اثر تصمیمگیری رفتاری (Behavioral Decision Theory) در حسابداری
مطلبی که ارایه شده است خلاصه مقالهای نقد نظریه تصمیمگیری رفتاری (Behavioral Decision Theory) و پیامدهای آن برای تحقیقات حسابداری است. این مقاله توسط جوئل اس. دمسکی و رابرت جی. سوییرینگا نوشته شده و در سال 1981 منتشر شده است. من در اینجا هر یک از جنبههای کلیدی مقاله را با جزئیات بیشتر شرح میدهم:
1. معقولیت مدلهای هنجاری در تصمیمگیری
مدلهای هنجاری به مدلهایی اطلاق میشود که بر اساس اصول و قواعد منطقی، به افراد میگویند که چگونه باید تصمیم بگیرند تا به بهترین نتیجه برسند. این مدلها معمولاً در علوم اقتصادی و تصمیمگیری به کار میروند و فرض میکنند که افراد به صورت منطقی و با توجه به اطلاعات موجود، بهینهترین تصمیمها را اتخاذ میکنند.
بحث در مقاله: نویسندگان مقاله، به بررسی این موضوع میپردازند که آیا استفاده از مدلهای هنجاری در تحلیل رفتار انسانها معقول است یا خیر. آنها اشاره میکنند که در بسیاری از موارد، رفتار واقعی انسانها با آنچه که مدلهای هنجاری پیشبینی میکنند متفاوت است. این تفاوت ممکن است به دلیل پیچیدگیهای محیط و محدودیتهای شناختی انسانها باشد. به عنوان مثال، ممکن است شرایطی وجود داشته باشد که در آن رفتار بهینه از نظر یک مدل هنجاری قابل اجرا نباشد یا افراد نتوانند به دلیل محدودیتهای شناختی خود، این رفتار را پیاده کنند.
نویسندگان همچنین اشاره میکنند که مدلهای هنجاری و توصیفی نباید به عنوان دو دسته جداگانه در نظر گرفته شوند، بلکه باید آنها را به عنوان رویکردهای مکمل در مطالعه تصمیمگیری انسانی در نظر گرفت. مدلهای هنجاری میتوانند به بهبود فرایند تصمیمگیری کمک کنند، اما در نهایت، نتایج این مدلها نیز باید با قضاوت انسانی بررسی و ارزیابی شوند.
2. مدل انتظاری مطلوبیت و چالشهای آن
مدل انتظاری مطلوبیت یکی از معروفترین مدلها در نظریه تصمیمگیری است. این مدل فرض میکند که افراد تصمیماتی را میگیرند که بیشترین مطلوبیت مورد انتظار را برای آنها به همراه داشته باشد. مطلوبیت مورد انتظار با در نظر گرفتن تمام نتایج ممکن و احتمال وقوع آنها محاسبه میشود.
بحث در مقاله: نویسندگان مقاله به بررسی چالشهای مرتبط با استفاده از مدل انتظاری مطلوبیت به عنوان یک مدل توصیفی میپردازند. آنها به مسائلی مانند جهانهای کوچک (Small Worlds) و جهانهای بزرگ (Big Worlds) اشاره میکنند. در دنیای واقعی، تصمیمگیریها معمولاً در یک سری شرایط متوالی رخ میدهند و انتخابها همیشه در یک بستر بزرگتر اتفاق میافتند. مدل انتظاری مطلوبیت ممکن است بتواند رفتار انسانها را در یک "جهان بزرگ" توضیح دهد، اما در بسیاری از مواقع، این مدل در توضیح رفتار در "جهانهای کوچک" ناکام میماند.
یکی دیگر از چالشها، مساله "چارچوبسازی" یا همان Framing است. نویسندگان به اهمیت این موضوع اشاره میکنند که نحوه ارائه یک مسئله میتواند بر نحوه تصمیمگیری تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، نحوه نمایش اطلاعات به افراد میتواند منجر به انتخابهای متفاوتی شود، حتی اگر محتوای اطلاعات یکسان باشد. این چالشها نشان میدهند که مدل انتظاری مطلوبیت، اگرچه ابزار مفیدی است، اما همیشه نمیتواند رفتار پیچیده انسانها را به درستی پیشبینی کند.
3. نظریه چشمانداز و جایگزینی برای مدل انتظاری مطلوبیت
نظریه چشمانداز (Prospect Theory) که توسط دانیل کاهنمن و آموس تورسکی معرفی شده است، به عنوان یک جایگزین برای مدل انتظاری مطلوبیت مطرح میشود. این نظریه بر این ایده استوار است که انسانها تصمیمات خود را نه بر اساس نتایج مطلق، بلکه بر اساس تغییرات نسبت به یک نقطه مرجع (معمولاً وضعیت فعلی) میگیرند.
بحث در مقاله: نویسندگان مقاله، نظریه چشمانداز را به عنوان یک رقیب جدی برای مدل انتظاری مطلوبیت معرفی میکنند. در این نظریه، تصمیمگیری در دو مرحله صورت میگیرد: مرحله ویرایش (Editing Phase) و مرحله ارزیابی (Evaluation Phase). در مرحله ویرایش، افراد گزینههای مختلف را بازبینی کرده و آنها را به شکلی سادهتر بازنمایی میکنند. در مرحله ارزیابی، افراد گزینههای ویرایششده را با استفاده از توابع ارزش و وزندهی به احتمالها، مورد ارزیابی قرار میدهند.
یکی از ویژگیهای کلیدی نظریه چشمانداز این است که افراد تمایل دارند تا زیانها را نسبت به سودها سنگینتر وزندهی کنند. به عبارت دیگر، از دست دادن یک مقدار مشخص برای آنها بیشتر از به دست آوردن همان مقدار ارزش دارد. این مسئله میتواند توضیحدهنده برخی از رفتارهای غیرمنطقی باشد که در مدل انتظاری مطلوبیت قابل توضیح نیست.
4. اهمیت چارچوبسازی (Framing) در تصمیمگیری
نویسندگان مقاله تاکید میکنند که یکی از مهمترین یافتههای تحقیقات اخیر در زمینه تصمیمگیری، تاثیر چارچوبسازی مسئله بر نتایج تصمیمگیری است. چارچوبسازی به این معنی است که چگونه یک مسئله یا تصمیم به فرد ارائه میشود. به عنوان مثال، اگر یک گزینه به عنوان یک "فرصت" یا به عنوان یک "خطر" نمایش داده شود، ممکن است افراد به طور متفاوتی به آن پاسخ دهند، حتی اگر اطلاعات اساسی یکسان باشد.
بحث در مقاله: نویسندگان اشاره میکنند که در گذشته، بیشتر تمرکز تحقیقات بر روی فرایند انتخاب و تصمیمگیری بوده است، اما اکنون، فرایند چارچوبسازی و نحوه تاثیر آن بر تصمیمگیری مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. آنها همچنین به این نکته اشاره میکنند که این موضوع در زمینه تصمیمگیریهای گروهی و چند نفره نیز اهمیت دارد. به عنوان مثال، تصمیمگیری در شرایطی که تصمیمات دیگران نیز بر نتایج تأثیرگذار است، ممکن است به طور قابل توجهی تحت تأثیر چارچوبسازی قرار گیرد.
5. پیامدهای تحقیقاتی برای حسابداری
مقاله در نهایت به بررسی پیامدهای این بحثها برای تحقیقات در زمینه حسابداری میپردازد. نویسندگان بیان میکنند که نظریههای تصمیمگیری، از جمله نظریههای رفتاری، میتوانند به درک بهتر فرایندهای تصمیمگیری در حسابداری کمک کنند. آنها پیشنهاد میکنند که تحقیقات بیشتری در مورد تاثیر چارچوبهای حسابداری بر تصمیمگیریها انجام شود.
به عنوان مثال، یکی از پرسشهای مهم این است که آیا تغییرات در روشهای حسابداری میتواند بر فرآیندهای تصمیمگیری تأثیر بگذارد؟ اگر یک سازمان روشهای حسابداری خود را تغییر دهد، آیا این تغییرات میتواند نحوه تصمیمگیری افراد را نیز تغییر دهد؟ این پرسشها میتوانند به تحقیقات جدید و مفید در زمینه حسابداری منجر شوند.
همچنین نویسندگان به مسائلی مانند هزینههای فرصت (Opportunity Costs) و هزینههای غرقشده (Sunk Costs) اشاره میکنند و این موضوعات را در چارچوب نظریه چشمانداز مورد بررسی قرار میدهند. آنها بحث میکنند که چگونه درک افراد از این هزینهها ممکن است تحت تأثیر چارچوبسازی و تصمیمگیریهای قبلی باشد.
نتیجهگیری
مقاله به این نتیجه میرسد که ترکیبی از مدلهای هنجاری و توصیفی و توجه به نحوه چارچوبسازی مسائل میتواند به بهبود درک و کاربرد نظریههای تصمیمگیری در حسابداری کمک کند. نویسندگان همچنین به اهمیت تحقیق در مورد فرایندهای چارچوبسازی در تصمیمگیریهای حسابداری اشاره میکنند و معتقدند که این موضوع میتواند به درک بهتر از نحوه تصمیمگیری در این حوزه منجر شود.
این مقاله تأکید میکند که نظریههای رفتاری در تصمیمگیری میتوانند ابزارهای مفیدی برای تحلیل و بهبود فرایندهای تصمیمگیری در زمینههای مختلف، از جمله حسابداری، باشند.





