیکی دائمی
constant purchasing power : قدرت خرید ثابت
constant purchasing power accounting : حسابداری بر حسب قدرت خرید ثابت
constant surplus : مازاد دائمی
constraining principles : اصول محدود کننده
construction completed cost : هزینه تمام شده، ساختمان ساخته شده
construction in progress cost : هزینه بنای در جریان ساخت
construction period, manufacturing period : دوره ساخت، دوره احداث دارایی
construction work in progress : بنای در دست احداث ساختمان در جریان تکمیل
construction -type contracts : قرارداد از نوع ساخت
constructions-in-progress (CIP) : پیمان در جریان ساخت، ساختمان در جریان تکمیل
constructive retirement of preferred stock : بازخرید / ابطال تصنعی سهام ممتاز
consumer credit, consumption credit : اعتبار مصرف
consumer goods, consumption goods : کالاهای مصرفی
consumer price index : شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی
consumer′s capital : سرمایه مصرفی
consumer′s cooperative society : شرکت تعاونی مصرف
consumption : مواد و ملزومات مصرفی
consumption tax, excise tax : مالیات بر مصرف، مالیات اموال داخلی
contemplated total volume : حجم کالا کل تولید مورد انتظار
contemporary responsibility accounting : حسابداری سنجش مسئولیت
contingency, probability, discretiorary : احتمال (پیش آمد)، احتیاطی
contingent charge (expense) : هزینه احتمالی
contingent profit, contingent gain, gain contingency : سود احتمالی
continuing credit appropriation : تخصیص اعتبار مستمر (مانده سال به سال نقل می شود)
continuing operations, on-going : مدیریت مستمر
operations : عملیات مستمر
continuity concept, going concern concept : فرض تداوم فعالیت
continuous compounding : محاسبه بهره مرکب پیوسته
continuous operation costing : هزینه یابی عملیات مستمر
continuous-operation costing : سیستم هزینه یابی عملیات مستمر
contirbution payer, contirbutor : پرداخت کننده حق بیمه
contra account, absorption account : حساب کاهنده، حساب متقابل
contra equity approach : روش کاهنده حقوق صاحبان سهام
contra purchase account : حساب کاهنده خرید (نظیر تخفیف)
contract completed : پیمان (مقاطعه) تمام شده
contract conditions excluding specifications : شرایط پیمان بدون مشخصات اختصاصی
contract on a cost plus fee basis : قرارداد مبتنی بر بهای تمام شده باضافه درصدی حق الزحمه
contract on cost plus fee : قرارداد برحسب حق الزحمه براساس درصدی از بهای تمام شده
contract payable′ amount : مبلغ پرداختنی بابت پیمان
contract payable-retained percentage : تضمین حسن انجام کار
contract period : مدت پیمان، دوره پیمان
contract work in progress : پیمان در دست اجرا
contracting parties, contract parties : طرفین قرارداد
contractor′s deposit : سپرده مقاطعه کار (پیمانکار)
contractor′s payables : مبالغ پرداختنی به پیمانکار
contributed capital : سرمایه پرداخت شده
contributed capital from treasury stock transactions : مازاد حاصل از مبادلات سهام خزانه
contnbuted surplus = paid-in surplus : صرف، سهام، مازاد سرمایه پرداخت شده
contribution approach : شیوه توزیع ، رویکرد توزیع
contribution basis of employer : میزان حق بیمه کارفرما
contribution department : اداره وصول حق بیمه
contribution margin ratio (contribution -to-sales ratio; production-vohune ratio;profit-vohune ratio) : نسبت حاشیه سود، ضریب سود نهایی
contribution margin, sales margin, gross margin, gross profit, ratio profit, margin on sales : حاشیه فروش، حاشیه قابل مشارکت
contribution payment : پرداخت حق بیمه
contribution per unit : حاشیه فروش هر واحد محصول
contribution period : مدت پرداخت حق بیمه
contribution -margin percentage : درصد حاشیه فروش
control period (time) : زمان (دوره) کنترل
control points : نقاط کنترل
control program : برنامه کنترل
control report : گزارش کنترل
controllability principle : اصل مبتنی بر توان مدیر بر اعمال کنترل، اصل یا دیدگاه اعمال کنترل
controllable cost (expense) : هزینه قابل کنترل
controlled company, company under control : شرکت تحت کنترل
controner department : اداره کنترولر
controlling company : شرکت ناظر (کنترل کننده)
controlling-company accounting : سیستم حسابداری واحد تجاری اصلی
conventional accounting procedure : روش عمل مرسوم حسابداری
conventional approach : رویکرد مرسوم، روش سنتی (متداول)
conversion cost pricing : قیمت گذاری بر مبنای بهای تمام شده تبدیل
conversion cost, exchange expense : هزینه تسعیر (ارز ، پول)
conversion of operations : پیوستگی زمانی عملیات
conversion option : اختیار تبدیل
conversion parity : تبدیل پایاپای یک ارز یه ارز دیگر
conversion price : بهای تبدیل، قیمت تبدیل
conversion price index : شاخص تبدیل قیمت
conversion privilege : امتیاز تبدیل
convertible capital notes : اوراق سرمایه ای قابل تبدیل
convertible preferred stock : اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام شرکت
convertible stock, convertible preferred stock : سهام ممتاز قابل تبدیل به سهام عادی
cooling period : مدت انتظار
cooling-off period : دوره آرامش موقت، (برای حل مسالمت آمیز اختلاف نظرها)
cooperative bank : بانک تعاونی
cooperative company : شرکت تعاونی
copartnership account : حساب مشترک
copybook : دفتر کپیه
copy invoice : صورتحساب کپی ، کپی فاکتور
copy right : حق التألیف، حق الامتیاز
corner portfolio : بهترین مجموعه سرمایه گذاری، پرتفوی بهینه، پرتفوی گوشه
corporate action : اقدام سیاسی
corporate bond : اوراق قرضه شرکت
corporate bond interest rate : نرخ بهره اوراق قرضه شرکتهای معتبر
corporate charter, articles of association : اساسنامه شرکت سهامی
corporate debt securities : اوراق بهادار بدهی شرکتهای سهامی
corporate dividend policy . : سیاست تقسیم سود شرکت سهامی
corporate equity : اقدام سیاسی که به تصویب سهامداران یا هیئت مدیره یک شرکت سهامی برسد و این با «با عمل اجرایی» مغایر است، حق مالکیت در شرکت
corporate failure prediction : پیش بینی ورشکستگی شرکت
corporate financial structure : ساختار مالی شرکتهای سهامی
corporate fraud : تقلب در شرکت که ممکن است به نفع شرکت یا علیه آن باشد
corporate governance : حاکمیت شرکتی
corporate holding company : شرکت متحد از چند شرکت
corporate joint venture, joint venture : مشارکت خاص، شرکت سهامی خاص
corporate liquidation, dissolution of limited companies : انحلال شرکتهای سهامی
corporate minutes : صورت جلسات شرکت
corporate modeling : الگوسازی برای شرکت
corporate operations : فعالیت های عملیاتی
corporate plan : برنامه جامع یک شرکت یا سازمان
corporate profit : سود حاصل از شراکت
corporate reorganization : تجدید سازمان شرکت
corporate report : گزارش شرکت، گزارش (سالانه) شخصیت محاسباتی
corporate secretary : دبیر / منشی شرکت
corporate social accounting : حسابداری سنجش مسئولیت اجتماعی شرکتهای سهامی
corporate social reporting : گزارش کردن جنبه های اجتماعی شرکت
corporate strategy : استراژی شرکت
corporation : شرکت سهامی، بنگاه دارای شخصیت حقوقی
corporation aggregate : شرکت چند عضوی
corporation income tax : مالیات بر درآمد موسسه (یا شرکت)
corporation loan : اوراق قرضه شهرداری ها
corporation partner : شریک (در شرکت تجاری)
corporation profit and loss : صورتحساب سود و زیان شرکت (موسسه)
corporation sole : مالکیت انفرادی، شرکت فردی
corporation stocks : سهام شرکت (مؤسسه)
corporation stocks general obligation bond : اوراق قرضه شهرداریها
corporation tax (CT) : مالیات بر شرکت
corporation tax law : قانون مالیات شرکتها
corporations : شرکت های سهامی
corporations tax, company′s tax : مالیات شرکت
corporator : شریک (در شرکت تجاری)
corprorate insiders : افراد داخل شرکت
corpus : سرمایه اصلی، استراتژی شرکت
correspond : شباهت داشتن
correspondence file : پرونده مکاتبات
correspondent : کارگزار، نماینده
correspondent agent : نماینده طرف معامله (یا طرف حساب)
correspondent bank : بانک کارگزار (طرف معامله)
corresponding amount (comparative amount) : مبلغ مقایسه ای، مبالغ تناظر، مبلغی در صورت حساب های منتشر شده یک شرکت با مسئولیت محدود که با مقادیر صورت مالی سال قبل ارتباط دارد
corresponding entry : ثبت مشابه (معادل)
corresponding figures : اعداد مشابه (در حسابها یا دفاتر)
corresponding items : اقلام مشابه
corridor approach : روش یا رویکرد دهلیز، رویکرد باریکراه
corrupt practices : فعالیت های رشوه دهی و رشوه خواری
corruption : رشوه ستانی، رشوه دهی، فساد
cost (expense) recognition, expense recognition : شناخت هزینه
cost (expense) trend : روش هزینه
cost absorption : بهای تمام شده ی دارایی به وجوهی که با فروش آن به دست می آید.
cost accountancy (accounting) principles : اصول حسابداری قیمت
cost accounting department : اداره حسابداری بهای تمام شده
cost accounting period : دوره حسابداری صنعتی
cost accounting practices : تجربه های عملی حسابداری هزینه یابی
cost accounting principles : اصول حسابداری صنعتی
cost accounting procedure : روش عمل حسابداری هزینه یابی
cost and. freight (C&F) price : قیمت کالا به اضافه کرایه حمل
cost apportionment : تسهیم هزینه
cost appropriated : هزینه تخصیص اعتبار یافته
cost appropriated in budget : هزینه تخصیص یافته در بوجه
cost appropriation, cost pro-ration, cost assignment : تسهیم هزینه، تخصیص هزینه
cost behavior pattern : الگوی رفتار هزینه
cost benfit relationship : رابطه هزینه و منفعت
cost component by elements : هزینه با عوامل تشکیل دهنده آن
cost components : عامل ترکیبی هزینه
cost concept : مفهوم بهای تمام شده
cost control, expense control : کنترل هزینه، نظارت بر هزینه
cost distribution, expense distribution : توزیع هزینه، تخصیص هزینه ها، سرشکن کردن سربار
cost down expense : تقلیل دادن هزینه
cost index, price index : شاخص قیمت
cost indifference point : نقطه بی تفاوتی بهای تمام شده
cost insurance and freight price (CIF) : قیمت سیف
cost of capital : هزینه تامین مالی، هزینه تامین سرمایه
cost of capital rate : نرخ هزینه سرمایه
cost of financing capital : هزینه تامین سرمایه
cost of installation, installation cost (expense) : هزینه نصب
cost of prefferred stock : بهای تمام شده سهام ممتاز
cost of protection : هزینه حمایت
cost of site preparation : مخارج بعدی
cost of work in process : قیمت تمام شده کار در جریان تکمیل
cost or market price whichever is lower : قیمت تمام شده یا قیمت بازار هر کدام کمتر
cost per hour : هزینه ساعتی
cost per ton : قیمت تمام شده هر تن
cost per ton-mile : هزینه هر تن مایل
cost per unit : بهای تمام شده هر واحد محصول
cost plus contract : قرارداد مبتنی بر بهای تمام شده به اضافه درصدی سود
cost plus transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات (داخلی)
cost predictions : پیش بینی هزینه
cost price : قیمت تمام شده
cost price variance : انحراف نرخ بهای تمام شده
cost principle : اصل بهای تمام شده
cost procedure : روش عمل هزینه
cost proration : تسهیم هزینه
cost realization concept : مفهوم تحقق هزینه
cost replacement : هزینه جایگزینی
cost summary report : گزارش خلاصه هزینه
cost types : انواع هزینه
cost unit absorption rate : نرخ جذب آحاد هزینه
cost volume profit relationship : رابطه سود، حجم و هزینه (تولید)
cost, insurance, fright (C.I.F) price : قیمت کالا به اضافه هزینه بیمه و حمل
cost-plus : بهای تمام شده به اضافه مبلغی معین
cost-plus fixed fee contract : قرارداد برحسب قیمت تمام شده باضافه حق الزحمه ثابت
cost-plus pricing : قیمت گذاری براساس قیمت تمام شده باضافه درصدی به عنوان سود
cost-plus transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی برحسب چند درصد اضافه
cost-volume-profit (CVP) analysis : تجزیه و تحلیل رابطه بین هزینه، حجم، سود
costing and pricing : هزینه یابی و قیمت گذاری
costing by-product : تعیین هزینه محصول فرعی
costing joint-product : تعیین هزینه محصول مشترک
costing principle : اصول تعیین هزینه ها (بهای تمام شده اقلام)
costing production : تعیین هزینه تولید
counter purchase : خرید متقابل
counterparty risk : ریسک طرف مقابل
countervailing power : نیروی همسنگ
coupon : کوپن، نرخ بهره اوراق قرضه
coupon bond : اوراق قرضه بی نام، اوراق قرضه با کوپن سود تضمین شده
coupon payment : پرداخت بهره
coupon rate : نرخ بهره اوراق قرضه
couponing : کوپن بندی، جیره بندی
court of appeal : دادگاه استیناف
CPA uniform examination : آزمون های سراسری حسابداران رسمی آمریکا
CPD carmet : دفترچه عبور گمرکی
creation of a company : ایجاد یک شرکت
credit application : تقاضای گشایش اعتبار
credit insurance premium : حق بیمه اعتبار
credit policy : خط مشی (سیاست) اعتباری
credit purchase : خرید اعتباری
credit report : گزارش اعتباری
credit reporting agency (credit reference agency; credit rating agency) : موسسه رده بندی کننده اعتبار شرکت ها
credit reporting institution : موسسه ای که گزارش اعتباری (رده بندی) صادر می کند
credit slip : فرم بستانکار
credit squeeze policy : سیاست محدودیت (مضیقه) اعتباری
creditors′ personal ledger : دفتر شخصی بستانکاران
creditors′subsidiary ledger, accounts payable subsidiary ledeger : دفتر معین بستانکاران
creditors′ voluntary liquidation (creditors′ voluntary winding-up) : انحلال شرکت براساس درخواست طلبکاران
crisis situation (position) : موقعیت بحرانی
critical path : مسیر بحرانی
current portion of long-term loan : حصه جاری وام طویل المدت
current portion, current maturities : حصه جاری
current position of the company : موقعیت جاری شرکت
current purchasing power accounting : حسابداری (برمبنای) قدرت خرید ثابت
current ratio (working-capital ratio) : نسبت جاری
current replacement cost : ارزش (بهای تمام شده) جایگزینی
current reproduction cost : هزینه جاری تولید مجدد
current value (current cost; current proceeds, current exit value; expected exit value; or present value) : ارزش جاری
current yield, current return (coupon yield) : بازده جاری (بهره)
current-cost depreciation : استهلاک بر مبنای ارزش فعلی دارایی ها
current-cost operating profit : سود عملیاتی مبتنی بر ارزش کنونی اقلام
curtailed cost (expense) : هزینه کاسته شده
curtailed sampling : نمونه گیری منقطع
customer complaints : شکایت های مشتریان
customer′s deposit : سپرده مشتریان
customer′s prepayment : پیش پرداخت مشتریان
customers′ advance or deposits receivabies : پیش دریافت یا سپرده های دریافتی از مشتریان
customs approved routes : راههای گمرکی (راههای مجاز)
customs compound : محوطه گمرکی
customs cooperation council (CCC) : شورای همکاری گمرکی
customs department : دایره گمرک
customs removal permit : سند ترخیص، پروانه گمرکی، جواز گمرکی
customs tranist operation : عملیات ترانزیت گمرکی
customs warehousig procedure : روش انبارداری گمرکی
customs′duty problem : مشکل حقوق گمرکی
cut back wage (pay) : دستمزد ایام بیکاری آتی
cut-off point : حد انقطاع، حد قابل گذشت
cut-off procedure : روش انقطاع عملیات، روزش میان بر
cycle approach : روش چرخه (معاملات)
cycle of operations : گردش عملیات، چرخه عملیات
cyctical pJan : آِمون چرخه ای ادواری
cyclical pricing : قیمت گذاری ادواری
daily cash payment : پرداخت نقدی روزانه
daily pay, dailypaid : روزمزد
daily payment : پرداخت روزانه
daily posting : نقل روزانه
daily purchases in accounts payable ratio cost ratio : نسبت بهای تمام شده
daily wage, daily pay : مزد روزانه
data envelopment analysis (DEA) : تحلیل پوششی اطلاعات
data freight receipt : رسید آماری حمل
date of acceptance : تاریخ قبولی
date of completion, date of practical completion : تاریخ پایان کار
date of order, date of practical completion : تاریخ سفارش
date of payment, payment date : تاریخ پرداختا
date of practical completion : تاریخ عملی پایان کار
date of redemption : تاریخ بازخرید
date ofrepayment : تاریخ بازپرداخت
date of shipment : تاریخ حمل
day by day control, over expenses (costs) : کنترل روزبروز (روزانه)
day to day expenditures : مخارج روزمره
day-to-day operations : عملیات روزمره
dead heading pay : هزینه ایاب و ذهاب
dead pledge : گرو زمین و کالا
dealers′spread : بازده معامله گران
dealing period : دوره معامله
debenture capital : سرمایه ناشی از فروش اوراق قرضه
debenture redemption funds : وجود بازخرید اوراق قرضه
debenture redemption reserve : اندوخته بازخرید اوراق قرضه
debentures issued at a premium : اوراق قرضه صادر شده به صرف
debit, debtor, indepted : بدهکار (مقروض)
debted partner : شریک بدهکار
debtor collection period (average collection period) : متوسط دوره وصول مطالبات
debtors follow-up actions : اعمال تعقیبی بدهکاران
deceased partner : شریک متوفی
deceased partner account : حساب شریک متئوفی
deception, fraud, fraudulent : تقلب، سوء استفاده، کلاه برداری
decision making process : فرآیند تصمیم گیری
decision model approach : رویکرد / مدل تصمیم گیری
decision support systems (DSS) : سیتسم های تسهیل کننده فرایند تصمیم گیری
decision to produce or buy : تصمیم ساخت یا خرید (کالا، ماشین)
declaration of arrival or departure : اظهارنامه ورود یا خروج
declared capital = stated capital : سرمایه اعلام شده
declining-balance method of depreciation : استهلاک به روش مانده نزولی
decrease in working capital : کاهش در سرمایه در گردش
deductions from earning of employees : کسور مربوطه به درآمد کارکنان
deed of partnership : قرارداد مشارکت
deep discount : کسر بسیار زیاد اوراق قرضه
deep discount or zero-coupon bonds (notes) : اوراق قرضه / اسناد بدون بهره یا با تخفیف هنگفت
deep market : بازار پرکشش
default by the principal : نکول توسط واگذارنده
default premium : صرف عدم پرداخت بدهی، صرف نکول (ناتوانی در پرداخت)
defeasance provision : شرط ابطال، شرط فسخ
deferred cash payment : پرداخت نقدی معوق
deferred compensation : حقوق و مزایای انتقالی به دوره های آتی
deferred compensation plan : طرح پرداخت آتی
deferred contract premium : صرف پیمان انتقالی به دوره آتی
deferred cost (expense) : هزینه دوره های آتی (هزینه معوق)
deferred cost of purchases : هزینه سنوات آتی خرید
deferred debit (deferred asset; deferred expense) : پیش پرداخات هزینه
deferred expense = deferred charge;prepaid expense : پیش پرداخت هزینه، هزینه معوق
deferred gross profit : سود ناویژه (ناخالص) انتقالی به دوره های آتی
deferred payment : پرداخت معوق
deferred payment credit : اعتبار برای پرداخت های معوق
deferred payment project (pIan) : طرح پرداخت مدت دار
deferred payment sale, installment sale : فروش اقساطی
deferred profit : سود انتقالی به دوره های آتی
deferred profit sharing pIan : طرح سهیم کردن در منافع آتی
deferred repairs = deferred maintenance : ذخیره تعمیرات
deferred-payment sale : فروش قسطی
Adefined benefit plan : طرح (بازنشستگی) با مزایای معین
definite profit : سود قطعی
defuh in payments : قصور در پرداخت ها
defunct company : شرکت ورشکسته یا منحل شده
defunct company, Iiguidated company : شرکت منحله
degree of completion : درجه تکمیل
degree of correspondence : درجه (میزان) انطباق
degree of operating leverage (DOL) : درجه اهرم عملیاتی
delay in payment, lag in payment : تاخیر در پرداخت
delegation of powers : احاله اختیار
delegation of responsibility : تفویض مسئولیت
delivered duty paid ( ... named port of destination) : تحویل کالا در محل مقرر در مقصد با ترخیص و با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی (...نام محل مقرر در مقصد)
delivered duty paid (DDP) : تحویل کالا در محل مقرر در مقصد با ترخیص و با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی
delivered duty unpaid (DDU) ( ... named port of destination) : تحویل کالا در محل مقرر در مقصد بدون ترخیص و بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی (... نام محل مقرر در مقصد)
delivered ex ship (DES) : تحویل کالا روی عرشه کشتی در بندر مقصد
delivered ex ship (DES) ( .. .named port of destination) : تحویل کالا روی عرشه کشتی در بند مقصد (.... نام بندر مقصد)
delivered price : قیمت تحویل تا بندر
delivery and shipment : (زمان) تحویل و حمل
delivery department : اداره تحویل
delivery of health care, health care delivery, provision of heahh care : ارائه خدمات درمانی
delivery period : مدت تحویل سفارش (مواد)
delivery points : محل تحویل، مقصد کالا
delivery receipt : رسید تحویل کالا
delivery versus payment (DVP) . : تحویل در ازای وجه
demand deposit : سپرده دیداری، سپرده جاری
demand for payment : تقاضای پرداخت
demand oriented pricing : قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
demand pull : تورم ناشی از افزایش تقاضا
demand -pull inventory system : سیستم موجودی کالای مبتنی بر کشش تقاضا
department cost : هزینه دایره (هزینه بخش)
department cost summary : خلاصه هزینه دایره (اداره)
department, bureau, section : اداره (دایره، بخش)، بخش، واحد مستقل از سازمان
departmental accounting : واحد مستقل
departmental accounts : حساب های دوایر
departmental actual overhead : سربار واقعی دوایری
departmental cost of production report : گزارش هزینه تولید دوایر
departmental direct cost : هزینه مستقیم دایره ای (هر دایره)
departmental distnbution of cost : توزیع هزینه به دوایر
departmental expense analysis sheet : کارت (برگ) تجزیه تحلیل هزینه های دوایر
departmental overhead rate : نرخ سربار دایره ای (دوایر)
departmental rate of return : نرخ بازده برحسب قسمت ها
departments : دوایر
departure : حرکت، عزیمت، عدول، مقصد
departure from historical cost : انحراف از بهای تمام شده تاریخی
departure station : مبدا حرکت
dependant variable : متغیر وابسته، متغیر تابع
dependent′s allowance : فوق العاده عائله تحت تکفل
depletable : دارایی استهلاک پذیر (در منابع طبیعی)
depleted cost : باقیمانده دارایی پس از کم کردن
depletion : استهلاک منابع طبیعی
depletion accounting : روش محاسبه ی استهلاک منابع طبیعی
depletion allowance : ذخیره تهی شدن (استهلاک) مخازن و منابع طبیعی
depletion asset : دارایی نقصان پذیر (تهی شدنی)
depletion base : مبنای استهلاک منابع طبیعی
depletion rate : نرخ استهلاک منابع طبیعی
depletive stock : موجودی کالای نقصان پذیر
deposit : سپرده، واریز کردن وجه
deposit account : حساب سپرده
deposit checks : چک های واگذار شده به بانک
deposit claims : مطالبات سپرده ای
deposit in transit : سپرده بین راهی، وجونه در راه
deposit insurance : بیمه سپرده
deposit method : روش سپرده
deposit on letter of credit : سپرده اعتباری اسنادی
deposit on order registration : سپرده ثبت سفارشی
deposit payable : سپرده پرداختنی
deposit ratio : نسبت سپرده ای (سپرده ها به سرمایه)
deposit receivable : سپرده دریافتنی
deposit sheet : برگ درخواست سپرده (یا امانت)
deposit slip : اعلامیه (فیش) پرداخت سپرده
deposit turnover : گردش سپرده
deposit warrant : مجوز سپرده پذیری
deposit, fiduciary, trust funds : امانت، سپرده
depositary : امانت دار، سپرده پذیر، بانک یا موسسه سپرده پذیر
depositor : سپرده گذار، دارنده حساب
depository : انبار امانات (سپرده ها)، محل تودیع سپرده (اعم از بانک یا محل دیگر)
depository receipt : رسید بانک
depository trust company (DTC) : شرکت سپرده امانی
deposits in transit : وجوه بین راهی، وجوه در راه
depot : انبار (انبار راه آهن)
depot expenses : هزینه انبار راه آهن
depreciable : قابل استهلاک، استهلاک پذیر
depreciable amount : مبلغ قابل استهلاک
depreciable asset : دارایی استهلاک پذیر (در منابع طبیعی)
depreciable cost : بهای تمام شده مشمول استهلاک، بهای تمام شده استهلاک پذیر
depreciate : مستهلک کردن
depreciated asset : دارایی مستهلک شده
depreciated book value : ارزش دفتری مستهلک شده
depreciated cost : بهای تمام شده منهای استهلاک انباشته
depreciated cost (depreciated value) : خالص ارزش دفتری دارایی
depreciated cost, unamortized cost,amortized cost : بهای تمام شده مستهلک شده
depreciated original cost : بهای تمام شده اولیه منهای استهلاک انباشته
depreciated replacement cost : بهای جایگزینی مستهلک شده
depreciated value : ارزش دفتری، بهای تمام شده مستهلک شده
depreciation : استهلاک، کاهش پیاپی
depreciation adequacy : تخصیص درست استهلاک انباشته
depreciation adjustment : تعدیل استهلاک
depreciation base (basis) : مبنای استهلاک
depreciation couble-declining balance (DDB) : استهلاک مانده نزولی مضاعف
depreciation funds invested : وجوه استهلاکی سرمایه گذاری شده
depreciation funds, sinking funds : وجوه استهلاکی سرمایه گذاری شده
depreciation method : روش استهلاک
depreciation privision on (ot) asset : ذخیره استهلاک دارایی
depreciation provision : ذخیره استهلاک
depreciation rate (ratio) : ضریب استهلاک، نرخ استهلاک
depreciation recapture : بازیافت استهلاک
depreciation reserve : اندوخته استهلاک
depreciation reserve funds : وجوه اندنوخته استهلاکی
depreciation reserve ratio : ضریب اندوخته استهلاک
depreciation taken into account : استهلاک به حساب منظور شده
depreciation written off : استهلاک منظور شده (به هزینه برده شده)
depreciation, amortization : کاهش ارزش ، مستهلک کردن
depression, recession, recession : کسادی، رکود خفیف، افت و پس نشست تولید و تجارت و تجارت اشتغال
deprival value : زیان ناشی از بلا استفاده بودن یک قلم دارایی، ارزش فقدان، ارزش جبرانی
dept-equity swap : تعویض بدهی با سهام
depth of market : عمق بازار
depth testing : آزمون عمقی
depth tests : آزمون فراگیر
deputy chairman : نایب رییس هیات مدیره
deputy director : قائم مقام مدیر
deputy governor : قائم مقام رئیس
deputy manager : قائم مقام مدیر
derelict asset (property), abandoned asset : دارایی متروک (بی صاحب)
derivation product : محصول مشتق (فرعی)
derived product : محصول مشتق (شده)
derogatory stipulation : شرط زیان آور
descending tops : سیر نزولی
description of goods : مشخصات کالا
description of goods purchased : مشخصات کالای خریداری شده
description, specification : شرح مشخصات، توضیح، توصیف، تشریح
descriptive approach : روش (رویکرد) توصیفی
descriptive captions : عنان های توصیفی
descriptive model : الگوی توصیفی
descriptive statistics : آمار توصیفی
descriptive theory = positive theory : تئوری اثباتی
design of products-services or processes : طراحی محصولات، خدمات یا فرایندها
detail of working capital : صورت ریز سرمایه در گردش
details as per attached sheet : جزئیات طبق ورقه پیوست
deteriorating economic positions : اوضاع نابسامان اقتصادی
develop, expand : توسعه دادن
developing countries : کشورهای در حال توسعه
developing, under development : در حال توسعه
development and research cost : هزینه توسعه و تحقیق
development budget : بودجه عمرانی (توسعه ای)
development project : پروژه عمرانی
development, expansion : توسعه
deviation rate occurrence rate,exception rate : ضریب انحراف
different fiscal periods : دوره های مالی متفاوت
different levels of production : سطوح مختلف تولید
differential pricing : عرصه یک نوع کالا با قیمت های متفاوت
diluted earning per share : سد تقلیل یافته هر سهم
diluted earnins per share (DEPS) : سود تقلیل یافته هر سهم
diminighing provision method : روش مانده نزولی (در استهلاک)
direct advertising expenditures : هزینه های تبلیغ مستقیم
direct aJlocation basis of apportionment : رش (تخصیص مستقیم) در تسهیم
direct approach : روش (رویکرد) مستقیم
direct charges (expenses) : مخارج مستقیم
direct cost pricing : قیمت گذاری بر حسب هزینه مستقیم
direct departmental charges : هزینه های مستقیم دوایر
direct labour rate of pay variance (labour rate variance) : انحراف نرخ دستمزد
direct material price variance : انحراف قیمت مواد مستقیم، انحراف نرخ مواد مستقیم
direct material(s) price variance : مغایرت قیمت مواد مستقیم
direct materials price variance : انحراف قیمت مواد مستقیم
direct payment : پرداخت مستقیم
direct posting : نقل و انتقال مستقیم
direct production cost of sales : هزینه فروش تولید مستقیم
direct shipment : حمل مستقیم
directed sample selection : انتخاب جهت دار (هدفمند) نمونه
director production cost of sales : بهای تمام شده کالای فروش رفته
director′s report : گزارش هیات مدیره
directors′ report, report of directors : گزارش مدیران
dis-seasonal unemployed worker : کارگر بیکار فصلی
disability compensation : غرامت از کار افتادگی
disapprove : تصویب نکردن ، تایید نکردن
disbursement cash disbursement, cash payment : پرداخت نقدی (خرج نقدی)
discharged employee : کارمند اخراجی
discharged statement, unpaid statement : صورتحساب پرداخت نشده
disciplinary body : نهاد انضباطی
disciplinary regulations : مقررات انضباطی
discipline : انضباط
disclaimer of opinion, denial of opinion : امتناع از اظهارنظر، عدم اظهارنظر
disclaimer report : گزارش عدم تایید حسابرسی
disclosure in financial reporting : افشار در گزارشگری مالی
disclosure of accounting policies : افشاء خط مشی های حسابداری، افشاء رویه های مالی
disclosure of financial policies : افشای رویه های مالی
disclosure of replacement cost information : افشای اطلاعات بهای جایگزینی
disclosure of segments of an enterprise : افشای اطلاعات قسمت های احد تجاری
disclosure principle, principle of disclosure : اصل افشا، اصل افشاء حقایق
discontinued operations : عملیات متوقف شده
discount and premium amortization of bonds : استهلاک کسر و صرف اوراق قرضه
discount factor (present-value factor) : عامل تعیین کننده ارزش فعلی (تخفیف، تنزیل)
discount on notes payable : تنزیل اسناد پرداختنی
discount payable, discount paid : تخفیف پرداختنی
discount period : دوره تخفیف
discounted pay back : استرداد وجه با ارزش روز
discountec;l present value : ارزش فعلی تنزیل شده
discovery period : (بیمه) دوره بازیافت، مهلت زیان یابی
disengaged worker, unemployed worker : کارگر بیکار
dishonored nptes : اسناد و خواست شده (نکول شده)
dismissal pay, severance pay : پرداخت مزد انفصال خدمت
dispatch : حمل سریع کالا
dispatch order : سفارش حمل سریع
dispatch(ing) money : پاداش سرعت کار (در حمل نقل)
dispatch(ing), (to) hand over : فرستادن، ارسال
dispatcher, sender : فرستنده
dispensation, exemption : معافیت، بخشودگی / معافیت گمرکی
dispersion analysis : تجزیه و تحلیل پراکندگی
disposal : در دسترس، موجود، در اختیار
disposal date : تاریخ واگذاری، تاریخ فروش
disposal of a business segment : فروش، توقف عملیات، مصادره توسط نهادهای دلتی
disposal of a segment of an enterprise : واگذاری قسمتی از یک واحد تجاری
disposal of assets : فروش داراییها
disposal value : ارزش واگذاری (اسقاط)
disposals account : حساب اموال واگذار شده، حساب فروش دارایی های ثابت
disposition : واگذاری (دارائیها)
disposition of variances : بستن انحرافات
disrup : از هم گسیختن
dissolution and liquidation of a partnership : انحلال و تصفیه شرکت تضامنی
dissolution of a joint stock company : انحلال شرکت سهامی
dissolution of company : انحراف شرکت
dissolution of limited companies : انحلال شرکت های سهامی
dissolution, liquidation, winding up : انحلال، فسخ
distributable (profit-income), profit available for distribution : سود قابل توزیع
distributable profits : سود قابل تقسیم
distributable surplus : مازاد قابل توزیع
distributed profit : سود توزیع شده
distributer′s cooperative society : شرکت تعاونی توزیع
distributing expenses : مخارج توزیع و پخش
distribution (cost-expense-overhead) : هزینه توزیع
dividend declared and unpaid : سود سهام اعلام شده و پرداخت هنشده
dividend paid : سود سهام پرداخت شده
dividend payable : سود سهام پرداختنی
dividend payment date : تاریخ پرداخت سود سهام
dividend payout : نسبت سوود تقسیمی
dividend per share (DPS) : سود تقسیمی هر سهم، سود نقدی (یا پرداخت شده) هر سهم
dividend policy : سیاست تقسیم سود
dividend preferences : اولویت های سود سهام
dividend reinvestment plan : طرح سرمایه گذاری مجدد سود تقسیمی
dividend stripping : تهی سازی سود سهام
dividend unpaid : سود سهام پرداخت نشده
dividends in arrears, passed dividends,arears of dividend, dividends in arear : سود سهام معوق
dividends payable : سد تقسیمی پرداختنی
dividends payable in stock : سود سهمی پرداختنی
divisional profit accounting : حسابداری سودبخشی مراحل
document against payment (DIP) : سند در مقابل پرداخت
document in proof : دلیل مستند
documents against acceptance : تسلیم اسناد در مقابل قبولی برات
documents against payment : تسلیم اسناد در مقابل پرداخت
documents payable : اسناد پرداختنی
dollar unit sampling (DUS), monetary unit sampling : نمونه گیری واحد پولی
draft audit report : پیش نویس گزارش حسابرسی
draft partnership agreement : پیش نویس قرارداد مشارکت
draw up a declaration / fill in the declaration : تنظیم کردن اظهارنامه
draw up a process verbal : تنظیم کردن صورت مجلس
drop shipment : حمل کالای ساخته شده از واحد تولیدی به مشتری (بدون استفاده از واسطه)
DuPont formula : فرمول دو پانت
dual aspect concept : مفهوم دو طرفه بودن حساب ها
dual aspect entry, double entry : ثبت دو طرفه (حساب)
dual pricing solution : راه حل قیمت گذاری دوگانه
dual professional care : اعمال مراقبت حرفه ای
dual-capacity system : سیستم تفکیک وظایف
dual-purpose test : آزمون با هدف دو گانه
due process procedure : فرایند چندگانه تدین استانداردهای حسابداری مالی
due professional care : مراقبت های تخصصی و حرفه ای
dumping : عرضه بیش از حد محصول به بازار به منظر پایین آوردن قیمت، شکستن قیمت بازار از طریق اقدامات فریبکارانه ، دامپینگ
duplicate confirmation : تاییدیه المثنی
duplicate disclosure : افشای مضاعف
duplicate receipt : رید المثنی
duration of shipment : دوره حمل (زمان حمل)
duty paid : حقق گمرکی پرداخت شده
duty trip allowance : فوق العاده های مسافرت اداری ، فوق العاده مسافرت و ماموریت
early withdrawal penalty : خسارت برداشت قبل از موعد مقرر
earn profit (to), profit (to) : سود به دست آوردن
earn-out provision, subscription right (or warrant), contingent pay : پرداخت (حق الزحمه) مشروط، پرداخت احتمالی
earned capital : سرمایه کسب شده
earned surplus = retained earnings : مازاد مکتسب، مازاد تحقق یافته
earned surplus unappropriated : مازاد مکتسب تقسیم نشده
earning (profit) forecast : پیش بینی سود
earning per share (EPS) : سود هر سهم
earning potential : توان بالقوه کسب درآمد
earning power : توان سوددهی، قدرت سودآوری
earning process : فرآیند کسب سود، فرآیند کسب درآمد
earning(s) per share : درآمد حاصل از هر سهم
earnings from operation : عاید حاصل از عملکرد (سود ویژه)
earnings on stockholders′ capital : عواید سرمایه سهامداران
earnings process : فرایند کسب درآمد
earnings, proceeds, incomes : عواید، درامد
earnings-to-price ratio : نسبت سود به قیمت
ease of transferability of ownership : سهولت انتقال مالکیت
economic (profit-income), economic earnings : سود اقتصادی
economic appraisal : ارزیابی اقتصادی
economic approaches : رویکردهای (روشهای) اقتصادی
economic cocept of income : مفهوم اقتصادی درآمد (سود)
economic cooperation administration (ECA) : اداره همکاری اقتصادی
economic department : بخش اقتصادی
economic development accounting : حسابداری توسعه اقتصادی
lseconomic enterprise, entity, economic entity, economic unit, enterprise : واحد اقتصادی، شخصیت اقتصادی
economic expansion : رشد اقتصادی
economic exposure : تغییرات آینده نرخ ارز بر ارزش یک واحد تجاری
economic life of leased property : عمر اقتصادی دارایی مورد اجاره
economic planning : برنامه ریزی اقتصادی
economic process : فرایند اقتصادی
economic production quantity : با صرفه ترین مقدار تولید
economic purchase quantity : با صرفه ترین مقدار خرید
economic purchase quantity (EPQ) : با صرفه ترین مقدار خرید
economic report : گزارش اقتصادی
exports, exportation : صادرات
exposure : میزان ریسک
exposure draft : پیش نویس نهایی، متن پیشنهادی
exprected annual capacity : ظرفیت مورد انتظار سالانه
express : بیان کرن، تاکید کردن
express liability, specific debt : بدهی مخصص
express trust : ودیعه یا امانت
express warranty : ضمانت صریح، تعهدنامه ویژه
expropriation : مصادره، سلب مالکیت
extended audit scope : حسابریس با دامنه گسترده
external applications, external users : مصارف خارجی
external auditor = public accountant =certified public accountant : حسابرس مستقل، حسابرس خارجی
external auditor′s opinion : اظهار نظر حسابرس مستقل
external auditor′s report : گزارش حسابرس مستقل
external auditor, independent auditor : حسابرس مستقل، حسابرس خارجی
external expansion : توسعه از بیرون
external financial reporting : گزارشگری مالی خارجی
external reports : گزارش های برون سازمانی (خارجی)
extended audit scope : دامنه تفصیلی حسابرسی ، محدوده تفصیلی حسابرسی
extra ordinary depreciation : اسهلاک غیر مترقبه
extra premium : پاداش اضافی
extraordinary depreciation : استهلاک ناشی از فرسایش
extraordinary expense : هزینه غیر مترقبه
extraordinary performance : عملکرد فوق العاده
extraordinary repairs : تعمیرات غیر مترقبه، تعمیرات اساسی که گاهی مستلزم تعویض قطعات اصلی یا جایگزین کردن دارایی می شود.
extrapolation : بستن تناسب برای تعیین یکی از اقلام مجهول
facilities and equipment : امکانات و تجهیزات
governmental and municipal accountlllg : حسابداری دولتی و شهرداریها
governmental property : اموال دولتی
governmental purchaslllg : خرید دولتی
grace period, deadlllle : مهلت زمانی جهت رفع مواد تخطی از شرایط قرارداد، مهلت شروع بازپرداخت وام، مهلت
graph,diagram, chart, graphic : نمودار
graphic analysis : تجزیه و تحلیل نموداری (مصور)
graphic method : روش ترسیمی (نموداری)
graphical format : شکل نموداری
gratuity, bonus, tip : انعام
greater than expected : بیشتر از حد مورد انتظار
green reportlllg (environmental accountlllg) : گزارش سبز
greenbury report : گزارش کمیته گرین بری در 1995 شامل توصیه هایی در مورد پاداش اعضای هیات مدیره شرکت ها
gross (income-profit), gross profit on sale, profit margin : سود ناخالص
gross (margin-profit) method : روش سود ناخالص
gross (profit-margin) variance : سود ناویژه مغایرت (انحراف)
gross amount approach : روش ناخالص مبلغ خرید
gross current replacement cost : ارزش جایگزینی ناخالص
gross dividend per share : سود ناخالصث هر سهم، کل ناخالص سود تقسیمی را که شرکت در یک سال پرداخت می کند تقسیم بر تعداد سهام عادی در دست عموم
gross domestic product (GDP) : تولید ناخالص داخلی
gross domestic product at factor : تولید ناخالص داخلی به قیمت عوامل
gross expensiture (expense, cost) : هزینه ناخالص (خرح ناخالص)
gross marg in percentage, gross profit percentage : درصد سود ناخالص
gross margin (gross profit; gross profit margin) : سود ناویژه، سود ناخالص، حاشیه فروش
gross margin percentage : درصد سود ناخالص
gross margin ratio (gross profit percentage) : نسبت سود ناویژه، درصد سود ناویژه
gross margin, gross profit ratio : نسبت سود ناخالص
gross margine analysis, gros;s profit analysis : تجزیه و تحلیل سود ناویژه
gross national product (GNP) : تولید ناخالص ملی
gross national product (GNP) : محصول ناخالص ملی، تولید ناخالص ملی
gross national product at factor : تولید ناخالص ملی به قیمت عوامل
gross national product at market : تولید ناخالص ملی به قیمت بازار
economical developnnent : توسعه اقتصادی
economical recession, depression,economic downturn : رکود اقتصادی
econpmic manufacturing quantity : با صرفه ترین مقدار ساخت
effect of changing prices : اثر تغییر قیمت ها، اثر قیمت فروش
effects of changing prices : آثار تغییر قیمت ها
efficiency percentage : درصد کارآیی
efficiency point : حدکارآیی
efficiency, performance : کارایی (راندمان)
efficiency-effectiveness audit (comprehensive audit; extended scopeaudit) : حسابری جامع یا فراگیر
efficient capital market : بازار سرمایه کارا
efficient market hypothesis : فرضیه بازار کارا
efficient market hypothesis (EMH) : فرضیه بازارهای کارا (کارآمد)
efficient portfolio : مطلوبترین مجموعه سرمایه گذاری
elasticity of supply : کشش عرضه
elasticity of working capital : اجزای سرمایه در گردش
election or remowl of legal inspectors : انتخاب یا عزل بازرسان
electronic data processing (EDP) : پردازش داده ها از طریق ابزار یا سیستم الکترونیکی
electronic funds transfer at point of sales (EFTPOS) : انتقال وجوه الکترونیکی در لحظه فروش
elements of working capital, working capital components : اجزای تشکیل دهنده سرمایه در گردش
eligible paper : اوراق بهادار
eliminate approach : رویکرد حذف کردن
elimination of non-value-added operations : حذف عملیات فاقد ارزش افزوده
embozllement, misappropriation, : اختلاس پول
defalcation, peculation : اختلاس، دستبرد، کلاهبرداری، دزدی
emergency expense : هزینه ضروری
emphasis of matter paragraph : بند تاکید بر موضوع (مطلب) خاص
empirical evidence : شواهد تجربی
employed population : جمعیت شاغل
employee : کارمند
employee benefits : مزایای شغلی
employee class promotion : ترفیع کارمنان
employee fraud : تقلب کارمندان
employee incentive compensation plans : طرح های تشیقی خرید سهام توسط کارکنان
employee retirement income : مستمری کارکنان پس از بازنشستگی
employee share ownership plan : برنامه اعطای سهلام شرکت به کارکنان
employee share ownership : مالک شدن سهام توسط کارکنان
employee stock option : دادن برگ اختیار خرید سهام به کارکنان
employee stock ownership plan (ESOP) : طرح مالکیت کارکنان در سهام
employee time sheet : برگ ثبت اوقات ورود و خروج کارکنان
employee′s contribution : سهم کارمند
employee′s contribution for insurance : بیمه سهم کارمند
employee′s day work rate : نرخ کار روزانه کارخمند
employee′s deductions : کسورات کارمند
employee′s income tax : مالیات بردرآمد کارمند
employee′s insurance contribution : سهم کارمند بیمه
employee′s pension contribution : سهم بازنشستگی کارمند
employee′s remuneration : پاداش کارمند
employee′s saving contnbution : سهم پس انداز کارمند
employees′ benefit cost : هزینه مزایای کارکنان
employees′ benefits, salaried benefits : مزایای کارمندان
employees′ compensation : پاداش حقوق بگیران
employees′ holiday provision : ذخیره مرخصی کارکنان
employees′ share scheme : طرح مشارکت کارکنان
employees′ termination benefits : مزایای پایان خدمت کارکنان
employees′ termination cost : هزینه پایان خدمت کارکنان
employees′ termination-pay provision : ذخیره پرداخت پایان خمت کارکنان
employer : کارفرما
employer′s contribution : سهم کارفرما
employer′s contribution for insurance : بیمه سهم کارفرما
employer′s earnings : عایدات کارفرما
employer′s liabilities : تعهدات کارفرما
employer′s liability insurance : بیمه مسئولیت کارفرما
employer′s pension contribution : سهم بازنشستگی کارفرما
employer′s saving contribution : سهم پس انداز کارفرما
employer′s social security contribution : سهم بیمه تامین اجتماعی کارفرما
employer-employee relationship : رابطه کارفرما و کارمند
employment : اشتغال (استخدام)
employment act : قانون استخدام
employment agreeement : قراراد استخدام
employment costs : هزیه های مروبط به استخدام نیرو
employment market, job market,efficient market : بازار کار
employment of capital : اشتغال سرمایه
employment of labo : اشتغال به کار
employment office : اداره کار
employment opportunity : فرصت اشتغال
employment report : گزارش استخدام، گزارش مربوط به کارکنان
employment taxes : مالیات حقوق
encryption : سردرگم سازی
end product : محصول نهایی
end product costing : هزینه یابی محصول نهائی
ending market price : قیمت بازار در پایان دوره
endorsed note payable : سند پراختنی ظهرنویسی شده
endowment policy : بیمه نامه عمر (یا وقف)
endowment property : اموال وقفی
enforcement procedure : شیوه اجرا
enforcement, completion : اجراء، اقدام، تکمیل
engagement planning : برنامه ریزی کار
engrossment, speculation : احتکار
enterprise : واحد تجاری
enterprise cost : ارزش دارایی برای مالکان کنونی که متفاوت از ارزش (بهای تمام شده) آن برای مالکان بعدی است.
enterprise net income : سود خالص واحد اقتصادی
enterprise performance : عملکرد واحد اقتصادی
enterprise standard industrial classification (ESIe) : کد مربوط به طبقه ای که شرکت در آن قرار می گیرد.
enterprise, business : موسسه، واحد تجاری
entertainment expense : هزینه پذیرائی
entity assumption (concept) : فرض وجود حسابداری
entity equity superannuate,superannuation : حقوق / ارزش ویژه واحد اقتصادی
entrepreneur : کارآفرین
entropy : بی نظمی، نابسامانی
equal-annual-payment method : روش پرداخت یکسان هزینه استهلاک در سال های متوالی
equal-instalment depreciation : استهلاک به روش خط مستقیم، استهلاک به اقساط مساوی
equalization provision : ذخیره برابرسازی
equation of payments : موازنه / برابرسازی در پرداخت ها
equiibrium expected return : بازده مورد انتظار تعادلی
equilibrium price : قیمت تعادلی، قیمت تعیین شده براساس عرضه و تقاضا
equilibrium price : قیمت موازنه ، قیمت متعادل
equipment : وسائل (تجهیزات)
equipment bond (trust certificate) : اوراق قرضه رهنی
equipment depreciation : استهلاک تجهیزات
equipment financing : تامین مالی تجهیزات
equipment-replacement expenditure : مخارج جایگزینی تجهیزات
equitable apportionment : سرشکن کردن هزینه های مشترک به روش معقول
equity capital : دارایی خالص، ارزش ویژه، سهام سرمایه
equity capital to long-term debt ratio : نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
equity capital to total debt ratio : نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
equity multiplier ratio : نسبت ضریب حقق صاحبان سهام
equity ownership : حق مالکیت
equity position : داشتن حق مالکیت
equity share capital : سرمایه سهمی سهامداران
equivalent compensation : جبران معادل
equivalent production : معادل آحاد تولید شده
equivalent production schedule : جدول معادل آحاد تولید
equivalent units of production : معادل آحاد تمکیل شده
error & omissions excepted : اشتباه از دو طرف قابل برگشت است
errors and omissions excepted =E and OE (E&OE) : اشتباهات از قلم افتادگی ها مستثناست
errors excepted (EE) : قابل برگشت (اشتباهات)
errors expected,(E & OE) : اشتباهات از طرفین قابل برگشت است
errors of principle in entry : اشتباه اصولی در ثبت
errors of principle, principle errors : اشتباهات اصولی
escalation price : قیمت متغیر در قرارداد، قیمت مندرج در قرارداد خرید یا قرارداد فروش
escapable cost : هزینه قابل اجتناب
escape clause : شرط تعلل، شرط گریز، شرط رهایی
escrow receipt : رسیدن امانی
establish a company : شرکتی تاسیس کردن ، تاسیس کردن شرکت
establishment of premium rates : برقراری نرخ های حق بیمه
estimate, appraisal, assessment : برآورد، ارزیابی کردن
estimated annual expense : هزینه سالیانه تخمینی (برآورد شده)
estimated cost to complete : برآرد هزینه های لازم برای تکمیل پیمان
estimated expense (cost) : هزینه تخمینی
estimated physical life : عمر طبیعی (فیزیکی) تخمینی
estimated population exception rate (EPER) : ضریب انحراف برآوردی جامعه
estimated profit : سود تخمینی
estimated time of departure (EID) : زمان تقریبی عزیمت
estimation of profit : تخمین سود
estimation of scrap value : تخمین ارزش قراضه
estimation sampling : نمونه گیری برآورد
estopped : عدم امکان انکار پس از اقرار
ethical principles, ethics : اصول اخلاقی
Euro-commercial paper (ECP) : اوراق تجاری که به یورو منتشر می شود و مرکز آن در لندن است.
European Union (EU) : اتحادیه اروپا
European accounting association (EAA) : انجمن حسابداری اروپا
European currency unit (ECU) : واحد پول اروپا
European economic community (EEC) : جامعه اقتصادی اروپا
European monetary system (EMS) : سیستم پولی اروپا
eurodollar deposit : سپرده خارجی
european option : برگ اختیار معامله اروپایی
evaluation, assessment, appraisal : ارزیابی (تقویم)، ارزشیابی
evening up : تمام کرن معامله در همان روز
eviction, dispossession, expropriation : خلع ید
evolutionary process : فرایند تکامل تدریجی
ex dividend price : قیمت بدون سود سهام
ex quay duty paid : روی اسکله (ترخیص شده از گمرک)
ex ship : تحویل روی کشتی
ex store, disposal, available : موجود، در اختیار، در دسترس
ex-capitalization (ex-cap) : سرمایه گذاری بدن بهره
ex-pit transaction : معامله خارج از بورس
ex-post accounts : حساب های ماسبق
ex-repayment : بازپرداخت بدون بهره
ex-right, ex-scrip, ex-coupon,ex-capitalization (ex-cap), ex-bonus : بدون حق تقدم، یعنی منافع مربوط به اوراق مزبور به فروشنده تعلق دارند.
examiner, investigator, inspector : بازرس
excapable cost : هزینه قابل حذف
except opinion : نظر مشروط
except -for opinion, except opinion : نظر استثنادار (بند شرط)
exception : استثنا، واخواهی، ایراد، اشاره کیفی در گزارش حسابرسی، به استثنای
exception letter, letter of protest : اعتراض نامه
exceptional cash flows : جریان های نقدی استثنایی
exceptional events : رویدادهای استثنایی
exceptional expense : هزینه استثنائی
exceptional income : درآمد استثنائی
exceptional items, unusual items : اقلام استثنائی
exceptions rate : ضریب استثناء
exceptions report : گزارش موارد استثنا
excess capacity : ظرفیت اضافی
excess of income over expense,marginal balance : مازاد درآمد بر هزینه
excess present value index : شاخص مازاد، ارزش فعلی، شاخص ارزش فعلی اضافی
excess price : قیمت اضافی، اضافه قیمت
excess profits tax : مالیات بر سود اضافی
excess tax payable : مالیات اضافه پرداختنی
excess, extra, surplus, additional : اضافی
exchange at a premium : ارز به صرف
exchange control department (office) : اداره نظارت بر ارز
exchange control performance checks : کنترل بر ارز، محدود کردن ارز
exchange depreciation : کاهش ارزش پول یک کشور نسبت به واحد پول کشور طرف معامله
exchange equalization provision : ذخیره برابری ارز
exchange exposure (foreign exchange exposure; currency exposure) : قرار گرفتن در معرض ریکس ناشی از نگهداری پول خارجی
exchange privilege : امتیاز معاوضه
excluded property : دارایی خارج کشور
exclusive ownership : مالکیت انحصاری
execution of agreement, Performance of agreement (contract) : اجرای قرارداد
execution, conduct, performance : اجرا، به عمل درآوردن
executive program : برنامه انجامگر
executive share option scheme : طرح ارائه برگ حق تقدم خرید به کارکنان
exemplary damages : جرائم بازدارنده
exempt : مستثنی، بخشوده (معاف)، بخشودن
exempt income : معاف از مالیات
exempt organization : سازمان معاف از مالیات
exempt security : معاف از ثبت
exempt supply : کالای معاف از مالیات
exempt transfer : معاف از مالیات انتقال سرمایه
exemption : بخشودگی مالیاتی، معافیت
exemption clause : ماده معافیت، شرط معافیت
exemption for tax : معافیت از مالیات
exemption from payment of debt : برائت از پرداخت دین
exemption period : دوره معافیت
exemptions from preparing : معاف از تهیه صورت های مالی تلفیقی
exercise price (strike price) : منابع مصرف شدنی
exorbitant expense : هزینه فق العاده (کمرشکن)
expand, broaden : گستره کردن، گسترش دادن
expandable packing : بسته بندی یکبار مصرف
expanded testing : آزمون های گسترده
expansion investment : سرمایه گذاری توسعه ای
expatriates : کارکنان تبعه خارج (کارکنان خارجی)
expectation of profits beyond normal : سرقفلی, انتظار سود بیش از حد متعارف
expectations gap : فاصله (شکاف) انتظارات
expected activity level : حجم مورد انتظار فعالیت، سطح فعالیت مورد انتظار
expected actual capacity : ظرفیت واقعی مورد انتظار
expected capacity : ظرفیت مورد انتظار
expected cash flow : گردش وجود نقد مورد انتظار
expected deviation rate : ضریب انحراف مورد انتظار
expected error : خطای مورد انتظار
expected exit value : ارزش خالص بازیافتنی، قیمت فروش یک قلم دارایی
expected future cost : بهای تمام شده آتی مورد انتظار
expected inflation rate of interest : نرخ مورد تورم
expected life : عمر مفید دارایی ، عمر مورد انتظار
expected misstatement : تحریف مورد انتظار
expected monetary value : ارزش پولی مورد انتظار
expected monetary value (EMV) : ارزش پولی مورد انتظار
expected opportunity loss (EOL) : زیان مورد انتظار فرصت از دست رفته
expected output : تولید مورد انتظار
exPected rate of occurrence : ضریب مورد انتظار وقوع / رویداد، ضریب رویداد مورد انتظار
expected rate of return : نرخ بازده مورد انتظار
expected return vector : بردار بازده مورد انتظار
expected sale(s) : فروش مورد انتظار
expected standard : استاندارد مورد انتظار
expected value (EV) : ارزش مورد انتظار
expected value (mean) : ارزش مورد انتظار توزیع (میانگین)
expected value of perfect information (EVPI) : ارزش مرد انتظار اطلاعات کامل
expected variance : انحراف مورد انتظار
expected yield -to-maturity : بازده مورد انتظار تا تاریخ سررسید
expeected life of asset : عمر مورد انتظار دارایی
expend : خرج کردن
expendable : قابل مصرف، مصرف کردنی
expendable funds : حساب مستقل وجوه قابل تصرف
expended : خرج شده
expended appropriation (fund) : اعتبار مصرف شده، آن بخش از وجوه تخصیص یافته که برابر با مخارجی باشد که برای رویداد مورد بحث به مصرف رسیده است.
expenditure : هزینه، مخارج، بهای تمام شده، هزینه های جاری
expenditure accounting : حسابداری هزینه
expenditure applicable to prior years : هزینه از محل اعتبارات سنواتی
expenditure budget : بودجه مخارج
expenditure control : کنترل هزینه
expenditure curve, cost curve : منحنی هزینه
expenditure equation : معادل هزینه
expenditure on repairs or maintenance : مخارج تعمیر یا نگهداری
expenditure rate, cost rate : نرخ هزینه
expenditure variance (overhead expenditure variance) : انحراف هزینه سربار
expenditures forecast : پیش بینی مخارج
expenditures, costs, disbursments,expenses, spendlings, charges : مخارج، هزینه های سرمایه ای
expense : هزینه مقتضی شده، هزینه جاری (نقدی)
expense (cost) control, expenditure control : کنترل هزینه
expense (expenditure) account charges account : حساب خرج
expense account : حساب هزینه، حساب خرج
expense analysis sheet : کارت های تجزیه و تحلیل هزینه های سربار کارخانه
expense budget : بودجه جاری، بودجه هزینه
expense center, cost center : مرکز هزینه
expense control : کنترل هزینه ها
expense distnbution : تخصیص هزینه، تسهیم هزینه
expense efficiency audit : حسابرسی کارائی هزینه
expense estimate : تخمین هزینه
expense heading : سرفصل هزینه
expense ledger, cost ledger : دفتر هزینه
expense materials, material used,consumables : مواد مصرفی
expense ratio : نسبت هزینه
expense recognition : شناخت هزینه ف شناسایی هزینه(ثبت هزینه در دفاتر)
experience rating : تعیین نرخ
expert accountant : حسابدار متخصص (خبره)
expert auditor : حسابرس خبره (متخصص)
expert reliance : اتکا بر نظر تخصصی کارشناس
expertise : تخصص، تبحر
expiration : انقضاء، خاتمه
expiration of period : انفصال مدت
expire worthless : برگ های بی ارزش
expired : منقضی، سررسید شده، موعد گذشته
expired agreement, agreement expired : قرارداد منقضی شده
expired cost, sunk cost : هزینه از دست رفته
expired utility : استهلاک، استهلاک انباشته
expiry : انقضاء سررسید، موعد
expiry date : تاریخ انقضاء، سررسید
expiry date of the credit : تاریخ انقضای اعتبار
expiry date of the letter of guarantee : تاریخ انقضای مدت ضمانتنامه
explanatory paragraph : بند تضیحی
explicit contracts : قراردادهای صریح
explicit costs : هزینه های آشکار
explicit, clear : روشن، صریح
explicitly : به صورت صریح، صریحاً ، صراحتاً
exponential equations : معادله نمائی
exponential smoothing : هموارسازی نهایی، همگون سازی دوره های زمانی
exponentially weighted moving average : میانگین موزون متحرک
export allocation or quota : سهمیه یا تخصص صادرات
export bill : برات صادراتی
export bill discounted : برات صادراتی تنزیل شده
export bill exchanged : برات (صادراتی) خارج تسعیر شده
export bounty : جایزه صادرای
export credit insurance : بیمه اعتبارات صادرات
export credit, buyer credit : اعتبار صادراتی
export credits guarantee department(ECGD) : تضمین صادرات
export declaration : اظهارنامه صاراتی
export documentary credits : اعتبارات اسنادی صادراتی
export duties and taxes : حقوق و عوارض خروجی (صدور)
export goods : کالای خروجی (صادراتی)
export incentives : تشویق های صادراتی
export licence : پروانه صدور، جواز صادرات
export of capital : صدور سرمایه
export of goods : صدور کالا
export packer : موسسه بسته بندی کالای صادراتی
export quota : سهمیه صادراتی
export rate : نرخ صادراتی
export regulation office : اداره مقررات صادرات
export restraints : محددیت های صادراتی
export subsidies : سوبسیدهای صادراتی، یارانه های صادراتی
export tax : مالیات بر صادرات
export-import (exim) bank : بانک صادرات واردات
export-import bank : بانک صادرات، واردات
exporter : صادر کننده (کالای صادراتی)
factor of production : عوامل تولید
factor risk premium : صرف ریسک عامل
factors of production : عوامل تولید
factory cost (expense), manufacturing cost : هزینه کارخانه، هزینه تلید
factory cost per unit : بهای کارخانه هر واحد
factory costs (factory expenses) : هزینه های تولید
factory departmentalization : تفکیک کارخانه به دوایر
factory expense : هزینه کارخانه
factory expense headings : سرفصل هزینه های کارخانه
factory general expense (cost) : هزینه عمومی کارخانه
factory machinery depreciation : استهلاک ماشین آلات کارخانه
factory overhead absorption rate : نرخ جذب سربار کارخانه
factory supplies : مواد مصرفی کارخانه، ملزومات کارخانه (مواد غیر مستقیم)
fail position : اوراق تحویل نشده
fail-back pay : مزد زمان توقف کار
failure in payment : نکول، عدم توانایی پرداخت
fair (price- value) : قیمت عادله ، قیمت منصفانه
fair competition : رقابت مشروع
fair market price (value) : ارزش منصفانه بازار، قیمت عادله بازار
fair presentation : ارائه مطلوب (منصفانه)
fair profit : سود عادلانه
fair trade price : قیمت مشروع تجاری
fair value of leased property : ارزش منصفانه دارایی مورد اجاره
fair value pooling : ادغام با قیمت عادلانه
fair-trade price : قیمت تجاری منصفانه (معقول)
fairness audit report, clean audit report : گزارش غیر مشروط حسابرسی
fall in price, price drop : سقوط قیمت
false papers : اسناد کاذب (غیر قانونی)
false representation : ارائه و یا اظهاریه دروغین
family partnership : شرکت تضامنی خانوادگی
family supplement, benefits for family,family allowance, dependent′s allowance : کمک عائله مندی
fare (rent-hire) expense : هزینه کرایه
FAS price : قیمت تحویل وسیله نقلیه
favorable material price variance : انحراف مساعد نرخ مواد
favorable opinion : نظر موافق
favorable price variance : انحراف مساعد قیمت
fellow subsidiary company : شرکت فرعی عضو
FIATA combined transport BIL : بارنامه حمل ترکیبی «فیاتا»
fictitioU;S employee : کارمند صوری (ساختگی)
fictitious profit : سود واهی
fictitious worker on payroll : کارگر صوری در لیست دستمزد
fiduciary advance payment : پیش پرداخت امانی
field experiments : تجربیات (مطالعات) میدانی
FIFO method (of process costing) : روش اولین صادره از اولین وارده در هزینه یابی مرحله ای
fifty-one percent subsidiary : شرکت فرعی پنجاه و یک درصدی
final accounts with audit report : حساب های نهایی با گزارش حسابرسی
final accounts with directors report : حساب های نهایی با گزارش مدیران
final approval : تصویب نهایی
final approval of the budget : تصویب نهایی بودجه
final audit report : گزارش نهایی حسابرسی
final certificate of completion : گواهی قطعی اتمام کار
final expense : هزینه نهایی
final pay scheme : مبنای آخرین حقوق (در بازنشستگی)
final payment : پرداخت قطعی، پرداخت نهایی
final price : قیمت نهائی
final product : کالای نهایی / محصول نهایی
final take-over (acceptance) : صورت وضعیت قطعی، تحویل قطعی
finance company : شرکت تامین مالی
finance department, treasnry : خزانه داری
finance responsibility : مسئولیت مالی
financial (capital) lease : اجاره مالی (سرمایه ای)
financial accounting and reporting : حساابداری و گزارشگری مالی
financial accounting concepts : مفاهیم حسابداری مالی
financial appraisal : ارزیابی مالی
financial break-ewn point : نقطه سر به سر مالی
financial capability : توان مالی
financial compliance audit : حسابرسی مالی رعایت
financial data processing : پردازش اطلاعات مالی
financial difficulties, pecuniary dificutties : مشکلات مالی
financial director′s report : گزارش مدیر مالی
financial expenses, finance expense (cost) : هزینه مالی
financial facilities expense : هزینه تسهیلات مالی
financial forecast, financial projections : پیش بینی مالی
financial implications : بازتاب های مالی، پیامدهای (تبعات) مالی
financial leverage multiplier : ضریب اهرم مالی
financial operation, transaction : عملیات (عملکرد) مالی
financial performance : عملکرد مالی
financial period, fiscal period : دوره مالی
financial plan : برنامه مالی
financial planning : برنامه ریزی مالی
financial policy : (سیاست، رویه) مالی، خط مشی مالی
financial position (condition) : وضعیت مالی
financial position of borrower : وضع مالی وام گیرنده
financial problem : مشکل مالی
financial projection : پیش بینی خالص مالی
financial report : گزارش مالی
financial reporting : گزارشگری مالی
financial reporting council (FRC) : گزارشگری مالی خارجی
financial reporting standard (FRS) : شورای گزارشگری مالی
financial reporting standard for smaller entities (FRSSE) : استانداردهای گزارشگری مالی برای واحدهای تجاری کوچک
financial statements (reports,information) : گزارشات مالی
financial support : حمایت مالی
finding write-up sheet : کاربرگ نکات عمده حسابرسی
fine, penalty : جریمه، جریمه مالیاتی
finished goods, completed gooods : کالای ساخته شده، کالای تکمیل شده
finished product : محصول ساخته شده
fire policy : بیمه نامه آتش سوزی
firm policy : خط مشی سازمان، سیاست سازمان
firm purchase commitment : تعهد قطعی خرید
firm′s capital ,structure : ساختار سرمایه شرکت
firm, enterprise : بنگاه
first class papers : اسناد درجه یک
first hand experience : تجربه دست اول
first preferred stock : سهام ممتاز با اولویت اول
first price, orginal price : قیمت اصلی
first year operation : عملکرد سال اول
fiscal period : دوره مالی
fiscal policy, financial policy : سیاست مالی (پولی)
fixed asset depreciation : استهلاک دارایی ثابت
fixed capital expenditure : هزینه سرمایه ای ثابت
fixed capital goods : کالای سرمایه ای ثابت
fixed cost (fixed expense) : هزینه ثابت
fixed cost per period : هزینه ثابت هر دوره
fixed cost per unit : هزینه ثابت هر واحد
fixed deposit : سپرده ثابت، سپرده تضمینی
fixed overhead absorption rate : نرخ جذب سربار ثابت
fixed overhead capacity variance : انحراف ظرفیت سربار ثابت
fixed price construction contract : قرارداد مقطوع ساختمانی
fixed price contract : قرارداد مقطوع، قرارداد براساس قیمت های مقطوع
fixed resale price : حداقل قیمت
fixed selling price : قیمت ثابت فروش
fixed term deposit : سپرده ثابت مدت دار
flash report : گزارش اصلاحی، گزارش فوری
flat price : قیمت یکنواخت (یک قیمت)
flexibility of price : انعطاف پذیری قیمت
flexible. price : قیمت انعطاف پذیر
floating capital ,working capital, circulating capital : سرمایه در گردش
floating policy : بیمه نامه متغیر
floating prices : تعیین (تثبیت) قیمت ها
floating-rate certificate of deposit : سپرده با نرخ بهره متغیر
floor price : قیمت کف
flow capital : سرمایه جاری
flow of payments : گردش پرداخت ها
flow of receipts : گردش دریافت ها
flow report : گزارش تغییرات در وضعیت
FOB airport : فوب فرودگاه
FOB price : قیمت کالا به شرط تحویل در مبدا (محل تولید)
FOB pricing : قیمت گذاری بر مبنای فروش کالا با قید تحویل در مبدا
FOB shipping point (origin) : فوب مبدا
follow-up : پیگیری
follow-up file : پرونده تحت بررسی
follow-up reviews : بررسی های پیگیری
footing up : جمع ستونی یا عمودی (حساب)
for payment of : در ازاء
for-profit organizations : سازمان های انتفاعی
forecast, foresight, provision,anticipation, anticipatory breach,forecasting predictionforecasting prediction : پیش بینی
foreign corporation : شرکت خارجی
foreign operations : عملیات (مبادلات) خارجی
foreign payment order : حواله ارزی (کتبی و تلگرافی)
foreign port of unloading : بندر خارجی که بایستی کالا در آنجا تخلیه شود
foreman, supervisor, steward : مباشر
forfeit, penalty : جریمه، تاوان، غرامت
forfortures receipt : رسید متصدی حمل و نقل
forged paper : سند جعلی
formal acceptance : پذیرش رسمی
formal delivery, formal acceptance : تحویل رسمی
forward price : قیمت سلف
forward purchase : پیش خرید، خرید سلف
forward shipment : حمل آتی
forwarding instructions, shipping instructions : دستورات حمل
founder, establisher, institutor,promoter : موسس، بنیانگذار
fractional year depreciation : استهلاک بخش از سال
franchise, royalty, copyright : حق امتیاز
fraud misappropriation of money : اختلاس (سوء استفاده)
fraudulent bankruptcy : ورشکستگی نامشروع (به تقلب)
fraudulent, manipulation : حساب سازی نامشروع، آمیخته با تقلب
free air departure (FAD) : تحویل در داخل هواپیما
free alongside ship (FAS) : تحویل در کنار کشتی
free and open market : بازار آزاد
free capital : سرمایه آزاد
free carrier ( ... named place) : تحویل کالا در محل مقرر به حمل کننده (... نام محل مقرر)
free movement of capital : آزادی جابجایی سرمایه
free port : بندر آزاد
free rate, open rate : نرخ آزاد، نرخ رسمی
free trade, open trade : تجارت آزاد
freight (expense-charge-cost) : هزینه حمل
freight charge, shipping expense : مخار حمل، محموله
freight in expense : هزینه حمل به داخل
freight in, transportation in : حمل به داخل
freight on shipments : کرایه حمل محصولات
freight out expense : هزینه حمل به خارج
freight paid : هزینه حمل پرداخت شده
freight payable at destination carriage forward (=c ... collect) / freight collect : هزینه حمل در مقصد پرداخت می شود
freight prepaid : هزینه حمل پیش پرداخت شده
freight, transport, shipping, carriage : حمل، حمل و نقل، باربری
fringe payments, fringe benefits : مزایای شغلی
full cost pricing : قیمت گذاری براساس کل هزینه
full-paid interest : بهره تمام پرداخت شده
fulfilment (of a contract) / perfonnance (of a contract) : اجرای (قرارداد)
full absorption costing : هزینه یابی جذبی کامل
full capacity : ظرفیت کامل، گنجایش کامل
full capacity output : محصول ظرفیت کامل
full coupon bond : اوراق قرضه با نرخ بهره بازار
full disclosure concept : مفهوم افشای کامل
full disclosure principle : اصل افشای کامل
full employment : اشتغال کامل
full paid debt : بدهی کلا پرداخت شده
full-paid capital stock : سهامی که کل ارزش آن پرداخت شده باشد.
full-paid shares : سهامی که تماما پرداخت شده باشد.
fully diluted earning per share (FD EPS) : سود تقلیل یافته هر سهم
fully-paid up share capital : سرمایه سهمی تمام پرداخت شده
functional basis split : تقسیم کار براساس وظایف
functional expense classification : هزینه ها بر حسب وظایف
fund types : انواع حساب های مستقل
fundamental accounting assumption : مفروضات اساسی حسابداری
fundamental accounting concepts : مفاهیم بنیادین حسابداری
fundamental accounting principles : اصول اساسی حسابداری
funds application : مصرف وجوه
funds collected for third parties : وجوه دریافتی به نیابت از طرف اشخاص ثالث
funds provided by operations : وجوه حاصل از عملیات
future consumption : مصرف آتی
future period : دوره آتی
future service potential : خدمات بالقوه آتی
futures option : اختیار خرید و یا عدم خرید قراردادهای سلف
GNP deflator : شاخص تعدیل کننده تولید ناخالص ملی
gain (loss) of purchasing power : سود (زیان) قدرت خرید
gain or loss on disposal : سود یا زیان (غیر عملیاتی) ناشی از واگذاری / فروش
galloping inflation : تورم شتابنده، تورم حاد
gap : شکاف، فاصله، عدم توازن میان صادرات
gap in coverage : ناکافی بودن تضمین
gather in the stops : تجمع سفارشات
gearing (capital gearing; equity gearing; financial gearing leverage) : گرفتن وام
gearing proportion : نسبت وام سنجی
general (generalized) purchase : خرید کلی (عمومی)
general acceptance : قبولی کلی
general accounting department : اداره کل حسابداری
general and administrative expenses : هزینه های عمومی و اداری
general compulsory social insurance : بیمه اجتماعی اجباری عمومی
general expense (expensiture) : هزینه عمومی
general expenses budget : بودجه هزینه های عمومی
general fixed-assets account group : گروهی از حساب هایی که برای ثبت داریای های ثابت عمومی یک واحد دولتی به وجود می آورند.
general long-term debt accounting group : یک گروه از بدهی های بلندمدت (در یک GROUP سازمان دولتی)
general operating expense : هزینه های اداری و فروش، هزینه عمومی عملیات
general partner : شرکت تضامنی، شریک با مسئولیت نامحدود، شریک ضامن
general partnership, company limited by guarantee : شرکت تضامنی با مسئولیت نامحدود
general pirice index : شاخص عمومی قیمت ها
general plant services, general factory services : خدمات عمومی کارخانه
general price index : شاخص عمومی قیمت ها
general price level : سطح عمومی قیمت
general price level accounting : حسابداری سطح عمومی قیمت ها
general price level index : شاخص سطح عمومی قیمت ها
general price level accounting : حسابداری تغییرات سطح عمومی قیمتها، حسابداری تورمی
general property tax : مالیات بر دارایی، مالیات بر اموال
general provision : ذخیره عمومی، مقررات عمومی
general purchasing power : قدرت خرید عمومی
general purchasing power of money : قدرت خرید عمومی پول
general purpose financial statements : صورت های مالی که هدف های عمومی را تامین می کنند.
general shortage of labour, shortage of manpower : کمبود عمومی کار
general supervisor : مباشر کل
general system of preferences (GSP) : سیستم عمومی ترجیحات
generality approach : رویکرد کلی نگری
generalized audit program : برنامه حسابرسی عمومی
generally accepted accounting principles (GAAP) : اصول پذیرفته شده حسابداری
generally accepted accounting (auditing) standards (GAAS) : استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی
generally accepted accounting : اصول متداول حسابداری
generally accepted accounting practices : رویه های قابل قبول عمومی حسابداری، اصول پذیرفته شده عمومی
generally accepted auditing principles : اصول پذیرفته شده عمومی حسابداری
generic expense : هزینه های متعلق به یک طبقه از محصولات
give up : تقسیم کمیسیون کارگزار با کارگزاران دیگر
global system of trade preferencess (GSTP) : نظام جهانی ترجیحات تجاری
glut supply of goods : عرضه فراوان کالا
go Public : به شرکت سهامی عام تبدیل شدن
goal output indicator : شاخص تعیین کننده محصول (یا نتیجه کار)
goal programming : برنامه ریزی برای تعیین هدف
going concern company : شرکت دایر
going concern or continuity assumption : قرض تداوم یا استمرار فعالیت
going price : قیمت جاری
going private : تبدیل به سهامی خاص کردن یک شرکت سهامی عام، خصوصی سازی
going public : عرضه سهام شرکت به عموم
going-concern assumption : فرض تداوم فعالیت
going-concern concept : اصل تداوم فعالیت
good faith deposit : ودیعته با حسن نیت
good output : محصول بدون عیب
goods in process : کالای در جریان ساخت
goods in process account : حساب کالای در جریان ساخت
goods in progress : کالای در فرایند ساخت
goods profit percentage : درصد سود روی کالا
goods purchased account : حساب کالای خریداری شده
goods received department : اداره دریافت کالا
goods received from home office,shipments from center : کالای دریافتی از مرکز
goods sent to branch at cost price : کالای ارسالی به شعبه به قیمت تمام شده
goods sent to branch at selling price : کالای ارسالی به شعبه به قیمت فروش
goodwill at cost price : سرقفلی به قیمت تمام شده
goverment owned company, state owned company, crown corporation : شرکت دولتی
government bonds, combined attnbutes and variables sampling : اوراق قرضه دولتی، بازپدراخت اصل و بهره ا زمحل درآمد شرکت دولتی تامین می شود
government expenditure : هزینه دولت (دولتی)
government pension : حقوق وظیفه
government property : مال دولت
head office expense : هزینه اداره مرکزی
headline earnings per share : گزارش خاص در مورد سود هر سهم
headmaster, manager, boss, chief,president : رییس، کارفرما، مدیر
headquarter for prisoners of war′s affairs : ستاد رسیدگی به امور آزادگان (اسرای جنگی)
heavy penalties : جرایم سنگین
high margin product : محصول (تولید) با سود بالا
high powered : پرسود
high premium convertible debenture : اوراق قرضه قابل تبدیل مرغوب
high priced goods : کالای گران قیمت
high sale production : تولید پر فروش
high-tech companies : شرکت های دارای قدرت تکنولوژی بالا، شرکت های با فناوری بالا
hire purchase : اجاره بها به شرط تملیک
hire purchase (HP) : خرید قسطی، اجاره خرید، اجاره به شرط تملیک
hire purchase account : حساب اجاره خرید
hire purchase interest : بهره اجاره خرید
hire-purchase agreement : قرارداد اجاره به شرط تملیک
historical input price : قیمت / ارزش ورودی تاریخی
historical proceeds : مبلغ پول نقدی که هنگام عرضه اوراق قرضه به دست می آید
holders of the company : دارندگان (صاحبان) شرکت
holding company (parent compay;parent undertaking) : واحد تجاری اصلی، شرکت مادر، شرکت اصلی
holding period : دوره ای که یک قلم دارایی تحت تملک بوده است.
holding-period yield : بازده دوره نگهداری
home production : محصول داخلی
horizontal spread : شکاف افقی
hotchpot : روی هم ریختن داریای های دو یا چند نفر به منظور دادن سهم یکسان به آنها
hourly basis payment : پرداخت ساعت کاری (براساس ساعت کار)
house rental expense (charge) : هزینه اجاره مسکن
house-keeping : مرتب کردن
human capital : سرمایه انسانی
human information processing accounting : حسابداری رفتاری
human infonnation processing (HIP) : پردازش اطلاعات انسانی، مطالعه یا تحقیق درباره فرایندهای تصمیم گیری
hyperinflation : تورم عنان گسیخته، تورم شدید
hypothecate : به رهن گذاشتن
hypothecated asset = pledged asset : دارایی گرو گذاشته شده
hypothecation : گرو گذاشتن، رهن گذاری، دادن مجور به بانک برای فروش کالاهای امانی (کالاهایی که به عنوان گرو وام) نزد بانک است.
hypothecation agreement : قرارداد رهنی
hypothecator, mortgager : راهن، گروگذار
Iran airline pension fund : صندق بازنشستگی هواپیمایی کشور
Iran insurance company pension fund : صندوق بازنشستگی شرکت بیمه ایران
ideal capacity variance : انحراف ظرفیت، انحراف حجم فعالیت
ideal capacity, theoretical capacity : ظرفیت مطلوب ، ظرفیت اسمی
ideal or theoretical capacity, ideal capacity : ظرفیت ایده آل
idle capacity : ظرفیت بلا استفاده ، ظرفیت ناکارآمد، کمبود در ظرفیت تولید، ظرفیت بیکار، ظرفیت راکد
idle capacity cost : هزینه ظرفیت بی کار
idle capacity ratio : نسبت ظرفیت بلا استفاده، نسبت ظرفیت ناکارگی
idle capacity variance (capacity usage variance, fixed overhead capacity variance) : انحراف ظرفیت سربار ثابت
idle capital, dead capital : سرمایه راکد (بیکار)
idle cash, surplus funds : وجه بلا استفاده ، وجوه راکد
idle deposit : سپرده راکد
idle equipment : تجهیزات بیکار (بلا استفاده) ، تجهیزات راکد
idle facitlity expense : هزینه تسهیلات بلا استفاده
idle plant : تسهیلات بلا استفاده
idle time pay : دستمزد وقت بیکاری
illusory profit : سود فریبنده، سود گمراه کننده
illusory promise : قانون مربوط به قرارداد
gross pay, gross salary : حقوق ناخالص، پرداخت ناخالص
gross profit : سود ناخالص، سود ناویژه، تفاوت بین فروش و قیمت تمام
gross profit analysis : تجزیه و تحلیل سود ناخالص
gross profit margin : حاشیه سود ناخالص
gross profit method : روش سود ناخالص
gross profit on sales : سود ناخالص فروش
gross profit percentage : درصد سود ناویژه
gross profit ratio : نسبت سود ناخالص، درصد سود ناخالص
gross profit test : آزمون سود ناخالص
gross purchase : خرید ناخالص
gross realized profit : سود ناویژه تحقق یافته
gross redemption yield (effective yield;yield to maturity) : نرخ بازده داخلی اوراق قرضه که در تاریخ معین خریداری و تا سررسید نگهداری می شود.
gross replacement cost : بهای ناخالص جایگزینی
gross spread : هزینه انتشار اوراق بهادار
gross up : ناخالص کردن، تبدیل یک مبلغ خالص به مبلغ ناخالص
gross working capital : سرمایه در گردش ناخالص
gross, impure : ناخالص
gross-price method (of recording purchase, sales discounts) : روش مبتنی بر ناخالص قیمت. هنگام ثبت خرید و تخفیف از فروش
gross-profit ratio : نسبت سود ناویژه
group : گروه شرکت ها، دسته بندی کردن
group accounts (group financial statement) : صورت های مالی تلفیقی، صورت های مالی گروهی
group assignments : تکالیف گروهی
group bonus plan : طرح پاداش دسته جمعی
group companies : گروه واحدهای تجاری
group creditors : طلبکاران گروهی
group creditors insurance : بیمه گروهی طلبکاران
group depreciation : استهلاک گروهی
group insurance : بیمه دسته جمعی، بیمه گروهی
group life insurance : بیمه زندگی گروهی
group net : سفارش خرید به قیمت بازار
group of accounts : گروه حساب ها
group of seven : گرونه هفت
group relief : معافیت مالیاتی گروه
group undertaking : واحد تجاری فرعی
group value : ارزش گروه
groupage (=consolidation) : دسته بندی کردن (= ادغام کردن)
groupage agent : عامل ادغام
grouped data : داده های دسته بندی شده
grouping : گروه بندی
grouping financial statement : ارائه صورت های مالی واحدهای فرعی به صورت خلاصه و ارائه توضیح لازم
grouping sheet, grouping working paper : کاربرگ گروه بندی حساب ها
growth company : شرکت در حال رشد
growth policies : سیاست های رشد
guaranteed deposit : سپرده تضمین شده
guaranteed minimum pension : حداقل مستمری تضمین شده
guaranteed payment : پرداخت تضمین شده
guaranteed price : قیمت تضمین شده
guidelines on prices : خطوط راهنماخی قیمت ها
hand over, practical completion,provisional hand over : تحویل موقت
haphazard sample selection : انتخاب نمونه به صورت نامنظم
haphazard selection : انتخاب بدون نصب
head of auditing department : رییس اداره حسابرسی
head of bookkeeping section : رییس دایره دفترداری
head of budget department : رییس اداره بودجه
head of cost accounting department : رئیس اداره حسابداری صنعتی
head of department : رییس اداره
head of financial department : رییس اداره خدمات مالی
head of financial planning department : رییس اداره برنامه ریزی مالی
head of general accounting department : رییس کل حسابداری
initial authorized capital : سرمایه ثبت شده (اسمی) اولیه
initial campain : معرفی کالا به بازار
initial capita, staring capita, opening capital : سرمایه اولیه، سرمایه اصلی
initial provision : ذخیره اولیه
initial public offering (lPO) : عرضه (انتشار) عمومی اولیه اوراق بهادار
initial public offering (lPO) : عرضه اولیه اوراق بهادار
initial purchase price : قیمت خرید اولیه
initial sample size : تعداد نمونه اولیه، حجم اولیه نمونه
initiatory expense (cost) : هزینه اولیه
inland purchase : خرید داخل کشور
inprest cash book : دفتر تنخواه گردان
input : وارده, داده
input cost : بهای تمام شده اقلام ورودی
input data : مجموعه اطلاعات داده شده
input output statement of funds : صورتحساب منابع و مصارف وجوه
input-oriented principles : اصول متمرکز بر داده ها
input-output analysis : تجزیه و تحلیل داده، ستاندده
input-output coefficient : ضرایب داده ، ستانده
input-output controls : کنترل های نهاده ، بازده
input-output statement : صورتحساب داده ها و ستاده ها (منابع و مصارف)
inputed income : درآمد غیر نقدی
inputed interest : بهره ضمنی
inputs : داده ها (منابع، ورودی ها)
inputs-outputs : داده ها و ستاده ها (منابع و مصارف)
inseparability : عدم تفکیک پذیری
inseparable cost : هزینه غیر قابل تفکیک
insolvency practitioner : مامور اجرای امور مربوط به ورشکستگی شرکت
insolvent, bankrupt : درمانده در پرداخت، معسر، مفلس، ندار، متوقف، درمانده
inspect : بازرسی کردن، بررسی کرند، بازدید کردن
inspect the goods, control the goods,checking the goods, control the goods : بازرسی کردن کالا
inspect, examine : بازرسی کردن کالا
inspection : بازرسی از موسسات حسابرسی
inspection certificate : گواهی بازرسی
inspection department (office) : اداره بازرسی
inspection duties : وظایف بازرسی
inspection of employers : بازرسی کارفرمایان
inspection of goods : بازرسی کالا
inspection of goods finished : بازرسی کالای ساخته شده
inspection of purchased goods : بازرسی کالای خریداری شده
inspection of purchased material : بازرسی مواد خریداری شده
inspection report : گزارش بازرسی
inspection section : بخش بازرسی
inspection time : زمان بازرسی / کنترل
inspection, survery, examination : بازرسی، رسیدگی، معاینه، بازدید
inspector : بازرس، بازبین
inspector general : بازرس کل
inspector of taxes : ممیز مالیاتی
inspector′s fee : حق الزحمه بازرس
letter of protest : واخواست نامه
letter of recommendation,representation by management : تاییدیه مدیران
letter of representation, representation letter : نامه تائید صحت اطلاعات تسط مدیران (تاییدیه مدیریت)
letter-post items : اقلام نامه های پستی
letters patent : اسم ثبت شده (نام شرکت یا کالا که به ثببت می رسد) امتیازنامه، گواهی اختراع
level premium : حق بیمه ثابت
leveraged company : شرکت با بدهی
liability (scrip) dividends payable : بدهی سود سهام پردختنی
liability coverage, liability payable : مبلغ قابل پرداخت بدهی
liability representation : تاییدیه بدهی ها
liability to group companies : بدهی به شرکت های عضو گروه
liability to parent company : بدهی به شرکت مادر، اصلی
liable for payment : مسئول پرداخت
liable for payment of debts : مسئول پرداخت بدهی ها
liable to pay duty, dutiable : مشمول پرداخت حقوق گمرکی
licence, permit : جواز، پروانه
licensed public accountant : حسابدار رسمی دارای مجوز کار
life insurance policy : بیمه نامه عمر
life-periods method : روش مجموع سنوات
light and heating expense : هزینه روشنایی و حرارت
limit price : قیمت محدود (معین)
limit up : حد افزایش قیمت
limitation of action, limitation period : مرور زمان
imitation on scope : محدودیت در دامنه رسیدگی
limitation period : دوره محدودیت
limited dividend company : شرکت با سود سهام محدود
limited liability company, limited company : شرکت با مسئولیت محدود
limited liability partnership (LLP) : شرکت تضامنی با مسئولیت محدود
limited open end mortage bond : اوراق قرضه با رهن محدود
limited partner : شریک با مسئولیت محدود
limited partnership : شرکت تضامنی مختلط، مشارک مختلط، مشارکت محدود
imited partnership with shares : شرکت مختلط سهامی
limited power of attoreny (LPOA) : وکالت محدود
limiting factor (principal budget factor) : عامل محدود کننده
line position : پست / جایگاه صفی
line responsibility : مسئولیت اجرایی (صفی)
linear depreciation : استهلاک خطی
linear programming : برنامه ریزی / برنامه نویسی خطی
linear-cut approach : روش کاهش خطی
liner shipping : حمل توسط خط کشتیرانی منظم
immediate holding company : شرکت بلافصل مادر، یک واحد تجاری که واحد تجاری دیگر را تحت کنترل دارد و خودش تحت کنترل شرکت دیگری (واحد تجاری اصلی) می باشد.
immovable property (asset) : دارایی های (اموال) غیر منقول
impaird capital : سرمایه کمتر از مبلغ اسمی
impaired assets : داراییهای زیان آسیب دیده
impairment : کاهش در سرمایه، کاهش ارزش
impairment loss : زیان کاهش ارزش
impairment of assets : زیاندیدگی دارایی ها، کاهش ارزش داریی ها
impairment of value : کاهش ارزش، زیاندیدگی ارزش
impairment review : بررسی رویدادهایی که موجب کاهش ارزش اقلام شده اند.
imperceptible asset : دارایی غیر محسوس
imperfect auditing : حسابرسی ناقص (ناتمام)
Limperfect competition : رقابت ناقص
imperfect competitive market : بازار رقابت ناقص
imperfect market : بازار ناقص
imperfect markets school : مکتب بازارهای ناقص
imperishable stock : موجودی کالا فاسدشدنی
impersonal ledger, general ledger : دفتر کل
implementation : استقرار و اجرا
implementation of law : اجرای قانون
implicit contract theory : تئوری مبتنی بر قرارداد تلویحی
implicit cost = opportunity cost : نرخ بهره ای که بتواند ارزش فعلی دریافت های نقدی و پرداخت های نقدی مروبطه را برابر نماید.
implicit cost, imputed cost : هزینه ضمنی
implicit guarantee : تضمین ضمنی
implicit interest rate : نرخ بهره ضمنی
implied contract : قرارداد ضمنی یا غیر مکتوب
implied return : بازده ضمنی
import and export : واردات و صادرات
import and export duties and taxes : حقوق و عوارض ورودی و خروجی
import barriers : موانع وارداتی
import bill : برات وارداتی
import customs′ duty : مالیات گمرکی
import declaration : اظهارنامه ورودی
import deposit : سپرده وارداتی
import documentary credits : اعتبار اسنادی وارداتی
import duties : حقق گمرکی، عوارض گمرکی
import duties and taxes : حقوق و عوارض ورودی
import duty : مالیات (عوارض و حقوق) بر واردات
import goods : کالای وارداتی
import licence : جواز واردات، پروانه واردات
import list : صورت واردات
import order registration : ثبت سفارش
import quota : سهمیه واردات
import rate : نرخ ورود (کالا)
import restriction : محدودیت وارداتی
import substitution : جایگزینی واردات
import surcharge : تعرفه اضافی، سور شارژ واردات
import tariff : تعرفه گمرک ، تعرفه واردات
importance : اهمیت
importance factor : عامل اهمیت
importance mean : میانگین اهمیت
imported goods : کالای وارده (از خارج از کشور)
imported goods inventory : موجودی کالای وارداتی
importer : وارد کننده
imports : واردات و صادرات
imposed budget : بودجه تحمیلی
impound : توقیف و تصرف دارایی، از طریق حکم دادگاه
imprest account : حساب تنخواه گردان
imprest cash (fund) : تنخواه گردان
imprest payroll account : حساب مستقل حقوق و دستمزد
imprest petty cash fund : حساب مستقل تنخواه گردان
imprest system, petty cash system : سیستم تنخواه گردان
improper interference of auditor : دخالت بی مورد حسابرس
improved asset : دارایی اصلاح شده
improved goods : کالای بهبود یافته
improvement = betterment : تعمیرات اساسی، بهسازی، اعیانی
improvement cost : هزینه بهسازی
improvement loan : وام اصلاح و بهبود
improvement other than building : اعیانی غیر از ساختمان
improvements in production : بهبود تولید
improvements other than builing : بهسازی های غیر از تاسیس (ساخت)
improvement reserve : اندوخته بهبود و اصلاح
imputation : برآورد نرخ بهره
imputed cost (alternative cost) : هزینه تلویحی، هزینه مرتبط (منتسیب)
imputed interest : بهره ضمنی، بهره تلویحی (تخصیصی)
imputed interest rate : نرخ بهره تخصیصی
imputed payment : پرداخت انتسابی
imputed value : ارزش تلویحی
in depth auditing : حسابرسی عمیق (حسابرسی عمیقی)
in progress inventory, inventory in progress : موجودی در پیشرفت ساخت
in progress of completion : در دست تکمیل
in the pipeline : اوراق در شرف انتشار
in-depth analysis. vertical analysis : تجزیه و تحلیل عمقی ، تجزیه و تحلیل عمودی
in-depth testing : آزمون عمقی, آزمون ریشه ای
inactive (passive) investment : سرمایه گذاری غیر فعال
inadequate response : پاسخ ناکافی
incentive fee. bonus, compensation,reward, remuneration. fee, premium,incentive, carriage outwards gratuity. : پاداش، پرداخت بر مزد از بابت خدماتی که انجام داده، جایزه
incentive plan : طرح انگیزش (تشویقی)
inception of the lease : شرع قرارداد اجاره
incidence of cost (expenditure) : تعلق واقعی هزینه
incidental expenses : مخارج اتفاقی
inclusive debt comprehensive debt : بدهی جامع
income and expenditure (expense) : درآمد و خرج
income and expense summary : خلاه حساب سود و زیان، حساب خلاصه سود و زیان
income applicable to common stock : سود متتعلق به سهام عادی
income applicable to senior securities : سود متعلق به اوراق بهادار اولویت دار
income as a predictive device : سود به عنوان ابزار پیش بینی
income from cash penalties : درآمد حاصل از جرایم نقدی
income from continuing operation : درآمد حاصل از عملیات جاری
income from discontinued operations : درآمد حاصل از عملیات متوقف شده
income from SUbscription : رآمد حاصل از آبونمان
income manipulation : دستکاری در سود
income multiplier : ضریب افزایش درآمد
income producing property : دارایی که ایجاد درآم می نماید
income property : املاک درآمدزا
income reali2ation concept : مفهوم تحقق به درآمد
income recipients : دریافت کنندگان سود
income statement, profit and loss statement : صورت سود و زیان
income summary, profit and (or) loss summary : خلاصه سود و (یا) زیان
income tax disputes : دعاوی مالیات بر درآمد
income tax equalization provision : ذخیره برابری مالیات بر درآمد
income tax paid : مالیات بر درآمد پراختی ، مالیات بر درآمد پرداخت شده
income tax payable : مالیات بر درآمد پراختنی
income tax payable provision : ذخیره مالیات بر درآمد پرداختنی
income, revenue, profit, earning : درآمد
income-production asset : دارایی مولد درآمد
incoming partner : شریک وارد شونده
incompatible duties (functions) : وظایف مانعه الجمع، وظایف، متناقض، وظایف ناسازگار
incompatible functions : اقدام ناشایست
incompatible occupations, incorrect acceptance : قبول نادرست (پذیرش نادرست)
incomplete accounting records : مدارک ناقص حسابداری
incomplete audit : حسابرسی ناتمام
incomplete contract : پیمان ناتمام
incomplete contract cost : هزینه (قیمت) پیمان ناتمام
incomplete data : اطلاعات ناقص
incomplete equity method : روش ارزش ویژه ناقص
incomplete goods : کالای غیر کامل (قاعده 2 الف سیستم هماهنگ شده)
incomplete records : مدارک ناقص
incomplete transaction : معامله ناتمام
incomplete units : آحاد تکمیل نشده
incomplete work : کار ناتمام
incorporate : شرکت کردن، شرکت دادن، در هم ادغام شدن
incorporated company : شرکت به ثبت رسیده، شرکت با مسئولیت محدود
incorporation : تاسیس شرکت
incorporation of audit firms : شرکت های تضامنی حسابرسی با مسئولیت محدود
rincorporation process : فرایند تاسیس یک شرکت سهامی
increase in price : ترقی قیمت (افزایش در قیمت)
increase in working capital : افزایش در سرمایه در گردش
increase of capital : افزایش سرمایه
increase of premium : افزایش حق بیمه
increase reduction, rise (in price) : ترقی، افزایشش به تنزل / ترقی، افزایش (در قیمت)
increasing volume of production : افزایش حجم تولید
incredible expense : هزینه باور نکردنی
incremental approach : روش اضافی، روش مبتنی بر اقلام نهایی
incremental sample size : اندازه نمونه اضافی
independence : استقلال، ناوابستگی، مستقل ، غیروابسته
independence from line operations : استقلال از لحاظ فعالیت های سازمانی
independence of access : استقلال از لحاظ دسترسی
independence of auditors : استقلال حسابرس، حسابدار مستقل
independence of mind : استقلال رای
independence of position : استقلال از لحاظ جایگاه سازمانی
independence of reportiog : استقلال از لحاظ گزارشگری
independence-in -appearance : استقلال ظاهری
independence-in-fact : استقلال واقعی
independend international auditor : حسابرس مستقل بین المللی
independent : مستقل، غیر وابسته
indeperident accountant = public accountant : حسابدار مستقل، حسابدار رسمی
independent accountant′s opinion : نظر حسابدار مستقل
independent accountants′ society : جامعه حسابداران مستقل
independent audit (auditing), external audit : حسابرسی مستقل
independent audit report : گزارش حسابریس مستقل
independent auditor : حسابرس مستقل بین المللی
independent broker : کارگزار مستقل
independent contractor : پیمانکار مستقل
independent examination of auditor : رسیدگی مستقل حسابرسی
independent financial adviser (IFA) : مشاور مالی مستقل
independent income : درآمد مستقل
independent international finance expert : متخصص مستقل مالی بین المللی
independent investigation : تحقیق مستقل
independent professional accountants : حسابداران مستقل حرفه ای
independent public accountants : حسابداران عمومی (رسمی) مستقل
independent registar : سازمان مستقل کنترل کننده سهام
independent review : بررسی مستقل
independent trustee : امین مستقل
independent valuer : ارزیاب مستقل
independent variable : متغیر غیر ابسته، متغیر مستقل
independent warehouse : انبار مستقل
independet appraisal function : وظیفه ارزیابی مستقل
indeterminate appropriation : تخصیص مبهم
index number comparison : شاخص سنجی
index of retail prices : شاخص قیمت های خرده فروشی
index of wholesale prices, holesale price index : شاخص قیمت های عمده فروشی
index option : اختیار معامله شاخص
indexless price : قیمت بی شاخص
indirect approach : روش (ریکرد) غیر مستقیم
indirect charges (expenditures) : مخارج غیر مستقیم
indirect cost (indirect expenses) : هزینه های غیر مستقیم، هزینه سربار
indirect cost pool : مجمعه ای از هزینه های غیر مستقیم
indirect costs, indirect expenses : هزینه های غیر مستقیم
indirect departmental charges : هزینه های غیر مستقیم دوایر
indirect material, prime costs, indirect expense : مواد غیرمستقیم، مواد اولیه غیر مستقیم
indirect parity : برابری غیرمستقیم
indirect product : تولید غیرمستقیم
indirect-cost pool : مجموع هزینه های غیر مستقیم
individual and collective responsibility of partners : مسئولیت فردی و جمعی شرکاء
individual and collective responsibility,several and joint liability (responsibility) : مسئولیت فردی دسته جمعی
individual proprietorship : مالکیت انفرادی
induced charge (expense) : هزینه القایی
inductive approach : روش (رویکرد) استقرایی
industerial partnership : مشارکت صنعتی
industrial development Bank : بانک توسعه صنعتی
industrial development bond : اوراق قرضه توسعه صنعت
industrial development bond (lDB) : اوراق قرضه توسعه صنعتی (صنایع)
industrialy advanced company : شرکت پیشرفته صنعتی
industry peculiarities : خصوصیات صنعتی
industry pracices : خصوصیات صنعتی
inefficient protfulio : پرتقوی غیر کارآ (غیر بهینه)
inevitable chare (expense) : هزینه قطعی و حتمی
inflated profit : سود بادکرده
inflationary period : دوره تورمی
inforce, valid, reliable, reputable,honoured, valid : معتبر
informal opinion : اظهار نظر آگاهانه
infonnal procedures : روش های غیر مدون
information content of devidends hypothsis : فرضیه محتوای اطلاعاتی سود سهام
information hypothesis : فرضیه (نظریه) اطلاعات
information report : گزارش شاطلاعاتی
informed opinion : اظهارنظر آگاهانه
infrastructure (social overhead capital) : زیرساختار
infringe legal powers : تجاوز از اختیاز قانونین کردن
ingredients of primary qualities : عناص تشکیل دهنده ویژگی های کیفی اولیه
initial adoption : بکارگیری برای اولین بار (اولیه)
installment purchase : خرید اقساطی
installment payment, annuity due,payment of installments : پرداخت اقساطی
institute of certified pubtic accountants : انجمن حسابداری رسمی
institute of proffesional accountants : موسسه حسابداران حرفه ای
institute of public accountants : موسسه حسابداران عمومی (رسمی)
instruction, procedure, code of practice : دستورالعمل، آموزش حسابداری
insufficient capacity : ظرفیت غیر کافی
insufficient competent evidence : فقدان شواهد و مدارک کافی و قابل اطمینان
insurance company : شرکت بیمه
insurance expense : هزینه بیمه
insurance hypothsis : فرضیه، نظریه بیمه
insurance part of medical care : بخش بیمه ای خدمات درمانی
insurance policy : بیمه نامه
insurance premium, premium fee schedule, contribution, net premium : حق بیمه، قسط بیمه
insurance prepaid : بیمه پیش پرداخت شده
insurance type charges : مخارج انواع بیمه
insured pension plan : طرح بیمه بازنشستگی
insurer′s representative : نماینده بیمه گر
intagible property (or assets) : دارایی غیر قابل لمس
intangible output : محصول غیر عینی (غیر مادی)
integral part : جزء لاینفک
integral view (approach) : دیدگاه (نگرشش یا رویکرد) مکمل
integrated approach : روش / رویکرد جامع / یکپارچه
intellectual capital : سرمایه معنوی
intellectual property : مالکیت معنوی
intellectual property right : حقق مالکیت معنوی
inter company eliminations : اقلام حذفی بین شرکت ها
inter company profit : سود داخلی (بین شرکت ها)
inter company purchase : خرید فی ما بین شرکت ها
inter company sale : فروش بین شرکت ها
inter company transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی
inter period allocation : تخصیص بین دوره ای
inter period allocation of tax : تخیص بین دوره ای مالیات
inter period tax allocation : تخصیص مالیاتی بین دوره ها
inter service department transfers eftpos electronic funds transfer at point of sale : انتقال الکترونیکی پول به هنگام فروش
inter-bank deposits : سپرده بانک ها نزد یکدیگر
inter-company account balances : مانده های حساب فی ما بین شرکت ها
inter-company account payable : حساب پرداختنی بین شرکتی
inter-company account receivable : حساب دریافتنی بین شرکت ها
inter-company accounts : حساب های بین شرکت های عضو گروه، حساب های فیمابین شرکت های گروه
inter-company bonds : اوراق قرضه بین شرکت ها
inter-company comparisons : مقایسه های فی ما بین شرکت ها
inter-company debt : بدهی فیمابین گروه شرکت ها
inter-company inventory transfer : انتقال موجودی بین شرکت ها
inter-company profit : سود داخلی (بین قسمت های مختلف واحد تجاری)
inter-company profit or loss : سود یا زیان بین شرکت ها
inter-company transactions : معاملات فی ما بین شرکت ها
inter-company transfer pricing : قیمت گذاری اتنقالات داخلی بین شرکت ها
inter-department profit : سود فی ما بین دوایر
inter-department transfers : انتقالات بین ادارات (دوایر)
inter-firm comparisons : مقایسه های فی ما بین بنگاه ها
inter-locking ownership : مالکیت وابسته به هم (درهم آمیخته)
inter-period allocation : تخصیص بین دوره ای
inter-process profit : سود بین مراحل
inter-relationships : روابط فی ما بین
inter-service department changes : هزینه خدمات متقابل دوایر خدماتی دیگر
interagroup transactions : معامله هایی که بین شرکت های عضو یک گروه (یک مجتمع) انجام شود.
interchangeable part : قطعات استاندارد (که به راحتی جایگزین قطعات موجود می شوند).
intercommodity spread : شکاف کالایی
intercompany accounts : دفتر کل عمومی، حساب های بین شرکت های عضو گروه
intercompany elimination : حذف اقلام شرکت های وابسته
intercompany pricing : قیمت گذاری داخلی
intercompany profit : سود حاصل از فعالیت درون گروهی یک شرکت یا سود بین شرکت های گروه
intercompany receivables and payables : دریافتیها و پرداختیهای فیمابین شرکت های عضو گروه
intercompany transaction (interagroup transactions) : معامله بین شرکت ها
interdepartmental profit : سود بین واحدهای سازمانی
interecpt parameter : عامل ثابت، عرض از مبدا
interest accrued to principal : بهره متعلق به اصل
interest capitalization : به حساب دارایی بردن هزینه تامین مالی، به حساب اریای منظور کردن بهره
interest costs capitalized : مخارج بهره منظور شده به حساب دارایی
interest coupon : کوپن بهره اوراق بهادار
interest expense : هزینه بهره
interest on capital : سد تضمین شده (بهره) سرمایه
interest on deposit : بهره سپرده، سود تضمین شده سپرده گذاری ها
interest paid : بهره پرداخت شده
interest payable : بهره پرداختنی
interest period : دوره مشمول بهره
interest rate implicit in the lease : نرخ ضمنی بهره در قرارداد اجاره بلنددمدت
interest rate per annual : نرخ بهره سالیانه
interest-in-possession trust : سرمایه گذاری با بهره ثابت
interest-rate parity : دوگانگی نرخ بهره
interested third parties : اشخاص ثالث ذینفع
interfirm comparison : مقایسه چند شرکت
interim audit procedures : روش های ریسدگی ضمنی
interim dividend paid : سود سهام پرداختی طی سال
interim financial reporting : گزارش مالی میان دره ای
interim financial statements (interim accounts′ interim report) : صورت های مالی میان دوره
interim period : دوره باقیمانده، دوره سه ماهه، دوره ضمنی، دوره میانی
interim reporting : گزارشگری مالیف میان دوره ای، گزارشهای میان دره ای
interim reporting requirements : الزامات گزارشگری میان دره ای
interim reports : گزارش های مالی میان دره ای
interim share purchase : خرید میان دوره ای سهام
intermediate goods or product : کالای واسطه ای
intermediate holding company : شرکتی که در یک گره به عنوان واحد تجاری اصلی اما همین شرکت در گروه بزرگ تر به عنوان واحد تجاری فرعی به حساب می آید
intermodal transport : حمل با چند نوع وسیله نقلیه
internal applications, internal users : مصارف داخلی
internal audit approach : رویکرد حسابرسی داخلی
internal audit department : اداره حسابرسی داخلی
internal audit procedure : رویه عمل حسابرسی داخلی
internal audit program : برنامه حسابرسی داخلی
internal audit report : گزارش حسابرسی داخلی
internal capital resources : منابع سرمایه ای داخلی
internal control components : عناصر تشکیل دهنده کنترل های داخلی
internal control procedures : روش های کنترل های داخلی
internal expansion : توسعه از درون
internal expansion financing : رشد از طریق استفاده از منابع مالی داخلی
internal financial reporting : گزارشگری مالی داخلی
internal management reports : گزارش های داخلی مدیریت
internal operating controls : کنترل های داخلی عملیاتی
internal report : گزارش داخلی (درون سازمانی)
internal reporting : گزارشگری داخلی
internally generated report : گزارش ماخذ از منابع داخلی
international association of book-keepers : جامعه دفتر داران بین المللی
international auditing practices committee (IAPC) : کمیته اجرایی حسابرسی بین المللی، یک کمیته ثابت در فدراسیون بین المللی حسابداران
international bank for reconstruction and development (IBRD) : بانک بین المللی ترمیم و توسعه
trinternational committee for accounting cooperation (ICAq : کمیته بین المللی همکاری حسابداری
international cooperation administration : اداره همکاری بین المللی
international coordination committee for the accounting profession (lCCAP) : کمیته بین المللی همکاری حسابداری
international development fund : صندوق بین المللی توسعه
international finance corporation : شرکت مالی بین المللی
international finance expert : متخصص مالی بین المللی
international management accounting practice statements (lMAPS) : بیانیه های حرفه ای بین المللی حسابداری مدیریت
international market price : قیمت بازار بین المللی
inter-period tax allocation : تخصیص مالیات میان دوره
interpolated rate : نرخ نسبی
interpositioning : استفاده از کارگزار دیگر
interpot : انبار کردن
interpret : تفسیر کردن
interpretable statement : صورتحساب قابل تفسیر
interpretation : تفسیر
interpretation of control reports : تفسیر گزاراشات کنترلی
interpretation of financial comparisons : تفسیر سنجش های مقایسه ای مالی
interpretation of financial reports : تفسیر گزارشات مخالی
interpretation of variances : تفسیر مغایرات (انحرافات)
interpretations : تفاسیر
interrelationships among accounts : روابط بین حساب ها
interrupt : قطع کردن، گسیختن، دچار وقفه کردن
intra-company transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی
intra-group : بین گروه
intraperiod tax allocation : تخصیص مالیات بین اقلام صورت های مالی
intrinsic value of an option : ارزش ذاتی برگ اختیار معامله
introductory paragraph : بند مقدمه
inventories, physical inventory, stock : موجودی انبار، سهم
inventory at begining period of goods : موجودی اول دوره کالای
inventory at end of the period : موجودی کالای در جریان ساخت آخر دوره
inventory build-up : تدارک کالا، انبار کردن کالا
inventory build-up period : دوره تدارک کالا
inventory completion tests : آزمون های تکمیل موجودی کالا
inventory costing, inventory pricing : قیمت گذاری موجودی
inventory holding profits (gains) : سود حاصل از نگهداری موجودی کالا
inventory plugging : دستکاری به قصد تقلب در حساب موجودی
inventory price tests : آزمون های قیمت موجودی اکلا
inventory pricing : قیمت گذاری موجودی کالا
inventory pricing. methods : رشهای قیمت گذاری موجودی کالا
inventory profit (income) : سود موجودی کالا، سود نگهداری موجودی ها
inventory provision : ذخیره موجودی
inventory record keeping : نگهداری اسناد انبار
inventory to working capital ratio : نسبت موجودی کالا به سرمایه در گردش
inventory turnover period, average number of days, inventory in stock : متوسط گردش موجودی کالا
invested capital : سرمایه پرداخت شده
invested value, capitalized value : ارزش سرمایه گذاری شده
investigation, review, study inspection,review engagement, verification : بررسی (تعیین)، بازرسی، رسیدگی
invcsting ratio. capatalization ratio : نسبت سرمایه گذاری
investment (company-trust) : شرکت سرمایه گذاری
rinvestment (on) properties : سرمایه گذاری در املاک
investment company (or trust) : شرکت سرمایه گذاری
investment opportunities schedule (lOS) : جدول فرصت های سرمایه گذاری
investment opportunity : امکان سرمایه گذاری
investment process : فرآیند سرمایه گذاری
investment properties : دارایی های تحت تملک شرکت
investor′s capital : سرمایه سرمایه گذار
invisible supply : عرضه نامرئی
invoice price : قیمت سیاهه ، قیمت فاکتور
involuntary bankrupt merchant : تاجر ورشکسته بدن تقصیر
involuntary bankruptcy : ورشکستگی به درخواست بستانکاران، ورشکستگی غیر ارادی
involuntary unemployment : بیکاری غیر عمدی (غیر ارادی)
inward manifest or import manifest : اظهارنامه ورود (کالا)
inward processing : عمل آوردن در داخل
isoexpected return line : خط بازده مورد انتظار یکسان
issue a permit : صدور اجازه
issue price : قیمت اعلام شده
issue, publish : منتشر کردن، انتشار، توزیع کردن
issued capital stock (issued share) : سهام صادر شده
item by item application : روش قلم به قلم
iteraperiod tax allocation : تخصیص مالیات در دوره
iump-sum purchase : خرید گروهی از دارائیها به طور یکجا
(just in time) plants = JIT : کارخانه ی استفاده کننده از روش حذف انبارداری
Jihad Sazandegy pension fund : صندوق بازنشستگی وزارت جهاد سازندگی
job control operaion control : کنترل عملیات (کار)
job costing , Gob order costing, specific order costing : هزینه یابی سفارش کار
job description : شرح شغل، شرح وظایف
job production : تولید کارمزدی (مقاطعه ای)
job specification : مشخصات کار
joint ownership, co-ownership : مالکیت مشاع (مشترک)
joint probability : احتمال مشترک
joint process : فرآیند مشترک
joint product : محصول مشترک
joint product cost : بهای تمام شده محصول مشترک
joint product costing : هزینه یابی محصول مشترک
joint product method of cost accounting : روش حسابداری هزینه یابی محصول مشترک
joint product offer : فروش یک کالا همراه یک کالای دیگر
joint production : تولید مشترک
joint stock company : شرکت سهامی
joint stock partnership : شرکت مختلط سهامی
jointly responstbility : مسئولیت مشترک (مشترکاً)
judgement sampling : نمونه گیری قضاوتی توسط حسابرسان
judgemental opinion : اظهارنظر مبتنی بر قضاوت
junior stock incentive plan : طرح تشویقی خرید سهام
jurisprudence : قانون شناخت
just price : قیمت عادلانه
just-in-time (JIT) production : فرایند تولید به موقع
just-in-time (n1) purchasing : خرید به موقع
justified price : قیمت عالانه، قیمت معقول
keep house : خانه نشین شدن (از دست طلبکاران)
keep-or-drop decision : تصمیم به توقف یا ادامه
key operations : عملیات اساسی (کلیدی)
key profitability factor : عامل کلیدی سودآوری
keyston pricing : قیمت گذاری براساس چانه زدن
knock out price : قیمت ناچیز (بسیار ارزان)
labour (wage) price variance, labour rate variance, labour turnover : انحراف نرخ دستمزد
labour hour absorption rate of overhead : نرخ جذب ساعتی سربار
labour piracy : کارگر ربایی
labour policy : سیاست استخدام کارکنان
labour surplus : مازاد کار
labour-hour method of depreciation : روش (ساعت کار) برای محاسبه اسهلاک، استهلاک بر مبنای ساعت کارکرد
Iabour-off the job pay : پرداخت مزد ایام بیکاری
laddered portfolios : سرمایه گذاری های پلکانی
lag in payment by debtors : تاخیر پرداخت بدهکاران
lag in payment of salary : تاخیر در پرداخت حقوق
lag in payment of wages : تاخیر در پرداخت دستمزد
land improvement : بهسازی زمین، تاسیسات (زیربنایی) در زمین
land patent : جواز زمین
land, estate, real estate, real property.properties : زمین، املاک
landed price : قیمت اعلام شده یک کالا که شامل هزینه حمل و تخلیه می شود.
landscaping : محوطه سازی
lapping (teeming and lading) : دزدی، به جیب زدن، کلاه به کلاه کردن
lapse : منقضی شدن، به پایان رسیدن قرارداد بیمه
lapse of stock option : انقضای مدت استفاده از اختیار خرید سهام (انقضای مهلت استفاده از برگ اختیار معالمه سهم)
large purchase : خرید عمده
large-capitalization stocks (large-caps) : سهام شرکت هایی که از ارزش بازار بالایی برخوردارند (سهام شرکت های بزرگ)
last invoice pricing : قیمت گذاری براساس آخرین فاکتور خرید
last price : آخرین قیمت (بها)
lasting price : قیمت بادوام
late insured person : بیمه شده فوت شده
late payment fine : زیان دیرکرد
lat.e tape : تاخیر در گزارش قیمت معاملات
latest purchase price method : روش آخرین قیمت خرید
law expense : هزینه حقوقی
law of corporations (company act) : قانون شرکت ها
law of probability : قانون احتمالات
law of supply and demand : قانون عرضه و تقاضا
lawful expense : هزینه قانونی (مشروع)
leadership : راهبردی، هدایت
leadership leading : تعجیل و تاخیر
lease inception date : تاریخ شروع اجاره
lease option agreement : اجاره با حق خرید
lease prepayment : پیش پرداخت اجاره
lease purchase agreement : قرارداد اجاره خرید
lease purchase vendor : فروشنده اجاره خرید
leased property : اموال / دارایی مورد اجاره، ملک استیجاری
leasehold improvements : بهسازی اموال تجاری
leasehold property : مال اجاره ای
leasing company : شرکت لیزینگ
least cost production method : روش تولید با حداقل هزینه
least-cost position : موقعیت کمترین هزینه
least-cost production : محصول کمترین هزینه
leave of absence with pay : مرخصی با استفاده از حقوق
leave pay, vacation pay : حقوق ایام مرخصی
ledgerless book-keeping : دفترداری بدون دفتر معین
left-over capacity : ظرفیت باقی مانده، ظرفیت مازاد ظرفیت خالی
legal (public) liability : بدهی قانونی (عمومی)
legal capital : سرمایه قانونی، سرمایه اسمی
legal competency : صلاحیت قانونی شخص برای ادای شهادت
legal deposit : سپرده قانونی
legal entity (or person), artificial person,legal entity : شخص (شخصیت) حقوقی
legal entity of the company : شخصیت حقوقی شرکت
legal inspector′s (statutory examiner′s)checklist : چک لیست بازرس قانونی
legal inspector′s fee : حق الزحمه بازرس قانونی
legal office (or department) : اداره حقوق (قضائی)
legal representation letter, lawyer′s letter : تاییدیه (وکیل / مشاور) حقوقی
legal status of deceased partner : وضعی حقوقی شریک فوت شده
legal status of new partner : وضعیت حقوقی شریک جدید
legitimate expense for tax : هزینه مشروع (مجاز) برای مالیات
lending at a premium : کارمزد مربوط به قرض دادن سهام
lesee′s implicit interest rate : نرخ ضمنی سود تضمین شده برای اجاره کننده
less developed country (LDC) : کشورهای کمتر توسعه یافته، کشورهای در حال توسعه
letter dispatched book : دفتر نامه های صادره
letter of application : تقاضای استخدام
liquidate a company : شرکتی را بر چیدن ، منحل کردن شرکت ، انحلال شرکت
liquidating a partnership : انحلال شرکت تضامنی
liquidation (winding-up) : انحلال، تسویه، تسویه کردن دارایی ها
liquidation dividend profit (earning) guaranteed, gurenteed profit : سود تسویه
liquidation due to bankruptcy : انحلال به دلیل ورشکستگی
liquidation expense : هزینه تسویه
liquidation of a company : تصفیه یک شرکت
liquidation proceedings : اقدامات تسویه
liquidator, trustee in bankruptcy,equity receiver : مدیر تصفیه
liquidity of papers : قابلیت نقدینگی اوراق و اسناد
liquidity position : وضع میعان موقعیت نقدینگی
liquidity preferences : ارجحیت های نقدینگی
liquidity premium : صرف نقدینگی
list of accounts payable : صورت حساب های پرداختنی (بدهی ها)
list of prices : صورت قیمت ها، فهرست بها
list price, catalog price : قیمت مندرج در لیست، قیمت معین
listed company : شرکت پذیرفته شده در بازار بورس
listed option : برگ اختیار خرید یا فروش سهام که در بورس پذیرفته شده است.
listed selling price : قیمت فروش طبق فهرست
listing particulars : مشخصات شرکت متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار
litigation support : پشتیبانی، یا پشتوانه دادخواست
living expenses, cost of living : هزینه زندگی
loading participation in profit : هزینه مشترک در سود
loading space : فضای قابل بارگیری
loading the goods on ship : بارگیری کالا در کشتی
loan cap : سقف وام
loan from partners : وام دریافتنی از شرکاء
loan on deposit : اعطای وام به وثیقه سپرده
loan position : وضعیت وام
loan position statement : صورت وضعیت وام
loan repayment factor : فاکتور بازپرداخت وام
loan to capital ratio, capital structure ratio, debt-equity ratio : نسبت وام به سرمایه
loan to partners : وام پرداختی به شرکاء
local purchase : خرید داخلی (محلی)
local safe keeping (LSK) : اوراق بهادار متعلق به مشتری
lock up : فروش بخشی از سهام یا داریای های شرکت هدف
lock - in captial, loan captial, debt captial : سرمایه وامی، سرمایه حبس شده
lock-up : حبس سرمایه
long established policy : سیاست دیرینه
long form auditor′s report long form report, long-term report : گزارش بلند (گزارش تفصیلی) حسابرس
long lasting plants : تاسیات با عمر بلندمدت
long period : دوره طویل
long position : خرید استقراضی
long range plan : برنامه با محدوده وسیع
long run capital budget : بودجه سرمایه ای دراز مدت
long run performance : اجرای بلندمدت
long run profit maximization : به حداکثر رسانی طویل المدت سود
long run profitability : قابلیت سوددهی بلندمدت
long standing policy : سیاست (خط مشی) بلندمدت
long tap : اوراق بهادار بلندمدت
long term (debt-liability) debt capital : بدهی بلندمدت
long term (strategic) financial plans : برنامه های مالی بلندمدت (راهبردی)
long term notes payable : اسناد پرداختی بلندمدت
long term planning : برنامه ریزی طویل المدت
long term position : وضعیت بلندمدت
long term prepaid expenses : پیش پرداخت بلندمدت هزینه ها
long term refundable deposits : سپرده های قابل استرداد دراز مدت
loophole : راه فرار از اجرای قانون
loss (gain) on repossession : زیان (سود) ناشی از تملک مجدد
loss and gain = profit and loss : سوود و زیان
loss from abnormal spoilage : زیان حاصل از ضایعات غیر عادی
loss from discontinued operations : زیان حاصل از عملیات متوقف شده
loss marking operation : عملکرد زیانبار
loss on stocks due to fall in price : زیان موجودی ها بر اثر سقو قیمت
loss payable endorsement : بیمه به نفع دیگران
loss per share : زبان هر سهم
lost capital : سرمایه از دست رفته
lost usefulness (depreciation) : استهلاک یا از دست رفتن توان سوددهی دارایی
lost-dated papers : اوراق بهادار دراز مدت
lot acceptance sampling : نمونه برداری مورد قبول
lot tolerance percent defective : درصد کالای خراب در یک محموله
low coupon bonds : اوراق قرضه با بازده کم
low price : سهامی که نسبت قیمت به سود آنها پایین می باشد قیمت کمتر (پائین)، قیمت های نازل
low-return capital : سرمایه گذاری بازده کم
lower of cost or market price (value) : حداقل قیمت تمام شده یا قیمت بازار
lower precision : دقت پایین
lower precision limit : حد پایین دقت
lowest cost operation : عملکرد با کمترین هزینه
lucrative capital : سرمایه پر سود
lucrative profit opportunities : فرصت ها (امکانات) زیاد سوددهی
lump sum acquisition : تحصیل (خرید) به طور یکجا
lump sum compensation : غرامت مقطوع
lump sum contract : قرارداد مقطوع براساس قیمت کل کار
lump sum freight : هزینه حمل مقطوع
lump sum payment : پرداخت مبلغ (یکجا) مقطع
lump sum purchase : خرید (یکجا) مقطوع
lump sum sales : فروش دسته جمعی ، یکجا
lump-sum, indexing : مبلغ مقطوع کلا در یک مرحله به حساب هزینه بردن
machine book-keeping : دفترداری ماشینی
machine operating hours : ساعت کارکرد ماشین
machine operation cost : هزینه عملیات ماشین
machine rent charge (expense) : هزینه اجاره ماشین
machine set-up : آماده کردن کامپیوتر یا ماشین دیگر
machine-hours method of depreciation : استهلاک به روش ساعت کار ماشین آلات
machinery and equipment : ماشین آلات و تجهیزات
machinery depreciation : اسهلاک ماشین آلات
macro political risk : ریسک سیاسی در سطح کلان
mail order of payment : دستور پرداخت کتبی
main insured person : بیمه دشه اصلی
main population under coverage : جمعیت بیمه شده اصلی تحت پوشش
main product : محصول اصلی
main product cost : هزینه تمام شده محصول اصلی
maintenance cost (expense) : هزینه تعمیر و نگهداشت
maintenance of capital : نگهداشت سرمایه
maintenance of physical capital : نگهداشت سرمایه فیزیکی (مادی)
maintenance period, retention period : دوره تعمیر و نگهداری
major capital : سرمایه عمده
major capital project : طرح بزرگ (عظیم) سرمایه ای
major expansion project : پروژه توسعه ای عمده
major repair budget : بودجه تعمیرات اساسی
major repair or extraordinary repair : تعمیر اساسی یا تعمیر فوق العاده
make provision, forecast : پیش بینی کردن
maker (signatory) of promissory note : صادر کننده (امضاء کننده) سفته
malpractice insurance : بیمه خدمات حرفه ای در برابر اقداماتی قانونی
man-power : نیروی انسانی، جمعیت فعال
managed costs (expenses) : مخارج برنامه ریزی شده
management appraisal : ارزیابی مدیریت
management by exception : مدیریت براساس استثنا
rmanagement by exception principle : اصل مدیریت بر پایه استثنا
management expenses : مخارج مدیریت
management letter of representation : تائیدیه مدیریت
management perfonnance : میزان مهارت موفقیت در یک فعالیت
management perfonnance audit : حسابری عملکرد مدیریت، (حسابرسی عملیاتی)
management representation : تاییدیه مدیریت، که مدیران به حسابرس ارائه می کنند
management responsibility : مسئولیت مدیریت
management science = operations research : تحقیق در عملیات، دانش مدیریت
manager′s compensation : حق الزحمه مدیر
managerial compensation : حقوق و مزایای مدیریت
managerial personnel : پرسنل اداره کننده
mandatory labour, forced labour,compulsory labour : کار اجباری
mandatory redemption : بازخرید اجباری
manipulating the accounting records : حساب سازی
manipulation : ایجاد بازارگرمی، دستکاری
manipulation of accounts : حساب سازی
manpower planning : برنامه ریزی نیری انسانی
manufacturing company : شرکت تولیدی
manufacturing cost (expense), output cost, product cost : هزینه تولید (محصول)
manufacturing cost of goods produced : هزینه ساخت، هزینه تولید کالای ساخته
manufacturing enterprice : موسسه صنعتی
manufacturing process : مرحله ساخت، جریان ساخت (فرایند تولید)
manufacturing productivity : بهره وری ساخت
manufacturing profit (or loss) : سود (یا زیان) تولید
manufacturing progresses : مراحل ساخت
rmanufacturing resource planning (MRP) : برنامه ریزی منابع تولیدی
manuscript : دست نویس، نسخه اول
manuscript signature : امضای اصل
margin of profit ratio : نسبت حاشیه اطمینان، نسبت حاشیه ایمنی
margin purchase : خرید اعتباری / نسیه
marginal cost of capital (MCC) : هزینه نهایی سرمایه
marginal cost of production : هزینه نهائی تولید
marginal cost price : قیمت بر حسب هزینه نهائی
marginal cost pricing : قیمت گذاری برمبنای کل هزینه های متغیر
marginal net product : تولید خالص نهایی
marginal product : محصول (تولید) نهایی
marginal productivity : بهره وری نهایی، قدرت نهایی تولید
marginal productivity of capital : بهره وری نهایی سرمایه
marginal productivity theory : تئوری بهره وری نهایی
marginal profit (income) : سود نهایی
marginal return on capital : بازده نهایی سرمایه
mark up pricing : تعیین افزایش قیمت
mark up pricing method : روش تعیین افزایش قیمت
mark-up : سود توزیع کننده
marked cheque, stamped cheque,enfaced check : چک ممهور ، چک مهر شده
market ability opening balance : ارزش بازار، ارزش روز
market acceptance : پذیرش کالا توسط بازار
market appraisal : سنجش بازار
market capitalization (market valuation) : تعیین ارزش بازار یک شرکت
market demand potential : تقاضای بالقوه بازار
market equilibrium point : نقطه تعادل در بازار
market expectation theory of the term structure : تئوری انتظارات بازار ساختار زمانی نرخ بهره
market index of stock prices : شاخص بازار قیمت سهام
market place : محل بازار
market portfolio : پرتقوی بازار، مجمعه سرمایه گذاری های بازار
market price : قیمت بازار
market price list : فهرست قیمت های بازار
market price per share : قیمت بازار هر سهم
market rate of interest, market price per share : نرخ بهره در بازار
market report : گزارش بازار
market research expense : هزینه برریس باززار
market risk premium : صرف مخاطره بازار
market tendency is upward : روند بازاررو به ترقی است
market-based price : قیمت بر پایه بازار
market-based transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی بر مبنای قیمت بازار
market-oriented enterprise activities : فعالیت های موسسات اقتصاد بازار
marketing and administrative expense : هزینه بازاریابی و اداری
marketing cost (expense) : هزینه بازاریابی
marketing policy : روش بازاریابی
marketplace : بازار
markup cancellation : حذف افزایش
mass market product : محصول پر فرو ش
mass production, large scale production : تولید انبوه
master budget plan : طرح بودجه جامع
master plan : برنامه کلان
matching concept : مفهوم (اصل) تعلق زمانی، اصل تطابق
matching concept of cost and income : تضمین هزینه با درآمد
matching principle : اصل تطابق، اصل مقابله هزینه های هر دوره با درآمدهای همان دوره
mate′s receipt : رسید کاپیتان کشتی
material impact : تاثیر عمده / با اهمیت
material in process : مواد در جریان ساخت
material issued to product : مواد صادره جهت تولید
material price : قیمت مواد
material price variance : انحراف نرخ مواد
material purchase price variance : انحراف نرخ خرید مواد اولیه
material returned to supplier : مواد برگشتی به عرضه کننده
material specifications : خصوصیات مواد
material spoilage : ریخت و پاش مواد
materiality concept : مفهوم اهمیت
materiality principle : اصل اهمیت
materials and supplies inventory : انبار مواد خام و ملزومات
materials issued at an inflated price : مواد صادره به قیمتی بیش از قیمت خرید
materials purchase budget : بودجه خرید مواد
materials requirements planning (MRP) : برنامه ریزی مواد اولیه مورد نیاز
maximizmg price : حداکثر سازی قیمت
maximum capacity : حداکثر ظرفیت
maximum pensions : حداکثر مستمری ها
maximum period of payment : حداکثر دوره بازپرداخت
maximum price, highest price : قیمت ماکزیمم (حداکثر)
maximum pricing : قیمت گذاری حداکثر
maximum transfer price : بالاترین قیمت انتقالی
mean per unit estimator : برآورد میانگین در هر واحد
mean-per-unit measurement : اندازه گیری (برآورد) میانگین هر واحد
means of payment : وسائل پرداخت
means of transportation : وسایل حمل و نقل
measurement concept : مفهوم اندازه گیری
measurement process : فرایند اندازه گیری
measures of dispersion : معیارهای پراکندگی
medium-size company : شرکت متوسط
medium-term capital : سرمایه میان مدت
members′ voluntary . Liquidation (members′ voluntary winding-up) : انحلال به درخواست سهامداران شرکت
memorandum of financipg : برگ تامین وجوه
merit rate of employee : درجه شایستگی کارمند
method of pricing : روش قیمت گذاری
method of pricing goods dispatched : روش قیمت گذاری محصول ارسالی
method, policy, procedure, system : روش
middle paragraph explanatory,paragraph : بند توضیحی (گزارش)
min-based system pricing : سیستم قیمت گذاری تحویل کارخانه
minimum acceptable rate of return : حداقل نرخ بازده قابل قبول
minimum old age pension : حداقل مستمری بازنشستگی
minimum pension : حداقل مستمری
minimum price : حداقل قیمت
minimum transfer price : کمترین قیمت انتقالی
ministry of cooperative : وزارت تعاون
misapplication : بکارگیری نادرست
misappropriation : استفاده نادرست، حیف و میل، تخصیص نادرست (در حسابداری دولتی)
misappropriation on wages : اختلاس دستمزد
miscellaneous expense, other expense : هزینه متفرقه
misinterpretation : تفسیر نادرست، سوء تعبیر
mispriced securities : اوراق بهادار درست قیمت گذاری نشده
misrepresentation : اظهاریه دروغین، القاء شبهه، قلب حقیقت، بیان کاذب
misuse of public funds : القاء شبهه، قلب حقیقت، بیان کاذب، بیان خلاف واقع
mixed policy : بیمه نامه مختلط
mode of transportation : شیوه و روش حمل و نقل
moderate priced goods : کالای با قیمت معقول
modernized bookkeeping : دفترداری مدرن
modified auditor′s report : گزارش تعدیل شده حسابرس
modified temporal method : روش موقت اصلاح شده
monetary assumption : فرض واحد پولی، فرض ثبات واحد پولی
monetary compensation : پاداش پولی
monetary policy : سیاست پولی
monetary principle : اصل ثابت انگاشتن واحد پول، اصل واحد پول
monetary unit assumption : فرض (ثبات) واحد پولی
monetary unit concept : اصل اتخاذ واحد پول در محاسبه
monetary unit sampling : نمونه گیری براساس واحد پول
monetary working capital : سرمایه در گردش پولی، پول در محاسبه
monetary working capital adjustment : تعدیل سرمایه در گردش پولی
monetary working capital adjustment : تعدیل سرمایه در گردش پولی
money spread : شکاف قیمتی
money supply : عرضه پول
monopolies and mergers commission : کمیسیون انحصارها و ادغام ها
monopolist : انحصارگر
monopolistic : انحصاری
monopolistic competition : رقابت انحصاری
monopolistic right, franchise, exclusive right : حق انحصار
monopoly : انحصار، بازار انحصار کامل، انحصار خرید کالا
monopoly price : قیمت انحصاری
monopoly revenue : عایدی انحصاری ، درآمد انحصاری
monopsony : بازار در انحصار خریدار
monotonous application of cost : سرشکنی (تسهیم) یکنواخت هزینه
monthly physical count : شمارش فیزیکی ماهانه، انبارگردانی ماهانه
monthly posting : نقل ماهانه (ارقام یا مانده حساب)
monthly report : گزارش ماهانه
moral hazard phenomenon : پدیده خطر اخلاقی
moratorium to pay tax : مهلت قانونی پرداخت مالیات
mortgage bank, pawn bank : بانک رهنی
mortgage note payable : سند پرداختنی رهنی
mortgage payable : دیون رهنی
mortgage pool : اوراق قرضه رهنی
mortgage, pledge : گرو گذاشتن، رهن گذاشتن
mortgaged company : شرکت رهنی
movable property = movables : اموال منقول
moving average process : فرایند مبتنی بر میانگین متحرک
moving expense : هزینه جابه جایی
multi programming systems : سیستم های چند برنامه ای
multi-step income statement : صورت سود و زیان چند مرحله ای
multilateral transport : حمل و نقل چند منظوره
multinational company : شرکت چند ملیتی
multinational corporation : شرکت فراملیتی، شرکت (سهامی) چند ملیتی
multiphase sampling : نمونه گیری چندگانه
multiple breakeven points : وجود چند نقطه سر به سر
multiple costing : هزینه یابی مرکب (چند محصول)
multiple currency system : نظام چند نرخی ارز
multiple exchange rate : نرخ چندگانه ارز
multiple rate : نرخ ترکیبی
multiple relationships : روابط چندگانه
multiple sampling : نمونه گیری چندگانه
multiple services : خدمات چندگانه
multiple solution rates : نرخ های بازده متعدد
multiple step income statement : صورت سود زیان چند مرحله ای
multiple tariff system : سیستم تعرفه متعدد
multiple taxation : مالیات بندی ترکیبی
multiple-line underwriting : پذیره نویسی چند جانبه
multiple-product pricing : قیمت گذاری چند محصول
multiple-step format : شکل چند مرحله ای
multiplied by number of insured years : ضربدر سنوات حق بیمه
multiplier effect : ضریب تکاثر درآمد
multiplier principle of investment,investment multiplier : ضریب افزایش سرمایه گذاری
multiproduct firm : شرکت چند محصولی
multipurpose testing : آزمون چند منظوره
multistage sampling : نمونه گیری چند مرحله ای
municipal bond : اوراق قرضه شهرداری ها
mutual fund open-end fund : شرکت سرمایه گذاری محدود
name plugging : تکرار نام یا علامت تجاری
named port of destination : بندر مقصد مشخص
named port of shipment : بندر مشخص برای حمل
narrative form = report form : فرم گزارش
narrowing the spread : کاهش حاشیه سود
national capital : سرمایه ملی
national commission on fraudulent financial reporting : کمیسیون ملی رسیدگی به تقلب در گزارش های مالی
national expenditure, national cost (expense) : هزینه ملی
national product : (تولید) محصل ملی
nationalized company : شرکت ملی شده
natural person : شخص حقیقی
negative opinion : نظر منفی
negative pledge clause : شرط عدم در رهن گزاردن دارایی
negative working capital : سرمایه در گردش منفی
negotiable certificate of deposit : گواهی سپرده بانکی قابل معامله
negotiable papers : اوراق و اسناد قابل انتقال
negotiable warehouse receipt : رسید انبار قابل معامله
negotiated transfer pricing : قیمت گذاری توافقی انتقالات داخلی
net application of funds : خالص مصارف وجوه
net back price : قیمت پس از کسر مخارج
net capital requirement : خالص سرمایه مورد نیاز
net current replacement cost : خالص ارزش جاری جایگزینی
net domestic product : تولید خال داخلی
net export of goods and services : خالص صادرات کالا و خدمات
net income approach : روش سود خالص
net interest, pure interest : بهره خالص
net mark up : خالص افزایش قیمت فروش
net operating income approach (NOI) : روش سود عملیاتی خالص ، رویکرد سود عملیاتی
net operating loss : خالص زیان عملیاتی
net payment : خالص پرداخت
net payment of sa1ary : خالص پرداخت حقوق
net premium, pure premium : حق بیمه خالص
net present value (NPV) : خالص ارزش فعلی
net working capital : خالص سرمایه در گردش
nil paid shares : سهام بدون پرداخت
nominal capital, authorized capital,authorized capital stock : سرمایه اسمی (مجاز)، سرمایه ثبت شده
nominal price : ارزش اسمی
nominal rate (of interest) = coupon rate : نرخ بهره اسمی یا اعلام شده
nominal share capital : سرمایه ثبت شده
nomination of inspectors : کاندیدا شدن بازرسان قانونی
non convertible preferred stock : سهام ممتاز غیر قابل تبدیل
non par value : به غیر بهای اسمی
non value added operations (activities) : عملیات فاقد ارزش افزوده
non-acceplance of bill : عدم قبولی برات
non -acceptance : عدم قبولی برات
non-cash cost (expense, expensediture) : هزینه غیر نقدی
non -commercial pr.ofit oriented establishment : موسسه غیر تجاری انتفاعی
non -compete agreement : توافق عدم رقابت
non-controllable costs (expenses) : مخارج غیر قابل کنترل
non -convertible preferred stock : سهام ممتاز غیر هزینه قابل تبدیل
non -depreciable assets : داراییهای استهلاک ناپذیر
non-profit : غیر انتفاعی
non-profit organizations (company) : موسسات، سازمان های غیر انتفاعی
non -profitable, uneconomic : غیر اقتصادی، غیر سودمند
non-recurring cost (expense) : هزینه غیر مستمر
non-recurring income, perquisite : درآمد غیر مستمر
noncash compensation : حقوق و مزایای غیر نقدی
nonoperating : غیر عملیاتی
nonoperating gain and loss : سود و زیان غیر عملیاتی
normal (wastage-spoilage), abnormal spoilage (wastage) : ضایعات غیر عادی
normal capacity = average capacity : ظرفیت اسمی، ظرفیت عادی
normal financing principles : اصول معاملات دو جانبه (دو کشور)
normal shrinkage (spoilage) : آبرفتگی عادی، ضایعات عادی
not for profit organi2ation : سازمان غیر انتفاعی
notary public, registry : محضر، دفتر اسناد رسمی، دفترخانه
notes paid : اسناد پرداختی
notes payable account : حساب اسناد پرداختنی
notes payable, bills payable, documents payable : اسناد پرداختنی
notional profit : سود ظاهری
notorious-ill named partner : شریک بدنام
number of dependents : تعداد افراد تحت تکفل (بیمه شده)
numerical scale point for importance : ضریب کمی اهمیت، ضریب مقداری اهمیت
objective professional judgement : قضاوت حرفه ای بی طرفانه
objectives of financial reporting : اهداف گزارشات مالی
objectivity principle : اصل عینیت
obligations under capital lease : تعهدات اجاره سرمایه ای
obligatory decrease of capital, oblicatory event : کاهش اجباری سرمایه
obsolete stocks (product) : موجودی غیر مستعمل (متروک)
occupancy expense : هزینه اشغال فضا
occupation tax : عوارض کسب
occupational accidents : حوادث شغلی، حوادث ناشی از کار
occupational discase : بیماری شغلی، بیماری ناشی از کار
occupational pesion scheme : برنامه بازنشستگی کارکنان
occupational safety : حفاظت کار
occupational tax : مالیات پیشه وران و اصناف
occupied capacity : ظرفیت بکار گرفته شده (اشتغال)
occupy : به تصرف درآوردن، اشغال کردن
occur, take place : رخ دادن، اتفاق افتادن
of price fluetuation : ترقی و تنزل قیمت (نوسان قیمت)
off-type : ناجور، مغایر با نوع عادی و معمولی
offer acceptanceand : اشتباه متقابل، اشتباه جبرانی
offer and acceptance : ایجاب و قبول (در معاملات)
offer price : قیمت پیشنهادی
offer, propose : پیشنهاد کردن، تعارف کردن، عرضه
offering price : قیمت پیشنهادی
office equipment : تجهیزات یا اثاثه اداری
office of departure : دفتر گمرکی مبدا
office of paying master : دفتر رئیس پرداخت
office supplies : ملزومات اداری
officers of a company : مدیران و مقامات ارشد یک شرکت
official document (paper) : سند رسمی
officials, responsibilities : مسئولین، مقام های رسمی
offset debt, reciprocal debt : بدهی متقابل (در مقابل طلب)
offsetting errors, compensating errors : دو اشتباه که یکدیگر را خنثثی کنند، اشتتباهات متقابل
offshore company : شرکت فراساحل
oil ministry pension fund : صندوق بازنشستگی وزارت نفت
old age pension : حقوق بازنشستگی سالخوردگی
old age pension fund : صندوق بیمه بازنشستگی
oligopoly : رقابت چند جانبه، انحصار چندگانه، بازار انحصاری چند فروشنده
oligopsony : انحصار خرید
on account prior years : علی الحساب سنواتی
on approval : به شرط
on cost transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی بر مبنای قیمت تمام شده
on risk / hazard (exposure) : در معرض خطر / (در معرض) خطر، تصادف
on spot price, spot price : قیمت فی المجلس
on-cost, indirect cost (expense),indirect expense : هزینه غیر مستقیم
on-line processing : پردازش مستمر
on-time performance : عملکرد به موقع
one man company : شرکت یک نقره
one-price policy : سیاست قیمت واحد
one-shift operations : عملیات یک نوبتی
one-variance approach : روش تک انحرافی
open check : چک باز، چک نقدشدنی
open contract : قولنامه
open discount market : بازار تنزیل آزاد
open doors : در(ها)ی باز، دروازه های باز (اقتصاد)
open doors policy : سیاست درهای باز (بازرگانی)
open item file : پرونده اقلام باز
open letter of credi : اعتبار اسنادی باز
open market operations : عملیات بازار آزاد
open market rate : نرخ بازار آزاد
open market value (OMV) : ارزش دارایی در بازار آزاد
open order : سفارش باز
open outcry : حراج حضوری
open policy : بیمه نامه باز، بیمه نامه قابل تغییر
open treaty : معاهده باز
open-end bonds : اوراق قرضه آزاد
open-end budget : بودجه نامحدود
open-end company (or trust) : صندوق مشترک سرمایه گذاری
open-end fund : صندوق مشترک سرمایه گذاری با سرمایه نامحدود (معتبر)
open-end investment company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه متغیر (نامحدود)
open-end mortgage : رهن آزاد (نامحدود)
open-ended mutual funds : یک صندوق مشترک سرمایه گذاری که تعداد سهام آن مشخص نیست
opening balance : مانده افتتاحیه، مانده اول دوره، مانده انتفالی به دوره بعد
passavant : پروانه عبور
passavant declaration : اظهارنامه عبور
passbook : دفتر حساب (پس انداز) بانک
passed : رد شده
passed dividend : سود سهام اعلام نشده
passenger manifest : صورت مسافران، مانیفیست مسافران
passive : مجهول
passive asset : دارایی راکد
passive bond : قرض الحسنه، اوراق قرضه بدون بهره
passive debt : بدهی بی بهره
passive investment : سرمایه گذاری غیر فعال
passport : گذرنامه
password : اسم رمز، کلمه عبور
password pawn : کلمه رمز، اسم رمز
past due : تاخیر در پرداخت و رعایت نکردن در زمان تعیین شده (مورد توافق)
past due bill, overdue bill : برات سررسید گذشته
past service (pension) cost : هزینه خدمات قبلی
past, due, overdue : سررسید گذشته (مهلت منقضی شده)
patent : حق اختراع
patent office : اداره ثبت اختراع
patent right, patent, royalty : حق الاختراع
patent,pervasive : اختراع ثبت شده، حق ثبت اختراع, حق بهره برداری
patentee : صاحب اختراع ثبت شده
patrimony : دارایی موروثی (ترکه)
pattern : الگو
pattern of cost allocation : الگوی تخصیص هزینه
pawn broker : دلال گرو (رهن)
pawn setter : رهن گذار (راهن)
pawn, pledge, mortgage : گرو (رهن)، گرو گذاشتن
pawner : راهن، گروگذار
pay a draft at sight : پرداخت برات دیداری
pay as you eam (P AYE) : پرداخت تدریجی بدهی، پرداخت تدریجی بدهی براساس تحصیل درآمد
pay back method : رش مقایسه بازده (سرمایه گذاری ها ، طرح ها)
pay bak : بازپرداخت، استرداد جه کردن
pay bill, payment voucher, voucher : سند پرداخت
pay by check : با چک پرداختن
pay clerk : متصدی پرداخت
pay day : روز پرداخت
pay in advance : پول پیش شدادن
pay in installments : به اقساط پرداختن
pay interest : بهره پرداختن
pay interest in current account : به حساب جاری بهره دادن
pay master : مامور پرداخت
pay master pay plan, paymaster : مامور پرداخت
payoff : بازدهی (برگشت وجه)
pay office : اداره پرداخت
primary liability : بدهی اولیه، مدیون اولیه
primary market : بازار اولیه
primary market transactions : مبادلات بازار اولیه
primary movement : تغییر شدید اولیه
primary objective : هدف اولیه
primary obligation : تعهدات اولیه و اصلی
primary offering : عرضه اولیه اوراق بهادار
primary production : تولید اولیه
primary relatives : بستگان درجه اول
primary reserve fund : وجوه اندوخته اولیه
primary reserves : ذخایر (اندوخته های) اولیه
prime bank bill : برات بانکی ممتاز
prime bill : برات ممتاز (یا اعتبار عالی)
prime bill of exchange : برات اسنادی ممتاز
prime bond : سند قرضه درجه اول
prime budget : بودجه اولیه
prime cost percentage : درصد بهای اولیه
prime cost principal : هزینه های اولیه هزینه های اولیه، هزینه های تاسیس
prime cost, original cost, direct expenses : بهای اولیه، هزینه های اولیه (مستقیم)
prime document : سند اولیه
prime entry : ثبت اولیه
prime entry books : دفاتر ثبت اولیه
prime interest rate : نرخ بهره اولیه
prime model, primal model : مدل اصلی
prime rate : نرخ بهترین (ممتاز)، نرخ اولیه
primitive : مفهوم اولیه یا تعریف مشخص
primitive books : دفاتر اولیه (ابتدایی ، قدیمی)
primitive source : منبع قدیمی (منبع پیشین) دستور دهنده (در وصول، ضمانت قرارداد)
principal : اصل
principal amount, principal sum : مبلغ اصلی
principal auditor : حسابرس اصلی
principal books : دفاتر اصلی
principal budget factor : عامل کلیدی (اصلی) بودجه
principal creditor : طلبکار اصلی (عمده)
principal debtor : بدهکار اصلی (عمده)
principal office of the partnership : مرکز اصلی مشارکت
principal products : محصولات اصلی
principal-agent relationship : رابطه مالک و مدیر، رابطه ارباب و رعیت، رابطه نمایندگی
principle errors in entries : اشتباهات اصولی در ثبت حساب ها
principle of conservation : اصل محافظه کاری
principle of consistency : اصل ثبات و هماهنگی
principle of consistency for comparison : اصل ثبات رویه جهت
principle of consolidating statements : اصل تلفیق کردن صرت های مالی
principle of disclosure : اصل افشای (حقایق)
principle of exceptions : اصل توجه به انحرافات بودجه ای
principle of realimtion : اصل تحقوق
principles of consolidating financial statements : اصول تلفیق کردن
principles of cost accounting : اصول حسابداری قیمت تمام شده
principles of double entry accounting : اصول حسابداری دو طرفه
principles of the code : اصول آیین رفتار
print : ثبت قیمت در تابلوی بورس، چاپ کردن، چاپ شدن
priodic inventory posting system,periodic inventory system : سیستم ثبت ادواری موجودی ها
prior, financial period adjustments : اصطلاحات دوره مالی قبل
prior lien bond : اوراق قرضه با حق تقدم
prior period adjustment : اصلاح سنوات قبل، تعدیلات دوره قبل
prior period items : اقلام دوره های قبل
prior period′s accounts : حساب های دوره قبل
prior period, preceding period : دوره قبل
prior preferred stock : سهام ممتاز با حق تقدم
prior probabilities : احتملات پیشین
prior probability distribution : احتمالات برآوردی
prior right of creditors : حقوق ممتاز اعتبار دهندگان
prior service cost : هزینه خدمات پیشین
prior shares : سهام مقدم
prior year : سال قبل
prior year profit : سود سال های قبل
prior year′s adjustments : تعدیلات سال قبل
prior years loss(es) : زیان سنواتی
prior-charge capital : مبنای اولیه بودجه، سرمایه ممتاز، سرمایه دارای اولویت
priority : اولویت، حق تقدم
priority expense : هزینه مقدم بر
priority percentages : (فهرست) نسبت های تقدم
private : خصوصی، شخصی
private accounting : حسابداری خصوصی
private barik : بانک خصصی
private company, private corporation : شرکت خصوصی، شرکت سهامی خاص
private contract, private agreement : قرارداد خصوصی
private costs : هزینه های خصوصی
private debt : بدهی خصوصی (شخصی)
private deed : سند خصوصی
private financing : تامین مالی خصوصی
private health insurance : بیمه درمان خصوصی
private joint stock company : شرکت سهامی خاص
private ledeger (PL) : دفتر خصوصی
private ledgers : دفاتر خصوصی
private limited company : شرکت سهامی خاص
private offering : عرضه خصوصی
private ownership, private property : مالکیت خصوصی
private placement : عرضه خصوصی سهام
private property : اموال خصوصی
private sector : بخش خصوصی
private securities litigation reform act : قابل اصلاحیه پیگرد قانونی اوراق بهادار بخش خصوصی
private treaty : معامله خصوصی
private treaty pro-forma invoice : معامله اشخاص وابسته، معامله داخلی، معامله خصوصی
private warehouse : انبار اختصاصی
privatization : خصوصی سازی
privilege : امتیاز خاص، حق ویژه
privileged communication : رابطه خاص بین وکیل و موکل، پزشک و بیمار، حسابرس و صاحبکار
privileged information : اطلاعات ممتاز
privileges, benefits, advantages, rewards : مزایا
privity : رابطه حقوقی (بین طرفین قرارداد)
privity of contract : مسئولیت طرفین قرارداد
pro forma data : اطلاعات (داده های) فرضی / پیش بینی شده
pro rata : متناسب (در مورد سرشکن کردن هزینه ها، به کار می برند)
pro rata allocation : تخصیص متناسب
pro rata distribution : توزیع متناسب (هزینه، درآمد، وجوه)
pro rata liability clause : ماده مسئولیت متناسب (در قرارداد)
pro-forma financial statements : صورت های مالی پیش بینی شده
pro-forma invoice : پیش فاکتور، پروفرما، صورتحساب موقت
pro-rata rate : نرخ نسبی (نرخ تسهیم به نسبت)
pro-ration of costs : تسهیم بندی هزینه (به دوایر ، به آحاد)
pro-ration of joint costs : تسهیم بندی هزینه مشترک (به دوایر ، به آحاد تولید)
proactive : پیشگیرانه، قبل از وقوع، پیش هنگام
probabilistic forecasting : پیش بینی مبتنی بر احتمالات
probabilistic sample selection : انتخاب نمونه براساس احتمالات آماری
probability : احتمال، ضریب احتمال
probability distribution : توزیع احتمالات
probability frequency function : یک تابع ریاضی که نشان دهده احتمال رخداد رویدادهای تصادفی در یک سیستم مبتنی بر رویدادهای تصادفی است.
probability of bankruptey : احتمال ورشکستگی
probability of loss : احتمال ضرر و زیان
probability of loss, likelihood of loss (income) : احتمال ضرر (درآمد)
probability of obtaining loan : احتمال اخذ وام
probability proportionate to size (pPS) sampling : نمونه گیری رویدادهای احتمالی متناسب با «اندازه یا بزرگی» نمونه
probability sample : نمونه احتمالی
probability-proportion-to-size sample selection (PPS) : انتخاب نمونه به روش احتمال متناسب با انازه
probable event : یک رویداد آتی که رخداد آن محتمل است
probable life : عمر احتمالی
probable life of asset : عمر احتمالی دارایی
probable life of machinery : عمر احتمالی ماشین آلات
probable value : ارزش احتمالی
probate value : ارزش همه اموال متوفی، هنگام فوت
probe, review : بررسی، کاوش
problem definition : تعریف مسئله
prob1em delineation : تشریح و بیان موضوع (مساله)
problem error cause, prob1ems, errors,mistakes : اشتباهات
procedural (executional) activities : فعالیت های اجرایی
procedural audit (or review) : بررسی کنترل های داخلی و سایر روش های مورد استفاده سازمان به وسیله یک حسابرس خارجی
procedure library : بایگانی دوستورالعمل های اجرائی
procedure on checking accounts : طرز عمل رسیدگی به حساب ها
procedure on receipts : دستورالعمل دریافت (کالا ، مواد)
procedure on stocktaking : دسورالعمل صورت برداری از انبار
procedure, method : روش عمل، دستور کار، دستور العمل اجرائی
procedures to obtain an understanding : روش های کسب شناخت
procedures to obtain an understanding of internal control : روش های شناخت از کنترل های داخلی
proceeds amount, proceeds : مبلغ حاصل از فروش
proceeds from... : عایدات حاصل از ...
proceeds of discounting : وجوه حاصل از تنزیل
proceeds of sale, sales revenue : عواید فروش، وجوه حاصل از فروش
process : فرآیند، مرحله عمل، پردازش کردن
process audit : فرایند حسابرسی
process benchmarking : الگوگزینی فرآیند، مقایسه فرایند با الگوی برگزیده
process biling : ارسال صورتحساب مرحله ای
process control : کنترل فرایند
process cost account : حساب هزینه مرحله عمل
process cost accounting : حسابداری هزینه یابی مراحل عمل
process cost accounting method : روش حسابداری قیمت تمام شده مرحله ای
process cost(ing) system : سیستم هزینه یابی مرحله ای
process costing method : روش هزینه یابی مرحله ای
process costing procedure : روش عمل هزینه یابی مرحله ای
process costing, process cost system : هزینه یابی مرحله ای، هزینه یابی مراحل عملی
process improvement : بهبود فرایند
process loss : زیان مرحله ای
process map : تصویر فرایند ، نقشه فرایند
process material : مواد در جریان ساخت
process of financial reporting : فرایند گزارشگری مالی
process payment, stage payment : پرداخت مرحله ای
process productivity : بهره وری فرایند
process productivity analysis : تجزیه تحلیل بهره وری فرآیند
process profit : سود مرحله ای (سود ساخت) مرله
process quality yield : بازده کیفیت فرایند
process value analysis : تجزیه و تحلیل ارزش فرایند
processess, stages : مراحل
processing departments : دوایر ساخت
processing flow-chart : نمودار جریان پردازش اطلاعات در برنامه
processing information : اطلاعات در حال پردازش
processing of the order : انجام سفارش
processing the cost : تسهیم هزینه به مراحل
opening balance sheet : ترازنامه افتتاحیه اختتامی، تراز آزمایشی پس از بستن حسابها و انجام ثبت های تعدیلی
opening bank : بانک بازکننده اعتبار
opening books : افتتاح حساب ها، افتتاح دفاتر
opening entry : افتتاح حساب ها، ثبت افتتاحی
opening inventory : موجودی کالای ابتدای دوره
opening stock : موجودی افتتاحیه (اول دوره)، موجودی کالا اول دوره
opening the books : افتتاح حساب ها، نقل مانده حساب ها به دفاتر جدید
opening trial balance : تراز آزمایشی افتتاحیه
operable time : زمان آمادگی، زمان دسترسی
operate, practice : عمل کردن
operating : عملیاتی، فعالیت یک سازمان
operating (income-profit) : سود عملیاتی
operating (period-cycle), cycle of operations : دوره گردش عملیات
operating activities, operational activities : فعالیت های عملیاتی
operating and financial review : بررسی وضع مالی و عملیاتی شرکت
operating asset : دارایی فعال (موثر در بهره برداری)
operating capability : توان عملیاتی
operating capability maintenance : حفظ توان عملیاتی
operating cash inflows : جریان های وجه نقد ورودی حاصل از عملیات
operating cycle : چرخه عملیات، دوره عملیاتی، گردش عملیات
operating earnings : عایدات عملیاتی
operating effectiveness : سودمندی عملکرد درجه (عملیات)
operating efficiency : کارآیی عملی (موثر)
operating expense (cost) : هزینه عملیاتی
operating incom (or profit) : سود عملیاتی
operating income : درآمد عملکرد، درامد عملیاتی
operating items : اقلام عملیاتی
operating lease : اجاره عملیاتی
operating leverage : اهرم عملیاتی
operating loss : زیان عملیاتی
operating manual : راهنمای عملیاتی
operating margin : سود ناویژه
operating method : روش عملیاتی
operating performance : عملکرد، میزان مهارت و موقتی حاصل از هر نوع فعالیت
operating performance ratio(s) : نسبت های عملیاتی (عملکرد)
operating profit : سود عملکرد
operating ratio : نبت عملیاتی
operating report : گزارش عملیاتی
operating reserve : ذخایر عملیاتی
operating result(s), results of operations : نتایج عملیات، سود یا زیان خالص
operating revenue : درآمد عملیاتی
operating risk : ریکس عملیاتی
operating segment : بخش (واحد) عملیاتی
operating statement : صورت عملکرد
operating system : سیستم عامل
operating trend : روند عملیات
operation : عملیات، عملکرد
operation budget : بودجه عملیاتی
operation cost center : مرکز هزینه عملیات
operation costing : هزینه یابی عملیاتی
operation leverage : اهرم عملیاتی
operation research : تحقیق در عملیات
operation test run period : دوره عملکرد آزمایشی
operation time : زمان مشغول به کار
operational : عملیاتی
operational accountability : پاسخگویی نسبت به عملیات، مسئولیت مقامات اجرایی
operational asset : دارایی عملیاتی
operational audit(ing) : حسابرس عملیاتی
operational capacity, practical capacity,practical attainable capacity : ظرفیت عملی، قدرت عملیات
operational control information system : سیستم اطلاعاتی کنترل عملیات
operational control operating control : کنترل عملیاتی
operational expense : هزینه عملیاتی، هزینه عملیات عادی واجد تجاری
operational internal audit plan : طرح عملیاتی حسابرسی داخلی
operational management : مدیریت عملیاتی
operational report : گزارش عملیاتی
operational variances : انحراف های عملیاتی ، مغایرت های عملیاتی
operations research (OR) : تحقیق عملیاتی
operations, transactions : عملیات
opinion : آراء، رای، عقیده، اظهار نظر
opinion paragraph (auditing) : بند اظهارنظر
opinion research : تحقیق آراء، تحقیق عقاید
opinion shopping : خرید رای
opinion, attitude, view, award : نظرگاه، دیدگاه، رای، عقیده، آرا، حکم
opportunity cost (allocation) : هزینه فرصت های از دست رفته
opportunity set : مجموعه گزینه های پیش روی
oppose : مخالفت کردن، رو در رو ایستادن
opposite side of account : طرف مقابل حساب
optimal capital structure : ساختار بهینه سرمایه
optimal cost management system : سیستم مدیریت (کنترل) بهینه هزینه
optimal level : سطح مطلوب
optimal portfolios : پرتفوی بهینه، مطلوبترین مجموعه سرمایه گذاری
optimal solution : راه حل بهینه
optimize : بهینه یابی، بهینه سازی
optimizing models : مدل های بهینه سازی
optimum : حد مطلوب، بهینه
optimum (optimal) allocation method : روش تخصیص مطلوب
optimum output : نتیجه یا محصول مطلوب (مورد نظر)
optimum perfonnance : اجرای مطلوب (عملیات)
optimum solution : راه حل مطلوب
optimum stock level : حد مطلوب موجودی
optimum tariff : تعرفه ی بهینه
optimum trading range : دامنه مطلوب دادوستد، حد بهینه خرید و فروش
optimum use : استفاده مطلوب
optimum work period : حد مطلوب دوره کار
option : اختیار، آزادی در انتخاب، اختیار معامله
option dealing : سفته بازی روی ترقی سهام، معامله اختیاری
option holder : دارنده برگ اخیار معامله
option money : پول اختیاری (علی الحساب)
option premium : قیمت برگ اختیار خرید (فروش) سهام
option price : قیمت اختیار خرید سهام
option series : سری برگ های اختیار معامله
option spread : فرم سفارش
option writer : فروشنده یک برگ اختیار معامله
optional dividend : سود سهام اختیاری (نقدی یا مصرفی با سهام جایزه)
optional redemption : باز خرید اختیاری
opulation of interest : جامعه آماری مورد نظر
order point : نقطه سفارش (کالا)، نقطه تجدید سفارش
order processing time : نقطه سفارش (کالا)، نقطه تجدید سفارش
ordere de experts comptables (OEC) : هیات ناظر بر حرفه حسابداری در فرانسه
ordinary depreciation : استهلاک عادی
ordinary profit : سود ناشی از فعالیت های شرکت
ordinary repair : تعمیر عادی
organization for economic cooperation and development (OECD) : سازمان همکاری و توسعه اقتصادی
organization for european economic cooperation (OEEC) : سازمان همکاری اقتصادی اروپا
organization, body corporate,corporation : سازمان
organizational relationships : روابط سازمانی
orginal capital : سرمایه اصلی
orginal copy : نسخه اصلی
orginal cost (expense, expenditure) : هزینه اصلی
original capital : سرمایه اولیه
original markups : افزایش اولیه قیمت فروش
original receipt : رسید اصلی
original selling price : قیمت اولیه فروش
other accounts payable : سایر حساب های پرداختنی
other comprehensive income : سایر اقلام سود جامع
other information included in annual reports : سایر اطلاعات مندرج در گزارشات سالاته
other people′s money (OPM) : (استفاده از) پول دیگران
out flow of capital : خروجی سرمایه
out of pocket costs, actual expenditures : مخارج واقعی، هزینه های پرداخت فوری
out-of-pocket costs : هزینه های خاص که جهت انجام یک کار به ناچار پرداخت می شود.
out-of-sample data : اطلاعات (داده های) خارج از نمونه
outgoing partner : شرکت خارج شونده
outlay expiration : استهلاک، کاهش ارزش دارایی
output : بازده، محصول، برون داد
output cost : هزینه تولید
output data : اطلاعات خروجی
output level overhead variance : انحراف سربار در سطح محصول
output report : گزارش خروجی
output scanning : بررسی گزارش های خروجی
output -oriented principles : اصول متمرکز بر ستانده ها
outputs : عوامل کارکرد
outright exportation : صادرات یکسره / قطعی
outside the power : خارج از اختیار
outside the power of directors : خارج از اختیارات مدیران
outstanding capital : سرمایه معوق (وصول نشده)
outstanding deposit : سپرده های بین راهی
outstanding premium : حق بیمه معوق
outstanding, pending, accrue : معوق
outward processing : عمل آوردن در خارج
over absorbed, over applied : اضافه جذب شده
over absorption (overall feasibility) : اضافه جذب
over absorption of fured cost : اضافه جذب سربار ثابت
over capacity : بالاتر از ظرفیت
over life of project : در طول عمل، مدت پروژه
over par value : مازاد بر ارزش اسمی
over pay : بیش از استحقاق مزد دادن
over payment : پرداخت زائد (بیش از حد)
over product : تولید بیش از اندازه (تولید انبوه)
over purchase : خرید به قیمت بالا
over spend : تجاوز از اعتبار مصرف شده
over-applied overhead : اضافه جذب (هزینه) سربار
overabsorption : مازاد جذب سربار
overall productivity : بهره وری کامل (جامع)
overapplied (overhead) cost : مازاد هزینه جذب شده
overdue debt, past due debt : بدهی سررسید گذشته، مطالبات معوق
overhead absorbtion, overapplied overhead : جذب (هزینه) سربار
overhead appropriation : تسهیم، سرشکن کردن، تقسیم کردن
overhead capacity variance : مغایرت ظرفیت سربار
overhead efficiency variance (productivity variance; overhead productivity variance) : انحراف کارایی سربار
overhead expenses : هزینه های سربار (بالاسری)
overhel!-d in process : سربار در جریان ساخت
overhead per unit : نرخ واحدی سربار
overhead price variance : مغایرت قیمت سربار ، انحراف قیمت سربار
overhead usage, overhead spending : مصرف سربار
overpaid : پرداخت بیش از حد (بیش از حق)
overseas company : شرکت خماورای بحار
overtime allowance, overtime pay : فوق العاده اضافه کار
overtime pay : مزد اضافه کاری
overtime premium hours : ساعات اضافه کاری جایزه دار
ownership : مالکیت
ownership card : کارت مالکیت
ownership · claims : مطالبات مالکیت
ownership equity : حقوق مالکین
ownership of assets : مالکیت دارایی
ownership right, right of possession,property right, proprietary right : حق مالکیت
Pacioli, Luca (1445-1514) : پاچیولی، لوکا (1517،1445 میلادی) یک راهب فرانسیسکن و نخستین کسی که توانست فترداری ثبت دو طرفه ارائه کند.
package deal : معامله کلیدی ، چکی (بدون توجه به مسائل جزئی معامله)
package pay : مزد بسته بندی یا عدلبندی
packaged program : برنامه آماده
packaging cost : هزینه بسته بندی
packet, small package : بسته کوچک
packing and distribution : بسته بندی و توزیع
packing and loading expense : هزینه بسته بنی و بارگیری
packing and shipping : بسته بندی و ارسال
packing expense (charge) : هزینه بسته بندی
packing list : صورت بسته بنددی یا عدلبنددی؛ صورت کالاهای بسته بندی شده
packing note : یادداشت محتویات بسته
packing, packaging : بسته بندی و توزیع
padding expenses : فزون نمایی هزینه ها
paging : فرایند انتقال داده ها و اطلاعات از حافظه اصلی به حافظه های فرعی (رایانه)
paid : پرداخت شده، نقد
paid check : چک پرداختی
paid in (up) capital, contributed capital : سرمایه پرداخت شده
paid in capital for treasury stock : صرف سهام خزانه
paid in capital from retirement of treasury stock : سرمایه پرداخت شده از ابطال سهام خزانه
paid in cash share : سهام نقداً پرداخت شده
paid in kind : پرداخت غیر نقدی
paid inexcess of par value : پرداخت مازاد بر ارزش اسمی
paid. invoice : صورتحساب پرداخت شده
paid on account : پرداختی علی الحساب
paid on charge : پرداختی به عنوان مساعده
paid on credit : پرداختی نسیه (قرضی)
paid sick leave, sickness benefit : پرداخت دستمزد ایام بیماری
paid up capital share : سرمایه تمام پرداخت شده
paid up insurance : بیمه پرداخت شده
paid up policy : بیمه نامه ای که حق بیمه آن پرداخت شده
paid up share (stock) : سهام پرداخت شده
paid-in : پرداخت شده
paid-in capital : سرمایه پرداخت شده
paid-in capital in excess of par : صرف سهام
paid-in capital surplus : صرف سهام
paid-in surplus : صرف سهام
paid-up capital : سرمایه پرداخت شده
paid-up insurance : بیمه پرداخت شده
painting the tape : ایجاد رونق مصنوعی در بورس
pansion and saving department : اداره بازنشستگی و پس انداز
paper assets : داراییهای مالی، اوراق بهادار
paper profit : سود تحقوق نیافته، سود صوری
paper rate : نرخ غیر واقعی
paper tiger : سرمایه گذاری به ظاهر سودآور
par : برابری، تساوی، بهای رمی اسناد و ضمانتنامه ها
par bond : اوراق قرضه ای که به ارزش اسمی فروخته شود
par clearing, par payment : پرداخت اصلی (اسمی)
par exchange rate, exchange parity,foreign exchange rate : نرخ برابری ارز
par of exchange : نسبت واحد پول یک کشور به واحد پول کشور دیگر
par rate of exchange, official exchange rate : نرخ رسمی ارز
par value method : روش ارزش اسمی
par value of currency : نرخ اسمی ارز
par value of securities : قیمت اسمی اوراق بهادار
par value of shares : قیمت اسمی سهام
par value of stocks, face value of shares,stated value of share, stock par value : ارزش اسمی سهام
par value theory : تئوری ارزش اسمی
par-clearance : واریز (پرداخت) اسمی
par-clearing : واریز اصل سند (مبلغ اسمی سند)
par-value capital stock : تعیین ارزش اسمی هر سهم براساس اساسنامه شرکت
paradigm : الگوی فکری، پارادایم
paragraph : یک قسمت از یک ماده یا تصره، بند
parallel hedge : پوشش ریسک از طریق خرید ارزهای متفاوت
parallel simulation : شبیه سازی موازی
parallel testing : آزمون موازی
parameter : عامل ثابت، گارامتر، مولفه
parametric test : آزمن پارامتر، پارامتر سنجی
parcel of bills : بسته بروات
parcel post : بسته پستی
parcel post receipt : قبض امانات پستی
parent : واحد تجاری اصلی، شرکت مادر
parent company : شرکت مادر، واحد تجاری اصلی یا شرکتی که واحدهای فرعی را کنترل می کند.
parent company auditor : حسابرس شرکت مادر
parent company statements : صورت های مالی جداگانه «واحدهای تجاری اصلی»
parent company′s percentage of ownership : درصد مالکیت شرکت اصلی
parent enterprise (corporation) : موسسه مادر
parent′s percent of ownership : درصد مالکیت شرکت اصلی
parent - subsidiary relationship : رابطه اصلی، فرعی
parenthesis-free notation : یادداشت بدون پرانتز
parenthetical information : ارائه اطلاعات در داخل پرانتز
parenthetical note : یادداشت بدون پرانتر
pareto principle : اصل پارتو ، قانون بیست هشتاد
pari passu clause : شرط برابر بودن وام ها
parity : برابری، نسبت
parity price : قیمت همانند یا یکسان
parol : قول شفاهی، قرارداد شفاهی
parole agreement : قولنامه (قرارداد شفاهی)
parole evidence role : قاعده حاکمیت متن نوشته بر نقل قول شفاهی در قراردادها
part paid : قسمت پرداخت شده
part shipment : حمل قسمتی از کالا
part-paid invoice, part paid statement : صورتحساب جزئا پرداخت شده
part-payment : پرداخت قسمتی
part-time worker, casual worker : کارگر موقت، کارگر نیمه وقت
partial : جزیی ، قسمتی
partial damage : خسارت جزئی
partial disability : از کار افتادگی جزئی
partial payment : پرداخت به دفعات
partial productivity : بهره وری ناقص
partial productivity measurement : اندازه گیری بهره وری ناقص / نسبی
partial recognition : شناسایی ناقص / نسبی
partial reliance : اعتماد نسبی
partial relief : بخشودگی جزئی
partial shipment, shipment by instalment : حمل به دفعات ، حمل بخشی از کالا
partial work related disability : از کار افتادگی جزئی ناشی از کار
partial year : بخشی از سال
partially paid : قسمت پرداخت شده
partially paid capital : سرمایه به دفعات پرداخت شده
partially paid shares : سهام به دفعات پرداخت شده
partially participating : مشارکت جزیی
partially participating preferred stock : سهام ممتاز با مشارکت جزئی در سود باقی مانده
partially participation : مشارکت جزئی
participate : مشارکت کردن
participating bonds : اوراق قرضه با حق مشارکت در سود
participating capital stock : سهام ممتاز با حق سهیم شدن در مازاغد سود
participating clause : شرط حق مشارکت در سود اضافی
participating dividend : سود پرداختی به داردندگان سهام ممتاز علاه بر سود تعیین شده در برگ سهم.
participating in interests : سهیم در منافع
participating insurance : بیمه سهیم (در منافع)
participating preference share : سهم ممتاز که دارنده آن سود تقسیمی ثابتی دریافت می کند و پس از این که سهامداران عادی درصد مشخصی از سود دریافت کردند، وی در بقیه سود سهیم می شود.
participating share : سهم ممتاز با حق مشارکت در سود
participating stock : سهام مشارکت کننده در سود
participation certificate : ورقه یا برگ مشارکت
participation credit : اعتبار مشارکتی
participation funds : وجوه مشارکتی
participation loan : وام مشارکتی
participation, corporate, joint venture,partnership, cooperation : مشارکت
participation, partnership : شراکت، همیاری
particular average : میانگین خاص
particular balance sheet accounts : حساب های خاص ترازنامه
particular expense : هزینه خاص
particular format of accounting books : شکل خاص دفاتر حساب
particular forms of cost functions : اشکال خاص توابع هزینه
particular operating cost : هزینه خاص عملکرد (عملیات)
particular partnership : مشارکت مخصوص
particular profit and loss expense : هزینه خاص سود و زیان
particular(s) : مشخصات، مشخص، معین
parties to bill : اشخاص ذینفع در برات
parties to contract : طرفین قرارداد
partly finished : تا اندازه ای ساخته شده ، نیمه ساخته
partly finished goods, semi finished goods : کالای نیمه ساخته
partly finished stock : موجودی کالای تا اندازه ای تمام
partly finished store : انبار کالای نیمه ساخته
partly paid shares : سهامی که هنوز تمام مبلغ اسمی آن پرداخت نشده باشد.
partly paid, semi-paid : نیمه پرداخت
partly secured : تا اندازه ای تضمین شده
partly secured credit : اعتبار نیمه تضمین شده
partly secured loan : وام با قسمتی تضمین
partner : شریک بودن، یار بودن، همکار
partner in joint account : شریک با حساب مشترک
partner participant : شریک
partners : شرکاء
partners of the company : شرکاء شرکت
partners′ current account : حساب جاری شرکاء
partners′ drawing account : حساب برداشت شرکاء
partners′ interest : حقوق شرکاء (منافع شرکاء)
partnership accounting : حسابداری شرکت های تضامنی
partnership agreement, joint venture agreement : قرارداد بین شرکای یک شرکت تضامنی
partnership capital : سرمایه شراکت
partnership dissolution partnership liquidation : انحلال شرکت تضامنی
partnership financial statements : صورت های مالی شرکت تضامنی
partnership liquidation : انحلال شرکت های غیر سهامی
partnership profit : سود شرکت غیر سهامی
parts list : صورت مواد، صورت اجزا
party : طرف معامله
party concerned, party interested : ذینفع (طرف ذی نفع)
pass : از قلم افتاده، تصویب، کلمه رمز، گذاشتن، عبور کردن، تصویب کردن قانون
pass-book : دفتر حساب جاری بانکی مشتری
passage : حق عبور
passage of title : انتقال مالکیت
pay officer, pay master : متصدی پرداخت
pay on credit : به صرت نسیه پرداختن
payout rate : (سرمایه ، سهام) نرخ پرداخت سود
pay plan : طرح حقوق، سیستم حقوق و مزایا
pay raise, increase in salary : افزایش حقوق
pay sheet, salary roll, pay roll : لیسست حقوق، لیست حقوق و دستمزد
pay slip, pay receipt : بیجک (برگ رسید دستمزد)
pay up : پرداخت وجه اضافی
pay, reimburse, disburse, settle : پرداخت کردن
pay-as-you -earn : پرداخت به قدر عالیدی، پرداخت در برابر خدمت
pay-as-you-go : پرداخت تدریجی بدهی، ثبت هنگام پرداخت
pay-off period of asset : دوره بازدهی دارایی
pay-off period of investment : دوره پرداخت سرمایه گذاری
pay-through bonds : اوراق قرضه دارای پشتوانه
payability : قابلیت پرداخت
payable : بدهی های پرداختنی، قابل پرداخت
payable (on) demand : قابل پرداخت در صورت مطالبه
payable at destination : قابل پرداخت در مقصد
payable at maturity : قابل پرداخت در سررسید
payable at par : قابل پرداخت به ارزش اسمی
payable at sight : قابل پرداخت به رویت
payable in advance : قابل پیش پرداخت
payable in bearer : قابل پرداخت در جه حامل
payable long-term inter-company : بدهی بلند مدت فی ما بین شرکت های وابسته
payable to bearer : قابل پرداخت به حامل
payable to bearer of bill bearer bill : برات در وجه حامل
payable to order : قابل پرداخت به حواله کرد
payables turnover period : دوره واریز بستانکاران
payables, accounts payable : حساب های پرداختنی (بدهیها, بستانکاران)
payback : برگشت سرمایه، بازیافت سرمایه گذاری
payback (or payout) period method : روش دوره بازیافت سرمایه
payback method : روش (محاسبه) بازیابی سرمایه ، روش محاسبه برگشت سرمایه
payback period : دوره برگشت سرمایه، دوره بازیافت سرمایه گذاری
payback period method : روش مبتنی بر دوره بازیافت
payback period reciprocal : معکوس دره بازیافت
payback reciprocal : دوره بازیابی
paydown : مبلغ صرفه جویی شده
payee : گیرنده
payee of the check, receiver of check : گیرنده چک
payee of the note : دریافت کننده وجه سند، گیرنده سند
payer : پرداخت کننده، دهنده وجه
paying agent : نماینده پرداخت
paying back : استرداد، بازپرداخت
paying bank, reimbursing bank : بانک پرداخت کننده
paying credit : حواله پرداخت
paying out profit : سود پرداخت کردنی (قابل تقسیم)
paying slip : برگ پرداخت وجه
paying up, clearance : برائت (دین، بدهی)
paying-in slip : فرم بستانکار، فیش بستانکار
payment : پرداخت
payment against a draft : پیش پرداخت در مقابل برات
payment agreement : موافقت نامه پرداخت
payment authorization : دستور (مجوز) پرداخت
payment bill : برات پرداختی
payment bond : ضمانتنامه پیش پرداخت
payment by instatments : پرداخت به اقساط
payment by results : پرداخت براساس نتایج کار
payment by the insured : پیش پرداخت توسط بیمه شده
payment date : تاریخ پرداخت
payment in advance, payment on account, disbursement : پرداخت علی الحساب، پیش پرداخت
payment in dollars : پرداخت به دلار
payment in due : پرداخت در سررسید
payment in foreign currency : پرداخت به ارز خارجی
payment of a debt, discharge : پرداخت بدهی، ایفای تعهد، برائت ذمه، پرداخت بدهی به اعتبار
payment of claim : پرداخت ادعا، پرداخت خسارت
payment of wage : پرداخت دستمزد
payment on account : (پرداخت) علی الحساب
payment on behalf of : پرداخت از طرف
payment on open account : پرداخت در حساب جاری
payment order : حواله ارزی
payment summary : خلاصه پرداخت
payment supra protest : پرداخت پس از واخواهی
payment system : سیستم پرداخت ها
payment term, terms of pament : شرایط پرداخت
payment under a guarantee : پرداخت تحت ضمانتنامه
payment under reserve : پرداخت تحت تضمین
payment voucher, pay bill : سند پرداخت
payment, disbursement : پرداخت
payoff = pay-off : نتیجه، حاصل، قسط نهایی بدهی
payoff period = pay-off period : دوره بازیابی سرمایه
payoff table : جدول عایدات
payout ratio, dividend payout, long-run dividend payout ratio, payout time : نسبت پرداخت سود سهام
payout time : دوره (زمان) بازیابی سرمایه
payroll and personnel cycle : چرخه حقوق و دستمزد کارکنان
payroll card : کارت مشخصات حقوق
payroll computations : محاسبات حقوق و دستمزد
payroll cost : هزینه حقوق و دستمزد
payroll cycle : چرخه حقوق و دستمزد
payroll deductions : کسورات حقوق و دستمزد
payroll entries : ثبت های حقوق و دستمزد
payroll master file : پرونده اصلی حقوق و دستمزد
payroll records : اوراق و اسناد حقوق و دستمزد
payroll register : دفتر ثبت حقوق و دستمزد
payroll system : سیستم حقوق و دستمزد
payroll tax : مالیات حقوق و دستمزد
payroll tax rate : نرخ مالیات حقوق و دستمزد
payroll, wages and salaries : حقوق و دستمزد
peak : منتها درجه، حداکثر، نقطه اوج
peak efficiency : حداکثر کارآیی
peak load : بار حداکثر، حداکثر بار
peak sales : نقطه اوج فروش
pecking order : به ترتیب اولویت
peculator, embezzler : مختلس (دزدی کننده) ، اختلاس کننده
pecuniary benefit : خالص وجوه نقد یا معادل پول حال از یک معامله، پس از کم کردن هزینه های مربوطه
pecuniary dificulties : مشکلات پولی
pecuniary punishment : مجازات نقدی
peer review : بررسی به وسیله همکاران، حسابرسی همپیشگان
pegged rates : نرخ ارز ثابت یا نسبت مبادله ارز پول دو کشور
pegging, market price fixing : تثبیت قیمت بازار
pelf, unlawful (illigal) property : مال نامشروع
penal provisions : مقررات جزائی
penal records : سوابق کیفری
penal responsibility : مسئولیت جزائی
penalty : کیفر، مجازات، جریمه
penalty agreed beforehand : غرامت مقطوع
penalty rate : نرخ جریمه
pending accounts : حساب های معلق
pending expenses, suspense cost,deferred expense, accrued expense : هزینه معوق
pending lawsuits : دعاوی حقوق در شرف طرح، دعاوی حقوقی در جریان
pending litigation : دعاوی معوقه
penetration pricing : قیمت گذاری زیرکانه
penny shares : اوراق بهادار کم بها
penny stock : سهام کم ارزش
pension : بازنشستگی
pension (fund- pool), retirement fund : صندوق بازنشستگی وزارت نفت
pension and saving fund : صندوق پس انداز و بازنشستگی
pension and savings : پس انداز و بازنشستگی
pension benefits : مستمری
pension contribution : سهمیه بازنشستگی
pension cost : هزینه سالانه که کارفرما به صندوق بیمه بازنشستگی پرداخت می کند.
pension costs and retirement plans : هزینه های و طرح های بازنشستگی
pension development : افزایش مستمری
pension fund : صندوق بازنشستگی
pension funds investment : سرمایه گذاری وجوه بازنشستگی
pension lapse : قطع مستمری
pension liablity : بدهی بازنشستگی
pension office : اداره بازنشستگی
pension payment : پرداخت مستمری
pension plan : طرح وجوه بازنشستگی
pension plan fund : صندوق طرح بازنشستگی
pension reserve : تعهد کارفرما، ذخیره وجوه بازنشستگی
pension reserve funds : وجوه ذخیره بازنشستگی
pension reserve funds investment : سرمایه گذاری وجوه اندوخته بازنشستگی
pension scheme : طرح بازنشستگی
pensionable : به سن بازنشستگی رسیده
pensionary : حقوق بگیر بازنشسته
per : از قرار، در، هر
per annum (per, ann.), annual(ly),yearly : سالیانه، در سال
per capita : سرانه
per capita income = income per head : درآمد سرانه
per capital tax, capitation tax : مالیات سرانه
per cent = percentage : درصد
per contra : برعکس، از طرف دیگر
per contra account balances : مانده های حساب با طرف مقابل پایاپای
per contra item : مانده موازنه با طرف دیگر حساب
per diem : در روز، روزانه، از قرار، به قرار روزی
per mensem : در ماه، ماهی
per pro : بجای، از جانب
percapita debt : بدهی سرانه
percent : درصد
percent of ownership : درصد مالکیت
percent of sales method : روش درصد فروش
percentage : (نسبت) درصد
percentage bonds : اوراق قرضه درصدی (بهره)
percentage change in EBIT : درصد تغییر در ود قبل از کسر بهره و مالیات
percentage computation : درصد یابی
percentage expression : درصد نمائی
percentage interest : بهره درصد
percentage mark up on cost : درصدی افزایش به بهای تمام شده
percentage method : روش درصدی
percentage of completion : درصد تکمیل
percentage of completion method : روش تعیین درصد تکمیل کار
percentage of debtors to turnover : درصد بدهکاران به حجم فروش
percentage of gross profit to sales : درصد سود ناویژه به فروش
percentage of gross profit to turnover : درصد سود ناویژه به حجم فروش
percentage of net sales : درصد فروش خالص
percentage of receivables : درصد وصولی ها
percentage of the time : درصد دفعات
percentage on prime cost : درصد «هزینه های اولیه»
percentage point : یک صدم
percentage profit : سود درصدی
percentate of credit sales : درصد فروش های نسیه
percentile : صد یک، یک صدم
perecentage sales change : درصد تغییر فروش
pereferential discount rate : نرخ ممتاز تنزیل (یا تخفیف)
peresentation for paymant : ارائه برای پرداخت (برات)
perfect capital market : بازار کامل سرمایه
perfect competition : رقابت کامل
perfect loss : زیان مطلق، زیان خالص
perfect markets school : مکتب بازارهای کامل
perfect monopoly : انحصار کامل
perfect negative correlation : همبستگی منفی کامل
perfection standard : استاندارد کامل (ایده آل)
perfectly competitive market : بازار رقابت کامل
perforated check (cheque) : جک منگنه شده (باطل شده)
perform : عمل کردن، اجرا کردن
perform customs formalities : انجام دادن تشریفات گمرکی
performance : عملکرد
sperformance accounting, constant money accounting : حسابداری بر حسب کارکرد
performance appraisal, performance evaluation : ارزیابی عملکرد
performance audit : حسابرسی عملکرد
performance bond (letter of) guarantee : سند تضمین اجرای کار
performance bond guarantee (P .B.G) : تضمین نامه حسن انجام کار
performance bond letter of guarantee : تضمین نامه اجرای کار
performance bond, performnce guarantee, surety bond : ضمانتنامه حسن انجام کار، تضمین عملکرد
performance budget : بودجه عملکرد (محصول)
performance budget expenditure : مخارج بودجه عملیاتی
performance budget funds : اعتبارات بودجه عملیاتی
performance budget period : دوره بودجه عملیاتی
performance budgeting : بودجه بندی عملیاتی (دولتی)
performance data : مجموعه اطلاعات اجرایی
performance evaluation : ارزیابی عملکرد
performance gap : شکاف عملکرد
performance goals : هدف های عملیاتی
performance guarantee insurance : بیمه ضمانت عمل ، بیمه ضمانت اجرایی
performance indicators : شاخص های عملکرد
performance measures : سنجش عملکرد
performance of audit work : اجرای عملیات حسابرسی (داخلی)
performance of work : اجرای عملیات
performance quarantee : ضمانت اجرا، مقیاس، سنجش عملیات، مقیاس سنج عملیات
performance report : گزارش عملکرد
performance standard : استاندارد عملکرد
performance test : آزمون عملکرد
performance withhokiing : سپرده حسن انجام کار، کسور وجه الضمنان
period concept : اصل دوره زمانی
period cost : هزینه دوره مالی
period for acceptance of tenders, tender acceplance period : مدت قبول پیشنهادات شرکت در مناقصه
period for remedying defects : مدت (دوره) رفع نقایص، مدت زمان اعتبار حق اقلامه دعوا، مدت زمان بین سفارش کالا و تحویل آن (به خریدار)
period of account : هزینه های دوره ای، هزینه دوره محاسباتی
period of credit : دوره اعتبار
period of credit allowed : دوره مجاز اعتبار (طلب)
period of delivery : دوره تحویل
period of guarantee, warranty period : دوره تضمین
period of hire : دوره اجاره
period of insurance : مدت بیمه
period of military service : مدت خدمت سرباری
period of office, term of office : دوره تصدی
period of payment, grace period : مهلت پرداخت، دوره پرداخت
period to date : مدت تا این تاریخ
period, phase, cycle, time, age, course,term : دوره
period-to-period change method : روش تغییر دوره به دوره
period-to-period comparisons : مقایسه های دوره به دوره
periodic : ادواری
periodic audit program : برنامه حسابرسی متناوب
periodic audit, repeated audit : حسابرسی دوره ای (مکرر)
periodic budget : بودجه دوره ای
periodic checking : رسیدگی دوره ای
periodic compensation : حقوق و مزایای ادواری
pperiodic cost : هزینه متناوب (تناوبی)
periodic expense, period cost, time cost : هزینه دوره
periodic income : درآمد دوره ای (ادواری)
periodic internal audit reports : گزارش های دوره ای حسابرسی داخلی
periodic inventory system : سیستم ثبت ادواری موجودی ها
periodic inventory taking : صورت برداری دوره ای از موجودی انبار
periodic inventory valuation : ارزیابی ادواری موجودی انبار
periodic method : روش ادواری
periodic payment : پرداخت متناوب
periodic paYII!ent accumulating to (A) : سرمایه (A) قسط السنین برای تشکیل
periodic payment plan : طرح خرید سهام دوره ای
periodic payment with present value of 1 : پرداخت اقساط با ارزش فعلی یک
periodic review system : روش تجدید سفارش کالا یا مواد، تعیین فاصله زمانی تجدید سفارش
periodic simple average : معدل ساده دوره ای
periodic stock taking : موجودی گیری دوره ای
periodic system : روش ثبت ادواری موجودی ها
periodic weighted average : متوسط وزنی دوره ای
periodical profits : سودهای متناوب
periodicity concept : مفهوم دوره ای، اصل مبتنی بر وجود دوره های مشخص زمانی
periodicity periodicity assumption : فرض دوره مالی
peripheral or incidental transactions : رویدادها و عملیات جنبی یا تصادفی
perishability : فساد پذیری
perishable : فاسد شدنی، ضایع شدنی
perishable goods (stock) : کالای فاسد شدنی
perks : عواید غیر مستمر
permanent account : حساب دائمی
permanent annuity : مستمری دائمی
permanent asset : دارایی سرمایه ای، دارایی همیشگی (زمین)
permanent audit file, permanent file of auditing : پرونده دائمی حسابرسی
permanent capital : سرمایه دائمی
permanent capital company : شرکت با سرمایه دائم
permanent decline : کاهش دائمی و همیشگی
permanent decline in value of investment : کاهش دائمی در ارزش سرمایه گذاری
pennanent difference : تفاوت همیشگی
pennanent diminution in value : کاهش دائمی ارزش
pennanent income : درآمد مستمر (ثابت)
permanent interest bearing share (PIBS) : اوراق بهادار یا بهره ثابت
pennanent investment : سرمایه گذاری دائمی (ثابت ، طویل المدت)
pennanent ownership right : حق تملک دائم
permanent saving : پس انداز ثابت (مستمر)
pennanent tariff committee : کمیته دائمی تعرفه
permanent-total disability : از کار افتادگی کلی دائم
permissible capital payment (PCP) : پرداخت (برداشت) مجاز از سرمایه
permissible goods : کالای مجاز
permission letter : اجازه نامه
permission, completion : اجازه، اختیار
permit, licence : اجازه نامه، جواز، پروانه
pennutation, time-period principle : مفهوم دوره ای، مفهوم دوره محاسباتی
perpendicular spread : شکاف عمودی
perpetual annuity : قسط مادام العمر
perpetual audit : رسیدگی مداوم به موجودی کالا
perpetual bond : اوراق قرضه ی مادام العمر
perpetual debt : وام مادام العمر
perpetual entry : ثبت دائمی
perpetual insurance : بیمه مستمر، بیمه دائمی
perpetual inventory : ثبت دائمی موجودی کالا
perpetual inventory control : کنترل دائمی موجودی انبار
perpetual inventory master file : پرونده اصلی ثبت دائمی موجودی کالا
perpetual inventory method : روش دائمی موجودی گیری
perpetual inventory posting system,perpetual inventory system : سیستم ثبت دائمی موجودی ها
perpetual inventory valuation system : روش ارزیابی دائمی موجودی
perpetual inventory, pennanent inventory : موجودی گیری دائمی از انبار
perpetual method : روش دائمی موجودی گیری
perpetual arrant : برگ اختیار خرید دائمی سهام
perpetual, permanent : همیشگی
perpetual, permanent, constant : دائمی
perpetuity : اقساط مادام العمر، مقرری دائمی
perquisities : انعام یا هدیه، مزایای حاشیه ای
person : شخص، واحد سازمانی
personal (check -cheque) : چک شخصی (غیر بانکی)
personal account : حساب شخصی
personal account of partner : حساب های شخصی شرکاء (در دفاتر کل)
personal : سرفصل حساب های شخصی (در دفاتر کل)
personal allowances : مقرری دائمی، مستمری عمرانه، عمری
personal and nominal accounts : حساب های شخصی و اسمی
personal chattel : دارایی منقول، اموال منقول
personal consumption : مصرف شخصی
personal credit : اعتبار شخصی
personal debt (liability) : بدهی شخصی (شخص حقیقی)
personal effects : لوازم شخصی
personal estate : ماترک شخصی
personal financial planning : برنامه ریزی مالی شخصی
personal financial statements : صورت های مالی فردی / انفرادی
personal financing : تامین مال شخصی
personal income tax : مالیات بر درآمد اشخاص حقیقی
personal interest : منافع شخصی
personal investment : سرمایه گذاری شخصی
personal liability : بدهی شخصی
personal loan : وام شخصی
personal observation of auditor : مشاهدات شخصی حسابرس
personal ownership : مالکیت شخصی
personal pension schemes : برنامه های بازنشستگی شخصی
personal property (personahy) : دارایی منقول، دارایی شخصی
personal property tax : مالیات بر اموال شخصی
personal property, personal asset : دارایی شخصی
personal related b′enefits : مزایای پرسنلی کارکنان
personal relief : معافیت مالیاتی شخصی
personal representative : مدیر ترکه، امین ترکه
personal representative (PR) : نماینده شخصی، امین ترکه، نمایندگی
personal responsibility : مسئولیت شخصی (فردی)
personal saving : پس انداز شخصی
personal tax exemption : بخشودگی مالیاتی اشخاص حقیقی
personnal agenda : امور پرسنلی
personnal department : دایره کارگزینی
personnel & administration function : امور (فعالیت) اداری و پرسنلی
personnel and human resource system : سیستم های کارگزینی و منابع انسانی
personnel cost : هزینه شخصی
personnel recruiting expense : هزینه استخدامی کارکنان
personnel training : آموزش کارکنان، آموزش کارمندان
personnel′s salary and related benefits : حقوق و مزایای کارکنان
personnel′s transfer expense : هزینه انتقال کارکنان
personnel, staff, workers : کارکنان
persons authorized : اشخاص مجاز
persons authorized to endorse : اشخاص مجاز جهت ظهرنویسی
perspective : دورنما
persuasiveness : متقاعد کنندگی
persumption of fraud : احتمال تقلب
pertinent control procedures : روش های کنترل مناسب
pertinent internal control procedure : روش کنترل داخلی مطلوب
pervasive network : شبکه فراگیر
pervasive principles : اصول فراگیر
pessimist auditor : حسابرس بدبین
pessimistic : بدبینانه
pessimistic checking : رسیدگی ناشی از بدبینی
pessimistic report : گزارش بدبینانه
petroleum revenue tax (PR T) : مالیات بر سود حاصل از استخراج نفت
petty cash book (PCB) : دفتر تنخواه گردان
petty charges (expenses) : مخارج جزئی
petty disbursement : پرداخت جزئی
petty expense : هزینه جزئی
petty landowner : خرده مالک
phantom income : درآمد وصل نشده
phantom profit : سود موقت
phantom stock plan : طرح پاداش مدیران اجرایی
phase : پایه، دوره، فاز
phase-out period : دوره توقف تدریجی، دوره گذر
phasing : تقسیم دوره مالی یا سال بودجه به مدت های کوتاهتر به منظور کنترل بهتر
phenomenon : رویداد، پدیده
philips curve : منحنی فیلیپس
philosophy of auditing : فلسفه حسابرسی
physical asset = tangible asset : دارایی مشهود
physical capacity, practical capacity : ظرفیت عملی
physical checking : رسیدگی عملی
physical commodity : کالای واقعی
physical control : کنترل عینی (عملی)
physical count(ing) : شمارش عینی (موجودیها)
physical deterioration : خسارت فیزیکی، فرسودگی
physical distribution : توزیع مادی (سود، سرمایه، بهره)
physical evidence : شواهد (مدارک) عینی
physical examination : بررسی عینی، آزمون مشاهده فیزیکی
physical exams : آزمایش های فیزیکی
physical flow : گردش فیزیکی
physical flow of inventory : گردش فیزیکی موجودی ها
physical flow schdule : جدول گردش موجودی ها
physical inventory : موجودی فیزیکی، صورت برداری فیزیکی (عمل عینی)
physical inventory count : شمارش فیزیکی موجودی کالا، انبارگردانی
physical measure method : روش اندازه گیری فیزیکی
physical measurement allocation : تخصیص بر مبنای اندازه گیری فیزیکی
physical observation, physical check : مشاهده عینی
physical stock : موجودی فیزیکی کالا (عملی عینی)
physical stock count, actual stock count : شمارش عملی (اقعی) موجودی کالا
physical stocktaking : موجودی گیری فیزیکی (عملی، عینی)
physical unit sampling : نمونه گیری واحد فیزیکی
physical units method : روش آحاد فیزیکی
pickup and delivery : بارگیری و تحیل
pie chart, piece rate, circular chart : نمودار دایره ای
piece work costing : هزینه یابی کارمزدی (پارچه کاری)
piece work wages rate : نرخ کارمزدی دستمزد
piece-rate : نرخ دانه ای (عددی)، قطعه ای
piecemeal opinion : اظهارنظر ناقص
piecework : پارچه کاری (کار مقاطعه ای)
piecework order : سفارش کارمزدی (پارچه کاری)
pig point wage, base wage : مزد پایه
pilot sampling : نمونه گیری اولیه (پیش قدم)
pilot testing : آزمون محدود، مقدماتی
place and date of issue : محل و تاریخ صدور
place of delivery : محل تحویل
place of discharge / place of unloading : محل تخلیه
place of loading : محل بارگیری
place of receipt : محل دریافت، محل رسید
placed deal : عرضه کل اوراق بهادار یا اوراق قرضه به وسیله یک بانک یا گروهی از بانک ها
placement : عمده فروشی اوراق بهادار
placement decision : تصمیم جایابی، تصمیم گیری در خصوص محل انعکاس
placing : فروش سهام یک شرکت به گروهی از افراد یا موسسات
placing at disposal : در دسترس گذاردن
placing power : قدرت فروش
plaintiff : شاکی
plan : برنامه ریزی کردن، طرح (برنامه)
plan and budget : برنامه و بودجه
plan and budget organization : سازمان برنامه و بودجه
plan and control : برنامه ریزی و کنترل
plan expansion reserve : اندوخته توسعه کارخانه
plan, project, design, layout : طرح
planned : طرح ریزی شده
planned budget : بودجه مطابق برنامه
planned cost : هزینه طبق برنامه (یا بودجه)
planned detection risk : ریسک برنامه ریزی شده عدم کشف
planned direct hours of work : ساعات کار مستقیم طبق برنامه
planned economy : اقتصاد برنامه ای
planned investment : سرمایه گذاری برنامه ای (طبق برنامه)
planned liquidity : نقدینگی برنامه ریزی شده
planned maintenance : تعمیرات برنامه ریزی شده، تعمیرات منظم ادواری
planned outage : مدت برنامه ریزی شده عدم استفاده (از ماشین)
planned price : قیمت برنامه ای (بودجه ای)
planned production volume : حجم برنامه ریزی شده تولید
planned results : نتایج برنامه ای
planned shut down : تعطیلی برنامه ریزی شده (کارخانه، کار، ماشین)
planned unit purchase price : قیمت برنامه ای خرید هر واحد
planned unit sale price : قیمت برنامه ای فروش هر واحد
pIanning and control : برنامه ریزی و کنترل
pIanning and supervision : برنامه ریزی و نظارت
pIanning audit : برنامه ریزی حسابرسی
pIanning audit work : برنامه ریزی عملیات حسابرسی
pIanning budgeting system : سیستم برنامه ریزی و بودجه بندی
pIanning calendar : جدول زمانی فعالیت های برنامه ریزی شده
pIanning department budget : بودجه اداره برنامه ریزی
planning horizon : افق برنامه ریزی
pIanning materiality : برنامه ریزی اهمیت در حسابرسی
planning memorandum : کاربرگ برنامه ریزی
pIanning model : الگوی برنامه ریزی
pIanning principles : اصول برنامه ریزی
pIanning risk : احتمال خطر برنامه ریزی
pIanning, programming : برنامه ریزی، طرح ریزی
pIanning, programming, budgeting system (pPBS) : سیستم طرح ریزی، برنامه ریزی و بودجه بندی
plant : تجهیزات، ماشین آلات
pIant and equipment : اثاثه و تجهیزات
pIant and machinery : ماشین آلات و تجهیزات
plant asset : اموال کارخانه
plant capacity : حداکثر ظرفیت تولیدی یک واحد تولیدی
plant cost budget : بودجه هزینه کارخانه
plant depreciation : استهلاک کارخانه
plant expansion budget : بودجه توسعه کارخانه
plant expansion fund : وجوه برای گسترش کارخانه
plant expanssion and replacement funds : وجوه جایگزینی و توسعه داراییها
plant hard cost : ارزش سخت افزار کارخانه
plant layout : ساختار کارخانه
pIant operation work : کار درونی کارخانه ، کار عملیاتی کارخانه
pIant physical capacity : ظرفیت عملی کارخانه
pIant protection cost : هزینه حفاظت از کارخانه
pIant rearragement : جابجایی ماشین آلات
pIant utilization budget . : بودجه استفاده از ماشین آلات و تجهیزات
plat-amount increase : اضافه حقوق مقطوع
play a role : ایفای نقش کردن
play booty, collude : تبانی کردن
pledge, surety, security, gage : وثیقه گذاشتن، گرو، وثیقه رهن
pledged asset : دارایی گرو گذارده شده
pledged share, pledged stock : سهم در گرو
pledged stock : موجودی کالای در گرو
pledgee : گروگیرنده، مرتهن
pledger : وثیقه دهنده، گروگذار
pledging of receivables : گروگذاری مطالبات
pledging, pledge : گروگذاری، تضمین گذاشتن
pledgor : گروگذار، راهن
plicy reserve funds : وجوه ذخیره بیمه
plotting the data : ترسیم داده ها بر روی نمودار
plough back earnings : عواید نگهداری جهت سرمایه گذاری
plough back policy : سیاست انباشتن منافع
plowback : سرمایه گذاری مجدد سود
plugging back reserve : اندوخته سرمایه گذاری مجدد
plurilateral : مذاکره دو سه جانبه (منتخب)
point estimate : برآورد نقطه ای
point of separation of product : نقطه تفکیک سازی کالا
point venture : مخاطره آمیز, مشارکت مخصوص
pointer : اشاره گر، نشانه گر
points forward, next audit notes : کاربرگ نکات حسابرسی
policy depreciation : روش مستهلک کردن دارایی های ثابت
policy holder : دارنده بیمه نامه
policy making body : نهاد سیاستگذار
policy reserve : اندوخته بیمه نامه
policy,method,procedure : رویه (خط مشی)، سیاست
political credit risk : ریسک اعتبارات دولت خارجی
political insurance : بیمه سیاسی
political risk : ریسک سیاسی
politicalimtion of standard setting : جریان سیاسی تدوین استانداردها
poll tax, head tax : مالیات سرانه، مالیات سرشماری
pool : یک کاسه کردن، روی هم گذاشتن
pooled : متحد شده
pooled investments : سرمایه گذاری های متمرکز
pooling of interest : اتحاد (اشتراک) منافع
pooling of interest method, pooled approach : روش اتحاد منافع، روش متمرکز
pooling of interests method : روش یک کاسه کردن منافع، روش تجمیع منافع
poor management : مدیریت ضعیف
poorly paid clerk : کارمند کم حقوق
porata liability clause : شرایط مسئولیت متناسب (در قرارداد)
port : بندر
port charge : عوارض بندری
port dues : حقوق بندری
port duty, port fees : عوارض بندری
port of delivery : بندر تحویل (کالا)
port of discharge : بندر تخلیه (کالا)
port of entry : بندر ورود
port of exit : بندر خروج
port of lading : بندر بارگیری
port officer : رئیس بندر
port risk insurance : بیمه خطر کالا در بندر
portable pension : بازنشستگی قابل انتقال
portage, porterage : حمل، مخارج باربری
portfolio : پرتفوی، مجموعه اوراق بهادار، سبد اوراق بهادار
portfolio baJancing (diversification) . : متنوع ساختن سرمایه گذاری ها
portfolio construction : تشکیل پرتفوی، ایجاد مجموعه سرمایه گذاری
portfolio entry : ثبت موجودی اوراق بهادار
portfolio insurance (portfolio protection) : بیمه کرن پرتفوی اوراق بهادار
portfolio investment : سرمایه گذاری در اوراق بهادار
portfolio management : مدیریت پرتفولیو
portfolio of projects : مجموعه ای از پروژه های سرمایه ای
portfolio of securities : مجموعه سرمایه گذاری در اوراق بهادار
portfolio performance evaluation : ارزیابی عملکرد مجموعه سرمایه گذاری
portfolio return : بازده پرتفوی (مجموعه سرمایه گذاری)
portfolio revision : بازنگری در پرتفوی
portfolio risk : ریسک مجموعه سرمایه گذاری
portfolio theory : تئوری پرتفوی، نظریه مجموعه سرمایه گذاری
portfolio turnover rate : ضریب گردش مجموعه سرمایه گذاری
portion : قسمت ، سهم، حصه
portion of long-term liabilities : حصه جاری بدهی های بلندمدت
ports and warehouses office : اداره بنادر و انبارها
position allowance, differntial bonus : فوق العاده شغل
position bond : سند قرضه به اعتبار وضع مالی
position building : موضع گرفتن
position trader : معامله گر کوتاه مدت
position, status, case, situation : وضع (ضعیت)
positive accounting research : تحقیقات توصیفی / اثباتی حسابداری
positive accounting theory : تئوری اثباتی حسابداری
positive approach : روش مثبت
positive balance, active balance : مانده مثبت، موازنه مثبت
positive carry : اهرم مالی مطلوب
positive cash flow : جریان های نقدی مثبت
positive confirmation : تاییدیه مثبت (تایید صریح)
positive contribution margin : حاشیه فروش مثبت
positive correlation : همبستگی مثبت
positive integer : عدد صحیح، هر یک از اعدادی که در شمارش و محاسبه به کار می رود.
positive signal : علامت / پیغام مثبت
positive theory : تئوری اثباتی (توصیفی)
positive verification : تاییده مثبت
positive verification of asset : اثبات مثبت (صریح) دارایی
positive yield curve : منحنی بازده مثبت(صعودی)
possess : داشت، مالک بودن، در اختیار داشتن
possession : تصرف
possessive : تملیکی
possessory right : حق تصرف
possible loss : ضرر امکان پذیر، زیان احتمالی
post a cheque : چک وعده دار کشیدن
post audit : حسابرسی حین اجرای طرح، حسابرسی عملیاتی پروژه ها
post audit reviews : برری های پس از انجام حسابرسی
post balance sheet date events : وقایع پس از تاریخ ترازنامه
post balance sheet disclosures : افشای رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه
post balance sheet period : دوره بعد از تاریخ ترازنامه
post balance-sheet review : بررسی وقایع پس از تاریخ ترازنامه توسط حسابرس
post bill : بارنامه پستی
post closing trial balance : تراز آزمایشی اختتامی (پس از تعدیلات حسابرسی) تراز آزمایشی بعد از بستن حساب ها
post dated : دارای تاریخ دیر از واقعی
post dated cheque : چک وعده دار
post dated document : سند با تاریخ موخر
post dating : تاریخ گذاری موخر
post entry : ثبت دفتر (پس از انجام معامله)
post giro : پست مالی
post office order, post order, mail order : حواله پستی
post service liability : بدهی خدمات قبلی
post statement events : وقایع بعد از تاریخ صورتحساب های (مالی)
post audit review : بررسی پس از انجام رسیدگی
post -balance sheet events, subsequent events : وقایع بعد از تاریخ ترازنامه
post-balance sheet period : دووره ترازنامه پس از تاریخ
post-balance-sheet events : رویداد پس از تاریخ ترازنامه
post-book : دفتر ثبت (ها)
post-cessation receipts : دریافت های پس از متوقف ساختن دادوستد
post -closing trial balance : تراز آزمایشی بعد از بستنن حساب ها
post-date : به تاریخ آینده
post-dated check : چک عده دار (مدت دار)
post-paid : پول با پست پرداخت شده است
post-retirement benefits : منافع پس از بازنشستگی، مستمری بازنشستگی
postage : پول (هزینه) پست
postage (post) and telephone expense : هزینه پست و تلفن
postal : پستی
postal cheque : چک پستی
postal code : کد پستی
postal items : اقلام پستی
postal order (PO) : حواله پستی
postal parcel : بسته های پستی
postal receipt : رسید پستی
postaudit : حسابرسی پس از رویداد مالی
postdate : از تاریخ واقعی بیشتر تاریخ گذاشتن
postdated checks (cheque) : چک های مدت دار
posted : نقل به دفتر کل شده (ثبت در دفتر کل شده)
posterior probabilities : احتمالات پسین
posting : نقل، انتقال به حسابها، نقل ارقام به دفتر کل
posting media (medium) : دلیل ثبت دفتر، (دفتر ثبت اولیه)
posting to T -account : ثبت حساب به شکل T
posting to accounts, entry in accounts : ثبت حساب ها
postponement of inception : تعویق شروع کار
postulate : امر بدیهی، قضیه حقیقی، اصل عمومی، قاعده کلی
spotential ability of borrower to repay : توانایی بالقوه وام گیرنده در بازپرداخت
potential ability to pay : توانایی بالقوه در پرداخت
potential benefits : منافع بالقوه
potential conflict of interest : تضاد منافع بالقوه
potential dilution : تقلیل بالقوه
potential future benefits : منافع بالقوه آتی
potential interest : بهره بالقوه، منافع بالقوه
potential investor : سرمایه گذار بالقوه
potential liability : بدهی بالقوه
potential risk, inherent risk : خطر بالقوه، خطر ذاتی
potential substitution : جانشینی بالقوه
potentially exempt transfer : انتقال دارایی مادام العمر به دیگری
pound : پاند (معادل 453/595 گرم)
poverty line : خط فقر
power of a test : قدرت یک آزمون
power of attorney : وکالت نامه
power of sale : اختیار فروش ، قدرت فروش
power to refuse : اختیار رد
power to terminate : اختیار فسخ
powers and duties of auditing : اختیارات و وظایف حسابرسی
powers and duties of board of direcctors : اختیارات و وظایف هیات مدیره
powers and duties of legal inspector : اختیار و وظایف بزارس قانونی
powers stated : اختیارات اعطائی
powers stated in articles of association : اختیارات اعطائی اساسنامه
powers stated in contract : اختیارات داده شده در قرارداد
powers stated in memorandum : اختیارات اعطائی در شرکت نامه
practicability : عملی بودن
practical : عملی (قابل اجرا)
practical activity level : سطح فعالیت عملی
practical capacity, work capacity,available capacity : ظرفیت در دسترس
practical insolvency : ناتوانی عملی در پرداخت دیون، درماندگی
practical pricing : قیمت گذاری عملی (قابل اجرا)
practical project : پروژه عملی (قابل اجرا)
practical standards : استانداردهای عملی / کاربردی
practicality : قابلیت کاربرد ، عملی بودن
practice : حرفه (مشارکت حرفه ای)
practice bulletins : خبرنامه های کاربردی
practice inspection, practice review : بررسی کار حسابرس به منظور کنترل کیفیت
practice notices : اعلامیه اجرایی
practice office : موسس (دفتر) حسابرسی
practice set : مجموعه ای عملی یا کاربردی
practicular average : خسارت جزئی، خسارت خالص
pragmatic theories : تئوری عملگرا، تئوری کاربردی
pre audit : حسابرسی قبلی، نظارت قبل از خرج
pre audit procedure : روش عمل سابرسی قبل از (انجام، پرداخت)
pre-acquisition : قبل از تحصیل
pre-acquisition profits : سودهای پیش از خرید
pre-audit, pre-auditing : حسابرسی قبل از عملیات
pre-closing : بستن ماقبل نهایی (دفاتر، حساب ها)
pre-closing balance sheet : ترازنامه ما قبل نهایی
pre-closing the accounts : بستن ما قبل نهایی حساب ها
pre-closing the books : بستن ما قبل نهایی دفاتر
pre-closing trial balance : تراز آزمایشی ماقبل نهایی
pre-contract costs : مخارج قبل از انعقاد قرارداد
pre-emption : حق تقدم در خرید
pre-emption rights : حق تقدم، حق تقدم خرید سهام تازه انتشار یافته
pre-incorporation expense : هزینه قبل از تشکیل (ثبت) شرکت
pre-incorporation income : درآمد قبل از تشکیل شرکت
pre-incorporation loss : زیان قبل از تشکیل شرکت
pre-incorporation profit : سود قبل از تشکیل شرکت
pre-numbered : از قبل شماره گذاری شده
pre-operating costs : مخارج قبل از بهره برداری
pre-operating loss : زیان قبل از بهره برداری
pre-operation earnings : عواید قبل از بهره برداری
pre-operation profit : سود قبل از بهره برداری
pre-operational expenditure : هزینه های قبل از بهره برداری
pre-preferential debt : دین فوق ممتاز، بدهی فوق ممتاز
pre-production expenses (charges) : مخارج قبل از تولدی
pre-separation point cost : هزینه (قیمت تمام شده) قبل از نقطه تفکیک
pre-separation point wastage : ضایعات قبل از نقطه تفکیک
pre-tax income : سودد قبل از کسر مالیات
pre-test : آزمون قبل ، پیش آزمون
pre-trading expenditures : هزینه های قبل از آغاز کار
pre acquisition devidends : سود سهام قبل از تحصیل
pre acquisition earnings : سود قبل از تحصیل
preaudit : پیش از حسابرسی
precarious employment : کار زیان آور
precaution, conservatism, prudence : احتیاط در حسابداری، اصل احتیاط
precautionary motive : انگیزه احتیاطی
precautionary requirement : ذخیره های احتیاطی
precedence : رعایت حق تقدم
precedent : رویه قضایی
preceding period : دوره قبل
preceding year accounts : حساب های سال پیش
preceding year basis (PYB) : مبنای سال قبل
preceding-year basis : مبنای سال قبل
precision : دقیق، صحیح، بدون اشتباه، درجه دقت
precision and reliability : دقت و قابلیت اعتماد
precision and reliability of auditor : دقت و قابلیت اعتماد حسابرس
precision interval : فاصله دقت
precision level : سطح دقت
precision limits : حدود دقت
precision of accountant work : درجه دقت کار حسابدار
precision of audit work : درجه دقت کار حسابرسی
precision per time : دقت در هر دفعه
preclosing trial balance : تراز آزمایشی پیش از بستن فاتر
preclude : مانع شدن، جلوگیری کردن، ممانعت
predate = antedate : تاریخ پیش از وقوع
predatory pricing : قیمت گذاری آمرانه
predecessor auditor : حسابرس قبلی
predeterminded cost : هزینه از پیش تعیین شده
predetermined overhead rate : نرخ سربار از پیش تعیین شده
predetermined profit : سود از قبل تعیین شده
predetermined rate : نرخ از پیش تعیین شده
predicive value : ارزش پیش بینی
predictability : قابلیت پیش بینی
predicted difference : اختلاف پیش بینی
prediction : پیش بینی، برآورد رویدادها یا عملیات
prediction equation : معادله پیش بینی
predictive value : ارزش اطلاعات در پیش بینی
predictor : عامل پیش بینی
preemption : شفعه (حق تقدم در خرید ، در یک معامله)
preemptive right : حق تقدم در خرید، حق تقدیم خرید سهام
prefered shareholders′ interest : منافع صاحبان سهام ممتاز
preference : حق تقدم انجام معامله، امتیاز، برتری، رجحان
preference (stock-share), gilt-edged shares : سهام ممتاز
preference as to assets in the event of liquidation : انحلال شرکت
preference as to dividends : اولویت در دریافت سود سهام
preference bond : سند قرضه ممتاز
preference dividend : سود سهام ممتاز، سود تقسیمی سهام ممتاز
preference in liquidation : اولویت در بازیافت مبلغ اسمی سهام هنگام تصفیه
preference right in liquidation : حق اولویت در تصفیه
preference right, preemptive right : حق تقدم (اولویت)
preference share : سهم ممتاز
preference share capital : آن بخش از سرمایه که از سهام ممتاز تشکیل شده باشد
preference share dividend : سود سهمی ممتاز
preference shareholder equity : حقوق صاحبان سهام ممتاز
preference shares certificate : گواهینامه سهام ممتاز
preference shares dividend, preferred dividends : سود سهام ممتاز
preferential : برخوردار از حقوق ممتاز
preferential claim : طلب ممتاز (طلب مقدم)
preferential creditor : بستانکار با اولویت
preferential debt, senior debt : بدهی مقدم (ممتاز)
preferential dividend, preferred dividend : سود سهام مقدم (ممتاز)
preferential duty : حقوق و عوارض گمرکی ترجیحی
preferential exchange rate : نرخ ترجیحی ارز
preferential rate : نرخ ترجیحی (امتیازی)
preferential tariff : تعرفه ممتاز (ترجیحی)
preferential timeseter : حق تقدم (یا اولویت) در پرداخت
preferential trade agreement : موافقتنامه تجاری ترجیحی دو جانبه تجاری
preferred (-stock) dividend : سود متعلق به دارنده سهام ممتاز
preferred (stock - shares) : سهام ممتاز
preferred capital stock : سهام ممتاز
preferred creditor : طلبکاران ممتاز (مقدم)
preferred dividends coverage : نسبت پوشش سود سهام ممتاز
preferred ordinary shares : سهام عادی مقدم
preferred shareholders : صاحبان سهام متاز
preferred stock ratio : نسبت سهام ممتاز
preferring creditors : بستانکاران ممتاز (با حق تقدم)
prefix notation : علامت پیشوند (عملیات چهارگانه حساب)
preformance guarantee : ضمانت حسن انجام کار
prefrential creditors : طلبکاران مقدم (ممتاز)
pre funding : بازخرید قبل از سررسید اوراق قرضه
prejudice : پیش داوری
prejudicial : زیان آور (لطمه زن)
preliminary : ابتدائی
preliminary announcement : پیش بینی سود
preliminary audit : حسابرسی اولیه
preliminary balance sheet : ترازنامه مقدماتی
preliminary budget : بودجه مقدماتی
preliminary budget forecast : پیش بینی مقدماتی بودجه
preliminary control evaluation : ارزیابی مقدماتی سیستم کنترل داخلی
preliminary evaluation : ارزیابی اولیه
preliminary expense of project : هزینه های مقدماتی طرح
preliminary expense, prime cost,primary cost : هزینه اولیه (مقدماتی)
preliminary expenses (cost) of production : هزینه های مقدماتی تولید
preliminary judgment about materiality : قضاوت اولیه درباره سطح اهمیت
preliminary phase of review : مرحله مقدماتی بررسی
preliminary pIanning procedures : روش های برنامه ریزی اولیه / مقدماتی
preliminary prospectus : پیش آگهی پذیره نویسی
preliminary statement : صورتحساب مقدماتی
preliminary trial balance : تراز آزمایشی مقدماتی
preliminary views : دیدگاه ها / نقطه نظرات اولیه
preliminary work : کار مقدماتی
prelist : صورت (لیست) مقدماتی
premature distribution : پرداخت قبل از موقع
premium : حق بیمه، پاداش
premium bond : اوراق قرضه با جایزه
premium loan : وام در مقابل جایزه (یا حق بیمه)
premium on capital stock : صرف سهام سرمایه
premium on debenture account : حساب صرف اوراق قرضه
premium on debentures : صرف اوراق قرضه
premium on ordinary shares, premium on common stock : صرف سهام عادی
premium on preferred shares : صرف سهام ممتاز
premium on redemption : صرف بازخرید
premium rate : نرخ صرف
premium statement : صورت اضافه ارزش سهام
premium stock : سهم جایزه دار
premium value : ارزش با صرف
premium value of bonds : ارزش اوراق قرضه با صرف
premium prize, reward, bonus : جایزه، انعام
preoperation expense : هزینه قبل از بهره برداری
preoperational expense (cost) : هزینه قبل از شروع عملیات
prepaid : پیش پرداخت
prepaid asset = prepaid expense : پیش پرداخت هزینه
prepaid expense : پیش پرداخت هزینه
prepaid insurance : پیش پرداخت بیمه
prepaid interest : بهره پیش داده (پیش پرداخت شده)
prepaid items : پیش پرداخت ها، اقلام پیش پرداخت
prepaid rent : پیش پرداخت اجاره
prepaid tax : مالیات پیش پرداخت شده
preparation : آماده سازی، آمادگی، تدارک
preparation time : زمان آمادگی، زمان فراهم آوردن مقدمات تولید سفارش
prepare : تهیه کردن
prepare a declaration : تهیه و تنظیم کردن اظهارنامه
preparing and issuing report : تهیه و انتشار گزارش
prepay : از قبل پرداخت کردن، پیش پرداخت کردن
prepay, pay in advance : پیش پرداخت کردن
prepayment (payment in advance) : پیش پرداخت
prepayment of income tax : پیش پرداخت مالیات بر درآمد
prepayment of tax, prepaid taxes,taxes paid in advances : پیش پرداخت مالیات
prepayment-current year : پیش پرداخت سال جاری
prepayment-prior years : پیش پرداخت سنواتی
preponderance : برتری
preprocessor : پیش پردازنده
preproduction costs : هزینه های پیش از تولید (بهره برداری)
preproduction expense (cost) : هزینه قبل از راه اندازی تولید
prerequisite : پیش نیاز
prerogative : امتیاز ویژه (حق ویژه)
prescribe : تجویز کردن، مقرر کردن
prescnbed : مقرر شده، از پیش تعریف شده
prescription (= time bar) : مرور زمان (= محدودیت زمانی)
prescription right : حق مالکیت بر اثر مرور زمان
prescription title : حق نسبت به ملک در اثر مرور زمان
prescriptive approach : روش تجویزی
present a cheque for payment : چکی را برای وصول ارائه کردن
present audit, current audit : حسابرس فعلی
present capital value : ارزش حال سرمایه
present value : ارزش روز
present value of asset : ارزش روز دارایی
present fiscal (financial year) : سال مالی فعلی
present of financial statement : ارائه صورت های مالی
present production capacity : ظرفیت جاری تولید
present value (discounted value) : ارزش فعلی
present value amortization : روش استهلاک ارزش فعلی
present value factor : فاکتور ارزش فعلی
present value indes : شاخص ارزش فعلی
present value interest factor (PVIF) : عامل بهره ارزش فعلی
present value method : روش ارزش فعلی
present value of 1 : ارزش فعلی یک که در پایان هر یک از دوره های بعد به دست آید
present value of an ordinary annuity : ارزش فعلی اقساط مساوی قابل دریافت یا پرداخت در پایان دوره
present value of deferred annuity : ارزش فعلی اقساط مساوی انتقالی به دوره های آتی
present value of expected cash flows : ارزش فعلی جریان های نقدی مورد انتظار
present value of investment, present value of a single amount : ارزش فعلی مبلغ واحد
present value table : جدول تبدیل به ارزش فعلی
present value table of 1 Rial : جدول ارزش فعلی یک ریال
present value table of an annuity of 1 rial at beginning of period : جدول ارزش فعلی اقساط اول دوره یک ریال
present value table of an annuity of 1 Rial : جدول ارزش فعلی اقساط عادی یک ریال
present worth = present value : ارزش فعلی
present, render : ارائه دادن، عرضه کردن، معرفی کردن، هدیه دادن
presentation : ارائه، نحوه ارائه
presentation copy : نسخه تقدیمی
presentation faithful : ارائه درست
presentation for acceptance : ارائه برای قبولی (برات)
presentation of financial statements : نحوه ارائه صورتحساب های مالی
presentation of invoice : ارائه صورتحساب
presentation of the budget : نحوه ارائه بودجه
presentation report : گزارش تقدیمی
presentation statement : صورتحساب تقدیمی
presents fairly : به نحو مطلوب نشان می دهد
preshipment inspection : بازرسی قبل از حمل
president : مدیر عامل یا رئیس شرکت
prestigious goods : کالای تجملی شهرت دار
presumption income tax : مالیات بر درآمد از روی قرائن
presumption of fact : استنباط مبتنی بر امارات و شواهد
presumption of law : استنباط قانونی
pretax accounting income : سود حسابداری قبل از کسر مالیات
pretax cash inflow : جریان ورود پول از قبل از مالیات
pretax rate of return : نرخ بازده پیش از کسر مالیات
pretax yield : بازده قبل از کسر مالیات
pretest : آزمون پیش از توزیع
prevail : رواج داشتن، غالب شدن، حاکم بودن
prevailing accounting ratios, accounting fationable ratios : نسبت های متداول حسابداری
prevent : بازداشتن، جلوگیری کردن، پیشگیری
prevention controls : کنترل های بازدارنده
preventive : پیشگیرانه
preventive actions : اقدامات پیشگیرانه
preventive maintenance (PM) : سرویس، سرویس پیشگیرانه
preventive repairs : تعمیرات پیش گیرانه
previous audit : حسابرس قبلی
previous audit file : پرنده حسابرسی قبلی
prey ious audit program : برنامه حسابرسی قبلی
previous audit report : گزارش حسابرسی قبلی (گزارش قبلی حسابرسی)
previous auditor : حسابرس قبلی
previous records : مدارک و سوابق قبلی
previous year′s accounts, last year accounts : حساب های سال قبل
previous year′s audit : حسابرسی سال قبل
previous year′s books : دفاتر سال قبل
previous year′s expense : هزینه سال قبل
previous year′s inventory : موجودی گیری سال قبل
price : قیمت گذاری کردن
price (rate) variance : انحراف قیمت (نرخ)
price / earning multiple approach : روش ضریب قیمت به سود
price adjustment : تعدیل قیمت
price ceiling : سقف قیمت، قیمت مطلوب
price contract : قرارداد به قیمت مطلوب
price control : کنترل قیمت
price current list, price list : صورت قیمت ها
price cutting : قیمت شکن
price determination : تعیین قیمت
price difference : تفاوت قیمت
price discrimination : تمایز قیمت
price earning ratio : نسبت قیمت درآمد
price earnings ratio (PE ratio) : نسبت قیمت به سود
price enquiry : استعلام بها کردن
price equalization : تعادل قیمت (تساوی قیمت)
price equalization point : نقطه تعادل قیمت
price ex works : قیمت تحویل کارخانه
price fixing agreement : موافقت نامه تثبیت قیمت
price fixing, price stabilization : تثبیت قیمت، قیمت گذاری انحصاری همراه با تبانی محدود کردن عرضه
price floor : حد پایین قیمت، قیمت کف
price fluctuation risk : ریسک ناشی از نوسان قیمت
price fluctuations : نوسان قیمت
price freeze : تثبیت قیمت ها
price gap : شکاف قیمت
price gauging : سنجش قیمت، تخمین قیمت
price impact : اثر قیمت
price increase : ترقی قیمت
price index : شاخص قیمت
price index increase : افزایش شاخص قیمت
price index number of current cost accounting : شاخص عددی قیمت برای حسابداری به ارزش جاری، شاخص محاسبه ارزش جاری
price level : سطح قیمت
price level adjustment : تعدیل سطح قیمت
price level fluctuations : نوسانات سطح قیمت
price limit : محدوده قیمت
price list : فهرست قیمت، لیست قیمت کالاها
price making : قیمت بندی
price method of valuing : در ارزش گذاری (مواد) ساده
price per ticket : قیمت هر بلیط
price per unit : قیمت هر واحد
price quotation : مظنه قیمت
price range : دامنه قیمت ، محدوده قیمت
price relative : قیمت نسبی
price sale ratio : نسبت قیمت به فروش
price spread : شکاف قیمت
price standard : استاندارد قیمت
price support : قیمت تضمینی، نظام قمیت های حمایت شده
price system : سیستم قیمت گذاری
price tag : برچسب قیمت
price taker : قیمت پذیر
price talk : بحث قیمت
price trends : روند قیمت
price undertaking : تعهد قیمت
price variance : انحراف (مغایرت) قیمت
price variance analysis : تجزیه و تحلیل انحراف قیمت
price volume variance : انحراف حجم قیمت
price, cost, finished cost, value worth : بها
price, value : قیمت، ارزش پولی، قیمت گذاری کردن
price-dividend ratio (PDR-PID ratio) : نسبت سود به قیمت
price-earning ratio : نسبت قیمت به درآمد سهم
price-fixing policy : سیاست تثبیت قیمت
price-index, index of prices : شاخص قیمت ها
price-indifference point : نقطه بی تفاوتی قیمت
price-level accounting : حسابداری برمبنای تغییر در سطح قیمت
price-level adjusted cost : بهای تمام شده تعدیل شده بر مبنای سطح قیمت ها
price-level changes, changes in the price level : تغییر سطح قیمت ها
price-rate system of wages : سیستم نرخ مقداری (تولید) دستمزد
price-sensitive information : اطلاعات درباره تغییر قیمت سهام شرکت
price-weighted index : شاخص موزون قیمت سهام
price-weighted market index : شاخص مبتنی بر میانگین موزون قیمت اوراق بهادار
priced : بهادار (نرخ دار)
pricing and extension fraud : تقلب در قیمت نهایی و جع قیمت
pricing based on return on capital : قیمت گذاری برمبنای بازده سرمایه
pricing decisions : تصمیمات قیمت گذاری
pricing full cost : قیمت گذاری براساس کل هزینه
pricing methods : روش های قیمت گذاری
pricing on bargain : قیمت گذاری براساس چانه زدن
pricing policy : سیاست قیمت گذاری
pricing problems : مسائل قیمت گذاری
pricing strategy : استراتژی قیمت گذاری
pricing system, price system : سیستم تعیین قیمت (قیمت گذاری)
pricing, costing : قیمت گذاری
prima : نخست، مقدم، پیش از همه، نخستین
prima facie : در نظر اول، در بادی امر، قابل قبول (در نطر اول)
prima facie evidence : قرائن ظاهری
primage : اضافه کرایه، پاداش ناخدای کشتی
primal model : مدل اصلی
primary : اصلی، اولیه، عمده، مقدماتی
primary (best) evidence : بهترین شواهد
primary account : حساب ثبت اولیه، حسابی که ریدادهای مالی خارجی نخست به آن منتقل می شوند.
primary agreement : قولنامه (قرارداد اولیه)
primary audit objective (VFM) : (اولیه) حسابرسی هدف اصلی
primary auditor : حسابرسی که واحد تجاری اصلی را حسابرسی می نماید. حسابرسی مسئول اظهار نظر صورت های تلفیقی
primary bank reserve : اندوخته اولیه بانک
primary beneficiary : ذینفع اول (نخست)
primary books : دفاتر اولیه (مقدماتی)
primary classification : طبقه بندی اولیه
primary cost material : مواد به بهای اولیه
primary dealer : معامله گر اصلی
primary deposit : سپرده اولیه (اصلی)
primary documents : مدارک اولیه
primary elements : عوامل اولیه
primary financial statements : صورت های مالی اساسی
primary functions : وظایف اولیه
primary issue : انتشار سهام اولیه
production pricing method : روش قیمت گذاری محصولات
production process : مرحله تولید
production quotas : سهمیه بندی تولید
production report : گزارش تولید
production sales price : قیمت فروش تولیدات
production schedule : برنامه تولید
production scheduling : برنامه زمانبندی تولید، جدول زمانی تولید
production sources : منابع تولید
production statement : صورت وضعیت تولید، خلاصه ای از عوامل تشکیل دهنده محصول تولیدی
production trend : روند تولید
production unit cost : قیمت تمام شده واحد تولید
production unit method of application : روش واحد تولید در تسهیم سربار
production unit method of depreciation : استهلاک براساس روش واحد تولید
production volume variance : انحراف حجم تولیدی
production wastage : ضایعات تولید
production work flow : گردش کار تولید
production, product, output, produce,yiekl : محصول
production-unit method (units of production method) of depreciation : روش استهلاک مبتنی بر آحاد تولید
production-volume ratio (PV ratio) : نسبت حجم تولید، نسبت فعالیت
productive asset : دارایی مولد
productive capacity : ظرفیت مولد، ظرفیت تولیدی
productive capital : سرمایه مولد
productive cost : هزینه تولیدی
productive debt : بدهی سودمند (مولد)
productive expenditure : هزینه مولد (سودآور)
productive investment : سرمایه گذاری مولد (سودمند)
productive labor (or wages) : دستمزد مستقیم
productive material : مواد مولد، مواد مورد نیاز تولید
productive opportunities : فرصت های سودمند تولید
productive output : آحاد تولید
productive overhead, production overhead : سربار تولیدی
productive power : قدرت تولیدی
productive processes : فرآیندهای مولد
productive processing time : زمان پردازش تولید
productive resources : منابع مولد
productive stock : مواد مولد، مواد مورد نیاز تولید
productive work (labor) : کار مولد
productivity : بهره وری در تولید
productivity measurement : اندازه گیری / سنجش بهره وری
productivity of capital : بهره وری سرمایه
productivity of investment : بهره وری (سودمندی) سرمایه گذاری
productivity of work : بهره وری کار
profession : حرفه، کار تخصصی
profession′s position : جایگاه حرفه، موقعیت حرفه
professional accountant : حسابداری حرفه ای، حسابدار رسمی، حسابرس قسم خورده
professional accountant′s society : انجمن حسابداران حرفه ای
professional auditor : حسابرس حرفه ای
professional checking : رسیدگی حرفه ای
professional checking on accounts : رسیدگی حرفه ای به حساب ها
professional consitituencies : تشکیلات حرفه ای، نهادهای حرفه ای
professional control (inspection) : نظارت حرفه ای
professional engagement : قرارداد حسابرسی
professional equipment : لوازم حرفه ای
professional ethics : اخلاق حرفه ای، آیین رفتار حرفه ای
professional expertise : تخصص حرفه ای
professional investors : سرمایه گذاری حرفه ای
professional judgement : قضات حرفه ای و تخصصی
professional liability insurance : بیمه تعهدات حرفه ای
professional misconduct : اشتباه حرفه ای
professional obligation, professional duty : وظیفه حرفه ای
professional opinion : عقیده حرفه ای
professional proficiency : صلاحیت و مهارت تخصصی و حرفه ای
professional reputation : شهرت حرفه ای
professional responsibility : مسئولیت حرفه ای
professional silence : رازداری حرفه ای، سکوت حرفه ای
professional skepticism : تردید حرفه ای
professional skill : مهارت حرفه ای
professional speculator : سفته باز حرفه ای
professional standards : استاندارد حرفه ای
professional, practitioner : حرفه ای، متخصص
professionalism : حرفه گرائی
professionally qualified : صلاحیت حرفه ای
proficiency : پیشرفت، ترقی، مهارت، تخصص
profile measurement : سنجش وضعیت موجود
profit : سود، نفع، بهره بردن
profit & loss statement : صورت سود و زیان
profit (earning) after interest and tax(EAIT) : سود پس از مالیات و بهره
profit (earning) before interest and tax(EBIT) : سود قبل از مالیات و بهره
profit (making-taking) : سوددهی (سودآوری)
profit after all expenses : سود پس از کسر کلیه هزینه ها
profit and loss (p and l) : سود و زیان
profit and loss account (p&L account) : حساب سود و زیان
profit and loss account for the year : حساب سود و زیان سال
profit and loss account fonnat : شکل صورت سودد و زیان
profit and loss account, income statement : حساب خلاصه سود و زیان، صورت سود و زیان
profit and loss appropriation account : حساب تقسیم سود و زیان
profit and loss budget : بودجه سود و زیان
profit and loss ratios : نسبت های سود و زیان
profit and loss retained : سود یا زیان انباشته
profit and loss statement, income statement : صورتحساب درآمد، صورت سود و زیان
profit and loss summary : خلاصه سوود و زیان
profit and loss summary account : حساب خلاصه سود و زیان
profit and loss variance : انحراف سود و زیان
profit appropriation account,appropriation account : حساب تقسیم سود
profit available for appropriation : سود قابل تخصیص
profit available for distnbution : سود قابل تقسیم
profit available for distribution,distributable profits : سود قابل تقسیم
profit before tax : سود قبل از مالیات
profit before tax deduction : سود قبل از کسر (مالیات)
profit cannibalism : افراط در تخفیف و ارزان
profit directed activity : فعالیت انتفاعی
profit for the period (tenn) : سود دوره
profit forecast : پیش بینی سود
profit goal : حد سود
profit incentive : انگیزه سوددهی (سود)
profit making : کسب سود، تحصیل سود
profit margin : حاشیه سود، نسبت سود به فروش
profit margin on sales : حاشیه فروش
profit margin percentage : درصد سود روی قیمت
profit margin, profit on price : سود روی قیمت، حاشیه سود خالص
profit margins on individual products : سود نهایی هر محصول
profit maximization : حداکثرسازی سود
profit minus cost : سود پس از کسر هزینه
profit on completed contract : سود مقاطعه (پیمان)
profit on instalhnent sale : سود تحقوق یافته فروش اقساطی
profit on sale : سود فروش
profit on sale of asset : سود فروش دارایی
profit on uncompleted contract : سود پیمان ناتمام
profit on under completion contract : سود مقاطعه (پیمان) در حال انجام
profit oppotunities : فرصت های سوددهی
profit or loss on change of asset : سود یا زیان در تعویض دارایی
profit organization : سازمان غیر انتفاعی
profit oriented organization : سازمان انتفاعی (با هدف سود)
profit overstated : سود اغراق آمیز
profit overstated to obtain higher commission : سود اغراق آمیز (بیش از واقع) جهت دریافت کمیسیون بیشتر
profit path : مسیر سود
profit per share : سود هر سهم
profit planning : برنامه ریزی سود
profit prior to consolidation : سود قبل از تلفیق شرکت
profit prior to incorporation : سود قبل از تاسیس
profit prior to operation : سود قبل از عملیات (سود غیر عملیاتی)
profit restraints : موانع سود
profit sharing : تسهیم سود
profit sharing bond : سند قرضه سهیم در سود
profit sharing employees : سود کارکنان در منافع شرکت
profit sharing plan : طرح سهیم کردن کارکنان در منافع
profit sharing ratio : نسبت تسهیم سود
profit standards : معیارهای سد
profit tax : مالیات بر سود
profit to turnover ratio : نسبت سود به فروش
profit variance : انحراف سود و زیان
profit volume ratio : نسبت حجمی سود (سود ناویژه به حجم فروش)
profit zone : نقطه سودآوری ، منطقه سودآوری
profit, gain, income, earnings : سود، درآمد
profit-sharing plan, income sharing plan : طرح تقسیم سود
profit-sharing scheme : طرح سهیم کردن کارکنان در سود
profitability : سود آوری، سوددهی، سودمندی
profitability accounting : حسابداری سنجش مسئولیت
profitability analysis : تجزیه وتحلیل سوددهی
profitability comparison : مقایسه سودمندی
profitability comparison of projects : مقایسه سودمندی طرح ها
profitability comparison, profit center,income center, profit center : مرکز سود
profitability index : شاخص سودمندی
profitability index (PI) : شاخص سودآوری
profitability of alternative projects : سودمندی پروژه های جایگزین
profitability of investment : سودمندی (کفایت) سرمایه گذاری
profitability of production : سودآئری محصول
profitability of projects : سودمندی طرح ها
profitability ratios : نسبت های سودآوری
profitability restraints : موانع سوددهی
profitability standards : معیارهای سوددهی
profitability yield : حاصل (بازده) سودآوری
profitable,gainful, profitable : پرسود (سودمند)، پر فایده، سودبخش
profitless : بی سود
proforma : پیش نویس، سیاهه
proforma amount : مبلغ فرضی
proforma balance sheet : ترازنامه پیش بینی شده
proforma budget : بودجه پیش نویس
proforma income statement : صورتحساب فرضی درآمد (پیش نویس)
proforma invoice : سیاهه مقدماتی، پیش فاکتر
proforma source and application of funds : صورت وضعیت پیش بینی منابع و مصارف وجوه
proforma statement : صورت وضعیت تخمینی (برآوردی)
program : برنامه
program accounting : حسابداری برنامه
program analysis techniques : تکنیک های تجزیه و تحلیل برنامه
program audit(ing) : حسابرسی برنامه
program evaluation & review techniques (PERT) : تکنیک های ارزیابی و بررسی برنامه
program evaluation and review technique : روش ارزشیابی و تجدیدنطر در پروژه، روش مسیر بحرانی
program flowchart : نمودگر برنامه، نمودار گردش کار برنامه
program planning budgeting system (pPBS) : سیستم برنامه ریز و بودجه بندی
program trading : داد و ستد براساس برنامه
programme evaluation and review technique (PERT) : روش مسیر بحرانی، فنون ارزیابی و تجدیدنظر در پروژه
programmed contro5, standing data file controls : کنترل های برنامه ریزی شده
programmed cost : هزینه برنامه ای (طبق برنامه)
programmed delivery dates : برنامه زمانبندی شده تحویل محصول به مشتریان
programmed :fixed cost : هزینه ثابت برنامه ریزی شده
progress : پیشرفت کردن، بهبود حاصل کردن
progress billing : صورتحساب پیشرفت کار
progress payment : پرداخت در ازای پیشرفت کار، دریافت بابت صورت وضعیت
progression : تصاعد (عددی یا هندسی)
progressive : تصاعدی
progressive average : معدل تصاعدی
progressive reducing rate : نرخ تصاعدی نزولی
progressive salary : حقوق تصاعدی (پله کانی)
progressive tax, gradual tax : مالیات تصاعدی
progressive taxation : مالیات بندی تصاعدی
progressive wage : مزد تصاعدی (بالا رونده)
prohibited : ممنوع، قدغن
prolubited article, prolubited goods : کالای ممنوعه (قدغن)
prohibited risk : خطر بیمه نشدنی
prohibition, boycott : تحریم، قدغن، منع
prohibitive price : قیمت بازدارنده
prohibitive tarrif : تعرفه بازدارنده (ورود یا صدور کالا)
prohibitive tax : مالیات گزافی که صدور یا ورود کالا را غیر ممکن می سازد ، مالیات بازدارنده
project : پیش بینی کردن، برنامه ریزی کردن
project account : حساب پروژه
project administration cost : هزینه اداری پروژه
project audit : حسابرسی پروژه
project classification : طبقه بندی پروژه ها
project commitments : تعهدات پروژه
project cost budget : بودجه هزینه پروژه
project cost ledger summary : خلاصه دفتر هزینه طرح
project cost report : گزارش هزینه طرح
project costing : هزینه یابی پروژه (تعیین قیمت تمام شده پروژه)
processing time : زمان پردازش
processor : پردازنده
procuration fee : حق العمل تحصیل وام (قرضه)
procuration subrogation : وکالت
procurator, agent : وکیل، نماینده
procurement : تهیه، تدارک، فراهم کردن
procurement fraud : تقلب تدارکاتی
procurement lead time : مدت زمان تدارک (کالا)
prodiction department : واحد تولید
produce : تولید کردن (کالا)
produce advance : پیش پرداخت خرید محصولات
produce the delivery order : ارائه حواله تحویل کالا
producer advertising : تبلیغ توسط سازنده، تبلیغ محصولات
producer(s) capital : کالای سرمایه ای
producers′ price index (PPl) : شاخص قیمت عمده فروشی
product : محصول، کالا، فرآورده
product (production) mix : ترکیب محصول
product analysis : تجزیه و تحلیل محصول (برحسب محصول)
product capabilities : خواص (قابلیت) محصول
product completed, finished product : محصول تکمیل شده
product complexity : پیچیدگی محصول، پیچیدگی یا ناپایداری فعالیت ها
product contribution margin : حاشیه فروش محصول
product cosnting methods : روش های هزینه یابی محصول
product cost : هزینه محصول، بهای تمام شده محصول
product cost unit : قیمت تمام شده واحد تولید
product distribution methods : شیوه های توزیع محصول
product financing arrangement : قرارداد تامین مالی محصول
product flow, product turnover : گردش محصول
product growth curve : منحنی نمایش رشد تولید
product inventory stock : موجودی انبار محصول
product investment cost : هزینه سرمایه گذاری تولید
product launch : جا انداختن محصول در بازار
product liability : مسئولیت در قبال کالا
product liability insurance : بیمه مسئولیت کیفی تولید
product life cycle : چرخه حیات محصول، دوره عمر محصول
product life expectancy : عمر مورد انتظار محصول
product line : خط تولید
product line investment : سرمایه گذاری خط تولید
product line margin : حاشیه فروش خط تولید
product master : محصول اصلی
product mix : ترکیب تولید
product price index : شاخص قیمت تولید کننده
product pricing methods : روش های قیمت گذاری محصولات
product quality control : کنترل کیفی تولید
product usage rate : میزان مصرف محصل
product variety, product diversity : تنوع محصل
product warranty : تضمین فرآورده (تولید)
product warranty expense : هزینه ضمانت تولید
product-level (sustaining) activities : فعالیت های نگهداری سطح محصول
product-line pricing : قیمت گذاری ثابت برای یک گروه کالا
production : ارائه، تولید، محصول
production basis of revenue recognition : شناسایی درآمد بر مبنای تولید
production bonus : جایزه تولید (برحسب تولید)
production budget (operating budget) : بودجه تولید، بودجه عملیاتی
production capacity : ظرفیت تولید
production control : کنترل تولید
production cost account : حساب هزینه (بهای تمام شده) محصول
production cost budget : بودجه هزینه تولید
production cost diagram (curve) : منحنی نمایش هزینه تولید
production cost of sales : بهای تمام شده (تولید) کالای فروش رفته
production cost variance : انجراف هزینه تولید
production curve : منحنی تولید
production cycle : چرخه تولید، دوره گردش تولید
production data : مجموعه اطلاعات تولید
production data records : مدارک و اسناد اطلاعات تولید
production denominator level : سطح فعالیت تولید
production department : دایره تولیدی
production forecast : پیش بینی (بودجه تولید)
production function : تاریخ تولید، رابطه عوامل تولید با محصول
production herd : محصول دامی
production hours method of depreciation : روش (ساعات کار تولید) در (محاسبه) استهلاک
production hours method of application : روش (ساعات کار تولید) در تسهیم
production index : شاخص تولید
production investment : سرمایه گذاری تولیدی
production limiting factors : عوامل محدود کننده تولید
production loan : وام تولید
production of goods to the customs : ارائه کالا به گمرک
production order (manufacturing requisition) : دستور تولید، سفارش تولید (درخواست نوع محصول)
production overhead cost : هزینه سربار تولید، هزینه سربار کارخانه
production overhead rate : نرخ سربار تولید
production overhead variance : انحراف سربار تولید
production per (hour, day, week, month,year) : تولید هر (ساعت، روز، هفته، ماه، سال)
production planning : برنامه ریززی تولید
production points system of payment : پرداخت براساس طرح پاداش امتیازی
ratio of gross profit to sale, gross profit ratio : نسبت سود ناویژه به فروش
ratio of net profit to capital : نسبت سود ویژه به سرمایه
ratio of profit to sale, proportion of profit to sale : نسبت سود به فروش
ratio, proportion, ratio analysis : نسبت، ضربی
rationing, couponing : جیره بندی، جیره، کوپن بندی
raw and in process (RIP) inventory account : حساب موجودی مواد خام و در جریان ساخت
re-appoinment of legal inspectors : انتصاب مجدد بازرسان قانونی
re-export : صدور مجدد (صادرات مجدد)، دوباره صادر کردن
re-hypothecation : رهن مجدد
real capital : سرمایه اقعی (حقیقی)
special purpose auditing : حسابرسی به منظور خاص
special purpose balance sheet : ترازنامه به منظور خاص
special purpose checking : رسیدگی به منظور خاص
special report : گزارش ویژه، گزارش مخصوص
special reserve : اندوخته خاص
special revenue fund : حساب مستقل درآمدهای اختصاصی
special stock-taking : صورت برداری ویژه از موجودی ها
special-purpose financial statement : صورت مالی که برای هدف خاصی تهیه شود
special-purpose funds : حساب های مستقل خاص
special-revenue fund : صندوق درآمدهای خاص
specialist expert : کارشناس، متخصص
speciality store : انبار کالای ویژه
specialized goods : کالای اختصاصی
specialty goods : کالای ویژه
specie : پول فلزی
specific : خاص، مشخص، مورد خاص
specific audit : حسابرسی خاص
specific authorization : تصویب خاص
specific bank guarantee : تضمین صادرات
specific commitments : تعهدات خاص
specific deposit : سپرده به منظور خاص
specific disclosure : افشای موارد خاص
specific item sampling : نمونه گیری اقلام مشخص
specific order cost accounting system : سیستم حسابداری قیمت تمام شده سفارش معین
specific unit cost method : روش بهای تمام شده هر واحد مشخص
specific-order costing : هزینه یابی سفارش کار
specific-purpose financial statements : صورت های مالی تهیه شده برای مقاصد خاص
specification : مشخصات (ذکر خصوصیات)
specification analysis : تجزیه تحلیل مشخصات
specification of goods : مشخصات کالا
specify : تصریح کردن
specimen signature : نمونه امضاء
speculation : حدس، پیش بینی، سفته بازی
speculative : پر خطر
speculative contracts : قراردادهای سفته بازی
speculative-grade bonds : اوراق قرضه با ریسک بالا
speculator : سفته باز، سوداگر
spend : خرج کردن، گذراندن
split : تجزیه سهام
split offering : عرضه تدریجی
split risks : تفکیک خطرات
split shift : نوبت کار دو وقتی
split-up : تجزیه سهام
spoilage : ضایعات (تولید)
spoilage rate : نرخ ضایعات
spoiled goods : کالای ضایع شده
spoiled goods inventory : موجودی کالای ضایعاتی
spoiled material, wasted material : مواد ضایع شده (ضایعاتی)
spoiled stock : موجودی ضایعات
spoillage cost : بهای ضایعات
sponsor : حمایت مالی کردن، متولی
spot (or cash) transaction : معامله نقدی
spot cash : پول نقد در دسترس
spot cash payment : پرداخت نقد در محل
spot check : کنترل آنی، بررسی نمونه ای
spot delivery : تحویل فوری، معامله نقد
spot exchange rate : نرخ ارز رایج بازار
spot market : بازار معاملات نقدی، بازار روز
spot order : سفارش فوری
spot payment : پرداخت فوری (در محل)
spot rate, current rate : نرخ جاری، نرخ تحویل فوری، نرخ آنی
spot sale : فروش نقد فی المجلس (حمل فوری)
spot sale (or purchase) : خرید یا فروش کالا با شرط تحویل فوری
spot trading : معامله نقد
stability of price : ثبات قیمت
stablized price : قیمت تثبیت شده
stage of completion : میزان تکمیل کار
stage payments : پرداخت های مرحله ای
stamp duty paid : عوارض پرداختی تمبر
stamp duty, stamp tax : هزینه تمبرف عوارض (مالیات) تمبر
stamp shortage : کسر تمبر
stamp, seal : مهر
standard capacity : ظرفیت استانارد
standard direct labor cost per unit : هزینه استاندارد کار مستیم برحسب هرواحد (تولید)
standard direct materials cost (price) : هزینه استاندارد مواد مستقیم
standard error of the sample means : اشتباه معیار میانگین نمونه
standard expense (cost, charge,expenditure) : هزینه استاندارد
standard hours per unit : ساعات استاندارد واحد کار
standard labor cost per an hour : هزینه استاندارد دستمزد برای هر ساعت
standard material price : قیمت استاندارد مواد
standard of deferred payments : معیار پرداخت های مربوط به آینده، استاندارد پرداخت های معوق
standard of reporting : استاندارد گزارش نویسی
standard operating profit : سود استاندارد عملیاتی
standard preparation hours : مدت زمان استاندارد برای آماده سازی یا راه اندازی دستگاه
standard price : قیمت استاندارد
standard production cost : هزینه تولید استاندارد
standard purchase price : قیمت خرید استاندارد
standard rate of pay : نرخ پرداخت استاندارد
standard rate per unit : نرخ استاندارد هر واحد
standard selling price : قیمت فروش استاندارد
standard unit price (cost) : قیمت استاندارد هر واحد
standard-setting process : فرآیند تدوین استاندارد
standards for follow-up : استانداردهای پیگیری
standards of performance : استانداردهای عملکرد
standing cost, fixed (cost-expensecharge) : هزینه ثابت
staple goods : کالای بسیار ضروری
start-up cost : هزینه راه اندازی
state property : دارایی دولت، اموال عمومی
state retirement pension : مستمری بازنشستگی دولتی
state-controlled companies : شرکت های تحت کنترل دولت
state-controlled corporations : موسسات تحت کنترل دولت
state-owned company : شرکت دولتی
statement from incomplete records : صرت مالی تهیه شده از روی مدارک ناقص
statement of accounting principles : بیانیه اصول حسابداری
statement of capital, capital statement : صورتحساب سرمایه
statement of changes in financial position : صورت تعییرات در وضع مالی
statement of changes in working capital : صورت تغییرات در سرمایه در گردش
statement of concepts, concepts statement : بیانیه مفاهیم
statement of financial position, financial statement, statement position : صرت وضعیت مالی
statement of operations, operating statement : صورتحساب عملیات
statement of profit or loss (gain or loss) : صورت وضعیت سود یا زیان
statement of receipts and disbursement : صورت دریافت ها و پرداخت ها
statement of receipts and payments : صودرت وضعیت دریافت ها و پرداخت ها
statement of recommended practice(SORP) : توصیه های اجرایی استانداردهای حسابداری
statement of results of operations : صورت نتایج عملکرد، صورت نتایج عملیات
statement of revenues and expenditure : صورتحساب درآمد و هزینه
statement of source and applications of funds : صورت منابع و مصارف وجوه
statement of standard accounting practice (SSAP) : استانداردهای عملیات حسابداری (استانداردهایی را که باید در مرحله عمل به کار برد)
statistical data, proforma information : اطلاعات (داده های) آماری
status report : گزارش وضعیت موجود
status report of inventory, stock report : گزارش وضعیت موجودی
statutory apportionment : تقسیط قانونی، قسط بندی قانونی
project evaluation and review technique : تکنیک ارزیابی و تجدید نظر در پروژه
project finance : تامین مالی پرژه
project financing : تامین مالی طرح
project initial cost (charges) : هزینه اولیه طرح
project investment : سرمایه گذاری طرح
project network analysis (PNA) : تحلیل شبکه پروژه
project network technique (PNT) : تکنیک شبکه پروژه
project performance cost variance : انحراف هزینه عملکرد / اجرای پروژه
project rate of return : نرخ بازده طرح
project schedule : جدول زمان بندی شده اجرای پروژه
project statement, statement of project : صورت وضعیت پروژه
projected annual income : سود (درآمد) برآورد شده سالانه
projected balance sheet : ترازنامه پیش بینی شده
projected benefit obligation (PBO) : بدهی مزایای پیش بینی شده
projected benefit-cost methods : روش های پیش بینی هزینه و سود
projected cash flow : گردش وجوه پیش بینی شده
projected error : خطای تعمیم یافته
projected financial statement : صورت مالی پیش بینی شده، گزارش مالی پیش بینی شده
projected income statement : صرتحساب حساب سود و زیان پیش بینی شده
projected misstatement : تحریف پیش بینی شده / تعمیم یافته
projected profit and loss statement : صورتحساب پیشنهادی (برآوردی) سود و زیان
projected sale : فروش پیش بینی شده
projection (financial) : گزارش های مالی فرضی
projection statement : صورت مالی پیش بینی شده
projections : پیش بینی، مفروض
projects classification : طبقه بندی پروژه ها
promise to pay : تعهد به پرداخت
promised yield-to-maturity : بازده وعده داده شده تا تاریخ سررسید
promising investment opportunities : فرصت های نوید بخش سرمایه گذاری
promissory : وعده دار
promissory note : اسناد تعهدآور، سفته، برات
promote : تبلیغ کردن، ترفیع دادن
promote a company, float a company : شرکتی را به راه انداختن
promoter : بانی (شرکت)، موسس (با هدف سود)، بنیان گذار
promoters′ profit : سود موسسین
promotion expense, establishment expense : هزینه تبلیغات، هزینه ترویج، هزینه های راه اندازی یک واحد سازمانی
promotion layout : طرح ترقی (ارتقاء)
promotion right : حق ترفیع
promotion shareholders : صاحبان سهام موسس
promotion shares : سهام موسس (سهام جایزه موسسین)
promotion, upgrade : ترفیع، ارتقاء
promotional shares : سهام موسس یا سهام ارزان
promotional work : کار تشویقی
prompt : مهلت یا وعده پرداختن دین
prompt delivery goods : کالای سریع الحمل
prompt delivery stock : موجودی کالای سریع الحمل
prompt money (cash), ready cash : پول فی المجلس (آماده، فوری)
prompt payment : پرداخت بلافاصله (فوری)
prompt shipment : حمل فوری (با کشتی)
prompt to pay account : خوش حساب بودن
prompt to pay, ready for payment : آماده پرداخت
proof : مستند طلب خواهی
proof beyond a reasonable doubt : توان اثبات قطعی
proof list : برگ (صورت) غلط گیری
proof of accuracy : اثبات صحت (صورت های مالی به ارزش های جاری همگن)
proof of cash : صورت مغایرت (بانک) چهارستونی، تایید نقد
proof of cash receipts : صورت مغایرت دریافت های نقدی
proof of debt : مدرک (دلیل) بدهی
proof of delivery : گواهی تحویل
proof of loss : دلیل وجود خسارت یا زیان در بیمه
proof of ownership : دلیل مالکیت
proof verification : اثبات، تایید، تصدیق
proper audit : حسابرس صحیح (چنانچه باید)
proper books : دفاتر واقعی
proper books of account : دفاتر واقعی حساب
proper disclosure : افشای مناسب
proper price : قیمت درست (واقعی)
properlty depreciation : استهلاک اموال
properly executed assignment : سند پشت نویسی شده قابل انتقال
properties and equipments : اموال و تجهیزات
property : مستغلات، اموال منقول
property account : حساب اموال
property bonds : اوراق قرضه مالکیت
property capital : سرمایه ملکی
property control account : حساب کنترل اموال
property dividend, dividend in kind : پرداخت سود سهام به صورت دارایی
property dividends payable : سود سهام پرداختنی غیر نقدی
property gratuitous acquired : اموال تحصیلی رایگان
property income certificate (PINC) : گواهی میزان مالکیت شخص در یک دارایی
property ledger : دفتر اموال
property ownership : حق مالکیت بر اثر مرور زمان
property register : دفتر ثبت اموال
property reserved : استهلاک انباشته
property right : حق مالکیت
property tax, estate tax : مالیات بر دارایی، مالیات بر املاک و مستغلات
property(s) earning power : قدرت تحصیل درآمد مالی
property, asset, pIant and equipment : اموال، کارخانه و تجهیزات
property-rights approach : روش حقوق مالکیت
proportion of profit to expense : نسبت درآمد به هزینه
proportional consolidation : تلفیق متناسب
proportional liability partnership,company with proportionate liability : شرکت نسبی
proportional method : روش ارزش نسبی
proportional performance method : روش نسبت کارکرد
proportional relationship : نسبت متناسب
proportional tax : مالیات متناسب (که به سطوح درآمدی تعلق می گیرد)
proportional-performance method : روش عملکرد نسبی
proportionate consolidation : تلفیق نسبی
proposal : پیشنهاد، طرح پیشنهادی
proposed budget, draft budget : بودجه پیشنهادی
proposed dividend : سود سهام پیشنهادی (پیشنهاد شده)
proposed investment : سرمایه گذاری پیشنهادی
proposed statement : صورتحساب پیشنهادی
proposition, proposal, offer, motion tender, suggestion : پیشنهاد، قضیه، موضوع
proprietary accounts : حساب های دارایی، حساب های سرمایه ای
proprietary funds : حساب مستقل وجوه سرمایه ای
proprietary insurance, level premium insurance : بیمه با حق بیمه ثابت
proprietary interest : منافع مالکیت
proprietary ratio : نسبت مالکانه
proprietary theory, proprietary opinion,ownership theory : نظریه مالکیت، تئوری مالکیت انفرادی
proprietor, landlord, owner : مالک
proprietorship : تک مالکی
proprietorship : مالکیت انفرادی، موسسه فردی حساب سرمایه، در مالکیت انفرادی
proprietorship accounting : حسابداری مالکیت
prorata : تسهیم به نسبت
prorate cost : تسهیم کردن هزینه
proration : تسهیم به نسبت کردن
prospect theory : تئوری چشم انداز، تئوری مشتری احتمالی
prospective approach : روش تسری به دوره های آینده
prospective basis : تسری به دوره های آینده
prospective financial information : اطلااعات مالی برآوردی
prospective financial statements : صورت های مالی برآوردی
prospective financial statements,pro forma statements : صورت های مالی پیش بینی شده (فرضی)
prospectus : آگهی پذیره نویسی، آگهی عرضه (سهام، اوراق)
prosper : به رونق مالی رسیدن
protect : محافظت کردن
protection tariff : تعرفه حمایتی
protection, safety : ایمنی، حفاظت، نگهداری
protectionism : حمایت گرایی
protective convenant : توافق حمایتی، شرط های حمایت کننده
protective duty : حقوق و عارض حمایتی
protective liquidity : نقدینگی پشتوانه
protective role : (نقش) تمبر اسناد بابت مالیات نقش حفاظتی
protective tariff : تعرفه حمایتی سنگین
protest : واخواست، واخواهی
protest fee : حق الزحمه واخواست ، حق الزحمه اعتراض
protest prove : واخواست، واخواهی
prove : تایید کردن، اثبات کردن
proved oil and gas reserves : مقدار برآوردی نفت خام و گاز طبیعی
provided : آماده ، تهیه شده، مشروط بر اینکه
provided scheme : برنامه تدارک شده
provident fund, contingency fund : وجوه احتیاطی، صندوق احتیاطی
provident reserve end money : اندوخته احتیاطی
provident reserve funds : وجوه اندوخته احتیاطی
providing period : دوره تدارک
provision : ذخیره تدارک، شرط، بند، ماده
provision for accrued expense : ذخیره هزینه معوق
provision for bad debts (a provision for doubtful debt, allowance for doubtful accounts) : ذخیره برای مطالبات مشکوک الوصول
provision for cash discounts, cash discount provision : ذخیره تخفیفات نقدی
provision for cash requirements : ذخیره احتیاجات نقدی
provision for cash shorts : ذخیره کسورات صندوق
provision for contingent debt : ذخیره بدهی احتمالی
provision for contingent losses : ذخیره زیان های احتمالی
provision for current year tax : ذخیره مالیات سال جاری
provision for decrease in value of inventory : ذخیره کاهش ارزش موجودی ها
provision for decrease value of investment : ذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاری ها
provision for depreciation : ذخیره برای استهلاک، استهلاک انباشته
provision for discounts (allowances) : ذخیره تخفیفات نقدی
provision for discounts allowable : ذخیره تخفیفات قابل قبول
provision for discounts payable : ذخیره تخفیفات پرداختنی
provision for foreseeable losses : ذخیره زیان های قابل پیش بینی
provision for forward purchases : ذخیره پیش خرید
provision for forward sales : ذخیره پیش فروش
provision for inventory decline : ذخیره زوال (کاهش) موجودی انبار
provision for renewal : ذخیره تجدید (تعویض)
provision for returns and allowances : ذخیره برگشت از فروش و تخفیفات
provision for sales returned : ذخیره برگشت از فروش
provision for staff termination benefits : ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان
provision for stock valuation adjustment : ذخیره تعدیل ارزیابی
provision for tax, tax provision : ذخیره مالیات
provision for unsecured liablities : ذخیره مطالبات تضمین نشده
provision for valuation of stock, stock valuation provision : ذخیره ارزیابی موجودی کالا، ذخیره استهلاک
provision for vested benefits : ذخیره مزایای قطعی
provision for warehouse stock adjustment : ذخیره تعدیل موجودی انبار
provision of direct services : ارائه خدمات درمان مستقیم
provision, allowance, accrual, reserve,quantity allowed : ذخیره، اندوخته، مقدار مجاز
provisional appointment : انتصاب موقت
provisional hand over : تحویل موقت
provisional letter of credit : اعتبار اسنادی موقت
provisional rights : حقوق موقت
provisional share certificate : گواهینامه موقت خرید سهام
provisional statement : صورت وضعیت موقت
provisional take-over (acceptance) : تحویل گرفتن موقت
provisions (contract, law) : مواد (قراردادن، قانون)
proviso,clause condition : شرط، ماده، قید، بند
proximate damage : خسارت قابل پیش بینی
pro′limo : ماه آینده، ماه بعدی
proxy fight : جمع آوری وکالتنامه
proxy, proxy form : وکالت نامه، نماینده
prudence concept : اصل احتیاط
prudence in accounting : احتیاط در حسابداری، اصل احتیاط
prudence, conserwtism : عاقب اندیشی، آینده نگری، احتیاط، محافظه کاری
prudential insurance : بیمه احتیاطی
pseudocode : شبه کد، شبه جمله
psychological affiliation : وابستگی اخلاقی و عاطفی ، وابستگی روانشناختی
public accountant : حسابدار عمومی، حسابدار رسمی
public accounting, general accounting : حسابداری عمومی
public asset : دارایی عمومی
public auction : حراج عممی
public benefit, qualified endorsement,public interest : منافع عمومی
public bond : سند قرضه عمومی
public company, corporation : شرکت دولتی، شرکت سهامی عام
public credit : اعتبار عمومی
public debt = national debt : قرضه ملی، بدهی یک نهاد دولتی به مردم
public deposit : سپرده عمومی (دولتتی)
public expenditure (expense) : مخارج عمومی
public finance : مالیه عمومی
public financing, public finance, national finance : تامین مالی عمومی، تدارک مالی دولت
public fund : حساب مستقل وجوه عمومی
public good : کالاها یا خدماتی که به عموم ارائه می شود.
public heahh insurance : بیمه درمان همگانی
public heahh insurance law : قانون بیمه درمان همگانی
public held company : شرکت سهامی عام
public image : تاثیر علامت تجاری روی اذهان عمومی
public information : اطلاعات در دسترس عموم، پیش شبینی شده
public interest : منافع عمومی، نفع همه مردم
public issue : عرضه سهام، اوراق قرضه یا بهادار دیگری به عموم مردم
public issue of shares : نشر عمومی سهام
public joint-stock company : شرکت سهامی عام
public lands : اراضی عممی
public liability (national) : بدهی عمومی (ملی)
public liability insuranc : بیمه تعهدات عمومی
public limited company (PLC) : شرکت سهامی عام با مسئولیت محدود
public limited partnership : شرکت تضامنی با مسئولیت محدود
public loan : وام عمومی
public net income : قرضه خالص عمومی
public offering : عرضه (اوراق بهادار) به عموم
public offering of shares : عرضه سهام به عموم
public offering price : قیمت عرضه عمومی اوراق بهادار
public oversight board : هیات نظارت عمومی
public owned company, public joint stock company, public limited (joint stock),public corporation, publicly-held corporation : شرکت سهامی عام
public ownership : مالکیت عمومی
public property(ies) : اموال عمومی
public relations department : دایره روابط عمومی
public revenue, general revenue : درآمد عمومی
public sale : فروش عمومی
public sector (governmental) : بخش عمومی (دولتی)
public sector accounting : حسابداری بخش دولتی
public service organizations : سازمان های ارائه دهنده خدمات عمومی
public trust : موسسه عام المنفعه
public trust fund : حساب مستقل امانی عمومی
public utility bond : سند قرضه کارهای عام المنفعه
public utility companies : شرکت های عام المنفعه، شرکت های تلید کننده / ارائه دهنده کالا یا خدمات عمومی
public utility pricing : قیمت گذاری خدمات عمومی
public warehouse : انبار عمومی
public welfare program : برنامه رفاه عمومی
publication expense : هزینه طبع و نشر
publication of financial statements : انتشار صورت های مالی
publicity cost : هزینه تبلیغات
publicity drive : فعالیت تبلیغاتی
publishable accounts : حساب های انتشار دادنی (جهت عموم)
published accounts : صورت های مالی انتشار یافته
punchist : پانچیست
punitive damages : خسارت کیفری یا جزایی
pur autre vie : حق عمری، حق مالکیت عمرانه
purchase : خرید، خریداری کردن، تحصیل کردن
purchase acquisition : تصاحب از طریق خرید
purchase allowance : تخفیف در خرید
purchase and leaseback : خریدن و دوباره اجاره دادن
purchase and supply department : اداره خرید و تدارکات
purchase commitment losses : زیان های ناشی از تعهدات خرید کالا
purchase commitments : تعهدات خرید
purchase consideration : ثمن معامله، مابه ازای خرید
purchase cost, cost to buy : بهای تمام شده خرید
purchase cut-off test : آزمون انقطاع زمانی خرید
purchase cycle : چرخه خرید
purchase day book (purchase journal) : دفتر روزنامه خرید
purchase discount, purchase allowance : تخفیف خرید
purchase discounts not taken : تخفیفات استفاده نشده خرید
purchase discrepancy : تفاوت خرید
purchase expenditures : مخارج خرید
purchase financial documents,financial purchase records : مدارک مالی خرید
purchase fund : حساب مستقل برای بازخرید اوراق قرضه
purchase invoice : فاکتور خرید، سیاهه خرید
purchase journal : دفتر روزنامه خرید
purchase ledger : دفتر (معین) خرید
purchase method : ترکیب شرکت ها به روش خرید
purchase method of combination : روش خرید در مورد اغام شرکت ها
purchase of parent bonds : خرید اوراق قرضه شرکت اصلی
purchase on account : خرید نسیه
purchase option : اختیار خرید
purchase order : سفارش خرید، دستور خرید
purchase power, purchasing power : قدرت خرید
purchase price : قیمت خرید
purchase product for resale : محصل خریداری شده جهت فروش مجدد
purchase rate (or rhythm) : نرخ خرید
purchase records : مدارک و اسناد خرید
purchase requisition : درخاست خرید
purchase requisition for stock : درخواست خرید موجودی انبار
purchase return : برگشت از خرید
purchase return allowances journal : دفتر روزنامه برگشت از خرید
purchase returned : خرید برگشتی
purchase returns account : حساب برگشت از خرید
purchase returns and allowances : برگشت از خرید و تخفیفات
purchase returns book : دفتر برگشت از خرید
purchase returns entry : ثبت برگشت از خرید
purchase tax : مالیات خرید
purchase-money obligation : وام رهنی که وام دهنده (در صورت انحلال شرکت) نسبت به بقیه حق تقدم دارد
purchase-order lead time : زمان تحویل سفارش خرید
purchased goodwill : سرقفلی خریداری شده
purchased preacquisition earnings : خرید سود قبل از تحصیل
purchased product : محصول خریداری شده
purchased services : خدمات خریداری
purchaser : خریدار
purchases daybook : دفتر روزنامه خرید
purchases invoice : صورت حساب خرید، فاکتور خرید
purchases ledger : دفتر کل خرید
purchases ledger control account : حساب کنترل خرید
purchases′ return, consumers′ return : برگشت از خرید
purchasing (purchase) voucher : سند خرید
purchasing agent : کارگزار خرید
purchasing budget : بودجه خرید
purchasing commission : کارمزد خرید، کارمزد دلالی، حق دلالی
purchasing contracts : قراردادهای خرید
purchasing cost : بهای تمام شده خرید
purchasing function : امور تدارکات
purchasing lead time : مدت زمان بین سفارش کالا و تحویل آن (به خریدار)
purchasing officer : کارپرداز
purchasing patterns : الگوهای خرید
purchasing power : قدرت خرید، توانایی در خرید کالاها و خدمات
purchasing power capital maintenance concept of income : تئوری حفظ قدرت خرید سرمایه
purchasing power gain : سود قدرت خرید
purchasing power gain and loss : سود و زیان ناشی از قدرت خرید
purchasing power parity theory : تئوری برابری قرت خرید واحد پل های دو کشور
purchasing power risk : ریسک قدرت خرید
purchasing procedure, purchase method : روش خرید (روش اجرائی خرید)
purchasing-power risk : ریسک ناشی از قدرت خرید
pure instaIhnent method : روش اقساطی مطلق
pure interest : بهره خالص
pure interest rate, pure rate of interest : نرخ خالص بهره
pure play : تک محصولی
pure premium : حق بیمه خالص، صرف خالص
pure price, net price : قیمت خالص
pure profit : سود خالص
pure research : تحقیقات نظری، پژوهش بنیادی
pure security price : ارزش مطلق اوراق بهادار
pure, net : خالص
pure-discount security : اوراق بهادار با تخفیف هنگفت
purpose : قصد داشتن
push down accounting : منظور کردن دارایی های خریداری شده به ارزش روز
push system : سیستم فشاری
push -down accounting : حسابدار ی تعدیل ارزش دفتری شرکت فرعی
put : مجوز فروش سهام، عرضه اختصاصی سهم
put and take : حق بردن کالا سپس پول دادن
put bonds : اوراق قرضه قابل استرداد
put down : ودیعه دادن، بیعانه دادن، ثبت معامله در دفتر
put money in the bank : پول در بانک گذاشتن
put option : اختیار فروش به قیمت دلخواه
put price : قیمت ثابت (در بورس)
put to contract : به مقاطعه دادن
put to sale : به معرض فروش گذاشتن
put to the seller : استفاده از اختیار فروش
put up sale price : بالا بردن هزینه قیمت فروش
put -call parity : دوگانگی حق / اختیار فروش و خرید اوراق بهادار
putting up for sale : در معرض فروش
pyramid of ratios : هرم نسبت ها
pyramiding : مدیریت یک شرکت بزرگ که بر چندین شرکت دیگر اعمال قدرت می نماید و یا صاحب آنهاست. به صورت هرمی مدیریت کردن
qualification, details, description : مشخصات
qualified acceptance : واجد صلاحیت، دارای شرایط، مشروط، با قید و شرط
qualified audit opinion : اظهارنظر مشروط حسابرس
qualified audit report, qualified endorsement : گزارش مشروط حسابرسی
qualified auditor′s report : گزارش مشروط حسابرس
qualified opinion : اظهار نظر مشروط
qualified report (or certificate) : گزارش مشروط
qualified stock option : قرارداد واگذاری برگ اختیار خرید سهام به کارکنان
quality control report : گزارش کنترل کیفیت
quality of performance : کیفیت عملکرد
quantity control report : گزارش کنترل مقداری (کمی)
quarterly report (statements) : گزارش سه ماهه، گزارش فصلی
quasi deposit : شبه سپرده
quasi partner : شریک ظاهری (صوری)
quasi-ellperimental : شبه تجربی ، نیمه تجربی
quota, portion, ration contribution : سهیمه، سهم
quoted at par value : برآورد به ارزش اسمی
quoted company : شرکت پذیرتفه شده در بورس
quoted market price : قیمت اعلام شده در بازار
quoted price, posted price : قیمت اعلام شده
Racketeer Influ.enced and Corrupt Organization (RICO) : سازمان پوشش دهنده باندهای تبهکار، سازمان های جنایی مالی (مانند پولشویان)
Request For Proposal (RFP) : درخواست اعلام آمادگی برای شرکت در مزایده یا مناقصه
Research and Development (R&D) : تحقیق و توسعه
Retail Price Index (RPI) : شاخص قیمت خرده فروشی
railway receipt : رسید راه آهن
random inspection : بازرسی تصادفی (اتفاقی)
random sampling : نمونه گیری تصادفی
random selection, sampling selection : انتخاب نمونه گیری، انتخاب تصادفی
ranking approach : روش رتبه بندی
ranking of projects : رده بندی پروژه ها
rapid amortization : استهلاک سریع دارایی های نامشهود
rapporteur : مخبر
rate fixing department : اداره تثبیت قیمت
rate implicit in the lease : نرخ ضمنی در اجاره
rate of apportionment of overhead : نرخ تسهیم سربار
rate of premium : نرخ حق بیمه، نرخ جایزه
rate of profit per article (goods) : نرخ سود هر واحد کالا
rate of profit per production : نرخ سود هر واحد تولید
rate of profit, profit rate : نرخ سود
rate per machine hour : نرخ هر ساعت ماشین
rate per standard hour : نرخ هر ساعت استاندارد
rate per unit : نرخ هر واحد
real estate (or property) : املاک و مستغلات
reasonably possible event : رویداد محتمل
recapitalization surplus : مازاد تجدید سرمایه
receipt issued, issued receipt : رسید صادره
receipt of goods : رسید کالا
receipt statement : اعلامیه ورود، رسید
receipt, arrival : رسیدن کالا (جنس ، متاع)
receivable collection period : دوره وصول مطالبات
receive versus payment : تحویل در برابر دریافت وجه نقد
receiver of payment payee : گیرنده وجه
receiving report : رسید انبار، گزارش دریافت
recessionary period : دوره های رکود اقتصادی
reciprocal account(s), offset account,contra account : حساب متقابل (پایاپای)
reciprocal demurrage : زیان متقابل معطلی کشتی ، دموراژ متقابل
reciprocal method : روش متقابل
reciprocal of payback period, pay back reciprocal : معکوس دوره بازیافت
reciprocal trade agrement, bilateral agreement : موافقت نامه تجاری دو جانبه
reciprocal transfers : انتقالات دو جانبه
reciprocity principles : اصول معاملات دو جانبه (دو کشور)
reconstruction project : پروژه تجدید بنا
record keeping : نگهداری اسناد، دفترداری
record keeping expense : هزینه ضب اسناد
recoupment, reparation compensation,indemnity : غرامت
recoverable advance corporation tax : بازیافت مالیات پیش پرداخت شده
recoverable cost (expense) : هزینه بازیافتنی، هزینه قابل جبران (استرداد)
recoverable expense, reimbursable expense, recoveries : هزینه قابل برگشت
recovery (revival) upturn : بهبود، بهبودی
recovery, realize, payoff, retrieve : بازیافت، بازیابی
reduced profit method : روش تقلیل سود
reference and control report : گزارش عطف کنترل
referre, judgy, umpire : داور (یک دعوی)، حکم، قاضی، دادرس
refund the over payment or excess : استرداد اضافه پرداختی
registration of companies : ثبت شرکت ها
reinsurance company : شرکت بیمه اتکایی
rejection report of goods received : گزارش عدم پذیرش کالا
related company : شرکت تابعه (وابسته)
related parties : اشخاص وابسته
related party disclosures : افشای معاملات اشخاص وابسته
relatea party transactions : معاملات اشخاص وابسته
release of fund(s), appropriate : واگذاری اعتبار
reliability of financial reporting : قابل اتکاء بودن گزارشگری مالی
reliability period : دوره قابلیت اتکا
relief payments : کمک های امدادی
relif from import duties : معافیت از حقوق و عوارض ورودی
remission, dispensation : بخشودگی، معافیت
remuneration,salary, wage, pay : مزد
renovation cost (expense) : هزینه نوسازی
reorganization plan : طرح تجدید سازمان
repair and maintenance : تعمیر نگهداشت
repair cost / expense : هزینه تعمیر
repay, reimburse : بازپرداخت کردن
repayment claim : درخواس استرداد مالیات
repayment guarantee : ضمانت بازپرداخت
repayment of loan : بازپرداخت وام
repayment schedule : جدول بازپرداخت
repayment with penahy : بازپرداخت وام همراه با جریمه
replacement : جایگزینی، تعویض
replacement and bettennent : تعویض و بهسازی (نوسازی)
replacement cost : هزینه جایگزینی (تعویض)
replacement value depreciation : استهلاک براساس ارزش جایگزینی
replacing, replacement, substitution : جایگزینی
replenish of petty cash : تجدید کردن تنخواه گردان
report of legal inspectors, legal inspectors′report, : گزارش بازرسان قانونی
report on internal control : گزارش سیستم کنترل داخلی
reportable : قابل گزارش
reportable conditions : شرایط قابل گزارش
reporting requirements : الزامات گزارشگری
reporting standard : استاندارد گزارشگری
repossess : تملک مجدد
repossession : تملک ثانوی
repossession of goods : تملیک مجدد کالا، تملیک کردن
represent : نمایندگی کردن
representation and warranty : تضمین شرایط خاص
representation, agency : نمایندگی، تاییدیه مدیریت
representational faithfulness : بیان صادقانه
representative of shareholder : نماینده صاحب سهم
representative office : دفتر نمایندگی
representative sample : نمونه معرف، نمونه تصادفی که با مشاهده انتخاب شود
representative, agent : قائم مقام، نماینده، عامل
reproduction : تولید مجدد
repudiation : امتناع از پرداخت (وام، دین)
repurchase : خرید مجدد
repurchase agreement : قرارداد بازخرید
repurchase offer : پیشنهاد بازخرید
repurchase shares (stocks) : سهام بازخرید شده
repurchase transaction : تعهد بازخرید
request, requistion, petition : درخواست
reserve for encumbrances-prior year : اندوخته تعهدات قطعی نشده سنواتی
reserve for outstanding expenses,provision for accrued expenses : ذخیره هزینه های معوق
reserve for replacement : ذخیره جایگزینی (تعیض)
responsibilities and duties : مسئولیت ها و وظایف
responsibilities of inspectors : مسئولیت بازرسان
responsibility : مسئلیت، پذیرفتن اختیارات تفویض شده
responsibility accounting : حسابداری سنجش مسئولیت
restriction of imports : محدودیت واردات
resuhs of operations : نتایج عملیات
retail price index : شاخص بهای خرده فروشی
retained profit, retained earnings,accumulated earnings : سود انباشته
retention payable deposit : سپرده حسن انجام کار قابل پرداخت
retention period : دوره نگهداری
retired, pensioner, superannuated. : بازنشسته (از کار افتاده)
retirement allowance, retiring pension,old age benefits : حقوق بازنشستگی، مستمری
retirement pay : حقوق بازنشستگی
retroactive approach : روش / رویکرد تسری به دوره های گذشته، روش عطف بماسبق
retroactive payment : پرداخت مربوط به گذشته
return of capital : بازگشت سرمایه
return on capital : بازده سرمایه
return on invested capital : بازده سرمایه بکار رفته
return outward = purchases return : برگشت خرید
return premium : حق بیمه برگشتی
returnable deposits : سپرده های قابل برگشت
revaluation surplus account : حساب مازاد تجدید ارزیابی
revenue expenditure : مخارج درآمدی
review period : دوره بازنگری (موجودی)
rightful, party entitled : ذی حق بحق)
rights and powers : حقوق و اختیارات
rise in price : افزایش در قیمت
risk components : اجزای خطر
risk focused approach : روش مبتنی بر ریسک
risk of incorrect rejection (alpha risk) : خطر رد کردن نادرست
risk of ownership : خطر مالکیت
bround tripping : رفت و برگشت
run up a stock : بالا بردن بهای یک سهم (در بورس)
safe deposit : گاوصندوق، صندوق نسور
safe keeping and filing : نگهداری و بایگانی مطمئن
safekeeping : نگهداری اوراق بهادار
salable product : محصول قابل فروش
salaride partner : شریک حقوق بگیر
salaried, employee : حقوق بگیر
salary paid : حقوق پرداختی
salary pay, payment of salary : پرداخت حقوق
salary payable : حقوق پرداختنی
salary payroll : لیست پرداخت حقوق
sale and repurchase : فروش و خرید مجدد
sale by sample : فروش با ارائه نمونه
sale on experiment : فروش آزمایشی
sale option : اختیار فروش
sale price variance, selling price variance : مغایرت قیمت فروش
sale with option of redemption (repurchase) : فروش با حق بازخرید
sale with option of return : فروش با حق برگشت
sale(s) value, selling price : بهای فروش
sales agency, sales representative : نمایندگی فروش، کارگزاری فروش
sales finance company : شرکت تامین مالی جهت فروش ، شرکتی که وام به فروشندگان می دهد
sales to working capital ratio : نسبت فروش به سرمایه در گردش
sales value at split off method : روش ارزش فروش در نقطه تفکیک
sales value at split-off allocation : تخصیص برمبنای ارزش فروش در نقطه تفکیک
sales-to-production -ratio method : روش نسبت فروش به تولید
sales-type lease : اجاره از نوع فروش
salesman′s compensation : اجرت خدمت فروشنده
salvage value, residual value, scrap value : ارزش قراضه، ارزش اسقاطی، ارزش بازیافتنی
sample characteristics : ویژگی های نمونه
sample examinations : آزمون های نمونه
sample mean : میانگین نمونه
sample survey : بررسی نمونه ای
sample, pattern : نمونه، الگو، نمونه گرفتن
samples of no commercial : نمونه های فاقد ارزش
samples without value : نمونه رایگان کالا
sampling distribution : توزیع نمونه گیری، اندازه یا بزرگی نمونه، تعداد اقلام در یک نمونه
sampling error : اشتباه در نمونه گیری، خطای نمونه گیری
sampling frame : چارچوب نمونه گیری
sampling interval : فاصله نمونه برداری
sampling offer : عرضه آزمایشی نمونه
sampling plan : طرح نمونه گیری
sampling risk : احتمال خطر نمونه گیری
sampling unit : واحد نمونه گیری
satisfactory return on asset employed : بازده رضایتبخش روی دارایی بکار رفته
saving and deposit : پس انداز و سپرده
saving deposit : سپرده پس انداز
scale of prices : مقیاس قیمت ها
scale of production : مقیاس تولید
schedule of changes in working capital : جدول تغییرات سرمایه در گردش
schedule of changes in working capital components : جدول تغییرات در اجزای تشکیل دهنده سرمایه در گردش
schedule of prices : جدول قیمت ها
schedules of depreciation : جداول استهلاک
scheme of composition : توافق (قرار و مدار) تصفیه با طلبکاران
scope : حدود عملیات، دامنه شمول، دامنه رسیدگی