نکات مهمی از قیمت گذاری دارایی سرمایهای(CAPM)
مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای یا CAPM رابطهای بین بازده موردانتظار یک دارایی و ریسک سیستماتیک آن (بتا) برقرار میکند. ایده اصلی CAPM این است که برای دستیابی به بازده بالاتر، سرمایهگذار باید ریسک بیشتری بپذیرد. این مدل یکی از پایههای نظریه پرتفوی مدرن محسوب میشود.
فرمول اصلی CAPM
E(Rᵢ) = Rf + βᵢ (E(Rm) − Rf)- E(Rᵢ): بازده موردانتظار دارایی
- Rf: نرخ بدون ریسک (مانند اوراق خزانه)
- βᵢ: حساسیت دارایی نسبت به بازار
- (E(Rm) − Rf): پریمیوم یا صرف ریسک بازار
مفهوم بتا (β)
ضریب بتا نشان میدهد که نوسان (ریسک) یک دارایی نسبت به کل بازار چقدر است:
- β > 1: ریسک بالاتر از بازار (نوسان بیشتر)
- β < 1: ریسک کمتر از بازار (نوسان کمتر)
در فرمول CAPM، بتا در پریمیوم ریسک بازار ضرب میشود تا میزان بازده اضافی مورد انتظار در ازای ریسک سیستماتیک محاسبه شود.
مثال عددی ساده
فرض کنید:
- نرخ بدون ریسک (Rf) = ۳٪
- بازده موردانتظار بازار (E(Rm)) = ۸٪
- بتا (β) = ۱٫۳
در این صورت:
E(R) = 3% + 1.3 × (8% − 3%) = 9.5%بازده موردانتظار بر اساس CAPM برابر با ۹.۵٪ است. این نرخ میتواند به عنوان نرخ تنزیل برای محاسبه ارزش فعلی جریانهای نقدی (DCF) استفاده شود.
نکات مهم و کاربردی CAPM
- کاربرد اصلی: تعیین نرخ تنزیل برای تحلیل DCF و مقایسه بازده با سایر داراییها.
- ارتباط با نظریه پرتفوی مدرن (MPT): بازده موردانتظار با افزایش ریسک رشد میکند.
- مفهوم مرز کارای موی (Efficient Frontier): سبدهای سرمایهگذاری بهینه روی این منحنی قرار میگیرند.
- CAPM فرض میکند نرخ بدون ریسک ثابت و بازار کاملاً کارا است — فرضهایی که همیشه در دنیای واقعی برقرار نیستند.
محدودیتها و انتقادات CAPM
- فرض عقلانیت و ریسکگریزی کامل سرمایهگذاران واقعبینانه نیست.
- تغییر نرخ بهره و تورم میتواند نتایج مدل را مختل کند.
- بتا همیشه تفاوت بازده بین سهام مختلف را بهخوبی توضیح نمیدهد.
جایگزینها و مدلهای توسعهیافته
به دلیل ایرادات CAPM، مدلهای دیگری توسعه یافتهاند مانند:
- APT (Arbitrage Pricing Theory): در نظر گرفتن عوامل کلان اقتصادی
- مدل فاما–فرنچ سه عاملی: افزودن فاکتورهای اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتری به بازار
- مدل پنج عاملی فاما–فرنچ (۲۰۱۵): شامل سودآوری و سرمایهگذاری داخلی
جمعبندی
مدل CAPM چارچوبی ساده برای برآورد بازده موردانتظار سرمایهگذاری فراهم میکند. با وجود محدودیتها، همچنان یکی از ابزارهای اصلی تحلیل مالی برای تعیین نرخ تنزیل، ارزیابی ریسک سیستماتیک و مقایسه سهام در بازار سرمایه است.





