
چندین دهه است که حاکمیت شرکتی به یکی از موضوعات پژوهش تبدیل شده است. در اینجا تعدادی از مطالعات مربوط به حاکمیت شرکتی را بررسی می کنیم.
لی و سامسل (2009) نشان می دهند که اقتصادها از نظر تأکید بر قواعد رسمی در مقابل روابط غیررسمی متفاوت هستند. در اقتصاد کشورهای انگلیسی زبان، مکانیزم اصلی حاکمیت بازار سهام است (سابروال و اسمیت، 2008). در چین، مکانیزم اصلی حاکمیت دولت و شبکه های غیررسمی است (شن و چن، 2009). جاج (2010) مرور کاملی از حاکمیت شرکتی را در سراسر دنیا ارائه کرده است.
لی (2010) جابجایی های انجام شده از سوی سهامداران کنترل کننده را در شرکت های دولتی چین بررسی کرد. جابجایی به معنای انتقال دارایی شرکت های دولتی به نفع سهامداران کنترل کننده است. لی (2010) نتیجه گیری می کند که جابجایی دشوار است و مالکیت خصوصی شدت آن را به شکل قابل توجهی افزایش می دهد. ظاهراً پژوهش لی (2010) نتیجه گیری شن و چن (2009) را تأیید می کند یعنی مکانیزم اصلی حاکمیت در چین دولت و شبکه های غیررسمی است. مطالعات اخیر درباره مالکیت و حاکمیت شرکتی عبارتند از پژوهش های سویوشی، گوتو و اومی (2010) درباره بنگاه های ژاپنی. آن ها نتیجه گیری کردند که سهامداری پایدار یکی از ابعاد مهم حاکمیت شرکتی سنتی در ژاپن است، هرچند سهامداری پایدار فقط زمانی عملکرد عملیاتی را افزایش می دهد که نسبت سهام در اختیار سهامداران پایدار بیش از 61.21% باشد.
اما لوز، ناندا و ویسوکی (2003) دریافتند که در اقتصادهای دارای بازار سهام برزگ، مالکیت پراکنده، حقوق بالای سرمایه گذار، و اعمال قدرتمند قانون ظاهراً مدیریت سود کمتر انجام می شود. این نتیجه گیری با پژوهش لی (2010)، شن و چن (2009) و سویوشی، گوتو و اومی (2010) تناقض دارد. این مطالعات دریافتند که سهامداری بزرگ و دولتی یکی از مکانیزم های مهم حاکمیت است. نتیجه گیری لوز و همکاران (2003) بر اساس داده های 31 کشور از تاریخ 1990 تا 1999 انجام شده است. این کشورها عبارتند از کشورهای آسیایی نظیر ژاپن، فیلیپین، اندونزی، کره، و نیز آمریکا، بریتانیا، بلژیک و غیره. چین در این مجموعه داده ... بقیه در ادامه مطلب
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
5از 5 امتیاز
بازدید: 1,860
نویسنده: سیدمصطفیهاشمی
نظرات: 0






