مدیریت منابع انسانی
موضوع: آموزش حسابداری

تاثیر مدیریت منابع انسانی در زمینه سرمایههای برگشتی، محصولات عملیات مالی شركت: این مقاله ارزیابی خطوط ارتباطی بین سیستم های با عملیاتی با اجرای عالی و كارهای شركت را مورد توجه قرار میدهد. نتایج براساس نمونه ملی تقریباً از هزار شركت نشان میدهد كه این عملیات تاثیر بسیار مهم آماری و اقتصادی بر روی سنجش های بلند مدت و كوتاه مدت عملیات مالی شركت دارد. حمایت از پیشبینی هایی كه عملیات كاری با اجرای مالی بر روی كارهای شركت در قسمت موكول به ارتباط بین آنها هست و با استراتژیهای كه محدود میباشند ارتباط دارد.
تاثیر سیاستهای مدیریت منابع انسانی و كارهای انجام شده او بر روی كارهای شركت در زمینه مدیریت منابع انسانی، ارتباطات صنعتی و روان شناسی سازمانی و صنعتی موضوع مهمی میباشد. افزایش بدنه كاری شركت شامل بحث در زمینه استفاده انجام كارهای شركت، اجراهای مالی میشود. كه شامل استخدام كارمند، بهترین روشهای انتخابی، انگیزه رقابت، سیستمهای اجرای مدیریت، گسترش آموزش كارمندان كه مطمئناً دانش، مهارت و توانایی پتانسیل كاری كارمندان موجود در شركت را افزایش خواهد داد. همچنین انگیزه آنها را حفظ میكند در حالی كه كارمندانی كه كارایی خوبی ندارند را تشویق به ترك شركت میكند. بحثهای موجود در رابطه با تحقیق عبارتند از پتانسیل منابع انسانی موجود در شركت كه باید مهم در نظر گرفته شوند، بخصوص در زمینه گسترش و اجرای نقشههای استراتژیك تجاری.
گرچه این متن به مقدار زیادی تصوری میباشد. اما به هر حال در پایان این مقاله نتیجه گرفته خواهد شد كه كارای انجام شده توسط مدیریت منابع انسانی میتواند به ایجاد منبعی از سودهای رقابتی محفوظی كمك كند. البته مخصوصاً زمانی كه با استراتژیهای رقابتی شركت برابر شوند.
در هر دودهه این متن تئوری و هم خرمندی قراردادی پدید آمده در میان منابع انسانی رشدی وجود دارد كه سیاستهای سازمانی منابع انسانی البته در صورت شكل گیری میتواند یك كمك مهم اقتصادی و مستقیم بر روی كارهای شركت به وجود آورد. این فرض وجود دارد كه بیشتر سیستمهای كارآمد كارهای HRM كه همزمان پتانسیل تكمیلی را مورد كنكاو قرار میدهند و كارها را با یكدیگر تركیب میكنند كه به تكمیل استراتژی رقابتی شركت كمك میكند، كه روی هم منابعی از سودهای محفوظ رقابتی میباشند. بدبختانه، مدارك خیلی كم تجربی از این عقیده حمایت میكند. كار تجاری موجود به طور گسترده بر روی كارهای فردی HRM تمركز كرده كه به طور قائلی سیستم های HRM از یكدیگر جدا میكند.
این تحقیق از منابع انسانی قبل از طریق سه روش مجزا میشود. اولاً سطح تحلیلی كه برای برآوردن از تاثیر كارهای HRM بر سطح شركت استفاده میشود، یك نظام میباشد. كه از جنبههای مختلف بیشتر از اینكه عملی باشد، استراتژیكی میباشد. این روش به وسیله ابزار پیشرفته و معتبر حمایت میشود كه نظامندی (ویا سیستم) انجام كارها یا اجراهای مالی كه با توجه به شركت مورد بررسی وفق میدهد نشان میدهد. دوم اینكه توجه تسهیلی بیشتر دركی میباشد. متغیرهای وابسته شامل هر دو هم نتایج كاری كارمندان خبره نشده و هم اندازهگیری كارهای مالی در سطح شركت میشود و نتایج براساس نمونهای از شركتهای ملی از تعداد زیاد صنایع گرفته شده است. بعلاوه تحلیلگران دو مشكل متادولوژی مورد توجه قرار میدهند كه تحقیق براساس بررسیهایشان براین موضوع تكیه دارد.
سوم اینكه: این تحقیق همچنین یكی از بهترین تستهای پیشبینی را تهیه میكند. كه تاثیر انجام كارها با اجراهای عالی بر كار شركت برهر دو درجه تكمیل موكول شده است در میان این كارها و درجه مطابقت آنها (یا مناسبت خارجی) بین نظامبندی كارهای شركت و استراتژی رقابتی آن است.
زمینه تئوری:
این اعتقاد وجود دارد كه انجام كار توسط كارمندانی كه كارشان را فردی انجام میدهند مطمئناً نتایجی بر سطح شركت خواهد داشت. و برای سالهای مدیدی است كه در آكادیها شایع شده است. و اخیراً علاقه در این زمینه زیاد شده است. به هر زمانی كه دانشجویان شروع به بحث درباره آن كردند به طور جمعی كاركنان شركت همچنین میتوانند یك منبع از سود رقابتی كه برای رقبایش مشكل است كه از آن تقلید كنند تهیه میكند. به عنوان مثال، مرایت و مكمهان در سال 1992 براساس تئوری بر مبنای منابع شركت با رئیس سودهای محفوظ رقابتی تهیه كنند البته زمانی كه 4 نیاز برآورده شوند. اول اینكه آنها باید به فرایند تولیدات شركت ارزشی بیفزایند: سطوح كارهای فردی باید اهمیت داشته باشد. دوماً مهارتهای جستجوی شركت باید اندك باشد. زمانی كه كارهای انسانی به طور نرمال توزیع شود، رایت و مكمهن یادداشت كرد تمام منابع انسانی این رو معیار را برآورده میكند معیار سوم این است كه سرمایه گذاریهای سرمایهای تركیب شده انسانی كارمندانی شركت كه ارائه میشود. میتواند به آسانی تقلید شود گرچه منابع انسانی در معرض همان درجه از تقلید همانند تجهیزات و یا وسایل رفاهی نمیباشند. سرمایهگذاریها درشركت مخصوصاً در زمینه سرمایه انسانی میتواند بیشتر احتمال تقلید را به وسیله جداكردن كارمندان شركت از رقبایش كاهش دهد.
بالاخره منابع انسانی شركت نباید در معرض جانشینی به وسیله وسایل پیشرفته تكنولوژیكی باشد اگر آنها قرار است منبعی از سودهای محفوظ رقابتی تهیه كنند. گرچه تكنولوژیهای ذخیره كننده كار ممكنه برگشتها برای بعضی از اشكال سرمایه گذاری در سرمایه انسانی محدود كند. و تغییرات را به سوی اقتصاد خدماتی و سطوح بالاتر پیشرفت در بعضی صنایع تداوم میبخشد و اشكال مختلف جانشینی كمتر از احتمال افزایش میدهد.
كار رایت و ممكن اشاره بر اهمیت منابع انسانی در ایجاد سودهای رقابتی شركتهای مخصوص دارد یك مقاله پس در این زمینه است آیا چگونه شركتها میتوانند در زمینه منابع پتانسیل كه سود دهی به همراه دارد سرمایه گذاری كنند. در سال 1993 بیلی معتقد بود كه منابع انسانی همیشه غیرقابل استفاده میباشند چون كاركنان اغلب زیر پتانسیل ماكسیمم شكل میگیرند و سازمانها نیز تلاش میكنند كه تلاشهای مورد دلخواهشان را از كاركنان بیرون بكشند كه معمولاً برگشتهایی در افزایش هزینههای مربوطه تهیه میكنند. بیلی بحث كرد كه كارهای HRM میتوانند تلاشهای دلخواه را تحت تاثیر قرار دهد البته با توجه به تاثیرشان بر روی مهارتها و انگیزه كاركنان و با توجه به ساختارهای سازمانی كه كاركنان را با این توانایی كه چگونه نقشهای اجرا میشود را كنترل كنند. كارهای HRM مهارتهای كاركنان با توجه به فراگیری دانش و گسترش سرمایه انسانی شركت تحت تاثیر قرار میدهد.روشهای استخدام كه سرمایه بزرگی از متقاضیان با كیفیت را آماده میكنند كه بر طبق یك دستور انتخابی معتبر و مطمئن جفت میشوند. كه تاثیر جانشینی بر كیفیت و نوع مهارتهای اساسی، تجربیات كاری، مربی گیری و پیشرفت مدیریت میتواند تاثیر مهمی در پیشرفت كاركنان داشته باشد. تاثیرات حتی بر روی كاركنان دارای مهارت زیاد میتواند خیلی كم باشد اگر آنها انگیزهای برای كار نداشته باشند. و كارهای HRM در این مورد میتواند انگیزه كاركنان را به وسیله تشویق كردن آنها به كار هم كارهای سخت و هم كارهایی كه نیاز به دقت و ظرافت دارد افزایش دهد.مدیران شركت تلاش میكنند كه رفتارهای كاركنان را هدایت و تحریك كنند كه عبارتند از ارزیابیهای كار كه كارهای فردی و گروهی را ارزیابی میكند. كه این ارزیابیها را با سیستمهای پاداشی محرك وصل میكند. استفاده از سیستمهای مترقی داخلی كه لیاقت كاركنان را مورد توجه قرار میدهد. و موارد محركی دیگر كه علایق كاركنان را با سهامداران هردیف كنند.
بالاخره بیلی در سال 1993 ذكر كرد كه كمك حتی نیروهای كاری با مهارت و انگیزه كانی ممكنه كم و محدود باشد اگر كارها دارای ساختار مشخصی باشند و یا برنامه ریزی شده باشند. چون در این مواقع كاركنان كارشان را بهتر از هركس دیگر میشناسند و فرصت استفاده از مهارتها و تواناییهایشان را برای طراحی روشهای بهتر اجرا در رابطه با نقششان (نقشی و یا كاری كه در سازمان بر عهده دارند) ندارند. بنابراین كارهای HRM میتواند همچنین كار شركت را تحت تاثیر قرار دهد. و ساختار سازمانی كه همكاری را در میان كاركنان تشویق میكند و به آنها اجازه میدهد تا به هر صورت كه كارشان بهتر انجام میشود را گسترش دهند. تیمهای عملی، گرداننده كار و چرخههای كیفی همه مثالهایی از ساختارها میباشند. بنابراین به طور واضح این مقاله تجربی پیشنهاد میدهد كه رفتار كاركنان درشركت تاثیرات مهمی در كار سازمان دارد و كارهای مدیریت منابع انسانی میتوانند كار كاركنان را چه به صورت فردی و یا گروهی تحت تاثیر قرار دهد. البته با تاثیر گذاری بر روی انگیزه و مهارت كاركنان و ساختارهای سازمان كه به كاركنان اجازه خواهد داد كه آنگونه كه بهتر میدانند كارشان را انجام دهند.
بنابراین اگر اینگونه است كارهای شركت HRM باید حداقل وابسته به هر بعد از كار باشد اول اینكه اگر كارهای HRM تلاش دلخواه كاركنان را افزایش میدهد انتظار است كه آن نتایج را مستقیماً تحت تاثیر قرار دهد. مانند سرمایه برگشتی و تولید كه كاركنان كنترل مستقیم بر آن دارند دوم اینكه اگر سرمایه برگشتی سرمایه گذاریهای در كارهای HRM هزینههای واقعی شان را افزایش دهد سرمایه برگشتی كاركنان كمتر و تولیدات بیشتر خواهد شد كه در برگشت باید اجرای مالی شركت را افزایش دهد. بنابراین در پیشبینی مدل برآوردی كه بر روی این متغیرهای وابسته متمركز شده بازنگریها را از مقاله تجربی كه بر روی بررسی كار قبلی و تاثیر كارهای HRM بر روی سرمایه برگشتی كاركنان و تولید و اجرای مالی شركت متمركز شده است.
كار قبلی تجربی:
كارهای فردی یا مشخصی HRM و كار شركت
سرمایه برگشتی: در كار قبلی ویژگیهای هردو انحرافات شخصی كاركنان و مقدار سرمایه برگشتی سازمان را بررسی میكرد گرچه بیشتر كار قبلی بر شكل دهنده آن متمركز شده بود. به عنوان مثال فیلدمن و آرنكو در سال 1982 بیرین و موبلی در سال 1983 و كاتن و تاتل در سال 1986 به این نتیجه رسیدند كه احساس امنیت در كار، وجود یكپارچگی، سطح پاداش، رضایت از كار، مدت زمان تصدی سازمان، و متغیرهای دیگری مانند سن، جنس، تحصیلات، وابستگیها، پذیرشهای سازمانی، آیا كار انتظارات شخص را برآورده میكند و بیان هدف برای جستجوی كار دیگر، پیشبینی اخراج كارمند نتیجه گرفتند و شاریژن در سال 1992 فهمید كه درك درست از فرهنگ سازمان سرمایه برگشتی را تحت تاثیر قرار میدهد. بنابراین منطق تئوری برای بررسی تاثیرات كارهای HRM بر سرمایه برگشتی در تاثیرشان برای این عوامل فردی قرار گرفته است. بر طبق بررسیهای كاسیو و متكبوی در سال 1985 مداخلات پربار در زمینه كار و بازنگریهای واقعی كار در كاهش سرمایه برگشتی كه قبلاً ذكر شد موثر میباشند.
تولید: تحقیق در زمینه تاثیر كارهای HRM بر روی تولیدات سازمانی بسیار گسترده میباشد. كاتچر جرشنفلد در سال 1991 متوجه شد كه ارتباطات تبدیل كار را میپذیرند (منظور آنهایی كه شركت را تاكید میكنند و تجزیه، تحلیل آن را مورد بحث قرار میدهند) هزینههای كمتر دارند. و جروبحث كمتر میباشد و تولیدات بیشتر میشود. و برگشتی بیشتری برای ساعات كار مستقیم نسبت به ارتباطات كار مشورتی قدیمی كه شركتها استفاده میكردند. در سال 1985 وبر، كچان و كاتز خاطرنشان كردند كه سیستمهای ارتباطات صنعتی كارآمد كه در شركتهایی كه دارای شكایات كمتر، انضباط بیشتر و غیبت كمتر میشود اطلاق میگردد كه باعث افزایش كیفیت محصول و كارآمد كار مستقیم میشود. و كاتز، كچان و كفی در سال 1987 نشان دادند كه شماری از تمرینات كاری مرسوم موجب افزایش محصول میشود و در سال 1983 كاتز، كچان و كبیل مراسكاتسر متوجه شدند كه كیفیت مدت زمان كار، كیفیت چرخشها و تیمهای مدیریت كار تولید را افزایش میدهند. در سال 1994 بارتل یك خط ارتباطی بین پذیرش برنامههای آموزشی و افزایش تولید وجود دارد. در سال 1987 هالزر فهمید كه با استخدام افراد بیشتر تولید نیز بیشتر میشود. گازو، جت و كاتول در سال 1985 كه جزو تحلیل گران جفره بودند بیان كردند كه آموزش، انعقاد جلسات هدفند و طراحی سیستمهای اجتماعی- تكنیكی تاثیرات مهم و مثبتی در افزایش تولیدات دارد. و مطمئناً ارتباطی بین سیستمهای محركی پاداش و افزایش محصول نیز وجود دارد. بالاخره، سرمایه برگشتن كاركنان همچنین نیز تاثیر مهمی در تولیدات سازمانی دارد.
انجام كارهای مالی منسجم: تعدادی از نویسندگان خطوط ارتباطی بین كارهای شخصی HRM و كارهای مالی منسجم را كشف كردهاند. كاسیو در سال 1991 و فلامهولتز در سال 1985 بحث كردند كه سرمایههای مالی برگشتی كه در كارهای پیشرفته HRM با سرمایهگذاریها جمع میشوند. به طور كلی معتبر میباشند. متشابهاً كار در زمینه استفاده از تحلیلات به این نتیجه خاتمه یافته كه ارزش یك تقسیم استاندارد كار كارمند را كه برحسب دلار سنجیده میشود افزایش میدهد كه برابر با 40درصد از حقوق میباشد. همچنین توجهات سازمانی به كار مدیریت منابع انسانی میتواند باعث افزایش تولید شود كه در جای خود قابل توجه است. گرچه اكثر كارهای تجربی در مورد این موضوع در آزمایشگاهها انجام شده است. در سال 1992 بكر و هاسلید نشان دادند كه اطلاعات زمینهای نشان میدهد كه SD در حقیقت ممكنه در افزایش 40درصد حقوق موثر باشد. متشابه این كار در سال 1993 روزل و تریزترا متوجه شدند كه یك ارتباط مثبت و مهمی بین افزایش استخدام، اعتبار تستهای انتخابی و استفاده از روشهای رسمی انتخاب و سودهای شركت وجود دارد. و در سال 1985 پاور، روزل و راسل نشان دادند كه خط ارتباطی بین پذیرش برنامههای آموزشی كارمندان و كارهای مالی وجود دارد. استفاده از ارزیابیهای كار و اتصال ارزیابیها و پاداشها همچنین با قابلیت سوددهی بیشتر شركت همراه است.
محدودیتهای كارهای تجربی قبلی:
به طور خلاصه كار تجربی قبلی نشان داد كه استفاده از كارهای مدیریت منابع انسانی كارآمد اجرا یا انجام كارهای شركت را نیز افزایش میدهد. مخصوصاً افزایش استخدام، انتخاب، روشهای آموزشی، تقسیم اطلاعات رسمی، ارزیابی موضوع، طراحی كار، روشهای شكایات، برنامههای همكاری مدیریت كار و ارزیابی انجام كار، پیشرفت، سیستمهای تحریكی پاداش و لیاقت كاركنان به طور گسترده با نتایج با ارزشی در سطح شركت ارتباط دارند. این خط مشیها و روشها به عنوان كارهایی با اجراهای عالی شناخته شدهاند و طرحی است كه من در اینجا آن را پذیرفتم.
به هرحال اگر قرار است این تحقیق پیشرفت پیدا كند چندین محدودیت جدی در كار تجربی قبلی باید مورد توجه قرار گیرد. دوتای آنها در زمینه روش شناسی میباشند و یكی شامل انتشار بررسیهای اندازهگیری و مفهومی میشود. اولین انتشار پتانسیل همزمانبینی تمرینات كاری با اجرای عالی و كارهای مالی منسجم مورد توجه قرار میدهد. در این خط از تحقیق مشكل شیوع اطلاعات بخشی میباشد. به عنوان مثال، اگر شركتها با تشكیلات بالاتر از نظر سیستمی احتمال بیشتری وجود دارد كه تمرینات كاری با اجرای بالاتر را بپذیرند.
پس اینگونه برآوردهای همزمان از تاثیر این كارها بر اجرای شركت مبالغه آمیز خواهد بود. پس به بیان دیگر اینگونه است كه شركتها با تشكیلات پایینتر به عنوان یك راهحل به تمرینات كاری با اجراهای عالی برمیگردند پس اگر اینگونه باشد برآوردهای بخشی تاثیرات درست از تمرینات HRM برای اجرای شركت كتمان خواهد كرد. این فرم از ارتباطات همزمان كمتر قابل توجه است البته در مورد سرمایههای برگشتی و تولیدات شركت چون این متغیرها احتمال ندارد كه به طور گسترده انتخاب تمرینات كاری با اجرای بالا را تحت تاثیر قرار دهند. به هر حال، خط مستقیم بین سودهای شركت و موجودیت منابع راكد برای سرمایهگذاری در چنین تمریناتی میباشد. و آسان است كه كارهای مالی شركت را كه دارای چنین تاثیراتی میباشند را تصور كنیم. مشكل دوم روششناسی مربوط به جمع آوری اطلاعات را از طریق پرسشنامهها میباشد. چون بررسی پاسخها به طور كلی نمونههای انتخابی خود: انتخابی یا پاسخ متمایل همچنین نتایج را تحت تاثیر قرار میدهند. اكثر فرمهای مشترك انتخاب زمانی كه قابلیت پاسخگویی به پرسشنامه به هر دو هم كارهای مالی شركت و هم ارائه تمرینات كاری با اجرای عالی وابسته است اتفاق میافتد. بدون دانستن این خطوط ارتباطی مستقیم محقق نمیتواند تاثیر این تمرینات را برروی اجراها بفهمد. علیرغم این مقاله پیشرفته كه خود را به تصحیح یا درستی آماری انتخاب اختصاص داده تصحیح به ندرت در كار قبلی كار شده است.
سیستمهای كارهای HRM و مفهوم كار ناگهانی
سومین محدودیت مهم كار قبلی توجه مفهومی گستردهاش بر روی تمرینات كاری با اجراهای عالی تكی میباشد. و مشكلات ذاتی سنجش كه بر تمركز بر روی سیستم چنین تمرینهایی بی تاثیر نبود. تمركز بر روی تمرینات فردی هم بیتكلیفیهای روششناسی و هم تئوری را نشان میدهد. زمانی در دو تحقیق اخیر و عقل قراردادی پیشبینی میكند كه شركتهایی كه تمرینات كاری با اجراهای عالی را میپذیرند در یك منطقه احتمال بیشتر و در مناطق دیگر نیز احتمال دارد كه از آنها استفاده كند. بنابراین، برای گسترش هر مثال تك نشان میدهد كه شركت تمایل زیادی به سرمایه گذاری در تمرینات كاری با اجراهای عالی را دارد. و برآوردها از تاثیر تمرینات مخصوص بر روی سطح شركت متمایل خواهد بود. این تمایل احتمالی محدودیت مهم برای خط تحقیق نشان میدهد كه تلاش میكند كه تاثیر عمل منابع انسانی را بر روی سطح شركت را برآورد كند و كل این برآوردهای فردی ممكنه به طور چشمگیر شركتشان را بر روی اجرای شركت (كار شركت) به طور اغراق آمیز بیان كند. پتانسیل برای تمایل كه با تمركز بر روی سیاستهای فردی جمع شده بر روی چندین جدول گم نشده است، كه اخیراً اطلاعات بر روی سیستم تمرینات كاری با اجراهای عالی با نتایج ارزیابی شده سطح شركت به یكدیگر متصل كرده است. به عنوان مثال، دیلنی به استفاده گسترده از مدیریت منابع پیشرفته انسانی كه تلاش میكند یك تاثیر منفی و قوی بر روی سرمایه برگشتی سازمانی در بخش صنعتی دارد پی برد. رایچ نیوزكی، شاو و پرنوشی در سال 1993 از اطلاعات طولی از سی نفشه استفاده كرد تا تاثیر همكاری و بدست گذاری تمرینات HRM را بفهمد كه تاثیرات مثبت و مهمی در تولیدات سازمانی دارند. متشابه این كار در سال 1994 آرتور در حداقل 30 تحقیق متوجه شد كه سیستمهای منابع انسانی كه پذیرش دارند، بیشتر به گسترش پذیرش كارمند و داشتن سرمایه برگشتی و نزاع كمتر و تولید بیشتر تاكید دارند در صورتی كه شركتهایی كه بر طبق سیستمهای كنترل اداره میشوند بر كارآمدی و كاهش هزینههای كار تاكید دارند. بالاخره مكشوفی در سال 1995 فهمید كه گروههای تمرینات HRM سازگار با تولیدات بیشتر و كیفیت در 62 طرح میباشد.
به هر یك از این تحقیقات اگر ما نگاهی بیندازیم فقط به تاثیر سیستمها تمرینات كاری با اجرای عالی بر سرمایه برگشتی كارمندان و تولیدات توجه دارد. و تحقیق بر روی خطوط ارتباط بین سیستمهای تمرینات كاری و كارهای مالی منسجم بسیار محدود است. در سال 1988 كراوتز و اسكاستر در سال 1986 تلاش نمودند با توجه به شاخصهای حسابداری سودهای شركت اطلاعات را بر روی مدیریت منابع انسانی پیشرفت مطابقت دهند. گرچه هر دو نویسندگان به این نتیجه رسیدند كه تمرینات پیشرفتهتر HRM با اجرای بیشتر همراه است. تحلیلات هر بررسی محدود به ارتباطات ساده رفتاری میشود. و بنابراین متغیرهایی مانند اندازه شركت یا كارخانه را كنترل نمیكنند. در سال 1990 ایچنیوزكی به این نتیجه رسید كه استفاده از تمرینات پیشرفته HRM همراه با تولید بیشتر و كارهای مالی بیشتر در 65 واحد تجاری همراه بود. اما به واسطه محدودیتهای اطلاعاتی او همچنین قادر نبود كه انتشارات همزمان بین تمرینات HRM و اجرای شركت را حل كند یا نتایج ماورای فقط یك بخش صنعتی تهیه كند.
به طور خلاصه گرچه مقالههای تجربی به طور كلی بر تاثیر تمرینات كاری با اجرای عالی فقط توجه میكند. اما كار قبلی محدود به تمرینات ارزیابی شده متغیرهای وابسته و متنی صنعتی میشد. به عنوان مثال، فهمیدن این كه سیستمهای تمرینات كاری سرمایه برگشتی یا تولید را تحت تاثیر قرار میدهند لزوماً بدین معنی نیست كه این تمرینات هیچ تاثیری بر سود شركت نخواهند داشت. و كشف تمرینات كاری با اجرای مالی فقط قابلیت سود دهی را تحت تاثیر قرار میدهند و انتشارات مهمی از فرایند را در میان آنهایی كه كارهای مالی را تحت تاثیر قرار میدهند درخواست میكند. این احتمال وجود ندارد كه كار قبلی این بررسی شامل كل كارهای منابع سازمانی، و بررسی آن كارها در دورههایی از تاثیرشان بر روی هر دو هم نتایج استخدام فوری و هم كارهای منسجم مالی شود. كه در متن صنایع و شركتهای بزرگ صورت گرفته باشد. خلاصهای از حدسیات اولیه من در زیر آمده است.
حدس a1: سیستمهای تمرینات كاری اجراهای عالی سرمایه برگشتی كارمند را كم میكند و تولیدات را افزایش میدهد و همچنین كارهای مالی منسجم را.
حدس b2: در صورت وجود ارتباط بینی كارهای مالی منسجم و سیستمهای تمرینات كاری با اجرای بالا رشد سرمایه برگشتی كارمندان و تولید در حد میانه است.
حدس دوم به یكی از اولین تستهای تجربی از مقالههای متعدد تئوری اجازه خواهد داد تا اهمیت برای كاری تركیبی شركت قرار دهد و بین تمرینات منابع انسانی همانند بین آن تمرینات و استراتژی رقابتی شایستگی ایجاد كند. در سال 1988 بر و مشالمن اولین این تكمیلات را توصیف كردند البته به عنوان شایستگی درونی. پیشنهاد اولیهشان این بود كه كار شركت تا اندازهای زیاد خواهد شد كه شركتها تمرینات مدیریت منابع انسانی را بپذیرند كه از یكدیگر نیز حمایت كنند. متشابهاً در سال 1987 استرتن بحث كرد كه باید یك منطق پایهای برای سیستم تمرینات HRM در شركت باشد كه عملیاتها و تمرینات مشخص را با هم جور كند. در سال 1994 استرمل فهمید كه شركتها باید كارمندان خود را مورد ارزیابی قرار دهند. به عنوان مثال: بهتر است كه از كارمندان موقتی یا پارهوقت استفاده كنیم یا خیر و یا بهتر اینست كه در تمرینات كاری مرسوم سرمایهگذاری كنیم مانند آموزش مهارتها و یا پاداشهای تحریك كننده.
با یك توجه محسوس در مورد كارمندان میتوان انتظار داشت هسته محكمی از كارمندان به وجود آید. بنابراین، افزایش احتمالات كه یك شركت سودهایی كه باسرمایهگذاریها در آموزش جمع شده بدست آورد. و استفاده از كارمندان ترجیح داده شده و همچنین استفاده از پاداش بعنوان یك محرك ممكنه همچنین كارمندانی با كارایی بالا جذب كند. چون تمام چیزهای دیگر مساوی است. كارمندان در چنین شركتهایی سودهایی بالاتری دریافت خواهند كرد كه با تولیدات بیشترشان معمولاً یكسان است. متشابهاً، برگشتها از استفاده از روشهای انتخاب معتبر احتمال دارد كه بیشتر شود بخصوص زمانی كه ارزیابی اجرای شركت و سیستمهای پاداشی محرك تشخیص داده میشود و به كارمندان خوب برای انجام خوب كارهایشان پاداش داده میشود و سیستمهای پاداشی محرك باید بهتر اجرا شود بخصوص زمانی كه با ارزیابیهای اجراهایی با كیفیت بالا متصل است. سیستم پیشرفته داخلی یك محرك قوی برای كارمندان خواهد بود تا با شركت حركت كنند بخصوص زمانی كه پاداشهای محرك مخصوص و سیستمهای ارزیابی كار با هم تركیب میشود. و میتواند برگشتها را از سرمایهگذاریها در فعالیتهای پیشرفته كارمندان افزایش دهد. بالاخره از جمله تاثیرات استفاده از سیستمهای همكاری كارمندان زیاد خواهد شد اگر كارمندان كارشان را خوب بشناسند و بدانند كه در مقابل انجام كار پاداش میگیرند كه مطمئناً احتمال پیشرفتشان بیشتر میشود. بنابراین:
حدس 2 تكمیل و یا تركیب تمرینات كاری با اجرای عالی سرمایه كاری كارفهای را كاهش میدهد و تولیدات و كارهای منسجم مالی را افزایش میدهد.
شكل دوم تكمیل برد و مشالمن كهیك مناسبت خارجی است. در بخش سیستم تمرینات HRM شركت و استراتژی رقابتیاش اتفاق میافتد. این تصور وجود دارد كه كار شركت زیاد خواهد شد با ترتیب تمرینات HRM و استراتژی رقابتی كه در سالهای اخیر به شهرت قابل قبولی رسیده است و در حقیقت ماخذ خیلی از ارتباطات اخیر در این زمینه بوده است. بعلاوه مقالههای پیشرفته نشان میدهند كه شركتها تلاش زیادی میكنند تا تمرینات HRM با استراتژیهای رقابتی مطابقت دهند. به عنوان مثال در سال 1989 جكسون و اسكولروریور فهمیدند كه شركتهایی كه استراتژی مرسوم كه از تمرینات HRM استفاده میكنند را دنبال میكنند كه به طور گسترده از روشهای تركیبی استفاده میكنند.
انسل و دین در سال 1992 و 1994 فهمیدند كه مدیریت منابع انسانی با نوع سیستم صنعتی متفاوت است. و همچنین ویژگیهای كاری شخصی و محیط شركت. گرچه كه هیچ كار تجربی پیشنهاد نمیدهد كه شركتها مناسبت بیرونی بهترش كارایی بالاتر را نشان دهد. انتظاراتی كه آنها باید حدسی آخری مرا آماده كنند.
حدس سوم: سیستم تمرینات كاری با اجرای عالی همراه با استراتژیهای رقابتیاش سرمایه برگشتی كارفه را كم كرده و تولیدات و كارهای منسجم مالی را افزایش میدهد.
جنبههای مناسب داخلی پیشنهاد میدهند كه پذیرش سیستم تركیبی داخلی تمرینات كاری با اجرای عالی باعث اجرای بهتر كار خواهد شد، باید ممكن باشد كه بهترین تمرینات HRM را تشخیص دهیم آنها پذیرشهایی كه به طور كلی منجر به نتایج بهتر در سطح شركت میشود. جنبههای مناسب خارجی انتشارات تصوری افزایش میدهند و آیا خط مشی منابع انسانی مخصوص میتواند به عنوان بهترین تمرین توصیف شود. و یا آیا به جای اثر هر تمرین میتواند فقط در متن احتمالات محیطی یا استراتژیكی شركت تعیین شود. گرچه كار قبلی مجبور بود كه یك تست مستقیمی از این فرضیههای رقابتی تهیه كند. تحقیق كنونی تاثیرات مهم قوی برای پذیرش تمرینات كاری با اجرای عالی اعتقاد به بهترین تمرینات را وام میدهد.
بحث در مورد اینكه كار شركت قرار است زیاد شود تا حدی كه تمرینات HRM شركت با استراتژی رقابتیاش جور شود. در حقیقت حدسهای مناسب داخلی و خارجی ممكنه با همدیگر تركیب شوند. تمام شركتهای دیگر كه شرایط یكسانی دارند از تمرینات كاری با اجرای عالی استفاده میكنند و مناسبتهای داخلی خوب به نتایج مثبتی برای تمام شركتها منجر خواهد شد. به هر حال در حاشیه، شركتهایی كه تمرینات كاریشان به احتمالات محیطی و استراتژیكی مخصوص متصل میكنند باید بتوانند كه سودهای اجرایی اضافی را بفهمند. به عنوان مثال، اكثر شركتها باید از كاربرد تستهای انتخابی رسمی سود ببرند. گرچه نتایج چنین تستهایی برای انتخاب انواع مختلف افراد نیز استفاده شود. البته با آن تفاوتهایی كه شاید مربوط به استراتژی رقابتی باشد. با وجود این، استفاده از ارزیابیهای كاری رسمی و سیستمهای پاداشی تحریك كننده برای افزایش كارشركت یافت شده است.
به هر حال، هر یك از این تمرینات برای ظهور انواع رفتارهای كارمندان استفاده میشود. به طور خلاصه، فرایند اتصال احتمالات محیطی با تمرینات HRM ممكنه در شركتها متفاوت باشد.
اما شركتهای ابزاری ارتباطاتی كه احتمالاً تركیبی میباشند را اداره كنند. انتشار انواع داخلی یا خارجی یا هر دو نوع تاثیرات مناسب شركت مركزی است.
به این مطلب چه امتیازی میدهید؟
0از 5 امتیاز
نظرات





