آدمخواری شرکتی(Corporate Cannibalism)
آدمخواری شرکتی(Corporate Cannibalism) زمانی است که یک محصول به دلیل عرضه محصول جدیدی که توسط همان شرکت معرفی شده است، شاهد کاهش حجم فروش یا سهم بازار باشد. محصول جدید در نهایت به "خوردن" تقاضا برای محصول فعلی منجر می شود، بنابراین فروش کلی را کاهش می دهد. این فشار نزولی می تواند بر حجم فروش و سهم بازار محصول موجود تأثیر منفی بگذارد.
آدمخواری شرکتی به فروش هایی اطلاق می شود که توسط یک شرکت به دلیل معرفی یک محصول جدید که جایگزین یکی از محصولات قدیمی خود می شود، از دست می رود.
آدم خواری شرکتی می تواند زمانی رخ دهد که یک محصول جدید شبیه به یک محصول موجود باشد و هر دو پایگاه مشتری یکسانی داشته باشند، به عنوان مثال هنگام انتشار یک نسخه جدیدتر یا ارتقا یافته از یک دستگاه.
آدمخواری شرکتی گاهی یک استراتژی عمدی برای از بین بردن رقابت است، در حالی که گاهی اوقات شکست در دستیابی به یک بازار هدف جدید است.
درک آدمخواری شرکتی
آدمخواری شرکتی زمانی اتفاق میافتد که شرکتها محصولات جدیدی را وارد بازاری میکنند که در آن این محصولات قبلاً تأسیس شدهاند. در واقع، محصولات جدید در حال رقابت با محصولات فعلی خود هستند.
اگر شرایط جدید به درستی و هدفمند مدیریت شوند، شرکت شاهد تغییر از خط تولید قدیمی به خط جدید خواهد بود. حتی ممکن است با محصول جدید خود وارد بازار کاملاً جدیدی شود. معمولاً انتظار می رود هر گونه کاهش فروش در آدمخواری برنامه ریزی شده شرکتی وجود داشته باشد.
با این حال، زمانی که به طور ناخواسته (و بدون برنامه ریزی مناسب) انجام شود، آدمخواری شرکتی می تواند تأثیر بزرگ و منفی بر روی سود شرکت و همچنین مجموعه محصولات آن داشته باشد. بیشتر شرکت هایی که طعمه آن می شوند ممکن است مجبور شوند تولید محصول را متوقف کنند و در نتیجه ممکن است پایگاه مشتری وفادار خود را از دست بدهند. کاهش فروش در آدمخواری برنامه ریزی نشده شرکتی معمولاً غیرمنتظره است.
چرا یک شرکت از آدمخواری شرکتی استفاده می کند؟
در حالی که ایده آدمخواری شرکتی ممکن است تصاویر منفی ایجاد کند، گاهی اوقات می تواند یک استراتژی سودمند باشد. همانطور که در قسمت آخر گفتیم، اگر برنامه ریزی شده باشد، می تواند نتایج خوبی برای یک شرکت داشته باشد.
یکی از مزایای استفاده از آدمخواری شرکتی به عنوان یک استراتژی تجاری، ماندن در صدر رقابت است. برای مثال، شرکت X ممکن است یک لپتاپ جدید با صفحهنمایش عالی و ویژگیهای فراوان به بازار عرضه کرده باشد. شرکت Y ممکن است در نهایت مجبور شود همین کار را انجام دهد تا رقابتی باقی بماند، حتی اگر ممکن است چندین لپ تاپ دیگر (بدون امکانات زیادی) در بازار داشته باشد.
ثانیاً، شرکتها ممکن است کمک به بهبودهای کوچک در محصولات موجود را نیز مفید بدانند. ممکن است فروش یک کالا یا خدمات کاهش یابد، اما انتشار نسخه جدید و بهبود یافته آن ممکن است به افزایش درآمد کمک کند. به عنوان مثال بارهای کیت کت در بریتانیا را در نظر بگیرید. بر اساس گزارش گاردین، تخمین زده میشود که فروش بین سالهای 2002 تا 2004 بیش از 5 درصد کاهش داشته باشد. به منظور کمک به افزایش فروش، نستله - شرکت سازنده شکلاتهای تختهای در بریتانیا - نسخه ضخیمتر و درشتتری از میله را عرضه کرد.
چرا آدمخواری شرکتی مهم است؟
اگر به درستی انجام نشود، آدمخواری شرکتی می تواند تأثیر مالی زیادی بر یک شرکت داشته باشد. چند نکته وجود دارد که شرکت ها باید قبل از استفاده از آن به عنوان یک استراتژی در نظر بگیرند. بهترین کاری که هر شرکتی می تواند انجام دهد این است که قبل از عرضه محصول، تحقیقات بازار درستی انجام دهد. اگر یک محصول جدید خیلی زود منتشر شود، می تواند به فروش آسیب برساند، زیرا محصول جدید محصولی را که در حال حاضر در بازار است تحت الشعاع قرار می دهد.
نمونه های دیگر آدمخواری شرکتی
آدمخواری شرکتی بیش از آنچه فکر می کنیم در بازار فراوان است. یک مثال خوب اپل است که از آدمخواری برنامه ریزی شده و هدفمند برای فروش محصولات خود استفاده می کند. این شرکت نه تنها به انتشار نسخههای جدید آیفون، آیپد، آیمک و مکبوک خود (در میان سایرین) ادامه میدهد، بلکه این محصولات نیز در حال رقابت با یکدیگر هستند.
اما در مورد اپل، از استراتژی آدم خواری استفاده می کند زیرا هر محصول دیگری را نیز تکمیل می کند. و حتی اگر یکی از محصولات دیگری را آدمخوار کند (یعنی آیپدی که سهم بازار مکبوک را از بین ببرد)، شرکت میداند که همچنان پایگاه مشتریان وفادار خود را حفظ خواهد کرد.





