
چکیده
هدف این مقاله نشان دادن پاسخ به این سؤال اساسی است که چرا اصول و قواعد حسابداری انگلیسی - آمریکایی نمی تواند در اقتصاد اسلامی که بر مبنای زکات و بانکداری بدون ربا می باشد به کار برده شود.
مقدمه
در سال های اخیر بر ارتقاء سطح استانداردهای حسابداری بین المللی برای پاسخ گویی در برابر رشد فزاینده جهانی شدن بازار و اقتصاد تأکید فراوانی شده است. عده ای بر این باورند که استانداردهای بین المللی باعث افزایش سازگاری و درک و استنباط بهتر مسائل مالی شده است و در صرفه جویی زمان و مسائل مالی بسیار مفید می باشد. در ضمن درک تفسیر و تجزیه و تحلیل مالی را تسهیل می نماید. با اصول و قواعدی که اندیشه حسابداری انگلیسی - آمریکایی و مکتب های آنها ارائه داده، معیارهای زیر معرفی شده اند. این اصول و قواعد مغایر با اصول اسلامی و اهداف آن می باشد و همین عامل اساس تشکیل اقتصاد اسلامی گردید که در مقابل اقتصادهای غربی قرار دارد.
اقتصاد غربی در مقابل اقتصاد اسلامی
اقتصاد اسلامی بر پایه شریعت یا قوانین اسلامی بوده که ناظر به مسائل مادی و معنوی به صورت همزمان (توأمان) می باشد. اصل و اساس شریعت در این است که "امنیت و عدالت" (اقتصادی - اجتماعی) را برای آحاد جامعه به ارمغان آورد. شریعت به ما می آموزد که تمام ثروت های عالم از آن خداست. (غنی مطلق و حقیقی است) و ما منحصراً امانتدار این ثروت هستیم (قرآن، سوره 55، آیه 7). نظام اقتصادی اسلام بر این باور استوار است که هیچ انسانی حق ندارد آنچه را که اساساً آفریده خدا بوده، یا ماحصل تلاش دیگری است، از آن خود بداند (حقیقی و پومرانز، ص 150). این قوانین برای برقراری عدالت اجتماعی وضع گردیده، و تفاوت های اصلی بین اقتصاد غربی و اسلامی نیز در همین نکته "عدالت اجتماعی" است. در نظام های "اقتصادهای مادی" حاکم بر غرب، شخص به هر صورتی که بخواهد می تواند از مال و ثروت خود استفاده کند به دلیل اینکه آنها "حق کامل و غیرمشروط" خود را، اهرمی ضروری برای زندگی می دانند و تنها هدف چنین اقتصادی ... بقیه در ادامه مطلب






