آموزش حسابداری بازرگانی خارجی(اعتبارات اسنادی) یکی از موارد مهم و پیچیده در رشته حسابداری ...
کتاب حسابداری تسعیر ارز به زبان ساده و آموزش آن با نرم افزارهای حسابداری به آموزش حسابداری ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت فیلم‌ آموزش حسابداری حقوق و دستمزد با اکسل و نرم ...
فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست مالیات بر‌حقوق با نرم افزار( با   نسخه جدید نرم افزار سازمان ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت فیلم‌ آموزش حسابداری حقوق و دستمزد با اکسل و نرم ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت نرم افزار‌تبدیل‌اکسل‌به‌VCF کاناز(انتقال و ذخیره شماره های ...
سایت کاناز فیلم‌آموزش نحوه ارسال معاملات فصلی(آموزش معاملات فصلی) موضوع ماده 169 قانون مالیات ...
افزونه(Add-In) تبدیل تاریخ کاناز برای اکسل یکی دیگر از سری نرم افزارهای کاربردی سایت کاناز ...
نرم افزار متااستاک جهت انجام تحلیل تکنیکال بورس و همچنین سهام استفاده می شود. می توان گفت نرم ...
نرم‌افزار حقوق و دستمزد ﮐﺎﻧﺎﺯ نرم افزاری جامع و کامل می باشد که در عین سادگی، کارایی آن بالاست ...
سایت کاناز اسپید اقدام به تهیه فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست بیمه با نرم افزار و سامانه آنلاین ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت نرم افزار ارسال ایمیل انبوه(تبلیغاتی) کاناز را تهیه و آماده ...
سایت کاناز اسپید برای این ساعت  نرم افزار ارسال مطلب اتوماتیک به کانال تلگرام(کاناز) نسخه ...
سایت کاناز اسپید اقدام به تهیه نرم افزار حذف و اصلاح نیم فاصله از فایل ورد(WORD) کرده ...
نرم افزار استخراج ایمیل و موبایل ژالان ابزاری قدرتمند برای استخراج آدرس ایمیل ها و شماره ...
تماس با سید مصطفی هاشمی

دیکشنری هوشمند تخصصی آنلاین حسابداری، حسابرسی، بورس و اقتصاد کاناز

لغت :
نوع ترجمه:

ترجمه انگلیسی به فارسی لغت: p


نتایـــج جستجــــو:

absolute priority : تقدم مطلق (طلبکار یا صاحب سهم در وصول طلب)
absolute priority rule : قاعده اولویت منطق
absorbed overhead, applied overhead : سربار جذب شده
absorbtion of cost (expense) : جذب هزینه
absorption account : حساب جذبی یا حذف شونده
absorption cost system : سیستم هزینه یابی جذبی
absorption costing : هزینه یابی جذبی (هزینه یابی کامل)
absorption rate (overhead absorption rate; recovery rate) : درصد جذب سربار، نرخ جذب سربار
absorption-costing (full-costing) income : سود هزینه یابی جذبی (هزینه یابی کامل)
accelerated depreciation : استهلاک تصاعدی (با نرخ بیش از معمول)
accelerated method of depreciation : روش نزولی استهلاک
accelerated rate of depreciation : نرخ تصاعدی استهلاک
accept and grant guarantee : قبول و اعطای تضمین
acceptable audit risk (AAR) : ریسک قابل پذیرش حسابرسی
acceptable level of beta risk : سطح قابل پذیرش خطر بتا
acceptable quality level (AQL) : سطح قابل قبول کیفیت، سطح کیفیت قابل قبول
acceptable risk of assessing control risk too low (ARACR) : ریسک قابل پذیرش، برآورد ریسک کنترل در سطح بسیار پایین
acceptable risk of incorrect acceptance (ARIA) : ریسک پذیرش نادرست
acceptable risk of incorrect rejection (ARIR) : ریسک رد نادرست
acceptable view : نظریه قابل قبول
acceptable wastages : ضایعات قابل قبول
acceptance (to) : تحویل گرفتن، قبولی، پذیرش برات
acceptance bill : برات قبولی
acceptance commission : کارمزد پذیرش
acceptance credit : اعتبار پذیرشی، اعتبار تنزیل، اعتبار قابل استفاده به وسیله قبولی نویسی
acceptance date : تاریخ قبولی
acceptance duty : الزام به قبول نویسی
acceptance for honor : قبولی یا پذیره نویسی برای حفظ آبرو
acceptance market : بازار پذیرش (بروات)
acceptance of a bill : قبولی یک برات
acceptance sampling : نمونه گیری قابل قبول، نمونه گیری تخمینی
acceptance supra protest (acceptance for honour) : قبولی یا پرداخت برات پس از نکول (واخواهی)
accepted accounting practices : روش های اجرایی پذیرفته شده حسابداری
accepted policy : رویه پذیرفته شده ،سیاست پذیرفته شده
accepting additional order : قبول سفارش اضافی
accepting bank : بانک قبول کننده
accepting order : قبول سفارش
acceptor : قبول کننده (برات)
accident damage to property : خسارت اتفاقی وارده بر دارایی
accommodation acceptance : قبولی سازشی
accommodation bill (note, paper) accommodation draft, windbills, kite : پشت نویسی، ضمانت، برات سازشی / دوستانه
accommodation note (or paper) : سند تضمین شده، سندی را که شخصی پشت نویسی می کند، برات صوری
accommodation party : کسی که پشت سند را امضا می کند و آن را ضمانت می نماید، هر یک از طرف های برات سازشی
accommodation purchase : خرید کالا برای دیگری
accomodation acceptance : برات دوستانه
accompany bill : سند همراه (ضمیمه)
accompany statements : صورت های مالی همراه
accompanying invoice : فاکتور ضمیمه، صورتحساب پیوست
accomplishment : اتمام، انجام، کارکرد و دستاورد
account analysis expense : تجزیه و تحلیل حساب های هزینه
account day, pay day : روز تصفیه حساب (روز واریز حساب)
account group : گروه حساب
account of expenses : حساب مخارج
account of goods purchased : حساب کالای خریداری شده
account paid : حساب پرداخت شده
account partner : شریک حساب
account payable : حساب پرداختنی، حساب بستانکار
account payee : حساب گیرنده وجه
account payee only : فقط در وجه گیرنده چک
account title and explanation : عنوان و شرح حساب
account′s report : گزارش حسابداری
accountable person : کسی که مسئولیت پاسخگویی بر عهده دارد
accountable, accountable, person : ذی حساب (جواب ده حساب)، پاسخگو، مسئول حساب
accountancy policy : خط مشی حسابداری
accountant powers : اختیارا ت حسابدار
accountant responsibilities : مسئولیت های حسابدار
accountants group (team) : گروه حسابداری
accountants′ report : گزارش حسابداران
accounting aspects : جنبه های حسابداری
accounting assumption : مفروضات حسابداری
accounting department : دایره حسابداری
accounting entity assumption : فرض شخصیت حسابداری
accounting entity concept : مفهوم شخصیت حسابداری
accounting equation, book-keeping equation : معادله حسابداری
accounting exposure = translation exposure : ریسک ناشی از تبدیل دارایی ها و بدهی های یک ترازنامه به ارز خارجی
accounting expression : عبارت حسابداری
accounting for changing price : حسابداری تغییر قیمت ها
accounting for pension plans : حسابداری طرح های بازنشستگی
accounting for public interest (API) : حسابداری برای تامین منافع عموم
accounting for replacement investments : حسابداری سرمایه گذاریهای جایگزینی
accounting general principles : اصول کل حسابداری
accounting interpretation : تفسیر حسابداری
accounting management principles : اصول مدیریت حسابداری
accounting management report : گزارش مدیریتی حسابداری
accounting period : دوره مالی،دوره محاسباتی،دوره حسابداری
accounting plan : برنامه حسابداری، طرح حسابداری
accounting policy : رویه(روش)حسابداری، خط مشی حسابداری
accounting postulate principle : اصل موضوع حسابداری
accounting postulates : مفروضات حسابداری،اصول مسلم حسابداری
accounting principles : اصول حسابداری
accounting principles board (APB) : هیئت اصول حسابداری بریتانیا
accounting principles; fundamental accounting concepts : اصول حسابداری،مفاهیم حسابداری
accounting procedure, accounting treatment : فرآیند حسابداری،رویه حسابداری
accounting process (or cycle) : فرآیند (یا چرخه)حسابداری
accounting profit : سود حسابداری
accounting reports : گزارشهای حسابداری
AICP A professional standards : استانداردهای حرفه ای انجمن حسابداران رسمی آمریکا
APB opinions : نظریه های هیات اصول حسابداری بریتانیا
abandon operations : تعطیل کردن عملیات
abandonment of operations : تعطیل یا توقف عملیات
ability-to-pay theory : تئوری قدرت پرداخت
abnormal performance index (API) : شاخص عملکرد غیر عادی
abnormal process loss : ضرر غیر عادی مرحله تولید (مراحل تولید)
abnormal spoilage : فساد و معیوب شدن غیر عادی محصول
above par (above par value) : بیش از ارزش اسمی، سَرَک
above par value shares : سهام با ارزش بالای قیمت اسمی
bond pricing : قیمت گذاری اوراق قرضه
bond swap : معاوضه اوراق قرضه
bonds payable : اوراق قرضه پرداختنی
bonds payable premium : صرف اوراق قرضه پرداختنی
bonds premium : صرف (مازاد) اوراق قرضه
bonds premium amortization, premium amortization on bonds : استهلاک صرف اوراق قرضه
bonds redemption : بازخرید اوراق قرضه در سررسید
bonus pIan : طرح پاداش (تشویقی)
bonus pool : کل پاداش
bonus premium : پاداش
bonus-penalty contract : قرارداد پاداشی جریمه ای (پیمانکاری)
book keeping, book-keeping cycle : دفترداری
book of original entry, book of prime entry : دفترثبت اصلی (اولیه)
book of prime ent : دفتر روزنامه
committee on accounting procedures (CAP) : کمیته رویه های حسابداری
commodity capital : سرمایه کالایی
common pension fund of banks : صندوق بازنشستگی مشترک بانک ها
common property, in-common : ملک مشاع
companies acts : قانون شرکت ها
companies house (companies registration office) : اداره ثبت شرکت ها
companies of equal size : شرکتهای هم ردیف
companies′ combination : ترکیب شرکتها
company : شرکت
incorporated company : شرکت سهامی
unlimited company : شرکتی که در آن اعضا مسئولیت نامحدود دارند.
public limited company : شرکت عام با مسئولیت محدود
private company : شرکت سهامی خاص
statutory company : شرکتی که طبق یک مصوبه خاص مجلس تاسیس شود
critical path method (CMP) : روش راه (مسیر) بحرانی
critical-perspective research : تحقیقات انتقادی
crop insurance : بیمه محصولات کشاورزی
culpable bankrupt(cy) : ورشکسته به تقصیر
cumulative effect of change in accounting principles : اثر انباشته تغییر در اصول حسابداری
cumulative preferred capital stock : سهم سرمایه ای ممتاز با سود انباشته
cumulative preferred dividends in arrears : سود معوق سهام ممتاز جمع شونده
cumulative preferred share (stock) : سهم ممتاز با سود انباشته
currency appreciation : افزایش قدرت خرید
currency bonds, continued bonds,irredeemable bonds, perpetual bonds, perpetual debentures : اوراق قرضه داخلی
currency exchange pin (Joss) : سود (زیان) مبادلات ارزش
current cost attribution profit : سود قابل تخصیص با ارزش جاری
current cost concept : مفهوم بهای تمام شده جاری
current cost operating profit : سود عملیاتی با ارزش جاری
current cost profit and loss account : حساب جاری سود و زیان با ارزش های جاری
current cost, replacement value (cost) : ارزش جایگزینی (جانشینی)
current expenditure : هزیه جاری
current expenditure budget : بودجه هزینه جاری
current expense, revenue expense (expense), (expenditure-cost) : هزینه جاری، هزینه عملیات عادی
current export : صادرات جاری
current financial position : موقعیت مالی جاری
current flow of payments : جریان جاری پرداخت ها
current flow of receipts : جریان جاری دریافت ها
current input prices : ارزشهای ورودی جاری
current market price (value) : قیمت جاری (روز) بازار
current maturing protion of long-term debt : حصه جاری بدهی بلند مدت
current method, current (catch-up) approach : روش جاری
current notes payable : اسناد پرداختنی جاری
current operating performance approach : روش / رویکرد نتایج عملیات جاری
current operating performance concept : مفهوم (نظریه) عملکرد جاری
current operations : عملیات جاری
current output : مقدار تولید جاری
current period approach : روش دوره جاری
current period expense (cost) : هزینه دوره جاری
current portion : حصه (سهم) جاری
current portion of long-term debt : حصه (سهم) جاری بدهی بلندمدت
donee beneficiary, third-party beneficiary : شخص ثالث ذینفع
donor-imposed conditions : شرایط تحمیلی توسط اهداء کننده
double declining balance (DDB),depreciation method : روش استهلاک مانده نزولی مضاعف
double shift employee : کارمند دو نوبت کار
double-entry book-keeping : دفترداری دو طرفه، ثبت د رفه
doubtful accounts expense : هزینه حساب های مشکوک الصول
doubtful debt provision, allowance for : ذخیره مطالبات
doucments against acceptance : تسلیم اسناد در مقابل قبولی برات
down payment : پیش قسط، پیش پرداخت
down-period : مدت تعطیل به علت تعمیرات
accounts appraisal : ارزیابی صورتهای مالی
accounts paid : حساب های پرداخت شده
accounts payable : حساب های پرداختنی
accounts payable aging schedule : تراز نمایشی(جدول سنّی)حساب های پرداختنی
accounts payable ledger : دفتر حسابهای پرداختنی
accounts payable master file : پرونده اصلی حسابهای پرداختنی
accounts payable subsidiary ledeger, accounts payable sub-ledger accounts payable ledger : دفتر معین حساب های پرداختنی،دفتر معین بستانکاران
accounts payable turnover period : دوره واریز بستانکاران
accounts receivable collection period : دوره وصول مطالبات
accrual accounting assumption : فرض حسابداری تعهدی
accrual assumption : فرض تعهدی
accrual concept : مفهوم تعهدی
accrual concept accounting, activity accounting - Responsibility : حسابداری با مفهوم تعهدی
accrued depreciation : استهلاک انباشته
accrued expense (accrued dividend) : هزینه های تحقق یافته و پرداخت نشده،ذخیره هزینه های پرداختنی
accrued interest on note payable : بهره معوق(تحقق یافته)اسناد پرداختنی
accrued interest payable : بهره پرداختنی معوق
accrued payroll : حقوق و دستمزدتحقق یافته (پرداخت نشده)
accrued -expenditures basis : مبنای هزینه های تعهدی
accumulated depletion : تحلیل منابع انباشته
accumulated ′depreciation (aggregate, depreciation) : استهلاک انباشته
accumulated depreciation provision : ذخیره استهلاک انباشته
accumulated fund (capital fund) : وجوه انباشته، حساب مازاد
accumulated impairment losses : کاهش ارزش انباشته
accumulated profit : سود انباشته
accumulated profits (accumulated earnings) : سود انباشته
accumulated provision : ذخیره انباشته
accumulation of capital : تراکم سرمایه،انباشت سرمایه
accural concept : مفهوم تعلق پذیری زمانی
acknowledgement of receipt, letter of acknowledgment : اعلام وصول
acquired company : شرکت تحصیل شده (خریداری شده)
acquired profit : سود حاصله
acquired surplus : مازاد ارزش شرکت در تاریخ خرید، مازاد کسب شده(درآمد)
acquiring company : شرکت تحصیل کننده (خریدار)
acquisition and payment cycle : چرخه تحصیل (خرید) و پرداخت
acquisition piecemeal : تحصیل تدریجی،تحصیل گام به گام
acquisition price of bonds : قیمت تحصیل اوراق قرضه
act of bankruptcy, bankruptcy, bankruptcy, collapse : قانون ورشکستگی
acting company : شرکت عامل
acting partner : شریک فعال
action plan : برنامه اجرایی ، طرح اجرایی
active balance of payments : مانده فعال (در گردش) پرداخت ها
active workshop : کارگاه فعال
activity accounting responsibility accounting, profitability accounting : حسابداری سنجش و مسئولیت
activity capacity : سطح گنجایش فعالیت
activity productivity analysis : تجزیه و تحلیل قدرت بهره وری(اثر بخشی) فعالیتها
activity variance = production volume variance, denominator variance : انحراف حجم فعالیت
actual (real) cost of production : هزینه واقعی تولید
actual capacity : ظرفیت واقعی
actual capacity level : سطح (میزان) ظرفیت واقعی
actual capacity of production : ظرفیت واقعی تولید
actual capacity usage ratio : نسبت استفاده از ظرفیت واقعی
actual cost price : بهای تمام شده واقعی
actual expenses : مخارج واقعی ، هزینه های واقعی
actual operation results : نتایج عملی عملکرد (عملیات)
actual price, real price : قیمت واقعی
actual production : تولید واقعی
actual production and cost data : اطلاعات واقعی تولید و هزینه ها
actual production versus budget : تولید واقعی در مقایسه با بودجه
actuarial assumption : فرضیات بیمه عمر، شرایط احتمالی در محاسبات آنی
actuarial present value : ارزش فعلی بیمه ای
adding the payroll : جمع زدن لیست حقوق و دستمزد
additional appropriation (fund) : اعتبار اضافی مصوب، تخصیص اعتبار اضافی
additional appropriation request : درخواست اعتبار اضافی
additional capacity, excess capacity : ظرفیت اضافی، ظرفیت بلا استفاده
additional capital : سرمایه اضافی
additional compensation, extra compensation : پاداش خدمت
additional mark up : افزایش قیمت فروش
additional paid in capital, paid-in (surplus-capitat) surplus, equity premium, share premium : صرف سهام، سرمایه پرداخت شده اضافی (مازاد بر ارزش اسمی)
additional premium : حق بیمه اضافی
additions of the payroll : ضمائم لیست حقوق
ademption : رجوع از وصیت
adequate planning : برنامه ریزی کافی
adequate provision : ذخیره کافی (مناسب)
adequate provision for depreciation : ذخیره کافی برای استهلاک
adjudication order of bankrupcy : اعلام حکم ورشکستگی
adjustable rate preferred : سهام ممتاز با نرخ سود متغیر
adjustable rate preferred stock : سود سهام ممتاز با نرخ متغیر
adjusted gross profit : سود ناویژه تعدیل شده
adjusting events (post-balance-sheet events) : رویدادهایی که بین تاریخ ترازنامه و تاریخ تصویب صورت های مالی رخ دهد
adjustment, setup : تنظیم، اصلاح، تعدیل
administered price : قیمت کنترل شده یا تنظیم شده
administration and finance section (Dep) : بخش اداری و مالی
administration, admitted (adm.), office, department : اداره، اداره کل، مجاز، مسلم، اداره کردن
administrative cost (expense) : هزینه اداری
admission by investing in the partnership : پذیرش/ورود از طریق سرمایه گذاری در شرکت
admission of partner : ورود شریک
adopt : پذیرفتن، به کار بستن
adopted budget : بودجه مصوب
adoption : بکارگیری
advance corporation tax (ACI) : پیش پرداخت مالیات شرکت
advance deposit requinnent : ودیعه ثبت سفارش واردات
advance for import registration : مساعده ثبت سفارش واردات
advance from purchasers : پیش دریافت از خریداران
advance payment bond : تضمین پرداخت
advance payment free of interest : پیش پرداخت بدون بهره
advance payment guarantee : ضمانتنامه پیش پرداخت
advance payment on contract : پیش پرداخت قرار داد
advance payment on guarantee (bond) : پیبش پرداخت در مقابل ضمانت نامه
advance payment to contractor(s) : پیش پرداخت به پیمانکار(ان)
advance payment, accomodation : مساعده، پیش پرداخت
advance pricing agreement : قرارداد قیمت گذاری سلف
advance purchase, short purchase, forward purchase : پیش خرید
advance to supplier : پیش پرداخت به عرضه کنندگان مواد اولیه
advances to employees : پیش پرداخت به کارکنان
advantages of book-keeping : مزایای دفتر اداری
adverse opinion : اظهار نظر مخالف، اظهار نظر حسابرس (منفی)، گزارش حسابرسی مردود
advertising charges (expenses) : مخارج آگهی و تبلیغات
advice of dispatch : اطلاعیه ارسال کالا
advice of payment : اطلاعیه پرداخت
advice of receipt (A.R) : اعلام وصول
advice of shipment, advice of delivery : اطلاعیه حمل کالا با کشتی
affiliate, associate, dependant : وابسته، ملحق کردن، وابسته کردن
affiliated company : شرکت وابسته
affiliated person : مقام ذی نفوذ
affirm, verify, substantiate, prove attest : اثبات کردن، گواهی کردن، تایید کردن،تنفیذ
after delivery of a product : بعد از حمل کالا
after performance of a service : پس از انجام خدمات
after the expiry of the year : پس ازانقضای سال
age of pensioner : سن مستمری بگیر
agency relationship : رابطه نمایندگی
agent representative / factor : عامل، نماینده، کارگزار
agent, correspondent, broker, underwriter, jobber : کارگزار، نماینده، کارگزار، واسطه
aggregate deoreciation, accumulated depreciation : استهلاک انباشته
aggregate experuiiture : مجموعه مخارج (دولتی)
aggregate market supply : عرضه کل بازار
aggregate supply : عرضه کل
agreed price : قیمت مورد توافق
agreed upon procedures engagement : رسیدگی بر مبنای روشهای توافقی
agreed value policy : بیمه نامه با ارزش توافق شده
agreed -upon procedures : روشهای (دستورالعمل های) توافقی، روشهای رسیدگی مورد توافق
agreement parties : طرفین قرارداد (موافقت نامه)
agreement price : قیمت توافق شده
airmail receipt : رسید پست هوایی
alien corporation : شرکت خارجی
all purpose financial statement : صورت مالی برای کلیه مقاصد
all risks insurance policy : بیمه نامه تمام خطر
all year round operation : عملکرد سرتاسر سال
all-financial resources concept : اصل تعیین همه منابع مالی
all-inclusive approach : رویکرد جامع، روش همه شمول
allied company= affilited company : شرکت وابسته
allied expenses (shared) : مخارج وابسته (مشترک)
allocatable profit : سود قابل تخصیص
allocate cost to processes : تسهیم نمودن
allocation of preliminary judgment about materiality : قضاوت اولیه درباره سطح اهمیت
allocation proportions : درصدهای تسهیم
allocation, appropriation, apportioent,proportionalto recorded amount : تسهیم، روش تخصیص متناسب با مبلغ ثبت شده
allotment period : دوره تخصیص اعتبار
allotment, allocation, apportionment, appropriation, expertise, assignment : تخصیص سهام به موسسات تامین سرمایه، تقسیط اعتبار، تقسیم، توزیع
allowance for bad debts, provision for bad debts : ذخیره مطالبات سوخت شدنی
allowance for purchase discount : ذخیره ای برای تخفیف خرید
allowance for sampling risk : حداکثر ریسک قابل قبول نمونه گیری
allowance for sampling risk (ASR,precision) : حداکثر ریسک قابل قبول نمونه گیری (دقت)
allowance in selling price : تخفیفات در قیمت فروش
allowance, additional, provision,emolument : فوق العاده
alpha : ضریب آلفا
alpha risk : احتمال خطر آلفا
alteration of asset for improvement : تغییر دارایی جهت بهبود
alteration of capital, change in capital : تغییر در سرمایه
alternate procedures : روشهای متفاوت
alternation of capital : تغییر در سرمایه
alternative examiner, alternative inspector : بازرس علی البدل
ahernative hypotheses : فرضیه های جایگزین
ahernative procedures : رویه های مختلف، روشهای متفاوت
ambiguous audit report : گزارش مبهم حسابرسی
amercement, penalty : جریمه، عمل جرم / جریمه، کیفر، مجازات
american institute of certified public accountants (AICPA) : انجمن حسابداران رسمی آمریکا
american society of certified public accountants (ASCPA) : جامعه حسابداران رسمی آمریکا
amortization (depreciation) schedule : جدول استهلاک
amortization of bond discount and premium : تخصیص (استهلاک) صرف و کسر اوراق قرضه
amortization of capitalized costs : انقضای مخارج سرمایه ای شده، استهلاک مخارج منظور شده به حساب دارایی
amortization provision (reserve) : ذخیره استهلاک (بدهی، هزینه)
amortize, depreciate : مستهلک کردن (هزینه، بدهی، وام، پرداخت) پرداخت تدریجی وام
amortized, depreciated : مستهلک شده
amount paid : مبلغ پرداختی
amount paid in kind : مبلغ پرداختی غیر نقدی (به جنس)
amount paid in specie : مبلغ پرداختی نقدی (به پول یا سکه)
amount paid per share : مبلغ پرداختی بابت هر سهم
amount payable : مبلغ پرداختنی
amount prepaid : مبلغ پیش پرداخت شده
amount repaid : مبلغ استردادی
analysis and supervision : تجزیه و تحلیل و نظارت
analysis report : گزارش تحلیلی
analysis report on performance : گزارش تحلیلی عملیات
analysis review procedures : روش های بررسی تحلیلی
analytical (review-procedure) : بررسی تحلیلی
analytical procedures risk : خطر عدم کشف ناشی از روشهای تحلیلی
analytical procedures risk (APR) : ریسک بررسی های (روشهای) تحلیلی
analytical review procedures : روش های بررسی تحلیلی
analyzing profitability, profitability analysis : تجزیه و تحلیل سودآوری
aniticipation rate : نرخ تنزیل (تخفیف)در هنگام پرداخت قبل از موعد
annual accounts (annual report) : صورت های مالی سالانه، حساب های سالانه
annual charges (expenses) : هزینه های سال
annual cost report : گزارش سالیانه هزینه
annual interest, interest per annum : بهره سالیانه
annual internal audit report : گزارش سالانه حسابرسی داخلی
annual net present value approach (ANPV) : روش ارزش فعلی خالص سالانه
annual patent fee : حق الامتیاز سالانه
annual percentage increase : درصد افزایش سالانه
annual percentage rate (APR) : درصد سالانه، نرخ بهره / بازده سالانه
annual percentage rate (APR) : نرخ سالیانه
annual premium : حق بیمه سالانه، پاداش سالانه
annual report of directors : گزارش سالانه مدیران
annual reports and accounts : گزارش و حسابهای مالی سالانه
annuity compound amount factor : عامل مبلغ ترکیبی سالواره
annuity method of depreciation : استهلاک به روش قسط السنین
annuity present value factor : فاکتور ارزش فعلی سالواره
annuity, pension, age .allowance, life annuity, life interest : مستمری،مقرری
anticipated (or anticipatory) profit : سود مورد نظر
anticipated exception rate : نرخ اشتباه مورد انتظار
anticipated holding period : دوره سرمایه گذاری
anticipated income : درآمد مورد نظر
anticipated price : قیمت مورد نظر
anticipated productivity gains : منافع مورد انتظار بهره وری
anticipated return, Expected Return (ER) : بازده مورد انتظار
anticipation : پرداخت قبل از موعد
anticipation discount : تخفیف رده پرداخت
anticipation warrant : قول زود پرداخت ، تعهد زود پرداخت
anticipatory breach : نقض مفاد قرارداد پیش از سررسید، نقض فرضی، نقض پیش از موعد
antidumping code : مقررات (شرایط) ضد دامپینگ
antidumping duties : عوارض ضد دامپینگ
appeal for tenders : درخواست مزایده (مناقصه)
applicability : قابلیت استفاده، کاربرد
applicable law : قانون نافذ،قانون قابل اجرا
applicable laws and regulations : قوانین و مقررات موضوعه (آمره)
applicable to customs duties : مشمول حقوق و عوارض گمرکی
applicant (for the credit) : متقاضی (اعتبار)، تقاضا کننده
application : کاربرد، تقاضا، درخواست نامه
application (request) for loan : تقاضا (درخواست) وام
application and allotment account : حساب تخصیص، سهام
application control : کنترل کاربردی، کنترل رویدادهای مالی
application for listing : تقاضای شرکت ها جهت پذیرش در بورس
application for shares through broker : تقاضای (خرید) سهام از دلال
application form : فرم درخواست، فرم تقاضای کار
application form for credit : فرم درخواست اعتبار
application form for share : فرم درخواست خرید سهام
application system : سیستم کاربردی
applied cost : هزینه تسهیم شده، هزینه تخصیص یافته
applied credit : اعتبار درخواستی
applied loan : وام درخواستی
applied overhead : سربار جذب شده، سربار تخصیص داده شده
apply : بکار بستن، اعمال کردن
applying overhead to production : جذب (تخصیص) سربار به تولید
appoint : گماشتن، منصوب کردن
appointed accountant : حسابدار منصوب
appointment : انتصاب
appointment of independent auditor : انتصاب حسابرس مستقل
appointment of new directors : انتصاب مدیران جدید
apportioned, allocated : تخصیص یافته
apportionment (cost apportionment) : تخصیص درصدی از یک هزینه، تسهیم، سرشکن کردن، تخصیص
apportionment of cost to processes : سرشکن کردن هزینه به مراحل
apportionment, allocation : سرشکن کردن (هزینه)
appraisal : ارزیابی، تقویم کردن
appraisal clause : شرط (با قید) ارزیابی در قرارداد
appraisal definition : برآورد استهلاک
appraisal fee : حق الزحمه ارزیابی
appraisal method of depreciation : روش ارزیابی در تعیین استهلاک
appraisal report : گزارش ارزیابی
appraisal value : ارزش تخمینی (متوسط ارزیاب)
appraise, measurement : ارزیابی، سنجش، تقویم کردن
appraised value : مبلغ ارزیابی شده
appraiser, valuer : ارزیاب
appraising service(s) : خدمات ارزیابی
appreciate : قدر چیزی را دانستن، قدردانی کردن
appreciation : افزایش ارزش دارایی
appreciation depreciationand : ترقی و تنزل (بها یا قیمت)
appreciation of value : ترقی ارزش
appreciation surplus account : حساب مازاد ارزش
apprentice : کارآموز، شاگرد
approach : رویکرد نگرش، دیدگاه
appropriate : مناسب، معقول، اختصاص / واگذاری (اعتبار)
appropriated : اختصاص یافته
appropriated cost : هزینه تخصیص داده شده
appropriated provision (reserve) : ذخیره تخصیص یافته
appropriated retained income (retained or earned smplus) : سود انباشته تخصیص یافته
appropriated stock : مواد ذخیره شده ، کالای ذخیره شده
appropriated surplus reserve : اندوخته مازاد تخصیص یافته
appropriation : تخصیص سود، اعتبار تصویب شده
appropriation act (bill, ordinance, resolution, or order) : بودجه مصوب برای هزینه
appropriation aid : درآمد اختصاصی
appropriation budget : بودجه تخصیص یافته
appropriation in aid : درآمد اختصاصی
appropriation ledger : دفتر تخصیص اعتبارات
appropriation method : روش تخصیص
appropriation of cost to departments : تسهیم (سرشکنی) هزینه به دوایر
appropriation of overhead to department : تسهیم هزینه های سربار به دوایر
appropriation of overhead to processes : تسهیم (سرشکنی) سربار به مراحل
appropriation of retained earing : تخصیص سود انباشته
appropriation refund : استرداد بودجه تخصیص یافته، استرداد مانده اعتبار مصرف نشده (دولتی)
appropriation request : درخواست اعتبار
appropriationitemized : تخصیص جزء به جزء (قلم به قلم)
approval of the balance sheet : تصویب ترازنامه
approval of the budget : تصویب بودجه
approval of the directors′ remuneration : تصویب حق الزحمه مدیران
approval of transaction : تایید شرایط
approval, confirmation, authorization, confirm : تصویب، تایید
approved : تایید شده
approved accounts latest : آخرین حسابهای مصوب ، آخرین حساب های تایید شده
approved budget : بودجه مصوب
approved capital budget : بودجه سرمایه ای مصوب
approved list : فهرست تایید شده، فهرست مجاز
approximate : تقریب، تخمینی
approximate figure : رقم تقریبی
approximate value : ارزش تقریبی
approximation : تقریب، نتیجه تقریبی
apriori : واقعی، مبتنی بر منطق، استنتاجی
arbitaray price : قیمت اختیاری
arbitrage pricing theory (API) : تئوری قیمت گذاری آرببیتراژ
arbitrary allocation process : فرآیند تخصیص اختیاری
arbitrary transfer pricing : قیمت گذاری اختیاری انتقالات داخلی
area sampling : نمونه گیری منطقه ای
article of incorporation : اساس نامه شرکت
articles of association, memorandum of association (incorporation), corporate charter, instrument of association, letters patent memorandum of association, articles of partnership : شرکتنامه، اساسنامه شرکت تضامنی، اساسنامه شرکت غیر سهامی
artifical capital : سرمایه ساختگی (مصنوعی)
artificial person : شخصیت حقوقی
ask price : قیمت عرضه کننده کالا
asked (or ask) price : قیمت پیشنهادی، قیمت عرضه شده
asking price : قیمت عرضه شده (قیمتی که فروشنده آماده است کالا را بفروشد)
aspect, feature : جنبه، حالت
assessing risk exposure : برآورد آسیب پذیری در برابر ریسک
assessor, surveyor, estimator, appraisor : ارزیاب، کمک ارزیاب / مقوم، خبره قیمت
asset attributable to capital : دارایی قابل استناد به سرمایه
asset depreciation : استهلاک دارایی
asset in the hand of third party : دارایی در دست شخص ثالث
asset replacement reserve (provision) : ذخیره تعویض دارایی
asset stripping : خریدن یا بلعیدن شرکتی، دارایی تحویل گرفته شده، بزخری کردن (شرکتی را به زیر قیمت خریدن)
assets attnbutable to capital : داراییهای نسبت دادنی به سرمایه (از محل سرمایه خریداری شده اند)
assets in the hand of third parties : داراییهای دردست اشخاص
assign (or eligible applicant), allocate : حواله کردن، انتقال دادن، تخصیص دادن
assignee in bankrupcy : هیات تصفیه در امور ورشکستگی
assignment of life policies : واگذاری حق بیمه عمر به دیگری
associated company = affiliated company : واحد تجاری فرعی، شرکت وابسته
association of authorized public accountants (AAPA) : انجمن حسابداران مجاز
assumption : فرض، مقدمه
assumptions for budget preparation : مفروضات تهیه بودجه
at-the-money option : برگ اختیار خرید یا فروش
attachment, supplemental instrument, appendix : الحاقیه، رأی دادگاه، پیوست، ضمیمه
attendance, supernson, monitoring : نظارت، حضور
attorney paper, ower of attorney, proxy (document) : وکالتنامه
attorney, lawyer, procurator : وکیل
attributable profit : سود قابل انتساب
attributes sampling : نمونه گیری ویژگی ها
audit approach : رویکرد حسابرسی
audit completion checklist : فهرست حسابرسی
audit opinion : اظهارنظر حسابرس
audit period : دوره حسابرسی
audit plan (audit planning memorandum) : برنامه حسابرسی، طرح حسابرسی
audit practice : عمل، (روال) کار حسابرسی
audit procedure : روش کار حسابرسی، روش رسیدگی حسابرسی
audit process : مراحل (فرآیند) حسابرسی
audit program : برنامه حسابرسی
audit relationsships : روابط حسابرسی
audit report : گزارش حسابرسی
audit sample : نمونه حسابرسی
audit sampling : نمونه گیری در حسابرسی
audit stamp : مهر حسابرسی
audit working paper : کاربرگ حسابرسی
auditee response : پاسخ قسمت مورد رسیدگی
auditing around the computer : حسابرسی با استفاده از رایانه
auditing department : دایره حسابرسی ، بخش حسابرسی
auditing practices board (APB) : هیئت اجرایی حسابرسی
auditing practices committee (APC) : کمیته اجرایی حسابرسی
auditing principles, principles of auditing : اصول حسابرسی
auditing report, audit report : گزارش حسابرسی
auditor′s policy : رویه حسابرس ، خط مشی حسابرس
auditor, public accontant : حسابرس
auditors′ standard report : گزارش استاندارد حسابرسان
authoritive principle : اصل اعتبار
authority for payment : مجوز (اختیار) پرداخت
authority option : اختیار با مجوز
authority option for reimbursement : اختیار با مجوز استرداد وجه
authorization form for payment, payment authorization form : فرم دستور پرداخت
authorization option for reimbursement : حق اختیار در استرداد وجه
authorized capital (nominal capital) : سرمایه مجاز ، سرمایه تصویب شده
authorized minimum share capital : حداقل سرمایه مجاز
automatic data processing (ADP) : پردازش خودکار داده ها
autonomous expenditures : هزینه های مستقل
auxiliary capital : سرمایه کمکی (غیر اصلی)
auxiliary enterprise : خدمات کمکی، خدمات اضافی
auxiliary equipment : ماشین آلات یا تجهیزات کمکی
auxiliary operations : عملیات کمکی
available capacity : ظرفیت واقعی (در دسترس)
available surplus : مازاد آماده (تقسیم)
average collection period / average number of days receivables outstanding : دوره وصول مطالبات تجاری
average cost (expense) : متوسط هزینه
average cost price : متوسط بهای تمام شده
average day-supply : متوسط دوره فروش
average purchase rate : نرخ متوسط خرید
average rate per hour : نرخ متوسط هر ساعت
average rate per unit : نرخ متوسط هر واحد
average stock keeping (holding) : متوسط نگهداری موجودی
back pay : پرداخت دستمزد معوقه
back up : روند معکوس
back-up calculation sheet, backing : ورقه محاسبات
backlog depreciation : استهلاک برمبنای دارایی تجدید ارزیابی شده
backlog reporting : گزارش سفارش های معوق
bad debt expense : هزینه مطالبات سوخت شده
bad debt provision : ذخیره مطالبات سوخت شده
bailout payback : دوره بازیافت / نجارت سرمایه
balance of payment : مانده پرداخت، تراز پرداخت، موازنه پرداخت
balance of revenue and expense : موازنه دخل و خرج
balance sheet (statement of financial position) : ترازنامه، صورت وضعیت مالی
balance sheet approach : رویکرد (نگرش) ترازنامه ای
balance sheet comparative : ترازنامه تطبیقی (مقایسه ای)
balance sheetproforma : ترازنامه فرضی (با ارقام فرضی)
balanced scorecard approach : روش(رویکرد) ارزیابی متوازن
balancing of portfolio : پوشاندن ریسک
balloon payment : پرداخت یکجا
bank acceptance : پذیرش بانکی
bank confirmation, bank report,confirmation letter (from bank) : تاییدیه به بانک
bank correspondent : بانک طرف معامله
bank deposit : سپرده بانکی
bank deposit account : حساب سپرده بانکی
bank deposit liability : بدهی سپرده بانکی
bank passbook : دفترچه حساب پس انداز بانک
bank post bill : برات پستی بانکی
bank post remittance : پرداخت پستی بانکی
bank report : گزارش بانک، تاییدیه بانک
banker′s payment, inter banks payment : پرداخت بین بانک ها، حواله بانکی
banker′s payment : پرداخت بانکی
banker′s acceptance : اسناد تضمین شده بانکی
banking deposit account : حساب سپرده بانکی
banking principles : اصول بانکداری
bankrupt, to go banrupt : ورشکسته شدن، ورشکسته
bankruptcy : ورشکستگی
bankruptcy of partnership : ورشکستگی شرکت سهامی
bankruptcy petition, petition : درخواست اعلام ورشکستگی به دادگاه
bankruptcy proceedings : اقدامات (اعمال) ورشکستگی
bankruptcy risk : ریسک ورشکستگی
bankruptcy trustee : تولیت ورشکستگی
bankruptcy verdict, adjudication of (in) bankruptcy : حکم ورشکستگی
banks pension fund : صندوق بازنشستگی بانک ها
barbell portfolios : مجموعه اوراق قرضه
bargain purchase : خرید با چانه زدن، گرفتن تخفیف در خرید
bargain purchase option : اختیار خرید با قیمت کم
base pay : حقوق ثابت، حقوق پایه
base period : دوره اصلی (پایه)
base price : قیمت مبنا، قیمت پایه
basic (fundamental) accounting concept, fundamental accounting concepts : مفاهیم اساسی حسابداری
basic accounting concepts : مفاهیم اساسی حسابداری
basic audit process : فرآیند اساسی حسابرسی
basic earning′! per share (BEPS) : سود اولیه (پایه) هر سهم
basic expenditure : هزینه های اصلی
basic of apportionment : مبنای تسهیم
basic pension : مستمری ثابت
basic period : دوره مبنا / پایه
basic planning : برنامه ریزی پایه (اساسی)
basing poin : مبنای تعیین وقت
basing-point rate : نرخ مبدا
basing of accounting, accounting procedure : روش عمل حسابداری
basis of apportionment : مبنای تخصیص
basis of appropriation : اساس تخصیص وجه
basis point : یک صدم، یک درصد
batch processing : پردازش دسته ای
bear position : وضع راکد
hearer bond, coupon bonds : اوراق قرضه بی نام
bearer policy : بیمه بدون نام
bearer-policy : بیمه نامه بدون نام
bed and PEP : اقدامی مشابه
bed occupancy rate : ضریب اشغال تخت
below par (value) : پایین تر از ارزش اسمی، فروش با کسر
benchmark program : برنامه اصلی
benchmark protfolio : پرتفولیوی الگو (معیار)
beneficial ownership : مالکیت نسبت به منافع
benefit accumulated postretirement obligation : بدهی مزایای انباشته بعد از بازنشستگی
benefit expense (cost) : هزینه مزایا
benefit-cost ratio, profitability ratio : نسبت سودآوری، مقایسه هزینه و سود
benefits plan : طرح مزایا
benefits-provided ranking : اولویت بندی بر مبنای ارائه خدمات
bereavement pay : حقوق داغدیدگی
best profit equilibrium point : نقطه تعادل بهترین سود
best profit point : نقطه بهترین سود
bid asked prices : قیمت پیشنهادی / قیمت درخواست
bid price : قیمت پیشنهادی برای خرید اوراق بهادار یا کالا
bidding up : بالا بردن قیمت یک سهم
bidget execitopm : اجرای بودجه
bill of lading (B/L), invoice, bill,Shipment bill : بارنامه، سند حمل کالا
bill of particular : صورت مشخصات (افراد، حقوق افراد)
bill payable after sight : برات قابل پرداخت پس از رویت
bill payable, note payable : سند پرداختنی، برات قابل پرداخت (پرداختنی)
billing cost (expense) : هزینه صدور فاکتور (یا صورتحساب)
bills documents payable : اسناد برواتی قابل پرداخت (پرداختنی)
bills payable (B/P) : بروات (اسناد) پرداختنی
bills protested : بروات واخواستی
blanket appropriation : اختصاص کل مبلغ بودجه (بدون تخصیص دادن به اجزای پروژه)
block purchase of shares : خرید سهام به دفعات
block sample selection : انتخاب نمونه به صورت خوشه ای (مقطعی)
blue-chip company : شرکت مقتدر و معتبر
blueprint for fraud : طرح تقلب
board of inspectors : هیات بازرسان
board of supervisors : هیئت نظار
boilerplate : نسخه اصلی
bond accepting houses : موسسات پذیرش بروات
bond anticipation notes : اسناد کوتاه مدت
bond discount and premium : کسر و صرف اوراق قرضه
bond issue expense (cost) : هزینه انتشار اوراق قرضه
bond premium, premium on bonds : صرف سهام قرضه (اوراق قرضه)
book profit : سود دفتری
book surplus : مازاد (سود انباشته) پیش از اینکه حسابرس در این مورد اظهار نظر نماید و صحت آن را تایید کند
book value (of a plant asset) : ارزش دفتری (دارایی ثابت مشهود)
book value method depreciation : دوش استهلاک بر اساس ارزش دفتری
book value per share : ارزش دفتری هر سهم
book-keeper : دفتردار، دفترنویس
book-keeping by double entry : دفترداری (دو طرفه، دوبل)
book-keeping entries : ثبت های دفترداری
bookkeeping cycle : دوره عمل دفترداری
bookkeeping without a journal : دفترداری بدون دفتر روزنامه
bookkeeping, double entry : دفترداری دوطرفه
bookkeeping, single entry : دفترداری یک طرفه
bopmerang, antidumping : ضد دامپینگ
bootstrap : خرید درصد بالایی از شرکت به صورت نقد
borrowing power : قدرت (اختیار) استقراضی
borrowing power of securities : قابلیت وام گیری اواراق بهادار
borrowing-up system : سیستم پایین به بالا
bottom-up forecasting : پیش بینی بر مبنای از پایین به بالا
boundary of opportunity set : حد و مرز مجموعه فرصتهای سرمایه گذاری
bourse, exchange capital market : بورس
break even chart (graph) : نمودار نمایش (نقطه) سربه سر
break in share price : کاهش قیمت سهام
break point even, break-even point : نقطه سر به سر، نقطه سربسری (مایه کاری)
break up value : ارزش تصفیه
break -even point analysis : تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر
break-up price : بهای تصفیه، بهای انحلال (یک موسسه)
break-up value : ارزش اسقاط، ارزش فرسوده، ارزش یک قلم دارایی
breakeven chart (breakeven graph) : نمودار نقطه سربه سر
breakeven point : نقطه سربه سر
breath of market, depth of market : عمق بازار
bribery and corruption : رشوه و فساد
bucket shop : سفته باز
budget assumptions : مفروضات بودجه
budget components : اجزای تشکیل دهنده بودجه
budget expenditure head : سرفصل بودجه
budget expenditures : مخارج بودجه
budget pattern : الگوی بودجه
budget performance report : گزارش مقایسه بودجه و عملکرد
budget period : دوره یا سال بودجه ای
budget preparation process : جریان تنظیم بودجه، مراحل تهیه بودجه
budget surplus and deficit : اضافه وکسری بودجه
budget-to-actual comparisons : مقایسه بودجه با اطلاعات واقعی
budgetary appropriations : تخصیص بودجه
budgetary control of purchase : کنترل بودجه ای خرید
budgetary control principle : اصل کنترل بودجه ای
budgetd unit price : قیت بودجه هر واحد
budgeted capacity : گنجایش بودجه ای
budgeted cash receipts : دریافت های نقدی بودجه ای
budgeted cost (expense, expenditure) : هزینه بودجه ای (بودجه شده)
budgeted margin (gross) profit : سود ناویژه بودجه ای
budgeted performance : عملیات (اجرایی) بودجه ای
budgeted production : محصول بودجه ای (بودجه شده)
budgeted profit : سود بودجه ای
budgeted rate per hour : نرخ ساعتی کار بودجه ای
budgeted unit selling price : قیمت بودجه ای هر واحد فروش
budgeting gamesmanship : شگرد بودجه بندی
budgeting procedures : روشهای (رویه های) بودجه بندی
budgeting process : فرآیند بودجه بندی
building depreciation : استهلاک ساختمان
building equipment depreciation : استهلاک تجهیزات ساختمان
building license, bulding permission, : پروانه ساختمان
building rental charge (expense) : هزینه اجاره (کرایه) ساختمان
bulding maintenance cost (expense) : هزینه نگهداری ساختمان
bulk purchase : خرید عمده
bulk transport : حمل به صورت فلّه
bull point : نقطه مساعد برای پیش خرید سهام
bull spread : شکاف خوش بینانه
bummy names on payroll : اسامی ساختگی در لیست حقوق
business agency, trade representation : نمایندگی تجاری
business data processing : پردازش اطلاعات بازرگانی
business enterprise (entity or unit) : واحد تجاری
business entity concept : اصل تفکیک شخصیت حقوقی از شخصیت حقیقی
business interruption insurance, work termination insurance : بیمه توقف کار
business plan : برنامه واحد تجاری، برنامه کسب و کار
business purpose : قصد تجاری
buy program : طرح سنگین اوراق بهادار
buy stop order : سفارش خرید بهتر از قیمت تعیین شده
by-product : محصول جانبی، محصول فرعی
by-product cost : هزینه محصول فرعی
by-product sale : فروش محصول فرعی
cadbury report : گزارش کدبوری در انگلستان
calendar spread : شکاف تقویمی
call (to), call for payment (to) : دعوت به پرداخت کردن
call capital : سرمایه تعهد شده
call deposit account : حساب سپرده دیداری
call deposit interest : بهره سپرده دیداری
call for payment : دعوت به پرداخت، مطالبه پرداخت
call in pay : دستمزد برگشت به کار، دستمزد آماده باش، مزد حضور
call option : حق خرید سهام (در بورس)، اختیار خرید، درخواست تحویل آنی
call premium, securities redeemable,redemption premium : صرف بازخرید، اوراق بهادار قابل بازخرید (عندالمطالبه)، اوراق بهاداری که از انتشار دهنده می تواند پیش از سررسید، وقیمتی مشخص، بازخرید کند
call price : قیمت اسمی (در بورس)، قیمت عندالمطالبه (سهم در زمان بازخرید)
call privilege : امتیاز بازخرید
call protection : دوره مصونیت از بازخرید
call provision : شرط بازخرید، اوراق بهادار
call receipt : رسید مطالبه وجه
call up : مطالبه (در مورد پرداخت سهام)
call value, redemption value, call price,surrender value : ارزش بازخرید
call(ed)-up share capital : مبلغ مطالبه شده سهام سرمایه
call-back pay : مزد دعوت بکار (کارگران اخراجی)
call-up, subpoena, summons, sum of the years, digits method : احضاریه، جلب
callable at the option of the corporation : قابل بازخرید به انتخاب / اختیار شرکت
callable deposit : سپرده عندالمطالبه (دیداری)
callable preference shares : سهام ممتاز با سود انباشته
callable preferred stocks : سهام ممتاز قابل بازخرید قبل از سررسید
callable price : قیمت بازخرید
called-up capital : سرمایه مورد مطالبه (مورد تعهد سهامداری)
cap : سقف یک هزینه
capacity constraint : محدودیت ظرفیت
capacity level : سطح ظرفیت
capacity level output. : محصول در سطح ظرفیت
capacity overhead variance : انحراف ظرفیت سربار
capacity ratio : نسبت حجم فعالیت، نسبت ظرفیت، نسبت ظرفیتی (تولید)
capacity usage variance : مغایرت مصرف ظرفیت
capacity utilimtion variance : مغایرت استفاده ظرفیت
capacity variance : مغایر ظرفیت
capacity variance production, volume variance : انحراف ظرفیت
capacity-level production : تولید در سطح ظرفیت اسمی
capital : سرمایه
capital account : حساب سرمایه
capital acquisition and repayment cycle : چرخه تحصیل سرمایه و بازپرداخت
capital and reserves : سرمایه و اندوخته ها
capital asset, fixed asset, plant asset : دارایی ثابت، دارایی سرمایه ای
capital attracting rate : نرخ جذب سرمایه
capital bonus : سود سهمی، سود به صورت سهام
capital budget : بودجه سرمایه ای
capital budget expenditure : مخارج بودجه سرمایه ای
capital budget sources : منابع بودجه سرمایه ای
capital budget sources and applications : منابع و مصرف بودجه منابع سرمایه ای
capital calIs : درخواست مطالبه سرمایه
capital charges : هزینه تامین سرمایه
capital coefficient : ضریب سرمایه
capital commitment : تعهد سرمایه ای
capital cover ratio : نستب پوشش سرمایه
capital creation : ایجاد سرمایه
capital credit : اعتبار سرمایه ای
capital deficit : کسری سرمایه
capital duty : تعرفه سرمایه
capital earning; : عواید سرمایه
capital employed : سرمایه بکار رفته
capital expenditure (capital costs; capital investment; investment costs;investment expenditure) : هزینه سرمایه ای، مخارج سرمایه ای
capital expenditure budget : بودجه هزینه سرمایه ای
capital expenditure depreciation : استهلاک هزینه سرمایه ای
capital flight, beneficiary : فرار سرمایه
capital formation : تشکیل سرمایه
capital fonnation gain (or loss) : سود یا زیان تشکیل سرمایه
capital fund : منابع سرمایه ای
capital funds appropriation : تخصیص اعتبارات سرمایه ای
capital gain net income : خالص سود سرمایه
capital gain or loss : سود یا زیان سرمایه ای
capital goods : کالای سرمایه ای
capital increase, increase of capital : افزایش سرمایه ای
capital instruments : ابزارهای مالی برای تامین سرمایه
capital intensive : ابزار تامین سرمایه
capital introduced : سرمایه پرداختی
capital lease : اجاره دارایی های سرمایه ای، رهن کالاهای سرمایه ای
capital lease payment : پرداخت اجاره های سرمایه ای
capital Ieverage : اهرم مالی، وام سنجی، ارزش فعلی سرمایه گذاری
capital levy : مالیات بر ارث
capital locked up : سرمایه حبس شده
capital maintenance approach : روش حفظ (نگهداشت) سرمایه ، رویکرد حفظ سرمایه
capital maintenance concept : اصل نگهداشت سرمایه
capital market : بازار سرمایه
capital market disorders : اختلالات (بی نظمی های) بازار سرمایه
capital net worth : ارزش خالص سرمایه
capital notes (bills) : بروات سرمایه ای
capital orders : سفارش کارهای سرمایه ای
capital outlay : هزینه سرمایه ای، بدهی تضمین شده (دارای گرو یا وثیقه)
capital output ratio : ضریب بازدهی سرمایه ، نسبت بازده سرمایه
capital paid in : سرمایه پرداخت شده
capital paid in excess of par value : صرف سهام
capital paid in kind : سرمایه پرداخت شده غیر نقدی
capital paid in specie : سرمایه پرداخت شده نقدی
capital preservation : اصل حفظ سرمایه
capital projects fund : حساب مستقل پروژه ها، حساب پروژه های سرمایه گذاری عمرانی
capital reconciliation statement : صورت منابع و مصارف سرمایه
capital recovery allowance : ذخیره بازیافت سرمایه
capital recovery factor : فاکتور بازیابی سرمایه
capital recovery, recovery of capital : بازیافت سرمایه
capital redemption : بازخرید سرمایه (سهام)
capital redemption reserve : ذخیره بازخرید سرمایه
capital redemption reserve funds : وجوه اندوخته ای باز خرید سرمایه
capital rent, ca.,ital lease : اجاره سرمایه (ای)، اجاره بلند مدت
capital repairs cost : هزینه تعمیرات اساسی (سرمایه ای)
capital replacement expenditures : مخارج جایگزینی سرمایه ای
capital reserve : اندوخته سرمایه ای
capital reserve account : حساب اندوخته سرمایه ای
capital reserve funds : وجوه اندوخته سرمایه ای
capital risk : ریسک سرمایه
capital share (stock) : سهم سرمایه ای
capital statement : صورتحساب سرمایه
capital stock certificate book : دفترثبت سهام
capital stock subscribed : سهام پذیره نویسی شده
capital stock surplus : مازاد ارزش سهام سرمایه ای (صرف سهام)
capital structure (financial structure) : ترکیب سرمایه، ساختار سرمایه (ساخت سرمایه)
capital structure ratio : نسبت ساختار سرمایه، نسبت وام به سرمایه
capital structure theory : تئوری ساخت سرمایه
capital sum : کل مبلغ سرمایه
capital supply : عرضه سرمایه
capital surplus : مازاد سرمایه (ای)
capital transactions : مبادلات سرمایه ای، معامله در اقلام سرمایه ای
capital transfer tax (CTl) : مالیات نقل و انتقال سرمایه
capital turnover : گردش سرمایه
capital turnover ratio : نسبت گردش سرمایه
capital usage ratio : نسبت مصرفی سرمایه
capital value : ارزش سرمایه ای (ارزش حال)
capital yield tax : مالیات بازده سرمایه
capital yield, capital return : بازده سرمایه
capital-asset pricing model (CAPM) : مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای
capital-stock discount : کسر سهام
capital-stock premium : صرف سهام
capitalization issue : صدور سود سهمی، صدور سهام از محل سود
capitalization of borrowing cost : به حساب داراریی بردن هزینه استقراض
capitalization of borrowing expenses : منظور نمودن مخارج استقراضی
capitalization of interest : ارزش فعلی بهره هایی که درآینده وصول خواهند شد
capitalization rate : نرخ تنزیل، نرخ به حساب دارایی بردن
capitalization ratio, leverage ratio : نسبت دارایی های ثابت به خالص حقوق صاحبان سهام (ارزش ویژه)، نسبت سرمایه گذاری
capitalization unit : هزینه سرمایه ای ، واحد سرمایه ای
capitalization-weighted market index : شاخص مبتنی بر میانگین موزون ارزش بازار سهام
capitalize reserves (to) : تبدیل به سرمایه کردن اندوخته ها
capitalized cost (expense), capital expenditure (cost) : هزینه سرمایه ای، مخارج سرمایه ای
capitalized lease obligations : تعهدات اجاره ای بلندمدت سرمایه ای
capitalized loan : وام تبدیل به سرمایه شده
capitalized surplus : مازاد منتقل به سرمایه، مازاد (اندوخته) تبدیل به سرمایه شده
capitalized value : ارزش فعلی خدمات آینده
captive market : بازار تحت اختیار، بازار تحت نفوذ
capture (to) : تسخیر کردن، گرفتن
cargo inspection fee : حق الزحمه بازرسی (محموله) کشتی
cargo ship, freighter : کشتی باری
carriage and insurance paid to (CIP) : پرداخت کرایه حمل و بیمه کالا تا مقصد
carriage paid (CPT) (to) : پرداخت کرایه حمل کالا تا مقصد
carring interest expense : هزینه یهره انتقال به دارائی
carry back period : دوره مشمول به سوی گذشته
carry-forward working paper : کاربرگ دایمی
carrying capacity : ظرفیت حمل
cash break-even point : نقطه سر به سر نقدی
cash buying price : قیمت خرید نقدی
cash capital : سرمایه نقدی
cash deficit provision : ذخیره کسری صندوق
cash disbursements journal, cash payment earned : دفتر روزنامه پرداخت نقدی
cash discount period : دوره استفاده از تخفیف نقدی
cash dividend paid : سود سهام نقد پرداخت شده
cash flow from operating activities : گردش وجوه فعالیت های عملیاتی
cash flow per share : جریان نقدی هر سهم
cash flow period : دوره گردش وجوه
cash flow position statement : صورت وضعیت گردش وجوه نقدینه
cash flow to capital expenditure ratio : نسبت جریان نقدی به هزینه سرمایه، بازده نقدی دارایی
cash from operations ratio, cash flow ratio : نسبت گردش نقدی
cash in process of collection : پول در جریان وصول ، موجودی نقد در جریان وصول
cash on delivery of parcel : تحویل بسته در مقابل وجه نقد
cash payment : پرداخت نقدی
cash penalty, amerciament (amercement) : جریمه نقدی
cash position : وضعیت نقدینگی
cash position ratio : نسبت موقعیت نقد (جمع نقد و قابل وصول به بدهیهای جاری)
cash purchase : خرید نقدی
cash receipts : دریافت های نقدی
cash receipts & disbursement method : روش دریافت ها و پرداخت های نقدی
scash requirements provision : پیش بینی احتیاجات نقدی
cash-up approach : روش غیر مستقیم، روش مغایرت گیری
casual profit : سود اتفاقی
catch phrase or catchline : شعار جذب مشتری
catch up adjustment : اصلاح یا تعدیل جبرانی، اثر انباشت تغییرات حسابداری
causation relationship, causation : رابطه علت و معلمول
caveat emptor : هشدار به خریدار
cent, percentage point percentage : یکصدم
centeral office, principal office, head office : مرکز اصلی اداره
central insurance pension fund : صندوق بازنشستگی بیمه مرکزی
centratized planning : برنامه ریزی متمرکز
centralized pricing policy : خط مشی قیمت گذاری متمرکز
certificate of compliance : گواهی تطبیق
certificate of deposit : گواهی سپرده، سند سپرده بانکی
certificate of deposit (CD), deposit certificate : گواهینامه سپرده
certificate of incorporation : گواهی تاسیس شرکت
certificate of partial completion,provisional completion certificate : گواهی موقت انجام کار
certificate of partnership : گواهی مشارکت
certificate of practical completion : گواهی (صورت مجلس) تحویل موقت
certificate of protest, protest : گواهی نکول (واحد برات)
certificate of provisional : گواهی (تحویل) موقت کار
certificate of quality, manaufaturer′s or supplier′s quality or inspection certificate : گواهی کیفیت، گواهی کیفیت یا بازرسی فروشنده یا تولید کننده
certificate of receipt : گواهی رسید، گواهی وصول
certificate of work completed : گواهی کار انجام شده
certificate of work in progress : گواهی کار در مراحل تکمیل (ساخت)
certification of incorporation : شرکت نامه
certified audit report : گزارش تایید شده حسابرسی
certified autitor′s report : گزارش حسابرس مجاز (حسابدار رسمی)
certified financial planner (CFP) : کارشناس یا متخصص برنامه ریزی مالی
certified public accountant : حسابدار رسمی
certified public accountant (CPA) : حسابدار رسمی، حسابدارعمومی مجاز
certified work completed : کار انجام شده گواهی شده
certifing employee, certified employee : کارمند مجاز
certify invoice for payment : تایید صورتحساب جهت پرداخت
chainnan′s report (chainnan′s .statement) : گزارش رئیس هیئت مدیره
change in accounting principles and methods : تغییر در اصول و روش های حسابداری
change of occupation : تغییر شغل
change period : دوره تغییر
charge, expenditure, outgo : هزینه، به حساب کسی گذاشتن، تحمیل کردن، پر کردن
charges prepaid : هزینه پیش پرداخت شده
chlirging wharf / charging berth /discharging port : لنگرگاه بارگیری،اسکله بارگیری
charter party : قرارداد اجاره دربست
chartered institute of public finance and accountancy (CIPF A) : انجمن رسمی حسابداری و امور مالی (انگلستان)
chartered party agreement : قرارداد اجاره کشتی دربست
chattel personal moveable property : دارایی منقول
cheap money : پول کم بهره
cheap, inexpensive : کم بها، ارزان
cheapness : ارزانی
check up : درست رسیدگی کردن
check without provision : چک بی محل
cheek-point : نقطه کنترل، نقطه مقابله
check-up : بازبینی، کنترل
chief inspector : بازرس ارشد
choice in possession : حق بالفعل، حق غیر متنازع فیه
positive circularization : اخذ تاییدیه مثبت از بدهکاران
circulating papers : اوراق در گردش
circulating promissory notes : اوراق بدهی در گردش
civil and military personnel : کرکنان لشگری و کشوری
civil company : شرکت مدنی
civil pension fund : صندوق بازنشستگی کشوری
civil pension organization : سازمان بازنشستگی کشوری
civil service pension : حقوق بازنشستگی کارمندان دولت
civil works′ transport : خدمات حمل و نقل کشوری
claim of compensation : ادعای خسارت
claims payable : مطالبات پرداختنی
clause, provision : ماده، شرط
clean (opinion-report), fairness report,fairness report : گزارش غیر مشروط
clean acceptance : قبولی بی قید و شرط
clean acceptance of a bill : قبولی بی قید و شرط یک برات
clean payment : پرداخت بی قید و شرط
clean receipt : رسید بی قید و شرط
clean surplus theory : تئوری مازاد خالص
cleaning expense : هزینه پاکسازی
clear, payoff : تسویه حساب کردن
clearance papers : اوراق قرضه
clearing (or deposit) bank, saving bank : بانک پس انداز
clearing account, compensation account : حساب تهاتر (حساب پایاپای)، حساب موقت
clearing payment : پرداخت تهاتری
clerk, employee : کارمند
client representation, representation letter : تاییدیه صاحبکار
close a position : انجام دادن معامله مکمل
close company : شرکت خانوادگی
closed corporation, closely-held corporation : شرکت بسته
closed -end company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه محدود (ثابت)
rclosed-end fund, closed-end investment company : شرکت سرمایه گذاری محدود، صندوق مشترک
closed-end invesment company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه محدود (ثابت)
closely held corporation : شرکت سهامی خاص
closing inventory, inventory at end of period : موجودی آخر دوره
closing trial balance = postclosing trial balance : تراز آزمایشی اختتامیه
closing, close, wind up to close,to (pack), termination : بستن، اختتام
co-operative, cooperative : تعاونی
co-product, joint product : محصول مشترک
coceptual framework of accounting : مفاهیم نظری حسابداری
code of conduct, ethics, code of professional conduct, rule of conduct : آیین رفتار حرفه ای، اخلاق حرفه ای
code of professional ethics : ضوابط اخلاق حرفه ای (آیین نامه انضباطی)
coefficient of correlation placement : دفتر خصوصی، دفتر محرمانه
coined money, specie : پول مسکوک
collateral notes; secured papers : اسناد تضمین شده
collateral property : مال وثیقه (گروی) بدهی
collection of premium : وصول اضافه ارزش سهام
collection period : دوره وصول مطالبات
collection policy : سیاست وصول مطالبات
collective ownership : مالکیت اشتراکی
collective responsibility : مسئولیت دسته جمعی
collective responsibility of managers (directors) : مسئولیت دسته جمعی مدیران
collective responsibility of partners : مسئولیت دسته جمعی شرکاء
collectorship : تحصیلداری
collectorship office : اداره تحصیل داری
collusive pricing : قیمت گذاری تبانی شده
combined attnbutes and variables sampling : نمونه گیری برای تعیین حد اشتباه
combined profit and loss account : صورتحساب ترکیبی سود و زیان
combined transport (CI) : حمل و نقل ترکیبی (حمل و نقل با چند نوع وسیله نقلیه)
comment on accounts, interpretation of accounts : تفسیر حسابرسها
commercial credit company : شرکت اعتباری تجاری
commercial credit corporation : موسسه (شرکت) اعتباری تجارت
commercial paper : اواراق تجاری، سند بازرگانی
commercial permit : مجوز بازرگانی، پروانه بازرگانی
commercial policy : سیاست تجاری
commercial representative, commercial agent : نماینده بازرگانی
commercial sample : نمونه های تجاری
commission paid : حق کمیسیون پرداختی
commission payable : حق العمل پرداختی
commitments for capital expenditure : تعهد مخارج سرمایه ای
committed cost (expense) : هزینه تعهد شده
company accounts checklist : چک لیست صورتهای مالی
company auditor : حسابرس شرکت
company doctor : متخصص امور شرکت
company formation : تاسیس شرکت
company in process of liquidation : شرکت در حال انحلال
company in the process of formation : شرکت در شرف تاسیس
company income tax : مالیات بر درآمد شرکت
company incorporated : شرکت ثبت شده
company law, law of corporations, : قانون شرکتها
company limited by guarantee : شرکتی با مسئولیت محدود تضمین شده
company limited by shares : شرکت با مسئولیت محدود به سهام
company profit tax. : مالیات بر سود شرکت
company seal : مهر شرکت
company under government supervision : شرکت تحت پوشش دولت
company′s primary stage of work : مرحله اولیه کار شرکت
company′s profit making : سود آوری شرکت
company′s profit position : وضع سوددهی شرکت
company′s reserves : ذخایر شرکت
company′s tax rate : نرخ مالیاتی شرکت
comparability : قابلیت مقایسه، مقایسه پذیری
comparability of companies : قابل قیاس (مقایسه) شرکت ها
comparable : قابل مقایسه
comparative : تطبیقی (مقایسه ای)
comparative advantage : برتری نسبی، مزیت نسبت
comparative analysis : تجزیه و تحلیل مقایسه ای
comparative balance sheet : تزارنامه مقایسه ای
comparative data : اطلاعات مقایسه ای
comparative figure : رقم نظیر، رقم مشابه، اعداد مقایسه ای
comparative financial statements : صورت های مالی مقایسه ای
comparative income statement,consolidated income statement : صورت سود و زیان تلفیقی
comparative negligence : سهل انگاری دو طرفه، قصور متقابل
comparative tendering from a selected list : مناقصه محدود، مناقصه از لیست خاص
comparative tendering from an open list,general tender : مناقصه عمومی
compare : مقایسه کردن
comparison : مقایسه، قیاس
comparison budget : بودجه مقایسه ای (تطبیقی)
comparison schedule : کاربرگ مقایسه ای
comparisons to economic data : مقایسه با اطلاعات اقتصادی
comparisons to industry data, averages : مقایسه با متوسط های صنعت
comparisons to nonfinancial data : مقایسه با اطلاعات غیر مالی
comparisons to operating data : مقایسه با اطلاعات مربوط به عملیات
compelet contract method : روش تکمیل پیمان
compeletion : تکمیل
compendium of classification opinion : خلاصه آرا، طبقه بندی
compensate, reward : پاداش دادن، جبران کردن، تهاتر کردن
compensated absences : ذخیره بازخرید مرخصی کارکنان
compensating balance : مانده جبرانی، ودیعه وام، سپرده تضمینی
compensating controls : کنترلهای جبران کننده
compensating error : اشتباهاتی که یکدیگر را خنثی می کنند، اشتباهات متقابل
compensating product : محصولات جبرانی
compensation : حقوق و مزایا، پاداش، جبران خسارت
compensation agreement : موافقت نامه پایاپای
compensation deposit balance : مانده جبرانی سپرده (حداقل در حساب سپرده بانک)
compensation expense : هزینه تخفیف تشویقی
compensation of employees : پاداش کارکنان
compensation pay : اجرت جبران خدمت
compensation plan : طرح جبرانی (پاداش)
compensation strategy : استراژی حقوق و مزایا، استراتژی جبران خدمات
compensation transaction : معامله جبرانی
compensation, Indemnity, Penalty : تاوان، غرامت، جبران زیان، خسارت
compensatory : جبرانی (جبران کننده)
compensatory / amount : غرامت (جبران زیان)
compensatory amount : میزان غرامت، مبلغ جبران
compensatory balance : حداقل مانده جبران کننده
compensatory balance arrangements : ترتیبات مانده های جبرانی
compensatory evidential matter : شواهد جبرانی / جبران کننده
compensatory fiscal policy : سیاست جبران کننده مالی
compensatory leave : مرخصی جبرانی
compensatory plan : طرح جبران خدمات، طرح (خرید سهام) با تخفیف تشویقی
compensatory spendinQ budget : بودجه جبرانی مصرفی
compensatory tax : مالیات جبرانی
compensatory time : پذیره نویسی، بستن قراردادی برای خریدن اوراق بهادار شرکت
comperative cost statement : صورتحساب تطبیقی هزینه (قیمت تمام شده)
comperative production statement : صورت وضعیت مقایسه ای تولید
comperative profit and loss account : صورتحساب مقایسه ای سود و زیان
comperative statement : صورتحساب تطبیقی
competence clause : شرط صلاحیت
competence of evidence : قابل قبول بودن شواهد
competence,jurisdiction : صلاحیت، قابلیت اطمینان
competence, professional competence : صلاحیت حرفه ای
competency : قابل اطمینان بودن
competent : قابل اطمینان
competent autharity in finance affairs : مقام مجاز در امور مالی
competent evidential matter : شواهد معتبر و «مهم» در حسابرسی، شواهد قابل قبول
competent information : اطلاعات صحیح و قابل قبول
competent, authorized : صلاحیت دار (مجاز)
competiive market : بازار رقابتی
competing proposal : پیشنهاد رقابتی
competing theories : تئوری رقیب
competition clause : شرط ممانعت از ورود دیگران
competition oriented pricing : قیمت گذاری رقابت آمیز
competitive : رقابت آمیز، رقابتی
competitive abroad market : بازار رقابتی خارجی
competitive bidding : مزایده
competitive bought deal : مقایسه قیمت های پیشنهادی
competitive conditions : شرایط رقابتی
competitive cost : هزینه رقابتی
competitive cost statement : صورتحساب هزینه رقابتی (با بهای تمام شده رقابتی)
competitive environments : محیط رقابتی
competitive goods : کالای رقابتی (رقابت پذیر)
competitive home market : بازار رقابتی داخلی
competitive market : بازار رقابت
competitive offer : پیشنهاد قابل رقابت
competitive price : قیمت رقابتی
competitive rate : نرخ رقابتی
competitor : رقیب
compilation of financial statements : تهیه و تنظیم صورتهای مالی
complementary goods : کالای مکمل
complementary products : کالاهای مکمل
complementary services : خدمات مکمل
complete : کامل، بدون نقص، کامل کردن
complete control : کنترل کامل
complete cycle costs : هزینه های چرخه تکمیل یک پروژه
complete market, perfect market : بازار کامل ، بازار کارا
complete transaction : معامله کامل
completed contract method : روش قرارداد تکمیل شده، روش کار تکمیل شده
completed goods : سفارش تکمیل شده (ساخته شده)
completed job-orders : سفارشات کار تکمیل شده
completed sales basis : روش مبتنی بر تکمیل فروش
completed-performance method : روش تکمیل عملکرد
completely knocked down (CKD) : قطعات جداگانه یک کالا
completeness : کامل بودن، تمامیت، نبود کمی
completing the engagement checklist : تکمیل کردن، چک لیست کنترلهای داخلی
completion of a contract : امضای قرارداد
completion of financial statements : تکمیل صورت های مالی
completion of review : مرحله تکمیل (بررسی)
completion risk : ریسک تکمیل نشدن پروژه
complex capital structure : ساختار پیچیده سرمایه
complex transactions : معاملات پیچیده
complexity, complexity or volatility of activities : پیچیدگی فعالیت ها
compliance : رعایت مقررات
compliance audit : حسابرسی رعایت
compliance cost : هزینه تدارک کالا، هزینه خرید کالا
compliance deviation : انحراف رعایت
compliance error : اشتباه مربوط به رعایت
compliance evidence : شواهد رعایتی
compliance procedure : روش تطابق
compliance test : آزمون رعایت (موازین)
compliance testing : آزمون رعایت، (آزمون کنترلها)
compliance with standards of conduct : رعایت استانداردهای رفتار حرفه ای
comply with : منطبق بودن با، هماهنگ بودن با
component of business, segment of the businesS : بخشی از واحد تجاری
component parts : اجزای متشکله، قطعات منفصله
component percentage : درصد جزء به کل
composite contribution margin : حاشیه فروش مرکب / کل
composite costing, muhiple costing : هزینه یابی ترکیبی
composite depreciation : استهلاک گروهی دارایی های غیر مشابه
composite life depreciation : استهلاک مرکب
composite life method of depreciation : روش (عمر ترکیبی)
composite rate of depreciation : نرخ مرکب استهلاک
composition agreement, deed of arrangement : قرارداد ارفاقی، توافق با طلبکاران
composition in voluntary settlement : قرارداد ارفاقی در تسویه اختیاری
compound : مرکب، ترکیبی، استهلاک ترکیبی از دارایی ها
compound amount factor : فاکتور مبلغ مرکب
compound amount of I $ per period : بهره مرکب حاصل از سرمایه گذاری یک دلار
compound amount of A rials : بهره مرکب حاصل از سرمایه گذاری یک سال
compound annual interest rate : نرخ بهره مرکب سالیانه
compound arbitrage : بورس بازی چند جانبه، آربیتراژ مرکب
compound discount : تنزیل مرکب
compound duty : عوارض مرکب
compound entry, combined entry : ثبت مرکب
compound financial instrument : اوراق بهادار مالی دوگانه، مرکب
compound interest : بهره مرکب، ریح مرکب، سود تضمین شده مرکب
compound interest table : جدول بهره مرکب
compound rate, composite rate : نرخ مرکب
compounded interest rate return : نرخ بازده مرکب
compounding : انباشتن، فرایند محاسبه بهره مرکب
compounding of interest : دفعات محاسبه بهره در سال، انباشت بهره
compounding period : بهره، دوره محاسبه بهره مرکب
comprehensive (income) tax allocation : تخصیص مالیات به درآمدهای پایان دوره
comprehensive audit : حسابرس جامع
comprehensive auditing dictionary : فرهنگ جامع حسابرسی
comprehensive income : درآمد جامع، سود جامع
comprehensive income statement : صورت سود و زیان جامع
comprehensive insurance : بیمه نامه جامع
comprehensive recognition : شناسایی جامع
comprehensive reconciliation : مغایرت گیری جامع
comprehensive social security system : نظام تأمین اجتماعی جامع
compromise settlement : حل و فصل مسالمت آمیز
comptroller general : رئیس واحد حسابداری، رئیس دیوان محاسبات عمومی
comptroller,auditor : ناظر،ذیحساب، حسابرس، مقام ارشد مالی
compulsory (assurance-insurance) : بیمه اجباری
compulsory audit : حسابرسی اضطراری
compulsory eduction : آموزش اجباری
compulsory liquidation (compulsory winding-up) : انحلال شرکت طبق دستور دادگاه، تصفیه اجباری، انحلال اجباری
compulsory reserve : اندوخته اجباری
computable stock : موجودی قابل شمارش
computational working paper : کاربرگ محاسبات
compute : محاسبه کردن
computed upper exception rate (CUER) : حد بالای ضریب انحراف محاسبه شده، بالاترین حد محاسبه شده ضریب انحراف
computer aided design (CAD) : طراحی به کمک رایانه
computer assisted audit techniques (CAAT) : فنون حسابرسی به کمک رایانه
computer audit : حسابرسی رایانه
computer fraud : تقلب رایانه ای
computer-assisted audit : حسابرسی به کمک رایانه
computer-assisted trading system (CATS) : سیستم خرید و فروش به کمک رایانه
concept of capital maintenance : مفهوم حفظ و نگهداشت سرمایه
concept of monetary transactions : مفهوم مبادلات پولی
conceptual framework, theoretical framework : چارچوب نظری، ساختار مفهومی، مبانی نظری
concert party : گروه هماهنگ و متفق
condens approach : رویکرد فشردن
condensed report : گزارش خلاصه شده
conditional acceptance : قبولی مشروط
conditional probability : احتمال مشروط، احتمال شرطی
conditional provisions (reserve) : ذخایر مشروط
confederation of Asian and Pacific Accountants (CAPA) : کنفدراسیون حسابداران، آسیایی و حوزه اقیانوس آرام
confidential inspection : بازرسی محرمانه
confidential papers : اوراق و اسناد محرمانه
confidentiality principle : اصل رازداری محرمانه بودن اطلاعات صاحبکار
connected persons : افراد وابسته به مدیر
conservation policy : سیاست محافظه کارانه
conservatism concept : مفهوم اساسی محافظه کاری
consignment profit and loss statement : صورتحساب سود وزیان کالای امانی
consignment sbiperments : ارسال کالاهای امانی
consignor / shipper : امانت گذار، مالک کالای امانی فرستنده، حمل کننده
consilidator (groupage agent) : ادغام کننده (عامل ادغام)
consistency concept (principle),consistency : مفهوم اصل ثبات (رویه)، اصل یکنواختی
consolidated companies : شرکت های ادغام شده (یکی شده)
rconsolidated group of companies : گروه شرکت های تلفیقی
consoidated income and expenditure account : صورت درآمد و هزینه تلفیقی
consolidated profit : سود شرکت های تلفیقی
consoidated profit and loss account : صورت سود و زیان تلفیقی
consolidation policy : خط مشی تلفیق
consolidation procedures : رویه های (روش های) تلفیق
consolidation surplus : مازاد تلفیقی (حاصل از ادغام)
consolidation working paper : کاربرگ تلفیق
conspicuous defect : عیب آشکار، نقص مشهود
constant capital : سرمایه ثابت
constant dollar plan : نرخ تثبیت ارزش پر تقوی
constant gross margin percentage method : روش درصد ثابت سود ناخالص
constant gross-margin percentage NRV method : روش ارزش خالص بازیافتنی مبتنی بر درصد ثابت سود ناخالص
constant percent of decreasing balancing : روش (درصد درآمد) در استهلاک
constant perpetual growth : مدل رشد دائمی با نرخ ثابت
constant physical inventory : موجودی گیری فیزیکی دائمی
constant purchasing power : قدرت خرید ثابت
constant purchasing power accounting : حسابداری بر حسب قدرت خرید ثابت
constant surplus : مازاد دائمی
constraining principles : اصول محدود کننده
construction completed cost : هزینه تمام شده، ساختمان ساخته شده
construction in progress cost : هزینه بنای در جریان ساخت
construction period, manufacturing period : دوره ساخت، دوره احداث دارایی
construction work in progress : بنای در دست احداث ساختمان در جریان تکمیل
construction -type contracts : قرارداد از نوع ساخت
constructions-in-progress (CIP) : پیمان در جریان ساخت، ساختمان در جریان تکمیل
constructive retirement of preferred stock : بازخرید / ابطال تصنعی سهام ممتاز
consumer credit, consumption credit : اعتبار مصرف
consumer goods, consumption goods : کالاهای مصرفی
consumer price index : شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی
consumer′s capital : سرمایه مصرفی
consumer′s cooperative society : شرکت تعاونی مصرف
consumption : مواد و ملزومات مصرفی
consumption tax, excise tax : مالیات بر مصرف، مالیات اموال داخلی
contemplated total volume : حجم کالا کل تولید مورد انتظار
contemporary responsibility accounting : حسابداری سنجش مسئولیت
contingency, probability, discretiorary : احتمال (پیش آمد)، احتیاطی
contingent charge (expense) : هزینه احتمالی
contingent profit, contingent gain, gain contingency : سود احتمالی
continuing credit appropriation : تخصیص اعتبار مستمر (مانده سال به سال نقل می شود)
continuing operations, on-going : مدیریت مستمر
operations : عملیات مستمر
continuity concept, going concern concept : فرض تداوم فعالیت
continuous compounding : محاسبه بهره مرکب پیوسته
continuous operation costing : هزینه یابی عملیات مستمر
continuous-operation costing : سیستم هزینه یابی عملیات مستمر
contirbution payer, contirbutor : پرداخت کننده حق بیمه
contra account, absorption account : حساب کاهنده، حساب متقابل
contra equity approach : روش کاهنده حقوق صاحبان سهام
contra purchase account : حساب کاهنده خرید (نظیر تخفیف)
contract completed : پیمان (مقاطعه) تمام شده
contract conditions excluding specifications : شرایط پیمان بدون مشخصات اختصاصی
contract on a cost plus fee basis : قرارداد مبتنی بر بهای تمام شده باضافه درصدی حق الزحمه
contract on cost plus fee : قرارداد برحسب حق الزحمه براساس درصدی از بهای تمام شده
contract payable′ amount : مبلغ پرداختنی بابت پیمان
contract payable-retained percentage : تضمین حسن انجام کار
contract period : مدت پیمان، دوره پیمان
contract work in progress : پیمان در دست اجرا
contracting parties, contract parties : طرفین قرارداد
contractor′s deposit : سپرده مقاطعه کار (پیمانکار)
contractor′s payables : مبالغ پرداختنی به پیمانکار
contributed capital : سرمایه پرداخت شده
contributed capital from treasury stock transactions : مازاد حاصل از مبادلات سهام خزانه
contnbuted surplus = paid-in surplus : صرف، سهام، مازاد سرمایه پرداخت شده
contribution approach : شیوه توزیع ، رویکرد توزیع
contribution basis of employer : میزان حق بیمه کارفرما
contribution department : اداره وصول حق بیمه
contribution margin ratio (contribution -to-sales ratio; production-vohune ratio;profit-vohune ratio) : نسبت حاشیه سود، ضریب سود نهایی
contribution margin, sales margin, gross margin, gross profit, ratio profit, margin on sales : حاشیه فروش، حاشیه قابل مشارکت
contribution payment : پرداخت حق بیمه
contribution per unit : حاشیه فروش هر واحد محصول
contribution period : مدت پرداخت حق بیمه
contribution -margin percentage : درصد حاشیه فروش
control period (time) : زمان (دوره) کنترل
control points : نقاط کنترل
control program : برنامه کنترل
control report : گزارش کنترل
controllability principle : اصل مبتنی بر توان مدیر بر اعمال کنترل، اصل یا دیدگاه اعمال کنترل
controllable cost (expense) : هزینه قابل کنترل
controlled company, company under control : شرکت تحت کنترل
controner department : اداره کنترولر
controlling company : شرکت ناظر (کنترل کننده)
controlling-company accounting : سیستم حسابداری واحد تجاری اصلی
conventional accounting procedure : روش عمل مرسوم حسابداری
conventional approach : رویکرد مرسوم، روش سنتی (متداول)
conversion cost pricing : قیمت گذاری بر مبنای بهای تمام شده تبدیل
conversion cost, exchange expense : هزینه تسعیر (ارز ، پول)
conversion of operations : پیوستگی زمانی عملیات
conversion option : اختیار تبدیل
conversion parity : تبدیل پایاپای یک ارز یه ارز دیگر
conversion price : بهای تبدیل، قیمت تبدیل
conversion price index : شاخص تبدیل قیمت
conversion privilege : امتیاز تبدیل
convertible capital notes : اوراق سرمایه ای قابل تبدیل
convertible preferred stock : اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام شرکت
convertible stock, convertible preferred stock : سهام ممتاز قابل تبدیل به سهام عادی
cooling period : مدت انتظار
cooling-off period : دوره آرامش موقت، (برای حل مسالمت آمیز اختلاف نظرها)
cooperative bank : بانک تعاونی
cooperative company : شرکت تعاونی
copartnership account : حساب مشترک
copybook : دفتر کپیه
copy invoice : صورتحساب کپی ، کپی فاکتور
copy right : حق التألیف، حق الامتیاز
corner portfolio : بهترین مجموعه سرمایه گذاری، پرتفوی بهینه، پرتفوی گوشه
corporate action : اقدام سیاسی
corporate bond : اوراق قرضه شرکت
corporate bond interest rate : نرخ بهره اوراق قرضه شرکتهای معتبر
corporate charter, articles of association : اساسنامه شرکت سهامی
corporate debt securities : اوراق بهادار بدهی شرکتهای سهامی
corporate dividend policy . : سیاست تقسیم سود شرکت سهامی
corporate equity : اقدام سیاسی که به تصویب سهامداران یا هیئت مدیره یک شرکت سهامی برسد و این با «با عمل اجرایی» مغایر است، حق مالکیت در شرکت
corporate failure prediction : پیش بینی ورشکستگی شرکت
corporate financial structure : ساختار مالی شرکتهای سهامی
corporate fraud : تقلب در شرکت که ممکن است به نفع شرکت یا علیه آن باشد
corporate governance : حاکمیت شرکتی
corporate holding company : شرکت متحد از چند شرکت
corporate joint venture, joint venture : مشارکت خاص، شرکت سهامی خاص
corporate liquidation, dissolution of limited companies : انحلال شرکتهای سهامی
corporate minutes : صورت جلسات شرکت
corporate modeling : الگوسازی برای شرکت
corporate operations : فعالیت های عملیاتی
corporate plan : برنامه جامع یک شرکت یا سازمان
corporate profit : سود حاصل از شراکت
corporate reorganization : تجدید سازمان شرکت
corporate report : گزارش شرکت، گزارش (سالانه) شخصیت محاسباتی
corporate secretary : دبیر / منشی شرکت
corporate social accounting : حسابداری سنجش مسئولیت اجتماعی شرکتهای سهامی
corporate social reporting : گزارش کردن جنبه های اجتماعی شرکت
corporate strategy : استراژی شرکت
corporation : شرکت سهامی، بنگاه دارای شخصیت حقوقی
corporation aggregate : شرکت چند عضوی
corporation income tax : مالیات بر درآمد موسسه (یا شرکت)
corporation loan : اوراق قرضه شهرداری ها
corporation partner : شریک (در شرکت تجاری)
corporation profit and loss : صورتحساب سود و زیان شرکت (موسسه)
corporation sole : مالکیت انفرادی، شرکت فردی
corporation stocks : سهام شرکت (مؤسسه)
corporation stocks general obligation bond : اوراق قرضه شهرداریها
corporation tax (CT) : مالیات بر شرکت
corporation tax law : قانون مالیات شرکتها
corporations : شرکت های سهامی
corporations tax, company′s tax : مالیات شرکت
corporator : شریک (در شرکت تجاری)
corprorate insiders : افراد داخل شرکت
corpus : سرمایه اصلی، استراتژی شرکت
correspond : شباهت داشتن
correspondence file : پرونده مکاتبات
correspondent : کارگزار، نماینده
correspondent agent : نماینده طرف معامله (یا طرف حساب)
correspondent bank : بانک کارگزار (طرف معامله)
corresponding amount (comparative amount) : مبلغ مقایسه ای، مبالغ تناظر، مبلغی در صورت حساب های منتشر شده یک شرکت با مسئولیت محدود که با مقادیر صورت مالی سال قبل ارتباط دارد
corresponding entry : ثبت مشابه (معادل)
corresponding figures : اعداد مشابه (در حسابها یا دفاتر)
corresponding items : اقلام مشابه
corridor approach : روش یا رویکرد دهلیز، رویکرد باریکراه
corrupt practices : فعالیت های رشوه دهی و رشوه خواری
corruption : رشوه ستانی، رشوه دهی، فساد
cost (expense) recognition, expense recognition : شناخت هزینه
cost (expense) trend : روش هزینه
cost absorption : بهای تمام شده ی دارایی به وجوهی که با فروش آن به دست می آید.
cost accountancy (accounting) principles : اصول حسابداری قیمت
cost accounting department : اداره حسابداری بهای تمام شده
cost accounting period : دوره حسابداری صنعتی
cost accounting practices : تجربه های عملی حسابداری هزینه یابی
cost accounting principles : اصول حسابداری صنعتی
cost accounting procedure : روش عمل حسابداری هزینه یابی
cost and. freight (C&F) price : قیمت کالا به اضافه کرایه حمل
cost apportionment : تسهیم هزینه
cost appropriated : هزینه تخصیص اعتبار یافته
cost appropriated in budget : هزینه تخصیص یافته در بوجه
cost appropriation, cost pro-ration, cost assignment : تسهیم هزینه، تخصیص هزینه
cost behavior pattern : الگوی رفتار هزینه
cost benfit relationship : رابطه هزینه و منفعت
cost component by elements : هزینه با عوامل تشکیل دهنده آن
cost components : عامل ترکیبی هزینه
cost concept : مفهوم بهای تمام شده
cost control, expense control : کنترل هزینه، نظارت بر هزینه
cost distribution, expense distribution : توزیع هزینه، تخصیص هزینه ها، سرشکن کردن سربار
cost down expense : تقلیل دادن هزینه
cost index, price index : شاخص قیمت
cost indifference point : نقطه بی تفاوتی بهای تمام شده
cost insurance and freight price (CIF) : قیمت سیف
cost of capital : هزینه تامین مالی، هزینه تامین سرمایه
cost of capital rate : نرخ هزینه سرمایه
cost of financing capital : هزینه تامین سرمایه
cost of installation, installation cost (expense) : هزینه نصب
cost of prefferred stock : بهای تمام شده سهام ممتاز
cost of protection : هزینه حمایت
cost of site preparation : مخارج بعدی
cost of work in process : قیمت تمام شده کار در جریان تکمیل
cost or market price whichever is lower : قیمت تمام شده یا قیمت بازار هر کدام کمتر
cost per hour : هزینه ساعتی
cost per ton : قیمت تمام شده هر تن
cost per ton-mile : هزینه هر تن مایل
cost per unit : بهای تمام شده هر واحد محصول
cost plus contract : قرارداد مبتنی بر بهای تمام شده به اضافه درصدی سود
cost plus transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات (داخلی)
cost predictions : پیش بینی هزینه
cost price : قیمت تمام شده
cost price variance : انحراف نرخ بهای تمام شده
cost principle : اصل بهای تمام شده
cost procedure : روش عمل هزینه
cost proration : تسهیم هزینه
cost realization concept : مفهوم تحقق هزینه
cost replacement : هزینه جایگزینی
cost summary report : گزارش خلاصه هزینه
cost types : انواع هزینه
cost unit absorption rate : نرخ جذب آحاد هزینه
cost volume profit relationship : رابطه سود، حجم و هزینه (تولید)
cost, insurance, fright (C.I.F) price : قیمت کالا به اضافه هزینه بیمه و حمل
cost-plus : بهای تمام شده به اضافه مبلغی معین
cost-plus fixed fee contract : قرارداد برحسب قیمت تمام شده باضافه حق الزحمه ثابت
cost-plus pricing : قیمت گذاری براساس قیمت تمام شده باضافه درصدی به عنوان سود
cost-plus transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی برحسب چند درصد اضافه
cost-volume-profit (CVP) analysis : تجزیه و تحلیل رابطه بین هزینه، حجم، سود
costing and pricing : هزینه یابی و قیمت گذاری
costing by-product : تعیین هزینه محصول فرعی
costing joint-product : تعیین هزینه محصول مشترک
costing principle : اصول تعیین هزینه ها (بهای تمام شده اقلام)
costing production : تعیین هزینه تولید
counter purchase : خرید متقابل
counterparty risk : ریسک طرف مقابل
countervailing power : نیروی همسنگ
coupon : کوپن، نرخ بهره اوراق قرضه
coupon bond : اوراق قرضه بی نام، اوراق قرضه با کوپن سود تضمین شده
coupon payment : پرداخت بهره
coupon rate : نرخ بهره اوراق قرضه
couponing : کوپن بندی، جیره بندی
court of appeal : دادگاه استیناف
CPA uniform examination : آزمون های سراسری حسابداران رسمی آمریکا
CPD carmet : دفترچه عبور گمرکی
creation of a company : ایجاد یک شرکت
credit application : تقاضای گشایش اعتبار
credit insurance premium : حق بیمه اعتبار
credit policy : خط مشی (سیاست) اعتباری
credit purchase : خرید اعتباری
credit report : گزارش اعتباری
credit reporting agency (credit reference agency; credit rating agency) : موسسه رده بندی کننده اعتبار شرکت ها
credit reporting institution : موسسه ای که گزارش اعتباری (رده بندی) صادر می کند
credit slip : فرم بستانکار
credit squeeze policy : سیاست محدودیت (مضیقه) اعتباری
creditors′ personal ledger : دفتر شخصی بستانکاران
creditors′subsidiary ledger, accounts payable subsidiary ledeger : دفتر معین بستانکاران
creditors′ voluntary liquidation (creditors′ voluntary winding-up) : انحلال شرکت براساس درخواست طلبکاران
crisis situation (position) : موقعیت بحرانی
critical path : مسیر بحرانی
current portion of long-term loan : حصه جاری وام طویل المدت
current portion, current maturities : حصه جاری
current position of the company : موقعیت جاری شرکت
current purchasing power accounting : حسابداری (برمبنای) قدرت خرید ثابت
current ratio (working-capital ratio) : نسبت جاری
current replacement cost : ارزش (بهای تمام شده) جایگزینی
current reproduction cost : هزینه جاری تولید مجدد
current value (current cost; current proceeds, current exit value; expected exit value; or present value) : ارزش جاری
current yield, current return (coupon yield) : بازده جاری (بهره)
current-cost depreciation : استهلاک بر مبنای ارزش فعلی دارایی ها
current-cost operating profit : سود عملیاتی مبتنی بر ارزش کنونی اقلام
curtailed cost (expense) : هزینه کاسته شده
curtailed sampling : نمونه گیری منقطع
customer complaints : شکایت های مشتریان
customer′s deposit : سپرده مشتریان
customer′s prepayment : پیش پرداخت مشتریان
customers′ advance or deposits receivabies : پیش دریافت یا سپرده های دریافتی از مشتریان
customs approved routes : راههای گمرکی (راههای مجاز)
customs compound : محوطه گمرکی
customs cooperation council (CCC) : شورای همکاری گمرکی
customs department : دایره گمرک
customs removal permit : سند ترخیص، پروانه گمرکی، جواز گمرکی
customs tranist operation : عملیات ترانزیت گمرکی
customs warehousig procedure : روش انبارداری گمرکی
customs′duty problem : مشکل حقوق گمرکی
cut back wage (pay) : دستمزد ایام بیکاری آتی
cut-off point : حد انقطاع، حد قابل گذشت
cut-off procedure : روش انقطاع عملیات، روزش میان بر
cycle approach : روش چرخه (معاملات)
cycle of operations : گردش عملیات، چرخه عملیات
cyctical pJan : آِمون چرخه ای ادواری
cyclical pricing : قیمت گذاری ادواری
daily cash payment : پرداخت نقدی روزانه
daily pay, dailypaid : روزمزد
daily payment : پرداخت روزانه
daily posting : نقل روزانه
daily purchases in accounts payable ratio cost ratio : نسبت بهای تمام شده
daily wage, daily pay : مزد روزانه
data envelopment analysis (DEA) : تحلیل پوششی اطلاعات
data freight receipt : رسید آماری حمل
date of acceptance : تاریخ قبولی
date of completion, date of practical completion : تاریخ پایان کار
date of order, date of practical completion : تاریخ سفارش
date of payment, payment date : تاریخ پرداختا
date of practical completion : تاریخ عملی پایان کار
date of redemption : تاریخ بازخرید
date ofrepayment : تاریخ بازپرداخت
date of shipment : تاریخ حمل
day by day control, over expenses (costs) : کنترل روزبروز (روزانه)
day to day expenditures : مخارج روزمره
day-to-day operations : عملیات روزمره
dead heading pay : هزینه ایاب و ذهاب
dead pledge : گرو زمین و کالا
dealers′spread : بازده معامله گران
dealing period : دوره معامله
debenture capital : سرمایه ناشی از فروش اوراق قرضه
debenture redemption funds : وجود بازخرید اوراق قرضه
debenture redemption reserve : اندوخته بازخرید اوراق قرضه
debentures issued at a premium : اوراق قرضه صادر شده به صرف
debit, debtor, indepted : بدهکار (مقروض)
debted partner : شریک بدهکار
debtor collection period (average collection period) : متوسط دوره وصول مطالبات
debtors follow-up actions : اعمال تعقیبی بدهکاران
deceased partner : شریک متوفی
deceased partner account : حساب شریک متئوفی
deception, fraud, fraudulent : تقلب، سوء استفاده، کلاه برداری
decision making process : فرآیند تصمیم گیری
decision model approach : رویکرد / مدل تصمیم گیری
decision support systems (DSS) : سیتسم های تسهیل کننده فرایند تصمیم گیری
decision to produce or buy : تصمیم ساخت یا خرید (کالا، ماشین)
declaration of arrival or departure : اظهارنامه ورود یا خروج
declared capital = stated capital : سرمایه اعلام شده
declining-balance method of depreciation : استهلاک به روش مانده نزولی
decrease in working capital : کاهش در سرمایه در گردش
deductions from earning of employees : کسور مربوطه به درآمد کارکنان
deed of partnership : قرارداد مشارکت
deep discount : کسر بسیار زیاد اوراق قرضه
deep discount or zero-coupon bonds (notes) : اوراق قرضه / اسناد بدون بهره یا با تخفیف هنگفت
deep market : بازار پرکشش
default by the principal : نکول توسط واگذارنده
default premium : صرف عدم پرداخت بدهی، صرف نکول (ناتوانی در پرداخت)
defeasance provision : شرط ابطال، شرط فسخ
deferred cash payment : پرداخت نقدی معوق
deferred compensation : حقوق و مزایای انتقالی به دوره های آتی
deferred compensation plan : طرح پرداخت آتی
deferred contract premium : صرف پیمان انتقالی به دوره آتی
deferred cost (expense) : هزینه دوره های آتی (هزینه معوق)
deferred cost of purchases : هزینه سنوات آتی خرید
deferred debit (deferred asset; deferred expense) : پیش پرداخات هزینه
deferred expense = deferred charge;prepaid expense : پیش پرداخت هزینه، هزینه معوق
deferred gross profit : سود ناویژه (ناخالص) انتقالی به دوره های آتی
deferred payment : پرداخت معوق
deferred payment credit : اعتبار برای پرداخت های معوق
deferred payment project (pIan) : طرح پرداخت مدت دار
deferred payment sale, installment sale : فروش اقساطی
deferred profit : سود انتقالی به دوره های آتی
deferred profit sharing pIan : طرح سهیم کردن در منافع آتی
deferred repairs = deferred maintenance : ذخیره تعمیرات
deferred-payment sale : فروش قسطی
Adefined benefit plan : طرح (بازنشستگی) با مزایای معین
definite profit : سود قطعی
defuh in payments : قصور در پرداخت ها
defunct company : شرکت ورشکسته یا منحل شده
defunct company, Iiguidated company : شرکت منحله
degree of completion : درجه تکمیل
degree of correspondence : درجه (میزان) انطباق
degree of operating leverage (DOL) : درجه اهرم عملیاتی
delay in payment, lag in payment : تاخیر در پرداخت
delegation of powers : احاله اختیار
delegation of responsibility : تفویض مسئولیت
delivered duty paid ( ... named port of destination) : تحویل کالا در محل مقرر در مقصد با ترخیص و با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی (...نام محل مقرر در مقصد)
delivered duty paid (DDP) : تحویل کالا در محل مقرر در مقصد با ترخیص و با پرداخت حقوق و عوارض گمرکی
delivered duty unpaid (DDU) ( ... named port of destination) : تحویل کالا در محل مقرر در مقصد بدون ترخیص و بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی (... نام محل مقرر در مقصد)
delivered ex ship (DES) : تحویل کالا روی عرشه کشتی در بندر مقصد
delivered ex ship (DES) ( .. .named port of destination) : تحویل کالا روی عرشه کشتی در بند مقصد (.... نام بندر مقصد)
delivered price : قیمت تحویل تا بندر
delivery and shipment : (زمان) تحویل و حمل
delivery department : اداره تحویل
delivery of health care, health care delivery, provision of heahh care : ارائه خدمات درمانی
delivery period : مدت تحویل سفارش (مواد)
delivery points : محل تحویل، مقصد کالا
delivery receipt : رسید تحویل کالا
delivery versus payment (DVP) . : تحویل در ازای وجه
demand deposit : سپرده دیداری، سپرده جاری
demand for payment : تقاضای پرداخت
demand oriented pricing : قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
demand pull : تورم ناشی از افزایش تقاضا
demand -pull inventory system : سیستم موجودی کالای مبتنی بر کشش تقاضا
department cost : هزینه دایره (هزینه بخش)
department cost summary : خلاصه هزینه دایره (اداره)
department, bureau, section : اداره (دایره، بخش)، بخش، واحد مستقل از سازمان
departmental accounting : واحد مستقل
departmental accounts : حساب های دوایر
departmental actual overhead : سربار واقعی دوایری
departmental cost of production report : گزارش هزینه تولید دوایر
departmental direct cost : هزینه مستقیم دایره ای (هر دایره)
departmental distnbution of cost : توزیع هزینه به دوایر
departmental expense analysis sheet : کارت (برگ) تجزیه تحلیل هزینه های دوایر
departmental overhead rate : نرخ سربار دایره ای (دوایر)
departmental rate of return : نرخ بازده برحسب قسمت ها
departments : دوایر
departure : حرکت، عزیمت، عدول، مقصد
departure from historical cost : انحراف از بهای تمام شده تاریخی
departure station : مبدا حرکت
dependant variable : متغیر وابسته، متغیر تابع
dependent′s allowance : فوق العاده عائله تحت تکفل
depletable : دارایی استهلاک پذیر (در منابع طبیعی)
depleted cost : باقیمانده دارایی پس از کم کردن
depletion : استهلاک منابع طبیعی
depletion accounting : روش محاسبه ی استهلاک منابع طبیعی
depletion allowance : ذخیره تهی شدن (استهلاک) مخازن و منابع طبیعی
depletion asset : دارایی نقصان پذیر (تهی شدنی)
depletion base : مبنای استهلاک منابع طبیعی
depletion rate : نرخ استهلاک منابع طبیعی
depletive stock : موجودی کالای نقصان پذیر
deposit : سپرده، واریز کردن وجه
deposit account : حساب سپرده
deposit checks : چک های واگذار شده به بانک
deposit claims : مطالبات سپرده ای
deposit in transit : سپرده بین راهی، وجونه در راه
deposit insurance : بیمه سپرده
deposit method : روش سپرده
deposit on letter of credit : سپرده اعتباری اسنادی
deposit on order registration : سپرده ثبت سفارشی
deposit payable : سپرده پرداختنی
deposit ratio : نسبت سپرده ای (سپرده ها به سرمایه)
deposit receivable : سپرده دریافتنی
deposit sheet : برگ درخواست سپرده (یا امانت)
deposit slip : اعلامیه (فیش) پرداخت سپرده
deposit turnover : گردش سپرده
deposit warrant : مجوز سپرده پذیری
deposit, fiduciary, trust funds : امانت، سپرده
depositary : امانت دار، سپرده پذیر، بانک یا موسسه سپرده پذیر
depositor : سپرده گذار، دارنده حساب
depository : انبار امانات (سپرده ها)، محل تودیع سپرده (اعم از بانک یا محل دیگر)
depository receipt : رسید بانک
depository trust company (DTC) : شرکت سپرده امانی
deposits in transit : وجوه بین راهی، وجوه در راه
depot : انبار (انبار راه آهن)
depot expenses : هزینه انبار راه آهن
depreciable : قابل استهلاک، استهلاک پذیر
depreciable amount : مبلغ قابل استهلاک
depreciable asset : دارایی استهلاک پذیر (در منابع طبیعی)
depreciable cost : بهای تمام شده مشمول استهلاک، بهای تمام شده استهلاک پذیر
depreciate : مستهلک کردن
depreciated asset : دارایی مستهلک شده
depreciated book value : ارزش دفتری مستهلک شده
depreciated cost : بهای تمام شده منهای استهلاک انباشته
depreciated cost (depreciated value) : خالص ارزش دفتری دارایی
depreciated cost, unamortized cost,amortized cost : بهای تمام شده مستهلک شده
depreciated original cost : بهای تمام شده اولیه منهای استهلاک انباشته
depreciated replacement cost : بهای جایگزینی مستهلک شده
depreciated value : ارزش دفتری، بهای تمام شده مستهلک شده
depreciation : استهلاک، کاهش پیاپی
depreciation adequacy : تخصیص درست استهلاک انباشته
depreciation adjustment : تعدیل استهلاک
depreciation base (basis) : مبنای استهلاک
depreciation couble-declining balance (DDB) : استهلاک مانده نزولی مضاعف
depreciation funds invested : وجوه استهلاکی سرمایه گذاری شده
depreciation funds, sinking funds : وجوه استهلاکی سرمایه گذاری شده
depreciation method : روش استهلاک
depreciation privision on (ot) asset : ذخیره استهلاک دارایی
depreciation provision : ذخیره استهلاک
depreciation rate (ratio) : ضریب استهلاک، نرخ استهلاک
depreciation recapture : بازیافت استهلاک
depreciation reserve : اندوخته استهلاک
depreciation reserve funds : وجوه اندنوخته استهلاکی
depreciation reserve ratio : ضریب اندوخته استهلاک
depreciation taken into account : استهلاک به حساب منظور شده
depreciation written off : استهلاک منظور شده (به هزینه برده شده)
depreciation, amortization : کاهش ارزش ، مستهلک کردن
depression, recession, recession : کسادی، رکود خفیف، افت و پس نشست تولید و تجارت و تجارت اشتغال
deprival value : زیان ناشی از بلا استفاده بودن یک قلم دارایی، ارزش فقدان، ارزش جبرانی
dept-equity swap : تعویض بدهی با سهام
depth of market : عمق بازار
depth testing : آزمون عمقی
depth tests : آزمون فراگیر
deputy chairman : نایب رییس هیات مدیره
deputy director : قائم مقام مدیر
deputy governor : قائم مقام رئیس
deputy manager : قائم مقام مدیر
derelict asset (property), abandoned asset : دارایی متروک (بی صاحب)
derivation product : محصول مشتق (فرعی)
derived product : محصول مشتق (شده)
derogatory stipulation : شرط زیان آور
descending tops : سیر نزولی
description of goods : مشخصات کالا
description of goods purchased : مشخصات کالای خریداری شده
description, specification : شرح مشخصات، توضیح، توصیف، تشریح
descriptive approach : روش (رویکرد) توصیفی
descriptive captions : عنان های توصیفی
descriptive model : الگوی توصیفی
descriptive statistics : آمار توصیفی
descriptive theory = positive theory : تئوری اثباتی
design of products-services or processes : طراحی محصولات، خدمات یا فرایندها
detail of working capital : صورت ریز سرمایه در گردش
details as per attached sheet : جزئیات طبق ورقه پیوست
deteriorating economic positions : اوضاع نابسامان اقتصادی
develop, expand : توسعه دادن
developing countries : کشورهای در حال توسعه
developing, under development : در حال توسعه
development and research cost : هزینه توسعه و تحقیق
development budget : بودجه عمرانی (توسعه ای)
development project : پروژه عمرانی
development, expansion : توسعه
deviation rate occurrence rate,exception rate : ضریب انحراف
different fiscal periods : دوره های مالی متفاوت
different levels of production : سطوح مختلف تولید
differential pricing : عرصه یک نوع کالا با قیمت های متفاوت
diluted earning per share : سد تقلیل یافته هر سهم
diluted earnins per share (DEPS) : سود تقلیل یافته هر سهم
diminighing provision method : روش مانده نزولی (در استهلاک)
direct advertising expenditures : هزینه های تبلیغ مستقیم
direct aJlocation basis of apportionment : رش (تخصیص مستقیم) در تسهیم
direct approach : روش (رویکرد) مستقیم
direct charges (expenses) : مخارج مستقیم
direct cost pricing : قیمت گذاری بر حسب هزینه مستقیم
direct departmental charges : هزینه های مستقیم دوایر
direct labour rate of pay variance (labour rate variance) : انحراف نرخ دستمزد
direct material price variance : انحراف قیمت مواد مستقیم، انحراف نرخ مواد مستقیم
direct material(s) price variance : مغایرت قیمت مواد مستقیم
direct materials price variance : انحراف قیمت مواد مستقیم
direct payment : پرداخت مستقیم
direct posting : نقل و انتقال مستقیم
direct production cost of sales : هزینه فروش تولید مستقیم
direct shipment : حمل مستقیم
directed sample selection : انتخاب جهت دار (هدفمند) نمونه
director production cost of sales : بهای تمام شده کالای فروش رفته
director′s report : گزارش هیات مدیره
directors′ report, report of directors : گزارش مدیران
dis-seasonal unemployed worker : کارگر بیکار فصلی
disability compensation : غرامت از کار افتادگی
disapprove : تصویب نکردن ، تایید نکردن
disbursement cash disbursement, cash payment : پرداخت نقدی (خرج نقدی)
discharged employee : کارمند اخراجی
discharged statement, unpaid statement : صورتحساب پرداخت نشده
disciplinary body : نهاد انضباطی
disciplinary regulations : مقررات انضباطی
discipline : انضباط
disclaimer of opinion, denial of opinion : امتناع از اظهارنظر، عدم اظهارنظر
disclaimer report : گزارش عدم تایید حسابرسی
disclosure in financial reporting : افشار در گزارشگری مالی
disclosure of accounting policies : افشاء خط مشی های حسابداری، افشاء رویه های مالی
disclosure of financial policies : افشای رویه های مالی
disclosure of replacement cost information : افشای اطلاعات بهای جایگزینی
disclosure of segments of an enterprise : افشای اطلاعات قسمت های احد تجاری
disclosure principle, principle of disclosure : اصل افشا، اصل افشاء حقایق
discontinued operations : عملیات متوقف شده
discount and premium amortization of bonds : استهلاک کسر و صرف اوراق قرضه
discount factor (present-value factor) : عامل تعیین کننده ارزش فعلی (تخفیف، تنزیل)
discount on notes payable : تنزیل اسناد پرداختنی
discount payable, discount paid : تخفیف پرداختنی
discount period : دوره تخفیف
discounted pay back : استرداد وجه با ارزش روز
discountec;l present value : ارزش فعلی تنزیل شده
discovery period : (بیمه) دوره بازیافت، مهلت زیان یابی
disengaged worker, unemployed worker : کارگر بیکار
dishonored nptes : اسناد و خواست شده (نکول شده)
dismissal pay, severance pay : پرداخت مزد انفصال خدمت
dispatch : حمل سریع کالا
dispatch order : سفارش حمل سریع
dispatch(ing) money : پاداش سرعت کار (در حمل نقل)
dispatch(ing), (to) hand over : فرستادن، ارسال
dispatcher, sender : فرستنده
dispensation, exemption : معافیت، بخشودگی / معافیت گمرکی
dispersion analysis : تجزیه و تحلیل پراکندگی
disposal : در دسترس، موجود، در اختیار
disposal date : تاریخ واگذاری، تاریخ فروش
disposal of a business segment : فروش، توقف عملیات، مصادره توسط نهادهای دلتی
disposal of a segment of an enterprise : واگذاری قسمتی از یک واحد تجاری
disposal of assets : فروش داراییها
disposal value : ارزش واگذاری (اسقاط)
disposals account : حساب اموال واگذار شده، حساب فروش دارایی های ثابت
disposition : واگذاری (دارائیها)
disposition of variances : بستن انحرافات
disrup : از هم گسیختن
dissolution and liquidation of a partnership : انحلال و تصفیه شرکت تضامنی
dissolution of a joint stock company : انحلال شرکت سهامی
dissolution of company : انحراف شرکت
dissolution of limited companies : انحلال شرکت های سهامی
dissolution, liquidation, winding up : انحلال، فسخ
distributable (profit-income), profit available for distribution : سود قابل توزیع
distributable profits : سود قابل تقسیم
distributable surplus : مازاد قابل توزیع
distributed profit : سود توزیع شده
distributer′s cooperative society : شرکت تعاونی توزیع
distributing expenses : مخارج توزیع و پخش
distribution (cost-expense-overhead) : هزینه توزیع
dividend declared and unpaid : سود سهام اعلام شده و پرداخت هنشده
dividend paid : سود سهام پرداخت شده
dividend payable : سود سهام پرداختنی
dividend payment date : تاریخ پرداخت سود سهام
dividend payout : نسبت سوود تقسیمی
dividend per share (DPS) : سود تقسیمی هر سهم، سود نقدی (یا پرداخت شده) هر سهم
dividend policy : سیاست تقسیم سود
dividend preferences : اولویت های سود سهام
dividend reinvestment plan : طرح سرمایه گذاری مجدد سود تقسیمی
dividend stripping : تهی سازی سود سهام
dividend unpaid : سود سهام پرداخت نشده
dividends in arrears, passed dividends,arears of dividend, dividends in arear : سود سهام معوق
dividends payable : سد تقسیمی پرداختنی
dividends payable in stock : سود سهمی پرداختنی
divisional profit accounting : حسابداری سودبخشی مراحل
document against payment (DIP) : سند در مقابل پرداخت
document in proof : دلیل مستند
documents against acceptance : تسلیم اسناد در مقابل قبولی برات
documents against payment : تسلیم اسناد در مقابل پرداخت
documents payable : اسناد پرداختنی
dollar unit sampling (DUS), monetary unit sampling : نمونه گیری واحد پولی
draft audit report : پیش نویس گزارش حسابرسی
draft partnership agreement : پیش نویس قرارداد مشارکت
draw up a declaration / fill in the declaration : تنظیم کردن اظهارنامه
draw up a process verbal : تنظیم کردن صورت مجلس
drop shipment : حمل کالای ساخته شده از واحد تولیدی به مشتری (بدون استفاده از واسطه)
DuPont formula : فرمول دو پانت
dual aspect concept : مفهوم دو طرفه بودن حساب ها
dual aspect entry, double entry : ثبت دو طرفه (حساب)
dual pricing solution : راه حل قیمت گذاری دوگانه
dual professional care : اعمال مراقبت حرفه ای
dual-capacity system : سیستم تفکیک وظایف
dual-purpose test : آزمون با هدف دو گانه
due process procedure : فرایند چندگانه تدین استانداردهای حسابداری مالی
due professional care : مراقبت های تخصصی و حرفه ای
dumping : عرضه بیش از حد محصول به بازار به منظر پایین آوردن قیمت، شکستن قیمت بازار از طریق اقدامات فریبکارانه ، دامپینگ
duplicate confirmation : تاییدیه المثنی
duplicate disclosure : افشای مضاعف
duplicate receipt : رید المثنی
duration of shipment : دوره حمل (زمان حمل)
duty paid : حقق گمرکی پرداخت شده
duty trip allowance : فوق العاده های مسافرت اداری ، فوق العاده مسافرت و ماموریت
early withdrawal penalty : خسارت برداشت قبل از موعد مقرر
earn profit (to), profit (to) : سود به دست آوردن
earn-out provision, subscription right (or warrant), contingent pay : پرداخت (حق الزحمه) مشروط، پرداخت احتمالی
earned capital : سرمایه کسب شده
earned surplus = retained earnings : مازاد مکتسب، مازاد تحقق یافته
earned surplus unappropriated : مازاد مکتسب تقسیم نشده
earning (profit) forecast : پیش بینی سود
earning per share (EPS) : سود هر سهم
earning potential : توان بالقوه کسب درآمد
earning power : توان سوددهی، قدرت سودآوری
earning process : فرآیند کسب سود، فرآیند کسب درآمد
earning(s) per share : درآمد حاصل از هر سهم
earnings from operation : عاید حاصل از عملکرد (سود ویژه)
earnings on stockholders′ capital : عواید سرمایه سهامداران
earnings process : فرایند کسب درآمد
earnings, proceeds, incomes : عواید، درامد
earnings-to-price ratio : نسبت سود به قیمت
ease of transferability of ownership : سهولت انتقال مالکیت
economic (profit-income), economic earnings : سود اقتصادی
economic appraisal : ارزیابی اقتصادی
economic approaches : رویکردهای (روشهای) اقتصادی
economic cocept of income : مفهوم اقتصادی درآمد (سود)
economic cooperation administration (ECA) : اداره همکاری اقتصادی
economic department : بخش اقتصادی
economic development accounting : حسابداری توسعه اقتصادی
lseconomic enterprise, entity, economic entity, economic unit, enterprise : واحد اقتصادی، شخصیت اقتصادی
economic expansion : رشد اقتصادی
economic exposure : تغییرات آینده نرخ ارز بر ارزش یک واحد تجاری
economic life of leased property : عمر اقتصادی دارایی مورد اجاره
economic planning : برنامه ریزی اقتصادی
economic process : فرایند اقتصادی
economic production quantity : با صرفه ترین مقدار تولید
economic purchase quantity : با صرفه ترین مقدار خرید
economic purchase quantity (EPQ) : با صرفه ترین مقدار خرید
economic report : گزارش اقتصادی
exports, exportation : صادرات
exposure : میزان ریسک
exposure draft : پیش نویس نهایی، متن پیشنهادی
exprected annual capacity : ظرفیت مورد انتظار سالانه
express : بیان کرن، تاکید کردن
express liability, specific debt : بدهی مخصص
express trust : ودیعه یا امانت
express warranty : ضمانت صریح، تعهدنامه ویژه
expropriation : مصادره، سلب مالکیت
extended audit scope : حسابریس با دامنه گسترده
external applications, external users : مصارف خارجی
external auditor = public accountant =certified public accountant : حسابرس مستقل، حسابرس خارجی
external auditor′s opinion : اظهار نظر حسابرس مستقل
external auditor′s report : گزارش حسابرس مستقل
external auditor, independent auditor : حسابرس مستقل، حسابرس خارجی
external expansion : توسعه از بیرون
external financial reporting : گزارشگری مالی خارجی
external reports : گزارش های برون سازمانی (خارجی)
extended audit scope : دامنه تفصیلی حسابرسی ، محدوده تفصیلی حسابرسی
extra ordinary depreciation : اسهلاک غیر مترقبه
extra premium : پاداش اضافی
extraordinary depreciation : استهلاک ناشی از فرسایش
extraordinary expense : هزینه غیر مترقبه
extraordinary performance : عملکرد فوق العاده
extraordinary repairs : تعمیرات غیر مترقبه، تعمیرات اساسی که گاهی مستلزم تعویض قطعات اصلی یا جایگزین کردن دارایی می شود.
extrapolation : بستن تناسب برای تعیین یکی از اقلام مجهول
facilities and equipment : امکانات و تجهیزات
governmental and municipal accountlllg : حسابداری دولتی و شهرداریها
governmental property : اموال دولتی
governmental purchaslllg : خرید دولتی
grace period, deadlllle : مهلت زمانی جهت رفع مواد تخطی از شرایط قرارداد، مهلت شروع بازپرداخت وام، مهلت
graph,diagram, chart, graphic : نمودار
graphic analysis : تجزیه و تحلیل نموداری (مصور)
graphic method : روش ترسیمی (نموداری)
graphical format : شکل نموداری
gratuity, bonus, tip : انعام
greater than expected : بیشتر از حد مورد انتظار
green reportlllg (environmental accountlllg) : گزارش سبز
greenbury report : گزارش کمیته گرین بری در 1995 شامل توصیه هایی در مورد پاداش اعضای هیات مدیره شرکت ها
gross (income-profit), gross profit on sale, profit margin : سود ناخالص
gross (margin-profit) method : روش سود ناخالص
gross (profit-margin) variance : سود ناویژه مغایرت (انحراف)
gross amount approach : روش ناخالص مبلغ خرید
gross current replacement cost : ارزش جایگزینی ناخالص
gross dividend per share : سود ناخالصث هر سهم، کل ناخالص سود تقسیمی را که شرکت در یک سال پرداخت می کند تقسیم بر تعداد سهام عادی در دست عموم
gross domestic product (GDP) : تولید ناخالص داخلی
gross domestic product at factor : تولید ناخالص داخلی به قیمت عوامل
gross expensiture (expense, cost) : هزینه ناخالص (خرح ناخالص)
gross marg in percentage, gross profit percentage : درصد سود ناخالص
gross margin (gross profit; gross profit margin) : سود ناویژه، سود ناخالص، حاشیه فروش
gross margin percentage : درصد سود ناخالص
gross margin ratio (gross profit percentage) : نسبت سود ناویژه، درصد سود ناویژه
gross margin, gross profit ratio : نسبت سود ناخالص
gross margine analysis, gros;s profit analysis : تجزیه و تحلیل سود ناویژه
gross national product (GNP) : تولید ناخالص ملی
gross national product (GNP) : محصول ناخالص ملی، تولید ناخالص ملی
gross national product at factor : تولید ناخالص ملی به قیمت عوامل
gross national product at market : تولید ناخالص ملی به قیمت بازار
economical developnnent : توسعه اقتصادی
economical recession, depression,economic downturn : رکود اقتصادی
econpmic manufacturing quantity : با صرفه ترین مقدار ساخت
effect of changing prices : اثر تغییر قیمت ها، اثر قیمت فروش
effects of changing prices : آثار تغییر قیمت ها
efficiency percentage : درصد کارآیی
efficiency point : حدکارآیی
efficiency, performance : کارایی (راندمان)
efficiency-effectiveness audit (comprehensive audit; extended scopeaudit) : حسابری جامع یا فراگیر
efficient capital market : بازار سرمایه کارا
efficient market hypothesis : فرضیه بازار کارا
efficient market hypothesis (EMH) : فرضیه بازارهای کارا (کارآمد)
efficient portfolio : مطلوبترین مجموعه سرمایه گذاری
elasticity of supply : کشش عرضه
elasticity of working capital : اجزای سرمایه در گردش
election or remowl of legal inspectors : انتخاب یا عزل بازرسان
electronic data processing (EDP) : پردازش داده ها از طریق ابزار یا سیستم الکترونیکی
electronic funds transfer at point of sales (EFTPOS) : انتقال وجوه الکترونیکی در لحظه فروش
elements of working capital, working capital components : اجزای تشکیل دهنده سرمایه در گردش
eligible paper : اوراق بهادار
eliminate approach : رویکرد حذف کردن
elimination of non-value-added operations : حذف عملیات فاقد ارزش افزوده
embozllement, misappropriation, : اختلاس پول
defalcation, peculation : اختلاس، دستبرد، کلاهبرداری، دزدی
emergency expense : هزینه ضروری
emphasis of matter paragraph : بند تاکید بر موضوع (مطلب) خاص
empirical evidence : شواهد تجربی
employed population : جمعیت شاغل
employee : کارمند
employee benefits : مزایای شغلی
employee class promotion : ترفیع کارمنان
employee fraud : تقلب کارمندان
employee incentive compensation plans : طرح های تشیقی خرید سهام توسط کارکنان
employee retirement income : مستمری کارکنان پس از بازنشستگی
employee share ownership plan : برنامه اعطای سهلام شرکت به کارکنان
employee share ownership : مالک شدن سهام توسط کارکنان
employee stock option : دادن برگ اختیار خرید سهام به کارکنان
employee stock ownership plan (ESOP) : طرح مالکیت کارکنان در سهام
employee time sheet : برگ ثبت اوقات ورود و خروج کارکنان
employee′s contribution : سهم کارمند
employee′s contribution for insurance : بیمه سهم کارمند
employee′s day work rate : نرخ کار روزانه کارخمند
employee′s deductions : کسورات کارمند
employee′s income tax : مالیات بردرآمد کارمند
employee′s insurance contribution : سهم کارمند بیمه
employee′s pension contribution : سهم بازنشستگی کارمند
employee′s remuneration : پاداش کارمند
employee′s saving contnbution : سهم پس انداز کارمند
employees′ benefit cost : هزینه مزایای کارکنان
employees′ benefits, salaried benefits : مزایای کارمندان
employees′ compensation : پاداش حقوق بگیران
employees′ holiday provision : ذخیره مرخصی کارکنان
employees′ share scheme : طرح مشارکت کارکنان
employees′ termination benefits : مزایای پایان خدمت کارکنان
employees′ termination cost : هزینه پایان خدمت کارکنان
employees′ termination-pay provision : ذخیره پرداخت پایان خمت کارکنان
employer : کارفرما
employer′s contribution : سهم کارفرما
employer′s contribution for insurance : بیمه سهم کارفرما
employer′s earnings : عایدات کارفرما
employer′s liabilities : تعهدات کارفرما
employer′s liability insurance : بیمه مسئولیت کارفرما
employer′s pension contribution : سهم بازنشستگی کارفرما
employer′s saving contribution : سهم پس انداز کارفرما
employer′s social security contribution : سهم بیمه تامین اجتماعی کارفرما
employer-employee relationship : رابطه کارفرما و کارمند
employment : اشتغال (استخدام)
employment act : قانون استخدام
employment agreeement : قراراد استخدام
employment costs : هزیه های مروبط به استخدام نیرو
employment market, job market,efficient market : بازار کار
employment of capital : اشتغال سرمایه
employment of labo : اشتغال به کار
employment office : اداره کار
employment opportunity : فرصت اشتغال
employment report : گزارش استخدام، گزارش مربوط به کارکنان
employment taxes : مالیات حقوق
encryption : سردرگم سازی
end product : محصول نهایی
end product costing : هزینه یابی محصول نهائی
ending market price : قیمت بازار در پایان دوره
endorsed note payable : سند پراختنی ظهرنویسی شده
endowment policy : بیمه نامه عمر (یا وقف)
endowment property : اموال وقفی
enforcement procedure : شیوه اجرا
enforcement, completion : اجراء، اقدام، تکمیل
engagement planning : برنامه ریزی کار
engrossment, speculation : احتکار
enterprise : واحد تجاری
enterprise cost : ارزش دارایی برای مالکان کنونی که متفاوت از ارزش (بهای تمام شده) آن برای مالکان بعدی است.
enterprise net income : سود خالص واحد اقتصادی
enterprise performance : عملکرد واحد اقتصادی
enterprise standard industrial classification (ESIe) : کد مربوط به طبقه ای که شرکت در آن قرار می گیرد.
enterprise, business : موسسه، واحد تجاری
entertainment expense : هزینه پذیرائی
entity assumption (concept) : فرض وجود حسابداری
entity equity superannuate,superannuation : حقوق / ارزش ویژه واحد اقتصادی
entrepreneur : کارآفرین
entropy : بی نظمی، نابسامانی
equal-annual-payment method : روش پرداخت یکسان هزینه استهلاک در سال های متوالی
equal-instalment depreciation : استهلاک به روش خط مستقیم، استهلاک به اقساط مساوی
equalization provision : ذخیره برابرسازی
equation of payments : موازنه / برابرسازی در پرداخت ها
equiibrium expected return : بازده مورد انتظار تعادلی
equilibrium price : قیمت تعادلی، قیمت تعیین شده براساس عرضه و تقاضا
equilibrium price : قیمت موازنه ، قیمت متعادل
equipment : وسائل (تجهیزات)
equipment bond (trust certificate) : اوراق قرضه رهنی
equipment depreciation : استهلاک تجهیزات
equipment financing : تامین مالی تجهیزات
equipment-replacement expenditure : مخارج جایگزینی تجهیزات
equitable apportionment : سرشکن کردن هزینه های مشترک به روش معقول
equity capital : دارایی خالص، ارزش ویژه، سهام سرمایه
equity capital to long-term debt ratio : نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
equity capital to total debt ratio : نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
equity multiplier ratio : نسبت ضریب حقق صاحبان سهام
equity ownership : حق مالکیت
equity position : داشتن حق مالکیت
equity share capital : سرمایه سهمی سهامداران
equivalent compensation : جبران معادل
equivalent production : معادل آحاد تولید شده
equivalent production schedule : جدول معادل آحاد تولید
equivalent units of production : معادل آحاد تمکیل شده
error & omissions excepted : اشتباه از دو طرف قابل برگشت است
errors and omissions excepted =E and OE (E&OE) : اشتباهات از قلم افتادگی ها مستثناست
errors excepted (EE) : قابل برگشت (اشتباهات)
errors expected,(E & OE) : اشتباهات از طرفین قابل برگشت است
errors of principle in entry : اشتباه اصولی در ثبت
errors of principle, principle errors : اشتباهات اصولی
escalation price : قیمت متغیر در قرارداد، قیمت مندرج در قرارداد خرید یا قرارداد فروش
escapable cost : هزینه قابل اجتناب
escape clause : شرط تعلل، شرط گریز، شرط رهایی
escrow receipt : رسیدن امانی
establish a company : شرکتی تاسیس کردن ، تاسیس کردن شرکت
establishment of premium rates : برقراری نرخ های حق بیمه
estimate, appraisal, assessment : برآورد، ارزیابی کردن
estimated annual expense : هزینه سالیانه تخمینی (برآورد شده)
estimated cost to complete : برآرد هزینه های لازم برای تکمیل پیمان
estimated expense (cost) : هزینه تخمینی
estimated physical life : عمر طبیعی (فیزیکی) تخمینی
estimated population exception rate (EPER) : ضریب انحراف برآوردی جامعه
estimated profit : سود تخمینی
estimated time of departure (EID) : زمان تقریبی عزیمت
estimation of profit : تخمین سود
estimation of scrap value : تخمین ارزش قراضه
estimation sampling : نمونه گیری برآورد
estopped : عدم امکان انکار پس از اقرار
ethical principles, ethics : اصول اخلاقی
Euro-commercial paper (ECP) : اوراق تجاری که به یورو منتشر می شود و مرکز آن در لندن است.
European Union (EU) : اتحادیه اروپا
European accounting association (EAA) : انجمن حسابداری اروپا
European currency unit (ECU) : واحد پول اروپا
European economic community (EEC) : جامعه اقتصادی اروپا
European monetary system (EMS) : سیستم پولی اروپا
eurodollar deposit : سپرده خارجی
european option : برگ اختیار معامله اروپایی
evaluation, assessment, appraisal : ارزیابی (تقویم)، ارزشیابی
evening up : تمام کرن معامله در همان روز
eviction, dispossession, expropriation : خلع ید
evolutionary process : فرایند تکامل تدریجی
ex dividend price : قیمت بدون سود سهام
ex quay duty paid : روی اسکله (ترخیص شده از گمرک)
ex ship : تحویل روی کشتی
ex store, disposal, available : موجود، در اختیار، در دسترس
ex-capitalization (ex-cap) : سرمایه گذاری بدن بهره
ex-pit transaction : معامله خارج از بورس
ex-post accounts : حساب های ماسبق
ex-repayment : بازپرداخت بدون بهره
ex-right, ex-scrip, ex-coupon,ex-capitalization (ex-cap), ex-bonus : بدون حق تقدم، یعنی منافع مربوط به اوراق مزبور به فروشنده تعلق دارند.
examiner, investigator, inspector : بازرس
excapable cost : هزینه قابل حذف
except opinion : نظر مشروط
except -for opinion, except opinion : نظر استثنادار (بند شرط)
exception : استثنا، واخواهی، ایراد، اشاره کیفی در گزارش حسابرسی، به استثنای
exception letter, letter of protest : اعتراض نامه
exceptional cash flows : جریان های نقدی استثنایی
exceptional events : رویدادهای استثنایی
exceptional expense : هزینه استثنائی
exceptional income : درآمد استثنائی
exceptional items, unusual items : اقلام استثنائی
exceptions rate : ضریب استثناء
exceptions report : گزارش موارد استثنا
excess capacity : ظرفیت اضافی
excess of income over expense,marginal balance : مازاد درآمد بر هزینه
excess present value index : شاخص مازاد، ارزش فعلی، شاخص ارزش فعلی اضافی
excess price : قیمت اضافی، اضافه قیمت
excess profits tax : مالیات بر سود اضافی
excess tax payable : مالیات اضافه پرداختنی
excess, extra, surplus, additional : اضافی
exchange at a premium : ارز به صرف
exchange control department (office) : اداره نظارت بر ارز
exchange control performance checks : کنترل بر ارز، محدود کردن ارز
exchange depreciation : کاهش ارزش پول یک کشور نسبت به واحد پول کشور طرف معامله
exchange equalization provision : ذخیره برابری ارز
exchange exposure (foreign exchange exposure; currency exposure) : قرار گرفتن در معرض ریکس ناشی از نگهداری پول خارجی
exchange privilege : امتیاز معاوضه
excluded property : دارایی خارج کشور
exclusive ownership : مالکیت انحصاری
execution of agreement, Performance of agreement (contract) : اجرای قرارداد
execution, conduct, performance : اجرا، به عمل درآوردن
executive program : برنامه انجامگر
executive share option scheme : طرح ارائه برگ حق تقدم خرید به کارکنان
exemplary damages : جرائم بازدارنده
exempt : مستثنی، بخشوده (معاف)، بخشودن
exempt income : معاف از مالیات
exempt organization : سازمان معاف از مالیات
exempt security : معاف از ثبت
exempt supply : کالای معاف از مالیات
exempt transfer : معاف از مالیات انتقال سرمایه
exemption : بخشودگی مالیاتی، معافیت
exemption clause : ماده معافیت، شرط معافیت
exemption for tax : معافیت از مالیات
exemption from payment of debt : برائت از پرداخت دین
exemption period : دوره معافیت
exemptions from preparing : معاف از تهیه صورت های مالی تلفیقی
exercise price (strike price) : منابع مصرف شدنی
exorbitant expense : هزینه فق العاده (کمرشکن)
expand, broaden : گستره کردن، گسترش دادن
expandable packing : بسته بندی یکبار مصرف
expanded testing : آزمون های گسترده
expansion investment : سرمایه گذاری توسعه ای
expatriates : کارکنان تبعه خارج (کارکنان خارجی)
expectation of profits beyond normal : سرقفلی, انتظار سود بیش از حد متعارف
expectations gap : فاصله (شکاف) انتظارات
expected activity level : حجم مورد انتظار فعالیت، سطح فعالیت مورد انتظار
expected actual capacity : ظرفیت واقعی مورد انتظار
expected capacity : ظرفیت مورد انتظار
expected cash flow : گردش وجود نقد مورد انتظار
expected deviation rate : ضریب انحراف مورد انتظار
expected error : خطای مورد انتظار
expected exit value : ارزش خالص بازیافتنی، قیمت فروش یک قلم دارایی
expected future cost : بهای تمام شده آتی مورد انتظار
expected inflation rate of interest : نرخ مورد تورم
expected life : عمر مفید دارایی ، عمر مورد انتظار
expected misstatement : تحریف مورد انتظار
expected monetary value : ارزش پولی مورد انتظار
expected monetary value (EMV) : ارزش پولی مورد انتظار
expected opportunity loss (EOL) : زیان مورد انتظار فرصت از دست رفته
expected output : تولید مورد انتظار
exPected rate of occurrence : ضریب مورد انتظار وقوع / رویداد، ضریب رویداد مورد انتظار
expected rate of return : نرخ بازده مورد انتظار
expected return vector : بردار بازده مورد انتظار
expected sale(s) : فروش مورد انتظار
expected standard : استاندارد مورد انتظار
expected value (EV) : ارزش مورد انتظار
expected value (mean) : ارزش مورد انتظار توزیع (میانگین)
expected value of perfect information (EVPI) : ارزش مرد انتظار اطلاعات کامل
expected variance : انحراف مورد انتظار
expected yield -to-maturity : بازده مورد انتظار تا تاریخ سررسید
expeected life of asset : عمر مورد انتظار دارایی
expend : خرج کردن
expendable : قابل مصرف، مصرف کردنی
expendable funds : حساب مستقل وجوه قابل تصرف
expended : خرج شده
expended appropriation (fund) : اعتبار مصرف شده، آن بخش از وجوه تخصیص یافته که برابر با مخارجی باشد که برای رویداد مورد بحث به مصرف رسیده است.
expenditure : هزینه، مخارج، بهای تمام شده، هزینه های جاری
expenditure accounting : حسابداری هزینه
expenditure applicable to prior years : هزینه از محل اعتبارات سنواتی
expenditure budget : بودجه مخارج
expenditure control : کنترل هزینه
expenditure curve, cost curve : منحنی هزینه
expenditure equation : معادل هزینه
expenditure on repairs or maintenance : مخارج تعمیر یا نگهداری
expenditure rate, cost rate : نرخ هزینه
expenditure variance (overhead expenditure variance) : انحراف هزینه سربار
expenditures forecast : پیش بینی مخارج
expenditures, costs, disbursments,expenses, spendlings, charges : مخارج، هزینه های سرمایه ای
expense : هزینه مقتضی شده، هزینه جاری (نقدی)
expense (cost) control, expenditure control : کنترل هزینه
expense (expenditure) account charges account : حساب خرج
expense account : حساب هزینه، حساب خرج
expense analysis sheet : کارت های تجزیه و تحلیل هزینه های سربار کارخانه
expense budget : بودجه جاری، بودجه هزینه
expense center, cost center : مرکز هزینه
expense control : کنترل هزینه ها
expense distnbution : تخصیص هزینه، تسهیم هزینه
expense efficiency audit : حسابرسی کارائی هزینه
expense estimate : تخمین هزینه
expense heading : سرفصل هزینه
expense ledger, cost ledger : دفتر هزینه
expense materials, material used,consumables : مواد مصرفی
expense ratio : نسبت هزینه
expense recognition : شناخت هزینه ف شناسایی هزینه(ثبت هزینه در دفاتر)
experience rating : تعیین نرخ
expert accountant : حسابدار متخصص (خبره)
expert auditor : حسابرس خبره (متخصص)
expert reliance : اتکا بر نظر تخصصی کارشناس
expertise : تخصص، تبحر
expiration : انقضاء، خاتمه
expiration of period : انفصال مدت
expire worthless : برگ های بی ارزش
expired : منقضی، سررسید شده، موعد گذشته
expired agreement, agreement expired : قرارداد منقضی شده
expired cost, sunk cost : هزینه از دست رفته
expired utility : استهلاک، استهلاک انباشته
expiry : انقضاء سررسید، موعد
expiry date : تاریخ انقضاء، سررسید
expiry date of the credit : تاریخ انقضای اعتبار
expiry date of the letter of guarantee : تاریخ انقضای مدت ضمانتنامه
explanatory paragraph : بند تضیحی
explicit contracts : قراردادهای صریح
explicit costs : هزینه های آشکار
explicit, clear : روشن، صریح
explicitly : به صورت صریح، صریحاً ، صراحتاً
exponential equations : معادله نمائی
exponential smoothing : هموارسازی نهایی، همگون سازی دوره های زمانی
exponentially weighted moving average : میانگین موزون متحرک
export allocation or quota : سهمیه یا تخصص صادرات
export bill : برات صادراتی
export bill discounted : برات صادراتی تنزیل شده
export bill exchanged : برات (صادراتی) خارج تسعیر شده
export bounty : جایزه صادرای
export credit insurance : بیمه اعتبارات صادرات
export credit, buyer credit : اعتبار صادراتی
export credits guarantee department(ECGD) : تضمین صادرات
export declaration : اظهارنامه صاراتی
export documentary credits : اعتبارات اسنادی صادراتی
export duties and taxes : حقوق و عوارض خروجی (صدور)
export goods : کالای خروجی (صادراتی)
export incentives : تشویق های صادراتی
export licence : پروانه صدور، جواز صادرات
export of capital : صدور سرمایه
export of goods : صدور کالا
export packer : موسسه بسته بندی کالای صادراتی
export quota : سهمیه صادراتی
export rate : نرخ صادراتی
export regulation office : اداره مقررات صادرات
export restraints : محددیت های صادراتی
export subsidies : سوبسیدهای صادراتی، یارانه های صادراتی
export tax : مالیات بر صادرات
export-import (exim) bank : بانک صادرات واردات
export-import bank : بانک صادرات، واردات
exporter : صادر کننده (کالای صادراتی)
factor of production : عوامل تولید
factor risk premium : صرف ریسک عامل
factors of production : عوامل تولید
factory cost (expense), manufacturing cost : هزینه کارخانه، هزینه تلید
factory cost per unit : بهای کارخانه هر واحد
factory costs (factory expenses) : هزینه های تولید
factory departmentalization : تفکیک کارخانه به دوایر
factory expense : هزینه کارخانه
factory expense headings : سرفصل هزینه های کارخانه
factory general expense (cost) : هزینه عمومی کارخانه
factory machinery depreciation : استهلاک ماشین آلات کارخانه
factory overhead absorption rate : نرخ جذب سربار کارخانه
factory supplies : مواد مصرفی کارخانه، ملزومات کارخانه (مواد غیر مستقیم)
fail position : اوراق تحویل نشده
fail-back pay : مزد زمان توقف کار
failure in payment : نکول، عدم توانایی پرداخت
fair (price- value) : قیمت عادله ، قیمت منصفانه
fair competition : رقابت مشروع
fair market price (value) : ارزش منصفانه بازار، قیمت عادله بازار
fair presentation : ارائه مطلوب (منصفانه)
fair profit : سود عادلانه
fair trade price : قیمت مشروع تجاری
fair value of leased property : ارزش منصفانه دارایی مورد اجاره
fair value pooling : ادغام با قیمت عادلانه
fair-trade price : قیمت تجاری منصفانه (معقول)
fairness audit report, clean audit report : گزارش غیر مشروط حسابرسی
fall in price, price drop : سقوط قیمت
false papers : اسناد کاذب (غیر قانونی)
false representation : ارائه و یا اظهاریه دروغین
family partnership : شرکت تضامنی خانوادگی
family supplement, benefits for family,family allowance, dependent′s allowance : کمک عائله مندی
fare (rent-hire) expense : هزینه کرایه
FAS price : قیمت تحویل وسیله نقلیه
favorable material price variance : انحراف مساعد نرخ مواد
favorable opinion : نظر موافق
favorable price variance : انحراف مساعد قیمت
fellow subsidiary company : شرکت فرعی عضو
FIATA combined transport BIL : بارنامه حمل ترکیبی «فیاتا»
fictitioU;S employee : کارمند صوری (ساختگی)
fictitious profit : سود واهی
fictitious worker on payroll : کارگر صوری در لیست دستمزد
fiduciary advance payment : پیش پرداخت امانی
field experiments : تجربیات (مطالعات) میدانی
FIFO method (of process costing) : روش اولین صادره از اولین وارده در هزینه یابی مرحله ای
fifty-one percent subsidiary : شرکت فرعی پنجاه و یک درصدی
final accounts with audit report : حساب های نهایی با گزارش حسابرسی
final accounts with directors report : حساب های نهایی با گزارش مدیران
final approval : تصویب نهایی
final approval of the budget : تصویب نهایی بودجه
final audit report : گزارش نهایی حسابرسی
final certificate of completion : گواهی قطعی اتمام کار
final expense : هزینه نهایی
final pay scheme : مبنای آخرین حقوق (در بازنشستگی)
final payment : پرداخت قطعی، پرداخت نهایی
final price : قیمت نهائی
final product : کالای نهایی / محصول نهایی
final take-over (acceptance) : صورت وضعیت قطعی، تحویل قطعی
finance company : شرکت تامین مالی
finance department, treasnry : خزانه داری
finance responsibility : مسئولیت مالی
financial (capital) lease : اجاره مالی (سرمایه ای)
financial accounting and reporting : حساابداری و گزارشگری مالی
financial accounting concepts : مفاهیم حسابداری مالی
financial appraisal : ارزیابی مالی
financial break-ewn point : نقطه سر به سر مالی
financial capability : توان مالی
financial compliance audit : حسابرسی مالی رعایت
financial data processing : پردازش اطلاعات مالی
financial difficulties, pecuniary dificutties : مشکلات مالی
financial director′s report : گزارش مدیر مالی
financial expenses, finance expense (cost) : هزینه مالی
financial facilities expense : هزینه تسهیلات مالی
financial forecast, financial projections : پیش بینی مالی
financial implications : بازتاب های مالی، پیامدهای (تبعات) مالی
financial leverage multiplier : ضریب اهرم مالی
financial operation, transaction : عملیات (عملکرد) مالی
financial performance : عملکرد مالی
financial period, fiscal period : دوره مالی
financial plan : برنامه مالی
financial planning : برنامه ریزی مالی
financial policy : (سیاست، رویه) مالی، خط مشی مالی
financial position (condition) : وضعیت مالی
financial position of borrower : وضع مالی وام گیرنده
financial problem : مشکل مالی
financial projection : پیش بینی خالص مالی
financial report : گزارش مالی
financial reporting : گزارشگری مالی
financial reporting council (FRC) : گزارشگری مالی خارجی
financial reporting standard (FRS) : شورای گزارشگری مالی
financial reporting standard for smaller entities (FRSSE) : استانداردهای گزارشگری مالی برای واحدهای تجاری کوچک
financial statements (reports,information) : گزارشات مالی
financial support : حمایت مالی
finding write-up sheet : کاربرگ نکات عمده حسابرسی
fine, penalty : جریمه، جریمه مالیاتی
finished goods, completed gooods : کالای ساخته شده، کالای تکمیل شده
finished product : محصول ساخته شده
fire policy : بیمه نامه آتش سوزی
firm policy : خط مشی سازمان، سیاست سازمان
firm purchase commitment : تعهد قطعی خرید
firm′s capital ,structure : ساختار سرمایه شرکت
firm, enterprise : بنگاه
first class papers : اسناد درجه یک
first hand experience : تجربه دست اول
first preferred stock : سهام ممتاز با اولویت اول
first price, orginal price : قیمت اصلی
first year operation : عملکرد سال اول
fiscal period : دوره مالی
fiscal policy, financial policy : سیاست مالی (پولی)
fixed asset depreciation : استهلاک دارایی ثابت
fixed capital expenditure : هزینه سرمایه ای ثابت
fixed capital goods : کالای سرمایه ای ثابت
fixed cost (fixed expense) : هزینه ثابت
fixed cost per period : هزینه ثابت هر دوره
fixed cost per unit : هزینه ثابت هر واحد
fixed deposit : سپرده ثابت، سپرده تضمینی
fixed overhead absorption rate : نرخ جذب سربار ثابت
fixed overhead capacity variance : انحراف ظرفیت سربار ثابت
fixed price construction contract : قرارداد مقطوع ساختمانی
fixed price contract : قرارداد مقطوع، قرارداد براساس قیمت های مقطوع
fixed resale price : حداقل قیمت
fixed selling price : قیمت ثابت فروش
fixed term deposit : سپرده ثابت مدت دار
flash report : گزارش اصلاحی، گزارش فوری
flat price : قیمت یکنواخت (یک قیمت)
flexibility of price : انعطاف پذیری قیمت
flexible. price : قیمت انعطاف پذیر
floating capital ,working capital, circulating capital : سرمایه در گردش
floating policy : بیمه نامه متغیر
floating prices : تعیین (تثبیت) قیمت ها
floating-rate certificate of deposit : سپرده با نرخ بهره متغیر
floor price : قیمت کف
flow capital : سرمایه جاری
flow of payments : گردش پرداخت ها
flow of receipts : گردش دریافت ها
flow report : گزارش تغییرات در وضعیت
FOB airport : فوب فرودگاه
FOB price : قیمت کالا به شرط تحویل در مبدا (محل تولید)
FOB pricing : قیمت گذاری بر مبنای فروش کالا با قید تحویل در مبدا
FOB shipping point (origin) : فوب مبدا
follow-up : پیگیری
follow-up file : پرونده تحت بررسی
follow-up reviews : بررسی های پیگیری
footing up : جمع ستونی یا عمودی (حساب)
for payment of : در ازاء
for-profit organizations : سازمان های انتفاعی
forecast, foresight, provision,anticipation, anticipatory breach,forecasting predictionforecasting prediction : پیش بینی
foreign corporation : شرکت خارجی
foreign operations : عملیات (مبادلات) خارجی
foreign payment order : حواله ارزی (کتبی و تلگرافی)
foreign port of unloading : بندر خارجی که بایستی کالا در آنجا تخلیه شود
foreman, supervisor, steward : مباشر
forfeit, penalty : جریمه، تاوان، غرامت
forfortures receipt : رسید متصدی حمل و نقل
forged paper : سند جعلی
formal acceptance : پذیرش رسمی
formal delivery, formal acceptance : تحویل رسمی
forward price : قیمت سلف
forward purchase : پیش خرید، خرید سلف
forward shipment : حمل آتی
forwarding instructions, shipping instructions : دستورات حمل
founder, establisher, institutor,promoter : موسس، بنیانگذار
fractional year depreciation : استهلاک بخش از سال
franchise, royalty, copyright : حق امتیاز
fraud misappropriation of money : اختلاس (سوء استفاده)
fraudulent bankruptcy : ورشکستگی نامشروع (به تقلب)
fraudulent, manipulation : حساب سازی نامشروع، آمیخته با تقلب
free air departure (FAD) : تحویل در داخل هواپیما
free alongside ship (FAS) : تحویل در کنار کشتی
free and open market : بازار آزاد
free capital : سرمایه آزاد
free carrier ( ... named place) : تحویل کالا در محل مقرر به حمل کننده (... نام محل مقرر)
free movement of capital : آزادی جابجایی سرمایه
free port : بندر آزاد
free rate, open rate : نرخ آزاد، نرخ رسمی
free trade, open trade : تجارت آزاد
freight (expense-charge-cost) : هزینه حمل
freight charge, shipping expense : مخار حمل، محموله
freight in expense : هزینه حمل به داخل
freight in, transportation in : حمل به داخل
freight on shipments : کرایه حمل محصولات
freight out expense : هزینه حمل به خارج
freight paid : هزینه حمل پرداخت شده
freight payable at destination carriage forward (=c ... collect) / freight collect : هزینه حمل در مقصد پرداخت می شود
freight prepaid : هزینه حمل پیش پرداخت شده
freight, transport, shipping, carriage : حمل، حمل و نقل، باربری
fringe payments, fringe benefits : مزایای شغلی
full cost pricing : قیمت گذاری براساس کل هزینه
full-paid interest : بهره تمام پرداخت شده
fulfilment (of a contract) / perfonnance (of a contract) : اجرای (قرارداد)
full absorption costing : هزینه یابی جذبی کامل
full capacity : ظرفیت کامل، گنجایش کامل
full capacity output : محصول ظرفیت کامل
full coupon bond : اوراق قرضه با نرخ بهره بازار
full disclosure concept : مفهوم افشای کامل
full disclosure principle : اصل افشای کامل
full employment : اشتغال کامل
full paid debt : بدهی کلا پرداخت شده
full-paid capital stock : سهامی که کل ارزش آن پرداخت شده باشد.
full-paid shares : سهامی که تماما پرداخت شده باشد.
fully diluted earning per share (FD EPS) : سود تقلیل یافته هر سهم
fully-paid up share capital : سرمایه سهمی تمام پرداخت شده
functional basis split : تقسیم کار براساس وظایف
functional expense classification : هزینه ها بر حسب وظایف
fund types : انواع حساب های مستقل
fundamental accounting assumption : مفروضات اساسی حسابداری
fundamental accounting concepts : مفاهیم بنیادین حسابداری
fundamental accounting principles : اصول اساسی حسابداری
funds application : مصرف وجوه
funds collected for third parties : وجوه دریافتی به نیابت از طرف اشخاص ثالث
funds provided by operations : وجوه حاصل از عملیات
future consumption : مصرف آتی
future period : دوره آتی
future service potential : خدمات بالقوه آتی
futures option : اختیار خرید و یا عدم خرید قراردادهای سلف
GNP deflator : شاخص تعدیل کننده تولید ناخالص ملی
gain (loss) of purchasing power : سود (زیان) قدرت خرید
gain or loss on disposal : سود یا زیان (غیر عملیاتی) ناشی از واگذاری / فروش
galloping inflation : تورم شتابنده، تورم حاد
gap : شکاف، فاصله، عدم توازن میان صادرات
gap in coverage : ناکافی بودن تضمین
gather in the stops : تجمع سفارشات
gearing (capital gearing; equity gearing; financial gearing leverage) : گرفتن وام
gearing proportion : نسبت وام سنجی
general (generalized) purchase : خرید کلی (عمومی)
general acceptance : قبولی کلی
general accounting department : اداره کل حسابداری
general and administrative expenses : هزینه های عمومی و اداری
general compulsory social insurance : بیمه اجتماعی اجباری عمومی
general expense (expensiture) : هزینه عمومی
general expenses budget : بودجه هزینه های عمومی
general fixed-assets account group : گروهی از حساب هایی که برای ثبت داریای های ثابت عمومی یک واحد دولتی به وجود می آورند.
general long-term debt accounting group : یک گروه از بدهی های بلندمدت (در یک GROUP سازمان دولتی)
general operating expense : هزینه های اداری و فروش، هزینه عمومی عملیات
general partner : شرکت تضامنی، شریک با مسئولیت نامحدود، شریک ضامن
general partnership, company limited by guarantee : شرکت تضامنی با مسئولیت نامحدود
general pirice index : شاخص عمومی قیمت ها
general plant services, general factory services : خدمات عمومی کارخانه
general price index : شاخص عمومی قیمت ها
general price level : سطح عمومی قیمت
general price level accounting : حسابداری سطح عمومی قیمت ها
general price level index : شاخص سطح عمومی قیمت ها
general price level accounting : حسابداری تغییرات سطح عمومی قیمتها، حسابداری تورمی
general property tax : مالیات بر دارایی، مالیات بر اموال
general provision : ذخیره عمومی، مقررات عمومی
general purchasing power : قدرت خرید عمومی
general purchasing power of money : قدرت خرید عمومی پول
general purpose financial statements : صورت های مالی که هدف های عمومی را تامین می کنند.
general shortage of labour, shortage of manpower : کمبود عمومی کار
general supervisor : مباشر کل
general system of preferences (GSP) : سیستم عمومی ترجیحات
generality approach : رویکرد کلی نگری
generalized audit program : برنامه حسابرسی عمومی
generally accepted accounting principles (GAAP) : اصول پذیرفته شده حسابداری
generally accepted accounting (auditing) standards (GAAS) : استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی
generally accepted accounting : اصول متداول حسابداری
generally accepted accounting practices : رویه های قابل قبول عمومی حسابداری، اصول پذیرفته شده عمومی
generally accepted auditing principles : اصول پذیرفته شده عمومی حسابداری
generic expense : هزینه های متعلق به یک طبقه از محصولات
give up : تقسیم کمیسیون کارگزار با کارگزاران دیگر
global system of trade preferencess (GSTP) : نظام جهانی ترجیحات تجاری
glut supply of goods : عرضه فراوان کالا
go Public : به شرکت سهامی عام تبدیل شدن
goal output indicator : شاخص تعیین کننده محصول (یا نتیجه کار)
goal programming : برنامه ریزی برای تعیین هدف
going concern company : شرکت دایر
going concern or continuity assumption : قرض تداوم یا استمرار فعالیت
going price : قیمت جاری
going private : تبدیل به سهامی خاص کردن یک شرکت سهامی عام، خصوصی سازی
going public : عرضه سهام شرکت به عموم
going-concern assumption : فرض تداوم فعالیت
going-concern concept : اصل تداوم فعالیت
good faith deposit : ودیعته با حسن نیت
good output : محصول بدون عیب
goods in process : کالای در جریان ساخت
goods in process account : حساب کالای در جریان ساخت
goods in progress : کالای در فرایند ساخت
goods profit percentage : درصد سود روی کالا
goods purchased account : حساب کالای خریداری شده
goods received department : اداره دریافت کالا
goods received from home office,shipments from center : کالای دریافتی از مرکز
goods sent to branch at cost price : کالای ارسالی به شعبه به قیمت تمام شده
goods sent to branch at selling price : کالای ارسالی به شعبه به قیمت فروش
goodwill at cost price : سرقفلی به قیمت تمام شده
goverment owned company, state owned company, crown corporation : شرکت دولتی
government bonds, combined attnbutes and variables sampling : اوراق قرضه دولتی، بازپدراخت اصل و بهره ا زمحل درآمد شرکت دولتی تامین می شود
government expenditure : هزینه دولت (دولتی)
government pension : حقوق وظیفه
government property : مال دولت
head office expense : هزینه اداره مرکزی
headline earnings per share : گزارش خاص در مورد سود هر سهم
headmaster, manager, boss, chief,president : رییس، کارفرما، مدیر
headquarter for prisoners of war′s affairs : ستاد رسیدگی به امور آزادگان (اسرای جنگی)
heavy penalties : جرایم سنگین
high margin product : محصول (تولید) با سود بالا
high powered : پرسود
high premium convertible debenture : اوراق قرضه قابل تبدیل مرغوب
high priced goods : کالای گران قیمت
high sale production : تولید پر فروش
high-tech companies : شرکت های دارای قدرت تکنولوژی بالا، شرکت های با فناوری بالا
hire purchase : اجاره بها به شرط تملیک
hire purchase (HP) : خرید قسطی، اجاره خرید، اجاره به شرط تملیک
hire purchase account : حساب اجاره خرید
hire purchase interest : بهره اجاره خرید
hire-purchase agreement : قرارداد اجاره به شرط تملیک
historical input price : قیمت / ارزش ورودی تاریخی
historical proceeds : مبلغ پول نقدی که هنگام عرضه اوراق قرضه به دست می آید
holders of the company : دارندگان (صاحبان) شرکت
holding company (parent compay;parent undertaking) : واحد تجاری اصلی، شرکت مادر، شرکت اصلی
holding period : دوره ای که یک قلم دارایی تحت تملک بوده است.
holding-period yield : بازده دوره نگهداری
home production : محصول داخلی
horizontal spread : شکاف افقی
hotchpot : روی هم ریختن داریای های دو یا چند نفر به منظور دادن سهم یکسان به آنها
hourly basis payment : پرداخت ساعت کاری (براساس ساعت کار)
house rental expense (charge) : هزینه اجاره مسکن
house-keeping : مرتب کردن
human capital : سرمایه انسانی
human information processing accounting : حسابداری رفتاری
human infonnation processing (HIP) : پردازش اطلاعات انسانی، مطالعه یا تحقیق درباره فرایندهای تصمیم گیری
hyperinflation : تورم عنان گسیخته، تورم شدید
hypothecate : به رهن گذاشتن
hypothecated asset = pledged asset : دارایی گرو گذاشته شده
hypothecation : گرو گذاشتن، رهن گذاری، دادن مجور به بانک برای فروش کالاهای امانی (کالاهایی که به عنوان گرو وام) نزد بانک است.
hypothecation agreement : قرارداد رهنی
hypothecator, mortgager : راهن، گروگذار
Iran airline pension fund : صندق بازنشستگی هواپیمایی کشور
Iran insurance company pension fund : صندوق بازنشستگی شرکت بیمه ایران
ideal capacity variance : انحراف ظرفیت، انحراف حجم فعالیت
ideal capacity, theoretical capacity : ظرفیت مطلوب ، ظرفیت اسمی
ideal or theoretical capacity, ideal capacity : ظرفیت ایده آل
idle capacity : ظرفیت بلا استفاده ، ظرفیت ناکارآمد، کمبود در ظرفیت تولید، ظرفیت بیکار، ظرفیت راکد
idle capacity cost : هزینه ظرفیت بی کار
idle capacity ratio : نسبت ظرفیت بلا استفاده، نسبت ظرفیت ناکارگی
idle capacity variance (capacity usage variance, fixed overhead capacity variance) : انحراف ظرفیت سربار ثابت
idle capital, dead capital : سرمایه راکد (بیکار)
idle cash, surplus funds : وجه بلا استفاده ، وجوه راکد
idle deposit : سپرده راکد
idle equipment : تجهیزات بیکار (بلا استفاده) ، تجهیزات راکد
idle facitlity expense : هزینه تسهیلات بلا استفاده
idle plant : تسهیلات بلا استفاده
idle time pay : دستمزد وقت بیکاری
illusory profit : سود فریبنده، سود گمراه کننده
illusory promise : قانون مربوط به قرارداد
gross pay, gross salary : حقوق ناخالص، پرداخت ناخالص
gross profit : سود ناخالص، سود ناویژه، تفاوت بین فروش و قیمت تمام
gross profit analysis : تجزیه و تحلیل سود ناخالص
gross profit margin : حاشیه سود ناخالص
gross profit method : روش سود ناخالص
gross profit on sales : سود ناخالص فروش
gross profit percentage : درصد سود ناویژه
gross profit ratio : نسبت سود ناخالص، درصد سود ناخالص
gross profit test : آزمون سود ناخالص
gross purchase : خرید ناخالص
gross realized profit : سود ناویژه تحقق یافته
gross redemption yield (effective yield;yield to maturity) : نرخ بازده داخلی اوراق قرضه که در تاریخ معین خریداری و تا سررسید نگهداری می شود.
gross replacement cost : بهای ناخالص جایگزینی
gross spread : هزینه انتشار اوراق بهادار
gross up : ناخالص کردن، تبدیل یک مبلغ خالص به مبلغ ناخالص
gross working capital : سرمایه در گردش ناخالص
gross, impure : ناخالص
gross-price method (of recording purchase, sales discounts) : روش مبتنی بر ناخالص قیمت. هنگام ثبت خرید و تخفیف از فروش
gross-profit ratio : نسبت سود ناویژه
group : گروه شرکت ها، دسته بندی کردن
group accounts (group financial statement) : صورت های مالی تلفیقی، صورت های مالی گروهی
group assignments : تکالیف گروهی
group bonus plan : طرح پاداش دسته جمعی
group companies : گروه واحدهای تجاری
group creditors : طلبکاران گروهی
group creditors insurance : بیمه گروهی طلبکاران
group depreciation : استهلاک گروهی
group insurance : بیمه دسته جمعی، بیمه گروهی
group life insurance : بیمه زندگی گروهی
group net : سفارش خرید به قیمت بازار
group of accounts : گروه حساب ها
group of seven : گرونه هفت
group relief : معافیت مالیاتی گروه
group undertaking : واحد تجاری فرعی
group value : ارزش گروه
groupage (=consolidation) : دسته بندی کردن (= ادغام کردن)
groupage agent : عامل ادغام
grouped data : داده های دسته بندی شده
grouping : گروه بندی
grouping financial statement : ارائه صورت های مالی واحدهای فرعی به صورت خلاصه و ارائه توضیح لازم
grouping sheet, grouping working paper : کاربرگ گروه بندی حساب ها
growth company : شرکت در حال رشد
growth policies : سیاست های رشد
guaranteed deposit : سپرده تضمین شده
guaranteed minimum pension : حداقل مستمری تضمین شده
guaranteed payment : پرداخت تضمین شده
guaranteed price : قیمت تضمین شده
guidelines on prices : خطوط راهنماخی قیمت ها
hand over, practical completion,provisional hand over : تحویل موقت
haphazard sample selection : انتخاب نمونه به صورت نامنظم
haphazard selection : انتخاب بدون نصب
head of auditing department : رییس اداره حسابرسی
head of bookkeeping section : رییس دایره دفترداری
head of budget department : رییس اداره بودجه
head of cost accounting department : رئیس اداره حسابداری صنعتی
head of department : رییس اداره
head of financial department : رییس اداره خدمات مالی
head of financial planning department : رییس اداره برنامه ریزی مالی
head of general accounting department : رییس کل حسابداری
initial authorized capital : سرمایه ثبت شده (اسمی) اولیه
initial campain : معرفی کالا به بازار
initial capita, staring capita, opening capital : سرمایه اولیه، سرمایه اصلی
initial provision : ذخیره اولیه
initial public offering (lPO) : عرضه (انتشار) عمومی اولیه اوراق بهادار
initial public offering (lPO) : عرضه اولیه اوراق بهادار
initial purchase price : قیمت خرید اولیه
initial sample size : تعداد نمونه اولیه، حجم اولیه نمونه
initiatory expense (cost) : هزینه اولیه
inland purchase : خرید داخل کشور
inprest cash book : دفتر تنخواه گردان
input : وارده, داده
input cost : بهای تمام شده اقلام ورودی
input data : مجموعه اطلاعات داده شده
input output statement of funds : صورتحساب منابع و مصارف وجوه
input-oriented principles : اصول متمرکز بر داده ها
input-output analysis : تجزیه و تحلیل داده، ستاندده
input-output coefficient : ضرایب داده ، ستانده
input-output controls : کنترل های نهاده ، بازده
input-output statement : صورتحساب داده ها و ستاده ها (منابع و مصارف)
inputed income : درآمد غیر نقدی
inputed interest : بهره ضمنی
inputs : داده ها (منابع، ورودی ها)
inputs-outputs : داده ها و ستاده ها (منابع و مصارف)
inseparability : عدم تفکیک پذیری
inseparable cost : هزینه غیر قابل تفکیک
insolvency practitioner : مامور اجرای امور مربوط به ورشکستگی شرکت
insolvent, bankrupt : درمانده در پرداخت، معسر، مفلس، ندار، متوقف، درمانده
inspect : بازرسی کردن، بررسی کرند، بازدید کردن
inspect the goods, control the goods,checking the goods, control the goods : بازرسی کردن کالا
inspect, examine : بازرسی کردن کالا
inspection : بازرسی از موسسات حسابرسی
inspection certificate : گواهی بازرسی
inspection department (office) : اداره بازرسی
inspection duties : وظایف بازرسی
inspection of employers : بازرسی کارفرمایان
inspection of goods : بازرسی کالا
inspection of goods finished : بازرسی کالای ساخته شده
inspection of purchased goods : بازرسی کالای خریداری شده
inspection of purchased material : بازرسی مواد خریداری شده
inspection report : گزارش بازرسی
inspection section : بخش بازرسی
inspection time : زمان بازرسی / کنترل
inspection, survery, examination : بازرسی، رسیدگی، معاینه، بازدید
inspector : بازرس، بازبین
inspector general : بازرس کل
inspector of taxes : ممیز مالیاتی
inspector′s fee : حق الزحمه بازرس
letter of protest : واخواست نامه
letter of recommendation,representation by management : تاییدیه مدیران
letter of representation, representation letter : نامه تائید صحت اطلاعات تسط مدیران (تاییدیه مدیریت)
letter-post items : اقلام نامه های پستی
letters patent : اسم ثبت شده (نام شرکت یا کالا که به ثببت می رسد) امتیازنامه، گواهی اختراع
level premium : حق بیمه ثابت
leveraged company : شرکت با بدهی
liability (scrip) dividends payable : بدهی سود سهام پردختنی
liability coverage, liability payable : مبلغ قابل پرداخت بدهی
liability representation : تاییدیه بدهی ها
liability to group companies : بدهی به شرکت های عضو گروه
liability to parent company : بدهی به شرکت مادر، اصلی
liable for payment : مسئول پرداخت
liable for payment of debts : مسئول پرداخت بدهی ها
liable to pay duty, dutiable : مشمول پرداخت حقوق گمرکی
licence, permit : جواز، پروانه
licensed public accountant : حسابدار رسمی دارای مجوز کار
life insurance policy : بیمه نامه عمر
life-periods method : روش مجموع سنوات
light and heating expense : هزینه روشنایی و حرارت
limit price : قیمت محدود (معین)
limit up : حد افزایش قیمت
limitation of action, limitation period : مرور زمان
imitation on scope : محدودیت در دامنه رسیدگی
limitation period : دوره محدودیت
limited dividend company : شرکت با سود سهام محدود
limited liability company, limited company : شرکت با مسئولیت محدود
limited liability partnership (LLP) : شرکت تضامنی با مسئولیت محدود
limited open end mortage bond : اوراق قرضه با رهن محدود
limited partner : شریک با مسئولیت محدود
limited partnership : شرکت تضامنی مختلط، مشارک مختلط، مشارکت محدود
imited partnership with shares : شرکت مختلط سهامی
limited power of attoreny (LPOA) : وکالت محدود
limiting factor (principal budget factor) : عامل محدود کننده
line position : پست / جایگاه صفی
line responsibility : مسئولیت اجرایی (صفی)
linear depreciation : استهلاک خطی
linear programming : برنامه ریزی / برنامه نویسی خطی
linear-cut approach : روش کاهش خطی
liner shipping : حمل توسط خط کشتیرانی منظم
immediate holding company : شرکت بلافصل مادر، یک واحد تجاری که واحد تجاری دیگر را تحت کنترل دارد و خودش تحت کنترل شرکت دیگری (واحد تجاری اصلی) می باشد.
immovable property (asset) : دارایی های (اموال) غیر منقول
impaird capital : سرمایه کمتر از مبلغ اسمی
impaired assets : داراییهای زیان آسیب دیده
impairment : کاهش در سرمایه، کاهش ارزش
impairment loss : زیان کاهش ارزش
impairment of assets : زیاندیدگی دارایی ها، کاهش ارزش داریی ها
impairment of value : کاهش ارزش، زیاندیدگی ارزش
impairment review : بررسی رویدادهایی که موجب کاهش ارزش اقلام شده اند.
imperceptible asset : دارایی غیر محسوس
imperfect auditing : حسابرسی ناقص (ناتمام)
Limperfect competition : رقابت ناقص
imperfect competitive market : بازار رقابت ناقص
imperfect market : بازار ناقص
imperfect markets school : مکتب بازارهای ناقص
imperishable stock : موجودی کالا فاسدشدنی
impersonal ledger, general ledger : دفتر کل
implementation : استقرار و اجرا
implementation of law : اجرای قانون
implicit contract theory : تئوری مبتنی بر قرارداد تلویحی
implicit cost = opportunity cost : نرخ بهره ای که بتواند ارزش فعلی دریافت های نقدی و پرداخت های نقدی مروبطه را برابر نماید.
implicit cost, imputed cost : هزینه ضمنی
implicit guarantee : تضمین ضمنی
implicit interest rate : نرخ بهره ضمنی
implied contract : قرارداد ضمنی یا غیر مکتوب
implied return : بازده ضمنی
import and export : واردات و صادرات
import and export duties and taxes : حقوق و عوارض ورودی و خروجی
import barriers : موانع وارداتی
import bill : برات وارداتی
import customs′ duty : مالیات گمرکی
import declaration : اظهارنامه ورودی
import deposit : سپرده وارداتی
import documentary credits : اعتبار اسنادی وارداتی
import duties : حقق گمرکی، عوارض گمرکی
import duties and taxes : حقوق و عوارض ورودی
import duty : مالیات (عوارض و حقوق) بر واردات
import goods : کالای وارداتی
import licence : جواز واردات، پروانه واردات
import list : صورت واردات
import order registration : ثبت سفارش
import quota : سهمیه واردات
import rate : نرخ ورود (کالا)
import restriction : محدودیت وارداتی
import substitution : جایگزینی واردات
import surcharge : تعرفه اضافی، سور شارژ واردات
import tariff : تعرفه گمرک ، تعرفه واردات
importance : اهمیت
importance factor : عامل اهمیت
importance mean : میانگین اهمیت
imported goods : کالای وارده (از خارج از کشور)
imported goods inventory : موجودی کالای وارداتی
importer : وارد کننده
imports : واردات و صادرات
imposed budget : بودجه تحمیلی
impound : توقیف و تصرف دارایی، از طریق حکم دادگاه
imprest account : حساب تنخواه گردان
imprest cash (fund) : تنخواه گردان
imprest payroll account : حساب مستقل حقوق و دستمزد
imprest petty cash fund : حساب مستقل تنخواه گردان
imprest system, petty cash system : سیستم تنخواه گردان
improper interference of auditor : دخالت بی مورد حسابرس
improved asset : دارایی اصلاح شده
improved goods : کالای بهبود یافته
improvement = betterment : تعمیرات اساسی، بهسازی، اعیانی
improvement cost : هزینه بهسازی
improvement loan : وام اصلاح و بهبود
improvement other than building : اعیانی غیر از ساختمان
improvements in production : بهبود تولید
improvements other than builing : بهسازی های غیر از تاسیس (ساخت)
improvement reserve : اندوخته بهبود و اصلاح
imputation : برآورد نرخ بهره
imputed cost (alternative cost) : هزینه تلویحی، هزینه مرتبط (منتسیب)
imputed interest : بهره ضمنی، بهره تلویحی (تخصیصی)
imputed interest rate : نرخ بهره تخصیصی
imputed payment : پرداخت انتسابی
imputed value : ارزش تلویحی
in depth auditing : حسابرسی عمیق (حسابرسی عمیقی)
in progress inventory, inventory in progress : موجودی در پیشرفت ساخت
in progress of completion : در دست تکمیل
in the pipeline : اوراق در شرف انتشار
in-depth analysis. vertical analysis : تجزیه و تحلیل عمقی ، تجزیه و تحلیل عمودی
in-depth testing : آزمون عمقی, آزمون ریشه ای
inactive (passive) investment : سرمایه گذاری غیر فعال
inadequate response : پاسخ ناکافی
incentive fee. bonus, compensation,reward, remuneration. fee, premium,incentive, carriage outwards gratuity. : پاداش، پرداخت بر مزد از بابت خدماتی که انجام داده، جایزه
incentive plan : طرح انگیزش (تشویقی)
inception of the lease : شرع قرارداد اجاره
incidence of cost (expenditure) : تعلق واقعی هزینه
incidental expenses : مخارج اتفاقی
inclusive debt comprehensive debt : بدهی جامع
income and expenditure (expense) : درآمد و خرج
income and expense summary : خلاه حساب سود و زیان، حساب خلاصه سود و زیان
income applicable to common stock : سود متتعلق به سهام عادی
income applicable to senior securities : سود متعلق به اوراق بهادار اولویت دار
income as a predictive device : سود به عنوان ابزار پیش بینی
income from cash penalties : درآمد حاصل از جرایم نقدی
income from continuing operation : درآمد حاصل از عملیات جاری
income from discontinued operations : درآمد حاصل از عملیات متوقف شده
income from SUbscription : رآمد حاصل از آبونمان
income manipulation : دستکاری در سود
income multiplier : ضریب افزایش درآمد
income producing property : دارایی که ایجاد درآم می نماید
income property : املاک درآمدزا
income reali2ation concept : مفهوم تحقق به درآمد
income recipients : دریافت کنندگان سود
income statement, profit and loss statement : صورت سود و زیان
income summary, profit and (or) loss summary : خلاصه سود و (یا) زیان
income tax disputes : دعاوی مالیات بر درآمد
income tax equalization provision : ذخیره برابری مالیات بر درآمد
income tax paid : مالیات بر درآمد پراختی ، مالیات بر درآمد پرداخت شده
income tax payable : مالیات بر درآمد پراختنی
income tax payable provision : ذخیره مالیات بر درآمد پرداختنی
income, revenue, profit, earning : درآمد
income-production asset : دارایی مولد درآمد
incoming partner : شریک وارد شونده
incompatible duties (functions) : وظایف مانعه الجمع، وظایف، متناقض، وظایف ناسازگار
incompatible functions : اقدام ناشایست
incompatible occupations, incorrect acceptance : قبول نادرست (پذیرش نادرست)
incomplete accounting records : مدارک ناقص حسابداری
incomplete audit : حسابرسی ناتمام
incomplete contract : پیمان ناتمام
incomplete contract cost : هزینه (قیمت) پیمان ناتمام
incomplete data : اطلاعات ناقص
incomplete equity method : روش ارزش ویژه ناقص
incomplete goods : کالای غیر کامل (قاعده 2 الف سیستم هماهنگ شده)
incomplete records : مدارک ناقص
incomplete transaction : معامله ناتمام
incomplete units : آحاد تکمیل نشده
incomplete work : کار ناتمام
incorporate : شرکت کردن، شرکت دادن، در هم ادغام شدن
incorporated company : شرکت به ثبت رسیده، شرکت با مسئولیت محدود
incorporation : تاسیس شرکت
incorporation of audit firms : شرکت های تضامنی حسابرسی با مسئولیت محدود
rincorporation process : فرایند تاسیس یک شرکت سهامی
increase in price : ترقی قیمت (افزایش در قیمت)
increase in working capital : افزایش در سرمایه در گردش
increase of capital : افزایش سرمایه
increase of premium : افزایش حق بیمه
increase reduction, rise (in price) : ترقی، افزایشش به تنزل / ترقی، افزایش (در قیمت)
increasing volume of production : افزایش حجم تولید
incredible expense : هزینه باور نکردنی
incremental approach : روش اضافی، روش مبتنی بر اقلام نهایی
incremental sample size : اندازه نمونه اضافی
independence : استقلال، ناوابستگی، مستقل ، غیروابسته
independence from line operations : استقلال از لحاظ فعالیت های سازمانی
independence of access : استقلال از لحاظ دسترسی
independence of auditors : استقلال حسابرس، حسابدار مستقل
independence of mind : استقلال رای
independence of position : استقلال از لحاظ جایگاه سازمانی
independence of reportiog : استقلال از لحاظ گزارشگری
independence-in -appearance : استقلال ظاهری
independence-in-fact : استقلال واقعی
independend international auditor : حسابرس مستقل بین المللی
independent : مستقل، غیر وابسته
indeperident accountant = public accountant : حسابدار مستقل، حسابدار رسمی
independent accountant′s opinion : نظر حسابدار مستقل
independent accountants′ society : جامعه حسابداران مستقل
independent audit (auditing), external audit : حسابرسی مستقل
independent audit report : گزارش حسابریس مستقل
independent auditor : حسابرس مستقل بین المللی
independent broker : کارگزار مستقل
independent contractor : پیمانکار مستقل
independent examination of auditor : رسیدگی مستقل حسابرسی
independent financial adviser (IFA) : مشاور مالی مستقل
independent income : درآمد مستقل
independent international finance expert : متخصص مستقل مالی بین المللی
independent investigation : تحقیق مستقل
independent professional accountants : حسابداران مستقل حرفه ای
independent public accountants : حسابداران عمومی (رسمی) مستقل
independent registar : سازمان مستقل کنترل کننده سهام
independent review : بررسی مستقل
independent trustee : امین مستقل
independent valuer : ارزیاب مستقل
independent variable : متغیر غیر ابسته، متغیر مستقل
independent warehouse : انبار مستقل
independet appraisal function : وظیفه ارزیابی مستقل
indeterminate appropriation : تخصیص مبهم
index number comparison : شاخص سنجی
index of retail prices : شاخص قیمت های خرده فروشی
index of wholesale prices, holesale price index : شاخص قیمت های عمده فروشی
index option : اختیار معامله شاخص
indexless price : قیمت بی شاخص
indirect approach : روش (ریکرد) غیر مستقیم
indirect charges (expenditures) : مخارج غیر مستقیم
indirect cost (indirect expenses) : هزینه های غیر مستقیم، هزینه سربار
indirect cost pool : مجمعه ای از هزینه های غیر مستقیم
indirect costs, indirect expenses : هزینه های غیر مستقیم
indirect departmental charges : هزینه های غیر مستقیم دوایر
indirect material, prime costs, indirect expense : مواد غیرمستقیم، مواد اولیه غیر مستقیم
indirect parity : برابری غیرمستقیم
indirect product : تولید غیرمستقیم
indirect-cost pool : مجموع هزینه های غیر مستقیم
individual and collective responsibility of partners : مسئولیت فردی و جمعی شرکاء
individual and collective responsibility,several and joint liability (responsibility) : مسئولیت فردی دسته جمعی
individual proprietorship : مالکیت انفرادی
induced charge (expense) : هزینه القایی
inductive approach : روش (رویکرد) استقرایی
industerial partnership : مشارکت صنعتی
industrial development Bank : بانک توسعه صنعتی
industrial development bond : اوراق قرضه توسعه صنعت
industrial development bond (lDB) : اوراق قرضه توسعه صنعتی (صنایع)
industrialy advanced company : شرکت پیشرفته صنعتی
industry peculiarities : خصوصیات صنعتی
industry pracices : خصوصیات صنعتی
inefficient protfulio : پرتقوی غیر کارآ (غیر بهینه)
inevitable chare (expense) : هزینه قطعی و حتمی
inflated profit : سود بادکرده
inflationary period : دوره تورمی
inforce, valid, reliable, reputable,honoured, valid : معتبر
informal opinion : اظهار نظر آگاهانه
infonnal procedures : روش های غیر مدون
information content of devidends hypothsis : فرضیه محتوای اطلاعاتی سود سهام
information hypothesis : فرضیه (نظریه) اطلاعات
information report : گزارش شاطلاعاتی
informed opinion : اظهارنظر آگاهانه
infrastructure (social overhead capital) : زیرساختار
infringe legal powers : تجاوز از اختیاز قانونین کردن
ingredients of primary qualities : عناص تشکیل دهنده ویژگی های کیفی اولیه
initial adoption : بکارگیری برای اولین بار (اولیه)
installment purchase : خرید اقساطی
installment payment, annuity due,payment of installments : پرداخت اقساطی
institute of certified pubtic accountants : انجمن حسابداری رسمی
institute of proffesional accountants : موسسه حسابداران حرفه ای
institute of public accountants : موسسه حسابداران عمومی (رسمی)
instruction, procedure, code of practice : دستورالعمل، آموزش حسابداری
insufficient capacity : ظرفیت غیر کافی
insufficient competent evidence : فقدان شواهد و مدارک کافی و قابل اطمینان
insurance company : شرکت بیمه
insurance expense : هزینه بیمه
insurance hypothsis : فرضیه، نظریه بیمه
insurance part of medical care : بخش بیمه ای خدمات درمانی
insurance policy : بیمه نامه
insurance premium, premium fee schedule, contribution, net premium : حق بیمه، قسط بیمه
insurance prepaid : بیمه پیش پرداخت شده
insurance type charges : مخارج انواع بیمه
insured pension plan : طرح بیمه بازنشستگی
insurer′s representative : نماینده بیمه گر
intagible property (or assets) : دارایی غیر قابل لمس
intangible output : محصول غیر عینی (غیر مادی)
integral part : جزء لاینفک
integral view (approach) : دیدگاه (نگرشش یا رویکرد) مکمل
integrated approach : روش / رویکرد جامع / یکپارچه
intellectual capital : سرمایه معنوی
intellectual property : مالکیت معنوی
intellectual property right : حقق مالکیت معنوی
inter company eliminations : اقلام حذفی بین شرکت ها
inter company profit : سود داخلی (بین شرکت ها)
inter company purchase : خرید فی ما بین شرکت ها
inter company sale : فروش بین شرکت ها
inter company transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی
inter period allocation : تخصیص بین دوره ای
inter period allocation of tax : تخیص بین دوره ای مالیات
inter period tax allocation : تخصیص مالیاتی بین دوره ها
inter service department transfers eftpos electronic funds transfer at point of sale : انتقال الکترونیکی پول به هنگام فروش
inter-bank deposits : سپرده بانک ها نزد یکدیگر
inter-company account balances : مانده های حساب فی ما بین شرکت ها
inter-company account payable : حساب پرداختنی بین شرکتی
inter-company account receivable : حساب دریافتنی بین شرکت ها
inter-company accounts : حساب های بین شرکت های عضو گروه، حساب های فیمابین شرکت های گروه
inter-company bonds : اوراق قرضه بین شرکت ها
inter-company comparisons : مقایسه های فی ما بین شرکت ها
inter-company debt : بدهی فیمابین گروه شرکت ها
inter-company inventory transfer : انتقال موجودی بین شرکت ها
inter-company profit : سود داخلی (بین قسمت های مختلف واحد تجاری)
inter-company profit or loss : سود یا زیان بین شرکت ها
inter-company transactions : معاملات فی ما بین شرکت ها
inter-company transfer pricing : قیمت گذاری اتنقالات داخلی بین شرکت ها
inter-department profit : سود فی ما بین دوایر
inter-department transfers : انتقالات بین ادارات (دوایر)
inter-firm comparisons : مقایسه های فی ما بین بنگاه ها
inter-locking ownership : مالکیت وابسته به هم (درهم آمیخته)
inter-period allocation : تخصیص بین دوره ای
inter-process profit : سود بین مراحل
inter-relationships : روابط فی ما بین
inter-service department changes : هزینه خدمات متقابل دوایر خدماتی دیگر
interagroup transactions : معامله هایی که بین شرکت های عضو یک گروه (یک مجتمع) انجام شود.
interchangeable part : قطعات استاندارد (که به راحتی جایگزین قطعات موجود می شوند).
intercommodity spread : شکاف کالایی
intercompany accounts : دفتر کل عمومی، حساب های بین شرکت های عضو گروه
intercompany elimination : حذف اقلام شرکت های وابسته
intercompany pricing : قیمت گذاری داخلی
intercompany profit : سود حاصل از فعالیت درون گروهی یک شرکت یا سود بین شرکت های گروه
intercompany receivables and payables : دریافتیها و پرداختیهای فیمابین شرکت های عضو گروه
intercompany transaction (interagroup transactions) : معامله بین شرکت ها
interdepartmental profit : سود بین واحدهای سازمانی
interecpt parameter : عامل ثابت، عرض از مبدا
interest accrued to principal : بهره متعلق به اصل
interest capitalization : به حساب دارایی بردن هزینه تامین مالی، به حساب اریای منظور کردن بهره
interest costs capitalized : مخارج بهره منظور شده به حساب دارایی
interest coupon : کوپن بهره اوراق بهادار
interest expense : هزینه بهره
interest on capital : سد تضمین شده (بهره) سرمایه
interest on deposit : بهره سپرده، سود تضمین شده سپرده گذاری ها
interest paid : بهره پرداخت شده
interest payable : بهره پرداختنی
interest period : دوره مشمول بهره
interest rate implicit in the lease : نرخ ضمنی بهره در قرارداد اجاره بلنددمدت
interest rate per annual : نرخ بهره سالیانه
interest-in-possession trust : سرمایه گذاری با بهره ثابت
interest-rate parity : دوگانگی نرخ بهره
interested third parties : اشخاص ثالث ذینفع
interfirm comparison : مقایسه چند شرکت
interim audit procedures : روش های ریسدگی ضمنی
interim dividend paid : سود سهام پرداختی طی سال
interim financial reporting : گزارش مالی میان دره ای
interim financial statements (interim accounts′ interim report) : صورت های مالی میان دوره
interim period : دوره باقیمانده، دوره سه ماهه، دوره ضمنی، دوره میانی
interim reporting : گزارشگری مالیف میان دوره ای، گزارشهای میان دره ای
interim reporting requirements : الزامات گزارشگری میان دره ای
interim reports : گزارش های مالی میان دره ای
interim share purchase : خرید میان دوره ای سهام
intermediate goods or product : کالای واسطه ای
intermediate holding company : شرکتی که در یک گره به عنوان واحد تجاری اصلی اما همین شرکت در گروه بزرگ تر به عنوان واحد تجاری فرعی به حساب می آید
intermodal transport : حمل با چند نوع وسیله نقلیه
internal applications, internal users : مصارف داخلی
internal audit approach : رویکرد حسابرسی داخلی
internal audit department : اداره حسابرسی داخلی
internal audit procedure : رویه عمل حسابرسی داخلی
internal audit program : برنامه حسابرسی داخلی
internal audit report : گزارش حسابرسی داخلی
internal capital resources : منابع سرمایه ای داخلی
internal control components : عناصر تشکیل دهنده کنترل های داخلی
internal control procedures : روش های کنترل های داخلی
internal expansion : توسعه از درون
internal expansion financing : رشد از طریق استفاده از منابع مالی داخلی
internal financial reporting : گزارشگری مالی داخلی
internal management reports : گزارش های داخلی مدیریت
internal operating controls : کنترل های داخلی عملیاتی
internal report : گزارش داخلی (درون سازمانی)
internal reporting : گزارشگری داخلی
internally generated report : گزارش ماخذ از منابع داخلی
international association of book-keepers : جامعه دفتر داران بین المللی
international auditing practices committee (IAPC) : کمیته اجرایی حسابرسی بین المللی، یک کمیته ثابت در فدراسیون بین المللی حسابداران
international bank for reconstruction and development (IBRD) : بانک بین المللی ترمیم و توسعه
trinternational committee for accounting cooperation (ICAq : کمیته بین المللی همکاری حسابداری
international cooperation administration : اداره همکاری بین المللی
international coordination committee for the accounting profession (lCCAP) : کمیته بین المللی همکاری حسابداری
international development fund : صندوق بین المللی توسعه
international finance corporation : شرکت مالی بین المللی
international finance expert : متخصص مالی بین المللی
international management accounting practice statements (lMAPS) : بیانیه های حرفه ای بین المللی حسابداری مدیریت
international market price : قیمت بازار بین المللی
inter-period tax allocation : تخصیص مالیات میان دوره
interpolated rate : نرخ نسبی
interpositioning : استفاده از کارگزار دیگر
interpot : انبار کردن
interpret : تفسیر کردن
interpretable statement : صورتحساب قابل تفسیر
interpretation : تفسیر
interpretation of control reports : تفسیر گزاراشات کنترلی
interpretation of financial comparisons : تفسیر سنجش های مقایسه ای مالی
interpretation of financial reports : تفسیر گزارشات مخالی
interpretation of variances : تفسیر مغایرات (انحرافات)
interpretations : تفاسیر
interrelationships among accounts : روابط بین حساب ها
interrupt : قطع کردن، گسیختن، دچار وقفه کردن
intra-company transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی
intra-group : بین گروه
intraperiod tax allocation : تخصیص مالیات بین اقلام صورت های مالی
intrinsic value of an option : ارزش ذاتی برگ اختیار معامله
introductory paragraph : بند مقدمه
inventories, physical inventory, stock : موجودی انبار، سهم
inventory at begining period of goods : موجودی اول دوره کالای
inventory at end of the period : موجودی کالای در جریان ساخت آخر دوره
inventory build-up : تدارک کالا، انبار کردن کالا
inventory build-up period : دوره تدارک کالا
inventory completion tests : آزمون های تکمیل موجودی کالا
inventory costing, inventory pricing : قیمت گذاری موجودی
inventory holding profits (gains) : سود حاصل از نگهداری موجودی کالا
inventory plugging : دستکاری به قصد تقلب در حساب موجودی
inventory price tests : آزمون های قیمت موجودی اکلا
inventory pricing : قیمت گذاری موجودی کالا
inventory pricing. methods : رشهای قیمت گذاری موجودی کالا
inventory profit (income) : سود موجودی کالا، سود نگهداری موجودی ها
inventory provision : ذخیره موجودی
inventory record keeping : نگهداری اسناد انبار
inventory to working capital ratio : نسبت موجودی کالا به سرمایه در گردش
inventory turnover period, average number of days, inventory in stock : متوسط گردش موجودی کالا
invested capital : سرمایه پرداخت شده
invested value, capitalized value : ارزش سرمایه گذاری شده
investigation, review, study inspection,review engagement, verification : بررسی (تعیین)، بازرسی، رسیدگی
invcsting ratio. capatalization ratio : نسبت سرمایه گذاری
investment (company-trust) : شرکت سرمایه گذاری
rinvestment (on) properties : سرمایه گذاری در املاک
investment company (or trust) : شرکت سرمایه گذاری
investment opportunities schedule (lOS) : جدول فرصت های سرمایه گذاری
investment opportunity : امکان سرمایه گذاری
investment process : فرآیند سرمایه گذاری
investment properties : دارایی های تحت تملک شرکت
investor′s capital : سرمایه سرمایه گذار
invisible supply : عرضه نامرئی
invoice price : قیمت سیاهه ، قیمت فاکتور
involuntary bankrupt merchant : تاجر ورشکسته بدن تقصیر
involuntary bankruptcy : ورشکستگی به درخواست بستانکاران، ورشکستگی غیر ارادی
involuntary unemployment : بیکاری غیر عمدی (غیر ارادی)
inward manifest or import manifest : اظهارنامه ورود (کالا)
inward processing : عمل آوردن در داخل
isoexpected return line : خط بازده مورد انتظار یکسان
issue a permit : صدور اجازه
issue price : قیمت اعلام شده
issue, publish : منتشر کردن، انتشار، توزیع کردن
issued capital stock (issued share) : سهام صادر شده
item by item application : روش قلم به قلم
iteraperiod tax allocation : تخصیص مالیات در دوره
iump-sum purchase : خرید گروهی از دارائیها به طور یکجا
(just in time) plants = JIT : کارخانه ی استفاده کننده از روش حذف انبارداری
Jihad Sazandegy pension fund : صندوق بازنشستگی وزارت جهاد سازندگی
job control operaion control : کنترل عملیات (کار)
job costing , Gob order costing, specific order costing : هزینه یابی سفارش کار
job description : شرح شغل، شرح وظایف
job production : تولید کارمزدی (مقاطعه ای)
job specification : مشخصات کار
joint ownership, co-ownership : مالکیت مشاع (مشترک)
joint probability : احتمال مشترک
joint process : فرآیند مشترک
joint product : محصول مشترک
joint product cost : بهای تمام شده محصول مشترک
joint product costing : هزینه یابی محصول مشترک
joint product method of cost accounting : روش حسابداری هزینه یابی محصول مشترک
joint product offer : فروش یک کالا همراه یک کالای دیگر
joint production : تولید مشترک
joint stock company : شرکت سهامی
joint stock partnership : شرکت مختلط سهامی
jointly responstbility : مسئولیت مشترک (مشترکاً)
judgement sampling : نمونه گیری قضاوتی توسط حسابرسان
judgemental opinion : اظهارنظر مبتنی بر قضاوت
junior stock incentive plan : طرح تشویقی خرید سهام
jurisprudence : قانون شناخت
just price : قیمت عادلانه
just-in-time (JIT) production : فرایند تولید به موقع
just-in-time (n1) purchasing : خرید به موقع
justified price : قیمت عالانه، قیمت معقول
keep house : خانه نشین شدن (از دست طلبکاران)
keep-or-drop decision : تصمیم به توقف یا ادامه
key operations : عملیات اساسی (کلیدی)
key profitability factor : عامل کلیدی سودآوری
keyston pricing : قیمت گذاری براساس چانه زدن
knock out price : قیمت ناچیز (بسیار ارزان)
labour (wage) price variance, labour rate variance, labour turnover : انحراف نرخ دستمزد
labour hour absorption rate of overhead : نرخ جذب ساعتی سربار
labour piracy : کارگر ربایی
labour policy : سیاست استخدام کارکنان
labour surplus : مازاد کار
labour-hour method of depreciation : روش (ساعت کار) برای محاسبه اسهلاک، استهلاک بر مبنای ساعت کارکرد
Iabour-off the job pay : پرداخت مزد ایام بیکاری
laddered portfolios : سرمایه گذاری های پلکانی
lag in payment by debtors : تاخیر پرداخت بدهکاران
lag in payment of salary : تاخیر در پرداخت حقوق
lag in payment of wages : تاخیر در پرداخت دستمزد
land improvement : بهسازی زمین، تاسیسات (زیربنایی) در زمین
land patent : جواز زمین
land, estate, real estate, real property.properties : زمین، املاک
landed price : قیمت اعلام شده یک کالا که شامل هزینه حمل و تخلیه می شود.
landscaping : محوطه سازی
lapping (teeming and lading) : دزدی، به جیب زدن، کلاه به کلاه کردن
lapse : منقضی شدن، به پایان رسیدن قرارداد بیمه
lapse of stock option : انقضای مدت استفاده از اختیار خرید سهام (انقضای مهلت استفاده از برگ اختیار معالمه سهم)
large purchase : خرید عمده
large-capitalization stocks (large-caps) : سهام شرکت هایی که از ارزش بازار بالایی برخوردارند (سهام شرکت های بزرگ)
last invoice pricing : قیمت گذاری براساس آخرین فاکتور خرید
last price : آخرین قیمت (بها)
lasting price : قیمت بادوام
late insured person : بیمه شده فوت شده
late payment fine : زیان دیرکرد
lat.e tape : تاخیر در گزارش قیمت معاملات
latest purchase price method : روش آخرین قیمت خرید
law expense : هزینه حقوقی
law of corporations (company act) : قانون شرکت ها
law of probability : قانون احتمالات
law of supply and demand : قانون عرضه و تقاضا
lawful expense : هزینه قانونی (مشروع)
leadership : راهبردی، هدایت
leadership leading : تعجیل و تاخیر
lease inception date : تاریخ شروع اجاره
lease option agreement : اجاره با حق خرید
lease prepayment : پیش پرداخت اجاره
lease purchase agreement : قرارداد اجاره خرید
lease purchase vendor : فروشنده اجاره خرید
leased property : اموال / دارایی مورد اجاره، ملک استیجاری
leasehold improvements : بهسازی اموال تجاری
leasehold property : مال اجاره ای
leasing company : شرکت لیزینگ
least cost production method : روش تولید با حداقل هزینه
least-cost position : موقعیت کمترین هزینه
least-cost production : محصول کمترین هزینه
leave of absence with pay : مرخصی با استفاده از حقوق
leave pay, vacation pay : حقوق ایام مرخصی
ledgerless book-keeping : دفترداری بدون دفتر معین
left-over capacity : ظرفیت باقی مانده، ظرفیت مازاد ظرفیت خالی
legal (public) liability : بدهی قانونی (عمومی)
legal capital : سرمایه قانونی، سرمایه اسمی
legal competency : صلاحیت قانونی شخص برای ادای شهادت
legal deposit : سپرده قانونی
legal entity (or person), artificial person,legal entity : شخص (شخصیت) حقوقی
legal entity of the company : شخصیت حقوقی شرکت
legal inspector′s (statutory examiner′s)checklist : چک لیست بازرس قانونی
legal inspector′s fee : حق الزحمه بازرس قانونی
legal office (or department) : اداره حقوق (قضائی)
legal representation letter, lawyer′s letter : تاییدیه (وکیل / مشاور) حقوقی
legal status of deceased partner : وضعی حقوقی شریک فوت شده
legal status of new partner : وضعیت حقوقی شریک جدید
legitimate expense for tax : هزینه مشروع (مجاز) برای مالیات
lending at a premium : کارمزد مربوط به قرض دادن سهام
lesee′s implicit interest rate : نرخ ضمنی سود تضمین شده برای اجاره کننده
less developed country (LDC) : کشورهای کمتر توسعه یافته، کشورهای در حال توسعه
letter dispatched book : دفتر نامه های صادره
letter of application : تقاضای استخدام
liquidate a company : شرکتی را بر چیدن ، منحل کردن شرکت ، انحلال شرکت
liquidating a partnership : انحلال شرکت تضامنی
liquidation (winding-up) : انحلال، تسویه، تسویه کردن دارایی ها
liquidation dividend profit (earning) guaranteed, gurenteed profit : سود تسویه
liquidation due to bankruptcy : انحلال به دلیل ورشکستگی
liquidation expense : هزینه تسویه
liquidation of a company : تصفیه یک شرکت
liquidation proceedings : اقدامات تسویه
liquidator, trustee in bankruptcy,equity receiver : مدیر تصفیه
liquidity of papers : قابلیت نقدینگی اوراق و اسناد
liquidity position : وضع میعان موقعیت نقدینگی
liquidity preferences : ارجحیت های نقدینگی
liquidity premium : صرف نقدینگی
list of accounts payable : صورت حساب های پرداختنی (بدهی ها)
list of prices : صورت قیمت ها، فهرست بها
list price, catalog price : قیمت مندرج در لیست، قیمت معین
listed company : شرکت پذیرفته شده در بازار بورس
listed option : برگ اختیار خرید یا فروش سهام که در بورس پذیرفته شده است.
listed selling price : قیمت فروش طبق فهرست
listing particulars : مشخصات شرکت متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار
litigation support : پشتیبانی، یا پشتوانه دادخواست
living expenses, cost of living : هزینه زندگی
loading participation in profit : هزینه مشترک در سود
loading space : فضای قابل بارگیری
loading the goods on ship : بارگیری کالا در کشتی
loan cap : سقف وام
loan from partners : وام دریافتنی از شرکاء
loan on deposit : اعطای وام به وثیقه سپرده
loan position : وضعیت وام
loan position statement : صورت وضعیت وام
loan repayment factor : فاکتور بازپرداخت وام
loan to capital ratio, capital structure ratio, debt-equity ratio : نسبت وام به سرمایه
loan to partners : وام پرداختی به شرکاء
local purchase : خرید داخلی (محلی)
local safe keeping (LSK) : اوراق بهادار متعلق به مشتری
lock up : فروش بخشی از سهام یا داریای های شرکت هدف
lock - in captial, loan captial, debt captial : سرمایه وامی، سرمایه حبس شده
lock-up : حبس سرمایه
long established policy : سیاست دیرینه
long form auditor′s report long form report, long-term report : گزارش بلند (گزارش تفصیلی) حسابرس
long lasting plants : تاسیات با عمر بلندمدت
long period : دوره طویل
long position : خرید استقراضی
long range plan : برنامه با محدوده وسیع
long run capital budget : بودجه سرمایه ای دراز مدت
long run performance : اجرای بلندمدت
long run profit maximization : به حداکثر رسانی طویل المدت سود
long run profitability : قابلیت سوددهی بلندمدت
long standing policy : سیاست (خط مشی) بلندمدت
long tap : اوراق بهادار بلندمدت
long term (debt-liability) debt capital : بدهی بلندمدت
long term (strategic) financial plans : برنامه های مالی بلندمدت (راهبردی)
long term notes payable : اسناد پرداختی بلندمدت
long term planning : برنامه ریزی طویل المدت
long term position : وضعیت بلندمدت
long term prepaid expenses : پیش پرداخت بلندمدت هزینه ها
long term refundable deposits : سپرده های قابل استرداد دراز مدت
loophole : راه فرار از اجرای قانون
loss (gain) on repossession : زیان (سود) ناشی از تملک مجدد
loss and gain = profit and loss : سوود و زیان
loss from abnormal spoilage : زیان حاصل از ضایعات غیر عادی
loss from discontinued operations : زیان حاصل از عملیات متوقف شده
loss marking operation : عملکرد زیانبار
loss on stocks due to fall in price : زیان موجودی ها بر اثر سقو قیمت
loss payable endorsement : بیمه به نفع دیگران
loss per share : زبان هر سهم
lost capital : سرمایه از دست رفته
lost usefulness (depreciation) : استهلاک یا از دست رفتن توان سوددهی دارایی
lost-dated papers : اوراق بهادار دراز مدت
lot acceptance sampling : نمونه برداری مورد قبول
lot tolerance percent defective : درصد کالای خراب در یک محموله
low coupon bonds : اوراق قرضه با بازده کم
low price : سهامی که نسبت قیمت به سود آنها پایین می باشد قیمت کمتر (پائین)، قیمت های نازل
low-return capital : سرمایه گذاری بازده کم
lower of cost or market price (value) : حداقل قیمت تمام شده یا قیمت بازار
lower precision : دقت پایین
lower precision limit : حد پایین دقت
lowest cost operation : عملکرد با کمترین هزینه
lucrative capital : سرمایه پر سود
lucrative profit opportunities : فرصت ها (امکانات) زیاد سوددهی
lump sum acquisition : تحصیل (خرید) به طور یکجا
lump sum compensation : غرامت مقطوع
lump sum contract : قرارداد مقطوع براساس قیمت کل کار
lump sum freight : هزینه حمل مقطوع
lump sum payment : پرداخت مبلغ (یکجا) مقطع
lump sum purchase : خرید (یکجا) مقطوع
lump sum sales : فروش دسته جمعی ، یکجا
lump-sum, indexing : مبلغ مقطوع کلا در یک مرحله به حساب هزینه بردن
machine book-keeping : دفترداری ماشینی
machine operating hours : ساعت کارکرد ماشین
machine operation cost : هزینه عملیات ماشین
machine rent charge (expense) : هزینه اجاره ماشین
machine set-up : آماده کردن کامپیوتر یا ماشین دیگر
machine-hours method of depreciation : استهلاک به روش ساعت کار ماشین آلات
machinery and equipment : ماشین آلات و تجهیزات
machinery depreciation : اسهلاک ماشین آلات
macro political risk : ریسک سیاسی در سطح کلان
mail order of payment : دستور پرداخت کتبی
main insured person : بیمه دشه اصلی
main population under coverage : جمعیت بیمه شده اصلی تحت پوشش
main product : محصول اصلی
main product cost : هزینه تمام شده محصول اصلی
maintenance cost (expense) : هزینه تعمیر و نگهداشت
maintenance of capital : نگهداشت سرمایه
maintenance of physical capital : نگهداشت سرمایه فیزیکی (مادی)
maintenance period, retention period : دوره تعمیر و نگهداری
major capital : سرمایه عمده
major capital project : طرح بزرگ (عظیم) سرمایه ای
major expansion project : پروژه توسعه ای عمده
major repair budget : بودجه تعمیرات اساسی
major repair or extraordinary repair : تعمیر اساسی یا تعمیر فوق العاده
make provision, forecast : پیش بینی کردن
maker (signatory) of promissory note : صادر کننده (امضاء کننده) سفته
malpractice insurance : بیمه خدمات حرفه ای در برابر اقداماتی قانونی
man-power : نیروی انسانی، جمعیت فعال
managed costs (expenses) : مخارج برنامه ریزی شده
management appraisal : ارزیابی مدیریت
management by exception : مدیریت براساس استثنا
rmanagement by exception principle : اصل مدیریت بر پایه استثنا
management expenses : مخارج مدیریت
management letter of representation : تائیدیه مدیریت
management perfonnance : میزان مهارت موفقیت در یک فعالیت
management perfonnance audit : حسابری عملکرد مدیریت، (حسابرسی عملیاتی)
management representation : تاییدیه مدیریت، که مدیران به حسابرس ارائه می کنند
management responsibility : مسئولیت مدیریت
management science = operations research : تحقیق در عملیات، دانش مدیریت
manager′s compensation : حق الزحمه مدیر
managerial compensation : حقوق و مزایای مدیریت
managerial personnel : پرسنل اداره کننده
mandatory labour, forced labour,compulsory labour : کار اجباری
mandatory redemption : بازخرید اجباری
manipulating the accounting records : حساب سازی
manipulation : ایجاد بازارگرمی، دستکاری
manipulation of accounts : حساب سازی
manpower planning : برنامه ریزی نیری انسانی
manufacturing company : شرکت تولیدی
manufacturing cost (expense), output cost, product cost : هزینه تولید (محصول)
manufacturing cost of goods produced : هزینه ساخت، هزینه تولید کالای ساخته
manufacturing enterprice : موسسه صنعتی
manufacturing process : مرحله ساخت، جریان ساخت (فرایند تولید)
manufacturing productivity : بهره وری ساخت
manufacturing profit (or loss) : سود (یا زیان) تولید
manufacturing progresses : مراحل ساخت
rmanufacturing resource planning (MRP) : برنامه ریزی منابع تولیدی
manuscript : دست نویس، نسخه اول
manuscript signature : امضای اصل
margin of profit ratio : نسبت حاشیه اطمینان، نسبت حاشیه ایمنی
margin purchase : خرید اعتباری / نسیه
marginal cost of capital (MCC) : هزینه نهایی سرمایه
marginal cost of production : هزینه نهائی تولید
marginal cost price : قیمت بر حسب هزینه نهائی
marginal cost pricing : قیمت گذاری برمبنای کل هزینه های متغیر
marginal net product : تولید خالص نهایی
marginal product : محصول (تولید) نهایی
marginal productivity : بهره وری نهایی، قدرت نهایی تولید
marginal productivity of capital : بهره وری نهایی سرمایه
marginal productivity theory : تئوری بهره وری نهایی
marginal profit (income) : سود نهایی
marginal return on capital : بازده نهایی سرمایه
mark up pricing : تعیین افزایش قیمت
mark up pricing method : روش تعیین افزایش قیمت
mark-up : سود توزیع کننده
marked cheque, stamped cheque,enfaced check : چک ممهور ، چک مهر شده
market ability opening balance : ارزش بازار، ارزش روز
market acceptance : پذیرش کالا توسط بازار
market appraisal : سنجش بازار
market capitalization (market valuation) : تعیین ارزش بازار یک شرکت
market demand potential : تقاضای بالقوه بازار
market equilibrium point : نقطه تعادل در بازار
market expectation theory of the term structure : تئوری انتظارات بازار ساختار زمانی نرخ بهره
market index of stock prices : شاخص بازار قیمت سهام
market place : محل بازار
market portfolio : پرتقوی بازار، مجمعه سرمایه گذاری های بازار
market price : قیمت بازار
market price list : فهرست قیمت های بازار
market price per share : قیمت بازار هر سهم
market rate of interest, market price per share : نرخ بهره در بازار
market report : گزارش بازار
market research expense : هزینه برریس باززار
market risk premium : صرف مخاطره بازار
market tendency is upward : روند بازاررو به ترقی است
market-based price : قیمت بر پایه بازار
market-based transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی بر مبنای قیمت بازار
market-oriented enterprise activities : فعالیت های موسسات اقتصاد بازار
marketing and administrative expense : هزینه بازاریابی و اداری
marketing cost (expense) : هزینه بازاریابی
marketing policy : روش بازاریابی
marketplace : بازار
markup cancellation : حذف افزایش
mass market product : محصول پر فرو ش
mass production, large scale production : تولید انبوه
master budget plan : طرح بودجه جامع
master plan : برنامه کلان
matching concept : مفهوم (اصل) تعلق زمانی، اصل تطابق
matching concept of cost and income : تضمین هزینه با درآمد
matching principle : اصل تطابق، اصل مقابله هزینه های هر دوره با درآمدهای همان دوره
mate′s receipt : رسید کاپیتان کشتی
material impact : تاثیر عمده / با اهمیت
material in process : مواد در جریان ساخت
material issued to product : مواد صادره جهت تولید
material price : قیمت مواد
material price variance : انحراف نرخ مواد
material purchase price variance : انحراف نرخ خرید مواد اولیه
material returned to supplier : مواد برگشتی به عرضه کننده
material specifications : خصوصیات مواد
material spoilage : ریخت و پاش مواد
materiality concept : مفهوم اهمیت
materiality principle : اصل اهمیت
materials and supplies inventory : انبار مواد خام و ملزومات
materials issued at an inflated price : مواد صادره به قیمتی بیش از قیمت خرید
materials purchase budget : بودجه خرید مواد
materials requirements planning (MRP) : برنامه ریزی مواد اولیه مورد نیاز
maximizmg price : حداکثر سازی قیمت
maximum capacity : حداکثر ظرفیت
maximum pensions : حداکثر مستمری ها
maximum period of payment : حداکثر دوره بازپرداخت
maximum price, highest price : قیمت ماکزیمم (حداکثر)
maximum pricing : قیمت گذاری حداکثر
maximum transfer price : بالاترین قیمت انتقالی
mean per unit estimator : برآورد میانگین در هر واحد
mean-per-unit measurement : اندازه گیری (برآورد) میانگین هر واحد
means of payment : وسائل پرداخت
means of transportation : وسایل حمل و نقل
measurement concept : مفهوم اندازه گیری
measurement process : فرایند اندازه گیری
measures of dispersion : معیارهای پراکندگی
medium-size company : شرکت متوسط
medium-term capital : سرمایه میان مدت
members′ voluntary . Liquidation (members′ voluntary winding-up) : انحلال به درخواست سهامداران شرکت
memorandum of financipg : برگ تامین وجوه
merit rate of employee : درجه شایستگی کارمند
method of pricing : روش قیمت گذاری
method of pricing goods dispatched : روش قیمت گذاری محصول ارسالی
method, policy, procedure, system : روش
middle paragraph explanatory,paragraph : بند توضیحی (گزارش)
min-based system pricing : سیستم قیمت گذاری تحویل کارخانه
minimum acceptable rate of return : حداقل نرخ بازده قابل قبول
minimum old age pension : حداقل مستمری بازنشستگی
minimum pension : حداقل مستمری
minimum price : حداقل قیمت
minimum transfer price : کمترین قیمت انتقالی
ministry of cooperative : وزارت تعاون
misapplication : بکارگیری نادرست
misappropriation : استفاده نادرست، حیف و میل، تخصیص نادرست (در حسابداری دولتی)
misappropriation on wages : اختلاس دستمزد
miscellaneous expense, other expense : هزینه متفرقه
misinterpretation : تفسیر نادرست، سوء تعبیر
mispriced securities : اوراق بهادار درست قیمت گذاری نشده
misrepresentation : اظهاریه دروغین، القاء شبهه، قلب حقیقت، بیان کاذب
misuse of public funds : القاء شبهه، قلب حقیقت، بیان کاذب، بیان خلاف واقع
mixed policy : بیمه نامه مختلط
mode of transportation : شیوه و روش حمل و نقل
moderate priced goods : کالای با قیمت معقول
modernized bookkeeping : دفترداری مدرن
modified auditor′s report : گزارش تعدیل شده حسابرس
modified temporal method : روش موقت اصلاح شده
monetary assumption : فرض واحد پولی، فرض ثبات واحد پولی
monetary compensation : پاداش پولی
monetary policy : سیاست پولی
monetary principle : اصل ثابت انگاشتن واحد پول، اصل واحد پول
monetary unit assumption : فرض (ثبات) واحد پولی
monetary unit concept : اصل اتخاذ واحد پول در محاسبه
monetary unit sampling : نمونه گیری براساس واحد پول
monetary working capital : سرمایه در گردش پولی، پول در محاسبه
monetary working capital adjustment : تعدیل سرمایه در گردش پولی
monetary working capital adjustment : تعدیل سرمایه در گردش پولی
money spread : شکاف قیمتی
money supply : عرضه پول
monopolies and mergers commission : کمیسیون انحصارها و ادغام ها
monopolist : انحصارگر
monopolistic : انحصاری
monopolistic competition : رقابت انحصاری
monopolistic right, franchise, exclusive right : حق انحصار
monopoly : انحصار، بازار انحصار کامل، انحصار خرید کالا
monopoly price : قیمت انحصاری
monopoly revenue : عایدی انحصاری ، درآمد انحصاری
monopsony : بازار در انحصار خریدار
monotonous application of cost : سرشکنی (تسهیم) یکنواخت هزینه
monthly physical count : شمارش فیزیکی ماهانه، انبارگردانی ماهانه
monthly posting : نقل ماهانه (ارقام یا مانده حساب)
monthly report : گزارش ماهانه
moral hazard phenomenon : پدیده خطر اخلاقی
moratorium to pay tax : مهلت قانونی پرداخت مالیات
mortgage bank, pawn bank : بانک رهنی
mortgage note payable : سند پرداختنی رهنی
mortgage payable : دیون رهنی
mortgage pool : اوراق قرضه رهنی
mortgage, pledge : گرو گذاشتن، رهن گذاشتن
mortgaged company : شرکت رهنی
movable property = movables : اموال منقول
moving average process : فرایند مبتنی بر میانگین متحرک
moving expense : هزینه جابه جایی
multi programming systems : سیستم های چند برنامه ای
multi-step income statement : صورت سود و زیان چند مرحله ای
multilateral transport : حمل و نقل چند منظوره
multinational company : شرکت چند ملیتی
multinational corporation : شرکت فراملیتی، شرکت (سهامی) چند ملیتی
multiphase sampling : نمونه گیری چندگانه
multiple breakeven points : وجود چند نقطه سر به سر
multiple costing : هزینه یابی مرکب (چند محصول)
multiple currency system : نظام چند نرخی ارز
multiple exchange rate : نرخ چندگانه ارز
multiple rate : نرخ ترکیبی
multiple relationships : روابط چندگانه
multiple sampling : نمونه گیری چندگانه
multiple services : خدمات چندگانه
multiple solution rates : نرخ های بازده متعدد
multiple step income statement : صورت سود زیان چند مرحله ای
multiple tariff system : سیستم تعرفه متعدد
multiple taxation : مالیات بندی ترکیبی
multiple-line underwriting : پذیره نویسی چند جانبه
multiple-product pricing : قیمت گذاری چند محصول
multiple-step format : شکل چند مرحله ای
multiplied by number of insured years : ضربدر سنوات حق بیمه
multiplier effect : ضریب تکاثر درآمد
multiplier principle of investment,investment multiplier : ضریب افزایش سرمایه گذاری
multiproduct firm : شرکت چند محصولی
multipurpose testing : آزمون چند منظوره
multistage sampling : نمونه گیری چند مرحله ای
municipal bond : اوراق قرضه شهرداری ها
mutual fund open-end fund : شرکت سرمایه گذاری محدود
name plugging : تکرار نام یا علامت تجاری
named port of destination : بندر مقصد مشخص
named port of shipment : بندر مشخص برای حمل
narrative form = report form : فرم گزارش
narrowing the spread : کاهش حاشیه سود
national capital : سرمایه ملی
national commission on fraudulent financial reporting : کمیسیون ملی رسیدگی به تقلب در گزارش های مالی
national expenditure, national cost (expense) : هزینه ملی
national product : (تولید) محصل ملی
nationalized company : شرکت ملی شده
natural person : شخص حقیقی
negative opinion : نظر منفی
negative pledge clause : شرط عدم در رهن گزاردن دارایی
negative working capital : سرمایه در گردش منفی
negotiable certificate of deposit : گواهی سپرده بانکی قابل معامله
negotiable papers : اوراق و اسناد قابل انتقال
negotiable warehouse receipt : رسید انبار قابل معامله
negotiated transfer pricing : قیمت گذاری توافقی انتقالات داخلی
net application of funds : خالص مصارف وجوه
net back price : قیمت پس از کسر مخارج
net capital requirement : خالص سرمایه مورد نیاز
net current replacement cost : خالص ارزش جاری جایگزینی
net domestic product : تولید خال داخلی
net export of goods and services : خالص صادرات کالا و خدمات
net income approach : روش سود خالص
net interest, pure interest : بهره خالص
net mark up : خالص افزایش قیمت فروش
net operating income approach (NOI) : روش سود عملیاتی خالص ، رویکرد سود عملیاتی
net operating loss : خالص زیان عملیاتی
net payment : خالص پرداخت
net payment of sa1ary : خالص پرداخت حقوق
net premium, pure premium : حق بیمه خالص
net present value (NPV) : خالص ارزش فعلی
net working capital : خالص سرمایه در گردش
nil paid shares : سهام بدون پرداخت
nominal capital, authorized capital,authorized capital stock : سرمایه اسمی (مجاز)، سرمایه ثبت شده
nominal price : ارزش اسمی
nominal rate (of interest) = coupon rate : نرخ بهره اسمی یا اعلام شده
nominal share capital : سرمایه ثبت شده
nomination of inspectors : کاندیدا شدن بازرسان قانونی
non convertible preferred stock : سهام ممتاز غیر قابل تبدیل
non par value : به غیر بهای اسمی
non value added operations (activities) : عملیات فاقد ارزش افزوده
non-acceplance of bill : عدم قبولی برات
non -acceptance : عدم قبولی برات
non-cash cost (expense, expensediture) : هزینه غیر نقدی
non -commercial pr.ofit oriented establishment : موسسه غیر تجاری انتفاعی
non -compete agreement : توافق عدم رقابت
non-controllable costs (expenses) : مخارج غیر قابل کنترل
non -convertible preferred stock : سهام ممتاز غیر هزینه قابل تبدیل
non -depreciable assets : داراییهای استهلاک ناپذیر
non-profit : غیر انتفاعی
non-profit organizations (company) : موسسات، سازمان های غیر انتفاعی
non -profitable, uneconomic : غیر اقتصادی، غیر سودمند
non-recurring cost (expense) : هزینه غیر مستمر
non-recurring income, perquisite : درآمد غیر مستمر
noncash compensation : حقوق و مزایای غیر نقدی
nonoperating : غیر عملیاتی
nonoperating gain and loss : سود و زیان غیر عملیاتی
normal (wastage-spoilage), abnormal spoilage (wastage) : ضایعات غیر عادی
normal capacity = average capacity : ظرفیت اسمی، ظرفیت عادی
normal financing principles : اصول معاملات دو جانبه (دو کشور)
normal shrinkage (spoilage) : آبرفتگی عادی، ضایعات عادی
not for profit organi2ation : سازمان غیر انتفاعی
notary public, registry : محضر، دفتر اسناد رسمی، دفترخانه
notes paid : اسناد پرداختی
notes payable account : حساب اسناد پرداختنی
notes payable, bills payable, documents payable : اسناد پرداختنی
notional profit : سود ظاهری
notorious-ill named partner : شریک بدنام
number of dependents : تعداد افراد تحت تکفل (بیمه شده)
numerical scale point for importance : ضریب کمی اهمیت، ضریب مقداری اهمیت
objective professional judgement : قضاوت حرفه ای بی طرفانه
objectives of financial reporting : اهداف گزارشات مالی
objectivity principle : اصل عینیت
obligations under capital lease : تعهدات اجاره سرمایه ای
obligatory decrease of capital, oblicatory event : کاهش اجباری سرمایه
obsolete stocks (product) : موجودی غیر مستعمل (متروک)
occupancy expense : هزینه اشغال فضا
occupation tax : عوارض کسب
occupational accidents : حوادث شغلی، حوادث ناشی از کار
occupational discase : بیماری شغلی، بیماری ناشی از کار
occupational pesion scheme : برنامه بازنشستگی کارکنان
occupational safety : حفاظت کار
occupational tax : مالیات پیشه وران و اصناف
occupied capacity : ظرفیت بکار گرفته شده (اشتغال)
occupy : به تصرف درآوردن، اشغال کردن
occur, take place : رخ دادن، اتفاق افتادن
of price fluetuation : ترقی و تنزل قیمت (نوسان قیمت)
off-type : ناجور، مغایر با نوع عادی و معمولی
offer acceptanceand : اشتباه متقابل، اشتباه جبرانی
offer and acceptance : ایجاب و قبول (در معاملات)
offer price : قیمت پیشنهادی
offer, propose : پیشنهاد کردن، تعارف کردن، عرضه
offering price : قیمت پیشنهادی
office equipment : تجهیزات یا اثاثه اداری
office of departure : دفتر گمرکی مبدا
office of paying master : دفتر رئیس پرداخت
office supplies : ملزومات اداری
officers of a company : مدیران و مقامات ارشد یک شرکت
official document (paper) : سند رسمی
officials, responsibilities : مسئولین، مقام های رسمی
offset debt, reciprocal debt : بدهی متقابل (در مقابل طلب)
offsetting errors, compensating errors : دو اشتباه که یکدیگر را خنثثی کنند، اشتتباهات متقابل
offshore company : شرکت فراساحل
oil ministry pension fund : صندوق بازنشستگی وزارت نفت
old age pension : حقوق بازنشستگی سالخوردگی
old age pension fund : صندوق بیمه بازنشستگی
oligopoly : رقابت چند جانبه، انحصار چندگانه، بازار انحصاری چند فروشنده
oligopsony : انحصار خرید
on account prior years : علی الحساب سنواتی
on approval : به شرط
on cost transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی بر مبنای قیمت تمام شده
on risk / hazard (exposure) : در معرض خطر / (در معرض) خطر، تصادف
on spot price, spot price : قیمت فی المجلس
on-cost, indirect cost (expense),indirect expense : هزینه غیر مستقیم
on-line processing : پردازش مستمر
on-time performance : عملکرد به موقع
one man company : شرکت یک نقره
one-price policy : سیاست قیمت واحد
one-shift operations : عملیات یک نوبتی
one-variance approach : روش تک انحرافی
open check : چک باز، چک نقدشدنی
open contract : قولنامه
open discount market : بازار تنزیل آزاد
open doors : در(ها)ی باز، دروازه های باز (اقتصاد)
open doors policy : سیاست درهای باز (بازرگانی)
open item file : پرونده اقلام باز
open letter of credi : اعتبار اسنادی باز
open market operations : عملیات بازار آزاد
open market rate : نرخ بازار آزاد
open market value (OMV) : ارزش دارایی در بازار آزاد
open order : سفارش باز
open outcry : حراج حضوری
open policy : بیمه نامه باز، بیمه نامه قابل تغییر
open treaty : معاهده باز
open-end bonds : اوراق قرضه آزاد
open-end budget : بودجه نامحدود
open-end company (or trust) : صندوق مشترک سرمایه گذاری
open-end fund : صندوق مشترک سرمایه گذاری با سرمایه نامحدود (معتبر)
open-end investment company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه متغیر (نامحدود)
open-end mortgage : رهن آزاد (نامحدود)
open-ended mutual funds : یک صندوق مشترک سرمایه گذاری که تعداد سهام آن مشخص نیست
opening balance : مانده افتتاحیه، مانده اول دوره، مانده انتفالی به دوره بعد
passavant : پروانه عبور
passavant declaration : اظهارنامه عبور
passbook : دفتر حساب (پس انداز) بانک
passed : رد شده
passed dividend : سود سهام اعلام نشده
passenger manifest : صورت مسافران، مانیفیست مسافران
passive : مجهول
passive asset : دارایی راکد
passive bond : قرض الحسنه، اوراق قرضه بدون بهره
passive debt : بدهی بی بهره
passive investment : سرمایه گذاری غیر فعال
passport : گذرنامه
password : اسم رمز، کلمه عبور
password pawn : کلمه رمز، اسم رمز
past due : تاخیر در پرداخت و رعایت نکردن در زمان تعیین شده (مورد توافق)
past due bill, overdue bill : برات سررسید گذشته
past service (pension) cost : هزینه خدمات قبلی
past, due, overdue : سررسید گذشته (مهلت منقضی شده)
patent : حق اختراع
patent office : اداره ثبت اختراع
patent right, patent, royalty : حق الاختراع
patent,pervasive : اختراع ثبت شده، حق ثبت اختراع, حق بهره برداری
patentee : صاحب اختراع ثبت شده
patrimony : دارایی موروثی (ترکه)
pattern : الگو
pattern of cost allocation : الگوی تخصیص هزینه
pawn broker : دلال گرو (رهن)
pawn setter : رهن گذار (راهن)
pawn, pledge, mortgage : گرو (رهن)، گرو گذاشتن
pawner : راهن، گروگذار
pay a draft at sight : پرداخت برات دیداری
pay as you eam (P AYE) : پرداخت تدریجی بدهی، پرداخت تدریجی بدهی براساس تحصیل درآمد
pay back method : رش مقایسه بازده (سرمایه گذاری ها ، طرح ها)
pay bak : بازپرداخت، استرداد جه کردن
pay bill, payment voucher, voucher : سند پرداخت
pay by check : با چک پرداختن
pay clerk : متصدی پرداخت
pay day : روز پرداخت
pay in advance : پول پیش شدادن
pay in installments : به اقساط پرداختن
pay interest : بهره پرداختن
pay interest in current account : به حساب جاری بهره دادن
pay master : مامور پرداخت
pay master pay plan, paymaster : مامور پرداخت
payoff : بازدهی (برگشت وجه)
pay office : اداره پرداخت
primary liability : بدهی اولیه، مدیون اولیه
primary market : بازار اولیه
primary market transactions : مبادلات بازار اولیه
primary movement : تغییر شدید اولیه
primary objective : هدف اولیه
primary obligation : تعهدات اولیه و اصلی
primary offering : عرضه اولیه اوراق بهادار
primary production : تولید اولیه
primary relatives : بستگان درجه اول
primary reserve fund : وجوه اندوخته اولیه
primary reserves : ذخایر (اندوخته های) اولیه
prime bank bill : برات بانکی ممتاز
prime bill : برات ممتاز (یا اعتبار عالی)
prime bill of exchange : برات اسنادی ممتاز
prime bond : سند قرضه درجه اول
prime budget : بودجه اولیه
prime cost percentage : درصد بهای اولیه
prime cost principal : هزینه های اولیه هزینه های اولیه، هزینه های تاسیس
prime cost, original cost, direct expenses : بهای اولیه، هزینه های اولیه (مستقیم)
prime document : سند اولیه
prime entry : ثبت اولیه
prime entry books : دفاتر ثبت اولیه
prime interest rate : نرخ بهره اولیه
prime model, primal model : مدل اصلی
prime rate : نرخ بهترین (ممتاز)، نرخ اولیه
primitive : مفهوم اولیه یا تعریف مشخص
primitive books : دفاتر اولیه (ابتدایی ، قدیمی)
primitive source : منبع قدیمی (منبع پیشین) دستور دهنده (در وصول، ضمانت قرارداد)
principal : اصل
principal amount, principal sum : مبلغ اصلی
principal auditor : حسابرس اصلی
principal books : دفاتر اصلی
principal budget factor : عامل کلیدی (اصلی) بودجه
principal creditor : طلبکار اصلی (عمده)
principal debtor : بدهکار اصلی (عمده)
principal office of the partnership : مرکز اصلی مشارکت
principal products : محصولات اصلی
principal-agent relationship : رابطه مالک و مدیر، رابطه ارباب و رعیت، رابطه نمایندگی
principle errors in entries : اشتباهات اصولی در ثبت حساب ها
principle of conservation : اصل محافظه کاری
principle of consistency : اصل ثبات و هماهنگی
principle of consistency for comparison : اصل ثبات رویه جهت
principle of consolidating statements : اصل تلفیق کردن صرت های مالی
principle of disclosure : اصل افشای (حقایق)
principle of exceptions : اصل توجه به انحرافات بودجه ای
principle of realimtion : اصل تحقوق
principles of consolidating financial statements : اصول تلفیق کردن
principles of cost accounting : اصول حسابداری قیمت تمام شده
principles of double entry accounting : اصول حسابداری دو طرفه
principles of the code : اصول آیین رفتار
print : ثبت قیمت در تابلوی بورس، چاپ کردن، چاپ شدن
priodic inventory posting system,periodic inventory system : سیستم ثبت ادواری موجودی ها
prior, financial period adjustments : اصطلاحات دوره مالی قبل
prior lien bond : اوراق قرضه با حق تقدم
prior period adjustment : اصلاح سنوات قبل، تعدیلات دوره قبل
prior period items : اقلام دوره های قبل
prior period′s accounts : حساب های دوره قبل
prior period, preceding period : دوره قبل
prior preferred stock : سهام ممتاز با حق تقدم
prior probabilities : احتملات پیشین
prior probability distribution : احتمالات برآوردی
prior right of creditors : حقوق ممتاز اعتبار دهندگان
prior service cost : هزینه خدمات پیشین
prior shares : سهام مقدم
prior year : سال قبل
prior year profit : سود سال های قبل
prior year′s adjustments : تعدیلات سال قبل
prior years loss(es) : زیان سنواتی
prior-charge capital : مبنای اولیه بودجه، سرمایه ممتاز، سرمایه دارای اولویت
priority : اولویت، حق تقدم
priority expense : هزینه مقدم بر
priority percentages : (فهرست) نسبت های تقدم
private : خصوصی، شخصی
private accounting : حسابداری خصوصی
private barik : بانک خصصی
private company, private corporation : شرکت خصوصی، شرکت سهامی خاص
private contract, private agreement : قرارداد خصوصی
private costs : هزینه های خصوصی
private debt : بدهی خصوصی (شخصی)
private deed : سند خصوصی
private financing : تامین مالی خصوصی
private health insurance : بیمه درمان خصوصی
private joint stock company : شرکت سهامی خاص
private ledeger (PL) : دفتر خصوصی
private ledgers : دفاتر خصوصی
private limited company : شرکت سهامی خاص
private offering : عرضه خصوصی
private ownership, private property : مالکیت خصوصی
private placement : عرضه خصوصی سهام
private property : اموال خصوصی
private sector : بخش خصوصی
private securities litigation reform act : قابل اصلاحیه پیگرد قانونی اوراق بهادار بخش خصوصی
private treaty : معامله خصوصی
private treaty pro-forma invoice : معامله اشخاص وابسته، معامله داخلی، معامله خصوصی
private warehouse : انبار اختصاصی
privatization : خصوصی سازی
privilege : امتیاز خاص، حق ویژه
privileged communication : رابطه خاص بین وکیل و موکل، پزشک و بیمار، حسابرس و صاحبکار
privileged information : اطلاعات ممتاز
privileges, benefits, advantages, rewards : مزایا
privity : رابطه حقوقی (بین طرفین قرارداد)
privity of contract : مسئولیت طرفین قرارداد
pro forma data : اطلاعات (داده های) فرضی / پیش بینی شده
pro rata : متناسب (در مورد سرشکن کردن هزینه ها، به کار می برند)
pro rata allocation : تخصیص متناسب
pro rata distribution : توزیع متناسب (هزینه، درآمد، وجوه)
pro rata liability clause : ماده مسئولیت متناسب (در قرارداد)
pro-forma financial statements : صورت های مالی پیش بینی شده
pro-forma invoice : پیش فاکتور، پروفرما، صورتحساب موقت
pro-rata rate : نرخ نسبی (نرخ تسهیم به نسبت)
pro-ration of costs : تسهیم بندی هزینه (به دوایر ، به آحاد)
pro-ration of joint costs : تسهیم بندی هزینه مشترک (به دوایر ، به آحاد تولید)
proactive : پیشگیرانه، قبل از وقوع، پیش هنگام
probabilistic forecasting : پیش بینی مبتنی بر احتمالات
probabilistic sample selection : انتخاب نمونه براساس احتمالات آماری
probability : احتمال، ضریب احتمال
probability distribution : توزیع احتمالات
probability frequency function : یک تابع ریاضی که نشان دهده احتمال رخداد رویدادهای تصادفی در یک سیستم مبتنی بر رویدادهای تصادفی است.
probability of bankruptey : احتمال ورشکستگی
probability of loss : احتمال ضرر و زیان
probability of loss, likelihood of loss (income) : احتمال ضرر (درآمد)
probability of obtaining loan : احتمال اخذ وام
probability proportionate to size (pPS) sampling : نمونه گیری رویدادهای احتمالی متناسب با «اندازه یا بزرگی» نمونه
probability sample : نمونه احتمالی
probability-proportion-to-size sample selection (PPS) : انتخاب نمونه به روش احتمال متناسب با انازه
probable event : یک رویداد آتی که رخداد آن محتمل است
probable life : عمر احتمالی
probable life of asset : عمر احتمالی دارایی
probable life of machinery : عمر احتمالی ماشین آلات
probable value : ارزش احتمالی
probate value : ارزش همه اموال متوفی، هنگام فوت
probe, review : بررسی، کاوش
problem definition : تعریف مسئله
prob1em delineation : تشریح و بیان موضوع (مساله)
problem error cause, prob1ems, errors,mistakes : اشتباهات
procedural (executional) activities : فعالیت های اجرایی
procedural audit (or review) : بررسی کنترل های داخلی و سایر روش های مورد استفاده سازمان به وسیله یک حسابرس خارجی
procedure library : بایگانی دوستورالعمل های اجرائی
procedure on checking accounts : طرز عمل رسیدگی به حساب ها
procedure on receipts : دستورالعمل دریافت (کالا ، مواد)
procedure on stocktaking : دسورالعمل صورت برداری از انبار
procedure, method : روش عمل، دستور کار، دستور العمل اجرائی
procedures to obtain an understanding : روش های کسب شناخت
procedures to obtain an understanding of internal control : روش های شناخت از کنترل های داخلی
proceeds amount, proceeds : مبلغ حاصل از فروش
proceeds from... : عایدات حاصل از ...
proceeds of discounting : وجوه حاصل از تنزیل
proceeds of sale, sales revenue : عواید فروش، وجوه حاصل از فروش
process : فرآیند، مرحله عمل، پردازش کردن
process audit : فرایند حسابرسی
process benchmarking : الگوگزینی فرآیند، مقایسه فرایند با الگوی برگزیده
process biling : ارسال صورتحساب مرحله ای
process control : کنترل فرایند
process cost account : حساب هزینه مرحله عمل
process cost accounting : حسابداری هزینه یابی مراحل عمل
process cost accounting method : روش حسابداری قیمت تمام شده مرحله ای
process cost(ing) system : سیستم هزینه یابی مرحله ای
process costing method : روش هزینه یابی مرحله ای
process costing procedure : روش عمل هزینه یابی مرحله ای
process costing, process cost system : هزینه یابی مرحله ای، هزینه یابی مراحل عملی
process improvement : بهبود فرایند
process loss : زیان مرحله ای
process map : تصویر فرایند ، نقشه فرایند
process material : مواد در جریان ساخت
process of financial reporting : فرایند گزارشگری مالی
process payment, stage payment : پرداخت مرحله ای
process productivity : بهره وری فرایند
process productivity analysis : تجزیه تحلیل بهره وری فرآیند
process profit : سود مرحله ای (سود ساخت) مرله
process quality yield : بازده کیفیت فرایند
process value analysis : تجزیه و تحلیل ارزش فرایند
processess, stages : مراحل
processing departments : دوایر ساخت
processing flow-chart : نمودار جریان پردازش اطلاعات در برنامه
processing information : اطلاعات در حال پردازش
processing of the order : انجام سفارش
processing the cost : تسهیم هزینه به مراحل
opening balance sheet : ترازنامه افتتاحیه اختتامی، تراز آزمایشی پس از بستن حسابها و انجام ثبت های تعدیلی
opening bank : بانک بازکننده اعتبار
opening books : افتتاح حساب ها، افتتاح دفاتر
opening entry : افتتاح حساب ها، ثبت افتتاحی
opening inventory : موجودی کالای ابتدای دوره
opening stock : موجودی افتتاحیه (اول دوره)، موجودی کالا اول دوره
opening the books : افتتاح حساب ها، نقل مانده حساب ها به دفاتر جدید
opening trial balance : تراز آزمایشی افتتاحیه
operable time : زمان آمادگی، زمان دسترسی
operate, practice : عمل کردن
operating : عملیاتی، فعالیت یک سازمان
operating (income-profit) : سود عملیاتی
operating (period-cycle), cycle of operations : دوره گردش عملیات
operating activities, operational activities : فعالیت های عملیاتی
operating and financial review : بررسی وضع مالی و عملیاتی شرکت
operating asset : دارایی فعال (موثر در بهره برداری)
operating capability : توان عملیاتی
operating capability maintenance : حفظ توان عملیاتی
operating cash inflows : جریان های وجه نقد ورودی حاصل از عملیات
operating cycle : چرخه عملیات، دوره عملیاتی، گردش عملیات
operating earnings : عایدات عملیاتی
operating effectiveness : سودمندی عملکرد درجه (عملیات)
operating efficiency : کارآیی عملی (موثر)
operating expense (cost) : هزینه عملیاتی
operating incom (or profit) : سود عملیاتی
operating income : درآمد عملکرد، درامد عملیاتی
operating items : اقلام عملیاتی
operating lease : اجاره عملیاتی
operating leverage : اهرم عملیاتی
operating loss : زیان عملیاتی
operating manual : راهنمای عملیاتی
operating margin : سود ناویژه
operating method : روش عملیاتی
operating performance : عملکرد، میزان مهارت و موقتی حاصل از هر نوع فعالیت
operating performance ratio(s) : نسبت های عملیاتی (عملکرد)
operating profit : سود عملکرد
operating ratio : نبت عملیاتی
operating report : گزارش عملیاتی
operating reserve : ذخایر عملیاتی
operating result(s), results of operations : نتایج عملیات، سود یا زیان خالص
operating revenue : درآمد عملیاتی
operating risk : ریکس عملیاتی
operating segment : بخش (واحد) عملیاتی
operating statement : صورت عملکرد
operating system : سیستم عامل
operating trend : روند عملیات
operation : عملیات، عملکرد
operation budget : بودجه عملیاتی
operation cost center : مرکز هزینه عملیات
operation costing : هزینه یابی عملیاتی
operation leverage : اهرم عملیاتی
operation research : تحقیق در عملیات
operation test run period : دوره عملکرد آزمایشی
operation time : زمان مشغول به کار
operational : عملیاتی
operational accountability : پاسخگویی نسبت به عملیات، مسئولیت مقامات اجرایی
operational asset : دارایی عملیاتی
operational audit(ing) : حسابرس عملیاتی
operational capacity, practical capacity,practical attainable capacity : ظرفیت عملی، قدرت عملیات
operational control information system : سیستم اطلاعاتی کنترل عملیات
operational control operating control : کنترل عملیاتی
operational expense : هزینه عملیاتی، هزینه عملیات عادی واجد تجاری
operational internal audit plan : طرح عملیاتی حسابرسی داخلی
operational management : مدیریت عملیاتی
operational report : گزارش عملیاتی
operational variances : انحراف های عملیاتی ، مغایرت های عملیاتی
operations research (OR) : تحقیق عملیاتی
operations, transactions : عملیات
opinion : آراء، رای، عقیده، اظهار نظر
opinion paragraph (auditing) : بند اظهارنظر
opinion research : تحقیق آراء، تحقیق عقاید
opinion shopping : خرید رای
opinion, attitude, view, award : نظرگاه، دیدگاه، رای، عقیده، آرا، حکم
opportunity cost (allocation) : هزینه فرصت های از دست رفته
opportunity set : مجموعه گزینه های پیش روی
oppose : مخالفت کردن، رو در رو ایستادن
opposite side of account : طرف مقابل حساب
optimal capital structure : ساختار بهینه سرمایه
optimal cost management system : سیستم مدیریت (کنترل) بهینه هزینه
optimal level : سطح مطلوب
optimal portfolios : پرتفوی بهینه، مطلوبترین مجموعه سرمایه گذاری
optimal solution : راه حل بهینه
optimize : بهینه یابی، بهینه سازی
optimizing models : مدل های بهینه سازی
optimum : حد مطلوب، بهینه
optimum (optimal) allocation method : روش تخصیص مطلوب
optimum output : نتیجه یا محصول مطلوب (مورد نظر)
optimum perfonnance : اجرای مطلوب (عملیات)
optimum solution : راه حل مطلوب
optimum stock level : حد مطلوب موجودی
optimum tariff : تعرفه ی بهینه
optimum trading range : دامنه مطلوب دادوستد، حد بهینه خرید و فروش
optimum use : استفاده مطلوب
optimum work period : حد مطلوب دوره کار
option : اختیار، آزادی در انتخاب، اختیار معامله
option dealing : سفته بازی روی ترقی سهام، معامله اختیاری
option holder : دارنده برگ اخیار معامله
option money : پول اختیاری (علی الحساب)
option premium : قیمت برگ اختیار خرید (فروش) سهام
option price : قیمت اختیار خرید سهام
option series : سری برگ های اختیار معامله
option spread : فرم سفارش
option writer : فروشنده یک برگ اختیار معامله
optional dividend : سود سهام اختیاری (نقدی یا مصرفی با سهام جایزه)
optional redemption : باز خرید اختیاری
opulation of interest : جامعه آماری مورد نظر
order point : نقطه سفارش (کالا)، نقطه تجدید سفارش
order processing time : نقطه سفارش (کالا)، نقطه تجدید سفارش
ordere de experts comptables (OEC) : هیات ناظر بر حرفه حسابداری در فرانسه
ordinary depreciation : استهلاک عادی
ordinary profit : سود ناشی از فعالیت های شرکت
ordinary repair : تعمیر عادی
organization for economic cooperation and development (OECD) : سازمان همکاری و توسعه اقتصادی
organization for european economic cooperation (OEEC) : سازمان همکاری اقتصادی اروپا
organization, body corporate,corporation : سازمان
organizational relationships : روابط سازمانی
orginal capital : سرمایه اصلی
orginal copy : نسخه اصلی
orginal cost (expense, expenditure) : هزینه اصلی
original capital : سرمایه اولیه
original markups : افزایش اولیه قیمت فروش
original receipt : رسید اصلی
original selling price : قیمت اولیه فروش
other accounts payable : سایر حساب های پرداختنی
other comprehensive income : سایر اقلام سود جامع
other information included in annual reports : سایر اطلاعات مندرج در گزارشات سالاته
other people′s money (OPM) : (استفاده از) پول دیگران
out flow of capital : خروجی سرمایه
out of pocket costs, actual expenditures : مخارج واقعی، هزینه های پرداخت فوری
out-of-pocket costs : هزینه های خاص که جهت انجام یک کار به ناچار پرداخت می شود.
out-of-sample data : اطلاعات (داده های) خارج از نمونه
outgoing partner : شرکت خارج شونده
outlay expiration : استهلاک، کاهش ارزش دارایی
output : بازده، محصول، برون داد
output cost : هزینه تولید
output data : اطلاعات خروجی
output level overhead variance : انحراف سربار در سطح محصول
output report : گزارش خروجی
output scanning : بررسی گزارش های خروجی
output -oriented principles : اصول متمرکز بر ستانده ها
outputs : عوامل کارکرد
outright exportation : صادرات یکسره / قطعی
outside the power : خارج از اختیار
outside the power of directors : خارج از اختیارات مدیران
outstanding capital : سرمایه معوق (وصول نشده)
outstanding deposit : سپرده های بین راهی
outstanding premium : حق بیمه معوق
outstanding, pending, accrue : معوق
outward processing : عمل آوردن در خارج
over absorbed, over applied : اضافه جذب شده
over absorption (overall feasibility) : اضافه جذب
over absorption of fured cost : اضافه جذب سربار ثابت
over capacity : بالاتر از ظرفیت
over life of project : در طول عمل، مدت پروژه
over par value : مازاد بر ارزش اسمی
over pay : بیش از استحقاق مزد دادن
over payment : پرداخت زائد (بیش از حد)
over product : تولید بیش از اندازه (تولید انبوه)
over purchase : خرید به قیمت بالا
over spend : تجاوز از اعتبار مصرف شده
over-applied overhead : اضافه جذب (هزینه) سربار
overabsorption : مازاد جذب سربار
overall productivity : بهره وری کامل (جامع)
overapplied (overhead) cost : مازاد هزینه جذب شده
overdue debt, past due debt : بدهی سررسید گذشته، مطالبات معوق
overhead absorbtion, overapplied overhead : جذب (هزینه) سربار
overhead appropriation : تسهیم، سرشکن کردن، تقسیم کردن
overhead capacity variance : مغایرت ظرفیت سربار
overhead efficiency variance (productivity variance; overhead productivity variance) : انحراف کارایی سربار
overhead expenses : هزینه های سربار (بالاسری)
overhel!-d in process : سربار در جریان ساخت
overhead per unit : نرخ واحدی سربار
overhead price variance : مغایرت قیمت سربار ، انحراف قیمت سربار
overhead usage, overhead spending : مصرف سربار
overpaid : پرداخت بیش از حد (بیش از حق)
overseas company : شرکت خماورای بحار
overtime allowance, overtime pay : فوق العاده اضافه کار
overtime pay : مزد اضافه کاری
overtime premium hours : ساعات اضافه کاری جایزه دار
ownership : مالکیت
ownership card : کارت مالکیت
ownership · claims : مطالبات مالکیت
ownership equity : حقوق مالکین
ownership of assets : مالکیت دارایی
ownership right, right of possession,property right, proprietary right : حق مالکیت
Pacioli, Luca (1445-1514) : پاچیولی، لوکا (1517،1445 میلادی) یک راهب فرانسیسکن و نخستین کسی که توانست فترداری ثبت دو طرفه ارائه کند.
package deal : معامله کلیدی ، چکی (بدون توجه به مسائل جزئی معامله)
package pay : مزد بسته بندی یا عدلبندی
packaged program : برنامه آماده
packaging cost : هزینه بسته بندی
packet, small package : بسته کوچک
packing and distribution : بسته بندی و توزیع
packing and loading expense : هزینه بسته بنی و بارگیری
packing and shipping : بسته بندی و ارسال
packing expense (charge) : هزینه بسته بندی
packing list : صورت بسته بنددی یا عدلبنددی؛ صورت کالاهای بسته بندی شده
packing note : یادداشت محتویات بسته
packing, packaging : بسته بندی و توزیع
padding expenses : فزون نمایی هزینه ها
paging : فرایند انتقال داده ها و اطلاعات از حافظه اصلی به حافظه های فرعی (رایانه)
paid : پرداخت شده، نقد
paid check : چک پرداختی
paid in (up) capital, contributed capital : سرمایه پرداخت شده
paid in capital for treasury stock : صرف سهام خزانه
paid in capital from retirement of treasury stock : سرمایه پرداخت شده از ابطال سهام خزانه
paid in cash share : سهام نقداً پرداخت شده
paid in kind : پرداخت غیر نقدی
paid inexcess of par value : پرداخت مازاد بر ارزش اسمی
paid. invoice : صورتحساب پرداخت شده
paid on account : پرداختی علی الحساب
paid on charge : پرداختی به عنوان مساعده
paid on credit : پرداختی نسیه (قرضی)
paid sick leave, sickness benefit : پرداخت دستمزد ایام بیماری
paid up capital share : سرمایه تمام پرداخت شده
paid up insurance : بیمه پرداخت شده
paid up policy : بیمه نامه ای که حق بیمه آن پرداخت شده
paid up share (stock) : سهام پرداخت شده
paid-in : پرداخت شده
paid-in capital : سرمایه پرداخت شده
paid-in capital in excess of par : صرف سهام
paid-in capital surplus : صرف سهام
paid-in surplus : صرف سهام
paid-up capital : سرمایه پرداخت شده
paid-up insurance : بیمه پرداخت شده
painting the tape : ایجاد رونق مصنوعی در بورس
pansion and saving department : اداره بازنشستگی و پس انداز
paper assets : داراییهای مالی، اوراق بهادار
paper profit : سود تحقوق نیافته، سود صوری
paper rate : نرخ غیر واقعی
paper tiger : سرمایه گذاری به ظاهر سودآور
par : برابری، تساوی، بهای رمی اسناد و ضمانتنامه ها
par bond : اوراق قرضه ای که به ارزش اسمی فروخته شود
par clearing, par payment : پرداخت اصلی (اسمی)
par exchange rate, exchange parity,foreign exchange rate : نرخ برابری ارز
par of exchange : نسبت واحد پول یک کشور به واحد پول کشور دیگر
par rate of exchange, official exchange rate : نرخ رسمی ارز
par value method : روش ارزش اسمی
par value of currency : نرخ اسمی ارز
par value of securities : قیمت اسمی اوراق بهادار
par value of shares : قیمت اسمی سهام
par value of stocks, face value of shares,stated value of share, stock par value : ارزش اسمی سهام
par value theory : تئوری ارزش اسمی
par-clearance : واریز (پرداخت) اسمی
par-clearing : واریز اصل سند (مبلغ اسمی سند)
par-value capital stock : تعیین ارزش اسمی هر سهم براساس اساسنامه شرکت
paradigm : الگوی فکری، پارادایم
paragraph : یک قسمت از یک ماده یا تصره، بند
parallel hedge : پوشش ریسک از طریق خرید ارزهای متفاوت
parallel simulation : شبیه سازی موازی
parallel testing : آزمون موازی
parameter : عامل ثابت، گارامتر، مولفه
parametric test : آزمن پارامتر، پارامتر سنجی
parcel of bills : بسته بروات
parcel post : بسته پستی
parcel post receipt : قبض امانات پستی
parent : واحد تجاری اصلی، شرکت مادر
parent company : شرکت مادر، واحد تجاری اصلی یا شرکتی که واحدهای فرعی را کنترل می کند.
parent company auditor : حسابرس شرکت مادر
parent company statements : صورت های مالی جداگانه «واحدهای تجاری اصلی»
parent company′s percentage of ownership : درصد مالکیت شرکت اصلی
parent enterprise (corporation) : موسسه مادر
parent′s percent of ownership : درصد مالکیت شرکت اصلی
parent - subsidiary relationship : رابطه اصلی، فرعی
parenthesis-free notation : یادداشت بدون پرانتز
parenthetical information : ارائه اطلاعات در داخل پرانتز
parenthetical note : یادداشت بدون پرانتر
pareto principle : اصل پارتو ، قانون بیست هشتاد
pari passu clause : شرط برابر بودن وام ها
parity : برابری، نسبت
parity price : قیمت همانند یا یکسان
parol : قول شفاهی، قرارداد شفاهی
parole agreement : قولنامه (قرارداد شفاهی)
parole evidence role : قاعده حاکمیت متن نوشته بر نقل قول شفاهی در قراردادها
part paid : قسمت پرداخت شده
part shipment : حمل قسمتی از کالا
part-paid invoice, part paid statement : صورتحساب جزئا پرداخت شده
part-payment : پرداخت قسمتی
part-time worker, casual worker : کارگر موقت، کارگر نیمه وقت
partial : جزیی ، قسمتی
partial damage : خسارت جزئی
partial disability : از کار افتادگی جزئی
partial payment : پرداخت به دفعات
partial productivity : بهره وری ناقص
partial productivity measurement : اندازه گیری بهره وری ناقص / نسبی
partial recognition : شناسایی ناقص / نسبی
partial reliance : اعتماد نسبی
partial relief : بخشودگی جزئی
partial shipment, shipment by instalment : حمل به دفعات ، حمل بخشی از کالا
partial work related disability : از کار افتادگی جزئی ناشی از کار
partial year : بخشی از سال
partially paid : قسمت پرداخت شده
partially paid capital : سرمایه به دفعات پرداخت شده
partially paid shares : سهام به دفعات پرداخت شده
partially participating : مشارکت جزیی
partially participating preferred stock : سهام ممتاز با مشارکت جزئی در سود باقی مانده
partially participation : مشارکت جزئی
participate : مشارکت کردن
participating bonds : اوراق قرضه با حق مشارکت در سود
participating capital stock : سهام ممتاز با حق سهیم شدن در مازاغد سود
participating clause : شرط حق مشارکت در سود اضافی
participating dividend : سود پرداختی به داردندگان سهام ممتاز علاه بر سود تعیین شده در برگ سهم.
participating in interests : سهیم در منافع
participating insurance : بیمه سهیم (در منافع)
participating preference share : سهم ممتاز که دارنده آن سود تقسیمی ثابتی دریافت می کند و پس از این که سهامداران عادی درصد مشخصی از سود دریافت کردند، وی در بقیه سود سهیم می شود.
participating share : سهم ممتاز با حق مشارکت در سود
participating stock : سهام مشارکت کننده در سود
participation certificate : ورقه یا برگ مشارکت
participation credit : اعتبار مشارکتی
participation funds : وجوه مشارکتی
participation loan : وام مشارکتی
participation, corporate, joint venture,partnership, cooperation : مشارکت
participation, partnership : شراکت، همیاری
particular average : میانگین خاص
particular balance sheet accounts : حساب های خاص ترازنامه
particular expense : هزینه خاص
particular format of accounting books : شکل خاص دفاتر حساب
particular forms of cost functions : اشکال خاص توابع هزینه
particular operating cost : هزینه خاص عملکرد (عملیات)
particular partnership : مشارکت مخصوص
particular profit and loss expense : هزینه خاص سود و زیان
particular(s) : مشخصات، مشخص، معین
parties to bill : اشخاص ذینفع در برات
parties to contract : طرفین قرارداد
partly finished : تا اندازه ای ساخته شده ، نیمه ساخته
partly finished goods, semi finished goods : کالای نیمه ساخته
partly finished stock : موجودی کالای تا اندازه ای تمام
partly finished store : انبار کالای نیمه ساخته
partly paid shares : سهامی که هنوز تمام مبلغ اسمی آن پرداخت نشده باشد.
partly paid, semi-paid : نیمه پرداخت
partly secured : تا اندازه ای تضمین شده
partly secured credit : اعتبار نیمه تضمین شده
partly secured loan : وام با قسمتی تضمین
partner : شریک بودن، یار بودن، همکار
partner in joint account : شریک با حساب مشترک
partner participant : شریک
partners : شرکاء
partners of the company : شرکاء شرکت
partners′ current account : حساب جاری شرکاء
partners′ drawing account : حساب برداشت شرکاء
partners′ interest : حقوق شرکاء (منافع شرکاء)
partnership accounting : حسابداری شرکت های تضامنی
partnership agreement, joint venture agreement : قرارداد بین شرکای یک شرکت تضامنی
partnership capital : سرمایه شراکت
partnership dissolution partnership liquidation : انحلال شرکت تضامنی
partnership financial statements : صورت های مالی شرکت تضامنی
partnership liquidation : انحلال شرکت های غیر سهامی
partnership profit : سود شرکت غیر سهامی
parts list : صورت مواد، صورت اجزا
party : طرف معامله
party concerned, party interested : ذینفع (طرف ذی نفع)
pass : از قلم افتاده، تصویب، کلمه رمز، گذاشتن، عبور کردن، تصویب کردن قانون
pass-book : دفتر حساب جاری بانکی مشتری
passage : حق عبور
passage of title : انتقال مالکیت
pay officer, pay master : متصدی پرداخت
pay on credit : به صرت نسیه پرداختن
payout rate : (سرمایه ، سهام) نرخ پرداخت سود
pay plan : طرح حقوق، سیستم حقوق و مزایا
pay raise, increase in salary : افزایش حقوق
pay sheet, salary roll, pay roll : لیسست حقوق، لیست حقوق و دستمزد
pay slip, pay receipt : بیجک (برگ رسید دستمزد)
pay up : پرداخت وجه اضافی
pay, reimburse, disburse, settle : پرداخت کردن
pay-as-you -earn : پرداخت به قدر عالیدی، پرداخت در برابر خدمت
pay-as-you-go : پرداخت تدریجی بدهی، ثبت هنگام پرداخت
pay-off period of asset : دوره بازدهی دارایی
pay-off period of investment : دوره پرداخت سرمایه گذاری
pay-through bonds : اوراق قرضه دارای پشتوانه
payability : قابلیت پرداخت
payable : بدهی های پرداختنی، قابل پرداخت
payable (on) demand : قابل پرداخت در صورت مطالبه
payable at destination : قابل پرداخت در مقصد
payable at maturity : قابل پرداخت در سررسید
payable at par : قابل پرداخت به ارزش اسمی
payable at sight : قابل پرداخت به رویت
payable in advance : قابل پیش پرداخت
payable in bearer : قابل پرداخت در جه حامل
payable long-term inter-company : بدهی بلند مدت فی ما بین شرکت های وابسته
payable to bearer : قابل پرداخت به حامل
payable to bearer of bill bearer bill : برات در وجه حامل
payable to order : قابل پرداخت به حواله کرد
payables turnover period : دوره واریز بستانکاران
payables, accounts payable : حساب های پرداختنی (بدهیها, بستانکاران)
payback : برگشت سرمایه، بازیافت سرمایه گذاری
payback (or payout) period method : روش دوره بازیافت سرمایه
payback method : روش (محاسبه) بازیابی سرمایه ، روش محاسبه برگشت سرمایه
payback period : دوره برگشت سرمایه، دوره بازیافت سرمایه گذاری
payback period method : روش مبتنی بر دوره بازیافت
payback period reciprocal : معکوس دره بازیافت
payback reciprocal : دوره بازیابی
paydown : مبلغ صرفه جویی شده
payee : گیرنده
payee of the check, receiver of check : گیرنده چک
payee of the note : دریافت کننده وجه سند، گیرنده سند
payer : پرداخت کننده، دهنده وجه
paying agent : نماینده پرداخت
paying back : استرداد، بازپرداخت
paying bank, reimbursing bank : بانک پرداخت کننده
paying credit : حواله پرداخت
paying out profit : سود پرداخت کردنی (قابل تقسیم)
paying slip : برگ پرداخت وجه
paying up, clearance : برائت (دین، بدهی)
paying-in slip : فرم بستانکار، فیش بستانکار
payment : پرداخت
payment against a draft : پیش پرداخت در مقابل برات
payment agreement : موافقت نامه پرداخت
payment authorization : دستور (مجوز) پرداخت
payment bill : برات پرداختی
payment bond : ضمانتنامه پیش پرداخت
payment by instatments : پرداخت به اقساط
payment by results : پرداخت براساس نتایج کار
payment by the insured : پیش پرداخت توسط بیمه شده
payment date : تاریخ پرداخت
payment in advance, payment on account, disbursement : پرداخت علی الحساب، پیش پرداخت
payment in dollars : پرداخت به دلار
payment in due : پرداخت در سررسید
payment in foreign currency : پرداخت به ارز خارجی
payment of a debt, discharge : پرداخت بدهی، ایفای تعهد، برائت ذمه، پرداخت بدهی به اعتبار
payment of claim : پرداخت ادعا، پرداخت خسارت
payment of wage : پرداخت دستمزد
payment on account : (پرداخت) علی الحساب
payment on behalf of : پرداخت از طرف
payment on open account : پرداخت در حساب جاری
payment order : حواله ارزی
payment summary : خلاصه پرداخت
payment supra protest : پرداخت پس از واخواهی
payment system : سیستم پرداخت ها
payment term, terms of pament : شرایط پرداخت
payment under a guarantee : پرداخت تحت ضمانتنامه
payment under reserve : پرداخت تحت تضمین
payment voucher, pay bill : سند پرداخت
payment, disbursement : پرداخت
payoff = pay-off : نتیجه، حاصل، قسط نهایی بدهی
payoff period = pay-off period : دوره بازیابی سرمایه
payoff table : جدول عایدات
payout ratio, dividend payout, long-run dividend payout ratio, payout time : نسبت پرداخت سود سهام
payout time : دوره (زمان) بازیابی سرمایه
payroll and personnel cycle : چرخه حقوق و دستمزد کارکنان
payroll card : کارت مشخصات حقوق
payroll computations : محاسبات حقوق و دستمزد
payroll cost : هزینه حقوق و دستمزد
payroll cycle : چرخه حقوق و دستمزد
payroll deductions : کسورات حقوق و دستمزد
payroll entries : ثبت های حقوق و دستمزد
payroll master file : پرونده اصلی حقوق و دستمزد
payroll records : اوراق و اسناد حقوق و دستمزد
payroll register : دفتر ثبت حقوق و دستمزد
payroll system : سیستم حقوق و دستمزد
payroll tax : مالیات حقوق و دستمزد
payroll tax rate : نرخ مالیات حقوق و دستمزد
payroll, wages and salaries : حقوق و دستمزد
peak : منتها درجه، حداکثر، نقطه اوج
peak efficiency : حداکثر کارآیی
peak load : بار حداکثر، حداکثر بار
peak sales : نقطه اوج فروش
pecking order : به ترتیب اولویت
peculator, embezzler : مختلس (دزدی کننده) ، اختلاس کننده
pecuniary benefit : خالص وجوه نقد یا معادل پول حال از یک معامله، پس از کم کردن هزینه های مربوطه
pecuniary dificulties : مشکلات پولی
pecuniary punishment : مجازات نقدی
peer review : بررسی به وسیله همکاران، حسابرسی همپیشگان
pegged rates : نرخ ارز ثابت یا نسبت مبادله ارز پول دو کشور
pegging, market price fixing : تثبیت قیمت بازار
pelf, unlawful (illigal) property : مال نامشروع
penal provisions : مقررات جزائی
penal records : سوابق کیفری
penal responsibility : مسئولیت جزائی
penalty : کیفر، مجازات، جریمه
penalty agreed beforehand : غرامت مقطوع
penalty rate : نرخ جریمه
pending accounts : حساب های معلق
pending expenses, suspense cost,deferred expense, accrued expense : هزینه معوق
pending lawsuits : دعاوی حقوق در شرف طرح، دعاوی حقوقی در جریان
pending litigation : دعاوی معوقه
penetration pricing : قیمت گذاری زیرکانه
penny shares : اوراق بهادار کم بها
penny stock : سهام کم ارزش
pension : بازنشستگی
pension (fund- pool), retirement fund : صندوق بازنشستگی وزارت نفت
pension and saving fund : صندوق پس انداز و بازنشستگی
pension and savings : پس انداز و بازنشستگی
pension benefits : مستمری
pension contribution : سهمیه بازنشستگی
pension cost : هزینه سالانه که کارفرما به صندوق بیمه بازنشستگی پرداخت می کند.
pension costs and retirement plans : هزینه های و طرح های بازنشستگی
pension development : افزایش مستمری
pension fund : صندوق بازنشستگی
pension funds investment : سرمایه گذاری وجوه بازنشستگی
pension lapse : قطع مستمری
pension liablity : بدهی بازنشستگی
pension office : اداره بازنشستگی
pension payment : پرداخت مستمری
pension plan : طرح وجوه بازنشستگی
pension plan fund : صندوق طرح بازنشستگی
pension reserve : تعهد کارفرما، ذخیره وجوه بازنشستگی
pension reserve funds : وجوه ذخیره بازنشستگی
pension reserve funds investment : سرمایه گذاری وجوه اندوخته بازنشستگی
pension scheme : طرح بازنشستگی
pensionable : به سن بازنشستگی رسیده
pensionary : حقوق بگیر بازنشسته
per : از قرار، در، هر
per annum (per, ann.), annual(ly),yearly : سالیانه، در سال
per capita : سرانه
per capita income = income per head : درآمد سرانه
per capital tax, capitation tax : مالیات سرانه
per cent = percentage : درصد
per contra : برعکس، از طرف دیگر
per contra account balances : مانده های حساب با طرف مقابل پایاپای
per contra item : مانده موازنه با طرف دیگر حساب
per diem : در روز، روزانه، از قرار، به قرار روزی
per mensem : در ماه، ماهی
per pro : بجای، از جانب
percapita debt : بدهی سرانه
percent : درصد
percent of ownership : درصد مالکیت
percent of sales method : روش درصد فروش
percentage : (نسبت) درصد
percentage bonds : اوراق قرضه درصدی (بهره)
percentage change in EBIT : درصد تغییر در ود قبل از کسر بهره و مالیات
percentage computation : درصد یابی
percentage expression : درصد نمائی
percentage interest : بهره درصد
percentage mark up on cost : درصدی افزایش به بهای تمام شده
percentage method : روش درصدی
percentage of completion : درصد تکمیل
percentage of completion method : روش تعیین درصد تکمیل کار
percentage of debtors to turnover : درصد بدهکاران به حجم فروش
percentage of gross profit to sales : درصد سود ناویژه به فروش
percentage of gross profit to turnover : درصد سود ناویژه به حجم فروش
percentage of net sales : درصد فروش خالص
percentage of receivables : درصد وصولی ها
percentage of the time : درصد دفعات
percentage on prime cost : درصد «هزینه های اولیه»
percentage point : یک صدم
percentage profit : سود درصدی
percentate of credit sales : درصد فروش های نسیه
percentile : صد یک، یک صدم
perecentage sales change : درصد تغییر فروش
pereferential discount rate : نرخ ممتاز تنزیل (یا تخفیف)
peresentation for paymant : ارائه برای پرداخت (برات)
perfect capital market : بازار کامل سرمایه
perfect competition : رقابت کامل
perfect loss : زیان مطلق، زیان خالص
perfect markets school : مکتب بازارهای کامل
perfect monopoly : انحصار کامل
perfect negative correlation : همبستگی منفی کامل
perfection standard : استاندارد کامل (ایده آل)
perfectly competitive market : بازار رقابت کامل
perforated check (cheque) : جک منگنه شده (باطل شده)
perform : عمل کردن، اجرا کردن
perform customs formalities : انجام دادن تشریفات گمرکی
performance : عملکرد
sperformance accounting, constant money accounting : حسابداری بر حسب کارکرد
performance appraisal, performance evaluation : ارزیابی عملکرد
performance audit : حسابرسی عملکرد
performance bond (letter of) guarantee : سند تضمین اجرای کار
performance bond guarantee (P .B.G) : تضمین نامه حسن انجام کار
performance bond letter of guarantee : تضمین نامه اجرای کار
performance bond, performnce guarantee, surety bond : ضمانتنامه حسن انجام کار، تضمین عملکرد
performance budget : بودجه عملکرد (محصول)
performance budget expenditure : مخارج بودجه عملیاتی
performance budget funds : اعتبارات بودجه عملیاتی
performance budget period : دوره بودجه عملیاتی
performance budgeting : بودجه بندی عملیاتی (دولتی)
performance data : مجموعه اطلاعات اجرایی
performance evaluation : ارزیابی عملکرد
performance gap : شکاف عملکرد
performance goals : هدف های عملیاتی
performance guarantee insurance : بیمه ضمانت عمل ، بیمه ضمانت اجرایی
performance indicators : شاخص های عملکرد
performance measures : سنجش عملکرد
performance of audit work : اجرای عملیات حسابرسی (داخلی)
performance of work : اجرای عملیات
performance quarantee : ضمانت اجرا، مقیاس، سنجش عملیات، مقیاس سنج عملیات
performance report : گزارش عملکرد
performance standard : استاندارد عملکرد
performance test : آزمون عملکرد
performance withhokiing : سپرده حسن انجام کار، کسور وجه الضمنان
period concept : اصل دوره زمانی
period cost : هزینه دوره مالی
period for acceptance of tenders, tender acceplance period : مدت قبول پیشنهادات شرکت در مناقصه
period for remedying defects : مدت (دوره) رفع نقایص، مدت زمان اعتبار حق اقلامه دعوا، مدت زمان بین سفارش کالا و تحویل آن (به خریدار)
period of account : هزینه های دوره ای، هزینه دوره محاسباتی
period of credit : دوره اعتبار
period of credit allowed : دوره مجاز اعتبار (طلب)
period of delivery : دوره تحویل
period of guarantee, warranty period : دوره تضمین
period of hire : دوره اجاره
period of insurance : مدت بیمه
period of military service : مدت خدمت سرباری
period of office, term of office : دوره تصدی
period of payment, grace period : مهلت پرداخت، دوره پرداخت
period to date : مدت تا این تاریخ
period, phase, cycle, time, age, course,term : دوره
period-to-period change method : روش تغییر دوره به دوره
period-to-period comparisons : مقایسه های دوره به دوره
periodic : ادواری
periodic audit program : برنامه حسابرسی متناوب
periodic audit, repeated audit : حسابرسی دوره ای (مکرر)
periodic budget : بودجه دوره ای
periodic checking : رسیدگی دوره ای
periodic compensation : حقوق و مزایای ادواری
pperiodic cost : هزینه متناوب (تناوبی)
periodic expense, period cost, time cost : هزینه دوره
periodic income : درآمد دوره ای (ادواری)
periodic internal audit reports : گزارش های دوره ای حسابرسی داخلی
periodic inventory system : سیستم ثبت ادواری موجودی ها
periodic inventory taking : صورت برداری دوره ای از موجودی انبار
periodic inventory valuation : ارزیابی ادواری موجودی انبار
periodic method : روش ادواری
periodic payment : پرداخت متناوب
periodic paYII!ent accumulating to (A) : سرمایه (A) قسط السنین برای تشکیل
periodic payment plan : طرح خرید سهام دوره ای
periodic payment with present value of 1 : پرداخت اقساط با ارزش فعلی یک
periodic review system : روش تجدید سفارش کالا یا مواد، تعیین فاصله زمانی تجدید سفارش
periodic simple average : معدل ساده دوره ای
periodic stock taking : موجودی گیری دوره ای
periodic system : روش ثبت ادواری موجودی ها
periodic weighted average : متوسط وزنی دوره ای
periodical profits : سودهای متناوب
periodicity concept : مفهوم دوره ای، اصل مبتنی بر وجود دوره های مشخص زمانی
periodicity periodicity assumption : فرض دوره مالی
peripheral or incidental transactions : رویدادها و عملیات جنبی یا تصادفی
perishability : فساد پذیری
perishable : فاسد شدنی، ضایع شدنی
perishable goods (stock) : کالای فاسد شدنی
perks : عواید غیر مستمر
permanent account : حساب دائمی
permanent annuity : مستمری دائمی
permanent asset : دارایی سرمایه ای، دارایی همیشگی (زمین)
permanent audit file, permanent file of auditing : پرونده دائمی حسابرسی
permanent capital : سرمایه دائمی
permanent capital company : شرکت با سرمایه دائم
permanent decline : کاهش دائمی و همیشگی
permanent decline in value of investment : کاهش دائمی در ارزش سرمایه گذاری
pennanent difference : تفاوت همیشگی
pennanent diminution in value : کاهش دائمی ارزش
pennanent income : درآمد مستمر (ثابت)
permanent interest bearing share (PIBS) : اوراق بهادار یا بهره ثابت
pennanent investment : سرمایه گذاری دائمی (ثابت ، طویل المدت)
pennanent ownership right : حق تملک دائم
permanent saving : پس انداز ثابت (مستمر)
pennanent tariff committee : کمیته دائمی تعرفه
permanent-total disability : از کار افتادگی کلی دائم
permissible capital payment (PCP) : پرداخت (برداشت) مجاز از سرمایه
permissible goods : کالای مجاز
permission letter : اجازه نامه
permission, completion : اجازه، اختیار
permit, licence : اجازه نامه، جواز، پروانه
pennutation, time-period principle : مفهوم دوره ای، مفهوم دوره محاسباتی
perpendicular spread : شکاف عمودی
perpetual annuity : قسط مادام العمر
perpetual audit : رسیدگی مداوم به موجودی کالا
perpetual bond : اوراق قرضه ی مادام العمر
perpetual debt : وام مادام العمر
perpetual entry : ثبت دائمی
perpetual insurance : بیمه مستمر، بیمه دائمی
perpetual inventory : ثبت دائمی موجودی کالا
perpetual inventory control : کنترل دائمی موجودی انبار
perpetual inventory master file : پرونده اصلی ثبت دائمی موجودی کالا
perpetual inventory method : روش دائمی موجودی گیری
perpetual inventory posting system,perpetual inventory system : سیستم ثبت دائمی موجودی ها
perpetual inventory valuation system : روش ارزیابی دائمی موجودی
perpetual inventory, pennanent inventory : موجودی گیری دائمی از انبار
perpetual method : روش دائمی موجودی گیری
perpetual arrant : برگ اختیار خرید دائمی سهام
perpetual, permanent : همیشگی
perpetual, permanent, constant : دائمی
perpetuity : اقساط مادام العمر، مقرری دائمی
perquisities : انعام یا هدیه، مزایای حاشیه ای
person : شخص، واحد سازمانی
personal (check -cheque) : چک شخصی (غیر بانکی)
personal account : حساب شخصی
personal account of partner : حساب های شخصی شرکاء (در دفاتر کل)
personal : سرفصل حساب های شخصی (در دفاتر کل)
personal allowances : مقرری دائمی، مستمری عمرانه، عمری
personal and nominal accounts : حساب های شخصی و اسمی
personal chattel : دارایی منقول، اموال منقول
personal consumption : مصرف شخصی
personal credit : اعتبار شخصی
personal debt (liability) : بدهی شخصی (شخص حقیقی)
personal effects : لوازم شخصی
personal estate : ماترک شخصی
personal financial planning : برنامه ریزی مالی شخصی
personal financial statements : صورت های مالی فردی / انفرادی
personal financing : تامین مال شخصی
personal income tax : مالیات بر درآمد اشخاص حقیقی
personal interest : منافع شخصی
personal investment : سرمایه گذاری شخصی
personal liability : بدهی شخصی
personal loan : وام شخصی
personal observation of auditor : مشاهدات شخصی حسابرس
personal ownership : مالکیت شخصی
personal pension schemes : برنامه های بازنشستگی شخصی
personal property (personahy) : دارایی منقول، دارایی شخصی
personal property tax : مالیات بر اموال شخصی
personal property, personal asset : دارایی شخصی
personal related b′enefits : مزایای پرسنلی کارکنان
personal relief : معافیت مالیاتی شخصی
personal representative : مدیر ترکه، امین ترکه
personal representative (PR) : نماینده شخصی، امین ترکه، نمایندگی
personal responsibility : مسئولیت شخصی (فردی)
personal saving : پس انداز شخصی
personal tax exemption : بخشودگی مالیاتی اشخاص حقیقی
personnal agenda : امور پرسنلی
personnal department : دایره کارگزینی
personnel & administration function : امور (فعالیت) اداری و پرسنلی
personnel and human resource system : سیستم های کارگزینی و منابع انسانی
personnel cost : هزینه شخصی
personnel recruiting expense : هزینه استخدامی کارکنان
personnel training : آموزش کارکنان، آموزش کارمندان
personnel′s salary and related benefits : حقوق و مزایای کارکنان
personnel′s transfer expense : هزینه انتقال کارکنان
personnel, staff, workers : کارکنان
persons authorized : اشخاص مجاز
persons authorized to endorse : اشخاص مجاز جهت ظهرنویسی
perspective : دورنما
persuasiveness : متقاعد کنندگی
persumption of fraud : احتمال تقلب
pertinent control procedures : روش های کنترل مناسب
pertinent internal control procedure : روش کنترل داخلی مطلوب
pervasive network : شبکه فراگیر
pervasive principles : اصول فراگیر
pessimist auditor : حسابرس بدبین
pessimistic : بدبینانه
pessimistic checking : رسیدگی ناشی از بدبینی
pessimistic report : گزارش بدبینانه
petroleum revenue tax (PR T) : مالیات بر سود حاصل از استخراج نفت
petty cash book (PCB) : دفتر تنخواه گردان
petty charges (expenses) : مخارج جزئی
petty disbursement : پرداخت جزئی
petty expense : هزینه جزئی
petty landowner : خرده مالک
phantom income : درآمد وصل نشده
phantom profit : سود موقت
phantom stock plan : طرح پاداش مدیران اجرایی
phase : پایه، دوره، فاز
phase-out period : دوره توقف تدریجی، دوره گذر
phasing : تقسیم دوره مالی یا سال بودجه به مدت های کوتاهتر به منظور کنترل بهتر
phenomenon : رویداد، پدیده
philips curve : منحنی فیلیپس
philosophy of auditing : فلسفه حسابرسی
physical asset = tangible asset : دارایی مشهود
physical capacity, practical capacity : ظرفیت عملی
physical checking : رسیدگی عملی
physical commodity : کالای واقعی
physical control : کنترل عینی (عملی)
physical count(ing) : شمارش عینی (موجودیها)
physical deterioration : خسارت فیزیکی، فرسودگی
physical distribution : توزیع مادی (سود، سرمایه، بهره)
physical evidence : شواهد (مدارک) عینی
physical examination : بررسی عینی، آزمون مشاهده فیزیکی
physical exams : آزمایش های فیزیکی
physical flow : گردش فیزیکی
physical flow of inventory : گردش فیزیکی موجودی ها
physical flow schdule : جدول گردش موجودی ها
physical inventory : موجودی فیزیکی، صورت برداری فیزیکی (عمل عینی)
physical inventory count : شمارش فیزیکی موجودی کالا، انبارگردانی
physical measure method : روش اندازه گیری فیزیکی
physical measurement allocation : تخصیص بر مبنای اندازه گیری فیزیکی
physical observation, physical check : مشاهده عینی
physical stock : موجودی فیزیکی کالا (عملی عینی)
physical stock count, actual stock count : شمارش عملی (اقعی) موجودی کالا
physical stocktaking : موجودی گیری فیزیکی (عملی، عینی)
physical unit sampling : نمونه گیری واحد فیزیکی
physical units method : روش آحاد فیزیکی
pickup and delivery : بارگیری و تحیل
pie chart, piece rate, circular chart : نمودار دایره ای
piece work costing : هزینه یابی کارمزدی (پارچه کاری)
piece work wages rate : نرخ کارمزدی دستمزد
piece-rate : نرخ دانه ای (عددی)، قطعه ای
piecemeal opinion : اظهارنظر ناقص
piecework : پارچه کاری (کار مقاطعه ای)
piecework order : سفارش کارمزدی (پارچه کاری)
pig point wage, base wage : مزد پایه
pilot sampling : نمونه گیری اولیه (پیش قدم)
pilot testing : آزمون محدود، مقدماتی
place and date of issue : محل و تاریخ صدور
place of delivery : محل تحویل
place of discharge / place of unloading : محل تخلیه
place of loading : محل بارگیری
place of receipt : محل دریافت، محل رسید
placed deal : عرضه کل اوراق بهادار یا اوراق قرضه به وسیله یک بانک یا گروهی از بانک ها
placement : عمده فروشی اوراق بهادار
placement decision : تصمیم جایابی، تصمیم گیری در خصوص محل انعکاس
placing : فروش سهام یک شرکت به گروهی از افراد یا موسسات
placing at disposal : در دسترس گذاردن
placing power : قدرت فروش
plaintiff : شاکی
plan : برنامه ریزی کردن، طرح (برنامه)
plan and budget : برنامه و بودجه
plan and budget organization : سازمان برنامه و بودجه
plan and control : برنامه ریزی و کنترل
plan expansion reserve : اندوخته توسعه کارخانه
plan, project, design, layout : طرح
planned : طرح ریزی شده
planned budget : بودجه مطابق برنامه
planned cost : هزینه طبق برنامه (یا بودجه)
planned detection risk : ریسک برنامه ریزی شده عدم کشف
planned direct hours of work : ساعات کار مستقیم طبق برنامه
planned economy : اقتصاد برنامه ای
planned investment : سرمایه گذاری برنامه ای (طبق برنامه)
planned liquidity : نقدینگی برنامه ریزی شده
planned maintenance : تعمیرات برنامه ریزی شده، تعمیرات منظم ادواری
planned outage : مدت برنامه ریزی شده عدم استفاده (از ماشین)
planned price : قیمت برنامه ای (بودجه ای)
planned production volume : حجم برنامه ریزی شده تولید
planned results : نتایج برنامه ای
planned shut down : تعطیلی برنامه ریزی شده (کارخانه، کار، ماشین)
planned unit purchase price : قیمت برنامه ای خرید هر واحد
planned unit sale price : قیمت برنامه ای فروش هر واحد
pIanning and control : برنامه ریزی و کنترل
pIanning and supervision : برنامه ریزی و نظارت
pIanning audit : برنامه ریزی حسابرسی
pIanning audit work : برنامه ریزی عملیات حسابرسی
pIanning budgeting system : سیستم برنامه ریزی و بودجه بندی
pIanning calendar : جدول زمانی فعالیت های برنامه ریزی شده
pIanning department budget : بودجه اداره برنامه ریزی
planning horizon : افق برنامه ریزی
pIanning materiality : برنامه ریزی اهمیت در حسابرسی
planning memorandum : کاربرگ برنامه ریزی
pIanning model : الگوی برنامه ریزی
pIanning principles : اصول برنامه ریزی
pIanning risk : احتمال خطر برنامه ریزی
pIanning, programming : برنامه ریزی، طرح ریزی
pIanning, programming, budgeting system (pPBS) : سیستم طرح ریزی، برنامه ریزی و بودجه بندی
plant : تجهیزات، ماشین آلات
pIant and equipment : اثاثه و تجهیزات
pIant and machinery : ماشین آلات و تجهیزات
plant asset : اموال کارخانه
plant capacity : حداکثر ظرفیت تولیدی یک واحد تولیدی
plant cost budget : بودجه هزینه کارخانه
plant depreciation : استهلاک کارخانه
plant expansion budget : بودجه توسعه کارخانه
plant expansion fund : وجوه برای گسترش کارخانه
plant expanssion and replacement funds : وجوه جایگزینی و توسعه داراییها
plant hard cost : ارزش سخت افزار کارخانه
plant layout : ساختار کارخانه
pIant operation work : کار درونی کارخانه ، کار عملیاتی کارخانه
pIant physical capacity : ظرفیت عملی کارخانه
pIant protection cost : هزینه حفاظت از کارخانه
pIant rearragement : جابجایی ماشین آلات
pIant utilization budget . : بودجه استفاده از ماشین آلات و تجهیزات
plat-amount increase : اضافه حقوق مقطوع
play a role : ایفای نقش کردن
play booty, collude : تبانی کردن
pledge, surety, security, gage : وثیقه گذاشتن، گرو، وثیقه رهن
pledged asset : دارایی گرو گذارده شده
pledged share, pledged stock : سهم در گرو
pledged stock : موجودی کالای در گرو
pledgee : گروگیرنده، مرتهن
pledger : وثیقه دهنده، گروگذار
pledging of receivables : گروگذاری مطالبات
pledging, pledge : گروگذاری، تضمین گذاشتن
pledgor : گروگذار، راهن
plicy reserve funds : وجوه ذخیره بیمه
plotting the data : ترسیم داده ها بر روی نمودار
plough back earnings : عواید نگهداری جهت سرمایه گذاری
plough back policy : سیاست انباشتن منافع
plowback : سرمایه گذاری مجدد سود
plugging back reserve : اندوخته سرمایه گذاری مجدد
plurilateral : مذاکره دو سه جانبه (منتخب)
point estimate : برآورد نقطه ای
point of separation of product : نقطه تفکیک سازی کالا
point venture : مخاطره آمیز, مشارکت مخصوص
pointer : اشاره گر، نشانه گر
points forward, next audit notes : کاربرگ نکات حسابرسی
policy depreciation : روش مستهلک کردن دارایی های ثابت
policy holder : دارنده بیمه نامه
policy making body : نهاد سیاستگذار
policy reserve : اندوخته بیمه نامه
policy,method,procedure : رویه (خط مشی)، سیاست
political credit risk : ریسک اعتبارات دولت خارجی
political insurance : بیمه سیاسی
political risk : ریسک سیاسی
politicalimtion of standard setting : جریان سیاسی تدوین استانداردها
poll tax, head tax : مالیات سرانه، مالیات سرشماری
pool : یک کاسه کردن، روی هم گذاشتن
pooled : متحد شده
pooled investments : سرمایه گذاری های متمرکز
pooling of interest : اتحاد (اشتراک) منافع
pooling of interest method, pooled approach : روش اتحاد منافع، روش متمرکز
pooling of interests method : روش یک کاسه کردن منافع، روش تجمیع منافع
poor management : مدیریت ضعیف
poorly paid clerk : کارمند کم حقوق
porata liability clause : شرایط مسئولیت متناسب (در قرارداد)
port : بندر
port charge : عوارض بندری
port dues : حقوق بندری
port duty, port fees : عوارض بندری
port of delivery : بندر تحویل (کالا)
port of discharge : بندر تخلیه (کالا)
port of entry : بندر ورود
port of exit : بندر خروج
port of lading : بندر بارگیری
port officer : رئیس بندر
port risk insurance : بیمه خطر کالا در بندر
portable pension : بازنشستگی قابل انتقال
portage, porterage : حمل، مخارج باربری
portfolio : پرتفوی، مجموعه اوراق بهادار، سبد اوراق بهادار
portfolio baJancing (diversification) . : متنوع ساختن سرمایه گذاری ها
portfolio construction : تشکیل پرتفوی، ایجاد مجموعه سرمایه گذاری
portfolio entry : ثبت موجودی اوراق بهادار
portfolio insurance (portfolio protection) : بیمه کرن پرتفوی اوراق بهادار
portfolio investment : سرمایه گذاری در اوراق بهادار
portfolio management : مدیریت پرتفولیو
portfolio of projects : مجموعه ای از پروژه های سرمایه ای
portfolio of securities : مجموعه سرمایه گذاری در اوراق بهادار
portfolio performance evaluation : ارزیابی عملکرد مجموعه سرمایه گذاری
portfolio return : بازده پرتفوی (مجموعه سرمایه گذاری)
portfolio revision : بازنگری در پرتفوی
portfolio risk : ریسک مجموعه سرمایه گذاری
portfolio theory : تئوری پرتفوی، نظریه مجموعه سرمایه گذاری
portfolio turnover rate : ضریب گردش مجموعه سرمایه گذاری
portion : قسمت ، سهم، حصه
portion of long-term liabilities : حصه جاری بدهی های بلندمدت
ports and warehouses office : اداره بنادر و انبارها
position allowance, differntial bonus : فوق العاده شغل
position bond : سند قرضه به اعتبار وضع مالی
position building : موضع گرفتن
position trader : معامله گر کوتاه مدت
position, status, case, situation : وضع (ضعیت)
positive accounting research : تحقیقات توصیفی / اثباتی حسابداری
positive accounting theory : تئوری اثباتی حسابداری
positive approach : روش مثبت
positive balance, active balance : مانده مثبت، موازنه مثبت
positive carry : اهرم مالی مطلوب
positive cash flow : جریان های نقدی مثبت
positive confirmation : تاییدیه مثبت (تایید صریح)
positive contribution margin : حاشیه فروش مثبت
positive correlation : همبستگی مثبت
positive integer : عدد صحیح، هر یک از اعدادی که در شمارش و محاسبه به کار می رود.
positive signal : علامت / پیغام مثبت
positive theory : تئوری اثباتی (توصیفی)
positive verification : تاییده مثبت
positive verification of asset : اثبات مثبت (صریح) دارایی
positive yield curve : منحنی بازده مثبت(صعودی)
possess : داشت، مالک بودن، در اختیار داشتن
possession : تصرف
possessive : تملیکی
possessory right : حق تصرف
possible loss : ضرر امکان پذیر، زیان احتمالی
post a cheque : چک وعده دار کشیدن
post audit : حسابرسی حین اجرای طرح، حسابرسی عملیاتی پروژه ها
post audit reviews : برری های پس از انجام حسابرسی
post balance sheet date events : وقایع پس از تاریخ ترازنامه
post balance sheet disclosures : افشای رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه
post balance sheet period : دوره بعد از تاریخ ترازنامه
post balance-sheet review : بررسی وقایع پس از تاریخ ترازنامه توسط حسابرس
post bill : بارنامه پستی
post closing trial balance : تراز آزمایشی اختتامی (پس از تعدیلات حسابرسی) تراز آزمایشی بعد از بستن حساب ها
post dated : دارای تاریخ دیر از واقعی
post dated cheque : چک وعده دار
post dated document : سند با تاریخ موخر
post dating : تاریخ گذاری موخر
post entry : ثبت دفتر (پس از انجام معامله)
post giro : پست مالی
post office order, post order, mail order : حواله پستی
post service liability : بدهی خدمات قبلی
post statement events : وقایع بعد از تاریخ صورتحساب های (مالی)
post audit review : بررسی پس از انجام رسیدگی
post -balance sheet events, subsequent events : وقایع بعد از تاریخ ترازنامه
post-balance sheet period : دووره ترازنامه پس از تاریخ
post-balance-sheet events : رویداد پس از تاریخ ترازنامه
post-book : دفتر ثبت (ها)
post-cessation receipts : دریافت های پس از متوقف ساختن دادوستد
post -closing trial balance : تراز آزمایشی بعد از بستنن حساب ها
post-date : به تاریخ آینده
post-dated check : چک عده دار (مدت دار)
post-paid : پول با پست پرداخت شده است
post-retirement benefits : منافع پس از بازنشستگی، مستمری بازنشستگی
postage : پول (هزینه) پست
postage (post) and telephone expense : هزینه پست و تلفن
postal : پستی
postal cheque : چک پستی
postal code : کد پستی
postal items : اقلام پستی
postal order (PO) : حواله پستی
postal parcel : بسته های پستی
postal receipt : رسید پستی
postaudit : حسابرسی پس از رویداد مالی
postdate : از تاریخ واقعی بیشتر تاریخ گذاشتن
postdated checks (cheque) : چک های مدت دار
posted : نقل به دفتر کل شده (ثبت در دفتر کل شده)
posterior probabilities : احتمالات پسین
posting : نقل، انتقال به حسابها، نقل ارقام به دفتر کل
posting media (medium) : دلیل ثبت دفتر، (دفتر ثبت اولیه)
posting to T -account : ثبت حساب به شکل T
posting to accounts, entry in accounts : ثبت حساب ها
postponement of inception : تعویق شروع کار
postulate : امر بدیهی، قضیه حقیقی، اصل عمومی، قاعده کلی
spotential ability of borrower to repay : توانایی بالقوه وام گیرنده در بازپرداخت
potential ability to pay : توانایی بالقوه در پرداخت
potential benefits : منافع بالقوه
potential conflict of interest : تضاد منافع بالقوه
potential dilution : تقلیل بالقوه
potential future benefits : منافع بالقوه آتی
potential interest : بهره بالقوه، منافع بالقوه
potential investor : سرمایه گذار بالقوه
potential liability : بدهی بالقوه
potential risk, inherent risk : خطر بالقوه، خطر ذاتی
potential substitution : جانشینی بالقوه
potentially exempt transfer : انتقال دارایی مادام العمر به دیگری
pound : پاند (معادل 453/595 گرم)
poverty line : خط فقر
power of a test : قدرت یک آزمون
power of attorney : وکالت نامه
power of sale : اختیار فروش ، قدرت فروش
power to refuse : اختیار رد
power to terminate : اختیار فسخ
powers and duties of auditing : اختیارات و وظایف حسابرسی
powers and duties of board of direcctors : اختیارات و وظایف هیات مدیره
powers and duties of legal inspector : اختیار و وظایف بزارس قانونی
powers stated : اختیارات اعطائی
powers stated in articles of association : اختیارات اعطائی اساسنامه
powers stated in contract : اختیارات داده شده در قرارداد
powers stated in memorandum : اختیارات اعطائی در شرکت نامه
practicability : عملی بودن
practical : عملی (قابل اجرا)
practical activity level : سطح فعالیت عملی
practical capacity, work capacity,available capacity : ظرفیت در دسترس
practical insolvency : ناتوانی عملی در پرداخت دیون، درماندگی
practical pricing : قیمت گذاری عملی (قابل اجرا)
practical project : پروژه عملی (قابل اجرا)
practical standards : استانداردهای عملی / کاربردی
practicality : قابلیت کاربرد ، عملی بودن
practice : حرفه (مشارکت حرفه ای)
practice bulletins : خبرنامه های کاربردی
practice inspection, practice review : بررسی کار حسابرس به منظور کنترل کیفیت
practice notices : اعلامیه اجرایی
practice office : موسس (دفتر) حسابرسی
practice set : مجموعه ای عملی یا کاربردی
practicular average : خسارت جزئی، خسارت خالص
pragmatic theories : تئوری عملگرا، تئوری کاربردی
pre audit : حسابرسی قبلی، نظارت قبل از خرج
pre audit procedure : روش عمل سابرسی قبل از (انجام، پرداخت)
pre-acquisition : قبل از تحصیل
pre-acquisition profits : سودهای پیش از خرید
pre-audit, pre-auditing : حسابرسی قبل از عملیات
pre-closing : بستن ماقبل نهایی (دفاتر، حساب ها)
pre-closing balance sheet : ترازنامه ما قبل نهایی
pre-closing the accounts : بستن ما قبل نهایی حساب ها
pre-closing the books : بستن ما قبل نهایی دفاتر
pre-closing trial balance : تراز آزمایشی ماقبل نهایی
pre-contract costs : مخارج قبل از انعقاد قرارداد
pre-emption : حق تقدم در خرید
pre-emption rights : حق تقدم، حق تقدم خرید سهام تازه انتشار یافته
pre-incorporation expense : هزینه قبل از تشکیل (ثبت) شرکت
pre-incorporation income : درآمد قبل از تشکیل شرکت
pre-incorporation loss : زیان قبل از تشکیل شرکت
pre-incorporation profit : سود قبل از تشکیل شرکت
pre-numbered : از قبل شماره گذاری شده
pre-operating costs : مخارج قبل از بهره برداری
pre-operating loss : زیان قبل از بهره برداری
pre-operation earnings : عواید قبل از بهره برداری
pre-operation profit : سود قبل از بهره برداری
pre-operational expenditure : هزینه های قبل از بهره برداری
pre-preferential debt : دین فوق ممتاز، بدهی فوق ممتاز
pre-production expenses (charges) : مخارج قبل از تولدی
pre-separation point cost : هزینه (قیمت تمام شده) قبل از نقطه تفکیک
pre-separation point wastage : ضایعات قبل از نقطه تفکیک
pre-tax income : سودد قبل از کسر مالیات
pre-test : آزمون قبل ، پیش آزمون
pre-trading expenditures : هزینه های قبل از آغاز کار
pre acquisition devidends : سود سهام قبل از تحصیل
pre acquisition earnings : سود قبل از تحصیل
preaudit : پیش از حسابرسی
precarious employment : کار زیان آور
precaution, conservatism, prudence : احتیاط در حسابداری، اصل احتیاط
precautionary motive : انگیزه احتیاطی
precautionary requirement : ذخیره های احتیاطی
precedence : رعایت حق تقدم
precedent : رویه قضایی
preceding period : دوره قبل
preceding year accounts : حساب های سال پیش
preceding year basis (PYB) : مبنای سال قبل
preceding-year basis : مبنای سال قبل
precision : دقیق، صحیح، بدون اشتباه، درجه دقت
precision and reliability : دقت و قابلیت اعتماد
precision and reliability of auditor : دقت و قابلیت اعتماد حسابرس
precision interval : فاصله دقت
precision level : سطح دقت
precision limits : حدود دقت
precision of accountant work : درجه دقت کار حسابدار
precision of audit work : درجه دقت کار حسابرسی
precision per time : دقت در هر دفعه
preclosing trial balance : تراز آزمایشی پیش از بستن فاتر
preclude : مانع شدن، جلوگیری کردن، ممانعت
predate = antedate : تاریخ پیش از وقوع
predatory pricing : قیمت گذاری آمرانه
predecessor auditor : حسابرس قبلی
predeterminded cost : هزینه از پیش تعیین شده
predetermined overhead rate : نرخ سربار از پیش تعیین شده
predetermined profit : سود از قبل تعیین شده
predetermined rate : نرخ از پیش تعیین شده
predicive value : ارزش پیش بینی
predictability : قابلیت پیش بینی
predicted difference : اختلاف پیش بینی
prediction : پیش بینی، برآورد رویدادها یا عملیات
prediction equation : معادله پیش بینی
predictive value : ارزش اطلاعات در پیش بینی
predictor : عامل پیش بینی
preemption : شفعه (حق تقدم در خرید ، در یک معامله)
preemptive right : حق تقدم در خرید، حق تقدیم خرید سهام
prefered shareholders′ interest : منافع صاحبان سهام ممتاز
preference : حق تقدم انجام معامله، امتیاز، برتری، رجحان
preference (stock-share), gilt-edged shares : سهام ممتاز
preference as to assets in the event of liquidation : انحلال شرکت
preference as to dividends : اولویت در دریافت سود سهام
preference bond : سند قرضه ممتاز
preference dividend : سود سهام ممتاز، سود تقسیمی سهام ممتاز
preference in liquidation : اولویت در بازیافت مبلغ اسمی سهام هنگام تصفیه
preference right in liquidation : حق اولویت در تصفیه
preference right, preemptive right : حق تقدم (اولویت)
preference share : سهم ممتاز
preference share capital : آن بخش از سرمایه که از سهام ممتاز تشکیل شده باشد
preference share dividend : سود سهمی ممتاز
preference shareholder equity : حقوق صاحبان سهام ممتاز
preference shares certificate : گواهینامه سهام ممتاز
preference shares dividend, preferred dividends : سود سهام ممتاز
preferential : برخوردار از حقوق ممتاز
preferential claim : طلب ممتاز (طلب مقدم)
preferential creditor : بستانکار با اولویت
preferential debt, senior debt : بدهی مقدم (ممتاز)
preferential dividend, preferred dividend : سود سهام مقدم (ممتاز)
preferential duty : حقوق و عوارض گمرکی ترجیحی
preferential exchange rate : نرخ ترجیحی ارز
preferential rate : نرخ ترجیحی (امتیازی)
preferential tariff : تعرفه ممتاز (ترجیحی)
preferential timeseter : حق تقدم (یا اولویت) در پرداخت
preferential trade agreement : موافقتنامه تجاری ترجیحی دو جانبه تجاری
preferred (-stock) dividend : سود متعلق به دارنده سهام ممتاز
preferred (stock - shares) : سهام ممتاز
preferred capital stock : سهام ممتاز
preferred creditor : طلبکاران ممتاز (مقدم)
preferred dividends coverage : نسبت پوشش سود سهام ممتاز
preferred ordinary shares : سهام عادی مقدم
preferred shareholders : صاحبان سهام متاز
preferred stock ratio : نسبت سهام ممتاز
preferring creditors : بستانکاران ممتاز (با حق تقدم)
prefix notation : علامت پیشوند (عملیات چهارگانه حساب)
preformance guarantee : ضمانت حسن انجام کار
prefrential creditors : طلبکاران مقدم (ممتاز)
pre funding : بازخرید قبل از سررسید اوراق قرضه
prejudice : پیش داوری
prejudicial : زیان آور (لطمه زن)
preliminary : ابتدائی
preliminary announcement : پیش بینی سود
preliminary audit : حسابرسی اولیه
preliminary balance sheet : ترازنامه مقدماتی
preliminary budget : بودجه مقدماتی
preliminary budget forecast : پیش بینی مقدماتی بودجه
preliminary control evaluation : ارزیابی مقدماتی سیستم کنترل داخلی
preliminary evaluation : ارزیابی اولیه
preliminary expense of project : هزینه های مقدماتی طرح
preliminary expense, prime cost,primary cost : هزینه اولیه (مقدماتی)
preliminary expenses (cost) of production : هزینه های مقدماتی تولید
preliminary judgment about materiality : قضاوت اولیه درباره سطح اهمیت
preliminary phase of review : مرحله مقدماتی بررسی
preliminary pIanning procedures : روش های برنامه ریزی اولیه / مقدماتی
preliminary prospectus : پیش آگهی پذیره نویسی
preliminary statement : صورتحساب مقدماتی
preliminary trial balance : تراز آزمایشی مقدماتی
preliminary views : دیدگاه ها / نقطه نظرات اولیه
preliminary work : کار مقدماتی
prelist : صورت (لیست) مقدماتی
premature distribution : پرداخت قبل از موقع
premium : حق بیمه، پاداش
premium bond : اوراق قرضه با جایزه
premium loan : وام در مقابل جایزه (یا حق بیمه)
premium on capital stock : صرف سهام سرمایه
premium on debenture account : حساب صرف اوراق قرضه
premium on debentures : صرف اوراق قرضه
premium on ordinary shares, premium on common stock : صرف سهام عادی
premium on preferred shares : صرف سهام ممتاز
premium on redemption : صرف بازخرید
premium rate : نرخ صرف
premium statement : صورت اضافه ارزش سهام
premium stock : سهم جایزه دار
premium value : ارزش با صرف
premium value of bonds : ارزش اوراق قرضه با صرف
premium prize, reward, bonus : جایزه، انعام
preoperation expense : هزینه قبل از بهره برداری
preoperational expense (cost) : هزینه قبل از شروع عملیات
prepaid : پیش پرداخت
prepaid asset = prepaid expense : پیش پرداخت هزینه
prepaid expense : پیش پرداخت هزینه
prepaid insurance : پیش پرداخت بیمه
prepaid interest : بهره پیش داده (پیش پرداخت شده)
prepaid items : پیش پرداخت ها، اقلام پیش پرداخت
prepaid rent : پیش پرداخت اجاره
prepaid tax : مالیات پیش پرداخت شده
preparation : آماده سازی، آمادگی، تدارک
preparation time : زمان آمادگی، زمان فراهم آوردن مقدمات تولید سفارش
prepare : تهیه کردن
prepare a declaration : تهیه و تنظیم کردن اظهارنامه
preparing and issuing report : تهیه و انتشار گزارش
prepay : از قبل پرداخت کردن، پیش پرداخت کردن
prepay, pay in advance : پیش پرداخت کردن
prepayment (payment in advance) : پیش پرداخت
prepayment of income tax : پیش پرداخت مالیات بر درآمد
prepayment of tax, prepaid taxes,taxes paid in advances : پیش پرداخت مالیات
prepayment-current year : پیش پرداخت سال جاری
prepayment-prior years : پیش پرداخت سنواتی
preponderance : برتری
preprocessor : پیش پردازنده
preproduction costs : هزینه های پیش از تولید (بهره برداری)
preproduction expense (cost) : هزینه قبل از راه اندازی تولید
prerequisite : پیش نیاز
prerogative : امتیاز ویژه (حق ویژه)
prescribe : تجویز کردن، مقرر کردن
prescnbed : مقرر شده، از پیش تعریف شده
prescription (= time bar) : مرور زمان (= محدودیت زمانی)
prescription right : حق مالکیت بر اثر مرور زمان
prescription title : حق نسبت به ملک در اثر مرور زمان
prescriptive approach : روش تجویزی
present a cheque for payment : چکی را برای وصول ارائه کردن
present audit, current audit : حسابرس فعلی
present capital value : ارزش حال سرمایه
present value : ارزش روز
present value of asset : ارزش روز دارایی
present fiscal (financial year) : سال مالی فعلی
present of financial statement : ارائه صورت های مالی
present production capacity : ظرفیت جاری تولید
present value (discounted value) : ارزش فعلی
present value amortization : روش استهلاک ارزش فعلی
present value factor : فاکتور ارزش فعلی
present value indes : شاخص ارزش فعلی
present value interest factor (PVIF) : عامل بهره ارزش فعلی
present value method : روش ارزش فعلی
present value of 1 : ارزش فعلی یک که در پایان هر یک از دوره های بعد به دست آید
present value of an ordinary annuity : ارزش فعلی اقساط مساوی قابل دریافت یا پرداخت در پایان دوره
present value of deferred annuity : ارزش فعلی اقساط مساوی انتقالی به دوره های آتی
present value of expected cash flows : ارزش فعلی جریان های نقدی مورد انتظار
present value of investment, present value of a single amount : ارزش فعلی مبلغ واحد
present value table : جدول تبدیل به ارزش فعلی
present value table of 1 Rial : جدول ارزش فعلی یک ریال
present value table of an annuity of 1 rial at beginning of period : جدول ارزش فعلی اقساط اول دوره یک ریال
present value table of an annuity of 1 Rial : جدول ارزش فعلی اقساط عادی یک ریال
present worth = present value : ارزش فعلی
present, render : ارائه دادن، عرضه کردن، معرفی کردن، هدیه دادن
presentation : ارائه، نحوه ارائه
presentation copy : نسخه تقدیمی
presentation faithful : ارائه درست
presentation for acceptance : ارائه برای قبولی (برات)
presentation of financial statements : نحوه ارائه صورتحساب های مالی
presentation of invoice : ارائه صورتحساب
presentation of the budget : نحوه ارائه بودجه
presentation report : گزارش تقدیمی
presentation statement : صورتحساب تقدیمی
presents fairly : به نحو مطلوب نشان می دهد
preshipment inspection : بازرسی قبل از حمل
president : مدیر عامل یا رئیس شرکت
prestigious goods : کالای تجملی شهرت دار
presumption income tax : مالیات بر درآمد از روی قرائن
presumption of fact : استنباط مبتنی بر امارات و شواهد
presumption of law : استنباط قانونی
pretax accounting income : سود حسابداری قبل از کسر مالیات
pretax cash inflow : جریان ورود پول از قبل از مالیات
pretax rate of return : نرخ بازده پیش از کسر مالیات
pretax yield : بازده قبل از کسر مالیات
pretest : آزمون پیش از توزیع
prevail : رواج داشتن، غالب شدن، حاکم بودن
prevailing accounting ratios, accounting fationable ratios : نسبت های متداول حسابداری
prevent : بازداشتن، جلوگیری کردن، پیشگیری
prevention controls : کنترل های بازدارنده
preventive : پیشگیرانه
preventive actions : اقدامات پیشگیرانه
preventive maintenance (PM) : سرویس، سرویس پیشگیرانه
preventive repairs : تعمیرات پیش گیرانه
previous audit : حسابرس قبلی
previous audit file : پرنده حسابرسی قبلی
prey ious audit program : برنامه حسابرسی قبلی
previous audit report : گزارش حسابرسی قبلی (گزارش قبلی حسابرسی)
previous auditor : حسابرس قبلی
previous records : مدارک و سوابق قبلی
previous year′s accounts, last year accounts : حساب های سال قبل
previous year′s audit : حسابرسی سال قبل
previous year′s books : دفاتر سال قبل
previous year′s expense : هزینه سال قبل
previous year′s inventory : موجودی گیری سال قبل
price : قیمت گذاری کردن
price (rate) variance : انحراف قیمت (نرخ)
price / earning multiple approach : روش ضریب قیمت به سود
price adjustment : تعدیل قیمت
price ceiling : سقف قیمت، قیمت مطلوب
price contract : قرارداد به قیمت مطلوب
price control : کنترل قیمت
price current list, price list : صورت قیمت ها
price cutting : قیمت شکن
price determination : تعیین قیمت
price difference : تفاوت قیمت
price discrimination : تمایز قیمت
price earning ratio : نسبت قیمت درآمد
price earnings ratio (PE ratio) : نسبت قیمت به سود
price enquiry : استعلام بها کردن
price equalization : تعادل قیمت (تساوی قیمت)
price equalization point : نقطه تعادل قیمت
price ex works : قیمت تحویل کارخانه
price fixing agreement : موافقت نامه تثبیت قیمت
price fixing, price stabilization : تثبیت قیمت، قیمت گذاری انحصاری همراه با تبانی محدود کردن عرضه
price floor : حد پایین قیمت، قیمت کف
price fluctuation risk : ریسک ناشی از نوسان قیمت
price fluctuations : نوسان قیمت
price freeze : تثبیت قیمت ها
price gap : شکاف قیمت
price gauging : سنجش قیمت، تخمین قیمت
price impact : اثر قیمت
price increase : ترقی قیمت
price index : شاخص قیمت
price index increase : افزایش شاخص قیمت
price index number of current cost accounting : شاخص عددی قیمت برای حسابداری به ارزش جاری، شاخص محاسبه ارزش جاری
price level : سطح قیمت
price level adjustment : تعدیل سطح قیمت
price level fluctuations : نوسانات سطح قیمت
price limit : محدوده قیمت
price list : فهرست قیمت، لیست قیمت کالاها
price making : قیمت بندی
price method of valuing : در ارزش گذاری (مواد) ساده
price per ticket : قیمت هر بلیط
price per unit : قیمت هر واحد
price quotation : مظنه قیمت
price range : دامنه قیمت ، محدوده قیمت
price relative : قیمت نسبی
price sale ratio : نسبت قیمت به فروش
price spread : شکاف قیمت
price standard : استاندارد قیمت
price support : قیمت تضمینی، نظام قمیت های حمایت شده
price system : سیستم قیمت گذاری
price tag : برچسب قیمت
price taker : قیمت پذیر
price talk : بحث قیمت
price trends : روند قیمت
price undertaking : تعهد قیمت
price variance : انحراف (مغایرت) قیمت
price variance analysis : تجزیه و تحلیل انحراف قیمت
price volume variance : انحراف حجم قیمت
price, cost, finished cost, value worth : بها
price, value : قیمت، ارزش پولی، قیمت گذاری کردن
price-dividend ratio (PDR-PID ratio) : نسبت سود به قیمت
price-earning ratio : نسبت قیمت به درآمد سهم
price-fixing policy : سیاست تثبیت قیمت
price-index, index of prices : شاخص قیمت ها
price-indifference point : نقطه بی تفاوتی قیمت
price-level accounting : حسابداری برمبنای تغییر در سطح قیمت
price-level adjusted cost : بهای تمام شده تعدیل شده بر مبنای سطح قیمت ها
price-level changes, changes in the price level : تغییر سطح قیمت ها
price-rate system of wages : سیستم نرخ مقداری (تولید) دستمزد
price-sensitive information : اطلاعات درباره تغییر قیمت سهام شرکت
price-weighted index : شاخص موزون قیمت سهام
price-weighted market index : شاخص مبتنی بر میانگین موزون قیمت اوراق بهادار
priced : بهادار (نرخ دار)
pricing and extension fraud : تقلب در قیمت نهایی و جع قیمت
pricing based on return on capital : قیمت گذاری برمبنای بازده سرمایه
pricing decisions : تصمیمات قیمت گذاری
pricing full cost : قیمت گذاری براساس کل هزینه
pricing methods : روش های قیمت گذاری
pricing on bargain : قیمت گذاری براساس چانه زدن
pricing policy : سیاست قیمت گذاری
pricing problems : مسائل قیمت گذاری
pricing strategy : استراتژی قیمت گذاری
pricing system, price system : سیستم تعیین قیمت (قیمت گذاری)
pricing, costing : قیمت گذاری
prima : نخست، مقدم، پیش از همه، نخستین
prima facie : در نظر اول، در بادی امر، قابل قبول (در نطر اول)
prima facie evidence : قرائن ظاهری
primage : اضافه کرایه، پاداش ناخدای کشتی
primal model : مدل اصلی
primary : اصلی، اولیه، عمده، مقدماتی
primary (best) evidence : بهترین شواهد
primary account : حساب ثبت اولیه، حسابی که ریدادهای مالی خارجی نخست به آن منتقل می شوند.
primary agreement : قولنامه (قرارداد اولیه)
primary audit objective (VFM) : (اولیه) حسابرسی هدف اصلی
primary auditor : حسابرسی که واحد تجاری اصلی را حسابرسی می نماید. حسابرسی مسئول اظهار نظر صورت های تلفیقی
primary bank reserve : اندوخته اولیه بانک
primary beneficiary : ذینفع اول (نخست)
primary books : دفاتر اولیه (مقدماتی)
primary classification : طبقه بندی اولیه
primary cost material : مواد به بهای اولیه
primary dealer : معامله گر اصلی
primary deposit : سپرده اولیه (اصلی)
primary documents : مدارک اولیه
primary elements : عوامل اولیه
primary financial statements : صورت های مالی اساسی
primary functions : وظایف اولیه
primary issue : انتشار سهام اولیه
production pricing method : روش قیمت گذاری محصولات
production process : مرحله تولید
production quotas : سهمیه بندی تولید
production report : گزارش تولید
production sales price : قیمت فروش تولیدات
production schedule : برنامه تولید
production scheduling : برنامه زمانبندی تولید، جدول زمانی تولید
production sources : منابع تولید
production statement : صورت وضعیت تولید، خلاصه ای از عوامل تشکیل دهنده محصول تولیدی
production trend : روند تولید
production unit cost : قیمت تمام شده واحد تولید
production unit method of application : روش واحد تولید در تسهیم سربار
production unit method of depreciation : استهلاک براساس روش واحد تولید
production volume variance : انحراف حجم تولیدی
production wastage : ضایعات تولید
production work flow : گردش کار تولید
production, product, output, produce,yiekl : محصول
production-unit method (units of production method) of depreciation : روش استهلاک مبتنی بر آحاد تولید
production-volume ratio (PV ratio) : نسبت حجم تولید، نسبت فعالیت
productive asset : دارایی مولد
productive capacity : ظرفیت مولد، ظرفیت تولیدی
productive capital : سرمایه مولد
productive cost : هزینه تولیدی
productive debt : بدهی سودمند (مولد)
productive expenditure : هزینه مولد (سودآور)
productive investment : سرمایه گذاری مولد (سودمند)
productive labor (or wages) : دستمزد مستقیم
productive material : مواد مولد، مواد مورد نیاز تولید
productive opportunities : فرصت های سودمند تولید
productive output : آحاد تولید
productive overhead, production overhead : سربار تولیدی
productive power : قدرت تولیدی
productive processes : فرآیندهای مولد
productive processing time : زمان پردازش تولید
productive resources : منابع مولد
productive stock : مواد مولد، مواد مورد نیاز تولید
productive work (labor) : کار مولد
productivity : بهره وری در تولید
productivity measurement : اندازه گیری / سنجش بهره وری
productivity of capital : بهره وری سرمایه
productivity of investment : بهره وری (سودمندی) سرمایه گذاری
productivity of work : بهره وری کار
profession : حرفه، کار تخصصی
profession′s position : جایگاه حرفه، موقعیت حرفه
professional accountant : حسابداری حرفه ای، حسابدار رسمی، حسابرس قسم خورده
professional accountant′s society : انجمن حسابداران حرفه ای
professional auditor : حسابرس حرفه ای
professional checking : رسیدگی حرفه ای
professional checking on accounts : رسیدگی حرفه ای به حساب ها
professional consitituencies : تشکیلات حرفه ای، نهادهای حرفه ای
professional control (inspection) : نظارت حرفه ای
professional engagement : قرارداد حسابرسی
professional equipment : لوازم حرفه ای
professional ethics : اخلاق حرفه ای، آیین رفتار حرفه ای
professional expertise : تخصص حرفه ای
professional investors : سرمایه گذاری حرفه ای
professional judgement : قضات حرفه ای و تخصصی
professional liability insurance : بیمه تعهدات حرفه ای
professional misconduct : اشتباه حرفه ای
professional obligation, professional duty : وظیفه حرفه ای
professional opinion : عقیده حرفه ای
professional proficiency : صلاحیت و مهارت تخصصی و حرفه ای
professional reputation : شهرت حرفه ای
professional responsibility : مسئولیت حرفه ای
professional silence : رازداری حرفه ای، سکوت حرفه ای
professional skepticism : تردید حرفه ای
professional skill : مهارت حرفه ای
professional speculator : سفته باز حرفه ای
professional standards : استاندارد حرفه ای
professional, practitioner : حرفه ای، متخصص
professionalism : حرفه گرائی
professionally qualified : صلاحیت حرفه ای
proficiency : پیشرفت، ترقی، مهارت، تخصص
profile measurement : سنجش وضعیت موجود
profit : سود، نفع، بهره بردن
profit & loss statement : صورت سود و زیان
profit (earning) after interest and tax(EAIT) : سود پس از مالیات و بهره
profit (earning) before interest and tax(EBIT) : سود قبل از مالیات و بهره
profit (making-taking) : سوددهی (سودآوری)
profit after all expenses : سود پس از کسر کلیه هزینه ها
profit and loss (p and l) : سود و زیان
profit and loss account (p&L account) : حساب سود و زیان
profit and loss account for the year : حساب سود و زیان سال
profit and loss account fonnat : شکل صورت سودد و زیان
profit and loss account, income statement : حساب خلاصه سود و زیان، صورت سود و زیان
profit and loss appropriation account : حساب تقسیم سود و زیان
profit and loss budget : بودجه سود و زیان
profit and loss ratios : نسبت های سود و زیان
profit and loss retained : سود یا زیان انباشته
profit and loss statement, income statement : صورتحساب درآمد، صورت سود و زیان
profit and loss summary : خلاصه سوود و زیان
profit and loss summary account : حساب خلاصه سود و زیان
profit and loss variance : انحراف سود و زیان
profit appropriation account,appropriation account : حساب تقسیم سود
profit available for appropriation : سود قابل تخصیص
profit available for distnbution : سود قابل تقسیم
profit available for distribution,distributable profits : سود قابل تقسیم
profit before tax : سود قبل از مالیات
profit before tax deduction : سود قبل از کسر (مالیات)
profit cannibalism : افراط در تخفیف و ارزان
profit directed activity : فعالیت انتفاعی
profit for the period (tenn) : سود دوره
profit forecast : پیش بینی سود
profit goal : حد سود
profit incentive : انگیزه سوددهی (سود)
profit making : کسب سود، تحصیل سود
profit margin : حاشیه سود، نسبت سود به فروش
profit margin on sales : حاشیه فروش
profit margin percentage : درصد سود روی قیمت
profit margin, profit on price : سود روی قیمت، حاشیه سود خالص
profit margins on individual products : سود نهایی هر محصول
profit maximization : حداکثرسازی سود
profit minus cost : سود پس از کسر هزینه
profit on completed contract : سود مقاطعه (پیمان)
profit on instalhnent sale : سود تحقوق یافته فروش اقساطی
profit on sale : سود فروش
profit on sale of asset : سود فروش دارایی
profit on uncompleted contract : سود پیمان ناتمام
profit on under completion contract : سود مقاطعه (پیمان) در حال انجام
profit oppotunities : فرصت های سوددهی
profit or loss on change of asset : سود یا زیان در تعویض دارایی
profit organization : سازمان غیر انتفاعی
profit oriented organization : سازمان انتفاعی (با هدف سود)
profit overstated : سود اغراق آمیز
profit overstated to obtain higher commission : سود اغراق آمیز (بیش از واقع) جهت دریافت کمیسیون بیشتر
profit path : مسیر سود
profit per share : سود هر سهم
profit planning : برنامه ریزی سود
profit prior to consolidation : سود قبل از تلفیق شرکت
profit prior to incorporation : سود قبل از تاسیس
profit prior to operation : سود قبل از عملیات (سود غیر عملیاتی)
profit restraints : موانع سود
profit sharing : تسهیم سود
profit sharing bond : سند قرضه سهیم در سود
profit sharing employees : سود کارکنان در منافع شرکت
profit sharing plan : طرح سهیم کردن کارکنان در منافع
profit sharing ratio : نسبت تسهیم سود
profit standards : معیارهای سد
profit tax : مالیات بر سود
profit to turnover ratio : نسبت سود به فروش
profit variance : انحراف سود و زیان
profit volume ratio : نسبت حجمی سود (سود ناویژه به حجم فروش)
profit zone : نقطه سودآوری ، منطقه سودآوری
profit, gain, income, earnings : سود، درآمد
profit-sharing plan, income sharing plan : طرح تقسیم سود
profit-sharing scheme : طرح سهیم کردن کارکنان در سود
profitability : سود آوری، سوددهی، سودمندی
profitability accounting : حسابداری سنجش مسئولیت
profitability analysis : تجزیه وتحلیل سوددهی
profitability comparison : مقایسه سودمندی
profitability comparison of projects : مقایسه سودمندی طرح ها
profitability comparison, profit center,income center, profit center : مرکز سود
profitability index : شاخص سودمندی
profitability index (PI) : شاخص سودآوری
profitability of alternative projects : سودمندی پروژه های جایگزین
profitability of investment : سودمندی (کفایت) سرمایه گذاری
profitability of production : سودآئری محصول
profitability of projects : سودمندی طرح ها
profitability ratios : نسبت های سودآوری
profitability restraints : موانع سوددهی
profitability standards : معیارهای سوددهی
profitability yield : حاصل (بازده) سودآوری
profitable,gainful, profitable : پرسود (سودمند)، پر فایده، سودبخش
profitless : بی سود
proforma : پیش نویس، سیاهه
proforma amount : مبلغ فرضی
proforma balance sheet : ترازنامه پیش بینی شده
proforma budget : بودجه پیش نویس
proforma income statement : صورتحساب فرضی درآمد (پیش نویس)
proforma invoice : سیاهه مقدماتی، پیش فاکتر
proforma source and application of funds : صورت وضعیت پیش بینی منابع و مصارف وجوه
proforma statement : صورت وضعیت تخمینی (برآوردی)
program : برنامه
program accounting : حسابداری برنامه
program analysis techniques : تکنیک های تجزیه و تحلیل برنامه
program audit(ing) : حسابرسی برنامه
program evaluation & review techniques (PERT) : تکنیک های ارزیابی و بررسی برنامه
program evaluation and review technique : روش ارزشیابی و تجدیدنطر در پروژه، روش مسیر بحرانی
program flowchart : نمودگر برنامه، نمودار گردش کار برنامه
program planning budgeting system (pPBS) : سیستم برنامه ریز و بودجه بندی
program trading : داد و ستد براساس برنامه
programme evaluation and review technique (PERT) : روش مسیر بحرانی، فنون ارزیابی و تجدیدنظر در پروژه
programmed contro5, standing data file controls : کنترل های برنامه ریزی شده
programmed cost : هزینه برنامه ای (طبق برنامه)
programmed delivery dates : برنامه زمانبندی شده تحویل محصول به مشتریان
programmed :fixed cost : هزینه ثابت برنامه ریزی شده
progress : پیشرفت کردن، بهبود حاصل کردن
progress billing : صورتحساب پیشرفت کار
progress payment : پرداخت در ازای پیشرفت کار، دریافت بابت صورت وضعیت
progression : تصاعد (عددی یا هندسی)
progressive : تصاعدی
progressive average : معدل تصاعدی
progressive reducing rate : نرخ تصاعدی نزولی
progressive salary : حقوق تصاعدی (پله کانی)
progressive tax, gradual tax : مالیات تصاعدی
progressive taxation : مالیات بندی تصاعدی
progressive wage : مزد تصاعدی (بالا رونده)
prohibited : ممنوع، قدغن
prolubited article, prolubited goods : کالای ممنوعه (قدغن)
prohibited risk : خطر بیمه نشدنی
prohibition, boycott : تحریم، قدغن، منع
prohibitive price : قیمت بازدارنده
prohibitive tarrif : تعرفه بازدارنده (ورود یا صدور کالا)
prohibitive tax : مالیات گزافی که صدور یا ورود کالا را غیر ممکن می سازد ، مالیات بازدارنده
project : پیش بینی کردن، برنامه ریزی کردن
project account : حساب پروژه
project administration cost : هزینه اداری پروژه
project audit : حسابرسی پروژه
project classification : طبقه بندی پروژه ها
project commitments : تعهدات پروژه
project cost budget : بودجه هزینه پروژه
project cost ledger summary : خلاصه دفتر هزینه طرح
project cost report : گزارش هزینه طرح
project costing : هزینه یابی پروژه (تعیین قیمت تمام شده پروژه)
processing time : زمان پردازش
processor : پردازنده
procuration fee : حق العمل تحصیل وام (قرضه)
procuration subrogation : وکالت
procurator, agent : وکیل، نماینده
procurement : تهیه، تدارک، فراهم کردن
procurement fraud : تقلب تدارکاتی
procurement lead time : مدت زمان تدارک (کالا)
prodiction department : واحد تولید
produce : تولید کردن (کالا)
produce advance : پیش پرداخت خرید محصولات
produce the delivery order : ارائه حواله تحویل کالا
producer advertising : تبلیغ توسط سازنده، تبلیغ محصولات
producer(s) capital : کالای سرمایه ای
producers′ price index (PPl) : شاخص قیمت عمده فروشی
product : محصول، کالا، فرآورده
product (production) mix : ترکیب محصول
product analysis : تجزیه و تحلیل محصول (برحسب محصول)
product capabilities : خواص (قابلیت) محصول
product completed, finished product : محصول تکمیل شده
product complexity : پیچیدگی محصول، پیچیدگی یا ناپایداری فعالیت ها
product contribution margin : حاشیه فروش محصول
product cosnting methods : روش های هزینه یابی محصول
product cost : هزینه محصول، بهای تمام شده محصول
product cost unit : قیمت تمام شده واحد تولید
product distribution methods : شیوه های توزیع محصول
product financing arrangement : قرارداد تامین مالی محصول
product flow, product turnover : گردش محصول
product growth curve : منحنی نمایش رشد تولید
product inventory stock : موجودی انبار محصول
product investment cost : هزینه سرمایه گذاری تولید
product launch : جا انداختن محصول در بازار
product liability : مسئولیت در قبال کالا
product liability insurance : بیمه مسئولیت کیفی تولید
product life cycle : چرخه حیات محصول، دوره عمر محصول
product life expectancy : عمر مورد انتظار محصول
product line : خط تولید
product line investment : سرمایه گذاری خط تولید
product line margin : حاشیه فروش خط تولید
product master : محصول اصلی
product mix : ترکیب تولید
product price index : شاخص قیمت تولید کننده
product pricing methods : روش های قیمت گذاری محصولات
product quality control : کنترل کیفی تولید
product usage rate : میزان مصرف محصل
product variety, product diversity : تنوع محصل
product warranty : تضمین فرآورده (تولید)
product warranty expense : هزینه ضمانت تولید
product-level (sustaining) activities : فعالیت های نگهداری سطح محصول
product-line pricing : قیمت گذاری ثابت برای یک گروه کالا
production : ارائه، تولید، محصول
production basis of revenue recognition : شناسایی درآمد بر مبنای تولید
production bonus : جایزه تولید (برحسب تولید)
production budget (operating budget) : بودجه تولید، بودجه عملیاتی
production capacity : ظرفیت تولید
production control : کنترل تولید
production cost account : حساب هزینه (بهای تمام شده) محصول
production cost budget : بودجه هزینه تولید
production cost diagram (curve) : منحنی نمایش هزینه تولید
production cost of sales : بهای تمام شده (تولید) کالای فروش رفته
production cost variance : انجراف هزینه تولید
production curve : منحنی تولید
production cycle : چرخه تولید، دوره گردش تولید
production data : مجموعه اطلاعات تولید
production data records : مدارک و اسناد اطلاعات تولید
production denominator level : سطح فعالیت تولید
production department : دایره تولیدی
production forecast : پیش بینی (بودجه تولید)
production function : تاریخ تولید، رابطه عوامل تولید با محصول
production herd : محصول دامی
production hours method of depreciation : روش (ساعات کار تولید) در (محاسبه) استهلاک
production hours method of application : روش (ساعات کار تولید) در تسهیم
production index : شاخص تولید
production investment : سرمایه گذاری تولیدی
production limiting factors : عوامل محدود کننده تولید
production loan : وام تولید
production of goods to the customs : ارائه کالا به گمرک
production order (manufacturing requisition) : دستور تولید، سفارش تولید (درخواست نوع محصول)
production overhead cost : هزینه سربار تولید، هزینه سربار کارخانه
production overhead rate : نرخ سربار تولید
production overhead variance : انحراف سربار تولید
production per (hour, day, week, month,year) : تولید هر (ساعت، روز، هفته، ماه، سال)
production planning : برنامه ریززی تولید
production points system of payment : پرداخت براساس طرح پاداش امتیازی
ratio of gross profit to sale, gross profit ratio : نسبت سود ناویژه به فروش
ratio of net profit to capital : نسبت سود ویژه به سرمایه
ratio of profit to sale, proportion of profit to sale : نسبت سود به فروش
ratio, proportion, ratio analysis : نسبت، ضربی
rationing, couponing : جیره بندی، جیره، کوپن بندی
raw and in process (RIP) inventory account : حساب موجودی مواد خام و در جریان ساخت
re-appoinment of legal inspectors : انتصاب مجدد بازرسان قانونی
re-export : صدور مجدد (صادرات مجدد)، دوباره صادر کردن
re-hypothecation : رهن مجدد
real capital : سرمایه اقعی (حقیقی)
special purpose auditing : حسابرسی به منظور خاص
special purpose balance sheet : ترازنامه به منظور خاص
special purpose checking : رسیدگی به منظور خاص
special report : گزارش ویژه، گزارش مخصوص
special reserve : اندوخته خاص
special revenue fund : حساب مستقل درآمدهای اختصاصی
special stock-taking : صورت برداری ویژه از موجودی ها
special-purpose financial statement : صورت مالی که برای هدف خاصی تهیه شود
special-purpose funds : حساب های مستقل خاص
special-revenue fund : صندوق درآمدهای خاص
specialist expert : کارشناس، متخصص
speciality store : انبار کالای ویژه
specialized goods : کالای اختصاصی
specialty goods : کالای ویژه
specie : پول فلزی
specific : خاص، مشخص، مورد خاص
specific audit : حسابرسی خاص
specific authorization : تصویب خاص
specific bank guarantee : تضمین صادرات
specific commitments : تعهدات خاص
specific deposit : سپرده به منظور خاص
specific disclosure : افشای موارد خاص
specific item sampling : نمونه گیری اقلام مشخص
specific order cost accounting system : سیستم حسابداری قیمت تمام شده سفارش معین
specific unit cost method : روش بهای تمام شده هر واحد مشخص
specific-order costing : هزینه یابی سفارش کار
specific-purpose financial statements : صورت های مالی تهیه شده برای مقاصد خاص
specification : مشخصات (ذکر خصوصیات)
specification analysis : تجزیه تحلیل مشخصات
specification of goods : مشخصات کالا
specify : تصریح کردن
specimen signature : نمونه امضاء
speculation : حدس، پیش بینی، سفته بازی
speculative : پر خطر
speculative contracts : قراردادهای سفته بازی
speculative-grade bonds : اوراق قرضه با ریسک بالا
speculator : سفته باز، سوداگر
spend : خرج کردن، گذراندن
split : تجزیه سهام
split offering : عرضه تدریجی
split risks : تفکیک خطرات
split shift : نوبت کار دو وقتی
split-up : تجزیه سهام
spoilage : ضایعات (تولید)
spoilage rate : نرخ ضایعات
spoiled goods : کالای ضایع شده
spoiled goods inventory : موجودی کالای ضایعاتی
spoiled material, wasted material : مواد ضایع شده (ضایعاتی)
spoiled stock : موجودی ضایعات
spoillage cost : بهای ضایعات
sponsor : حمایت مالی کردن، متولی
spot (or cash) transaction : معامله نقدی
spot cash : پول نقد در دسترس
spot cash payment : پرداخت نقد در محل
spot check : کنترل آنی، بررسی نمونه ای
spot delivery : تحویل فوری، معامله نقد
spot exchange rate : نرخ ارز رایج بازار
spot market : بازار معاملات نقدی، بازار روز
spot order : سفارش فوری
spot payment : پرداخت فوری (در محل)
spot rate, current rate : نرخ جاری، نرخ تحویل فوری، نرخ آنی
spot sale : فروش نقد فی المجلس (حمل فوری)
spot sale (or purchase) : خرید یا فروش کالا با شرط تحویل فوری
spot trading : معامله نقد
stability of price : ثبات قیمت
stablized price : قیمت تثبیت شده
stage of completion : میزان تکمیل کار
stage payments : پرداخت های مرحله ای
stamp duty paid : عوارض پرداختی تمبر
stamp duty, stamp tax : هزینه تمبرف عوارض (مالیات) تمبر
stamp shortage : کسر تمبر
stamp, seal : مهر
standard capacity : ظرفیت استانارد
standard direct labor cost per unit : هزینه استاندارد کار مستیم برحسب هرواحد (تولید)
standard direct materials cost (price) : هزینه استاندارد مواد مستقیم
standard error of the sample means : اشتباه معیار میانگین نمونه
standard expense (cost, charge,expenditure) : هزینه استاندارد
standard hours per unit : ساعات استاندارد واحد کار
standard labor cost per an hour : هزینه استاندارد دستمزد برای هر ساعت
standard material price : قیمت استاندارد مواد
standard of deferred payments : معیار پرداخت های مربوط به آینده، استاندارد پرداخت های معوق
standard of reporting : استاندارد گزارش نویسی
standard operating profit : سود استاندارد عملیاتی
standard preparation hours : مدت زمان استاندارد برای آماده سازی یا راه اندازی دستگاه
standard price : قیمت استاندارد
standard production cost : هزینه تولید استاندارد
standard purchase price : قیمت خرید استاندارد
standard rate of pay : نرخ پرداخت استاندارد
standard rate per unit : نرخ استاندارد هر واحد
standard selling price : قیمت فروش استاندارد
standard unit price (cost) : قیمت استاندارد هر واحد
standard-setting process : فرآیند تدوین استاندارد
standards for follow-up : استانداردهای پیگیری
standards of performance : استانداردهای عملکرد
standing cost, fixed (cost-expensecharge) : هزینه ثابت
staple goods : کالای بسیار ضروری
start-up cost : هزینه راه اندازی
state property : دارایی دولت، اموال عمومی
state retirement pension : مستمری بازنشستگی دولتی
state-controlled companies : شرکت های تحت کنترل دولت
state-controlled corporations : موسسات تحت کنترل دولت
state-owned company : شرکت دولتی
statement from incomplete records : صرت مالی تهیه شده از روی مدارک ناقص
statement of accounting principles : بیانیه اصول حسابداری
statement of capital, capital statement : صورتحساب سرمایه
statement of changes in financial position : صورت تعییرات در وضع مالی
statement of changes in working capital : صورت تغییرات در سرمایه در گردش
statement of concepts, concepts statement : بیانیه مفاهیم
statement of financial position, financial statement, statement position : صرت وضعیت مالی
statement of operations, operating statement : صورتحساب عملیات
statement of profit or loss (gain or loss) : صورت وضعیت سود یا زیان
statement of receipts and disbursement : صورت دریافت ها و پرداخت ها
statement of receipts and payments : صودرت وضعیت دریافت ها و پرداخت ها
statement of recommended practice(SORP) : توصیه های اجرایی استانداردهای حسابداری
statement of results of operations : صورت نتایج عملکرد، صورت نتایج عملیات
statement of revenues and expenditure : صورتحساب درآمد و هزینه
statement of source and applications of funds : صورت منابع و مصارف وجوه
statement of standard accounting practice (SSAP) : استانداردهای عملیات حسابداری (استانداردهایی را که باید در مرحله عمل به کار برد)
statistical data, proforma information : اطلاعات (داده های) آماری
status report : گزارش وضعیت موجود
status report of inventory, stock report : گزارش وضعیت موجودی
statutory apportionment : تقسیط قانونی، قسط بندی قانونی
project evaluation and review technique : تکنیک ارزیابی و تجدید نظر در پروژه
project finance : تامین مالی پرژه
project financing : تامین مالی طرح
project initial cost (charges) : هزینه اولیه طرح
project investment : سرمایه گذاری طرح
project network analysis (PNA) : تحلیل شبکه پروژه
project network technique (PNT) : تکنیک شبکه پروژه
project performance cost variance : انحراف هزینه عملکرد / اجرای پروژه
project rate of return : نرخ بازده طرح
project schedule : جدول زمان بندی شده اجرای پروژه
project statement, statement of project : صورت وضعیت پروژه
projected annual income : سود (درآمد) برآورد شده سالانه
projected balance sheet : ترازنامه پیش بینی شده
projected benefit obligation (PBO) : بدهی مزایای پیش بینی شده
projected benefit-cost methods : روش های پیش بینی هزینه و سود
projected cash flow : گردش وجوه پیش بینی شده
projected error : خطای تعمیم یافته
projected financial statement : صورت مالی پیش بینی شده، گزارش مالی پیش بینی شده
projected income statement : صرتحساب حساب سود و زیان پیش بینی شده
projected misstatement : تحریف پیش بینی شده / تعمیم یافته
projected profit and loss statement : صورتحساب پیشنهادی (برآوردی) سود و زیان
projected sale : فروش پیش بینی شده
projection (financial) : گزارش های مالی فرضی
projection statement : صورت مالی پیش بینی شده
projections : پیش بینی، مفروض
projects classification : طبقه بندی پروژه ها
promise to pay : تعهد به پرداخت
promised yield-to-maturity : بازده وعده داده شده تا تاریخ سررسید
promising investment opportunities : فرصت های نوید بخش سرمایه گذاری
promissory : وعده دار
promissory note : اسناد تعهدآور، سفته، برات
promote : تبلیغ کردن، ترفیع دادن
promote a company, float a company : شرکتی را به راه انداختن
promoter : بانی (شرکت)، موسس (با هدف سود)، بنیان گذار
promoters′ profit : سود موسسین
promotion expense, establishment expense : هزینه تبلیغات، هزینه ترویج، هزینه های راه اندازی یک واحد سازمانی
promotion layout : طرح ترقی (ارتقاء)
promotion right : حق ترفیع
promotion shareholders : صاحبان سهام موسس
promotion shares : سهام موسس (سهام جایزه موسسین)
promotion, upgrade : ترفیع، ارتقاء
promotional shares : سهام موسس یا سهام ارزان
promotional work : کار تشویقی
prompt : مهلت یا وعده پرداختن دین
prompt delivery goods : کالای سریع الحمل
prompt delivery stock : موجودی کالای سریع الحمل
prompt money (cash), ready cash : پول فی المجلس (آماده، فوری)
prompt payment : پرداخت بلافاصله (فوری)
prompt shipment : حمل فوری (با کشتی)
prompt to pay account : خوش حساب بودن
prompt to pay, ready for payment : آماده پرداخت
proof : مستند طلب خواهی
proof beyond a reasonable doubt : توان اثبات قطعی
proof list : برگ (صورت) غلط گیری
proof of accuracy : اثبات صحت (صورت های مالی به ارزش های جاری همگن)
proof of cash : صورت مغایرت (بانک) چهارستونی، تایید نقد
proof of cash receipts : صورت مغایرت دریافت های نقدی
proof of debt : مدرک (دلیل) بدهی
proof of delivery : گواهی تحویل
proof of loss : دلیل وجود خسارت یا زیان در بیمه
proof of ownership : دلیل مالکیت
proof verification : اثبات، تایید، تصدیق
proper audit : حسابرس صحیح (چنانچه باید)
proper books : دفاتر واقعی
proper books of account : دفاتر واقعی حساب
proper disclosure : افشای مناسب
proper price : قیمت درست (واقعی)
properlty depreciation : استهلاک اموال
properly executed assignment : سند پشت نویسی شده قابل انتقال
properties and equipments : اموال و تجهیزات
property : مستغلات، اموال منقول
property account : حساب اموال
property bonds : اوراق قرضه مالکیت
property capital : سرمایه ملکی
property control account : حساب کنترل اموال
property dividend, dividend in kind : پرداخت سود سهام به صورت دارایی
property dividends payable : سود سهام پرداختنی غیر نقدی
property gratuitous acquired : اموال تحصیلی رایگان
property income certificate (PINC) : گواهی میزان مالکیت شخص در یک دارایی
property ledger : دفتر اموال
property ownership : حق مالکیت بر اثر مرور زمان
property register : دفتر ثبت اموال
property reserved : استهلاک انباشته
property right : حق مالکیت
property tax, estate tax : مالیات بر دارایی، مالیات بر املاک و مستغلات
property(s) earning power : قدرت تحصیل درآمد مالی
property, asset, pIant and equipment : اموال، کارخانه و تجهیزات
property-rights approach : روش حقوق مالکیت
proportion of profit to expense : نسبت درآمد به هزینه
proportional consolidation : تلفیق متناسب
proportional liability partnership,company with proportionate liability : شرکت نسبی
proportional method : روش ارزش نسبی
proportional performance method : روش نسبت کارکرد
proportional relationship : نسبت متناسب
proportional tax : مالیات متناسب (که به سطوح درآمدی تعلق می گیرد)
proportional-performance method : روش عملکرد نسبی
proportionate consolidation : تلفیق نسبی
proposal : پیشنهاد، طرح پیشنهادی
proposed budget, draft budget : بودجه پیشنهادی
proposed dividend : سود سهام پیشنهادی (پیشنهاد شده)
proposed investment : سرمایه گذاری پیشنهادی
proposed statement : صورتحساب پیشنهادی
proposition, proposal, offer, motion tender, suggestion : پیشنهاد، قضیه، موضوع
proprietary accounts : حساب های دارایی، حساب های سرمایه ای
proprietary funds : حساب مستقل وجوه سرمایه ای
proprietary insurance, level premium insurance : بیمه با حق بیمه ثابت
proprietary interest : منافع مالکیت
proprietary ratio : نسبت مالکانه
proprietary theory, proprietary opinion,ownership theory : نظریه مالکیت، تئوری مالکیت انفرادی
proprietor, landlord, owner : مالک
proprietorship : تک مالکی
proprietorship : مالکیت انفرادی، موسسه فردی حساب سرمایه، در مالکیت انفرادی
proprietorship accounting : حسابداری مالکیت
prorata : تسهیم به نسبت
prorate cost : تسهیم کردن هزینه
proration : تسهیم به نسبت کردن
prospect theory : تئوری چشم انداز، تئوری مشتری احتمالی
prospective approach : روش تسری به دوره های آینده
prospective basis : تسری به دوره های آینده
prospective financial information : اطلااعات مالی برآوردی
prospective financial statements : صورت های مالی برآوردی
prospective financial statements,pro forma statements : صورت های مالی پیش بینی شده (فرضی)
prospectus : آگهی پذیره نویسی، آگهی عرضه (سهام، اوراق)
prosper : به رونق مالی رسیدن
protect : محافظت کردن
protection tariff : تعرفه حمایتی
protection, safety : ایمنی، حفاظت، نگهداری
protectionism : حمایت گرایی
protective convenant : توافق حمایتی، شرط های حمایت کننده
protective duty : حقوق و عارض حمایتی
protective liquidity : نقدینگی پشتوانه
protective role : (نقش) تمبر اسناد بابت مالیات نقش حفاظتی
protective tariff : تعرفه حمایتی سنگین
protest : واخواست، واخواهی
protest fee : حق الزحمه واخواست ، حق الزحمه اعتراض
protest prove : واخواست، واخواهی
prove : تایید کردن، اثبات کردن
proved oil and gas reserves : مقدار برآوردی نفت خام و گاز طبیعی
provided : آماده ، تهیه شده، مشروط بر اینکه
provided scheme : برنامه تدارک شده
provident fund, contingency fund : وجوه احتیاطی، صندوق احتیاطی
provident reserve end money : اندوخته احتیاطی
provident reserve funds : وجوه اندوخته احتیاطی
providing period : دوره تدارک
provision : ذخیره تدارک، شرط، بند، ماده
provision for accrued expense : ذخیره هزینه معوق
provision for bad debts (a provision for doubtful debt, allowance for doubtful accounts) : ذخیره برای مطالبات مشکوک الوصول
provision for cash discounts, cash discount provision : ذخیره تخفیفات نقدی
provision for cash requirements : ذخیره احتیاجات نقدی
provision for cash shorts : ذخیره کسورات صندوق
provision for contingent debt : ذخیره بدهی احتمالی
provision for contingent losses : ذخیره زیان های احتمالی
provision for current year tax : ذخیره مالیات سال جاری
provision for decrease in value of inventory : ذخیره کاهش ارزش موجودی ها
provision for decrease value of investment : ذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاری ها
provision for depreciation : ذخیره برای استهلاک، استهلاک انباشته
provision for discounts (allowances) : ذخیره تخفیفات نقدی
provision for discounts allowable : ذخیره تخفیفات قابل قبول
provision for discounts payable : ذخیره تخفیفات پرداختنی
provision for foreseeable losses : ذخیره زیان های قابل پیش بینی
provision for forward purchases : ذخیره پیش خرید
provision for forward sales : ذخیره پیش فروش
provision for inventory decline : ذخیره زوال (کاهش) موجودی انبار
provision for renewal : ذخیره تجدید (تعویض)
provision for returns and allowances : ذخیره برگشت از فروش و تخفیفات
provision for sales returned : ذخیره برگشت از فروش
provision for staff termination benefits : ذخیره مزایای پایان خدمت کارکنان
provision for stock valuation adjustment : ذخیره تعدیل ارزیابی
provision for tax, tax provision : ذخیره مالیات
provision for unsecured liablities : ذخیره مطالبات تضمین نشده
provision for valuation of stock, stock valuation provision : ذخیره ارزیابی موجودی کالا، ذخیره استهلاک
provision for vested benefits : ذخیره مزایای قطعی
provision for warehouse stock adjustment : ذخیره تعدیل موجودی انبار
provision of direct services : ارائه خدمات درمان مستقیم
provision, allowance, accrual, reserve,quantity allowed : ذخیره، اندوخته، مقدار مجاز
provisional appointment : انتصاب موقت
provisional hand over : تحویل موقت
provisional letter of credit : اعتبار اسنادی موقت
provisional rights : حقوق موقت
provisional share certificate : گواهینامه موقت خرید سهام
provisional statement : صورت وضعیت موقت
provisional take-over (acceptance) : تحویل گرفتن موقت
provisions (contract, law) : مواد (قراردادن، قانون)
proviso,clause condition : شرط، ماده، قید، بند
proximate damage : خسارت قابل پیش بینی
pro′limo : ماه آینده، ماه بعدی
proxy fight : جمع آوری وکالتنامه
proxy, proxy form : وکالت نامه، نماینده
prudence concept : اصل احتیاط
prudence in accounting : احتیاط در حسابداری، اصل احتیاط
prudence, conserwtism : عاقب اندیشی، آینده نگری، احتیاط، محافظه کاری
prudential insurance : بیمه احتیاطی
pseudocode : شبه کد، شبه جمله
psychological affiliation : وابستگی اخلاقی و عاطفی ، وابستگی روانشناختی
public accountant : حسابدار عمومی، حسابدار رسمی
public accounting, general accounting : حسابداری عمومی
public asset : دارایی عمومی
public auction : حراج عممی
public benefit, qualified endorsement,public interest : منافع عمومی
public bond : سند قرضه عمومی
public company, corporation : شرکت دولتی، شرکت سهامی عام
public credit : اعتبار عمومی
public debt = national debt : قرضه ملی، بدهی یک نهاد دولتی به مردم
public deposit : سپرده عمومی (دولتتی)
public expenditure (expense) : مخارج عمومی
public finance : مالیه عمومی
public financing, public finance, national finance : تامین مالی عمومی، تدارک مالی دولت
public fund : حساب مستقل وجوه عمومی
public good : کالاها یا خدماتی که به عموم ارائه می شود.
public heahh insurance : بیمه درمان همگانی
public heahh insurance law : قانون بیمه درمان همگانی
public held company : شرکت سهامی عام
public image : تاثیر علامت تجاری روی اذهان عمومی
public information : اطلاعات در دسترس عموم، پیش شبینی شده
public interest : منافع عمومی، نفع همه مردم
public issue : عرضه سهام، اوراق قرضه یا بهادار دیگری به عموم مردم
public issue of shares : نشر عمومی سهام
public joint-stock company : شرکت سهامی عام
public lands : اراضی عممی
public liability (national) : بدهی عمومی (ملی)
public liability insuranc : بیمه تعهدات عمومی
public limited company (PLC) : شرکت سهامی عام با مسئولیت محدود
public limited partnership : شرکت تضامنی با مسئولیت محدود
public loan : وام عمومی
public net income : قرضه خالص عمومی
public offering : عرضه (اوراق بهادار) به عموم
public offering of shares : عرضه سهام به عموم
public offering price : قیمت عرضه عمومی اوراق بهادار
public oversight board : هیات نظارت عمومی
public owned company, public joint stock company, public limited (joint stock),public corporation, publicly-held corporation : شرکت سهامی عام
public ownership : مالکیت عمومی
public property(ies) : اموال عمومی
public relations department : دایره روابط عمومی
public revenue, general revenue : درآمد عمومی
public sale : فروش عمومی
public sector (governmental) : بخش عمومی (دولتی)
public sector accounting : حسابداری بخش دولتی
public service organizations : سازمان های ارائه دهنده خدمات عمومی
public trust : موسسه عام المنفعه
public trust fund : حساب مستقل امانی عمومی
public utility bond : سند قرضه کارهای عام المنفعه
public utility companies : شرکت های عام المنفعه، شرکت های تلید کننده / ارائه دهنده کالا یا خدمات عمومی
public utility pricing : قیمت گذاری خدمات عمومی
public warehouse : انبار عمومی
public welfare program : برنامه رفاه عمومی
publication expense : هزینه طبع و نشر
publication of financial statements : انتشار صورت های مالی
publicity cost : هزینه تبلیغات
publicity drive : فعالیت تبلیغاتی
publishable accounts : حساب های انتشار دادنی (جهت عموم)
published accounts : صورت های مالی انتشار یافته
punchist : پانچیست
punitive damages : خسارت کیفری یا جزایی
pur autre vie : حق عمری، حق مالکیت عمرانه
purchase : خرید، خریداری کردن، تحصیل کردن
purchase acquisition : تصاحب از طریق خرید
purchase allowance : تخفیف در خرید
purchase and leaseback : خریدن و دوباره اجاره دادن
purchase and supply department : اداره خرید و تدارکات
purchase commitment losses : زیان های ناشی از تعهدات خرید کالا
purchase commitments : تعهدات خرید
purchase consideration : ثمن معامله، مابه ازای خرید
purchase cost, cost to buy : بهای تمام شده خرید
purchase cut-off test : آزمون انقطاع زمانی خرید
purchase cycle : چرخه خرید
purchase day book (purchase journal) : دفتر روزنامه خرید
purchase discount, purchase allowance : تخفیف خرید
purchase discounts not taken : تخفیفات استفاده نشده خرید
purchase discrepancy : تفاوت خرید
purchase expenditures : مخارج خرید
purchase financial documents,financial purchase records : مدارک مالی خرید
purchase fund : حساب مستقل برای بازخرید اوراق قرضه
purchase invoice : فاکتور خرید، سیاهه خرید
purchase journal : دفتر روزنامه خرید
purchase ledger : دفتر (معین) خرید
purchase method : ترکیب شرکت ها به روش خرید
purchase method of combination : روش خرید در مورد اغام شرکت ها
purchase of parent bonds : خرید اوراق قرضه شرکت اصلی
purchase on account : خرید نسیه
purchase option : اختیار خرید
purchase order : سفارش خرید، دستور خرید
purchase power, purchasing power : قدرت خرید
purchase price : قیمت خرید
purchase product for resale : محصل خریداری شده جهت فروش مجدد
purchase rate (or rhythm) : نرخ خرید
purchase records : مدارک و اسناد خرید
purchase requisition : درخاست خرید
purchase requisition for stock : درخواست خرید موجودی انبار
purchase return : برگشت از خرید
purchase return allowances journal : دفتر روزنامه برگشت از خرید
purchase returned : خرید برگشتی
purchase returns account : حساب برگشت از خرید
purchase returns and allowances : برگشت از خرید و تخفیفات
purchase returns book : دفتر برگشت از خرید
purchase returns entry : ثبت برگشت از خرید
purchase tax : مالیات خرید
purchase-money obligation : وام رهنی که وام دهنده (در صورت انحلال شرکت) نسبت به بقیه حق تقدم دارد
purchase-order lead time : زمان تحویل سفارش خرید
purchased goodwill : سرقفلی خریداری شده
purchased preacquisition earnings : خرید سود قبل از تحصیل
purchased product : محصول خریداری شده
purchased services : خدمات خریداری
purchaser : خریدار
purchases daybook : دفتر روزنامه خرید
purchases invoice : صورت حساب خرید، فاکتور خرید
purchases ledger : دفتر کل خرید
purchases ledger control account : حساب کنترل خرید
purchases′ return, consumers′ return : برگشت از خرید
purchasing (purchase) voucher : سند خرید
purchasing agent : کارگزار خرید
purchasing budget : بودجه خرید
purchasing commission : کارمزد خرید، کارمزد دلالی، حق دلالی
purchasing contracts : قراردادهای خرید
purchasing cost : بهای تمام شده خرید
purchasing function : امور تدارکات
purchasing lead time : مدت زمان بین سفارش کالا و تحویل آن (به خریدار)
purchasing officer : کارپرداز
purchasing patterns : الگوهای خرید
purchasing power : قدرت خرید، توانایی در خرید کالاها و خدمات
purchasing power capital maintenance concept of income : تئوری حفظ قدرت خرید سرمایه
purchasing power gain : سود قدرت خرید
purchasing power gain and loss : سود و زیان ناشی از قدرت خرید
purchasing power parity theory : تئوری برابری قرت خرید واحد پل های دو کشور
purchasing power risk : ریسک قدرت خرید
purchasing procedure, purchase method : روش خرید (روش اجرائی خرید)
purchasing-power risk : ریسک ناشی از قدرت خرید
pure instaIhnent method : روش اقساطی مطلق
pure interest : بهره خالص
pure interest rate, pure rate of interest : نرخ خالص بهره
pure play : تک محصولی
pure premium : حق بیمه خالص، صرف خالص
pure price, net price : قیمت خالص
pure profit : سود خالص
pure research : تحقیقات نظری، پژوهش بنیادی
pure security price : ارزش مطلق اوراق بهادار
pure, net : خالص
pure-discount security : اوراق بهادار با تخفیف هنگفت
purpose : قصد داشتن
push down accounting : منظور کردن دارایی های خریداری شده به ارزش روز
push system : سیستم فشاری
push -down accounting : حسابدار ی تعدیل ارزش دفتری شرکت فرعی
put : مجوز فروش سهام، عرضه اختصاصی سهم
put and take : حق بردن کالا سپس پول دادن
put bonds : اوراق قرضه قابل استرداد
put down : ودیعه دادن، بیعانه دادن، ثبت معامله در دفتر
put money in the bank : پول در بانک گذاشتن
put option : اختیار فروش به قیمت دلخواه
put price : قیمت ثابت (در بورس)
put to contract : به مقاطعه دادن
put to sale : به معرض فروش گذاشتن
put to the seller : استفاده از اختیار فروش
put up sale price : بالا بردن هزینه قیمت فروش
put -call parity : دوگانگی حق / اختیار فروش و خرید اوراق بهادار
putting up for sale : در معرض فروش
pyramid of ratios : هرم نسبت ها
pyramiding : مدیریت یک شرکت بزرگ که بر چندین شرکت دیگر اعمال قدرت می نماید و یا صاحب آنهاست. به صورت هرمی مدیریت کردن
qualification, details, description : مشخصات
qualified acceptance : واجد صلاحیت، دارای شرایط، مشروط، با قید و شرط
qualified audit opinion : اظهارنظر مشروط حسابرس
qualified audit report, qualified endorsement : گزارش مشروط حسابرسی
qualified auditor′s report : گزارش مشروط حسابرس
qualified opinion : اظهار نظر مشروط
qualified report (or certificate) : گزارش مشروط
qualified stock option : قرارداد واگذاری برگ اختیار خرید سهام به کارکنان
quality control report : گزارش کنترل کیفیت
quality of performance : کیفیت عملکرد
quantity control report : گزارش کنترل مقداری (کمی)
quarterly report (statements) : گزارش سه ماهه، گزارش فصلی
quasi deposit : شبه سپرده
quasi partner : شریک ظاهری (صوری)
quasi-ellperimental : شبه تجربی ، نیمه تجربی
quota, portion, ration contribution : سهیمه، سهم
quoted at par value : برآورد به ارزش اسمی
quoted company : شرکت پذیرتفه شده در بورس
quoted market price : قیمت اعلام شده در بازار
quoted price, posted price : قیمت اعلام شده
Racketeer Influ.enced and Corrupt Organization (RICO) : سازمان پوشش دهنده باندهای تبهکار، سازمان های جنایی مالی (مانند پولشویان)
Request For Proposal (RFP) : درخواست اعلام آمادگی برای شرکت در مزایده یا مناقصه
Research and Development (R&D) : تحقیق و توسعه
Retail Price Index (RPI) : شاخص قیمت خرده فروشی
railway receipt : رسید راه آهن
random inspection : بازرسی تصادفی (اتفاقی)
random sampling : نمونه گیری تصادفی
random selection, sampling selection : انتخاب نمونه گیری، انتخاب تصادفی
ranking approach : روش رتبه بندی
ranking of projects : رده بندی پروژه ها
rapid amortization : استهلاک سریع دارایی های نامشهود
rapporteur : مخبر
rate fixing department : اداره تثبیت قیمت
rate implicit in the lease : نرخ ضمنی در اجاره
rate of apportionment of overhead : نرخ تسهیم سربار
rate of premium : نرخ حق بیمه، نرخ جایزه
rate of profit per article (goods) : نرخ سود هر واحد کالا
rate of profit per production : نرخ سود هر واحد تولید
rate of profit, profit rate : نرخ سود
rate per machine hour : نرخ هر ساعت ماشین
rate per standard hour : نرخ هر ساعت استاندارد
rate per unit : نرخ هر واحد
real estate (or property) : املاک و مستغلات
reasonably possible event : رویداد محتمل
recapitalization surplus : مازاد تجدید سرمایه
receipt issued, issued receipt : رسید صادره
receipt of goods : رسید کالا
receipt statement : اعلامیه ورود، رسید
receipt, arrival : رسیدن کالا (جنس ، متاع)
receivable collection period : دوره وصول مطالبات
receive versus payment : تحویل در برابر دریافت وجه نقد
receiver of payment payee : گیرنده وجه
receiving report : رسید انبار، گزارش دریافت
recessionary period : دوره های رکود اقتصادی
reciprocal account(s), offset account,contra account : حساب متقابل (پایاپای)
reciprocal demurrage : زیان متقابل معطلی کشتی ، دموراژ متقابل
reciprocal method : روش متقابل
reciprocal of payback period, pay back reciprocal : معکوس دوره بازیافت
reciprocal trade agrement, bilateral agreement : موافقت نامه تجاری دو جانبه
reciprocal transfers : انتقالات دو جانبه
reciprocity principles : اصول معاملات دو جانبه (دو کشور)
reconstruction project : پروژه تجدید بنا
record keeping : نگهداری اسناد، دفترداری
record keeping expense : هزینه ضب اسناد
recoupment, reparation compensation,indemnity : غرامت
recoverable advance corporation tax : بازیافت مالیات پیش پرداخت شده
recoverable cost (expense) : هزینه بازیافتنی، هزینه قابل جبران (استرداد)
recoverable expense, reimbursable expense, recoveries : هزینه قابل برگشت
recovery (revival) upturn : بهبود، بهبودی
recovery, realize, payoff, retrieve : بازیافت، بازیابی
reduced profit method : روش تقلیل سود
reference and control report : گزارش عطف کنترل
referre, judgy, umpire : داور (یک دعوی)، حکم، قاضی، دادرس
refund the over payment or excess : استرداد اضافه پرداختی
registration of companies : ثبت شرکت ها
reinsurance company : شرکت بیمه اتکایی
rejection report of goods received : گزارش عدم پذیرش کالا
related company : شرکت تابعه (وابسته)
related parties : اشخاص وابسته
related party disclosures : افشای معاملات اشخاص وابسته
relatea party transactions : معاملات اشخاص وابسته
release of fund(s), appropriate : واگذاری اعتبار
reliability of financial reporting : قابل اتکاء بودن گزارشگری مالی
reliability period : دوره قابلیت اتکا
relief payments : کمک های امدادی
relif from import duties : معافیت از حقوق و عوارض ورودی
remission, dispensation : بخشودگی، معافیت
remuneration,salary, wage, pay : مزد
renovation cost (expense) : هزینه نوسازی
reorganization plan : طرح تجدید سازمان
repair and maintenance : تعمیر نگهداشت
repair cost / expense : هزینه تعمیر
repay, reimburse : بازپرداخت کردن
repayment claim : درخواس استرداد مالیات
repayment guarantee : ضمانت بازپرداخت
repayment of loan : بازپرداخت وام
repayment schedule : جدول بازپرداخت
repayment with penahy : بازپرداخت وام همراه با جریمه
replacement : جایگزینی، تعویض
replacement and bettennent : تعویض و بهسازی (نوسازی)
replacement cost : هزینه جایگزینی (تعویض)
replacement value depreciation : استهلاک براساس ارزش جایگزینی
replacing, replacement, substitution : جایگزینی
replenish of petty cash : تجدید کردن تنخواه گردان
report of legal inspectors, legal inspectors′report, : گزارش بازرسان قانونی
report on internal control : گزارش سیستم کنترل داخلی
reportable : قابل گزارش
reportable conditions : شرایط قابل گزارش
reporting requirements : الزامات گزارشگری
reporting standard : استاندارد گزارشگری
repossess : تملک مجدد
repossession : تملک ثانوی
repossession of goods : تملیک مجدد کالا، تملیک کردن
represent : نمایندگی کردن
representation and warranty : تضمین شرایط خاص
representation, agency : نمایندگی، تاییدیه مدیریت
representational faithfulness : بیان صادقانه
representative of shareholder : نماینده صاحب سهم
representative office : دفتر نمایندگی
representative sample : نمونه معرف، نمونه تصادفی که با مشاهده انتخاب شود
representative, agent : قائم مقام، نماینده، عامل
reproduction : تولید مجدد
repudiation : امتناع از پرداخت (وام، دین)
repurchase : خرید مجدد
repurchase agreement : قرارداد بازخرید
repurchase offer : پیشنهاد بازخرید
repurchase shares (stocks) : سهام بازخرید شده
repurchase transaction : تعهد بازخرید
request, requistion, petition : درخواست
reserve for encumbrances-prior year : اندوخته تعهدات قطعی نشده سنواتی
reserve for outstanding expenses,provision for accrued expenses : ذخیره هزینه های معوق
reserve for replacement : ذخیره جایگزینی (تعیض)
responsibilities and duties : مسئولیت ها و وظایف
responsibilities of inspectors : مسئولیت بازرسان
responsibility : مسئلیت، پذیرفتن اختیارات تفویض شده
responsibility accounting : حسابداری سنجش مسئولیت
restriction of imports : محدودیت واردات
resuhs of operations : نتایج عملیات
retail price index : شاخص بهای خرده فروشی
retained profit, retained earnings,accumulated earnings : سود انباشته
retention payable deposit : سپرده حسن انجام کار قابل پرداخت
retention period : دوره نگهداری
retired, pensioner, superannuated. : بازنشسته (از کار افتاده)
retirement allowance, retiring pension,old age benefits : حقوق بازنشستگی، مستمری
retirement pay : حقوق بازنشستگی
retroactive approach : روش / رویکرد تسری به دوره های گذشته، روش عطف بماسبق
retroactive payment : پرداخت مربوط به گذشته
return of capital : بازگشت سرمایه
return on capital : بازده سرمایه
return on invested capital : بازده سرمایه بکار رفته
return outward = purchases return : برگشت خرید
return premium : حق بیمه برگشتی
returnable deposits : سپرده های قابل برگشت
revaluation surplus account : حساب مازاد تجدید ارزیابی
revenue expenditure : مخارج درآمدی
review period : دوره بازنگری (موجودی)
rightful, party entitled : ذی حق بحق)
rights and powers : حقوق و اختیارات
rise in price : افزایش در قیمت
risk components : اجزای خطر
risk focused approach : روش مبتنی بر ریسک
risk of incorrect rejection (alpha risk) : خطر رد کردن نادرست
risk of ownership : خطر مالکیت
bround tripping : رفت و برگشت
run up a stock : بالا بردن بهای یک سهم (در بورس)
safe deposit : گاوصندوق، صندوق نسور
safe keeping and filing : نگهداری و بایگانی مطمئن
safekeeping : نگهداری اوراق بهادار
salable product : محصول قابل فروش
salaride partner : شریک حقوق بگیر
salaried, employee : حقوق بگیر
salary paid : حقوق پرداختی
salary pay, payment of salary : پرداخت حقوق
salary payable : حقوق پرداختنی
salary payroll : لیست پرداخت حقوق
sale and repurchase : فروش و خرید مجدد
sale by sample : فروش با ارائه نمونه
sale on experiment : فروش آزمایشی
sale option : اختیار فروش
sale price variance, selling price variance : مغایرت قیمت فروش
sale with option of redemption (repurchase) : فروش با حق بازخرید
sale with option of return : فروش با حق برگشت
sale(s) value, selling price : بهای فروش
sales agency, sales representative : نمایندگی فروش، کارگزاری فروش
sales finance company : شرکت تامین مالی جهت فروش ، شرکتی که وام به فروشندگان می دهد
sales to working capital ratio : نسبت فروش به سرمایه در گردش
sales value at split off method : روش ارزش فروش در نقطه تفکیک
sales value at split-off allocation : تخصیص برمبنای ارزش فروش در نقطه تفکیک
sales-to-production -ratio method : روش نسبت فروش به تولید
sales-type lease : اجاره از نوع فروش
salesman′s compensation : اجرت خدمت فروشنده
salvage value, residual value, scrap value : ارزش قراضه، ارزش اسقاطی، ارزش بازیافتنی
sample characteristics : ویژگی های نمونه
sample examinations : آزمون های نمونه
sample mean : میانگین نمونه
sample survey : بررسی نمونه ای
sample, pattern : نمونه، الگو، نمونه گرفتن
samples of no commercial : نمونه های فاقد ارزش
samples without value : نمونه رایگان کالا
sampling distribution : توزیع نمونه گیری، اندازه یا بزرگی نمونه، تعداد اقلام در یک نمونه
sampling error : اشتباه در نمونه گیری، خطای نمونه گیری
sampling frame : چارچوب نمونه گیری
sampling interval : فاصله نمونه برداری
sampling offer : عرضه آزمایشی نمونه
sampling plan : طرح نمونه گیری
sampling risk : احتمال خطر نمونه گیری
sampling unit : واحد نمونه گیری
satisfactory return on asset employed : بازده رضایتبخش روی دارایی بکار رفته
saving and deposit : پس انداز و سپرده
saving deposit : سپرده پس انداز
scale of prices : مقیاس قیمت ها
scale of production : مقیاس تولید
schedule of changes in working capital : جدول تغییرات سرمایه در گردش
schedule of changes in working capital components : جدول تغییرات در اجزای تشکیل دهنده سرمایه در گردش
schedule of prices : جدول قیمت ها
schedules of depreciation : جداول استهلاک
scheme of composition : توافق (قرار و مدار) تصفیه با طلبکاران
scope : حدود عملیات، دامنه شمول، دامنه رسیدگی
scope limitation : محدودیت عملیات (رسیدگی، حسابرسی)
scope of audit work : حدود رسیدگی های حسابرسی
scope of coverage : حیطه پوشش، حوزه عمل
scope of examination : دامنه رسیدگی
scope of internal audit work : حدود رسیدگی های حسابرسی داخلی
scope of work : دامنه انجام کار (حدود کار)
scope paragraph : بند دامنه رسیدگی
scorekeeping : نمره دادن به افراد
scrap : ضایعات، قراضه
scrap generated : قراضه تولید شده
scrap material : مواد قراضه (مواد اسقاط)
scrap production : محصول قراضه
scrap value : ارزش اسقاط
scrapped : قراضه شده
scrapped asset : دارایی قراضه (اسقاط شده)
scrip issue, share (stock) certificate, stock certificate : گواهی سهام
script : اصل دستخطی سند
script certification : گواهینامه موقت (سهام ، طلب)
seasonal price : قیمت فصلی