نرم افزار حقوق و دستمزد کاناز

نرم افزار حقوق و دستمزد کاناز نسخه 11.4 ( نسخه رز) به روزرسانی در تاریخ 1396/07/06 (با قابلیت ...

فیلم آموزش ارسال معاملات فصلی مالیاتی با سامانه آنلاین(1396)

  فیلم آموزش تهیه و  ارسال معاملات فصلی مالیاتی با نرم افزار و سامانه آنلاین(مطابق ...

فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست بیمه با نرم افزار و سامانه آنلاین

 فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست بیمه با نرم افزار و سامانه آنلاین(کاملا کاربردی و عملی) به ...

نرم افزار ارسال ایمیل انبوه(تبلیغاتی) کاناز

نرم افزار ارسال ایمیل انبوه(تبلیغاتی) کاناز (نسخه 3) به همراه فیلم آموزش نرم افزار به روز ...

فیلم آموزش ارسال لیست مالیات برحقوق بانرم افزار و سامانه آنلاین

فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست مالیات برحقوق بانرم افزار(با نسخه جدید نرم افزار سازمان ...

نرم افزار ارسال مطلب اتوماتیک به کانال تلگرام(کاناز)

نرم افزار ارسال مطلب اتوماتیک و براساس زمانبندی به کانال تلگرام(کاناز)- نسخه 3 به همراه ...

نرم افزار حذف و اصلاح نیم فاصله از فایل ورد(WORD)

  نرم افزار حذف و اصلاح نیم فاصله از فایل ورد(WORD) نسخه 2   همراه با فیلم آموزش نرم ...

نرم افزار استخراج ایمیل و موبایل ژالان(نسخه 2)

  نرم افزار استخراج ایمیل و موبایل ژالان(نسخه 2)   به روز رسانی در تاریخ: 1395/09/05 ...

نرم افزار تبدیل شماره موبایل به VCF کاناز

نرم افزار تبدیل اکسل به VCF کاناز (تبدیل فایل اکسل به VCF) (نسخه 10.8) با قابلیت پشتیبانی کامل ...
سال 1396- سال اقتصاد مقاومتی-اشتغال

دیکشنری هوشمند تخصصی آنلاین حسابداری، حسابرسی، بورس و اقتصاد کاناز

لغت :
نوع ترجمه:

ترجمه انگلیسی به فارسی لغت: EA


نتایـــج جستجــــو:

absorbed overhead, applied overhead : سربار جذب شده
absorption rate (overhead absorption rate; recovery rate) : درصد جذب سربار، نرخ جذب سربار
account detail(s), breakdown : ریز حساب
account heading : سرفصل حساب، عنوان حساب
accountants group (team) : گروه حسابداری
accounting and auditing enforcement releases : اطلاعیه هایی در اجرای ظوابط حسابداری و حسابرسی
accounting earnings : سود(عایدات)حسابداری
accounting entry of overhead : ثبت حسابداری سربار
accounting for lease : حسابداری اجاره
accounting for leased assets : حسابداری دارایی های استیجاری
accounting measurements, accounting standards : معیارهای حسابداری،اندازه گیری حسابداری
accounting procedure, accounting treatment : فرآیند حسابداری،رویه حسابداری
accounting research bulletins (ARB) : بولتن های پژوهشی حسابداری،بولتن های تحقیقات حسابداری
accounting series releases : سلسله نشریه های حسابداری
abnormal earnings : سودهای غیر عادی، سود غیر متعارف
bonds, debenture, bearer, securities bond debentures, debenture stock, debt bond : اوراق قرضه
common wealth : مشترک المنافع
critical-perspective research : تحقیقات انتقادی
cumulative preferred dividends in arrears : سود معوق سهام ممتاز جمع شونده
double dealing : دوگانگی، دودوزه بازی در معاملات
down trend, decreasing trend : روند نزولی
downstream sale : فروش شرکت اصلی به شرکت فرعی
accounting year : سال مالی(سال حسابداری)
accounting year.end : انتهای سال مالی
accrual basis, earning basis : مبنای تعهدی،روش تعهدی
accumulated profits (accumulated earnings) : سود انباشته
acquisition piecemeal : تحصیل تدریجی،تحصیل گام به گام
act and forbeatance : فعل و ترک
actual (real) cost of production : هزینه واقعی تولید
actual cost, real cost : هزینه واقعی
actual factory overhead : سربار واقعی کارخانه
actual overhead cost : هزینه واقعی سربار
actual price, real price : قیمت واقعی
after the expiry of the year : پس ازانقضای سال
agreement, covenant, contract, treaty, charter : قرار،توافق کتبی، قرارداد
aleatory transactions : معاملات بخت آزمایی (شانسی)
all year round operation : عملکرد سرتاسر سال
allocation of overhead, overhead : تخصیص (تسهیم) وجوه نقد
ambiguity, uncertainty, uncleared effects : ابهام
amortization of lease : استهلاک اجاره
annual auditing, yearly audit : حسابرسی سال به سال (همه ساله)
annual leave : مرخصی سالانه
annual percentage increase : درصد افزایش سالانه
annual salary increase : افزایش سالیانه حقوق
annual year-book : دفتر سال (دفتر یکساله)
anticipatory breach : نقض مفاد قرارداد پیش از سررسید، نقض فرضی، نقض پیش از موعد
appeal for tenders : درخواست مزایده (مناقصه)
applied overhead : سربار جذب شده، سربار تخصیص داده شده
applying overhead to production : جذب (تخصیص) سربار به تولید
appraise, measurement : ارزیابی، سنجش، تقویم کردن
appropriated retained income (retained or earned smplus) : سود انباشته تخصیص یافته
appropriation of overhead to department : تسهیم هزینه های سربار به دوایر
appropriation of overhead to processes : تسهیم (سرشکنی) سربار به مراحل
appropriation of retained earing : تخصیص سود انباشته
area franchise : حق الامتیازفروش منطقه ای
area sampling : نمونه گیری منطقه ای
area, territory : منطقه
arithmetic mean (arithmetic average) : میانگین عددی، متوسط حسابی
arrear debt arrearage : بدهی معوق
arrearage : سود انباشته تخصیص یافته
arrears : پرداختهای معوق، بدهیهای عقب افتاده
arrears of taxes : بقایای مالیات ، پرداخت های معوق مالیات ، بدهی های مالیات
aspect, feature : جنبه، حالت
assignment of lease : واگذاری مورد اجاره توسط موجر
association of south East Asian nations (ASEAN) : اتحادیه ملل آسیای جنوب شرقی (آسه آن)
assume, bear : تقبل کردن، تحمل کردن، فرض کردن
audit year : سال حسابرسی
auditing at intervals (throug the year) : حسابرسی در فواصل سال
auditing at the end of the year : حسابرسی آخر سال
average, mean : میانگین
avoidance clause, defeasance clause : شرط لغو، قید فسخ، ماده الغاء قرارداد
bad debt realized : بازیافت مطالبات سوخت شده
balance at the end of the year, end of the year balances : مانده های آخر سال
balance sheet heading : عنوان ترازنامه
bank′s clearance house : اطاق پایاپای بانکها
banker′s automated clearing system (BACS) : سیستم رایانه ای پایاپای بانک ها
base year : سال پایه، سال مبنا
basic earning (income) : درآمد پایه
basic earning′! per share (BEPS) : سود اولیه (پایه) هر سهم
bean counters : نامی تحقیر آمیز برای حسابرسان
bear market : بازار کم رونق، بازار رو به افول، بازار راکد
bear position : وضع راکد
bear raid : هجوم برای فروش سهام
hearer bond, coupon bonds : اوراق قرضه بی نام
bearer certificate : گوهینامه بی نام
bearer check, check to bearer : چک در وجه حامل
bearer policy : بیمه بدون نام
bearer sale, forward sale : فروش سلف (سهام)
bearer security (bearer bond) : اوراق قرضه بی نام
bearer seller : فروشنده سلف (سهام)
bearer share (stock) : سهم بی نام (درجه حامل)
bearer share certificate : گواهینامه سهم بی نام
bearer sharer (stock) : سهام بی نام
bearer-policy : بیمه نامه بدون نام
bearish market : بازار رو به افول
beating the market : غلبه بر بازار (کسب بازده بیش از بازده متعارف بازار)
bed and breakfast : شام تا بام ، شب تا صبح
begining of financial year : اول (آغاز) سال مالی
begining of the year to date : از اول سال تا این تاریخ
beginning of year (B.O.Y) : آغاز سال
behavioral accounting research : تحقیقات حسابداری رفتاری
bellweather security : اوراق بهادار راهنما
bequeath : تملیک مال به وسیله وصیت، به ارث گذاشتن
bereavement pay : حقوق داغدیدگی
bid-ticket lease bill : اجاره ماشین آلات و تجهیزات گران قیمت
bill broker discount broker, bill dealer : کارگزار اوراق خزانه، دلال سفته یا برات
boarding and search of means : ورود به وسایط نقلیه و بازرسی آن
bordereau : پته
bought deal : فروش اوراق قرضه یا سهام، صورت یکجا به بانک ها
breach of contract, break of contract : نقض قرارداد،رعایت نکردن مفاد قرارداد
breach of fiduciary duty : خیانت در امانت، زیر پاگذاشتن وظیفه امانت داری
breach of trust : خیانت در امانت اعتمادشکنی،ارتکاب جرم به وسیله امین
breadth of market theory : تجزیه و تحلیل نوسانات بازار
break bulk : تفکیک محصولات
break bulk agent : عامل تفکیک محصولات
break bulk cargo : محموله بسته بندی شده
break even chart (graph) : نمودار نمایش (نقطه) سربه سر
break even conditions : شرایط سربه سری
break even time (BET) : زمان سر به سر، زمان عملکرد
break in share price : کاهش قیمت سهام
break of clause : نقض مفاد
break point even, break-even point : نقطه سر به سر، نقطه سربسری (مایه کاری)
break up value : ارزش تصفیه
break-down : ریز اقلام حساب، تجزیه مانده حساب
break-down analysis : تجزیه وتحلیل مانده حسابها (تفکیک و بررسی حسابها)
break -even point analysis : تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر
break-even volume : حجم (تولید یا فروش) در نقطه سربه سر
break-up price : بهای تصفیه، بهای انحلال (یک موسسه)
break-up value : ارزش اسقاط، ارزش فرسوده، ارزش یک قلم دارایی
breakdown time : زمان توقف
breakeven analysis : تجزیه و تحلیل نقطه سربه سر
breakeven chart (breakeven graph) : نمودار نقطه سربه سر
breakeven point : نقطه سربه سر
breaking-down time : زمان توقف، زمان آمادگی مجدد
breath of market, depth of market : عمق بازار
broker, dealer, tout, trader : کارگزار بورس، تاجر بورس،دلال، واسطه
budget bureau : دفتربودجه
budget expenditure head : سرفصل بودجه
budgeted factory overhead : سربار بودجه ای کارخانه
budgeted -fixed overhead : سربار ثابت بودجه ای
budgeted overhead : سربار بودجه ای
budgeted variable overhead : سربار متغیر بودجه ای
bull spread : شکاف خوش بینانه
burden center, o′ .erhead (burden) center : مرکز سربار، حساب سربار
bureau : دفترخانه (دفتر)، اداره، دایره، دبیرخانه
business year : سال تجاری
calendar spread : شکاف تقویمی
call feature : ویژگی بازخرید
call-up, subpoena, summons, sum of the years, digits method : احضاریه، جلب
cancellabellease : اجاره قابل فسخ
capacity overhead variance : انحراف ظرفیت سربار
capital creation : ایجاد سرمایه
capital earning; : عواید سرمایه
capital increase, increase of capital : افزایش سرمایه ای
capital lease : اجاره دارایی های سرمایه ای، رهن کالاهای سرمایه ای
capital lease payment : پرداخت اجاره های سرمایه ای
capital rent, ca.,ital lease : اجاره سرمایه (ای)، اجاره بلند مدت
capitalized lease obligations : تعهدات اجاره ای بلندمدت سرمایه ای
cash break-even point : نقطه سر به سر نقدی
cash disbursements journal, cash payment earned : دفتر روزنامه پرداخت نقدی
cash earning(s) : عواید نقدی
caveat emptor : هشدار به خریدار
caveat venditor : هشدار به فروشنده
centeral office, principal office, head office : مرکز اصلی اداره
certificate clearance : برگ تصفیه حساب، گواهی ترخیص
certificate of measurement : گواهی مقدار
certified officer, chargeable officer : مامور مجاز تصدیق (یا امضاء)
cessation of learning : توقف یادگیری
chargeable duty : مالیات (یا عوارض) مورد مطالبه
chattel personal moveable property : دارایی منقول
chattel real : حق انتفاع
cheap money : پول کم بهره
cheap, inexpensive : کم بها، ارزان
cheapness : ارزانی
cheat : تقلب کردن، فریب دادن، کلاه برداری کردن
cheated, cheatee, defrauded : مغبون (گول خورده)
check to bearer : چک در وجه حامل
cheque clearing : واریز چک
civil year, common year : سال عرفی
clarify, clearness : صاف کردن، روشن کردن، روشنی، شفافیت، گویایی
classes of factory overhead : طبقات سربار کارخانه
clean : ساده، بی قید و شرط، بی نقص
clean (opinion-report), fairness report,fairness report : گزارش غیر مشروط
clean B/L : بارنامه بی نقص
clean acceptance : قبولی بی قید و شرط
clean acceptance of a bill : قبولی بی قید و شرط یک برات
clean bill : برات سفید (بدون امضاء)
clean bill of exchange : برات بی نقض
clean bill of lading : بارنامه بدون قید
clean collection : وصولی ساده
clean draft : برات بدون قید و شرط
clean payment : پرداخت بی قید و شرط
clean receipt : رسید بی قید و شرط
clean surplus theory : تئوری مازاد خالص
cleaning expense : هزینه پاکسازی
cleaning of the site : آماده سازی محل کارگاه
clear : پایاپای، پاک کردن
clear and understandable : روشن و قابل فهم
clear the goods from customs, release the goods from the customs : ترخیص کالا از گمرک
clear, payoff : تسویه حساب کردن
clearance : تصفیه حساب، تصفیه دیون و مطالبات
clearance for home use : ترخیص جهت مصرف داخلی (قطعی)
clearance inwards : مجوز ورود کشتی
clearance loan : وام تصفیه
clearance papers : اوراق قرضه
clearance sale : فروش به منظور تصفیه، حراج
clearance statement, settement statement : صورتحساب تسویه (تصفیه)
cleard without examination (CWE) : ترخیص بدون بازرسی
clearical : دفتری
clearing : تهاتر (نقل و انتقال بانکی)
clearing (or deposit) bank, saving bank : بانک پس انداز
clearing account, compensation account : حساب تهاتر (حساب پایاپای)، حساب موقت
clearing advance : پیش پرداخت (مساعده) تهاتری
clearing agreement : قرارداد تصفیه (یا پایاپای و یا تهاتر)
clearing assets : داراییهای تصفیه
clearing bank : بانک عضو پایاپای، بانک تصفیه
clearing banks office : اداره پایاپای بانکها
clearing cycle : فرایند پرداخت چک
clearing debt : بدهی تهاتری
clearing house : اتاق پایاپای
clearing house funds : وجوه اتاق پایاپای
clearing house statement : صورتحساب اتاق پایاپای
clearing of the site : آماده سازی محل کارگاه
clearing outwards : اعلامیه خروج کشتی
clearing payment : پرداخت تهاتری
clearing sheet : برگ تصفیه
clearing union : اتحادیه پایاپای
clearings : وسائل (اسناد) واریز و تسویه
clearnace from obligation : برائت ذمه
collection of overhead costs : جمع آوری هزینه های سربار
company seal : مهر شرکت
compensatory leave : مرخصی جبرانی
competitive bought deal : مقایسه قیمت های پیشنهادی
concealment : پنهانکاری
conciliatory measures : معیارهای مصالحه
consolidated retained earnings : سود انباشته تلفیقی
constant percent of decreasing balancing : روش (درصد درآمد) در استهلاک
contingent (rental-lease) : اجاره مشروط
contributed capital from treasury stock transactions : مازاد حاصل از مبادلات سهام خزانه
contnbution increase : افزایش حق بیمه
controlable overhead cost : هزینه سربار قابل کنترل
cost measurement : اندازه گیری هزینه (بهای تمام شده)
cost realization concept : مفهوم تحقق هزینه
court of appeal : دادگاه استیناف
creation of a company : ایجاد یک شرکت
creative accounting : نوعی حسابداری قانونی اما گمراه کننده
credit bureau : دفتر تحقیقات اعتباری ، اداره اعتبارات
credit bureau agency : موسسه تحقیقات اعتباری
credit transaction, forward deal : معامله به وعده، معامله نسیه
critical areas : مواضع بحرانی
current year : سال جاری
customs clearance : ترخیص از گمرک
customs cleared : ترخیص شده از گمرک
customs clearing agent : نماینده ترخیص گمرکی
customs seal : مهر و موم گمرکی (سیم و سرب)
data envelopment analysis (DEA) : تحلیل پوششی اطلاعات
deabenture : اوراق قرضه تضمین نشده
dead account : حساب راکد ، حساب بدون گردش
dead file, dead record : بایگانی راکد
dead heading pay : هزینه ایاب و ذهاب
dead lock : بن بست
dead loss : زیان خالص
dead market : بازار راکد
dead pledge : گرو زمین و کالا
dead stock : سرمایه بیکار، کالای بنجل
dead weight : وزن یک کشتی (بدون محموله)
dead weight (DW) load factor : ظرفیت بارگیری (شامل وزن کلیه کالاها، مسافرین، کارکنان، مواد سوختی، مصرفی، آب و روغن و غیره)
dead weight debt : وام بی وثیقه
dead weight tonnage : وزن کامل
dead, out of date : منسوخ، بی حرکت، کساد، مرده ، منسوخ، کهنه
deadline : موعد
deadlock : بن بست
deal, dealing, transaction, trade : معامله، بستن یک قرارداد، اندازه
dealer : دلال (معامله گر)
dealers′spread : بازده معامله گران
dealing : خرید و فروش، رفتار، معامله
dealing arrangements : نحوه توزیع
dealing period : دوره معامله
dear money : پول گران
death duty (estate duty) : مالیات بر ارث
death taxes : مالیات بر ارث
debt collection for realisation : وصول طلب با نقد کردن وثیقه
deceased account : حساب متوفی (شخص فوت شده)
deceased partner : شریک متوفی
deceased partner account : حساب شریک متئوفی
decision to buy or lease : تصمیم خرید یا اجاره
decrease endorsement : تصدیق یا تایید کاهش
decrease in assets : کاهش داراییها
decrease in working capital : کاهش در سرمایه در گردش
decreasing cost : هزینه (قیمت تمام شده) نزولی
decreasing rate : نرخ نزولی
deductions from earning of employees : کسور مربوطه به درآمد کارکنان
defeasance : تسویه پیش از موعد
defeasance clause : شرط ابطال، شرط لغو
defeasance provision : شرط ابطال، شرط فسخ
delivery lead time : فاصله زمانی بین دادن سفارش و تحویل گرفتن کالا
delivery of health care, health care delivery, provision of heahh care : ارائه خدمات درمانی
department, bureau, section : اداره (دایره، بخش)، بخش، واحد مستقل از سازمان
departmental actual overhead : سربار واقعی دوایری
departmental overhead rate : نرخ سربار دایره ای (دوایر)
determined overhead rate : نرخ تعیین شده سربار
development and research cost : هزینه توسعه و تحقیق
deviation from the mean : انحراف از میانگین (آمار)
diluted earning per share : سد تقلیل یافته هر سهم
diluted earnins per share (DEPS) : سود تقلیل یافته هر سهم
diminishing return, decreasing return : بازده نزولی (رو به کاهش)
direct factory overhead : هزینه سربار مستقیم کارخانه
direct overhead : سربار مستقیم
direct overhead cost, direct overhead : هزینه سربار مستقیم
dis-seasonal unemployed worker : کارگر بیکار فصلی
discount earned : تخفیف دریافتی
discounting future earnings : تنزیل درآمدهای آتی
distribution (cost-expense-overhead) : هزینه توزیع
distnbution measures : معیارهای توزیع
dividend in arrears : سود معوق سهام
dividends in arrears, passed dividends,arears of dividend, dividends in arear : سود سهام معوق
done deal : انجام شده
early exercise : معامله قبل از موعد
early extinguishment of a debt : بازپرداخت بدهی قبل از سررسید
early retirement of bonds : بازخرید اوراق قرضه قبل از سررسید
early retirement of debt (bonds) : بازخرید/ ابطال زودتر از موعد بدهی
early withdrawal penalty : خسارت برداشت قبل از موعد مقرر
earmark : کنار گذاردن، تخصیص دادن
earn : تحصیل کردن (درآمد)، به ست آوردن
earn profit (to), profit (to) : سود به دست آوردن
earn-out agreement (contingent contract) : قرارداد مشرط در خرید یک شرکت
earn-out provision, subscription right (or warrant), contingent pay : پرداخت (حق الزحمه) مشروط، پرداخت احتمالی
earned (revenue-income) accrued income : درآمد تحقق یافته
earned capital : سرمایه کسب شده
earned income : درآمد تحقق یافته
earned surplus = retained earnings : مازاد مکتسب، مازاد تحقق یافته
earned surplus unappropriated : مازاد مکتسب تقسیم نشده
earnest money : بیعانه
earning (profit) forecast : پیش بینی سود
earning asset : دارایی مولد (سودآور)
earning dividend : سود سهام
earning per share (EPS) : سود هر سهم
earning potential : توان بالقوه کسب درآمد
earning power : توان سوددهی، قدرت سودآوری
earning process : فرآیند کسب سود، فرآیند کسب درآمد
earning yield : بازده عواید (حاصل عواید)
earning(s) per share : درآمد حاصل از هر سهم
earnings available for ordinary shareholders : سود خالص متعلق به صاحبان سهام عادی
earnings before interest and after tax(ABIAT) : درآمد پس از وضع مالیات و قبل از کسر بهره
earnings before interest and tax(EBIT) : سود قبل از بهره و مالیات به علاوه هزینه بهره
earnings from operation : عاید حاصل از عملکرد (سود ویژه)
earnings on stockholders′ capital : عواید سرمایه سهامداران
earnings process : فرایند کسب درآمد
earnings ratio : نسبت های عواید درآمدی
earnings retained : سود انباشته
earnings statement = income statement : صورتحساب درآمد و هزینه، صورتحساب درآمد
earnings variability : نوسان درآمد
earnings yield : نسبت سود هر سهم به قیمت بازار همان سهم
earnings, proceeds, incomes : عواید، درامد
earnings-to-price ratio : نسبت سود به قیمت
ease of formation : سهولت تشکیل (تاسیس)
ease of transferability of ownership : سهولت انتقال مالکیت
easy commodity : کالای نامرغوب
easy market : بازار سست
easy term, short term : کوتاه مدت
economic (profit-income), economic earnings : سود اقتصادی
economic earning : عایدی اقتصادی (منافع اقتصادی)
economic life of leased property : عمر اقتصادی دارایی مورد اجاره
extinguishment of debt, early : تسویه بدهی
governrnent treasury : خزانه دولت
grace period, deadlllle : مهلت زمانی جهت رفع مواد تخطی از شرایط قرارداد، مهلت شروع بازپرداخت وام، مهلت
greater than expected : بیشتر از حد مورد انتظار
gross (income-earnings) : درآمد ناخالص
gross earnings = gross income : درآمد (عایدات) ناخالص
gross investment in the lease : سرمایه گذاری ناخالص در اجاره
gross lease : اجاره کامل
effective nneasures : معیارهای اثربخشی
effectiveness nneasures : معیارهای اثربخشی
efficiency-effectiveness audit (comprehensive audit; extended scopeaudit) : حسابری جامع یا فراگیر
employer′s earnings : عایدات کارفرما
end of fiscal (financial) year : آخر سال مالی
end of year : آخر سال مالی
end of year (EOY) : آخر سال مالی
end year discount (rebate) : تخفیف آخر سال
equired earning rate : نرخ مقرر تحصیل درآمد
equity in susbsidiary realized income : حق مالکیت بر سود تحقق یافته واحد فرعی
escheat : سرپرستی دارایی، دارایی بلاوارث
estimated factory overhead : سربار پیش بینی شده / برآورد شده کارخانه
estimated net realizable value : بازیافتنی، ارزش خالص قابل تحقق ارزش خالص بازیافتی برآوردی
estimated net realizable value method : روش ارزش خالص بازیافتنی بروردی
estimated overhead : سربار برآورده شده
European Union (EU) : اتحادیه اروپا
European accounting association (EAA) : انجمن حسابداری اروپا
European currency unit (ECU) : واحد پول اروپا
European economic community (EEC) : جامعه اقتصادی اروپا
European monetary system (EMS) : سیستم پولی اروپا
european option : برگ اختیار معامله اروپایی
exact interest, real interest : بهره حقیقی (واقعی)
excess cover treaty : قرارداد پوشش بیمه ای ضایعات بیشتر
exchange dealer : دلال ارز
exchange earnings : درآمد حاصل از تسعیر ارز
exchequer, treasury : خزانه (خزانه داری)
exclusive dealing : معامله استثنایی، خرید و فروش استثنایی
expected value (mean) : ارزش مورد انتظار توزیع (میانگین)
expenditure applicable to prior years : هزینه از محل اعتبارات سنواتی
expenditure variance (overhead expenditure variance) : انحراف هزینه سربار
expense heading : سرفصل هزینه
explicit, clear : روشن، صریح
factory burden, factory overhead cost : هزینه سربار کارخانه، هزینه های ثابت کارخانه
factory expense headings : سرفصل هزینه های کارخانه
factory overhead (indirect manufacturing cost) : سربار تولید
factory overhead absorption rate : نرخ جذب سربار کارخانه
fair value of leased property : ارزش منصفانه دارایی مورد اجاره
fair wear and tear : فرسایش طبیعی، استهلاک متعارف
fairness audit report, clean audit report : گزارش غیر مشروط حسابرسی
favorable overhead variance : انحراف مساعد سربار
feasibility : امکان پذیری، عملی بودن
feasibility study : بررسی امکانات، برری مقدورات، مطالعه امکان سنجی
feasible : قابل اجرا، عملی بودن، توجیه پذیر
feasible cost : هزینه عمل شدنی
feasible solution : جواب، راه حل موجه (مقدور)
final dividend , year-end dividend : سود تقسیمی نهایی ، سود پایان سال
finance department, treasnry : خزانه داری
finance lease : اجاره با تامین مالی، اجاره سرمایه ای
financial (capital) lease : اجاره مالی (سرمایه ای)
financial break-ewn point : نقطه سر به سر مالی
financial lease : اجاره مالی (سرمایه ای)
financial weakness : ضعف مالی
financial wealth : ثروت مالی
financial wellbeing, financial health : سلامت مالی، رفاه مالی
financial year : سال مالی (سال حسابداری)
financing lease : تامین مالی از طریق رهن و اجاره
finished goods ready for sale : کالای ساخته شده آماده فروش
firm′s earnings : عایدات شرکت
first half of the financial year : نیمه اول سال مالی
first year operation : عملکرد سال اول
fiscal year : سال مالی
fixed overhead : سربار ثابت
fixed overhead absorption rate : نرخ جذب سربار ثابت
fixed overhead budget variance : انحراف بودجه سربار ثابت
fixed overhead capacity variance : انحراف ظرفیت سربار ثابت
fixed overhead cost, fixed cost : هزینه سربار ثابت
fixed overhead standard : استاندارد سربار ثابت
fixed overhead total variance : انحراف کل سربار ثابت
for the year ending (ended) : برای سال مالی منتهی به ...
forbearance : خودداری
forecast, foresight, provision,anticipation, anticipatory breach,forecasting predictionforecasting prediction : پیش بینی
foreign-exchange dealer : صراف
foreseeable loss : زبان قابل پیش بینی
foresseeable users : استفاده کنندگان قابل پیش بینی
forthcoming year accounts : حساب های سال آینده
fractional year depreciation : استهلاک بخش از سال
fully diluted earning per share (FD EPS) : سود تقلیل یافته هر سهم
gearing (capital gearing; equity gearing; financial gearing leverage) : گرفتن وام
gearing adjustment : تغییرات مالی
gearing proportion : نسبت وام سنجی
gearing ratios (leverage ratios) : نسبت بدهی ها، نسبت های اهرمی
gearing, leverage : اهرمی عمل کردن وام
general overhead : سربار عمومی
general treasurer, treasury general : خزانه داری کل
go ahead : منافع خود را ترجیح دادن
good business reasons for issuing : دلایل تجاری مناسب برای انتشار ...
goods clearing agreement : قرارداد پایاپای کالا
goods inventory at the end of the year : موجودی کالای ساخته شده آخر سال (آخر دوره)
head office current account : حساب جاری مرکز، حساب جاری اداره مرکزی
head office expense : هزینه اداره مرکزی
head office, central office, headquarter : دفتر مرکزی
head tally clerk : متصدی بارشماری
head teller : سرتحویلدار
headline earnings per share : گزارش خاص در مورد سود هر سهم
headmaster, manager, boss, chief,president : رییس، کارفرما، مدیر
headquarter for prisoners of war′s affairs : ستاد رسیدگی به امور آزادگان (اسرای جنگی)
heavy evidence : شواهد (شهادت) افواهی
heavy market : بازار سنگین، بازار پر عرضه
heavy penalties : جرایم سنگین
heavy sale : فروش سنگین (انبوه)
heavy tax : مالیات سنگین
high level staff, heavy level staff : کارمندان سطوح بالا
horizontal spread : شکاف افقی
ideal capacity variance : انحراف ظرفیت، انحراف حجم فعالیت
ideal capacity, theoretical capacity : ظرفیت مطلوب ، ظرفیت اسمی
ideal efficiency : کارآیی مطلوب
ideal or theoretical capacity, ideal capacity : ظرفیت ایده آل
ideal standard : استاندارد مطلوب، استاندارد ایده آل
ideal standard (ideal standard cost) : هزینه استاندارد مطلوب
idle capacity variance (capacity usage variance, fixed overhead capacity variance) : انحراف ظرفیت سربار ثابت
idle capital, dead capital : سرمایه راکد (بیکار)
illogical reasons : دلائل غیر منطقی
illogical reasons of auditor : دلائل غیر منطقی حسابرس
gross realized profit : سود ناویژه تحقق یافته
gross spread : هزینه انتشار اوراق بهادار
guardian, headmaster : سرپرست،ولی
harmonic mean : میانگین همسان
head lease : قرارداد اجاره اصلی
head of accounting, head of accounts,accounting general, cheif accountant : رییس حسابداری
head of auditing department : رییس اداره حسابرسی
head of bookkeeping section : رییس دایره دفترداری
head of budget department : رییس اداره بودجه
head of cost accounting department : رئیس اداره حسابداری صنعتی
head of department : رییس اداره
head of financial affairs : رییس امور مالی
head of financial department : رییس اداره خدمات مالی
head of financial planning department : رییس اداره برنامه ریزی مالی
head of general accounting department : رییس کل حسابداری
initial distribution of wealth : توزیع اولیه ثروت
initial wealth : ثروت اولیه
insider dealing (insider trading) : معامله درون سازمانی
instability index of earnings : شاخص بی ثباتی سود
leverage lease : خرید به منظر اجاره
leverage ratio, gearing ratio : نسبت اهرمی
leveraged lease : اجاره بلندمدت اهرمی
light and heating expense : هزینه روشنایی و حرارت
linear cost function : تابع هزینه خطی
linear depreciation : استهلاک خطی
linear programming : برنامه ریزی / برنامه نویسی خطی
linear regression : رگرسیون خطی
linear relation : رابطه خطی
linear statistics : آمار خطی
linear trend : روند خطی
linear-cut approach : روش کاهش خطی
linearity : رابطه خطی
importance mean : میانگین اهمیت
inception of the lease : شرع قرارداد اجاره
income earned, earned income : درآمد کسب شده
income from discount, discount earning : درآمد حاصل از تخفیف
income gearing : نسبت سود قبل از بهره مالیات به ناخالص بهره
income measurement : اندازه گیری سود، تعیین سود
income reali2ation : تحقق بخشیدن به درآمد
income reali2ation concept : مفهوم تحقق به درآمد
income, revenue, profit, earning : درآمد
increase endorsement : تصدیق با تایید افزایش
increase in asset : افزایش در دارایی
increase in price : ترقی قیمت (افزایش در قیمت)
increase in value : افزایش ارزش
increase in working capital : افزایش در سرمایه در گردش
increase of capital : افزایش سرمایه
increase of premium : افزایش حق بیمه
increase on investment : افزایش سرمایه گذاری
increase reduction, rise (in price) : ترقی، افزایشش به تنزل / ترقی، افزایش (در قیمت)
increasing cost : هزینه بالا رونده
increasing ratio : نسبت فزاینده
increasing return : بازده صعودی
increasing trend : روند فراینده، روند صعودی
increasing volume of production : افزایش حجم تولید
indefeasible, irrevocable : غیر قابل فسخ
independence-in -appearance : استقلال ظاهری
indirect overhead : سربار غیرمستقیم
indivisible overhead, on-cost overhead : سربار غیر قابل تقسیم
inductive reasoning : استدلال استقرایی
infrastructure (social overhead capital) : زیرساختار
inheritance tax, succession tax, death duty, estate duty : مالیات بر ارث متوفی
intangible measures : معیارهای نامشهود
interchangeable exbange : ارز قابل معاوضه بین کشورها
interchangeable part : قطعات استاندارد (که به راحتی جایگزین قطعات موجود می شوند).
intercommodity spread : شکاف کالایی
interest bearing liability : بدهی بهره دار
interest bearing note : اسناد بهره دار
interest rate implicit in the lease : نرخ ضمنی بهره در قرارداد اجاره بلنددمدت
interest-bearing loan : وام با بهره
interest-bearing note : سندد بهره دار
internal control weakness : ضعف / نقاط ضعف کنترل های داخلی
international clearing union : اتحادیه پایاپای بین المللی
inventory of real estate : موجودی اموال غیر منقول
investment measures : اقدامات سرمایه گذاری
London inter bank mean rate : میانگین نرخ بهره بین بانکی لندن
labour hour absorption rate of overhead : نرخ جذب ساعتی سربار
land, estate, real estate, real property.properties : زمین، املاک
later year investment : سرمایه گذاری سال بعد
lead : رهبری، هدایت
lead schedule : کاربرگ اصلی
lead time : فرجه زمانی، فاصله زمانی بین دادن سفارش دریافت کالا یا جنس
leader merchandising : پیشرو در عرضه، پیشرو در قیمت گذاری
leadership : راهبردی، هدایت
leadership leading : تعجیل و تاخیر
leading indicators : شاخص های پیشرو
leading insurer : بیمه گر اصلی
leakage : کمبود (نشتی)، کاستی
lease accounting : حسابداری اجاره توسط
lease agreement (contract) : قرارداد اجاره
lease asset : دارایی استیجاری
lease financing : تامین مالی از طریق اجاره
lease inception date : تاریخ شروع اجاره
lease liability : بدهی اجاره
lease obligations : تعهدات اجاره
lease option agreement : اجاره با حق خرید
lease prepayment : پیش پرداخت اجاره
lease purchase agreement : قرارداد اجاره خرید
lease purchase vendor : فروشنده اجاره خرید
lease receivable, rent receivable : اجاره دریافتنی
lease selling accounts : حساب های اجاره فروشی
lease term : مدت اجاره، شرایط اجاره
lease, rent : اجاره
leaseback (renting back) : دوباره اجاره کردن، اجااره مجدد
leased asset : دارایی اجاره داده شده
leased property : اموال / دارایی مورد اجاره، ملک استیجاری
leasehold : اجاره مال به وسیله فروشنده، حق استفاده از مورد اجاره
leasehold improvements : بهسازی اموال تجاری
leasehold mortgage : اجاره مورد رهن
leasehold property : مال اجاره ای
leaseholder : اجاره دار، مستاجر، اجاره کننده
leaseholding, tenancy : اجاره داری
leasing : اجاره اعتباری
leasing company : شرکت لیزینگ
leasing revenue : درآمد اجاره
leasing versus buying : اجاره در مقابل خرید
least cost : کمترین هزینه
least cost production method : روش تولید با حداقل هزینه
least-cost combination : ترکیب کمترین هزینه
least-cost position : موقعیت کمترین هزینه
least-cost production : محصول کمترین هزینه
leave buyout : خری مرخصی استفاده نشده
leave of absence with pay : مرخصی با استفاده از حقوق
leave pay, vacation pay : حقوق ایام مرخصی
leave traveling charge : هزینه مسافرت مرخصی
legal status of deceased partner : وضعی حقوقی شریک فوت شده
liquidation dividend profit (earning) guaranteed, gurenteed profit : سود تسویه
loadable, executable, feasible : قابل اجرا
logical reasoning : استدلال منطقی
long lease : اجاره بلندمدت اهرمی
long run earnings : عایدات بلندمدت
long term lease : اجاره بلندمدت
loose leaf : کارت یا اوراق آزاد
loose leaf ledger : دفتر کل مجلد (اوراق جداشدنی)
loss area : منطقه زیان
low of cost and net realizable value rule : قاعده مبتنی بر اقل «بهای تمام شده» و «خالص ارزش بازیافتنی»
lower quartile, lead time : اقل بهای تمام شده یا قیمت روز، ربع تحتانی
maintenance lease : اجاره با تعمیر و نگهداری
make ready time : زمان آماده سازی، زمان راه اندازی دستگاه
malfeasance : مرتکب اشتباه شدن
management science = operations research : تحقیق در عملیات، دانش مدیریت
manufacturing measure : معیار ساخت (تولید)
manufacturing overhead : سربار تولید (ساخت)
manufacturing overhead allocated : سربار تخصیص یافته توید
marine insurance, sea insurance : بیمه دریایی
market research expense : هزینه برریس باززار
market research, market review,market survey : بررسی (تحقیق) بازار
marketing area : منطقه توزیع کالا
material weakness : ضعف با اهمیت، نقاط ضعف عمده
material weakness in internal control : ضعف با اهمیت در سیستم کنرل داخلی
maternity leave : مرخصی ایمان
meal allowance : فوق العاده غذا
mean : میانگین، متوسط
mean deviation : انحراف میانگین
mean estimation : برآورد میانگین
mean per unit estimator : برآورد میانگین در هر واحد
mean return : بازده مورد انتظار
mean-per-unit measurement : اندازه گیری (برآورد) میانگین هر واحد
means : وسایل
means of clearing : وسائل (اسناد) واریز و تسویه
means of control : ابزارهای کنترل
means of entry : وسیله ثبت در دفتر
means of payment : وسائل پرداخت
means of transportation : وسایل حمل و نقل
measurability : قابلیت اندازه گیری
measure : سنجیدن، اندازه گرفتن
measure unit : واحد اندازه گیری
measured goods : کالای اندازه گیری شده
measurement attributes : خاصه های اندازه گیری
measurement concept : مفهوم اندازه گیری
measurement date : تاریخ محاسبه
measurement in terms of money : اندازه گیری در قالب پول
measurement of revenue : اندازه گیری درآمد عملیاتی
measurement process : فرایند اندازه گیری
measurement, evaluation : سنجش یا اندازه گیری
measures of dispersion : معیارهای پراکندگی
measuring unit : واحد اندازه گیری
method of accounting for treasury stock : روش حسابداری سهام خزانه
method of measurement : روش اندازه گیری
methods of absorbing overhead : روش های جذب سربار
milage (mileage) : هزینه سفر به مایل
misfeasance : استفاده نادرست، حیف و میل، تخصیص نادرست (در حسابداری دولتی)
misleading : گمراه کننده، گمراه کردن
misleading financial statements : صورت های مالی گمراه کننده
missdemeanour : گناه تقصیر
modified treasury stock method : روش تعدیل شده سهام خزانه
monetary measure allocation : تخصیص براساس معیار پولی
monetary measurement convention : اصل محاسبه اقلام پولی
money measurement : واحد اندازه گیری بر حسب پول
money spread : شکاف قیمتی
multiple breakeven points : وجود چند نقطه سر به سر
multiplied by number of insured years : ضربدر سنوات حق بیمه
narrowing the spread : کاهش حاشیه سود
national wealth : ثروت ملی
near cash : شبه نقد
net lease : اجاره خالص
net realizable value (NRV) : خالص ارزش قابل تحقق، خالص ارزش بازیافتنی
non interest bearing loan, non - interest loan, interest free· loan, loaned flat : وام بدون بهره
noncancelable lease agreement : قرارداد اجاره غیر قابل فسخ
nontariff measures (NTMs) : اقدامات غیر تعرفه ای
objective measurability : قابلیت اندازه گیری عینی
obligations under capital lease : تعهدات اجاره سرمایه ای
obligatory decrease of capital, oblicatory event : کاهش اجباری سرمایه
offer acceptanceand : اشتباه متقابل، اشتباه جبرانی
offset clearing : پایاپای (تهاتر)
on account prior years : علی الحساب سنواتی
on account-current year : علی الحساب جاری
on-line, real-time : پیوسته، بی درنگ
open treaty : معاهده باز
pay as you eam (P AYE) : پرداخت تدریجی بدهی، پرداخت تدریجی بدهی براساس تحصیل درآمد
principle of realimtion : اصل تحقوق
prior year : سال قبل
prior year profit : سود سال های قبل
prior year′s adjustments : تعدیلات سال قبل
prior years loss(es) : زیان سنواتی
private health insurance : بیمه درمان خصوصی
private treaty : معامله خصوصی
private treaty pro-forma invoice : معامله اشخاص وابسته، معامله داخلی، معامله خصوصی
prob1em delineation : تشریح و بیان موضوع (مساله)
operating earnings : عایدات عملیاتی
operating lease : اجاره عملیاتی
operation research : تحقیق در عملیات
operations research (OR) : تحقیق عملیاتی
opinion research : تحقیق آراء، تحقیق عقاید
option dealing : سفته بازی روی ترقی سهام، معامله اختیاری
option spread : فرم سفارش
organization for european economic cooperation (OEEC) : سازمان همکاری اقتصادی اروپا
output level overhead variance : انحراف سربار در سطح محصول
over absorption (overall feasibility) : اضافه جذب
over-absorbed overhead : اضافه جذب (هزینه) سربار
over-applied overhead : اضافه جذب (هزینه) سربار
overabsorbed indirect (overhead) costs : اضافه جذب هزینه های سربار
overall feasibiity : امکان پذیری (از لحاظ کلی)
overall reasonableness test : آزمون کامل
overallocated indirect (overhead) costs" : اضافه تخصیص هزینه های سرربار
overapplied (overhead) cost : مازاد هزینه جذب شده
overhead (overhead cost) : سربار، هزینه سربار
overhead absorb : اضافه جذب
overhead absorbtion, overapplied overhead : جذب (هزینه) سربار
overhead adjustment account : حساب تعدیل سربار
overhead analysis sheet (overhead distnbution summary) : سرشکن کردن سربار، کارت تجزیه تحلیل هزینه سربار
overhead appropriation : تسهیم، سرشکن کردن، تقسیم کردن
overhead capacity variance : مغایرت ظرفیت سربار
overhead charge : هزینه بالاسری
overhead control account : حساب کنترل سربار
overhead cost variance : مغایرت هزینه سربار
overhead cost, overhead fficiency variance : هزینه سربار
overhead crane : جرثقیل سقفی (بالاسری)
overhead efficiency variance (productivity variance; overhead productivity variance) : انحراف کارایی سربار
overhead expenses : هزینه های سربار (بالاسری)
overhead per unit : نرخ واحدی سربار
overhead price variance : مغایرت قیمت سربار ، انحراف قیمت سربار
overhead usage, overhead spending : مصرف سربار
overheads : هزینه های بالا سری ، هزینه های سربار
overheated : حالت تورمی
overseas : ماوراء بحر، خارجه
overseas company : شرکت خماورای بحار
overseas-income taxation : مالیات بر درآمدهای خارج از کشور
package deal : معامله کلیدی ، چکی (بدون توجه به مسائل جزئی معامله)
paid in capital for treasury stock : صرف سهام خزانه
paid in capital from retirement of treasury stock : سرمایه پرداخت شده از ابطال سهام خزانه
paid sick leave, sickness benefit : پرداخت دستمزد ایام بیماری
par clearing, par payment : پرداخت اصلی (اسمی)
par-clearance : واریز (پرداخت) اسمی
par-clearing : واریز اصل سند (مبلغ اسمی سند)
partial productivity measurement : اندازه گیری بهره وری ناقص / نسبی
partial year : بخشی از سال
pay raise, increase in salary : افزایش حقوق
pay-as-you -earn : پرداخت به قدر عالیدی، پرداخت در برابر خدمت
payable in bearer : قابل پرداخت در جه حامل
payable to bearer : قابل پرداخت به حامل
payable to bearer of bill bearer bill : برات در وجه حامل
paying up, clearance : برائت (دین، بدهی)
peak : منتها درجه، حداکثر، نقطه اوج
peak efficiency : حداکثر کارآیی
peak load : بار حداکثر، حداکثر بار
peak sales : نقطه اوج فروش
per annum (per, ann.), annual(ly),yearly : سالیانه، در سال
per capita income = income per head : درآمد سرانه
performance measures : سنجش عملکرد
periodic audit, repeated audit : حسابرسی دوره ای (مکرر)
permanent interest bearing share (PIBS) : اوراق بهادار یا بهره ثابت
perpendicular spread : شکاف عمودی
accounts heading : سرفصل حساب های شخصی (در دفاتر کل)
physical measure method : روش اندازه گیری فیزیکی
physical measurement allocation : تخصیص بر مبنای اندازه گیری فیزیکی
piecemeal opinion : اظهارنظر ناقص
placed deal : عرضه کل اوراق بهادار یا اوراق قرضه به وسیله یک بانک یا گروهی از بانک ها
pIant rearragement : جابجایی ماشین آلات
plat-amount increase : اضافه حقوق مقطوع
plough back earnings : عواید نگهداری جهت سرمایه گذاری
poll tax, head tax : مالیات سرانه، مالیات سرشماری
positive accounting research : تحقیقات توصیفی / اثباتی حسابداری
pre-operation earnings : عواید قبل از بهره برداری
pre acquisition earnings : سود قبل از تحصیل
preaudit : پیش از حسابرسی
preceding year accounts : حساب های سال پیش
preceding year basis (PYB) : مبنای سال قبل
preceding-year basis : مبنای سال قبل
predetermined overhead rate : نرخ سربار از پیش تعیین شده
prepayment-current year : پیش پرداخت سال جاری
prepayment-prior years : پیش پرداخت سنواتی
present fiscal (financial year) : سال مالی فعلی
previous year′s accounts, last year accounts : حساب های سال قبل
previous year′s audit : حسابرسی سال قبل
previous year′s books : دفاتر سال قبل
previous year′s expense : هزینه سال قبل
previous year′s inventory : موجودی گیری سال قبل
price / earning multiple approach : روش ضریب قیمت به سود
price earning ratio : نسبت قیمت درآمد
price earnings ratio (PE ratio) : نسبت قیمت به سود
price increase : ترقی قیمت
price index increase : افزایش شاخص قیمت
price spread : شکاف قیمت
price-earning ratio : نسبت قیمت به درآمد سهم
primary dealer : معامله گر اصلی
productive overhead, production overhead : سربار تولیدی
productivity measurement : اندازه گیری / سنجش بهره وری
profile measurement : سنجش وضعیت موجود
profit (earning) after interest and tax(EAIT) : سود پس از مالیات و بهره
profit (earning) before interest and tax(EBIT) : سود قبل از مالیات و بهره
profit and loss account for the year : حساب سود و زیان سال
profit, gain, income, earnings : سود، درآمد
procurement lead time : مدت زمان تدارک (کالا)
production overhead cost : هزینه سربار تولید، هزینه سربار کارخانه
production overhead rate : نرخ سربار تولید
production overhead variance : انحراف سربار تولید
production per (hour, day, week, month,year) : تولید هر (ساعت، روز، هفته، ماه، سال)
reacquisition : بازخرید
readjustment : تعدیل مجدد
ready money, money at hand : پول دم دست، پول موجود، نقد
real account : حساب حقیقی (دائمی)
real asset : دارایی واقعی (حقیقی)
real bill, original bill : برات اصلی
real capital : سرمایه اقعی (حقیقی)
stamp, seal : مهر
standard error of the sample means : اشتباه معیار میانگین نمونه
standard fixed overhead cost : هزینه استاندارد سربار ثابت
standard manufacturing overhead : سربار استاندارد ساخت
standard overhead cost : هزینه استاندارد سربار ثابت
statement of changes in retained earnings : صرت تغییرات در سود انباشته
statement of earnings : صورت عایدات / سود
statement of retained earnings : صورت وضعیت سود (زیان) انباشته
prompt money (cash), ready cash : پول فی المجلس (آماده، فوری)
prompt to pay, ready for payment : آماده پرداخت
proof beyond a reasonable doubt : توان اثبات قطعی
property(s) earning power : قدرت تحصیل درآمد مالی
provision for current year tax : ذخیره مالیات سال جاری
provision for decrease in value of inventory : ذخیره کاهش ارزش موجودی ها
provision for decrease value of investment : ذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاری ها
provision for foreseeable losses : ذخیره زیان های قابل پیش بینی
public heahh insurance : بیمه درمان همگانی
public heahh insurance law : قانون بیمه درمان همگانی
purchase and leaseback : خریدن و دوباره اجاره دادن
purchase-order lead time : زمان تحویل سفارش خرید
purchased preacquisition earnings : خرید سود قبل از تحصیل
purchasing lead time : مدت زمان بین سفارش کالا و تحویل آن (به خریدار)
pure research : تحقیقات نظری، پژوهش بنیادی
quality of earnings : کیفیت سود
quantitative measurement : معیارهای کمی
quantity, measurement : مقدار، کمیت
quota-share treaty : قرار سهمیه بندی
Real Estate Investment Trust (REIT) : صندوق سرمایه گذاری در املاک و مستغلات
Research and Development (R&D) : تحقیق و توسعه
rate implicit in the lease : نرخ ضمنی در اجاره
rate of apportionment of overhead : نرخ تسهیم سربار
real cost : هزینه واقعی
real estate (or property) : املاک و مستغلات
realizable value : ارزش بازیافتنی، ارزش قابل تحقوق
realizable value of accounts receivable : ارزش بازیافتنی (قابل حقوق) حساب های دریافتنی
realization : تحقوق یافتن یک ریداد مالی
reallocation : تسهیم (تخصیص) مجدد
reallocation of cost : تسهیم (تشخیص) مجدد هزینه
realty : مال غیر منقول، مستغل
reasonable assurance : اطمینان معقول (منطقی)
reasonableness : معقول بودن
reasonableness test : آزمون برآورد مانده حساب، مانده سنجی
reasonably possible event : رویداد محتمل
recognition (realization) : شناسایی درآمد (تحقوق درآمد فروش)
recovery years : سال های بازیافت (برگشت سرمایه)
recovery, realize, payoff, retrieve : بازیافت، بازیابی
relatea party transactions : معاملات اشخاص وابسته
release : اجازه ترخیص، ترخیص کردن کالا
release dates : تاریخ های انتشار
release note : برپ ترخیص
release of fund(s), appropriate : واگذاری اعتبار
release of mortgage : فک رهن (واگذاری گرویی) ، برگرداندن وجه رهن
release of seizure : رفع توقیف
released rate : نرخ ترخیص
rrenewal of a lease : تمدید قرارداد اجاره
reserve for encumbrances-prior year : اندوخته تعهدات قطعی نشده سنواتی
retained profit, retained earnings,accumulated earnings : سود انباشته
risk increase : تشدید خطر ، افزایش خطر ، افزایش ریسک
risk measurement : اندازه گیری خطر
safeguard measures : اقدامات حفاظتی
salary increase : اضافه حقوق
sale and leaseback : فروش دارائی و اجاره آن
sales, clearance sale : حراج، فروش / حراج، فرو به منظور تصفیه
sales-type lease : اجاره از نوع فروش
sample mean : میانگین نمونه
scale and unit of measurement : مقیاس و واحد اندازه گیری
scale of measurement : مقیاس سنجش
sea borne : حمل شده از راه دریا، به وسیله کشتی
sea carriage : حمل و نقل دریایی
sea insurance cost : هزینه بیمه دریائی
seal : مهر و لاک، لاک و مهر کردن، مهر
sealed : ممهور، مهر شده
sealed bid : پیشنهاد لاک و مهر شده، پاکت مناقصه (مزایده) ممهور
sealed draft, marked bill : برات ممهور
sealed ledger : دفتر کل مهر شده
search : جستجو کردن، جست و جو
search warrant : اجازه ناه بازرسی
seasonal : کندی فصلی سفارشات
seasonal adjustment : تعدیل فصلی
seasonal checking : رسیدگی فصلی
seasonal fluctuations : نوسانات فصلی
seasonal invetory : صورت برداری فصلی از موجودی
seasonal price : قیمت فصلی
seasonal provision : ذخیره فصلی
seasonal sale : فروش فصلی (موسمی)
seasonal tariff : تعرفه فصلی
seasonal unemployment : بیکاری فصلی
seasonal variations : تغییرات فصلی
seasonal work : کار فصلی (موسمی)
seasonal worker, casual worker : کارگر فصلی، کارگر موقتی
second five year plan : برنامه پنجساله دوم
second half of the financial year : نیمه دوم سال مالی
securities dealer : معامله پر اوراق بهادار
security dealer : دلایل اوراق بهادار
set up time, make-ready time : زمان آماده سازی
settled, cleared : تسویه شده
settling, settlement, clearance : تصفیه (تسویه)
share-the-wealth agreement : توافق / قرارداد سهیم شدن در ثروت
short lease : اجاره کوتاه مدت
short-term lease : اجاره کوتاه مدت
shortage, decrease, deficit, short : کسری، کسر بودجه، کمبود (کاهش)
sick leave : مرخصی استعلاجی
significance mean : میانگین تاثیر
simple allocation of overhead : تسهیم (تخصیص) ساده سربار
social overhead cost : هزینه بالاسری اجتماعی
social wealth : ثروت اجتماعی
steady price : قیمت یکنواخت
stick deal : معامله کند
stock of wealth : ثروت انباشته
sum of the years digits (SYD) : مجموع سنوات (یکی از روش های استهلاک)
tariff heading (or subheading) : شماره تعرفه (یا شماره فرعی شش رقمی)
tariff peaks : تعرفه های بالا / حداکثر تعرفه
tax treatment : روش مالیاتی
tax treaty : ثبت مالیات
tax year : سال مالیاتی
taxable earning; : عواید مشمول مالیات
term lease : اجاره بلندمدت دارایی ها
terminal value terms of years absolute : ارزش نهایی
tenninal wealth : ثروت نهائی
terminal year, final year : سال نهایی (کار ، طرح)
terms of years absolute : اجاره داری (بلندمدت)، رقابت (حق انتفاع واگذاری)
the activity approach to income measurement : رویکرد فعالیت در اندازه گیری سود
time interest earned : دفعات واریز بهره
times interest earned : دفعات واریز بهره
town clearing : پایاپای کردن حساب ها
traceable cost, direct( expense-cost) : هزینه مستقیم، هزینه قابل ردیابی
training leave : مرخصی آموزشی
transaction stream : جریان (عبور) مبادله (معامله)
treasurer : خزانه دار
treasury : خزانه، خزانه داری
treasury bilk, treasury securities : اسناد خزانه
treasury bond : اراق قرضه خزانه
treasury deposit : سپرده خزانه
treasury funds : وجوه خزانه
treasury general : خزانه داری کل
treasury note, treasury bill : اوراق (سند) خزانه
treasury officer : ذیحساب، عامل خزانه
treasury stock (or shares) : سهام خزانه
treasury stock approach : روش سهام خزانه
treaty duty : حقوق متعارف گمرکی
treaty, contract : پیمان، قرارداد
unabsorbed overhead, underapplied overhead : سربار جذب نشده
unappropriated earns (funds) : منافع تخصیص نیافته
unappropriated retained earnings : سود انتقال نیافته به حساب ذخائر
uncleard goods : کالای ترخیص نشده (از گمرک)، کالای تجاری که حقوق گمرکی آن پرداخت نشده
uncleared effects : اسناد واریز نشده، اسناد در جریان
under lease, sub-lease : اجاره دست دوم (فرعی)
under-absorbed overhead : کم اهمیت تر، کمتر از حد انتظار
under-applied overhead : کسر جذب (هزینه)سربار
underabsorbed overhead (underapplied overhead) : سربار جذب نشده
undistributed investee earning; : سود توزیع شده نشده واحد سرمایه پذیر
unearned : تحصیل نیافته
unearned discount : تخفیف کسب نشده
unearned increment : سود بادآورده
unearned interest : بهره تحقوق نیافته
unearned items : اقلام تحصیل نشده / تحقوق نیافته
unexpected quarterly earnings : سود فصلی غیر منتظره
unforeseeable events : رویدادهای غیر قابل پیش بینی
unforseeable event : رویداد غیر قابل پیش بینی
unit of measure : واحد سنجش
unrealized gain : سود تحقوق نیافته
unrealized revenue : درآمد تحقوق نیافته
untraceable : مفقود الاثر
upstream loan, primary loan : وام اولیه
vacation pay, leave pay : دستمزد ایام مرخصی (تعطیل) ، حقوق ایام تعطیل
variable factory overhead : سربار متغیر کارخانه
variable overhead : سربار متغیر
variable overhead efficiency variance : انحراف کارایی سربار متغیر
variable overhead spending variance : انحراف مصرف (هزینه) سربار متغیر
variable overhead standard : استاندارد سربار متغیر
ver-applied overhead, over-the-counter : اضافه جذب (هزینه) سربار
vision,idea : پنداره، بینش، منشور
voluntary decrease of capital : کاهش اختیاری سرمایه
wage earner, wage worker : مزدبگیر
method of least squares : روش کمترین مجذورات
manufacturing overhead budget : بودجه سربار کارخانه
over applied factory overhead : اضافه جذب سربار کارخانه
predetermined factory overhead rate : نرخ از پیش تعیین شده سربار کارخانه
underapplied factory overhead : کسر جذب سربار کارخانه
variable overhead efficiency variance : انحراف کارایی سربار متغیر کارخانه
lead time : فاصله زمانی بین سفارش و دریافت آن،زمان تدارک
features and characteristics costing : هزینه یابی خاص
value stream : جریان ارزش
lean accounting : حسابداری ناب
lead time demand : زمان تدارک تقاضا
lease agreement : قرارداد اجاره
mean absolute deviation : میانگین قدر مطلق انحرافات
mean error : خطای میانگین
mean squared error : میانگین مربعات خطا
overhead : سربار، بالاسری
warrant to bearer : بحواله کرد حوامل
wax seal : مهر و موم
weak efficiency : کارایی ضعیف
weak market : بازار ضعیف
weak point : نقطه ضعف
weak point in financing : نقطه ضعف در تامین مالی
weak-form market efficiency : شکل ضعیف کارایی بازار
wealth maximization : حداکثر سازی ثروت
wealth tax : مالیات بر ثروت
wealth, property : دارایی، ثروت، ملک
wealth -producing activities : فعالیت های ایجاد کننده ثروت، فعالیت های درآمدزا
wear and tear : فرسودگی و ساییدگی (در اثر استعمال)
weighted arithmatic mean : میانگین موزون
weighted mean : میانگین موزون
wholesale dealer : عمده فروش
wide quotation, bid-ask spread : اختلاف قیمت خرید و فروش
work measurment : روش کنترل هزینه ها
work-measurement method : روش کار سنجی
year-to-date (YTD) : از اول سال تاکنون-زمانی برای بیان از روز اول سال جاری تا روز جاری
year ahead, next year, following year, forthcoming year : سال آینده
year of assessment : سال مالیاتی
year of insurance : سنوات پرداخت حق بیمه
year of services, service life : سنوات خدمت
year subsequent to acquisition : سال بعد از تحصیل دارایی
year to date account : حساب از اول تا تاریخ تنظیم
year under audit : سال مورد رسیدگی
year under review : سال مورد رسیدگی
year-end : پایان سال
year-end accounts : حساب های آخر سال
year-end adjustments : تعدیلات (اصلاحات) پایان سال مالی
year-end audit : حسابرسی آخر سال
year-end balance : مانده آخار سال
year-end balance sheet : ترازنامه آخر سال
year-end profit : سود پایان دره
yearly anowance : ذخیره / مقرری سالانه
yearly installments : اقساط سالانه
yearly paid interest : بهره پرداختی سالیانه
yearly payment, annual payment : پرداخت سالیانه
years of record : مدت سابقه کار
yield gap, yield spread : اختلاف بازده، فزونی بازده سهام بورس بر بهره حاصل از اوراق قرضه دولتی
risk adjusted measure of performance : ارزیابی عملکرد تعدیل شده بر حسب ریسک
breadth : ریشه ای
London international financial features and option exchange(LIFّّFE) : بازار اوراق مشتقه بین المللی لندن
clearing house : اتاق پایاپای، اتاق تسویه
european option : اختیار اروپایی
market breath index : شاخص گستردگی بازار
utility of wealth function : تابع مطلوبیت ثروت
weak form : شکل ضعیف
beat the market : فائق آمدن بر بازار
weak-end effect : اثر آخر هفته
high price to earning ratio : نسبت قیمت به درآمد بالا
low price to earning ratio : نسبت قیمت به درآمد پایین
dealer market : بازار دلالی
center for research in security price(CRSP) : مرکز تحقیقات قیمت اوراق بهادار
national association of securities dealers(NASD) : انجمن ملی معامله گران(دلالان) اوراق بهادار
treasury bills : اوراق خزانه
social overhead capital : سرمایه بالاسری اجتماعی
leading sector : بخش پیشتاز، بخش پیشگام
great leap forward : خیز بزرگ به جلو
far east : خاور دور
europe,australia,far east(EAFE) : شاخص اروپا، استرالیا، خاور دور
lehman brothers long treasury bond index(LBLTBI) : شاخص اوراق قرضه بلند مدت خزانه برادارن لهمن
automated clearing house(ach) : اتاق پایاپای خودکار
grease payments : پرداخت های گریسی یا چرب کننده
stealing, conning, altering and misrepresenting(scam) : الگوی دج دن(دزدی، جلب اعتماد، دست کاری و نادرست نمایی)
stealing : دزدی
reasonably possible : منطقا ممکن
applied factory overhead : سربار جذب شده کارخانه
actual factory overhead : سربار واقعی کارخانه
break-even analysis : تجزیه و تحلیل سر به سر
break-even point : نقطه سر به سر
cost leadership : رهبری هزینه
estimated factory overhead costs : برآورد هزینه های سربار کارخانه
factory overhead : سربار کارخانه
ideal standard : استاندارد ایده ال
learning curve : منحنی یادگیری
base-year : سال پایه
factory overhead : سربار کارخانه
net realizable value : ارزش خالص بازیافتنی
realized revenue : درآمد تحقق یافته
research and development(R&D) : تحقیق و توسعه
measurement attributes : صفت های مورد اندازه گیری
maintenance of real capital : حفظ سرمایه واقعی
the great depression : افت بزرگ سال های 1929،1939 به خصوص در آمریکا
earn : کسب کردن
earnings : درآمد، خالص سود و زیان عملیاتی دوره
earnings power : توان سود آوری
earned surplus : مازاد سودهای سنواتی
clean bill of exchange : برات ساده
ocean B/L : بارنامه دریایی
clearing : انجام مبادله پایاپای
clean floating : شناور خالص(عدم دخالت دولت در تعیین نرخ ارز)
near money : شبه پول
real exchange rate : نرخ واقعی ارز
clean floating exchange rate system : نظام ارز شناور واقعی
career breaks : وقفه های کاری
distance learning : آموزش از راه دور
learning gaps : کمبودهای آموزشی
lifelong learning : آموزش مداوم – یادگیری مداوم
performance measurement : سنجش عملکرد
power of reasoning : قدرت استدلال
self-learning : خودآموزی
revenue realization : تحقق درآمد
earning power : توان سوددهی
realized : تحقق یافته
realization : تحقق یافتنی
being realized : تحقق یافتن
becoming realizable : تحقق یافتنی شدن
financial health : سلامت مالی
european central bank(ECB) : بانک مرکزی اروپا
london inter bank mean rate(LIMEAN) : نرخ میانگین بین بانکی لندن
european court of auditors : دادگاه حسابرسان اروپا
european economic and monetary union(EMU) : اتحادیه پول و اقتصاد اروپا
european monetary system(EMS) : سیستم پول اروپا
Earnings before interest, taxes, and depreciation (EBITD) : سود قبل از بهره، مالیات و استهلاک
Earnings before interest, taxes, depreciation, and amortization (EBITDA) : سود قبل از بهره، مالیات، استهلاک
Earnings before taxes (EBT) : سود قبل از مالیات
the team : گروه اجرایی
surrogate measures : معیارهای جایگزین
build-lease-transfer(BLT) : قرارداد احداث، اجاره، انتقال
bean counters : شمارنده لوبیا(یک اصطلاح توهین آمیز برای حسابداران)
New Zealand Exchange(NZX) : بازار بورس نیوزیلند
whole sale dealer : بنکداری
applied research : پژوهش کاربردی
accounting teaching : آموزش حسابداری
accounting team : گروه حسابداری، تیم حسابداری
lead an lccounting leam : رهبری تیم(گروه) حسابداری
gearing ratio : نسبت اهرمی
turnover and earning power : گردش دارایی ها و توانایی کسب درآمد
steady-state model : مدل وضعیت ایستا
call feature : ویژگی بازخرید
feasible combination and dominance : ترکیبات ممکن و ترکیبات برتر
real option : اختیار سرمایه گذاری در دارایی های سرمایه ای
real assets : دارایی های حقیقی مانند زمین، ساختمان و ...
deals : معاملات
seasonal deals : معاملات فصلی
productive assets,bearer biological assets : دارایی های زنده داشتی
years of life lost : سال های زندگی از دست رفته
transfer earnings : عواید انتقالی
specific quality of life measurment instruments : ابزارهای خاص سنجش کیفیت زندگی
a steal : خیلی ارزان
real economy : اقتصاد واقعی
دیکشنری آنلاین حسابداری کاناز
نرم افزار حسابداری فراپیام
تماس با سید مصطفی هاشمی
کانال کاناز اسپید در آپارات
فیلم آموزش مالیات بر حقوق
کانال تلگرام کاناز اسپید
افزونه اکسل اعتبارسنجی همه کاره برای حسابداران
نرم افزار حقوق و دستمزد کاناز
فروشگاه محصولات آموزش حسابداری
دیکشنری آنلاین حسابداری و حسابرسی
ساخت آنلاین کد QR
پلیس فتا