نرم افزار حقوق و دستمزد کاناز

نرم افزار حقوق و دستمزد کاناز نسخه 11.4 ( نسخه رز) به روزرسانی در تاریخ 1396/07/28 (با قابلیت ...

فیلم آموزش ارسال معاملات فصلی مالیاتی با سامانه آنلاین(1396)

  فیلم آموزش تهیه و  ارسال معاملات فصلی مالیاتی با نرم افزار و سامانه آنلاین(مطابق ...

فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست بیمه با نرم افزار و سامانه آنلاین

 فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست بیمه با نرم افزار و سامانه آنلاین(کاملا کاربردی و عملی) به ...

نرم افزار ارسال ایمیل انبوه(تبلیغاتی) کاناز

نرم افزار ارسال ایمیل انبوه(تبلیغاتی) کاناز (نسخه 3) به همراه فیلم آموزش نرم افزار به روز ...

فیلم آموزش ارسال لیست مالیات برحقوق بانرم افزار و سامانه آنلاین

فیلم آموزش تهیه و ارسال لیست مالیات برحقوق بانرم افزار(با نسخه جدید نرم افزار سازمان ...

نرم افزار ارسال مطلب اتوماتیک به کانال تلگرام(کاناز)

نرم افزار ارسال مطلب اتوماتیک و براساس زمانبندی به کانال تلگرام(کاناز)- نسخه 3 به همراه ...

نرم افزار حذف و اصلاح نیم فاصله از فایل ورد(WORD)

  نرم افزار حذف و اصلاح نیم فاصله از فایل ورد(WORD) نسخه 2   همراه با فیلم آموزش نرم ...

نرم افزار استخراج ایمیل و موبایل ژالان(نسخه 2)

  نرم افزار استخراج ایمیل و موبایل ژالان(نسخه 2)   به روز رسانی در تاریخ: 1395/09/05 ...

نرم افزار تبدیل شماره موبایل به VCF کاناز

نرم افزار تبدیل اکسل به VCF کاناز (تبدیل فایل اکسل به VCF) (نسخه 10.8) با قابلیت پشتیبانی کامل ...

دیکشنری هوشمند تخصصی آنلاین حسابداری، حسابرسی، بورس و اقتصاد کاناز

لغت :
نوع ترجمه:

ترجمه انگلیسی به فارسی لغت: C


نتایـــج جستجــــو:

absconding debtor : بدهکار فراری (برای فرار از دین)
absolute certification : گواهی مطلق
absolute difference : تفاوت مطلق
absolute efficiency : کارآیی مطلق
absolute insolvency : توقف کامل
absorbed cost : هزینه جذاب شده
absorbtion of cost (expense) : جذب هزینه
absorption account : حساب جذبی یا حذف شونده
absorption cost system : سیستم هزینه یابی جذبی
absorption costing : هزینه یابی جذبی (هزینه یابی کامل)
absorption rate (overhead absorption rate; recovery rate) : درصد جذب سربار، نرخ جذب سربار
absorption-costing (full-costing) income : سود هزینه یابی جذبی (هزینه یابی کامل)
abstract : خلاصه حساب، چکیده، خلاصه مقاله
abstract a voucher (to) : سندی (روزنامه ای) را خلاصه کردن
abstract of account : خلاصه حساب
abstract of title, title deed : سند مالکیت، استعلام ثبتی
abstract of transactions : خلاصه معاملات
abstracted voucher : سند روزنامه خلاصه
academy of accounting historians : آکادمی (فرهنگستان) مورخین حسابداری
accelerated cost recovery system(ACRS) : سیستم بازیافت سریع هزینه (یا بهای تمام شده)
accelerated depreciation : استهلاک تصاعدی (با نرخ بیش از معمول)
accelerated method : روش شتابدار
accelerated method of depreciation : روش نزولی استهلاک
accelerated rate : نرخ تصاعدی (افزاینده)
accelerated rate of depreciation : نرخ تصاعدی استهلاک
acceleration : روزآمد کردن بدهی ها
accept and grant guarantee : قبول و اعطای تضمین
acceptable audit risk (AAR) : ریسک قابل پذیرش حسابرسی
acceptable level of beta risk : سطح قابل پذیرش خطر بتا
acceptable quality level (AQL) : سطح قابل قبول کیفیت، سطح کیفیت قابل قبول
acceptable risk of assessing control risk too low (ARACR) : ریسک قابل پذیرش، برآورد ریسک کنترل در سطح بسیار پایین
acceptable risk of incorrect acceptance (ARIA) : ریسک پذیرش نادرست
acceptable risk of incorrect rejection (ARIR) : ریسک رد نادرست
acceptable view : نظریه قابل قبول
acceptable wastages : ضایعات قابل قبول
acceptance (to) : تحویل گرفتن، قبولی، پذیرش برات
acceptance bill : برات قبولی
acceptance commission : کارمزد پذیرش
acceptance credit : اعتبار پذیرشی، اعتبار تنزیل، اعتبار قابل استفاده به وسیله قبولی نویسی
acceptance date : تاریخ قبولی
acceptance duty : الزام به قبول نویسی
acceptance for honor : قبولی یا پذیره نویسی برای حفظ آبرو
acceptance market : بازار پذیرش (بروات)
acceptance of a bill : قبولی یک برات
acceptance sampling : نمونه گیری قابل قبول، نمونه گیری تخمینی
acceptance supra protest (acceptance for honour) : قبولی یا پرداخت برات پس از نکول (واخواهی)
accepted accounting practices : روش های اجرایی پذیرفته شده حسابداری
accepted policy : رویه پذیرفته شده ،سیاست پذیرفته شده
accepting additional order : قبول سفارش اضافی
accepting bank : بانک قبول کننده
accepting order : قبول سفارش
acceptor : قبول کننده (برات)
access time : زمان دسترسی به اسناد
accessing controls : کنترل های دسترسی
accessions tax : مالیات بر اقلام اهدایی
accident damage to property : خسارت اتفاقی وارده بر دارایی
accident insurance : بیمه حادثه، بیمه تصادف
accommodation acceptance : قبولی سازشی
accommodation bill (note, paper) accommodation draft, windbills, kite : پشت نویسی، ضمانت، برات سازشی / دوستانه
accommodation endorsement : تضمین سند، ظهرنویسی دوستانه
accommodation note (or paper) : سند تضمین شده، سندی را که شخصی پشت نویسی می کند، برات صوری
accommodation party : کسی که پشت سند را امضا می کند و آن را ضمانت می نماید، هر یک از طرف های برات سازشی
accommodation purchase : خرید کالا برای دیگری
accomodation acceptance : برات دوستانه
accomodation line : قبول یک نوع خطر به وسیله بیمه گزار
accompany bill : سند همراه (ضمیمه)
accompany statements : صورت های مالی همراه
accompanying invoice : فاکتور ضمیمه، صورتحساب پیوست
accomplishment : اتمام، انجام، کارکرد و دستاورد
accord and satisfaction : تامین رضایت طبق قرارداد
account : حساب، گزارش، شرح
account analysis expense : تجزیه و تحلیل حساب های هزینه
account balance : مانده حساب
account balance figure : رقم مانده حساب
account book : دفتر حساب، دفتر ثبت
account categories : سرفصل حساب ها
account day, pay day : روز تصفیه حساب (روز واریز حساب)
account detail(s), breakdown : ریز حساب
account diagram : حساب به شکل نمودار ، نمودار حساب
account form balance sheet : ترازنامه به شکل حساب
account format : شکل حساب، به شکل حساب
account group : گروه حساب
account heading : سرفصل حساب، عنوان حساب
account number : شماره حساب
account of contractee : حساب صاحب پیمان
account of expenses : حساب مخارج
account of goods purchased : حساب کالای خریداری شده
account of goods sold : حساب کالای فروخته شده
account paid : حساب پرداخت شده
account partner : شریک حساب
account payable : حساب پرداختنی، حساب بستانکار
account payee : حساب گیرنده وجه
account payee only : فقط در وجه گیرنده چک
account receivable : حساب دریافتنی
account receivable note : اعلامیه حساب دریافتنی
account settling, account stated : مفاصا حساب
account statement : صورت حساب
account summary : خلاصه حساب
account title : عنوان حساب، نام حساب
account title and explanation : عنوان و شرح حساب
account′s code : کد حساب، شماره حساب
account′s report : گزارش حسابداری
accountability : پاسخ دهی، مسوئولیت پاسخ دهی
accountability section (unit) : واحد ذی حسابی
accountability unit : واحد پاسخگو
accountable events (condition) : شرایط معامله
accountable officer : یک مقام رسمی، مقام پاسخگو
accountable person : کسی که مسئولیت پاسخگویی بر عهده دارد
accountable warrant : دستور قانونی پرداخت
accountable, accountable, person : ذی حساب (جواب ده حساب)، پاسخگو، مسئول حساب
accountancy : حسابداری، حرفه حسابداری
accountancy bodies : نهادهای حسابداری
accountancy policy : خط مشی حسابداری
accountant : حسابدار
accountant powers : اختیارا ت حسابدار
accountant responsibilities : مسئولیت های حسابدار
accountant′s fee : حق الزحمه حسابدار
accountant′s license (certificate) : پروانه حسابداری، گواهینامه حسابداری
accountants group (team) : گروه حسابداری
accountants′ duties : وظایف حسابداران
accountants′ index : کتابنامه حسابداران
accountants′ report : گزارش حسابداران
accountants′ society : جامعه حسابداران
accounting and auditing enforcement releases : اطلاعیه هایی در اجرای ظوابط حسابداری و حسابرسی
accounting and review services (ARS) : خدمات بررسی و حسابداری
accounting as an ideology : حسابداری به عنوان یک مکتب(ایدئولوژی)
accounting aspects : جنبه های حسابداری
accounting assessor : ارزیاب حسابداری
accounting assumption : مفروضات حسابداری
accounting bases : مبانی حسابداری
accounting beta : بتای حسابداری
accounting change : تغییردرحسابداری
accounting code : کد حسابداری
accounting construction : ترکیب(ساختار)حساب ها
accounting control : نظارت بر ثبت ها و دفاتر شرکت،کنترل حسابداری
accounting conventions : توافق های حسابداری،میثاق های حسابداری
accounting curved transaction : جریان نموداری عملیات حسابداری
accounting cusshion : هموارسازی سود
accounting cycle : دوره عمل حسابداری،چرخه حسابداری
accounting data : مجموعه اطلاعات حسابداری،داده های حسابداری
accounting department : دایره حسابداری
accounting earnings : سود(عایدات)حسابداری
accounting entity : واحد تجاری،شخصیت حسابداری،شخصیت محاسباتی
accounting entity assumption : فرض شخصیت حسابداری
accounting entity concept : مفهوم شخصیت حسابداری
accounting entry (record) : ثبت حسابداری
accounting entry of overhead : ثبت حسابداری سربار
accounting equation, book-keeping equation : معادله حسابداری
accounting estimatation or assessment accounting : برآورد حسابداری
accounting event : رویداد حسابداری
accounting evidence : شواهد حسابداری
accounting exposure = translation exposure : ریسک ناشی از تبدیل دارایی ها و بدهی های یک ترازنامه به ارز خارجی
accounting expression : عبارت حسابداری
accounting figures : ارقام حسابداری
accounting files : پرونده حسابداری
accounting for changing price : حسابداری تغییر قیمت ها
accounting for lease : حسابداری اجاره
accounting for leased assets : حسابداری دارایی های استیجاری
accounting for pension plans : حسابداری طرح های بازنشستگی
accounting for public interest (API) : حسابداری برای تامین منافع عموم
accounting for replacement investments : حسابداری سرمایه گذاریهای جایگزینی
accounting fund : وجوه حسابداری
accounting general principles : اصول کل حسابداری
accounting gimmicks or tricks : ترفندها یا حیله های حسابداری
accounting guidelines : رهنمودهای حسابداری
accounting identity : هویت عملی حسابداری
accounting information system (AIS) : سیستم اطلاعاتی حسابداری
accounting interpretation : تفسیر حسابداری
accounting management : مدیریت حسابداری
accounting management principles : اصول مدیریت حسابداری
accounting management report : گزارش مدیریتی حسابداری
accounting manual : دستورالعمل حسابداری،راهنمای حسابداری
accounting measurements, accounting standards : معیارهای حسابداری،اندازه گیری حسابداری
accounting methods : شیوه های حسابداری، روش های حسابداری
accounting model : الگوی حسابداری،مدل حسابداری
accounting officer : مسئول حساب،ذیحساب،رئیس حسابداری
accounting period : دوره مالی،دوره محاسباتی،دوره حسابداری
accounting plan : برنامه حسابداری، طرح حسابداری
accounting policy : رویه(روش)حسابداری، خط مشی حسابداری
accounting postulate principle : اصل موضوع حسابداری
accounting postulates : مفروضات حسابداری،اصول مسلم حسابداری
accounting principles : اصول حسابداری
accounting principles board (APB) : هیئت اصول حسابداری بریتانیا
accounting principles; fundamental accounting concepts : اصول حسابداری،مفاهیم حسابداری
accounting procedure, accounting treatment : فرآیند حسابداری،رویه حسابداری
accounting process (or cycle) : فرآیند (یا چرخه)حسابداری
accounting profit : سود حسابداری
accounting rate of return (ARR) : نرخ بازده حسابداری
accounting ratios : نسبتهای حسابداری
accounting ratios analysis : تجزیه و تحلیل نسبتهای حسابداری
accounting records : سوابق حسابداری،اسناد و مدارک حسابداری
accounting regulations : قواعد حسابداری
accounting reports : گزارشهای حسابداری
accounting research bulletins (ARB) : بولتن های پژوهشی حسابداری،بولتن های تحقیقات حسابداری
accounting series releases : سلسله نشریه های حسابداری
accounting services : خدمات حسابداری
accounting standard : استاندارد حسابداری
accounting standards board (ASB) : هیئت استانداردهای حسابداری بریتانیا
accounting standards commitee (ASC) : کمیته ی استانداردهای حسابداری
accounting standards executive committee : کمیته ی اجرایی استانداردهای حسابداری
accounting standards steering commitee (ASSC) : کمیته ی راهبری استانداردهای حسابداری
accounting structure : ساختار حسابداری
ABC analysis : تجزیه و تحلیل هزینه یابی بر مبنای فعالیت
ABC inventory classification : طبقه بندی موجودی ها بر حسب ارزش نسبی آنها
ABC method : روش هزینه یابی برمبنای فعالیت
AICP A professional standards : استانداردهای حرفه ای انجمن حسابداران رسمی آمریکا
ATA carnet : دفترچه آت آ
ATA convention : کنوانسیون آت آ
a statement of basic accounting theory (ASOBAT) : تئوری بنیادی حسابداری
abacus : چرتکه
abatement cost : هزینه جدید
abeyance : تعطیل، بلاتکلیفی
ability to service debt : قدرت پرداخت (اصل و فرع) بدهی
abnormal costs, unusual charges : هزینه های غیر عادی یا غیر مترقبه
abnormal defective unit : محصول معیوب غیر عادی
abnormal performance index (API) : شاخص عملکرد غیر عادی
abnormal process loss : ضرر غیر عادی مرحله تولید (مراحل تولید)
aboriginal cost : هزینه اولیه، بهای اولیه
abridged balance sheet, abbreviated balance sheet : ترازنامه مختصر
bond pricing : قیمت گذاری اوراق قرضه
bond-refunding decision : تصمیم جایگزینی اوراق قرضه
bonds conversion : تبدیل اوراق قرضه
bonds discount : تخفیف (کسر) اوراق قرضه
bonds, debenture, bearer, securities bond debentures, debenture stock, debt bond : اوراق قرضه
bonus-penalty contract : قرارداد پاداشی جریمه ای (پیمانکاری)
book (cost - value), carryover : ارزش دفتری
book accounts : حساب های دفتری
book income : درآمد دفتری
book keeping, book-keeping cycle : دفترداری
book monetary income : سود دفتری
book of account, account book : دفتر حساب
committee : کمسیسون (کمیته)
committee on accounting procedures (CAP) : کمیته رویه های حسابداری
commodities exchange : بورس کالا
commodity : مال التجاره، امتعه، کالا، جنس
commodity bond (note) : اوراق قرضه، اسناد
commodity capital : سرمایه کالایی
commodity code : کد کالا
commodity cost : هزینه کالا مصرفی
commodity rate : نرخ کالا، نرخ بهره بانکی براتهای تجاری
common (share-stocks), ordinery shares : سهم عادی، عمومی، مشترک
common / joint : مشترک
common average : معدل ساده
common carrier : موسسه حمل و نقل، متصدی حمل و نقل
common costs : هزینه های مشترک
common customs tariff : تعرفه مشترک گمرکی
common external tariff : تعرفه مشترک خارجی
common factor : عامل مشترک
common goods : کالای مورد نیاز عموم
common law : حقوق عرفی، قوانین غیر مدوّن
common market : بازار مشترک
common pension fund of banks : صندوق بازنشستگی مشترک بانک ها
common property, in-common : ملک مشاع
common revenue : درآمد مشترک
common sense : عقل سلیم، درک عمومی
common sharehokler : صاحب سهم عادی
common stock (share) : سهام عادی
common stock fund : صندوق مشترک سرمایه گذاری
common stock subscribed : سهام عادی پذیره نویسی شده
common stock valuation : تعیین ارزش سهام عادی
common -size balance sheet : ترازنامه همگن شده، ترازنامه هم مقیاس
common wealth : مشترک المنافع
communicating results : گزارش نتایج
communication : ارتباطات، تفهیم، ابلاغ
communique : اطلاعیه اداری، اعلامیه رسمی
community of interest, fusion : اشتراک منافع
companies acts : قانون شرکت ها
companies house (companies registration office) : اداره ثبت شرکت ها
companies of equal size : شرکتهای هم ردیف
companies′ combination : ترکیب شرکتها
company : شرکت
incorporated company : شرکت سهامی
unlimited company : شرکتی که در آن اعضا مسئولیت نامحدود دارند.
public limited company : شرکت عام با مسئولیت محدود
private company : شرکت سهامی خاص
statutory company : شرکتی که طبق یک مصوبه خاص مجلس تاسیس شود
critical path method (CMP) : روش راه (مسیر) بحرانی
critical region : ناحیه بحرانی، ناحیه رد فرضیه صفر
critical review : بازدید انتقادی
critical review of balance sheet : بررسی انتقادی ترازنامه
critical success factors : عوامل اصلی (حیاتی) موفقیت
critical-perspective research : تحقیقات انتقادی
crop insurance : بیمه محصولات کشاورزی
cross check (control) : آزمون محاسبات، کنترل متقابل
cross checking : رسیدگی چند جانبه
cross elasticity of demand : کشش تقاضا
cross examination : بازپرسش
cross foot : جمع افقی، امتحان جمع
cross footing, cross check : جمع کردن افقی، عمودی (جهت بالا بردن حجم ساختگی)
cross of market : دامنه بازار، گستردگی بازار
cross out : حذف کردن (مسدود کردن)
cross rate : نرخ ارز
cross reference : عطف متقابل، شماره عطف
cross reference between journal and ledger : شماره عطف دفاتر روزنامه و کل
cross sale : فروش متقابل (در بازار بورس)
cross section data : اطلاعات موارد مشاهده شده
cross-defauh clause : بند مربوط به روز شدن کل بدهی
cross-referencing : عطف گذاری متقابل
cross-sectional analysis : مقایسه نسبت های دو شرکت، تجزیه و تحلیل مقطعی
crosscast : جمع کردن افقی ارقام
crossed cheque, dishonoured cheque : جک مسدود، چک بی محل
crossfooting test : کنترل جمع ردیف و ستون محاسبات (که به وسیله حسابرس انجام می شود).
crosswalk table : جدول تخصیص
crucial financial decision : تصمیم وخیم مالی
culpable bankrupt(cy) : ورشکسته به تقصیر
cum dividend : قیمت سهم (شامل سود تعلق گرفته)
cum interest : با بهره (با بهره جاری)
cum line : خط تجمعی
cum rights : اوراق بهادار با امتیازات انباشته
cumalative security : اوراق بهادار با امتیاز انباشته
cumulative : انباشته
cumulative : انباشته، جمع شونده
cumulative abnormal return (CAR) : بازده انباشته غیر عادی
cumulative binomial distribution : توزیع دو جمله ای انباشته
cumulative bonus share : سودی سهمی انباشته
cumulative cash required : وجوه نقد انباشته مورد نیاز
cumulative credit : اعتبار انباشته
cumulative dividend : سود سهام انباشته
cumulative dividend shares : سود سهمی (جایزه) انباشته
cumulative dividends : سود سهمی (انباشته)
cumulative effect of accounting change : اثر انباشته تغییرات حسابداری
cumulative effect of change in accounting principles : اثر انباشته تغییر در اصول حسابداری
cumulative effect(s) : اثرات (آثار) انباشته
cumulative interest : بهره انباشته
cumulative loss, deficit, accumulated deficit : زیان انباشته
cumulative preferred capital stock : سهم سرمایه ای ممتاز با سود انباشته
cumulative preferred dividends in arrears : سود معوق سهام ممتاز جمع شونده
cumulative preferred share (stock) : سهم ممتاز با سود انباشته
cumulative rights : حقوق انباشته
cumulative shares, cumulative dividend shares : سهام با سود انباشته
cumulative time : زمان انباشته
cumulative voting : رای دسته جمعی
cumulative voting system : سیستم رای گیری تجمیعی
currency (currency legal) : پول قانونی، پول رایج
currency adjustment charge = currency adjustment factor (CAC = CAF) : هزینه تعدیل نرخ پول = ضریب تعدیل نرخ پول
currency and credit council : شورای پول و اعتبار
currency appreciation : افزایش قدرت خرید
currency bonds, continued bonds,irredeemable bonds, perpetual bonds, perpetual debentures : اوراق قرضه داخلی
currency exchange pin (Joss) : سود (زیان) مبادلات ارزش
currency future : پیمان های آتی در مورد ارزهای خارجی
currency risk : ریسک ارز، ریسک ناشی از کاهش قدرت خرید واحد پولی
currency, exchange, foreign currency : ارز
currency-monetary and credit council : شورای پول و اعتبار
current (cost-value), going value : ارزش جاری
current account : حساب جاری
current account interest : بهره حساب جاری
current account with interest : حساب جاری با سود (یا بهره)
current account without interest : حساب جاری بدون بهره (سود)
current account, running account checking account : حساب جاری
current accounts ledger : دفتر حساب های جاری
current asset : دارایی جاری
current assets ratio : نسبت دارایی جاری
current audit file : پرونده جاری حسابرسی
current budget : بودجه جاری (برای یک دوره مالی)
current cash debt coverage : نسبت پوشش بدهی نقدی جاری
current cash equivalent (CCE) : معادل وجوه نقد
current cost (value) accounting : حسابداری برحسب ارزش دارایی ها
current cost accounting (CCA) : حسابدااری ارزش های جاری
current cost attribution profit : سود قابل تخصیص با ارزش جاری
current cost balance sheet : ترازنامه با ارزش جاری
current cost concept : مفهوم بهای تمام شده جاری
current cost financial statement : صورتهای مالی با ارزش جاری
current cost operating profit : سود عملیاتی با ارزش جاری
current cost profit and loss account : حساب جاری سود و زیان با ارزش های جاری
current cost reserve : ذخیره ارزش جاری
current cost system of accounting : سیستم حسابداری مبتنی بر بهای / ارزشهای جاری
current cost, replacement value (cost) : ارزش جایگزینی (جانشینی)
current cost-constant dollar (CC-CD) : ارزش های جاری همگن
current credit (fund) : اعتبار جاری
current debt to net worth ratio : نسبت بدهی جاری به ارزش ویژه
current debts to owners equity : نسبت بدهی جاری به حقوق صاحبان سرمایه
current exchange rate : نرخ تسعیر جاری (روز) ارز
current exit value : ارزش جاری خروجی (فروش)
current expenditure : هزیه جاری
current expenditure budget : بودجه هزینه جاری
current expense, revenue expense (expense), (expenditure-cost) : هزینه جاری، هزینه عملیات عادی
current export : صادرات جاری
current fair value : ارزش متعارف جاری
current fi1e : پرونده جاری حسابرسی
current financial position : موقعیت مالی جاری
current flow of payments : جریان جاری پرداخت ها
current flow of receipts : جریان جاری دریافت ها
current fund : حساب مستقل وجود اعتبارات جاری، وجوه عمومی
current income : سود (دوره) جاری، سنود یک دوره زمانی مشخص
current input prices : ارزشهای ورودی جاری
current investment : سرمایه گذاری جاری، سرمایه گذاری در اوراق بهادار قابل فروش با هدف کسب سود
current liabilities : بدهی های جاری
current market price (value) : قیمت جاری (روز) بازار
current market value (exit value) : ارزش جاری بازار (ارزش خروجی)
current maturing protion of long-term debt : حصه جاری بدهی بلند مدت
current maturity : سررسیدهای نزدیک، قسط جاری از وام بلندمدت
current maturity insItallments : اقساط سررسید نزدیک
current maturity loan : وام سررسید نزدیک (جاری)
current method, current (catch-up) approach : روش جاری
current notes payable : اسناد پرداختنی جاری
current operating performance approach : روش / رویکرد نتایج عملیات جاری
current operating performance concept : مفهوم (نظریه) عملکرد جاری
current operations : عملیات جاری
current outlay cost. : هزینه نقدی جاری
current output : مقدار تولید جاری
current period approach : روش دوره جاری
current period expense (cost) : هزینه دوره جاری
current portion : حصه (سهم) جاری
current portion of long-term debt : حصه (سهم) جاری بدهی بلندمدت
donee beneficiary, third-party beneficiary : شخص ثالث ذینفع
donor-imposed conditions : شرایط تحمیلی توسط اهداء کننده
dormant (non-executive) member of directors : عضو غیر موظف هیات مدیره
dormant account : حساب راکد
double account form balance sheet : ترازنامه به شکل حساب دو طرفه
double account form books : دفاتر به سبک حسابداری دو طرفه
double declining balance (DDB),depreciation method : روش استهلاک مانده نزولی مضاعف
double declining balance method : روش مانده نزولی، روش مضاعف نزولی
double entry accounting : حسابداری د طرفه، حسابداری مترادف
double-account format : شکل حساب های دو طرفه
double-counting : احتساب (شمارش) مضاعف
double-declining method : روش نزولی مضاعف
double-entry system of accounting double-entry accounting system : سیستم حسابداری ثبت دو طرفه
doubtful (account-debt) : (حساب های، بدهی، مطالبات) مشکوک الصول
doubtful accounts expense : هزینه حساب های مشکوک الصول
doubtful debt provision, allowance for : ذخیره مطالبات
doucments against acceptance : تسلیم اسناد در مقابل قبولی برات
down tick : معامله با قیمت پایین تر
down trend, decreasing trend : روند نزولی
accounting system : سیستم حسابداری
accounting technician : تکنسین حسابداری
accounting terminology : واژه شناسی حسابداری
accounting terms : اصطلاحات تخصصی حسابداری
accounting theory : تئوری حسابداری،عمل حسابداری
accounting transaction : نحوه عمل حسابداری
accounting trends and techniques : تکنیک ها و روندهای حسابداری
accounting unit, accounting entity : واحد حسابداری، شخصیت حسابداری، واحد محاسباتی
accounting valuation : تعیین ارزش در حسابداری
accounting visible errors : اشتباهات نمایان حسابداری
accounting year : سال مالی(سال حسابداری)
accounting year.end : انتهای سال مالی
accounts and notes : حسابها و اسناد پرداختی
accounts appraisal : ارزیابی صورتهای مالی
accounts classification : طبقه بندی حسابها
accounts consolidated : حساب های تلفیق شده
accounts paid : حساب های پرداخت شده
accounts payable : حساب های پرداختنی
accounts payable aging schedule : تراز نمایشی(جدول سنّی)حساب های پرداختنی
accounts payable ledger : دفتر حسابهای پرداختنی
accounts payable master file : پرونده اصلی حسابهای پرداختنی
accounts payable subsidiary ledeger, accounts payable sub-ledger accounts payable ledger : دفتر معین حساب های پرداختنی،دفتر معین بستانکاران
accounts payable turnover period : دوره واریز بستانکاران
accounts receivable : حساب های دریافتنی
accounts receivable collection period : دوره وصول مطالبات
accounts receivable discounted : حساب های دریافتنی تنزیل شده،اسناد نزولی
accounts receivable factor : عاملیت حساب های دریافتنی
accounts receivable financing : تامین مالی از طریق حسابهای دریافتنی
accounts receivable ratios : نسبتهای حسابهای دریافتنی
accounts receivable subsidiary ledger : دفتر معین حسابهای دریافتنی،دفتر معین بدهکاران
accounts receivable turnover : گردش حساب های دریافتنی،دفعات گردش بدهکاران
accounts, financial statements : حسابها،صورتهای مالی
accreditation : اعتبار سنجی
accretion : افزایش دارایی،رشد ارزش
accrual accounting : حسابداری تعهدی
accrual accounting assumption : فرض حسابداری تعهدی
accrual accounting sysytem : سیستم حسابداری تعهدی
accrual assumption : فرض تعهدی
accrual basis accounting : حسابداری بر مبنای تعهدی
accrual basis method : روش پایه تعهدی
accrual basis, earning basis : مبنای تعهدی،روش تعهدی
accrual concept : مفهوم تعهدی
accrual concept accounting, activity accounting - Responsibility : حسابداری با مفهوم تعهدی
accrual cost : بهای تمام شده به روش تعهدی
accrual costing : ثبت هزینه ها به روش تعهدی
accrual date : تاریخ سررسید تعهد
accrual entry : ثبت تعهدی
accrual method : روش تعهدی
accrual method of accounting : روش حسابداری تعهدی
accrual(accrued) basis : روش تعلق پذیری زمانی(هزینه یا درآمد)
accruals : اقلام تعهدی،اقلام پرداخت نشده
accruals system : سیستم تعهدی
accrue : رشد کرد،افزایش یافتن،انباشتن
accrued charges : هزینه های متعلقه ، هزینه های تعهد شده ، هزینه های پرداخت نشده
accrued cost (charge) : هزینه متعلق(تعهد پرداخت شده)
accrued debt (liability) : بدهی معوق(تحقق نیافته،پرداخت نشده)
accrued depreciation : استهلاک انباشته
accrued expense (accrued dividend) : هزینه های تحقق یافته و پرداخت نشده،ذخیره هزینه های پرداختنی
accrued income : درآمد تحقق یافته دریافت نشده ، درآمد تعهدی
accrued interest : بهره معوق،بهره تحقق یافته(پرداخت نشده)
accrued interest on note payable : بهره معوق(تحقق یافته)اسناد پرداختنی
accrued interest payable : بهره پرداختنی معوق
accrued interest receivable : بهره دریافتنی معوق
accrued items : اقلام ثبت نشده،درآمدها و هزینه های ثبت نشده،اقلام تحقق یافته دریافت یا پرداخت نشده
accrued liabilities, unrecorded liabilities : بدهیهای ثبت نشده،بدهی های معوق،بدهیهای ناشی از هزینه های تحقق یافته
accrued payroll : حقوق و دستمزدتحقق یافته (پرداخت نشده)
accrued revenue : درآمد دریافتی،درآمد معوق،درآمد تحقق یافته
accrued -expenditures basis : مبنای هزینه های تعهدی
accumulate : انباشتن، جمع آوری کردن
accumulated amount : مبلغ انباشته
accumulated benefit investment : منافع انباشته سرمایه گذاری (اندوخته ها و انباشته)
accumulated depletion : تحلیل منابع انباشته
accumulated ′depreciation (aggregate, depreciation) : استهلاک انباشته
accumulated depreciation provision : ذخیره استهلاک انباشته
accumulated dividend, cumulative dividend (cum.div) : سود سهام انباشته سود تقسیمی انباشته، سود تقسیمی تعلق گرفته
accumulated fund (capital fund) : وجوه انباشته، حساب مازاد
accumulated goods (stock) : کالای انباشته ، کالای انبار شده
accumulated impairment losses : کاهش ارزش انباشته
accumulated income : درآمد انباشته
accumulated losses : ضررهای انباشته
accumulated profit : سود انباشته
accumulated profits (accumulated earnings) : سود انباشته
accumulated provision : ذخیره انباشته
accumulated reserve : اندوخته انباشته
accumulated sources analysis : تجزیه و تحلیل منابع انباشته
accumulated tax allocation : تخصیص مالیات انباشته
accumulated, cumulative, cluttered : انباشته
accumulating shares : سود سهمی
accumulation : انباشتن،جمع آوری،انباشت
accumulation factor : ضریب بهره مرکب(اصل و بهره)
accumulation of capital : تراکم سرمایه،انباشت سرمایه
accumulative, cumulative : جمع شونده(جمع شده)
accural concept : مفهوم تعلق پذیری زمانی
accurate valuation of assets : ارزیابی دقیق(و درست) داراییها
acid ratio, current ratio : نسبت جاری
acid test, quick ratio : نسبت آنی، نسبت سریع
acknowledge of check : خبر وصول چک ، آگاهی از وصول چک
acknowledge of goods : خبر وصول کالا
acknowledgement of debt : قبولی بدهی
acknowledgement of receipt, letter of acknowledgment : اعلام وصول
acknowledgement, notificatjon, statement : اعلام، تصدیق، اعلام وصول، اعلامیه
acquire : تحصیل کردن، به دست آوردن
acquired company : شرکت تحصیل شده (خریداری شده)
acquired profit : سود حاصله
acquired share : سهام تحصیل شده ، سهام کسب شده
acquired surplus : مازاد ارزش شرکت در تاریخ خرید، مازاد کسب شده(درآمد)
acquiring company : شرکت تحصیل کننده (خریدار)
acquisition : تحصیل (دارایی با سود)، خریدن، تملّک، یکی کردن (دو مؤسسه)
acquisition accounting : رویه حسابداری برای خرید شرکت های دیگر، نگاهداری حساب تملّک (شرکت های فرعی)
acquisition adjustment : حسابی که در آن تفاوت بین بهای تمام شده یک شرکت عام المنفعه (آب یا برق) برای شرکت خریدار و بهای تمام شده اولیه آن برای مالک پیشین نوشته می شود
acquisition adjustment account : حساب تعدیل تحصیل (درآمد)
acquisition and payment cycle : چرخه تحصیل (خرید) و پرداخت
acquisition and retirements : تحصیل و کنارگذاری
acquisition cost, cost of acquisition : قیمت خرید، بهای تمام شده تحصیل
acquisition piecemeal : تحصیل تدریجی،تحصیل گام به گام
acquisition price of bonds : قیمت تحصیل اوراق قرضه
acquittal : برائت ذمه (در حسابداری)، تبرئه (در دعاوی)
act : قانون، فرمان، تصویب نامه، مصوبه عمل و اقدام کردن، قانون گذاشتن
act and forbeatance : فعل و ترک
act of bankruptcy, bankruptcy, bankruptcy, collapse : قانون ورشکستگی
acting company : شرکت عامل
acting in concert : اقدام جمعی یا مشترک
acting manager : مدیر کفیل
acting partner : شریک فعال
action at law : اقدام قانونی
action for avoidance : اقدام برای لغو
action lag : مهلت اجراء
action plan : برنامه اجرایی ، طرح اجرایی
action, enforcement : اقدام
active account : حساب فعال (گردش دار)
active audit file : پرونده دائر حسابرسی ، پرونده در جریان حسابرسی
active balance : موازنه مثبت، مانده مثبت، مانده فعال (در گردش)
active balance of account : مانده فعال (در گردش) حساب
active balance of payments : مانده فعال (در گردش) پرداخت ها
active debt : بدهی موثر (بهرده دار)
active file : پرونده دائر (در گردش)
active investment : سرمایه گذاری فعال
active market : بازار داغ، بازار فعال (با رونق)
active share : سهم فعال (سود دار)
active stocks : سهام فعال
active trade : تجارت فعال (سود دار)
active trade balance : موازنه بازرگانی مثبت، مانده تجاری مساعد
active trade market : بازار تجاری فعال (با رونق)
active use : استفاده فعال
active workshop : کارگاه فعال
activity account : حساب متعلق به یک فعالیت، حساب فعالیت (عملیات در جریان)
activity accounting : حسابداری عملیاتی (نظارت و طرح و مسئولیت)
activity accounting responsibility accounting, profitability accounting : حسابداری سنجش و مسئولیت
activity analysis : تجزیه و تحلیل فعالیت ها
activity base : مبنای فعالیت
activity based budgeting (ABB) : بودجه بندی بر مبنای فعالیت
activity based cost (ABC) system : سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت
activity capacity : سطح گنجایش فعالیت
activity code : کد فعالیت شغلی (نوع فعالیت)
activity cost : بهای تمام شده فعالیت
activity documentation, activity file : پرونده فعالیت
activity drivers : عوامل ایجاد فعالیت، عوامل وقوع فعالیت، محرکهای فعالیت
activity elimination : حذف فعالیت
activity flexible budgeting : بودجه بندی انعطاف پذیر فعالیتها
activity format : چارچوب (ساختار) فعالیت، شکل (قالب) فعالیت
activity inventory : فهرست فعالیتها
activity level : سطح فعالیت
activity productivity analysis : تجزیه و تحلیل قدرت بهره وری(اثر بخشی) فعالیتها
activity ratio : نسبت فعالیت
activity selection : انتخاب (برگزیدن) فعالیت
activity sharing : تقسیم فعالیتها، مشارکت در فعالیتها، سهیم شدن در فعالیتها
activity variance = production volume variance, denominator variance : انحراف حجم فعالیت
activity-based management : مدیریت مبتنی بر فعالیت
actual : واقعی
actual (historical) costs : هزینه های واقعی(تاریخی)
actual (real) cost of production : هزینه واقعی تولید
actual amount : مبلغ واقعی
actual capacity : ظرفیت واقعی
actual capacity level : سطح (میزان) ظرفیت واقعی
actual capacity of production : ظرفیت واقعی تولید
actual capacity usage ratio : نسبت استفاده از ظرفیت واقعی
actual cash value (ACV) : ارزش واقعی نقدینگی
actual cost accounting system : روش حسابداری هزینه یابی واقعی (عملی)
actual cost done : هزینه واقعی انجام شده
actual cost price : بهای تمام شده واقعی
actual cost system : سیستم هزینه یابی واقعی
actual cost, real cost : هزینه واقعی
actual damage : خسارت واقعی
actual data : اطلاعات واقعی (عملی)
actual expenses : مخارج واقعی ، هزینه های واقعی
actual factory overhead : سربار واقعی کارخانه
actual factory volume : حجم واقعی (تولید) کارخانه
actual fixed overhcad : سربار ثابت واقعی
actual hours worked : ساعات کار واقعی انجام شده
actual insolvency : توقف عملی (در پرداخت)
actual labor hours, actual hours of work, actual hours : ساعات کار واقعی
actual net income : درآمد ویژه (خالص) واقعی ، سود خالص واقعی
actual occurrence rate : نرخ واقعی رخداد
actual operation results : نتایج عملی عملکرد (عملیات)
actual overhead cost : هزینه واقعی سربار
actual price, real price : قیمت واقعی
actual production : تولید واقعی
actual production and cost data : اطلاعات واقعی تولید و هزینه ها
actual production versus budget : تولید واقعی در مقایسه با بودجه
actual quantity : مقدار واقعی
actual quotation : مظنه واقعی (عملی)
actual results : نتایج عملی (واقعی)
actual retirement of bonds : بازخرید واقعی اوراق قرضه
actual revenue (income) : درآمد واقعی
actual sale : فروش عملی، فروش واقعی
actual statement : صورتحساب واقعی
actual stock : موجودی واقعی کالا
actual stocktaking : موجودی گیری عملی (واقعی)
actual unit cost : هزینه واقعی هر واحد (قیمت تمام شده واقعی هر واحد)
actual vohune : حجم واقعی (تولید) کارخانه
actuarial : مربوط به محاسبات بیمه و آمار
actuarial assumption : فرضیات بیمه عمر، شرایط احتمالی در محاسبات آنی
actuarial calculations : محاسبات بیمه ای
actuarial cost method : روش تعیین هزینه، روش های هزینه یابی بیمه
actuarial method : روش آمارگیری
actuarial present value : ارزش فعلی بیمه ای
actuarial reserve : ذخیره بیمه عمر
actuarial valuation : ارزیابی بیمه ای
actuarial value : ارزش بیمه ای،ارزش محاسبه ریاضی
actuary : آمارگیر،حسابگر بیمه، کارشناس بیمه، متخصص بیمه
acturial liability : بدهی بیمه ای
ad hoc audit : حسابرسی موردی/ویژه
ad hoc discount : تخفیف موردی، تخفیف موقت
ad valorem (accordint to value) : از روی قیمت، ارزشی (برحسب ارزش)
additional capacity, excess capacity : ظرفیت اضافی، ظرفیت بلا استفاده
additional capital : سرمایه اضافی
additional compensation, extra compensation : پاداش خدمت
additional paid in capital, paid-in (surplus-capitat) surplus, equity premium, share premium : صرف سهام، سرمایه پرداخت شده اضافی (مازاد بر ارزش اسمی)
additional tests of controls : آزمونهای اضافی کنترلها
additional voluntary contribution(AVC) : پرداخت حق بیمه ی اضافی (اختیاری)
adequate disclosure : افشای کافی
adequate provision for depreciation : ذخیره کافی برای استهلاک
adjudication order of bankrupcy : اعلام حکم ورشکستگی
adjustable account : حساب تعدیل پذیر
adjustable rate preferred stock : سود سهام ممتاز با نرخ متغیر
adjusted account : حساب تعدیل (اصلاح شده)
adjusted balance sheet : ترازنامه تعدیل شده (پس ار اصلاحات)
adjusted book balance : مانده دقیق حساب
adjusted cost of goods sold : بهای تعدیل شده کالای فروش رفته
adjusted debit balance (ADB) : مانده بدهی تعدیل شده
adjusted gross income : سود ناخالص تعدیل شده
adjusted trial balance : تراز آزمایشی تعدیل شده (اصلاح شده)
adjusting entry, correcting entry : ثبت اصلاحی (تعدیلی)
adjusting events (post-balance-sheet events) : رویدادهایی که بین تاریخ ترازنامه و تاریخ تصویب صورت های مالی رخ دهد
adjustment account : حساب اصلاحی، حساب تعدیلات
adjustment of final accounts : تعدیل حساب های نهایی
administered price : قیمت کنترل شده یا تنظیم شده
administration and finance section (Dep) : بخش اداری و مالی
administration cost : هزینه اداری
administration cost variance : انحراف هزینه های اداری
administration, admitted (adm.), office, department : اداره، اداره کل، مجاز، مسلم، اداره کردن
administrative action : اقدام مدیریت
administrative cost (expense) : هزینه اداری
administrative management, executive management : مدیریت اجرائی
administrative receiver : مدیر تصفیه
administrative settlement of a customs offence : رفع اختلاف یک تخلف گمرکی
administrator, director : مدیر، متولی
advance : مساعده، پیش پرداخت، علی الحساب، وام، جلو انداختن، پیشرفت کردن
advance against goods : مساعده در مقابل کالا
advance against security : مساعده در مقابل تضمین
advance bill : صورتحساب پیش پرداخت
advance corporation tax (ACI) : پیش پرداخت مالیات شرکت
advance deposit requinnent : ودیعه ثبت سفارش واردات
advance for import registration : مساعده ثبت سفارش واردات
advance free of interest : مساعده بی بهره
advance from purchasers : پیش دریافت از خریداران
advance on contract : مساعده بر اساس قرار داد
advance on current account : مساعده حساب جاری
advance on document : مساعده در قابل سند
advance on securities : مساعده در مقابل اوراق بهادار
advance payment bond : تضمین پرداخت
advance payment free of interest : پیش پرداخت بدون بهره
advance payment guarantee : ضمانتنامه پیش پرداخت
advance payment on contract : پیش پرداخت قرار داد
advance payment on guarantee (bond) : پیبش پرداخت در مقابل ضمانت نامه
advance payment to contractor(s) : پیش پرداخت به پیمانکار(ان)
advance payment, accomodation : مساعده، پیش پرداخت
advance pricing agreement : قرارداد قیمت گذاری سلف
advance purchase, short purchase, forward purchase : پیش خرید
advance received : پیش دریافت
advance refunding : تامین مالی از قبل
advance rent : پیش دریافت (پرداخت)اجاره
advance to supplier : پیش پرداخت به عرضه کنندگان مواد اولیه
advance, advance received, on account : پیش دریافت، علی الحساب
advanced accounting : حسابداری پیشرفته
advanced commissions : پیش پرداخت کارمزد، حق الزحمه / کمیسیون پیش دریافت شده
advanced financial accounting : حسابداری مالی پیشرفته
advanced freight : پیش کرایه
advances from customers, customer advances : پیش دریافت از مشتریان
advances to employees : پیش پرداخت به کارکنان
advantageous, economical : مقرون به صرفه، دارای مزیت
adverse balance : موازنه منفی، مانده منفی
adverse variance, unfavorable variance : انحراف نا مساعد
advertising agency : آژانس تبلیغاتی
advertising charges (expenses) : مخارج آگهی و تبلیغات
advice : ابلاغیه، اعلامیه، اطلاعیه (در سال کالا)
advice note : یادداشت، اطلاعیه،یادداشت مشخصات کالا، اعلامیه موجودی در بانک
advice of arrival : اطلاعیه ورود، رسید
advice of delivery : اعلام (اطلاعیه) حمل
advice of dispatch : اطلاعیه ارسال کالا
advice of fate : اعلام وضعیت
advice of payment : اطلاعیه پرداخت
advice of receipt (A.R) : اعلام وصول
advice of shipment, advice of delivery : اطلاعیه حمل کالا با کشتی
advising of credit : ابلاغ اعتبار
advisor′s fee, consuhant′s fee : حق الزحمه مشاور
adwcate, adhere : طرفداری کردن، وکیل مدافع، حامی، میلغ
affiliate, associate, dependant : وابسته، ملحق کردن، وابسته کردن
affiliated company : شرکت وابسته
affiliation structure : ساختار وابستگی
affluent society : جامعه مصرفی، جامعه رفاه
after closing the accounts : پس از بستن حسابها
after delivery of a product : بعد از حمل کالا
after performance of a service : پس از انجام خدمات
after-closing trial balance : تراز آزمایشی اختتامی
after-the-fact edit : ویرایش بعد از پردازش
against documents : در مقابل تحویل اسناد، در ازای اسناد
age admittance : سن مورد پذیرش (برای بیمه شدن)
age allowance : مستمری بازنشستگی
aged trial balance, aging of accounts : تراز آزمایشی بر حسب تاریخ سررسید بدهی مشتریان، جدول سنی بدهکاران
agency : نمایندگی، حق العمل کاری، کارگزاری،عاملیت،آژانس، وکالت
agency account : حساب عامل، حساب نمایندگی
agency agreement : قرارداد نمایندگی
agency fee (facility fee) : حق الزحمه نمایندگی
agency fund : وجوه امانی، حساب مستقل وجوه وصولی به نمایندگی سایر سازمان ها
agency issues : اوراق قرضه ای که یک نهاد دولتی منتشر می کند
agency relationship : رابطه نمایندگی
agency theory : تئوری نمایندگی، نظریه کارگزاری
agent commission : حق کمیسیون عامل (با کارگزار)
agent representative / factor : عامل، نماینده، کارگزار
agent′s commission, commissioner : حق العمل کار
agent, correspondent, broker, underwriter, jobber : کارگزار، نماینده، کارگزار، واسطه
aggregate cost : هزینه مجموع (هزینه کل)
aggregate deoreciation, accumulated depreciation : استهلاک انباشته
aggregate income : درآمد کل
aggregate, collect : جمع کردن، انباشته کردن
aggressive stocks : سهامی که تغییرات آن ها بیش از تغییرات متوسط بازار است
aging accounts receivable analysis : تجزیه و تحلیل زمانی حسابهای دریافتنی
aging accounts receivables : تجزیه و تحلیل (برحسب تاریخ وصول و زمانی حسابهای دریافتنی)
aging of receivables : تجزیه سنی حساب های دریافتنی
aging of receivables : زمان بندی مطالبات
aging schedule : جدول زمان بندی
agreed price : قیمت مورد توافق
agreed upon procedures engagement : رسیدگی بر مبنای روشهای توافقی
agreed value policy : بیمه نامه با ارزش توافق شده
agreed -upon procedures : روشهای (دستورالعمل های) توافقی، روشهای رسیدگی مورد توافق
agreement price : قیمت توافق شده
agreement, covenant, contract, treaty, charter : قرار،توافق کتبی، قرارداد
aida (attention, interest , desire , action) : مراحل چهارگانه خرید کالا
air consignment note : قبض حمل هوایی
aircraft : هواپیما، وسایط نقلیه هوایی
aircraft cargo manifest : اظهارنامه بار هوایی،بارنامه کل (مانیفست) کالای هواپیما
airfreight consignment : ارسال محموله هوایی
airmail receipt : رسید پست هوایی
aleatory transactions : معاملات بخت آزمایی (شانسی)
algebraic method : روش ریاضی (جبری)
algebric sum (amount) : مبلغ جبری (حاصل از عملیات جبری)
alien corporation : شرکت خارجی
all inclusive statement : صورتحساب متضمن کلیه شرایط (اطلاعات)
all purpose financial statement : صورت مالی برای کلیه مقاصد
all risks insurance : بیمه تمام خطر
all risks insurance policy : بیمه نامه تمام خطر
all-financial resources concept : اصل تعیین همه منابع مالی
all-inclusive approach : رویکرد جامع، روش همه شمول
all-loss insurance : بیمه کل خسارت، بیمه تمام خسارت
all-risk insurance : بیمه تمام خطرات
allied company= affilited company : شرکت وابسته
allocatable profit : سود قابل تخصیص
allocate : تخصیص دادن، سرشکن کردن، تسهیم نمودن
allocate cost to processes : تسهیم نمودن
allocate resources to functions : تخصیص هزینه به دوایر (تولید)
allocated cost : تخصیص منابع به قسمتها
allocated stock : هزینه تخصیص یافته (سرشکن شده)
allocating indirect costs : موجودی (مواد)تخصیص یافته
allocation bases : تخصیص هزینه های غیر مستقیم
allocation of cost : مبانی تخصیص
allocation of cost to jobs : تسهیم (تخصیص) هزینه
allocation of fund : تسهیم (تخصیص) هزینه به شماره کارها
allocation of overhead, overhead : تخصیص (تسهیم) وجوه نقد
allocation : تسهیم سربار
allocation of preliminary judgment about materiality : قضاوت اولیه درباره سطح اهمیت
allocation of resources, resources allocation : تسهیم (تخصیص) منابع
allocation of variances : تخصیص انحرافات هزینه
allocation of wages : تسهیم (تخصیص) دستمزد
allocation proportions : درصدهای تسهیم
allocation, appropriation, apportioent,proportionalto recorded amount : تسهیم، روش تخصیص متناسب با مبلغ ثبت شده
allocationally efficient market : بازاری که از لحاظ تخصیص سرمایه، کارا می باشد
allotment schedule : جدول تخصیص (وجوه، اعتبارات)
allotment, allocation, apportionment, appropriation, expertise, assignment : تخصیص سهام به موسسات تامین سرمایه، تقسیط اعتبار، تقسیم، توزیع
allowance : تخفیف، تعدیل قیمت، حقوق فوق العاده، مقرری
allowance for bad debts, provision for bad debts : ذخیره مطالبات سوخت شدنی
allowance for doubtful accounts : ذخیره مطالبات مشکوک الوصول
allowance for efficiency : ذخیره کارآیی
allowance for overvaluation of branch inventory : اضافه قیمت موجودی کالای شعبه
allowance for purchase discount : ذخیره ای برای تخفیف خرید
allowance for re-arrangement of machinery : ذخیره تجدید آرایش ماشین آلات
allowance for returns : ذخیره برگشتی ها
allowance for sales discount : حساب ذخیره برای تحقیقات فروش
allowance for sales returns : ذخیره برگشتی های فروش
allowance for sampling risk : حداکثر ریسک قابل قبول نمونه گیری
allowance for sampling risk (ASR,precision) : حداکثر ریسک قابل قبول نمونه گیری (دقت)
allowance for uncollectible accounts : ذخیره مطالبات لاوصول
allowance in selling price : تخفیفات در قیمت فروش
allowance method : روش ذخیره گیری (استهلاک، مطالبات)
allowance, additional, provision,emolument : فوق العاده
alteration of capital, change in capital : تغییر در سرمایه
alteration of the articles of association : تغییرات مفاد اساسنامه
alteration of the articles of statute : تغییرات مفاد اساسنامه
altered account : حساب قلم خورده و اصلاح شده
alternate procedures : روشهای متفاوت
alternation of capital : تغییر در سرمایه
alternative examiner, alternative inspector : بازرس علی البدل
ahemative manager (director) : مدیر علی البدل
ahernative procedures : رویه های مختلف، روشهای متفاوت
alternatives indentification : شناسایی راهکارهای موجود، شناسایی بدلیها
amalgamation ation,comtrnnation : مجتمع، ادغام شرکت ها، ادغام (ترکیب) دو یا چند شرکت دارایی
ambiguity, uncertainty, uncleared effects : ابهام
amend an account : حسابی را اصلاح کردن
amended invoice : سیاهه خرید اصلاحی
amerce : جریمه نقدی کردن
amercement, penalty : جریمه، عمل جرم / جریمه، کیفر، مجازات
american accounting association (AAA) : انجمن حسابداری آمریکا
american institute of certified public accountants (AICPA) : انجمن حسابداران رسمی آمریکا
american national standards institute (ANSI) : انجمن ملی استانداردهای آمریکا
american society of certified public accountants (ASCPA) : جامعه حسابداران رسمی آمریکا
amortizable cost : هزینه قابل استهلاک
amortization (depreciation) schedule : جدول استهلاک
amortization cost : هزینه استهلاک (دارایی های نامشهود)
amortization of bond discount and premium : تخصیص (استهلاک) صرف و کسر اوراق قرضه
amortization of capitalized costs : انقضای مخارج سرمایه ای شده، استهلاک مخارج منظور شده به حساب دارایی
amortization of cost of issued bonds : استهلاک هزینه های انتشار اوراق قرضه
amortize, depreciate : مستهلک کردن (هزینه، بدهی، وام، پرداخت) پرداخت تدریجی وام
amortized, depreciated : مستهلک شده
amount certified : مبلغ تایید شده
amount paid in specie : مبلغ پرداختی نقدی (به پول یا سکه)
analysis and classification : تجزیه و تحلیل و طبقه بندی
analysis and classification of costs : تجزیه و تحلیل و طبقه بندی هزینه ها
analysis by customers : تجزیه و تحلیل بر حسب مشتریان
analysis of accounts : تجزیه و تحلیل حسابها
analysis of costs : تجزیه و تحلیل هزینه ها
analysis of differences : تجزیه و تحلیل اختلافات
analysis of financial statement : تجزیه و تحلیل صورت های مالی
analysis report on performance : گزارش تحلیلی عملیات
analysis review procedures : روش های بررسی تحلیلی
analysis schedule : جدول (کاربرگ) تجزیه و تحلیل
analytic(al) techniques : مهارتهای تجزیه و تحلیل
analytical (review-procedure) : بررسی تحلیلی
analytical auditing : روش تحلیلی در حسابرسی
analytical data : اطلاعات تحلیلی
analytical evidence : شواهد تحلیلی
analytical function : تابع نمایش تحلیلی
analytical hierarchy : سلسله مراتب تحلیلی
analytical method : روش تجزیه تحلیلی
analytical methods in accounting : روشهای تجزیه و تحلیل در حسابداری
analytical procedures risk : خطر عدم کشف ناشی از روشهای تحلیلی
analytical procedures risk (APR) : ریسک بررسی های (روشهای) تحلیلی
analytical review : بررسی تحلیلی (در حسابرسی)
analytical review procedures : روش های بررسی تحلیلی
analytical test : آزمون تحلیلی
analytical-deductive : تحلیلی، قیاسی
aniticipation rate : نرخ تنزیل (تخفیف)در هنگام پرداخت قبل از موعد
announcement, statement : بیانیه، آگهی، اعلان، اظهاریه
annual accounts (annual report) : صورت های مالی سالانه، حساب های سالانه
annual cash flow : گردش وجوه سالیانه
annual charges (expenses) : هزینه های سال
annual closing : بستن حساب ها در پایان سال
annual closing entries : ثبت های اقلام سالانه (به منظور بستن حسابها)
annual contract : قرارداد سالانه
annual cost budget : بودجه هزینه سالانه
annual cost report : گزارش سالیانه هزینه
annual net present value approach (ANPV) : روش ارزش فعلی خالص سالانه
annual percentage increase : درصد افزایش سالانه
annual percentage rate (APR) : درصد سالانه، نرخ بهره / بازده سالانه
annual percentage rate (APR) : نرخ سالیانه
annual report of directors : گزارش سالانه مدیران
annual reports and accounts : گزارش و حسابهای مالی سالانه
annual salary increase : افزایش سالیانه حقوق
annuity agreement (or contract) : قرارداد اقساط سالانه
annuity beneficiary : شخص ذی نفع
annuity certain : حق بیمه قطعی
annuity compound amount factor : عامل مبلغ ترکیبی سالواره
annuity future value factor : فاکتور ارزش آتی سالواره
annuity insurance : بیمه مستمری،بیمه مستمری سالانه
annuity method of depreciation : استهلاک به روش قسط السنین
annuity present value factor : فاکتور ارزش فعلی سالواره
annuity, pension, age .allowance, life annuity, life interest : مستمری،مقرری
anticipated (or anticipatory) profit : سود مورد نظر
anticipated exception rate : نرخ اشتباه مورد انتظار
anticipated holding period : دوره سرمایه گذاری
anticipated income : درآمد مورد نظر
anticipated price : قیمت مورد نظر
anticipated productivity gains : منافع مورد انتظار بهره وری
anticipated return, Expected Return (ER) : بازده مورد انتظار
anticipation : پرداخت قبل از موعد
anticipation discount : تخفیف رده پرداخت
anticipation warrant : قول زود پرداخت ، تعهد زود پرداخت
anticipatory breach : نقض مفاد قرارداد پیش از سررسید، نقض فرضی، نقض پیش از موعد
antidilutive security : اوراق بهادار ضدتقلیل
antidumping code : مقررات (شرایط) ضد دامپینگ
applicability : قابلیت استفاده، کاربرد
applicable law : قانون نافذ،قانون قابل اجرا
applicable laws and regulations : قوانین و مقررات موضوعه (آمره)
applicable to customs duties : مشمول حقوق و عوارض گمرکی
applicant (for the credit) : متقاضی (اعتبار)، تقاضا کننده
application : کاربرد، تقاضا، درخواست نامه
application (request) for loan : تقاضا (درخواست) وام
application and allotment account : حساب تخصیص، سهام
application control : کنترل کاربردی، کنترل رویدادهای مالی
application for listing : تقاضای شرکت ها جهت پذیرش در بورس
application for shares through broker : تقاضای (خرید) سهام از دلال
application form : فرم درخواست، فرم تقاضای کار
application form for credit : فرم درخواست اعتبار
application form for share : فرم درخواست خرید سهام
application system : سیستم کاربردی
applied cost : هزینه تسهیم شده، هزینه تخصیص یافته
applied credit : اعتبار درخواستی
applying overhead to production : جذب (تخصیص) سربار به تولید
appointed accountant : حسابدار منصوب
appointment of new directors : انتصاب مدیران جدید
apportioned, allocated : تخصیص یافته
apportionment (cost apportionment) : تخصیص درصدی از یک هزینه، تسهیم، سرشکن کردن، تخصیص
apportionment of cost to processes : سرشکن کردن هزینه به مراحل
apportionment, allocation : سرشکن کردن (هزینه)
appraisal clause : شرط (با قید) ارزیابی در قرارداد
appraisal method of depreciation : روش ارزیابی در تعیین استهلاک
appraising service(s) : خدمات ارزیابی
appreciate : قدر چیزی را دانستن، قدردانی کردن
appreciation : افزایش ارزش دارایی
appreciation depreciationand : ترقی و تنزل (بها یا قیمت)
appreciation of value : ترقی ارزش
appreciation surplus account : حساب مازاد ارزش
apprentice : کارآموز، شاگرد
approach : رویکرد نگرش، دیدگاه
appropriated cost : هزینه تخصیص داده شده
appropriated retained income (retained or earned smplus) : سود انباشته تخصیص یافته
appropriated stock : مواد ذخیره شده ، کالای ذخیره شده
appropriation act (bill, ordinance, resolution, or order) : بودجه مصوب برای هزینه
appropriation of cost to departments : تسهیم (سرشکنی) هزینه به دوایر
appropriation of overhead to processes : تسهیم (سرشکنی) سربار به مراحل
approval of the balance sheet : تصویب ترازنامه
approval of the directors′ remuneration : تصویب حق الزحمه مدیران
approval of transaction : تایید شرایط
approval, confirmation, authorization, confirm : تصویب، تایید
approved accounts latest : آخرین حسابهای مصوب ، آخرین حساب های تایید شده
approved capital budget : بودجه سرمایه ای مصوب
arbitaray price : قیمت اختیاری
arbitrage pricing theory (API) : تئوری قیمت گذاری آرببیتراژ
arbitrary allocation : تخصیص اختیاری
arbitrary allocation process : فرآیند تخصیص اختیاری
arbitrary transfer pricing : قیمت گذاری اختیاری انتقالات داخلی
arbitration clause : شرط حکمیت
arbitration committe : کمیته داوری
archive : بایگانی
area franchise : حق الامتیازفروش منطقه ای
arithmetic mean (arithmetic average) : میانگین عددی، متوسط حسابی
arithmetic unit : واحد عملیات
arithmetic weighted average : میانگین موزون (حسابی)
arithmetical error : اشتباه ریاضی
arm′s-length transactions : معامله بی شبهه، معامله حقیقی در شرایط عادی معامله عادی یا مستقل، معامله آزاد
arrangement with creditors : قرار تصفیه با بستانکاران
article : ثبت یک معامله، ماده (قانون) آرتیکل روزنامه، مقاله در روزنامه یا مجله
article of incorporation : اساس نامه شرکت
articles of association, memorandum of association (incorporation), corporate charter, instrument of association, letters patent memorandum of association, articles of partnership : شرکتنامه، اساسنامه شرکت تضامنی، اساسنامه شرکت غیر سهامی
articulated : هم آهنگی بین ارقام مالی
artifical capital : سرمایه ساختگی (مصنوعی)
artificial intelligence : هوش مصنوعی
artificial person : شخصیت حقوقی
ascertainment in auditing : تحقیق در حسابرسی
ask price : قیمت عرضه کننده کالا
asked (or ask) price : قیمت پیشنهادی، قیمت عرضه شده
asking price : قیمت عرضه شده (قیمتی که فروشنده آماده است کالا را بفروشد)
aspect, feature : جنبه، حالت
assessment notice : برگ تشخیص
assessment of control risk : ارزیابی (برآورد) ریسک کنترل
asset allocation : تخصیص دارایی (سرمایه)
asset attributable to capital : دارایی قابل استناد به سرمایه
asset classification : طبقه بندی دارایی ها در ترازنامه
asset cost : قیمت تمام شده دارایی
asset cover (ratio) : نسبت پوشش دارایی
asset coverage : پوشش دارایی
asset depreciation : استهلاک دارایی
asset replacement reserve (provision) : ذخیره تعویض دارایی
asset schedule : فهرست دارایی
asset side of the balance sheet : طرف داراییهای ترازنامه
asset structure : ساختار دارایی
asset under construction : دارایی در جریان ساخت و تکمیل
asset-accountability unit : حساب متعلق به یک قلم دارایی ثابت
asset-backed fund : وجوه یا پشتوانه دارایی ها
assets attnbutable to capital : داراییهای نسبت دادنی به سرمایه (از محل سرمایه خریداری شده اند)
assign (or eligible applicant), allocate : حواله کردن، انتقال دادن، تخصیص دادن
assignable credit : اعتبار قابل واگذاری
assigned stock : مواد تخصیص یافته
assignee in bankrupcy : هیات تصفیه در امور ورشکستگی
assignment for the benefit of creditors : امانت گذاردن نزد شخص ثالث
assignment of accounts receivable : گرو گذاشتن حسابهای دریافتنی
assignment of life policies : واگذاری حق بیمه عمر به دیگری
assistant director-general (ADG) : معاون مدیر کل
assistant finance manager : معاون مدیر مالی
assistant managing director : معاون مدیر عامل
associate : وابسته شدن، ربط دادن و داشتن
associate of the institute of chartered accountants in England and Wales (AICAEW) : عضو انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز
associated company = affiliated company : واحد تجاری فرعی، شرکت وابسته
associated undertaking : واحد فرعی
associated with : اطلاعات پیوست
associating cause and effect : رابطه علت و معلولی
association of accounting technicians (AAT) : انجمن تکنسین های حسابداری
association of authorized public accountants (AAPA) : انجمن حسابداران مجاز
association of south East Asian nations (ASEAN) : اتحادیه ملل آسیای جنوب شرقی (آسه آن)
assurance : اطمینان دهی، اطمینان، بیمه
assurance services : خدمات اطمینان دهی
asttest function : خدمات گواهی دهی، خدمات اعتباردهی
asymmetric information : عدم دسترسی یکسان به اطلاعات، اطلاعات نامتقارن
asymmetrical information : اطلاعات نامتقارن
at call : فورا، عندالمطالبه
attached account : حساب توقیف شده (توسط دادگاه)
attached documents : اسناد پیوست
attachment, supplemental instrument, appendix : الحاقیه، رأی دادگاه، پیوست، ضمیمه
attacked account : حساب توقیف شده (توسط دادگاه)
attainable cost : هزینه قابل حصول
attendance bonus : پاداش حضور
attendance book : دفتر حضورو غیاب
attendance money : مزد حضوری
attendance sheet : ورقه حضوری
attendance time : اوقات حضور
attendance, supernson, monitoring : نظارت، حضور
attention directing techniques : شیوه های جلب توجه
attention getting techniques : شیوه های جلب توجه
attest audit, financial audit, statement : حسابرسی صورتهای مالی، حسابرسی اعتباردهی، نام دیگر حسابرسی مستقل
attest audit, financial audit, statementaudit : گواهی دادن، نقش اعتباردهی
attestation clause : گواهی شهود
attestation services : خدمات اعتباردهی
attorney paper, ower of attorney, proxy (document) : وکالتنامه
attorney, lawyer, procurator : وکیل
auction market : بازار حراج
auctioneer : حراج گذار
audit and accounting guidelines (AAG) : رهنمودهای حسابداری و حسابرسی
audit approach : رویکرد حسابرسی
audit assurance : اطمینان دهی حسابرسی
audit audiences, documentary evidence, evidential matter, audit evidence : شواهد حسابرسی
audit certification : تاییدیه حسابرسی
audit committee : کمیته حسابرسی
audit committee charter : آیین نامه (منشور) کمیته حسابرسی
audit completion checklist : فهرست حسابرسی
audit considerations : ملاحظات حسابرسی
audit cycle : چرخه حسابرسی
audit decision aids : چک لیستهای راهنمای حسابرسی
audit evidence : شواهد حسابرسی
audit functions : وظایف حسابرسی
audit instructions : دستور العملهای حسابرسی
audit objectives : هدف های حسابرسی
audit of accounts : حسابرسی حسابها
audit office : دفتر حسابرسی، اداره حسابرسی
audit practice : عمل، (روال) کار حسابرسی
audit procedure : روش کار حسابرسی، روش رسیدگی حسابرسی
audit process : مراحل (فرآیند) حسابرسی
audit recommendations : پیشنهادهای حسابرسی
audit techniques : فنون حسابرسی
audit test check : رسیدگی آزمایشی حسابرسی
audit test deck : حسابرسی رایانه ای با اطلاعات آزمایشی
audit work schedules : جداول زمان بندی عملیات حسابرسی
audited accounts : حساب های حسابرسی شده
audited accounts latest : آخرین حسابهای حسابرسی شده
audited consolidated accounts : حساب های تلفیقی حسابرسی شده
auditing around the computer : حسابرسی با استفاده از رایانه
auditing practices board (APB) : هیئت اجرایی حسابرسی
auditing practices committee (APC) : کمیته اجرایی حسابرسی
auditing principles, principles of auditing : اصول حسابرسی
auditing standards execufue committee : کمیته اجرایی استانداردهای حسابرسی
auditor′s certificate : گواهی حسابرس، تاییدیه حسابرس
auditor′s policy : رویه حسابرس ، خط مشی حسابرس
auditor, public accontant : حسابرس
authentication : تسجیل سند، تصدیق و تایید صحت قانونی سند
authoritive principle : اصل اعتبار
authorized budget allowance : بودجه مجاز
authorized capital (nominal capital) : سرمایه مجاز ، سرمایه تصویب شده
authorized cost : هزینه مجاز
authorized minimum share capital : حداقل سرمایه مجاز
authorized resources : منابع مجاز
authorized signing officer : دارنده امضاء
authorized stock : تعداد سهم مجاز
automated system for customs data) (ASYCUDA) : سیستم خودکار برای داده های گمرکی (آسیکودا)
automatic balance : تراز (توازن) خودکار
automatic balance accounts : حساب های متوازن
automatic data processing (ADP) : پردازش خودکار داده ها
automatic withdrawals : برداشت های ثابت
autonomous branch : شعبه مستقل
auxiliary activities : اقدامات کمکی
auxiliary capital : سرمایه کمکی (غیر اصلی)
available capacity : ظرفیت واقعی (در دسترس)
available-for-sale securities : اوراق بهادار آماده برای فروش
average annual return, on investment method, average cost method : روش میانگین
average collection period / average number of days receivables outstanding : دوره وصول مطالبات تجاری
average cost (expense) : متوسط هزینه
average cost price : متوسط بهای تمام شده
average purchase rate : نرخ متوسط خرید
average stock : متوسط موجودی
average stock keeping (holding) : متوسط نگهداری موجودی
average stock level : سطح متوسط موجودی
avoidable cost : هزینه اجتناب پذیر
avoidance : لغو، اجتناب
avoidance clause, defeasance clause : شرط لغو، قید فسخ، ماده الغاء قرارداد
avoidance of a contract : لغو یک قرارداد
avoidance of takeover : احتراز (اجتناب) از تصاحب، بلعیده شدن شرکت
avoiding costly mistakes : اجتناب / احترام از اشتباهات پر هزینه
back bill : برات نکول شده (برگشت شده)
back charges : پرداخت مخارج انجام شده
back door financing : تامین مالی غیر مستقیم، تامین مالی از طرق غیر متعارف
back duty : مالیات گذشته
back freight : هزینه عودت کالا
back order : سفارش تحویل نشده
back pay : پرداخت دستمزد معوقه
back rent : اجاره عقب افتاده
back taxes : مالیات عقب افتاده
back up : روند معکوس
back-to-back credit (countervailing credit) : وام پشتوانه ای، اعتبار اتکایی
back-to-back loan : وام متقابل
back-up calculation sheet, backing : ورقه محاسبات
backdate : به تاریخ گذشته، نوشتن تاریخی مقدم بر تاریخ واقعی تنظیم سند،عطف به ماسبق کردن برای اجرای قرارداد
backdating date : پیش تاریخ
backer : شریک (غیرفعال)
backing away : رعایت نکردن قیمت های پیشنهادی
backing sheet : ورقه پشت نویسی
backload : محموله مرجوعی
backlog : پس مانده
backlog depreciation : استهلاک برمبنای دارایی تجدید ارزیابی شده
backlog reporting : گزارش سفارش های معوق
backward integration : ادغام با ماقبل
bad (check, debt) : لاوصول (چک، بدهی)
bad climate allowance : فوق العاده بدی آب و هوا
bad debts allowance account : حساب ذخیره مطالبات مشکوک الوصول
debts recovered : بازیافت مطالبات سوخت شده
bail credit : اعتبار ضمانتانمه
bailout payback : دوره بازیافت / نجارت سرمایه
balance : صورت وضعیت، موازنه، مانده، تراز به حال موازنه درآوردن
balance at the end of the year, end of the year balances : مانده های آخر سال
balance brought forward (B/F) : مانده نقل از صفحه قبل (سال قبل)
balance budget : بوجه متوازن، بودجه متعادل
balance carried forward (C/F) : مانده قبل به صفحه بعد (سال بعد)
balance due : مانده معوق
balance of accounts : مانده حساب ها
balance of external claims : مانده مطالبات
balance of foreign exchange : موازنه ارزی
balance of foreign trade : تراز تجارت خارجی
balance of goods and services : تراز کالاها و خدمات
balance of payment : مانده پرداخت، تراز پرداخت، موازنه پرداخت
balance of revenue and expense : موازنه دخل و خرج
balance of trade, trade balance : موازنه تجاری، تراز بازرگانی
balance off : مانده گیری، افتتاح حساب ها، انتقال مانده حساب ها به دوره جدبد
balance on current account : مانده حساب جاری
balance on goods and services : موازنه حساب کالا و خدمات
balance on hand : مانده موجود، موجودی
balance sheet (statement of financial position) : ترازنامه، صورت وضعیت مالی
balance sheet approach : رویکرد (نگرش) ترازنامه ای
balance sheet audit : حسابرسی ترازنامه (ای)
balance on sheet budget : بودجه ترازنامه ای
balance sheet classification : طبقه بندی حساب ها در ترازنامه
balance sheet comparative : ترازنامه تطبیقی (مقایسه ای)
balance sheet consideration : ملاحظات قابل توجه در ترازنامه
balance sheet date : تاریخ ترازنامه
balance sheet equation : تعادل ترازنامه ، معادله ترازنامه
balance sheet format : شکل ترازنامه
balance sheet heading : عنوان ترازنامه
balance sheet method : روش ترازنامه
balance sheet value : ارزش ترازنامه ای
balance sheet value of asset : ارزش ترازنامه ای دارایی
balance sheetproforma : ترازنامه فرضی (با ارقام فرضی)
balanced items : اقلام متوازن
balanced scorecard approach : روش(رویکرد) ارزیابی متوازن
balancing : مانده گیری، افتتاح حساب ها، انتقال مانده حساب ها به دوره جدبد
balancing figure : عدد متعلق به مانده دو حساب، رقم تعادل
balancing of portfolio : پوشاندن ریسک
bank acceptance : پذیرش بانکی
bank account : حساب بانکی
bank account balance : مانده حساب بانکی
bank account reconciliation statement : صورت تطبیق بانک
bank balance : مانده موجودی بانک
bank certificate : گواهی بانک
bank charge : کارمزد بانکی، هزینه بانکی
bank charge account : حساب هزینه های بانکی
bank confirmation, bank report,confirmation letter (from bank) : تاییدیه به بانک
bank correspondent : بانک طرف معامله
bank credit account : حساب اعتبار بانکی
bank credit, lines of credit : اعتبار بانکی وام بانکی، تسهیلات بانکی
bank current account : حساب جاری بانک
bank declaration : اظهارنامه بانکی
bank deposit account : حساب سپرده بانکی
bank discount : تنزیل بانکی، نزول بانکی، تخفیفی بانکی
bank discount rate : نرخ تنزیل بانکی
bank draft (banker′s cheque; banker′s draft) : حواله بانکی، برات بانکی
bank facilities : تسهیلات بانکی
bank loan (bank advance) : وام بانکی
bank overdraft, cash overdraft : اضافه برداشت (ازحساب) بانکی
bank post remittance : پرداخت پستی بانکی
bank service charges : هزینه های خدماتی بانکی
bank′s clearance house : اطاق پایاپای بانکها
banker′s automated clearing system (BACS) : سیستم رایانه ای پایاپای بانک ها
banker′s cheque, draft, cashier′s cheque : چک بانکی
banker′s draft order cheque : چک حواله کرد
banker′s acceptance : اسناد تضمین شده بانکی
banking deposit account : حساب سپرده بانکی
banking principles : اصول بانکداری
banking transactions : معاملات بانکی
bankruptcy : ورشکستگی
bankruptcy of partnership : ورشکستگی شرکت سهامی
bankruptcy petition, petition : درخواست اعلام ورشکستگی به دادگاه
bankruptcy proceedings : اقدامات (اعمال) ورشکستگی
bankruptcy risk : ریسک ورشکستگی
bankruptcy trustee : تولیت ورشکستگی
bankruptcy verdict, adjudication of (in) bankruptcy : حکم ورشکستگی
bar chart : نمودار طولی (میله ای)
bar diagram, bar chart, column diagram : نمودار ستونی (میله ای)
bargain purchase : خرید با چانه زدن، گرفتن تخفیف در خرید
bargain purchase option : اختیار خرید با قیمت کم
barometer stock : سهم شاخص
barter" agreement (contract) : عقد با قرارداد تهاتری
barter transaction : معامله پایاپای (تهاتری)
base currency : پول مبنا
base price : قیمت مبنا، قیمت پایه
base stock method of valuation (valuing) : روش موجودی پایه در ارزیابی
basic (fundamental) accounting concept, fundamental accounting concepts : مفاهیم اساسی حسابداری
basic (wages- rate) : دستمزد پایه
basic accounting concepts : مفاهیم اساسی حسابداری
basic accounting equation : معادله اصلی حسابداری (دارایی = بدهیها + سرمایه)
basic audit process : فرآیند اساسی حسابرسی
basic budget : بودجه پایه (اصلی)
basic control : کنترل اساسی
basic cost : هزینه اساسی، قیمت مبنا
basic earning (income) : درآمد پایه
basic earning′! per share (BEPS) : سود اولیه (پایه) هر سهم
basic expenditure : هزینه های اصلی
basic labor rate : نرخ پایه مزد
basic of accounting : مبنای حسابداری
basic of apportionment : مبنای تسهیم
basic of customs duty : ماخذ حقوق گمرکی
basic pension : مستمری ثابت
basic period : دوره مبنا / پایه
basic planning : برنامه ریزی پایه (اساسی)
basic standard cost : بهای تمام شده استاندارد
basic wage rate : نرخ دستمزد پایه
basic yield, nominal return : بازده اساسی
basing of accounting, accounting procedure : روش عمل حسابداری
basis of allocation : اساس تسهیم
basis of contribution : مبنای پرداخت حق بیمه
basis of cost allotment : اساس تخصیص هزینه
batch : محموله، یک پارتی جنس، یک دست جنس
batch processing : پردازش دسته ای
batch-order costing, batch costing : هزینه یابی سفارشات دسته ای
bater transaction : مبادله پایاپای
bean counters : نامی تحقیر آمیز برای حسابرسان
hearer bond, coupon bonds : اوراق قرضه بی نام
bearer certificate : گوهینامه بی نام
bearer check, check to bearer : چک در وجه حامل
bearer policy : بیمه بدون نام
bearer security (bearer bond) : اوراق قرضه بی نام
bearer share (stock) : سهم بی نام (درجه حامل)
bearer share certificate : گواهینامه سهم بی نام
bearer sharer (stock) : سهام بی نام
bearer-policy : بیمه نامه بدون نام
bed occupancy rate : ضریب اشغال تخت
begining of financial year : اول (آغاز) سال مالی
beginning balance : مانده اول دوره
beginning cash balance : مانده نقدی اول دوره
behavioral accounting : حسابداری رفتاری
behavioral accounting research : تحقیقات حسابداری رفتاری
bellweather security : اوراق بهادار راهنما
benchmark : الگو، معیار، استاندارد، مبنای سنجش
benchmark program : برنامه اصلی
benchmark protfolio : پرتفولیوی الگو (معیار)
benchmarking : الگوبرداری، الگوگزینی، تعیین معیار سنجش و قضاوت
beneficial interest : بهره سودمند، بهره ناشی از سرمایه گذاری، حقوق انتفاعی
beneficial owner, orginal owner : مالک اصلی (واقعی)
beneficial ownership : مالکیت نسبت به منافع
beneficial, beneficiary : ذی نفع
beneficiary bank : بانک ذی نفع
beneficiary′s bank : بانک کارگزار
benefit accumulated postretirement obligation : بدهی مزایای انباشته بعد از بازنشستگی
benefit expense (cost) : هزینه مزایا
benefit -cost analysis : تجزیه و تحلیل هزینه و منفعت، مقایسه منافع حاصل با هزینه های مربوطه
benefit-cost ratio, profitability ratio : نسبت سودآوری، مقایسه هزینه و سود
beta coefficient : ضریب بتا (B)
beta factor : فاکتور بتا
bid asked prices : قیمت پیشنهادی / قیمت درخواست
bid price : قیمت پیشنهادی برای خرید اوراق بهادار یا کالا
bid-ticket lease bill : اجاره ماشین آلات و تجهیزات گران قیمت
bidget execitopm : اجرای بودجه
bilateral account : حساب دو جانبه
bilateral contract : قرارداد دو جانبه
bilateral stockholding : مالکیت متقابل سهام
bill broker discount broker, bill dealer : کارگزار اوراق خزانه، دلال سفته یا برات
bill discount market : بازار تنزیل برات
bill discount rate : نرخ تنزیل برات
bill discounted : سفته یا برات تنزیل شده
bill of credit, credit bill : برات اعتباری
bill of entry (customs) : صورت اقلام ورودی، اظهارنامه ورودی (درگمرکات)
bill of exchange, draft, bid, draught, letter of exchange : برات، حواله، سفته، حواله دیداری یا وعده دار
bill of lading (B/L), invoice, bill,Shipment bill : بارنامه، سند حمل کالا
bill of particular : صورت مشخصات (افراد، حقوق افراد)
bill receivable (B/R), note receivable : برات قابل دریافت، سند دریافتنی
billing cost (expense) : هزینه صدور فاکتور (یا صورتحساب)
billing machine : ماشین صدور صورتحساب
bills documents : اسناد برواتی
bills documents payable : اسناد برواتی قابل پرداخت (پرداختنی)
bills documents receivable : اسناد برواتی قابل دریافت (دریافتی)
bills for collection : بروات قابل وصول (وصولی)
bills receivable, notes receivable : اسناد دریافتنی
bin card (store card) : کارت فروشگاه کارت موجودی کالا (در انبار)
binding cover : پوشش تعهد شده
birth allowance : کمک هزینه تولد
black economy : اقتصاد سیاه
black leg : اعتصاب شکن
black Jist : لیست سیاه
black money : پول سیاه
bJack market : بازار سیاه
bJank cheque (check) : چک سفید
blank or zero balance confirmation : تاییدیه خالی یا بدون درج مانده حساب
blanket recommendation : توصیه کلی
block : مسدود کردن
block flowchart : نمودار ساده گردش کار
block method : کنترل گروهی حساب ها
block money : پول مسدود (تبدیل آن مجاز نیست)
block purchase of shares : خرید سهام به دفعات
block sample selection : انتخاب نمونه به صورت خوشه ای (مقطعی)
blocked account, closed account : حساب محدود
blocked currency : پول رایج مسدود، پول غیرقابل تبدیل
blocked funds : وجوه مسدود شده
blue collar workers : کارگران یدی
blue-chip company : شرکت مقتدر و معتبر
board of conciliation : هیات مصالحه
board of directors : هیئت مدیره، هیئت رئیسه
board of inspectors : هیات بازرسان
boarding and search of means : ورود به وسایط نقلیه و بازرسی آن
bona vacantia : اموال بی صاحب
bond accepting houses : موسسات پذیرش بروات
bond anticipation notes : اسناد کوتاه مدت
bond carrying amount, carrying value of bond : ارزش دفتری اوراق قرضه
bond conversion : تبدیل اوراق قرضه
bond discount : تنزیل اوراق قرضه / بهادار
bond discount and premium : کسر و صرف اوراق قرضه
bond issue expense (cost) : هزینه انتشار اوراق قرضه
book of secondary entry, book of second entry, book of final entry : دفتر ثبت ثانوی
book value method depreciation : دوش استهلاک بر اساس ارزش دفتری
bookkeeping cycle : دوره عمل دفترداری
books accounts and vouchers : دفاتر حسابها و اسناد روزنامه
books of account : دفاترکل، روزنامه و سایر ثبت های حسابداری
border customs : گمرکات مرزی
borrowing costs : مخارج تامین مالی
borrowing power of securities : قابلیت وام گیری اواراق بهادار
bottom-up forecasting : پیش بینی بر مبنای از پایین به بالا
bounce : برگشت چک به لحاظ بی محل بودن یا هر علت دیگر
bouncing cheque, bad cheque- (US) : چک برگشتی
bound, limit, restrict : محدود کردن، منحصر کردن
bourse, exchange capital market : بورس
boycott : طردکردن، روی گرداندن،تحریم معاملات
branch account : حساب شعبه
branch accounting : حسابداری شعب
branch bank accounts : حساب های بانکی شعبه
branch books : دفاترشعبه
branch current account : حساب جاری شعبه
branch of contract : نقض قرارداد
branch stock : موجودی کالای شعبه
branches′ account : حساب شعب
branches′ books : دفاتر شعب
brand switching : تغییر استفاده از یک نام تجاری به نام تجاری دیگر
breach of contract, break of contract : نقض قرارداد،رعایت نکردن مفاد قرارداد
breach of fiduciary duty : خیانت در امانت، زیر پاگذاشتن وظیفه امانت داری
breach of trust : خیانت در امانت اعتمادشکنی،ارتکاب جرم به وسیله امین
break bulk cargo : محموله بسته بندی شده
break even chart (graph) : نمودار نمایش (نقطه) سربه سر
break even conditions : شرایط سربه سری
break in share price : کاهش قیمت سهام
break of clause : نقض مفاد
break-up price : بهای تصفیه، بهای انحلال (یک موسسه)
breakeven chart (breakeven graph) : نمودار نقطه سربه سر
bribe (to), kickback : رشوه، رشوه دادن
bribery and corruption : رشوه و فساد
british accounting association (BAA) : انجمن حسابداری بریتانیا
broker′s advice : اعلامیه کارگزاران
broker′s contract : قرارداد دلالی (حق العمل)
brokerage commission, brokerage fee task work : کارمزدی، حق العمل کارگزار در بورس
brought down balance, balance carried down : مانده نقل به پایین
bucket shop : سفته باز
budget call : بخشنامه بودجه
budget carry(ied) over : بودجه منقول به سال بعد
budget classification : طبقه بندی بودجه
budget committee : کمیته بودجه
budget components : اجزای تشکیل دهنده بودجه
budget cost allowance : بودجه تخصیص یافته به یک مرکز بودجه یا مرکز هزینه، هزینه مجاز بودجه ای
budget deficit : کسر بودجه
budget document : سند بودجه
budget execution : اجرای بودجه
budget forecast : پیش بینی بودجه
budget manual, budget format, budget instruction : کتابچه بودجه، راهنمای بودجه
budget performance report : گزارش مقایسه بودجه و عملکرد
budget preparation process : جریان تنظیم بودجه، مراحل تهیه بودجه
budget surplus and deficit : اضافه وکسری بودجه
budget variance : انحراف بودجه
budget-to-actual comparisons : مقایسه بودجه با اطلاعات واقعی
budgetary accounting : حسابداری بودجه ای
budgetary accounts : حساب های بودجه ای
budgetary control : کنترل بودجه، نظارت بر بودجه
budgetary control of purchase : کنترل بودجه ای خرید
budgetary control principle : اصل کنترل بودجه ای
budgetary slack : کسر بودجه
budgetd income : درآمد بودجه ای (طبق بودجه)
budgetd unit price : قیت بودجه هر واحد
budgeted balance sheet : ترازنامه بودجه ای
budgeted capacity : گنجایش بودجه ای
budgeted cash balance : مانده نقدی بودجه ای
budgeted cash receipts : دریافت های نقدی بودجه ای
budgeted cost (expense, expenditure) : هزینه بودجه ای (بودجه شده)
budgeted direct labor (work) : کار مستقیم بودجه ای
budgeted direct labor hours : ساعات کار مستقیم بودجه ای
budgeted factory overhead : سربار بودجه ای کارخانه
budgeted fixed cost : هزینه ثابت بودجه ای
budgeted income statement : صورتحساب سود و زیان بودجه شده
budgeted net income : درآمد خالص طبق بودجه
budgeted performance : عملیات (اجرایی) بودجه ای
budgeted production : محصول بودجه ای (بودجه شده)
budgeted trade account : حساب عملکرد بودجه ای
budgeted unit selling price : قیمت بودجه ای هر واحد فروش
budgeed variable cost : هزینه متغیر بودجه ای
budgeted variance : انحراف (مغایرت) بودجه ای
budgeting activity : فعالیت بودجه بندی
budgeting procedures : روشهای (رویه های) بودجه بندی
budgeting process : فرآیند بودجه بندی
buffer stock : موجودی احتیاطی
building depreciation : استهلاک ساختمان
building equipment depreciation : استهلاک تجهیزات ساختمان
building license, bulding permission, : پروانه ساختمان
building rental charge (expense) : هزینه اجاره (کرایه) ساختمان
building society : صندوق مشترک سرمایه گذاری، شرکت (تعاونی) اعتباری مسکن، بانکن مسکن
bulding maintenance cost (expense) : هزینه نگهداری ساختمان
bulk cargo, bulk goods : کالای بسته بندی نشده، کالای فله
bulk purchase : خرید عمده
bullish stocks : سهام رو به رونق
bunching : سفارش مرکب
burden center, o′ .erhead (burden) center : مرکز سربار، حساب سربار
burden coverage ratio : نسبت بار مالی وامها و تسهیلات
business activity : فعالیت تجاری
business agency, trade representation : نمایندگی تجاری
business combination : ترکیب واحدهای تجاری
business cycle : دوره فعالیت تجاری، چرخه تجاری
business cycle indicators : شاخصهای چرخه تجاری
business data processing : پردازش اطلاعات بازرگانی
business decision making : تجاری تصمیم گیری
business entity concept : اصل تفکیک شخصیت حقوقی از شخصیت حقیقی
business ethics : اخلاقیات بازرگانی
business functions for the sales : فعالیتهای تجاری چرخه فروش و وصول مطالبات
business intelligence (BI) system : سیستم هوشمند تجاری
business interruption insurance, work termination insurance : بیمه توقف کار
business termination insurance : بیمه توقف عملیات تجاری (به علت حوادث)
business transaction : فعل و انفعالات تجاری
buy in advance (to) : پیش خرید کردن (سلف خریدن)
buy on the close : خرید آخر قیمت
buy-back : بازخرید (خرید متقابل)، معامله بای بک
buy-out insurance : بیمه متقابل
buyer credit : اعتبار صادراتی
buyer′s credit : اعتبار خرید
buying climax : اوج خرید
by-product : محصول جانبی، محصول فرعی
by-product cost : هزینه محصول فرعی
by-product sale : فروش محصول فرعی
cabbage : دله دزدی
cabinet security : اوراق بهادارغیر فعال
cable order : سفارش تلگرافی
cabotage : کابوتاژ
cach on delivery : نقد به هنگام تحویل
cadbury report : گزارش کدبوری در انگلستان
calculate (to), account (to) : حساب کردن (محاسبه کردن)
calendar : فهرست اوراق بهادار قابل عرضه، تقویم، روزشمار
calendar ratio : نسبت تقویمی (زمانی)
calendar spread : شکاف تقویمی
calendar variance : انحراف تقویمی
call : اعلام بازخرید، دیداری
call (to), call for payment (to) : دعوت به پرداخت کردن
call capital : سرمایه تعهد شده
call deposit account : حساب سپرده دیداری
call deposit interest : بهره سپرده دیداری
call feature : ویژگی بازخرید
call for payment : دعوت به پرداخت، مطالبه پرداخت
call for tender (to) : آگهی مناقصه دادن، دعوت به مناقصه، دعوت از پیشنهاددهندگان
call in pay : دستمزد برگشت به کار، دستمزد آماده باش، مزد حضور
call loan, money at call, demand loan : وام عند المطالبه (بدون سررسید)، وام دیداری
call money : پول عندالمطالبه
call option : حق خرید سهام (در بورس)، اختیار خرید، درخواست تحویل آنی
call premium, securities redeemable,redemption premium : صرف بازخرید، اوراق بهادار قابل بازخرید (عندالمطالبه)، اوراق بهاداری که از انتشار دهنده می تواند پیش از سررسید، وقیمتی مشخص، بازخرید کند
call price : قیمت اسمی (در بورس)، قیمت عندالمطالبه (سهم در زمان بازخرید)
call privilege : امتیاز بازخرید
call protection : دوره مصونیت از بازخرید
call provision : شرط بازخرید، اوراق بهادار
call receipt : رسید مطالبه وجه
call up : مطالبه (در مورد پرداخت سهام)
call value, redemption value, call price,surrender value : ارزش بازخرید
call(ed)-up share capital : مبلغ مطالبه شده سهام سرمایه
call-back pay : مزد دعوت بکار (کارگران اخراجی)
call-up, subpoena, summons, sum of the years, digits method : احضاریه، جلب
callability risk : ریسک قابلیت بازخرید
callable : قابل بازخرید، مطالبه کردنی (عندالمطالبه)
callable at the option of the corporation : قابل بازخرید به انتخاب / اختیار شرکت
callable bonds : اوراق قرضه قابل بازخرید، اوراق قرضه دیداری
callable credit : اعتبار عندالمطالبه
callable deposit : سپرده عندالمطالبه (دیداری)
callable loan, calling loan : وام عندالمطالبه
callable preference shares : سهام ممتاز با سود انباشته
callable preferred stocks : سهام ممتاز قابل بازخرید قبل از سررسید
callable price : قیمت بازخرید
callable security : اعلام باز خرید، اعلام پرداخت باقیمانده اوراق بهادارپذیره نویسی شده
callable shares : سهام بازخریدنی (عندالمطالبه)
called-up capital : سرمایه مورد مطالبه (مورد تعهد سهامداری)
calling : دعوت به پرداخت قبل از سررسید
calling bond : سند قرضه مطالبه کردن (قابل بازخرید)
Canadian institute of chartered accountants (ClCA) : انجمن حسابداران رسمی کانادا
cancel a check : چکی را باطل کردن
cancellability : قابل فسخ بودن
cancelled check : چک باطله (پرداخت شده)، چک باطل شده
cancellabellease : اجاره قابل فسخ
cancellation, retirement : ابطال (بازخرید سهام)، لغو، فسخ
cancelled : باطله (ملغی)
cancelled check or cheque : چک پرداخت شده، لاشه چک
cancelled shares : سهام باطل شده
canon : قانون شرع
canon of ethics : اخلاقیات
cantiogencies : رویدادهای احتمالی
cap : سقف یک هزینه
capacity constraint : محدودیت ظرفیت
capacity level : سطح ظرفیت
capacity level output. : محصول در سطح ظرفیت
capacity overhead variance : انحراف ظرفیت سربار
capacity ratio : نسبت حجم فعالیت، نسبت ظرفیت، نسبت ظرفیتی (تولید)
capacity usage variance : مغایرت مصرف ظرفیت
capacity utilimtion variance : مغایرت استفاده ظرفیت
capacity variance : مغایر ظرفیت
capacity variance production, volume variance : انحراف ظرفیت
capacity-level production : تولید در سطح ظرفیت اسمی
capital : سرمایه
capital account : حساب سرمایه
capital acquisition and repayment cycle : چرخه تحصیل سرمایه و بازپرداخت
capital and reserves : سرمایه و اندوخته ها
capital asset, fixed asset, plant asset : دارایی ثابت، دارایی سرمایه ای
capital attracting rate : نرخ جذب سرمایه
capital bonus : سود سهمی، سود به صورت سهام
capital budget : بودجه سرمایه ای
capital budget expenditure : مخارج بودجه سرمایه ای
capital budget sources : منابع بودجه سرمایه ای
capital budget sources and applications : منابع و مصرف بودجه منابع سرمایه ای
capital calIs : درخواست مطالبه سرمایه
capital charges : هزینه تامین سرمایه
capital coefficient : ضریب سرمایه
capital commitment : تعهد سرمایه ای
capital cover ratio : نستب پوشش سرمایه
capital creation : ایجاد سرمایه
capital credit : اعتبار سرمایه ای
capital deficit : کسری سرمایه
capital duty : تعرفه سرمایه
capital earning; : عواید سرمایه
capital employed : سرمایه بکار رفته
capital expenditure (capital costs; capital investment; investment costs;investment expenditure) : هزینه سرمایه ای، مخارج سرمایه ای
capital expenditure budget : بودجه هزینه سرمایه ای
capital expenditure depreciation : استهلاک هزینه سرمایه ای
capital flight, beneficiary : فرار سرمایه
capital formation : تشکیل سرمایه
capital fonnation gain (or loss) : سود یا زیان تشکیل سرمایه
capital fund : منابع سرمایه ای
capital funds appropriation : تخصیص اعتبارات سرمایه ای
capital gain net income : خالص سود سرمایه
capital gain or loss : سود یا زیان سرمایه ای
capital goods : کالای سرمایه ای
capital increase, increase of capital : افزایش سرمایه ای
capital instruments : ابزارهای مالی برای تامین سرمایه
capital intensive : ابزار تامین سرمایه
capital introduced : سرمایه پرداختی
capital lease : اجاره دارایی های سرمایه ای، رهن کالاهای سرمایه ای
capital lease payment : پرداخت اجاره های سرمایه ای
capital Ieverage : اهرم مالی، وام سنجی، ارزش فعلی سرمایه گذاری
capital levy : مالیات بر ارث
capital locked up : سرمایه حبس شده
capital maintenance approach : روش حفظ (نگهداشت) سرمایه ، رویکرد حفظ سرمایه
capital maintenance concept : اصل نگهداشت سرمایه
capital market : بازار سرمایه
capital market disorders : اختلالات (بی نظمی های) بازار سرمایه
capital net worth : ارزش خالص سرمایه
capital notes (bills) : بروات سرمایه ای
capital orders : سفارش کارهای سرمایه ای
capital outlay : هزینه سرمایه ای، بدهی تضمین شده (دارای گرو یا وثیقه)
capital output ratio : ضریب بازدهی سرمایه ، نسبت بازده سرمایه
capital paid in : سرمایه پرداخت شده
capital paid in excess of par value : صرف سهام
capital paid in kind : سرمایه پرداخت شده غیر نقدی
capital paid in specie : سرمایه پرداخت شده نقدی
capital preservation : اصل حفظ سرمایه
capital projects fund : حساب مستقل پروژه ها، حساب پروژه های سرمایه گذاری عمرانی
capital reconciliation statement : صورت منابع و مصارف سرمایه
capital recovery allowance : ذخیره بازیافت سرمایه
capital recovery factor : فاکتور بازیابی سرمایه
capital recovery, recovery of capital : بازیافت سرمایه
capital redemption : بازخرید سرمایه (سهام)
capital redemption reserve : ذخیره بازخرید سرمایه
capital redemption reserve funds : وجوه اندوخته ای باز خرید سرمایه
capital rent, ca.,ital lease : اجاره سرمایه (ای)، اجاره بلند مدت
capital repairs cost : هزینه تعمیرات اساسی (سرمایه ای)
capital replacement expenditures : مخارج جایگزینی سرمایه ای
capital reserve : اندوخته سرمایه ای
capital reserve account : حساب اندوخته سرمایه ای
capital reserve funds : وجوه اندوخته سرمایه ای
capital risk : ریسک سرمایه
capital share (stock) : سهم سرمایه ای
capital statement : صورتحساب سرمایه
capital stock certificate book : دفترثبت سهام
capital stock subscribed : سهام پذیره نویسی شده
capital stock surplus : مازاد ارزش سهام سرمایه ای (صرف سهام)
capital structure (financial structure) : ترکیب سرمایه، ساختار سرمایه (ساخت سرمایه)
capital structure ratio : نسبت ساختار سرمایه، نسبت وام به سرمایه
capital structure theory : تئوری ساخت سرمایه
capital sum : کل مبلغ سرمایه
capital supply : عرضه سرمایه
capital surplus : مازاد سرمایه (ای)
capital transactions : مبادلات سرمایه ای، معامله در اقلام سرمایه ای
capital transfer tax (CTl) : مالیات نقل و انتقال سرمایه
capital turnover : گردش سرمایه
capital turnover ratio : نسبت گردش سرمایه
capital usage ratio : نسبت مصرفی سرمایه
capital value : ارزش سرمایه ای (ارزش حال)
capital yield tax : مالیات بازده سرمایه
capital yield, capital return : بازده سرمایه
capital-asset pricing model (CAPM) : مدل قیمت گذاری دارایی سرمایه ای
capital-stock discount : کسر سهام
capital-stock premium : صرف سهام
capitalization issue : صدور سود سهمی، صدور سهام از محل سود
capitalization of borrowing cost : به حساب داراریی بردن هزینه استقراض
capitalization of borrowing expenses : منظور نمودن مخارج استقراضی
capitalization of interest : ارزش فعلی بهره هایی که درآینده وصول خواهند شد
capitalization rate : نرخ تنزیل، نرخ به حساب دارایی بردن
capitalization ratio, leverage ratio : نسبت دارایی های ثابت به خالص حقوق صاحبان سهام (ارزش ویژه)، نسبت سرمایه گذاری
capitalization unit : هزینه سرمایه ای ، واحد سرمایه ای
capitalization-weighted market index : شاخص مبتنی بر میانگین موزون ارزش بازار سهام
capitalize reserves (to) : تبدیل به سرمایه کردن اندوخته ها
capitalized cost (expense), capital expenditure (cost) : هزینه سرمایه ای، مخارج سرمایه ای
capitalized lease obligations : تعهدات اجاره ای بلندمدت سرمایه ای
capitalized loan : وام تبدیل به سرمایه شده
capitalized surplus : مازاد منتقل به سرمایه، مازاد (اندوخته) تبدیل به سرمایه شده
capitalized value : ارزش فعلی خدمات آینده
captive market : بازار تحت اختیار، بازار تحت نفوذ
capture (to) : تسخیر کردن، گرفتن
card ledger· : دفتر کل کارتی (به صورت اوراق کارت)
cargo / consignment : محموله، بار (کشتی یا هواپیما) / محموله، مرسوله، حمل، ارسال
cargo declaration : اظهارنامه محموله (بار)
cargo inspection fee : حق الزحمه بازرسی (محموله) کشتی
cargo insurance : بیمه محموله کشتی، بیمه محصولات، بیمه کالا (باربری)، بیمه بار
cargo manifest : مانیفیست محموله (بار)
cargo ship, freighter : کشتی باری
carriage : هزینه حمل، باربری، کرایه
carriage and insurance paid to (CIP) : پرداخت کرایه حمل و بیمه کالا تا مقصد
carriage forward : پس کرایه شده
carriage inwards : بیمه حمل کالاهای خریداری شده، هزینه خریدار بابت حمل کالا
carriage outward(s), freight out : هزینه حمل کالای فروخته شده
carriage paid (CPT) (to) : پرداخت کرایه حمل کالا تا مقصد
carried down (c/d) : نقل به دوره بعد
carried ever : انتقال به صفحه بعد
carried forward (c/f) : نقل به دوره بعد
carried forward revenue (income) : درآمد نقل به سال بعد
carrier : موسسه حمل و نقل، حامل، متصدی حمل و نقل، حمل کننده
carring interest expense : هزینه یهره انتقال به دارائی
carry back : انتقال به دوره های قبل
carry back period : دوره مشمول به سوی گذشته
carry over file : پرونده دائمی
carry-forward working paper : کاربرگ دایمی
carry-over budget : بودجه نقل به سال بعد
carrying amount or value : ارزش ثبت شده
carrying amount, recorded amount : مبلغ انتقالی، ارزش دفتری (ارزش اسمی)، مبلغ ثبت شده
carrying capacity : ظرفیت حمل
carrying charge : هزینه جاری
carrying cost : هزینه نگهداری دارایی
carrying market : تفاوت قیمت
carrying value, book value, value transferred, variable cost : ارزش دفتری، ارزش انتقالی به دوره بعد
carryover file : پرونده دائمی
cash ability : قابل نقد شدن
cash account : حساب صندوق، حساب موجودی نقدی
cash acquisition : تحصیل نقدی
cash advance received : پیش دریافت نقدی
cash and cash equivalent : نقد و شبه نقد
cash asset : دارایی نقدی
cash assets ratio : نسبت دارایی های نقدی
cash balance : مانده موجودی نقد
cash balance on hand, cash balance,money cash : موجودی پول نقد
cash base : پایه نقدی
cash basis (of accounting) : روش نقدی حسابداری
cash benefits : مزایای نقدی
cash bonus : پاداش نقدی
cash book : دفتر صندوق، دفتر نقدی
cash box : صندوق پول
cash break-even point : نقطه سر به سر نقدی
cash buying price : قیمت خرید نقدی
cash capital : سرمایه نقدی
cash change fund : حساب پول خرد
cash cheque : چک نقدی
cash collections : وصولی های نقدی
cash commitments : تعهدات نقدی
cash commodity : کالای نقد
cash contnbution : سهمیه نقدی
cash conversion : تسعیر وجوه نقدی
cash credit : اعتبار نقد
cash credits account : حساب اعتبارات نقدی
cash cycle : چرخه وجوه نقد
cash debt coverage ratio : نسبت پوشش بدهی های نقدی
cash deficit provision : ذخیره کسری صندوق
cash deficit, cash shortage : کسری وجه نقد
cash disbursement : پرداخت نقدی
cash disbursement authorization : دستور پرداخت نقدی
cash disbursements journal, cash payment earned : دفتر روزنامه پرداخت نقدی
cash discount period : دوره استفاده از تخفیف نقدی
cash dividend : سود نقدی تقسیمی
cash dividend declared : سود سهام نقدی اعلام شده
cash dividend paid : سود سهام نقد پرداخت شده
cash down sale, cash sale : فروش نقد
cash draw down : پول خارج شده از...
cash due : وجه نقد بدهی
cash due from : وجه نقد طلبکار از
cash due to : وجوه نقد بدهکار به
cash earning(s) : عواید نقدی
cash equivalent : شبه نقد، گردش وجوه نقد
cash equivalent value : معادل نقد
cash float : پول خرد
cash float amount : مبلغ تنخواه گردان
cash flow : جریان نقدی، گردش وجوه نقد
cash flow adequacy ratio : نسبت کفایت جریان نقدی
cash flow from investing activities : گردش وجوه فعالیت های سرمایه ای
cash flow from operating activities : گردش وجوه فعالیت های عملیاتی
cash flow method : روش گردش وجوه نقد
cash flow per share : جریان نقدی هر سهم
cash flow period : دوره گردش وجوه
cash flow position statement : صورت وضعیت گردش وجوه نقدینه
cash flow return on asset : بازده نقدی دارایی
cash flow statement : صورت جریان نقدی ، صورت جریان وجوه نقد
cash flow to capital expenditure ratio : نسبت جریان نقدی به هزینه سرمایه، بازده نقدی دارایی
cash flows from financing activities : جریانهای نقدی حاصل از فعالیتهای تامین مالی
cash forecast : پیش بینی نقدینگی
cash from operations ratio, cash flow ratio : نسبت گردش نقدی
cash in flows : جریانات نقدی ورودی
cash in hand, cash : موجودی نقد
cash in process of collection : پول در جریان وصول ، موجودی نقد در جریان وصول
cash in safe : موجودی نقد در صندوق
cash in transit : وجوه بین راهی، وجوه نقد (سکه، اسکناس و چک) در راه
cash income : درآمد نقدی
cash inflow, inflow of cash : جریان ورود وجوه نقد
cash items : اقلام نقدی
cash journal : دفتر روزنامه وجوه نقد، دفتر صندوق
cash limit : حد پرداخت نقدی
cash list : صورت موجودی نقد
cash listing : صورت برداری از موجودی نقد
cash management : مدیریت وجوه نقد
cash market : معامله نقدی، بازار نقدی
cash method : روش نقدی
cash needs, cash requirements : احتیاجات نقدی ، نیازهای نقدی
cash office : اداره صندوق
cash on delivery : پرداخت نقدی به مجرد تحویل کالا
cash on delivery (COD) : نقد هنگام تحویل ، پرداخت وجه هنگام دریافت محموله
cash on delivery of goods : تحویل کالا در محل کار (...نام محل مقرر)
cash on delivery of parcel : تحویل بسته در مقابل وجه نقد
cash on hand : پول نقد در دسترس
cash on the way : پول نقد در راه
cash order : سفارش نقدی
cash out flow : جریان خروج پول (جریان پرداخت ها)
cash over and short : کسری و اضافه صندوق
cash over draft : اضافه برداشت بانکی
cash payment : پرداخت نقدی
cash penalty, amerciament (amercement) : جریمه نقدی
cash position : وضعیت نقدینگی
cash position ratio : نسبت موقعیت نقد (جمع نقد و قابل وصول به بدهیهای جاری)
cash purchase : خرید نقدی
cash ratio (liquidity ratio) : نسبت نقدی (جمع وجه نقد و قابل وصول به بدهی های جاری)
cash receipts : دریافت های نقدی
cash receipts & disbursement method : روش دریافت ها و پرداخت های نقدی
cash received from work certified : وجه نقد دریافتی از بابت کار گواهی شده
cash records : مدارک و شواهد مربوط به دریافت، پرداخت، سپرده و برداشت از وجوه نقد
cash register, cash book (CB) : دفتر صندوق، ماشین ورود و خروج نقدی
cash requirements : جدولی که نشان دهنده وجوه نقد مورد نیاز برای عملیات جاری یا سرمایه گذاری است
scash requirements provision : پیش بینی احتیاجات نقدی
cash reserve : اندوخته نقد
cash resources, funds : منابع نقدی
cash risk : خطر وجوه نقد (ریسک نقدینگی)
cash shortage : کمبود وجه نقد
cash squeeze : فشار نقدی
cash statement : صورت وجوه نقد و موجودی بانک
cash value : ارزش نقدی
cash withdrawal : برداشت نقدی
cash yeild : بازده نقدی
cash-up approach : روش غیر مستقیم، روش مغایرت گیری
cashable : نقد شدنی
cashable asset : دارایی قابل نقد
cashed cheque : چک نقد شده
cashier : صندوقدار، تحویل دار
cashier′s check (cheque) : چک بانکی، چک تضمین شده، چک عهده خود بانک
casual profit : سود اتفاقی
casualty : زیان یا خسارت اتفاقی
casualty insurance : بیمه حوادث
casualty loss : زیان مالی
catch phrase or catchline : شعار جذب مشتری
catch up adjustment : اصلاح یا تعدیل جبرانی، اثر انباشت تغییرات حسابداری
causal factors : عوامل علت و معلولی
causality : رابطه علیّت
causation relationship, causation : رابطه علت و معلمول
caution money, bond, guarantee : پول وجه الضمان، تضمین قرار
caveat emptor : هشدار به خریدار
caveat venditor : هشدار به فروشنده
cegotiating bank : بانک معامله کننده
census : سرشماری
cent, percentage point percentage : یکصدم
centeral office, principal office, head office : مرکز اصلی اداره
centeralization tendency : تمایل به مرکز
centra-balances : مانده های متقابل
central administration of customs : اداره کل گمرک
central bank : بانک مرکزی
central insurance pension fund : صندوق بازنشستگی بیمه مرکزی
central warehouse : انبار مرکزی
centralization : تمرکزگرایی
centralization of affairs : تمرکزامور
centralization of data : تمرکز اطلاعات
centralization of records : تمرکز اسناد و مدارک
centralize : متمرکز کردن، تمرکز دادن
centratized accounts : حساب های متمرکز
centralized buying : خرید متمرکز
centralized filing : بایگانی متمرکز
centratized planning : برنامه ریزی متمرکز
centralized pricing policy : خط مشی قیمت گذاری متمرکز
centratized storage : انبارداری متمرکز
certificate clearance : برگ تصفیه حساب، گواهی ترخیص
certificate of accounts : گواهی حسابها
certificate of accounts by auditor : گواهی حسابها توسط حسابرس
certificate of analysis : گواهی بررسی، گواهی آنالیز
certificate of bonds : گواهی اوراق قرضه
certificate of compliance : گواهی تطبیق
certificate of deposit : گواهی سپرده، سند سپرده بانکی
certificate of deposit (CD), deposit certificate : گواهینامه سپرده
certificate of incorporation : گواهی تاسیس شرکت
certificate of indebtedness : ورقه قرضه، گواهینامه بدهکاری
certificate of insurance : بیمه نامه
certificate of insured assets : گواهی دارایی های بیمه شده
certificate of loss : گواهی محو اسناد
certificate of manufacture : گواهی ساخت
certificate of measurement : گواهی مقدار
certificate of origin : سند حمل، گواهی مبداء
certificate of partial completion,provisional completion certificate : گواهی موقت انجام کار
certificate of partnership : گواهی مشارکت
certificate of practical completion : گواهی (صورت مجلس) تحویل موقت
certificate of protest, protest : گواهی نکول (واحد برات)
certificate of provisional : گواهی (تحویل) موقت کار
certificate of quality, manaufaturer′s or supplier′s quality or inspection certificate : گواهی کیفیت، گواهی کیفیت یا بازرسی فروشنده یا تولید کننده
certificate of quantity : گواهی کمیّت
certificate of receipt : گواهی رسید، گواهی وصول
certificate of registry : گواهی ثبت
certificate of value : گواهی ارزش
certificate of weight, weight note, weight certificate : گواهی وزن
certificate of work completed : گواهی کار انجام شده
certificate of work in progress : گواهی کار در مراحل تکمیل (ساخت)
certificate to commence business : پروانه راه اندازی شرکت
certificate, confirmation, certification : تاییدیه
certification of debt : تاییدیه بدهکاری
certification of incorporation : شرکت نامه
certification,certificate : تصدیق (گواهی)
certified : گواهی شده، تایید شده
certified accountant : حسابدار رسمی، حسابدار خیره
certified accounts : حساب های تایید شده
certified audit report : گزارش تایید شده حسابرسی
certified autitor′s report : گزارش حسابرس مجاز (حسابدار رسمی)
certified books : دفاتر گواهی شده
certified check : چک بانکی، چک تایید شده
certified financial planner (CFP) : کارشناس یا متخصص برنامه ریزی مالی
certified financial statement : صورت مالی گواهی شده
certified infonnation systems auditor (CISA) : حسابرس رسمی سیستم های اطلاعاتی
certified internal auditor (QA) : حسابرس داخلی خبره، حسابرس رسمی داخلی
certified invoice : سیاهه تایید شده، فاکتور گواهی شده
certifiedmanagement accountant.(CMA) : حسابدار رسمی مدیریت
certified officer, chargeable officer : مامور مجاز تصدیق (یا امضاء)
certified public accountant : حسابدار رسمی
certified public accountant (CPA) : حسابدار رسمی، حسابدارعمومی مجاز
certified statement : صورتحساب (صورت وضعیت) گواهی شده
certified stock : کالای تایید شده
certified work : کار گواهی شده
certified work completed : کار انجام شده گواهی شده
certifier : گواهی دهنده (تایید کننده)
certifing employee, certified employee : کارمند مجاز
certify : گواهی کردن، تصدیق کردن، تایید کردن
certify accounts : تایید (تصدیق) کردن حسابها
certify invoice for payment : تایید صورتحساب جهت پرداخت
certify invoices : تایید کردن سیاهه ها ، تایید کردن فاکتورها
certify the correction of the contents : گواهی صحت محتویات
certifying officer : مقام ارشد
cessation : توقف عملیات تجاری
cessation of learning : توقف یادگیری
cessation of work : تعطیل کار
cestui que trust : کسی که اطمینان می کند
chain discount : تخفیف زنجیره ای (دامنه دار)
chainnan : رئیس
chainnan of the board of directors : رییس هیئت مدیره
chainnan′s report (chainnan′s .statement) : گزارش رئیس هیئت مدیره
chamber of commerce : اتاق بازرگانی
chamber of industry : اتاق صنایع
change : تغییر کردن، تغییر دادن، خرد کردن پول
change alter : تغییر دادن، اصلاح کردن
change in accounting estimates : تغییر در برآورد (های) حسابداری
change in accounting principles and methods : تغییر در اصول و روش های حسابداری
change in conversion rate : تغییر در نرخ تبدیل (ارز)
change in current requirements : تغییر در نیازهای جاری
change in equity : تغییر در حقوق مالکیت
change list : صورت احتیاجات پول خرد (صندوقدار) صورت اسکناس و پشیز
change money : پول را خرد کردن
change of occupation : تغییر شغل
change order : دستور تغییر پیمان (متناسب با، مبلغ پیمان)
change period : دوره تغییر
change-over time : زمان آمادگی برای تغییر تولید
character set : مجموعه نشانه ها، نویسه ها
characteristic line : خط مشخصه
charge by way of legal mortgage : استیفای طلب از عین مرهومه
charge forward : دستورالعملی مبنی بر اینکه هزینه های حمل کالا به وسیله حق العمل کار پرداخت خواهد شد.پرداخت هزینه در آینده
charge off, cost transfer, shifting of cost : انتقال هزینه (تغییر پرداخت هزینه)، به حساب زیان منظور کردن، از دفتر خارج کردن
charge to, charge off : هزنیه محسوب کردن
charge, expenditure, outgo : هزینه، به حساب کسی گذاشتن، تحمیل کردن، پر کردن
charge-and -dischage statement : حساب انحصار وراثت
chargeable duty : مالیات (یا عوارض) مورد مطالبه
charges : مخارج، هزینه ها، اقلام بدهکار
charges collect (CC) : هزینه نقدا دریافت می شود
charges prepaid : هزینه پیش پرداخت شده
charging : به حساب بدهکار گذاشت
chlirging wharf / charging berth /discharging port : لنگرگاه بارگیری،اسکله بارگیری
charity commissioners : هیئت امناء سازمان خیریه
chart of accounts : فهرست حسابها
charter : قرارداد اجاره کشتی، کرایه کردن تمام یک کشتی یا هواپیما، دربست کرایه کردن، پروانه، فرمان، امتیازنامه، اجاره
charter party : قرارداد اجاره دربست
chartered accountant : حسابدار خبره عضو انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز
chartered association of certified accountant (CACA) : انجمن حسابداران خبره انگلستان
chartered institute of management accountants (ClMA) : انجمن حسابداران خبره مدیریت (انگلستان)
chartered institute of public finance and accountancy (CIPF A) : انجمن رسمی حسابداری و امور مالی (انگلستان)
chartered institute of taxation : موسسه حسابداران خبره مالیاتی
chartered party agreement : قرارداد اجاره کشتی دربست
chartist : تحلیلگر مالی
chattel personal moveable property : دارایی منقول
chattel real : حق انتفاع
cheap money : پول کم بهره
cheap, inexpensive : کم بها، ارزان
cheapness : ارزانی
cheat : تقلب کردن، فریب دادن، کلاه برداری کردن
cheated, cheatee, defrauded : مغبون (گول خورده)
check (cheque) : چک، چک بانکی
checkbook : دسته چک
check digit : رقم کنترل، نقطه کنترل
check drawn : چک صادره
check figure : اموال گرو گذارده شده
check forgery : جعل چک
check list : سیاهه وارسی، فهرست کنترلی
check received : چک دریافتی
check register : دفتر روزنامه برای ثبت چک هایی که صادر می شود، دفتر صدورچک
check stub : ته سوش چک
check to bearer : چک در وجه حامل
check up : درست رسیدگی کردن
check without provision : چک بی محل
check, checking, examination.investigation : رسیدگی، بررسی
check-in. time card. check-out card : کارت حضور و غیاب
cheek-point : نقطه کنترل، نقطه مقابله
check-up : بازبینی، کنترل
checkage : عمل رسیدگی، تطبیق، علامت گذاری
checking account in detail : رسیدگی به ریز حساب
checking of goods : بررسی کالا، بازرسی کالا
checking of goods stock : رسیدگی موجودی کالا
checks and balance : کنترل و مقابله
cheque : چک بانکی
order cheque : به حواله کرد دریافت کننده
blank cheque : چک سفید
rubber cheque : چکی که به دلیل کسر موجودی برگشت شده است ، چک برگشتی
cheque clearing : واریز چک
cheque drawn in favour of creditor : چک صادره در وجه بستانکار
cheque in collection : چک در جریان وصول
cheque register book, cheque recording : دفتر
cheque-in facility : چکی که به وسیله دستگاه نوشته شود
chief accountant : حسابدار ارشد، حسابدار کل
chief executive officer (CEO) : مدیر عامل
chief financial officer (CFO) : مدیر مالی، مدیر ارشد مالی
chief inspector : بازرس ارشد
child allowance. child′s benefit : حق اولاد، مدد معاش اولاد
child labor legislations : مقررات قانونی کار کودکان
choice in possession : حق بالفعل، حق غیر متنازع فیه
chronological entry : ثبت دفتر روزنامه به ترتیب تاریخ
chronological indexing of records : طبقه بندی زمانی اسناد و مدارک
chronological records : ثبت های روزنامه به ترتیب تاریخ
churn and burn : نوعی حساب سازی
circular : بخشنامه
circular chart : نمودار دایره ای
circular combination : ترکیب مدور
circuJarimtion of debtors : اخذ تاییدیه از همه بدهکاران شرکت
positive circularization : اخذ تاییدیه مثبت از بدهکاران
negative circularization : اخذ تاییدیه منفی از بدهکاران
circuJarimtion of debtors : گرفتن تاییدیه از همه بدهکاران شرکت
circularize, confinmation : تاییدیه
circulate : به جریان انداختن
circulating file : فایل گردان
circulating medium : وسیله گردش پول
circulating papers : اوراق در گردش
circulating promissory notes : اوراق بدهی در گردش
circulation : جریان، گردش
circulation of cost. flow of costs : جریان گردش هزینه
circumstantial : قرینه (یا قراین)
circumstantional evidence : شواهد ضمنی
circumvent : نادیده گرفتن، بی اثر کردن
circumvention : دور زدن
civil and military personnel : کرکنان لشگری و کشوری
civil code (Jaw) : قانون مدنی
civil company : شرکت مدنی
civil pension fund : صندوق بازنشستگی کشوری
civil pension organization : سازمان بازنشستگی کشوری
civil servant : کارمند دولت
civil service pension : حقوق بازنشستگی کارمندان دولت
civil works : خدمات کشوری (خدمات اجتماعی)
civil works′ transport : خدمات حمل و نقل کشوری
civil year, common year : سال عرفی
claim for damages : ادعای خسارت کردن
claim for recovery : ادعای جبران خسارت
claim guarantee form : مطالبه پرداخت ضمانتنامه
claim of compensation : ادعای خسارت
claim of insurance : ادعای خسارت بیمه
claim under a guarantee : مطالبه تحت ضمانتنامه
claim, law suit : طلب، دادخواست، ادعا، تقاضا برای پرداخت یا جبران خسارت
claimant : مدعی
claims handling : رسیدگی به شکایات
claims payable : مطالبات پرداختنی
clarify, clearness : صاف کردن، روشن کردن، روشنی، شفافیت، گویایی
classes of factory overhead : طبقات سربار کارخانه
classes of inventories : انواع مختلف موجدی کالا، طبقات مختلف موجودی
classes of shareholders : طبقات صاحبان سهام
classes of shares : طبقات سهام
classification by activity : طبقه بندی برحسب رشته فعالیت
classification by object : طبقه بندی برحسب موضوع
classification error : اشتباه ناشی از طبقه بندی اقلام
classification of accounts, classifying the accounts, accounts classification : طبقه بندی حسابها
classification of goods : طبقه بندی کردن کالاها
classification, grading, rating : درجه بندی، طبقه بندی
classified balance sheet : ترازنامه طبقه بندی شده
classified records : اسناد و مدارک طبقه بندی شده
classified stock : سهام طبقه بندی شده
classifying records and documents : طبقه بندی اسناد و مدارک
clause, provision : ماده، شرط
claused BIL : بارنامه مشروط
claused bill of lading : بارنامه مقیّد (سفید)
clean : ساده، بی قید و شرط، بی نقص
clean (opinion-report), fairness report,fairness report : گزارش غیر مشروط
clean B/L : بارنامه بی نقص
clean acceptance : قبولی بی قید و شرط
clean acceptance of a bill : قبولی بی قید و شرط یک برات
clean bill : برات سفید (بدون امضاء)
clean bill of exchange : برات بی نقض
clean bill of lading : بارنامه بدون قید
clean collection : وصولی ساده
clean draft : برات بدون قید و شرط
clean payment : پرداخت بی قید و شرط
clean receipt : رسید بی قید و شرط
clean surplus theory : تئوری مازاد خالص
cleaning expense : هزینه پاکسازی
cleaning of the site : آماده سازی محل کارگاه
clear : پایاپای، پاک کردن
clear and understandable : روشن و قابل فهم
clear the goods from customs, release the goods from the customs : ترخیص کالا از گمرک
clear, payoff : تسویه حساب کردن
clearance : تصفیه حساب، تصفیه دیون و مطالبات
clearance for home use : ترخیص جهت مصرف داخلی (قطعی)
clearance inwards : مجوز ورود کشتی
clearance loan : وام تصفیه
clearance papers : اوراق قرضه
clearance sale : فروش به منظور تصفیه، حراج
clearance statement, settement statement : صورتحساب تسویه (تصفیه)
cleard without examination (CWE) : ترخیص بدون بازرسی
clearical : دفتری
clearing : تهاتر (نقل و انتقال بانکی)
clearing (or deposit) bank, saving bank : بانک پس انداز
clearing account, compensation account : حساب تهاتر (حساب پایاپای)، حساب موقت
clearing advance : پیش پرداخت (مساعده) تهاتری
clearing agreement : قرارداد تصفیه (یا پایاپای و یا تهاتر)
clearing assets : داراییهای تصفیه
clearing bank : بانک عضو پایاپای، بانک تصفیه
clearing banks office : اداره پایاپای بانکها
clearing cycle : فرایند پرداخت چک
clearing debt : بدهی تهاتری
clearing house : اتاق پایاپای
clearing house funds : وجوه اتاق پایاپای
clearing house statement : صورتحساب اتاق پایاپای
clearing of the site : آماده سازی محل کارگاه
clearing outwards : اعلامیه خروج کشتی
clearing payment : پرداخت تهاتری
clearing sheet : برگ تصفیه
clearing union : اتحادیه پایاپای
clearings : وسائل (اسناد) واریز و تسویه
clearnace from obligation : برائت ذمه
clerical accuracy : صحت محاسبات
clerical error : ثبت اشتباه، اشتباه دفتری
clerical jobs : مشاغل دفتری
clerk, employee : کارمند
client account : حساب بانکی مشتریان
client business risk : ریسک تجاری صاحبکار
client representation, representation letter : تاییدیه صاحبکار
client, clientele : مشتری، ارباب رجوع، صاحب کار
clock card : کارت خروج ساعت، کارت حضور، کارت ورود و خروج
close (the books) : بستن دفاتر
close a position : انجام دادن معامله مکمل
close company : شرکت خانوادگی
close off : بستن شرکت
close to control limit lines : نزدیک بودن به حدود کنترل
close to the central line : نزدیک بودن به خط مرکزی
closed account : حساب بسته شده، بدون مانده
closed corporation, closely-held corporation : شرکت بسته
closed out : فروش اجباری
closed trade : تجارت مسدود (غیر آزاد)
closed-end bond : سند وجه الضمان محدود
closed -end company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه محدود (ثابت)
rclosed-end fund, closed-end investment company : شرکت سرمایه گذاری محدود، صندوق مشترک
closed-end invesment company : شرکت سرمایه گذاری با سرمایه محدود (ثابت)
rclosed-end mutual fund : صندوق مشترک سرمایه گذاری با تعداد سهام ثابت (محدود)
closely held : مالکیت متمرکز
closely held corporation : شرکت سهامی خاص
closing : ثبت بستن حسابهای موقت
closing adjustment entry : ثبت تعدیلی اختتامی
closing adjustments : تعدیلات اختتامی
closing ba1ance : مانده پایان دوره
closing balance sheet : ترازنامه اختتامی (پس از تعدیلات حسابرسی)
closing date of accounts : تاریخ بستن حسابها
closing date of books : تاریخ بستن دفاتر
closing day : روز بستن حسابها، آخرین روز دوره حسابداری
closing entries : ثبت های مربوط به بستن حساب ها، ثبت اختتامی
closing inventory, inventory at end of period : موجودی آخر دوره
closing the accounts : اختتام حسابها
closing the books of original entry : بستن دفاتر ثبت اولیه
closing trial balance = postclosing trial balance : تراز آزمایشی اختتامیه
closing, close, wind up to close,to (pack), termination : بستن، اختتام
co-insurance : بیمه با مشارکت بیمه گذار، بیمه مشترک
co-operative, cooperative : تعاونی
co-product, joint product : محصول مشترک
coastal customs : گمرک ساحلی
coastal navigation : حمل و نقل ساحلی
coceptual framework of accounting : مفاهیم نظری حسابداری
code : علامت، رمز، شماره کالا، مجموعه هر چیزی، کد
code book : دفتر رمز
code number : شماره رمز
code of account : رمز حساب
code of conduct, ethics, code of professional conduct, rule of conduct : آیین رفتار حرفه ای، اخلاق حرفه ای
code of ethics : آیین رفتار حرفه ای، ضوابط اخلاقی
code of professional ethics : ضوابط اخلاق حرفه ای (آیین نامه انضباطی)
codicil : متمم وصیت نامه
coding : کدگزاری، شماره گذاری، کد کردن
coding list : فهرست رمزبندی شده
coefficent of wriation : ضریب پراکندگی
coefficient : ضریب (تغییر)
coefficient of correlation : ضریب همبستگی
coefficient of correlation placement : دفتر خصوصی، دفتر محرمانه
coefficient of correlation, correlation coefficient : ضریب همبستگی
coefficient of determination : ضریب تشخیص، ضریب تعیین
coefficient of efficiency : ضریب کارآیی
coefficient of variation (CV) : ضریب تغییر (ات)
coincident indicators : شاخصهای همزمان
coined money, specie : پول مسکوک
collateral forgery : جعل چک
collateral notes; secured papers : اسناد تضمین شده
collateral property : مال وثیقه (گروی) بدهی
collateral security : وثیقه ضمانت، وثیقه شخص ثالث
collateral trust bonds : اوراق قرضه وثیقه (سهام یا اوراق دیگر)
collateral value : ارزش وثیقه
collateralize : گرو گذاردن
collatral : وثیقه انجام تعهد، وجه التزام
collect : گرد آوری کردن، وصول کردن
collect customs duty : وصول حقوق گمرکی
collect money : پول جمع کردن
collect savin~ : جمع آوری کردن پس انداز
collectable : قابل وصول
collectibility : قابلیت وصول
collectible debt : بدهی وصول شدنی
collection bonus schemes : طرحهای پاداش دسته جمعی
collection charges, collection fee : هزینه وصولی
collection float : سوخت بهره متعلق به مبلغ سرمایه گذاری شده
collection method : روش وصول
collection of cheq .ie, cheque collection : وصول چک
collection of data : جمع آوری اطلاعات
collection of goods : دریافت کالا
collection of overhead costs : جمع آوری هزینه های سربار
collection of premium : وصول اضافه ارزش سهام
collection order : دستور وصول
collection period : دوره وصول مطالبات
collection policy : سیاست وصول مطالبات
collection ratio : متوسط دوره وصول مطالبات
collective : جامع، جمعی
collective agreement : توافق جمعی
collective bargaining : چانه زدن دسته جمعی
collective liability : بدهی جمعی
collective ownership : مالکیت اشتراکی
collective reserve : اندوخته مرکب (اشتراکی)
collective responsibility : مسئولیت دسته جمعی
collective responsibility of managers (directors) : مسئولیت دسته جمعی مدیران
collective responsibility of partners : مسئولیت دسته جمعی شرکاء
collectively : به طور دسته جمعی، گروهی
collectivism : سیستم اقتصادی اشتراکی
collector : مسئول وصول، مامور وصول طلب
collectorship : تحصیلداری
collectorship office : اداره تحصیل داری
collision coverage : شمول جبران خسارت
collocation arrangement : ترتیب دریافت بدهی
collusion : تبانی
collusive pricing : قیمت گذاری تبانی شده
colsing rate, net investment m,etbod : روش تسعیر خالص سرمایه گذاری به نرخ پایانی
columnar accounts : حساب های ستون دار
columnar cash book : دفتر نقدی چند ستونی، دفتر صندوق چند ستونی
columnar entry system : روش ثبت ستونی
columnar journal : دفتر روزنامه چند ستونی
comanies under common management : شرکتهای تحت مدیریت مشترک واحد، شرکتهای زیر نظر مدیریت واحد
combination : ترکیب، به هم پیوستن
combination bond : اوراق قرضه دولتی
combination journal : دفتر روزنامه ترکیبی
combine : ترکیب کردن، مخلوط کردن
combined account : حساب مختلط
combined attnbutes and variables sampling : نمونه گیری برای تعیین حد اشتباه
combined balance sheet : ترازنامه ترکیبی
combined financial statement : صورت مالی ترکیبی
combined leverage : اهرم ترکیبی
combined profit and loss account : صورتحساب ترکیبی سود و زیان
combined transport (CI) : حمل و نقل ترکیبی (حمل و نقل با چند نوع وسیله نقلیه)
combining contracts : ادغام کردن قراردادها
comfort letter : نامه پشتیبانی، تایید به غیر رسمی، تایید به حسابرس مستقل، نامه اطمینان دهی
comment on accounts, interpretation of accounts : تفسیر حسابرسها
commercial : تجارتی، بازرگانی
commercial bank, trade bank : بانک تجارتی
commercial benefit tax (CBT) : مالیات سود بازرگانی
commercial bill (draft), trade bill : برات تجاری
commercial bribery : رشوه تجاری
commercial card : کارت بازرگانی
commercial court : دادگاه های صنفی ، دادگاه های جرایم اقتصادی
commercial credit company : شرکت اعتباری تجاری
commercial credit corporation : موسسه (شرکت) اعتباری تجارت
commercial discount : تخفیف تجارتی
commercial documents : اسناد تجارتی
commercial draft, trade bill : حواله تجاری
commercial guarantee : تضمین تجاری
commercial invoice : سیاهه تجاری، سیاهه خرید (فاکتور)
commercial law (code), commercial law,Jaw of merchant, trade (commercial)law, business 1aw : قانون تجارت، قانون بازرگانی
commercial letter of credit : اعتبارنامه بازرگانی (تجاری)
commercial loan : وام تجاری (وام بازرگانی)
commercial paper : اواراق تجاری، سند بازرگانی
commercial permit : مجوز بازرگانی، پروانه بازرگانی
commercial policy : سیاست تجاری
commercial representative, commercial agent : نماینده بازرگانی
commercial sample : نمونه های تجاری
commercial transaction, business transaction : مبادلات تجاری
commercial va1ue : ارزش تجاری
commercial-merchandise mark, trade mark, trade name : علامت تجاری
commission : کارمزد، حق دلالی، کمیسیون، حق العمل
commission agent : نماینده شرکت
commission broker : کارگزار کمیسیون بگیر
commission paid : حق کمیسیون پرداختی
commission payable : حق العمل پرداختی
commission rate (fee) : درصد کمیسیون، درصد حق الزحمه
commissioner : مامور، نماینده
commit : متعهد شدن
commitment : تعهد، هر نوع مخارج مورد انتظار
commitment fee : کارمزد حساب اعتبا ری در بانک
commitments and contingent liabilities : تعهدات و بدهی های احتمالی
commitments and liabilities : تعهدات و بدهیها
commitments for capital expenditure : تعهد مخارج سرمایه ای
commitments, obligations, liabilities,encumbrances : تعهد ، تعهدات
committed cost (expense) : هزینه تعهد شده
committed facility : تعهد اعتبار
company accounts checklist : چک لیست صورتهای مالی
company auditor : حسابرس شرکت
company doctor : متخصص امور شرکت
company formation : تاسیس شرکت
company in process of liquidation : شرکت در حال انحلال
company in the process of formation : شرکت در شرف تاسیس
company income tax : مالیات بر درآمد شرکت
company incorporated : شرکت ثبت شده
company law, law of corporations, : قانون شرکتها
company limited by guarantee : شرکتی با مسئولیت محدود تضمین شده
company limited by shares : شرکت با مسئولیت محدود به سهام
company profit tax. : مالیات بر سود شرکت
company seal : مهر شرکت
company under government supervision : شرکت تحت پوشش دولت
company′s primary stage of work : مرحله اولیه کار شرکت
company′s profit making : سود آوری شرکت
company′s profit position : وضع سوددهی شرکت
company′s reserves : ذخایر شرکت
company′s tax rate : نرخ مالیاتی شرکت
comparability : قابلیت مقایسه، مقایسه پذیری
comparability of companies : قابل قیاس (مقایسه) شرکت ها
comparable : قابل مقایسه
comparative : تطبیقی (مقایسه ای)
comparative advantage : برتری نسبی، مزیت نسبت
comparative analysis : تجزیه و تحلیل مقایسه ای
comparative balance sheet : تزارنامه مقایسه ای
comparative data : اطلاعات مقایسه ای
comparative figure : رقم نظیر، رقم مشابه، اعداد مقایسه ای
comparative financial statements : صورت های مالی مقایسه ای
comparative income statement,consolidated income statement : صورت سود و زیان تلفیقی
comparative negligence : سهل انگاری دو طرفه، قصور متقابل
comparative tendering from a selected list : مناقصه محدود، مناقصه از لیست خاص
comparative tendering from an open list,general tender : مناقصه عمومی
compare : مقایسه کردن
comparison : مقایسه، قیاس
comparison budget : بودجه مقایسه ای (تطبیقی)
comparison schedule : کاربرگ مقایسه ای
comparisons to economic data : مقایسه با اطلاعات اقتصادی
comparisons to industry data, averages : مقایسه با متوسط های صنعت
comparisons to nonfinancial data : مقایسه با اطلاعات غیر مالی
comparisons to operating data : مقایسه با اطلاعات مربوط به عملیات
compelet contract method : روش تکمیل پیمان
compeletion : تکمیل
compendium of classification opinion : خلاصه آرا، طبقه بندی
compensate, reward : پاداش دادن، جبران کردن، تهاتر کردن
compensated absences : ذخیره بازخرید مرخصی کارکنان
compensating balance : مانده جبرانی، ودیعه وام، سپرده تضمینی
compensating controls : کنترلهای جبران کننده
compensating error : اشتباهاتی که یکدیگر را خنثی می کنند، اشتباهات متقابل
compensating product : محصولات جبرانی
compensation : حقوق و مزایا، پاداش، جبران خسارت
compensation agreement : موافقت نامه پایاپای
compensation deposit balance : مانده جبرانی سپرده (حداقل در حساب سپرده بانک)
compensation expense : هزینه تخفیف تشویقی
compensation of employees : پاداش کارکنان
compensation pay : اجرت جبران خدمت
compensation plan : طرح جبرانی (پاداش)
compensation strategy : استراژی حقوق و مزایا، استراتژی جبران خدمات
compensation transaction : معامله جبرانی
compensation, Indemnity, Penalty : تاوان، غرامت، جبران زیان، خسارت
compensatory : جبرانی (جبران کننده)
compensatory / amount : غرامت (جبران زیان)
compensatory amount : میزان غرامت، مبلغ جبران
compensatory balance : حداقل مانده جبران کننده
compensatory balance arrangements : ترتیبات مانده های جبرانی
compensatory evidential matter : شواهد جبرانی / جبران کننده
compensatory fiscal policy : سیاست جبران کننده مالی
compensatory leave : مرخصی جبرانی
compensatory plan : طرح جبران خدمات، طرح (خرید سهام) با تخفیف تشویقی
compensatory spendinQ budget : بودجه جبرانی مصرفی
compensatory tax : مالیات جبرانی
compensatory time : پذیره نویسی، بستن قراردادی برای خریدن اوراق بهادار شرکت
comperative cost statement : صورتحساب تطبیقی هزینه (قیمت تمام شده)
comperative production statement : صورت وضعیت مقایسه ای تولید
comperative profit and loss account : صورتحساب مقایسه ای سود و زیان
comperative statement : صورتحساب تطبیقی
competence clause : شرط صلاحیت
competence of evidence : قابل قبول بودن شواهد
competence,jurisdiction : صلاحیت، قابلیت اطمینان
competence, professional competence : صلاحیت حرفه ای
competency : قابل اطمینان بودن
competent : قابل اطمینان
competent autharity in finance affairs : مقام مجاز در امور مالی
competent evidential matter : شواهد معتبر و «مهم» در حسابرسی، شواهد قابل قبول
competent information : اطلاعات صحیح و قابل قبول
competent, authorized : صلاحیت دار (مجاز)
competiive market : بازار رقابتی
competing proposal : پیشنهاد رقابتی
competing theories : تئوری رقیب
competition clause : شرط ممانعت از ورود دیگران
competition oriented pricing : قیمت گذاری رقابت آمیز
competitive : رقابت آمیز، رقابتی
competitive abroad market : بازار رقابتی خارجی
competitive bidding : مزایده
competitive bought deal : مقایسه قیمت های پیشنهادی
competitive conditions : شرایط رقابتی
competitive cost : هزینه رقابتی
competitive cost statement : صورتحساب هزینه رقابتی (با بهای تمام شده رقابتی)
competitive environments : محیط رقابتی
competitive goods : کالای رقابتی (رقابت پذیر)
competitive home market : بازار رقابتی داخلی
competitive market : بازار رقابت
competitive offer : پیشنهاد قابل رقابت
competitive price : قیمت رقابتی
competitive rate : نرخ رقابتی
competitor : رقیب
compilation of financial statements : تهیه و تنظیم صورتهای مالی
complementary goods : کالای مکمل
complementary products : کالاهای مکمل
complementary services : خدمات مکمل
complete : کامل، بدون نقص، کامل کردن
complete control : کنترل کامل
complete cycle costs : هزینه های چرخه تکمیل یک پروژه
complete market, perfect market : بازار کامل ، بازار کارا
complete transaction : معامله کامل
completed contract method : روش قرارداد تکمیل شده، روش کار تکمیل شده
completed goods : سفارش تکمیل شده (ساخته شده)
completed job-orders : سفارشات کار تکمیل شده
completed sales basis : روش مبتنی بر تکمیل فروش
completed-performance method : روش تکمیل عملکرد
completely knocked down (CKD) : قطعات جداگانه یک کالا
completeness : کامل بودن، تمامیت، نبود کمی
completing the engagement checklist : تکمیل کردن، چک لیست کنترلهای داخلی
completion of a contract : امضای قرارداد
completion of financial statements : تکمیل صورت های مالی
completion of review : مرحله تکمیل (بررسی)
completion risk : ریسک تکمیل نشدن پروژه
complex capital structure : ساختار پیچیده سرمایه
complex transactions : معاملات پیچیده
complexity, complexity or volatility of activities : پیچیدگی فعالیت ها
compliance : رعایت مقررات
compliance audit : حسابرسی رعایت
compliance cost : هزینه تدارک کالا، هزینه خرید کالا
compliance deviation : انحراف رعایت
compliance error : اشتباه مربوط به رعایت
compliance evidence : شواهد رعایتی
compliance procedure : روش تطابق
compliance test : آزمون رعایت (موازین)
compliance testing : آزمون رعایت، (آزمون کنترلها)
compliance with standards of conduct : رعایت استانداردهای رفتار حرفه ای
comply with : منطبق بودن با، هماهنگ بودن با
component of business, segment of the businesS : بخشی از واحد تجاری
component parts : اجزای متشکله، قطعات منفصله
component percentage : درصد جزء به کل
composite contribution margin : حاشیه فروش مرکب / کل
composite costing, muhiple costing : هزینه یابی ترکیبی
composite depreciation : استهلاک گروهی دارایی های غیر مشابه
composite life depreciation : استهلاک مرکب
composite life method of depreciation : روش (عمر ترکیبی)
composite rate of depreciation : نرخ مرکب استهلاک
composition agreement, deed of arrangement : قرارداد ارفاقی، توافق با طلبکاران
composition in voluntary settlement : قرارداد ارفاقی در تسویه اختیاری
compound : مرکب، ترکیبی، استهلاک ترکیبی از دارایی ها
compound amount factor : فاکتور مبلغ مرکب
compound amount of I $ per period : بهره مرکب حاصل از سرمایه گذاری یک دلار
compound amount of A rials : بهره مرکب حاصل از سرمایه گذاری یک سال
compound annual interest rate : نرخ بهره مرکب سالیانه
compound arbitrage : بورس بازی چند جانبه، آربیتراژ مرکب
compound discount : تنزیل مرکب
compound duty : عوارض مرکب
compound entry, combined entry : ثبت مرکب
compound financial instrument : اوراق بهادار مالی دوگانه، مرکب
compound interest : بهره مرکب، ریح مرکب، سود تضمین شده مرکب
compound interest table : جدول بهره مرکب
compound rate, composite rate : نرخ مرکب
compounded interest rate return : نرخ بازده مرکب
compounding : انباشتن، فرایند محاسبه بهره مرکب
compounding of interest : دفعات محاسبه بهره در سال، انباشت بهره
compounding period : بهره، دوره محاسبه بهره مرکب
comprehensive (income) tax allocation : تخصیص مالیات به درآمدهای پایان دوره
comprehensive audit : حسابرس جامع
comprehensive auditing dictionary : فرهنگ جامع حسابرسی
comprehensive income : درآمد جامع، سود جامع
comprehensive income statement : صورت سود و زیان جامع
comprehensive insurance : بیمه نامه جامع
comprehensive recognition : شناسایی جامع
comprehensive reconciliation : مغایرت گیری جامع
comprehensive social security system : نظام تأمین اجتماعی جامع
compromise settlement : حل و فصل مسالمت آمیز
comptroller general : رئیس واحد حسابداری، رئیس دیوان محاسبات عمومی
comptroller,auditor : ناظر،ذیحساب، حسابرس، مقام ارشد مالی
compulsory (assurance-insurance) : بیمه اجباری
compulsory audit : حسابرسی اضطراری
compulsory eduction : آموزش اجباری
compulsory liquidation (compulsory winding-up) : انحلال شرکت طبق دستور دادگاه، تصفیه اجباری، انحلال اجباری
compulsory reserve : اندوخته اجباری
computable stock : موجودی قابل شمارش
computational working paper : کاربرگ محاسبات
compute : محاسبه کردن
computed upper exception rate (CUER) : حد بالای ضریب انحراف محاسبه شده، بالاترین حد محاسبه شده ضریب انحراف
computer aided design (CAD) : طراحی به کمک رایانه
computer assisted audit techniques (CAAT) : فنون حسابرسی به کمک رایانه
computer audit : حسابرسی رایانه
computer fraud : تقلب رایانه ای
computer-assisted audit : حسابرسی به کمک رایانه
computer-assisted trading system (CATS) : سیستم خرید و فروش به کمک رایانه
concealment : پنهانکاری
concentrating banking : بانکداری متمرکز
concept of capital maintenance : مفهوم حفظ و نگهداشت سرمایه
concept of monetary transactions : مفهوم مبادلات پولی
conceptual framework, theoretical framework : چارچوب نظری، ساختار مفهومی، مبانی نظری
concert party : گروه هماهنگ و متفق
concessionaire : صاحب امتیاز
concessionary agreement : امتیازنامه واگذاری
conciliation : آشتی، مصالحه، تصفیه
conciliation committee (ties) commission : کمیسیون تصفیه (توافق در امور تصفیه)
conciliation officer : میانجی
conciliatory : جریان مصالحه
conciliatory measures : معیارهای مصالحه
conclusive evidence : شواهد قطعی
condens approach : رویکرد فشردن
condensed financial statements : صورت های مالی فشرده
condensed report : گزارش خلاصه شده
conditional acceptance : قبولی مشروط
conditional bill : برات مشروط
conditional distribution : توزیع شرطی
conditional endorsement, qualified endorsement : ظهرنویسی مشروط
conditional letter of credit : اعتبار اسنادی مشروط
conditional probability : احتمال مشروط، احتمال شرطی
conditional provisions (reserve) : ذخایر مشروط
conditional sale : فروش مشروط
conditional sale agreement : توافق فروش مشروط
conditional settlement : تسویه مشروط
conditional value : ارزش مشروط
conditions, terms : شرایط
confederation of Asian and Pacific Accountants (CAPA) : کنفدراسیون حسابداران، آسیایی و حوزه اقیانوس آرام
confidence : قابلیت اطمینان، اطمینان، اعتماد
confidence coefficient, confidence rate : ضریب اطمینان
confidence index : شاخص اطمینان
confidence interval : بازده اطمینان، دامنه اطمینان، فاصله اطمینان
confidence limit : حد اطمینان، حد اعتماد
confidential : سری، محرمانه
confidential account : حساب محرمانه
confidential audit : حسابرسی بطور محرمانه
confidential audit inquires : تحقیقات محرمانه حسابرسی
confidential client information : اطلاعات محرمانه صاحبکار
confidential information : اطلاعات محرمانه
confidential inspection : بازرسی محرمانه
confidential nature : ماهیت محرمانه
confidential papers : اوراق و اسناد محرمانه
confidential records : اسناد و مدارک محرمانه
confidentiality : رازداری
confidentiality principle : اصل رازداری محرمانه بودن اطلاعات صاحبکار
confirm : تایید کردن
confirm accounts by auditor (to) : تایید کردن حسابها توسط حسابرس
confirmation : گرفتن تاییدیه، تاییدخواهی
confirmation of accounts : تایید درستی حسابها
confirmation of existence of asset : تایید وجود دارایی
confirmation of existence of debt : تایید وجود بدهی
confirmation of value of asset : تایید ارزش دارایی
confirmation request : درخواست تاییدیه
confirmation, certification, verification : تصدیق (تایید)
confirmed asset : دارایی تایید شده
confirmed credit : اعتبار تایید شده
confirmed irrevocable credit : اعتبار غیر قابل برگشت تایید شده
confirmed letter of credit : اعتبار اسنادی تایید شده
confirmed liability (debt) : بدهی تایید (تصدیق) شده
confirming bank : بانک تایید کننده
confirming house : سازمان معتمد، موسسه تأیید کننده
confiscate (to) : توقیف کردن (ضبط کردن)
confiscated goods : کالای ضبطی
confiscation : ضبط (توفیق ، مصادره)
confiscation risk : ریسک مصادره اموال
contlict of interest : تضاد منافع
contlicting objectives : اهداف متناقض (متضاد)
conform, accord : مطابق بودن
confrontation strategy : استراتژی مواجهه
confusion of records : درهم برهمی مدارک و اسناد
congeneric merger : ادغام تکمیلی (مکمل)
congestion surcharge : هزینه تراکم بار، جریمه تراکم کار
conglomerate : مجتمع، واحد اقتصادی دارای فعالیت های متنوع و مختلف
conglomerate financial statement : ترازنامه تلفیقی بنگاه های اقتصادی دارای فعالیت مختلف
conglomeration : مجتمع
congruent : همسو
connected persons : افراد وابسته به مدیر
consent letter : تأییدیه
consequent(iaI) damage : خسارت غیر مستقیم، خسارت ضمنی (تبعی)
consequential loss : زیان غیر مستقیم ناشی از آتش سوزی
conservation policy : سیاست محافظه کارانه
conservatism : اصل محافظه کاری، اصل احتیاط
conservatism concept : مفهوم اساسی محافظه کاری
conservative estimation : برآورد محافظه کارانه، تخمین محتاطانه
conservative forecast : پیش بینی محافظه کارانه
conservative growth : رشد محافظه کارانه
considerable credit (fund) : اعتبار قابل توجه
consideration : تعهد، عوض، ثمن، مابه ازا
consign : فرستادن، ارسال کردن، بطور امانت فرستادن
consignee : حق العمل کار، امانت گیر، مرسل الیه، گیرنده، کالای ارسالی
consignment : محموله،کالای امانی
consignment account : حساب کالای امانی
consignment accounting : حسابداری کالای امانی
consignment goods : کالاهای امانی
consignment in : کالای امانی دریافتی
consignment inward(s) : کالای امانی دریافتی
consignment note : سند همراه کالای امانی، بارنامه کالای ارسالی
consignment outward : کالای امانی ارسال
consignment profit and loss statement : صورتحساب سود وزیان کالای امانی
consignment sale : فروش امانی، حق العمل کاری
consignment sbiperments : ارسال کالاهای امانی
consignment stock : سهام امانی
consignment, layer, freight, load, cargo : محموله
consignor / shipper : امانت گذار، مالک کالای امانی فرستنده، حمل کننده
consilidator (groupage agent) : ادغام کننده (عامل ادغام)
consingnee′s account : حساب گیرنده محموله
consistency : ثبات (رویه)، رعایت یکنواختی، تداوم بکارگیری روش ها (اثبات رویه)
consistency concept (principle),consistency : مفهوم اصل ثبات (رویه)، اصل یکنواختی
consistent, identical : مشابه، یکنواخت، هماهنگ، یکسان
console : اوراق قرضه مادام العمر
consolidate : تلفیق کردن
consolidated : تلفیق شده
consolidated accounts : حساب های تلفیقی
consoidated balance sheet : ترازنامه تلفیقی، ترازنامه گروهی
consolidated balance sheet after acquisition : ترازنامه تلفیقی پس از تحصیل
consolidated bond : اوراق قرضه ای که برای جایگزین کردن دو یا چند ورقه ی قرضه ی موجود، منتشر می کنند.
consolidated budget statement : صورت وضعیت بودجه تلفیقی
consolidated cash·flow statement : صورت جریان وجوه نقدی تلفیقی
consolidated companies : شرکت های ادغام شده (یکی شده)
consolidated debt : بدهی تلفیقی
consolidated financial statements : صورت های مالی تلفیقی
consolidated goodwill : سرقفلی تلفیقی، تفاوت بین ارزش کلی یک شرکت و جمع ارزش متعارف یکایک دارایی های آن
rconsolidated group of companies : گروه شرکت های تلفیقی
consoidated income and expenditure account : صورت درآمد و هزینه تلفیقی
consolidated profit : سود شرکت های تلفیقی
consoidated profit and loss account : صورت سود و زیان تلفیقی
consolidated quotations system : سیستم یکپارچه تعیین قیمت (خرید و فروش) اوراق بهادار
consolidated retained earnings : سود انباشته تلفیقی
consolidated tax return : اظهارنامه مالیاتی تلفیقی
consolidated working fund : اعتبار جاری مشترک
consolidation at acquisition : تلفیق در مقطع (تاریخ) تحصیل
consolidation at acquisition date : تلفیق در تاریخ تحصیل
consolidation of shares : تلفیق سهام
consolidation policy : خط مشی تلفیق
consolidation procedures : رویه های (روش های) تلفیق
consolidation surplus : مازاد تلفیقی (حاصل از ادغام)
consolidation techniques : تکنیکهای تلفیق
consolidation theories : تئوری های تلفیق
consolidation with minority interest : تلفیق با حقوق اقلیت
consolidation working paper : کاربرگ تلفیق
consols : اوراق قرضه ادغامی
consortium : کنسرسیوم،ائتلاف و اتحاد چند شرکت
consortium bank : بانک ائتلافی
conspicuous defect : عیب آشکار، نقص مشهود
constant capital : سرمایه ثابت
constant cost, fixed cost : هزینه ثابت (دائمی)
constant dollar plan : نرخ تثبیت ارزش پر تقوی
constant gross margin percentage method : روش درصد ثابت سود ناخالص
constant gross-margin percentage NRV method : روش ارزش خالص بازیافتنی مبتنی بر درصد ثابت سود ناخالص
constant growth : رشد ثابت
constant money accounting : حسابداری بر مبنای واحد پول ثابت
constant percent of decreasing balancing : روش (درصد درآمد) در استهلاک
constant perpetual growth : مدل رشد دائمی با نرخ ثابت
constant physical inventory : موجودی گیری فیزیکی دائمی
constant purchasing power : قدرت خرید ثابت
constant purchasing power accounting : حسابداری بر حسب قدرت خرید ثابت
constant rate : نرخ ثابت
constant ratio : نسبت ثابت (دائمی)
constant return : بازده ثابت (دائمی)
constant surplus : مازاد دائمی
constraining principles : اصول محدود کننده
constraint : عامل بازدارنده، محدودیت
constraint maximization : حداکثر کردن ضمن رعایت محدودیت ها
constraint theory : تئوری محدودیت (ها)
constraint, restriction, limitation : محدودیت
construct validity : اعتبار ساختاری
construction billings : صورت وضعیت های صادره
construction budget : بودجه ساختمانی
construction completed cost : هزینه تمام شده، ساختمان ساخته شده
construction contract : قرارداد پیمانکاری (ساختمانی)
construction contract cost : هزینه قرارداد پیمانکاری (ساختمانی)
construction contract revenue : درآمد قرارداد پیمانکاری (ساختمانی)
construction contractor : پیمانکار ساختمان
construction in progress cost : هزینه بنای در جریان ساخت
construction period, manufacturing period : دوره ساخت، دوره احداث دارایی
construction work in progress : بنای در دست احداث ساختمان در جریان تکمیل
construction -type contracts : قرارداد از نوع ساخت
constructions-in-progress (CIP) : پیمان در جریان ساخت، ساختمان در جریان تکمیل
constructive dividend : پرداخت به سهامدار
constructive fraud : معادل تقلب، تقلب بنیادی
constructive retirement of bonds : بازخرید / ابطال تصنعی اوراق قرضه
constructive retirement of preferred stock : بازخرید / ابطال تصنعی سهام ممتاز
constructive total loss : تخمین خسارت کل وارده
consular invoice = customs invoice : صورت حساب کنسولی، سیاهه گواهی شده
consulting fee : هزینه های مشاوره
consulting services : خدمات مشاوره
consumable life : عمر مفید، عمر قابل بهره برداری
rsconsumable materials : مواد قابل مصرف
consumer behavior : رفتار مصرف کننده
consumer brand : کالای پرمصرف
consumer credit agreement : قرارداد اعتبار مصرف
consumer credit, consumption credit : اعتبار مصرف
consumer debenture : عرضه مستقیم اوراق قرضه
consumer durable goods : کالای بادوام مصرفی
consumer goods, consumption goods : کالاهای مصرفی
consumer loan : وام مصرفی
consumer price index : شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی
consumer′s capital : سرمایه مصرفی
consumer′s cooperative society : شرکت تعاونی مصرف
consumption : مواد و ملزومات مصرفی
consumption tax, excise tax : مالیات بر مصرف، مالیات اموال داخلی
container bill of Lading : بارنامه حمل با کانتینر
container account : حساب ظروف حمل کالا
contango : هزینه دیرکرد خرید سهام (در بورس اوراق بهادار)
contemplated total volume : حجم کالا کل تولید مورد انتظار
contemporary responsibility accounting : حسابداری سنجش مسئولیت
content and organization, format and content : شکل و محتوا
content validity : اعتبار محتوایی
contingency : احتمال، اقتضایی، رویداد احتمالی
contingency cost : هزینه احتمالی
contingency income (gain) : درآمد احتمالی
contingency loss, contingent loss, loss contingency : زیان احتمالی
contingency reserve funds : وجوه اندوخته احتمالی (احتیاط)
contingency table : جدول تطابق، جدول احتمال
contingency theory of management accounting : تئوری اقتضایی حسابداری مدیریت
contingency, probability, discretiorary : احتمال (پیش آمد)، احتیاطی
contingent : احتمالی
contingent (contingency) fund : وجوه احتیاطی
contingent (rental-lease) : اجاره مشروط
contingent agreement, conditional agreement : قرارداد مشروط
contingent charge (expense) : هزینه احتمالی
contingent fee : حق الزحمه احتمالی (معلق)
contingent interest : بهره احتمالی
contingent liability(s) : بدهی احتمالی، بدهی مشروط، دین محتمل الوقوع
contingent loss : زیان احتمالی
contingent merger contract : قرارداد ترکیب مشروط
contingent order : سفارش مشروط
contingent outlay : هزینه نقدی احتمالی
contingent profit, contingent gain, gain contingency : سود احتمالی
contingent rentals : اجاره بهای احتمالی، اجاره بهای متغیر
contingent reserve : ذخیره برای رویدادهای احتمالی
contingent revenues (gains) : درآمدهای احتمالی
contingent transaction : یک قلم دارایی با بدهی احتمالی
contingently issuable common shares : سهام عادی قابل انتشار مشروط
contingently issuable shares : سهام قابل انتشار مشروط (احتمالی)
continned bond : سند قرضه تمدید شدنی (مستمر)
continous audit : حسابرسی مستمر
continous budget : بودجه مستمر
continuance : تداوم
continued loss : زیان مستمر
continuing account : حساب مستمر (مانده سال به سال نقل می شود)
continuing activity : فعالیت متداوم
continuing credit : اعتبار مستمر (قابل تجدید)
continuing credit appropriation : تخصیص اعتبار مستمر (مانده سال به سال نقل می شود)
continuing franchise fee : حق الزحمه دائم حق الامتیاز فروش، حق فرانشیز مستمر
continuing investment : سرمایه گذاری مستمر
continuing management : سرمایه گذاری مستمر
continuing operations, on-going : مدیریت مستمر
continuity concept, going concern concept : فرض تداوم فعالیت
continuity of existence : تداوم بقا
continuous (moving) budget : بودجه گردان (بودجه مستمر)
continuous compounding : محاسبه بهره مرکب پیوسته
continuous inventory-taking : انبارگردانی مداوم یا مستمر
continuous life : عمر دائم، عمر نامحدود
continuous market : بازار مستمر
continuous operation costing : هزینه یابی عملیات مستمر
continuous random variable : متغیر تصادفی پیوسته
continuous stock count : شمارش مستمر (پیوسته) موجودی کالا
continuous stock taking (continuous inventory; continuous stock-checking;) : موجودگیری مستمر
continuous transaction : رویداد (پیوسته) مستمر
continuous, constant, fured : ثابت، مستمر
continuous-operation costing : سیستم هزینه یابی عملیات مستمر
contirbution payer, contirbutor : پرداخت کننده حق بیمه
contra account, absorption account : حساب کاهنده، حساب متقابل
contra claim, counter claim : ادعای متقابل، دعوای متقابل
contra column : ستون مقابل
contra equity approach : روش کاهنده حقوق صاحبان سهام
contra items : اقلام کاهنده (دارایی، بدهی)
contra liability items : اقلام کاهنده بدهی
contra memorandom accounts : طرف حسابهای انتظامی
contra purchase account : حساب کاهنده خرید (نظیر تخفیف)
contra-revenue account : حساب کاهنده درآمد (حساب متقابل درآمد)
contrabroker : کارگزار طرف حساب
contract : قرارداد، پیمان
contract advance : پیش دریافت پیمان
contract audit : حسابرسی قراردادها
contract authorimtion : اجازه بستن قرارداد
contract clause : شرط متعارف در هر قرارداد، بند، ماده
contract completed : پیمان (مقاطعه) تمام شده
contract conditions excluding specifications : شرایط پیمان بدون مشخصات اختصاصی
contract conditions, contract terms : شرایط قرارداد
contract cost : هزینه کل قرارداد، بهای تمام شده پیمان
contract cost account : حساب قیمت شده پیمان (حساب هزینه پیمان)
contract costing : تعیین هزینه قرارداد، هزینه یابی پیمانکاری
contract delay : تأخیر قراردادی
contract documents : اسناد و مدارک پیمان
contract for deed : سند ثبتی
contract guarantee : تضمین قرارداد
contract in set form : قرارداد تیپ
contract note, charter : توافق نامه، اعلامیه معامله، سند مقاطعه
contract obligation : تعهد قراردادی
contract on a cost plus fee basis : قرارداد مبتنی بر بهای تمام شده باضافه درصدی حق الزحمه
contract on cost plus fee : قرارداد برحسب حق الزحمه براساس درصدی از بهای تمام شده
contract payable′ amount : مبلغ پرداختنی بابت پیمان
contract payable-retained percentage : تضمین حسن انجام کار
contract period : مدت پیمان، دوره پیمان
contract rate of interest : نرخ بهره قراردادی یا اسمی
contract sum (total) : مبلغ کل پیمان
contract terms : شرایط پیمان
contract vendor : مناقصه گزار
contract work in progress : پیمان در دست اجرا
contract, agreement : قرارداد، پیمان، توافق، عهد
contractee : صاحب پیمان (صاحب قرارداد)
contracting parties, contract parties : طرفین قرارداد
contractor : پیمانکار، مقاطعه کار (پیمانکار)
contractor′s account : حساب مقاطعه کار
contractor′s claims : مطالبات پیمانکار
contractor′s deposit : سپرده مقاطعه کار (پیمانکار)
contractor′s payables : مبالغ پرداختنی به پیمانکار
contractor′s retention : وثیقه حسن انجام کار پیمانکار
contractual agreement : توافق قراردادی
contractual rights : حقوق مالکانه قراردادی
contractual situations : مفاد قراردادها
contral items : اقلام کاهنده
contributed capital : سرمایه پرداخت شده
contributed capital from treasury stock transactions : مازاد حاصل از مبادلات سهام خزانه
contnbuted surplus = paid-in surplus : صرف، سهام، مازاد سرمایه پرداخت شده
contribution (contribution margin) : حاشیه سود، اعانه، کمک، سهم
unit contnbution : حاشیه سود یک واحد محصول
total contribution : کل حاشیه سود
contribution approach : شیوه توزیع ، رویکرد توزیع
contribution basis of employer : میزان حق بیمه کارفرما
contnbution ceiling : سقف حق بیمه
contnbution costing : هزینه یابی مبتنی بر حاشیه سود
contribution department : اداره وصول حق بیمه
contribution in aid of construction : کمک به اجرای طرح عام المنفعه
contribution in kind : آورده غیرنقدی
contribution income statement : صورت سود و زیان تهیه شده بر اساس روش فروش
contnbution increase : افزایش حق بیمه
contribution margin : حاشیه فروش
contribution margin income statement : صورت سود و زیان تهیه شده براساس روش حاشیه فروش
contribution margin ratio (contribution -to-sales ratio; production-vohune ratio;profit-vohune ratio) : نسبت حاشیه سود، ضریب سود نهایی
contribution margin variance : انحراف (مغایرت) حاشیه فروش
contribution margin, sales margin, gross margin, gross profit, ratio profit, margin on sales : حاشیه فروش، حاشیه قابل مشارکت
contribution payment : پرداخت حق بیمه
contribution per unit : حاشیه فروش هر واحد محصول
contribution period : مدت پرداخت حق بیمه
contribution rate forecast : پیش بینی نرخ حق بیمه
contribution -margin percentage : درصد حاشیه فروش
contributions : آورده ها، سرمایه پرداخت شده
contributory negligence : سهل انگاری متقابل
contributory social security system : سیستم های حق بیمه ای تأمین اجتماعی
contributory system : سیستم (نظام) حقّ بیمه ای
control account : حساب کنترل
control activities : فعالیت های کنترلی
control chart : نمودار کنترل
control file : پرونده کنترل
control function : عمل کنترلی
control model : الگوی اعمال کنترل
control objectives : اهداف کنترلی / کنترل
control of accounts : نظارت بر حسابها
control of stocks : کنترل موجودی ها
control over cost : نظارت روی هزینه
control period (time) : زمان (دوره) کنترل
control points : نقاط کنترل
control program : برنامه کنترل
control report : گزارش کنترل
control risk : ریسک کنترل، احتمال خطر کنترل
control structure : ساختار کنترل (داخلی)
control system : سیستم کنترل
control, check, monitoring, test : کنترل
controlable overhead cost : هزینه سربار قابل کنترل
controllability : قابلیت کنترل
controllability principle : اصل مبتنی بر توان مدیر بر اعمال کنترل، اصل یا دیدگاه اعمال کنترل
controllable cost (expense) : هزینه قابل کنترل
controllable cost variance : مغایرت هزینه قابل کنترل
controllable inventory items : اقلام قابل شمارش انبار
controllable stock : موجودی قابل کنترل کالا
controllable variable : متغیر قابل کنترل
controllable variance : انحراف قابل کنترل
controlled account : حساب کنترل شده
controlled company, company under control : شرکت تحت کنترل
controlled cost : هزینه کنترل شده
controlled exchange rates : نرخ کنترل شده ارز
controller : کنترولر، بازرس حسابدار
controner department : اداره کنترولر
controller′s organization : سازمان کنترلی
controlling account : حساب کنترلی (کنترل کننده)
controlling company : شرکت ناظر (کنترل کننده)
controlling costs : هزینه های کنترلی
controlling shareholder : سهامدار کنترل کننده
controlling-company accounting : سیستم حسابداری واحد تجاری اصلی
convential retail inventory method : روش سنتی خرده فروشی
convention : عرف، میثاق، کنوانسیون، پبمان نامه، موافقت عمومی
conventional accounting procedure : روش عمل مرسوم حسابداری
conventional approach : رویکرد مرسوم، روش سنتی (متداول)
conventional income statement : صورتحساب درآمد طبق نمونه رایج
conventional mortgage : وام رهنی معمولی
conventional retail : خرده فروشی مرسوم / سنتی
convergence : همگرایی
conversion : تغییر، تبدیل، تصرف در مال غیر
conversion audit : حسابرسی تغییرات
conversion cost : هزینه تبدیل، هزینه فرآوری
conversion cost pricing : قیمت گذاری بر مبنای بهای تمام شده تبدیل
conversion cost, exchange expense : هزینه تسعیر (ارز ، پول)
conversion factor : ضریب تبدیل ، عامل تبدیل
conversion issue : انتشار سهام درمقابل سهام موجودی
conversion of debt to equity : تبدیل بدهی به سرمایه (مثلا اوراق قرضه یا مشارکت به سهام)
conversion of foreign. currencies : تبدیل ارز خارجی
conversion of liabilities : تبدیل بدهی ها
conversion of operations : پیوستگی زمانی عملیات
conversion of shares : تبدیل سهام
conversion of single entry to double entry system : تبدیل سیستم یکطرفه به سیستم دوطرفه
conversion option : اختیار تبدیل
conversion or translation of foreign currencies : تبدیل (تسعیر)
conversion parity : تبدیل پایاپای یک ارز یه ارز دیگر
conversion price : بهای تبدیل، قیمت تبدیل
conversion price index : شاخص تبدیل قیمت
conversion privilege : امتیاز تبدیل
conversion rate : نرخ تبدیل
conversion ratio : نسبت تبدیل (ارز)
conversion right : حق تبدیل
conversion table : جدول تبدیل آحاد به یکدیگر
conversion to equity method : روش تبدیل به سهام / ارزش ویژه
conversion value : ارزش تبدیل
convert : تبدیل کردن، تسعیر کردن
convertibility : قابلیت تبدیل، قابلیت تسعیر
convertibility risk : ریسک قابلیت تبدیل
convertible : قابل تسعیر (یا تبدیل)
convertible (stock-share) : سهم قابل تبدیل
convertible bonds : اوراق قرضه قابل تبدیل (به سهام)
convertible capital notes : اوراق سرمایه ای قابل تبدیل
convertible debt (conveI′t!-ble bonds) : اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام شرکت
convertible into common stock : قابل تبدیل به سهام عادی
convertible loan, conversion loan : وام قابل تبدیل
convertible preferred stock : اوراق قرضه قابل تبدیل به سهام شرکت
convertible securities : اوراق بهادار قابل تبدیل
convertible stock, convertible preferred stock : سهام ممتاز قابل تبدیل به سهام عادی
convertible unsecured loan stocks : اوراق قرضه قابل تبدیل تضمین نشده
convexity : تحدب
conveyance of assets : انتقال نامه اموال (دارایی ها)
conveyance, deed of transfer : انتقال نامه
cooking the books : حساب سازی کردن ، دفترپزی کردن
cooling period : مدت انتظار
cooling-off period : دوره آرامش موقت، (برای حل مسالمت آمیز اختلاف نظرها)
cooperative bank : بانک تعاونی
cooperative company : شرکت تعاونی
coordinate costing systems : سیستم های هزینه یابی هماهنگ
coordinate system : سیستم هماهنگ
coordination of accounts : هماهنگی حسابها
copartnership account : حساب مشترک
copybook : دفتر کپیه
copy invoice : صورتحساب کپی ، کپی فاکتور
copy right : حق التألیف، حق الامتیاز
corate : نرخ بهره بانکی برای براتهای تجاری
corner portfolio : بهترین مجموعه سرمایه گذاری، پرتفوی بهینه، پرتفوی گوشه
cornering the market : قبضه کردن بازار
corporate action : اقدام سیاسی
corporate bond : اوراق قرضه شرکت
corporate bond interest rate : نرخ بهره اوراق قرضه شرکتهای معتبر
corporate charter, articles of association : اساسنامه شرکت سهامی
corporate debt securities : اوراق بهادار بدهی شرکتهای سهامی
corporate dividend policy . : سیاست تقسیم سود شرکت سهامی
corporate equity : اقدام سیاسی که به تصویب سهامداران یا هیئت مدیره یک شرکت سهامی برسد و این با «با عمل اجرایی» مغایر است، حق مالکیت در شرکت
corporate failure prediction : پیش بینی ورشکستگی شرکت
corporate financial structure : ساختار مالی شرکتهای سهامی
corporate fraud : تقلب در شرکت که ممکن است به نفع شرکت یا علیه آن باشد
corporate governance : حاکمیت شرکتی
corporate holding company : شرکت متحد از چند شرکت
corporate joint venture, joint venture : مشارکت خاص، شرکت سهامی خاص
corporate liquidation, dissolution of limited companies : انحلال شرکتهای سهامی
corporate minutes : صورت جلسات شرکت
corporate modeling : الگوسازی برای شرکت
corporate operations : فعالیت های عملیاتی
corporate plan : برنامه جامع یک شرکت یا سازمان
corporate profit : سود حاصل از شراکت
corporate reorganization : تجدید سازمان شرکت
corporate report : گزارش شرکت، گزارش (سالانه) شخصیت محاسباتی
corporate secretary : دبیر / منشی شرکت
corporate social accounting : حسابداری سنجش مسئولیت اجتماعی شرکتهای سهامی
corporate social reporting : گزارش کردن جنبه های اجتماعی شرکت
corporate strategy : استراژی شرکت
corporation : شرکت سهامی، بنگاه دارای شخصیت حقوقی
corporation aggregate : شرکت چند عضوی
corporation income tax : مالیات بر درآمد موسسه (یا شرکت)
corporation loan : اوراق قرضه شهرداری ها
corporation partner : شریک (در شرکت تجاری)
corporation profit and loss : صورتحساب سود و زیان شرکت (موسسه)
corporation sole : مالکیت انفرادی، شرکت فردی
corporation stocks : سهام شرکت (مؤسسه)
corporation stocks general obligation bond : اوراق قرضه شهرداریها
corporation tax (CT) : مالیات بر شرکت
corporation tax law : قانون مالیات شرکتها
corporations : شرکت های سهامی
corporations tax, company′s tax : مالیات شرکت
corporator : شریک (در شرکت تجاری)
corprorate insiders : افراد داخل شرکت
corpus : سرمایه اصلی، استراتژی شرکت
correct entry : ثبت صحیح (ثبت درست)
correctable error : اشتباه قابل تصحیح
correcting entries, adjusting entries : ثبت های اصلاحی، تصحیح اشتباه
correction actions, corrective acitons : اقدامات اصلاحی
correction factor : فاکتور اصلاحی ، عامل اصلاحی
correction of errors : اصلاح اشتباهات
correction, error correction, amendment,adjustment, alteration : اصلاح (تصحیح) اشتباه
corrective actions : اقدامات اصلاحی
corrective controls : کنترلهای اصلاحی
correlation : اصل یا سرمایه یک واحد سرمایه پذیر و آن مبلغی متفاوت از وجوه ورودی به واحد می باشد
correlation analysis : تجزیه و تحلیل همبستگی
correlation articulation of financial statements : همبستگی (پیوستگی) بین صورتهای مالی
correlation coefficient : ضریب همبستگی
correlation table : جدول نشان دهنده رابطه بین چند متغیر
correspond : شباهت داشتن
correspondence file : پرونده مکاتبات
correspondent : کارگزار، نماینده
correspondent agent : نماینده طرف معامله (یا طرف حساب)
correspondent bank : بانک کارگزار (طرف معامله)
corresponding amount (comparative amount) : مبلغ مقایسه ای، مبالغ تناظر، مبلغی در صورت حساب های منتشر شده یک شرکت با مسئولیت محدود که با مقادیر صورت مالی سال قبل ارتباط دارد
corresponding entry : ثبت مشابه (معادل)
corresponding figures : اعداد مشابه (در حسابها یا دفاتر)
corresponding items : اقلام مشابه
corridor approach : روش یا رویکرد دهلیز، رویکرد باریکراه
corroborating documents : مدارک مثبته، مدارک تایید کننده
corroborating evidence : شواهدی که از نظر اهمیت در درجه دوم قرار دارند، شواهد مکملم، شواهد تایید کننده
corroborating evidential matter : شواهد تایید کننده، شواهد مکمل
corroborating information : اطلاعات مثبته، اطلاعات تایید کننده
corroborative evidence : شواهد موید
corrupt practices : فعالیت های رشوه دهی و رشوه خواری
corruption : رشوه ستانی، رشوه دهی، فساد
cost : بهای تمام شده، فایده، ارزیدن، ارزیدن ارزیدن (ارزش داشتن)
cost (expense) recognition, expense recognition : شناخت هزینه
cost (expense) trend : روش هزینه
cost absorption : بهای تمام شده ی دارایی به وجوهی که با فروش آن به دست می آید.
cost account : حساب بهای تمام شده
cost account numbers : شماره حساب های هزینه
cost accountancy (accounting) principles : اصول حسابداری قیمت
cost accountant : حسابدار هزینه یاب، صاحب نظر یا متخصص در حسابداری بهای تمام شده ، حسابدار صنعتی
cost accounting : حسابداری بهای تمام شده
cost accounting : حسابداری بهای تمام شده، حسابداری صنعتی، هزینه یابی
cost accounting books : دفاتر حسابداری هزینه یابی
cost accounting department : اداره حسابداری بهای تمام شده
cost accounting information (data) : اطلاعات حسابداری صنعتی
cost accounting method, costing method : روش هزینه یابی
cost accounting period : دوره حسابداری صنعتی
cost accounting practices : تجربه های عملی حسابداری هزینه یابی
cost accounting principles : اصول حسابداری صنعتی
cost accounting procedure : روش عمل حسابداری هزینه یابی
cost accounting records : اسناد و مدارک حسابداری بهای تمامی شده (صنعتی)
cost accounting standards : استانداردهای حسابداری بهای تمام شه
cost accounting standards board : هیئت استانداردهای حسابداری صنعتی
cost accounting standards boards (CASB) : هیئت استانداردهای حسابداری بهای تمام شده
cost accounting system : سیستم حسابداری بهای تمام شده، سیستم حسابداری صنعتی
cost accounting transactions : عملیات حسابداری هزینه یابی (قیمت تمام شده)
cost accumulation : محاسبه جمع آوری داده ها
cost accuracy : صحت بهای تمام شده
cost allocation bases : مبانی تخصیص هزینه
cost allocation, allocation of cost, assignment of cost : تخصیص هزینه، انباشت هزینه، فرایند جمع آوری هزینه ها (با پیشرفت فرایند تولید)
cost analysis : تجزیه و تحلیل هزینه
cost analyst : تحلیل گر بهای تمام شده
cost and freight (C & F) : قیمت تحویل کشتی به اضافه هزینه ی حمل تا مقصد، پرداخت کرایه حمل کالا و بیمه تا مقصد
cost and freight (C&F) : قیمت سی، اند، اف، قیمت کالا با هزینه حمل
cost and. freight (C&F) price : قیمت کالا به اضافه کرایه حمل
cost and freight (CFR) : قیمت کالا و کرایه تا بندر مقصد
cost apportionment : تسهیم هزینه
cost appropriated : هزینه تخصیص اعتبار یافته
cost appropriated in budget : هزینه تخصیص یافته در بوجه
cost appropriation, cost pro-ration, cost assignment : تسهیم هزینه، تخصیص هزینه
cost ascertainment : تعیین هزینه، تعیین بهای تمام شده
cost attribution : منظور کردن هزینه
cost avoidance : اجتناب از هزینه
cost basis accounting : حسابداری برمبنای قیمت تمام شده
cost behavior : رفتار هزینه، گرایش اقلام بهای تمام شده
cost behavior pattern : الگوی رفتار هزینه
cost benfit relationship : رابطه هزینه و منفعت
cost carrying amount : قیمت تمام شده انتقالی
cost centers : مراکز هزینه
cost centre number : شماره مرکز هزینه
cost classification : طبقه بندی هزینه ها
cost component by elements : هزینه با عوامل تشکیل دهنده آن
cost components : عامل ترکیبی هزینه
cost concept : مفهوم بهای تمام شده
cost control system : سیستم کنترل هزینه (بهای تمام شده)
cost control, expense control : کنترل هزینه، نظارت بر هزینه
cost convention : قاعده بهای تمام شده
cost curve function : تابع منحنی هزینه
cost cutting : قطع هزینه
cost definition : تعریف هزینه
cost determination, cost finding : تعیین بهای تمام شده
cost distribution, expense distribution : توزیع هزینه، تخصیص هزینه ها، سرشکن کردن سربار
cost down expense : تقلیل دادن هزینه
cost driver : عامل ایجاد کننده هزینه ، محرک هزینه
cost effectiveness : اثربخشی هزینه، اقتصادی بودن
cost efficient : توجیه پذیر از نظر هزینه
cost elements : عوامل بهای تمام شده
cost elements, factors of cost, elements of cost : عوامل هزینه
cost estimate : تخمین هزینه (بهای تمام شده)
cost forecast : پیش بینی هزینه
cost function : تابع هزینه، برآورد هزینه های یک محصول
cost hierarchy : سسله مراتب هزینه
cost identification : شناسایی هزینه
cost incurred : هزینه به وقوع پیوسته (انجام شده)
cost index, price index : شاخص قیمت
cost indifference point : نقطه بی تفاوتی بهای تمام شده
cost insurance and freight (CIF) : سیف (هزینه به ااضفه بیمه به اضافه کرایه حمل)
cost insurance and freight price (CIF) : قیمت سیف
cost management system (CMS) : سیستم مدیریت هزینه، بهای تمام شده
cost measurement : اندازه گیری هزینه (بهای تمام شده)
cost minimization : حداقل کردن بهای تمام شده
cost objective : هدف هزینه
cost of acquisition. acquisition cost : هزینه تحصیل (دریافت)
cost of capital : هزینه تامین مالی، هزینه تامین سرمایه
cost of capital rate : نرخ هزینه سرمایه
cost of carry : هزینه تامین مالی
cost of carrying : هزینه نگاهداری موجودی کالا
cost of conversion : مخارج تبدیل
cost of financing capital : هزینه تامین سرمایه
cost of goods available for sale : بهای تمام شده کالای آماده برای فروش
cost of goods manufactured : بهای تمام شده کالای ساخته شده (تولید شده)
cost of goods sold (COGS) : بهای تمام شده کالای فروش رفته
cost of goods sold budget : بودجه قیمت تمام شده کالای فروش رفته
cost of goods sold, cost of sales, cost of merchandise : بهای تمام شده کالای فروخته شده
cost of installation, installation cost (expense) : هزینه نصب
cost of issuing : هزینه انتشار
cost of issuing debt : هزینه انتشار بدهی
cost of living allowance : فوق العاده سختی معیشت، کمک هزینه معیشت
cost of living index : شاخص هزینه زندگی
cost of prefferred stock : بهای تمام شده سهام ممتاز
cost of protection : هزینه حمایت
cost of removal : هزینه جابجایی
cost of sales adjustment : تعدیل در قیمت تمام شده فروش، اصلاح هزینه فروش
cost of sales adjustment for estimated returns : تعدیل قیمت تمام شده
cost of sales′ adjustment (COSA) : تعدیل بهای تمام شده کالای فروش رفته
cost of service : بهای خدمت
cost of service rendered : بهای خدمت انجام شده
cost of site preparation : مخارج بعدی
cost of variance : نوسانات هزینه
cost of work certified : بهای تمام شده کار گواهی شده
cost of work finished : بهای تمام شده کار پایان یافته
cost of work in process : قیمت تمام شده کار در جریان تکمیل
cost offsets : اقلام خنثی کننده بهای تمام شده
cost or market price whichever is lower : قیمت تمام شده یا قیمت بازار هر کدام کمتر
cost or market value : قیمت تمام شده یا قیمت بازار
cost per hour : هزینه ساعتی
cost per ton : قیمت تمام شده هر تن
cost per ton-mile : هزینه هر تن مایل
cost per unit : بهای تمام شده هر واحد محصول
cost plus contract : قرارداد مبتنی بر بهای تمام شده به اضافه درصدی سود
cost plus transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات (داخلی)
cost predictions : پیش بینی هزینه
cost price : قیمت تمام شده
cost price variance : انحراف نرخ بهای تمام شده
cost principle : اصل بهای تمام شده
cost procedure : روش عمل هزینه
cost proration : تسهیم هزینه
cost realization concept : مفهوم تحقق هزینه
cost recovery method : روش بازیافت هزینه (قیمت تمام شده)
cost recovery, recovery of cost : بازیافت هزینه
cost reduction : تقلیل هزینه، کاهش بهای تمام شده
cost replacement : هزینه جایگزینی
cost structure : ساختار هزینه (ساختار بهای تمام شده)
cost sub-ledger : دفتر معین هزینه
cost summary report : گزارش خلاصه هزینه
cost tables : جداول هزینه
cost tracing : ردیابی هزینه
cost transfer : هزینه انتقال
cost trend : روند بهای تمام شده
cost types : انواع هزینه
cost unit : واحد محصول، واحد هزینه، واحد بهای تمام شده
cost unit absorption rate : نرخ جذب آحاد هزینه
cost volume profit relationship : رابطه سود، حجم و هزینه (تولید)
cost volume variance : انحراف حجم بهای تمام شده
cost, insurance and freight (CIF) : قمیت کالا، بیمه وکرایه حمل تا بندر مقصد
cost, insurance, freight and exchange variation : قیمت، بیمه، هزیه حمل و تغییرات ارز
cost, insurance, fright (C.I.F) price : قیمت کالا به اضافه هزینه بیمه و حمل
cost-benefit constraint : محدودیت (اصل) فزونی منافع بر مخارج
cost-effectiveness analysis : تجزیه و تحلیل هزینه و سود، اثربخشی
cost-plus : بهای تمام شده به اضافه مبلغی معین
cost-plus fixed fee contract : قرارداد برحسب قیمت تمام شده باضافه حق الزحمه ثابت
cost-plus pricing : قیمت گذاری براساس قیمت تمام شده باضافه درصدی به عنوان سود
cost-plus transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی برحسب چند درصد اضافه
cost-to-cost method : روش هزینه به هزینه
cost-value analysis : تجزیه و تحلیل هزینه / ارزش
cost-volume-profit (CVP) analysis : تجزیه و تحلیل رابطه بین هزینه، حجم، سود
costing : هزینه یابی
costing and pricing : هزینه یابی و قیمت گذاری
costing by-product : تعیین هزینه محصول فرعی
costing joint-product : تعیین هزینه محصول مشترک
costing method, cost system, costing system : سیستم هزینه (هزینه یابی)
costing of inventory : هزینه یابی موجودی
costing principle : اصول تعیین هزینه ها (بهای تمام شده اقلام)
costing production : تعیین هزینه تولید
costs not associated with future revenues : مخارج غیر مرتبط با درآمدهای فروش آینده
costs not associated with revenue : مخارج غیر مرتبط با درآمد
counselor, advisor,adviser, consultant : مشاور
counted cash : موجودی نقدی شمارش شده
counted cash balance : مانده موجودی نقد شمارش شده
counter : متقابل، معامله به مثل
counter credit : اعتبار متقابل
counter guarantee : ضمانتنامه متقابل
counter purchase : خرید متقابل
counter signature : امضاء دوم (تصدیق امضاء اول)
counter trade : تجارت متقابل
counter-balance, counter-weight : پارسنگ (وزن تعادل)
counter-offer : جواب پیشنهاد
counterbalancing error : اشتباه موازنه ای، اشتباهاتی که به خودی خود خنثی می شوند، اشتباهاتی که یکدیگر را خنثی می کنند
counterfeit : جعل
counterfeit money : پول جعلی
counterfeiting : ساختن نسخه جعلی
counterfoil (check) : ته چک
countermand, terminate, abolish : فسخ کردن، لغو کردن
counterparty risk : ریسک طرف مقابل
.counters (of a bank) : باجه، گیشه (بانک)
countervailing power : نیروی همسنگ
country of origin : کشور مبدا کالا
coupon : کوپن، نرخ بهره اوراق قرضه
coupon bond : اوراق قرضه بی نام، اوراق قرضه با کوپن سود تضمین شده
coupon payment : پرداخت بهره
coupon rate : نرخ بهره اوراق قرضه
couponing : کوپن بندی، جیره بندی
court of accounts : دیوان محاسبات
court of appeal : دادگاه استیناف
court of review : دادگاه تجدیدنظر
covariance : کوواریانس
covenant of equal coverage : تعهدات مندرج در اوراق قرضه
covenant, written contract : پیمان نامه، الزام و تعهد
cover for bank notes : پشتوانه اسکناس
cover note : اعلامیه پوشش خطر، برگ تامین (برگ وثیقه)، بیمه نامه موقت
coverage : شمول، پوشش، دامنه یا گستره ی موضوع، دامنه حسابرسی، پوشش ریسک به وسیله بیمه، پوشش دادن
covered by any form of insurance : تحت پوشش انواع بیمه
covered call writer : واگذاری اختیار خرید سهام
covered cost : هزینه بازیافت شده
covered investments : پوشش سرمایه گذاری ها
covering entry : ثبت کامل
covering letter : نامه توضیحی
covering note : یادداشت توضیحی، سند وثیقه
CPA uniform examination : آزمون های سراسری حسابداران رسمی آمریکا
CPD carmet : دفترچه عبور گمرکی
CR (credit) : (مخفف) بستانگار
creation of a company : ایجاد یک شرکت
creative accounting : نوعی حسابداری قانونی اما گمراه کننده
credentials : اعتبارنامه
credibility : صداقت گفتار (گواه)
credible merchant : بازرگان معتبر
credit : اعتبار، بستانکاری، اعتبار مالی
credit account : اعتبار، شهرت (مالی)
credit advice : اعلامیه بستانکار
credit agency : موسسه اطلاعات اعتباری
credit agreement : قرارداد وام (اعتبار)
credit amount : میزان اعتبار
credit and collection : اعتبار و وصول مطالبات
credit application : تقاضای گشایش اعتبار
credit available : اعتبار قابل استفاده
credit balancc : مانده بستانکار
credit balance in debtor′s ledger : مانده بستانکار در دفتر بدهکاران
credit balance on cash account : مانده بدهکار در دفتر بستانکاران
credit bank : بانک اعتباری
credit bureau : دفتر تحقیقات اعتباری ، اداره اعتبارات
credit bureau agency : موسسه تحقیقات اعتباری
credit card draft : حواله کارت اعتبار
credit ceiling : حد اعتبار، سقف اعتبار
credit control : کنتل اعتبار
credit entry : ثبت بستانکار
credit facilities : تسهیلات اعتبار (اعتباری)
credit institute : موسسه اعتباری
credit insurance : بیمه اعتبارات
credit insurance premium : حق بیمه اعتبار
credit limits : حدود اعتبار
credit line, credit worthiness : حد (خط) اعتبار
credit market : بازار اعتبار
credit money : پول اعتباری
credit note (C/N), credit memorandum,credit memo : اعلامیه بستانکار
credit policy : خط مشی (سیاست) اعتباری
credit purchase : خرید اعتباری
credit rating : رده بندی اعتباری، تعیین درجه اعتباری شرکت، میزان اعتبار
credit report : گزارش اعتباری
credit reporting agency (credit reference agency; credit rating agency) : موسسه رده بندی کننده اعتبار شرکت ها
credit reporting institution : موسسه ای که گزارش اعتباری (رده بندی) صادر می کند
credit restriction : محدودیت اعتباری
credit risk (commercial credit risk) : ریسک اعتباری، نرخ ریسک
credit risk rate of interest, day rate, daily rate : نرخ روزانه
credit sale : فروش نسیه، فروش اعتباری
credit side : طرف بستانکار
credit side of account : طرف بستانکار حساب
credit slip : فرم بستانکار
credit squeeze policy : سیاست محدودیت (مضیقه) اعتباری
credit standing : موقعیت اعتباری
credit status : وضعیت و موقعیت اعتبار
credit system : سیستم اعتباری
credit terms : شرایط اعتباردهی، مدت اعتبار
credit transaction, forward deal : معامله به وعده، معامله نسیه
credit-card sales : فروش از طریق کارت اعتباری
credit-sale agreement : عقد (قرارداد) فروش اقساط
Credit-worthiness : شایستگی اعتبار
creditable financial institution : موسسه مالی معتبر
creditor′s account : حساب طلبکار
creditor′s buffer : سرمایه ثابت شرکت غیر قابل تقسیم و کاهش
creditor(s) : بستانکاران، اعتبار دهندگان
creditors day ratio : نسبت واریز بستانکاران
creditors′ control account : حساب کنترل بستانکاران
creditors′ledger : دفتر بستانکاران
creditors′ personal ledger : دفتر شخصی بستانکاران
creditors′subsidiary ledger, accounts payable subsidiary ledeger : دفتر معین بستانکاران
creditors′ voluntary liquidation (creditors′ voluntary winding-up) : انحلال شرکت براساس درخواست طلبکاران
creditworthiness : درجه اعتبار شخص یا سازمان
criminal liability for accountants : مسئولیت کیفری حسابداران / جزائی / مخدنی
crisis : بحران
crisis situation (position) : موقعیت بحرانی
criteria : ضابطه ،مبنا
critical accounts : حساب های بحرانی
critical areas : مواضع بحرانی
critical control method : روش کنترل انتقادی
critical error : اشتباه حساس
critical event theory of revenue recognition : تئوری رویداد اساسی شناسایی درآمد
critical material : مواد مهم
critical observation : اظهار عقیده انتقادی
critical path : مسیر بحرانی
current portion of long-term loan : حصه جاری وام طویل المدت
current portion, current maturities : حصه جاری
current position of the company : موقعیت جاری شرکت
current purchasing power accounting : حسابداری (برمبنای) قدرت خرید ثابت
current rate of yield : نرخ جاری بازده
current ratio (working-capital ratio) : نسبت جاری
current replacement cost : ارزش (بهای تمام شده) جایگزینی
current reproduction cost : هزینه جاری تولید مجدد
current sources, current funds : منابع جاری
current value (current cost; current proceeds, current exit value; expected exit value; or present value) : ارزش جاری
current year : سال جاری
current yield to maturity : بازده جاری تا سررسید، ارزش جاری
current yield, current return (coupon yield) : بازده جاری (بهره)
current-cost depreciation : استهلاک بر مبنای ارزش فعلی دارایی ها
current-cost operating profit : سود عملیاتی مبتنی بر ارزش کنونی اقلام
curtailed cost (expense) : هزینه کاسته شده
curtailed sampling : نمونه گیری منقطع
cushion bond : اوراق قرضه با مصرف
custodian : امین، سرپرست، نماینده مجاز
custodian account : حساب اسناد اخمانت بانکی
custody : نگهداری، امانت داری
custody (of goods) : حفاظت و نگهداری کالا
custom duties : عوارض (تعرفه های) گمرکی
customable goods : کالاهای مشمول حقوق و عوارض گمرگی
customer : مشتری
customer accounts receivable : حساب های دریافتنی از مشتریان
customer attributes : ویژگی های مشتری
customer complaints : شکایت های مشتریان
customer costing system : سیستم هزینه یابی مشتری
customer default : نقض قرارداد به وسیله مشتری یا خریدار
customer service : خدمات پس از فروش
customer statement : صورت حساب شتری
customer′s deposit : سپرده مشتریان
customer′s prepayment : پیش پرداخت مشتریان
customers′ advance or deposits receivabies : پیش دریافت یا سپرده های دریافتی از مشتریان
customers′ ledger : دفتر (معین) مشتریان بدهکاران
customs : گمرک
customs agency : نمایندگی گمرک
customs approved routes : راههای گمرکی (راههای مجاز)
customs broker : حق العملکار گمرکی، واسطه گمرکی
customs charge : هزینه گمرکی
customs clearance : ترخیص از گمرک
customs cleared : ترخیص شده از گمرک
customs clearing agent : نماینده ترخیص گمرکی
customs commisioner : کمیسیونر گمرکی، حق العمل کار گمرکی
customs compound : محوطه گمرکی
customs control : نظارت گمرکی / کنترل گمرکی
customs cooperation council (CCC) : شورای همکاری گمرکی
customs declarations : اظهارنامه گمرکی
customs department : دایره گمرک
customs drawback : برگشت حقوق گمرکی
customs duties : حقوق گمرکی
customs entry, bill of Entry : اظهارنامه گمرکی
customs formalities : تشریفات گمرکی
customs fraud : تقلب گمرکی / تخلف گمرکی
customs frontier : مرز گمرکی
customs house : گمرکخانه
customs invoice : سیاهه گمرکی، صورت خرید یا صورت کالاهای فرستاده شده با مهر کنسولگری کشور مقصد، صورتحساب گمرکی
customs law : قانون گمرکی
customs maritime zone : منطقه دریای گمرکی
customs offence : تخلف گمرکی، تقلب گمرکی
customs office : اداره گمرک، دفتر گمرک
customs officer : کارمند گمرک، مقام گمرکی
customs officials : مقامات گمرکی
customs regulation : مقررات گمرکی
customs removal permit : سند ترخیص، پروانه گمرکی، جواز گمرکی
customs seal : مهر و موم گمرکی (سیم و سرب)
customs surveillance zone : منطقه نظارت گمرکی
customs tariff : تعرفه گمرکی
customs tax : عوارض گمرکی
customs territory : قلمرو گمرکی
customs tranist operation : عملیات ترانزیت گمرکی
customs transit : ترانزیت گمرکی
customs union : اتحادیه گمرکی
customs value : ارزش گمرکی
customs value basis : مبنای تعیین ارزش گمرکی
customs warehousing : انبارداری گمرکی
customs warehousig procedure : روش انبارداری گمرکی
customs′duty problem : مشکل حقوق گمرکی
cut back wage (pay) : دستمزد ایام بیکاری آتی
cut off· : قطع، قطع کردن ثبت عملیات، آزمایش میان بر، تفکیک مقطع زمانی
cut off date : تاریخ قطعی (انقطاع) (مودجودی گیری، رسیدگی، حسابرسی)
cut off rate of investment : نرخ بازدارنده سرمایه گذاری
cut off the entry : قطع ثبت حساب ها (به منظور خاص)
cut-off bank statement : صورتحساب مقطعی بانک
cut-off point : حد انقطاع، حد قابل گذشت
cut-off procedure : روش انقطاع عملیات، روزش میان بر
cut-off statement : صورتحساب موقت (میان دوره ای)
cut-off test : آزمون انقطاع زمانی، مقطع گیری زمان
cut-off verification : رسیدگی مقطعی، آزمون انقطاع
cutoff misstatements : تحریفات مقطع گیری زمانی
cycle : چرخه، دوره، (در جمع) ادوار
cycle approach : روش چرخه (معاملات)
cycle count : شمارش ادواری موجودی کالا
cycle of business : دوره کسب ، چرخه تجارت
cycle of operations : گردش عملیات، چرخه عملیات
cycle stock : موجودی دوره ای، موجودی عادی
cycle time : زمان تکمیل یک عمل تولیدی
cycic stock check : کنترل ادواری موجودی
cyctical baJanced budget : بودجه متوازن ادواری
cyclical budget : بودجه ادواری
cyctical pJan : آِمون چرخه ای ادواری
cyclical pricing : قیمت گذاری ادواری
daily cash payment : پرداخت نقدی روزانه
daily cash reconciliation : تطبیق روزانه صندوق
daily purchases in accounts payable ratio cost ratio : نسبت بهای تمام شده
daily sales in receivables : فرو شروزانه قابل وصول
daily time card : کارت اوقات کار روزانه
daily time records : ثبت اوقات کار روزانه
daisy chain : چندین بار خرید و فروش یک دسته از اقلام
damage cost : هزینه خسارت
data acquisition and control : گردآوری و کنترل اطلاعات
data collection sheets : برگه های ثبت داده ها
data collection techniques : روش های جمع آوری داده ها
data communication : مخابره اطلاعات
data financial information : مجموعه اطلاعات مالی
data freight receipt : رسید آماری حمل
data integrity maintenance (DIM) : مصون سازی یک پایگاه داده ها از تحریف های تصادفی یا عمدی
date of acceptance : تاریخ قبولی
date of acquisition : تاریخ تحصیل، تاریخ مالکیت
date of authorising financial statements for issue : تاریخ تصویب صورت های مالی
date of completion, date of practical completion : تاریخ پایان کار
date of effect, effective date,date of entry : ثبت (دفاتر)
date of grace : تاریخ مهلت
date of issuance / issuing : تاریخ صدور
date of order, date of practical completion : تاریخ سفارش
date of practical completion : تاریخ عملی پایان کار
dated securities : اوراق بهادار تاریخ دار
dating and reissuance : تاریخ گذاری و صدور (انتشار مجدد)
day by day control, over expenses (costs) : کنترل روزبروز (روزانه)
day of cancellation : تاریخ فسخ
day-end balance : مانده آخر روز
day-end balance sheet : ترازنامه آخر روز
days of charge : مهلت ادای دین
days of sickness, sick days : روزهای بیماری
de-recognition : برگشت شناسایی
dead account : حساب راکد ، حساب بدون گردش
dead file, dead record : بایگانی راکد
dead lock : بن بست
dead stock : سرمایه بیکار، کالای بنجل
dead weight (DW) load factor : ظرفیت بارگیری (شامل وزن کلیه کالاها، مسافرین، کارکنان، مواد سوختی، مصرفی، آب و روغن و غیره)
deadlock : بن بست
deal, dealing, transaction, trade : معامله، بستن یک قرارداد، اندازه
debenture capital : سرمایه ناشی از فروش اوراق قرضه
debenture issued at a deficit : اوراق قرضه منتشره به کسر
debenture stock (debenture) : سهم قرضه (بدون تاریخ ولی دارای تعهد پرداخت)
debit advice : اعلامیه بدهکار
debit balance : مانده بدهکار در دفتر بستانکاران
debit card : کارت بدهکار
debt collection : وصول بدهی
debt collection agency : موسسه وصول مطالبات
debt collection for realisation : وصول طلب با نقد کردن وثیقه
debt conversion : تبدیل بدهی
debt discount : کسر اوراق قرضه، تخفیف بدهی
debt factoring : فروش مطالبات، فروش دین، واگذاری مطالبات
debt financing : تامین (مالی) بدهی
debt-coverage ratio : نسبت پوشش بدهی
debtor collection period (average collection period) : متوسط دوره وصول مطالبات
debtors control account : حساب کنترل بدهکاران
debtors follow-up actions : اعمال تعقیبی بدهکاران
decay : نقصان، کاهش
deceased account : حساب متوفی (شخص فوت شده)
deceased partner : شریک متوفی
deceased partner account : حساب شریک متئوفی
decentertized system : سیستم غیر متمرکز
decentralization : عدم تمرکز، تمرکززدایی
decentralize : تفویض اختیار به رده های پایین تر
decentralized budget : بودجه غیر متمرکز
decentralized buying : خرید غیر متمرکز
decentralized organization : سازمان غیر متمرکز
deception, fraud, fraudulent : تقلب، سوء استفاده، کلاه برداری
decile : یک دهم
decision center : مرکز تصمیم گیری
decision guidelines : رهنمودهای تصمیم گیری، دستورالعمل تصمیم گیری
decision interval : فاصله تصمیم گیری
decision makers : تصمیم گیرندگان
decision making : تصمیم گیری، اتخاذ تصمیم
decision making process : فرآیند تصمیم گیری
decision model approach : رویکرد / مدل تصمیم گیری
decision rule : قاعده تصمیم گیری
decision structure : ساختار تصمیم
decision support systems (DSS) : سیتسم های تسهیل کننده فرایند تصمیم گیری
decision symbol : نشانه تصمیم گیری
decision table : جدول تصمیم گیری
decision theory : تئوری تصمیم
decision to buy or lease : تصمیم خرید یا اجاره
decision to produce or buy : تصمیم ساخت یا خرید (کالا، ماشین)
dccision tree : درخت تصمیم گیری
decision tree analysis : تجزیه و تحلیل درخت تصمیم گیری
decision-marking cost : هزینه تصمیم گیری
decisive analysis : تجزیه و تحلیل قاطع
deck : عرشه کشتی
deck cargo : بار روی عرشه
deck load : ظرفیت عرضه
declarant : اظهار کننده، بیان کننده
declaration : اعلام، اعلامیه، اظهاریه
declaration form : فرم اظهارنامه
declaration of arrival or departure : اظهارنامه ورود یا خروج
declaration of dividend : اعلام سود تقسیمی
declaration of interest : اعلام بهره
declaration of origin : اظهارنامه مبدا
declaration of solvency : اعلام توان واریز دیون
declare the goods : اظهار کردن کالا (به گمرک)
declared capital = stated capital : سرمایه اعلام شده
declared dividend : سود سهامی اعلام شده، سود تقسیمی که به صورت رسمی به وسیله هیئت مدیره اعلام شود.
declassified cost : تعیین مجدد بهای اقلام تشکیل دهنده یک محصول
decline : کاهش ارزش
declining method : روش نزولی
declining rate : کاستن نرخ
declining-balance method of depreciation : استهلاک به روش مانده نزولی
decommissioning cost : هزینه های قطع فعالیت
decrease endorsement : تصدیق یا تایید کاهش
decrease in assets : کاهش داراییها
decrease in working capital : کاهش در سرمایه در گردش
decreasing cost : هزینه (قیمت تمام شده) نزولی
decreasing rate : نرخ نزولی
decrement : کاهش نسبت به مبنا
decremental cost : بهای تمام شده تفاضلی
deducbble : مبلغ قابل کسر، فرانشیز بیمه
deduction : (منطق) استنتاج، از کل به جزء رفتن، کم کردن هزینه از درآمد
deduction at source : کسر در منبع (مالیات)
deduction from gross income : کم کردن هزینه ها از درآمد ناخالص
deductions from earning of employees : کسور مربوطه به درآمد کارکنان
deductions from net income : کم کردن از سود خالص
deductions made of wages : کسورات دستمزد
deed of convenant : تعهد، عمل مربوط به تعهد، تعهدنامه
deed, document, bond, bill, instrument : سند رسمی، قباله
deep discount : کسر بسیار زیاد اوراق قرضه
deep discount or zero-coupon bonds (notes) : اوراق قرضه / اسناد بدون بهره یا با تخفیف هنگفت
defalcation : اختلاس، کلاهبرداری
default by subscribers : قصور (پرداخت) پذیره نویسان
default by the principal : نکول توسط واگذارنده
defeasance : تسویه پیش از موعد
defeasance clause : شرط ابطال، شرط لغو
defeasance provision : شرط ابطال، شرط فسخ
defect : نقص، عیب
defective accounts : حساب های نادرست
defective units : واحدهای معیوب
defences : مدافعات ، دفاعیات
defensive stocks : سهام تدافعی، سهام مقاوم، سهامی که تغییرات قیمت آنها از تغییرات متوسط بازار کمتر است.
deferred (revenue, income, credit) revenue collected in advance : پیش دریافت درآمد، درآمد انتقالی به دوره های آینده
deferred cash payment : پرداخت نقدی معوق
deferred charge : مخارج انتقالی به دوره های آتی، پیش پرداخت هزینه، هزیه های انتقالی
deferred compensation : حقوق و مزایای انتقالی به دوره های آتی
deferred compensation plan : طرح پرداخت آتی
deferred consideration agreement : قرارداد مربوط به تاخیر انداختن پرداخت وجه
deferred contract premium : صرف پیمان انتقالی به دوره آتی
deferred cost (expense) : هزینه دوره های آتی (هزینه معوق)
deferred cost of goods sold : قیمت تمام شده انتقالی کالای فروش رفته
deferred cost of purchases : هزینه سنوات آتی خرید
deferred credit (deferred liability) : پیش دریافت، درآمد انتقالی به دوره های آتی
deferred creditor : طلبکار تاجر ورشکسته
deferred credits or revenue : درآمدهای انتقالی به دوره های آتی
deferred expense = deferred charge;prepaid expense : پیش پرداخت هزینه، هزینه معوق
deferred income : پیش دریافت درآمد، درآمد معوق
deferred income tax : مالیات بر درآمد دوره آتی، انتقالی به دوره بعد
deferred interest income : درآمد بهره انتقالی یا معوق
deferred payment credit : اعتبار برای پرداخت های معوق
deferred payment project (pIan) : طرح پرداخت مدت دار
deferred repairs = deferred maintenance : ذخیره تعمیرات
deferred tax credit : اعتبار مالیاتی انتقالی (به دوره های بعد)
deferred tax, back duty : مالیات معوق، مالیات انتقالی به دوره های آتی
defferential income : درآمد تفاضلی (درآمد فروش، مبنای هزینه متغیر)
deficiency account or statement : حساب (صورتحساب) غرما
deficiency,shortage shorts : کمبود، کسری، عیب و نقص
deficient in money : بی پول
deficit, shortage : کسری، کمبود، زیان
defined contribution : سهم بازنشستگی
definite income : درآمد قطعی
deflation cost : هزینه ضد تورم
defunct company : شرکت ورشکسته یا منحل شده
defunct company, Iiguidated company : شرکت منحله
degree of combined leverage (DCL) : درجه اهرم ترکیبی
degree of completion : درجه تکمیل
degree of correspondence : درجه (میزان) انطباق
degree of financial leverage (DFL) : درجه اهرم مالی
degree of focus : درجه تمرکز
del credere : ضمانت فروشنده، تضمین اعتبار
del credere agent : حق العمل کار ضامن، عامل فروش که بدهی خریدار را تضمین می کند
delay of cash outflow : عقب انداختن جریان نقدی خروجی
delayed income : درآمد معوقه
delayed recognition : شناسایی با تاخیر
delivered price : قیمت تحویل تا بندر
delivery carrier : کشتی حمل کننده
delivery charge, carrying charge : هزینه حمل و نقل انتقالی به دارائی
delivery notice : یادداشت مربوط به تحویل
delivery of health care, health care delivery, provision of heahh care : ارائه خدمات درمانی
delivery receipt : رسید تحویل کالا
delivery services : خدمات تحویل کالا
delivery to dock : تحویل بارانداز، تحویل اسکله
demand cost : هزینه عندالمطالبه (بر طبق تقاضا)
demand curve : منحنی تقاضا
demand function : تابع تقاضا
demand oriented pricing : قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
demanding, claimable : مورد مطالبه
demise charter : اجاره دربست کامل
demurage charge : هزینه جریمه تاخیر (کشتی ، کامیون)
denominator variance = volume variance : انحراف مبنای جذب سربار
department cost : هزینه دایره (هزینه بخش)
department cost summary : خلاصه هزینه دایره (اداره)
department, bureau, section : اداره (دایره، بخش)، بخش، واحد مستقل از سازمان
departmental accounting : واحد مستقل
departmental accounts : حساب های دوایر
departmental actual overhead : سربار واقعی دوایری
departmental cost of production report : گزارش هزینه تولید دوایر
departmental direct cost : هزینه مستقیم دایره ای (هر دایره)
departmental distnbution of cost : توزیع هزینه به دوایر
departure from historical cost : انحراف از بهای تمام شده تاریخی
dependent′s allowance : فوق العاده عائله تحت تکفل
depleted cost : باقیمانده دارایی پس از کم کردن
depletion accounting : روش محاسبه ی استهلاک منابع طبیعی
depletion allowance : ذخیره تهی شدن (استهلاک) مخازن و منابع طبیعی
depletive stock : موجودی کالای نقصان پذیر
deposit account : حساب سپرده
deposit checks : چک های واگذار شده به بانک
deposit claims : مطالبات سپرده ای
deposit insurance : بیمه سپرده
deposit on letter of credit : سپرده اعتباری اسنادی
deposit receivable : سپرده دریافتنی
deposit, fiduciary, trust funds : امانت، سپرده
depository receipt : رسید بانک
depository trust company (DTC) : شرکت سپرده امانی
depreciable : قابل استهلاک، استهلاک پذیر
depreciable amount : مبلغ قابل استهلاک
depreciable asset : دارایی استهلاک پذیر (در منابع طبیعی)
depreciable cost : بهای تمام شده مشمول استهلاک، بهای تمام شده استهلاک پذیر
depreciate : مستهلک کردن
depreciated asset : دارایی مستهلک شده
depreciated book value : ارزش دفتری مستهلک شده
depreciated cost : بهای تمام شده منهای استهلاک انباشته
depreciated cost (depreciated value) : خالص ارزش دفتری دارایی
depreciated cost, unamortized cost,amortized cost : بهای تمام شده مستهلک شده
depreciated original cost : بهای تمام شده اولیه منهای استهلاک انباشته
depreciated replacement cost : بهای جایگزینی مستهلک شده
depreciated value : ارزش دفتری، بهای تمام شده مستهلک شده
depreciation : استهلاک، کاهش پیاپی
depreciation adequacy : تخصیص درست استهلاک انباشته
depreciation adjustment : تعدیل استهلاک
depreciation base (basis) : مبنای استهلاک
depreciation couble-declining balance (DDB) : استهلاک مانده نزولی مضاعف
depreciation funds invested : وجوه استهلاکی سرمایه گذاری شده
depreciation funds, sinking funds : وجوه استهلاکی سرمایه گذاری شده
depreciation method : روش استهلاک
depreciation privision on (ot) asset : ذخیره استهلاک دارایی
depreciation provision : ذخیره استهلاک
depreciation rate (ratio) : ضریب استهلاک، نرخ استهلاک
depreciation recapture : بازیافت استهلاک
depreciation reserve : اندوخته استهلاک
depreciation reserve funds : وجوه اندنوخته استهلاکی
depreciation reserve ratio : ضریب اندوخته استهلاک
depreciation taken into account : استهلاک به حساب منظور شده
depreciation written off : استهلاک منظور شده (به هزینه برده شده)
depreciation, amortization : کاهش ارزش ، مستهلک کردن
depression, recession, recession : کسادی، رکود خفیف، افت و پس نشست تولید و تجارت و تجارت اشتغال
deputy chairman : نایب رییس هیات مدیره
deputy director : قائم مقام مدیر
derelict asset (property), abandoned asset : دارایی متروک (بی صاحب)
derivation product : محصول مشتق (فرعی)
derivative financial instruments, derivative securities : اوراق بهادار (ابزار مالی) مشتقه
derived product : محصول مشتق (شده)
derogation clause : شرط فسخ
descending tops : سیر نزولی
descent : تحصیل اموال شخص مرده که وصیت نکرده است
description of goods : مشخصات کالا
description of goods purchased : مشخصات کالای خریداری شده
description, specification : شرح مشخصات، توضیح، توصیف، تشریح
descriptive approach : روش (رویکرد) توصیفی
descriptive captions : عنان های توصیفی
descriptive model : الگوی توصیفی
descriptive statistics : آمار توصیفی
descriptive theory = positive theory : تئوری اثباتی
design of products-services or processes : طراحی محصولات، خدمات یا فرایندها
desirability, adequacy : مطلوبیت
desk check : کنترل عینی گردش کار برنامه
detail account : حساب تفصیلی
detail accounting : حسابداری تشریحی (جزء به جزء)
detail of account : ریز حساب
detail of working capital : صورت ریز سرمایه در گردش
detailed account : دفتر معین، حساب مشروح (حاوی جزئیات)
detailed accounting : حسابداری تفصیلی
detailed calculation : محاسبه به ریز
detailed checking : رسیدگی به ریز (کامل)
detailed guidance : رهنمود تفصیلی
detailed income statement : صورتحساب سود و زیان به شکل تفصیلی
details as per attached sheet : جزئیات طبق ورقه پیوست
detect : تفتیش، بازرسی، کشف
detection control : کنترل های کشف
detection risk : ریسک عدم کشف تحریفات
detective controls, transfer controls : کنترل های اکتشافی
deteriorating economic positions : اوضاع نابسامان اقتصادی
developing countries : کشورهای در حال توسعه
development and research cost : هزینه توسعه و تحقیق
development project : پروژه عمرانی
deviation rate occurrence rate,exception rate : ضریب انحراف
difference estimation : برآورد تفاضلی، برآورد اختلاف
different fiscal periods : دوره های مالی متفاوت
different levels of production : سطوح مختلف تولید
differential cost analysis : تجزیه و تحلیل بهای تمام شده تفاصلی
differential cost items : اقلام تفاضلی بهای تمام شده
differential costing : هزینه یابی تفاضلی (نهائی)
differential pricing : عرصه یک نوع کالا با قیمت های متفاوت
dificiency, shortage, deficit, short : کمبود، کسری، عیب و نقص
diluting securities : اوراق بهادار تقلیل دهنده
diminishing return, decreasing return : بازده نزولی (رو به کاهش)
diminishing-balance method (reducing-balance method) : روش مانده نزولی (در استهلاک)
direct (wages-labor) : دستمزد مستقیم، نیروی کار مستقیم
direct access storage devices (DASD) : انبارهای دسترسی مستقیم
direct advertising expenditures : هزینه های تبلیغ مستقیم
direct allocation : تخصیص مستقیم
direct aJlocation basis of apportionment : رش (تخصیص مستقیم) در تسهیم
direct allocation method : روش تخصیص مستقیم (در تسهیم)
direct and indirect tax : مالیات مستقیم و غیرمستقیم
direct approach : روش (رویکرد) مستقیم
direct assessment method : روش سنجش مستقیم
direct charges (expenses) : مخارج مستقیم
direct cost : بهای تمام شده مستقیم, هزینه مستقیم
direct cost pricing : قیمت گذاری بر حسب هزینه مستقیم
direct cost system : روش هزینه یابی مستقیم
direct data entry : ثبت مستقیم داده ها
direct debit : حق برداشت مستقیم، دستور برداشت مستقیم
direct departmental charges : هزینه های مستقیم دوایر
direct division of medical care : بخش درمان مستقیم
direct entry method : روش ثبت مستقیم
direct estimation : برآورد مستقیم
direct evidence : شواهد مستقیم
direct factory cost : هزینه مستقیم کارخانه
direct factory overhead : هزینه سربار مستقیم کارخانه
direct financial interest : منافع مالی مستقیم
direct financing : تامین مالی مستقیم، مستقیم تدارک مالی
direct holdings : سرمایه گذاری های مستقیم
direct hour : ساعت کار مستقیم، ساعت ماشین، ساعت استاندارد
direct inventory reduction method : روش کاهش مستقیم ارزش موجودی
direct labor : کار مستقیم، دستمزد مستقیم
direct labor efficiency variance : انحراف کارآیی کار مستقیم، انحراف کارآیی
direct labor hour rate : نرخ ساعتی کار مستقیم
direct labor hours (DLH) : ساعات کار مستقیم
direct labor idle-time variance, idle times variance : انحراف اوقات بیکاری
direct labor rate variance : انحراف نرخ کار مستقیم، انحراف نرخ دستمزدد مستقیم
direct labor total variance : جمع انحراف کار مستقیم، انحراف کل کار مستقیم
direct labor variance : مغایرت کار مستقیم
direct labour cost (direct wages) : دستمزد مستقیم
direct labour efficiency variance (labour efficiency variance) : انحراف کارایی دستمزد مستقیم
direct labour hour rate (labour hour rate) : نرخ دستمزد هر ساعت کار مستقیم
direct labour rate of pay variance (labour rate variance) : انحراف نرخ دستمزد
direct liability : بدهی مستقیم
direct machine hours : ساعات کار مستقیم ماشین
direct manufacturing costs : هزینه های مستقیم ساخت
direct material : مواد مستقیم
direct material cost : بهای تمام شده مواد مستقیم
direct material price variance : انحراف قیمت مواد مستقیم، انحراف نرخ مواد مستقیم
direct material usage budget : بودجه مصرف مواد مستقیم
direct material(s) mixture variance : مغایرت ترکیبی مواد مستقیم
direct material(s) price variance : مغایرت قیمت مواد مستقیم
direct material(s) usage variance : مغایرت مصرف مواد مستقیم
direct material(s) variance : مغایرت هزینه مواد مستقیم
direct materials : مواد مستقیم، مواد اولیه
direct materials budget : بودجه مواد مستقیم
direct materials cost : هزینه مواد مستقیم، هزینه مواد اولیه
direct materials cost variance : انحراف خالص مواد خام
direct materials mix variance : انحراف مواد مستقیم به قیمت استاندارد
direct materials price variance : انحراف قیمت مواد مستقیم
direct materials quantity variance : انحراف مقدار مواد مستقیم
direct materials stocks (direct materials inventory) : موجودی مواد مستقیم
direct materials total cost variance : انحراف کل هزینه مواد مستقیم، مجموع انحراف قیمت مواد مستقیم و انحراف مصرف مواد مستقیم
direct materials usage variance : انحراف مصرف مواد مستقیم
direct materials yield variance : انحراف بازده مواد مستقیم
direct overhead : سربار مستقیم
direct overhead cost, direct overhead : هزینه سربار مستقیم
direct payment : پرداخت مستقیم
direct posting : نقل و انتقال مستقیم
direct production cost of sales : هزینه فروش تولید مستقیم
direct sales cost : هزینه های مستقیم فروش
direct shipment : حمل مستقیم
direct substantive tests : آزمون های مستقیم محتوا
direct tax. : مالیات مستقیم
direct tax. rate : نرخ مالیات مستقیم
direct taxation act, direct tax law(act) : قانون مالیات های مستقیم
direct test of financial balances : آزمون مستقیم مانده ها
direct tracing : ردیابی مستقیم
direct valuation : ارزشیابی مستقیم
direct variable : متغیر مستقیم
direct variable cost : هزینه متغیر مستقیم
direct wage rate variance : انحراف دستمزد مستقیم
direct wage variance, labor rate variance : اننحراف نرخ دستمزد مستقیم
direct wage(s) cost, direct labor cost : هزینه دستمزد مستقیم
direct wages : دستمزد مستقیم (هزینه)
direct worker : کارگر مستقیم
direct write down method : روش تقلیل مستقیم
direct write off : حذف کردن مستقیم
direct write-off method : روش حذف مستقیم
direct -effect illegal acts : اعمال غیر قانونی دارای اثر مستقیم
directed sample selection : انتخاب جهت دار (هدفمند) نمونه
directing : هدایت
directive : خط مشی، دستورالعمل
directive controls : کنترل های دستوری
directly costs : مخارج مستقیم
director general, general manager : مدیر کل
director production cost of sales : بهای تمام شده کالای فروش رفته
director′s attendance book : دفتر حضور و غیاب مدیران
director′s remuneration (director′s emoluments) : کل دریافتی مدیران ارشد یک شرکت طی سال
director′s report : گزارش هیات مدیره
directors′ circular : بخشنامه مدیران
directors′ minute : صورت جلسه مدیران
directors′ report, report of directors : گزارش مدیران
disability charge : غرامت نقص عضو, غرامت از کار افتادگی
disability compensation : غرامت از کار افتادگی
disability insurance : بیمه از کار افتادگی
disaggregated cost : تجزیه یک قلم هزینه به اجزای تشکیل دهنده آن
disaggregation of financial data : جداسازی اطلاعات مالی
disbursement cash disbursement, cash payment : پرداخت نقدی (خرج نقدی)
disbursement office : اداره پرداخت نقدی
discharge, discharging : پرداخت، تادیه بدهی
discharged bill : برات پرداخت شده
discharged employee : کارمند اخراجی
discharged statement, unpaid statement : صورتحساب پرداخت نشده
discharging berth, discharging wharf : اسکله تخلیه
discharging wharf : بندر محل تخلیه
disciplinary body : نهاد انضباطی
disciplinary regulations : مقررات انضباطی
discipline : انضباط
disclaim an account : حسابی که توسط حسابرس تایید نشده است
disclaimer of opinion, denial of opinion : امتناع از اظهارنظر، عدم اظهارنظر
disclaimer report : گزارش عدم تایید حسابرسی
disclose : آشکار کردن چیزی که نهفته است (افشا کردن)
disclosed reserve : اندوخته آشکار
disclosure : افشای اطلاعات
disclosure checklist (index) : فهرست موارد افشاء
disclosure guidelines : رهنمودهای افشاء
disclosure in financial reporting : افشار در گزارشگری مالی
disclosure of accounting policies : افشاء خط مشی های حسابداری، افشاء رویه های مالی
disclosure of facts : افشای حقایق
disclosure of financial policies : افشای رویه های مالی
disclosure of replacement cost information : افشای اطلاعات بهای جایگزینی
disclosure of segments of an enterprise : افشای اطلاعات قسمت های احد تجاری
disclosure principle, principle of disclosure : اصل افشا، اصل افشاء حقایق
disclosure requirements : ضرورت های افشا
discontinued operations : عملیات متوقف شده
discount : تخفیف، تنزیل، کسر اوراق قرضه
discount allowed : تخفیف اعطایی به مشتریان
discount and premium amortization of bonds : استهلاک کسر و صرف اوراق قرضه
discount bond : اوراق قرضه با کسر
discount earned : تخفیف دریافتی
discount factor (present-value factor) : عامل تعیین کننده ارزش فعلی (تخفیف، تنزیل)
discount forfeited : تخفیف نقدی استفاده نشده
discount house : موسسه تنزیل کننده
discount lost : از دست دادن تخفیف
discount market : بازار تنزیل
discount on bonds : تخفیف اوراق قرضه
discount on goods : تخفیف (روی کالا)
discount on notes payable : تنزیل اسناد پرداختنی
rdiscount on stock, share discount, stock (shares) discount : کسر سهام
discount payable, discount paid : تخفیف پرداختنی
discount period : دوره تخفیف
discount rate, rate of discount : نرخ تخفیف، نرخ تنزیل
discount received : تخفیف داده شده
discount sheet : ورقه (برگه) تخفیف
discount statement : صورتحساب تخفیف (تنزیل)
discount value : ارزش فعلی جریان های نقدی آتی
discount without recourse : تنزیل بدون حق رجوع
discount yield : بازده ناشی از تخفییف قیمت
discount(ing) : تنزیل
discount(s) lost : تخفیف از دست رفته
discount, allowance : تخفیف
discount, deficit, shortage : کسر سهام
discount, give a discount : تخفیف دادن، به ارزش حال درآوردن
discounted : تنزیل شده (به ارزش روز درآوردن)
discounted cash flow : تنزیل گردش وجوه، جبران نقدینه تنزیل شده
discounted cash flow (DCF) : ارزش فعلی جریان های نقدی، جریان های نقدی تنزیل شده
discounted cash flow methods : رش های تنزیل (گردش وجوه، وجوه نقد)
discounted cash flows : جریان نقدینه تنزیل شده
discounted pay back : استرداد وجه با ارزش روز
discountec;l present value : ارزش فعلی تنزیل شده
discounted value : ارزش تنزیل شده
discounted value of bills : ارزش تنزیلی برات
discounting : تنزیل
discounting a note receivable : تنزیل (کردن) سند ریافتنی
discounting future earnings : تنزیل درآمدهای آتی
discounting notes receivable : تنزیل (کردن) اسناد دریافتنی
discountstrade : تخفیفات مقداری، تخفیفات تجاری
discovery period : (بیمه) دوره بازیافت، مهلت زیان یابی
discrete random variable : متغیر تصادفی ناپیوسته
discrete variate : متغیر تصادفی ناپیوسته
discreteloss : زیان غیر مستمر
discretion cost : هزینه اختیاری
discretionary order : سفارش تحت کنترل، سفارش اختیاری
discretionary trustee : امین مختار
discriminatory duty : حقنوق گمرکی تبعیضی
disenfranchise : سلب حق
dishonored accountant : حسابدار بی صلاحیت
dishonored cheque : چک نکولی
dishonored notes receivable : اسناد دریافتنی نکول (واخواست)( شده
dishonour cheque, cheque without found, crossed cheque : چک بی محل، چک مسدود
dismantling cost : هزینه پیاده کردن اجزاء (ماشین)
dismissal pay, severance pay : پرداخت مزد انفصال خدمت
dispatch : حمل سریع کالا
dispatch order : سفارش حمل سریع
dispatch(ing) money : پاداش سرعت کار (در حمل نقل)
dispatch(ing), (to) hand over : فرستادن، ارسال
dispatcher, sender : فرستنده
disposals account : حساب اموال واگذار شده، حساب فروش دارایی های ثابت
disposition of variances : بستن انحرافات
disqualification of accountant : عدم صلاحیت حسابدار
dissimilar activities : فعالیت های غیر مشابه
dissolution of a joint stock company : انحلال شرکت سهامی
dissolution of company : انحراف شرکت
dissolution of limited companies : انحلال شرکت های سهامی
distress merchandise : کالای معیوب (خراب)
distributable (profit-income), profit available for distribution : سود قابل توزیع
distributer′s cooperative society : شرکت تعاونی توزیع
distribution (cost-expense-overhead) : هزینه توزیع
distribution discount : تخفیف توزیع (به فروشندگان)
distributor discount : تخفیف ویژه توزیع کننده
diversification : تنوع بخشیدن به فعالیت های شرکت، گسترش دادن دامنه فعالیت ها
diversification across industry : تنوع بخشی در حوزه صنعت
dividend control (dividend limitation) : محدود کردن مبلغی سود تقسیمی به سهامداران
dividend coverage ratio : نسبت پوشش سود سهام
dividend decision : تصمیمات مربوط به تقسیم سود
dividend declared : سود سهام اعلام شده
dividend declared and unpaid : سود سهام اعلام شده و پرداخت هنشده
dividend on common stocks : سود سهام عادی
dividend policy : سیاست تقسیم سود
dividend preferences : اولویت های سود سهام
dividend receivable : سود سهام دریافتنی
dividend received : سود سهام دریافت شده (دریافتی)
dividends declared, declared dividend : سوم سهام اعلام شده
dividends payable in stock : سود سهمی پرداختنی
division, segment, section, sector : بخش، بخش مستقل
divisional cost : هزینه تسهیمی (تقسیمی)
divisional profit accounting : حسابداری سودبخشی مراحل
dlinquent accounts receivable : مطالبات معوق
do not reduce (DNR) : قیمت تعیین شده را کاهش ندهید
dock charge : هزینه باراندازی
dock warrant : رسید انبار بارانداز
dock, quay, Jetty, wharf, wet dock : بارانداز، اسکله
dockage : عوارض لنگر انداختن، حق باراندازی
doctrines : عقاید، نظریات، دکترین
document : سند، مدرک
document against payment (DIP) : سند در مقابل پرداخت
document in proof : دلیل مستند
document of title : سندد مالکیت
documenta against : تحویل اسناد در مقابل قبول نویسی
documentary : اسنادی، سندی، مدرک دار
documentary bill of exchange : برات اسنادی
documentary collection : وصولی اسنادی
documentary credit(s), documentary letter of credit (documentary) : اعتبار اسنادی
documentary draft : حواله یا برات
documentary evidence : شاهد مستند، سند کتبی
documentary evidence of origin : مدرک مستند مبدا
documentary letter of credit : اعتبارنامه اسنادی
documentary, documented, formal : مستند
documentation : مستندسازی تهیه سند
documents against acceptance : تسلیم اسناد در مقابل قبولی برات
documents against payment : تسلیم اسناد در مقابل پرداخت
documents flow chart : نمودار گردش اسناد، نمودار خط سیر اسناد
documents payable : اسناد پرداختنی
domestic market : بازار داخلی
domicile (domicil) : کشور مبدا یا محل تولد شخص، اقامتگاه
domicile of a bill. : محل پرداخت برات یا حواله
domiciled bill : برات با تعیین محل پرداخت
draw (a check) : چک کشیدن ، صادر کردن چک
draw up a declaration / fill in the declaration : تنظیم کردن اظهارنامه
draw up a process verbal : تنظیم کردن صورت مجلس
drawback : پس گرفتن، برگشت حقوق گمرکی
drawing account : حساب برداشت
dual aspect concept : مفهوم دو طرفه بودن حساب ها
dual aspect entry, double entry : ثبت دو طرفه (حساب)
dual control : نظارت دو جانبه، کنترل مضاعف
dual pricing solution : راه حل قیمت گذاری دوگانه
dual professional care : اعمال مراقبت حرفه ای
dual security : اوراق بهادار تضمین شده
dual-capacity system : سیستم تفکیک وظایف
due allowance : فوق العاده مقرر
due diligence : اظهارنظر کارشناسانه، بررسی خاص موردی
due process procedure : فرایند چندگانه تدین استانداردهای حسابداری مالی
due professional care : مراقبت های تخصصی و حرفه ای
dun creditor : بستانکار سمج
duplicate confirmation : تاییدیه المثنی
duplicate disclosure : افشای مضاعف
duplicate receipt : رید المثنی
durability Of. documents : قابلیت دوام اسناد
duties of accountant, accountant duties : وظایف حسابدار
duties on buver′s account : حقوق گمرکی به حساب خریدار است
duty allowance : فوق العاده به ماموریت
duty drawback : تخفیف در تعرفه گمرکی
duty trip allowance : فوق العاده های مسافرت اداری ، فوق العاده مسافرت و ماموریت
duty, duties, excise, excise tax, toll, task : عوارض
dysfunctional behavior : رفتار غیر حرفه ای
dysfunctional decision making : تصمیم گیری غیر حرفه ای
early exercise : معامله قبل از موعد
earn-out agreement (contingent contract) : قرارداد مشرط در خرید یک شرکت
earn-out provision, subscription right (or warrant), contingent pay : پرداخت (حق الزحمه) مشروط، پرداخت احتمالی
earned (revenue-income) accrued income : درآمد تحقق یافته
earned capital : سرمایه کسب شده
earned income : درآمد تحقق یافته
earning (profit) forecast : پیش بینی سود
earning process : فرآیند کسب سود، فرآیند کسب درآمد
earnings on stockholders′ capital : عواید سرمایه سهامداران
earnings process : فرایند کسب درآمد
earnings statement = income statement : صورتحساب درآمد و هزینه، صورتحساب درآمد
earnings, proceeds, incomes : عواید، درامد
earnings-to-price ratio : نسبت سود به قیمت
easy commodity : کالای نامرغوب
econimic risk : ریسک اقتصادی
econometrics : اقتصاد سنجی
economic : اقتصادی، به صرفه، علم اقتصاد
economic (profit-income), economic earnings : سود اقتصادی
economic activity : فعالیت ا قتصادی
economic aid : کمک اقتصادی
economic analysis : تجزیه تحلیل اقتصادی
economic and financial affairs : امر اقتصادی و دارایی
economic appraisal : ارزیابی اقتصادی
economic approaches : رویکردهای (روشهای) اقتصادی
economic batch quantity : مقدار سفارش به صرفه
economic benefits : منافع اقتصادی
economic cocept of income : مفهوم اقتصادی درآمد (سود)
economic community : جامعه اقتصادی
economic consequence : پیامد اقتصادی
economic cooperation administration (ECA) : اداره همکاری اقتصادی
economic costs : هزینه های اقتصادی
economic crisis : بحران اقتصادی
economic data : اطلاعات اقتصادی
economic department : بخش اقتصادی
economic development accounting : حسابداری توسعه اقتصادی
economic earning : عایدی اقتصادی (منافع اقتصادی)
lseconomic enterprise, entity, economic entity, economic unit, enterprise : واحد اقتصادی، شخصیت اقتصادی
economic entity : واحد تجاری
economic environment : محیط اقتصادی
economic events : رویدادهای اقتصادی
economic expansion : رشد اقتصادی
economic exposure : تغییرات آینده نرخ ارز بر ارزش یک واحد تجاری
economic factors, functional : عامل تبعی یا اقتصادی
economic good : کالای اقتصادی
economic growth rate : نرخ رشد اقتصادی
economic income : سود اقتصادی
economic indicators : شاخص های اقتصادی
economic life : عمر مفید، عمر اقتصادی
economic life of asset : عمر اقتصادی دارایی
economic life of leased property : عمر اقتصادی دارایی مورد اجاره
economic loss : زیان اقتصادی
economic lot size, economic batch quantity : مقدار تولید مقرون به صرفه
economic manufacturing quantity : با صرفه ترین مقدار ساخت
economic obligations : تعهدات اقتصادی
economic order quantity (EOQ) : باصرفه ترین مقدار سفارش ، مقدار اقتصادی سفارش
economic planning : برنامه ریزی اقتصادی
economic process : فرایند اقتصادی
economic production quantity : با صرفه ترین مقدار تولید
economic purchase quantity : با صرفه ترین مقدار خرید
economic purchase quantity (EPQ) : با صرفه ترین مقدار خرید
economic rent : اجاره اقتصادی
economic report : گزارش اقتصادی
economic resource : منبع اقتصادی
economic sanction : تحریم اقتصادی
economic self-sufficiency : خودکفایی اقتصادی
economic substance : تشکیلات اقتصادی
economic system : سیستم اقتصادی
economic unit : واحد اقتصادی
economic usefu1ness : فایده اقتصادی
economic utility : سودمندی (مطلوبیت) اقتصادی
economic value : ارزش اقتصادی، ارزش فعلی جریان های نقدی مورد انتظار آینده
economic value added (EVA) : ارزش افزوده اقتصادی
economic value of the firm : ارزش اقتصادی واحد تجاری
economic wafare : جنگ اقتصادی
economic,econonny : اقتصاد
economical : اقتصادی، به صرفه، علم اقتصاد
exprected annual capacity : ظرفیت مورد انتظار سالانه
express liability, specific debt : بدهی مخصص
extended audit scope : حسابریس با دامنه گسترده
extended term insurance : بیمه تمدید شده (مدت تمدید شده)
extended trial balance : تراز آزمایشی تفکیک شده
extended trial balance : تراز آزمایش بسط داده شده، تراز آزمایشی گسترده
extended value chain : زنجیره گسترش یافته ارزش
extension of credits : تمدید اعتبارات
extennal costs : هزینه های بیرونی
external applications, external users : مصارف خارجی
external auditor = public accountant =certified public accountant : حسابرس مستقل، حسابرس خارجی
external decision makers : تصمیم گیرندگان برون سازمانی
external document : سند خارجی
external evidence : شواهد برون سازمانی
external financial reporting : گزارشگری مالی خارجی
external financial statements : صورت های مالی خارجی (برون سازمانی)
external financing, self financing : تامین مالی خارجی
external reconstruction : بازسازی برونی
external sources : منابع خارجی
external transaction : معامله با افراد خارج از سازمان
external users (of financial statement) : استفاده کنندگان خارجی با برون سازمانی
external-internal evidence : شواهد برون = درون سازمانی
extended audit scope : دامنه تفصیلی حسابرسی ، محدوده تفصیلی حسابرسی
extra charges : هزینه های اضافی
extra cost : هزینه اضافی
extra ordinary depreciation : اسهلاک غیر مترقبه
extractive industries : صنایع استخراجی
extraordinary cash flow : جریان های نقدی غیر مترقبه
extraordinary depreciation : استهلاک ناشی از فرسایش
extraordinary performance : عملکرد فوق العاده
fabrication : ساخت، کالای ساخته
face amount (or value) : ارزش اسمی، مبلغ اسمی
face value of bond : ارزش اسمی اوراق قرضه
face value, naminal value : ارزش اسمی (ظاهری)
face-to face control : کنترل رودرویی
facilities and equipment : امکانات و تجهیزات
facilities and limitations : تسهیلات و محدودیت ها
facility : وسایل و تجهیزات، اعتبار
facility fee : کارمزد، حق الزحمه
factitious statement : صورتحساب ساختگی
factitious, artificia1, forged : ساختگی
government(al) accounting : حسابداری دولتی
governmental accountlllg standards : استانداردهای حسابداری دولتی
governmental agencies : نهادهای دولتی
governmental and municipal accountlllg : حسابداری دولتی و شهرداریها
governmental purchaslllg : خرید دولتی
grace period, deadlllle : مهلت زمانی جهت رفع مواد تخطی از شرایط قرارداد، مهلت شروع بازپرداخت وام، مهلت
grade accounts, classify accounts : طبقه بندی کردن حساب ها
graduated rate structure : نرخ مالیات تصاعدی
grand father clause : حفظ اعتبار قوانین قبلی
grant related to income : کمک بلاعوض مربوط به درآمد
granting of long-term credits : اعطای اعتبار بلندمدت
granting of short-term credits : اعطای اعتبارات کوتاه مدت
graph,diagram, chart, graphic : نمودار
graphic analysis : تجزیه و تحلیل نموداری (مصور)
graphic method : روش ترسیمی (نموداری)
graphical format : شکل نموداری
greater than expected : بیشتر از حد مورد انتظار
green reportlllg (environmental accountlllg) : گزارش سبز
gross (income-earnings) : درآمد ناخالص
gross (income-profit), gross profit on sale, profit margin : سود ناخالص
gross (profit-margin) variance : سود ناویژه مغایرت (انحراف)
gross amount approach : روش ناخالص مبلغ خرید
gross cash flow : گردش نقد ناخالص
gross contribution margin : حاشیه فروش ناخالص
gross cost of goods sold : ارزش ناخالص کالای فروش رفته
gross current replacement cost : ارزش جایگزینی ناخالص
gross domestic product (GDP) : تولید ناخالص داخلی
gross domestic product at factor : تولید ناخالص داخلی به قیمت عوامل
gross earnings = gross income : درآمد (عایدات) ناخالص
gross expensiture (expense, cost) : هزینه ناخالص (خرح ناخالص)
gross income : سود ناخالص
gross marg in percentage, gross profit percentage : درصد سود ناخالص
gross margin percentage : درصد سود ناخالص
gross margin ratio (gross profit percentage) : نسبت سود ناویژه، درصد سود ناویژه
gross margin recognition : شناسائی سود ناخالص
gross national product (GNP) : تولید ناخالص ملی
gross national product (GNP) : محصول ناخالص ملی، تولید ناخالص ملی
gross national product at factor : تولید ناخالص ملی به قیمت عوامل
gross national product at market : تولید ناخالص ملی به قیمت بازار
economical developnnent : توسعه اقتصادی
economical interest : بهره اقتصادی
economical obligations : تعهدات اقتصادی
economical order size : اندازه سفارش شاقتصادی
economical recession, depression,economic downturn : رکود اقتصادی
economical rent : بهره مالکانه (اجاره اقتصادی)
economics of scale (scale effect) : صرفه جویی به مقیاس
economist : اقتصاددان
economizing costs : اقتصادی کردن هزینه ها
econonny : اقتصادی، صرفه و صلاح اقتصادی
econonny and efficiency audit : حسابرسی صرفه اقتصادی و کارآیی
econonny of scale : صرفه جویی مقیاس
econonny, vFM audit : کارایی و اثربخشی
econpmic manufacturing quantity : با صرفه ترین مقدار ساخت
effect of changing prices : اثر تغییر قیمت ها، اثر قیمت فروش
effective annual rate : نرخ بهره موثر
effective audit : رسیدگی موثر، حسابرسی موثر
effective control : کنترل موثر
effective cost of debt : هزینه موثر استقراض
effective date : تاریخ موثر، تاریخ قطعی
effective finance decision : صمیم قاطع مالی
effective interest nnethod : رش مبتنی بر نرخ بهره موثر
effective interest rate nnethod : روش نرخ بهره موثر
effective interest rate, effective rate of interest : نرخ موثر بهره، نرخ واقعی بهره
effective internal audit : حسابرسی داخلی اثربخشی
effective nneasures : معیارهای اثربخشی
effective rate of return : نرخ موثر بادهی
effective ratio : نسبت (ضریب) موثر، نسبت کارایی
effective yield : بازده موثر
effective-interest nnethod : روش بهره موثر
effectiveness : اثربخشی، تاثیر، موثر بودن
effectiveness audit : حسابرسی از لحاظ کارایی و اثربخشی
effectiveness nneasures : معیارهای اثربخشی
effects of changing prices : آثار تغییر قیمت ها
efficiency : کارآیی، دارای راندمان بالا، رابطه بین مصرف محصول (داده ستاده)
efficiency (variance) : انحراف کارائی
efficiency and economy : کارآیی و توجیه اقتصادی
efficiency frontier : محدوده کارآیی
efficiency percentage : درصد کارآیی
efficiency point : حدکارآیی
efficiency rate : ضریب کارآیی
efficiency ratio : نسبت کارایی
efficiency variance : انحراف کارایی
efficiency, performance : کارایی (راندمان)
efficiency-effectiveness audit (comprehensive audit; extended scopeaudit) : حسابری جامع یا فراگیر
efficient : کارآمد، کارا
efficient audit : حسابرسی کارا، حسابرسی با کمترین هزینه و در کوتاهترین زمان
efficient capital market : بازار سرمایه کارا
efficient management : مدیریت کارامد
efficient market hypothesis : فرضیه بازار کارا
efficient market hypothesis (EMH) : فرضیه بازارهای کارا (کارآمد)
efficient portfolio : مطلوبترین مجموعه سرمایه گذاری
eight-column general journal : دفتر روزنامه هشت ستونی
ejectment : حق تصرف ملک و مطالبه خسارت
elastic currency system : سیستم قابل انعطاف پولی
elastic demand : تقاضای با کشش
elasticity : کشش، کشش تقاضا یا کشش عرضه
elasticity of cost : کشش (انعطاف) هزینه
elasticity of demand : کشش تقاضا
elasticity of financial statements : عناصر صورت های مالی
elasticity of income : کشش (انعطاف) درآمد
elasticity of supply : کشش عرضه
elasticity of working capital : اجزای سرمایه در گردش
election or remowl of legal inspectors : انتخاب یا عزل بازرسان
electronic (internet) commerce : تجارت الکترونیکی (اینترنتی)
electronic data interchange (EDI) : مبادله داده ها از طریق سیستم های الکترنیکی
electronic data processing (EDP) : پردازش داده ها از طریق ابزار یا سیستم الکترونیکی
electronic fund transfer (EFI) : انتقال الکترونیکی وجوه
electronic funds transfer at point of sales (EFTPOS) : انتقال وجوه الکترونیکی در لحظه فروش
electronic funds transfer system (EFTS) : سیستم الکترنیکی انتقال جود
electronic transfer of funds (ETF) : نقل و انتقال وجوه از طریق سیستم الکرونیک عناصر قیمت تمام شده
elements of cost : (اجزای) قیمت تمام شده
elements of financial statements,environment of accounting : محیط حسابداری، عناصر صورت های مالی
elements of working capital, working capital components : اجزای تشکیل دهنده سرمایه در گردش
eliminate approach : رویکرد حذف کردن
embedded audit :facility : روش حسابرسی به کمک رایانه
defalcation, peculation : اختلاس، دستبرد، کلاهبرداری، دزدی
emergency amortization : استهلاک زودتر از موقع (غیر منتظره)
emergency expense : هزینه ضروری
emergency facilities : تسهیلات فوری (ضروری)
emergency fund : وجوه اضطراری
emerging issues task froce statements (EITF) : بیانیه های کمیته ویژه مسائل اضطراری
emerging stock markets : بازارهای نوظهر سهام، بازارهای نوپای سهام
empirical evidence : شواهد تجربی
employee class promotion : ترفیع کارمنان
employee incentive compensation plans : طرح های تشیقی خرید سهام توسط کارکنان
employee retirement income : مستمری کارکنان پس از بازنشستگی
employee stock option : دادن برگ اختیار خرید سهام به کارکنان
employee stock ownership plan (ESOP) : طرح مالکیت کارکنان در سهام
employee′s contribution : سهم کارمند
employee′s contribution for insurance : بیمه سهم کارمند
employee′s deductions : کسورات کارمند
employee′s income tax : مالیات بردرآمد کارمند
employee′s insurance contribution : سهم کارمند بیمه
employee′s pension contribution : سهم بازنشستگی کارمند
employee′s saving contnbution : سهم پس انداز کارمند
employees′ benefit cost : هزینه مزایای کارکنان
employees′ compensation : پاداش حقوق بگیران
employees′ share scheme : طرح مشارکت کارکنان
employees′ termination cost : هزینه پایان خدمت کارکنان
employer′s contribution : سهم کارفرما
employer′s contribution for insurance : بیمه سهم کارفرما
employer′s liability insurance : بیمه مسئولیت کارفرما
employer′s pension contribution : سهم بازنشستگی کارفرما
employer′s saving contribution : سهم پس انداز کارفرما
employer′s social security contribution : سهم بیمه تامین اجتماعی کارفرما
employment act : قانون استخدام
employment costs : هزیه های مروبط به استخدام نیرو
employment market, job market,efficient market : بازار کار
employment of capital : اشتغال سرمایه
employment office : اداره کار
encash : نقد کردن چک
encashable : قابل تبدیل به پول نقد
enclosed accounts : حساب های در جوف (همراه گزارش)
enclosed balance-sheet : ترازنامه در جوف (به پیوست)
encoding : به رمز درآوردن پیام
encourage : تشویق شدن
encryption : سردرگم سازی
encumbrance : مخارج پیش بین شده، تعهد, تامین اعتبار
encumbrance accounts : حساب های تعددی
end of fiscal (financial) year : آخر سال مالی
end product : محصول نهایی
end product costing : هزینه یابی محصول نهائی
end year discount (rebate) : تخفیف آخر سال
ending inventory, closing inventory : موجودی کالای پایان دره
ending market price : قیمت بازار در پایان دوره
endowment assurance : بیمه عمر مختلط
endowment policy : بیمه نامه عمر (یا وقف)
energy cost : هزینه انرژی مصرفی
enforce : مجبور کرن، اعمال کردن، به اجرا درآوردن
enforcement of a judgment : اجرای احکم
enforcement order : دستور اجرا
enforcement procedure : شیوه اجرا
enforcement, completion : اجراء، اقدام، تکمیل
engineering costs : مخارج مهندسی
engrossment, speculation : احتکار
enter, record : وارد کردن، ثبت یک رویداد مالی
enterance fee, fee : حق ورودی
enterprise cost : ارزش دارایی برای مالکان کنونی که متفاوت از ارزش (بهای تمام شده) آن برای مالکان بعدی است.
enterprise net income : سود خالص واحد اقتصادی
enterprise performance : عملکرد واحد اقتصادی
enterprise standard industrial classification (ESIe) : کد مربوط به طبقه ای که شرکت در آن قرار می گیرد.
entity assumption (concept) : فرض وجود حسابداری
entry in book of accounts : ثبت در دفاتر حساب
environment of accounting : محیط حسابداری
eenvironmental constraints : محدویت های محیطی
equal-instalment depreciation : استهلاک به روش خط مستقیم، استهلاک به اقساط مساوی
equiibrium expected return : بازده مورد انتظار تعادلی
equilibrium price : قیمت تعادلی، قیمت تعیین شده براساس عرضه و تقاضا
equilibrium balance, equation : موازنه ، تعادل
equilibrium price : قیمت موازنه ، قیمت متعادل
equipment bond (trust certificate) : اوراق قرضه رهنی
equipment depreciation : استهلاک تجهیزات
equipment financing : تامین مالی تجهیزات
equipment-replacement expenditure : مخارج جایگزینی تجهیزات
equity accounting : حسابداری مبتنی بر ارزش ویژه
equity basis net income : سود خالص مبتنی بر ارزش ویژه
equity capital : دارایی خالص، ارزش ویژه، سهام سرمایه
equity capital to long-term debt ratio : نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
equity capital to total debt ratio : نسبت بدهی ها به حقوق صاحبان سهام
equity contract, stock : قرارداد خرید سهام
equity dividend cover : نسبت سود تقسیمی به سود خالص شرکت
equity finance : تامین مالی از طریق انتشار سهام عادی
equity financing : تامین مالی از طریق انتشار سهام
equity in susbsidiary realized income : حق مالکیت بر سود تحقق یافته واحد فرعی
equity kickers : امتیاز سهامدار شدن
equity method of accounting : حسابداری ارزش ویژه
equity method of accounting for long-term investment : روش ارزش ویژه در سرمایه گذاری بلندمدت
equity receiver : کفیل، امین اموال، مامور تصفیه
equity security : اراق بهادار مالکانه، اوراق بهادار سهامداران
equity share capital : سرمایه سهمی سهامداران
equity transaction : هر رویداد مالی که بتواند ارزش ویژه شرکت را افزایش یا کاهش دهد.
equivalent compensation : جبران معادل
equivalent production : معادل آحاد تولید شده
equivalent production schedule : جدول معادل آحاد تولید
equivalent units (effective units) : معادل آحاد، معادل واحد تکمیل شده
equivalent units of production : معادل آحاد تمکیل شده
error & omissions excepted : اشتباه از دو طرف قابل برگشت است
error cause indentification : شناسایی علت (علل) اشتباه
error cushion : حاشیه اشتباه
errors and omissions excepted =E and OE (E&OE) : اشتباهات از قلم افتادگی ها مستثناست
errors excepted (EE) : قابل برگشت (اشتباهات)
errors expected,(E & OE) : اشتباهات از طرفین قابل برگشت است
errors of accounts : اشتباهات حساب ها
errors of principle in entry : اشتباه اصولی در ثبت
errors of principle, principle errors : اشتباهات اصولی
escalation price : قیمت متغیر در قرارداد، قیمت مندرج در قرارداد خرید یا قرارداد فروش
escapable cost : هزینه قابل اجتناب
escape clause : شرط تعلل، شرط گریز، شرط رهایی
escatation clause : لحاظ تورم
escheat : سرپرستی دارایی، دارایی بلاوارث
escrow : سپردن سندی به دست شخص ثالث
escrow receipt : رسیدن امانی
establish a company : شرکتی تاسیس کردن ، تاسیس کردن شرکت
establish a factory : تاسیس کردن کارخانه
establishing financial accounting standards : تدوین استانداردهای حسابداری مالی
estate accounting : تهیه فهرستی از اموال توسط مامور تصفیه
estate income : درآمد حاصل از اموال
estimate of cash requirements : برآورد وجوه نقد مورد نیاز
estimate of costs : تخمین مخارج
estimated accounts : حساب های تخمینی
estimated annual income : درآمد سالیانه تخمینی
estimated balance sheet : ترازنامه تخمینی
estimated cost : بهای تمام شده برآردی
estimated cost to complete : برآرد هزینه های لازم برای تکمیل پیمان
estimated economic life : عمر مفید اقتصادی برآورد شده، عمر مفید برآوردی
estimated economic useful life : عمر مفید اقتصادی برآوردی
estimated expense (cost) : هزینه تخمینی
estimated factory overhead : سربار پیش بینی شده / برآورد شده کارخانه
estimated income : درآمد تخمینی
estimated machine hours : ساعات کار بوددجه شده ماشین آلات
estimated physical life : عمر طبیعی (فیزیکی) تخمینی
estimated population exception rate (EPER) : ضریب انحراف برآوردی جامعه
estimated statement of cost : صرتحساب تخمین هزینه
estimated statement of income : صورتحساب تخمین درآمد
estimated total cost : کل هزینه تخمینی
estimated uncollectible accounts receivable : مطالبات مشکوک الصول
estimated uncollectible interest : بهره مشکوک الوصول
estimated value of stock : ارزش تخمینی موجودی
estimating cost system : سیستم هزینه یابی تخمینی
estimating-cost accounting : حسابداری هزینه یابی تخمینی
estimating-cost system : سیستم برآورد هزینه
estimation objective : هدف برآورد
estimation of cash-flow. : تخمین گردش وجوه
estimation of cost : برآورد هزینه
estimation of scrap value : تخمین ارزش قراضه
estimation of stock in hand : تخمین موجودی انبار
ethical behavior : رفتار اخلاقی، رفتار مبتنی بر ارزشهای اخلاقی
ethical duty of accountant : وظیفه اخلاقی حسابدار
ethical duty of auditor : ظیفه اخلاقی حسابرس
ethical principles, ethics : اصول اخلاقی
ethics : اخلاقیات، اصول اخلاقی
ethics rulings : آرای صادره درباره آیین رفتار حرفه ای
Euro-commercial paper (ECP) : اوراق تجاری که به یورو منتشر می شود و مرکز آن در لندن است.
Eurocurrency : واحد پولی که در یک کشور اروپایی (غیر از کشور مبدا) در جریان باشد.
European accounting association (EAA) : انجمن حسابداری اروپا
European currency unit (ECU) : واحد پول اروپا
European economic community (EEC) : جامعه اقتصادی اروپا
evaluation of internal control : بررسی سیستم کنترل داخلی
evaluation techniques : تکنیک های ارزیابی
events accounting : حسابداری مبتنی بر رویدادها
tevents after the balance sheet date : رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه
events and conditions : رویدادها و شرایط
events; incidents : وقایع
eviction, dispossession, expropriation : خلع ید
evidence : گواهی کردن، شهادت دادن، با مستندات گواهی کردن، شواهد، مدرک
evidence mix : ترکیب شواهد
evidence of conformity : دلیل مطابقت
evidences required for auditing : مدارک و دلائیل مورد لزوم حسابرسی
evidential matter, evidence : شواهد، مدارک مستند (مستدل)
evidentiary effect : اثر مشهود، نتیجه مشهود
evolutionary process : فرایند تکامل تدریجی
ex claim : طلب بدون بهره
ex dividend price : قیمت بدون سود سهام
ex factory : (بهای) تحویل کالا در کارخانه
ex work, ex factory : در کارخانه، تحویل در کارخانه
ex-capitalization (ex-cap) : سرمایه گذاری بدن بهره
ex-claims : مطالبات بدون بهره
ex-factory : بهای تحویل در کارخانه
ex-pit transaction : معامله خارج از بورس
ex-post accounts : حساب های ماسبق
ex-right, ex-scrip, ex-coupon,ex-capitalization (ex-cap), ex-bonus : بدون حق تقدم، یعنی منافع مربوط به اوراق مزبور به فروشنده تعلق دارند.
exact interest, real interest : بهره حقیقی (واقعی)
examination of accounts : رسیدگی به حساب ها
examination of accounts by auditor : رسیدگی به حساب ها توسط حسابرسی
examiner, investigator, inspector : بازرس
excapable cost : هزینه قابل حذف
except opinion : نظر مشروط
except -for opinion, except opinion : نظر استثنادار (بند شرط)
exception : استثنا، واخواهی، ایراد، اشاره کیفی در گزارش حسابرسی، به استثنای
exception letter, letter of protest : اعتراض نامه
exceptional cash flows : جریان های نقدی استثنایی
exceptional events : رویدادهای استثنایی
exceptional expense : هزینه استثنائی
exceptional income : درآمد استثنائی
exceptional items, unusual items : اقلام استثنائی
exceptions rate : ضریب استثناء
exceptions report : گزارش موارد استثنا
excess : اضافه، فزونی، مازاد
excess capacity : ظرفیت اضافی
excess cover treaty : قرارداد پوشش بیمه ای ضایعات بیشتر
excess deductions account (EDA) : حساب کسورات مازاد
excess equity (margin) : مازاد سرمایه
excess liquidity : نقدینه اضافه (زائد)
excess loss cover : بیمه مجدد آن قسمت از زیان که بیش از مقدار بیمه شده قبلی است.
excess materials requisitions : درخواست مواد اضافی (یعنی بیش از مقدار)
excess of income over expense,marginal balance : مازاد درآمد بر هزینه
excess present value index : شاخص مازاد، ارزش فعلی، شاخص ارزش فعلی اضافی
excess price : قیمت اضافی، اضافه قیمت
excess profits tax : مالیات بر سود اضافی
excess reserves : ذخایر اضافی (زائد)
excess return : بازده اضافی، پاداش (قبول) خطر
excess shares : سهام زائد
excess stock : اضافه موجودی
excess tax payable : مالیات اضافه پرداختنی
excess tax, surtax : مالیات اضافی
excess, extra, surplus, additional : اضافی
exchage rate : نرخ مبادله ارز (نرخ تسعیر ارز)
exchange : مبادله، معاوضه، تسعیر، تبدیل، بورس
exchange acquisition (distribution) : عرضه عمده سهام در بورس
exchange at a discount : ارز به کسر
exchange at a premium : ارز به صرف
exchange check : چک متقابل، چک تعویضی
exchange control department (office) : اداره نظارت بر ارز
exchange control regulations : مقررات نظارت بر ارز
exchange control performance checks : کنترل بر ارز، محدود کردن ارز
exchange dealer : دلال ارز
exchange declaration : اظهارنامه ارزی
exchange depreciation : کاهش ارزش پول یک کشور نسبت به واحد پول کشور طرف معامله
exchange devaluation : تنزل رسمی ارزش ارز
exchange difference : تفاوت تسعیر
exchange earnings : درآمد حاصل از تسعیر ارز
exchange equalization account : حساب برابری ارز
exchange equalization fund : صندوق تعدیل نرخ ارز (برابری ارز)
exchange equalization provision : ذخیره برابری ارز
exchange exposure (foreign exchange exposure; currency exposure) : قرار گرفتن در معرض ریکس ناشی از نگهداری پول خارجی
exchange gain (or loss) : سود مبادله، سود (غیر عملیاتی) معاوضه
exchange loss : زیان تسعیر، زیان تبدیل
exchange of currency : تبدیل (تسعیر) ارز
exchange of goods : مبادله کالا
exchange of shares : مبادله سهام
exchange offer : پیشنهاد معاوضه
exchange privilege : امتیاز معاوضه
exchange rate : نرخ ارز، نرخ تسعیر
exchange rate at balance sheet date : نرخ تسعیر ارز در تاریخ ترازنامه
exchange rate at transaction date : نرخ تسعیر ارز در تاریخ معامله
exchange rate equalization : تعدیل (برابرسازی) نرخ ارز
exchange rate fluctuations : نوسانات نرخ ارز
exchange rate risk : ریسک ناشی از تغییر نرخ ارز
exchange rate syste,m : سیستم نرخ ارز
exchange rate, coversion rate : نرخ تسعیر
exchange restrictions : محدودیت های ارزی
exchange risk : خطر تسعیر، ریسک ارز
exchange stabilization : تثبیت ارز
exchange stabilization fund : صندوق تثبیت ارز
exchange trade : معامله عمده در بورس
exchange value : ارزش مبادله، ارزش کمی
exchanger, currency exchanger foreign exchanger, brocker : صراف
exchanges of dissimilar goods and services : مبادله کالاها و خدمات غیر مشابه
exchanges of similar goods and services : مبادله کالاها و خدمات مشابه
exchequer bills : اوراق (اسناد) بهادار خزانه
exchequer, treasury : خزانه (خزانه داری)
excisable : قابل مالیات گیری
excise duties, excise tax : مالیات بر مصرف کالای داخلی
excise duty : نوعی مالیات غیر مستقیم
excise tax : مالیات اموال داخلی، مالیات بر مصرف
exciseman : مامور مالیاتی
excluded income (tax), tax free income : درامد معاف از مالیات
excluded property : دارایی خارج کشور
excludeing value added VAT, excluding vat : بدون مالیات بر ارزش افزده
exclusion : منع از اجری حق، استثناء
exclusion for debt : اقدام برای وصول طلب
exclusion of subidiaries from consolidation : حذف واحدهای فرعی از شرکت تلفیقی
exclusive : انحصاری، استثنائی
exclusive contract : قراداد انحصاری
exclusive dealing : معامله استثنایی، خرید و فروش استثنایی
exclusive goods : کالاهای انحصاری
exclusive ownership : مالکیت انحصاری
exclusive right : حق انحصاری
execute : اجرای سفارش
execution of agreement, Performance of agreement (contract) : اجرای قرارداد
execution, conduct, performance : اجرا، به عمل درآوردن
executive board : هیات عامل (مجریه)
,executive director : مدیر اجرایی
executive program : برنامه انجامگر
executive share option scheme : طرح ارائه برگ حق تقدم خرید به کارکنان
executive summary : چکیده، خلاصه مفید، خلاصه مدیریتی
executives : مدیران موظف (اجرایی)
executor : وصی متوفی
executory contract : قرارداد اجرایی
executory cost : هزینه های اجرایی
executory transactions (contracts) : معاملات (قراردادهای) مشروط و قولنامه ای
exempt income : معاف از مالیات
exempt security : معاف از ثبت
exemption clause : ماده معافیت، شرط معافیت
consolidated financial statements : حدود اعمال اختیار
exercise limit : اخطار اعمال اختیار
exercise notice : قیمت معامله
exercise price (strike price) : منابع مصرف شدنی
exhausting resources : بانک صادرات و واردات آمریکا
existance of asset : (حسابرسی) وجود
existence : تسهیلات موجود
existing facilities : ارزش بازار
exotic shelter : سپر مالیاتی غیر عادی
expandable packing : بسته بندی یکبار مصرف
expectation of profits beyond normal : سرقفلی, انتظار سود بیش از حد متعارف
expectations gap : فاصله (شکاف) انتظارات
expected activity level : حجم مورد انتظار فعالیت، سطح فعالیت مورد انتظار
expected actual capacity : ظرفیت واقعی مورد انتظار
expected capacity : ظرفیت مورد انتظار
expected cash flow : گردش وجود نقد مورد انتظار
expected deviation rate : ضریب انحراف مورد انتظار
expected error : خطای مورد انتظار
expected exit value : ارزش خالص بازیافتنی، قیمت فروش یک قلم دارایی
expected future cost : بهای تمام شده آتی مورد انتظار
expected inflation rate of interest : نرخ مورد تورم
expected life : عمر مفید دارایی ، عمر مورد انتظار
expected misstatement : تحریف مورد انتظار
expected monetary value : ارزش پولی مورد انتظار
expected monetary value (EMV) : ارزش پولی مورد انتظار
expected opportunity loss (EOL) : زیان مورد انتظار فرصت از دست رفته
expected output : تولید مورد انتظار
exPected rate of occurrence : ضریب مورد انتظار وقوع / رویداد، ضریب رویداد مورد انتظار
expected rate of return : نرخ بازده مورد انتظار
expected return vector : بردار بازده مورد انتظار
expected sale(s) : فروش مورد انتظار
expected standard : استاندارد مورد انتظار
expected value (EV) : ارزش مورد انتظار
expected value (mean) : ارزش مورد انتظار توزیع (میانگین)
expected value of perfect information (EVPI) : ارزش مرد انتظار اطلاعات کامل
expected variance : انحراف مورد انتظار
expected yield -to-maturity : بازده مورد انتظار تا تاریخ سررسید
expeected life of asset : عمر مورد انتظار دارایی
expenditure accounting : حسابداری هزینه
expenditure applicable to prior years : هزینه از محل اعتبارات سنواتی
expenditure control : کنترل هزینه
expenditure curve, cost curve : منحنی هزینه
expenditure on repairs or maintenance : مخارج تعمیر یا نگهداری
expenditure rate, cost rate : نرخ هزینه
expenditure variance (overhead expenditure variance) : انحراف هزینه سربار
expenditures forecast : پیش بینی مخارج
expenditures, costs, disbursments,expenses, spendlings, charges : مخارج، هزینه های سرمایه ای
expense (cost) control, expenditure control : کنترل هزینه
expense (expenditure) account charges account : حساب خرج
expense account : حساب هزینه، حساب خرج
expense center, cost center : مرکز هزینه
expense control : کنترل هزینه ها
expense efficiency audit : حسابرسی کارائی هزینه
expense ledger, cost ledger : دفتر هزینه
expense materials, material used,consumables : مواد مصرفی
expense recognition : شناخت هزینه ف شناسایی هزینه(ثبت هزینه در دفاتر)
experience rating : تعیین نرخ
expert accountant : حسابدار متخصص (خبره)
expert reliance : اتکا بر نظر تخصصی کارشناس
expired cost, sunk cost : هزینه از دست رفته
expiry date of the credit : تاریخ انقضای اعتبار
explicit contracts : قراردادهای صریح
explicit costs : هزینه های آشکار
explicit, clear : روشن، صریح
explicitly : به صورت صریح، صریحاً ، صراحتاً
export allocation or quota : سهمیه یا تخصص صادرات
export bill discounted : برات صادراتی تنزیل شده
export bill exchanged : برات (صادراتی) خارج تسعیر شده
export credit insurance : بیمه اعتبارات صادرات
export credit, buyer credit : اعتبار صادراتی
export credits guarantee department(ECGD) : تضمین صادرات
export declaration : اظهارنامه صاراتی
export documentary credits : اعتبارات اسنادی صادراتی
export incentives : تشویق های صادراتی
export licence : پروانه صدور، جواز صادرات
export of capital : صدور سرمایه
export packer : موسسه بسته بندی کالای صادراتی
export regulation office : اداره مقررات صادرات
factor : کارگزار، عامل، ضریب، سازمان یا شرکت خریدار مطالبات
factor (to) : خرید دین
factor analysis : تجزیه و تحلیل عامل ها
factor beta : ضریب بتای عامل
factor cost : هزینه عامل
factor loading : شناسایی و تعیین ضریب عوامل
factor of production : عوامل تولید
factor risk : ریسک عامل
factor risk premium : صرف ریسک عامل
factorage, brokerage, commission : حق العمل، حق المعملکاری
factoring : عاملیت، سیاهه نویسی فروختن مطالبات به موسسه ای که کارش وصول مطالبات است.
factoring accounts receivable : فروش حساب های دریافتنی، واگذار کردن حساب های دریافتنی به موسسات وصول کننده طلب
factors of production : عوامل تولید
factory : کارخانه، مراکز تجاری
factory burden, factory overhead cost : هزینه سربار کارخانه، هزینه های ثابت کارخانه
factory clerical staff : کارکنان دفتری کارخانه
factory cost (expense), manufacturing cost : هزینه کارخانه، هزینه تلید
factory cost of goods : بهای کارخانه ای کالا (بدون هزینه های اداری و بازاریابی)
factory cost per unit : بهای کارخانه هر واحد
factory cost summary : خلاصه هزینه کارخانه
factory costs (factory expenses) : هزینه های تولید
factory departmentalization : تفکیک کارخانه به دوایر
factory expense : هزینه کارخانه
factory expense headings : سرفصل هزینه های کارخانه
factory foreman : مباشر کارخانه
factory general expense (cost) : هزینه عمومی کارخانه
factory indirect cost : هزینه غیر مستقیم کارخانه
factory machinery depreciation : استهلاک ماشین آلات کارخانه
factory order : سفارش کارخانه
factory overhead (indirect manufacturing cost) : سربار تولید
factory overhead absorption rate : نرخ جذب سربار کارخانه
factory supplies : مواد مصرفی کارخانه، ملزومات کارخانه (مواد غیر مستقیم)
facuhative endorsement : ظهرنویسی اختیاری
fail-back pay : مزد زمان توقف کار
fair (price- value) : قیمت عادله ، قیمت منصفانه
fair competition : رقابت مشروع
fair market price (value) : ارزش منصفانه بازار، قیمت عادله بازار
fair trade price : قیمت مشروع تجاری
fair-trade price : قیمت تجاری منصفانه (معقول)
fair-value accounting : حسابداری ارزش متعارف
fairness audit report, clean audit report : گزارش غیر مشروط حسابرسی
fall in price, price drop : سقوط قیمت
false accounting : حساب سازی
false balance sheet : ترازنامه کاذب
false document : سند کاذب
family allowance : کمک هزینه خانوادگی، حق تاهل
family supplement, benefits for family,family allowance, dependent′s allowance : کمک عائله مندی
FAS price : قیمت تحویل وسیله نقلیه
fate of collections : وضعیت وصول مطالبات
favorable direct labor variance : انحراف مساعد دستمزد مستقیم
favorable material price variance : انحراف مساعد نرخ مواد
favorable material usage variance : انحراف مساعد مصرف مواد
favorable overhead variance : انحراف مساعد سربار
favorable price variance : انحراف مساعد قیمت
favorable rate variance : انحراف مساعد نرخ مواد
favorable trade balance : موازنه مساعد تجاری
favorable usage variance : انحراف مساعد مصرف
favorable variance : مغایرت (انحراف) مساعد
favorable volume variance : انحراف مساعد حجم
favorable wage efficiency variance : انحراف مساعد کارآیی دستمزد
feasible cost : هزینه عمل شدنی
federation of manufacturers : اتحادیه تولید کنندگان
fee charged : هزینه دریافت شده
fee for service : پرداخت حق الزحمه
fee schedule listing : لیست حق الزحمه
feedback : بازخورد، باز خور (نتایج)، بازتاب (اطلاعات)
feedback value : ارزش بازخورد
fees received on issues of shares : حق الزحمه دریافتی بابت صدور سهام
fees received on transfers of shares : حق الزحمه دریافت بابت انتقال (سهام)
felexible exchange rate : نرخ انعطاف پذیر ارز
fellow of chartered institute of management accountants (FCLMA) : عضو پیوسته انجمن حسابداران مدیریت
fellow of the chartered association of certified accountants (FCCA) : عضو پیوسته انجمن حسابداران رسمی (چارترد)
fellow of the institute of credit management (FICM) : عضو موسسه مدیریت اعتبارات در انگلستان
fellow subsidiary company : شرکت فرعی عضو
FIATA combined transport BIL : بارنامه حمل ترکیبی «فیاتا»
fictitious account : حساب ساختگی (واهی)
fictitious asset : دارایی موهوم
fictitious cash : موجودی نقد موهوم (واهی)
fictitious credit : اعتبار غیر قابل استفاده
fictitioU;S employee : کارمند صوری (ساختگی)
fictitious liability : بدهی واهی (ساختگی)
fictitious profit : سود واهی
fictitious transaction : معاملات جعلی
fictitious voucher : سند روزنامه ساختگی (جعلی)
fictitious worker on payroll : کارگر صوری در لیست دستمزد
fidelity insurance : بیمه سرقت، بیمه دزدی
fiduciary : قیم، امین، معتمد، امانت، سپرده
fiduciary advance payment : پیش پرداخت امانی
fiduciary asset : دارایی امانتی
fiduciary bond : ضمانت شرافتی، قرادراد اعتباری، قرضه شرافتی
fiduciary currency : پول اعتباری (اسکناس)
fiduciary funds, trust fund : حساب مستقل وجوه امانی
fiduciary loan : وام اعتباری (بدون ضمانت)
field allowance : فوق العاده خارج از مرکز (ناحیه)
FIFO method (of process costing) : روش اولین صادره از اولین وارده در هزینه یابی مرحله ای
fifty-one percent subsidiary : شرکت فرعی پنجاه و یک درصدی
file maintenance : به روز رسانی پرونده، نگهداشت فایل
final account : حساب قطعی، حساب نهایی
final accounts with audit report : حساب های نهایی با گزارش حسابرسی
final accounts with directors report : حساب های نهایی با گزارش مدیران
final balance : مانده نهایی
final balance sheet : ترازنامه نهایی
final certificate : گواهی قطعی، گواهی (صورتمجلس)، تحویل قطعی
final certificate of completion : گواهی قطعی اتمام کار
final consumer : مصرف کننده نهایی
final pay scheme : مبنای آخرین حقوق (در بازنشستگی)
final price : قیمت نهائی
final product : کالای نهایی / محصول نهایی
final sales volume variance : انحراف حجم فروش نهائی
final take-over (acceptance) : صورت وضعیت قطعی، تحویل قطعی
finance : تامین (تدارک) مالی کردن، مالی
finance company : شرکت تامین مالی
finance department, treasnry : خزانه داری
finance lease : اجاره با تامین مالی، اجاره سرمایه ای
finance manager : مدیر مالی
finance responsibility : مسئولیت مالی
finance, financial resources, funds resources : منابع مالی
financial (capital) lease : اجاره مالی (سرمایه ای)
financial accountant : حسابدار مالی
financial accounting : حسابداری مالی
financial accounting and reporting : حساابداری و گزارشگری مالی
financial accounting concepts : مفاهیم حسابداری مالی
financial accounting data : مجموعه اطلاعغات حسابداری مالی
financial accounting foundation (FAF) : بنیاد حسابداری مالی
financial accounting standards advisory council (FASAC) : شورای مشورتی استانداردهای حسابداری مالی
financial accounting standards board (FASB) : هیئت استانداردهای حسابداری مالی
financial accounting system : سیستم حسابداری مالی
financial activity : فعالیت مالی
financial advisor : مشاور مالی
financial affairs : امور مالی
financial analysis : تجزیه و تحلیل مالی
financial analyst : تحلیلگر مالی
financial appraisal : ارزیابی مالی
financial audit : حسابرسی مالی
financial authority : صاحب اختیار مالی
financial books : دفاتر مالی
financial break-ewn point : نقطه سر به سر مالی
financial budget : بودجه مالی
financial capability : توان مالی
financial claim : ادعای مالی
financial compliance audit : حسابرسی مالی رعایت
financial controls : کنترل های (داخلی) مالی
financial crisis : بحران مالی
financial data processing : پردازش اطلاعات مالی
financial decision making : تصمیم گیری مالی
financial diary : وقایع روزانه مالی
financial difficulties, pecuniary dificutties : مشکلات مالی
financial director′s report : گزارش مدیر مالی
financial distress : پریشانی مالی
financial document : سند مالی
financial expenses, finance expense (cost) : هزینه مالی
financial facilities : تسهیلات مالی
financial facilities expense : هزینه تسهیلات مالی
financial flexibility : انعطاف پذیری مالی
financial forecast, financial projections : پیش بینی مالی
financial found accounting : حسابداری منابع مالی
financial history : پیشینه مالی، تاریخچه مالی
financial implications : بازتاب های مالی، پیامدهای (تبعات) مالی
financial index : شاخص مالی
financial information : اطلاعات مالی
financial institution : موسسه مالی، نهاد مالی
financial instrument : ابزار مالی، ورقه بهادار مالی
financial intermediary : واسطه مالی
financial lease : اجاره مالی (سرمایه ای)
financial ledger : دفتر مالی
financial ledger control account : حساب کنترل دفتر مالی (در دفاتر هزینه)
financial leverage : اهرم مالی
financial leverage index : شاخص وام سنجی، شاخص سودمندی وام
financial leverage multiplier : ضریب اهرم مالی
financial liability (obligation) : تعهد مالی، بدهی مالی
financial liquidity : نقدینگی مالی
financial management : مدیریت مالی
financial manager, controller : مدیر امور مالی
financial mixture : ترکیب مالی
financial operation, transaction : عملیات (عملکرد) مالی
financial performance : عملکرد مالی
financial period, fiscal period : دوره مالی
financial plan : برنامه مالی
financial planning : برنامه ریزی مالی
financial policy : (سیاست، رویه) مالی، خط مشی مالی
financial position (condition) : وضعیت مالی
financial position of borrower : وضع مالی وام گیرنده
financial problem : مشکل مالی
financial projection : پیش بینی خالص مالی
financial ratio : نسبت مالی
financial ratio analysis : تحلیل نسبت های مالی
financial records : پرونده / ثبت تهای مالی
financial regulation : مقررات مالی
financial report : گزارش مالی
financial reporting : گزارشگری مالی
financial reporting council (FRC) : گزارشگری مالی خارجی
financial reporting standard (FRS) : شورای گزارشگری مالی
financial reporting standard for smaller entities (FRSSE) : استانداردهای گزارشگری مالی برای واحدهای تجاری کوچک
financial resources : منابع مالی
financial reward : پاداش مالی، جایزه مالی
financial risk : خطر مالی
financial sales records : مدارک مالی فروش
financial scandal : رسوایی مالی
financial services : خدمات مالی
financial societies : محافل مالی
financial source, resource : منبع مالی
financial statement : صورتحساب مالی
financial statement assertions : ادعاهای (مندرج در) صورت های مالی
financial statement audit : حسابرسی صورت های مالی
financial statement cycles : چرخه های مربوط به صورت های مالی
financial statement disclosure checklist : فهرست موارد افشا در صورت های مالی
financial statements (reports,information) : گزارشات مالی
financial status : وضع مالی
financial strength : قدرت مالی
financial structure : ساختار (بنیه) مالی
financial success : موفقیت مالی
financial support : حمایت مالی
financial systems : سیستم های مالی
financial transaction : رویداد (معاملات) مالی
financial unit : دستگاه (واحد) مالی
financial weakness : ضعف مالی
financial wealth : ثروت مالی
financial wellbeing, financial health : سلامت مالی، رفاه مالی
financial year : سال مالی (سال حسابداری)
financing : تامین منابع مالی
financing activity : فعالیت تامین مالی
financing, affairs : امور تامین مالی
financing agent : عامل (کارگزار) مالی
financing agreement : قرارداد تامین مالی
financing and investment decisions : تصمیمات تامین مالی و سرمایه گذاری
financing and obligation : تامین مالی و تعهد (بدهی)
financing cost : هزینه تامین مالی
finaIcing cycle : چرخه تامین مالی
financing decision : تصمیم تامین مالی
financing internal control : کنترل داخلی مالی
financing lease : تامین مالی از طریق رهن و اجاره
financing strategy : استراتژی تامین مالی
finish stock (goods) : موجودی کالای ساخته شده
finished (goods-stock) warehouse : انبار کالای ساخته شده
finished goods stock (finished goods inventory) : موجودی کالای ساخته شده
finished goods stock account : حساب موجودی کالای ساخته شده
finished goods stock insurance : بیمه کالای انبار شده
finished goods stocks budget : بودجه کالای ساخته شده
finished goods, completed gooods : کالای ساخته شده، کالای تکمیل شده
finished product : محصول ساخته شده
fire insurance : بیمه آتش سوزی
fire policy : بیمه نامه آتش سوزی
firm policy : خط مشی سازمان، سیاست سازمان
firm purchase commitment : تعهد قطعی خرید
firm′s capital ,structure : ساختار سرمایه شرکت
first class creditors : بستانکاران درجه اول (دارای اولویت)
first class papers : اسناد درجه یک
first collateral (security) : وثیقه اول
first cost : موضوع هزینه، بهای تمام شده اصلی
first half of the financial year : نیمه اول سال مالی
first hand experience : تجربه دست اول
first preferred stock : سهام ممتاز با اولویت اول
first price, orginal price : قیمت اصلی
fiscal control : کنترل مالی
fiscal discount rate : نرخ تنزیل مالی
fiscal entity : شخصیت مالی، واحد مالی
fiscal period : دوره مالی
fiscal policy, financial policy : سیاست مالی (پولی)
fiscal stimulation : انگیزش مالی
fiscal year : سال مالی
fixed amount, constant amount : مبلغ ثابت
fixed asset at cost : دارایی ثابت به قیمت(بهای) تمام شده
fixed asset coverage ratio : نسبت تامین وام از محل دارایی ثابت
fixed asset depreciation : استهلاک دارایی ثابت
fixed budget, static budget : بودجه ثابت
fixed capital expenditure : هزینه سرمایه ای ثابت
fixed capital goods : کالای سرمایه ای ثابت
fixed cost : اقلام ثابت بهای تمام شده
fixed cost (fixed expense) : هزینه ثابت
fixed cost allocation : تسهیم (تخصیص) هزینه ثابت
fixed cost equation : معادله هزینه ثابت
fixed cost per period : هزینه ثابت هر دوره
fixed cost per unit : هزینه ثابت هر واحد
fixed credit : اعتبار ثابت
fixed exchange rate : نرخ های ثابت ارز، نرخ کنرتل شده ارز
fixed income : درآمد ثابت
fixed manufacturing cost : هزینه ثابت ساخت
fixed overhead budget variance : انحراف بودجه سربار ثابت
fixed overhead capacity variance : انحراف ظرفیت سربار ثابت
fixed overhead cost, fixed cost : هزینه سربار ثابت
fixed overhead total variance : انحراف کل سربار ثابت
fixed price construction contract : قرارداد مقطوع ساختمانی
fixed price contract : قرارداد مقطوع، قرارداد براساس قیمت های مقطوع
fixed resale price : حداقل قیمت
fixed selling price : قیمت ثابت فروش
fixed -sum credit : اعتبار دارای سقف ثابت
flag of convenience : کشتی با پرچم غیر
flat price : قیمت یکنواخت (یک قیمت)
flexibility of price : انعطاف پذیری قیمت
flexible (floating) exchange rate : نرخ متغیر ارز
flexible manufacturing system (FMS) : سیستم انعطاف پذیر تولید
flexible. price : قیمت انعطاف پذیر
floating (flexible) exchange rate : نرخ ارز متغیر ، نرخ ارز شناور
floating asset = current asset : دارایی جاری
floating capital ,working capital, circulating capital : سرمایه در گردش
floating charge : هزینه متغیر، وثیقه شناور
floating credit : اعتبار در جریان، اعتبار جاری
floating exchange rate : نرخ ارز متغیر
floating policy : بیمه نامه متغیر
floating prices : تعیین (تثبیت) قیمت ها
floating-rate certificate of deposit : سپرده با نرخ بهره متغیر
floor price : قیمت کف
flow capital : سرمایه جاری
flow chart : نمودار گردش کار، نمودگر جریان کار
flow of receipts : گردش دریافت ها
flowchart : نمودار گردش کار، نمودگر جریان کار، نمودار گردش عملیات ، فلوچارت
fluctuation : نوسان، تغییر قیمت
fluctuation limit : حد مجاز تغییر قیمت
fluctuations : نوسانات
FOB price : قیمت کالا به شرط تحویل در مبدا (محل تولید)
FOB pricing : قیمت گذاری بر مبنای فروش کالا با قید تحویل در مبدا
focal date, on due date : راس مدت
folio column of the account : ستون عطف حساب
folio reference : ستون عطف، شماره عطف صفحه (در دفاتر و اسناد)
following the crowd : تبعیت از عامه
foot-notes to the balance sheet : یادداشت های زیر ترازنامه
for account of : از طرف (به حساب)
forbearance : خودداری
force major : عامل قهری، وضعیت اضطراری، فورس ماژور
forced loan : وام اجباری (اضطراری)
forced sale : فروش اجباری
forced saving : پس انداز اجباری
forced -sale value : قیمت فروش الزامی
forecast data : اطلاعات پیش بینی شده
forecast of income : پیش بینی درآمد
forecast, foresight, provision,anticipation, anticipatory breach,forecasting predictionforecasting prediction : پیش بینی
foreclose : توقیف / ضبط کردن ملک رهنی
foreclosed assets : داراییهای توقیف، ضبط شده
foreclosure : توقیف اموال، ضبط اموال
foreign bill of exchange : برات خارجی
foreign branch : شعبه خارجی (خارج از کشور)
foreign corporation : شرکت خارجی
foreign currency : ارز خارجی، واحد پول کشور بیگانه
foreign currency conversion : تبدیل پول خارجی
foreign currency exchange : تسعیر اقلام ارزی، تبدیل ارزی
foreign currency exchange loss : زیان حاصل از تسغیر ارز
foreign currency loan : وام ارزی
foreign currency reserves : ذخایر پول خارجی
foreign currency securities : اوراق بهادار ارزی
foreign currency translation : تبدیل ارز
foreign exchange : تبدیل ارز
foreign exchange control : کنترل ارزهای خارجی
foreign exchange cover : ارز پشتوانه
foreign exchange difference : اختلاف تبدیل ارز خارجی
foreign exchange rate, rate of exchange : نرخ تسعیر ارز، نرخ برابری ارز
foreign exchange regulations : مقررات تسعیر ارز
foreign exchange reserves / external reserves : ذخایر ارزی
foreign exchange risk : خطر تسعیر ارز
foreign exchange rules : قوانین تسعیر ارز
foreign exchanges : مبادلات ارزی
foreign market, exchange market : بازار ارز خارجی
foreign stock : سهام خارجی
foreign trade financing : تامین مالی تجارت خارجی
foreign-exchange dealer : صراف
forensic accounting : حسابداری مربوط به امور دادگاه (مسائل دادگاهی) ، حسابداری دادگستری
forensic accountant : کارشناس رسمی دادگستری در زمینه حسابداری
forensic audit : حسابرسی موارد دادگاهی
forensic auditors : حسابرسان امور دادگاهی
forfeiture clause ′ : شرط ضرر
forfortures receipt : رسید متصدی حمل و نقل
forged check : چک جعلی
forged, fabrication, counterfeit : جعلی (ساختگی)
forger, forger of document : سند ساز
forgery insurance : بیمه جعل (سند)
form over substance : رجحان شکل بر محتوا
formal acceptance : پذیرش رسمی
formal delivery, formal acceptance : تحویل رسمی
formal notice : یادداشت رسمی
format and content : شکل و محتعوا
forms (or levels) of market efficiency : شکل های مختلف (سطوح) کارایی بازار سرمایه
forthcoming year accounts : حساب های سال آینده
forward combination : ادغام با شرکت بعد از خود
forward contract : پیمان آتی، قرارداد سلف
forward cover : پیش خرید ارز
forward exchange contract : قرارداد نرخ آتی ارز، مبادله ارزی سلف
forward exchange market : بازرا سلف ارز
forward financial statement : صورت های مالی آینده
fotward market, in foreign exchange : بازار پیش خرید ارز، بازار سلف
forward price : قیمت سلف
forward purchase : پیش خرید، خرید سلف
forward selling, selling in advance : پیش فروش
forwarder, carrier : متصدی حمل و نقل / حمل کننده / موسسه حمل و نقل، جامل
forwarding agency : نمایندگی حمل و نقل
forwarding charges : هزینه های ارسال
forwarding country : کشور فرستنده
forwarding instructions, shipping instructions : دستورات حمل
four-column general journal : دفتر روزنامه چهار ستونی
fractional reserve : اندوخته جزئی
fractional share : پاره سهم
fractional year depreciation : استهلاک بخش از سال
franchise fee : حق فرانشیز
franchise tax : مالیات بر حق فرانشیز (اسم تجاری)
franchise, deductible : اجازه استفاده از نام تجاری، واگذاری حق انحصاری
franchise, royalty, copyright : حق امتیاز
franco : بدون مخارج تحویل، رایگان، مجانی
franctional currency, coins, change money, change fund, cach float : پول خرد
fraud conveyance : نقل و انتقال اموال به قصد فریب بستانکاران
fraud identification, neutralization and deterrence : شناسایی، خنثی سازی و پیشگیری تقلب، و نام نرم افزاری است که این کار را انجام می دهد.
fraud risk factors : عوامل ریسک تقلب
fraudulent bankruptcy : ورشکستگی نامشروع (به تقلب)
fraudulent document : اسناد تقلبی
free capital : سرمایه آزاد
free carrier : تحویل کالا در محل مقرر به حمل کننده
free carrier ( ... named place) : تحویل کالا در محل مقرر به حمل کننده (... نام محل مقرر)
free cash flow : جریان نقد آزاد
free economy : اقتصاد آزاد
free currency : پول آزاد، پول قابل تسعیر به ارزهای دیگر
free market economy : اقتصاد بازار آزاد
free movement of capital : آزادی جابجایی سرمایه
free of charge : مجانی، رایگان
free of duty, duty free, free of charge : معاف از حقوق گمرکی
free of income tax : معاف از مالیات بردرآمد
free on charge (FOC) : بدون هزینه، مجانی (FOC)
free on truck : تحویل کالا در کامیون
free security : اوراق بهادار آزاد
freight (expense-charge-cost) : هزینه حمل
freight allowance : ذخیره کرایه حمل
freight audit agency : آژانس بازرسی حمل کالا
freight carriage : بازبری، کرایه، هزینه حمل
freight charge, shipping expense : مخار حمل، محموله
freight collect : هزینه حمل در مقصد دریافت می شود
freight commission : کارمزد حمل
freight contracting : عقد قرارداد حمل
freight cost : هزینه حمل
freight declaration : اظهارنامه بار(گیری)
freight in (charge) : هزینه حمل وارده
freight in, carriage inward(s) : هزینه حمل کالای خریداری شده
freight out charge : هزینه حمل صادره
freight payable at destination carriage forward (=c ... collect) / freight collect : هزینه حمل در مقصد پرداخت می شود
freight, transport, shipping, carriage : حمل، حمل و نقل، باربری
fright charge : کرایه بار
frontier customs : گمرک مرزی (سرحدی)
frontier traffic : دادوستد مرزی
frozen account : حساب مسدود شده
frustration of contract : فسخ قرارداد
full cost pricing : قیمت گذاری براساس کل هزینه
fulfilment (of a contract) / perfonnance (of a contract) : اجرای (قرارداد)
full absorption costing : هزینه یابی جذبی کامل
full accrual method : روش تعهدی کامل
full capacity : ظرفیت کامل، گنجایش کامل
full capacity output : محصول ظرفیت کامل
full consolidation : تلفیق کامل
full container load (FCL) : ظرفیت پرکانتینر ، ظرفیت کامل کانتینر
full costing method (full costs) : روش هزینه یابی کامل
full coupon bond : اوراق قرضه با نرخ بهره بازار
full disclosure concept : مفهوم افشای کامل
full disclosure principle : اصل افشای کامل
full disclosure, adequate disclosure : افشای کافی (کامل)
full reliance : اعتماد کامل
full-cost data : اطلاعات بر حسب مجموع هزینه
full-paid capital stock : سهامی که کل ارزش آن پرداخت شده باشد.
full-time directors : مدیران تمام وقت
fully-paid up share capital : سرمایه سهمی تمام پرداخت شده
function costing : هزینه یابی بر مبنای واحد سازمانی ، بهایابی بر مبنای عملکرد
functional basis split : تقسیم کار براساس وظایف
functional budget : بودجه یک واحد سازمان، بودجه عملیات، بودجه دوایر
functional budgets : بودجه عملیاتی
functional classification : طبقه بندی بر حسب واحد سازمانی، طبقه بندی برمبنای وظیفه
functional distribution of cost : توزیع عوامل هزینه
functional expense classification : هزینه ها بر حسب وظایف
functional fixation : ثبات عملکرد
functional statement : صورت هزینه ها بر حسب واحدهای سازمانی
fund account : حساب مستقل
fund balance : تراز یا مانده حساب مستقل
fund trial balance : تراز آزمایشی حساب مستقل
fundamental accounting assumption : مفروضات اساسی حسابداری
fundamental accounting concepts : مفاهیم بنیادین حسابداری
fundamental accounting equation : معادله اساسی حسابداری
fundamental accounting principles : اصول اساسی حسابداری
fundamentak of management accounting : اصول (زیربنایی) حسابداری مدیریت
funding decision : تصمیم گیری برای تامین مالی
funding excess : مازاد منابع بازنشستگی
funds account : حساب اعتبارات
funds acquisition′ : تحصیل وجوه
funds application : مصرف وجوه
funds collected for third parties : وجوه دریافتی به نیابت از طرف اشخاص ثالث
funds obtained (received) collections : وجوه دریافتی به نیابت از طرف اشخاص ثالث
funds sources, source(s) of funds,source of cash : منابع وجوه
future cash flows : جریان های نقدی آتی، جریان های آتی وجه نقد
future consumption : مصرف آتی
future costs : هزینه های آتی
future service potential : خدمات بالقوه آتی
future trends in accounting : روندهای آتی (در) حسابداری
future value factor : فاکتور ارزش آتی ، عامل ارزش آتی
futures (futures contract) : قراردادهای سلف ، قرادادهای آتی
gain (loss) contingencies : سود یا زیان احتمالی
gain (loss) of purchasing power : سود (زیان) قدرت خرید
gain contingency : سود احتمالی
gain or loss account : حساب سود یا زیان
gantt chart : نموداری که در محور افقی آن فعالیت برنامه ریزی شده و در محور عمودی آن تاریخ نوشته شود ، نمودار گانت
gap in coverage : ناکافی بودن تضمین
gate times recording : ضبط اوقات ورود و خروج
gatherer, collector : تحصیل دار (جمع کننده)
gauranteed interest, collaterized interest : بهره تضمین شده
gearing (capital gearing; equity gearing; financial gearing leverage) : گرفتن وام
general (generalized) purchase : خرید کلی (عمومی)
general acceptance : قبولی کلی
general accident : حادثه غیر ناشی از کار
general account : حساب اعتباری مشتریان نزد کارگزار
general accountant : حسابدار کل، حسابرس دیوان محاسبات
general accounting (audit) office : دیوان محاسبات
general accounting department : اداره کل حسابداری
general accounting office auditor : حسابرس دیوان محاسبات
general audit objectives : هدف های کلی حسابرسی
general cargo : بار متفرقه
general cargo rate (GCR) : نرخ حمل بار متفرقه (عمومی)
general cash : وجوه نقد موجود
general cash account : حساب وجه نقد عمومی
general circulation : بخشنامه عمومی
general compulsory social insurance : بیمه اجتماعی اجباری عمومی
general conditions : شرایط عمومی
general conditions of contract,general terms of contract : شرایط عمومی پیمان (قرارداد)
general contigency reserve : اندوخته برای جبران خسارت ها یا هزینه های عادی
general contractor, general conditions general coverage : پیمانکار عمومی (پیمانکار انواع پیمان ها)
general control : کنترل عمومی
general disclosure : افشای موارد کلی
general factory manager : مدیر کل کارخانه
general fixed-assets account group : گروهی از حساب هایی که برای ثبت داریای های ثابت عمومی یک واحد دولتی به وجود می آورند.
general insurance : بیمه عمومی
general insurance system : نظام بیمه همگانی
general ledger account : حساب دفتر کل
general ledger adjustments account : حساب تعدیلات دفتر کل
general long-term debt accounting group : یک گروه از بدهی های بلندمدت (در یک GROUP سازمان دولتی)
general negligence : سهل انگاری عمومی
general partnership, company limited by guarantee : شرکت تضامنی با مسئولیت نامحدود
general pirice index : شاخص عمومی قیمت ها
general plant services, general factory services : خدمات عمومی کارخانه
general price index : شاخص عمومی قیمت ها
general price level : سطح عمومی قیمت
general price level accounting : حسابداری سطح عمومی قیمت ها
general price level index : شاخص سطح عمومی قیمت ها
general price level accounting : حسابداری تغییرات سطح عمومی قیمتها، حسابداری تورمی
general purchasing power : قدرت خرید عمومی
general purchasing power of money : قدرت خرید عمومی پول
general purpose financial statements : صورت های مالی که هدف های عمومی را تامین می کنند.
general records : دفتر کل عمومی، دفاتر روزنامه، پرونده ها و اسنادی که موید اقلام موجود در دفتر کل باشند.
general risk contingencies : احتمال های مربوط به مخاطرات عمومی
general services : خدمات عمومی
general system of preferences (GSP) : سیستم عمومی ترجیحات
general terms of contract : شرایط عمومی پیمان
general terms, general conditions : شرایط عمومی
generality approach : رویکرد کلی نگری
generally accepted accounting principles (GAAP) : اصول پذیرفته شده حسابداری
generally accepted accounting (auditing) standards (GAAS) : استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی
generally accepted accounting : اصول متداول حسابداری
generally accepted accounting practices : رویه های قابل قبول عمومی حسابداری، اصول پذیرفته شده عمومی
generally accepted auditing principles : اصول پذیرفته شده عمومی حسابداری
generic : جنس نما: مفهومی است فراگیر که همه عناصر متعلق به یک گروه را در بر می گیرد، مانند مفهوم تقلب که ممکن است شکل ها، شیوه ها، و هدف های گوناگون داشته باشد، ژنریک
generic expense : هزینه های متعلق به یک طبقه از محصولات
gilt edged securities : اوراق بهادار حاشیه طلایی، اوراق بی خطر
gilt-edged security (gilt) : اوراق بهادار حاشیه طلایی، اوراق بی خطر
glamor (glamour) stock : سهام محبوب، سهام پر جاذبه، سهام پر زرق و برق
global custody : نگهداری اوراق بهادار
global economy : اقتصاد جهانی
global system of trade preferencess (GSTP) : نظام جهانی ترجیحات تجاری
go Public : به شرکت سهامی عام تبدیل شدن
go through an account : حسابی را رسیدگی کردن
goal congruence : اشتراک منافع، همگون بودن هدف ها، نداشتن تضاد منافع
goal difficulty : هدفی که دستیابی به آن مشکل است
goal output indicator : شاخص تعیین کننده محصول (یا نتیجه کار)
going concern : تداوم فعالیت یک واحد تجاری، موسسه دایر
going concern company : شرکت دایر
going concern continuous going concern : تداوم فعالیت
going concern or continuity assumption : قرض تداوم یا استمرار فعالیت
going concern value, going value : ارزش با فرض تداوم فعالیت
going price : قیمت جاری
going public : عرضه سهام شرکت به عموم
going-concern assumption : فرض تداوم فعالیت
going-concern concept : اصل تداوم فعالیت
going-concern value : خالص ارزش دارایی ها (ارزش دفتری)، ارزش ویژه، حقوق صاحبان سهام، ارزش شرکت
gold and foreign exchange reserve : ذخایر طلا و ارز
gold coin : سکه طلا
gold crisis : بحران طلا
good till cancelled order : سفارش با اعتبار تا اطالع بعدی
good until cancelled : معتبر تا اطلاع ثانوی
goods and challels : اموال و دارائی های منقول
goods and services : کالاها و خدمات
goods charged with customs duty : کالای مشمول عوارض گمرکی
goods clearing agreement : قرارداد پایاپای کالا
goods declaration : اظهارنامه کالا
goods in custody of the customs : کالاهای در اختیار گمرک
goods in free circulation, authorized goods : کالاهای مجاز
goods in process : کالای در جریان ساخت
goods in process account : حساب کالای در جریان ساخت
goods insurance : بیمه کالا
goods inward declaration : اظهارنامه کالای وارده (رسیده)
goods inward records : مدارک و اسناد کالای وارده (رسیده)
goods lying in the customs : کالاهای موجود در محوطه گمرک
goods on consignment, consignment goods : کالاهای امانی
goods outward records : مدارک و اسناد کالای صادره (ارسالی)
goods profit percentage : درصد سود روی کالا
goods purchased account : حساب کالای خریداری شده
goods received department : اداره دریافت کالا
goods received from home office,shipments from center : کالای دریافتی از مرکز
goods received note : سند رسید کالا، کالای امانی
goods received note : اعلامیه (برگ) رسید کالا
goods received note (GRN) : رسید وصول کالا، قبض تحویل کالا
goods received number : شماره برگ رسید کالا
goods received, goods inward : کالای رسیده
goods returned by customers : کالای برگشتی از مشتریان
goods sent to branch at cost price : کالای ارسالی به شعبه به قیمت تمام شده
goods sent to branch at selling price : کالای ارسالی به شعبه به قیمت فروش
goods sold account : حساب کالای فروخته شده
goods, material, article, commodity : کالا، جنس، مواد، مال التجاره، امتعه
goodwill arising on consolidation,consolidated goodwill, consolidation excess : سرقفلی ترکیبی
goodwill at cost price : سرقفلی به قیمت تمام شده
goodwill on consolidation : سرقفلی ادغام شرکت ها، سرقفلی تلفیقی
goverment owned company, state owned company, crown corporation : شرکت دولتی
goverment′s accounts : حساب های دولتی
government accounting standards board (GASB) : هیئت استانداردهای حسابداری دولتی
government assistance, government aid : کمک دولت
government bond calender : فهرست عرضه اوراق قرضه دولتی
government bonds, combined attnbutes and variables sampling : اوراق قرضه دولتی، بازپدراخت اصل و بهره ا زمحل درآمد شرکت دولتی تامین می شود
government controller : کنترولر دولت (دولتی)
government securities, bonds : اوراق قرضه دولتی
government services : خدمخات دولت
head office current account : حساب جاری مرکز، حساب جاری اداره مرکزی
head office expense : هزینه اداره مرکزی
head office, central office, headquarter : دفتر مرکزی
head tally clerk : متصدی بارشماری
headmaster, manager, boss, chief,president : رییس، کارفرما، مدیر
heavy evidence : شواهد (شهادت) افواهی
hedgm′ g exchange risk : پوشش مخاطره تبدیل
hedging function : تامین پوشش
hedging transactions : معاملات پوششی
hidden reserve, secret reserrc : اندوخته پهنان یا نامرئی
hierarchical : سلسله مراتبی
hierarchical structure : ساختار مبتنی بر سلسله مراتب سازمانی
hierarchy : سلسله مراتبی
hierarehy of activities : سلسله مراتب فعالیت ها
high council of tax : شورای عالی مالیاتی
high margin product : محصول (تولید) با سود بالا
high premium convertible debenture : اوراق قرضه قابل تبدیل مرغوب
high priced goods : کالای گران قیمت
high sale production : تولید پر فروش
high value selection : انخاب اقلام بزرگ
high-tech companies : شرکت های دارای قدرت تکنولوژی بالا، شرکت های با فناوری بالا
high-tech stocks : سهام شرکت های با فناوری بالا
hire charge : اجاره بها
hire purchase : اجاره بها به شرط تملیک
hire purchase (HP) : خرید قسطی، اجاره خرید، اجاره به شرط تملیک
hire purchase account : حساب اجاره خرید
hire purchase interest : بهره اجاره خرید
hire-purchase agreement : قرارداد اجاره به شرط تملیک
hiring. recruitment : استخدام
historical accounting : حسابداری بر حسب ارزش های تاریخی
historical background : پیشینه تاریخی، تاریخچه
historical convention rule, cost convention : قاعده بهای تاریخی
historical cost : بهای تاریخی، بهای تمام شده تاریخی
historical cost (HC) : هزینه تاریخی، بهای تمام شده تاریخی
historical cost accounting : حسابداری بر مبنای هزینه (بهای تمام شده) تاریخی
historical cost basis : مبنای بهای تمام شده تاریخی
historical cost constant-dollar accounting : به ارزش های تاریخی همگن
historical cost convention : مبنای اندازه گیری به واحد پول، اصل اتخاذ واحد پول برای محاسبه مبنای بهای تمام شده تاریخی
historical cost of the goods : بهای تمام شده تاریخی موجودی ها
historical cost system : سیستم بهای تمامخ شده تاریخی
historical cost versus current fair value : مقابل ارزش متعارف جاری بهای تمام شده تاریخی
historical cost-constant dollar (HC-CD) : ارزش های تاریخی همگن
historical costcurrent cost : قیمت تمام شده جاری
historical costs : ارزشهای تاریخی
historical data : ارقام و اطلاعات تاریخی
historical exchange rate : نرخ تاریخی ارز
historical input price : قیمت / ارزش ورودی تاریخی
historical proceeds : مبلغ پول نقدی که هنگام عرضه اوراق قرضه به دست می آید
historical rate : نرخ تاریخی ارز
historical rate of return : نرخ بازده تاریخی
historical summary : خلاصه حساب سنوات گذشته، خلاصه حساب تاریخی
historical trading range : دامنه تغییرات تاریخی قیمت سهام
historical weights : ضرایب تاریخی
historical yield : بازده تاریخی
historical-cost convention : اصل هزینه (بهای تمام شده) تاریخی
holder of check : دارنده چک
holder of the record : صاحب سهم
holders of the company : دارندگان (صاحبان) شرکت
holding company (parent compay;parent undertaking) : واحد تجاری اصلی، شرکت مادر، شرکت اصلی
holding gain net c nflation : سود نگهداری کالا پس از احتساب آثار تورم
holding stack gain or loss : سود یا زیان نگهداری موجودی
holding,maintenance, retention : نگهداری، حفظ، ضبط
holistic evaluation : ارزیابی کلی (نسبت به فعالیت بازاریابی کالا)
holistic view : دیدگاه / نگرش کلی نگر
home production : محصول داخلی
home service : خدمات فروش در داخل کشور
home service agent : نماینده فروش داخلی
home trade, demestic trade, inland trade, internal trade : تجارت داخلی
homogeneous costs : هزینه های عمومی، هزینه های همگن (متجانس)
homoscedasticity : همگون یا بدون پراکندگی بودن
horizontal (merger-intergrationcombination) : ادغام افقی، ترکیب افقی
horirontal business combination : ترکیب افقی شرکت ها
horirontal combination : ترکیب افقی شرکت ها
hotchpot : روی هم ریختن داریای های دو یا چند نفر به منظور دادن سهم یکسان به آنها
house account : حساب کارگزاری
house maintenance call : اخطار جهت حفظ ودیعه
house rental expense (charge) : هزینه اجاره مسکن
household allowance : حق عائله مندی
housing allowance : کمک هزینه مسکن
hull insurance : بیمه بدنه کشتی
human asset accounting : حسابداری دارایی های انسانی
human capital : سرمایه انسانی
human information processing accounting : حسابداری رفتاری
human infonnation processing (HIP) : پردازش اطلاعات انسانی، مطالعه یا تحقیق درباره فرایندهای تصمیم گیری
human resource accounting : حسابداری منابع انسانی
human resources : منابع انسانی
hypothecate : به رهن گذاشتن
hypothecated asset = pledged asset : دارایی گرو گذاشته شده
hypothecation : گرو گذاشتن، رهن گذاری، دادن مجور به بانک برای فروش کالاهای امانی (کالاهایی که به عنوان گرو وام) نزد بانک است.
hypothecation agreement : قرارداد رهنی
hypothecator, mortgager : راهن، گروگذار
Iran insurance company pension fund : صندوق بازنشستگی شرکت بیمه ایران
Iranian income tax law : قانون مالیات بر درآمد ایران
ideal capacity variance : انحراف ظرفیت، انحراف حجم فعالیت
ideal capacity, theoretical capacity : ظرفیت مطلوب ، ظرفیت اسمی
ideal efficiency : کارآیی مطلوب
ideal or theoretical capacity, ideal capacity : ظرفیت ایده آل
ideal standard (ideal standard cost) : هزینه استاندارد مطلوب
identification : احراز هویت، شناسایی
identify stock (to) : تعیین عینیت (هویت) موجودی
idle balance : مانده راکد
idle capacity : ظرفیت بلا استفاده ، ظرفیت ناکارآمد، کمبود در ظرفیت تولید، ظرفیت بیکار، ظرفیت راکد
idle capacity cost : هزینه ظرفیت بی کار
idle capacity ratio : نسبت ظرفیت بلا استفاده، نسبت ظرفیت ناکارگی
idle capacity variance (capacity usage variance, fixed overhead capacity variance) : انحراف ظرفیت سربار ثابت
idle capital, dead capital : سرمایه راکد (بیکار)
idle cash balance : مانده نقدی راکد
idle cash, surplus funds : وجه بلا استفاده ، وجوه راکد
idle cost : هزینه غیر موثر
idle facilities : تسهیلات راکد
idle facilities cost : هزینه تسهیلات راکد
idle facitlity expense : هزینه تسهیلات بلا استفاده
idle machine hours (lines) : ساعات کار بیکار ماشین
idle times card : کارت اوقات بیکاری
idle times variance analysis : تجزیه و تحلیل انحراف اوقات بیاری
illegal acts : فعالیت های غیر قانونی
illegal document : سند غیر قانونی
illogical reasons : دلائل غیر منطقی
illogical reasons of auditor : دلائل غیر منطقی حسابرس
imbalance account : حساب نامتوازن
imbalance of orders : عدم تعادل سفارشات
imbalanced statement : صرتحساب نامتوازن
gross negligence : غفلت فاحش، تعدی و تفریط مال
gross profit percentage : درصد سود ناویژه
gross purchase : خرید ناخالص
gross redemption yield (effective yield;yield to maturity) : نرخ بازده داخلی اوراق قرضه که در تاریخ معین خریداری و تا سررسید نگهداری می شود.
gross replacement cost : بهای ناخالص جایگزینی
gross working capital : سرمایه در گردش ناخالص
gross-price method (of recording purchase, sales discounts) : روش مبتنی بر ناخالص قیمت. هنگام ثبت خرید و تخفیف از فروش
group accounts (group financial statement) : صورت های مالی تلفیقی، صورت های مالی گروهی
group companies : گروه واحدهای تجاری
group creditors : طلبکاران گروهی
group creditors insurance : بیمه گروهی طلبکاران
group depreciation : استهلاک گروهی
group insurance : بیمه دسته جمعی، بیمه گروهی
group life insurance : بیمه زندگی گروهی
group of accounts : گروه حساب ها
groupage (=consolidation) : دسته بندی کردن (= ادغام کردن)
grouping financial statement : ارائه صورت های مالی واحدهای فرعی به صورت خلاصه و ارائه توضیح لازم
growth company : شرکت در حال رشد
growth policies : سیاست های رشد
growth stock : سهام رو به رشد
guarantee society : شرکت تضامنی
guaranteed income contract : قرارداد درآمد تضمین شده
guaranteed investment certificate . : گواهی سرمایه گذاری تضمین شسده
guaranteed price : قیمت تضمین شده
guaranteeing association : نهاد تضمین کننده (ضامن)
guaranteeing chain : زنجیره (شبکه) تضمین کننده
guidelines in income : خطوط راهنمای درآمدها
guidelines on prices : خطوط راهنماخی قیمت ها
haircut : تعدیل کردن ارزش اوراق بهادار
half -secret trust : وصیت فاقد موصی له
hand over, practical completion,provisional hand over : تحویل موقت
hand-over, issue of final certificate : تحویل قطعی
hand -written accounting system,manual accounting system : سیستم حسابداری دستی
handbook of internal accounting controls : راهنمای کنترل های داخلی حسابداری
handicraft economy : اقتصاد مبتنی بر صنایع دستی
handling charge : هزینه جابجایی
handling cost : هزینه جابه جایی
haphazard sample selection : انتخاب نمونه به صورت نامنظم
haphazard selection : انتخاب بدون نصب
hard cash : پول نقد مسکوک
hard currency : ارز معتبر، ارز قابل قبول، پول رایج باداوم
hard recession : رکود شدید، افت شدید
hardware controls, manager controls : کنترل های سخت افزار
harmonic mean : میانگین همسان
harmonized system convention : کنوانسیون سیستم هماهنگ شده
head of accounting, head of accounts,accounting general, cheif accountant : رییس حسابداری
head of bookkeeping section : رییس دایره دفترداری
head of cost accounting department : رئیس اداره حسابداری صنعتی
head of financial affairs : رییس امور مالی
head of financial department : رییس اداره خدمات مالی
head of financial planning department : رییس اداره برنامه ریزی مالی
head of general accounting department : رییس کل حسابداری
initial authorized capital : سرمایه ثبت شده (اسمی) اولیه
initial campain : معرفی کالا به بازار
initial capita, staring capita, opening capital : سرمایه اولیه، سرمایه اصلی
initial charge : خرج اولیه
initial delivery and handing costs : مخارج حمل و نقل اولیه
initial direct costs : هزینه های مستقیم اولیه
initial distribution of income : توزیع اولیه درآمد
initial franchise fee : حق فرانشیز اولیه
initial public offering (lPO) : عرضه (انتشار) عمومی اولیه اوراق بهادار
initial public offering (lPO) : عرضه اولیه اوراق بهادار
initial purchase price : قیمت خرید اولیه
initial recognition : شناخت اولیه
initiatory expense (cost) : هزینه اولیه
inland bill of exchange, domestic, bill of exchange : برات داخلی
inland customs : گمرک داخلی (داخل کشور)
inland purchase : خرید داخل کشور
inland waterway consignment note : صورت ارسال بار از طریق آبراه داخلی
inprest cash book : دفتر تنخواه گردان
input cost : بهای تمام شده اقلام ورودی
input-oriented principles : اصول متمرکز بر داده ها
input-output coefficient : ضرایب داده ، ستانده
input-output controls : کنترل های نهاده ، بازده
inputed income : درآمد غیر نقدی
inquiry of the client′s attorney : پرس و جو از وکیل حقوقی صاحبکار
inseparable cost : هزینه غیر قابل تفکیک
inside director : عضو هیئت مدیره
insolvency : توقف، نداشتن نقدینگی، ناتوانین در پرداخت بدهی ها
insolvency administration order : حکم دادگاه برای مدیریت بر دارایی های یک مدیون متوفی ورشکسته
insolvency liquid deficiency : کمبود نقدینگی
insolvency practitioner : مامور اجرای امور مربوط به ورشکستگی شرکت
insourcing : تامین از داخل
inspect : بازرسی کردن، بررسی کرند، بازدید کردن
inspect the goods, control the goods,checking the goods, control the goods : بازرسی کردن کالا
inspect, examine : بازرسی کردن کالا
inspection : بازرسی از موسسات حسابرسی
inspection certificate : گواهی بازرسی
inspection department (office) : اداره بازرسی
inspection duties : وظایف بازرسی
inspection of employers : بازرسی کارفرمایان
inspection of goods : بازرسی کالا
inspection of goods finished : بازرسی کالای ساخته شده
inspection of purchased goods : بازرسی کالای خریداری شده
inspection of purchased material : بازرسی مواد خریداری شده
inspection report : گزارش بازرسی
inspection section : بخش بازرسی
inspection time : زمان بازرسی / کنترل
inspection, survery, examination : بازرسی، رسیدگی، معاینه، بازدید
inspector : بازرس، بازبین
inspector general : بازرس کل
inspector of taxes : ممیز مالیاتی
inspector′s fee : حق الزحمه بازرس
installation controls, general controls : کنترل های عمومی
letter of credit (LC) : اعتبار اسنادی (اعتبارنامه)
letter of credit (documentary credit) : اعتبار اسنادی، اعتبارنامه بانکی
letter of declaration : اظهارنامه
letter of guarantee issue cost : هزینه صدور ضمانت نامه
letter of recommendation,representation by management : تاییدیه مدیران
letter received book : دفتر نامه های رسیده
letter stock : سهام غیر قابل معامله
level of activity : سطح فعالیت
levels of market efficiency : سطوح کارآیی بازار
leveraged company : شرکت با بدهی
leveraged stock : سهام خریداری شده از طریق وام
liability (scrip) dividends payable : بدهی سود سهام پردختنی
liability certificate, certificate of debt : گواهی (تاییدیه) بدهی
liability coverage, liability payable : مبلغ قابل پرداخت بدهی
liability reserve :;:: accrued liability : بدهی تعلق گرفته و پرداخت نشده
liability to group companies : بدهی به شرکت های عضو گروه
liability to parent company : بدهی به شرکت مادر، اصلی
licence, permit : جواز، پروانه
license, royalty : حق الامتیاز، حق التالیف، اجازه نامه، جاز
licensed public accountant : حسابدار رسمی دارای مجوز کار
life assurance : بیمه عمر
life cycle : دوره حیات، چرخه عمر
life income funds : صندوق درآمد مادام العمر
life insurance : بیمه عمر
life insurance policy : بیمه نامه عمر
life of machine : عمر ماشین
life-cycle budget : بودجه چرخه عمر محصول
life-cycle budgeting : بودجه بندی برمبنای چرخه عمر محصول
life-cycle costing : تعیین بهای تمام شده دارایی برمبنای چرخه عمر
life-cashflow consequences : تاثیر روش اولین صادره از آخرین وارده برگردش نقدینگی
likely errors in the financial statements : اشتباهات احتمالی در صورت های مالی
limit check : کنترل حدود
limit price : قیمت محدود (معین)
limitation of action, limitation period : مرور زمان
imitation on scope : محدودیت در دامنه رسیدگی
limited assurance, negative assurance : اطمینان محدود (نسبی)
limited discretion : وکالت محدود
limited dividend company : شرکت با سود سهام محدود
limited liability company, limited company : شرکت با مسئولیت محدود
limited recourse financing : وام با تضمین خاص
limited sources : منابع محدود
limiting factor (principal budget factor) : عامل محدود کننده
line of credit : حد (میزان) اعتبار، اعلامیه ارائه اعتبار (اعطای خط اعتباری)
line-by-Iine consolidation : تلفیق سطر به سطر
linear cost function : تابع هزینه خطی
linear depreciation : استهلاک خطی
linear statistics : آمار خطی
linear-cut approach : روش کاهش خطی
immediate holding company : شرکت بلافصل مادر، یک واحد تجاری که واحد تجاری دیگر را تحت کنترل دارد و خودش تحت کنترل شرکت دیگری (واحد تجاری اصلی) می باشد.
immediate recognition : شناسایی فوری
immovable stock : موجودی کالای بی تحرک
impaird capital : سرمایه کمتر از مبلغ اسمی
imperceptible asset : دارایی غیر محسوس
imperfect auditing : حسابرسی ناقص (ناتمام)
Limperfect competition : رقابت ناقص
imperfect competitive market : بازار رقابت ناقص
imperfect market : بازار ناقص
imperfect markets school : مکتب بازارهای ناقص
imperishable stock : موجودی کالا فاسدشدنی
implicit contract theory : تئوری مبتنی بر قرارداد تلویحی
implicit cost = opportunity cost : نرخ بهره ای که بتواند ارزش فعلی دریافت های نقدی و پرداخت های نقدی مروبطه را برابر نماید.
implicit cost, imputed cost : هزینه ضمنی
implicit guarantee : تضمین ضمنی
implicit interest rate : نرخ بهره ضمنی
implied contract : قرارداد ضمنی یا غیر مکتوب
import customs′ duty : مالیات گمرکی
import declaration : اظهارنامه ورودی
import documentary credits : اعتبار اسنادی وارداتی
import licence : جواز واردات، پروانه واردات
import restriction : محدودیت وارداتی
import surcharge : تعرفه اضافی، سور شارژ واردات
importance : اهمیت
importance factor : عامل اهمیت
importance mean : میانگین اهمیت
imprest account : حساب تنخواه گردان
imprest cash (fund) : تنخواه گردان
imprest payroll account : حساب مستقل حقوق و دستمزد
imprest petty cash fund : حساب مستقل تنخواه گردان
imprest system, petty cash system : سیستم تنخواه گردان
improper interference of auditor : دخالت بی مورد حسابرس
improvement cost : هزینه بهسازی
improvements in production : بهبود تولید
imputed cost (alternative cost) : هزینه تلویحی، هزینه مرتبط (منتسیب)
in progress of completion : در دست تکمیل
in transit funds, cash in transit : وجوه در راه
in transit stock : موجودی کالای در راه
in-charge auditor : سرپرست گره رسیدگی حسابرسی، حسابرس مسئل
in-common : (ملک) مشاع
in-depth analysis. vertical analysis : تجزیه و تحلیل عمقی ، تجزیه و تحلیل عمودی
inactive (passive) investment : سرمایه گذاری غیر فعال
inactive account : حساب غیر فعال
inactive asset : دارایی های بی بازده
inactive audit file : پرونده راکد حسابرسی
inactive balance : مانده راکد (بیکار)
inactive bond : اوراق قرضه غیر فعال
inactive share (stock) : سهم غیر فعال (راکد)
inactive stock : موجودی (کالا) راکد
inactivity : توقف (عدم فعالیت)
inadequacy : عدم کفایت، کاهش ارزش
inadequancyloss : ضرر عدم کاردانی
inadequate disclosure : افشای ناقص
inadequate stock-taking : موجودی گیری غیر کافی (نامناسب)
incentive : انگیزه، پاداش
incentive bonus scheme : طرح پاداش تشویقی
incentive fee. bonus, compensation,reward, remuneration. fee, premium,incentive, carriage outwards gratuity. : پاداش، پرداخت بر مزد از بابت خدماتی که انجام داده، جایزه
incentive plan : طرح انگیزش (تشویقی)
incentive shares : سهام تشویقی
incentive taxation : مالیات بندی انگیزشی
incentive wage system : سیستم انگیزش مزد (سیستم تشویقی مزد)
incentives : طرح های انگیزشی
inception of the lease : شرع قرارداد اجاره
incestuous share trading : معاملات خودمانی سهام
incidence : رویدادهای همگن
incidence of cost (expenditure) : تعلق واقعی هزینه
incidence of tax : تعلق (تحمل) واقعی مالیات
incidental authority : اختیار اقدام در مارد ضرری
incidental beneficiary : ذینفعی که در سایه اجرای قرارداد که بر حسب تصادف موجب مزایی می شود، منتفع می گردد.
incidental cost (charge) : هزینه جزئی (فرعی)
incidental expenses : مخارج اتفاقی
inclusive cost (charge), over-an cost : هزینه جامع
inclusive debt comprehensive debt : بدهی جامع
income : درآمد، سود
income account : حساب درآمد
income adjusted : درآمد تعدیل شده
income and expenditure (expense) : درآمد و خرج
income and expense summary : خلاه حساب سود و زیان، حساب خلاصه سود و زیان
income applicable to common stock : سود متتعلق به سهام عادی
income applicable to senior securities : سود متعلق به اوراق بهادار اولویت دار
income as a predictive device : سود به عنوان ابزار پیش بینی
income averaging : متوسط گیری درآمد
income before deduction of tax : درامد قبل از کسر مالیات
income before extraordinary items : سوود قبل از اقلام غیر مترقبه
income bond : اوراق قرضه درآمدی (مبتنی بر سود)
income bond : اوراق قرضه مبتنی بر درآمد
income curve : منحنی درآمد
income deduction : آخرین بخش صورت سود و زیان که نشان دهنده هزینه های جاری است.
income deductions card : کارت کسورات درآمد
income determination : تعیین درآمد
income distribution : توزیع درآمد
income earned, earned income : درآمد کسب شده
income equation : معادله درآمد
income from : درآمد حاصل از
income from cash penalties : درآمد حاصل از جرایم نقدی
income from continuing operation : درآمد حاصل از عملیات جاری
income from contribution : درآمد حاصل از حق بیمه
income from discontinued operations : درآمد حاصل از عملیات متوقف شده
income from discount, discount earning : درآمد حاصل از تخفیف
income from investment : درآمد حاصل از سرمایه گذاری
income from members : درآمد حاصل از اعضاء
income from sales, revenue from sales : درآمد حاصل از فروش
income from SUbscription : رآمد حاصل از آبونمان
income fund : صندق سرمایه گذاری با هدف کسب درآمد
income gearing : نسبت سود قبل از بهره مالیات به ناخالص بهره
income generating unit : واحد ایجاد کننده درآمد
income in kind : درآمد موردی، درآمد بر حسب مورد
income manipulation : دستکاری در سود
income measurement : اندازه گیری سود، تعیین سود
income motive : انگیزه تحصیل سود
income multiplier : ضریب افزایش درآمد
income producing property : دارایی که ایجاد درآم می نماید
income property : املاک درآمدزا
income reali2ation : تحقق بخشیدن به درآمد
income reali2ation concept : مفهوم تحقق به درآمد
income recipients : دریافت کنندگان سود
income recognition : شناسایی درآمد
income share : سهام درآمدزا
income sheet : صورت درآمد
income smoothing : هموارسازی سود
income standard : در هزینه یابی استاندارد، میزان درآمد مورد انتظار از پیش تعیین شده (در مور اقلامی که به فروش خواهد رفت).
income statement accounts : حساب های صورت سود و زیان
income statement budget : بودجه صورت سود و زیان
income statement identity : صورت تطبیق درآمد و هزینه
income statement summary : خلاصه صورتحساب سود و زیان
income statement, profit and loss statement : صورت سود و زیان
income subject to tax, taxable income : سود مشمول مالیات
income summary account : خلاصه حساب سود و زیان
income summary, profit and (or) loss summary : خلاصه سود و (یا) زیان
income tax : مالیات مستقیم بردرآمد
income tax acts : قوانین مالیات بردرآمد
income tax allocation : تخصیص مالیات بردرآمد
income tax allowance : بخشودگی مالیات بر درآمد
income tax assessment : ارزیابی مالیات بر درآمد
income tax collection : وصول مالیات بر درآمد
income tax disputes : دعاوی مالیات بر درآمد
income tax equalization provision : ذخیره برابری مالیات بر درآمد
income tax law : قانون مالیات بر درآمد ایران
income tax liability : بدهی مالیات بر درآمد
income tax month : ماه مالیات بر درآمد
income tax paid : مالیات بر درآمد پراختی ، مالیات بر درآمد پرداخت شده
income tax payable : مالیات بر درآمد پراختنی
income tax payable provision : ذخیره مالیات بر درآمد پرداختنی
income tax rate : نرخ مالیات بر درآمد
income tax rate schedule : جدول نرخ مالیات بر درآمد
income tax regulations : مقررات مالیات بر درآمد
income tax return : اظهارنامه مالیاتی
income tax schedules : جدول مالیات بر درآمد
income, revenue, profit, earning : درآمد
income-production asset : دارایی مولد درآمد
income-tax allocation : تخصیص مالیات بر درآمد
incometax declaration (statement) : اظهارنامه مالیات بر درآمد
incoming auditor, successor auditor : حسابرس جانشین، حسابرس جدید (آتی)
incoming partner : شریک وارد شونده
incoming-outgoing : وارده ، صادره
incompatible duties (functions) : وظایف مانعه الجمع، وظایف، متناقض، وظایف ناسازگار
incompatible functions : اقدام ناشایست
incompatible occupations, incorrect acceptance : قبول نادرست (پذیرش نادرست)
incomplete accounting records : مدارک ناقص حسابداری
incomplete audit : حسابرسی ناتمام
incomplete contract : پیمان ناتمام
incomplete contract cost : هزینه (قیمت) پیمان ناتمام
incomplete data : اطلاعات ناقص
incomplete equity method : روش ارزش ویژه ناقص
incomplete goods : کالای غیر کامل (قاعده 2 الف سیستم هماهنگ شده)
incomplete records : مدارک ناقص
incomplete transaction : معامله ناتمام
incomplete units : آحاد تکمیل نشده
incomplete work : کار ناتمام
inconsistent : بی ثبات
incontestable clause : شرط غیر قابل تردید، شرط غیر قابل اعتراض
inconvertible currency : پول غیر قابل تبدیل
inconvertible securities : اوراق بهادار غیر قابل تبدیل
incorporate : شرکت کردن، شرکت دادن، در هم ادغام شدن
incorporated company : شرکت به ثبت رسیده، شرکت با مسئولیت محدود
incorporation : تاسیس شرکت
incorporation of audit firms : شرکت های تضامنی حسابرسی با مسئولیت محدود
rincorporation process : فرایند تاسیس یک شرکت سهامی
incorrect entry : ثبت اشتباه (غلط)
incoterms : ضوابط تفسیر اصطلاحات بازرگانی بین المللی
incovertiable bill of exchange : برات ارزی غیر قابل تبدیل
incovertible : غیر قابل تبدیل
incovertible currency : ارز تبدیل ناپذیر، ارز ضعیف
increase endorsement : تصدیق با تایید افزایش
increase in asset : افزایش در دارایی
increase in price : ترقی قیمت (افزایش در قیمت)
increase in value : افزایش ارزش
increase in working capital : افزایش در سرمایه در گردش
increase of capital : افزایش سرمایه
increase of premium : افزایش حق بیمه
increase on investment : افزایش سرمایه گذاری
increase reduction, rise (in price) : ترقی، افزایشش به تنزل / ترقی، افزایش (در قیمت)
increasing cost : هزینه بالا رونده
increasing ratio : نسبت فزاینده
increasing return : بازده صعودی
increasing trend : روند فراینده، روند صعودی
increasing volume of production : افزایش حجم تولید
incredible expense : هزینه باور نکردنی
increment of income : نمو درآمد ، رشد درآمد
increment(al) cost. final cost, marginal cost, manufacturing cost : هزینه نهایی
incremental : تفاضلی، نهایی، افزایشی
incremental (revenue-income) : درآمد افزایشی
incremental allawance : اضافه حدود مجاز
incremental analysis (marginal analysis) : تجزیه تحلیل هزینه نهایی، جزیه و حلیل تفاضلی
incremental approach : روش اضافی، روش مبتنی بر اقلام نهایی
incremental benefit : تغییر در سود
incremental budget : بودجه تفاضلی، بودجه نهایی
incremental budgeting : بودجه بندی بر مبنای سال قبل
incremental cash flow : جریان نقد اضافی
incremental common cost allocation method : روش تفاضلی تخصیص هزینه های مشترک
incremental cost, marginal cost : هزینه نهایی، هزینه (بهای تمام شده) افزایشی
incremental method : روش تفاضلی
incremental net benefit : تغییر در خالص منافع
incremental revenue : درآمد تفاضلی
incremental sample size : اندازه نمونه اضافی
incumbrance(s) : تعهد (در جمع تعهدات), تامین اعتبار, تعهد هزینه
incur : متحمل هزینه شدن، تحقق یافتن
incurred cost : هزینه به مصرف رسیده
indefeasible, irrevocable : غیر قابل فسخ
independence : استقلال، ناوابستگی، مستقل ، غیروابسته
independence from line operations : استقلال از لحاظ فعالیت های سازمانی
independence of access : استقلال از لحاظ دسترسی
independence of auditors : استقلال حسابرس، حسابدار مستقل
independence of mind : استقلال رای
independence of position : استقلال از لحاظ جایگاه سازمانی
independence of reportiog : استقلال از لحاظ گزارشگری
independence-in -appearance : استقلال ظاهری
independence-in-fact : استقلال واقعی
indeperident accountant = public accountant : حسابدار مستقل، حسابدار رسمی
independent accountant′s opinion : نظر حسابدار مستقل
independent accountants′ society : جامعه حسابداران مستقل
independent contractor : پیمانکار مستقل
independent financial adviser (IFA) : مشاور مالی مستقل
independent income : درآمد مستقل
independent international finance expert : متخصص مستقل مالی بین المللی
independent professional accountants : حسابداران مستقل حرفه ای
independent public accountants : حسابداران عمومی (رسمی) مستقل
independet appraisal function : وظیفه ارزیابی مستقل
index number comparison : شاخص سنجی
index of retail prices : شاخص قیمت های خرده فروشی
index of wholesale prices, holesale price index : شاخص قیمت های عمده فروشی
index· linked insurance : بیمه ای که با تغییرات شاخص تعدیل می شود
indexing (and cross·referencing) : طبقه بندی اسناد و تطبیق آنها در کاربرگ های حسابرسی
indexless price : قیمت بی شاخص
indexless records : اسناد و مدارک بی فهرست
indicated yield : نرخ سود برحسب درصدی از مبلغ سرمایه گذاری
indication : نشانه، گواه
indications of source : علائم محل ساخت (مبدا)
indicator : شاخص، نمایه، نماگر
indirect : غیر مستقیم
indirect (labour-wages) : دستمزد غیر مستقیم
indirect access : دسترسی غیر مستقیم
indirect approach : روش (ریکرد) غیر مستقیم
indirect assessment method : رش سنجش غیر مستقیم
indirect charges (expenditures) : مخارج غیر مستقیم
indirect consequences : آثار، پیامدهای غیر مستقیم
indirect cost (indirect expenses) : هزینه های غیر مستقیم، هزینه سربار
indirect cost center : مرکز هزینه غیر مستقیم (خدماتی)
indirect cost pool : مجمعه ای از هزینه های غیر مستقیم
indirect costing : هزینه یابی غیر مستقیم
indirect costs, indirect expenses : هزینه های غیر مستقیم
indirect damage : خسارت غیر مستقیم
indirect debt (liability) : بدهی غیر مستقیم، بدهی احتمالی
indirect departmental charges : هزینه های غیر مستقیم دوایر
indirect division of medical care : بخش درمان غیر مستقیم
indirect evidence : شواهد غیر مستقیم
indirect factory wages : دستمزد غیر مستقیم کارخانه
indirect financial interest : منافع مالی غیر مستقیم
indirect holding : سرمایه گذاری (مالکیت) غیر مستقیم
indirect labour cost : هزینه دستمزد غیر مستقیم، هزینه کار غیر مستقیم
indirect labour rate variance : مغایرت نرخ کار غیر مستقیم
indirect liability : بدهی غیر مستقیم
indirect material rate variance : مغایرت نرخ مواد غیرمستقیم
indirect material usage variance : مغایرت مصارف مواد غیر مستقیم
indirect material, prime costs, indirect expense : مواد غیرمستقیم، مواد اولیه غیر مستقیم
indirect materials cost : هزینه مواد غیر مستقیم
indirect method : روش غیرمستقیم
indirect obligation : تعهد غیرمستقیم
indirect overhead : سربار غیرمستقیم
indirect parity : برابری غیرمستقیم
indirect product : تولید غیرمستقیم
indirect quoted free exchange rate : نرخ آزاد تبدیل غیر مستقیم
indirect stock : ملزومات غیر مستقیم
indirect tax, excise tax : مالیات غیر مستقیم
indirect taxation : مالیات غیر مستقیم
indirect taxes : مالیات های غیر مستقیم
indirect valuation : ارزیابی غیر مستقیم
indirect wage rate : نرخ دستمزد غیرمستقیم
indirect-cost pool : مجموع هزینه های غیر مستقیم
indirect-effectillegal acts : اعمال غیر قانونی دارای تاثیر غیر مستقیم
indiscrimination stock taking : موجودی گیری در هم بر هم (قاطی)
individual accounts : صورتحساب های شرکتی، صورت های مالی شرکتی منفرد
individual and collective responsibility of partners : مسئولیت فردی و جمعی شرکاء
individual and collective responsibility,several and joint liability (responsibility) : مسئولیت فردی دسته جمعی
individual income tax : مالیات بر درآمد فردی
individual retirement account (IRA) : طرح بازنشستگی برای کسانی که هیچ نوع بیمه ای ندارند.
individual savings accounts (lSA) : حساب های پس انداز شخصی
indivisible overhead, on-cost overhead : سربار غیر قابل تقسیم
indorsement without recourse : ظهرنویسی بدون حق ارجاع
induced charge (expense) : هزینه القایی
induced investment : سرمایه گذاری القایی
induced reserve : اندوخته القایی
inductive approach : روش (رویکرد) استقرایی
inductive reasoning : استدلال استقرایی
industrial concern : بنگاه صنعتی
industrial insurance : بیمه صنعتی
industrial value chain : زنجیره ارزش صنایع (صنعتی)
industrialy advanced company : شرکت پیشرفته صنعتی
industry characteristics : خصوصیات صنعت
industry peculiarities : خصوصیات صنعتی
industry pracices : خصوصیات صنعتی
ineffectiveness : نارسایی، عدم توفیق
inefficiency : فقدان کارائی، عدم کارایی
inefficient : عدم توفیق
inefficient protfulio : پرتقوی غیر کارآ (غیر بهینه)
inefficient use : استفاده غیر موثر
inelastic : بی کشش
inelastic demand : تقاضای بی کشش
inevitable chare (expense) : هزینه قطعی و حتمی
infavorable trade balance, adverse trade balance : موازنه نامساعد تجاری
inference : استنباط، استنتاج، نتیجه
inflated stock : موجودی تورمی
inflation accounting : حسابداری تورمی
inflation -indexed security : اوراق بهادار شاخص بندی شده با سطح تورم
inflationary changes : تغییرات تورمی
inflationary factors : عوامل تورمی
inflationary influence : تاثیر تورمی
inflection accounting : حسابداری تورمی
inflow of cash : جریان ورود وجه نقد
influence : نفوذ کردن
inforce, valid, reliable, reputable,honoured, valid : معتبر
infonnal procedures : روش های غیر مدون
informal records : مدارک اسناد غیر رسمی
information and communication : اطلاعات و گزارشگری
information content of devidends hypothsis : فرضیه محتوای اطلاعاتی سود سهام
information economic theory : تئوری اقتصادی بودن اطلاعات
information economics : اطلاعاتی که می تواند بر تغییرات (رفتار) اقتصادی اثر بگذارد.
information for financial control : اطلاعات جه کنترل مالی
information for management control : اطلاعات جهت کنترل مدیریتی
information inductance : تلقین اطلاعات
information induction : استقرا اطلاعات
information statistic : آمار اطلاعاتی
information technology : تکنولوژی اطلاعاتی
infonnation technology (IT) : مخفف تکنولوژی اطلاعاتی، فن آوری اطلاعات
information technology strategy : استراتژی تکنولوژی اطلاعات
infrastructure (social overhead capital) : زیرساختار
infrequent occurence : وقوع غیر مکرر
inherent vice (of goods) : عیب و نقص ذاتی (کالا)
inheritance : ارث (میراث)
inheritance tax return : مالیات بر ارث متوفی
inheritance tax waiver : مفاصا حساب مالیات بر ارث
inheritance tax, succession tax, death duty, estate duty : مالیات بر ارث متوفی
installation costs (fee) : هزینه های نصب
installation of accounting system : برقراری سیستم حسابداری
installment purchase : خرید اقساطی
installment contract : قراردادهای اقساطی
installment credit : اعتبار اقساطی، خرید اقساطی
installment financial services : خدمات مالی اقساطی
installment method of accounting : روش حسابداری (فروش) اقساطی
installment method of recognition : شناسایی به روش قساطی
instaIlment receivable : اقساط دریافتنی
installment transactions : معاملات اقساطی
installments receivable : اقساط دریافتنی
institue of credit management : انجمن میران اعتبارات
institute of certified pubtic accountants : انجمن حسابداری رسمی
institute of accountants : موسسه حسابداران
institute of administrative accountants : انجمن حسابداران اداری
institute of chartered accountants in England and Wales (ICAEW) : انجمن حسابداران خبره انگلستان و ویلز
institute of chartered accountants in Ireland (lCAI) : انجمن حسابداران خبره در ایرلند
institute of chartered accountants of Scotland (lCAS) : انجمن حسابداران خبره در اسکاتلند
institute of chartered accountatnts : موسسه حسابداران خبره
institute of cost and management accountants (lCMA) : انجمن حسابداران هزینه و مدیریت
institute of cost and management accountants : انجمن حسابداران هزینه و مدیریت
institute of credit management : انجمن مدیران اعتبارات
institute of management accountants (IMA) : انجمن حسابداران مدیریت
institute of proffesional accountants : موسسه حسابداران حرفه ای
institute of public accountants : موسسه حسابداران عمومی (رسمی)
institution to commence : دستور به آغاز کار
instruction to commence : دستور شروع به کار
instruction, procedure, code of practice : دستورالعمل، آموزش حسابداری
instrument (financial instrument) : ابزار مالی، سند، مدرک
instrument of commerce : سند تجاری
insufficient capacity : ظرفیت غیر کافی
insufficient competent evidence : فقدان شواهد و مدارک کافی و قابل اطمینان
insufficient investment : سرمایه گذاری غیر کافی
insurance : بیمه
insurance agent : نماینده بیمه
insurance broker : واسطه بیمه، دلایل بیمه
insurance certificate : گواهی بیمه، مدرک بیمه
insurance claim : خسارت بیمه
insurance company : شرکت بیمه
insurance contract : قرارداد بیمه
insurance cover note : یادداشت پوشش خطر بیمه
insurance coverage : پوشش بیمه ای
insurance expense : هزینه بیمه
insurance fund : منابع بیمه ای
insurance fund investment : سرمایه گذاری وجوه بیمه
insurance hypothsis : فرضیه، نظریه بیمه
insurance part of medical care : بخش بیمه ای خدمات درمانی
insurance policy : بیمه نامه
insurance premium, premium fee schedule, contribution, net premium : حق بیمه، قسط بیمه
insurance prepaid : بیمه پیش پرداخت شده
insurance rate : نرخ بیمه
insurance rating : نرخ بندی بیمه
insurance registry book, insurance registrar : دفتر ثبت بیمه
insurance regulations : مقررات بیمه
insurance reserve : ذخیره بیمه
insurance reserve funds : وجوه اندوخته بیمه
insurance type charges : مخارج انواع بیمه
insurance, assurance : بیمه
insurancedemand for auditing : تقاضای پوشش بیمه برای حسابرس
insured account : حساب بیمه شده
insured stock (inventory) : موجودی کالای بیمه شده
integral costing system : سیستم هزینه یابی پیوسته (همگون)
integral view (approach) : دیدگاه (نگرشش یا رویکرد) مکمل
integrated account : حساب کامل شده، حساب های یکپارچه، حساب های همبسته
integrated approach : روش / رویکرد جامع / یکپارچه
integrated test facility : امکان آزمون همگام
integrated test facility (lTF) : یک سیستم رایانه دارای برنامه کد و داده های خاص که یک موسسه حسابرسی آن را در سیستم رایانه صاحب کار قرار می دهد.
intellectual capital : سرمایه معنوی
intellectual property : مالکیت معنوی
intellectual property right : حقق مالکیت معنوی
inter company eliminations : اقلام حذفی بین شرکت ها
inter company profit : سود داخلی (بین شرکت ها)
inter company purchase : خرید فی ما بین شرکت ها
inter company sale : فروش بین شرکت ها
inter company transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی
inter period allocation : تخصیص بین دوره ای
inter period allocation of tax : تخیص بین دوره ای مالیات
inter period tax allocation : تخصیص مالیاتی بین دوره ها
inter service department transfers eftpos electronic funds transfer at point of sale : انتقال الکترونیکی پول به هنگام فروش
inter-American accounting association : انجمن حسابداران سراسر آمریکا
inter-company account balances : مانده های حساب فی ما بین شرکت ها
inter-company account payable : حساب پرداختنی بین شرکتی
inter-company account receivable : حساب دریافتنی بین شرکت ها
inter-company accounts : حساب های بین شرکت های عضو گروه، حساب های فیمابین شرکت های گروه
inter-company bonds : اوراق قرضه بین شرکت ها
inter-company comparisons : مقایسه های فی ما بین شرکت ها
inter-company debt : بدهی فیمابین گروه شرکت ها
inter-company inventory transfer : انتقال موجودی بین شرکت ها
inter-company profit : سود داخلی (بین قسمت های مختلف واحد تجاری)
inter-company profit or loss : سود یا زیان بین شرکت ها
inter-company transactions : معاملات فی ما بین شرکت ها
inter-company transfer pricing : قیمت گذاری اتنقالات داخلی بین شرکت ها
inter-firm comparisons : مقایسه های فی ما بین بنگاه ها
inter-locking ownership : مالکیت وابسته به هم (درهم آمیخته)
inter-period allocation : تخصیص بین دوره ای
inter-process profit : سود بین مراحل
inter-service department changes : هزینه خدمات متقابل دوایر خدماتی دیگر
interagroup transactions : معامله هایی که بین شرکت های عضو یک گروه (یک مجتمع) انجام شود.
interchangeable exbange : ارز قابل معاوضه بین کشورها
interchangeable part : قطعات استاندارد (که به راحتی جایگزین قطعات موجود می شوند).
intercommodity spread : شکاف کالایی
intercompany accounts : دفتر کل عمومی، حساب های بین شرکت های عضو گروه
intercompany elimination : حذف اقلام شرکت های وابسته
intercompany pricing : قیمت گذاری داخلی
intercompany profit : سود حاصل از فعالیت درون گروهی یک شرکت یا سود بین شرکت های گروه
intercompany receivables and payables : دریافتیها و پرداختیهای فیمابین شرکت های عضو گروه
intercompany transaction (interagroup transactions) : معامله بین شرکت ها
interecpt parameter : عامل ثابت، عرض از مبدا
interest account : حساب بهره
interest accrued to principal : بهره متعلق به اصل
interest capitalization : به حساب دارایی بردن هزینه تامین مالی، به حساب اریای منظور کردن بهره
interest costs capitalized : مخارج بهره منظور شده به حساب دارایی
interest coupon : کوپن بهره اوراق بهادار
interest cover (fixed -charge-coverage ratio) : پوشش بهره
interest coverage ratio : نسبت پوشش بهره
interest during construction : بهره طی دوره احداث (ساخت)
interest income : درآمد بهره
interest on call(s) : بهره عندالمطالبه، بهره دیداری
interest on capital : سد تضمین شده (بهره) سرمایه
interest rate implicit in the lease : نرخ ضمنی بهره در قرارداد اجاره بلنددمدت
interest receivable : بهره دریافتنی
interest receivable account : حساب بهره دریافتنی
interest received : بهره دریافت شده
interest-sensitive stocks : سهام حساس به تغییرات نرخ بهره در بازار
interests, benefits, gains, cost-benefit : حقوق، منافع
interfirm comparison : مقایسه چند شرکت
interfund accounts : حساب نقل و انتقال بین وجوه مستقل دلتی
interim accounts : حساب های میان دوره ای
interim audit procedures : روش های ریسدگی ضمنی
interim balance sheet : ترازنامه میان دره ای
interim certificate : گواهی مقدماتی
interim closing : بستن دفاتر در میان دره
interim closing of accounts : بستن میان دوره ای حساب ها (به طور موقت)
interim financial reporting : گزارش مالی میان دره ای
interim financial statements (interim accounts′ interim report) : صورت های مالی میان دوره
interim share (stock) : سهم موقت
interim share purchase : خرید میان دوره ای سهام
interlocking accounts : حساب های به هم بسته، تفکیک اطلاعات مربوط حسابداری بهای تمام شده و حسابداری مالی به
interlocking directorate : اعضای هیئت مدیره مشترک
interm injunction : حکم توقیف موقت
intermediate account : حساب واسط با واسطه
intermediate accounting : حسابداری میانه, حسابداری سطح میانی
intermediate accounting controls : کنترل های داخلی حسابداری
intermediate cash flows : جریان های نقدی میان دوره ای
intermediate consignee : گیرنده اسطه (خریدار واسطه)
intermediate goods or product : کالای واسطه ای
intermediate holding company : شرکتی که در یک گره به عنوان واحد تجاری اصلی اما همین شرکت در گروه بزرگ تر به عنوان واحد تجاری فرعی به حساب می آید
intermediate term credit : اعتبار متوسط المدت
intermediate-term financing : تامین مالی میان مدت
internal accounting control system : سیستم کنترل داخلی حسابداری
internal accounting controls : کنترل های داخلی حسابداری
internal applications, internal users : مصارف داخلی
internal audit approach : رویکرد حسابرسی داخلی
internal audit check : رسیدگی حسابرسی داخلی
internal audit objectives : هدف های حسابرسی داخلی
internal audit office : دفتر حسابرسی داخلی
internal audit procedure : رویه عمل حسابرسی داخلی
internal audit recommendations : پیشنهادهای حسابرسی داخلی
internal audit records : مدارک و اسناد حسابرس داخلی
internal audit(ing) services : خدمات حسابرسی داخلی
internal capital resources : منابع سرمایه ای داخلی
internal check : ریسک داخلی
internal consistency : انسجام / هماهنگی درونی
internal control : کنترل داخلی
internal control checklist : چجک لیست / فهرست کنترل های داخلی
internal control components : عناصر تشکیل دهنده کنترل های داخلی
internal control evaluation sheet : برگ ارزیابی کنترله ای داخلی
internal control instruction : دستورالعمل کنترل های داخلی
internal control letter : نامه کنترل داخلی
internal control procedures : روش های کنترل های داخلی
internal control questionnaire (ICQ) : پرسشنامه کنترل های داخلی
internal control risk : خطر کنترل داخلی
internal control structure (system) : ساختار (سیستم) کتنرل داخلی
internal control system : سیستم کنترل داخلی
internal control weakness : ضعف / نقاط ضعف کنترل های داخلی
internal controls : کنترل های داخلی
internal decision makers : تصمیم گیرندگان برون سازمانی، تصمیم گیرندگان خارج از واحد تجاری داخلی (درون سازمانی)
internal deconstruction : تجدید ساختار داخلی
internal documents : مدارک داخلی ، مدارک درون سازمانی
internal evidence : شواهد داخلی
internal expansion financing : رشد از طریق استفاده از منابع مالی داخلی
internal financial controls, internal rate of return : کنترل های مالی داخلی
internal financial reporting : گزارشگری مالی داخلی
internal financing : تاین مالی داخلی (از منابع داخل شرکت)
internal investment resources : منابع سرمایه گذاری داخلی
internal operating controls : کنترل های داخلی عملیاتی
internal reconstruction : تجدید ساختار داخلی
internal revenue (income) : درآمد داخلی
internal revenue service (IRS) : اداره مالیات های داخلی (در آمریکا)
internal sources : منابع داخلی
internal traffic : تردد داخلی
internal transaction : مبادلات داخلی
internal verification, verification : ممیزی ، تایید صحت ثبت عملیات
internal voucher : سند داخلی
internal-external evidence : شواهد درون (برون) سازمانی
international accounting (multinational accounting) : حسابداری بین المللی
international accounting standard (lAS) : استانداردهای بین المللی حسابداری
international accounting standards committee (IASC) : کمیته استانداردهای بین الملی حسابداری
international accounting standards board : هیات استانداردهای بین المللی حسابداری
international accounting standards board : هیات استانداردهای بین المللی حسابداری
international accounting standards (lAS) : استانداردهای حسابداری بین المللی
international association of book-keepers : جامعه دفتر داران بین المللی
international auditing practices committee (IAPC) : کمیته اجرایی حسابرسی بین المللی، یک کمیته ثابت در فدراسیون بین المللی حسابداران
international bank for reconstruction and development (IBRD) : بانک بین المللی ترمیم و توسعه
international centre for settlement : مرکز بین المللی تصفیه
international chamber of commerce(ICC) : اتاق بازرگانی بین المللی (ICC)
international clearing union : اتحادیه پایاپای بین المللی
international commercial terms (lNCOTERMS) : شرایط بازرگانی بین المللی
trinternational committee for accounting cooperation (ICAq : کمیته بین المللی همکاری حسابداری
international commodity agreement : موافقتنامه بین المللی کالا
international congress of accountants (ICA) : کنگره بین المللی حسابداران
international cooperation administration : اداره همکاری بین المللی
international coordination committee for the accounting profession (lCCAP) : کمیته بین المللی همکاری حسابداری
international customs declaration form : اظهارنامه بین المللی گمرکی مدل
international federation of accountants (IFAC) : فدراسیون بین المللی حسابداران (آیفک)
international finance : مالیه بین المللی
international finance corporation : شرکت مالی بین المللی
international finance expert : متخصص مالی بین المللی
international financial sources : منابع مالی بین المللی
international financing : تامین مالی بین المللی
international management accounting practice statements (lMAPS) : بیانیه های حرفه ای بین المللی حسابداری مدیریت
international market price : قیمت بازار بین المللی
international organization for securities commission (IOSCO) : کمیسیون سازمان های بین المللی برای اوراق بهادار
international securities marketn association : سازمان بازارهای بین المللی اوراق بهادار
international sources of funds : منابع بین المللی اعتبار
international trade commission : کمیسیون بین المللی پول
inter-period tax allocation : تخصیص مالیات میان دوره
interpretation of control reports : تفسیر گزاراشات کنترلی
interpretation of financial comparisons : تفسیر سنجش های مقایسه ای مالی
interpretation of financial reports : تفسیر گزارشات مخالی
interpretation of variances : تفسیر مغایرات (انحرافات)
interrelationships among accounts : روابط بین حساب ها
intra-company transfer pricing : قیمت گذاری انتقالات داخلی
intraperiod tax allocation : تخصیص مالیات بین اقلام صورت های مالی
intrinsic : ذاتی
intrinsic value of an option : ارزش ذاتی برگ اختیار معامله
introductory paragraph : بند مقدمه
inventoriable costs : هزینه های قابل تقسیم به حساب موجودی کالا
inventorial cost : هزینه سیاهه ای
inventories, physical inventory, stock : موجودی انبار، سهم
inventory adjustment, stock adjustment : تعدیل موجودی
inventory allowance method : روش ذخیره گیری برای کاهش ارزش موجودی ها
inventory and warehousing cycle : چرخه موجودی کالا و انبارداری
inventory card : کارت انبار
inventory certificate : گواهی موجودی انبار (که صاحبکاران باید به حسابرسان ارائه دهند)
inventory certification : تاییدیه انبار
inventory classification : طبقه بندی موجودی کالا
inventory completion tests : آزمون های تکمیل موجودی کالا
inventory control (stock control) : سیستم کنترل بر موجودی کالا
inventory costing, inventory pricing : قیمت گذاری موجودی
inventory count : شمارش موجودی
inventory cut-off (date) : (تاریخ) انقطاع انبارگردانی
inventory financing : تامین مالی موجودی ها
inventory obsolessence : نابابی (موجودی) کالا
inventory olosolescence : از مد افتادگی موجودی کالا، نابابی موجودی کالا
inventory price tests : آزمون های قیمت موجودی اکلا
inventory pricing : قیمت گذاری موجودی کالا
inventory pricing. methods : رشهای قیمت گذاری موجودی کالا
inventory profit (income) : سود موجودی کالا، سود نگهداری موجودی ها
inventory rate variance : انحراف نرخ موجودی
inventory record : مدرک موجودی
inventory record keeping : نگهداری اسناد انبار
inventory shortages cost : هزینه کسری موجودی کالا
inventory stock : موجودی کالا، موجودی جنسی، موجودی انبار
inventory to working capital ratio : نسبت موجودی کالا به سرمایه در گردش
inventory turnover (stock turnover) : گردش موجودی کالا، دفعات گردش کالا
inventory turnover period, average number of days, inventory in stock : متوسط گردش موجودی کالا
inventory valuation (stock valuation) : تعیین ارزش موجودی ها
inventory valuation account : حساب تعدیل موجودی ها
inventory value variance : انحراف ارزش مشوجودی
inventory, stock, stock in trade : موجدی اول دوره کالای
inverted scale : ترکیب معکوس
invested capital : سرمایه پرداخت شده
invested value, capitalized value : ارزش سرمایه گذاری شده
investigation on accounts : رسیدگی به حساب ها
investigation, review, study inspection,review engagement, verification : بررسی (تعیین)، بازرسی، رسیدگی
investing activities : فعالیت های مربوط به سرمایه گذاری
invcsting ratio. capatalization ratio : نسبت سرمایه گذاری
investment (company-trust) : شرکت سرمایه گذاری
investment advisor (adviser), investment counsel, investment consultant : مشاور سرمایه گذاری
investment allowance : تخفیف ماللیاتی سرمایه گذاری
investment cash flows : جریان های نقدی سرمایه گذاری
investment center : مرکز سرمایه گذاری
investment certificate : گواهی سرمایه گذاری
investment company (or trust) : شرکت سرمایه گذاری
investment counsel : مشاور سرمایه گذاری
investment credit : معافیت مالیاتی، اعتبار سرمایه گذاری، تخفیف سرمایه گذاری
investment exchanges : شرکت واسطه سرمایه گذاری دلال سرمایه گذاری
investment in branch : سرمایه گذاری در شعبه
investment in marketable securities : سرمایه گذاری در اوراق بهادار قابل دادو و ستد
investment in securities : سرمایه گذاری در اوراق بهادار
investment income : درآمد/ سود حاصل از سرمایه گذاری
investment opportunities schedule (lOS) : جدول فرصت های سرمایه گذاری
investment process : فرآیند سرمایه گذاری
investment scheudle : صورت ریز سرمایه گذاری
investment tax credit (LTC) : تخفیف / مزایای مالیاتی سرمایه گذاری خاص، تشویق مالیاتی
investor′s capital : سرمایه سرمایه گذار
invoice : صورتحساب
invoice book : دفتر صورتحساب ها
invoice confirmation : تایید فاکتور / سیاهه
invoice cost : هزینه خرید، قیمت تمام شده سیاهه ای (طبق سیاهه)
invoice for goods received : سیاهه کالای رسیده ، فاکتور کالای دریافتی
invoice price : قیمت سیاهه ، قیمت فاکتور
invoice register : دفتر ثبت سیاهه ها (فاکتورها)
invoice sale : صورتحساب فروش
invoice, bill, customs invoice, statement : فاکتور، سیاهه خرید، سیاهه تجاری
involuntary bankrupt merchant : تاجر ورشکسته بدن تقصیر
involuntary bankruptcy : ورشکستگی به درخواست بستانکاران، ورشکستگی غیر ارادی
involuntary conversion : تبدیل ناخواسته
inward invoices : سیاهه های وارده
inward processing : عمل آوردن در داخل
irrecoverable : وصول نشدنی (غیر قابل وصول)
irrecoverable cost : هزینه غیر قابل بازیافت
irredeemable stocks : سهام فاقد سررسید
irredeemable securities : اوراق بهادار غیر قابل بازخرید
irregularity of accounts : بی نظمی حسابها
irrevocable : غیر قابل بازیافت، برگشت ناپذیر
irrevocable agreement : مواففت نامه غیر قابل فسخ
irrevocable and confirmed documentary credits : اعتبارات اسنادی برگشت ناپذیر و تایید شده
irrevocable confirmed L/C : اعتبار اسنادی تایید شده غیر قابل برگشت
irrevocable contract : قرارداد غیر قابل فسخ
irrevocable credit : اعتبار غیر قابل برگشت (غیر قابل فسخ)
irrevocable documentary credits : اعتبارات اسنادی برگشت ناپذیر
irrevocable guarantee : تضمین غیر قابل فسخ
irrevocable letter of credit : اعتبار اسنادی غیر قابل برگشت
irrevocable non-confirmed L/C : اعتبار اسنادی غیر قابل برگشت تایید نشده
islamic banking : بانکداری اسلامی
islamic economy : اقتصاد اسلامی
isoexpected return line : خط بازده مورد انتظار یکسان
issuance of bonds : انتشار اوراق قرضه
issuance, issuing : صدور، انتشار
issue cost : هزینه صدور
issue of shares, stock issue : انتشار سهام
issue price : قیمت اعلام شده
issued capital stock (issued share) : سهام صادر شده
issuing association : نهاد صادر کننده
item by item application : روش قلم به قلم
items of credit : اقلام بستانکاری
iteraperiod tax allocation : تخصیص مالیات در دوره
iump-sum purchase : خرید گروهی از دارائیها به طور یکجا
jo′aalah, contract of reward : جعاله
job card, job ticket : شرح وظیفه، کارت شماره کار، کارت شماره سفارش
job classification : طبقه بندی برحسب شغل (کار)، طبقه بندی مشاغل
job control operaion control : کنترل عملیات (کار)
job cost card : کارت هزینه کار معین
job cost record, job costing record : ساقه، کارت هزینه، بهای تمام شده سفارش
job cost sheet : برگ هزینه (بهای) تمام شده سفارش
job cost unit : واحد هزینه کار معین
job costing : هزینه یابی کار
job costing , Gob order costing, specific order costing : هزینه یابی سفارش کار
job costing method : روش هزینه یابی کارمزدی
job cycle : چرخه کار
job description : شرح شغل، شرح وظایف
job documentation : راهنمای عملیات
job method of cost accounting : روش حسابداری هزینه یابی کارمزدی
job order costing, job cost system : هزینه یابی سفارشات (سفارش کار)
job production : تولید کارمزدی (مقاطعه ای)
job specification : مشخصات کار
job ticket, time ticket : برگ کارکرد
job time card : کارت اوقات کار معین
job-lot costing : هزینه یابی سفارش مقداری از تولید
job-order costing : هزینه یابی سفارش کار
job-order costing method : روش هزینه یابی سفارش کار
joint account : حساب مشترک
joint account agreement : توافق نامه حساب مشترک
joint contract (agreement) : قرارداد مشتری
joint cost, common cost : هزینه مشترک، بهای تمام شده مشترک
joint insurance : بیمه اشتراکی
joint ownership, co-ownership : مالکیت مشاع (مشترک)
joint process : فرآیند مشترک
joint product : محصول مشترک
joint product cost : بهای تمام شده محصول مشترک
joint product costing : هزینه یابی محصول مشترک
joint product method of cost accounting : روش حسابداری هزینه یابی محصول مشترک
joint product offer : فروش یک کالا همراه یک کالای دیگر
joint production : تولید مشترک
joint service costing : هزینه یابی خدمات مشترک
joint services account : حساب خدمات مشترک
joint stock company : شرکت سهامی
joint stock partnership : شرکت مختلط سهامی
joint tenancy : مالکیت مشاع، اجاره مشترک
joint variance : مغایرت (انحراف) مشترک
joint venture account : حساب مشارکت عملی (تجارت مشترک)
journal voucher : برگه حسابداری یا سند روزنامه
journal voucher summary : خلاصه اسناد روزنامه
judicial arbitrator : داور قانونی، دار قضایی
judicial review : تجدیدنظر قضایی
juidicial authorities : مقامات قضایی
junior accountant : حسابداری که تحت سرپرستی یک حسابدار ارشد کار می کند.
junior stock incentive plan : طرح تشویقی خرید سهام
jurisdiction : صلاحیت رسیدگی به دعاوی
jurisdiction clause : شرط داوری
jurisprudence : قانون شناخت
just price : قیمت عادلانه
just-in-time (JIT) production : فرایند تولید به موقع
just-in-time (n1) purchasing : خرید به موقع
just-in-time techniques (JIT techniques) : روش های به هنگام، روش حذف انبارداری ، روش تولید به هنگام
justice and fairness : عدالت و انصاف
justified price : قیمت عالانه، قیمت معقول
keep-or-drop decision : تصمیم به توقف یا ادامه
key factor : عامل کلیدی (عامل اساسی)
key profitability factor : عامل کلیدی سودآوری
key-man insurance : بیمه مدیران
keyston pricing : قیمت گذاری براساس چانه زدن
kickback : رشوه
kicker : دادن امتیاز
kind of commodity / kind of the goods : نوع کالا
knock out price : قیمت ناچیز (بسیار ارزان)
knocked down (KD) : ماشین آلات به صورت پیاده شده، فروش بدون نصب
labour (wage) price variance, labour rate variance, labour turnover : انحراف نرخ دستمزد
labour (wages) efficiency variance : انحراف کارآیی دستمزد
labour account, wages account : حساب دستمزد
labour agreement (contract) : قرارداد کار
labour cost card : کارت هزینه کار معین
labour cost summary : صورت خلاصه هزینه دستمزد
labour costs (wages costs) : دستمزد، هزینه دستمزد
labour efficiency variance : انحراف کارآیی دستمزد، نیروی کار
labour excess, excess labour : کار اضافه
labour hours variance : انحراف ساعات کار
labour incurred : کار انجام شده
labour mix variance : انحراف ترکیب نیروی کار، مغایرت ترکیب کار (دستمزد)
labour piracy : کارگر ربایی
labour policy : سیاست استخدام کارکنان
labour quantity wriance : انحراف کارایی نیری کار
labour rate variance : انحراف نرخ کار (دستمزد)
labour time variance : انحراف ساعات کار (دستمزد)
labour usage variance : انحراف مصرف کار (دستمزد)
labour variance : انحراف دستمزد
labour-cost ratio : نسبت هزینه استاندارد دستمزد مستقیم به هزینه واقعی
labour-hour method of depreciation : روش (ساعت کار) برای محاسبه اسهلاک، استهلاک بر مبنای ساعت کارکرد
lack of order of accounts : بی ترتیبی حساب ها
lag factor : فاکتور خرید (فروش) نسیه
lagging indicatiors : شاخص های تاخیری، دوره های زمانی همگام با سطوح مختلف فعالیت های اقتصادی
landed cost : هزینه تحویل کالا
landed price : قیمت اعلام شده یک کالا که شامل هزینه حمل و تخلیه می شود.
landscaping : محوطه سازی
lapse of stock option : انقضای مدت استفاده از اختیار خرید سهام (انقضای مهلت استفاده از برگ اختیار معالمه سهم)
Iarceny : دزدی حیله گرانه
large purchase : خرید عمده
large-capitalization stocks (large-caps) : سهام شرکت هایی که از ارزش بازار بالایی برخوردارند (سهام شرکت های بزرگ)
last invoice pricing : قیمت گذاری براساس آخرین فاکتور خرید
last price : آخرین قیمت (بها)
last-in-:6.rst-out cost (LIFO cost) : روش اولین صادره از آخرین وارده
lasting price : قیمت بادوام
late charges : هزینه دیرکرد
latent defect : عیب ناپیدا، نقص پنهان
latest purchase price method : روش آخرین قیمت خرید
law merchant : حقوق بازرگانی، حقوق تجارت
law of corporations (company act) : قانون شرکت ها
law of succession : قانون وراثت، قانون (تقسیم) میراث
layoff, vacation : تعطیل، انتظار خدمت کارگر، حالت تعلیق
lead schedule : کاربرگ اصلی
leader merchandising : پیشرو در عرضه، پیشرو در قیمت گذاری
leading indicators : شاخص های پیشرو
lease accounting : حسابداری اجاره توسط
lease agreement (contract) : قرارداد اجاره
lease financing : تامین مالی از طریق اجاره
lease inception date : تاریخ شروع اجاره
lease purchase agreement : قرارداد اجاره خرید
lease purchase vendor : فروشنده اجاره خرید
lease receivable, rent receivable : اجاره دریافتنی
lease selling accounts : حساب های اجاره فروشی
leaseback (renting back) : دوباره اجاره کردن، اجااره مجدد
leaseholding, tenancy : اجاره داری
leasing company : شرکت لیزینگ
least cost : کمترین هزینه
least cost production method : روش تولید با حداقل هزینه
least-cost combination : ترکیب کمترین هزینه
least-cost position : موقعیت کمترین هزینه
least-cost production : محصول کمترین هزینه
leave of absence with pay : مرخصی با استفاده از حقوق
leave pay, vacation pay : حقوق ایام مرخصی
leave traveling charge : هزینه مسافرت مرخصی
ledger cards : کارت های (ماشینی) دفاتر
ledger clerk : کارمند ثبت دفتر
ledger control : کنترل دفتر کل
ledger control account : حسابب کنترل دفتر کل
left-over capacity : ظرفیت باقی مانده، ظرفیت مازاد ظرفیت خالی
legacy, field, inheritance, heritage : میراث، ارث ترکه
legal (public) liability : بدهی قانونی (عمومی)
legal capital : سرمایه قانونی، سرمایه اسمی
legal competency : صلاحیت قانونی شخص برای ادای شهادت
legal considerations : ملاحظات حقوقی
legal cost : هزینه قانونی، هزینه دادرسی
legal counsel : شورای حقوقی
legal currency, the currency of the country : پول رسمی (رایج) کشور
legal documents : اسناد حقوقی (قانونی)
legal domicile : اقامتگاه قانونین
legal entity (or person), artificial person,legal entity : شخص (شخصیت) حقوقی
legal entity of the company : شخصیت حقوقی شرکت
legal inspector′s (statutory examiner′s)checklist : چک لیست بازرس قانونی
legal inspector′s fee : حق الزحمه بازرس قانونی
legal notification : اظهارنامه (اخطاریه) قانونی
legal office (or department) : اداره حقوق (قضائی)
legal reserve account : حساب اندوخته قانونی
legal reserve insurance : بیمه اندوخته قانونی
legal restriction : محدوددیت قانونی
legal status of deceased partner : وضعی حقوقی شریک فوت شده
legibility of documents : قابلیت خوانایی اسناد
legitimate method o.f costing : روش معقول (مشروع) هزینه یابی
lending securities : سهام استقراضی
lesee′s implicit interest rate : نرخ ضمنی سود تضمین شده برای اجاره کننده
lesee′s incremental borrowing rate : نرخ فرضی استقراض برای اجاره کننده
less developed country (LDC) : کشورهای کمتر توسعه یافته، کشورهای در حال توسعه
less than container load (LCL) : کمتر از ظرفیت کانتینر
lessor accounting : حسابداری اجاره توسط اجاره دهنده (موجر)
letter dispatched book : دفتر نامه های صادره
letter of agreement, agreement,consent letter, letter of consent : موافقت نامه سرمایه گذاری
letter of application : تقاضای استخدام
letter of comfort : التزام اخلاقی، معرفی نامه
letter of commitment, warranty, written undertaking : تعهدنامه
liquidate a company : شرکتی را بر چیدن ، منحل کردن شرکت ، انحلال شرکت
liquidation costs : هزینه های تسویه
liquidation due to bankruptcy : انحلال به دلیل ورشکستگی
liquidation of a company : تصفیه یک شرکت
liquidation proceedings : اقدامات تسویه
liquidator, trustee in bankruptcy,equity receiver : مدیر تصفیه
liquidity crisis : بحران نقدینگی
liquidity of accounts : به نقد تبدیل کردن حساب ها
liquidity preferences : ارجحیت های نقدینگی
liquidity ratio (acid-test ratio; quick ratio) : نسبت سریع، نسبت آنی، نسبت های نقدینگی
list of accounts payable : صورت حساب های پرداختنی (بدهی ها)
list of accounts receivable : صورت حساب های دریافتنی (طلب ها)
list of accounts, chart of accounts,accounting manual : فهرست حساب ها
list of creditors : صورت طلبکاران
list of prices : صورت قیمت ها، فهرست بها
list of rent received : صورت اجاره دریافتنی
list price, catalog price : قیمت مندرج در لیست، قیمت معین
listed company : شرکت پذیرفته شده در بازار بورس
listed security : اوراق بهادار / سهم (شرکت) پذیرفته شده در بورس
listed selling price : قیمت فروش طبق فهرست
listed stock : سهام قابل معامله در بورس
listing of non-cash investment and financing activities : فهرست فعالیت های سرمایه گذاری و تامین مالی غیر نقدی
listing particulars : مشخصات شرکت متقاضی پذیرش در بورس اوراق بهادار
living expenses, cost of living : هزینه زندگی
loadable, executable, feasible : قابل اجرا
loading charge : هزینه بارگیری
loading for contingencies : کارمدزی که بابت هزینه های احتمالی به حق بیمه اضافه می شود
loading in branch inventory : سود تحقیق نیافته موجودی کالای شعبه
loading participation in profit : هزینه مشترک در سود
loading space : فضای قابل بارگیری
loan amortization schedule : جدول استهلاک وام
loan at call : وام دیداری، وام عندالمطالبه
loan at notice : وام غیر دیداری
loan cap : سقف وام
loan charges : هزینه های وام (اخذ و استفاده وام)
loan collateral : تضمین وام، وثایق وام
loan commission : حق کمیسیسن وام
loan guarantee scheme : طرح تضمین وام
loan on stocks : وام (قرض) در مقابل سهام
loan receivable : وام دریافتنی
loan repayment factor : فاکتور بازپرداخت وام
loan stock : سهام قرضه، سهام وام سرمایه
loan to capital ratio, capital structure ratio, debt-equity ratio : نسبت وام به سرمایه
local currency : ارز محلی / داخلی، واحد پول محلی
local purchase : خرید داخلی (محلی)
local rate : نرخ داخلی